دخمل ناناس

به نقل از خبرگزاریها در مورد دخمل ناناس : برای یه مامان که از صبح سروکله زده با دوتا دخمل آتیش , خواب رفتن بچه ها اونم ساعت ده شب اتفاق مهم و پیروزی بزرگی محسوب میشه! دختر کوچیکم قبلن عصرا میخو د و شبا تا نصفه شب بیدار بود.الان چند روزه که خود به خود خواب عصرش حذف شده و شبا زود میخوابه.این یعنی دخمل کوچولوی من داره بزرگ میشه! خوشحالم که الگوی خوابش تغییر کرده.از الان تا سحر فرص. اسم دخمل گلیو آوینا گذاشتیم بله دقیقا یک سال بعد از زایمانم دارم می نویسم . علتش این که اصلا وقت سرخاروندن ندارم مادر بودن خیلی خیلی خیلی مسئولیت داره واقعا باید با شهامت و قدرت باشی عزیزکم انگار سرماخورده / بمیرم براش http://uupload.ir/files/lyso_dsc_0288.jpg سلامممممممممم خوبید دوستای گلم پیشاپیش سال حدیدتون مبارک امیدوارم سال خوب و پر برکت و پر از خبرای خوب داشته باشید. حالا خبرم و میدم و میرم ولی خیلی زود میام با کل جزییات.... دخمل خوشگلم ناخواسته در هفته 33 بارداری دنیا اومد حالش خوبه شکر خدا الان کنارم خو ده اومدم ک از نگرانی درتون بیارم بعد میام دوستون دارم ماس دعا دخمل گلی به مامان میگی زیر صندلی چی میخوای؟الهی فدای شیطنتات بشم من همیشه باید از زیر میزو صندلیا بیارمت بیرون!دخمل شیطون تا یک سالگی چهاردستوپا نرفتی ولی الان همه جا میری چهاردستوپا خیز و با کمک مبلا راه میری عزیز دلم خیلی بیشتر از قبل مراقبتم خیلی راه رفتن رو دوست داری و از اوا داد روی پاهات ایستادی و هشتم تیرماه رسما راه رفتی.فدای قدمهای کوچولوت بشم من اینم مدرک شیطونیات نگا کن: سلام دخمل پسرای گل من اومدم یه چندروزی رفتم مسافرت تازه بعد از کلی رانندگی رسیدم خونه افطار کردیم حالا هم نشستم کامنتا رو میخونم ممنون از لطفتون ولی آخه چرا اینقد میزنین آدمو؟ باشه بیشتر سر میزنم بیشتر میگم بیشتر مینویسم......... دوستون دارم زیاد جون ندارم زیاد بنویسم درسامم نخوندم گپ و گفت دوستانهدوست 1: بچه ها به نظرتون اگر یه روز وسط  جنگ گیر کنیم تنها راه نجات میدون مین باشه، به نظرتون کدوم از ماها  حاضره فداکاری کنه از رو مین ها رد بشه تا بقیه راحت برن؟دوست 2: (بی معطلی) الیدوست 3: بسکه فداکار و مهربونه دخمل گلمدوست4: (نگاه عاقل اندر سفیه به منکه ذوق مرگم) بسکه هههههههه!!!!****من بدون هیچ دیالوگی توی افق محو ش. سلام آقا...خوبید؟خوشید؟ منم خوبم...زندگی میگذره آقا...آقامن یه دختر16ساله بیشترنیستم.ولی عشقم به شماست وفاطمه زهرا. آقامن باباندارم.میدونم توبهشته.میشه بهش بگیدیه دونه دخترت دلتنگه....دلتنگه اون دخمل بابایی که میگفتی... دلتنگ بغل ات...آقابعدبابام مامانم خیلی داره اذیت میشه.میشه کمکش ید؟آقاخداازمن راضی هس؟میشه کمکم ی درست زندگی م که خ. اصن قبل اینکه تورو باردار شم اسمتو انتخاب کرده بودم خیلی دوسداشتم که اسمت مثل اسم بابایی با ج شروع بشه اخه شما دوتا عشقای منید فک کن که صداتون میکنمو کلی لذت میبرم واسه همین گفتم اگه پسر باشی اسمتو میزارم جانیار یعنی یاری دهنده ی جآن اگه دختر باشی اسمتو میزارم جانان یعنی دلبرو دوسداشتنی که تو دخمل شدیو شدی جانانم .... جانه جانانم نفس. ساعت 10.30 رسیدم سونو. ساعت 15.30 رفتم داخل. خوب علی الحساب من مامان یه دخمل خانم مهربون هستم.کوچولومم ستون فقرات و قلب و چندتا چیزش که اندازه گرفت خوب بود. اما خانم گل ما فکرکنم خیلی خسته شده بود و با خانم هم انگاری قهر بود. چون پشتشو کرد و برنگشت و نوشابه هم بی فایده بود. توضیحات بیشتر هم بعدا.خوب دوشنبه بازم باید بریم سونو. ملیکاساد. به ما دخترا میگن ضعیفـــــــه لوس نازک نارنجی دختر که تا شـــب بیرون با دوستاش نمی مونه اهههههههههههههههه دختره دوباره شروع به گریه کرد و... اما.... نمیدونن که ما دخترا با این که شاید جسم ظریفی داشته باشیم اما روح خیلی قـــوی داریم.قویـتر از پسرا دخمل ها اگه با من موافقید لطفا به اشتراک بگذارید! ســـــــــــــــلامـــــــــــــــ سلامـــــــــــــــــی به لذت انـــــــــــــــار و هنــــــــــــــــدونه خوردن درشب یــــــــــــــــــــلدا در کنار خانواده♥ خوبیــــــــــــن؟؟؟؟؟ شرمنده اخلاق ورزشی همتون به خاطر این که یه چند وقت پست نذاشتـــــــــم بریـــــــــــــم سراغ آپــــــــــــــ♥♥: امـــــــــــیرغفور است دیگر بسیار دوست داشتنی و امپراطور♥ ای جااااااانم ♥ اینم یه ع اختصاصی مخصوص نویسنده گلمون شکیباجووووونم: کاپیتان در برنامه گلخـــــــــــانه روز عیدغدیر♥♥♥ ♥♥♥♥ یه ع از پدر و دخمل دوست داشتنی: گلبو جووووووونی♥♥♥ اینم یه ع خوشمل از مادر و دخمل مهربــــــــــون: جااااااانان جوووووونی مهتا جوووووووونی♥♥ ♥♥♥ امـــــــــــــــیدوارم تا قبل از امتحانام بتونم دوباره پست بزارم♥♥ نویسنده: samin نظر یادتون نره ممنون راستی یلدا مبارک روز خوبی داشته باشین have fun به نام خدای زمین و زمان سلام میدونید آجی ها،آجی مریم یکی از آبجی هامون دیگه نت نمیاد اگرم بیاد دیگه وب نداره... آبجی وقتی فهمیدم دیگه نت نمیای و آپ نمیکنی خیلی ناراحت شدم آبجی مریم(مریم دخمل عمو) هر جا هستی موفق و موید باشی برات دعا میکنیم. آجی جون خییییییییییییلی دوستت دارم شخصا دلمم برات تنگ میشه خیییییییییییییلی اگه گذرت به نت افتاد بهم سربزن..فداتشم... دوستت داریم آبجی جون تنها برای تو عمو گ یاحق سلام به دوست جونای خودم ... درسته خیلی وقته نبودیم ولی بی معرفتم نبودیم که آرش جونم مثل همیشه گل پسره .. تاج سره این مدت که مامانش نمیره سرکار کمتر میاد خونمون ،، دلش نمیاد مامی گرامی رو تنها بزاره غرض از پست جدید ::: اینکه مامان آرشی یه نی نی تو راه داره ... دخمل یا پسمل بودنش هنوز مشخص نیست ان شاءالله سلامت به این دنیا بیاد … دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتا. سلام سلام من دوست افشینم اسمم زهراست قراره از این به بعد یکم کمکش کنم مطالب با تاییدی خودشه قربان شما دخمل و پسرای گل.... 31 روز دیگه 31 روز 31 روز 31 روز 31 روز ..................................31 روز

