خدای خا تری

به نقل از خبرگزاریها در مورد خدای خا تری : دلم میخواد برگردم به انار تو به توی دلم.  ذوق کنم با یک حبه انار شیرین و دل خوش باشم به سرخی لبهای خدا که جای بوسه اش مانده به تنِ انارها... همه آدمها که عاقل نیستند، بعضیها مثل من دیوانه اند، سوادشان قد پیدا خدا از لابلای های انار است. خدای انار را که پیدا کنند بستشان است، همان خدای انارها،  آسمان و زمین را هم آفریده است. بعضی ها س. خدای من عاشقه عااااشق خدای من دستشو میذاره زیر چونه اش نگام می کنه ..بعضی وقتا زیرلب میگه قربونت برم من بچچچه خدای من وقتی می خورم زمین بهم لبخند می زنه و با لبخندش بلندم می کنه خدای من وقتی بهش میگم ببین حال مامانم خوب نیست محکم بغلم می کنه که غصه هام له شن تو بغلش خدای من وقتی راه کج میرم می شینه سر جاده صدام می کنه که برگردم و وقتی بر. ماهیت سیر و سلوک الهی و رابطه آن با شهادت
انسان خدای متعال را در سلوک خود «انتخاب» می کند، یعنی از بین محبوب ها و معبودها، رو به خدای متعال می آورد و به سمت اوحرکت می کند. او قدم اول با سرمایه هایش، با فکر و روحش و با ریاضت ها، مراقبه ها، محاسبه هایی که می کند، در طریق دستی به هدفش - خدای متعال- حرکت می کند. او با این گام ها به درکی از . جعفر صادق (ع) : عبادت کنندگان سه دسته اند : گروهی خدای متعال را از ترس عبادت کنند و این عبادت بردگان است ، گروهی خدای متعال را به طمع ثواب عبادت کنند و این عبادت مزدوران است . دسته ای خدای متعال را برای دوستیش عبادت کنند و این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است . عظمت خدای هر به بزرگی مغز اوست .
و به بیان دیگر بزرگی خداوند به قدر شایستگی ماست . هیچ نمیتواند خدا را برای دیگران تو صیف کند . زیرا به محض اینکه توانست خدای خویش را وصف کند ... دیگر او خدا نبوده ؛ بلکه مثل من و شماست . *موریس مترلینگ به خدای عشق من گو؛ که به بنده ات نظر کن به دلی که عاشق توست، نشکن، ز غم حذر کن بنما ترحم از عشق ، بشکن ، طلسم غم را برو سوی محبس عشق، به دو چشم تر نظر کن به خدای عشق من گو ؛ تو ز چشم انتظارم بگو دلس ات را ،به خدا رسان سفر کن در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خ داشت. خدای خدایان زئوس نام داشت . یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در کوه المپ دعوت کرده بود. دیوانگی و جنون هم خ داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای جنون بود طبیعتا عقل درست و حس هم نداشت بود.. خدایان از هر دری سخنی می گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف های خدای . با اه سردغفلت بااشک شرم خجلت بانفس سرکش خود ازبس گناه دل راسیاه عمرعزیز خودرا من صرف اه ای مهربون ای بخشنده من اشتباه من اشتباه خودراتباه خدای من خدای من گربر فلک رسیده اوای یارب من جان من راگناهان اورده برلب من خدای من خدای من خدای من دلم گرفته بود خسته و ناراحت اومدم پا کامپیوتر رفتم تو فایل مذهبی رو نوحه ها کلیک وای خدای من؟ چی شنیدم ؟! : آقا بیاکه پای نگاهت فداشوم دست مرابگیر مبادا جدا شوم هرکی میخواد این شب ها نزدیک بشه به خیمیه زمان یه ناله بزنه بگذار چون کبوتر پربسته در قفس باتو زقید وبند گناهان رهاشوم آقا دیگه به تنگ آمده ام از هوای نفس آقا مدد بده دیگه اسیر . خدای زیبا! یاری مان کن شخصیت، منش و زندگی مان را همچون یک اثر هنری زیبا، اصیل، نوشونده و خلاقانه بیافرینیم، با جزئیات و عناصری خواستنی و کلیتی خوش ترکیب که به آن بنازی. خدای دل ربا! دل ما را هم ببر و دریادل، دل آرام، دل شاد و زنده دل مان کن. خدای نزدیک! ما را در «جستجوی حق» و «خدمت به خلق» موفق بدار. خدای زندگی ساز! زندگی هایمان را خوش تر. خدایا میشه اینبار هم صدام رو بشنوی خدای من رو میبینی دستهام به سمت توست خداا یصدام بهت میرسه مگه نه؟ روزهای سختی دارم میگذرونم گاه یتوانم تمام میشه تحملم فرو کش میکنه خدای صبر بده توان بده خدای کمکم گن خدای دست دعای من رو میبین ی؟ کمکم کن  یونانیا راس می گفتن. خداها وجود دارن. من اینو چن سال پیش فهمیدم. یه شب برفی که می رفتم خونه فاطمه اینا. نزدیک خونشون یه آقایی آکاردئون می زد و رد می شد. از دور زیر نور چراغا احمد و زنش داشتن میومدن و من در اوج خوش به حالی بودم. اون شب فک شبای برفی چقد خوبن و خدای شبای برفی با خدای شبای دیگه فرق داره. همون شب با خدای شبای برفی دوس شدم. (-: الا. خدای خوبی داریم
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه،
اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد.
و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد.
آری خدای خوبی داریم ...
خ که مشتاقانه ما را می نگرد…
با چنین خدای بخشنده و مهربانی ،
ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...

نشست نقد و بررسی نمایش خدای کشتار کانون منتقدان ایران، شعبه استان کرمان، در راستای گسترش گفتمان تئوریک مبتنی بر اصول نقد، نشست نقد و بررسی نمایش خدای کشتار، نوشته یاسمینا رضا و به کارگردانی مجید عتیق را برگزار می کند. نمایش خدای کشتار، یکی از آثار اجرایی در پروژه همواره تئاتر می باشد که هم اکنون در پلاتو موج نو کرمان هر شب ساعت 19:30 . الان نمیدونم اخبار رو دیدید یا نه... آقا از تبریز اومده... میگه به خاطر اینکه ز له اومده بودا شما از تهران اومده بودید کمک... منم خودم برای کمک اومدم تهران... :) شیر مرد بی ادعا... فرشته بی بال... فرشته مرد... خدای احساس... مرد عشق... انسان... دارای شعور... دارای فهم... نمونه کامل یه ایرانی... خدای غیرت... خدای عشق... خدای شرف... خدای مهربونی... خونواده شو. مرا به اوج ماه برسان ای خدای بزرگ به کوری چشم برادران ای خدای بزرگ زمکر و فریب و خدعه آنان بی خبر بودم حق من نبود چنین و چنان ای خدای بزرگ فساد شیاطین کجا و صداقت من کجا دلم خون شد از دست ای خدای بزرگ قرار ما این نبود پس چه شد آن وعده و وعید همه شک کرده اند به قرآن ای خدای بزرگ دلم از آنهمه آیات و روایات می سوزد شده اند قربانی دشمنان ای خدای بزرگ از این وضع خسته ام تحملش سخت است مرا هرچه زودتر برهان ای خدای بزرگ صدای عاشقان حیف نیست که در گلو بغض شود به گوش عالم و آدم برسان ای خدای بزرگ از این همه صبر و شکر جمیل حیا نمی کنند نمی ترسند از تو این نفهمان ای خدای بزرگ کجایند دستهای غیبی که وعده فرمودی نشان بده به این مغرضان ای خدای بزرگ اگرعزیزان خوار شوند صدای خنده آنها می رسد به گوش آسمان ای خدای بزرگ حریف اینهمه نامرد مگر خودت بشوی جواب نداد صداقت و ایمان ای خدای بزرگ تو را که لطف و عنایتها با من مسکین است چه می کنند با من این بندگان ای خدای بزرگ دعا و آرزوهای تائب را مستجاب کن به شادی روی حبیبان ای خدای بزرگ شود که این چراغ صخا پرنور گردد به جذب و جلب ثروتمندان ای خدای بزرگ چنان کن که یکبار دیگر ذلیل و خوار شوند که صبر تو حیف است براینان ای خدای بزرگ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎
خدای خوب من ... ما برای داشتن تو ریسمان نبسته ایم , دل بسته ایم همین که حال دلمان خوب است برای ما کافیست خدای خوب من ... حسابگرانه تسبیح به دست می گیرم و از تو بی حساب روزی می خواهم حسابگرانه ذکر می گویم و از تو بی حساب نعمت می خواهم حسابگرانه می خوانم و روزه می گیرم و از تو بی حساب اجر می خواهم حسابگرانه صدایت می کنم و از تو بی حساب توجه می. روزی ابراهیم خلیل در کوه بیت المقدس به دنبال چراگاهی برای انش می گشت. مردی را دید که مشغول است. ابراهیم پرسید: بنده خدا! برای چه ی می خوانی؟ مرد پاسخ داد: برای خدای آسمان. ابراهیم: آیا از بستگان تو ی مانده است؟ خدای مهربانم... تلخم... و خسته... اما از رحمت تو ای خدای من.. مهربان من...هرگز نا امید نمی شوم.. خدایا...مرا ببخش اگر که نمی توانم گاهی خوب صبوری کنم.. خدای من. تو خیلی خوب میدانی که پناهی غیر از تو ندارم. خدای من. از ته قلبم تا همیشه خوشحال و خوشبختم کن. خدای من.به تو پناه آورده ام..پناهم باش.ای همیشه مهربان بر من مراقب و مواظب من باش. 
خدا. خدای من ! سلام ! خدای سالهای دور! سلام ! دوباره آمدم همان مزاحم همیشگی همان دلم گرفته های کودکی مرا بگیر و ترد نکن نذار بمانم من در این بریدگی بریدگی ای که هر طرف پر از غبار خستگیست پر از سکوت بینصیب زندگیست پر از خلاء پر از نگاه های پر طمع مرا بگیر ! مرا بگیر و ناز کن ! نگو که این نیاز نا گشودنیست و این کلام آ م : دلم گرفته از زمین دلم گرفته از زمان بیا ببر مرا ببر! از این جهان به آن جهان فقط همین... ترجمه درس نهم عربی چهارم دبیرستانخدای را، خدای را، از حال یتیمان غفلت نکنید. سفارش علی(ع) به حسن وحسین(ع) هنگامی که ابن ملجم که لعنت خدا بر او باد به او ضربت زد: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم، و اینکه دنیا را نخواهید هر چند دنیا شما را بخواهد ... و سخن حق بگویید و برای پاداش[ آ ت] کار کنید و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید . وصیت می کنم . دیوارهای خالی اتاقم را از تصویرهای خیالی او پر می کنم خدای من زیباست.... خدای من رنگین کمان خوشبختی ست که پشت هر گریه انعکاسش را روی سقف اتاق می بینم من هیچ با زبان کهنه صدایش نکرده ام و نه لای بقچه پیچ سجاده رهایش او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و... من... در نهایت حیرت. حالا گاه گاهی که به هم خیره می شویم تشخیص خدا و بنده چه... سخت است. خدایا خدای مهربون چقدر هوات غم انگیزه یا نه ادمها غم انگیزش د خدایا صبر میدی؟ چه میکنی با من ؟ خدای من خدای مهربون من من منتظرم منتظر یک معجزه که تو برام بیاریش منتظر اینکه صدام رو بشنوی من به کرامتت امید دارم دل سپردم به مرامتت کمکم کن خدایا میدونم  الان میگی چقدر دیگه ؟ ولی خدایا میدون یکه نیاز مند عطوفت تو هستم میدونم همیش. بدان که خدای تعالی, پروردگار تو, آفریدگار همه موجودات آسمان ها و زمین است, و تو تنها قطره ای هستی در اقیانوس آفرینش باری تعالی, با این حال آن خدای بزرگ تو را فراموش نکرده, و روزی تو را قسمت کرده است و دعای تو را میشنود.
