خسته دل عاشق

به نقل از خبرگزاریها در مورد خسته دل عاشق :
گیج و سرگردان با موهایی که بعد از هر بار آب خوردن رنگ عوض می کنند و نگاه متعجبِ بی تفاوت آنِ در آینه. خسته. خسته. خسته. کمی هم منتظر. نگران. نگران. "نه مرا پای گریز، نه مرا تاب نگاه"، دلتنگ. کمی هم دلخوش به آیه ی " روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد..."، کمی هم د ده. کمی عاشق. تنها. بی میل. جمع اضداد و هنوز زنده...
"تو با قلب ویرانه ام تا نکردی"
ش تی دلم را و پروا نکردی

مگر رسم عاشق شدن اینچنین بود؟!
دل خسته ام را مداوا نکردی

مگر لایق عشق تو من نبودم؟!
کلید دلم را چرا وا نکردی؟!

به قلبم فقط یاد تو بود و عشقت
چرا با دل من مدارا نکردی؟!

همه آرزویم کنار تو بود و
چرا در دل خود مرا جا نکردی؟!

تو رفتی و من مانده ا. از شعر برای دل، دگر خسته شدم از اینه خجل، دگر خسته شدم انقدر نبوده ای که غیبتت حتم شدست! از پنجه حبس گل، دگر خسته شدم آتش به دلم رسید، بس سوزاندم... از بوی سپند وهل دگر خسته شدم دربست نشسته ام سر دنیا.هی..... از زندگی ل دگر خسته شدم باران که نمیزند دلم خوش باشد از چتر و گل وشنل دگر خسته شدم یک خنده طلب کنم زیادست آقا؟! از بغض کمین دل، دگر خس. رد شد میان باغ ... مشتی یاس عاشق شد بر تک درختی شاخه ی گیلاس عاشق شد انگشتر فیروزه اش را تا به دستش کرد تک سنگ های معدن الماس عاشق ش یک شب میان “عقل“ و “دین“ و “عشق“ رد می شد گفتند در پس کوچه ای “احساس“ عاشق شد یک لب به قلیان برد و یک قاجار مجنون شد تاریخ عقب برگشت...شاه عباس عاشق شد با قاب عینک ... طره ای مو روی صورت داشت این ماه در بزم آ. من خسته ام از خودم و این نقشه ای که کشیده ام اما قدمی پیش نمی رود من خسته ام از دیگرانی که خواه ناخواه پتکی ناگهانی هستند و گمشدگی را در وجود من به فریاد می رسانند من خسته ام... تن من زندانی است برای روح من خسته ام امان از زمانی که کلمات هم به کمک نیایند من خسته ام به خستگی وروجکی که سالهاست در حسرت جست و خیز گوشه ی کمد خاک می خورد من خسته. ای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر نقشی بدید آ که او بر نقش ها عاشق نشد جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشد آهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری خانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد ای وای آن ماهی که او پیوسته بر خش. به حقیقت آگاهیم ، هر دو گمشده یک راهیم ، عاشق بی تدبیریم ، بی خبر از گذر تقدیریم .
سیاه سفید خا تری بنفش ، من هیچکدامم ، من خسته از رنگ و سنگ و ننگ های زمانه راه عشق پیش گرفتم ، من که چشم هایم را شستم از رنگ و ریا ، چشم از دیدن بی رنگی عاجز و من از درک عشق ، که اگر عاشق بودم این همه ، من ، کلامم را نمی کرد ، من عاشقی بلد نیستم ! دیگر به دعا هم نبرم راه به جایی
دیگر نتوان گفت که ای کاش بیایی
ب به دلم آینه ی چشم تو می گفت
ای عاشق بیچاره به این درد سزایی
فریاد من خسته در این همهمه گم شد
دیگر نرسد حیف ص به ص
هر چند دلت با من دیوانه جفا کرد
پیداست که با عشق به دنبال وفایی
شب تا به سحر غرق تماشای تو بودم
شب آمده ای اختر تابنده کجایی؟
