دخمل شیطون بلا قدم میزد باسایه ها

به نقل از خبرگزاریها در مورد دخمل شیطون بلا قدم میزد باسایه ها :
سلام لعیا جون. دیروز که بهم گفتی نی نی پسره از ته دل خوشحال شدم. خدارو شکر که اول خودت بعدم بچه سالمید.الان 5 ماهته. ایشا... بقیه دوران بارداریت هم به خوبی و خشی بگذره و بعدش من بابا شدم و تو هم مامانی.صادقانه بگم من از ته ته ته دلم دختر می خواستم. آخه ما چهار تا داداش بودیم و خواهر نداشتیم. اگه دخمل بود که جی می شد. بابامینا مثل عسل می خوردنش. ازبس که دخمل دوست دارن.الانم که بهشون گفتم که اولین نوه شون پسره و سالم سالمه خیلی خیلی ذوق زده شدن . با دلش قش می رفت. وقتی آقا حسین ( اسم نی نی ه دیگه من و لعیا انتخاب کردیم ) بیاد ایشا... زندگیمون از اینم که هست شادتر بشه و پا قدمش واسمون خیر باشه.الهی من دورت بگردم. خیلی خیلی مواظب خودت باش. یادته چقدر سختی کشیدیم تا این روز رو دیدیم. تو رو بهم نمی دادنا !!! اون موقه هارو میگم. دوستت دارم. رمان جدید پرنسس شیطون من رمان پرنسس شیطون من با فرمت pdf
کتاب پرنسس شیطون من رمان
رمان پرنسس شیطون من رمان پرنسس شیطون من در تلگرام
ادامه مطلب برای یه مامان که از صبح سروکله زده با دوتا دخمل آتیش , خواب رفتن بچه ها اونم ساعت ده شب اتفاق مهم و پیروزی بزرگی محسوب میشه! دختر کوچیکم قبلن عصرا میخو د و شبا تا نصفه شب بیدار بود.الان چند روزه که خود به خود خواب عصرش حذف شده و شبا زود میخوابه.این یعنی دخمل کوچولوی من داره بزرگ میشه! خوشحالم که الگوی خوابش تغییر کرده.از الان تا سحر فرص. رمان پلیس های شیطون و مغرور رمان پلیس های شیطون و مغرور رمان پلیس های شیطون و مغرور رمان پلیس های شیطون و مغرور رمان پلیس های شیطون و مغرور رمان پلیس های شیطون و مغرور ادامه مطلب سلااااااااام.....جاتون خالی تو امتحانات......هنوزم نمیدونم چجوری ب مامانم بگم....اممممممم...اگه شما ی را ار برای گفتن نمرات دارین حتما تو قسمت نظرات بزارین..........دیدم این جاستین طذفدار زیاد داره گفتم دربارش براتون بزارم....خخخخخخخخخخخخامیدوارم خوشتون بیاد.......جان جاستین نظر بزارین دیگه.....لطفا....خواهش میکنم...
مــــــــــــــــــــــــ ن یه دخمل آذر ماهی ام

یه دخمل آذر ماهی هیچ وقت دلشو به یه احد و ناسی نمیدهیه دخمل آذر ماهی باس خج ی و کم حرف باشه گاهی اوقاتم شلوغ بشه که همه بگن امشب شیطون شدی بلایه دخمل آذر ماهی مثل من باید عااااااااااااشق رفقاش باشهباس بگم جونش به جونشون بسته باشهیه دختر آذر ماهی هیچ وقت دل به یه پسر خیابونی و چشم پلشت نمیس یه دختری آذر ماهی که خودم باشم وقتی یه جمع پسر میبینهاخماشو باس ه تو همیه دختر آذر ماهی باس خوش خنده باشهیه بچه که ببینه باهاش عروسک بازی کنه یا این که هر بازی کنه یه دختر آذر ماهی باس به حرف بزرگترش گوش بده یه دختر آذر ماهی باس خوش تیپ باشه عطر دی ماهی بزنهیه دختر آذر ماهی باس واسه دل خودش جلف بگردهیه دختر آذر ماهی باس چشم و ابروش مشکی باشهابروهاش پررررررر و چ درشتیه دختر آذر ماهی باید گرمایی باشهیه دختر آذر ماهی باید حرف خوبی هاش پیش همه زده بشه یه دختر آذر ماهی باس زرنگ موزمار باشه یه دختر آذر ماهی باس منظم باشهاره در ا باس باید خاااااااااااااااااااااااا ااااص