خدای تو خدای آفریننده همه مردمان است, آنها که به دنیا آماده اند و اکنون مرده اند و آنانی که در آینده به دنیا می آیند,. بسم الله ...! به نام  تو ای آگاه بر همه احوال من ! خدای من ! ................. ...... ... امشب من هستم ... و تو ! ... من و عشقی بی بدیل و ناب به تو ای خدای نازنینم ... تو و رحمتی بی نظیر و مهربانی ابدی برای من ... سپاس تو را برای همه ی موهبت های بی کرانت ... سپاس تو را یرای نعمت های بی حساب ات ... خدای نازنینم ! ... در آرامشی ژرف هستم ... پناه من باش ای خدای من ! در همه. دین من بهتر است یا او... مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای بار. خدای موسی، خدای ک ن غزه هم هست چرا تو ای ش ته دل خدا خدا نمی کنی ؟
خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی ؟
به هر لب دعای تو فرشته بوسه می زند
برای درد بی امان چرا دعا نمی کنی
ز پرنیان بسترت شبی جدا نبوده یی
پرند خواب را ز خود چرا جدا نمی کنی
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی
سحر ز باغ ناله ها گل مراد می دمد
به. برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران شکم گرسنه کفشهایم هستم ( سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمهایم بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند ( سروده توسط هادی آسودی ) بغضم درد دارد میخواهم امشب فاصله ها را دور بزنم خدای عشق را به آغوش بکشم و.... یک دلِ سیر برای خودم غمگین باشم خدای مهربون و رحیمم بحق این شب عزیز دست مهربونتو از سر من و عزیزانم برندار . خدایا بهترین تقدیر و برامون قرار بده. خدای خوبم بحق شافی بودنت دست شفا به سر تمام بیمارا بکش. خدایا بحق قدرت بی منتهات به خانوادم طول عمر با عزت همراه سلامتی عنایت فرما. خدای رحمان شوهرمو در پناه خودت صحیح و سلامت نگه دار . خدای من بخاطر نعمت های بی حد و مرزت، . لرزیدن برای اشک ریختن یا لرزیدن برای سرما.....این مسئله مهمیه که حتی فیلسوفا هم از عهده جواب بهش برنمیان فیلسوفایی که همه کارشون متمرکز توجیه توجیهی برای اشک و لرزیدن یا لرزیدن و سرما ندارن.مس ه نیست؟چرا مس ه است کله حسای انسان و دنیاش مس ن و این مس ه ترین چیزیه که خدای یا خدای مسحیت یا خدای یهودیت که هرسه شون یکیه آفریده.... چو در دل دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من نصیبم کن بوسه بر حرم با صفای حسین ای خدای من سرشتی چون مهر او در دل به دیدارش دل بود مایل بهشتت باشد جهنم من بی لقای حسین ای خدای من حسین جانم ای حسین جانم حسین جانم ای حسین جانم خوش آن روزی کاین قفس شکند استخوان تن پر هوس شکند به پرواز آید کبوتر دل در هوای حسین ای خدای من به جان داغی زان گلو دا. سپاس خدای را عز و جل
خدای تعالی را به اندازه همه سلول های بدنم شکر میگویم, شکر تو را ای خدای بزرگ به تعداد همه این سلول های بدنم که سر انجام به خاک خواهند پیوست و دل من یا روح من به سوی تو خواهد شتافت.
خدایا تو را به اندازه تمامی ذرات تشکیل دهنده بدنم -که جزیی از خاک خواهند شد- شکر میگویم که نعمت حیات دادی و افتخار شکر گذاری.
تو . ها سینگ با موهایی شبیه به دم در کمرش متولد شد که مردم محلی اعتقاد دارند او تجسمی از هانومان، خدای شبه میمون است کتیبه کله شین کله شین در لغت کردی "سنگ کبود یا آبی" است ودر محل به قطعه سنگ تراشیده مکعب شکل اطلاق می شود که بر یک پایه سنگی از جنس خود بر سر راه اشنویه به رواندوز در جوار میله مرزی ایران و عراق قرار داشته است. سنگ نبشته دو زبانه کله شین اشنویه به خط میخی اورارتویی و خط میخی آشوری نگارش شده است. متن این کتیبه که به دستور فرمانروای اورارتو به نام ایشپوینی بر سنگ یاد شده کنده شده است حکایت از نیایش و عرضه قربانی به خدای مقدس قوم اورارتو بنام خدای خالدی دارد. کتیبه کله شین،کیومرث حاجی محمدی ترجمه بخشی از متن کتیبه به شرح ذیل است: «پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، پادشاه سرزمین شوری، پادشاه سرزمین بیه و خداوندگار شهر توشپا، ایشپوینی، پسر ساردوری و منوا، پسر ایشپوینی، زمانی که به شهر آردینی و به حضور خدای خالدی آمدند یک معبد ب ا ساخته و برای خدای خالدی ستون یادبود تدارک دیدند. خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب. خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب. حضرت علی (ع) از خاتم (ص) نقل می فرماید: «هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را به حساب خدا، روزه بگیرد، مگر آنکه خدای تبارک و تعالی، هفت خصلت را برای او لازم گرداند، هر چه حرام در پیکرش باشد، محو و ذوب گرداند. به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود. (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم را می پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را برای او آسان کند. از گرسنگی و تشن. خدای آنها................. (که دست نخورده از اجداد خود به ارث برده اند) نظر تنگ، غیر منطقی، بی عد ، خسیس و متعصب است . شکر خدا که من هیچ خ را از هیچ به ارث نبرده ام. من آزادم که خدای خود را آنطور که دلم میخواهد مجسم و انتخاب کنم. خدای من مهربان، بخشنده، دلسوز، چیز فهم و اتفاقا خیلی هم شوخ است!...

کی میخوام بشینم برای تمام فکرهایی که تو سرمه برنامه ریزی کنم؟ کی میخوام اینهمه ضعف و بدی رو از وجودم دور و حتی ریشه کن کنم.
کی میتونم اییینهمه بدی رو از بین ببرم؟
من؟ من قطعا نمی تونم. هیچ نمیتونه. غیرِ تو خدا.
فقط تویی که میتونی جای بدی ها، بذر خوبی بکاری، روحِ لطیف ببخشی...
تو میتونی روح خسته کدر ما رو سفید کنی. تو، اگه دستی بکش. خدای متعال میفرماید:وقتی بنده ام میخواندجوری نگاهش میکنم انگار من فقط یک بنده دارم امااوچنان میخواند انگارچندین خدا دارد.... آنقدر خدای متعال رادرروز شب ز یاد میبریم که در به هرچی فکر میکنیم جز خدای متعال باید شب وروز به یاد خدا باشیم تا در حس قشنگ عاشقی ورازنیازحس کنیم وهمیشه یادمان باشد خداونددرهرحال مارو میبیند. نمایشنامه خوانی خدای کشتار از روز چهارشنبه 15 شهریور ماه به مدت ١٠ شب در مکتب خانه تئاتر آن برگزار خواهد شد. خدای من خدای من ای تنها پناه من خدای من...ای تنها تکیه گاه و امید من!  خودم را به تو سپردم... خدایا...تو را به خ ات قسم مواظب و مراقب جسم و جانم باش... سلامتی و آرامش و خوشحالی و خوشبختی ابدی به قلبم هدیه بده مهربان من خدای من!  خدایا خواهش می کنم همه کارها را بر من آسان کن...من خود را به تو سپردم.یا رب..! مراقب مراقبم باش ای تنها پناه من خد. مدیر تیم فوتبال پرسپولیس اعلام کرد که این باشگاه همه بازیکنانش را برای سال آینده می خواهد و آنها هم از خدای شان است که در این تیم بمانند. از صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: «موسی علیه السلام عرض کرد: خدای من! نزدیک شدن به تو را خواهانم. فرمود: من از آن ی است که شب قدر بیدار شود. عرض کرد: خدای من! رحمت تو را می خواهم. فرمود: رحمت من از آن ی است که در شب قدر به فقیرها رحم کند. عرض کرد: خدای من! جواز عبور از صراط را خواهانم. فرمود: آن برای ی است که در شب قدر صدقه ای بده. حضرت موسی در کوه طور در مناجات خود عرض کرد:
یا اله العالمین (ای خدای جهانیان)