من غنچه ی پژمرده . شبا توی حرمت خورشیدو باور می کنم آسمون چشامو پر از کبوتر می کنم توی ک شون عشقم توئی منظومه راز منم اون عاشق بی ستاره پر از نیاز تو می دونی عاشقای حرم تو دل ش تن دلاشونو مثل من به قفل غربت تو بستن به کی غیر از تو دل من رو بیاره آقا جون خسته ام خسته تر از اون بچه آهو آقا جون من به شوق دیدنت از راه دوری اومدم اومدم به پات بیافتم اگه خوبم یا بدم تو که مشکلای عالم با نگاهت میشه آسون چی میشه که غصه هامو از دلم بریزی بیرون به کی غیر از تو دل من رو بیاره اقا جون خسته ام خسته تر از اون بچه آهو آقا جون از بس این چند روز اشک توی چشمهام دوید خسته شدم ! از بس بغض ... از بس اشکهام چکه چکه چکیدند ... تو رو خدا بسه دیگه !!! خسته شدم از این تلگرام و خبرهای ضد و نقیض ... خسته شدم از اه و ناله های ملت ... خسته شدم از ها و انتقادها و حرفهای صد تا یه غازشون ... خسته شدم از انرژیهای منفی شون ... خداراشکر که هیچوقت نرفتم توی اینستا ... خداراشکر که اهل ع گرفتن و . نه!
ما تنها میشیم، هر چند بین انبوهی از جمعیت باشیم؛ فقط کافیه اونی که دوست داریم باشه، نباشه!! به همین سادگی...
اما خدا، خداست؛ یا عاشق نمیشه یا اگه عاشق بشه قدرتش رو داره که اونو بچنگ بیاره... خب خداست!! در هر صورت احساس تنهایی نمیکنه! عاشق که نباشه تنها نمیشه و عاشق هم که بشه بازم تنها نمیشه!! پس چرا میگن تنهاست؟! دارم هذیون میگم... خسته ام از کاری که پنج و نیم به وقت صبح شروع و هفت و نیم به وقت عصر اتمام، خسته ام از استرس روز کاری فردا، خسته ام از ی که هیچوقت تموم نمیشه که اگه تموم بشه باز هوس طی پله های ترقی به سرم میزنه به دنبالش جمله گُه خوردم، خسته ام از پولی که برای من بی پولیه، خسته ام از جمله خسته ام، خسته ام از دیدن گ دختر جوانی که چند ماه پیش پوست صورتی صاف . از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار خس. دیگر به دعا هم نبرم راه به جایی دیگر نتوان گفت که ای کاش بیایی ب به دلم آینه ی چشم تو می گفت ای عاشق بیچاره به این درد سزایی فریاد من خسته در این همهمه گم شد دیگر نرسد حیف ص به ص هر چند دلت با من دیوانه جفا کرد پیداست که با عشق به دنبال وفایی شب تا سحر غرق تماشای تو بودم شب امده ای اختر تابنده کجایی من غنچه ی پژ مرده ی افتاده به خاکم ای گل . خب من هم آدمم دیگر.. عاشق میشوم اما از شانس بدم عاشق ی شدم که عاشق دیگری بود من تحمل می در هر جمله اش قربان صدقه او میرفت اما من من احمق باز هم محو چشم هایش میشدم عاشق آن دریای طوفانی چشمانش شده بودم من چقدر ساده عاشق آن میمی شدم که آ هر عزیز اضافه میکرد آ اسمم آ دنیا... چقدر ساده در باران او را حس اما همه اش را از سر تفریح انجام میداد من ن. خسته ام.... خسته ام از آدمها دورو از آدمهای قرضی آدمهایی که نمیتوانند خودشان باشند هنردوست نماهایی که چنگ بر اندوخته ی دیگران می اندازند و اصرار بر مالکیت آن دارند خسته از دختران گدای محبت و ستایش مردان فقیر شناخت و مردانگی خسته ام از هر آنچه روزی رنگ و بوی زندگی داشت خسته ام از هرچه روزی بدان عاشق بودم و امروز مکدر.... خسته ام از درد خسته ام مادر ، میخواهم تا ابد بخوابم...

باغ سبز
تصویر از وبلاگ یک پنجره من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببنیم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام کار و بار زندگیمو بزارم برای فردام
من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم. سلام روز و روزگارتون شیرین

روزهای آ بهار ، اصلا شبیه بهار نیستبیشتر انگار تابستونهاصلا به این داد تب دار نمیشه گفت بهار... هرچند من عاشق تابستون هستمکلا همه فصل ها را خیلی خیلی زیاد دوست دارمهرفصلی به نوبه ی خودشتابستون با اون رنگهای شاد خسته ... سبزهای خیلی پررنگ... و آفت که با تمام قدرت انرژیش را به زمین میفرستهاز این آ یهای به. عاشق زنی مشو که عاشق شعر است !

عاشق زنی مشو که می خواند

که زیاد گوش می دهد

زنی که می نویسد ..

عاشق زنی مشو که فرهیخته است

افسونگر، وهم آگین، دیوانه

عاشق زنی مشو که می شد

که می داند که داناست، که توانِ پرواز دارد

به زنی که خود را باور دارد ..

عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گرید

که قادر است روحش را به جسم بدل کند

و از آن بیشتر عاشق شعر است

(اینان خطرناک ترین ها هستند)

و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد

و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد

عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جواب ده است

که پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی

چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شوی

که با تو بماند یا نه

که عاشق تو باشد یا نه

ازاینگونه زن بازگشتِ به عقب ممکن نیست

هرگز ...!! به حق این عزیز بیاین دعا کنیم همه مریض ها شفا پیدا کنن آمیـــــــــــــــــن
گاهی خسته می شود ...
خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی
خسته از انتظار بر روی تخت
خسته از تهوع های بی وقت
خسته از نگاه دیگران
خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده
خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است
گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود
بدون آنکه معنیِ "تمام" برایش معلوم باشد عاشق زنی مشو

که می شد،
که می داند،
که داناست،
که توان پرواز دارد،
به زنی که خود را باور دارد!
عاشق زنی مشو که
هنگام عشق ورزیدن، می خندد یا می گرید،
که قادر است جسمش را به روح بدل کند،
و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"!
(اینان خطرناک ترین ها هستند)
و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،
و یا که . عاشق خدام چون تنها یه که بهم نمیگه بسه دیگه خسته شدم.. عاشق خدام چون تنها یه که مطمئنم منو به خاطر همینی که هستم می خواد.. عاشق خدام چون تنها یه که مطمئنم بهم هیچ وقت پشت نمیکنه.. عاشق خدام چون تنها یه که وقتی میگم تنهام سریع خودشو بهم میرسونه.. عاشق خدام چون تنها یه که همیشه بهم لبخند میزنه.. عاشق خدام چون تنها یه که همیشه برام وقت داره... خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی /
بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/
که به پرونده ی جرم دخترش برخورده / خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ /
بین دعوای پدر مادر خود گم شده است /
خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق /
که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش/
غرق در درد خمار. یه اعتراف سنگین دارم که نتونستم هنوز به هیشکی بگم. یکی بود. عاشق یکی دیگه بود. ما نگا کردیم. گفتیم چه خوب عاشقه. چه قشنگ عاشقه. تو دلمون گفتیم یکی نیس اینجوری عاشق ما شه. زد و یارو همونجوری عاشق ما شد. تاب نیاوردیم. برگشت به قبلی.
یکی دیگه بود. عاشق یکی دیگه بود. ما نگا کردیم. گفتیم چه بیخود عاشقه. باس عاشق ما شه ببینه چی عاشقی داره. زد و. وقتی توی اتوبان سرعت ماشین زیاد بود و صدای بلند ِ آهنگ ِ توی ماشین آزارم میداد و کاملا اتفاقی آهنگ هایی پخش میشد که مرا به یاد تو می انداخت و من لَجم میگرفت که چرا همه چیز دست به دست هم داده تو را فراموش نکنم عاشق بودم
وقتی تلاش می فراموش کنم و پلک های خسته ام را به هم فشار میدادم عاشق بودم
وقتی صبح ها با بغض بیدار میشدم و شب ها با گریه میخو دم عاشق بودم .....
نمیدونم چی بنویسم که براتون تکراری نباشه!!!! نمیدونم چی بگم که شاید با گفتنش اروم بشم ولی میدونم از کی گله کنم و چرا گله کنم تا کی باید ماس کنم و اون تا کی میخواد مغرور باشه این سوالیه که اعصابمو ریخته بهم اخه چرا بعضی ها این قدر مغرورن؟ چرا من این همه بدبختم؟ چرا من باید عاشق یه دختر بشم که غرورش اجازه نمیده احساساتش رو بیان کنه؟ بخدا . عاشقت میشم دوباره... عاشق اونی که نیستعاشقم میشی دوباره... عاشق اونی که نیست

+ هیچ وقت نفهمیدم چطور میشه عاشق ی بود که کنارمونه... + هنوزم میگم عشق ژرفای خود نمی شناسد، مگر به لحظه ی فرقت خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنود یک نفر از نامزدش دل برده مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی که به پرونده ی جرم پسرش برخورده خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ بین دعوای پدر مادر خود گم شده است خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش غرق در درد خماری شده فریاد زده مثل یک پیرزنی که. ع و تصویر اگر عاشق چیپس هستید بیماری احتمالی تیروئید اگر عاشق یخ هستید بیماری کمبود کلسیم اگر ... اگر عاشق چیپس هستید بیماری احتمالی تیروئید اگر عاشق یخ هستید بیماری کمبود کلسیم اگر عاشق نان وپاستا هستید بیماری افسردگی اگر عاشق شکلاتید بیماری استرس اگر عاشق اسفناجید بیماری خستگی مزمن وبیماری قلبی اگر عاشق خاک هستید کمبود مواد معدنی اگر عاشق سیر هستید بیماری کمبود ویتامین اگر عاشق شیرینی هستید بیماری مشکلات روحی و گوارشی اگر عاشق من هستید بدونید خیلی سالم هستید عاشق اینم که فقط , عاشق من باشه چشمات

برای هیچ نزنه , جز واسه قلبم تپش هات



عاشق اینم که فقط , ماله خودم باشیو بعد

ماله تو باشم تا ابد , حتی تا آ ین نفس



عاشق اینم که فقط , عاشق من باشه دلت

همیشه ماله من باشه , برق چشمای خوشگلت




عاشق اینم که فقط , باهات بیام تا آ ش

دیوونه وار دو. دختر نازم گاهی بهت غبطه میخورم به اینکه چقدر عاشق خودتی به اینکه برای داشتن چیزی که میخای هر کاری میکنی بدون احساس خستگی دختر کوچولوی مامان همیشه خستگی ناپذیر باش همیشه عاشق خودت باش همیشه عاشق خودت باش که تو مخلوق خ هستی عاشق شک ندارم خدا هم عاشق توست... امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
ی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی
جهان با مشکل کمبود ا یژن رو به رو نمیشه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن
امروز هر چقدر خدا را صدا کنی . (( دختری به نام آهو )) حاشا مکن دل را عاشق تر از ما نیست

تنها بگو این عشق پای تو هست یا نیست

افتاده ام در دام تو با این دل خسته

چشمی که آهو می کشد راه مرا بسته

غم دیوانه واری دارد این عشق

چه شیرین انتظاری دارد این عشق

ببین هر جا دل درد آشنای خسته ای هست

اگر کهنه اگر نو یادگاری دارد این . خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/ مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/ که به پرونده ی جرم دخترش برخورده / خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است / خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است/ خسته مثل پدری که پسر معتادش/ غرق در درد خماری شده فریاد زده/ مثل یک . از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم

کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

از خود که بی شکیبم . رفته ام با تو تا آنجاکه خنده ها زورکی،مضحک و ناجورند

ه هایی که داخل دریان
ماهیانی که داخل تورن


پشت من همیشه می آیند
لعنتی،سیاه و بدفرمند


سایه هایی که عامل خونند
سایه هایی که عاشق جرمند

خسته ام مثل من،باور کن
خسته ام از تف و از تایید

دوست دارم که باشم از حالا
واژه ای مثل زن_در تبع. عاشق زنی مشو که می شد،
که می داند،
که داناست،
که توان پرواز دارد،
به زنی که خود را باور دارد!
عاشق زنی مشو که
هنگام عشق ورزیدن، می خندد یا می گرید،
که قادر است جسمش را به روح بدل کند،
و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"!
(اینان خطرناک ترین ها هستند)
و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،
و یا که توان ز. خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد
اشک ریزانِ دعا، دست به دامان تو شد
مات و مبهوتِ از این خلقت زیبای عجیب
آسمان را به تو بخشید و گُل افشان تو شد
روسری از سر تو رفت عقب، ماه گرفت
ماه پَ َر شد و پَژمرد و به قربان تو شد
چه شد این چشم منِ مُلحدِ افسانه پرست
تار مویی ز تو را دید و مسلمان تو شد
با دل سرکش بی عاطفه ی خسته ی م. یه راهی پیش روم بذار... این همه سد....... خسته ام! ******* خدایا ببین غرقه در اشک و آهم
غریقی نشسته به موج نگاهم
ببین در دل شب نشان از تو جویم
هوای تو دارم سخن با تو گویم

تو این جان عاشق به من دادی
دلی چون شقایق به من دادی

به یادت همه شب دل من خدایا
در این خسته چون نی بنالد
نیستان جانم به بانگ ها
به خون ه اکنون که تا کی بنالد
<. سرکلاس نشسته بودیم: یکی از بچه ها گفت :خسته نباشید آقا دبیر : خسته نیستم عزیزم (همراه با نیشخند)

5 دقیقه بعد یکی دیگه از بچه ها : اقا خسته نباشید !!

معلم :گفتم که عزیزم ... خسته نیستم ....

5 دقیقه بعد یکی دیگه از بچه ها :

آقــــــــــا خســـــــــــــته نبـــــــــــاشید دیگه !

معلم : چه خبرتونه تنبلا !

اصل. نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد
گل از تو گلگون تر
امید از تو شیرین تر ..

نمی شود پاییز
فضای نمناک جنگلی اش
برگ های خسته ی زردش
غمگین تر از نگاه تو باشد ..

نمی شود،
می دانم،
نمی شود آوازی
که مرد روستایی و عاشق
با ص صاف
در اعماق دره می خواند
در شمال شمال
رنگین تر از صدای تو باشد،
نمی شود که به. لینک اهنگ در ادامه مطالب یار بوردو منه یار هاکرده رسوا می خسته گلی ره بیارده صدا دل نکن تو برمه بومه جدا به مثلی می دلبر نوونه پیدا دلی دیوانه نکن تو برمه دلبر عاشق بوه قریب محله بیچاره شهرام یار بوه اواره دلبر از دست من بوه ی خسته منی مرگ برسیه کتمه قبله می یار منه ترک هاکرده بیمه دیوانه دلی دیوانه نکن تو برمه دلبر عاشق بوه قریب محله. امروزه روز عاشق شدن دیوانگی بیش نیست دور و ورمان زیاد دیده ایم انی که عاشق بوده اند و پشیمان اند یکی عاشق میشود و قلبش را از دست میدهد دیگری عاشق میشود را از دست میدهد یکی دیگر عاشق میشود وقتش را تلف میکند یکی هم هست که عاشق میشود و اش را از دست میدهد یکی هم هست که برای عشق از خانواده اش میگذرد یکی هم هست که برای عشق رگش را میزند یکی هم . قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ۵۳ زمر
بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهر. وقتی که بحث از تو وشیراز میشود / سرقفلهای بسته دل باز میشود / چیزی شبیه قصه باران وچشم تو / ب نجه های خسته من ساز میشود / تصویری از تو دردل من لانه میکند / ومرع عشق عاشق پرواز میشود / ازجاده های دور سراع من آمدی / ازجاده ای که با خودت آعار میشود / وقتی که درخیال خودم میرسم به تو / انگار در درون من اعجاز میشود... ( بهار شیراز تقدیم تمام شما مخا.
نمیدونم والا، شایدم کوه کندم و خودم خبر ندارم!

یکی دو شبه توفیق پیدا می کنم که برم مسجد. و خب از اونجایی که با جمعی از رفقا خادم مسجدمون هستیم بعد از و سخنرانی حاج آقا بین گزارا چایی پخش می کنیم.
آقا من عاشق همینم. عاشق چایی پخش و منتظر، سینی به دست، زل زدن به چشای این و اون و لبخند پاشیدن تو صورتشون تا لیوانو بردارن و منم بگم. امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
ی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی
جهان با مشکل کمبود ا یژن رو به رو نمیشه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن
امروز هر چقدر خ. بچه ام عاشق چشم شکلاتی شده ام یا زمین کوب لب آب نباتی شده ام بس که این عشق درآورده به زانو من را چند وقتی ست که دلبسته ی تاتی شده ام خنده های توبه من سرکشی آموخته است بی جهت نیست که شورشگرو خاطی شده ام زیر بازارچه چون قیصرچاقو دردست خسته ازاین همه دلتنگی لاتی شده ام حالی ام نیست فقط دست تورامیخواهم گم دراین شهر شلوغ قر و قاطی شده ام فک. شهر شوخی ندارد. عشق است که آن را متین می کند. این چهره ی غبارآلود و سیاه را کمی قابل تحمل می کند که حداقل برای یک قهوه یا سیگار توقف کنیم. اگر عاشق نباشیم که این کارها از دستمان بر نمی آید. عاشق هر چه. عاشق چیزی. عاشق سیگار با عجله، عاشق جلسه ی دیرکرده. عاشق اتفاق نیفتاده. عاشق پنجره ای که از آن شهر را نگاه کنیم یا کافه ای که چهارشنبه عصره. مشخصات کلی متولدین داد ماه: اهل تنّوع ، واقعاْ باهوش ، سریع الانتقال ، متلّون المزاج ، غیر پایدار ، عاشق کارهای فکری ، کنجکاو ، پرانرژی ، دارای شخصیّت دوتایی ، بی ثبات ، دمدمی مزاج ، هرگز کار را تمام نمی کند ، عاشق مسافرت ، معا ی ، سر به هوا ، زرنگ ، قابل تطبیق با هر محیط ، پی به اسرار می برد ، نا آرام ، در جستجوی مطالب جدید ، واقعاْ با .