خاطرها

به نقل از خبرگزاریها در مورد خاطرها : دل آنقدر وسعت دارد که همه داشته هایش را دوست بدارد..... حتا گذشته اش را.... تلخ باشد یاشیرین... توفیر نمیکند آدمی همیشه دلتنگ رفته هاست... دلتنگ داشته های اکنون نداشته اش... دلتنگ فریادها؛بغضها؛ اشکها؛مهربانی هاوخوبیهاست.... درزمان بودنت چه خوب باشی ؛ چه تلخ... باز دوست داشتنی هستی... چراکه درآفرینش هستی ... خاطرها آنقدرشیرین هستند که تلخی ها را درذهن ها محو کنند.... پس باش حتا درخاطره ها........ تا زمانی که ترک بر خانه دل نزنی جایت همیشه محفوظ است... وای بر آن روزی که آوار شوی و بشکنی خانه دل را.... آن زمان نه دیگر دردل جا داری نه در خاطره....... دلم امشب خیلی گرفته بود... مثل شبهایی که نه آسمون تونست ارومم کنه نه خیال تو...باز حیران شدم توی خلوت کوچه های تنهایی... باز محو شدم در برهوتی که نشانه هایت را در خود گم میکند.... امشب باز از همان شبهاست... مدتی میشد گم بودم. گم شدن هم آن قدرها بد نیست. گاه باید گم شد. نبود. خیال ها و خاطرها را گوشه ای گذاشت و رفت. رفت و رسید به ا دنیا... به ا که م. روباه گفت: -کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی. اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش تر احساس شادی و خوشبختی می کنم. ساعت چهار که شد دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن. آن وقت است که قدرِ خوشبختی را می فهمم! اما اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم..؟ هر چیزی برای خودش قاعده ای دارد..!
شازده کوچولو گفت: -قاعده یعنی چه؟
روباه گفت: -این هم از آن چیزهایی است که پاک از خاطرها رفته. این همان چیزی است که باعث می شود فلان روز با باقی روزها و فلان ساعت با باقی ساعت ها فرق کند.. http://www.shiaupload.ir/images/76103639856045111913.jpg آنتوان دوسنت اگزوپری شنبه ها اول صبح
قهوه هاطعم غزل میگیرند
غزلی که به لبم می شیند
وبه ذهن همه ی خاطرها
شنبه ها اول صبح
زندگی بوی تورا میگیرد
بوی عطر گلها
بوی قاصدکی که به لبش
اسم تورا
یک بغل رزسپیدکرده که باخود ببرد

سیره اخلاقی اکرم (ص) پیغمبر اکرم حضرت محمد بن عبداللّه (ص) که نبوت به او پایان یافت، در سال 570 بعد از میلاد متولد شد. در چهل سالگی به نبوت مبعوث گشت. سیزده سال در مکه مردم را به دعوت کرد و سختی ها و مشکلات فراوان متحمل شد و در این مدت گروهی زبده تربیت کرد و پس از آن به مدینه مهاجرت نمود و آنجا را مرکز قرار داد. ده سال در مدینه آزادانه دعوت و تبلیغ نمود و با سرکشان عرب نبرد کرد و همه را مقهور ساخت. پس از ده سال همه جزیرة العرب مسلمان شدند. آیات کریمه قرآن تدریجا در مدت بیست و سه سال بر آن حضرت نازل شد. آنچه به این جامعه نوبنیاد، روح، وحدت و نشاط داده بود دو چیز بود: قرآن کریم که همواره تلاوت می شد و الهام می بخشید، و دیگر شخصیت عظیم و نافذ رسول اکرم که خاطرها را به خود مشغول و شیفته نگه می داشت. اکنون در باره شخصیت رسول اکرم اندکی بحث می کنیم. متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید ... ..: السلام علیک یا قاسم ابن الحسن :..
آهای ک ن غزه!مگر شما چه قدر قوی و نیرومند هستید که اسراییل از بزرگ

شدن شما ترسیده و شما را در کودکی از بین می برد؟

ما از شما حمایت می کنیم.همه ی مردم بشر دوست از شما حمایت می کنند.

و امیدواریم روز آرامش همه ی مظلومان جهان زود تر برسد.

بچه های غزه!شما در خاطرها مانده اید!درود بر شما که با دشمنان خود دلاورانه

می جنگید.

چرا مسئولان سازمان ملل ت اند؟چرا از حقوق ک ن بی گناه دفاع نمی

کنند؟چرا ک ن غزه حق زندگی آزاد و آرام را ندارند؟حق تفریح،بازی و زندگی

عادی!

ماده 31 قاون یونیسف :استراحت ،تفریح و بازی حق ک ن است.

مــرگ بـــــــر حقوق بی بشــــــــــر

مرگ بــــــــر اســـــــــــراییل


درکدام قصه ته قصه تورا ، فراموش کنم
آه سرآغازتوو ، ته نامه فراموش کنم ؟
 
آه درآن نامه که از ، غم یار گفتم :
ساغر چشم تورا ، کی فراموش کنم
 
شوروشینی به دلم گفت بساز ، قافیه ایی 
عشق را تاابدوالدهر ، محالهِ فراموش کنم
 
هر ورق ، گشت سیاه مشق خاطرها
خاطرات شب هجران ، فراموش نکنم
 
لحظه هاراهمه با جوشو وش. میدونی سخت ترین کار دنیا این بود که حرف ی برام مهم نباشه و فکر نکنم به ی.
تو این مدت همه کاهایی که خودم دوست داشتمو . حتی اگر بنظرم کاره خزی بود. اون یو دیدم که دوس داشتم ولی اسم کار خز مانع از دیدنش میشد.به خودم رسیدم در حدی که برام دلنشینم نبود ولی خب انجامش دادم.تازه فهمیدم وقتی فقط خودتو ببینی باعث میشه مثه بعضی انسانها یه عالمه .  
رمان : رمانی برای همسرم قسمت اول
 
    بسم الله الرحمن الرحیم
 
  احمد و نرگس چند ماهی بود از ازدواجشان می گذشت .
 
به قول مادر بزرگ نرگس دوران پادشاهی شان فرارسیده بود .و هیچ را قبول نداشتند .
 
و دوست داشتند مستقل زندگی کنند .و از دخ های دوران نامزدی که از سر دلسوزی بود خاطرها داشتند .
 
