خاطراتم خوشی هام و دل مشغولی هام

به نقل از خبرگزاریها در مورد خاطراتم خوشی هام و دل مشغولی هام : چرا خاطراتم همه بوی نای انتظار میدهند؟ هر برگ از دفتر سیاه سرنوشتم مرور میکنم ، سایه ی حضور تلخ و عذاب آورش بر خاطراتم سنگینی میکند ! خودم هم نمیدانم انتظار بهر چه کدام آمدن و بودن کدام شادی و عشق کدام فرج و آرامش ؟ به افق تلخ این زندگی چشم دوخته ام انتظار ، انتظار این حرامزاده ی بی پدر چه بر سر روزها و لحظه هایم که نیاورده ... . (( مسعود-. و باز امروز به مس گى و فانى بودن زندگى رسیدم
و چقدر حالم بد شد
و چقدر دلم برات تنگ میشه
اى که آبجى بودی براى همه طایفه
نمونه ای از سادگى و محبت تمام عیار
چى بگم که همه خاطراتم ازت اون لبخندها و خنده هاى گرمت بود که لابلاشون فقط قربون صدقه مون میرفتى
الهى بگردم
به هرکى میرسیدى حال هفت جد و آبادشو میپرسیدى
تک به تک .

ع از کانال time to dream


همه ی ع های 8 ماه پیش مونده رو هم و من فقط نیو فولدر نیوفولدر باز و ریختم رو سیستم که یه روزی بشینم و به تک تکشون برسم . حالا نشستم و دارم از نیوفولدر یک شروع می کنم و خاطراتم رو از 8 ماه پیش به الان مرور می کنم . ترک ِ های آلبوم دریا کجاست دونه به دونه پلی می شه و من غرق تو خاطراتم ...


+ من برای موهام چندین مدل شامپو و نرم کننده و ماسک مو و آبرسان گرفتم ولی هنوز نتیجه ای برای بهتر شدن حال موهام حاصل نشده . یعنی راه دیگه ای به غیر از قطع عضو نیست ؟


غمگــین و خــــسته ام ... دلـــم یکـــ هـــوای بارانـــی مـــیخــواهد یکــــــ شـــآنــه بــــرای گـــریه کـــردن ... و یکـــــ گــور پـــــدری که نثار دنیا و تـــمــام مـــتعاـقاتش بـکــــنم ... ! ----------------------------------------------------------------------------------------------------- پــ.نـــ: نگران نباش! نمیشود دوستت نداشت...
لجم هم بگیرد از دستت...
دفترچ. این روزها همه با من چپ افتاده اند. دلتنگی هم کمر راست کرده است تا تمامی حجم نبودنت را پرکند. این روزها نمی گذرد که هیچ، بدجور هم کش می آید .درست شبیه آ ین بحث میان من و نبودنت که آن قدر کش دادی رفتنت را تا نخ امید شد . حالا هم خانه، هم پنجره و هم تمامی خاطرات با من چپ افتاده اند . هیچ توقعی ندارم از تو ... جز این که قول بدهی کاری به کار دلم نداشته باشی. بگذار خودم با اسب واژه ها و تفنگ پر بغضم بروم پی گریه م . تو آیا قول می دهی کاری به کار خاطراتم نداشته باشی؟! (بهرنگ قاسمی) بعد از 14 سال دوباره به اتاق کودکی هام برگشتم..به اتاق قصه های پدرم قصه دختر شاه پریون...قصه هایی که همیشه شاد بودن و پایان خوشی داشتن اتاق خاطراتم خاطرات زیبا ی کودکی ،اتاق شیطنت ها و بوسه و بغل ها.. و قصه خواستن های مکرر اما افسوس که قصه گویش رفت و کتاب قصه رو بست. کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت
تا که برگردم شنیدم ،از غمم نالیدو رفت دیده بودم خواب مادر را شب میلاد من
لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسیدو رفت مادرم چندین بهاراست،ازکنارم رفته است
مثل از بهشت،آمد مرا زایید و رفت قوم وخویشانم مکرر، این خبر را میدهند
مادرت درخواب ما،حال توراپرسیدورفت من به قربانت ،که هرجا رفته ای یاد م. از شهر خاطراتمان که عبور می کنم مرز نگاهت دوباره سد راهم می شود همانجا همان نگاه همان قرار همان وقتهایی که تمام سختیها تمام ستم ها فراموشم می شد همان جایی که هنوز خاطراتم جان دارند اما فقط خاطره اند ای کاش روزگار با همان پاک کن نفرتش نگاه تو را هم در ذهنم پاک می کرد چشمهایم را بستم آری بستم تا دیگر نگاهی برایم خاطره نشود دیگر توبه حت. مهاجم تیم فوتبال سیاه جامگان گفت:خاطراتم از ورزشگاه ازادی و بازی در استقلال را فراموش نخواهم کرد. دلم تنگه میدونی براچی برا روزای خوب برای روزایی که از ته دل میخندیدم اخه اون موقع توی دلم جاهایی خالی نبود همش پر بود پر از تو تویی که الان فقط تو خاطراتم دارم ولی اون چی خودتو داره وجودتو حستو قلبتو داره زلاتکو کرانچار پس از عقد قرارداد با باشگاه ان اظهار داشت: بسیار خوشحالم که دوباره به خانه ام برگشتم. آن چند سالی که در ان بودم اثر عمیقی در من بر جای گذاشت. نتایجی که ب کردیم شرین ترین بخش خاطراتم… سلاااااااااااااااااااااااااام به همگی دوستان و خواننده های عزیز من کلاً خاطرات روزانه رو تو تقویم ثبت می . یعنی هر سال یه سررسید می گرفتم و خاطرات اون سال رو توش می نوشتم. از حدود 10 سالی می شد که خاطراتم رو این شکلی ثبت می . این شد تا سال 91 که وبلاگ رو راه اندازی دیگه از اون به بعد تمام خاطراتم رو تو وبلاگ می نوشتم و کلی هم ذوق می که دیگ. تو هنوز با تمام نبودنت . . . تنها پناهگاه من از این آدم هایی !........................................جاسیگاریم را گم کرده ام.تو ندیدی؟؟؟؟ خودش مهم نیست!خاطراتم را در آن سوزانده ام........................................بیهوده سوختم درست مثل یه سیگار روشن وسط لبهای ی که سیگاری نبود...!!!.....................................شده ام معادله ای چند مجهولی این روزها هیچ ... ازهیچ راهی مرانمیفهمد. امشب ع گرفتم،زیاد ع گرفتم،همه به ح.ع برمیگردد امروز که راجب خاطره نوشتن پرسید دلم پر زد برای خاطراتم و سراغشان رفتم... اول سراغ دفترهای خاطراتم همه شان را خواندم،در هر سنی یک چیز خاص برایم مشغله بوده،یکی از دفترها که به المپیاد ربط داشت را کلا اما باز هم اثراتی از المپیاد کتی،زری،پاندا کنگ فو کار،هه هه پوچه و... یکی از دفترهایم پر اس. برای بعضی از خاطراتم دکمه ی بلاک میخوام! روز خوبی بود.خدا کنه از اول هفته همه چی خوب پیش بره ِ :) فقط اگه خدا بخواد!!!
