داشتم میگفتم

به نقل از خبرگزاریها در مورد داشتم میگفتم : عشق جان ما می فرماید (حضرت عشق): بهشان بگو که وجود داشتم و داشتم و دو کلمه که سانسور میشود :))) و میگوید احمقی که فکر میکنی احمق گفتنت را قربان همیشه آرامش زندگی من. یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم درد بی عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من داشتم آرام تا آرام جانی داشتم بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش نغمه ها بودی مرا تا همزبانی داشتم خلاصه بگم عجب دورانی بود و قدر ندانستیم از پدری پرسیدند: آیا درست است که می گویند:(زمانی فرا خواهد رسید که پسرها بزرگتر ازپدرشان خواهند شد؟)گفت:اتفاقا این موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول کرده است.البته کاری به استعداد ونبوغ شان ندارم.منظور من سن وسال آنهاست.....
پرسیدند:به چه دلیل؟
گفت:به این دلیل که برایتان شرح خواهم داد.
وقتی پسرم متولدشد من۳۰ سال داشتم.یعنی ۳۰ برابر . از پدری پرسیدند: آیا درست است که می گویند:(زمانی فرا خواهد رسید که پسرها بزرگتر ازپدرشان خواهند شد؟)گفت:اتفاقا این موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
البته کاری به استعداد ونبوغ شان ندارم.منظور من سن وسال آنهاست.....
پرسیدند:به چه دلیل؟
گفت:به این دلیل که برایتان شرح خواهم داد.
وقتی پسرم متولدشد من۳۰ سال داشتم.یعن. از پدری پرسیدند: آیا درست است که می گویند:زمانی فرا خواهد رسید که پسرها بزرگتر ازپدرشان خواهند شد؟ گفت:اتفاقا این موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
پرسیدند:به چه دلیل؟
گفت:به این دلیل که برایتان شرح خواهم داد:
وقتی پسرم متولدشد من۳۰ سال داشتم.یعنی ۳۰ برابر او سن داشتم.
وقتی ۲ ساله شدمن۳۲ سال داشتم.یعنی۱۶ برابراوسن د. دوست داشتم .. با اینک خیلی گیج بودم ، مبهم ، تو خودم ، ولی تو فکر تو .. دنبال راه بسوی تو ، راهی که از ابتدا میدونستم پیداش نمیکنم ولی دوست داشتم ، تو دلداده بودی و من هم هوش از سرم پریده بود ، ، آ ش باختم ، سوختم .. ولی دوست داشتم .. دوست داشتم - محسن چاووشی . تا تو بودی چهره ای زیبا وخندان داشتم
به تمام عاشقان وعشق ، ایمان داشتم
روزهای عمر من با تو چه زیبا می گذشت
چون که با چشم سیاهت عهد وپیمان داشتم
شاه بیت شعر من بودی عزیزم تا ابد
در غزل هایم که نامت را فراوان داشتم
روزگاران خوشی ودلخوشی هایم گذشت
من فقط از یاد تو یک چشم گریان داشتم
بی وفا بودی ورفتی با رقیبان دگر
- امروز علوم امتحان داشتیم. منم دیروز کلاس زبان داشتم تا 9 شب. ده شب شروع خوندن تا 12... دوباره 5 صبح بیدار شدم خوندم. خودمو کشتم :/ امروز ک امتحان گرفت حالم از سوالاش بهم خورد. داداچ گلمون برداشته بود دو تا سوال فیزیک داده بود و دو تا سوال پشگلی زیست. دادا من خودمو کشتم تا اون همه جزوه مو خوندم. یه ذره سختتر می دادی خو :/ - امروز روز آ مدرسه بو. شب قدرعه و درد و دلاش....حس می نرفای 1 سال ک نزدم سنگینی میکرد...دلم از پری داشت میترکید...اول با گریه و تیریپ وای من چ قد بدبختم...کم کم اروم شدم....بعد فک دیدم خیلی چیزا هس واس شکر ...واس تشکر...حرفامو مس گرفتم...خج کشیدم....همه بنده هاش منو ول کرده بودن....خودش ن...حتی وقتایی ک کفر میگفتمو زر میزدم...مونده بود...پشتم...پیشم... شکر .... شکر کنید.... لتماس. اگه داشتم تورو دنیام یه صفای دیگه داشت شب عشقم واس من حال و هوای دیگه داشت اگه داشتم تورو رسوای عبادت می شدم دلم این خسته ی عاشق یه خدای دیگه داشت اگه داشتم تورو اون قصه نویس واس من یه قصه های دیگه داشت می دونم زندگی اینجوری نبود می دونم می دونم مرد عاشق یه شبای دیگه داشت اگه داشتم تورو اون می خونه که جای منه شبا اونجا جای من یه بینوای . سلام...این پست مخصوص برا رضا جونم میزارم... امروز 94/4/3ساعت حدودا5:30 وقتی رفتی دلم یه حو گرفت..نمیدونم شاید داشتم لباسامو جمع می حالم بد بود یا شاید وقتی داشتم میگفتم بزا اگه بگه تا سرماه بمونه برگردم خونه داشتم با زبون بیزبونی میگفتم که میخوام پیشت باشم......عهههه بازم اشکام نمیزاره... فردا دوتایی میریم ...ولی نمیدونیم سه تایی میایم یا نه . تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار وصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من. امروز یعنی ساعت 5 عصر 3 اسفند 95
میخواستم زود برسم... من نزدیکتر بودم اما بیشتر تو راه بودم :))... اون از شریف اومد زودتر از من رسید

