خدایا مرا به خود وا مگذار

به نقل از خبرگزاریها در مورد خدایا مرا به خود وا مگذار : الا ای سید و سرور قدم مگذار در کوفه عزیز جان پیغمبر قدم مگذار در کوفه میا تا شورشی در جان، نیفتد خلق عالم را نبیند رنگ دل آذر قدم مگذار در کوفه معطر از قیام خون به شمشیر جفا گردد زمین و آسمان ی ر قدم مگذار در کوفه به جنت با دلی پر خون نشسته مادرت زهرا بگفتا با دو چشم تر قدم مگذار بر کوفه ندیدئ مر که تار ش گان پست و دنیاجو چه ها د با حیدر ،. خدایا... چقدر تا تو راه مانده...؟ میترسم برسم اما به تو نرسم... میترسم از نداشتن تو... خدایا ... دست بی ی ام را فقط سمت تو دراز میکنم... فقط سمت تو... زین پس دیگران هر چه خواستند ند ند... من تو را میخواهم... و آیا خدا برای بنده اش کافی نیست...؟! خدایا... تنهایم مگذار... + رو سیاهم ولی امید بخشش دارم ز تو... خدایا مرا تنها مگذار ........که مبادا نگاهم به نگاه بنده ای از جنس خاک محتاج شود.............................................................شب عاشقانه من همه سایه های وهمه ، ده قصه و خیالم پر کوچه باغ زخمه ، صدای نم نم بارون واسه من شده بهانه ، لبای خشک من اما خالیه از یه ترانه ، آدما خیلی غریبن واسه ی دل مریضم ، یکی اینجا نیست خدایا تا رو شونش اشک بریزم ، میدونم ک.

ا دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل ! دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم..... تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ... اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده .... چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی... خدایا !..........دریاب حال مرا که.... دخترانگی هایت را به نمایش مگذار برای تیز دندان ها... برای انهایی که چشم هایشان میکروسکوپیست.... برای برانداز اندام دختران.... دخترانگی هایت را به نمایش مگذار برای گرگ های گرسنه ی خیابان ها... دخترانگی هایت را به نمایش مگذار برای چنگ هایی که لباس و نجابتت را از تن میدرند... دخترانگی هایت را به نمایش مگذار....مگر تو از خودت چه داری؟؟؟ فکر نم. خدای من بمان ا دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل ! دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم..... تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ... اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده .... چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی... خدایا !..........دریاب حال م. ابَوُالصّلت هَروى روایت کرده است که در آ ماه شعبان به خدمت حضرت رضا (علیه السّلام) رفتم؛ حضرت فرمود که اى ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این آ آن است پس تدارک و تلافى کن در آن چه از این ماه مانده است تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده اى و بر تو باد که رُو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مج. خدایا! این ماه مبارکى که قرآن در آن نازل گشته، آن قرآنى که راهنماى مردم شده و نشانه هاى روشنى از راهبرى و جدا میان حق و باطل است، فرارسیده پس ما را در این ماه سالم بدار. *توصیه رضا(ع) برای لحظات آ ماه شعبان اباصلت هروى روایت کرده است که در آ ماه شعبان به خدمت ثامن الحجج(ع) رفتم، حضرت(ع) فرمود: اى اباصلت! اکثر ماه شعبان رفت و این آ آن است پس. از کتاب مفاتیح الجنان و ابَوُالصّلت هَروى روایت کرده است که در آ ماه شعبان به خدمت حضرت رضا علیه السلام رفتم حضرت فرمود که اى ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این آ آن است پس تدارک و تلافى کن در آنچه از این ماه مانده است تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده‏اى و بر تو باد که رُو آورى بر آنچه نافعست براى تو و دعا و استغفار بسی. مگذار که عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !
مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گل های باغچه بدل شود !
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو ِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟

ای حسرت به هم گره خورد ه در گلوی باد مرا به باد بده در فراخنای این دلتنگی سمج که ریشه دوانیده است تا روپودم را که گسترش یافته تا دور د ست ها مرا به باد بده تا رها شوم شاید از این قیرگونه زمانه از این باژگون بی بنیاد هزار شام خج به دوش می بردم دمی که یاد روی تو در من فروکش کرد مرا به تازیانه زلفت بیاگاهان مگذار من در بیهودگی ایام بپوسم مگ. تو جاری خواهی ماند لابلای برگ برگ درخت زندگیم . هنوز هم انقدر بی صدا پرواز میکنی که هوای غلطان میان بالهایت اشفته نکند ترنم دلم را .
هر جا میروی دور تز از امتداد نگاهم نمان بیشتر از یک پلک زدن تنهایم مگذار . خوب میدانی کرم بی خاک، ماهی بی اب، درخت بی بهار و من ،این دریای پر تلاطم مواج از زخمهای زندگی بی مرجان بی مفهوم ترین واژه گان ر. به دست غم گرفتارم ؛ بیا ای یار ؛ دستم گیر به رنج دل سزاوارم ؛ مرا مگذار ؛ دستم گیر یکی دل داشتم پر خون ؛ شد آن هم از کفم بیرون چو کار از دست شد بیرون ؛ بیا ای یار ؛ دستم گیر ز وصلت تا جدا ماندم همیشه در عنا ماندم از آن دم کز تو وا ماندم شدم بیمار ؛ دستم گیر کنون در حال من بنگر ؛ که عاجز گشتم و مضطر مرا مگذار و خود مگذر ؛ در این تیمار دستم گیر. مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادنِ گل های باغچه، به عادتِ آب دادنِ گل های باغچه بدل شود!عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو ِ خواستنی ست که خود پیوسته، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی، ذاتِ عشق است و طراوت. بافتِ عشق. چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچ. تنهایم مگذار گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت آنجاست که با چشمانی خیس رو به آسمان میکنی و میگویی خدایا تنها تو را دارم تنهایم مگذار دل نوشت1: دلم یک لی لی گچی میخواهد با دو دوست کنار یک کوچه! دل نوشت2: گاهی وقتا دلم فقط به این خوشه که حداقل تو این دنیای بی رحم خدا هوامو داره. خدایا هیچ وقت رهام نکن. من بدو.
مگذار که عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود! عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست، پیوسته نو ِ خواستنی ست که خود پیوسته، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی، ذاتِ عشق است و طراوت، بافتِ عشق. چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟ عشق، تن به فراموشی نمی سپارد، مگر یک بار برای همیشه. جامِ بلور، تنها یک بار می شکند. میتوان ش ته اش را، تکه هایش را، نگه داشتt اما ش ته های جام، آن تکه های تیزِ برَنده، دیگر جام نیست. احتیاط باید کرد. همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز. بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند...
یک عاشقانه آرام / نادر ابراهیمی مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه، به عادت آب دادن گلهای باغچه بدل شود! عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو خواستنیست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن. تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق.

چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق. اَللَّهُمَّ لاتَدَعْ خَصْلَةً تُعابُ مِنّى اِلاّ اَصْلَحْتَها، وَلاعآئِبَةً الهى در وجود من هیچ خصلت عیبناک مگذار مگر آنکه آن را به دایره اصلاح آورى، و مرا با هیچ عیبى که اُوَنَّبُ بِها اِلاّ حَسَّنْتَها، وَلا اُکْرُومَةً فِىَّ ناقِصَةً اِلاّبه خاطر آن سرزنشم کنند رها مکن مگر آنکه آن را نیکو گردانى، و هیچ کرامتى را در من ناقص . آن دم ب من از حسین دل ... کامد به مقتل شمر سیه دل ... او می دوید و ... من ... می دویدم او سوی مقتل ... من ... سوی قاتل او می نشست و ... من ... می نشستم او روی ... من ... در مقابل او می کشید و من ... می کشیدم او خنجر از کین ... من ناله از دل ... او می برید و ... من ... می ... بر .. ی .. د..م او از ... ای وای ..ای وای ... ارباب غریب و بی نشانم ... ادرکنی ... اگر هر ی را کربلاییست ... اگر هر ی را عاشورایی که باید در آن امتحانات پس دهد ... امروز کربلای من و امشب عاشورای من است ... خدایا نکند از حسینت جا بمانم ... یا جدا شوم ... نکند ؟ خدایا ... فریادرس . پناه . ملجا . تکیه گاه . تنهایم مگذار ... نمیخواهم از آنهایی باشم که از نیمه راه بازگشتند ... آنچه از من خواسته ای سخت است ... خودت یاری ام کن ... سخت تنهایی و بی ی و دل ش تگی و ... امانم را بریده ... الهی و ربی من لی غیرک ... *از شما چه پنهون*
پایان آدمیزاد بی خ ست!
نه از دست دادنِ معشوق,نه رفتنِ یار,نه تنهایی. . . .
هیچکدام پایان آدمی نیست!
تنها بی خ ادم را تمام میکند. . . . خداوندا از آن می ترسم که روزی رسد