+ دعا کنید برای شفا مریضـا لعنتی بدترین عذ ِ که میتونی بکشـی .. -بهانه های تو تمامی ندارد .. وقتی آبستن درد هایی .. - ادبی که من نیستم .. چشمان توست بانو که مرا با خود میبرد.. -درگیری ام بابت رفتن تو نیست .. راستش هنوز تو رنگ موهات مبهوت موندم بانو .. -چند سال است که رفته ای .. درست 1 ساعت و 5 دقیقه و 37 ثانیه .. -بهتر از جام ، رنگ موهای تو بود .. ان که دلت را برد بنده ی خوبش بود .. -شب که میشود .. میگردم دنبال لانه ام. حجت الله ایوبی با اشاره به اینکه روند مکتوب خاطرات و تجربه هایش از دوران مدیریت در سازمان سینمایی را دنبال می کند، عنوان کرد که بعید است این کتاب مجوز چاپ بگیرد! سلام به همگی بعد یه مدتی که از ( البته دوستانم ) دور بودم و با سایت کار می فهمیدم که هیچی نمیشه ! این وبلاگو ساختم تا بعضیا بدونن که ما از اوناش نیستیم که یادمون بره کی بودیمو چی بودیم ! ما از اوناش نیستیم که تنها بزاریمو بریم رد کارمون ! ما از اوناش نیستیم که خاطراتمونو ، سرمایه های زندگیمونو فراموش کنیم ! ، ولی اونا مارو تنها گذاشتنو رفتن باشه ... خیالی نی ، چششون کور اونایی که نمیتونن ببینن ، من هنوز س ام ، هنوز هستم . باشه به قول شما یه خاطراتی داشتیمو رفت ، آره رفت اما از من همین یه چیزو نخواین که خط بکشم دوره خاطراتم ، نمیکشم وسلام نمیکشم ... خاطراتم یادم میمونه ، من مث شما نیستم تمام. http://up.vbiran.ir/uploads/13380139911749630826_url-eb.jpg این روزها... قلمم سرخود شده است... بی آنکه بدانم ، خط خطی میکند ، بایگانی خاطراتم را...گویی می داند، دیگر به داشتنت امیدی نمانده... می نویسد تا نفهمی... دستم به نوشتن لغت عشق نمیرود... سربلندم کن... قلم روزهای نا امیدی ام ماندگار تیر 93
به من دست نزن!
بیماری من مسری ست
هنوز بوی تورا می دهم
وشانه هایم
روی گسل های اندوه
ز له های پیاپی
هق هق مدام
وگلویی که می پیچد به درد

به من دست نزن!
قلبم
پروانه ی پیری ست
که لای دفتر خاطراتم
به نام تو چسبیده

می شکند...
می شکنم...
رونوشتی از ساراپرتو سرمربی تیم ملی والیبال صربستان از دیدار تیمش برابر ایران در لیگ جهانی به عنوان یک بازی سخت یاد کرد و گفت: وقتی ایران ست سوم را برد ترسیدم. سرد است امشب مثل حرفهاتیت مثل دستانت مثل داستانت مثل داشتنت مثل اسمت مثل تو چه آتشی بزنم از واژها یم از قلبم از حسم از خاطراتم چه گرمم چه گٌر میگیرم چه میسوزم چه خا تر میشوم ققنوسم که پَر میگیرم پٌر میشوم و پرواز میکنم تا تو تا میلادت تا فردا... غایب این روزها و حاضر همیشه ها دریچه ای نیست دریچه ای نیست که از آن پرواز دهم کبوترم را تا بر فراز بالاترین بامها چرخی زند خیالم در تاریکی پنجره ها پی روشنی می گردد و با دورنگار آرزوها چراغ سبز تجربه را روشن می کند من با تمام خاطراتم به آینه ها لبخند می زنم *************************************** علیرضا کریم زاده
تو به جای منم داری زجر می کشی یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر قصه شدی نذار خسته بشم نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیا تو خوت می دونی من ازت چی می خوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو ی رو نداره
ع. صادق آهنگران نامش با جبهه و جنگ گره خورده است. حالا بعد از سال ها از دفاع مقدس، نوا و نوحه های او به گوش ها آشناست. او درباره روزهای دفاع مقدس می گوید که تلخ و شیرین جنگ ، برایش شیرین بود. یک دسته گل سرود عشق را می خواند و قطره های اشک منسنفونی ج را تکرار می کرد در تاریک روشن خاطراتم تو را خواندم و ستاره یاد تو هر لحظه روشن تر می شد یاد آن روز افتادم باران می بارید توی اتاق نشسته بودی با انگشت روی شیشه نوشتی خدا حافظ ارز کوچه ها عبور کردی و ردی از مه پشت سرت جا ماند من و آسمان با هم گریستیم و سنگ قبرت را شست و شو دادیم اگه خسته شدی بازم بخون از من
اگه کهنه شدم بازم بمون بامن
منم که حجم تنهایی تو پر
منم که عاشقونه با تو سر
منم که خاطراتم از تو رد میشه
چه خوبه با تو حالم، بی تو بد میشه
منم که آسمونم با تو قسمت شد
تویی که گرمی دستات یه عادت شد (هادی فرج اللهی) تو به جای منم داری زجر می کشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پُره غصه شدی
نذار خسته بشم
نگو خسته شدی.. نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیام
تو خودت می دونی من ازت چی می خوام مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو ی ر. دلم می خواهد همه ی ع های این دوازده سال را بریزم دور..همه ی خاطره هایش را بسوزانم زیرا همه ی این یادگاری ها با یادآوری تمام لحظات این سالها مرا بهم می ریزند اما نمی توانم ، نمی توانم از این دوازده سال بگذرم. همیشه همینطور بوده...آدم دلش می خواهد،امکانش را هم دارد اما نمی تواند..چرا ؟ بچه که بودم تموم دلخوشیم یه دفتر10 برگی بود که مثلا خاطرات روزانه م رو توش می نوشتم اینکه صبحونه چی خوردم،کلاس چی داشتیم و ناهار و شامم چی بوده! دفتر خاطراتم رو با 10 برگ سفید که از دفتر نقاشی م کنده بودم درست کرده بودم و جلدش رو بانصف یه پوشه کوچیک منگنه کرده بودم .یه دفتر شیک و تمیز! هر روز خدا خدا می روز دیگه بشه و من بتونم خاطراات و یا. تو به جای منم داری زجر می کشی یکی عاشقته که تو عاشقشی تو به جای منم پر غصه شدی نذار خسته بشم نگو خسته شدی نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بذاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو ی رو نداره عوض می کنی زندگیم و تو یادم دادی عاشقیم رو تو رو تا ته خاطراتم کشیدم به زیبایی. مداح معروف جبهه ها می گوید که خاطراتش را به نیت باقیات الصالحات نوشته است. تو به جای منم داری زجر میکشی یکی عاشقته که تو عاشقشی تو به جای منم پر غصه شدی نزا خسته بشم، نگو خسته شدی نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم نگران منی مث بچگیام تو خودت میدونی من ازت چی میخوام مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بزاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو یرو نداره عوض میکنی زندگیمو تو یادم . تو به جای منم داری زجر میکشی یکی عاشقته که تو عاشقشی تو به جای منم پر غصه شدی نزا خسته بشم، نگو خسته شدی نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم نگران منی مث بچگیام تو خودت میدونی من ازت چی میخوام مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بزاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو یرو نداره عوض میکنی زندگیمو تو یادم . مردانه قدم می زنی در ذهنم و خاطراتم... مدتهاست نگاهت نمیکنم مدتهاست نگاهم را از تو گرفته ام... مدتهاست.... اما هیچ نمیداند که برق نگاهت در این مدت سوزنده تر بوده..وکاری تر دلم تنگ نشده...برایت مدتهاست نابود شده! این مدت من بی تو زندگی ن ... کمتر ی میداند من بی تو فقط مرده گی میکنم.... اما هنوز هم نمیخواهم برگردی... انگار بین لیلی بودن و مجنون م. ب با شنیدن آهن گوشیم یاد خاطراتم افتادم یاد علاقه هام یاد روزای گذشته قلبم تپید مثل همون روزا اشکام اومد بدون معطلی خیلی وقت بود اینجور نشده بودم آ از همه آهنگ صبحی دیگر محمد علیزادروگوش دادم لبخند اومد رولبم اشکام پاک و خو دم آهنگش آرومم کرد خودم را زندانی کرده ام
خاطراتم را بایگانی کرده ام
از همه بریده ام
شمع نیم سوخته ای روشن می کنم
از این پنجره ،با شیشه های ش ته
به کوچه نیم نگاهی می کنم
نگاهم یخ می زند در کوچه ی بی انتها
نیمه کاره قلم را رها میکنم
ساعتها به سیگار بین انگشتم فکر میکنم
خودم را خسته می یابم
بدون مکث، فندک را آتش می کنم.. جام . کجا پنهان کنم تو را؟!