میگفتم وسایل ال هستن اونا :))... وای که نمیشه هیچی رو ازش پنهان کرد... باهوش من :*
دوس داشتم شمعارو فوت کنه... دوس داشتم یکی بگیره، و بقیه دست بزنن و منم همزمان بوسش کنم و ته ریش قشنگش صورتمو نوازش کنه.. دوس دا. می دانی...تو را دوست داشتم...می شود گفت که خودم را دوست داشتم...
من تو را دوست داشتم ، چون تو مرا یاد خودم می انداختی ...
یک بار دل مرا لرز ...زیاد دل مرا لرز ...
صدای خنده های تو همیشه شیرین ترین موسیقی من بود...می خندیدی ، زیبا و ک نه... اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت شب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت اگه داشتم تو رو رسوای عبادت می شدم دلم این خسته عاشق یه خدای دیگه داشت اگه داشتم تو رو اون قصه نویس واسه من یه قصه های دیگه داشت می دونم زندگی اینجوری نبود مرد عاشق یه شبهای دیگه داشت اگه داشتم تو رو اون میخونه که جای منه شبها اونجا جای من یه بینوای دیگه داشت ن. داشتم با خودم میگفتم فک کن حالا عشقم این روزا رو بخونه بعد گفتم خخخخ خیلی شادی تو دیگه حالا میبینم بیراه فک ن ! :))) غم مخور معشوق اگر امروز و فردا میکند.../ شیر دور ش با آهو مدارا میکند...‏‏ سلام سلام!امروز روزه هستم،عصر هم کلاس آیین نامه دارم...داشتم رو مه میخوندم هتل چمران شیراز اطلاعیه زده بود که از افطار تا سحر میزبان شما هستیم، داشتم فکر می چقدر خوب میشد اگه میتونستم یه روز برای سحری با وحید برم،خیلی باحال میشه،ساعت ۴ صبح بری رستوران غذا بخوری. امروز داشتم به م میگفتم وقتی با فلانی می رفتیم سمت کوه قاف چه اتفاقی افتاده، بهم گفت چرا ماجراهای جالب همیشه تو ماشینی که تو نشستی رخ میده:)))))؟!قرار شد موقع برگشت با اساتید برگردم که حوصله شون سر نره:دی دختر داشتم یعنی کمدی پز از دامن های رنگی چین چینی دختر داشتم یعنی اتاقی پز از عروسکهای ریز و درشت که هر وقت میری تو اتاق یه نکیه اش بره زیر پات و نفست بره! دختر داشتم یعنی یه میز تو سفید پر از گل سرهای رنگی دختر داشتم یعنی رنگ زندگیت میشه همه رنگهای شاد دنیا دختر داشتن یعنی هر چی عشق دنیاست و داشتن دختر داشتن یعنی همه چیزای خوب دنیا رو . اولین رمانی که خوندم،دالان بهشت بود.اول دبیرستان بودم.خیلی دوسش داشتم.االبته طبیعی بود که اون زمان و توو اون سن وسال از اوون رمان خوشم بیاد. از بین شخصیتاش محمدو خیلی دوست داشتم.یه پسر عاشق و مهربون وپاک.البته خب هرکی که رمان عاشقانه دوست داشته باشه و بخونه مطمینا عاشق محمد میشه. فکرمیکنم این روزا آدمای به معنای واقعی عاشق خیلی خیل.
سلام. صبح بخیر. ساعت 10:15 دوشنبه است. من دیروز یه پست تا نصفه نوشتم. اینقدر کار داشتم که نشد تمومش کنم. الان تکمیلش میکنم ان شاءالله. یکی از مهربون ها پست گمشده رو سیو کرده بود که گذاشتمش. ممنون مریم عزیز. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] مهاجم پیشین استقلال گفت: ببینید من چه پوست کلفتی داشتم و این تیم را چقدر دوست داشتم و پای آن ماندم. http://s5.picofile.com/file/8119658300/17114320282752450682.jpg