که تمام آرزوهایم را همچو گلی پژمرده ببینم


✿ツ ✿ツ ✿ ツ


خداوندا مگذار زیر قطرات باران چون


ذره ای خاک له شوم و از پا در آیم


✿ツ ✿ツ ✿ ツ


خداوندا مگذار غم و اندوه باورهای مرا به بی راهه بکشند


✿ ツ ✿ツ ✿ ツ


خداوندا دستهایم را برای کمک به سویت دراز کرده ام


مگذار حکمت و قسمتت را چون جبر ببینم


✿ツ ✿ツ ✿ ツ


خداوندا گوش کن با تو می گویم و از تو می خواهم. رنج فراق هست و امید وصال نیست
این"هست و نیست"کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود

خدایا سلام خدایا هیچی تو این دنیا دلم را خوش نمی کند احساس بدی است که فکر میکنم ازت دور میشم خدا جون دنیا مرا اسیر خود کرده و من مثل یک اسیر که راهی برای فرار ندارم در خود می پیچم خدایا تو بگو چه کنم خدایا می دانی که چقدر دوستت دارم وهر لحظه از دور ی تو دارم عذاب میکشم خدایا مرا رها نکن در این دنیا خدایا خیلی وقته دیگه از نامه نوشتم برا. تنهایم مگذار گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت آنجاست که با چشمانی خیس رو به آسمان میکنی و میگویی خدایا تنها تو را دارم تنهایم مگذار دل نوشت1: دلم یک لی لی گچی میخواهد با دو دوست کنار یک کوچه! دل نوشت2: گاهی وقتا دلم فقط به این خوشه که حداقل تو این دنیای بی رحم خدا هوامو داره. خدایا هیچ وقت هیچ وقت رهام نکن. من بدون تو یعنی هیچ... همین! دل نوشت3: هوس برم زیر این بارون و شروع کنم به خوندن اون شعر قدیمی دبستانی که میگه باز باران با ترانه ... فک کنم حس سبکی قشنگی بعدش احساس کنم. دل نوشت4: بعضی وقتا خوبه آدم حس یه شاخه ای از یه درخت رو داشته باشه که از سر دیوار رفته تو باغ همسایه. آزاد و غیر متعهد! دل نوشت5: جایی خوندم: «من!! واژه ای پر از ابهام! » حرفشو کاملا تایید میکنم. الان بدجوری با خودم به هم زدم! دل نوشت6: حسی که تو فوت یه گل قاصدک هستو نمیشه با هیچ حسی تو دنیا عوض کرد. یه جور رهایی و اون تهش که فقط یه ساقه میمونه بدون هیچ زیبایی! (ع ایی در این مورد تو ادامه مطب گذاشتم) پ.ن1 : قاراچ قاراچ هنگام خوردن آلوچه (گوجه سبز) بیشتر از طعم خودش لذت بخشه. نیس؟! پ.ن2: ادامه مطلب یه سری ع مربوط به دل نوشت 6 هستش و یه متن زیبا. بد نیست بخونید!
برچسب ها: متن زیبا, چایی با طعم خدا
خدایا خودت شاهدی امروز با نفس ِ اماره ام بر سر این موضوع بحث و جدل داشتم، پرودگارآ، من به تو ایمان دارم، قلب مرا در مقابل تاریکی های وجودم تنها مگذار و روح مرا یاری بخش و مرا نصرت عطا کن...


آیه 39 سوره ابراهیم.

ای شنونده ی سکوت های دل...
ای داننده ی احوال نهان جان...
ای پناه لحظه های زمین خوردن روح...
ای پرودگار من، ای شنونده ی دعا...

یا قاضی الحاجات؛ ادرک روحی...