جواب آمد : لبیک (یعنی ندای تو را پذیرفتم)

سپس عرض کرد:
یا اله المطیعین (ای خدا اطاعت کنندگان)

جواب شنید : لبیک،

سپس عرض کرد: یا اله العاصمین (ای خدای گن اران)،

این دفعه سه بار شنید:
لبیک،لبیک؛ لبیک.

موسی عرض کرد: حکمتش چیست که این دفعه سه بار شنیدم که فرمودی لبیک،

به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نیکوکاران به کار نیک خود، و مطیعان به اطاعت خود، اعتماد دارند،
ولی گن اران، جز به فضل من، پناهی ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه ی پناه ببرند... خدای مهربونم ازت خواهش میکنم هیچ ی تو هیچ جای دنیا به هیچ چیزی اعتیاد پیدا نکنه مخصوصا به . خدای مهربونم ازت خواهش میکنم به همه خونه بدی و مستاجرها همه خونه دار بشن. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم هیچ پدری شرمنده زن و بچه هاش نشه. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم هیچ امیدشو تو زندگی از دست نده. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم اجازه ندی ما تو راهی بریم که تهش پشیمونیه. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم بهمون آرامش و صبر بدی تا دل هیچ ی رو نشکنیم. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم هیچ زن و مردی آرزوی نی نی دار شدن به دلشون نمونه. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم کمک کنی عاشقا بهم برسن و هیچ عاشقی به خاطر بی پولی و مسائل مادی از عشقش دور نمونه. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم راه درمان تمام بیماری های نادر و لاعلاج کشف بشه. خدای مهربونم ازت خواهش میکنم به عمر تمام آدمای خیر و نیکوکار عمر با عزت بدی. سلام خدای من خدای عزیزم! لطفا کمکم کن همه چی به خوبی و خوشی و عالی پیش بره و به همه خوش بگذره و خاطره ی خوبی بشه ان شالله و یه ع ی که همه ی آدمای توشو دوست دارم بشه :) مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک .