دختری در میان دشت

به نقل از خبرگزاریها در مورد دختری در میان دشت : دختری ک یک سال است صبح ها با بغض از خواب بیدار میشود...دختری ک توی سرنوشتش محبوس شده...دختری ک از سرزمین رویایی اش فرسنگ ها دور است... دختری ک اشک هایش خاطراتش را پررنگ تر می کرد.  خدایا چه برزخی بود... خدایا ..  شعری از خودم به اولین دختری که بهم بگه میخوادم..............دل به دلش میدم میگم میخوام بشی تو یارم

به اولین دختری که آره بگه به عشقم......................میگم که دختر اسمتو توی دلم نوشتم

به اولین دختری که بخواد با من بمونه...................زندگیمو پاش میزارم میگم عشقم همونه

به اولین دختری که بگه بمون کنارم.....................میگم فدات خوشگله من . ❣ اسمش دختــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر است ❣ همان ی که نمیتواند از ساعت 8 شب بیرون باشد... همان ی که یوم فوتبال رفتن برایش ممنوع استــــ... همانی که اختیارش دستِ مرد استــــ... همانی که نباید بلند بخندد... همانی که ماشینها برای سوار ش کنار خیابان صفــــــ میکشند... همان ی کـهــــــ... !...بس کنید دیگر...! دنیا را برایشان ج. «در ابر جَس در میان کوه ها
کلبه ای آرام ومات افتاده بود.
کلبه ای آرامتر از چشم خواب
کلبه ای خاموشتر از مرگ روز

بر سر این کلبه ، در شامی سیاه.
دختری با شور وشیون پاکشید .
دختری زیباتر از لبخند صبح.
دختری شیرین تر از آهنگ آب
...
(بقیه در ادامه مطلب) میخوام از دخترا بگم.. از دخترایی که چند تا سلامتی دار میخوان تف تو ذات اون دختری که عاشقیو بلد نیست و ادعای عاشقی داره تف به شرف دختری که ملاک حرف زدنش با پسرا ید شارژ ۵٠٠٠تومنیه تف به روی دختری که اگه دوس پسرش پولدار و خوشگل باشه تو شلوغ ترین نقطه شهر باهاش قرار میزاره اما اگه یکی که ساده و معصوم باشه تو خفا و خلوت ترین جا میبینتش تف . دختر:قول میدی که هیچ وقت دختری رو بیشتر ازمن دوست نداشته باشی؟؟؟؟؟ پسر:من دوستت دارم اما نمیتونم همچین قولی بهت بدم.. دختر درحال گریه:یعنی یکی رو بعد ازمن دوست خواهی داشت؟؟؟؟ پسر باخنده:دختری که من بعد از تو دوست خواهم داشت تو رو مامان صدا میزنه..... ترانه پانزده سال دارمدرگیر یک عشقیک خط روشن فکری نویندرگیر رویای بی پایان هم آغوشیزود نیستدیر استدر میان خواب این مردممن تن به آغوش نامردمان دادمدر نبردی میان گرگهامن نق به تن کوچکترین عضو بیمار نیستمولی من هم ناقل بیماری پستمک ن در اجتماعی روشنمعتاد به تخت خواب با یک شمععشق یک بیماری روحیستخیر، اجتماع ما کور نیستمردمان درگیر ی.

دختری که وقتی که مس ه بازی درمیاری ، نگات میکنه چشمهاش برق میزنه و زیر لب میگه عزیزم..!!

دختری که روسری بدرنگی که براش یدی رو سرش میکنه و میاد دیدنت..!!

دختری که وقتی قدم میزنیدو یک پسر خوشتیپ میبینه ، خودش رو بیشتر میچسبونه بهت...!!

دختری که وقتی ازهمه شاکی هستی و داد میزنی ، هیچی نمیگه، فقط دستتو آروم میگیره ....!!