افک. خلاصه سخنرانی حجت ال ابراهیم ظاهری درشب قدر ویژگیهای مکتب علی (علیه السّلام) ماه مبارک رمضان با ضیافت الهی شروع می شود،نزول قرآن مجید"شَهرُ رَمَضانَ اَلّذی اُنزِلَ فیِه القرآنُ"،میلادمسعودکریم اهل البیت حسن مجتبی(ع)،وجود قدر،که"لیلة القدرخیرمن الفِ شهر" از جمله ویژگیهای خاص ماه مبارک رمضان به شمار می آیند. اما ازمهمترین مناسبت های ماه مبارک رمضان نزول قرآن صامت وعروج قرآن ناطق است،شهادت المومنین علی(ع)که خود مظهرجلال وجمال الهی است دراین ماه ،آن هم درشب قدر بیانگرارتباط معنادار"ثقلین"بایکدی ت .درواقع عروج المومنین علی(ع)تجلی قرآن مجیداست.همان علی (ع) که دانشمندان بزرگ راجع به شناخت شخصیت او اعلام عجز، ودر مقابل عظمت بی نظیر وجود مقدسش تنها اکتفا به بیان برخی از فضایل او کرده اند .براستی شخصیت عظیم حضرت علی(ع)بزرگتر از آن است که بتوان آن را شناخت وبه شرح وتوضیح وی پرداخت؛معمولا برای تعریف شخصیت افراد ملاک ومعیار هایی لازم است از جمله احاطه ی به ابعاد وجودی آن شخصیت مورد بحث ،جزء مسائل ضروری ولازم است؛به اصطلاح می گویند: باید"معرِّف اجلای من معرَّف "باشد.یعنی ی که می خواهد شخصیتی را مورد بحث و بررسی قرار دهد واورامعرفی کند،باید نسبت به آن شخص شناخت کاملی داشته باشد،وچه ی میتواند ادعا کند-غیر از خداوند و اکرم(ص)-که شخصیتی داناتر،آگاه ترواجلای ازوجود مقدس علی (ع) است تا بتواتندعظمت شخصیت وی رابرای دیگران تبیین کند؟ در نتیجه هر چه در مورد شخصیت بی بدیل علی (ع) توسط شمندان وفرهیختگان گفته ونوشته شده و می شود به قدر واندازه معرفت گویندگان ونویسندگان نسبت به وجود مقدس وی میباشد نه به اندازه ی ژرفای عمیق شخصیت عظیم علی(ع) که برای بشریت مجهول وغیر قابل دسترس است. افراد از نظر شخصیت متفاوت اند،برخی دارای شخصیت عظیم،وگروهی دارای شخصیتی حقیرهستند.شخصیت های عظیم،اعم از شخصیت های ارزشی و غیر ارزشی از نظر مکاتب مختلف،خاطرها وذهن ها را به خود مشغول میکنند....... یک شب به خواب من بیا بابا بابا دلم برایت تنگ شده برای عطر چفیه ات و لبخند مهربانت... چه می شد یک شب به خواب من می آمدی؟ بابا مردم می گویند تو اهل آسمان شده ای و از زمین چندین هزار سال نوری دوری اما قلب من این ها را نمی فهمد، دلم بی تاب و بی قرار است بی قرار دستان نوازشگر تو. تو که نیستی هیچ نیست که دستی بر سرم بکشد و غم دلم را جویا شود. بابا . از معاونت دفتر مرکزی گروه کلغاژ به: اعضای محترم وارد شده به کشور با دورد به روان پاک بنیانگذار گروه قیرغاژ - فرهاد کبیر- و سلام به تک تک مردمان کلغاژ که در راستای اه بلند مدت همیشه یار و یاور ما بودند. کنون فصل جدید از کلغاژ را در پیش رو داریم و همه باید مانند آن سالی که (انسجام رفاقت ها و انهدام شرارت ها) نام گرفته بود مجددا در کنار هم . صادق(علیه السلام)
«لَا تُطْلِعْ‏ صَدِیقَکَ‏ مِنْ سِرِّکَ إِلَّا عَلَی مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَمْ یَضُرَّکَ فَإِنَّ الصَّدِیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوَّکَ یَوْما»(1)
«دوستت را از اسراری که اگر آن اسرار به دست دشمنت بود میتوانست بوسیله آنها به تو ضرر بزند مطلع نکن، چرا که گاهی اوقات دوستان نیز دشمن میشوند»
دوست بودن، دوست داشتن، محبت ورزیدن، اجتماعی بودن، و در نهایت یک انسان خوش اخلاق و مهربان بودن که همه دوست دارند با اینچنین آدمی دوست باشند، هیچ وقت به معنای فاش وعمومی اسرار زندگی شخصی وکاری انسان نیست.
داشتن رابطه خوب وصمیمی با دوستانمان ویا همسرمان هیچ وقت بدین معنی نیست که ما کاسه دلمان را برای آنها باز کنیم وهر چیزی که در ذهن داریم برای آنها تعریف کنیم.
در خیلی از موارد بودند انی که به بهانه صمیمی بودن و یا زن وشوهر بودن هر حرف وهر چیزی که میدانستند وبه ذهنشان میرسید را برای یکدیگر تعریف می د وهمین صمیمیت افراطی باعث ایجاد سوءظن ها و تشویش خاطرها برای هر دو طرف می شد ویا حتی در مواردی هم از همین حرفها و سخنانی که در هنگام "صمیمیت" وبه اسم "صمیمیت" رد وبدل می شده در اب و متهم یکدیگر استفاده می د.
در حالی که تنها با یک روی گشاده و اخلاق نرم وانتخاب جملاتی زیبا میتوان محیطی صمیمی وپر از نشاط برای خانواده واطرافیانمان فراهم کرد.
این توصیه ای که صادق(علیه السلام)در حدیث شریف به آن اشاره کرده اند بیشترین مصداقش را در سازمانهای رسمی حکومتی و نظامی می توان پیدا کرد که بهترین مکانها برای حضور افرادی مغرض در لباس همکار و دوست می باشند. پاورقی
1-تحف العقول، النص، ص 312 بابا دلم برایت تنگ شده برای عطر چفیه ات و لبخند مهربانت... چه می شد یک شب به خواب من می آمدی؟ بابا مردم می گویند تو اهل آسمان شده ای و از زمین چندین هزار سال نوری دوری اما قلب من این ها را نمی فهمد، دلم بی تاب و بی قرار است بی قرار دستان نوازشگر تو. تو که نیستی هیچ نیست که دستی بر سرم بکشد و غم دلم را جویا شود. بابا نه تو را دارم و نه چون تویی را که در این پریشان حالی و درماندگی به آغوشش پناه برم. تو مایه ی مباهات منی مردانه ایستادی و مردانه جنگیدی نام تو را داشتن افتخاری بس عظیم است. بابا یک شب به خواب من بیا بگذار به مادر بگویم تو را دیده ام که آرام و سبکبال از تسنیم بهشت بهشتی می نوشیدی شاید غمش تسکین یابد دیگر تحمل گریه های شبانگاهی اش را ندارم. درد او جانم را می گیرد. بابا می گویند مردانی از جنس تو روی زمین نمی مانند می گویند رد پاهایشان را بر شانه های آسمان می شود دید ولی اگر چون تویی روی زمین نماند که اینجا پر می شود از تزویر و دشمنی از نامردی و لامروتی. بابا دلم برایت تنگ شده ب در میان وخواب بیداری دیدم ی در میزند خیالم آمد که کودکی نوپا شده ام و تو در درگاه به انتظار من ایستاده ای دلم از شوق پرکشید با بی ت سوی تو آمدم عطر تسبیح دانه عقیقت و چفیه ی خاک گرفته ات جانم را به آتش می کشید اما تو پشت در نبودی بابا... باد بود، عطر خاطره هایت را گذاشت و رفت. باران بی امانی بود که چون تو برکت زمین شده بود. بابا یک شب به خواب من بیا دلم خیلی گرفته از آن روزهایی که چشمانم به کفن سپیدت افتاد دیگر خاطر آسوده ندارم آدم های جهنمی بر جانت ترکش زده بودند و من را بی پدر کرده بودند دیگر به شوق دیدار چه ی نفس بکشم بابا؟ ب مادر سر سجاده اشک ریزان می گفت تو شهید شده ای، خ شده ای، پر گشوده ای و تا ملکوت رفته ای... می گفت انتظار دیدار دوباره تو رویای عبیسی ست اما بابا دل بی قرار من این معادله ها را نمی فهمد فقط تو را می خواهد تو را می جوید هیچ مرهمی فقدان تو را دوا نمی شود...بابا یک شب به خواب من بیا بگذار سر بر شانه ات نهم و تو را نفس بکشم بگذار بدانم رنجی که موقع نشستن ترکش ها بر جانت کشیدی چقدر بود تا ناله های و فغان هایم پایان یابد. اینجا مردم من را نمی فهمند به من می گویند یتیم شده و از پدر مانده اما بابا تو که شهیدی مگر خدا نگفته است شهیدان زنده اند کاش فریادم به گوش فلک می رسید بابای من شهید است زنده است در خاطرها مانده و در علییّن است. بابا یک شب به خواب من بیا بزرگ شده ام و باید چادر سپید عروسی سرم بندازم تو نیستی که بر پیشانیم بوسه زنی و بگویی بابا دخترم بختت مبارک خوش و خوشبخت باشی. برایم دعای خیر بگویی و من را از زیر قران روانه کنی بگذار یکبار تو را احساس کنم پدر داشتن را احساس کنم بابا یک شب به خواب من بیا. زلیخا رخشانی %d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%db%b7%db%b5-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c-%d8%aa%d9%81%d8%ad%d8%b5%e2%80%8c%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87%d8%9b-%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%88-%d8%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%86 گروه اجتماعی: آمدن شهید نه بهانه می خواهد و نه تفحص. شهیدی که هوای آمدن می کند می آید اما امان از شهیدی که هنوز دلش هوای آمدن نکرده است و چشم انتظاری را برای مادرش به ارمغان داشته است. گفتن و نوشتن از شهید گمنام و تازه تفحص شده نه روز می خواهد و نه سالروز. بار دیگر شهر و دیارم بوی تو را گرفته است. نه اینکه نبودی و حالا با آمدنت شهر رنگ و رویی گرفته است؛ نه، بودی اما دیدن تو به هر چشمی نمی آید. حالا که آمدنت را فرشتگان خبر داده اند، دل س ایم به روزی که از گمنامی درآیی و چشم انتظاری را به دیداری مبدل کنی. 75 شهید تازه تفحص شده فردا بر دستان مردم شهیدپرور خوزستان خواهند نشست و غبار سفر را خواهند زدود. مردمی که همیشه هستند و خواهند بود. با آمدن هر گروهی از دل مادری می لرزد که شاید مسافرش با این گروه باشد. منتظر می ماند که به خوابش بیاید و بگوید آمده که به آغوش وطن برگردد. اما مادر می ماند و بغلی از بغض سنگین. آن روزی که بار سفر را برای حضور در خطوط مقدم جبهه می بست می دانست که باید بار سفر از این دنیا را نیز ببندد. گرچه او رفته است ولی می داند که یادش همیشه در خاطرها جاودانه مانده است. گفتن و نوشتن از جبهه، خط مقدم، حضور مردانه و خیلی دلاوری های دیگر این روزها هیچ بهانه و مناسبتی نمی خواهد. به هر مناسبت و دلیل می توان قلم را برداشت و نوشت.
از روز پاسدار نوشت. از روز جانباز، از دلاوری شهیدان نوشت، از حضور زینب وار شیر ن نوشت و... . از ، ، بسیج، دریانوردان و خیلی های دیگر نوشتیم، اما به جرأت می توان گفت که نوشتن برای شهید گمنام چه سخت است. نه روز دارد و نه سالروز. همه می دانیم که یک روز خواهد آمد. حتی دقیقه تولدش را می دانیم. می دانیم که چه روزی آمد. چه روزی پا گرفت و چه روزی راهی شد. اما نمی دانیم که چه روزی از جمعمان رفته است. شاید روزی که بار سفر را بست همان روزِ رفتنش بود. اما باور این رفتن برای مادران، همسران، دختران و پدران و خانواده ی گمنام سخت است. سخت است که باور کنیم فرزندی قبر نداشته باشد اما باید برای او فاتحه خواند. نمی توان باور کرد که او را غسل نداده باشی ولی بودنش را دیگر تجربه نکنی. باور اینکه جایی در این سرزمین دفن شده ای و یا هنوز تفحص نشده ای سخت است. سخت است که باور کنی باید با او خداحافظی کنی. روزی که تکه های استخوان را در تابوتی می گذارند، دل مادری می لرزد. دستش می لرزد که آیا این شهید همان وجودش است که آمده؟ آمدن شهید نه بهانه می خواهد و نه تفحص. شهیدی که هوای آمدن می کند می آید اما امان از شهیدی که هنوز دلش هوای آمدن نکرده است و چشم انتظاری را برای مادرش به ارمغان داشته است. گفتن و نوشتن از شهید گمنام نه روز می خواهد و نه سالروز. آمدن شهید گمنام که خسته از این روزگار است، دل زهرایی می خواهد. دل زهرایی که او نیز شهید گمنام است و سالیان سال به هوای زیارت او تمام ارض دل را درنوردیدیم، غافل از این که زهرا(س) را می توان در وجودمان زنده کرد همان گونه که شهید را نمی شود فراموش کرد و تا ابد در یاد و خاطره مان باقی خواهد ماند. مریم جویدراوی/ شعبه خوزستان اختصاصی از فایلکو مقاله کامل درباره آزمایش الهی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 7 آزمایش الهی محمد بن نصر می گوید: ابوالحسن (علیه السلام)1 فرمود: « بدانید که به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه - مؤمن و متز ل- از هم جدا شوند، و مورد آزمایش قرار گیرند تا اینکه جز افراد بسیار نادری از شما باقی نماند»، آنگاه آیاتی از قرآن تلاوت فرمود که:ام حسبتم ان تترکوا ولما یعلم الله الذین جاهدوا منکم2آیا گمان کردید که بدون آزمایش الهی و مشخص شدن مجاهدانتان، از شما دست برداشته می شود؟3 و یعلم الصابرین4 عبدالله بن سنان می گوید: صادق(علیه السلام) فرمود: «شبهه ای دامنتان را خواهد گرفت و به حیرتی دچار خواهید شد، نشانه هدایت و راهبرتان دیده نخواهد شد، و در آن هنگام جز ی که مانند غریق نا امید از همه جا،  دست دعا به درگاه پروردگار بردارد، دیگری نجات نخواهد یافت.» عرض : «دعا غریق چگونه است؟» فرمود: «غریق می گو ید:«یا الله! یا رحمان یا رحیم! یا مقلب القلوب!  ثبت قلبی علی دینک... »ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای گرداننده و زیر و روکننده دلها، دل مرا بر دین خود استوار بدار.5  ثبات قدم شیعیان در اعتقاد به ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف): جواد (علیه السلام)  می فرماید: «حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از اینکه یادش از خاطرها محو شد و بیشتر معتقدان به تش، از اعتقاد خود بر گشتند  قیام می کند.»6 یمان تمار می گو ید: نزد صادق (علیه السلام)  نشسته بودیم که به ما فرمود: «صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) غیبتی خواهد داشت که ی که در آن دوره غیبت بخواهد دیندار بماند سخت در مشقت و در معرض مشکلات است.» و سپس فرمود: «صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) غیبتی دارد و بنده خدا – برای حفظ دینش – باید تقوای الهی را پیشه کند  و دو دستی به دین خود بچسبد»7 روشن است که آزمایش مؤمنان و غیر مؤمنان، در هر عصر و زمانی، از سنتهای الهی است و مخصوص دوره غیبت نیست و خداوند، هر شخص و گروهی را به چیزی امتحان می کند. این امت، پس از و ان (علیهم السلام) ، به غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و بعضی چیزهایی دیگر مبتلا و آزمایش شده اند - و از آزمایش الهی نمی توان گریخت- چنانکه خدای تعالی می فرماید:
با
مقاله کامل درباره آزمایش الهی
اختصاصی از نیک فایل تحقیق درمورد تعیین مرز لهستان با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 36 تعیین مرز لهستاندر فصول گذشته دیدیم که فرماندهی عالی آلمان در چند جا بحث «دفاع از مرزهای شرق» را به میان می کشد تا گرفتن داوطلب از ی و و اعزام نیرو به پ نی و سی ی را از سوی دیگر موجه جلوه دهد. باید دید دیگر بحث از کدام مرزهاست؟ مرزهای 1914 یا مرزهائی که بر اساس معاهده برست- لیتوفسک، در سال 1919 به روس ها تحمیل شده است؟ بی تردید صحبت از مرزهای 1919 نیست چون تا اینجا که مورد بحث ماست، هنوز حدودهای تازه لهستان تعیین و تثبیت نشده است.در نتیجه، ابهامی بر سراسر این منطقه از اروپا حاکم است. زیرا برای فرماندهی عالی آلمان که پیوسته به مرزهای سال 1914 می شد، فلان عصیان آمیز به مثابه شورشی است مشتحق مجازات شدید؛ در حالیکه برای لهستانی ها که به مرزهای تازه خود می شند، همان شورش چیزی نیست جز بدست آوردن مالکیت استانی که متفقین وعده داده اند.در آغاز سال 1918، انهدام امپراتوری تزارها، روسیه را ناگزیر به عقد پیمان صلح جداگانه ای با آلمان می سازد.بر اساس عهدنامه برست- لیتوفسک، روسیه ی ره از لهستانی، لیتوانی، کورلاند، استونی و لیتونی صرفنظر کرده و به رومانی اجازه می دهد تی مستقل تشکیل دهد. بدین ترتیب روسیه از ب یک و دریای سیاه رانده می شود و نتیجه تمامی کوشش های پطر کبیر و کاترین دوم بر باد رفته بنظر می رسد.امپراتوری های مرکز اروپا، بمنظور تقسیم نیروهای بلشویکی، به شتاب استقلال اوکراین را به رسمیت می شناسد و پیمانی جداگانه میان هیأت نمایندگی اتریش آلمانو نمایندگان اورکاین که به همین منظور از «کی یف» اعزام شده اند امضاء می شود.به محض امضای پیمان، امپراتوریهای مرکزی به بهانه «کمک به متحدان تازه خود، یک قیمومیت نظامی بر اورکاین مستقر می سازند.در واقع، طرح های آلمان دامنه ای وسیع دارند. شور و شوق ناگهانی درهم ش تن های تزاری، آرزوی باز راهی بسوی بین النهرین و عربستان و بعد حرکت بسوی باکو و ایران را در دل آلمانی ها برانگیخته است و به همین دلیل آنها در دست داشتن قطعی اوکراین را ضرور می دانند. مگر سخنان اخیر ژنرال گرونر که گفته بود تا زمانی که انگلستان پیشروی آلمان را در غرب مانع می شود، نفع حیاتی آلمان این کشور را ناگزیر می سازد که به سوی اوکراین و هندوستان رو کند از خاطرها رفته است؟این موضوع که ستاد فرماندهی آلمان می تواند در بهار 1918، چنین طرحهائی پی ریزی کند، خود نشان می دهد که خوش بینی او چقدر زیاد است و تا چه پایه، خود را از تهدید ش ت دور احساس می کند.بر اساس معاهده برست- لیتوفسک، اوکراین می بایستی یک میلیون تن گندم برای امپراتوریهای مرکز تهیه کند لیکن دهقانان روسی سرسختی نشان می دادند و اغلب، تهیه گندم از راه تهدید اسلحه ضرورت می یافت.
با
تحقیق درمورد تعیین مرز لهستان
اختصاصی از ژیکو تحقیق و بررسی در مورد تعیین مرز لهستان با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 37 تعیین مرز لهستاندر فصول گذشته دیدیم که فرماندهی عالی آلمان در چند جا بحث «دفاع از مرزهای شرق» را به میان می کشد تا گرفتن داوطلب از ی و و اعزام نیرو به پ نی و سی ی را از سوی دیگر موجه جلوه دهد. باید دید دیگر بحث از کدام مرزهاست؟ مرزهای 1914 یا مرزهائی که بر اساس معاهده برست- لیتوفسک، در سال 1919 به روس ها تحمیل شده است؟ بی تردید صحبت از مرزهای 1919 نیست چون تا اینجا که مورد بحث ماست، هنوز حدودهای تازه لهستان تعیین و تثبیت نشده است.در نتیجه، ابهامی بر سراسر این منطقه از اروپا حاکم است. زیرا برای فرماندهی عالی آلمان که پیوسته به مرزهای سال 1914 می شد، فلان عصیان آمیز به مثابه شورشی است مشتحق مجازات شدید؛ در حالیکه برای لهستانی ها که به مرزهای تازه خود می شند، همان شورش چیزی نیست جز بدست آوردن مالکیت استانی که متفقین وعده داده اند.در آغاز سال 1918، انهدام امپراتوری تزارها، روسیه را ناگزیر به عقد پیمان صلح جداگانه ای با آلمان می سازد.بر اساس عهدنامه برست- لیتوفسک، روسیه ی ره از لهستانی، لیتوانی، کورلاند، استونی و لیتونی صرفنظر کرده و به رومانی اجازه می دهد تی مستقل تشکیل دهد. بدین ترتیب روسیه از ب یک و دریای سیاه رانده می شود و نتیجه تمامی کوشش های پطر کبیر و کاترین دوم بر باد رفته بنظر می رسد.امپراتوری های مرکز اروپا، بمنظور تقسیم نیروهای بلشویکی، به شتاب استقلال اوکراین را به رسمیت می شناسد و پیمانی جداگانه میان هیأت نمایندگی اتریش آلمانو نمایندگان اورکاین که به همین منظور از «کی یف» اعزام شده اند امضاء می شود.به محض امضای پیمان، امپراتوریهای مرکزی به بهانه «کمک به متحدان تازه خود، یک قیمومیت نظامی بر اورکاین مستقر می سازند.در واقع، طرح های آلمان دامنه ای وسیع دارند. شور و شوق ناگهانی درهم ش تن های تزاری، آرزوی باز راهی بسوی بین النهرین و عربستان و بعد حرکت بسوی باکو و ایران را در دل آلمانی ها برانگیخته است و به همین دلیل آنها در دست داشتن قطعی اوکراین را ضرور می دانند. مگر سخنان اخیر ژنرال گرونر که گفته بود تا زمانی که انگلستان پیشروی آلمان را در غرب مانع می شود، نفع حیاتی آلمان این کشور را ناگزیر می سازد که به سوی اوکراین و هندوستان رو کند از خاطرها رفته است؟این موضوع که ستاد فرماندهی آلمان می تواند در بهار 1918، چنین طرحهائی پی ریزی کند، خود نشان می دهد که خوش بینی او چقدر زیاد است و تا چه پایه، خود را از تهدید ش ت دور احساس می کند.بر اساس معاهده برست- لیتوفسک، اوکراین می بایستی یک میلیون تن گندم برای امپراتوریهای مرکز تهیه کند لیکن دهقانان روسی سرسختی نشان می دادند و اغلب، تهیه گندم از راه تهدید اسلحه ضرورت می یافت.
