خاطراتم خوشی هام و دل مشغولی هام

به نقل از خبرگزاریها در مورد خاطراتم خوشی هام و دل مشغولی هام : چرا خاطراتم همه بوی نای انتظار میدهند؟ هر برگ از دفتر سیاه سرنوشتم مرور میکنم ، سایه ی حضور تلخ و عذاب آورش بر خاطراتم سنگینی میکند ! خودم هم نمیدانم انتظار بهر چه کدام آمدن و بودن کدام شادی و عشق کدام فرج و آرامش ؟ به افق تلخ این زندگی چشم دوخته ام انتظار ، انتظار این حرامزاده ی بی پدر چه بر سر روزها و لحظه هایم که نیاورده ... . (( مسعود-. و باز امروز به مس گى و فانى بودن زندگى رسیدم
و چقدر حالم بد شد
و چقدر دلم برات تنگ میشه
اى که آبجى بودی براى همه طایفه
نمونه ای از سادگى و محبت تمام عیار
چى بگم که همه خاطراتم ازت اون لبخندها و خنده هاى گرمت بود که لابلاشون فقط قربون صدقه مون میرفتى
الهى بگردم
به هرکى میرسیدى حال هفت جد و آبادشو میپرسیدى
تک به تک . بیایید برای سالهای زندگیمان اسم بگذاریماین اسم از روی حسّی نام گذاری میشود که بعد از مهم ترین اتفاق سال داشتیمامسال یعنی نودوپنج سال خاطراتم بودسال پیش سال مبارزهسال نودوسه سال دویدن دنبال عشقسال نودودو هم سال خاطراتم بود اما جنسش فرق داشت با امسالسال نودویک سال عجیبی بود ...سال خودم بود ...سالی بود که خیلی در خودم فرو رفتم...سال . دلم ب اندازه ی دنیا گرفته...فکر امتحاناتمو میدم و راحت میشم اما ن راحت نمیشم...دیگه راحت شدنی در کار نیست من در بندم در بند و اسیر و گرفتار افکارم و احساسات و خاطراتم هستم...من گیر افتادم...تو تنهایی خودم ک این تنهایی پر شده از ادم هایی ک نمیدونم هر کدومشون رو چقدر میشناسم...اوووف خدا جون کمکم کن...دلم گرفته خیلی... ف دارم خیلی...اما ولش کن.... گاهی فکر می کنم خاطراتم به اعصار گذشته تعلق دارد. به دوران دایناسورها نه کمتر از 30 سال پیش در تهران شهری که دوستش دارم! ما توی یه دوره ی چند ساله از زندگیمون هیچ ع ی نداریم، هیچ ی و هیچ ثبت خاطراتی. همون دوره ای که با دوربینمون ع گرفته بودیم و یه مدت پیش بردش.
شب که میشه منم و تاریکی اتاق هنذفری و آهنگ چشمام و اشکام و خاطراتم و حسرت آینده ای که آرزوشو داشتم
برای ما گزارشگران ورزشی تمام روزها و ساعات کار خاطره است، در واقع بحث اشک ها و لبخندهاست، ش ت ها ناراحتمان کرده و پیروزی ها شاد؛ یکی از بهترین خاطراتم روزی است که بین ۳۰۰ نفر امتحان دادم و قبول شدم، ما توی یه دوره ی چند ساله از زندگیمون هیچ ع ی نداریم، هیچ ی و هیچ ثبت خاطراتی. همون دوره ای که با دوربینمون ع گرفته بودیم و یه مدت پیش بردش.

دلم می خواهد دفتر خاطراتم را کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را

می خواهم خط خطی کنم تمام اون روزهایی را که دلم را ش تند و دل ش تم . . .

دلم میخواهد سیاه کنم تمام روزهایی را که نبودی . . .

می خواهم دوباره دفتر خاطراتم راپر کنم اما....

این دفعه بایدباحرف دلم شروع کنم از خودم بنویسم که من...

زود دل میبندم . . .. مهاجم تیم فوتبال سیاه جامگان گفت: «خاطراتم از ورزشگاه و بازی در استقلال را فراموش نخواهم کرد.» تمام خاطراتم رازهایم را داده ام خانه ای گرفته ام در سکوت! گاه و اغلب بی گاه پرنده ای در خانه می خواند چون مرغ شاخ داری بر درخت که جفت خود را گم کرده است که گویی تمام خانه می خواند به پژواک این آوای غمگین و هر گاهی که می خواند تیله ای در قلبم پاسخ آوازش را به آواز می دهد دستانم یکدیگر را می جویند و می یابند و می فشارند می فشارند جایم تنگ م. کمد پر شده بود از دفترچه ها و سررسیدهای قدیمی که دیگر برای نگهداری از آنها هیچ جایی نداشتم. همه را بیرون ریختم و روی هم تلمبار برای خداحافظی. کمد را با نظم دوباره ای چیدم و درش را قفل . نگاهی به دفترچه ها انداختم یکی یکی صفحاتشان را ورق زدم پر شده بود از داستان؛ متن های ادبی و دلنوشته هایی که از سالهای قبل تا کنون نوشته بودم . خواندن هر . کمد پر شده بود از دفترچه ها و سررسیدهای قدیمی که دیگر برای نگهداری از آنها هیچ جایی نداشتم. همه را بیرون ریختم و روی هم تلمبار برای خداحافظی. کمد را با نظم دوباره ای چیدم و درش را قفل . نگاهی به دفترچه ها انداختم یکی یکی صفحاتشان را ورق زدم پر شده بود از داستان؛ متن های ادبی و دلنوشته هایی که از سالهای قبل تا کنون نوشته بودم . خواندن هر کدام برایم خاطره ای را یاد آور می شد حتی آنهایی که کارترجمه بودند و کنار هر کلمه چندین ترجمه نوشته بودم تا موقع ویرایش یکی از آنها را جایگزین کنم. حتی شماره تلفن هایی که پراکنده و بدون نظم در گوشه و کنار دفترچه ها نوشته شده بود برایم حس قشنگی داشتند. باز هم دلم نیامد با خاطراتم خداحافظی کنم. یک بار دیگر در کمد را باز و به سختی درون آن جای دادم. > من سقط کرده ام خاطراتم را خود را بالا آ ورده ام و عقیم تمام لب های تاول زده ام در من کودکی مرده،،،،،، که در آ ستانه ی چهل سالگی است من سقط کرده ام تمام خاطرات تو.را و تولدی تلخ از یاد تو شاید هرگز به دنیا نیاید کودک.نارس آ رزو هایم،،،،، سرلشکرسلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» یادداشتی را که در ع مشاهده می کنید نوشت. این کتاب خاطرات علی خوش لفظ و روایتی عینی از یک واقعه ی تاریخی است که موجب شد سرنوشت خیل وسیعی از مردمان ایران تغییر کند. سلام به همگیبعد یه مدتی که از ( البته دوستانم ) دور بودم و با سایت کار می فهمیدم که هیچی نمیشه !این وبلاگو ساختم تا بعضیا بدونن که ما از اوناش نیستیم که یادمون بره کی بودیمو چی بودیم ! ما از اوناش نیستیم که تنها بزاریمو بریم رد کارمون ! ما از اوناش نیستیم که خاطراتمونو ، سرمایه های زندگیمونو فراموش کنیم ! ، ولی اونا مارو تنها گذاشتنو رفتنباشه ...خیالی نی ، چششون کور اونایی که نمیتونن ببینن ، من هنوز س ام ، هنوز هستم .باشه به قول شما یه خاطراتی داشتیمو رفت ، آره رفتاما از من همین یه چیزو نخواین که خط بکشم دوره خاطراتم ، نمیکشم وسلامنمیکشم ...خاطراتم یادم میمونه ، من مث شما نیستمتمام.http://up.vbiran.ir/uploads/13380139911749630826_url-eb.jpg سلام به همگیبعد یه مدتی که از ( البته دوستانم ) دور بودم و با سایت کار می فهمیدم که هیچی نمیشه !این وبلاگو ساختم تا بعضیا بدونن که ما از اوناش نیستیم که یادمون بره کی بودیمو چی بودیم ! ما از اوناش نیستیم که تنها بزاریمو بریم رد کارمون ! ما از اوناش نیستیم که خاطراتمونو ، سرمایه های زندگیمونو فراموش کنیم ! ، ولی اونا مارو تنها گذاشتنو رفتنباشه ...خیالی نی ، چششون کور اونایی که نمیتونن ببینن ، من هنوز س ام ، هنوز هستم .باشه به قول شما یه خاطراتی داشتیمو رفت ، آره رفتاما از من همین یه چیزو نخواین که خط بکشم دوره خاطراتم ، نمیکشم وسلامنمیکشم ...خاطراتم یادم میمونه ، من مث شما نیستمتمام.http://up.vbiran.ir/uploads/13380139911749630826_url-eb.jpg
هر انسانی یک گم شده دارد!
درخت، خیابان، رود، کتاب...
همه یک روز از یک جایی گم شده خودشان را پیدا می کنند.

و من امروز از میان تمام خاطراتم تو را پیدا
انگار یک جایی لا به لای برگ های دفتر خاطراتم جا مانده باشی!
و من دوباره بعد از کلی خاطره رنگی، تو را یافته باشم.

اما دور...
نزدیک به تمام رویاهای ک نه ام
و دورم از شهری که آ ین نفس های جوانی ام را در آن خواهم کشید!

گم شده خاطره های رنگیم!
خدا را شکر که پیدا شدی.
دوستت دارم


پ.ن: و ما مزدوج شدیم. :) آخـــــــــــــیشیعنی از وقتی درست شده مدام درحال کپی پست های 93 بودم که نَپَره بعد از اون هم نوشتن پست های تاریخ گذشته!حالا ازین به بعد میتونم اتفاقات رو به روز بنویسیم. نمیدونم بیشتر به خاطراتم متعهد بودم یا به وبلاگم که باعث شد پست ها رو برگردونم بعد از اون هم اتفاقات برجسته این دوماه رو تا جایی که یادم بود ثبت کنم طوری که همه ی ماه ها توی آرشیوم باشه. تقریبا یک سال پیش همین موقع ها بود که رفتم سراغ آرشیو وبلاگم و خیلی از پست هام که یادآور روزهای بدم بود پاک هرچند که بعدش خیلی پشیمون شدم اما با همه برگشت درست مثل روز اول که نوشتم شون.همین برگشت پست ها باعث شد این چند شب برم سراغ گذشته و بخونم شون و تازه میفهمم چقدررر اون مدت سخت گذشت... هرچند که آمار وبگذر نشون میده که اینجا خواننده هاش به روزی ده تا رسیده و دیگه از اون آمار بازدید صدتا دویست تایی خبری نیست ولی لذت ثبت خاطراتم رو نمیتونم از دست بدم. سرد است امشب مثل حرفهاتیت مثل دستانت مثل داستانت مثل داشتنت مثل اسمت مثل تو چه آتشی بزنم از واژها یم از قلبم از حسم از خاطراتم چه گرمم چه گٌر میگیرم چه میسوزم چه خا تر میشوم ققنوسم که پَر میگیرم پٌر میشوم و پرواز میکنم تا تو تا میلادت تا فردا... غایب این روزها و حاضر همیشه ها دریچه ای نیست دریچه ای نیست که از آن پرواز دهم کبوترم را تا بر فراز بالاترین بامها چرخی زند خیالم در تاریکی پنجره ها پی روشنی می گردد و با دورنگار آرزوها چراغ سبز تجربه را روشن می کند من با تمام خاطراتم به آینه ها لبخند می زنم *************************************** علیرضا کریم زاده
تو به جای منم داری زجر می کشی یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر قصه شدی نذار خسته بشم نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیا تو خوت می دونی من ازت چی می خوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو ی رو نداره
ع. صادق آهنگران نامش با جبهه و جنگ گره خورده است. حالا بعد از سال ها از دفاع مقدس، نوا و نوحه های او به گوش ها آشناست. او درباره روزهای دفاع مقدس می گوید که تلخ و شیرین جنگ ، برایش شیرین بود. یک دسته گل سرود عشق را می خواند و قطره های اشک منسنفونی ج را تکرار می کرد در تاریک روشن خاطراتم تو را خواندم و ستاره یاد تو هر لحظه روشن تر می شد یاد آن روز افتادم باران می بارید توی اتاق نشسته بودی با انگشت روی شیشه نوشتی خدا حافظ ارز کوچه ها عبور کردی و ردی از مه پشت سرت جا ماند من و آسمان با هم گریستیم و سنگ قبرت را شست و شو دادیم اگه خسته شدی بازم بخون از من
اگه کهنه شدم بازم بمون بامن
منم که حجم تنهایی تو پر
منم که عاشقونه با تو سر
منم که خاطراتم از تو رد میشه
چه خوبه با تو حالم، بی تو بد میشه
منم که آسمونم با تو قسمت شد
تویی که گرمی دستات یه عادت شد (هادی فرج اللهی) تو به جای منم داری زجر می کشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پُره غصه شدی
نذار خسته بشم
نگو خسته شدی.. نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیام
تو خودت می دونی من ازت چی می خوام مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو ی ر. دلم می خواهد همه ی ع های این دوازده سال را بریزم دور..همه ی خاطره هایش را بسوزانم زیرا همه ی این یادگاری ها با یادآوری تمام لحظات این سالها مرا بهم می ریزند اما نمی توانم ، نمی توانم از این دوازده سال بگذرم. همیشه همینطور بوده...آدم دلش می خواهد،امکانش را هم دارد اما نمی تواند..چرا ؟ بچه که بودم تموم دلخوشیم یه دفتر10 برگی بود که مثلا خاطرات روزانه م رو توش می نوشتم اینکه صبحونه چی خوردم،کلاس چی داشتیم و ناهار و شامم چی بوده! دفتر خاطراتم رو با 10 برگ سفید که از دفتر نقاشی م کنده بودم درست کرده بودم و جلدش رو بانصف یه پوشه کوچیک منگنه کرده بودم .یه دفتر شیک و تمیز! هر روز خدا خدا می روز دیگه بشه و من بتونم خاطراات و یا. تو به جای منم داری زجر می کشی یکی عاشقته که تو عاشقشی تو به جای منم پر غصه شدی نذار خسته بشم نگو خسته شدی نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بذاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو ی رو نداره عوض می کنی زندگیم و تو یادم دادی عاشقیم رو تو رو تا ته خاطراتم کشیدم به زیبایی. مداح معروف جبهه ها می گوید که خاطراتش را به نیت باقیات الصالحات نوشته است. تو به جای منم داری زجر میکشی یکی عاشقته که تو عاشقشی تو به جای منم پر غصه شدی نزا خسته بشم، نگو خسته شدی نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم نگران منی مث بچگیام تو خودت میدونی من ازت چی میخوام مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بزاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو یرو نداره عوض میکنی زندگیمو تو یادم . تو به جای منم داری زجر میکشی یکی عاشقته که تو عاشقشی تو به جای منم پر غصه شدی نزا خسته بشم، نگو خسته شدی نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم نگران منی مث بچگیام تو خودت میدونی من ازت چی میخوام مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بزاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو یرو نداره عوض میکنی زندگیمو تو یادم . مردانه قدم می زنی در ذهنم و خاطراتم... مدتهاست نگاهت نمیکنم مدتهاست نگاهم را از تو گرفته ام... مدتهاست.... اما هیچ نمیداند که برق نگاهت در این مدت سوزنده تر بوده..وکاری تر دلم تنگ نشده...برایت مدتهاست نابود شده! این مدت من بی تو زندگی ن ... کمتر ی میداند من بی تو فقط مرده گی میکنم.... اما هنوز هم نمیخواهم برگردی... انگار بین لیلی بودن و مجنون م. ب با شنیدن آهن گوشیم یاد خاطراتم افتادم یاد علاقه هام یاد روزای گذشته قلبم تپید مثل همون روزا اشکام اومد بدون معطلی خیلی وقت بود اینجور نشده بودم آ از همه آهنگ صبحی دیگر محمد علیزادروگوش دادم لبخند اومد رولبم اشکام پاک و خو دم آهنگش آرومم کرد خودم را زندانی کرده ام
خاطراتم را بایگانی کرده ام
از همه بریده ام
شمع نیم سوخته ای روشن می کنم
از این پنجره ،با شیشه های ش ته
به کوچه نیم نگاهی می کنم
نگاهم یخ می زند در کوچه ی بی انتها
نیمه کاره قلم را رها میکنم
ساعتها به سیگار بین انگشتم فکر میکنم
خودم را خسته می یابم
بدون مکث، فندک را آتش می کنم.. جام . کجا پنهان کنم تو را؟!
پشت کدامین واژه
کدامین سطر
که از خط شعرهایم بیرون نزنی
و طبل رسوایی ام را نکوبی

کجا پنهان کنم تو را؟!
در دفتر خاطراتم
لا به لای گلهای خشکیده ی رز
یا در آغوش ع های قدیمی
که چون موریانه ای
گلویِ سکوتم را می جوند
و بر شیشه ی دلم سنگ می زنند

کجا پنهان کنم تو را ؟!
که گونه هایم ا. وبسایت رسمی راتین رها / آهنگ خاطرات با صدای راتین رها آهنگ فوق العاده زیبا، غمگین و احساسی "خاطرات" با صدای راتین رها ترانه سرا: mhn
آهنگ و تنظیم: پیمان محمدی
ضبط، می و مستر: استودیو پارسوآ از دو سرور با کیفیت 128 mp3
d o w n l o a d d o w n l o a d
متن ترانه آهنگ "خاطرات" با صدای راتین رها توی خاطرات ذهنم، تو بودی یه یادگاری
یادته که توی نامت، گفتی که دوسم نداری تو میری حرفات میمونه، حتی اون جمله ی آ
همون جمله های تلخو، که نکرد این دله باور خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا میگذرن همه روزا، ولی من هنوز صبورم
وقتی این حرفارو میگم، جایی ام که از تو دورم نخواستم ی بفهمه، تو رفتی منم ش تم
رفتیو تنها و بی ، منم اون مو بستم خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا روی قلب من نوشته، رفت اونی که عاشقم کرد
گرمی دستاتو بردی، حتی تو روزای دلسرد مهربون وقتی میرفتی، دل عاشقو ش تی
خواستم ماست کنم، ولی تو چشاتو بستی خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا سلام احوالات آذر وارتان خوب باشد به مدد باری تعالی! از اوج خلاقیتی که در انتخاب عنوان به کار برده ام می توان دریافت که پس از مصرف یک عدد فلاسک یک نفره ی پر قهوه، قطعا حال طبیعی خود را از دست داده و فول اف انرژی طور به جنگ غول های زیست ، عربی و فیزیک رفته ام! از همین تریبون استفاده کرده و می گویم که معتلات اساسا و اصولا خودشان هم نمی دانن. ✂ سکانس اول: (سردرگمی ... کلافه بودن)
سر به سر روزهای کودکی ام میگذارم کمی قلقلک میدهم خاطراتم را میخندند در مقابل چشمهایم تصویری زنده میشود که نه اینکه واضح باشد کدر است و مات است و تار اما بین تصویری مبهم در ذهنم چیزی به زلالیِ اشکِ چشم حواسم را به خود معطوف میکند لبخندت به همان اندازه برایم روشن و عیان است که تو بزرگ ... مادرم...تصویر لبخندت از رویای کودکی ام پاک نمیشود و میخواهم بدانی هرقدر هم که زمان ؛ لایه ای از غبار را به روی خاطراتم بیاندازد ذره ای نمی پوشانند تصویر تبسمِ تورا و من میدانم...خاطراتم باتو ، همیشه می خندند ✂ سکانس دوم : (پیدا ِ زندگی ، خوشی و آرامش) چه بی اندازه مرا به خنده دعوت می کنی چه بی اندازه صدایت برایم شیرین است چه بی اندازه مرا مراقبی نمی دانم میدانی اما...کاش بدانی چه بی اندازه به تو مدیونم تو مرا میزبان خاطره هایم مینمایی و من تو را معشوق خاطره ها چه بی اندازه اربابِ ذهنم شده ای و بلند میگویم تا بشنوی تا بدانی تا درک کنی.... چه بی اندازه دوستت دارم...مادر ✂ سکانس سوم : (نتیچه گیری)
امروز برای هزارمین بار با تک تک سلول های وجودم حس حس که "مادر بودن" یعنی عاشق بودن به تمام معنا خدایا .... عاشقتم بواسطه ی مادرم بهم شناخته شدی و به وسیله ی تو مادرم رو شناختم ممنون.....بخاطر همه چیز....همه چیز + باز هم شب
چشمانم را می بندم 
چه شب ها که ماه 
 تا سپیده  با من بیدار ماند 
 با ماه سخن می گویم
 دانه دانه ی ستاره ها را
از حفظ می خوانم
نگاه می کنم به  برگ برگ 
دفتر  هزار برگ یاد
می روم به سوی ماه .
یک درنگ
یک نگاه
روی راهی از ازل کشیده تا ابد.... سلام اهنگ زیبا پویا بیاتی که منو یاد خاطراتم میندازه براتون میزارم اگه خواستید کنید گرچه اهنگش قدیمیه اما ...... اینم لینک mano_bebakhsh-pouya_bayati[chatroyal.ir]_-_copy_(12).mp3 لیدی نشسته ام در ایوان تحیّر غرق در دریای خاطراتم با خودم می گویم کاش اینک تو از در می آمدی درون کاش من بعد از سال ها باز تو را می دیدم در آغوش می گرفتم و یک دل سبر گریه می کاش باز در کنار تو ارام می گرفتم چون کشتی طوفان زده که به ساحل امن برسد کاش لحظه ی با تو بودنم باز تکرار می شد کاش ایوان خاطراتم به حضور تو روشن می شد کاش... اومدم تواین هواى سرد قهوه درست کنم وکنارشومینه باآرامش قهوه بخورم وازپنجره بیرون روتماشاکنم و به خاطراتم با عشقم فکر کنم،بعددیدم توخونه مون نه شومینه داریم نه قهوه،تازه عشقی هم ندارم که به خاطراتش فکر کنم،هیچى دیگه نشستم منتظرم شلغمابپزن! آن رود زندگی ساز دارو ندار ما بود در شهر روشنایی آیینه دار ما بود ای دوستان بگویید زاینده رود من کو؟ دنیای خاطراتم بود و نبود من کو؟ یادش بخیر خواجو با آن همه ترانه امشب گلوی من را بغضی به هم فشرده از دوری تو ای رود در من ترانه مرده باید تو را دوباره از جان و دل صدا کرد مواج و عاشقانه ای زنده رود برگرد خواندم برایت امشب از دل دعای باران. دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای ع هایی که و سوزانـدمشان… برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم… حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان…! برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که تو به جای منم داری زجر میکشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر غصه شدی
نزا خسته بشم، نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مث بچگیام
تو خودت میدونی من ازت چی میخوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بزاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو یرو ن. تو به جای منم داری زجر میکشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر غصه شدی
نذا خسته بشم، نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مث بچگیام
تو خودت میدونی من ازت چی میخوام مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بزاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو ی رو ندار. وبسایت رسمی راتین رها / آهنگ خاطرات با صدای راتین رها آهنگ فوق العاده زیبا، غمگین و احساسی "خاطرات" با صدای راتین رها ترانه سرا: mhn
آهنگ و تنظیم: پیمان محمدی
ضبط، می و مستر: استودیو پارسوآ
طراحی کاور: نریمان رها
product by parsoa cast
از دو سرور با کیفیت 128 mp3
d o w n l o a d d o w n l o a dمتن ترانه آهنگ "خاطرات" با صدای راتین رها توی خاطرات ذهنم، تو بودی یه یادگاری
یادته که توی نامت، گفتی که دوسم نداری تو میری حرفات میمونه، حتی اون جمله ی آ
همون جمله های تلخو، که نکرد این دله باور خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا میگذرن همه روزا، ولی من هنوز صبورم
وقتی این حرفارو میگم، جایی ام که از تو دورم نخواستم ی بفهمه، تو رفتی منم ش تم
رفتیو تنها و بی ، منم اون مو بستم خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا روی قلب من نوشته، رفت اونی که عاشقم کرد
گرمی دستاتو بردی، حتی تو روزای دلسرد مهربون وقتی میرفتی، دل عاشقو ش تی
خواستم ماست کنم، ولی تو چشاتو بستی خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا چه انتظاری داری از من ...؟؟؟ بنشینم و سکوت کنم ... بنشینم و آلبوم خاطراتم را ورق بزنم ... بنشینم و هر وقت یاد تو افتادم حسرت بکشم ... بنشینم و مثل احمق ها گریه کنم ... ببین ... وقتی نه می شود اس ام اس داد ، نه زنگید و نه حرفید و نه چتید و نه ... بیخیال ... مهم اینست : نمی روی از یادم ... همین