پشت کدامین واژه
کدامین سطر
که از خط شعرهایم بیرون نزنی
و طبل رسوایی ام را نکوبی

کجا پنهان کنم تو را؟!
در دفتر خاطراتم
لا به لای گلهای خشکیده ی رز
یا در آغوش ع های قدیمی
که چون موریانه ای
گلویِ سکوتم را می جوند
و بر شیشه ی دلم سنگ می زنند

کجا پنهان کنم تو را ؟!
که گونه هایم ا. وبسایت رسمی راتین رها / آهنگ خاطرات با صدای راتین رها آهنگ فوق العاده زیبا، غمگین و احساسی "خاطرات" با صدای راتین رها ترانه سرا: mhn
آهنگ و تنظیم: پیمان محمدی
ضبط، می و مستر: استودیو پارسوآ از دو سرور با کیفیت 128 mp3
d o w n l o a d d o w n l o a d
متن ترانه آهنگ "خاطرات" با صدای راتین رها توی خاطرات ذهنم، تو بودی یه یادگاری
یادته که توی نامت، گفتی که دوسم نداری تو میری حرفات میمونه، حتی اون جمله ی آ
همون جمله های تلخو، که نکرد این دله باور خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا میگذرن همه روزا، ولی من هنوز صبورم
وقتی این حرفارو میگم، جایی ام که از تو دورم نخواستم ی بفهمه، تو رفتی منم ش تم
رفتیو تنها و بی ، منم اون مو بستم خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا روی قلب من نوشته، رفت اونی که عاشقم کرد
گرمی دستاتو بردی، حتی تو روزای دلسرد مهربون وقتی میرفتی، دل عاشقو ش تی
خواستم ماست کنم، ولی تو چشاتو بستی خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا سلام احوالات آذر وارتان خوب باشد به مدد باری تعالی! از اوج خلاقیتی که در انتخاب عنوان به کار برده ام می توان دریافت که پس از مصرف یک عدد فلاسک یک نفره ی پر قهوه، قطعا حال طبیعی خود را از دست داده و فول اف انرژی طور به جنگ غول های زیست ، عربی و فیزیک رفته ام! از همین تریبون استفاده کرده و می گویم که معتلات اساسا و اصولا خودشان هم نمی دانن. ✂ سکانس اول: (سردرگمی ... کلافه بودن)
سر به سر روزهای کودکی ام میگذارم کمی قلقلک میدهم خاطراتم را میخندند در مقابل چشمهایم تصویری زنده میشود که نه اینکه واضح باشد کدر است و مات است و تار اما بین تصویری مبهم در ذهنم چیزی به زلالیِ اشکِ چشم حواسم را به خود معطوف میکند لبخندت به همان اندازه برایم روشن و عیان است که تو بزرگ ... مادرم...تصویر لبخندت از رویای کودکی ام پاک نمیشود و میخواهم بدانی هرقدر هم که زمان ؛ لایه ای از غبار را به روی خاطراتم بیاندازد ذره ای نمی پوشانند تصویر تبسمِ تورا و من میدانم...خاطراتم باتو ، همیشه می خندند ✂ سکانس دوم : (پیدا ِ زندگی ، خوشی و آرامش) چه بی اندازه مرا به خنده دعوت می کنی چه بی اندازه صدایت برایم شیرین است چه بی اندازه مرا مراقبی نمی دانم میدانی اما...کاش بدانی چه بی اندازه به تو مدیونم تو مرا میزبان خاطره هایم مینمایی و من تو را معشوق خاطره ها چه بی اندازه اربابِ ذهنم شده ای و بلند میگویم تا بشنوی تا بدانی تا درک کنی.... چه بی اندازه دوستت دارم...مادر ✂ سکانس سوم : (نتیچه گیری)
امروز برای هزارمین بار با تک تک سلول های وجودم حس حس که "مادر بودن" یعنی عاشق بودن به تمام معنا خدایا .... عاشقتم بواسطه ی مادرم بهم شناخته شدی و به وسیله ی تو مادرم رو شناختم ممنون.....بخاطر همه چیز....همه چیز + باز هم شب
چشمانم را می بندم 
چه شب ها که ماه 
 تا سپیده  با من بیدار ماند 
 با ماه سخن می گویم
 دانه دانه ی ستاره ها را
از حفظ می خوانم
نگاه می کنم به  برگ برگ 
دفتر  هزار برگ یاد
می روم به سوی ماه .
یک درنگ
یک نگاه
روی راهی از ازل کشیده تا ابد.... سلام اهنگ زیبا پویا بیاتی که منو یاد خاطراتم میندازه براتون میزارم اگه خواستید کنید گرچه اهنگش قدیمیه اما ...... اینم لینک mano_bebakhsh-pouya_bayati[chatroyal.ir]_-_copy_(12).mp3 لیدی نشسته ام در ایوان تحیّر غرق در دریای خاطراتم با خودم می گویم کاش اینک تو از در می آمدی درون کاش من بعد از سال ها باز تو را می دیدم در آغوش می گرفتم و یک دل سبر گریه می کاش باز در کنار تو ارام می گرفتم چون کشتی طوفان زده که به ساحل امن برسد کاش لحظه ی با تو بودنم باز تکرار می شد کاش ایوان خاطراتم به حضور تو روشن می شد کاش... اومدم تواین هواى سرد قهوه درست کنم وکنارشومینه باآرامش قهوه بخورم وازپنجره بیرون روتماشاکنم و به خاطراتم با عشقم فکر کنم،بعددیدم توخونه مون نه شومینه داریم نه قهوه،تازه عشقی هم ندارم که به خاطراتش فکر کنم،هیچى دیگه نشستم منتظرم شلغمابپزن! آن رود زندگی ساز دارو ندار ما بود در شهر روشنایی آیینه دار ما بود ای دوستان بگویید زاینده رود من کو؟ دنیای خاطراتم بود و نبود من کو؟ یادش بخیر خواجو با آن همه ترانه امشب گلوی من را بغضی به هم فشرده از دوری تو ای رود در من ترانه مرده باید تو را دوباره از جان و دل صدا کرد مواج و عاشقانه ای زنده رود برگرد خواندم برایت امشب از دل دعای باران. دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای ع هایی که و سوزانـدمشان… برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم… حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان…! برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که تو به جای منم داری زجر میکشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر غصه شدی
نزا خسته بشم، نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مث بچگیام
تو خودت میدونی من ازت چی میخوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بزاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو یرو ن. تو به جای منم داری زجر میکشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر غصه شدی
نذا خسته بشم، نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مث بچگیام
تو خودت میدونی من ازت چی میخوام مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بزاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو ی رو ندار. وبسایت رسمی راتین رها / آهنگ خاطرات با صدای راتین رها آهنگ فوق العاده زیبا، غمگین و احساسی "خاطرات" با صدای راتین رها ترانه سرا: mhn
آهنگ و تنظیم: پیمان محمدی
ضبط، می و مستر: استودیو پارسوآ
طراحی کاور: نریمان رها
product by parsoa cast
از دو سرور با کیفیت 128 mp3
d o w n l o a d d o w n l o a dمتن ترانه آهنگ "خاطرات" با صدای راتین رها توی خاطرات ذهنم، تو بودی یه یادگاری
یادته که توی نامت، گفتی که دوسم نداری تو میری حرفات میمونه، حتی اون جمله ی آ
همون جمله های تلخو، که نکرد این دله باور خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا میگذرن همه روزا، ولی من هنوز صبورم
وقتی این حرفارو میگم، جایی ام که از تو دورم نخواستم ی بفهمه، تو رفتی منم ش تم
رفتیو تنها و بی ، منم اون مو بستم خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا روی قلب من نوشته، رفت اونی که عاشقم کرد
گرمی دستاتو بردی، حتی تو روزای دلسرد مهربون وقتی میرفتی، دل عاشقو ش تی
خواستم ماست کنم، ولی تو چشاتو بستی خاطراتم از تو پر شد، حس میشه نبودت اینجا
میمونم باز چشم به راهت، ببینم چی میشه فردا