با
تحقیق و بررسی در مورد تعیین مرز لهستان
یه نذری دارم ، درست شه کارم این دفعه مادرم رو کربلا بیارم کربلا داغت تویه ام چند شبه خوابت رو می بینم خواب می بینم دارم پای ضریح شش گوشه ات می شینم... دلمو بردی، غصه امو خوردی اشکمو در آوردی، کر بلا نبردی باز صبوری، بازم دوری داری منو می کشی این جوری گریه با این اشکام داری گناهامو می شوری رحمی به حالم، ش ته بالم شبای ات شد هر شب، خواب و . در شبی که ورزشگاه ماینیروی بلوهوریزنته مالامال از جمعیتی بود که آمده بودند تا درخشش فوق ستاره های آرژانتینی را در برابر جرقه های کم فروغ ایرانی تماشا کنند سرانجام این غیرت ایرانی بود که به عنوان خاطره ای از این شب به یاد ماندنی بر خاطرها حک شد . ثانیه ها اگرچه خیلی تند به سر قرار ما با مسی رسیدند اما فقط 4 دقیقه کافی بود تا ۱۱ گلادیا. اختصاصی از یاری فایل تحقیق و بررسی در مورد مبانی فقهی و حقوقی ماده 768 در عقد صلح با و پر سرعت .
تحقیق و بررسی در مورد مبانی فقهی و حقوقی ماده 768 در عقد صلح
تحقیق و بررسی در مورد مبانی فقهی و حقوقی ماده 768 در عقد صلح لینک پرداخت و *پایین مطلب* فرمت فایل:word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحه 11برخی از فهرست مطالب 1 ـ ضرورت مطالعة ماده 768 قانون مدنی2 ـ قلمرو مادة 768 قانون مدنیموضوع اوراق قرضه (debentures – effet.)(استقراض تی)، اخذ تنزیل و بهره3 ـ علل وضع مادة 768 ق.م1 ـ پیشینة تصویب ماده 768 ق.م2 ـ علل وضع مادة 768 ق.م از نظر برخی از اعضای کمیسیون تهیه و تدوین لایحة قانون مدنی (جلد اوّل)3 ـ علل وضع ماده 768 ق. م از منظر سایر حقوق­دانان4 ـ بررسی و نقد علل نظریات ارائه شده دربارة علل وضع مادة 768 ق.م4 ـ مبانی و مستندات فقهی و حقوقی مادة 768 ق.م1 ـ اقوال فقها و مبانی فقهی عقد صلح موضوع ماده 768 ق.م2 ـ مبانی حقوقی مادة 768 ق.منتیجه­گیریمنابع چکیده مادة 768 قانون مدنی به سبب گسترة وسیع و کارایی بسیار زیادش در معاملات مدنی و تجاری, از معدود موادی است که در روابط اقتصادی امروز می­تواند کاربرد فراوان داشته باشد, ولی به دلیل عدم آشنایی عموم مردم و عدم تبیین و شرح زوایای مختلف آن توسط دانشیان حقوق, کمتر به کار گرفته شده است. حال آنکه مقررة مزبور از نظر فقهی و حقوقی دارای مبانی متقن و محکمی از جمله بنای عقلاء بر مفاد ماده به ویژه تعهد به نفع شخص ثالث است و برای پاسخ­گویی به نیازهای اقتصادی امروز, از بسیاری راه­حلهای ارائه شده, مناسب­تر و مصون از اشکال است. موضوعاتی از قبیل تعهد به پرداخت وجه معینی در قبال عوض صلح, تعهد به نفع ثالث, عملیات بانکی ( اعطای وام با اخذ سود, پرداخت سود به س های ثابت), و بیمه, ­ای از مصادیق این ماده می­تواند باشد. با بررسی پیشینة تاریخی مادة مذکور در فقه و حقوق و تحکیم مبانی آن , موضوعات فوق, حجت شرعی و قانونی می یابند و در آن صورت, هر یک از آنها می تواند راه­گشای بسیاری از موانع و مشکلات موجود جامعه باشد.واژگان کلیدی: عقد صلح, صلح تأمینی, تعهد به پرداخت نفقه, بیمه , تعهد به نفع ثالث , عملیات بانکیمقدمهنیازهای فردی و اجتماعی بشر برای تأمین زندگی مطلوب در سایه امنیت، عد و رفاه, وی را وا‎ می‎دارد تا در راستای تحقق زندگی مورد نظر خود, نهایت تلاش خویش را بنماید. بر آگاهیهای علمی و تحقیقاتی خود بیفزاید و از ساخته‎های همنوعانش بهره گیرد و سرانجام رفتارهای خود را ضابطه‎مند سازد. از این رهیافت است که نهادهای حقوقی شکل می‎گیرند؛ به این معنا که قواعد حقوقی، ابزاری است برای تأمین آسودگی بشر در راستای نیل به زندگی سالم، آرام و مطمئن، به دور از نگرانیها و تشویش‎ خاطرها.توسعة دانش بشری و سرعت شتابناک پیش­بینی ناپذیر آن، رشد و پیشرفت­ لحظه به لحظة فن­آوری، اختراعات و ابداعات روزافزون، دسترسی فوری و آسان به اطلاعات علمی، ارتباطات پیچیده و نامأنوس ملتها، تها، فرهنگها و تمدنها، حمل و نقل آسان کالا و مسافر، تشکیل سازمانها و اتحادیه‎های جهانی و سرانجام جمعیت رو به تزاید انسانی در جامعة جهانی، عواملی هستند که بر گسترة نیازهای انسان می‎افزایند و نوع آنها را مدام تغییر می­دهند. در این رهگذر, نیازهای جدید گاهی سبب تغییر و دگرگونی نهادهای حقوقی تأسیس یافته می­شود و گاهی هم موجب تکوین قواعد جدیدتری می‎گردد. با وجود این, بشر هنوز در خواب غفلت است و تاکنون به آرامش مورد نظر دست نیافته است؛ اما در هر زمان, خود را با این سودا تسکین می­دهد که در مسیر رسیدن به مدینة فاضله گام برمی‎دارد و تا حدودی به آن نزدیک شده است.بی شک, بیشترین تلاش نوع بشر که شاید
با
تحقیق و بررسی در مورد مبانی فقهی و حقوقی ماده 768 در عقد صلح
اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد احتمال با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 23 فهرست مطالبعنوان صفحهتاریخچه 1احتمال 4احتمال نظری 5احتمال تجربی 5احتمال ذهنی 6محاسبه احتمال 6جمع حوادث سازگار 7ضرب حوادث مستقل 7ضرب حوادث وابسته 8اصول اساسی قانون ضرب 9جایگشت (تبدیل) 11ترتیب 13قاعده ترتیب 14ترکیب 15ویژگیهای ترکیب 18توصیف احتمال یک حادثه 18خلاصه 19 تاریخچههیچ نمی داند که اعتقاد به شانس برای نخستین بار در چه زمانی و مکانی مطرح شد. در هر حال این امر در دوران ماقبل تاریخ ریشه دارد. با این حال، اسناد کافی نشان می دهد که انسانهای اولیه برای توجیه حوادث تصادفی به وسایلی متوسط می شده اند. برای مثال در آسیای صغیر در آیین پیشگویی مرسوم بود که پنج قاپ را بیندازند. ترتیب ممکن از قاپها، نام خ را به همراه داشت (مار و لارسن، 1990). برای مثال چنانچه ترتیب (4، 4، 3، 1) به دست می آمد (قاپ شش وجه دارد و به هر وجه آن یک شماره اختصاص داده می شد). گفته می شد زئوس منجی آمده است و چنین ترتیبی پنشانی از قوت قلب تلقی می شد و تفسیر آن این بود که آنچه در سر داری، بی مهابا به انجام برسان. یا اگر ترتیب 4، 4، 4، 6، 6 ظاهر می شد معنای آن این بود که در خانه ات بمان و به هیچ کجا مرو.به تدریج پس از گذشت هزاران سال، تاس جانشین قاپ شد. در مقبره های مصر که 2000 سال پیش از میلاد ساخته شده اند، تاسهای سفالی به دست آمده اند. متداول ترین تاس بازی آن زمان هازاد نام داشت. هازاد توسط سربازانی که از جنگهای صلیبی بازگشتند، به اروپا آورده شد. ورق برای نخستین بار در قرن چهاردهم رواج پیدا کرد.مورخان در مورد این که اعتقاد به احتمال شروع نامشخصی دارد اتفاق نظر دارند. شاید دلیل این امر ناسازگاری آن با عامل بارز موثر در تحول فرهنگ غرب، یعنی فلسفه یونان و خداشناسی یان در صدر یت باشد. یونانیان به عقیده شانس اکتفا می کدرند در صورتی که یان چنین اعتقادی نداشتند. در قرن شانزده احتمال سر از خاک برداشت. سازماندهی و احیا آن توسط جرولامو کاردان انجام گرفت. علاقه کاردان که ظاهراً تحصیلاتی در رشته پزشکی داشت، به قوانین احتمال، ناشی از میل وافر او به بود. او در صدد دستی به یک الگوی ریاضی بود تا با کک آن بتواند حوادث اتفاقی را تشریح کند. آنچه که او سرانجام تدوین کرد تعریف کلاسیک احتمال است. به این صورت که در صورتی که تعداد نتایج ممکن حادثه ای که همه دارای احتمال ی ان هستند را با n نشان دهیم و چنانچه m نتیجه از n نتیجه ممکن اتفاق بیفتد، احتمال آن حادثه مساوی است. برای مثال در صورتی که تاسی بدون اریبی باشد، 6 ممکن (6= n) خواهد شد (نتایج 5 و 6) و احتمال 5 یا بزرگتر از آن مساوی یا خواهد بود.کاردان ابت ترین اصول احتمال را مطرح کرده بود. الگویی که او کشف کرده بود ممکن است پیش پا افتاده به نظر برسد اما حاکی از گامی عظیم بود. بسیاری از مورخان نقطه آغاز علم احتمال را سال 1654 می دانند. در پاریس باز ثروتمندی به نام شوالیه دمور از چند ریاضی دان برجسته از قبیل ب پاسکال سوالهایی پرسید که معروفترین آنها درباره نقاط بود.دو نفر، الف و ب، موافقت می کنند که بدون تقلب مجموعه ای بازی را تا زمانی که یک نفر از آنها شش دست برنده شود، ادامه دهند. هر کدام از این دو نفر بر سر مبلغ ی انی می کنند با این قصد که برنده کل، تمام مبلغ (بانک) را برنده شود. حال فرض کنید به هر دلیلی این بازیها قبل از موقع پایان پذیرد، مثلا در نقطه یا مرحله ای که فرد الف 5 دست و فرد ب 3 دست برنده شده باشد. در این مرحله یا نقطه از بازی، پول شده چطور باید تقسیم شود؟ پاسخ صحیح این است که فرد الف باید کل مبلغ شده را دریافت کند. چرا مبلغ شده باید به این ترتیب تقسیم شود؟با طرح سوالهای دمور، حس کنجکاوی پاسکال برانگیخته شد و نظر خود را با پیر فرما، کارمند ت و احتمالاً برجسته ترین ریاضی دان اروپا، در میان گذاشت. فرما با روی گشاده از نظر پاسکال استقبال کرد و از همان موقع بود که نظریه معروف تناظر پاسکال- فرما نه تنها برای حل مسائل نقاط مطرح شد بلکه شالوده ای برای کارهای اساسی تر گردید.خبر آنچه که فرما و پاسکال یافته بود انتشار یافت و دیگران هم به مطالعه این مساله پرداختند. معروفترین آنها دانشمند و ریاضی دان هلندی کریستیان های جنز است که نام او بیشتر به خاطر کارهایش در نورشناسی و نجوم در خاطرها مانده است. توجه های جنز در همان اوایل کارش به مسائل نقاط جلب شد. وی در سال 1657 کتاب محاسبات در بازیهای احتمالی را منتشر ساخت که قریب 50 سال به عنوان کتاب درسی درباره نظریه احتمال تدریس می شد (لارسن و مار ، 1990). طرفداران های جنز او را بنیانگذار احتمالات می دانند.
با
تحقیق در مورد احتمال
تمام تلاشمان را کردیم که چراغ این وبلاگ را روشن نگه داریم، اما ظاهرا نشد، ظاهرا نمی شود. راستش را بخواهید با اینکه در موتور جست و جوی گوگل این وبلاگ همیشه در رتبه های بالا قرار داشته و به صورت میانگین روزانه ده ها بار مورد بازدید قرار گرفته است، لذا بعضی از دوستان ظاهرا به این وبلاگ اعتراض داشتند و درخواست تعطیلی آن را نمودند. فارغ از مشکلات شخصی بنده از غم نان گرفته تا ضیق وقت و باقی قضایا، و گفته های ناگفته های باعث که عقده بعضی از دوستان شده است تا علیرغم تصور اولیه ی این حقیر، فضا برای مساعدت به دوستان روز به روز بسته و بسته تر شود. چند سال پیش از این، با این نیت آغاز کردیم که بی هیچ چشمداشتی به عزیزانی که در ابتدای راه هستند کمک کنیم. دریغ که دیگر نه جانی در بازو مانده ، نه رمقی در زانو، بله! به همین سادگی رسیدیم به آ خط. وعده هایی دادیم که به سبب مشکلات موجود در فضای نه چندان سالم این حرفه، حواله شدند به سر منی که پیش از انباشت به تاراج رفته بود. امیدهایی دادیم که به چشم بر هم زدنی رنگ باختند. خاطرها آزردیم با نقد دلسوزانه (بخوانید بی رحمانه) که نباید می آزردیم. ناسزاها شنیدیم که نباید می شنیدیم. و حالا وقت آن رسیده که به علامت تسلیم دست ها را بالا ببریم و چونان باقی دوستان و همکاران سر خویش بگیریم و به راه خویش برویم. در این سه سال و چند ماه، پرسش و کامنت و قس علیهذا را پاسخ گفته ایم. پاسخ هایی که مفید و غیر مفید، حاصل دانش اندک و بضاعت حد اقلی نویسنده ای بودند که خود در آغاز راه است. امیدوارم که قصورها و کاستی ها را بر من ببخشید. امیدوارم. سه پست اول این وبلاگ را به یادگار گذاشتیم بماند و الباقی را با بغض تمام به دکمه ی بی رحمی سپردیم که در قسمت مدیریت مرکزی وبلاگ توسط بیان تعبیه شده است:
"حذف "
کلیک که می کنی بعدش از تو می پرسد: "آیا حذف این یادداشت را تایید می کنید؟"
تو کمی دل دل می کنی و دکمه ای را فشار می دهی که یعنی: "بله"
ی کل نمی کشد.
ی خوشحال نمی شود.
اما داستان یک وبلاگ سه ساله به همین سادگی به پایان می رسد. راستی تا یادمان نرفته این نکته را هم اضافه کنیم که با کمال شرمساری از این به بعد به هیچ یک از ایمیل های مرتبط با این وبلاگ پاسخ داده نمی شود. اگر دوست داشتید به این سایت سر بزنید،
پ.ن:
عادل فردوسی پور در برنامه نود همیشه یک حاشیه جالب را نگه می دارد برای ساعت دو و نیم بعد از نصفه شب و می گوید : "دوستانی که تا این ساعت بیدار مانده اند می توانند این قسمت را ببینند."
بعدش تو زل می زنی به صفحه تلویزیون و نگاه می کنی که چطور بازیکنان یک تیم از فنس ورزشگاه بالا
می روند و به تماشاچی های حریف حمله ور می شوند. حالا حکایت ماست . دوستانی که این یادداشت را تا آ خوانده اند دعوت می شوند به خواندن یکی از نظرات خصوصی که برای این گروه فرستاده شده است: " چرا وقتی همه ما اینترنت پرسرعت داریم و ایمیل داریم برای شما ایمیل کند و شما تو وبلاگ بگذارید ، می خواهید ما را به خود وابسته کنید و ..." با آرزوی شفای عاجل برای تمام بیماران، بویژه مبتلایان به بیماری های خاص، برای همیشه خدانگهدار. مقاله علم احتمال در 22 صفحه ورد قابل ویرایش فهرست مطالب عنوان صفحه تاریخچه................................................................................................................. 1 احتمال.................................................................................................................... 4 احتمال نظری......................................................................................................... 5 احتمال تجربی..................................................................... اختصاصی از اینو دیدی پاو وینت سیاست آموزشی چیست با و پر سرعت .
 پاو وینت سیاست آموزشی چیست
 پاو وینت سیاست آموزشی چیست  دسته بندی : پاو وینت نوع فایل:  ppt _ pptx ( قابلیت ویرایش )  قسمتی از محتوی متن پاو وینت :  تعداد اسلاید : 23 صفحهسوالات اساسی در سیاستگذاری آموزشی آموزش برای چیست؟
آیا آموزش بر نابرابریهای اجتماعی غلبه می کند؟
چه سیاستهایی را باید برای تشویق شرکت وسیع در آموزش عالی انطباق داد و سپس اجراکرد؟
آیا فناوریهای مدرن جامعه را به صورت مدرسه زدائی می برد یا به صورت روندی واقعی در می آورد؟
در کلاسهای الکترونیکی طرح و برنامه پنهان تاموزشی یعنی چه؟
آیا کالج ها و مدارس باید تاکید را بر توسعه هوش عاطفی بگذارند؟
سیاست آموزشی چیست؟
سیاست آموزشی اغلب در باره چیزی بحث یا می شد که بطورت متنی نوشته شده روی یک کاغذ به صورت قانون در آمده باشد. سیاست آموزشی تنها عبارتی روی تکه ای کاغد است که قصد و عملی را نشان می دهد. این مساله در مورد سیاست مهم است (یعنی قصد و عمل). لذا: سیاست را می توان یک فرایند دید فرایند پویا پویایی سیاست پویایی سیاست از چند چیز ناشی می شود: 1.
تضاد بین سیاست گذاران 2.
تضاد بین اجراکنندگان (درباره اهمیت امور و مشکلات رسیدن به هدف های مطلوب) 3.
تفسیر سیاستها یک فرایند فعال است ( معمولا سیاستها مستعد تفسیرهای متعدد هستند) 4.
عمل به سیاست فرایندی پیچیده است 5.
سیاست هم نوشت و هم اجرا است هم لغت و هم deed است سیاست های آموزشی چطور درست می شوند؟
سه مرحله در سطح ملی برای درست شدن سیاست آموزشی به قول راین rein: 1.
مشکل ی (تعریف و مشخص نیازها) 2.
تجهیز و بسیج ساخت برای اجرا (توسعه موسسعه های تحقیقاتی و تحقیقات) 3.
دستی به وضعی که سیاست گذاری در برابر معماها و ازش ها قرار می گیرد (تعیین اینکه آموزشی تحت نظر ت باشد یا وزارتخانه یا ت محلی یا مدرسه) policy statament policy as a recieved policy encoding polciy deconding تعلق خاطرها، تفسیرها و خواسته های سیاست گذاران انتقال به اجراکنندگان از ( از طراحی به اجرا) تعریف سیاست آموزشی سیاست آموزشی یعنی مشخص شدن اصول و کنش های مربوط به امور آموزشی، که اه مطلوب را دنبال میکند، یا بایستی دنبال کنند، یا اه مطلوب را طراحی می کنند سیاستگذاری آموزشی چیست؟
آنچه دانشجویان تجربه می کنند در حقیقت تجربه یک سیاست آموزشی است که روی انها پیاده ده است دانشجویان بخشی از سیاستهای آموزشی اند چه در و چه در مدرسه بنابر این: سیاستگذاری آموزشی با ترکیبی از تعاملات رو در رو یا مطالعات مستقل بدست می آید سیاستگذاری آموزش مجازی شرایطی است که در آن تعاملات رو در رو مانند همشاگردی، همکلاسی...
تقریبا وجود ندارد و از راه وسائل ارتباطاتی جدید آموزش انجام می شود حرکت از آموزش طبقه ای به آموزش نخبه گرا و توده ای اصطلاح مدرسه : فراغت هزینه بالای آموزش آموزش به معنای مهارت و یادگیری غیر انتزاعی عدم دسترسی به متون توسعه تعلیم و تربیت در اروپا آموزش و پرورش اجباری افزایش هزینه ت بر آموزش افزایش سن ترک مدرسه آموزشه به مثابه حوزه دخ ت انجام آزمون های مختلف برای ورود به و وزارتخانه ها رهیافت سیاستگذاری توده گرا دسترسی تعداد بشتری به امکانات آموزشی: حذف شهریه و استفاده صرف طبقات بالا بالا بردن سن ترک مدرسه تا 15 سالگی تعهد نسبت به برابری فرصتها در آموزش و پرورش دلایل رد برخی سیاستهای نخبه گرایانه ترک تحصیل در نتیجه ز  متن بالا فقط قسمتی از محتوی متن پاو وینت میباشد،شما بعد از پرداخت آنلاین ، فایل را فورا نمایید    لطفا به نکات زیر در هنگام ید  پاو وینت:  توجه فرمایید.در این مطلب، متن اسلاید های اولیه قرار داده شده است.به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاو وینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از ید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرماییدپس از پرداخت هزینه ،ارسال آنی پاو وینت ید شده ، به ادرس ایمیل شما و لینک فایل برای شما نمایش داده خواهد شددر صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون بالا ،دلیل آن کپی این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاو وینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارددر صورتی که اسلاید ها داری ج و یا ع باشند در متون پاو وینت قرار نخواهند گرفت.
هدف فروشگاه ایران پاو وینت کمک به سیستم آموزشی و رفاه دانشجویان و علم آموزان میهن عزیزمان میباشد. 


