خدای غریبم

به نقل از خبرگزاریها در مورد خدای غریبم :
خدای خوبی داریم . . .

آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،

اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .

آری خدای خوبی داریم ...

خ که مشتاقانه ما را می نگرد ،

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛

ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد . . . خدای من
ی ال گذشت...
هرچه دیدی؛ هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم.
ی ال گذشت و چهار فصل بیمار شدم؛ شفایم دادی.
هراسان شدم؛ پناهم دادی.
خدای من
ی ال گذشت...
پی تقدیری نیکو پرسان می گشتم؛شب قدر مرا خو به سرخوانی پر از عشقت.تا طلوع آفتاب گریستم و دستانم به سویت بلند...قلم رحمتت بر صحیفه تقدیرم خواست که بنگارد تقدیر نیکوی را هی. شنیده اید این اصطلاح "مشهور بودن به واسطه چیزی را"...؟ وای برمن که به واسطه من ی شما را نشناخت... آب بر آسیاب گمنامیت افزودم! درب خانه شما اگر خلوت است مقصر منم! من که دستم را گرفتی و نرفتم دست دوستم را در دست مهربان شما بگذارم... آقا خودمانیم... چقدر از شما به ما رسیده؟! همه مهر و لطف و دستگیری! و چقدر از ما به شما رسیده؟! ...مایه اندوه و شرم... سلام غریبم دلم میخواد برگردم به انار تو به توی دلم.  ذوق کنم با یک حبه انار شیرین و دل خوش باشم به سرخی لبهای خدا که جای بوسه اش مانده به تنِ انارها... همه آدمها که عاقل نیستند، بعضیها مثل من دیوانه اند، سوادشان قد پیدا خدا از لابلای های انار است. خدای انار را که پیدا کنند بستشان است، همان خدای انارها،  آسمان و زمین را هم آفریده است. بعضی ها س. یه دنیا غریبم کجایی عزیزم.. بیا تا چشامو تو چشمات بریزم نگو دل بریدی خدای نکرده ببین خواب چشمات با چشمام چی کرده همه جارو گشتم کجای عزیزم؟؟!! بیا تا رگامو توخونت بریزم بیا روت رو روکن منو زیروروکن بیا زخم هامو یه جوری رفو کن عزیزم کجایییی کجای تو بی من کجایی.. یلدات مبارک علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی عل علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی.... حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم... حسین حسین ح. کوکه: مسی خدای فوتبال است کوکه، هافبک اتلتیکو مادرید عنوان کرد که کریستیانو رونالدو بازیکن فوق العاده ای است ولی لیونل مسی، در حال حاضر خدای فوتبال است. به گزارش "ورزش سه"، رونالدو و مسی در مجموع 6 توپ طلا ب کرده اند و در حال حاضر، بزرگترین رقیبان فوتبالی هستند. کوکه به تمجید از ستاره ی رئال مادرید پراخت ولی مسی را همچنان بهترین استعداد دنیا خواند.

او گفت: " رونالدو یک ورزشکار است ولی مسی خدای فوتبال است."

کوکه در تابستان، پیشنهاد بازی در کنار مسی را رد کرد تا در اتلتیکو بماند و به موفقیت ادامه دهد. او در این رابطه فگت: " تصمیمم را گرفتم که در اتلتیکو بمانم.از پیشنهاد بارسلونا خوشحالم ولی وقتی در تیم خوبی مثل اتلتیکو بازی می کنم، چرا از این تیم بروم؟ "

کوکه سپس راجع به اتهام به خشن بودن اتلتیکو گفت: " دیگر از شنیدن اینکه ما خشن هستیم خسته شده ام. یک جمعیتی مقابل ماست و کار آسانی مقابلشان نداریم ولی به حضور در اتلتیکو افتخار می کنم. ما با تمام وجود برای باشگاه می جنگیم و از کودکی همینطور بوده است." میدونین؟دیروز فهمیدم خدای یعقوب خدای ماهم هست.بعضی وقتا یه اتفاقایی میفته که باب دلمون نیست ،اولش غر غر می کنیم ولی بعدش .....خدای یعقوب ،مرسی که خدای ما هم هستی
صبیه: حذف شد خدای من نه دور کعبه است، نه در کلیسا، نه در معبد... خدای من همین جاست، کنار تمام دلواپسی هایم، کنار تمام بغض هایم؛خنده هایم... خدای من نمی ترساند مرا از آتش، اما می ترساند مرا: از ش تن دلی، اشک آوردن به چشمی، نا حق حقی... خدای من می بیند مرا هر جا که باشم، می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم.... خدای من حواسش در همه احوال به من هست، خدای من. ای خدای من.ای آفریدگار من .ای همه ی هستیم بر من این نعمت را ارزانی دار که: بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن بیشتر پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن زیرا در بخشیدن است که می ی م و در عفو است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات جاوید می ی م به خدای عشق من گو؛ که به بنده ات نظر کن به دلی که عاشق توست، نشکن، ز غم حذر کن بنما ترحم از عشق ، بشکن ، طلسم غم را برو سوی محبس عشق، به دو چشم تر نظر کن به خدای عشق من گو ؛ تو ز چشم انتظارم بگو دلس ات را ،به خدا رسان سفر کن ع هایی از غروب آفتاب در دریا برای روح غریبم صدایتان خوب است
شنیدن نفس آشنایتان خوب است بدون فاصله با من همیشه صحبت کن
نبند پنجره را چشم هایتان خوب است قرار بود از این راه رفته برگردی
درون ام انگار جایتان خوب است...! مرا به عصر دو فنجان داغ دعوت کن
عزیز طعم دل انگیز چایتان خوب است غروب ها که دلم تنگ و آسمان ابری است...
چه قدر پرسه زدن در هوایتان خوب است...‏ دلم عجیب گرفته است...نا خوشم بانو!
کمی قدم بزنم... پا به پایتان خوب است... **مسافرتنها** در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خ داشت. خدای خدایان زئوس نام داشت . یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در کوه المپ دعوت کرده بود. دیوانگی و جنون هم خ داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای جنون بود طبیعتا عقل درست و حس هم نداشت بود.. خدایان از هر دری سخنی می گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف های خدای . ببین بی جهت نیست که من ناامیدم تو اوج جوونی به پیری رسیدم ببین بی جهت نیست که کم بی قرارم دیگه بیشتر از این تحمل ندارم ببین بی جهت نیست که بغضم ش ته میدوی په کردی با این خوبه خسته ببین بی جهت نیست که چشم انتظارم آخه من که جز تو ی رو ندارم من از تو یه بارم محبت ندیدم تو شاید ندونی که من چی کشیدم من انقدر غریبم که گفتن نداره تو خوش باش عزیز. خدای زیبا! یاری مان کن شخصیت، منش و زندگی مان را همچون یک اثر هنری زیبا، اصیل، نوشونده و خلاقانه بیافرینیم، با جزئیات و عناصری خواستنی و کلیتی خوش ترکیب که به آن بنازی. خدای دل ربا! دل ما را هم ببر و دریادل، دل آرام، دل شاد و زنده دل مان کن. خدای نزدیک! ما را در «جستجوی حق» و «خدمت به خلق» موفق بدار. خدای زندگی ساز! زندگی هایمان را خوش تر. دلم گرفته بود خسته و ناراحت اومدم پا کامپیوتر رفتم تو فایل مذهبی رو نوحه ها کلیک وای خدای من؟ چی شنیدم ؟! : آقا بیاکه پای نگاهت فداشوم دست مرابگیر مبادا جدا شوم هرکی میخواد این شب ها نزدیک بشه به خیمیه زمان یه ناله بزنه بگذار چون کبوتر پربسته در قفس باتو زقید وبند گناهان رهاشوم آقا دیگه به تنگ آمده ام از هوای نفس آقا مدد بده دیگه اسیر . سلام خدای نازنینم.. می خواستم براتون حرف بزنم... می خواستم بگم از دیروز توی ماشین الناز... حس اضافی بودنم... می خواستم بگم که چقدر حس تنهایی میکنم... می خواستم بگم ب سر کلی حرف زدم باهاتون و اشک ریختم...که خدا چقدر غریبم نوی زمین ت... چقدر بغض که ی جایی منتظرم نیست و چقدر سخت میشه گاهی این غربته... بعد امروز مثلا یه اتفاق بی سابقه بیفته و خانم . ● چون غریبم هیچ یارم نشد هیچ لیلایی یدارم نشد هر ی یک جورقلبم راش ت طعنه برجانم زد و از من گذشت خیال و زندکی در همی در هم جوش و بیجیده است تفکیک انها خیلی سخته. نمی دانم خوابم خواب می بینم. یا در رؤیایی عجیب و غریبم که برای هیج کدام منطقی و یقینی نمی بینم هر شب اینقدر خواب می بینم که صبح ها دوست ندارم از جا بلند شوم و در طول روز انقدر خیال می بافم و در حال کفتکو یی بی بایان با همه هستم که نمی دانم. جه کار میکنم خدایا میشه اینبار هم صدام رو بشنوی خدای من رو میبینی دستهام به سمت توست خداا یصدام بهت میرسه مگه نه؟ روزهای سختی دارم میگذرونم گاه یتوانم تمام میشه تحملم فرو کش میکنه خدای صبر بده توان بده خدای کمکم گن خدای دست دعای من رو میبین ی؟ کمکم کن  مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک .   ای تمام جان و هستی ام ای همه توان و تاب و تحملم ای جان جانم ای نور من ای عشق ناب من خدای من ! مهربان من دوستت دارم ... بی هیچ قیدی بی هیچ شرطی تو را برای خ ات می پرستم ! تو را برای آنکه خدای منی می ستایم ... می پرستم .. می بویم...می چشم... و در جان آغوش آرام می گیرم خدای مهربانم سپساس برای همه ی نعمت ها و موهبت هایت خدای من سپاس برای همه ی حضور. خدای خوبی داریم
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه،
اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد.
و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد.
آری خدای خوبی داریم ...
خ که مشتاقانه ما را می نگرد…
با چنین خدای بخشنده و مهربانی ،
ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...

نشست نقد و بررسی نمایش خدای کشتار کانون منتقدان ایران، شعبه استان کرمان، در راستای گسترش گفتمان تئوریک مبتنی بر اصول نقد، نشست نقد و بررسی نمایش خدای کشتار، نوشته یاسمینا رضا و به کارگردانی مجید عتیق را برگزار می کند. نمایش خدای کشتار، یکی از آثار اجرایی در پروژه همواره تئاتر می باشد که هم اکنون در پلاتو موج نو کرمان هر شب ساعت 19:30 . آنگاه که عزم سفر میکنی, درباره مقصد تحقیق میکنی و خود را برای شرایط آن آمده میکنی … هان به هوش باش که سفری در پیش است از پس مرگ … و سر و کار همه ما با خداست, پس باید خدای تعالی را شناخت پیش از آنکه به سوی او بشت . و شناخت وی با شناخت نعمت های وی میسر میشود … و آنکه به هر کاری که مشغول باشی پیوسته شکر او به جای آوری. از خدا جوییم توفیق ادب / . مرا به اوج ماه برسان ای خدای بزرگ به کوری چشم برادران ای خدای بزرگ زمکر و فریب و خدعه آنان بی خبر بودم حق من نبود چنین و چنان ای خدای بزرگ فساد شیاطین کجا و صداقت من کجا دلم خون شد از دست ای خدای بزرگ قرار ما این نبود پس چه شد آن وعده و وعید همه شک کرده اند به قرآن ای خدای بزرگ دلم از آنهمه آیات و روایات می سوزد شده اند قربانی دشمنان ای خدای بزرگ از این وضع خسته ام تحملش سخت است مرا هرچه زودتر برهان ای خدای بزرگ صدای عاشقان حیف نیست که در گلو بغض شود به گوش عالم و آدم برسان ای خدای بزرگ از این همه صبر و شکر جمیل حیا نمی کنند نمی ترسند از تو این نفهمان ای خدای بزرگ کجایند دستهای غیبی که وعده فرمودی نشان بده به این مغرضان ای خدای بزرگ اگرعزیزان خوار شوند صدای خنده آنها می رسد به گوش آسمان ای خدای بزرگ حریف اینهمه نامرد مگر خودت بشوی جواب نداد صداقت و ایمان ای خدای بزرگ تو را که لطف و عنایتها با من مسکین است چه می کنند با من این بندگان ای خدای بزرگ دعا و آرزوهای تائب را مستجاب کن به شادی روی حبیبان ای خدای بزرگ شود که این چراغ صخا پرنور گردد به جذب و جلب ثروتمندان ای خدای بزرگ چنان کن که یکبار دیگر ذلیل و خوار شوند که صبر تو حیف است براینان ای خدای بزرگ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎
خدای خوب من ... ما برای داشتن تو ریسمان نبسته ایم , دل بسته ایم همین که حال دلمان خوب است برای ما کافیست خدای خوب من ... حسابگرانه تسبیح به دست می گیرم و از تو بی حساب روزی می خواهم حسابگرانه ذکر می گویم و از تو بی حساب نعمت می خواهم حسابگرانه می خوانم و روزه می گیرم و از تو بی حساب اجر می خواهم حسابگرانه صدایت می کنم و از تو بی حساب توجه می. روزی ابراهیم خلیل در کوه بیت المقدس به دنبال چراگاهی برای انش می گشت. مردی را دید که مشغول است. ابراهیم پرسید: بنده خدا! برای چه ی می خوانی؟ مرد پاسخ داد: برای خدای آسمان. ابراهیم: آیا از بستگان تو ی مانده است؟ حسن نامی وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت. سبب گریه اش را پرسیدند، گفت: من مردغریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می کنم، مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند. شب دیگر دیدند همان مرد باز گریه می کند، گفتند حسن آقا دیگر چه شده؟ حالا که شغل پیدا کردی،گفت: شما همه منزل و ماءوا مسکن دارید و می . خدای مهربانم... تلخم... و خسته... اما از رحمت تو ای خدای من.. مهربان من...هرگز نا امید نمی شوم.. خدایا...مرا ببخش اگر که نمی توانم گاهی خوب صبوری کنم.. خدای من. تو خیلی خوب میدانی که پناهی غیر از تو ندارم. خدای من. از ته قلبم تا همیشه خوشحال و خوشبختم کن. خدای من.به تو پناه آورده ام..پناهم باش.ای همیشه مهربان بر من مراقب و مواظب من باش. 
خدا. خدای من ! سلام ! خدای سالهای دور! سلام ! دوباره آمدم همان مزاحم همیشگی همان دلم گرفته های کودکی مرا بگیر و ترد نکن نذار بمانم من در این بریدگی بریدگی ای که هر طرف پر از غبار خستگیست پر از سکوت بینصیب زندگیست پر از خلاء پر از نگاه های پر طمع مرا بگیر ! مرا بگیر و ناز کن ! نگو که این نیاز نا گشودنیست و این کلام آ م : دلم گرفته از زمین دلم گرفته از زمان بیا ببر مرا ببر! از این جهان به آن جهان فقط همین... ترجمه درس نهم عربی چهارم دبیرستانخدای را، خدای را، از حال یتیمان غفلت نکنید. سفارش علی(ع) به حسن وحسین(ع) هنگامی که ابن ملجم که لعنت خدا بر او باد به او ضربت زد: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم، و اینکه دنیا را نخواهید هر چند دنیا شما را بخواهد ... و سخن حق بگویید و برای پاداش[ آ ت] کار کنید و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید . وصیت می کنم . دیوارهای خالی اتاقم را از تصویرهای خیالی او پر می کنم خدای من زیباست.... خدای من رنگین کمان خوشبختی ست که پشت هر گریه انعکاسش را روی سقف اتاق می بینم من هیچ با زبان کهنه صدایش نکرده ام و نه لای بقچه پیچ سجاده رهایش او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و... من... در نهایت حیرت. حالا گاه گاهی که به هم خیره می شویم تشخیص خدا و بنده چه... سخت است. خدایا خدای مهربون چقدر هوات غم انگیزه یا نه ادمها غم انگیزش د خدایا صبر میدی؟ چه میکنی با من ؟ خدای من خدای مهربون من من منتظرم منتظر یک معجزه که تو برام بیاریش منتظر اینکه صدام رو بشنوی من به کرامتت امید دارم دل سپردم به مرامتت کمکم کن خدایا میدونم  الان میگی چقدر دیگه ؟ ولی خدایا میدون یکه نیاز مند عطوفت تو هستم میدونم همیش. بدان که خدای تعالی, پروردگار تو, آفریدگار همه موجودات آسمان ها و زمین است, و تو تنها قطره ای هستی در اقیانوس آفرینش باری تعالی, با این حال آن خدای بزرگ تو را فراموش نکرده, و روزی تو را قسمت کرده است و دعای تو را میشنود.
خدای تو خدای آفریننده همه مردمان است, آنها که به دنیا آماده اند و اکنون مرده اند و آنانی که در آینده به دنیا می آیند,. تقدیم به مادر قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر» امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تک و تنها و غریبم! تو کجایی مادر...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جا. صدا زد ای خدای جهانیان جواب شنید: بله صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله این بار صدازد ای خدای گن اران جواب شنید: بله بله بله با تعجب گفت: خدایا تو را خدای جهانیان خدای نیکوکاران و خدای اطاعت کنندگان خواندم یک بار فرمودی بله ولی تورا خدای گن اران خواندم سه بار گفتی بله حکمتش چیست؟جواب آمد: مطیعان به اطاعت خود نیکوکاران به نیکوکاری خود و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند گن اران که جز به فضل من پناهی ندارند اگر از درگاه من نا امید گردند به درگاه چه ی پناهنده شوند؟؟؟ دین من بهتر است یا او... مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای بار. خدای موسی، خدای ک ن غزه هم هست مهربان خدای من مرا دریاب که لحظه ای غفلت از من، سبب غرق شدن در گرداب خیالاتم می شود و چه زیبا فرمود رسول گرامیت که الهی لا تکلنی نفسی طرفه عین ابدا خدای مهربانم به اندازه چشم بهم زدنی مرا به حال خودم وا مگذار مهربان خدایم زبانم قاصر از شکر توست مرا ببخش با همه بدیهایم مرا پذیرا باش الحمد لله رب العالمین بغضم درد دارد میخواهم امشب فاصله ها را دور بزنم خدای عشق را به آغوش بکشم و.... یک دلِ سیر برای خودم غمگین باشم برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران و ناراحت شکم گرسنه کفشهایم هستم ( سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمام بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند ( سروده توسط هادی آسودی ) صدا زد ای خدای جهانیان جواب شنبد:بله
صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله
صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله
این بار صدازد ای خدای گن اران جواب شنید:بله بله بله با تعجب گفت:خدایا تورا خدای جهانیان خدای نیکوکاران وخدای اطاعت کنندگان خواندم یکبار فرمودی بله ولی تورا خدای گن اران خواندم سه بار گفتی بله
حکمتش چی. سلام و عرض تبریک بابای خوبم عیدتان مبارک خوبی بابای مهربان و غریبم ان شاءالله که خوب و سلامت باشی بابا تولد آقا حسن مجتبی علیه السلام را خدمت شما تبریک عرض می کنم باباجون ان شاءالله مژدهفرج بشنوی بابا ماس دعا دارم بابا برای آدم شدنم خیلی دوستت دارم بابای خوبم بر دشمنان ارباب حسن علیه السلام تاقیامت لعنت یا علی علیه السلام چو در دل دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من نصیبم کن بوسه بر حرم با صفای حسین ای خدای من سرشتی چون مهر او در دل به دیدارش دل بود مایل بهشتت باشد جهنم من بی لقای حسین ای خدای من حسین جانم ای حسین جانم حسین جانم ای حسین جانم خوش آن روزی کاین قفس شکند استخوان تن پر هوس شکند به پرواز آید کبوتر دل در هوای حسین ای خدای من به جان داغی زان گلو دا. سپاس خدای را عز و جل
خدای تعالی را به اندازه همه سلول های بدنم شکر میگویم, شکر تو را ای خدای بزرگ به تعداد همه این سلول های بدنم که سر انجام به خاک خواهند پیوست و دل من یا روح من به سوی تو خواهد شتافت.
خدایا تو را به اندازه تمامی ذرات تشکیل دهنده بدنم -که جزیی از خاک خواهند شد- شکر میگویم که نعمت حیات دادی و افتخار شکر گذاری.
تو . ها سینگ با موهایی شبیه به دم در کمرش متولد شد که مردم محلی اعتقاد دارند او تجسمی از هانومان، خدای شبه میمون است برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران و ناراحت شکم گرسنه کفشهایم هستم ( نوشته و سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمام بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند (نوشته و سروده توسط هادی آسودی ) خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب. در پیش تو آقا پر احساس عجیبم /
بیمار ، ولی پیش تو انگار طبیبم / افسوس که اشعار من از دور قشنگند/
اما تو که باشی چه هنرمند و ادیبم / هرچند مظاهر پدر خونی من نیست /
گفتی که بیا پیش من ای یار و حبیبم /

این کرب و بلا خانه ی اجدادی ما بود /
هر جا بجز اینجا من بدبخت غریبم / هر روز قنوت من بیچاره همین است: /
ای کاش شود کرب و بلا با.