خدای خا تری

به نقل از خبرگزاریها در مورد خدای خا تری : دلم میخواد برگردم به انار تو به توی دلم.  ذوق کنم با یک حبه انار شیرین و دل خوش باشم به سرخی لبهای خدا که جای بوسه اش مانده به تنِ انارها... همه آدمها که عاقل نیستند، بعضیها مثل من دیوانه اند، سوادشان قد پیدا خدا از لابلای های انار است. خدای انار را که پیدا کنند بستشان است، همان خدای انارها،  آسمان و زمین را هم آفریده است. بعضی ها س. خدای من عاشقه عااااشق خدای من دستشو میذاره زیر چونه اش نگام می کنه ..بعضی وقتا زیرلب میگه قربونت برم من بچچچه خدای من وقتی می خورم زمین بهم لبخند می زنه و با لبخندش بلندم می کنه خدای من وقتی بهش میگم ببین حال مامانم خوب نیست محکم بغلم می کنه که غصه هام له شن تو بغلش خدای من وقتی راه کج میرم می شینه سر جاده صدام می کنه که برگردم و وقتی بر. ماهیت سیر و سلوک الهی و رابطه آن با شهادت
انسان خدای متعال را در سلوک خود «انتخاب» می کند، یعنی از بین محبوب ها و معبودها، رو به خدای متعال می آورد و به سمت اوحرکت می کند. او قدم اول با سرمایه هایش، با فکر و روحش و با ریاضت ها، مراقبه ها، محاسبه هایی که می کند، در طریق دستی به هدفش - خدای متعال- حرکت می کند. او با این گام ها به درکی از . جعفر صادق (ع) : عبادت کنندگان سه دسته اند : گروهی خدای متعال را از ترس عبادت کنند و این عبادت بردگان است ، گروهی خدای متعال را به طمع ثواب عبادت کنند و این عبادت مزدوران است . دسته ای خدای متعال را برای دوستیش عبادت کنند و این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است . ای خدای من.ای آفریدگار من .ای همه ی هستیم بر من این نعمت را ارزانی دار که: بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن بیشتر پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن زیرا در بخشیدن است که می ی م و در عفو است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات جاوید می ی م به خدای عشق من گو؛ که به بنده ات نظر کن به دلی که عاشق توست، نشکن، ز غم حذر کن بنما ترحم از عشق ، بشکن ، طلسم غم را برو سوی محبس عشق، به دو چشم تر نظر کن به خدای عشق من گو ؛ تو ز چشم انتظارم بگو دلس ات را ،به خدا رسان سفر کن در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خ داشت. خدای خدایان زئوس نام داشت . یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در کوه المپ دعوت کرده بود. دیوانگی و جنون هم خ داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای جنون بود طبیعتا عقل درست و حس هم نداشت بود.. خدایان از هر دری سخنی می گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف های خدای . با اه سردغفلت بااشک شرم خجلت بانفس سرکش خود ازبس گناه دل راسیاه عمرعزیز خودرا من صرف اه ای مهربون ای بخشنده من اشتباه من اشتباه خودراتباه خدای من خدای من گربر فلک رسیده اوای یارب من جان من راگناهان اورده برلب من خدای من خدای من خدای من دلم گرفته بود خسته و ناراحت اومدم پا کامپیوتر رفتم تو فایل مذهبی رو نوحه ها کلیک وای خدای من؟ چی شنیدم ؟! : آقا بیاکه پای نگاهت فداشوم دست مرابگیر مبادا جدا شوم هرکی میخواد این شب ها نزدیک بشه به خیمیه زمان یه ناله بزنه بگذار چون کبوتر پربسته در قفس باتو زقید وبند گناهان رهاشوم آقا دیگه به تنگ آمده ام از هوای نفس آقا مدد بده دیگه اسیر . خدای خوبی داریم . . .

آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،

اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .

آری خدای خوبی داریم ...