فایل  پرداخت آنلاین 

با
پاو وینت سیاست آموزشی چیست
اختصاصی از نیک فایل تحقیق کامل درباره خوشرویی و خوشخویی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 11 خوشرویی و خوشخوییشاید گیراتر از «حُسن خلق»، واژه‏ای نباشد که ترسیم کننده روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه‏دار باشد. چیزی که عنوان برجسته رفتار یک مسلمان است و معیار کمالِ ایمان یک مؤمن، آنگونه که رسول خدا(ص) نیز، به این فضیلت متعالی آراسته بود.بخشی از اخلاق نیکو، در «خوشرویی» متجلّی است، بخشی در «خوشخویی» و بخشی هم در «خوشگویی». و چه خوش است که به این سه «خوش» مبارک و مقدس، بپردازیم و از آنها کلیدی برای گشودن قلعه دلها و عاملی برای تحکیم رابطه‏ها بسازیم.خوشروییدر مواجهه دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم روبه‏رو می‏شود. مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره‏ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمز گشایش قفل دلهاست.«خوشرویی»، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند.هم در گفتار آشکار می‏شود، هم در رفتار.چه بسا رابطه‏ها و دوستیهایی که با «ترشرویی» و «اخم » و «عبوس شدن» به هم خورده است. از سوی دیگر مبدأ بسیاری از آشناییها هم یک «تبسّم» بوده است.وقتی با چهره شکفته و باز با ی روبه‏رو می‏شوید، در واقع کلید محبت و دوستی را به دستِ او داده‏اید. برع ، چهره اخمو و ابروهای گره‏خورده و صورتِ درهم و بسته، دریچه ارتباط و صمیمیّت را می‏بندد.اگر این خوشرویی و خنده‏رویی با نیّت پاک و الهی انجام گیرد، علاوه بر تأثیر محبّت‏آفرین، «حسنه» و «عبادت» به حساب می‏آید.از باقر(ع) سخن بیاوریم که فرمود:تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فی وَجْهِ اخیهِ حَسَنَةٌ.(1)«لبخند انسان به چهره برادر دینی‏اش «حسنه» است!»تبسّم، مبدأ بسیاری از آشناییها و زداینده بسیاری از غمها و کدورتهاست. شگفت از انی است که از این کار بی‏زحمت و رنج و ج، که برکات فراوان دارد، طفره می‏روند و به سختی حاضرند «گُلخنده» مسرّت را بر لبان خود و چهره دیگران بیافرینند.برخورد با چهره باز با دیگران، آنان را آماده‏تر می‏سازد تا دل به دوستی با شما بسپارند. خنده‏رویی و بشّاش بودن، دیگران را دل و جرأت می‏بخشد، تا بی‏هیچ هراس و نگرانی، با شما باب آشنایی را باز کنند و سفره دلشان را پیشتان بگشایند.اگر با خوشرویی، بتوانید بار سنگین غم دوستان را سبک کنید، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسّم، بتوانید خاطری را شاد سازید، به خدا نزدیک‏تر شده‏اید. به قول حافظ:دایم گل این بستان، شاداب نمی‏ماند دریاب ضعیفان را، در وقت تواناییغم ‏ز وقتی یک چهره گشاده و لبخند صمیمی، غمی را از دل می‏زداید، چرا باید از این «احسان»، دریغ کرد؟بعضیها حضوری غم‏آفرین دارند، برخی هم محضری غم‏زدا. گروه اخیر، آیت لطف الهی‏اند که قدرشان ناشناخته است.گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم؟ که غم از دل برود چون تو بیاییانسانها نیازمند محبّت‏اند.این تشنگی، جز با ملاطفت و خوشرویی برطرف نمی‏شود.اگر اولین برخورد ما با ی، به گونه‏ای باشد که غم او را به شادی و نگرانی‏اش را به اطمینان مبدّل سازد، دریچه‏ای به دنیای صفا و سرور به رویش گشوده‏ایم. این نیز نزد خداوند، حسنه و عبادت است.باز هم حدیثی از حضرت صادق(ع):مَنْ اَخَذَ مِنْ وَجْهِ اَخیه المؤمِنِ قَذاةً کَتَبَ اللّه‏ُ لَهُ عَشْرَ حَسَناتٍ.(2)« ی که از چهره برادر دینی‏اش، رنج و اندوهی را بزداید، خداوند به پاداش آن، ده «حسنه» در نامه اع می‏نویسد.»مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟البته این رفتار، نوعی هنرمندی در معا است، قلبی مهربان می‏خواهد و عاطفه‏ای سرشار و خصلتی نوعدوستانه. شاد دیگران، چهره دیگری از همین «غمز » است. گاهی با توجّهی، نگاهی، محبتی، کلامی، هدیه‏ای و ... می‏توان انسانی را مسرور ساخت و در نتیجه خدا را از خود راضی ساخت.در این زمینه، باز هم سخنی از پیشوای صادق شیعه بیاوریم که فرمود:اَیُّما مُسْلِمٍ لَقِیَ مُسلِما فَسَرَّهُ سَرَّهُ اللّه‏ُ عزَّ و جَلّ(3)«هر مسلمانی که با مسلمانی دیدار کند و در برخورد، او را شادمان سازد، خدای متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.»وقتی می‏توان با کلماتی و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر، خاطری را سند ساخت، چرا باید با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه‏آفرین، غم بر چهره دیگری نشاند و او را به یاد روزهای تلخش انداخت و او را مأیوس و دلسرد ساخت؟هنرمند ی است که بتواند غبار غم از خاطرها بزداید. باز به قول حضرت لسان‏الغیب:سمن‏بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند پری‏رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانندخوشگوییاز شاخه‏های دیگر «حسن خلق»، که رابطه‏ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی‏تر می‏سازد، گفتار دلپذیر و شادی‏بخش است. متانت در سخن و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی‏کینه است و خلق و خوی اولیاء دین.ارزش انسان و جوهره وجودی‏اش را زبان و بیان روشن می‏سازد:یکی تحقیر می‏کند، یکی تشویق.یکی عیبجویی می‏کند، دیگری تحسین و تقدیر.یکی ملامت می‏کند، دیگری پر و بال می‏دهد و امید می‏آفریند.کدام یک خوبتر است؟شما خودتان چگونه بیان و زبانی دارید؟تلخ یا شیرین؟ گزنده یا مرهم گذارنده؟آیا با دیگران همان‏گونه صحبت می‏کنید که دوست دارید دیگران با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب کنند؟پذیرایی از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینی نیست.گاهی پذیرایی، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اِکرام، بالاتر از تغذیه و اطعام است، چرا که گفتار شایسته و زیبا، غذای روح است.گفتن یک «آفرین»، «احسنت»، «بارک‏اللّه‏» مگر چقدر هزینه و ج دارد؟
با
تحقیق کامل درباره خوشرویی و خوشخویی
علی (ع) به گواهی تاریخ دانان و شمندان جهان ، انسانی بود که عظمت شخصیتش دوست و دشمن را به تحسین وا می داشت . اکنون پس از 14 قرن از زمان زندگی آن یگانه تاریخ ، هنوز صاحبان فکر و شه در واکاوی شخصیت عظیم او درمانده اند و آرزوی درک محضرش را دارند. جرج جرداق نویسنده مشهور ی می نویسد: «آه! ای دنیا! چه می شد اگر قوای خود را جمع می کردی و توانت را بر. «کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم!» خوانش شعری از حسین پناهی حسین پناهی یکی از شاعران دوست داشتنی معاصر است. شاید شاعر درجه یکی نباشد، اما بدون شک، یک سر و گردن از خیل شاعرنماهای امروزی برتر است. به راستی چه چیزی باعث شده است که در میان چند هزار شاعر در سال های اخیر، شعر حسین پناهی بماند و دست به دست بچرخد؟ در حالی که هز. مقاله بررسی علم احتمال مقاله بررسی علم احتمال در 22 صفحه ورد قابل ویرایش دسته بندی علوم پایه فرمت فایل doc حجم فایل 32 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 22 دریافت فایل مقاله بررسی علم احتمال فروشنده فایل کد کاربری 6017 تمام فایل ها مقاله بررسی علم احتمال در 22 صفحه ورد قابل ویرایش فهرست مطالب
عنوان صفحه

تاریخچه................................................................................................................. 1

احتمال.................................................................................................................... 4
احتمال نظری......................................................................................................... 5

احتمال تجربی........................................................................................................ 5

احتمال ذهنی.......................................................................................................... 6

محاسبه احتمال...................................................................................................... 6

جمع حوادث سازگار............................................................................................. 7

ضرب حوادث مستقل............................................................................................ 7

ضرب حوادث وابسته............................................................................................ 8

اصول اساسی قانون ضرب.................................................................................. 9

جایگشت (تبدیل)..................................................................................................... 11

ترتیب..................................................................................................................... 13

قاعده ترتیب........................................................................................................... 14

ترکیب.................................................................................................................... 15
ویژگیهای ترکیب.................................................................................................... 18
توصیف احتمال یک حادثه..................................................................................... 18
خلاصه................................................................................................................... 19



تاریخچه

هیچ نمی داند که اعتقاد به شانس برای نخستین بار در چه زمانی و مکانی مطرح شد. در هر حال این امر در دوران ماقبل تاریخ ریشه دارد. با این حال، اسناد کافی نشان می دهد که انسانهای اولیه برای توجیه حوادث تصادفی به وسایلی متوسط می شده اند. برای مثال در آسیای صغیر در آیین پیشگویی مرسوم بود که پنج قاپ را بیندازند. ترتیب ممکن از قاپها، نام خ را به همراه داشت (مار و لارسن، 1990). برای مثال چنانچه ترتیب (4، 4، 3، 1) به دست می آمد (قاپ شش وجه دارد و به هر وجه آن یک شماره اختصاص داده می شد). گفته می شد زئوس منجی آمده است و چنین ترتیبی پنشانی از قوت قلب تلقی می شد و تفسیر آن این بود که آنچه در سر داری، بی مهابا به انجام برسان. یا اگر ترتیب 4، 4، 4، 6، 6 ظاهر می شد معنای آن این بود که در خانه ات بمان و به هیچ کجا مرو.