دخت. شعری از خودم دختری بیا دیگه بی تو دارم میمیرم.......................بی تو از زندگی توی دنیا سیرم

من تو رو میخوام آره میخوام کنارم باشی..................از همه چیز و این زمونه دلگیرم

دختری پر شده از بغض تو گلوم...........................چرا با تو بودنم دختر شده واسم حروم

تو گلوم جا نیست واسه بغضای بیشتر دختری............با تو بودن عمریه همیشه بوده آرز. هروقت بخواهند با خودی معامله کنند یا قوم و خویشها بخواهند با هم وصلت کنند و سودی در میان

باشد که به جیب خودی برود این مثل را میزنند که قصهای دارد.

روزی، روزگاری شاهعباس کبیر در لباس درویشی به یک شهری سفر میکند. زنی را میبیند و عاشق

او میشود و او را به زنی میگیرد. بعد از مدتی که از هم جدا میشوند زن میگوید: «شوهر عزیز. سلامتی پسری که یه روز عاشق شد ...

سلامتی دختری که یه روز عاشق شد ...

سلامتی پسری که اندازه یه نگاهم به عشقش خیانت نکرد ...

سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت ...

سلامتی عشق پاکشون ...

سلامتی اون همه خاطره ها شیطنت ها دیوونه بازی ها زیر

بارون قرار گذاشت ها خیس

شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها ...

سلامتی دوستی که زیر اب پسرو به دروغ زد ...

سلامتی دختری که حرف مثل خواهرشو باور کرد ...

سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد ...

سلامتی اون قسم ها اون دوست دارم هایی که هیچ وقت داده نشد ...

سلامتی پسری که هر چی قسم خورد و ماس کرد فایده نداشت ...

سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد ...

سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو به دست بیاره و

بره خواستگاری ... - میان کنشی بودن ارتباط : هنگامی که می گوییم فرآیند ارتباط میان کنشی است ، ما خود به خود بر آن باور گرایش خواهیم داشت که این فراگرد بر پویایی رابطه میان انسانها استوار است . اکثر جامعه شناسان و دست اندرکاران علوم اجتماعی به معنی وسیع کلمه میان کنش یا کنش متقابل را در مورد مبادله دو سویه پیام ها بین دو انسانی که به عمل ارتباطی پرداخته . در اروپا اگر بچه یک خانواده در یک مهمانی گلدان 1500 دلاری صاحبخانه را بشکند ؛ صاحبخانه خیلی راحت 1500 دلار را از مهمان بیچاره می گیرد ولی اگر در ایران این اتفاق بیافتاد صاحب خانه باید 1500 دلار به مهمان بدهد تا بچه را از ش تن بقیه ی گلدانها منصرف کند ...

در ایران اگر ی کادو ندهد خسیس است ؛
اگر ی کادو ارزان بدهد خسیس است ؛
اگر ی کادو کوچک بدهد خسیس است ؛
اگر ی کادو بزرگ بدهد می خواهد پز بدهد ؛
اگر ی کادو گران بدهد ول ج است ...
اما در اروپا مهم نیست ی کادو بدهد یا ندهد ...

دراتوبوسهای ایران اگر ی کتاب بخواند ؛ بچه مثبت است ...
اگر ی آهنگ گوش کند بچه منفی است ...
اگر ی با تسبیح بازی کند ؛ است ...
اگر ی سیگار بکشد ؛ خلافکار است ...
اما دراتوبوسهای اروپا ی به ی دقت نمی کند ...

در اروپا اگر صاحبخانه از مهمان بدش بیاید ؛ صاحبخانه به راحتی مهمان را از خانه بیرون می کند
اما
در ایران اگر صاحبخانه از مهمان بدش بیاید ؛ صاحبخانه به راحتی از خانه بیرون می رود

در ایران اگر پسری به دختری فکر کند ؛ عیب است ...
اگر پسری به پسری فکر کند ؛ عیب است ...
اگر دختری به پسری فکر کند ؛ عیب است ...
اگر دختری به دختری فکرکند ؛ عیب است ...
اما در اروپا اصلاً فکر نمی کنند ... در نرم افزار افیس تعدای میان بر وجود دارد که بیشتر آنها رو ما نمیشناسیم این کلید های میان بر علاوه بر این که سرعت ما را برای ویرایش و تمام پروژه های خود بسیار زیاد می کند بلکه باعث این می شود که ما زمان کمتری صرف ویرایش و اتمام کار خود کنیم در زیر ما با برخی از این کلید های میان بر آشنا می شویم: آهای آقا پسر .... * دختری که تا مس ه بازی در میاری نگات میکنه و چ برق میزنه و زیر لب میگه "عزیزم"... *دختری که روسری بد رنگی رو که واسش یدی با کلی ذوق و شوق میپوشه میاد پیشت تا تورو ببینه ... * دختری که وقتی اعصابت از یه جا دیگه داغونه سر اون خالی می کنی اما فقط دستتو میگیره هیچی نمیگه ... * دختری که وقتی تو خیابون با هم قدم میزنید یه پسر خوشتیپ ت. روی پاهایم خو دی آرام با شعر رحماندوست می کنی چشمهایت هنوز تسلیم خواب نشده. اما چیزی هم نمانده که فیتیله ات کند خواب ظهر مژگانت را می نگرم. بلند است و زیبا به روزهایی فکر می کنم که بزرگ شده ای خانم خانه ی خودت مادر فرزندانت به روزهایی که دو تایی مادر و دختری چای می نوشیم و حرف می زنیم و می خندیم راستش را بگویم خودم کلمه مادر و دختری را . ماجرای «دختری به نام نمک» در یک کلان شهر رخ می دهد و درباره معضلات جوانان است. سرکلانتر سوم پلیس پایتخت، از دستگیری پدر و دختری و کشف تعدادی قطعات خودرو خبر داد. پرسش: دختری 17ساله هستم به یک کارگر جوان که مدت یک هفته در منزل ما اشتغال به کار داشت علاقه مند شدم و او را مرد با شخصیت و سر بزیر یافتم , به همین خاطر مرد زندگی ام را پیدا کرده ام نمی دانم چطور به او برسم. خواهشمندم مرا راهنمایی فرمایید. پاسخ: خواهر گرامی ! در ابتدا باید سعی کنید گوهر عفت و پاکدامنی را با عشق مجازی و زودگذر از بین نبرید. ی. نام: عشقه داستان سریال از سال 1366 شروع می شه که دختری با بدبختی عازم تهران می شه تا در تهران پزشکی بخونه و در این میان دل به مردی می سپره که از لحاظ مالی با اون از زمین تا اسمون فاصله داره و داستان این تفاوت ها است دختری که به خاطر عشق از همه چیزش می گذره. کلا چون فضایی داستان جدود بیست سی سال قبل است و روابط به سادگی الان نبوده داستان بس. همیشه گفتیم پسرا بدن اما!! امروز میخوام از دخترا بگم.. از دخترایی که چند تا سلامتی دار میخوان تف تو ذات اون دختری که عاشقیو بلد نیست و ادعای عاشقی داره تف به شرف دختری که ملاک حرف زدنش با پسرا ید شارژ ۵٠٠٠ تومنیه تف به روی دختری که اگه دوس پسرش پولدار و خوشگل باشه تو شلوغ ترین نقطه شهر باهاش قرار میزاره اما اگه یکی که ساده و معصوم باشه . من همان دختری بی بخار هستم.همان دختر بی احساس.همان دختری که دلش دوست داشتن را پس زد ولی قلبش را مال او کرده بود بی دلیل شاید!دختری که بهار نارنج را دوست داشت.شکوفه را دوست داشت.قرمه سبزی را را دوست داشت.ولی رویا نداشت.مثل هرشب خسته به خانه میرسید.چایی میخورد.شام میخورد.سیگار میکشید و خودش را مثل جنین جمع میکرد در دنیای مجازی.همان دختر.
دختری که به چوب تبدیل شد ! بیماری عجیب دختری که او را مثل چوب کرد. دختری که به خاطر بیماری اش به چوب تبدیل شده است را در تصاویر زیر مشاهده می کنید. به گزارش تکناز دختر اندونزیایی از سن 25 سالگی مبتلا به بیماری عجیبی شد که بدن وی را مانند یک تکه چوب خشک نمود و اکنون در 35 سالگی بپقادر به حرکت دادن اعضای بدن خود نیست به نحوی که مردم .
دختری که به چوب تبدیل شد ! بیماری عجیب دختری که او را مثل چوب کرد. دختری که به خاطر بیماری اش به چوب تبدیل شده است را در تصاویر زیر مشاهده می کنید. به گزارش تکناز دختر اندونزیایی از سن 25 سالگی مبتلا به بیماری عجیبی شد که بدن وی را مانند یک تکه چوب خشک نمود و اکنون در 35 سالگی بپقادر به حرکت دادن اعضای بدن خود نیست به نحوی که مردم .
این روز ها
بى حواس ترین زن دنیا منم
که در گذر از میان مردم شهر
با هر عطرى به یاد تو مست مى شوم
و در چهار خانه ی هر پیراهنى شبیه تو بیتوته مى کنم این روز ها
هستى و نیستى
و میان بى حواسی هاى معلقم قدم مى زنى
تو را مى گردم در میان تمام انى که شبیه تو نیستند
و سراغ تو را از شلوغ ترین خیابان هاى شهر مى گیرم
نیستى که . جوان دهدشتی در آتش سوخت/ مسافربرنماهای زورگیر را شناسایی کنید/ تصمیم هولناک دختری که قربانی شد/ آزار و اذیت دختر ١٧ ساله در خانه مادربزرگش/ کلاهبرداری از ن میان سال/ راه انداختن دعوا برای سرقت/ برخورد اتوبوس با ۲ سواری/ مرگ مرموز دختری در میهمانی شبانه/ گودبرداری غیر اصولی۳مصدوم بر جا گذاشت/ سرقت سایت همسری از 15 نفر توصیه های کاربردی،مخصوص پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شامل همه میشه. 1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید) 2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری... . پیدا شدن دختری در وسط جنگل که نمی تواند حرف بزند پیدا شدن دختری در هند که بلد نیست حرف بزنه در جنگل های هندوستان دختری پیدا شده که در جنگل بزرگ شده و هم  هست این دختر حرف زدن بلد نیست و روی چهار دست و پا بزرگ شده وقتی پلیس ها می خواستند اون را از جنگل بیرون بیاورند و نجاتش بدن میمون ها به پلیس ها حمله د به نظر میاد این دختر توسط میمون. هایی به کارگردانی کریم لک زاده برنامه های نمایش جدیدی دارند. راننده ای در یکی از جاده های برزیل دختری را پیدا کرد که حرکاتی غیرطبیعی شبیه به زامبی ها از خود نشان می داد.
دختری که ع سفی از خود گرفته بود با حضور یک شبح در سلفی خود مواجه شده است! ایسکانیوز: تصاویر نشان می دهد که یک دختر جوان قصد دارد از بالای پروژه در حال احداث مونوریل قم خود را به پایین بیاندازد.