هنوز حال و هوایی که داشتم دارم
هنوز طبع گ که داشتم دارم

برای گمشدگان یک چراغ روشن کن
نیاز راهنمایی که داشتم دارم

بساط شاه و گدا در کنار هم پهن است
کنار جایِ تو جایی که داشتم دارم

همان گدای قدیمی که داشتی داری
همان رضایی که داشتم دارم

حرم نگو ، عتبات است ، تو حسین منی
هنوز کرب و بلایی که داشتم دارم .. ؟ خیلی دوست دارم بدون مقدمه در مورد حس و حالی که در سال گذشته داشتم و برنامه هایی که داشتم و دارم بگم، همچنین میخواستم یه مقدار فلسفی بافی در مورد ی ری موضوعات را که داشتم اینجا بنویسم،
اما فرصت نوشتن نیست ولی بهار و گل های زیبایش به زودی این فرصت را به من خواهد داد...
سال خوبی رو براتون آرزو دارم و امیدوارم آ امس ون رو هم جشن گرفته . بعضی شغلا هست که راحت میتونی امار طرفو دربیاریو حس حس کنجکاویتو کنی اقای اوشون هم توی یکی از این جاها کار میکنه به طوری که امار همهههههههه چیز منو دراورده.(نیشخند ) ب داشتیم چت میکردیم یهو یه چیزی از شوهرخواهرم گفت خودم داشتم شاخ در میاوردم. یعنی کلللللل اعضای خانواده من از عمو و و گرفته تا خودم همه چیزو سرچ کرده و از همه چیزشون باخبره  حلال زادست پی ام داد الان.( رفت ناهار منم اومدم ادامه ی پستمو بنویسم) خوب داشتم میگفتم، همه ی اطلاعات اعضای خانواده و فامیل منو میدونه ماشالله حافظشم عالیه و عمرا اگه چیزی یادش بره سلام به بچه های مکانیک داشتم میگفتم تو کل مساحت دانشکده ی مکانیک کمتر از 1 درصد جاها هست که همزمان 1- تهویه 2- وایفای 3- پیچ گوشتی باشه. یعنی امکان نداره این 3 تا رو بتونید با هم پیدا کنید. (بعضا دوتاش رو با هم یا یدونش رو هم سخته) یعنی من همین یه قلم جنس رو کم داشتم که تو دو ماه دوماه بری واسه خودت اب بشی و بالا نیای! من همین یکی رو کم داشتم! خب کجا بودی تو آخه؟ :-( بچه بودم دوست داشتم پلیس بشم اما نه از این پلیس هایی که توی راه درست و کلا کار های خوب میکنن هاا ... نه من دوست داشتم از این پلیس هایی بشم که با بدی میجنگن اما بدی ها رو دوست دارن .. من دوست داشتم یه مرز بین خوبی و بدی باشم .. بزرگتر که شدم دوست داشتم خلبان باشم .. نه از این خلبان هایی که تو کار های مسافربری و اینا باشن .. از اونایی که وقتی سوا. یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل ، آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان ، اشک روانی داشتم
آتشم برجان ولی از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ، ترجمانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاک بوس در گهی
چون غبار از شکر ، سر بر آستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم ، بهاری تازه بو.
مهاجم پیشین استقلال گفت: ببینید من چه پوست کلفتی داشتم و این تیم را چقدر دوست داشتم و پای آن ماندم. وقتی داشتم جزوه امتحانی ک می دانستم نمی خانمش را ورق میزدم وقتی داشتم دنبال گوشواره های پروانه ای آبی رنگی ک میدانستم توی گوشم نمیکنم می گشتم وقتی داشتم کتاب شعر حسین پناهی را ک می دانستم نمی خوانم از قفسه در میاوردم وقتی داشتم شیرکاکائویی که می دانستم نمی خورم رادرست می وقتی خ رم را برمی داشتم ب گفتن شعری که می دانستم نمیگویم ... به. کاش که من بال و پری داشتم
جانب کویش گذری داشتم
آتش عشقش چو بجانم فتاد
سوخت اگر بال و پری داشتم
میزدم آتش به نهال حیات
گر نه امید ثمری داشتم
گلشن حسن تو ، که شاداب باد
منهم از آن چشم بری داشتم
رفتی از این شهر و نگفتی که من
شیفته ی در بدری داشتم
دل به رهش پر زد و میگفت باز
کاش که من بال و پری داشتم سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی، گفت: به شهر قشنگ اصفهان آمدم، چه زمانی که مسئولیت در این شهر داشتم و چه به عنوان مربی به این شهر آمدم همیشه آرامش داشتم. اینکه اومدی و رفتی لقت اینکه به رو خودت نیوردی هم لقت اینکه اینقدر پستی هم به درک اما من نمیتونم خودمو راضی کنم که چرا ؟علت این رفتارت چیه ؟مثلا میخوای منو خورد کنی ؟ آخه احمق تو کی هستی که منو خورد کنی ؟درسته که با خودم درگیرم !اما خب ته ته اش میدونم که این رفتارات در شان من نیست چون من به تو بد ن !چون من به تو هیچوقت آسیب نزدم اونجوری . باسمه تعالی
یک تجربه
قسمت سی و نهم
در این قسمت داوری پایان نامه هایی که شرکت داشتم اشاره می کنم.متقابلا اساتید راهنمای آنها نیز هم در جلسه دفاعیه دانشجویان تحت راهنمایی اینجانب شرکت می د.
۲۲۲.در داوری دو دانشجوی ی، فروزانفر و امین پور در شهید چمران اهواز شرکت نمودم.
۲۲۳.در داوری چند دانشجوی نصر اصفهانی در صنعتی اصفهان شر. داشتم ب اولین عنوان وبلاگی ک سالها پیش داشتم فکر می ب اون نوشته ها ب اون روزا وقتایی ک صفحه رو باز میکردی و میدیدی چند ده تا پیام برات اومده لعنت ب هویتی ک سرقت میشه داشتم اون نوشته های قدیمی رو توی همون وبلاگ حذف شده قدیمی خودم با اسم نویسنده ی دیگه ای میخوندم داشتم جواب کامنت هایی ک ب جای من نوشته شده بود رو می خوندم فقط تاریخش عوض ش. کاش من همیشه امتحان داشتم تــــــا همسایه مان عروسی می گرفت پدرم ما را به شام دعوت می کرد تا دوستان بچه گی به من پیام می دادند تا به فکر آن می افتادم که من دلم گرفته! تا میل آن می که تا صبح قرآن می خواندم! تا آتش فشان واژه ها درون ذهنم غوغا به پا می د و صحبتم گل می کرد و تا صبح خسته نمی شدی و همان شب امتحان، بعد از یک ماه بی خیالی حسرت آن ر.