غزه در آتش و خون است خدایا مددی
شهر در دست جنون است خدایا مددی
آسمان تیره ز دود است و زمین مات ز درد
حال خورشید نگون است خدایا مددی
مرده در خاطره ها عشق، محبت، ایمان
کینه و بغض فزون است خدایا مددی
آنکه دم می زند از دین تو و مکتب تو
در صف دشمن دون است خدایا مددی
بر لبش ذکر تو و بر دلش آهنگ نفاق
همره خصم زبون است خدایا مددی
قلب مردان تمدن همه سخت است چو سنگ
وز ره مهر برون است خدایا مددی
پر ز خون است دل کرب و بلایی صفتان
غزه در آتش و خون است خدایا مددی دوستت دارم خدایا........ گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من؟؟ گفتم خدایادلم را ربودند!گفت پیش از من؟؟ گفتم خدایا چقدر دوری؟گفت تو یا من؟؟ گفتم خدایا تنها ترینم!گفت پس من؟؟ گفتم خدایا کمک خواستم!گفت از غیر من؟؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت بیش از من؟؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من!گفت من توام تو من!! خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.. خداوندا مرا از خاک افریدی و حضرت علی مولود خانه ات را بوتراب پدر خاک.مگذار که ناپاک بمانم که به اشتباه گویند که ننگ از خاک بود و کیست که نداند ننگ از فرزندان علی به دور است .خداوندا مرا پاک فرما که من از خاکم و خاک از علی و علی از تو ای خداوندگار من،خاک و علی. خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایاخدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایاخدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خداااااااااااااااااااااااااااااااااا. خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایاخدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایاخدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا خداااااااااااااااااااااااااااااااااا. وقتی کلامی را جاری کردی ارتعاشی می سازی و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب. گاهی این موج می تواند ی را به زیر برد و گاه به اوج. اولین ی که به همراه این موج بالا و پایین می رود ، خود تو هستی. مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد.... مگذار که عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود ! مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گل های باغچه بدل شود ! عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، یوسته نو ِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق ه. گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت آنجاست که با چشمانی خیس رو به آسمان میکنی و میگویی خدایا تنها تو را دارم تنهایم مگذار دل نوشت1: دلم یک لی لی گچی میخواهد با دو دوست کنار یک کوچه! دل نوشت2: گاهی وقتا دلم فقط به این خوشه که حداقل تو این دنیای بی رحم خدا هوامو داره. خدایا هیچ وقت هیچ وقت رهام نکن. من بدون تو یعنی هیچ... همین! دل نوشت3: هوس برم زیر این بارون و شروع کنم به خوندن اون شعر قدیمی دبستانی که میگه باز باران با ترانه ... فک کنم حس سبکی قشنگی بعدش احساس کنم. دل نوشت4: بعضی وقتا خوبه آدم حس یه شاخه ای از یه درخت رو داشته باشه که از سر دیوار رفته تو باغ همسایه. آزاد و غیر متعهد! دل نوشت5: جایی خوندم: «من!! واژه ای پر از ابهام! » حرفشو کاملا تایید میکنم. الان بدجوری با خودم به هم زدم! دل نوشت6: حسی که تو فوت یه گل قاصدک هستو نمیشه با هیچ حسی تو دنیا عوض کرد. یه جور رهایی و اون تهش که فقط یه ساقه میمونه بدون هیچ زیبایی! (ع ایی در این مورد تو ادامه مطب گذاشتم) پ.ن1 : قاراچ قاراچ هنگام خوردن آلوچه (گوجه سبز) بیشتر از طعم خودش لذت بخشه. نیس؟! قبول کن باید بپذیری که هر یک اندازه ای گنجایش دارد بیشتر از ظرف وجودی ی انرژی مگذار چون فقط عمرت را هدر میدهی... خدا با او اینطور معامله میکند: لایکلف الله نفسا الا وسعها پس اینهمه اصرار تو چه معنی دارد؟!
#تجربیات افسرمولا ای لشکر حق را سر و اباالفضل وی دست علی در صف پیکار اباالفضل هم خون حسین بن علی در تن پاکت هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل ریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید آرام دل حیدر کرار اباالفضل مانند تو در که دیده فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی هم خیل بنی فاط. پلک بستی که تماشا به تمنا برسد پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد چشم کنعان نگران است خدایا مگذار بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد ترسم این نیست که او با لب خندان برود ترسم این است که او روز مبادا برسد عقل می گفت که سهم دلتنگی است عشق فرمود : نباید به مساوا برسد ! گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر .. درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد احسان افش. آنقدر بدی کردی و دلم را ش تی که چیزی از من باقی نمانده آنقدر قلب تکه تکه شده ام را به هم وصله زدم و به تو اعتماد ولی باز هم مثل گذشته با بی معرفتی پاسخم را دادی پاسخ کدام کار من را دارد خدا در این دنیا میدهد نمیدانم اما خدا خودش گفته بود که بنده هایی که تنها او را دارند را تنها نمیگذارد اما گاهی فکر میکنم خدا .... خدایا بازهم هزاران مرتبه . غزل: تا وقت سر نیامده از من خبر بگیر وقتی دلت گرفت مرا در نظر بگیر ! در آرزوی بخت بلند و خیال تخت از سجده سر برآور و قرآن به سر بگیر ! کام مرا که در به درم دیرتر بده جان مرا که بی ثمرم زودتر بگیر ! مگذار در حضور تو راحت طلب شویم ناگاه منقلب شو و ناگاه در بگیر ! پروار می شوی و گرفتار می شوی ای عشق ! ای پرنده ی دربند ! پر بگیر ! خدایا ســــــــــلام ما بیــــــــــدار شدیم سرحالیم امیــــــــــد داریم و می خندیم ...... اینهـا همه ڪرم شماست ... شڪــــــــــر ...... خدایا مثل همیشه ڪه حواسمان نبود و هوایمان را داشتی .... سلامتی و سربلندی عطا ڪن و یادمان بده عاشق باشیم و درمانده نشویم