به تدریج پس از گذشت هزاران سال، تاس جانشین قاپ شد. در مقبره های مصر که 2000 سال پیش از میلاد ساخته شده اند، تاسهای سفالی به دست آمده اند. متداول ترین تاس بازی آن زمان هازاد نام داشت. هازاد توسط سربازانی که از جنگهای صلیبی بازگشتند، به اروپا آورده شد. ورق برای نخستین بار در قرن چهاردهم رواج پیدا کرد.

مورخان در مورد این که اعتقاد به احتمال شروع نامشخصی دارد اتفاق نظر دارند. شاید دلیل این امر ناسازگاری آن با عامل بارز موثر در تحول فرهنگ غرب، یعنی فلسفه یونان و خداشناسی یان در صدر یت باشد. یونانیان به عقیده شانس اکتفا می کدرند در صورتی که یان چنین اعتقادی نداشتند. در قرن شانزده احتمال سر از خاک برداشت. سازماندهی و احیا آن توسط جرولامو کاردان انجام گرفت. علاقه کاردان که ظاهراً تحصیلاتی در رشته پزشکی داشت، به قوانین احتمال، ناشی از میل وافر او به بود. او در صدد دستی به یک الگوی ریاضی بود تا با کک آن بتواند حوادث اتفاقی را تشریح کند. آنچه که او سرانجام تدوین کرد تعریف کلاسیک احتمال است. به این صورت که در صورتی که تعداد نتایج ممکن حادثه ای که همه دارای احتمال ی ان هستند را با n نشان دهیم و چنانچه m نتیجه از n نتیجه ممکن اتفاق بیفتد، احتمال آن حادثه مساوی است. برای مثال در صورتی که تاسی بدون اریبی باشد، 6 ممکن (6= n) خواهد شد (نتایج 5 و 6) و احتمال 5 یا بزرگتر از آن مساوی یا خواهد بود.

کاردان ابت ترین اصول احتمال را مطرح کرده بود. الگویی که او کشف کرده بود ممکن است پیش پا افتاده به نظر برسد اما حاکی از گامی عظیم بود. بسیاری از مورخان نقطه آغاز علم احتمال را سال 1654 می دانند. در پاریس باز ثروتمندی به نام شوالیه دمور از چند ریاضی دان برجسته از قبیل ب پاسکال سوالهایی پرسید که معروفترین آنها درباره نقاط بود.

دو نفر، الف و ب، موافقت می کنند که بدون تقلب مجموعه ای بازی را تا زمانی که یک نفر از آنها شش دست برنده شود، ادامه دهند. هر کدام از این دو نفر بر سر مبلغ ی انی می کنند با این قصد که برنده کل، تمام مبلغ (بانک) را برنده شود. حال فرض کنید به هر دلیلی این بازیها قبل از موقع پایان پذیرد، مثلا در نقطه یا مرحله ای که فرد الف 5 دست و فرد ب 3 دست برنده شده باشد. در این مرحله یا نقطه از بازی، پول شده چطور باید تقسیم شود؟ پاسخ صحیح این است که فرد الف باید کل مبلغ شده را دریافت کند. چرا مبلغ شده باید به این ترتیب تقسیم شود؟

با طرح سوالهای دمور، حس کنجکاوی پاسکال برانگیخته شد و نظر خود را با پیر فرما، کارمند ت و احتمالاً برجسته ترین ریاضی دان اروپا، در میان گذاشت. فرما با روی گشاده از نظر پاسکال استقبال کرد و از همان موقع بود که نظریه معروف تناظر پاسکال- فرما نه تنها برای حل مسائل نقاط مطرح شد بلکه شالوده ای برای کارهای اساسی تر گردید.خبر آنچه که فرما و پاسکال یافته بود انتشار یافت و دیگران هم به مطالعه این مساله پرداختند. معروفترین آنها دانشمند و ریاضی دان هلندی کریستیان های جنز است که نام او بیشتر به خاطر کارهایش در نورشناسی و نجوم در خاطرها مانده است. توجه های جنز در همان اوایل کارش به مسائل نقاط جلب شد. وی در سال 1657 کتاب محاسبات در بازیهای احتمالی را منتشر ساخت که قریب 50 سال به عنوان کتاب درسی درباره نظریه احتمال تدریس می شد (لارسن و مار ، 1990). طرفداران های جنز او را بنیانگذار احتمالات می دانند.


احتمال

مفهوم احتمال به صورتهای مختلف در زندگی به کار برده می شود، احتمال به صورت کلی به درست نمایی اتفاق افتادن حادثه تعریف شده است. این درست نمایی غالباً با p نشان داده میشود و عبارت از نسبت اتفاق افتادن حادثه ای که انتظار وقوع آن می رود. ارزش مقداری احتمال بین صفر تا 1 قرار دارد. ارزش 1 برای پیشامد حتمی و ارزش صفر برای نشان دادن اینکه شانس یا احتمال وقوع حادثه معینی وجود ندارد، به کار برده می شود. در زندگی حوادث نادری وجود دارند که احتمال وقوع آنها به صورت مطلق حتمی است. به طور کلی، هرگاه تمام حوادث مورد سوال به صورت دقیق و روشن تعریف شوند، احتمال وقوع یک حادثه معین، p ، مساوی است با تعداد شیوه هایی که آن حادثه اتفاق می افتد تقسیم بر تعداد کل ح ها. به عبارت دیگر، p مساوی است با تعداد ح های مساعد تقسیم بر مجموع کل ح ها. برای مثال، در صورتی که تاس بدون اریبی را رها کنیم احتمال این که هر یک از شش وجه آن به زمین بنشیند مساوی است و احتمال این که هر یک از شماره های 2، 4 یا 6 به زمین بنشیند مساوی یا 5/0 است.

همان طور که گفته شد احتمال وقوع حادثه معینی را با p نشان می دهند. احتمال عدم وقوع همان حادثه را با q نشان می دهند. مجموع p و q همیشه مساوی یک است (p+q=1). برای مثال، در صورتی که سکه بدون اریبی را پرتاب کنیم، اگر احتمال آمدن طرف اول آن یا 5/0 است و جمع این دو احتمال مساوی 1 است (p+q=1). در صورتی که وقوع یک حادثه در احتمال وقوع حادثه دیگر تاثیری نداشته باشد، آنها را مستقل گویند. حوادث مرکب به حوادثی گفته می شوند که از دو یا چند حادثه ساده تشکیل شده باشند، مانند امکان آمدن دو تا 4 در دو مرتبه انداختن تاس.
احتمال نظری

فرض کنید تاسی را رها کرده اید چون این تاس دارای 6 وجه است و احتمال آمده هر کدام از وجوه آن نیز مساوی است بنابراین احتمال آمده هر یک از وجوه این تاس مساوی است. این احتمال را نظری می نامند زیرا بر اساس مفروضه های نظری محاسبه می شود. برای مثال در صورتی که در یک مسابقه ورزشی برای پیروزی تیمی 4000 ریال به 1000 ریال کنیم، در این نظر ما این است که 4 به یک به نفع ما خواهد بود، یعنی در نظر ما، تیمی که طرفدار آن هستیم از پنج بازی، امکان چهار موفقیت دارد. بنابراین احتمال اینکه تیم مزبور برنده شود، یا 8/0 است. این امکان بیشتر جنبه نظری دارد.

ویژگیهای ترکیب

نماد ncr دارای ویژگیهای جالبی است . یکی از معروفترین آنها مثلث پاسکال است که یک آرایش عددی است که در آن هر عدد برابر با مجموع دو عددی است که در دو گوشه فوقانی آن قرار دارد. چنانچه ردیفها و ستونها را شماره گذاری کنیم. به این ترتیب که در راس مثلث از صفر شروع کنیم و شماره گذاری ستونها را از چپ به راست انجام دهیم، هر عدد را می توان با نماد ncr جایگزین کرد.

ویژگی دوم آن عبارت از این است که اگر در فرمول ncr ترکیبهای (n-r) به (n-r) از n حرف را در نظر بگیریم رابطة زیر همواره وجود خواهد داشت:

n-rcr = ncr

ویژگی سوم . همواره داریم:

ncr+ ncr-1 = n+1cr

در صورتی که در معادله فوق 1= r باشد، رابطه زیر حاصل خواهد شد:

0 ncr+ nc = n+1cr

چنانچه r=n باشد ویژگی دوم به صورت زیر خواهد شد:

1 = 0 nc = ncr
توصیف احتمال یک حادثه

در اصطلاح احتمالات، مجموعه از نتایج ممکن همراه با هر آزمایش، فضای نمونه (s) نامیده می شود و به مجموعه ای از نتایج متعلق به فضای نمونه که برای بعضی شرایط لازم یا کافی است واقعه گفته می شود. احتمال حادثه ای نظیر a را با p(a) نشان می دهند. فرض کنید سکه ای را به هوا پرتاب کرده ایم. فضای نمونه مساوی 2 است، زیرا هر یک از دو طرف سکه می تواند بر زمین بنشیند. a نشان دهنده واقعه موردنظر، شیر یا خط است . احتمال واقعه a مساوی یک دوم است. بنابراین می توان نوست: و لی چگونه می توان این احتمال را تفسیر کرد؟ آیا این بدین معنیا ست که از هر دوبار انداختن سکه، یک بار روی آن می آید؟ البته خیر. نکته ای که بیان می کند این است چنانچه سکه سالمی را به دفعات متعدد رها سازیم، نسبت نشستن خط به مجموع حالات ممکن مساوی است.

خلاصه

هیچ نمی داند که شانس در چه زمان و مکانی برای اولین بار مطرح شد. احتمال شروع نامشخصی دارد. احتمال در قرن شانزده مطرح گردید و سازماندهی آن توسط جرولامو کاردان صورت گرفت. در صورتی که تعداد نتایج ممکن حادثه ای را به n نشان دهیم و چنانچه m نتیجه از این n نتایج اتفاق بیفتد، احتمال آن حادثه مساوی است. امروزه احتمال به شکلهای مختلف به کار برده می شود و به طور کلی عبارت است از درست نمایی اتفاق افتادن یک حادثه معین. این درست نمایی با p نشان داده می شود و مقدار آن بین صفر تا 1 قرار دارد. احتمال دارای شکلهای مختلفی است. احتمال نظری براساس مفروضات نظری تعریف و تعیین می شود. احتمال تجربی که ب ایه مفروضات تجربی قرار دارد و احتمال ذهنی که برای محاسبه احتمالهای روزمره به کاربرده می شود، بر دلایل ذهنی مبتنی است.

در احتمال ، محاسبات براساس دو قانون جمع و ضرب انجام می شود. قانون جمع زمانی به کار برده می شود که یکی از دو حادثه اتفاق بیفتد، در صورتی که از ضرب در شرایطی استفاده می شود که دو حادثه با هم اتفاق بیفتند. قانون جمع برای دو حادثه ناسازگار (حوادثی که وقوع یکی از آنها وقوع دیگری است) عبارت است از:

p(a)+p(b)= (b یا a)p در صورتی که این قانون برای حوادث سازگار (که امکان وقوع آنها به صورت همزمان وجود دارد) به صورت:

p(a)+p(b)-p(a,b)= b) یا p(a نوشته می شود. چنانچه دو حادثه مستقل (یعنی حوادثی که وقوع یا عدم وقوع هر یک در احتمال وقوع یا عدم وقوع حادثة دیگر تأثیر ندارد) داشته باشیم، احتمال این که هر دو تای آنها اتفاق بیفتد مساوی حاصل ضرب احتمال وقوع هر یک از آنها است. p(a)* p(b)= (b یا a)p . در صورتی که دو حادثه وابسته باشند (یعنی احتمال وقوع یکی به احتمال وقوع یا عدم وقوع دیگری بستگی داشته باشد)،احتمال آن که هر دوی آنها اتفاق بیفتند مساوی است با p(a)* p(b)= (b یا a)p .

در صورتی که شیوه های ممکن در انجام مراحل متوالی کاری را به nk , … , n2, n1 نشان دهیم، ترتیب اجرای مراحل از n1 تا k مساوی است با nk … * n3 * n2 * n1 . تعداد گروههای حاصل از تبدیل یا جایگشت (شیوه های مختلف قرار گرفتن افراد یا اشیا در کنار هم) عبارت است از: pn = n! . تحقیق بررسی علم احتمالپژوهش بررسی علم احتمالمقاله بررسی علم احتمال تحقیق بررسی علم احتمالبررسی علم احتمالعلماحتمال
وداع غم انگیز چشم ها

به انگیزه 28 صفر سالروز رحلت اعظم ای وای! به تو طعنه می زنند! به تو طعنه می زنند که اسامه جوان است: به تو طعنه می زنند که اسامه جوان است و نمی توانیم با او به جنگ برویم. آنان فرمانده پیر می خواستند و تو اندوهناک از آن که فرمان نمی برند! تو اندوهناکی از آنان که به فرمان تو جامة عمل نمی پوشانند و با اسامه همراه نم.
ذهن نیما یوشیج سرشار بود از چالشها و کشمکشها، از دغدغه ها و تشویش خاطرها، از بیمها و امیدها؛ و یکی از شکلهای اصلی بروز این چالشهای درونی در شعر او به صورت طرح پرسش بوده است. در حقیقت، پرسشگری یکی از جلوه های چشم گیر شعر نیما یوشیج است، پرسش از همه و همه چیز، پرسش از خود و دیگران، پرسش از دوست و دشمن، پرسشهای مجادله آمیز، پرسشهای ا.
1- یک زن چیزی جز شوهرش نمی خواهد ولی وقتی که به او رسید همه چیز می‌خواهد. «؟!»
2- ن به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می‌گویند تا در حفظ آن شریک باشند.«فئودور داستایوسکی»


3- زنها مثل ماهی هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشکل است.«ولتر»

4- زن اگر موافق باشد رحمت ال. اختصاصی از هایدی مقاله تأثیر عوامل انتقادی در تئاتر با و پر سرعت .
مقاله تأثیر عوامل انتقادی در تئاتر
مقاله تأثیر عوامل انتقادی در تئاتر فرمت :word                                                     تعداد صفحه :754-چکیدهتلاش من در این پروژه آن بوده است که تاثیر نظریه های انتقادی را بر تئاتر بررسی کنم و به این مسئله بپردازم که این نظریات چه تاثیری بر روند آفرینش هنری هنرمندان تئاتر داشته اند همانطور که می دانیم تئاتر طی یک روند خود جوشانه از دل آئین و مراسم انسانهای ابت بوجود آمده و لذا به صورت فعالیتی خود به خود وجود داشته است . پس از آن بوده که عده ای نظریه پرداز درباره آن نظریه پردازی د و این روند ادامه داشته است تا آنکه کارگردانی به شکل امروزی آن بوجود آمد  وسبکهای جدید ساخته شد.در این میان کارگردانان و درام پردازانی بوده اند که خودشان هم نظریه پرداز بودند و به طبع پردازان دیگری نیز به وجود آمدند و کار اینها را نقد د.لذا من ابتدا به تاریخچه پیدایش نقد از دوران باستان تا به امروز یعنی (نقد قدیم و نقد جدید) به همراه بررسی تعامل میان نقد و هنر تئاتر به طور اجمالی نظری افکنده ام . پس از آن تاریخچه پیدایش کارگردانی را در جهان به شکل امروزی آن مورد برررسی قرار داده ام تا بعد به تبیین بازتاب میان نظریه های انتقادی و کارگردانی در تئاتر ایران علی الخصوص تئاتر دهه هفتاد ایران بپردازم و این امر البته با تحقیق و تفحص در تاریخچه پیدایش هنر نمایش و تئاتر در ایران و تاریخچه پیدایش نقد در ایران میسر گشته است که البته پیدایش نقد در ایران به صورت امروزی آن  تا اندازه ای هم با تلاش نخستین افراد برای ایجاد تئاتر به صورت غربی و امروزی آن در ایران مقارن بوده است.و با این تحقیق بدین نتیجه رسیدم که نظریه پردازی در ایران به شکلی که در نقاط دیگر جهان وجود داشته و نیز نظریات انتقادی کشورهای دیگر به صورت عمیق در تئاتر ما را پیدا نکرده است.به نظر می رسد در ایران کارگردانها بر این باورند که نقد هیچگونه تاثیری بروی کار آنها و پیشبرد خلاقیت هنریشان ندارد.از سوی دیگر منتقدین نیز بر این عقیده اند که کارگردان هیچ نقش یا تاثیری بر روند جریان نقد نخواهد گذاشت و همچنین به نظر می رسد که دیدگاه های موجود بیانگر آن است که منتقدان و کارگردانان رو در روی هم به عنوان دشمن ایستاده اند و نه بعنوان پل ارتباطی . در ظاهر امر در حال حاضر تنها یک شیوه ی نقد آنهم نقد ژورنالیستی در ایران شناخته شده است. در حالی که من به هر نوع نظریه پردازی معتبر در این حیطه نقد می گویم.از مشکلاتی که بر سه راه تحقیق من قرار داشت عدم وجود پژوهشگاه تئاتری در ایران  به عنوان یک نیاز ضروری فرهنگی و هنری بوده است. 2-مقدمهبه نظر می رسد که در تئاتر ایران بازت میان کارگردانی و نظریه های انتقادی وجود ندارد و به علت این عدم حضور حفره ی عظیمی در تئاتر ایران ایجاد گردیده است. در نتیجه اگر به این گونه پروژه ها پرداخته نشود این حفره روز به روز عمیق تر می شود.تلاش بر این است که اهمیت مسئله مورد تحقیق با مقایسه میان تئاتر کشور ما و تئاتر کشورهایی که از اجراهای تئاتری به مراتب پویاتر و بالنده تری برخوردارند بررسی گردد.و نیز تلاش بر این است که وجود تعامل ناشی از همکاری دو جانبه دو قشر شمند یعنی منتقد به عنوان نظریه پرداز و کارگردان به عنوان هنرمند صاحب سبک بررسی شده و نشان داده شود که این تعامل موجب پیشبرد هنر کارگردانی تئاتر می شود.این تحقیق قصد دارد به این سوال پاسخ دهد که آیا تئاتر و نظریات انتقادی به هم تاثیر متقابلی دارند یا نه و اگر دارند این تاثیر متقابل تئاتر و نظریات انتقادی مثبت بوده است یا خیر.و نیز هدف از اجرای این تحقیق آن است که هنرمند و نظریه پرداز راه تعامل با یکدیگر را یاد بگیرند به سخن دیگر در این تحقیق تمام نظریات انتقادی مورد بررسی قرار گرفته است و تاثیر هر یک بر هنر تئاتر به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است.3- فصل اول زمینهپژوهش در گذشته:الف) بررسی تاریخچه پیدایش نفت و همراه رویکری بر تأثیر متقابل نظریه های انتقادی و درام پردازان جهان الف-1) نقد قدیم:ادبیات و نقادی در یونان باستاندر شعر و ادب، یونان یگانه کشوری است که به قول بعضی محققان تحول و تطوری منظم داشته است و در هر یک از مراحل تکامل اجتماعی آثار و انواعی را که مقتضای آن مرحله از تحول بوده است به وجود آورده است. اما در یونان، برخلاف سایر ممالک اروپا تطور و تکامل انواع شعر تقریبا همواره با تحول اجتماعی حیات عمومی همقدم بوده است.(1) این تطور و تکامل بدیع به تدریج، لیکن بدون وقفه و انقطاع صورت گرفته است. انواع و فنون شعری از حماسی و غنایی و تمثیلی هر کدام به اقتضای اوضاع و احوال زمانه به توالی پدید آمده اند و هر یک از انواع و فنون مزبور ثمره مقتضیات حیاتی قوم یونانی در عصر و دوره خاصی به شمار می آید.(2) اما در باب نقد و تاریخ آن پیش از ظهور افلاطون و ارسطو اطلاعات زیادی در دست نیست.پیزیسترات، جبار و معروف آتن را که از سال 525 تا 600 قبل از میلاد می زیست شاید بتوان قدیمیترین منتقد در ادب یونان بشمرد زیرا او ظاهراً نخستین ی بوده است که در صدد جمع و تدوین آثار هومر برآمده است. آریستوفاندر دوره سقراط، آریستوفان شاعر را می توان از قدیمیترین نقادان دانست. وی تنها نویسنده کومدی در یونان قدیم است که آثار کاملی از او باقی مانده است. نویسندگان کومدی در آن زمان، اینگونه نمایشنامه ها را وسیله یی جهت نقد و بحث عقاید و آراء جاری تلقی می د و اگر شاعری موفق می شد که این عقاید و رسوم را مس ه و انتقاد کند ، دیگر در بند آن نبود که آنچه گفته است و آنچه نمایش داده است با واقع و حقیقت موافق هست یا نه ؟(3) کومدی غوکان پیش از همه آثار آریستوفان عقاید او را در باب مسایل مربوط به نقد ادبی نشان می دهد. اما باید متوجه بود که در آثار این شاعر نقد بیشتر به منظور مزاح و استهزاء است و بنابراین نمایشنامه غوکان را هرگز نباید به چشم یک اثر دقیق انتقادی نگریست . سقراطاما عقاید سقراط در باب نقد ادبی، مثل همه مسائل دیگر، چنان با آراء و عقاید شاگردش افلاطون بهم در آمیخته است که آنها را به آسانی از یکدیگر جدا نمی توان کرد. مع ذلک در بعضی رسائل افلاطون، از آنجمله رساله دفاع سقراط، می توان عقیده و رأی این حکیم بزرگ اخلاقی را در باب شعر جستجو کرد. (5)از این فقره می توان این نتیجه را گرفت که سقراط ظاهراً نخستین ی است که پی برده است به اینکه قوه فهم و نقد شعر با قوه ابداع و نظم آن تفاوت دارد و بسا که منتقد شعر را از شاعری که گوینده آن است بهتر بشناسد و از این جهت اصل و منبع فن نقد را بعضی در همین گفته سقراط جستجو کرده اند .(6)باری، سقراط با آنکه در طی مکالمات خود مکرر بر سبیل تمثیل و استشهاد از شاعران یاد می کند و حتی گاه از بعضی از آنها مانندهومر و پیندار و اوریپید اشعاری نقل می کند، لیکن از لحاظ اخلاق که فلسفه او مبتنی بر آن است به شعر چندان توجه ندارد و آن را کاری بی فایده و عبث می شمارد. افلاطوناز بحثهای متعددی که افلاطون در باب شعر و شاعری دارد پیداست که بیش از اسلاف خویش به شعر و ادب توجه داشته است و هرچند تمیز آراء این دو حکیم آسان نیست اما برای تحقیق در تاریخ نقادی به هر حال به کتب افلاطون باید نظر انداخت. از جمله این کتاب، رساله فدروس می باشد که در باب زیبایی بحث می کند و در آنجا از قول سقراط درباره شعر سخنان دلنشین می گوید و شعر را از غلبه بیخودی می داند و می گوید که اگر این ح بر ی مستولی گردد او را برمی گیرد و از خویشتن بیخود می کند و در آن حال شعرها و نغمه ها بدو القاء و الهام می گردد. (7) در حقیقت افلاطون در این کتاب بطور کنایه شعر را نوعی از « هذیان» (maniai) می خواند و شاعر را ی می داند که آشفته و پریشانست و از خود برآمده و بی خویشتن شده است و از این رو در سلسله مراتب ارواح و عقول انسانی برای روح شعر جایی در مرتبه نهم و بین درجه  اهل رموز و اهل صنعت معین می کند. در صورتی که صدر مراتب را که بلافاصله بعد از مقام خدایان است به فلاسفه و حکما وا می گذارد و همین فاصله زیادی که بین مقام حکیم و مقام شاعر قایل می شود معلوم می دارد که در نظر افلاطون شعر چندان مقام مهمی ندارد. (8) به عقیده افلاطون، اساس کار شاعر قصه گویی و داستان سرایی است و « خواه شاعران امروز و خواه شاعران گذشته، کاری جز این ندارند که خلق را بوسیله امثال و قصص سرگرم دارند»؛ لیکن این امثال و قصص باید چنان باشد که در مسایل دینی و اخلاقی موجب ضلال و غوایت جوانان نگردد. (9)تحقیقات افلاطون در باب شعر و ادب منحصر به بعضی مندرجات کتاب فدروس و کتاب جمهور نیست بلکه چون وی اهمیت زیادی به امر شعر و شاعری می داده است و لازم می دانسته است که گفتنیهای خود را در آن باب بگوید، رساله جداگانه یی نیز در این باره تألیف کرده است. نام و عنوان این رساله ایون یا شعر و شاعری است و هر چند از رسالات نسبتاً کوتاه افلاطون است اما این نیز هست که بحث حکیم درینجا برخلاف کتاب جمهور، در باب تراژدی نیست بلکه راجع به حماسه است و در حقیقت این رساله بحثی در باب شعر حماسی و نقدی درباره هومر است، هرچند در مسایل دیگر نیز وارد شده است و بحث جامع و مفصلی در باب شعر کرده است. (10) در آن جا شاعر بعنوان خواننده حرفه ای (راوی) الهام یافته ای معرفی می شود که رب النوع هنر با زبان وی سخن می گوید، مردی که از هنر و اراده ی آزاد از آن خود عاری است و وسیله بی اراده محض است. (11) ایون خواننده ای حرفه ای rhapsodist بود که اشعار شاعران بزرگ را روایت می کرد و آنها را بجلوه می آورد. شاعر از خدا الهام می گیرد و راوی از شاعر ، و به این طریق زنجیر مغناطیسی ادامه می یابد. (12) بنابراین هنرمند فقط مقلدی از تقلیدی است ، بعلاوه از استعمال واقعی و طبیعت چیزی که تقلید می کند بی خبر است. این اعتراض عمده افلاطون به شعر است اما دو اعتراض دیگر- که با آن پیوند نزدیک دارد- نیز هست : تقلید هنری خواه بصورت نقاشی خواه بصورت ادبیات، نه فقط از حقیقت بسیار دور است بلکه به قسمت پست تری از ملکات بشری روی آورده آنرا بکار می گیرد. (13) این به اعتراض سوم و جدی تری منتهی می شود و آن این است که « شعر بجای آنکه شور و احساسات را ضعیف و خشک سازد آنها را می پرورد و آبیاری می کند» طبیعی این است که افلاطون فیلسوف، عقل را در برابر شور و احساس قرار می دهد (همان کاری که برخی از متفکران ی بعدها ناگزیر انجام دادند) : وظیفه مرد داناست که شور و احساس را بوسیله عقل مهار کند. (14)باری، خلاصه تحقیقات افلاطون درین کتاب این است که شعر علم نیست زیرا نه آن را میتوان بتعلیم ب کرد و نه می توان بتعلیم به دیگران آموخت بلکه امری است الهامی و یکی از اسرار خدایان محسوبست. صنعت و فنی هم نیست چون هر فنی و صنعتی دارای قواعدی است.بدینگونه افلاطون شعر و ادب را بیشتر، از نظرگاه اخلاق می دید و انتقاداتی هم که بر شعر و ادب متداول عصر خویش وارد می آورد غالباً از طنز و هجو خالیی نبود، اما، در هر حال عقاید او درین باب به عقاید سقراط شبیه بود. (15) بنابراین به نظر افلاطون، شعر خیلی از حقیقت دورست و از معرفتی مبهم و نیز از عجز شاعر در درک کیفیت استعمال و چگونگی ساختن چیزی که وصف می کند سرچشمه می گیرد؛ شعر محصول « جزء پست تر نفس» است و از طریق پرورش شور و احساسات – که باید مهار شود و تحت ضابطه درآید- زیان می رساند. (16)سقراط و افلاطون شعر و ادب را نتیجه قوه الهام می دانستند و هرچند معتقد بودند که آنها را باید از لحاظ تاثیرات اخلاقی که دارند محدود و مقید کرد لیکن چون تصرف و تدبیر و ابتکار شاعر را در ایجاد آثار ادبی قابل ملاحظه نمی دانستند هرگز در صدد برنیامدند که قوانین و قواعدی برای ادب و شعر بیابند اما ارسطو که فکر منطقی او هیچ چیز را از سلطه قانون و قاعده کلی خارج نمی دانست، بر آن شد که ضابطه و قاعده خلق و ابداع شعر و ادب را بیابد و برای نقد و شناخت آثار شاعران ملاکی و میزانی بدست آورد. (17) از اینروست که ارسطو را موجد نقد ادبی در یونان قدیم شمرده اند. در حقیقت وی نه فقط در علم و فلسفه شمرده میشد بلکه در معارف انسانی و در ادب نیز سرآمد بود. به علاوه، او نخستین ی بود که آثار قوه ذوق و عقل انسان را نیز مانند آثار طبیعت تابع قوانین و نوامیس کلی شمرد و خود در رسائل و کتبی که در باب شعر و خطابه نوشت از نقد و بحث عملی هیچ فرو نگذاشت و با همان دقتی که امروز محققان در مسائل تاریخ و ادب بحث می کنند به تحقیق در قواعد و اصول شعر و خطابه پرداخت. (18) ارسطومع ذلک عقاید و آراء ارسطو را در باب شعر و نقد آن از همین مقداری هم که از رساله فن شعر او بازمانده است می توان استنباط کرد. علاقه به تحقیق و استقراء و قدرت در تحلیل امور و تقسیم هر مسأله به اجزاء آن و نیز مهارت در ترتیب قیاسات برهانی، مختصات عمده شیوه نقد ارسطو به شمار می آید. (19) مع ذلک، همین مقدار که از این رساله باقی مانده است اساس نقد و نقادی اروپایی است و اهمیت و اعتبار بسیار دارد.نقادان و محققان غالباً آن را بسیار ستوده اند. بهرحال رساله فن شعر ارسطو را غالب محققان دقیق ترین آثار قدما در مباحث نقد شعر دانسته اند . (20)اسلوب نگارش ارسطو، برخلاف افلاطون از لطف و زیبایی عاری است. افلاطون افکار خود را بشکل محاضرات در عباراتی محشون به تخیل و شور و احساس بیان می کند اما ارسطو که همواره بدون واسطه با خواننده سخن می گوید مطالب خود را عاری از هرگونه پیرایه در میان می گذارد. محققان گمان دارند که ارسطو اینگونه مطالب را جهت مراجعه خود یادداشت می کرده است و برای استفاده عموم نمی نوشته است. عجب آنست که این رساله هر چند ظاهراً قسمتی از یک کتاب مفقود بیش نیست، مدتهای دراز، حتی هنگامی که فلسفه ارسطو نفوذ و حجیت خود را از دست داده بود، همچنان در اروپا بر ذوق مردم استیلا داشت، ترجمه های متعددی که در السنه اروپایی از این رساله موجود است از وسعت دائره نفوذ  این کتاب حکایت می کند. رساله فن شعر درباره ماهیت و اصول شعر، علی الخصوص تراژدی و حماسه، مطالب دقیق و جالبی دارد. در این رساله ارسطو ضمن بحث در ماهیت شعر و ارکان و مبانی آن، سعی می کند به ایرادات و اعتراضاتی که افلاطون بر شعر کرده است پاسخ دهد .(21) در این رساله، قصد ارسطو، بطوریکه از آغاز کتابش معلوم است، اینست که در باب فن شعر بحث کند و انواع آن را معلوم نماید و وظیفه هر کدام از انواع مزبور را معین سازد. درباب اصل و مبدأ شعر، ارسطو تأکید می کندکه ظهور و وجود شعر دو علت طبیعی دارد، یکی غریزه تقلید (mimysis) و دیگر علاقه طبیعی انسان به وزن و ایقاع (rythmos) ؛ و در بیان این امر می گوید تقلید از غرائزی است که هم از زمان کودکی در انسان بنهایت قوت است و آنچه مایه امتیاز انسان از سایر حیوانات می باشد این است که وی از همه آنها بیشتر تقلید می کند و بوسیله همین تقلید است که تعلم را شروع می کند و از اینروست که همه از آغاز کودکی تقلید را دوست می دارد چنانکه   مناظر و اشیاء هستند که از مواجهه و رؤیت آنها انسان نفرت دارد اما همانها را وقتی خوب تقلید و تشبیه کنند با لذت و علاقه می نگرد.علاقه بوزن و ایقاع نیز طبیعی است و انسان امر موزون را از امر ناموزون دوست تر دارد. بعقیده ارسطو سبب ظهور شعر و نضبح و کمال آن مقارنت و موافقت این دو غریزه در وجود انسان بوده است. (22)در طی رساله متن شعر ارسطو فرصتی می یابد تا قواعدی را در باب نقد شعر و ادب خاطرنشان کند و این قواعد که غالباً از اصول مباحث مندرج در مواضع مختلفه رساله استنباط می گردد در حقیقت اساس نقد فنی در ادبیات یونان، بلکه اروپا به شمار می آید. (23) روش ارسطو اساساً بررسی پدیده های مشهودست بمنظور آن که صفات و خصائص آنها دانسته شود. توجه او بیشتر به هستی شناسی ontology و کشف این که ادبیات در حقیقت چیست معطوف است یا به ح ی معیاری normatire مبنی بر وصف این است که ادبیات چه باید باشد. او وصف می کند اما قانون وضع نمی نماید. ارسطو خاطرنشان می کند که در عصر او چه در نثر و چه در نظم، اصطلاح جامعی که همه طرق کاربرد زبان را شامل شود وجود نداشته است. یعنی هیچ اصطلاحی نبوده است که قابل مقایسه با مفهوم جدید کلمه « ادبیات» باشد. (24) ارسطو تراژدی را بیشتر یک نوع ادبی بشمار می آورد تا یک نمایش صحنه ای، از اینرو صحنه آرایی را جزء لاینفک ادوات کار درام پرداز محسوب نمی دارد. ارسطو به معنی اساسی و ارزش یک نمایشنامه توجه دارد نه به فنون القاء آن معنی و ارزش به تماشاگران . (25) اما باید به خاطر داشته باشیم که ارسطو با روشی استقرائی پیش می رود؛ او قبل از آنکه به استنتاج بپردازد نخست دلائل و اطلاعات خود را گردآوری می کند و شرحی که درباره عناصر مختلف موثر در خلق تراژدی می دهد قسمتی از پژوهش او بمنظور پی بردن به ماهیت اصلی تراژدی است. و فقط با کشف ماهیت اصلی تراژدی از این طریق است که وی می تواند به نتیجه برسد که کدام تراژدی خوب و کدام بد است (باید بیاد داشت که چگونه در خلال این بحث معیارهای داوری از توصیف ماهیت تراژدی حاصل می شود. اگر تراژدی چنان باشد که گفتیم، پس هرچه عناصر آن منظم تر و طوری اختیار شده باشد که به حصول دقیق این کیفیت کمک کند تراژدی بهتر است) و نیز ارزش و کار آن چیست البته ارسطو تراژدی را بعنوان پرتأثیرترین نوع ادیبی که می شناخته برگزیده است . (26)اما ارسطو بزرگترین ضربه خود را در مقابل حمله افلاطون به شعر مبنی بر این که تقلیدی از تقلید است، موقعی وارد می آورد که به بحث ارتباط شعر و تاریخ می رسد. بنابراین او کارش اساساً علمی تر و جدی تر از مورخ است، مورخی که باید خود را به آنچه بالفعل روی داد محدود کند و نمی تواند بمنظور ارائه آنچه از لحاظ روان شناسی انسان و ماهیت اشیاء بیشتر احتمال وقوع دارد واقعیات را تنظیم یا ابداع نماید. (27) هر هنری متضمن صناعت هست اما هر صناعتی حتماً پدید آورنده هنر نیست. (28) در حال حاضر اجازه دهید به یادآوری این نکته قانع باشیم که نظرهای ارسطو راجع به « احتمال» شاید عمیقترین اظهارات در تاریخ نقد ادبی باشد. (29) وی می خواهد بخصوص به این رأی افلاطون نیز که هنر با آبیاری و پرورش شور و احساسات موجب فسادست، جواب گوید، پاسخ ارسطو به این اتهام ساده و در خور توجه است، وی ادعا می کند که هنر نه تنها شور و احساسات را پروش نمی دهد بلکه آنها را بصورتی بی مرز و حتی مفید تزکیه می کند. اظهارات ارسطو درباره طرح داستان آگاهی وی را از اهمیت ساختمان تراژدی، وحدت هنری و درک او را از ارتباط بین ساختمان و « حقیقت» نشان می دهد. (30) نکته در خور توجه آن است که ارسطو حقایق اصلی مربوط به ماهیت حقیقت ادبی و صورت (فرم) ادبی را بنحوی کم نظیر و روشن درک کرده است. ارسطو از یک طرف بین معرفت علمی و حقیقت واقعی بوضوح تمایز قائل می شود و از طرف دیگر بین درک تخیل و حقیقت شعری، و با این کار نشان می دهد که بیشتر بحث افلاطون درباره این جنبه موضوح، کاملاً درهم آشفته است. شرح ارسطو در باب حماسه امروز برای ما دارای اهمیت خاص است زیرا در میان انواع ادبی جهان قدیم ، حماسه نزدیک ترین انواع به زمان امروزست. (31) داستان منشور در روزگار ارسطو ناشناخته بود و از این رو وی نظم را بعنوان وسیله اساسی داستان گویی تلقی می کند. (32)حقیقت این است تکه آراء و عقاید ارسطو هر چند بسیار دقیق است اما ی ره، بر نمونه هایی از ادب یونان در عصر ارسطو مبتنی است، یعنی هنگامی که حکیم یونان به تحریر این رساله مشغول بوده است جز نمونه هایی چند از تراژدی و کومدی در پیش چشم نداشته است و از حماسه نیز هر چند نمونه های خوب در دست داشته است لیکن آن نمونه ها نیز جز نوع خاصی از حماسه نبوده است، باری، عیب عمده نظریه ارسطو این است که از روی نمونه های معدود و محدود عصر خود خواسته است قواعد کلی و مبادی مشترکی برای شعر استنباط کند. (33) در رساله فن خطابه هم ارسطو تحقیقات جالب و ذیقیمتی در بعضی مسایل راجع به نقد ادبی دارد.  در این رساله ارسطو قواعد و اصول فن خطابه را د کرده است و در باب بلاغت تحقیقات مهم کرده است و سعی نموده است اصول و قواعد فن خطابه را از مقتضیات و احوال طبیعت و فطرت انسان استنباط نماید. و تفاوتی را که به اقتضای سنین در طرز فکر و شیوه بیان انسان ممکن است حاصل شود بدقت بررسی نماید. از خلفاء و تلامذه ارسطو ی مانند او دیگر در یونان به ظهور نیامد. قدرت فکر و وسعت دایره تحقیقات ارسطو عرصه تحقیق را بر آیندگان وی تنگ کرد. آراء و عقاید او چنان فکر معاصران و تلامذه را تحت سیطره خویش گرفت که از آن پس تا مدتها در هیچ مساله جز نقل رأی و فکر او کاری نداشتند. (34) ادبیات نقادی در یونان باستان1- زریم کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات کبیر، تهران، 1361،ص 275.2- همان، ص 276.3-همان، ص 277.4- همان، ص 278.5- همان ص 280.6- همان، ص 280 و 281.7- همان، ص 281.8- همان، ص282.9- همان، ص 283.10- همان، ص 284 و 285.11- دیچز، دیوید، شیوه های نقد ادبی، ترجمه محمد تقی صدقیانی- غلامحسن یوسفی، انتشارات علمی، 1366، ص32.12- همان، ص 34 و 35.13- همان، ص 53و 54.14- همان، ص 54.15- زرین کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات کبیر، تهران، 1361،ص 288.16-دیچز، دیوید، شیوه های نقد ادبی، ترجمه محمد تقی صدقیانی- غلامحسن یوسفی، انتشارات علمی، 1366، ص 54 و 55.17- زرین کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات کبیر، تهران، 1361،ص 288 و 289.18- همان، ص 289.19- همان، ص 290.20- همان، ص 290 و 291.21- همان، ص 291.22- همان، ص 292.23- همان، ص 295.24- دیچز، دیوید، شیوه های نقد ادبی، ترجمه محمد تقی صدقیانی- غلامحسن یوسفی، انتشارات علمی، 1366، ص 57.25- همان، ص 63.26- همان، ص 78.27- همان، ص 79.28- همان، ص 80.29- همان، ص 81.30- همان، ص 82.31- همان، ص 83.32- همان، ص 84.33- زرین کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات کبیر، تهران، 1361،ص 298.شاگردان ارسطواز شاگردان ارسطو، ی که در تاریخ نقد بتوان از او نام برد « تئوفراست» می باشد. وی از مهترین تلامذه ارسطو بشمار می رفت و ی بود که بعد از مرگ بجای او در مکتب ان به تعلیم پرداخت و چنانکه دیوژن لائرس گفته است قریب دو هزار تن شاگرد و مستح در حوزه درس او حاضر می شدند. کتاب فن شعری هم داشته است که از میان رفته است و نام و عنوان بعضی فصول آن که باقی است نشان می دهد که تا چه اندازه فقدان آن باید موجب تأسف باشد. دیگر از تلامذه ارسطو هر سیب از میری واریستو ن می باشند.اولی رساله یی داشته است در باب تراژیک و دومی کت راجع به آثار ادبی بردگان متأسفانه از این هر دو کتاب نیز که از جهت تاریخ نقد ادبی اهمیت دارند اکنون نتیجه یی در دست ی نیست. دو : مکتب اسکندریهپس از افول ت مقدونیه، حکمت و ادیب یونان قدیم نیز رفته رفته به سقوط و انحطاط گرایید. وقتی اسکندریه پدید آمد، آتن از شوکت و جلال افتاده بود. از آن پس اسکندریه فقط مرکز مهم تجارت، بلکه کانون بزرگ حکمت و ادب یونان نیز گشت. اما این دوره، شور و ذوق قریحه یونانی به خاموشی گرائیده بود. ادب و شعر دیگر آن لطف و عظمت سابق را نداشت. نقد و انتقاد درین دوره بیشتر جنبه لغوی و نحوی و بلاغی داشت. فضلا و ادبابه جمع و تدوین و تصحیح و تهذیب متون قدما ، رغبت و علاقه یی خاص نشان می دادند. عده یی از اهل بلاغت به شرح و تفسیر آثار هومر توجه خاص می داشتند. مسایل و مباحث راجع به هومر در مدارس و مکاتب آن عصر خیلی بیشتر از عصر ارسطو و ماقبل آن رواج داشت و البته از لحاظ نحو و لغت بیشتر از سایر جهات به این مسایل توجه داشتند. تأسیس موزه و کتابخانه اسکندریه کار اینگونه تحقیقات را آسان می کرد و همین امر موجب شد که نقد متون در آن عصر رواج زیادتر بگیرد. (1) از ان مکتب اسکندریه یکی دیمتریوس بود از اهل فالر، که به جمع و تدوین و قصص و امثال منسوب به ازوپ پرداخت. دیگر از نودوت بود از اهل افسوس که به سال 280 ق.م رئیس کتابخانه اسکندریه شد و در آنجا به تصحیح متون و دواوین شعرای سلف همت گماشت. از جمله نسخه یی مصحح و متقح از ایلیاد و ادیسه هومر فراهم آورد و اساس کار خود را بر مقابل نسخ قدیم قرار داد و بدین ترتیب زوائد و ملحقاتی را که بر اثر تصرف نساخ و کتاب در متن این دو منظومه درآمده بود، خارج نمود و همین کار را در باب آثار آناکرئون پیندار نیز کرد. دیگر آرسیتوفان نامی بود از اهل بیزانس که در 188 قبل از میلاد کتابدار اسکندریه شد و او به تصحیح و تنقیح متون افلاطون و ارسطو همت گماشت و نیز با مقابله نسخی از آثار هومر و پیندار از هر کدام از این دو گوینده نسخه مصحح منقحی ترتیب داد. (36)از آثار نقادان این دوره کت را می توان ذکر کرد، در باب بیان یا عبارت و معروف به پارمیناس، (peri ermrneras) که مؤلف آن معلوم نیست. کت است در فن بلاغت و اصول نویسندگی که بیشتر مطالب آن مناسب مبتد یا نست و در بعضی موارد نیز نویسنده از مقدمات به متوسطات کرده است، آن را به دیمتریوس فالری نسبت کرده اند اما صحت این انتساب مورد تردید است؛ چیزی که همه محققان تصدیق کرده اند این است که این کتاب از آثار ادب اسکندریه است.باری شهرت و آوازه مکتب اسکندریه به واسطه فضل و تبحر و جامعیت ان آن در فنون ادب خاصه نحو و بود هرچند آراء و عقایدی که ائمه و ان ادب این مکتب اظهار و تعلیم می د فاقد تازگی و اص بود و هیچ تازگی نداشت. از سرآمدان نقد درین دوره دوتن قابل ذکرند یکی به نام اریستار و دیگری به نام زوئیلوس، اولی اسلوب نقد متکلفانه ادباست لیکن آزادانه و سماجت او قابل تحسین است، دومی نمونه نقد ظالمانه و دور از انصاف و حقیقت است و وقاحت و سفطه او قابل ملاحظه می باشد. (2) زوئیلوسزوئیل یا زوئیلوس (ق.