باشه من یه دخترم و آذر ماهی ام خدا روحی در من دمیده که پاکه و با ادمایی کثیف ناپاکش نمی کنم در ا باس بگم شکــــــ ــــــــــــ ـــــــــــــ ــــــــــرت خدا دختر افریدیم امروز اولین باری بود که رفتی مهمونی شرکت بابا و همکارای بابایی رو دیدی خیلی ناناز بودی اصلا شلوغی نکردی بین صندلی منو بابایی نشستی و با قاشق ها و بعد لیوانای یک بار مصرف بازی کردی و آروم بودی ما هم مشغول خوردن! سلاد و زولبیا و مخلفاتو خورده بودیم و هی میگفتیم چه نی نی آرومی که یهو دیدیم نه بابا کم کم داری شیطون میشی و حوصلت سر میره واسه همین ظرف یکبار مصرف گرفتیم و غذامونو با خودمون بردیم خونه البته ماماناینم بگم که سهم غذای شما رو امسال ما خوردیم و فقط از ماهی هاش خودت خوردی و خیلی خوشت اومده بود خیلی سنگ تموم گذاشته بودن تو یه تالار بسیار باکلاس ................... واسه دخمل مامان یه عروسک ناز دادن واسه منم یه ربع سکه اینم ع اش یاد گرفته خودش، خودشو خواب کنه. خیلی بامزه خودشو خواب میکنه.به پهلوی چپ میشه معمولا، سرشو تو بالش فشار میده و هی ت میده خودشو. اگه نگران گریه و بدخواب شدنش نبودم حتما گاز گازش می .وقتی بیداره مدام پیشش نشستم یا بازی می کنیم یا نگاهش میکنم. فقط اندازه ی غذا خوردن میرم یه غذا سر هم میکنم و جنگی میام. فقط کار ضروری. ضروری ترین کار دخترمه. . مجری: پسر تو چرا انقدر ابکاری میکنی؟ پسر : شیطون منو گول میزنه آقای مجری! مجری: این شیطون چرا بقیه بچه هارو گول نمیزنه!؟ پسر : واس کم کاری شیطون هم من باید پاسخگو باشم!؟ مجری: بچه ی خوب گول شیطون رو نمیخوره پسر : بچه ی خوب که فقط مال تو قصه هاس! مجری: کی گفته!؟ همین بهزاد پسر آقا بهروز،تا حالا دیدی ابکاری کنه؟ پسر : پس من دیروز با کی رفتم ماشین همسایه رو پنچر !؟ مجری: بچه تو مگه آزار داری!؟ چرا ماشین مردم رو پنچر میکنی!؟ پسر : بهزاد منو مجبور کرد!تهدیدم کرد که باید ماشین همسایه رو پنچر کنی! مجری: پسر من واقعاٌ شرمنده م که بهت شک ، اصلاٌ بهش نمیومد یه همچین بچه ای باشه! تهدید کرد که میزنتت؟ پسر : نه بابا ، گفت اگه پنچرش نکنی میرم به آقای مجری میگم که مغازه عباس آقا رو تو آتیش زدی! :whyso hurt: پرنیانم آرام جانم کم کم توی روزهای آ یازده ماهگی اولین گامهای زندگی رو برداشتی عزیز مادر. دخمل کوچولوی من چند قدم راه میره می افته تقریبا چند تا کلمه رو هم یاد گرفتی مثل آآآآآب، بابا ولی هر چی بهت میگم بگو ماما میگی بابا الهی من فدات راستی خیلی شیطون شدی هان از در و دیوار بالا می ری . میری روی زیر تلویزیونی توی ک نتها، روی تخت داداشی و. سلام آقا...خوبید؟خوشید؟ منم خوبم...زندگی میگذره آقا...آقامن یه دختر16ساله بیشترنیستم.ولی عشقم به شماست وفاطمه زهرا. آقامن باباندارم.میدونم توبهشته.میشه بهش بگیدیه دونه دخترت دلتنگه....دلتنگه اون دخمل بابایی که میگفتی... دلتنگ بغل ات...آقابعدبابام مامانم خیلی داره اذیت میشه.میشه کمکش ید؟آقاخداازمن راضی هس؟میشه کمکم ی درست زندگی م که خ. فقط یادمه قرص خوردم ، برادرم داشت میزد تو صورتم ، مامانم خودشو کتک میزد و جیغ می کشید یادمه تو بیمارستان لقمان یه خانواده بودن همون لحظه عزیزشون رفته بود و داشتن جیغ می کشیدن .. برادرم گفت میخواستی ما این حال بشیم ؟؟؟ بازم زندم ... مهران هم فهمید و یه پوزخند زد رمان دختر شیطون پلیس اخمو apk
رمان دختر شیطون پلیس اخمو برای اندروید
رمان سرگرد عاشق
رمان یه پلیس شر و دیوونه
رمان عشق پلیسی مهسا طالب زاده
رمان پلیس وظیفه شناس
رمان پلیس های شیطون و مغرور
رمان خانم پلیسه ادامه مطلب اصن قبل اینکه تورو باردار شم اسمتو انتخاب کرده بودم خیلی دوسداشتم که اسمت مثل اسم بابایی با ج شروع بشه اخه شما دوتا عشقای منید فک کن که صداتون میکنمو کلی لذت میبرم واسه همین گفتم اگه پسر باشی اسمتو میزارم جانیار یعنی یاری دهنده ی جآن اگه دختر باشی اسمتو میزارم جانان یعنی دلبرو دوسداشتنی که تو دخمل شدیو شدی جانانم .... جانه جانانم نفس. ساعت 10.30 رسیدم سونو. ساعت 15.30 رفتم داخل. خوب علی الحساب من مامان یه دخمل خانم مهربون هستم.کوچولومم ستون فقرات و قلب و چندتا چیزش که اندازه گرفت خوب بود. اما خانم گل ما فکرکنم خیلی خسته شده بود و با خانم هم انگاری قهر بود. چون پشتشو کرد و برنگشت و نوشابه هم بی فایده بود. توضیحات بیشتر هم بعدا.خوب دوشنبه بازم باید بریم سونو. ملیکاساد. یکی بود، که وایمیستاد جلوم، میزد در گوشم، میزد تو سرم، میزد زیر چونه م و پرتم میکرد یه گوشه و بعدم با لگد میفتاد به جونم ازم می پرسید: کجایی؟ اینجایی؟ چی میخوای؟ چی نمیخوای؟ چه مرگته؟ چرا؟ چرا نه؟ کی؟ تو؟ مجری: پسر تو چرا انقدر ابکاری میکنی؟
پسر : شیطون منو گول میزنه آقای مجری!
مجری: این شیطون چرا بقیه بچه هارو گول نمیزنه!؟
پسر : واس کم کاری شیطون هم من باید پاسخگو باشم!؟
مجری: بچه ی خوب گول شیطون رو نمیخوره
پسر : بچه ی خوب که فقط مال تو قصه هاس!
مجری: کی گفته!؟ همین بهزاد پسر آقا بهروز،تا حالا دیدی ابکاری کنه؟
پسر : پ. امروز روز ماست ....... روز فرشته های زمینی.......... روز لبخند خدا...................روز عشق های صورتی........... روز مهربونا................ روز عاشق های گل ................ روز عشق موزیکا....................روز عشق بابا................. روز همدم مامان................. روز دخمل خوشگلا دخترااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا روزمون مبارررررررررررررررررررررک عباسم عزیز دل مامانی گل پسرم در ماه خیلی کم وزن اضاف میکنه مامانی نگران پسمل طلاشه این بود که مامانی بعد از تحقیق و مطالعه فراوان تصمیم گرفت یه روزی مثل امروز اولین غذاتو شروع کنه این بود که در ابتدا با لعاب برنج شروع ای شیطون بلا اولش یه کم اخ و تخ کردی ولی بعدش انگار بیشتر می خواستی ولی من جرات ن بیشتر به گل پسرم غذا بدم آخه می ترسم خ نکرده دچار مریضی و اسهال بشی آخه مامانی هر چیزی حساب کتاب داره فقط یه قاشق خوردی فردا دیگه قول به پسرم بیشتر غذا بدم راستی نی نی گلم امروز دخمل خ درسا هم اینجا بود عکاسمون بود در واقع به جونمون رسید که پسرم اولین ع غذاشو تو خاطراتش ضبط کنه دوستت دارم گل پسرم سلام به دوست جونای خودم ... درسته خیلی وقته نبودیم ولی بی معرفتم نبودیم که آرش جونم مثل همیشه گل پسره .. تاج سره این مدت که مامانش نمیره سرکار کمتر میاد خونمون ،، دلش نمیاد مامی گرامی رو تنها بزاره غرض از پست جدید ::: اینکه مامان آرشی یه نی نی تو راه داره ... دخمل یا پسمل بودنش