ڪه به وجود عزیزانمان سخت نیازمندیم .... مگذار که عشق ، به عادت دوست داشتن تبدیل شود مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه ، به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست پیوسته نو ِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن تازگی ، ذات عشق است و طراوت ، بافت عشق چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟ عشق ، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه جام بلور ، تنها یک بار می شکند می توان ش ته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت اما ش ته های جام ،آن تکه های تیز برنده ، دیگر جام نیست احتیاط باید کرد همه چیز کهنه می شود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز... بهانه ها ، جای حس عاشقانه را خوب می گیرند. ع های عاشقانه و زیبای رمانتیک یادآوری: بعضی وقتا باید یادآوری قول هایی که دادینو کنم... این طوری شاید یادتون بمونه، "قول داده بودین ک..." من خیلی حالم بده بخاطر وجودش... :( ۴۴ پرسش: بهترین دعا در دیدگاه حضرتعالی چیست؟ پاسخ: در گذشته فکر مى‏ بهترین دعایى که مى‏توان از محضر ربوبى حق تعالى داشت، دعاى: «اللهمّ اجعل عاقبة أمری خیرا» است، اما بعد از آن با خود گفتم ممکن است آغاز و میانه‏ى امرم خیر نباشد و من از این رو نزد حق تعالى خج ‏زده باشم؛ از این‏رو بهترین دعا را این دعا یافتم: «اللهمّ لا تکلنى إلى نفسى. بسم الله الرحمن الرحیم در حالی روزهای آ ماه شعبان را با حسرت سپری می کنیم که چشم امید به روزهای ماه مهمانی خدا دوخته ایم، ازحضرت رضا (علیه السلام) منقولست که هر که سه روز از آ ماه شعبان روزه بدارد و به ماه مبارک رمضان وصل کند حق تعالی ثواب روزه دو ماه متوالی برای او بنویسید و ابَوُالصّلت هَروی روایت کرده است که در آ ماه شعبان به خدمت . دلگیرم اسیر وسوسه های نفسگیرم کمکم کن که میمیرم تو تنها امید من هستی مگذار ناامید بمانمروز های بی تو عید نیست روز های باتو عیدمگذار تنها بمونم که تنهایی تو رو از من دور میکنددریا هر جا باشد ساحل هم کنار اوست ساحلتم دریای من باران بند آم ی نبودن تو همچنان میباردباران بند آمد ولی دوست داشتن تو بند نمی آید . .
وقتی کلامی را جاری کردی ارتعاشی می سازی و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب ! گاهی این موج می تواند... ی را به زیر برد و ... گاه به اوج!

اولین ی که به همراه این موج به بالا یا به پایین میرود خود تو هستی !

مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد ...

اگر نمی دانی نگو !

اگر می دانی به بهترین شیوه بگو!

باید همواره زیبا . گاهی اگر دعایت مستجاب نشد برو گوشه ای بنشین و زانوهایت را بغل کن ویک دل سیر گریه کن .شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی (( اللهم اغفر لی الذنوب ی تحبس الدعا )) خدایا ! ببخش آن گناهانم را که دعایم را حبس کرده است .

خدایا مرا آنجا دیده بودی که گفته بودی نبینمت
خدایا مرا آنجا ندیدی که گفته بودی ببینمت .
خدایا مرا برای تمام بو. ازحضرت رضا (علیه السلام) منقولست که هر که سه روز از آ ماه شعبان روزه بدارد و به ماه مبارک رمضان وصل کند حق تعالی ثواب روزه دو ماه متوالی برای او بنویسید و ابَوُالصّلت هَروی روایت کرده است که در آ ماه شعبان به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) رفتم ؛ حضرت فرمود که ای ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این آ آن است پس تدارک و تلافی کن در آن چه از این ماه مانده است تقصیرهایی را که در ایّام گذشته این ماه کرده ای و بر تو باد که رُو آوری بر آنچه نافع است برای تو و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و توبه کن به سوی خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشی خود را برای خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق ی را مگر آنکه ادا کنی و مگذار در دل خود کینه ی را مگر آنکه بیرون کنی و مگذار گناهی را که می کرده ای مگر آنکه ترک کنی و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را: اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضی مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِیَ مِنْهُ خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده ای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان ازحضرت رضا (علیه السلام) منقولست که هر که سه روز از آ ماه شعبان روزه بدارد و به ماه مبارک رمضان وصل کند حق تعالی ثواب روزه دو ماه متوالی برای او بنویسید و ابَوُالصّلت هَروی روایت کرده است که در آ ماه شعبان به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) رفتم ؛ حضرت فرمود که ای ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و این آ آن است پس تدارک و تلافی کن در آن چه از این ماه مانده است تقصیرهایی را که در ایّام گذشته این ماه کرده ای و بر تو باد که رُو آوری بر آنچه نافع است برای تو و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و توبه کن به سوی خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشی خود را برای خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق ی را مگر آنکه ادا کنی و مگذار در دل خود کینه ی را مگر آنکه بیرون کنی و مگذار گناهی را که می کرده ای مگر آنکه ترک کنی و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را: اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضی مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِیَ مِنْهُ خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده ای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این ست که او روز مبادا برسد عقل می گفت که سهم دلتنگی است
عشق فرمود : نباید به مساوا برسد ! گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر...
درد آنجا که عمیق است به حاشا بر. بسمه تعالی باز هم شب و نوای دعای کمیل اما به اینجاها که می رسم دلم بیشتر می گیرد و می گویم : اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ «خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که ها را بدرد» خدایا های گناه را دریده ام و بی حیا شده ام .... ببخش اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ «خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که عقاب و کیفرها را فرو ریزد» خدایا کیفری بالاتر از این غیبت طولانی مولا .... ببخش اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ «خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که نعمت ها را تغییر دهد» خدایا تغییر نعمتی بالاتر از اینکه از وجود آقا در کنارمان بی بهره ایم .... ببخش اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ «خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که از(اجابت)دعا جلوگیرى کند» خدایا سخت تر از اینکه دعایمان برای رسیدن ظهور هنوز به اجابت نرسیده ... ببخش اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ «خدایا بیامرز برایم آن گناهانى را که بلا نازل کند» خدایا بلایی بالاتر از طولانی بودن فاصله ما با مولا .... ببخش
خدایا بر ما ببخش گناهانمان را ... خدایا فرج مولا را برسان و ما را زمینه سازان ظهور مولا قرار ده .... آمین یا رب العالمین اگر همسرت را دوست داری ....
دستانش را بگیر و او را محکم در آغوشت نگه دار.
اگر همسرت را دوست داری ،
دل دل نکن ، بازی در نیاور، منتظرش مگذار ، با ایما و اشاره به او از خوش آمدنت حرف نزن زیرا او میفهمد به شیوه او – شیوه ای نه- عشق ورزیدن را یاد گرفته ای….یک زن به دنبال یک “مرد “است که بلد است قاطع و کله شق و قدرتمندانه زن را در بر ب. خدایا از تو صبرى زیبنده،و گشایشى نزدیک و گفتارى درست و مزدى بزرگ درخواست میکنم‏ پروردگارا از خیر تمامش را از تو مى‏خواهم،آنچه را از آن دانسته‏ام و آنچه را ندانسته‏ام،خدایا از تو مى‏خواهم بهترین چیزهایى را که‏ بندگان شایسته‏ات از تو خواستند،اى ...