این خبر در فضای مجازی پخش و شایعه شده که این دختر جوان پس از شنیدن خبر فوت مرتضی پاشایی تصمیم به خودکشی گرفته است!

اما خوشبختانه امدادگران با حضور به موقع مانع از این اقدام شده و او را نجات داده اند.

خودکشی دختری برای مرتضی پاشایی؟ + ع

خودکشی دختری برای مرتضی پاشایی؟ + ع دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان غرق خون شد
هیچ مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر ،مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز !؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدو یاسر و ایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او م کرد آ ش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هر اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی دختری 22 ساله به نام روبی اهل پس از ابتلا به بیماری تحت عنوان" gastroparesis " از سه سال پیش تاکنون نتوانسته غذا بخورد و تنها راه تغذیه او از طریق لوله است. به سلامتی. پسری که ی روز عاشق شد به سلامتی دختری که ی روز عاشق شد سلامتی پسری که اندازه ی نگاهم به عشقش خیانت نکرد سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت سلامتی عشق پاکشو ن سلامتی اون همه خاطره ها سلامتی شب بخیر عشقم و صب بخیر زندگیم گفتن ها سلامتی اون شیطنت ها ودیونه بازی ها زیر بارون خیس شدن ها وبه خود لرزیدن ها سلامتی دوستی که زیر آب پسر رو . دختری از جنس آتش باز نوحه می خواند........
لب هایش تکان نمی خورند اما دلش غوغایی ست.....!!
چشمانش را بسته است تا رسوا نشود.....
همه ی ما از جنس او هستیم....
بر لبانمان لبخند نقش بسته است اما پشت آن لبخند دنیای دیگری ست.....
چشمانمان را محکوم به سکوت می کنیـــــم.....
اما......
غافل از آنکه چشم ها هرگز ت نمی ماننـــــد!!!!

پا به پای من بیا
دست در دست تو می مانم
لیلی می شوم
مجنون باش
بگذار دور شویم از این شهر
من بانو می شوم برای لحظه هایت
تو آقای ثانیه هایم باش
بیا و ببین من جور دیگر دوستت خواهم داشت
مثلا باران بیاید
دستت را می گیرم
با هم به خیابان می رویم
و بلند بلند برایت لیلی و مجنون می خوانم
برایت لاک قرمز می زنم
دختری به نام جوآنگ از میان ۷ هزار و ۸۰۰ نفر داوطلب انتخاب شد تا در هتل ها به عنوان مسافر مستقر شده و خدمات هتل را ارزی کند. دختری که با دوستش به یک پارته شبانه رفته بود پس از مزاحمت های مرد صفت به عاقبتی دردناک دچار شد. باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: کارگردان «زخم باز» می گوید می خواهد برداری «دختری به نام نمک» را شروع کند ولی سرمایه گذار ندارد. نام واقعی رقیه دختر حسین(ع) چیست؟ حوزه/ آیا این نام (رقیه) درست و صحیح است؟ اصل وجود دختری چهار ساله برای حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در ابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است.[1] اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا ف. بازم من بعد یه ماه اومدم و گزارشا رو بدم و برم،اول اینکه امروز اولین دندون خانوم خانومامون افتاد البته نه که فکر کنین خودش افتاد ها یه برنامه ای داشتیم با این دندون که نگو،چند روز بود که من می دیدم دندوناش لق شدن ولی نمی افتن دیروز هم متوجه شدیم که از زیرش دندون دایمیش داره در میاد ولی کج و معوج،برا همین از دیروز من و باباش با خواهش و. دختری پس از ورود به آسانسور با قطع برق مواجه و در کمال تعجب لحظاتی بعد ناپدید شد. دو «کله سرخ» و «دختری در میان اتاق» به کارگردانی کریم لک زاده به جشنواره های خارجی می روند. در آ ین ویژه برنامه ماه عسل علیخانی ضمن روایت درس صبر، میزبان دختری ۱۹ ساله همراه با پدر و مادر ناشنوایش شد. آیا می توانیم همگان را خشنود کنیم مردی دو دختر داشت. یکی از آن ها با یک باغبان و دیگری با یک سفالگر ازدواج کرده بود. یک روز پدر به دیدن دختری رفت که شوهرش باغبان بود و حالش را جویا شد و پرسید روزگارش چگونه می گذرد. دختر پاسخ داد : «همه چیز خوب است. فقط یک آرزو دارم، امیدوارم باران پاییزی فراوان ببارد تا گیاهان باغ ما خوب آبیاری شوند.» چن. بسم الله الرحمن الرحیم (از وبلاگ رائفی پور)

مادر جان شرمنده ام که زمان میان من و علی فاصله انداخت تا نباشم و بشود آنچه شد، گویا قضای الهی بر این مقدر بود که با این زمانه ی پر فریب و دائم بر مدار ناهنجار ، همجوار باشم همان که آ ا مانش خوانده اند. شرم دارم بگویم روزگار سخت می گذرد وقتی به یاد می آورم که چه روزگاری بر شما گذشته است. ب. دلم برای دختری تنگ شده که
عاشقانه های آرامم را همیشه به وقت ِ
نصف النهار نگاهش می سرودم تا بهم نخورد
نظم و ترتیب جهانی که
حولِ مدار آغوشش آفریده بودم..
دلم بهانۀ دختری را می گیرد که
عشق را هر شب
لابلای گیسوانش پا گشا می تا
جهان نیفتد از چشم شاعری که
یگانه تعریفش از عشق و
یکتا دلیل زندگی اش، بافتن موهای .