دورانِ دبیرستان یه معلمِ ورزش داشتم که فامیلیش از یادم رفته. زن ورزش که می شد، والیبال بازی میکردیم. کلاسِ بسکتبال می رفتم و مقام هم داشتم تو استان اما چون تعدادمون در مدرسه به سه نفر هم نمیرسید، ما رو مینداختن کنار والیبالیا. از اونایی بودم که تا یه توپ از تور رد می شد و به زمین اصابت میکرد، چنان جیغی میکشیدم که معلم شاکی می شد. میومد خیلی آروم و ملو میگفت:" رجعتی! کَلتو میکَنم. آروم دختر!" منم میخندیدم و چَشمی میگفتم و دوباره اون خنده های معروف...
یه روز که نمیدونم کِی بود و یه روز که نمیدونم چرا ورزش نمیکردیم، من و خانوم معلم نشسته بودیم روی نیمکت. اون روز نمیدونم چرا حرفمون رفت سمتِ مُردن! گفتم:" خانوم نمیدونین من وقتی بچه بودم چه تفکری داشتم! به مامان بابام میگفتم هر وقت مُردم، منو همونجایی که مُردم دفن کنن!! بعد یه روز خواهر بزرگه م گفت اگه وسط خیابون تصادف کنی بمیری که نمیان همونجا دفنت کنن! و شروع کرده بود به توجیهم..." همینطوری که با خنده و شوخی از تفکرات دوران بچگیم براش حرف میزدم، گفت:" من به شوهرم و بچه هام گفتم هر وقت مُردم، تابوتِ منو بیان دور این حیاط دور بدن." گفتم:" خانووووم! دور از جونتون. ان شاالله صد و بیست سال زنده باشید و سلامت." با یه بغضی توی گلوش ادامه داد:" آخه خیلی خاطره دارم از این مدرسه..."

بعضی معلمای ورزش از صد تا معلمِ ادبیات، قشنگتر حرف میزنن :) دنیا شلوغه... همه میدوئن که پیشرفت کنن...طبق تعریفی که خودشون یا جامعه شون از پیشرفت دارن... میدوئن که بگن دیدی عرضه داشتم و مایه دار شدم... دیدی عرضه داشتم و چه زن خوبی گرفتم... دیدی عرضه داشتم و اون ئسر خوش تیپ پولداره رو قاپش رو یدم... دیدی عرضه داشتم چه راحت مدرکم رو گرفتم... دیدی... هر کی مشغول یه چیزیه...هر کی یه دردی...یه ارزویی...یه شادی..... داشتم با "ع" فارسی کار می ، این "ع" ما خیلی از "ر"ها رو "ز" میخونه. توی درس نشانه "او" بودیم که کلمه رو نشون دادم و گفتم بخون "انگور"٬ اونم با صدای کش دار خوند "انگووووووووووز" : بعد من هی با تاکید بیشتر میگفتم "نه نه! انگووووووووررررررر" و اونم با جدبت بیشتری میگفت "انگووووووووززززززز" : "اَنْ " عبارتی نیست که وسط کلاس چند بار داد بزنی : درست یک هفته پیش بود... وقتی داشتم بند بساطمو از تو خونه جم می که برای مدتی طولانی برم دنبال زندگی خودم، دنبال خودم... هم خوشحال بودم هم ...سخت بود جم بعضی چیزا از دور و بر اتاقم... بعضی وسایلمو برای یه برنامه حال خوب کن کنار گذاشته بودم که منتفی شده بود و من خیلی حال بدرد نخوری داشتم...اون روز همینجوری الکی پاشدم رفتم دانشکده قدیمی... هی بر. بسم الله الرحمن الرحیم حالا که انتخابات تمام شده و خب نتیجه هم... دیگر خدا ى هواى مملکتمان را اب نکنید. داشتم فکر می چندروز پیش؛ دیدم دیگر هیچ چیزى برایم نمانده است. لااقل قبلاها مینشستم ٤ بیت شعر میگفتم دلم خوش بود. یا دوتا کتاب میخواندم. حداقل ذهنم آزاد بود. دیگر این حق را که دارم!:/ بابا قبلا حوصله ام که سر میرفت یا دلم که میگرفت مینش. فکر نمی بغضم بگیره ولی وقتی داشتم با خنده و شوخی میگفتم ک این آ ین شب بخیری هست ک توی خونه خودمون ازم میشنوی انقدر هجومش ناگهانی و شدید بود ک نمیتونستم حتا ی کلمه دیگه بگم... و انگار متوجه تغییر ح م شدی ک با دقت نگاهم کردی و خواستی تکرار کنم... هم تلخه هم شیرین... کاش همه ج های دنیا اینجوری باشه:/ !! امروز داشتم تلفنى تنظیمات یه برنامه رو به یکى از دوستام میگفتم برگشته میگه حالا گزینه ساوه رو بزنم ؟! بعد کلى بحث تازه فهمیدم منظورش گزینه save بوده ...... خ ش ما با کیا می شیم هشتاد میلیون نفر؟؟؟ مسی دلش خوشه به کیا گل زده... سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز، گفت: ابتدای فصل یک میلیون دلار از تایلند پیشنهاد مالی داشتم. دبیرکل والیبال ساحلی فدراسیون ایران گفت: شرایط خوبی در مسابقاتم داشتم و امتیازات خوبی را در قضاوت هایم ب . بازیکن تیم فوتبال استقلال خوزستان گفت: دوست داشتم با عبدالله ویسی کار کنم و امیدوارم در فصل جدید عملکرد خوبی داشته باشم.