در خیالم ولی صورتی بر باران

به نقل از خبرگزاریها در مورد در خیالم ولی صورتی بر باران :
باران باران بهاری یاد اور خاطرات دور و نزدیکزیر باران های شهر من در خود می شکنیمی باری مرور می کنی رویاهایت را با هر قطرهبا هر قطره ی اشک هایتچه بغضی دارد این باران او هم می داند که هر جا رویم باز ...باز دلتنگ همیما چه قسمتی چه تقدی یای که تو را از من بگیردتا دنیا دنیاستتا منی نفس نفس می زندباید با بغض من ببیارد!ای باران به پای دلم ب. وای ؛ باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چ ی نقش تو را خواهد شست حمید مصدق و بیدار شویم با صدای بارانو بخو م با صدای بارانو خواب ببینیم در صدای باران.و به سهراب فکر کنیمکه نیستتا باران را واژه کند...
سهراب بیا کهباران های این شهر تو را کم دارندبیا که کرور کرور به صدای  قطره های ناگزیربد اریبیا که دیگر کفایت نمی کند مرا"زیر باران چیز نوشتنحرف زدنو نیلوفر کاشتن"
بیا که چتر بسته هازیر باران ر. من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچ ی کر نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست . واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ، زیر باران باید رف. باران که شدی مپرس این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکی است باران که شدی پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی است باران! تو که از پیش خدا می آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکی است غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار. اهنگ جدید ارمین و باران به نام سکوت
اهنگ ارمین و باران عاشقم
اهنگ ارمین و باران کاغذی
اهنگ جدید باران تظاهر
ارمین تو اف ام و باران سکوت
آهنگ جدید باران گریه
آهنگ جدید باران و شادمهر
آهنگ جدید باران فریاد میکشم ادامه مطلب +دیروز نوشتم باران بارید ... اما اندک. ولی امروز بارید ولی نه اندک. و چه حس زیباییست خیس شدن زیر باران. گوش کن ... چه صدای زیباییست صدای برخورد قطره های باران با زمین خسته. صدای باران زیباست. و آرامش بخش. و من دوست دارم حال و هوای بارانی را. هوا دونفرست ... من و خدا , بی چتر ... زیر باران تقدیم به تمام مادران سرزمینم : تومیخوانی برایم باز هم املای باران را ومعنا میکند چشمت ؛معماهای باران را میان دستهایت سیب ؛مویت خوشه ی گندم هوایی می کند دیدار تو ؛حوای باران را بهشت افتاد د ایت؛دلت ازجنس باران شد و عشق آرام خم می شد ؛ببوسد پای باران را نگفتی پشت ابرستان؛چرا خورشید می بافی؟! تو شاید خوب می فهمی ؛تب فردای باران را من . سراپا خیس از عشق و باران …
در پاسخشان چه خواهی گفت اگر بپرسند : آستینت را کدامیک تر کرده است ؟ . . . باران یعنی تو برمی گردی …
الان داره بارون میاد … . . . من برای تو چتری بیش نبودم …
بـاران که تمام شد فراموشم کردی !
تو تتنها همقدم باران می خواستی اما من خود باران شدم بعد از تو … . . . باران که میبارد ، دلم برایت تنگ میشود …
راه می افتم بدون چتر ، من بغض میکنم ، آسمان گریه !. . . . باز باران میبارد و همه جا خیس است ، چشمان خیسم را کجا آویزان کنم ؟ باران که می بارد ...

همه تند تند راه میروند تا خیس نشوند ....

اما زیر باران ...

قدم میزنیم تا گویی عاشقانه ای برای خود بسازیم ...

زیر باران قدم زدن در کنار تو زیبا ترین خاطره عاشقانه من خواهد شد ...








