خدای غریبم

به نقل از خبرگزاریها در مورد خدای غریبم :
خدای خوبی داریم . . .

آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،

اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .

آری خدای خوبی داریم ...

خ که مشتاقانه ما را می نگرد ،

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛

ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد . . . خدای من
ی ال گذشت...
هرچه دیدی؛ هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم.
ی ال گذشت و چهار فصل بیمار شدم؛ شفایم دادی.
هراسان شدم؛ پناهم دادی.
خدای من
ی ال گذشت...
پی تقدیری نیکو پرسان می گشتم؛شب قدر مرا خو به سرخوانی پر از عشقت.تا طلوع آفتاب گریستم و دستانم به سویت بلند...قلم رحمتت بر صحیفه تقدیرم خواست که بنگارد تقدیر نیکوی را هی. شنیده اید این اصطلاح "مشهور بودن به واسطه چیزی را"...؟ وای برمن که به واسطه من ی شما را نشناخت... آب بر آسیاب گمنامیت افزودم! درب خانه شما اگر خلوت است مقصر منم! من که دستم را گرفتی و نرفتم دست دوستم را در دست مهربان شما بگذارم... آقا خودمانیم... چقدر از شما به ما رسیده؟! همه مهر و لطف و دستگیری! و چقدر از ما به شما رسیده؟! ...مایه اندوه و شرم... سلام غریبم دانشجوی ایی که رابط بین من و راهنمام بود فردا باید از پایان نامش دفاع کنه.
آ هفته قبل زنگ زد برای دفاع دعوتم کنه. بهش گفتم اومد کویر شب بیاد خونمون.
امروز صبح زنگ زد گفت او و خواهرزاده و دوستش دارن میان کویر. من مدرسه بودم.
اول صبحم مادر و خواهرم به شکل غیر منتظره رفته بودن شمال. خونه هم وسط خونه ت یه نیمه کاره به سر می برد.
اوم. یه دنیا غریبم کجایی عزیزم.. بیا تا چشامو تو چشمات بریزم نگو دل بریدی خدای نکرده ببین خواب چشمات با چشمام چی کرده همه جارو گشتم کجای عزیزم؟؟!! بیا تا رگامو توخونت بریزم بیا روت رو روکن منو زیروروکن بیا زخم هامو یه جوری رفو کن عزیزم کجایییی کجای تو بی من کجایی.. یلدات مبارک علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی عل علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی.... حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم... حسین حسین ح. کوکه: مسی خدای فوتبال است کوکه، هافبک اتلتیکو مادرید عنوان کرد که کریستیانو رونالدو بازیکن فوق العاده ای است ولی لیونل مسی، در حال حاضر خدای فوتبال است. به گزارش "ورزش سه"، رونالدو و مسی در مجموع 6 توپ طلا ب کرده اند و در حال حاضر، بزرگترین رقیبان فوتبالی هستند. کوکه به تمجید از ستاره ی رئال مادرید پراخت ولی مسی را همچنان بهترین استعداد دنیا خواند.

او گفت: " رونالدو یک ورزشکار است ولی مسی خدای فوتبال است."

کوکه در تابستان، پیشنهاد بازی در کنار مسی را رد کرد تا در اتلتیکو بماند و به موفقیت ادامه دهد. او در این رابطه فگت: " تصمیمم را گرفتم که در اتلتیکو بمانم.از پیشنهاد بارسلونا خوشحالم ولی وقتی در تیم خوبی مثل اتلتیکو بازی می کنم، چرا از این تیم بروم؟ "