هنوز مشخص نیست ان شاءالله سلامت به این دنیا بیاد … دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتا. سلام سلام من دوست افشینم اسمم زهراست قراره از این به بعد یکم کمکش کنم مطالب با تاییدی خودشه قربان شما دخمل و پسرای گل.... 1- اگر در منزل یک عدد شادونه شیطون بلا دارین هنگام خانه تکانی  بزارین تو قفسش بمونه خدا ی اونجا جاش امنتره 2- اگر در منزل یه عدد شادونه شیطون بلا دارین قبل از اقدام به خانه تکانی نوکش و کاملا کوتاه کنین که از شر گازاش در امان بمونین 3- اگر در منزل یک عدد شادونه شیطون بلا ندارین احتیاج به رعایت نکات امینی نیست با خیال راحت خانه تکانیتونو انجام بدین 31 روز دیگه 31 روز 31 روز 31 روز 31 روز ..................................31 روز

دیگه دیگه دیگه دیگه دیگه ..................................... دیگه

تا تا تا تا تا تا تا تا تا ..................................................... تا

تولد دخمل طلام ................................................................... نفسم مجری: پسر تو چرا انقدر ابکاری میکنی؟
پسر : شیطون منو گول میزنه آقای مجری!
مجری: این شیطون چرا بقیه بچه هارو گول نمیزنه!؟
پسر : واس کم کاری شیطون هم من باید پاسخگو باشم!؟
مجری: بچه ی خوب گول شیطون رو نمیخوره
پسر : بچه ی خوب که فقط مال تو قصه هاس!
مجری: کی گفته!؟ همین بهزاد پسر آقا بهروز،تا حالا دیدی ابکاری کنه؟
پسر : پس من . رکورد جدید هوانوردی دنیا
هواپیمای برادران رایت بعد از 20دقیقه سقوط کرد هواپیمای 140ایرانی ساخت روسیه کمتر از 3دقیقه مرد: این لباسا چیه دوباره رفتی یدی؟!
زن: آخ باز شیطون گولم زد گفت بهم میاد.
مرد: مگه نگفتم هروقت شیطون داشت گولت میزد بگو دور شو، دور شو...
زن: گفتم، ولی میگفت از دور خیلی بیشتر بهت میاد...! یارو باباش میمیره به. داستان دخی شیطون بلا خلاصه:دختری به نام کامیلا که با خانوادش زندگی خوبی داره وخیلی دوسشون داره ودانشجو است... ادامه مطلب ببین آقا پسر. . . . یه قانونی هست که میگه: تو هرچقدر هم تو زندگیت محکم باشی به یه نفر نیاز داری. . . . یکی که صبح موقع رفتن سرکار کمک کنه کتت رو بپوشی! یکی که تا برگشتنت گرسنه بمونه تا شام رو با هم بخورید! یکی که نصفه شب روت پتو بندازه! یکی که وقتی مریض میشی بغضش میگیره یه بانو که دلواپست باشه
روز دخمل مبارک : )امیدوارم سال دیگه یه داماد خو. به سلامتی هر چی دختر خانومه... هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن... چون آرایشی ندارن... هستن دخترایی که یه پسر پولدار میبینن دلشون نمیلرزه... چون دلشون دله نه ژله.... هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسر کف نمیکنن... چون اینا دخترن نه دلستر... عشق براشون مقدسه... چون اگه دچارش بشن تا ا ش میمونن باهاش... به سلامتیه همه ی دخمل خانوما.... چه سایه سار خنکی دارد سرو تنهای بالای تپه ... چه سفره ای پهن کرده دشت در زیر پای بزغاله های شوخ و شیطون ... چه سوزی دارد نوای نیلبک مرد چوپان در گرگ و میش شب ... و چه حرارتی دارد گرمای سلام پیرمرد ، که با ص افتاده داد میزد ، سلاااااااااااااااااااااااام اوهوی سلامممممممممممم

هوس انداخت مرا که به سبک پیری سلامی دهمت جانا ...