دیگه دیگه دیگه دیگه دیگه ..................................... دیگه

تا تا تا تا تا تا تا تا تا ..................................................... تا

تولد دخمل طلام ................................................................... نفسم سلام جوجوی گلم قربونت برم که یه هفته س انقده اذیت شدی، انقد شبا وپف شدید میکردی که جیگرمون و کباب میکردی صداتم که دیگه نگو، مثه صداى پنگول شده بود،از یه طرف بامزه بود ولی خوب دیگه خیلی نگران بودیم، تا این که شنبه ای اومد خونه مون وبا حرف زدن شما به من هشدار داد که صدات خیلی گرفته تر ازقبل شده و باید هرچه زودتر بریم ، همون روز رفتیم و ت. به سلامتی هر چی دختر خانومه... هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن... چون آرایشی ندارن... هستن دخترایی که یه پسر پولدار میبینن دلشون نمیلرزه... چون دلشون دله نه ژله.... هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسر کف نمیکنن... چون اینا دخترن نه دلستر... عشق براشون مقدسه... چون اگه دچارش بشن تا ا ش میمونن باهاش... به سلامتیه همه ی دخمل خانوما.... سلام دوستان خوبین؟ ایشالا که خوبین. من هم خوبم و عالی فقط یخورده پکرم. لم ..خیلی بی حالم دیگه از اون روز که تر زد به یادگاریهام حس نوشتن نیست.میخاستم خاطرات سفر بنویسم اما اصلا حسی نیست. نه اینجا و نه تو وب جدید.اونجا چیزی ننوشتم به اونصورت اصن شما حساب کن تنها دلخوشیمون بود که خوشحال بودیم از داشتنش و از داشتن دوستایی مثل شما. قشنگ هم. . سلام به دختر گلم .نمی دونم ازت چی بگم. تو مثل همه کوچولوهای ناز و شیرین زبون دیگه روز به روز کارها و حرفای تازه یاد میگیری . گاهی اوقات طوری صحبت میکنی که من فراموش میکنم این دخمل ناز پنج سالشه . وقتی دلم میگیره و بی حوصله میشم. میایی پیشم و میگی مامان چرا صورتت اینجوریه (( انگار غمو توی صورتم میبینی )) حس میکنی مامانی یچیزیش شده ...... مام. . سلام به دختر گلم .نمی دونم ازت چی بگم. تو مثل همه کوچولوهای ناز و شیرین زبون دیگه روز به روز کارها و حرفای تازه یاد میگیری . گاهی اوقات طوری صحبت میکنی که من فراموش میکنم این دخمل ناز پنج سالشه . وقتی دلم میگیره و بی حوصله میشم. میایی پیشم و میگی مامان چرا صورتت اینجوریه (( انگار غمو توی صورتم میبینی )) حس میکنی مامانی یچیزیش شده ...... مام. امروز اولین باری بود که رفتی مهمونی شرکت بابا و همکارای بابایی رو دیدی خیلی ناناز بودی اصلا شلوغی نکردی بین صندلی منو بابایی نشستی و با قاشق ها و بعد لیوانای یک بار مصرف بازی کردی و آروم بودی ما هم مشغول خوردن! سلاد و زولبیا و مخلفاتو خورده بودیم و هی میگفتیم چه نی نی آرومی که یهو دیدیم نه بابا کم کم داری شیطون میشی و حوصلت سر میره واسه همین ظرف یکبار مصرف گرفتیم و غذامونو با خودمون بردیم خونه البته ماماناینم بگم که سهم غذای شما رو امسال ما خوردیم و فقط از ماهی هاش خودت خوردی و خیلی خوشت اومده بود خیلی سنگ تموم گذاشته بودن تو یه تالار بسیار باکلاس ................... واسه دخمل مامان یه عروسک ناز دادن واسه منم یه ربع سکه اینم ع اش اواسط تیر ماه به اتفاق خانواده وخان ( حمید) به شمال ایران زیبا سفر کردیم ویانای عزیزم دختر قشنگم برای اولین بار بود که به این منطقه زیبا وسرسبز سفر می کرد 3 تا ماشین بودیم که حدودا 15 نفر می شدیم ویانا کلی ذوق می کرد آخه دختر نازم عاشق شلوغی و تو جمع بودن چون همش دحال بازی با ها و ی ها واتریسا جونش بود خلاصه کلی خوش گذشت از همه بهت اینکه . ۱۸ نوامبر ۲۰۱۲ برابر با ۲۷ آبان ۱۳۹۲ اولین روز ۱۵ ماهگی دخمل گلم بود. برای چکآپ و وا ن رفتیم تو راه من همش به وا ن و دردش فکر می آخه مامی از روزاییکه وا ن داری وحشت داره ،نازنیم قویه فقط کمی برای وا ن گریه کرد،مامی تحمل دیدناشکای نازت و نداره خوشگلم..وزن ۱۲کیلو،۵۰۰ گرم قد ۸۰ سانتیمتر که ت گفت:اضافه وزن داری ولی احتیاج به رژیم نیست و هم. سلام 1.نمیدونم چرا حال ندارم آپ کنم! 2.وضع معدم خیلی بدتر شده! حالا خوبه روزه نمیگیرم! 3.تپش قلبمم که دیگه گفتن نداره! 4.گرمای هوا بیچارم کرده! کولر بیچاره هم دیگه فایده نداره! دمای هوای شهرری41 شده! میرم بیرون برمیگردم خونه گرما زده میشم افتضاح! 5. ب رفتیم شب نشینی خونه پریچهر اینا! من چون حالم خوش نبود و کمی رنجیده خاطر هم بودم از مامانه پریچهر اصلا" حوصله نداشتم و زیاد حرف نزدم و فقط یه بار پریچهرو بغل ولی چون خوابش میومد و گریه میکرد زود دادمش مامانش! ماشالا بزرگتر شده،گو م سوراخ دخمله دخمل شده! سیلوووم دوستای گلم.... حاا ووون چطوره...:)))) امروز اومدم با ی پست جیگری از عشقم لی مین جونگ....flower من که خووودم بعد از دیدن سریالای تو کی هستی و میداس باهاش اشنا شدم و ازش خووشم اومد دخمل باحالیه و خیلی هم جیگری ایفای نقش میکنه.... براتون ی سری از ع ای منتشر شده سال 2014 رو اوردم کپی هم با ذکر منبع مجازه و کامنت هم فراموشتون نشه.... http://panup.net/uploads/j513587_001_zps329d5b83.jpg http://panup.net/uploads/z7112_002_zps828b4c4f.jpg بیاید ادامه مطلب.... سلام گل پسرم شما بسلامتی داری ماه 7 تموم میکنی و وارد 8 ماه زندگیت میشی .مامانی نذر کرده بودم که 8 ماهه شدی ببرمت مشهد پابوس اقا رضا ایشالله اولین سفر و با زیارت اقا شروع کنی و زندگی پر برکتی داشته باشی . گل پسرکم یه دخمل عمو هم تو راه داری که ب با هم رفته بودیم براش سرویس چوب و سیسمونی ب یم از همون جایی که واسه شما سیسمونی یدم کلی ذوق میک. من امدم بعد از یک ماه بدون اینترنت بودن من امدم ک واس جبران ایی ک نظر گذاشته بودن من امدم ک از هر ی ک امده وبم تشکر کنم و بگم با نظرش شادم کرد و حالا اوناییم ک نگذاشتن عیبی نداره بازم با امدنشون شادم من امدم خب من همون دختر فضول مزاحم دوباره سروکلم پیداشد خب منم دیگه ی دخمل لوس سلام پسر قشنگم باید خیلی خیلی ازت معذرت بخوام که انقدددددددددددددد دیر میام و مینویسم برات راستش دلیلش مشغله کاریه .............. اما خب میدونم که خودمم یه کم تنبلم راستش خیلی خیلی خیلی شیطون شدی .............. 14 روز مونده تا تولد 4 سالگی ............. امسال به خاطر فوت عموی عزیزم برات تو خونه جشن نمیگیرم اما برات تو مهد یه تولد میگیرم .......... میدونم که. سیلوووم دوستای خووودم.. حا وون چطوره.... امید وارم که امتحانتتتونو به خووبی سپری کرده باشید... امروز اومدم با دست پر کلی ع براتون از بازیگر نقش اول زن سریال ایمان یا همون سرنوشت اوردم... البته باید بگم هی سون ما ی دخمل ناز کوچولو هم داره....رم خوشتون بیاد کامنت فراموشتون نشه کپی هم با ذکر منبع....
http://panup.net/uploads/x16302_kim-hee-sun01-1020.jpg http://panup.net/uploads/b601637_kim-hee-sun02-1020.jpg بیاید ادامه مطلب... امی تیس منگل سرخ خونه ی ما چهارمین تولدت رو با هزاران عشق و مهربونی بهت تبریک میگمعزیز دل من خیلی خیلی دوست دارم و اگه یه ساعت نبینمت دلم حس واست تنگ میشه از بس که تو مهربونی
امسال بر خلاف سال های گدشته یه جشن تولد دو نفره داری!امسال قرار شد تول تو و اترین رو توی یه روز بگیریم و اون روز هم پنج شنبه هستشتوی این یک سالی که گدشت تو خیلی . در چنین روزی، دخملی  زیبا، مهربان، عزییییییییییییییز دل، دوست داشتنی، با چشمانی سیاه، متولد شد. حال، دخمل کوچولو بانویی 31 ساله شده و در کنار همسر مهربان و عزیزش، در کلبه ای که در آن عشق و مهربانی موج می زند، به خوبی و خوشی زندگی می کنند. مادری دارد نمونه. دلسوز و فداکار. به گمانم آقاجانش مردی متفاوت بوده...روحش شاد.سمیرای نازنینم، گل خوش بو و خوش رو،  بهترین ها را برایت آرزو می کنم. بهترین ها شاید از نظر من، آرامشی تمام نشدنی باشد. سلامتی باشد. لذت از داشته ها بردن و نداشته ها را فراموش . قدر لحظه های با هم بودن را دانستن. عشق را با تمام وجود حس . لمس خوبی ها و زیبایی ها در واقعیت، نه در سیاهی پلک های بسته ات.آرزو می کنم همیشه و همیشه غرق در خوشبختی و آرامش باشی در کنار عزیزانت.تولدت مبارک نازنینم.دوستت دارم.pic14_www.jahaniha.com_2 به تـــــــــــــــــــــــــــازگی فهمیدم ، مــــــــــــــــــــــــرگ خـــــــــــــــــاطره ها ، واقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعیه ...!!! بــــــــــــــــــــــــــاورکن... . +وقتی تنها نیستم از توی صدای من میخونی ...

میمونم برای تو تا آ ...

بذار باورش کنم من که با منی تا آ ...

بذار باورش کنم که میکشی منو آ ...
بذار بگم که بدون تو دیگه فایده نداره ...
بذار بگم دیگه فرقی نداره ...

بذار بگم که بدون تو دیگه فایده نداره ...
بذار بگم دیگه فرقی نداره ... دیگه فرقی نداره ... + یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه ... نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من بیتابه ... ++ هستم ... وجود دارم ... گرچه کمرنگ ... ولی هنوزم هستم ! خدایا خداجونم سلام ! من برگشتم ! +++ همه ی ام و میخونم و روزه هم میگیرم ! میخوام دخمل خوپی باشم شیوایی بت تبریک میگم ماهم امیدوارم در تمامی مراحل زندگیت موفق باشی گلم دوسته همیشگی تو دیانا .بچه ها شیوا رتبه ی 321 رو ب کرده اونم تو رشته ی انسانی .پرچم همه ی بچه هایی انسانی بالااااااااااااااااااااااااااا بچه هایه انسانی تکن گلن اصن یه وضعی .شیوا جونم امیدوارم تو هم همینجوری موفق باشی گلم تو لایقه بهترین هایی دخمل تو بهترینی چشات بد خواهات کوووووووور دوست دارم شیوااااااایی بازم میگم موفق باشی گل من اینم وبش اگه خواستید برید بش تبریک بگید
http://lowyer-shiva. / ی ال پیش تووی همچین روزی خدا به ما یه فرشته داد ی اله هر روز که از خواب بیدار میشم باورم نمیشه این فرشته کوچولو که اینقدر خوشکل لا لا کرده کنارم دختر منه خدایا شکرت هزار بار شکرت به خاطر فرشته ای که بهمون دادی خدایا سایه مرد منو روی سر من و دخترم نگه دار و دختر خوشکلمون رو بیمه حضرت ابوالفضل کن خدایا خودت مواظبش باش مواظب همه عزیزای ز. هی دختر خانم ﺷﻤﺎ دﺧﺘــﺮ ﺧﺎﻧﻮﻣــﻲ ﻛﻪ ﻓﻚ ﻣﯿﻜﻨــﻲ ﺧﯿﻠــﻲ ﻟﻮﻧــﺪ و دﻟﺒــﺮی!!
ﺗﻮ ﻛﻪ ﺧﯿﻠــﻲ ادﻋــﺎی ﻗﺸﻨﮕــﻲ و ﺧﻮﺷﮕﻠﯿﺖ ﻣﯿﺸﻪ
ﺑﺎ اون ﻟﺒﺎس ﭘﻮﺷﯿــﺪن و آراﻳﺶ و طﺮز راه رﻓﺘﻨﺖ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑــﻮن دل ﻣﺮدا
رو ﻣﯿﺒــﺮی
ﺗﻮ ﻛﻪ اﻓﺘﺨﺎرت اﻳﻨﻪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻧﮕﺎه ﻣﯿﺘﻮﻧــﻲ ﺻﺪﺗﺎ ﻣــﺮد رو دﻧﺒﺎل. دوشنبه تصمیم به رفتن گرفتم.همسری امتحان داشت و من دیگه تحمل گرما و شرایط بد روحیمو نداشتم. عصر حرکت کردیم.من به همراه جمعی از دوستان که همگی خانوم بودن. سفر خوبی بود . و حال و هوام عوض شد.هر چند بسیااااااااااااار جای همسری خالی بود. یه افت هم گرفتیم و رنگ و رومون رو عوض کردیم.تا تنوع بشه. محل اقامتمون نوشهر بود تو یه هتل اما نمک ابرود و رویان هم رفتیم. ید هم کردیم.تله ک ن هم سوار شدیم. غذا های خوش مزه و خوب هم میل کردیم.با صدای بلند خندیدیم.گذاشتیم باد هم تو موهامون بپیچه. لاک و لباس نئون هم زدیم و با رنگ پوستمون کلی ع ای خوشمل گرفتیم. برای همسری هم تی بادمجونی خوشگل یدیم. مانتمون هم گیر کرد به تختای لب ساحل متل قو شد الان خیاطی هستش اما به جاش یه مانتوی جینگول خوشگل هم از چالوس برای دل ش تم یدم. تااااااازه یه کیف ادیداس بنفش هم یدم.که باهاش برم از اول مهر امروز هم که مثل یه دخمل ناز روزه گرفتم و در خدمت شما هستم. دلم برای مامانم اینا تنگ شده کاش زود بیان اینجا. همین دیگه.ایشالا همیشه همه سلامت باشن.بووووووووووووس. درود خدا بر آقای مهران مدیری گارگردان بزرگ سرزمین ایران
95/09/27 19:3
192
این روزها خیلی جرات میخواد یه همچین حرفایی رو زدن
ج ب
95/09/27 19:0
510
بارئیس جمهورقبلی بود.
95/09/27 18:57
51
متاسفانه نفاق توی جامعه داره روز به روز بیشتر میشه
95/09/27 18:52
48
خوب سناریوی رسانه ملی به مدیری هم رسید، ایشون هم مجری دربار شد...
فلامرز
95/09/27 18:29
12
. خب....طبق معمول بردیمیه برد جانانه که مارو راهی مرحله ی بعد کرد...اول از همه بزن اون دست قشنگه رو به افتخار سرمربی گلمون....68478130125113253277.jpg دست بعدی رو بزن به افتخار بچه های تیم ملیمون که انقد باغیرتن...image635094947512575890.jpg................................................................................................................................................... سید عزیییییییییز به همراه آبجی های گلش...liuhyl2ylw8na68e5ku9.jpg آقا میلاد یدونه باشه.....3[1].jpgهمسر مهدی خان مهدوی و دخمل نااااااااازش گل بو.....f6lr8ecm1a5y3owyga55.jpg عباسم عزیز دل مامانی گل پسرم در ماه خیلی کم وزن اضاف میکنه مامانی نگران پسمل طلاشه این بود که مامانی بعد از تحقیق و مطالعه فراوان تصمیم گرفت یه روزی مثل امروز اولین غذاتو شروع کنه این بود که در ابتدا با لعاب برنج شروع ای شیطون بلا اولش یه کم اخ و تخ کردی ولی بعدش انگار بیشتر می خواستی ولی من جرات ن بیشتر به گل پسرم غذا بدم آخه می ترسم خ نکرده دچار مریضی و اسهال بشی آخه مامانی هر چیزی حساب کتاب داره فقط یه قاشق خوردی فردا دیگه قول به پسرم بیشتر غذا بدم راستی نی نی گلم امروز دخمل خ درسا هم اینجا بود عکاسمون بود در واقع به جونمون رسید که پسرم اولین ع غذاشو تو خاطراتش ضبط کنه دوستت دارم گل پسرم همسری جونم سلام دلم خیلی برات تنگ شده.خیلی زیاد...خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی... قسم میخورم که عاشق ترین زن دنیام..اینو از اتفاقاتی که بینمون میوفته فهمیدم... نفس جونم این روزا خیلی زود به زود دلتنگت میشم خودت که بهتر میدونی هیچ جوره هم اروم نمیشم مگر اینکه خودت پیشم باشی اما الان که کنارت نیستم و خوابگام . چکار کنم؟؟؟؟ راسش چند . دختر یعنی دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن !

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن !

دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی …

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های د یت

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و و ت هستن

دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!

نازنین دخترم امسال تصمیم گرفتم از تم کیتی برای تولدت استفاده کنم... کیتی خیلی ناز و ملوس، درست مثل خودت خوش آمد گویی تولد فلش جهت تولد ریسه های تولد با ع و اسم رامیسا خانوووووووووم کلاه دخمل مخملی مامان کارت های دعوت تاج کیتی عینک کیتی دستمال کاغذی با ع و اسم رامیسا خانومممممممممممممم چاقوهای برش کیک رد پاااااااااااااااااااااااا ریسه عمودی قوربون اون اسمت برم که ریز نوشته شده ، پرنسس رامیسا (به انگلیسی) اینم مخصوص داداش ا بود دستمال سفره کیتی دیزاین بشقاب ها گیلاس و فنجون سلام عزیزم الان ساعت یه ربع به ده صبح است و شما هر روز ساعت ده از خواب پامیشین اما امروز از 8:30 هی تو جات غلط میزدی و واسه همین منم که میخواستم بهتون شیر بدم نمیخوردین و این ور اون ورمیشدین تا این که از شیر خوردن ناامیدم کردی و تصمیم گرفتم که شیر ندم تا ببینم صبحونتونو چطور می خورین . الان برای گلم تخم مرغ گذاشتم و منتظرم که پاشی و میل کنی. دیروز که بود رفتیم پارک و سوار انواع وسیله های بازی شدی و کلی ازت ع گرفتیم و شما با دیدن نی نی ها همش خوشحال بودی . برگشتنی هم برات یه موبایل اسباب بازی گرفتیم تا شاید دست از سر موبایلای منو ببایی برداری. دوشنبه مهمونی افطاری تو اداره بابا داریم و قراره اولین بار همکارای بابایی شما را ببینن . راستی فریده برات یه صندلی ماشین گرفته خیلی دوسش داری و توش راحت بازی می کنی و آ شم می خو . مهمتر از همه دو روزه داری جهار دست و پا راه میری و انگار به خیز رفتن ترجیهش میدی. ع ها و تصاویر متحرک ک ن و بچه ها ددد .بابا میگی وقتی اهنگاتو تو تلوزیون میزارم و میگم آنیتا دست دست، دست میزنی. آفرین دخمل طلای خودم خیلی دوست دارم چند تا ع از دیروز باورود به حیاط اصلی تقریبا فکم افتاد والبته از شدت ذوق تقریبا گریم گرفته بود حیاط کاملا زیبا وسلطنتی ارایش شده بود بعد یک بانوی دربار نزد ما اومد وگفت: -بانوی من -بله -خواهش میکنم همراه من تشریف بیارید -چرا؟ -باید لباس مخصوص مهمانی رو برتن کنید -اما لباسام خوبه که بانوی دربار یک نگاه عاقل اندر سفیه به من انداخت وقتی به لباسم دقت دیدم . کی گفته دخدرا از سوسک میترسن من خودم سه تاسوسک دست آموز دارم. سوسکه کوشولوم دخمله میشینه با من جوک میخونه تل صولتی هم که میزنه ماه میشه قولبونش برم من سو ی هم پسله قند عسله براش برنج پرت میکنم میره میاره اما سوسکو هم یه خورده بی ادبه گاز میگیره تازه گیابدنسازی میره باگوشیشم ور میره فکر کنم سروگوشش میجنبه میخام برم سوسک دخمل همسایه روبراش خواستگاری کنم بلکه زن بگیره سر به راه بشه

دیوونه هم خودتی سلوممممم علیکممممممممممممم اول از همه بابت این یه هفته که نبودم عذر می خوام نتم قطع بود الان میرم کامنت ها را تایید می کنم! بعدم برم ببینم این یه هفته که نبودم چه خبر بوده! لادن اونی هم کیبوردش ابه درست شد میاد بوشه؟ اهان یه خواهش از نویسنده ها دارم این سه روز اپ نکن ...به احترام این شبا از شنبه به بعد بزارید بوشه؟ اهان تا یادم نرفته چن. سلام دوستای گلم بازم من بایداز ایی که توی نظرات پست تفـــــــــــ♥ـــــلدهمکاری میکنن تشکرکنم عاشقتونم مرسی توی این پست میخوام کادوجمع کنم یکی ازدوستای گلم مهدیه جون وبلاگشم اینه خیلی دوسش دارم http://donyaheart. / دستت دردنکنه آجی جونم خیلی هم دخمل گلیه چن تاع برام فرستاده کادوی من همینه اگه شماهم ازاین ع خوشمل پیداکردید برام حتماحتماحتماحتمابفرستیدخوشحال میشم نظرات این پست غیرفعاله خواهش میکنم به پست تفــــــ♥ــــلدنظربدیدمرسی آدرس ع روبدیدمن میزارم ادامه حالاهم بپرادامه تادیرنشده بایــــــــــــــــــــــــــ