خ که مشتاقانه ما را می نگرد ،

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛
نا امیدی از درگاهش معن. خدایا میشه اینبار هم صدام رو بشنوی خدای من رو میبینی دستهام به سمت توست خداا یصدام بهت میرسه مگه نه؟ روزهای سختی دارم میگذرونم گاه یتوانم تمام میشه تحملم فرو کش میکنه خدای صبر بده توان بده خدای کمکم گن خدای دست دعای من رو میبین ی؟ کمکم کن  یونانیا راس می گفتن. خداها وجود دارن. من اینو چن سال پیش فهمیدم. یه شب برفی که می رفتم خونه فاطمه اینا. نزدیک خونشون یه آقایی آکاردئون می زد و رد می شد. از دور زیر نور چراغا احمد و زنش داشتن میومدن و من در اوج خوش به حالی بودم. اون شب فک شبای برفی چقد خوبن و خدای شبای برفی با خدای شبای دیگه فرق داره. همون شب با خدای شبای برفی دوس شدم. (-: الا. خدای خوبی داریم
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه،
اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد.
و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد.
آری خدای خوبی داریم ...
خ که مشتاقانه ما را می نگرد…
با چنین خدای بخشنده و مهربانی ،
ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...

نشست نقد و بررسی نمایش خدای کشتار کانون منتقدان ایران، شعبه استان کرمان، در راستای گسترش گفتمان تئوریک مبتنی بر اصول نقد، نشست نقد و بررسی نمایش خدای کشتار، نوشته یاسمینا رضا و به کارگردانی مجید عتیق را برگزار می کند. نمایش خدای کشتار، یکی از آثار اجرایی در پروژه همواره تئاتر می باشد که هم اکنون در پلاتو موج نو کرمان هر شب ساعت 19:30 . آنگاه که عزم سفر میکنی, درباره مقصد تحقیق میکنی و خود را برای شرایط آن آمده میکنی … هان به هوش باش که سفری در پیش است از پس مرگ … و سر و کار همه ما با خداست, پس باید خدای تعالی را شناخت پیش از آنکه به سوی او بشت . و شناخت وی با شناخت نعمت های وی میسر میشود … و آنکه به هر کاری که مشغول باشی پیوسته شکر او به جای آوری. از خدا جوییم توفیق ادب / . مرا به اوج ماه برسان ای خدای بزرگ به کوری چشم برادران ای خدای بزرگ زمکر و فریب و خدعه آنان بی خبر بودم حق من نبود چنین و چنان ای خدای بزرگ فساد شیاطین کجا و صداقت من کجا دلم خون شد از دست ای خدای بزرگ قرار ما این نبود پس چه شد آن وعده و وعید همه شک کرده اند به قرآن ای خدای بزرگ دلم از آنهمه آیات و روایات می سوزد شده اند قربانی دشمنان ای خدای بزرگ از این وضع خسته ام تحملش سخت است مرا هرچه زودتر برهان ای خدای بزرگ صدای عاشقان حیف نیست که در گلو بغض شود به گوش عالم و آدم برسان ای خدای بزرگ از این همه صبر و شکر جمیل حیا نمی کنند نمی ترسند از تو این نفهمان ای خدای بزرگ کجایند دستهای غیبی که وعده فرمودی نشان بده به این مغرضان ای خدای بزرگ اگرعزیزان خوار شوند صدای خنده آنها می رسد به گوش آسمان ای خدای بزرگ حریف اینهمه نامرد مگر خودت بشوی جواب نداد صداقت و ایمان ای خدای بزرگ تو را که لطف و عنایتها با من مسکین است چه می کنند با من این بندگان ای خدای بزرگ دعا و آرزوهای تائب را مستجاب کن به شادی روی حبیبان ای خدای بزرگ شود که این چراغ صخا پرنور گردد به جذب و جلب ثروتمندان ای خدای بزرگ چنان کن که یکبار دیگر ذلیل و خوار شوند که صبر تو حیف است براینان ای خدای بزرگ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎
خدای خوب من ... ما برای داشتن تو ریسمان نبسته ایم , دل بسته ایم همین که حال دلمان خوب است برای ما کافیست خدای خوب من ... حسابگرانه تسبیح به دست می گیرم و از تو بی حساب روزی می خواهم حسابگرانه ذکر می گویم و از تو بی حساب نعمت می خواهم حسابگرانه می خوانم و روزه می گیرم و از تو بی حساب اجر می خواهم حسابگرانه صدایت می کنم و از تو بی حساب توجه می. روزی ابراهیم خلیل در کوه بیت المقدس به دنبال چراگاهی برای انش می گشت. مردی را دید که مشغول است. ابراهیم پرسید: بنده خدا! برای چه ی می خوانی؟ مرد پاسخ داد: برای خدای آسمان. ابراهیم: آیا از بستگان تو ی مانده است؟ خدای مهربانم... تلخم... و خسته... اما از رحمت تو ای خدای من.. مهربان من...هرگز نا امید نمی شوم.. خدایا...مرا ببخش اگر که نمی توانم گاهی خوب صبوری کنم.. خدای من. تو خیلی خوب میدانی که پناهی غیر از تو ندارم. خدای من. از ته قلبم تا همیشه خوشحال و خوشبختم کن. خدای من.به تو پناه آورده ام..پناهم باش.ای همیشه مهربان بر من مراقب و مواظب من باش. 
خدا. خدای من ! سلام ! خدای سالهای دور! سلام ! دوباره آمدم همان مزاحم همیشگی همان دلم گرفته های کودکی مرا بگیر و ترد نکن نذار بمانم من در این بریدگی بریدگی ای که هر طرف پر از غبار خستگیست پر از سکوت بینصیب زندگیست پر از خلاء پر از نگاه های پر طمع مرا بگیر ! مرا بگیر و ناز کن ! نگو که این نیاز نا گشودنیست و این کلام آ م : دلم گرفته از زمین دلم گرفته از زمان بیا ببر مرا ببر! از این جهان به آن جهان فقط همین... ترجمه درس نهم عربی چهارم دبیرستانخدای را، خدای را، از حال یتیمان غفلت نکنید. سفارش علی(ع) به حسن وحسین(ع) هنگامی که ابن ملجم که لعنت خدا بر او باد به او ضربت زد: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم، و اینکه دنیا را نخواهید هر چند دنیا شما را بخواهد ... و سخن حق بگویید و برای پاداش[ آ ت] کار کنید و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید . وصیت می کنم . دیوارهای خالی اتاقم را از تصویرهای خیالی او پر می کنم خدای من زیباست.... خدای من رنگین کمان خوشبختی ست که پشت هر گریه انعکاسش را روی سقف اتاق می بینم من هیچ با زبان کهنه صدایش نکرده ام و نه لای بقچه پیچ سجاده رهایش او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و... من... در نهایت حیرت. حالا گاه گاهی که به هم خیره می شویم تشخیص خدا و بنده چه... سخت است. خدایا خدای مهربون چقدر هوات غم انگیزه یا نه ادمها غم انگیزش د خدایا صبر میدی؟ چه میکنی با من ؟ خدای من خدای مهربون من من منتظرم منتظر یک معجزه که تو برام بیاریش منتظر اینکه صدام رو بشنوی من به کرامتت امید دارم دل سپردم به مرامتت کمکم کن خدایا میدونم  الان میگی چقدر دیگه ؟ ولی خدایا میدون یکه نیاز مند عطوفت تو هستم میدونم همیش. بدان که خدای تعالی, پروردگار تو, آفریدگار همه موجودات آسمان ها و زمین است, و تو تنها قطره ای هستی در اقیانوس آفرینش باری تعالی, با این حال آن خدای بزرگ تو را فراموش نکرده, و روزی تو را قسمت کرده است و دعای تو را میشنود.
خدای تو خدای آفریننده همه مردمان است, آنها که به دنیا آماده اند و اکنون مرده اند و آنانی که در آینده به دنیا می آیند,. بسم الله ...! به نام  تو ای آگاه بر همه احوال من ! خدای من ! ................. ...... ... امشب من هستم ... و تو ! ... من و عشقی بی بدیل و ناب به تو ای خدای نازنینم ... تو و رحمتی بی نظیر و مهربانی ابدی برای من ... سپاس تو را برای همه ی موهبت های بی کرانت ... سپاس تو را یرای نعمت های بی حساب ات ... خدای نازنینم ! ... در آرامشی ژرف هستم ... پناه من باش ای خدای من ! در همه. دین من بهتر است یا او... مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای بار. خدای موسی، خدای ک ن غزه هم هست مهربان خدای من مرا دریاب که لحظه ای غفلت از من، سبب غرق شدن در گرداب خیالاتم می شود و چه زیبا فرمود رسول گرامیت که الهی لا تکلنی نفسی طرفه عین ابدا خدای مهربانم به اندازه چشم بهم زدنی مرا به حال خودم وا مگذار مهربان خدایم زبانم قاصر از شکر توست مرا ببخش با همه بدیهایم مرا پذیرا باش الحمد لله رب العالمین برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران شکم گرسنه کفشهایم هستم ( سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمهایم بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند ( سروده توسط هادی آسودی ) برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران و ناراحت شکم گرسنه کفشهایم هستم ( سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمام بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند ( سروده توسط هادی آسودی ) صدا زد ای خدای جهانیان جواب شنبد:بله
صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله
صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله
این بار صدازد ای خدای گن اران جواب شنید:بله بله بله با تعجب گفت:خدایا تورا خدای جهانیان خدای نیکوکاران وخدای اطاعت کنندگان خواندم یکبار فرمودی بله ولی تورا خدای گن اران خواندم سه بار گفتی بله
حکمتش چی. أرزش مرد به خصال مردانگی است، که اینها شامل جوانمردی، همت، مروت، مرام، معرفت، وقار و ... می شود؛ و همت از مردانگی است، که اگر مردی بدان که گر همت کنی به هر آنچه خواهی رسی! و چون همت نباشد، مقصود حاصل نگردد، که خدای تعالی فرمود: لیس للإنسان الا ما سعی، برای انسان نیست جز آنچه که سعی کرده است. قطره آب به سنگ می زند و آن را حفره می کند، مرد . بنام خدای حسین (ع از دوران کودکی آمدن ماه شعبان را با آزیین بندی و چراغانی محلمون می فهمیدم و ک نه منتظر آمدن جشن با شکوه نیمه شعبان می ماندم ... و اکنون نیز پس از گذر سالیانی چند ، باز با آمدن شعبان نشاط درونی پیدا میکنم .... از خدای بزرگ می خواهم و امیدوارم همه ی شما بازدید کنندگان وبلاگ پایتخت حسینیت و همه ی مردم ایران زمین همیشه شاد و . سپاس خدای را عز و جل
خدای تعالی را به اندازه همه سلول های بدنم شکر میگویم, شکر تو را ای خدای بزرگ به تعداد همه این سلول های بدنم که سر انجام به خاک خواهند پیوست و دل من یا روح من به سوی تو خواهد شتافت.
خدایا تو را به اندازه تمامی ذرات تشکیل دهنده بدنم -که جزیی از خاک خواهند شد- شکر میگویم که نعمت حیات دادی و افتخار شکر گذاری.
تو . کتیبه کله شین کله شین در لغت کردی "سنگ کبود یا آبی" است ودر محل به قطعه سنگ تراشیده مکعب شکل اطلاق می شود که بر یک پایه سنگی از جنس خود بر سر راه اشنویه به رواندوز در جوار میله مرزی ایران و عراق قرار داشته است. سنگ نبشته دو زبانه کله شین اشنویه به خط میخی اورارتویی و خط میخی آشوری نگارش شده است. متن این کتیبه که به دستور فرمانروای اورارتو به نام ایشپوینی بر سنگ یاد شده کنده شده است حکایت از نیایش و عرضه قربانی به خدای مقدس قوم اورارتو بنام خدای خالدی دارد. کتیبه کله شین،کیومرث حاجی محمدی ترجمه بخشی از متن کتیبه به شرح ذیل است: «پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، پادشاه سرزمین شوری، پادشاه سرزمین بیه و خداوندگار شهر توشپا، ایشپوینی، پسر ساردوری و منوا، پسر ایشپوینی، زمانی که به شهر آردینی و به حضور خدای خالدی آمدند یک معبد ب ا ساخته و برای خدای خالدی ستون یادبود تدارک دیدند. خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب. خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب. خدای آنها................. (که دست نخورده از اجداد خود به ارث برده اند) نظر تنگ، غیر منطقی، بی عد ، خسیس و متعصب است . شکر خدا که من هیچ خ را از هیچ به ارث نبرده ام. من آزادم که خدای خود را آنطور که دلم میخواهد مجسم و انتخاب کنم. خدای من مهربان، بخشنده، دلسوز، چیز فهم و اتفاقا خیلی هم شوخ است!...

بسم الله الرحمن الرحیم آیا در دین زبان ، رنگ پوست ، قوم وقبیله مهم است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا رفتار یک مسلمان چگونه است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا مسلمان کینه توز است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا مسلمان چقدر به خدای خود اعتقاد دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا مسلمان خدای خود را دوست دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا. دیروز برای خدادوست مراسم بزرگداشتی برگزار شد. مراسمی در سکوت، در آرامشی بی روح و در فضائی غمگین و سرد و ملال آور . شاید اگر فوتبالیستی مشهور در اروپا ویلائی می ید، نامز را با فلان مدل مشهور به هم می زد و یا اینکه سیاستمداری آشنا حرفی می زد که بوی حاشیه می داد و اگر در در مدرسه ای تیراندازی می شد ، چندین بار در اخبار انعکاس می یافت. ولی . سلام دوستای گلم امیدوارم خودتون و فرشته هاتون روزای آرومی داشته باشین 5روز دیگه مهمونمون بعد از 9 ماه سفر طولانی بدنیا میاد و قراره شادی بخش زندگیمون باشه ... شاهزاده ی مامان این روزا بیش از حد نگرانم نگران تو ... نگران داداشی ... نگران خودم و بابایی ... نمیدونم این استرسها چیه اما همشون با فکر اینکه تو قراره عزیز دل من باشی از بین میره و . خدای من خدای من ای تنها پناه من خدای من...ای تنها تکیه گاه و امید من!  خودم را به تو سپردم... خدایا...تو را به خ ات قسم مواظب و مراقب جسم و جانم باش... سلامتی و آرامش و خوشحالی و خوشبختی ابدی به قلبم هدیه بده مهربان من خدای من!  خدایا خواهش می کنم همه کارها را بر من آسان کن...من خود را به تو سپردم.یا رب..! مراقب مراقبم باش ای تنها پناه من خد. #تبریک_روز_مادر_و_به_یاد_مادران_آرمیده
مادر که غروب کرد افسرد دلمخود را به میان افشرد دلمروزی که خدای عشق آرام گرفتتا وَرطه ی کافری مرا بُرد دلم!
زهرا موسی پور خدای خوبم گاهی دلم میگیرد ؛گاهی دلتنگ میشوم گاهی خسته وگاهی برقرار گاهی قلبم چنان بی تاب میشود ،که گمان میکنم دیگر آرام نخواهد شد خدایا تو آرامم کن تو آرامش را به قلبم ببخش خدایا تو ؛پناه بی قراریم باش خدایا ممنونم که مرا پناه میدی خدای خوبم ... ۱۰ فرمان وج باب۲۰ آیه ۱-۱۷ 1و خدا تکلم فرمود و همة این کلمات را بگفت:
2 من هستم یهوه، خدای تو، که تو را از زمین مصر و از خانة غلامی بیرون آوردم.
3 تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد.
4 صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است، و از آنچه پایین در زمین است، و از آنچه در آب زیرزمین است، برای خود مساز.
5 نزد آنها سجده مکن، و آنها را عبادت منما، زیرا من که یهوه، خدای تو می باشم، خدای غیور هستم، که انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرا دشمن دارند می گیرم.
6 و تا هزار پشت بر آنانیکه مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند، رحمت می کنم.
7 نام یهوه، خدای خود را به باطل مبر، زیرا خداوند ی را که اسم او را به باطل برد، بی گناه نخواهد شمرد.
8 روز سَبَّت را یاد کن تا آن را تقدیس نمایی.
9 شش روز مشغول باش و همة کارهای خود را بجا آور.
10 اما روز هفتمین، سَبَّت یهوه، خدای توست. در آن هیچ کار مکن، تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و بهیمه ات و مهمان تو که درون دروازه های تو باشد.
11 زیراکه در شش روز، خداوند آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنهاست بساخت، و در روز هفتم آرام فرمود. از این سبب خداوند روز هفتم را مبارک خوانده ، آن را تقدیس نمود.
12 پدر و مادر خود را احترام نما، تا روزهای تو در زمینی که یهوه خدایت به تو می بخشد، دراز شود.
13 قتل مکن.
14 مکن.
15 ی مکن.
16 بر همسایة خود شهادت دروغ مده.
17 به خانة همسایة خود طمع مورز، و به زن همسایه ات و غلامش و کنیزش و ش و الاغش و به هیچ چیزی که از آن همسایة تو باشد، طمع مکن. سلام خدای من خدای عزیزم! لطفا کمکم کن همه چی به خوبی و خوشی و عالی پیش بره و به همه خوش بگذره و خاطره ی خوبی بشه ان شالله و یه ع ی که همه ی آدمای توشو دوست دارم بشه :) لیلی و مجنونعاشق خدای لیلیمجنون هنگام راه رفتن ی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. مرد ش را قطع کرد و داد زد: «هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟»مجنون به خود آمد و گفت: «من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم. تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟» مباهله، گواه روشن حقانیت اهل بیت «همانا مثل خلقت عیسی از جانب خداوند همانند خلقت آدم ابوالبشر است که خدا او را از خاک بساخت، سپس بدان خاک گفت بشری به حد کمال باش. هماندم چنان گشت. سخن حق همانست که از جانب خداوند به تو رسید مبادا که هیچ گاه در آن شک و ریب کنی. پس هر با تو در مقام مجادله برآید بعد از آگاهی تو به او بگو بیایید ما و شما فرزن. حضرت مولانا عبدالرحمان جامی(رح) در کتاب اشعة اللمعات می­ فرمایند: درباره اینکه رونده کیست و راه چیست و منزل چند است و مقصد کدام است؟ در این کتاب چنین آمده است: بدان ـ اعزّک الله فی الدّارین ـ در ابتدا رونده، حس است و پس از مدّتی عقل می شود که «اَلْعَقْلُ نُوْرٌ فِی الْقَلْبِ یُفْرَقُ بِهِ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ» (عقل نوری در . ای خدای مهربان! در نفسهای آه خورده ی هر آیینه، دلی ش ته را می بینم، که به اعماقِ پرخونِ درون، تو را می خواند و با تمام احساس، نیاز دل، با تو می گوید... نیاز دل های خسته، رسیدن بدان منجی بامحبّت است، تا از بارقه ی آتش عشق و مهربانی او، شمع وجودشان شعله ور گردد و از گرمای آتشینش، گرمی زندگی را، مزه مزه، احساس بنمایند... خدای مهربان! وعده ی .