م 320-400 حدود) از مردم آمفی پولیس بود؛ از ادبا و ارباب بلاغت بشمار می رفت و رساله هایی در رد و نقد بر آثار افلاطون و هومر نوشت. تاریخی هم تألیف کرد که از اقدم ازمنه یونان را تا مرگ فیلیپوس مقدونی متضمن بود. کت که در باب هومر تألیف نمود شامل نه قسمت بود و در طی آن سعی کرد تمام اساطیر نامعقول و وقایع و احادیث مجعولی را که شاعر در باب انواع روایت کرده بود ذکر و نقد کند. صفت بارز طریق او در نقد این است که علی الاطلاق توجه به جنبه تاریخی مسایل ندارد و اوضاع و احوال و آداب و عقاید هر عصر را در نظر نمی گیرد. (3) انتقادهایی که زوئیلوس بر هومر وارد می کرد چنان سخت و تند و زننده بود که موجب نفرت و انزجار عامه گشت؛ سخنانش را چون تازیانه و ساعقه یی که بر سر هومر فرود آید تلقی د و او را « تازیانه هومر » (homeromastix) لقب دادند. از بعضی قصه های کهن چنین برمی آید که انتقادهای او بر هومر، چنان موجب انزجار عامه گشت که بطلمیوس فیلادلف به همین جرم او را کشت . به موجب روایتی دیگر، خود از بیم نفرت و سخط مردم مجبور شد خویشتن را به دریا افکند و هلاک کنند. طریقه نقد او به شیوه اهل جدل و مشاغبه می ماند و جز نکته گیریهای با رد و اعتراضات غیر وارد چیزی در بر ندارد. این طرز انتقاد یکنوع نکته سنجی موذیانه است که بر هیچ اساس علمی مبتنی نیست. (4)  ارسیتار اما ارسیتار (ق م 143-220) از اهل ساموتراس بود. نام وی همواره مرادف با مفهوم دقت و وسواس در تصحیح متون قدیم است. تمام فضلای جوانی که در عصر او در یونان می زیستند گرد او فراز آمدند و روش او را در تصحیح متون و نقد آثار قدما بکار بستند. مع ذلک او در اسکندریه نماند؛ به قبرس رفت و در آنجا به سن هفتاد و دو سالگی وفات یافت. کاری را، که دو سلف وی زنودوت و اریستوفان در تصحیح و تنفیح آثار هومر آغاز کرده بودند وی ادامه داد و   تمام مشغول مقابله نسخ قدیمی آثار هومرگشت و مقدار زیادی از اشعارالحاقی  چندان دقت و وسواس و احتیاط ورزید که او را به افراط و مبالغه درین شیوه متهم نمودند و کار او را قدح د و متکی بر تمایلات شخصی دانستند. نسخ موجودی که امروز از آثار هومر در دست می باشد حاصل تحقیق و تتبع اریستار است و او بود که ایلیاد و اودیسه را به بیست و چهار منظومه تقسیم نمود و این تقسیم و تبویت هنوز هم معتبر و مطرد است . (5) بدینگونه، طریقه نقد اریستار بکلی با طریقه نقد زوئیلوس تفاوت دارد. اریستار نخستین ی بود که متوجه شد حماسه هومر یا هر اثر ادبی دیگر را فقط از روی مقتضیات اوضاع و احوال عصر خود شاعر باید نقد و حکومت کرد و هرچند خود وی در مواردی محدود بر خلاف این قاعده در تصحیح متون آثار هومر دنبال قیاس و استحسان رفته است اما این قاعده را در اکثر موارد بکار برده و در تهذیب کتاب هومر توفیق بسیار یافته است. همچنین اریستار کوشیده است استعارات و مجازات را که بعقیده او نساخ و کتاب در متن اشعار وارد کرده بودند از آن اشعار خارج کند و در این کار هم افراط و مبالغه را به جائی رسانید که آثار هومر را از هرگونه مجاز و استعاره منزه خواست کرد و شک نیست که این شه هرچند اصلا درست است و زبان اصلی هومر نباید چندان مجاز و استعاره داشته باشد لیکن ابرام و اصرار در نفی مطلق مجاز و استعاره نیز البته خالی از تعصب وجود نیست و این نکته ایست که محققان بر طریقه نقد بسیار خشک و عالمانه او گرفته اند. (6 )[1]  دوره استیلای روم بر یونان که منتهی به انقراض قطعی ت و حکومت یونان گشت عصر انحطاط و رکود ادب یونان است. این دوره نیز مانند دوره ترقی و توسعه ادب و فرهنگ یونان شش قرن طول کشید و گوئی همان مدت و مهلتی که برای برآمدن و بالیدن ادب و فرهنگ یونانی لازم بود جهت فرود آمدن و از میان رفتن آن نیز لازم می نمود. دیونیزوسیکی دیونیزوس بود ، از اهل هالیکارناس که مورخ و نیز معلم فن بلاغت بود. وی در حدود پنجاه و چهار سال قبل از میلاد ولادت یافت و پس از آموختن فن بلاغت در آغاز شباب به روم رفت (حدود 25ق م) و تا پایان زندگی همچنان در آن شهر زیست و علاوه بر تدریس و تعلیم فنون بلاغت به تألیف کت در تاریخ رم و کتبی در مسایل مربوط به ادب و بلاغت نیز پرداخت . (8) از تاریخ او که مسوم به دوره باستانی روم (rhomaice archaiologia) می باشد جز قسمتی مختصر باقی نمانده است و همان قسمت نیز بقدری تکلفات انه دارد که چندان فایده تاریخی از آن بدست نمی آید اما آثاری که این نویسنده در مباحث مربوط به نقد و بلاغت نوشته است و تقریبا شامل نیمی از مصنفات اوست، ارزش و اعتباری دارد. (9) بهرحال دیونیزوس از لحاظ نقادی و نیز از حیث فن بلاغت و آوازه بسیار دارد، هر چند آراء او در باب افلاطون و توسیدید، بسیار ناروا می شمردند و آن انتقادات را بیجا و ناشی از تعصب و شاید حسادت می دانند . اما آنچه محقق است اینست که وی از رموز و دقائق فن بلاغت آگاه بود و آثار بلغا و خطباء یونان را نیک خوانده و آزموده بود و از اینجهت آنچه در تقریظ و تحلیل آثار متقدمان نوشته است ارزشی خاص دارد و بهر تقدیر از لطفی و ظرافتی خالی نیست. روی هم رفته در آثاری که انتساب آنها به وی محقق است دیونیزوس خود را منتقدی بصیر، اما نه از طراز اول، نشان می دهد که ذوقی خوب را با تفسیری درست و دقیق و با اطلاعاتی وسیع توأم می کند اما بر او نکته گرفته اند که نتوانسته است به این قضیه هم توجه کند که اگر نویسنده یی داعیه صنعتگری و « عرض هنر» ندارد دلیل آن نیست که اثر او را بتوان به کلی بی اهمیت شمرد. (10) لوسیندیگر لوسیانوس یا لوسینوس ( م 200-130 حدود) است از اهل ساموزات از بلاد که زبان مادریش ظاهراً سریانی بود و به هر حال با آنکه در آغاز جوانی نمی توانست به یونانی سخن بگوید در آن زبان از طریق آموزش تسلط و تبحر یافت و حتی بزرگترین نویسنده یونانی عصر خویش شد. در حدود 130 میلادی به دنیا آمد و نزدیک سال 200 میلادی وفات یافت. وی نویسنده یی زبردست و خطیبی زبان آور بود و در و فلسطین و مصر و یونان و جنوب فرانسه مدتی سفر کرد و کتب و رسالات متعدد نوشت که از حیث بلاغت و حلاوت و لحن طنز آمیز مزیتی دارند. (11)   لونگینوسآ ین اثری که از یونان قدیم در باب نقد و نقادی باقی مانده است کت است در باب نمط عالی (peri hypsous) که مؤلف آن در اصل کتاب به صراحت مذکور نشده است اما از قدیم آن را به لونگینوس از ادبا و حکماء قرن سوم میلادی یونان منسوب داشته اند، از این رو به کتاب لونژن یا رساله لونگنیوس معروف شده است و بعد از این کتاب دیگر اثر مهمی در باب نقد به زبان یونانی بوجود نیامده است و ادبیات یونان از این پس تحت نفوذ و استیلای آئین اندک اندک از میان رفته است و چیز قابل ذکری پدید نیاورده است. (12)لونگینوس آثار بسیاری در بلاغت و ادب و حکمت داشته است. از جمله شروح و تفسیری بر آثار افلاطون و هرموژن و دموستن و هومر نوشته است و رسالاتی در باب مثل افلاطونی ، و درباره نفس و مبادی اولی داشته است، کتبی نیز در فن بلاغت و علم لغت و علم نحو نگاشته بود که جز نام یا اجزاء مختصری از آنها باقی نمانده است اما مهمترین اثر او رساله ایست در باب نمط عالی که بیش از سه ربع آن اکنون باقی نیست. این رساله را بعضی کتاب زرین خوانده اند و بعضی دیگر آن را از کتاب فن خطا به ارسطو برتر شمرده اند، برای هرچند بسیاری از مطالب مندرج درین کتاب را می توان در آثار متقدمان یافت لیکن قدرت و صراحتی که لونیگنوس در بیان مطالب دارد خود مزیتی است. در این رساله، لونگینوس قریحه نقادی عالی از خود نشان می دهد و با شور و حرارت اما با نهایت دقت و صراحت آثار نویسندگان رامدح یا قدح می کند. احکام و فتاوی او با صراحت بیان خاص مقرونست و شواهد و نمونه هایی که برای بیان مطالب خود از آثار متقدمان می آورد با نهایت دقت انتخاب شده است. شیوه نقداونه مثل شیوه ارسطو جنبه فلسفی دارد و نه مثل طریقه دیونیزوس جنبه فنی. هومر و سازندگان تراژدی و همچنین افلاطون و دموستن بیش از سایر نویسندگان مورد تحسین و ستایش او هستند لیکن او جز و فخامت و باصطلاح خودش « نمط عالی» را همه جا و در هر سخنی می یابد و فی المثل از موسی و از سسیرون نیز نام می برد و شیوه بیان آنها را می ستاید. لونگینوس در شیوه نقادی طریقه ادباء اسکندریه را که عبارت از مجرد نقل و انتخاب آثار متقدمان است کنار گذاشته به بحث و نقد در آثار نویسندگان قدیم پرداخته است و همین امر است که کتاب او را از آثار بلغاء و ادباء مکتب اسکندریه امتیازی بخشیده است. (13)به هر تقدیر، مؤلف کتاب نمط عالی چنانکه بعضی محققان گفته اند ظاهراً می خواسته است اسلوبی را در سخنوری معرفی کند که شورانگیز و مؤثر بوده و در عین حال، هم از طنطنه و طمطراق خالی باشد و هم به درجه رکاکت و ابتذال نرسد، هم از تکلف و تصنع برکنار باشد و هم از بیذوقی و خشونت بدوی منتره باشد، از عظمت فکر و حدت عاطفه و شور الهام بیگرد و یا علو بیان وجودت تألیف مقرون گردد و این است آن اسلوبی که از آن به نمط عالی تعبیر می کند. (14)اهمیت در این نکته است که مباحث وی درباره ادبیات با مباحث افلاطون و ارسطو کاملاً تفاوت داشت. لونگینوس با قبول نظر ارسطو مبنی بر این که شعر لذت خاص خود را بدست می دهد. توجه خویش را به تأثیر لذت بخش آن در خواننده یا تماشاگران معطوف داشت و نخستین نظریه « تأثیرگذاری» ادبیات را در خواننده بوجود آورد. (15) بنابر گفته لونگینوس ارزش یک اثر ادبی را می توان با امعان نظر در حالات خواننده یا شنونده ارزی کرد. اگر خواننده یا شنونده بر اثر عظمت و شد رو احساس اثر ادبی از خوبی خود شد، دگرگون گردد و به شور وجه درآید، آنگاه می توان گفت آن اثر خوب است. (16) وظیفه غایی ادبیات و توجیه نهایی آن این است که « عالی» باشد و در خوانندگان موجب شور و وجد و یا دگرگونی شأن از علو گردد.در اهتمام از برای طبقه بندی برخی از پاسخهای مهمتری که منتقدان به مسائل مربوط به ماهیت و ارزش ادبیات داده اند توجه ما به لونگینوس به این جهت است که وی با شناخت این خصائص در مصنف (فکر و شور و احساس مؤثر)، در اثر ادبی (علو) و تأثیر در خواننده (هیجان، دگرگونی، شور و وجد)- که حاکی از عظمت در ادبیات است- به آن مسائل پاسخ دهد. (17) به نظر لونگنیوس اثر ادبی بزرگ آن است که نه یک بار بلکه بتکرار خواننده را بهیجان آورد و برانگیزد، اگر اثری بعد از خواندنهای مکرر، و در بین اشخاص « با علائق، زندگیها، آرمانها، سنتها و زبانهای مختلف» باز هم چنین تاثیری بوجود آورد، در این صورت در بزرگی آن تردیدی نیست. برای آن که مصنف بتواند چنین تاثیری در خوانندگان پدید آرد باید بعنوان یک فرد واجد صفاتی معین و نیز بعنوان یک مصنف از موهبت مهارتی خاص برخوردار باشد. بعنوان یک فرد وی باید دارای نفوذ فکری وحدت عاطفه باشد. بعنوان مصنف باید سه خصلت داشته باشد که « تا حدی زاییده هنر» است (دو صفت اولی فطری است) و آنها عبارت است از : قدرت کاربرد « صنایع» ( لفظی و معنوی) و نجابت گفتار، و توانایی در ترکیب عناصر مختلف بطوری که موجد عظمت و اعتلاء گردد. (18) هدف ادبیات این است که بر انگیزنده، مهیج، اعتلابخش و دگرگون کننده باشد و وظیفه منتقد آن است که با ارائه عناصری که ادای این مقصود را به بهترین صورت ممکن می سازد ببینید این منظور چگونه حاصل می شود. (19)نباید گمان برد که درین کتاب عقاید و آراء جدیدی در باب بلاغت و سخنوری آمده است. هم طرح کلی کتاب، و هم بسیاری از مندرجات آن از کتب متداول علماء بلاغت اقتباس شده است، علی الخصوص آنچه را در باب اقسام مجاز و یا در بیان کیفیت تألیف کلام گفته است در خیلی از کتب و رسایل پیشینیان می توان یافت. حتی حدود مباحث کتاب هم درست مشخص نیست. آنچه او « نمط عالی» خوانده است گاه عبارت از آنست که عواطف و احوال قلبی سخنور و نویسنده علو و رفعتی پیدا کند و از اوقات عادی برتر و بالاتر باشد و گاه مقصود از نمط عالی آنست که کلام دارای تشبیهات ظریف و مجازات بدیع باشد و با کلام معمولی تفاوتی داشته باشد. در بعضی موارد نیز مراد او از نمط عالی آنست که سخن چنان تألیف و تلفیق شده باشد که خاطرها را بشوراند و دلها را به هیجان آورد و با کلام عادی شباهت نداشته باشد. تعاریف متعددی هم که از « نمط عالی» ذکر کرده است هیچکدام به اصطلاح اهل منطق جامع و مانع نیست. (20)  1-در واقع اریستار برخلاف حکماء رواقی در نقد و تفسیر آثار شاعران گذشته تصور هرگونه معنی رمزی و استعادی را نفی می کرد لیکن از روی ظواهر لفظی و با توجه به معافی حقیقی- نه مجازی- موارد مشکل کلام هومر و بیندار را توضیح و تعیین کرد شاید اینکه اتکای او از جنبه لفظی و کلام پیش از توجه به تاریخ و محیط و شاعر است نقد او را در نظر انی از نقادات امروز که دنبال « نقد نوین» هستند مطلوب هم جلوه دهد.
با
مقاله تأثیر عوامل انتقادی در تئاتر