ای کاش من هم باران بودم

دقیقا میگذاشتم

روزی که چترت را جا گذاشته ای

می با

و بوسه هایم را بر ص. باران آمد ، بعد از آفتاب و بادصبح و ظهر خشک بودغروب خیسرویای زیستنم.آواره شهرم زیر بارانبا خودم حرف میزنم تا تنها نباشمناگهان تو می آییو مرا از لاکم بیرون می کشیتو که خود در لاک خودت پناه گرفته ای!حجم تنهایی ام وسیع تر می شودو دیگرباران هم رفته استو من می مانم و من.
خواب دیدمدر خانه ی شما بودم. تو بودی، آن شوهر نمی دانم کیت هم بود. باران هم بود. باران موهایش را دمب اسبی بسته بود و لباس بلند هم تنش بود. تو دراز شدی بودی روی تخت، من را دیدی. از درد جیغ زدی از درد دوریم. نتوانستم تحمل کنم. زدم بیرون. باران دنبالم دوید و داد زد بابا. گریه امانم نمی داد مگر میشد زن و شوهر نباشیم و باران آنگونه مرا صدا بزند. من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچ ی کر نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر. باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آیینه
باران شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام د
شکار خلق و صید خام د
بزن باران خدا بازیچه ای ش. من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچ ی کر نیست.گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشتزندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی در حوضچه “اکنون”است. بارش شدید باران که عصر امروز در مکه مکرمه آغاز شد بسیاری از زائران را غافلگیر کرد.در خیابان های مکه نیز باران چهره شهر را تغییر داد و شدت باران به حدی است که آب در خیابان های شهر سرازیر شد. حرکت خودروها در پی نزول باران رحمت الهی در شهر مکه به شدت کند شده است و به دلیل ترافیک صدای بوق های ممتد اتومبیل ها از خیابان شنیده می شود. vj2pnq1tz0opg180h8tp.jpg غصه می سوزد مرا ، باران ببار

کوچه می خواند تو را ، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن

بر زمین دامن گشا ، باران ببار

خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است

آسمان را کن رها ، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است

ابر را جاری نما ، باران ببار

موج میخواهد بیابان سکوت

با خوِد دریا بیا ، باران ببار... باران که می بارد دلم هوایی می شود . . .

وبا رویاهای خیس از یاد تو پر می کشم به سوی کویت . . .

باران که می بارد چشمهایم پر می شوند از یادت و تو چه آرام
جاری می شوی بر روی گونه هایم . . .

باران که می آید چون مه تمام خاطراتت پر می کند وجودم را

و من دست خیالم را در دستهایت حلقه می کنم . . .

محکم و پر احساس،شاید بمانی این بار کنار من تا همیشه . . . و این باران
که در نبودنت می بارد
نامش باران نیست...
نمک زخم این خاطره هاست... باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین... پس چه شد دیگر کجا رفت؟ خاطرات خوب و شیرین... در پس آن کوی بنبست در دل تو آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز... یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد... باز باران،باز بار. تبریک باران کوثریتبریک باران کوثری , باران کوثری به مناسبت روز پدر تصویری قدیمی از پدرش را در اینستاگرام منتشر کرد.باران کوثری: اونایی که هستن ولی نیستن!جهانگیر کوثری تهیه کننده سینما، مجری و رو مه نگار کهنه کار، همسر رخشان بنی اعتماد و پدر باران کوثری است.باران کوثری تصویر زیر را از دوران کودکی خود به مناسبت روز پدر منتشر کرد و نو. با تو قدم زدن تنها زیر باران چه طعمی دارد با تو زیر باران هوا گرفته بود☁ بعد چند روز بغض باران ش ت باران بارید تا صبح باران بارید من با با با هنوز دلم پره


با پاهای پر از ماسه اش که می آمد توی خیالم، وای نمی دانید چه قدر خوب بود! نمی دانم شاید دوسال بیشتر نبود که دیده بودمش. همه چیز داشت؛ جمال، کمال، پول. می گفتن خانواده دار هم هست یک لا قبا ندیده اید؟! بیایید. همین جا کنار پل می نشینم. پلی که پیزری شده و وقتی آقای با آن قد بلند و عینک پنسی اش دست در دست خانم می آمد و از رویش رد می شد، ترق و تر.
غصه میسوزد مرا ، باران ببارکوچه میخواند تو را ، باران ببارابرها را دانه دانه جمع کنبر زمین دامن گشا ، باران ببارخاک اینجا تشنه ی دلتنگی استآسمان را کن رها ، باران ببارباغبان از کوچه باغان رفته استابر را جاری نما ، باران ببار تنهای دگر منم یا تو بماند باران سمفونی لذتی است که می بارد چه تنها باشیم چه باهم باران را که خیس بخوریم تمام است چتر را کنار بگذار آرزوی این قطرات ، کوبیدن به تنهائیست بدویم تا مرز ساحل مهتاب ، باران ، اشک همه را به دریا برسانیم بعد دست ما را به هم خواهد داد هجمه وهم انگیزی که در ساحل متولد می شود .... یوسف یک اسفند ٩٣ چشم ها را باید شست/ سهراب سپهری چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست
هر کجا هستم٬باشم
آسمان مال من است
پنجره٬ فکر٬ هوا ٬عشق
زمین مال من است
چشمها را بای. ناز باران چت بهترین چت روم فارسی ایرانی است که کاربران زیادی دارد و با این دامنه دوباره لینک اول را در کلمات ناز چت,چت ناز,روم ناز,چت روم ناز باران,باران ناز چت,ناز چت `باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ . باز باران با ترانه می دود بر بام خانه
قصه تلخ و عجیب رفتنت از این ترانه

باز باران زیر باران می رود تنها به خانه...
باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران

گردش یک روز دیرین...

پس چه شد دیگر کجا رفت؟

خاطرات خوب و شیرین...

در پس آن کوی بنبست

در دل تو آرزو هست؟

کودک خوشحال دیروز

غ. درست مانند زمین، خورشید آب و هوای بد به خود می بیند که همراه با بادهای قوی و بارش باران است. اما بر خلاف باران های زمینی، باران خورشید از گاز باردار پلاسما تشکیل شده و با سرعت 200 هزار کیلومتر در ساعت و از جو بیرونی این ستاره (تاج خورشیدی) روی سطح آن می بارد. گفته می شود هزاران قطره ای که بارش باران را تشکیل می دهند، دل من سخت بی تابست می کشد مرا ، به دورانی که در آن واژه ها بسیار رنگینند سر شوق بچه ای نادان ، می سراید لبی به زیبایی باز باران های با ترانه کودک با گهر های فراوانی می زند بر دل شاعر شور عشق و حس رویایی منم امروز می خوانم .،اما شعر باران ک نم را باز باران های طوفانی با گهر هایی از پریشانی می خورد بر سر بابا می کند دمی او را، خسته از روز ها. من زیر باران ایستاده ام
و انتظار تو را می کشم
چتری روی سرم نیست می خواهم قدم هایت را، با تعداد قطره های باران شماره کنم
تو قبل از پایان باران می رسی
یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟
مرا که ملالی نیست
حتا اگر صد سال هم زیر باران بدون چتر بمانم
نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم
نه از خاکی که باران غبار را از آن ربوده است.
هروقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند
و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا
من تا آ ین فصل باران منتظرت می مانم باران که می بارد باید پلک هات را بگذاری روی هم و سرت را تکیه بدهی به پشتی عقب رفته ی صندلی کمک راننده که صدای اصابت قطرات باران تا عمق وجودت نفوذ کند.. و بوی خاک نم خورده را از لای پنجره ی نیمه باز بکشی توی ریه هات.. با باران روی شیشه مست کنی و دو تا بال کوچک نارنجی را تصور کنی که دارند جوانه می زنند روی شانه هات..
کارگر ساختمان گفت : باران می بارد ، امروز گِل آلود خواهد بود
پستچی گفت : باران می بارد ، روزی سختی را خواهم گذرانید
راننده تا ی گفت : باران می بارد ، مسافران زیادی خواهم داشت
بانوی خانه گفت : باران می بارد ، بیرون رفتن و ید چه بدبختی است
پیر دختر گفت : باران می بارد ، مُدل مو هایم به هم خواهد خورد
کشاورز اول خندید : باران . سهراب گفتی:چشمها را باید شست... شستم ولی...؟

گفتی:جور دیگر باید دید ... دیدم ولی...؟

گفتی:زیر باران باید رفت... رفتم ولی...؟

او نه چشم های خیس و شسته ام را دید

نه نگاه دیگرم را

او هیچکدام را ندید!!!

فقط در زیر باران به طعنه ای خندید و گفت: دیوانه ی باران ندیده... چت روم باران چتروم فارسی چت باران راز چت. چت روم. چت. چتروم. باران رااز چت. چت روم باران. چت روم فارسی. چت باران. باران چت. چت روم شلوغ. راز چت. چت راز. چت روم راز. احسان خواجه ی - باران که میبارد

باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهرو ماه و آیینه
باران شعر وشبنم و شبدر
باران که میبارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
ازعطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
غم میگریزد غصه میسوزد
شب میگدازد سایه میمیرد
تا عطر آهنگ تو می د
تا شعر باران تو میگیرد
از لحظه های تشنه ی بیداد
تا روزهای با تو بارانی
غم میکشد ما را تو میبینی
دل میکشد ما را تو میدانی
باران گل باران نیلوفر
باران مهرو ماه و آیینه
باران شعر وشبنم و شبدر
باران که میبارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
ازعطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
از لحظه های تشنه ی بیداد
تا روزهای با تو بارانی
غم میکشد ما را تو میبینی
دل میکشد ما را تو میدانی

لینک فایل صوتی احسان خواجه ی - باران که میبارد

" در سمت توام
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران

روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...

هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کوران می کند ...

هر اسم تو را که صدا می زنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود ...

کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...

کفش های ماه را به پا کرده ام
دوب. چت باران،چت روم،چت روم بزرگ باران،باران گپ، شلوغ ترین چت،سایت،تالار،باران چت. زیر باران آرزو کلاس اول : " باران آمد "

تمام کودکی ام را هر وقت باران آمد ، جشن گرفتم

هر وقت باران آمد ، زیر باران آرزو

هر وقت باران آمد آسمان را با شوق در آغوش گرفتم

اما سالهاست که در سرنوشتم زمانی باران می آید که ابری نیست،

جایی از زمین خیس نمیشود،

و لحظـــــــہ هاے بـــــ☂ــــارانے دلتنگ ترین لحظه های عمر می. مجموعه: دنیای بازیگران

ع های جدید سریال «آوای باران»  سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران  سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   منبع:aksbaroon.com از بازیگران بیشتر بدانید مجموعه ع های سریال تلویزیونی “آوای باران” بیوگرافی سپیده خداوردی + تصاویر سپیده خداوردی تصاویری از آزاده زارعی بازیگر سریال آوای باران توافق مدیران شبکه 3 با پخش سکانس های مربوط به ابراهیم پاشای «حریم سلطان» بازیگر حریم سلطان در یک سریال ایرانی؟ سام درخشانی: سال آینده ازدواج می کنم


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
مراسم طلب باران است که در شهرستان " دره شهر " ایلام گرفته شده و مراسم " بارو طلو " نام دارد و یکی از آیین های مردم لُر در استان ایلام است. مراسم " بارو طلو " یا "طلب باران " بدین صورت است که یک بانوی بسیار زیبا و رشید را برفراز بلندی در صورتی که زیباترین لباسها را به تن کرده است می برند تا طلب باران را به اجرا درآورد و مولودی لُری خاصی ویژه این کار که بی شک یکی از باستانی ترین آیین های لُری است با همه ی سادگیش اجرا می شود که پیوندهایی با فرهنگ اسطوره ی آناهیتا فرشته آبهای پاک جهان هم مِنجوری هایی دارد . در طلب باران سرنا نوازی با دست زدنها همراه است،
طلب باران یک تقدسی و ستایشگر است و ستایش با و حرکات موزون گونه ای از عبادات در پیشگاه معبود است آنچه در معابد برهمائیان شبه قاره هند دیده می شود . مردم لر و لک منطقه بر این باورند که دورترین ابرها را به تماشا وا می دارد و ابرها عاشق این فرشته ی زمینی می شوند و چون دسترسی به آن ندارند به گریه او را طلب خواهند کرد و به گریه وا داشته می شوند و باران خواهد آمد .... طلب باران امروز دوشنبه به ت زابل اقامه شد و مردم مومن و ولایتمدار زابل از خداوند طلب باران د. فسقلمون یه دختر سفید و نازه. اسمش رو هم باران گذاشتن باباش اینا. ما هم گفتیم :بارون بارون بارونه هی! آن مرد در باران آمد.  :  باران رحمت الهی آمد. باران آمد. باران در زمستان آمد. خیلی بچه ی سر به راهیه. شبا اصلا گریه نمی کنه. یعنی نمی کرد، چون من الان یه هفته س ندیدمش. دلم براش تنگ شده. خیلی دوستش دارم. بلا ه به جای نیما می تو. براساس آ ین نقشه های هواشناسی،امروز در 10 نقطه کشور از جمله تهران بارش باران شدت بیشتری خواهد داشت.
باز باران!

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه

خانه ام کو ؟؟؟ خانه ات کو ؟؟؟ آن دل دیوانه ات کو ؟؟؟

روزهای کودکی کو ؟؟؟ فصل خوب سادگی کو ؟؟؟

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین

پس چه شد دیگر ؟ کجا رفت خاطرات خوب و رنگین ؟؟؟

در پس آن کوی بن بست در دل تو آرزو هست ؟؟؟

کودک خوشحال دیروز