پس : سلااااام اوهویییییییی دوست اینترنتی سلااااام
سلام دوستان خوبین؟ ایشالا که خوبین. من هم خوبم و عالی فقط یخورده پکرم. لم ..خیلی بی حالم دیگه از اون روز که تر زد به یادگاریهام حس نوشتن نیست.میخاستم خاطرات سفر بنویسم اما اصلا حسی نیست. نه اینجا و نه تو وب جدید.اونجا چیزی ننوشتم به اونصورت اصن شما حساب کن تنها دلخوشیمون بود که خوشحال بودیم از داشتنش و از داشتن دوستایی مثل شما. قشنگ هم.

118 فایل دوربین مخفی پسرک شیطون و بازیگوش دوربین مخفی پسرک شیطون و بازیگوش فول دوربین مخفی آپارا,شوخی خنده جوک,خنده دار ترسناک صحنه , 118 فایل
لینک های : کیفیت 180p کیفیت 248p . سلام به دختر گلم .نمی دونم ازت چی بگم. تو مثل همه کوچولوهای ناز و شیرین زبون دیگه روز به روز کارها و حرفای تازه یاد میگیری . گاهی اوقات طوری صحبت میکنی که من فراموش میکنم این دخمل ناز پنج سالشه . وقتی دلم میگیره و بی حوصله میشم. میایی پیشم و میگی مامان چرا صورتت اینجوریه (( انگار غمو توی صورتم میبینی )) حس میکنی مامانی یچیزیش شده ...... مام. . سلام به دختر گلم .نمی دونم ازت چی بگم. تو مثل همه کوچولوهای ناز و شیرین زبون دیگه روز به روز کارها و حرفای تازه یاد میگیری . گاهی اوقات طوری صحبت میکنی که من فراموش میکنم این دخمل ناز پنج سالشه . وقتی دلم میگیره و بی حوصله میشم. میایی پیشم و میگی مامان چرا صورتت اینجوریه (( انگار غمو توی صورتم میبینی )) حس میکنی مامانی یچیزیش شده ...... مام. هر وقت که باید می بود،بود ویرانی شروع شد و بود مهربان بود و بود. چشم هایش آرامش داشت و دست هایش زندگی بود وقتی امروز گفت شمالم او را به سرسبزی جنگل ها و آبی زیبای دریا تصور وقتی حرف میزد و حرف میزد و حرف میزد و او صدا بود و من... من عشق من دوست داشتن من پرواز من حال خوب من فراموشی هر چه که بود من... قسم قسم به صدای تو ، به تو، و به عشق جاودان. میان خیمه ها زینب صدا میزد حسین جانم به صد شور و نوا زینب صدا میزد حسین جانم چو دیدی زینب کبری به اطراف حسین اعدا به کف شمشیر و خنجرها به غم ها مبتلا زینب صدا میزد حسین جانم به قربانت شود خواهر به سوی زینب بنگر دلش گردیده پر اخجر به دشت نینوا زینب صدا میزد حسین جانم تقاضا دارم از یکتا مرا سازد کنون اعما نبیند تیر شمشیرها ز جور اشغیا زی. صبح رفتم پیشخوان و سیم کارتمو گرفتم  ولی هنوز فعلال نشده
دلم برا دوستای مجازیم تنگ شده تو تلگرام
اومدنی یه سر رفتم بیمارستان منتظر بودم دندون پزشک بیاد خانمی  کنارم
نشسته بودم یه نگاه بهم کرد گفت از مدرسه میای؟
دندون پزشکی مفتی اونجا از همه پرسیدم راضی بودن
تازه 400 تومن  ج دندونم دیگه روم نمیشه به بابام بگم باز دندونم درد میکنه
چقد من دخمل خوبیم میرم همونجا 
مجری: پسر تو چرا انقدر ابکاری میکنی؟ پسر : شیطون منو گول میزنه آقای مجری! مجری: این شیطون چرا بقیه بچه هارو گول نمیزنه!؟ پسر : واس کم کاری شیطون هم من باید پاسخگو باشم!؟ مجری: بچه ی خوب گول شیطون رو نمیخوره پسر : بچه ی خوب که فقط مال تو قصه هاس! مجری: کی گفته!؟ همین بهزاد پسر آقا بهروز،تا حالا دیدی ابکاری کنه؟ پسر : پس من دیروز با کی رفتم ما. مرد: این لباسا چیه دوباره رفتی یدی؟!
زن: آخ باز شیطون گولم زد گفت بهم میاد.
مرد: مگه نگفتم هروقت شیطون داشت گولت میزد بگو دور شو، دور شو...
زن: گفتم، ولی میگفت از دور خیلی بیشتر بهت میاد...! مورد داشتیم طرف ید اینترنتی می کرده دوساعت با مسئول سایت چونه می زده...... مز فتر از قضیه ی صبح که نمیتونی پاشی
قضیه ی شبه که نمیتونی بخو ...! . سلام سلااااااااااااااام.....صبح عالی همه بخیر! از 6صبح بیدارم....نه اشتباه نکنید کاری نداشتم دخمل کوچولوی مامان اونقدر ازخودش صدا درآورد ومامان وبیدارکرد... بله!!!شیرخوردوبازخ د اما مامانش زودی پریدوکاراش وانجام داد تاوقتی بیدربشه باز کاری نداشته باش... ومن الان با بدنی کوفته وخسته دارم مینویسم..... واااااااااااااااای خدای من مامان شد. گل مامان امروز و دیروز همش مهمون خالش بود دیروز و امروز مجبور بودم برم خونه خیاط و چون شما اونجا گریه می کردی گذاشتمت خونه حمیده و دخمل مامان یه کوچولو رو اذیت کرده و نمی خو ده می گه کلی شیرین بازی کر آوردی و هر کاری محراب می کرده تکرار می کردی و خیلی بامزه دمر می خو دی و نقاشی می کشیدی دیروز از صبح شما رو گذاشتم خونه ی و ظهر وقتی اومدم . سلام. اممم خوب نمیدونم چرا عذاب وجدان دارم. هرسال روزه هامو میگرفتمااا ولی تهش بدبخت میشدم. بیمارستان و اینا. امسال سه تا از روزه هامو گرفتم کارم به بیمارستان کشید. خب بعد نگرفتم. عذاب وجدان گرفتم. میدونم الکیه. حوصله ندارم از دل و مغز شلوغم بنویسم. آخه انقد شلوغه نمیدونم از کجاش بنویسم. رااااااستی ممنون که پست پایینو تحویل گرفتید. نمیدونم. این هفته که بیاد از اول هفته میرم خونه دختر عموم ... خوشحالم. ^_^ امشب شب قدره؟؟ شب قدر خیلی سخته. همیشه آرزو دارم که نیاد ولی میاد... خدا جونم منو میبخشی ببخش دیگه ... قول میدم دخمل خوبی باشم کمکم کن. ببخشید بلد نیستم فلسفی بنویسم. همه جا شلوغ من امدم بعد از یک ماه بدون اینترنت بودن من امدم ک واس جبران ایی ک نظر گذاشته بودن من امدم ک از هر ی ک امده وبم تشکر کنم و بگم با نظرش شادم کرد و حالا اوناییم ک نگذاشتن عیبی نداره بازم با امدنشون شادم من امدم خب من همون دختر فضول مزاحم دوباره سروکلم پیداشد خب منم دیگه ی دخمل لوس سلام کشف ... یعنی واقعا امروز یه چیزی کشف :) تا بحال شده به این موضوع فکر کنید که چه طور می شه ادم از ی بدش نیاد... یا اینکه به تعبیر دیگه از همه خوشش بیاد ... :( نمی دونم می تونم منظورم رو برسونم یا نه ... ولی در کل امروز توی راه خونه از سرکار یه نتیجه گیری داشتم اینکه نگاهمون به ادما باید عوض شه... یعنی وقتی داریم یه نفر رو نگاه می کنیم انگار دا. سیلوووم دوستای خووودم.. حا وون چطوره.... امید وارم که امتحانتتتونو به خووبی سپری کرده باشید... امروز اومدم با دست پر کلی ع براتون از بازیگر نقش اول زن سریال ایمان یا همون سرنوشت اوردم... البته باید بگم هی سون ما ی دخمل ناز کوچولو هم داره....رم خوشتون بیاد کامنت فراموشتون نشه کپی هم با ذکر منبع....
http://panup.net/uploads/x16302_kim-hee-sun01-1020.jpg http://panup.net/uploads/b601637_kim-hee-sun02-1020.jpg بیاید ادامه مطلب... آدم نیاز به محبت داره خدا آدم نیاز به محبت داره تو آدم رو نیازمند به محبت آفریدی شیطون به آدم دروغ گفت که نیاز به امنیت و رفاه داره آدم همه چیز رو برای محبت میده آدم برای گرفتن محبت مشهور میشه پولدار میشه بعد میبینه گول خورده شده برده شیطون خدا آدم گناه داره برای اینکه نیاز به محبت داره تو آدم رو اینجوری آفریدی که خون باید حرکت کنه هم. شعر جدید فرشته کوچولوی مامان : تو حوض خونه ما ماهیای رنگارنگ
بالا و پایین می رن با پولکای قشنگ
کلاغه تا می بینه کنار حوض می شینه
می خواد ماهی بگیره
ماهیا قابم می شن به زیر آب ها می رن
کلاغه شیطون می شه زار و پریشون
کلاغه شیطون می شه زار و پریشون البته فاطمه خانم منو کشته چون به جای حوض می گه حوضه ی خونه ی ما هر چی هم بهش می گم. امی تیس منگل سرخ خونه ی ما چهارمین تولدت رو با هزاران عشق و مهربونی بهت تبریک میگمعزیز دل من خیلی خیلی دوست دارم و اگه یه ساعت نبینمت دلم حس واست تنگ میشه از بس که تو مهربونی
امسال بر خلاف سال های گدشته یه جشن تولد دو نفره داری!امسال قرار شد تول تو و اترین رو توی یه روز بگیریم و اون روز هم پنج شنبه هستشتوی این یک سالی که گدشت تو خیلی . bachehay sheyton رمان بچه های شیطون + یه دخی دیوونه sahar joooon کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) 1 رمان بچه های شیطون + یه دخی دیوونه sahar joooon کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نام رمان : بچه های شیطون + یه دخی دیوونه
2 رمان بچه های شیطون + یه دخی دیوونه sahar joooon کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نویسنده : sahar-joooon کاربر انجمن نودهشتیا 3 رمان بچه های شیطون + یه دخی دیوونه sahar joooon کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) حجم کتاب : ۴٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ (epub) – اندروید ۰٫۸ (apk)
11 رمان بچه های شیطون + یه دخی دیوونه sahar joooon کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub ، apk
4 رمان بچه های شیطون + یه دخی دیوونه sahar joooon کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) تعداد صفحات : ۴۲۷
14 رمان بچه های شیطون + یه دخی دیوونه sahar joooon کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) خلاصه داستان :
در مورد دختری به نام اتریسا زاهدی که برای پرستاری از ۵ تا بچه شیطون به خونشون میره و وقتی میره اونجا این بچه ها از اونجایی که از تمام پرستار ها متفرن شیطنتایی میکنن که باعث میشه آتریسا پشیمون بشه ولی از اونجایی که به خودش قول داده که اینارو آدم کنه اونجا میمونه و اونم واسه بچه ها نقشه میکشه و … در چنین روزی، دخملی  زیبا، مهربان، عزییییییییییییییز دل، دوست داشتنی، با چشمانی سیاه، متولد شد. حال، دخمل کوچولو بانویی 31 ساله شده و در کنار همسر مهربان و عزیزش، در کلبه ای که در آن عشق و مهربانی موج می زند، به خوبی و خوشی زندگی می کنند. مادری دارد نمونه. دلسوز و فداکار. به گمانم آقاجانش مردی متفاوت بوده...روحش شاد.سمیرای نازنینم، گل خوش بو و خوش رو،  بهترین ها را برایت آرزو می کنم. بهترین ها شاید از نظر من، آرامشی تمام نشدنی باشد. سلامتی باشد. لذت از داشته ها بردن و نداشته ها را فراموش . قدر لحظه های با هم بودن را دانستن. عشق را با تمام وجود حس . لمس خوبی ها و زیبایی ها در واقعیت، نه در سیاهی پلک های بسته ات.آرزو می کنم همیشه و همیشه غرق در خوشبختی و آرامش باشی در کنار عزیزانت.تولدت مبارک نازنینم.دوستت دارم.pic14_www.jahaniha.com_2