کوکه سپس راجع به اتهام به خشن بودن اتلتیکو گفت: " دیگر از شنیدن اینکه ما خشن هستیم خسته شده ام. یک جمعیتی مقابل ماست و کار آسانی مقابلشان نداریم ولی به حضور در اتلتیکو افتخار می کنم. ما با تمام وجود برای باشگاه می جنگیم و از کودکی همینطور بوده است." میدونین؟دیروز فهمیدم خدای یعقوب خدای ماهم هست.بعضی وقتا یه اتفاقایی میفته که باب دلمون نیست ،اولش غر غر می کنیم ولی بعدش .....خدای یعقوب ،مرسی که خدای ما هم هستی
صبیه: حذف شد خدای من نه دور کعبه است، نه در کلیسا، نه در معبد... خدای من همین جاست، کنار تمام دلواپسی هایم، کنار تمام بغض هایم؛خنده هایم... خدای من نمی ترساند مرا از آتش، اما می ترساند مرا: از ش تن دلی، اشک آوردن به چشمی، نا حق حقی... خدای من می بیند مرا هر جا که باشم، می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم.... خدای من حواسش در همه احوال به من هست، خدای من. ای خدای من.ای آفریدگار من .ای همه ی هستیم بر من این نعمت را ارزانی دار که: بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن بیشتر پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن زیرا در بخشیدن است که می ی م و در عفو است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات جاوید می ی م به خدای عشق من گو؛ که به بنده ات نظر کن به دلی که عاشق توست، نشکن، ز غم حذر کن بنما ترحم از عشق ، بشکن ، طلسم غم را برو سوی محبس عشق، به دو چشم تر نظر کن به خدای عشق من گو ؛ تو ز چشم انتظارم بگو دلس ات را ،به خدا رسان سفر کن در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خ داشت. خدای خدایان زئوس نام داشت . یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در کوه المپ دعوت کرده بود. دیوانگی و جنون هم خ داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای جنون بود طبیعتا عقل درست و حس هم نداشت بود.. خدایان از هر دری سخنی می گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف های خدای . خدای مراقبه تنها خدای راستین است. تمام دیگر خدایان، ساختگی هستند- ساخته مبلغان مکار، ساخته ذهن های آزمند، ساخته ترس. خدای راستین را فقط از راه مراقبه میتوان تجربه کرد، زیرا مراقبه نخست از تو می خواهد تمام افکار، حتی افکار در مورد خدا را کنار بگذاری. افکار و امیال را که کنار بگذاری، از هرچه آگاه شوی دیگر متعلق به ذهن نخواهد بود، زیر. ببین بی جهت نیست که من ناامیدم تو اوج جوونی به پیری رسیدم ببین بی جهت نیست که کم بی قرارم دیگه بیشتر از این تحمل ندارم ببین بی جهت نیست که بغضم ش ته میدوی په کردی با این خوبه خسته ببین بی جهت نیست که چشم انتظارم آخه من که جز تو ی رو ندارم من از تو یه بارم محبت ندیدم تو شاید ندونی که من چی کشیدم من انقدر غریبم که گفتن نداره تو خوش باش عزیز. خدای زیبا! یاری مان کن شخصیت، منش و زندگی مان را همچون یک اثر هنری زیبا، اصیل، نوشونده و خلاقانه بیافرینیم، با جزئیات و عناصری خواستنی و کلیتی خوش ترکیب که به آن بنازی. خدای دل ربا! دل ما را هم ببر و دریادل، دل آرام، دل شاد و زنده دل مان کن. خدای نزدیک! ما را در «جستجوی حق» و «خدمت به خلق» موفق بدار. خدای زندگی ساز! زندگی هایمان را خوش تر. دلم گرفته بود خسته و ناراحت اومدم پا کامپیوتر رفتم تو فایل مذهبی رو نوحه ها کلیک وای خدای من؟ چی شنیدم ؟! : آقا بیاکه پای نگاهت فداشوم دست مرابگیر مبادا جدا شوم هرکی میخواد این شب ها نزدیک بشه به خیمیه زمان یه ناله بزنه بگذار چون کبوتر پربسته در قفس باتو زقید وبند گناهان رهاشوم آقا دیگه به تنگ آمده ام از هوای نفس آقا مدد بده دیگه اسیر . سلام خدای نازنینم.. می خواستم براتون حرف بزنم... می خواستم بگم از دیروز توی ماشین الناز... حس اضافی بودنم... می خواستم بگم که چقدر حس تنهایی میکنم... می خواستم بگم ب سر کلی حرف زدم باهاتون و اشک ریختم...که خدا چقدر غریبم نوی زمین ت... چقدر بغض که ی جایی منتظرم نیست و چقدر سخت میشه گاهی این غربته... بعد امروز مثلا یه اتفاق بی سابقه بیفته و خانم . غم! منو رها ... - مثل رفیقا
غم! منو تنها بذار... - تنهای تنها
چی میخواستیم و چی شد؟!
چی میخواستیم و چی شد؟!

ما میخواستیم زمینو یه باغ پرصفا بسازیم
ما میخواستیم که بهشتو تو همین دنیا بسازیم!

چی میخواستیم وچی شد؟!
چی میخواستیم و چی شد؟!

حالا این منم که تنها سر به کوچه ها میذارم
حالا این منم که جز غم یار وهمدمی ندارم. خدای من می خواستم بهت بگم دیدی بازم اب ناراحتش خدای من چقدر سخته اولویت بندی بین حرفات... انجام واجبت و رعایت درست حجاب و احترام پدر و مادرت که گفتی.. مخصوصا مادر. می خواستم بگم خدای من خیلی قلبم سیاه شده منو از آدما پس بگیر، منو دست خودم نسِپار ... می خواستم بگم خدای من... قلبم خسته ست. دست قلبم رو بگیر مهربان ترین.... می خواستم بگم خدای من.. دلم مثل دلت، خونه شقایق! چِشام، دریای بارونه شقایق! مثل مُردن می مونه، دل بُ ولی دل بستن، آسونه شقایق شقایق دردِ من یکی دو تا نیست! آخه دردِ من از بیگانه ها نیست، ی، خشکیده خونِ من رو دستاش که حتی یک نفس از من جدا نیست! شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق شقایق این جا من خیلی غریبم آخه این جا ی عاشق نمیشه . . . اسیر قفل سنگین سکوته! لبی که قصه گ. مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک . سلام و صبح بخیر بابای خوبم خوبی الحمد الله؟ ان شاءالله که خوب و سلامت باشی بابا کم کم داریم به قدر نزدیک می شیم بابا بابای خوبم برام دعا کن آدم بشم منتظر بشم مفید بشم خدا بهت اذن ظهور بده ان شاءالله دوستت دارم بابای مظلوم و غریبم یا علی علیه السلام خدای خوبی داریم
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه،
اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد.
و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد.
آری خدای خوبی داریم ...
خ که مشتاقانه ما را می نگرد…
با چنین خدای بخشنده و مهربانی ،
ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...

منم! زبان عطشناک شهر نفرینم منم! خدای فرومایگان بی زنجیرمنم! زبان عطشناک شهرنفرینم منم!خدای فرومایگان بی زنجیر! خدای بدکاران! خدای هرزه وبیداد وظلم ورنگ وهبوط خدای تسلیمم! خدای قدرت وتزویر وننگ ونیرنگم خدای پول وپلشتی خدای تاریکم! زامتزاج من اکنون خدایتان کور است ودرحصار وجودم تمام هستی بخش! هنوز بی رنگ است ...ونیز پرنقصان! حدوث حاد. الان نمیدونم اخبار رو دیدید یا نه... آقا از تبریز اومده... میگه به خاطر اینکه ز له اومده بودا شما از تهران اومده بودید کمک... منم خودم برای کمک اومدم تهران... :) شیر مرد بی ادعا... فرشته بی بال... فرشته مرد... خدای احساس... مرد عشق... انسان... دارای شعور... دارای فهم... نمونه کامل یه ایرانی... خدای غیرت... خدای عشق... خدای شرف... خدای مهربونی... خونواده شو. خــامنه ای حفظه الله : یک نوع قرآن خواندن این است که انسان مثل یک مستمعی بنشیند پای صحبت خدای متعال.
خدای متعال دارد با شما حرف می زند. مثل اینکه از یک عزیزی،
از یک بزرگی،
نامه ای به شما رسیده باشد. شما نامه را می گیرید می خوانید.
برای چه می خوانید؟
برای اینکه ببینید چه برای شما نوشته. قرآن را اینجوری بخوانید.
این نامه . مسولین محترم شهرداری واقعا خسته نباشید!! خیلی خوب قوانین حکومت رو اجرا می کنید!! عدل علی تو تک تک نهاد های کشور موج میزنه!! مسولین محترم دستتون درد نکنه !! واقعا و همه مسلمونا رو رو سفید کردین!! قطعا خدا از همتون راضیه.! از سکـــوتــم بتـــرس ...!وقتــی که ـــت می شوم ...لابـد همــه ی درد دل هایــم رابــرده ام پیش خــــدا ... خدای من بزرگتر از دشمنی شماست. شاید من ضعیف تر از تو باشم ولی خدای من قطعا از تو قوی تره !!
*خدای مهربان !

اگر ما هم مانند حیوانات پوست پشم آلو داشتیم ناچار نبودیم لباس بپوشیم تا کنون به این موضوع فکر کرده ای؟


*اگر خیلی باهوشی ببینم می توانی رمز مرا بخوانی و ددل ر ب ت س ل ج س ن ت پ س دک ل ه س م ا ت ف ن اگر توانستی آن را بخوانی فردا باران بفرست تا بدانم که فهمیده ای من می فهمم


*چگونه فهمیدی که خدا هستی ؟


*خدای مهربان اگر بناست پس از مردن زنده شویم پس برای چه باید بمیریم


*خدای مهربان وقتی تو اولین آدم را درست کردی آیا او به خوبی امروز کار می کرد؟

*خدای عزیز!

شاید ه ل و ق ل آنقدر همدیگر رو نمی کشتند اگه هر کدوم یه اتاق خواب جداگانه داشتند...برای من و برادرم که موثر بوده.



*آقای خدای عزیز!

دلم می خواست آدما رو یه جوری می ساختی که آنقدر آسون تیکه نشن من تا حالا سه جای بخیه و یه جای زخم دارم

*خدای عزیز !

چرا به جای اینکه بذاری مردم بمیرند و مجبور شی که آدمای تازه دیگه ای بسازی همین آدمایی که وجود دارند رو نگه نمی داری؟

*خدای عزیز !

تو چرا اونهمه معجزه زمانای قدیم انجام می دادی و حالا هیچی انجام نمی دی؟

*خدای عزیزم این یک شعر است: دوستت دارم زیرا که به من داده ای هر آنچه برای زندگی به آن نیازمندم

اما آرزو دارم به من بگویی که چرا مرا چنان آفریدی که باید بمیرم پ. ن: چه حس های قشنگی دارن بچه ها حتی سوالاشون که هیچ وقت نمی تونم بهشون جواب بدم واسم لذت بخشن بیایین با خدامون راحت باشیم اون خیلی خیلی مهربون تر از اون چیزیه که بهمون گفتن و ما هم باورش داریم خدای من . . . چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی . . . چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه گاه منی . . . ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده . . . یا رب! یا رب! یا رب! حسن نامی وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت. سبب گریه اش را پرسیدند، گفت: من مردغریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می کنم، مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند. شب دیگر دیدند همان مرد باز گریه می کند، گفتند حسن آقا دیگر چه شده؟ حالا که شغل پیدا کردی،گفت: شما همه منزل و ماءوا مسکن دارید و می . آدمی همیشه به دنبال این است که با تکیه بر جایگاه معنوی آرامشی به خود ببخشد. خدای متعال بهترین مونسی است که می توان با او درد و دل و راز و نیاز کرد.
به نظر می رسد علت اصلی که بعضی ها را به این شبهه وا داشته است، در این باشد که معنای دقیقِ گرفتار شدن به مشکلات تبیین نشده است که احساس می کنیم گفتن این موارد ناسپاسی باشد.
- چرا خدا بلاهای. هرمس تو بودی. خدای باد. ( اولین بار این گونه بود ک تو را دیدم.)
آن زمان من آفرودیت بودم. الهه ی زیبایی و عشق.
بر جانم وزیدی. زلفکم پریشان شد.
هرمس بودی تو "خدای موسیقی".
در جانم نواختی. دلکم را بردی.
آفرودیت بودم من. الهه ی بار آوردنِ زمین و گل ها و باغ و بهار.
جهان را ب عشق تو گلستان . "گل" بود نقشِ جهانِ ما.
خدای حسادت چ ی ب.    
منت خدای را که دلم شاعرآفرید درکوچه باغ عشق شماعابرآفرید منت خدای راکه مراعاشق توکرد طناز ِچشمهای ترا ساحر آفرید این دل،دل ش ته ی من رابه عهدعشق موسایی و به طورشما زائرآفرید منت خدای راکه چنین سعدی دلم با حافظ نگاه تو مُ...عاصر آفرید هم درحضورروی تو آرامشم بداد هم در فراق،یاد تو در خاطرآفرید دل هیچ وقت ازتو ومهرتو دل نکن. خدای خوب همه ادمهای روی زمین شین رو بتو سپردم دلم رو اروم کن:) سلام خدا . خدای مهربان . خدای بی پناهان
زمونه بدجوری شده .....!

زندگی ماشینی ....رفت وآمددیگه مثل قدیما نیست ...

آدم وقتی به گذشته فکرمی کنه واسه قدیما دلش تنگ میشه ....

روابط خانوادگی ....دید وبازدید فامیلی .....سرکشی به بزرگترا ودیدن اونا .... شب نشینی های پرنشاط وپر بار شبانه .....

آدم دلش میگیره ........... از این وضع .... که نا خواسته به سمتی میره که دوست نداره ......

اما توی این دل تنگی و شلوغی زمونه !

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد....

که خدا با من است، که فرشته ها برایم دعا میکنند

که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست

همین ها، و من، تنها نیستم تقدیم به مادر قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر» امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تک و تنها و غریبم! تو کجایی مادر...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جا. دین من بهتر است یا او... مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای بار. در جزیره ای قبیله ای وحشی زندگی می د که دو خدا، خدای راستی و خدای دروغ داشتند. آن ها هر را که به جزیره می آمد قربانی می د، به این ترتیب که از و ی سؤالی می پرسیدند، اگر راست می گفت او را قربانی خدای راستی و اگر دروغ می گفت، او را قربانی خدای دروغ می د. روزی شخصی وارد جزیره شد. او را گرفتند و از او پرسیدند .« سرنوشت تو چه خواهد بود؟» آن شخص ج. هیچ بعید نیست این روزها در آسمان، آوینی مشغول ساخت مستندی از صیاد باشد! مهربان خدای من مرا دریاب که لحظه ای غفلت از من، سبب غرق شدن در گرداب خیالاتم می شود و چه زیبا فرمود رسول گرامیت که الهی لا تکلنی نفسی طرفه عین ابدا خدای مهربانم به اندازه چشم بهم زدنی مرا به حال خودم وا مگذار مهربان خدایم زبانم قاصر از شکر توست مرا ببخش با همه بدیهایم مرا پذیرا باش الحمد لله رب العالمین برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران شکم گرسنه کفشهایم هستم ( سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمهایم بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند ( سروده توسط هادی آسودی ) برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران و ناراحت شکم گرسنه کفشهایم هستم ( سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمام بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند ( سروده توسط هادی آسودی ) صدا زد ای خدای جهانیان جواب شنبد:بله
صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله
صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله
این بار صدازد ای خدای گن اران جواب شنید:بله بله بله با تعجب گفت:خدایا تورا خدای جهانیان خدای نیکوکاران وخدای اطاعت کنندگان خواندم یکبار فرمودی بله ولی تورا خدای گن اران خواندم سه بار گفتی بله
حکمتش چی. أرزش مرد به خصال مردانگی است، که اینها شامل جوانمردی، همت، مروت، مرام، معرفت، وقار و ... می شود؛ و همت از مردانگی است، که اگر مردی بدان که گر همت کنی به هر آنچه خواهی رسی! و چون همت نباشد، مقصود حاصل نگردد، که خدای تعالی فرمود: لیس للإنسان الا ما سعی، برای انسان نیست جز آنچه که سعی کرده است. قطره آب به سنگ می زند و آن را حفره می کند، مرد . چو در دل دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من نصیبم کن بوسه بر حرم با صفای حسین ای خدای من سرشتی چون مهر او در دل به دیدارش دل بود مایل بهشتت باشد جهنم من بی لقای حسین ای خدای من حسین جانم ای حسین جانم حسین جانم ای حسین جانم خوش آن روزی کاین قفس شکند استخوان تن پر هوس شکند به پرواز آید کبوتر دل در هوای حسین ای خدای من به جان داغی زان گلو دا. سپاس خدای را عز و جل
خدای تعالی را به اندازه همه سلول های بدنم شکر میگویم, شکر تو را ای خدای بزرگ به تعداد همه این سلول های بدنم که سر انجام به خاک خواهند پیوست و دل من یا روح من به سوی تو خواهد شتافت.
خدایا تو را به اندازه تمامی ذرات تشکیل دهنده بدنم -که جزیی از خاک خواهند شد- شکر میگویم که نعمت حیات دادی و افتخار شکر گذاری.
تو . ها سینگ با موهایی شبیه به دم در کمرش متولد شد که مردم محلی اعتقاد دارند او تجسمی از هانومان، خدای شبه میمون است کتیبه کله شین کله شین در لغت کردی "سنگ کبود یا آبی" است ودر محل به قطعه سنگ تراشیده مکعب شکل اطلاق می شود که بر یک پایه سنگی از جنس خود بر سر راه اشنویه به رواندوز در جوار میله مرزی ایران و عراق قرار داشته است. سنگ نبشته دو زبانه کله شین اشنویه به خط میخی اورارتویی و خط میخی آشوری نگارش شده است. متن این کتیبه که به دستور فرمانروای اورارتو به نام ایشپوینی بر سنگ یاد شده کنده شده است حکایت از نیایش و عرضه قربانی به خدای مقدس قوم اورارتو بنام خدای خالدی دارد. کتیبه کله شین،کیومرث حاجی محمدی ترجمه بخشی از متن کتیبه به شرح ذیل است: «پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، پادشاه سرزمین شوری، پادشاه سرزمین بیه و خداوندگار شهر توشپا، ایشپوینی، پسر ساردوری و منوا، پسر ایشپوینی، زمانی که به شهر آردینی و به حضور خدای خالدی آمدند یک معبد ب ا ساخته و برای خدای خالدی ستون یادبود تدارک دیدند. خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب.