خدای غریبم

به نقل از خبرگزاریها در مورد خدای غریبم :
خدای خوبی داریم . . .

آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،

اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .

آری خدای خوبی داریم ...

خ که مشتاقانه ما را می نگرد ،

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛

ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد . . . خدای من
ی ال گذشت...
هرچه دیدی؛ هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم.
ی ال گذشت و چهار فصل بیمار شدم؛ شفایم دادی.
هراسان شدم؛ پناهم دادی.
خدای من
ی ال گذشت...
پی تقدیری نیکو پرسان می گشتم؛شب قدر مرا خو به سرخوانی پر از عشقت.تا طلوع آفتاب گریستم و دستانم به سویت بلند...قلم رحمتت بر صحیفه تقدیرم خواست که بنگارد تقدیر نیکوی را هی. شنیده اید این اصطلاح "مشهور بودن به واسطه چیزی را"...؟ وای برمن که به واسطه من ی شما را نشناخت... آب بر آسیاب گمنامیت افزودم! درب خانه شما اگر خلوت است مقصر منم! من که دستم را گرفتی و نرفتم دست دوستم را در دست مهربان شما بگذارم... آقا خودمانیم... چقدر از شما به ما رسیده؟! همه مهر و لطف و دستگیری! و چقدر از ما به شما رسیده؟! ...مایه اندوه و شرم... سلام غریبم دانشجوی ایی که رابط بین من و راهنمام بود فردا باید از پایان نامش دفاع کنه.
آ هفته قبل زنگ زد برای دفاع دعوتم کنه. بهش گفتم اومد کویر شب بیاد خونمون.
امروز صبح زنگ زد گفت او و خواهرزاده و دوستش دارن میان کویر. من مدرسه بودم.
اول صبحم مادر و خواهرم به شکل غیر منتظره رفته بودن شمال. خونه هم وسط خونه ت یه نیمه کاره به سر می برد.
اوم. یه دنیا غریبم کجایی عزیزم.. بیا تا چشامو تو چشمات بریزم نگو دل بریدی خدای نکرده ببین خواب چشمات با چشمام چی کرده همه جارو گشتم کجای عزیزم؟؟!! بیا تا رگامو توخونت بریزم بیا روت رو روکن منو زیروروکن بیا زخم هامو یه جوری رفو کن عزیزم کجایییی کجای تو بی من کجایی.. یلدات مبارک علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی عل علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی.... حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم حرم... حسین حسین ح. کوکه: مسی خدای فوتبال است کوکه، هافبک اتلتیکو مادرید عنوان کرد که کریستیانو رونالدو بازیکن فوق العاده ای است ولی لیونل مسی، در حال حاضر خدای فوتبال است. به گزارش "ورزش سه"، رونالدو و مسی در مجموع 6 توپ طلا ب کرده اند و در حال حاضر، بزرگترین رقیبان فوتبالی هستند. کوکه به تمجید از ستاره ی رئال مادرید پراخت ولی مسی را همچنان بهترین استعداد دنیا خواند.

او گفت: " رونالدو یک ورزشکار است ولی مسی خدای فوتبال است."

کوکه در تابستان، پیشنهاد بازی در کنار مسی را رد کرد تا در اتلتیکو بماند و به موفقیت ادامه دهد. او در این رابطه فگت: " تصمیمم را گرفتم که در اتلتیکو بمانم.از پیشنهاد بارسلونا خوشحالم ولی وقتی در تیم خوبی مثل اتلتیکو بازی می کنم، چرا از این تیم بروم؟ "

کوکه سپس راجع به اتهام به خشن بودن اتلتیکو گفت: " دیگر از شنیدن اینکه ما خشن هستیم خسته شده ام. یک جمعیتی مقابل ماست و کار آسانی مقابلشان نداریم ولی به حضور در اتلتیکو افتخار می کنم. ما با تمام وجود برای باشگاه می جنگیم و از کودکی همینطور بوده است." میدونین؟دیروز فهمیدم خدای یعقوب خدای ماهم هست.بعضی وقتا یه اتفاقایی میفته که باب دلمون نیست ،اولش غر غر می کنیم ولی بعدش .....خدای یعقوب ،مرسی که خدای ما هم هستی
صبیه: حذف شد خدای من نه دور کعبه است، نه در کلیسا، نه در معبد... خدای من همین جاست، کنار تمام دلواپسی هایم، کنار تمام بغض هایم؛خنده هایم... خدای من نمی ترساند مرا از آتش، اما می ترساند مرا: از ش تن دلی، اشک آوردن به چشمی، نا حق حقی... خدای من می بیند مرا هر جا که باشم، می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم.... خدای من حواسش در همه احوال به من هست، خدای من. عظمت خدای هر به بزرگی مغز اوست .
و به بیان دیگر بزرگی خداوند به قدر شایستگی ماست . هیچ نمیتواند خدا را برای دیگران تو صیف کند . زیرا به محض اینکه توانست خدای خویش را وصف کند ... دیگر او خدا نبوده ؛ بلکه مثل من و شماست . *موریس مترلینگ به خدای عشق من گو؛ که به بنده ات نظر کن به دلی که عاشق توست، نشکن، ز غم حذر کن بنما ترحم از عشق ، بشکن ، طلسم غم را برو سوی محبس عشق، به دو چشم تر نظر کن به خدای عشق من گو ؛ تو ز چشم انتظارم بگو دلس ات را ،به خدا رسان سفر کن در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خ داشت. خدای خدایان زئوس نام داشت . یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در کوه المپ دعوت کرده بود. دیوانگی و جنون هم خ داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای جنون بود طبیعتا عقل درست و حس هم نداشت بود.. خدایان از هر دری سخنی می گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف های خدای . ع هایی از غروب آفتاب در دریا برای روح غریبم صدایتان خوب است
شنیدن نفس آشنایتان خوب است بدون فاصله با من همیشه صحبت کن
نبند پنجره را چشم هایتان خوب است قرار بود از این راه رفته برگردی
درون ام انگار جایتان خوب است...! مرا به عصر دو فنجان داغ دعوت کن
عزیز طعم دل انگیز چایتان خوب است غروب ها که دلم تنگ و آسمان ابری است...
چه قدر پرسه زدن در هوایتان خوب است...‏ دلم عجیب گرفته است...نا خوشم بانو!
کمی قدم بزنم... پا به پایتان خوب است... **مسافرتنها** ببین بی جهت نیست که من ناامیدم تو اوج جوونی به پیری رسیدم ببین بی جهت نیست که کم بی قرارم دیگه بیشتر از این تحمل ندارم ببین بی جهت نیست که بغضم ش ته میدوی په کردی با این خوبه خسته ببین بی جهت نیست که چشم انتظارم آخه من که جز تو ی رو ندارم من از تو یه بارم محبت ندیدم تو شاید ندونی که من چی کشیدم من انقدر غریبم که گفتن نداره تو خوش باش عزیز. دلم گرفته بود خسته و ناراحت اومدم پا کامپیوتر رفتم تو فایل مذهبی رو نوحه ها کلیک وای خدای من؟ چی شنیدم ؟! : آقا بیاکه پای نگاهت فداشوم دست مرابگیر مبادا جدا شوم هرکی میخواد این شب ها نزدیک بشه به خیمیه زمان یه ناله بزنه بگذار چون کبوتر پربسته در قفس باتو زقید وبند گناهان رهاشوم آقا دیگه به تنگ آمده ام از هوای نفس آقا مدد بده دیگه اسیر . خدای خوبی داریم . . .

آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،

اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .

آری خدای خوبی داریم ...

خ که مشتاقانه ما را می نگرد ،

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛
نا امیدی از درگاهش معن. سلام خدای نازنینم.. می خواستم براتون حرف بزنم... می خواستم بگم از دیروز توی ماشین الناز... حس اضافی بودنم... می خواستم بگم که چقدر حس تنهایی میکنم... می خواستم بگم ب سر کلی حرف زدم باهاتون و اشک ریختم...که خدا چقدر غریبم نوی زمین ت... چقدر بغض که ی جایی منتظرم نیست و چقدر سخت میشه گاهی این غربته... بعد امروز مثلا یه اتفاق بی سابقه بیفته و خانم . غم! منو رها ... - مثل رفیقا
غم! منو تنها بذار... - تنهای تنها
چی میخواستیم و چی شد؟!
چی میخواستیم و چی شد؟!

ما میخواستیم زمینو یه باغ پرصفا بسازیم
ما میخواستیم که بهشتو تو همین دنیا بسازیم!

چی میخواستیم وچی شد؟!
چی میخواستیم و چی شد؟!

حالا این منم که تنها سر به کوچه ها میذارم
حالا این منم که جز غم یار وهمدمی ندارم. ● چون غریبم هیچ یارم نشد هیچ لیلایی یدارم نشد هر ی یک جورقلبم راش ت طعنه برجانم زد و از من گذشت دلم مثل دلت، خونه شقایق! چِشام، دریای بارونه شقایق! مثل مُردن می مونه، دل بُ ولی دل بستن، آسونه شقایق شقایق دردِ من یکی دو تا نیست! آخه دردِ من از بیگانه ها نیست، ی، خشکیده خونِ من رو دستاش که حتی یک نفس از من جدا نیست! شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق شقایق این جا من خیلی غریبم آخه این جا ی عاشق نمیشه . . . اسیر قفل سنگین سکوته! لبی که قصه گ. مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک . سلام و صبح بخیر بابای خوبم خوبی الحمد الله؟ ان شاءالله که خوب و سلامت باشی بابا کم کم داریم به قدر نزدیک می شیم بابا بابای خوبم برام دعا کن آدم بشم منتظر بشم مفید بشم خدا بهت اذن ظهور بده ان شاءالله دوستت دارم بابای مظلوم و غریبم یا علی علیه السلام خدای خوبی داریم
آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه،
اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد.
و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد.
آری خدای خوبی داریم ...
خ که مشتاقانه ما را می نگرد…
با چنین خدای بخشنده و مهربانی ،
ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...

منم! زبان عطشناک شهر نفرینم منم! خدای فرومایگان بی زنجیرمنم! زبان عطشناک شهرنفرینم منم!خدای فرومایگان بی زنجیر! خدای بدکاران! خدای هرزه وبیداد وظلم ورنگ وهبوط خدای تسلیمم! خدای قدرت وتزویر وننگ ونیرنگم خدای پول وپلشتی خدای تاریکم! زامتزاج من اکنون خدایتان کور است ودرحصار وجودم تمام هستی بخش! هنوز بی رنگ است ...ونیز پرنقصان! حدوث حاد. آنگاه که عزم سفر میکنی, درباره مقصد تحقیق میکنی و خود را برای شرایط آن آمده میکنی … هان به هوش باش که سفری در پیش است از پس مرگ … و سر و کار همه ما با خداست, پس باید خدای تعالی را شناخت پیش از آنکه به سوی او بشت . و شناخت وی با شناخت نعمت های وی میسر میشود … و آنکه به هر کاری که مشغول باشی پیوسته شکر او به جای آوری. از خدا جوییم توفیق ادب / . خــامنه ای حفظه الله : یک نوع قرآن خواندن این است که انسان مثل یک مستمعی بنشیند پای صحبت خدای متعال.
خدای متعال دارد با شما حرف می زند. مثل اینکه از یک عزیزی،
از یک بزرگی،
نامه ای به شما رسیده باشد. شما نامه را می گیرید می خوانید.
برای چه می خوانید؟
برای اینکه ببینید چه برای شما نوشته. قرآن را اینجوری بخوانید.
این نامه . مرا به اوج ماه برسان ای خدای بزرگ به کوری چشم برادران ای خدای بزرگ زمکر و فریب و خدعه آنان بی خبر بودم حق من نبود چنین و چنان ای خدای بزرگ فساد شیاطین کجا و صداقت من کجا دلم خون شد از دست ای خدای بزرگ قرار ما این نبود پس چه شد آن وعده و وعید همه شک کرده اند به قرآن ای خدای بزرگ دلم از آنهمه آیات و روایات می سوزد شده اند قربانی دشمنان ای خدای بزرگ از این وضع خسته ام تحملش سخت است مرا هرچه زودتر برهان ای خدای بزرگ صدای عاشقان حیف نیست که در گلو بغض شود به گوش عالم و آدم برسان ای خدای بزرگ از این همه صبر و شکر جمیل حیا نمی کنند نمی ترسند از تو این نفهمان ای خدای بزرگ کجایند دستهای غیبی که وعده فرمودی نشان بده به این مغرضان ای خدای بزرگ اگرعزیزان خوار شوند صدای خنده آنها می رسد به گوش آسمان ای خدای بزرگ حریف اینهمه نامرد مگر خودت بشوی جواب نداد صداقت و ایمان ای خدای بزرگ تو را که لطف و عنایتها با من مسکین است چه می کنند با من این بندگان ای خدای بزرگ دعا و آرزوهای تائب را مستجاب کن به شادی روی حبیبان ای خدای بزرگ شود که این چراغ صخا پرنور گردد به جذب و جلب ثروتمندان ای خدای بزرگ چنان کن که یکبار دیگر ذلیل و خوار شوند که صبر تو حیف است براینان ای خدای بزرگ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎ image result for ‫صخا‬‎

*خدای مهربان !

اگر ما هم مانند حیوانات پوست پشم آلو داشتیم ناچار نبودیم لباس بپوشیم تا کنون به این موضوع فکر کرده ای؟


*اگر خیلی باهوشی ببینم می توانی رمز مرا بخوانی و ددل ر ب ت س ل ج س ن ت پ س دک ل ه س م ا ت ف ن اگر توانستی آن را بخوانی فردا باران بفرست تا بدانم که فهمیده ای من می فهمم


*چگونه فهمیدی که خدا هستی ؟


*خدای مهربان اگر بناست پس از مردن زنده شویم پس برای چه باید بمیریم


*خدای مهربان وقتی تو اولین آدم را درست کردی آیا او به خوبی امروز کار می کرد؟

*خدای عزیز!

شاید ه ل و ق ل آنقدر همدیگر رو نمی کشتند اگه هر کدوم یه اتاق خواب جداگانه داشتند...برای من و برادرم که موثر بوده.



*آقای خدای عزیز!

دلم می خواست آدما رو یه جوری می ساختی که آنقدر آسون تیکه نشن من تا حالا سه جای بخیه و یه جای زخم دارم

*خدای عزیز !

چرا به جای اینکه بذاری مردم بمیرند و مجبور شی که آدمای تازه دیگه ای بسازی همین آدمایی که وجود دارند رو نگه نمی داری؟

*خدای عزیز !

تو چرا اونهمه معجزه زمانای قدیم انجام می دادی و حالا هیچی انجام نمی دی؟

*خدای عزیزم این یک شعر است: دوستت دارم زیرا که به من داده ای هر آنچه برای زندگی به آن نیازمندم

اما آرزو دارم به من بگویی که چرا مرا چنان آفریدی که باید بمیرم پ. ن: چه حس های قشنگی دارن بچه ها حتی سوالاشون که هیچ وقت نمی تونم بهشون جواب بدم واسم لذت بخشن بیایین با خدامون راحت باشیم اون خیلی خیلی مهربون تر از اون چیزیه که بهمون گفتن و ما هم باورش داریم خدای من . . . چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی . . . چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه گاه منی . . . ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده . . . یا رب! یا رب! یا رب! حسن نامی وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت. سبب گریه اش را پرسیدند، گفت: من مردغریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می کنم، مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند. شب دیگر دیدند همان مرد باز گریه می کند، گفتند حسن آقا دیگر چه شده؟ حالا که شغل پیدا کردی،گفت: شما همه منزل و ماءوا مسکن دارید و می . آدمی همیشه به دنبال این است که با تکیه بر جایگاه معنوی آرامشی به خود ببخشد. خدای متعال بهترین مونسی است که می توان با او درد و دل و راز و نیاز کرد.
به نظر می رسد علت اصلی که بعضی ها را به این شبهه وا داشته است، در این باشد که معنای دقیقِ گرفتار شدن به مشکلات تبیین نشده است که احساس می کنیم گفتن این موارد ناسپاسی باشد.
- چرا خدا بلاهای. هرمس تو بودی. خدای باد. ( اولین بار این گونه بود ک تو را دیدم.)
آن زمان من آفرودیت بودم. الهه ی زیبایی و عشق.
بر جانم وزیدی. زلفکم پریشان شد.
هرمس بودی تو "خدای موسیقی".
در جانم نواختی. دلکم را بردی.
آفرودیت بودم من. الهه ی بار آوردنِ زمین و گل ها و باغ و بهار.
جهان را ب عشق تو گلستان . "گل" بود نقشِ جهانِ ما.
خدای حسادت چ ی ب.    
منت خدای را که دلم شاعرآفرید درکوچه باغ عشق شماعابرآفرید منت خدای راکه مراعاشق توکرد طناز ِچشمهای ترا ساحر آفرید این دل،دل ش ته ی من رابه عهدعشق موسایی و به طورشما زائرآفرید منت خدای راکه چنین سعدی دلم با حافظ نگاه تو مُ...عاصر آفرید هم درحضورروی تو آرامشم بداد هم در فراق،یاد تو در خاطرآفرید دل هیچ وقت ازتو ومهرتو دل نکن. خدای خوب همه ادمهای روی زمین شین رو بتو سپردم دلم رو اروم کن:) سلام خدا . خدای مهربان . خدای بی پناهان
زمونه بدجوری شده .....!

زندگی ماشینی ....رفت وآمددیگه مثل قدیما نیست ...

آدم وقتی به گذشته فکرمی کنه واسه قدیما دلش تنگ میشه ....

روابط خانوادگی ....دید وبازدید فامیلی .....سرکشی به بزرگترا ودیدن اونا .... شب نشینی های پرنشاط وپر بار شبانه .....

آدم دلش میگیره ........... از این وضع .... که نا خواسته به سمتی میره که دوست نداره ......

اما توی این دل تنگی و شلوغی زمونه !

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد....

که خدا با من است، که فرشته ها برایم دعا میکنند

که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست

همین ها، و من، تنها نیستم صدا زد ای خدای جهانیان جواب شنید: بله صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله این بار صدازد ای خدای گن اران جواب شنید: بله بله بله با تعجب گفت: خدایا تو را خدای جهانیان خدای نیکوکاران و خدای اطاعت کنندگان خواندم یک بار فرمودی بله ولی تورا خدای گن اران خواندم سه بار گفتی بله حکمتش چیست؟جواب آمد: مطیعان به اطاعت خود نیکوکاران به نیکوکاری خود و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند گن اران که جز به فضل من پناهی ندارند اگر از درگاه من نا امید گردند به درگاه چه ی پناهنده شوند؟؟؟ دین من بهتر است یا او... مادرم می خواند و من آواز !
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای بار. تقدیم به مادرم باعشــــــــــق قلمم راست بایست! واژه ها ... گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر» امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تک و تنها و غریبم! تو کجایی مادر...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر. هیچ بعید نیست این روزها در آسمان، آوینی مشغول ساخت مستندی از صیاد باشد! مهربان خدای من مرا دریاب که لحظه ای غفلت از من، سبب غرق شدن در گرداب خیالاتم می شود و چه زیبا فرمود رسول گرامیت که الهی لا تکلنی نفسی طرفه عین ابدا خدای مهربانم به اندازه چشم بهم زدنی مرا به حال خودم وا مگذار مهربان خدایم زبانم قاصر از شکر توست مرا ببخش با همه بدیهایم مرا پذیرا باش الحمد لله رب العالمین خدای خوبی داریم ... آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد ... و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد ... آری خدای خوبی داریم ... خ که مشتاقانه ما را می نگرد، با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ... برای راز و نیاز با خدای خود به مسجد رفته ام ولی متوجه شدم کفشهایم را بردند تصمیم گرفتم در خانه خود یا خدای خود راز و نیاز کنم ولی نگران و ناراحت شکم گرسنه کفشهایم هستم ( سروده توسط هادی آسودی )................................................................................................................................................. ادیسون برق را اختراع کرد روشنایی را به چشمام بخشید ولی روشنایی دلم را با بلوتث مردم ازم گرفتند ( سروده توسط هادی آسودی ) صدا زد ای خدای جهانیان جواب شنبد:بله
صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله
صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله
این بار صدازد ای خدای گن اران جواب شنید:بله بله بله با تعجب گفت:خدایا تورا خدای جهانیان خدای نیکوکاران وخدای اطاعت کنندگان خواندم یکبار فرمودی بله ولی تورا خدای گن اران خواندم سه بار گفتی بله
حکمتش چی. أرزش مرد به خصال مردانگی است، که اینها شامل جوانمردی، همت، مروت، مرام، معرفت، وقار و ... می شود؛ و همت از مردانگی است، که اگر مردی بدان که گر همت کنی به هر آنچه خواهی رسی! و چون همت نباشد، مقصود حاصل نگردد، که خدای تعالی فرمود: لیس للإنسان الا ما سعی، برای انسان نیست جز آنچه که سعی کرده است. قطره آب به سنگ می زند و آن را حفره می کند، مرد . سلام و عرض تبریک بابای خوبم عیدتان مبارک خوبی بابای مهربان و غریبم ان شاءالله که خوب و سلامت باشی بابا تولد آقا حسن مجتبی علیه السلام را خدمت شما تبریک عرض می کنم باباجون ان شاءالله مژدهفرج بشنوی بابا ماس دعا دارم بابا برای آدم شدنم خیلی دوستت دارم بابای خوبم بر دشمنان ارباب حسن علیه السلام تاقیامت لعنت یا علی علیه السلام سپاس خدای را عز و جل
خدای تعالی را به اندازه همه سلول های بدنم شکر میگویم, شکر تو را ای خدای بزرگ به تعداد همه این سلول های بدنم که سر انجام به خاک خواهند پیوست و دل من یا روح من به سوی تو خواهد شتافت.
خدایا تو را به اندازه تمامی ذرات تشکیل دهنده بدنم -که جزیی از خاک خواهند شد- شکر میگویم که نعمت حیات دادی و افتخار شکر گذاری.
تو . ها سینگ با موهایی شبیه به دم در کمرش متولد شد که مردم محلی اعتقاد دارند او تجسمی از هانومان، خدای شبه میمون است کتیبه کله شین کله شین در لغت کردی "سنگ کبود یا آبی" است ودر محل به قطعه سنگ تراشیده مکعب شکل اطلاق می شود که بر یک پایه سنگی از جنس خود بر سر راه اشنویه به رواندوز در جوار میله مرزی ایران و عراق قرار داشته است. سنگ نبشته دو زبانه کله شین اشنویه به خط میخی اورارتویی و خط میخی آشوری نگارش شده است. متن این کتیبه که به دستور فرمانروای اورارتو به نام ایشپوینی بر سنگ یاد شده کنده شده است حکایت از نیایش و عرضه قربانی به خدای مقدس قوم اورارتو بنام خدای خالدی دارد. کتیبه کله شین،کیومرث حاجی محمدی ترجمه بخشی از متن کتیبه به شرح ذیل است: «پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، پادشاه سرزمین شوری، پادشاه سرزمین بیه و خداوندگار شهر توشپا، ایشپوینی، پسر ساردوری و منوا، پسر ایشپوینی، زمانی که به شهر آردینی و به حضور خدای خالدی آمدند یک معبد ب ا ساخته و برای خدای خالدی ستون یادبود تدارک دیدند. خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب.