دقیقه های کلاغ

به نقل از خبرگزاریها در مورد دقیقه های کلاغ : کلاغ سپید پنجم جدید
رایگان گام به گام پنجم ابت pdf
رایگان کتاب گام به گام پنجم ابت
رایگان کلاغ سپید پنجم
گام به گام پنجم ابت pdf
رایگان دروس طلایی پنجم ابت
گام به گام ریاضی پنجم ابت pdf
کلاغ سپید پنجم ابت 94 ادامه مطلب داستان کلاغ و کبک
شعر کلاغ و کبک
کلاغی که می خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد
بازآفرینی ضرب المثل
کلاغ میخواست راه رفتن کبک را بیاموزد
ضرب المثل زبان سرخ
کلاغی که میخواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد
صحنه ورود یک موش به خانه ادامه مطلب نازنین درحالی که تو تراس کلاغ دیده خطاب ب من : تارا کلاغ! من : طلاق؟ نازنین : بابا کلاغ! من: طلاق چی اخه چی میگی تو!؟ نازنین سرمو میچرخونه سمت تراس میگه نگا دمش کن کلاغه تو تراسو میگم...! من درحالی که از خنده نفسم بالا نمیومد بدو بدو تو افق محو شدم!!!
انیمیشن کوتاه «افسانه مترسک» به کارگردانی مار بساس، داستان یک مترسک تنهاست که سعی می کند با گروهی از کلاغ ها دوست شود اما نمیداند که چرا کلاغ ها از او می ترسند. یک کلاغ کور جلوی پای او می افتد و او جانش را نجات می دهد و از این طریق متوجه دلیل ترس کلاغ ها از خود می شود. بعد از فهمیدن حقیقتِ وجود خود، به سراغ اربابش می رود تا از مترسک بود. یکی از هنرمندان کشورمان با خلق اثر هنری سفینه النجاه، عشق و ارادت ایرانیان را به سرور و سالار شهیدان نشان داد. گربه و کلاغی با هم دوست بودند.روزی در کنار درختی با هم حرف می زدند که ناگهان کلاغ پلنگی را دید که نزدیک میشود پرید و روی شاخه درخت نشست گربه گفت دوست من به منم کمک کن کلاغ در حین فکر مردن سگ چوپان را دید رفت و او را را صدا زد و با سگ به کنار پلنگ رفتند همین که پلنگ سگ را دید فرار کرد و گربه نجات یافته دوست خوب انسان را در هر موقعی یاری می . یک استارت آپ دستگاهی به نام جعبه کلاغ ساخته است که به این پرنده ها آموزش می دهد تا ته سیگارها را از سطح شهر جمع آوری کنند. همین که مثل هم هستند انسان های تنها. همین که با حرف های تکراری آرام می شوند این مترسک های تنها مانده. همین که باید مثل دیگر کلاغ ها بود تا در حسرتت پا در زمین بمانند. اما من یک کلاغ نیستم. من گندمی هستم که حرفی برای گفتن با تو ندارد. گندمی که در پای مترسکی چون تو می مانم اما تو هیچ گاه صدایش را نخواهی شنید. کلاغ ها برایت غارغار می کنند. ا. این تصاویر که توسط یک عکاس آماتور در تامیل نادوی هند گرفته شده نشان می دهد که چگونه یک کلاغ سیاه سر به سر یک عقاب می گذارد. میگن کلاغ مهربون بازم دوباره جازدی

میگن بازم به کفتره تو قصه پشت پا زدی

میگن هف هش روزی میشه که جلد اینو اون شدی

مثل مترسکای ده لنگ یه لقمه نون شدی

میگن یه چن روزیه که رنگ پرات پریده و

کلاغ سیاه قصه ها به خونشون رسیده و

آخه مگه زمستونا نذر تو پر زدن نبود

تو باد و بارونو تگرگ به باغچه سر زدن نبو. همشهری آنلاین: کلاغ هایی که در ساخت ابزار قلاب دار تبحر دارند، امکان مشاهده اولین سنگ بنای کشفیات فناورانه را برای دانشمندان فراهم کرده اند. منطقه کوهستانی الوند همدان یکی از مناطق بسیار زیبای ایران است ، چشمه های پر آب ، دشت های وسیع وزیبا ، مردم مهربان و خونگرم ، پناهگاه بزرگ و زیبا ،که در تمام فصول قابل دست رسی است ، شما در هر فصلی که به این منطقه صعودی داشته باشید لذت خواهید برد ، گروه ما نیز به علت علاقه فراوان به این منطقه سالی دو تا سه بازدید از این منطقه دارد این بار تابستان و قله کلاغ لان اینک تصاویر به سوی پناهگاه پناهگاه دشت میشان ابتدای دشت نادر البته ما به قلمرو انها پا گذاشته ایم مسیر پاکوب به سوی کلاغ لان پناهگاه کلاغ لان یا پناهگاه دوم الوند که برای شب مانی نیز مفید است خصوصا در زمستان مسیر پا کوب قله کلاغ لان ع یادگاری در کنار قله کلاغ لان
علاقه بیش از حد یک زن 34 ساله به یک کلاغ, با واکنش منفی همسرش همراه شده است. کلاغ و طوطی هر دو زشت آفریده شدند طوطی اعتراض کرد و زیبا شد اما کلاغ راضی بود به رضای خدا امروز طوطی در قفس است و کلاغ آزاد پشت هر حادثه ای حکمتی است که شاید هرگز متوجه آن نشویم پس راضی باشیم به رضای خدا... با سلام کلاغ میرزا نام یه نشریه در اندازه a4 و دورو که از وسط تا میخوره با موضوع طنز در قالب شعر و نثر که بصورت گاهنامه منتشر خواهد شد. مطالعه برای عموم آزاد است انتشار در هر مکان آزاد است. بهای دریافت نشریه: سه صلوات برای سلامتی ولی عصرمان حضرت مهدی(عج) برای دریافت اینجا کلیک کنید. امتداد شهید،کلاغ میرزا،نشریه آماده در ارتفاعات اصلا حیوانی وجود ندارد چون هم خطرات است و هم غذایی وجود ندارد که به آنجا بروند اما فقط کلاغ ها بالا می آیند و حتی تا ارتفاع هفت هزار و 500 متری نیز ما را دنبال می کنند تا بتوانند از غذای ما ب ند این کلاغ ها از کلاغ های معمولی بزرگ ترند و اگر غذا را خوب پوشش ندهیم آنها را می برند و حتی من دیدم با نوک منقار خودشان آنچنان به کنسر. فریبا خانی: این روزها در نگارخانه ی ماه، نمایشگاه «درخت ها و کلاغ ها»ی رضا یاراحمدی، هنرمند نقاش و مجسمه ساز ب است. این هنرمند دستی درمعماری هم دارد. توکیو> پروفسوری در ژاپن برای دور نگه داشتن کلاغ ها از یک کارخانه از تابلو هایی استفاده کرد که از آنها می خواست نزدیک این منطقه نشوند. ساختن و استفاده از ابزار یکی از جلوه های وجود هوش در موجودات است. احتمالا شنیده اید که کلاغ ها نیز می توانند از ابزارهای ساده استفاده کنند، اما آنچه در تحقیقات اخیر دیده شده است این است که کلاغ ها نه تنها از ابزار استفاده می کنند بلکه می توانند با تغییر و طراحی جدید برای آن، عملکرد آن ابزار را بهتر از قبل کنند. در این ویدیو کلاغی که ا. کلاغ پیری تکه پنیری ید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد . رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی !
می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …
کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت : این حرفهای مس ه را رها کن ! اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقدار. جو زیمرمن در یک استندآپ کمدی جذاب در برنامه کنان، به روزی اشاره می کند که دریافت حتی بین هم نام هایش نیز شخص موفقی نیست و در عین حال به این واقعیت پی برد که شخصیت فردی اش مشابه یک کلاغ است! این استندآپ کمدی را با در «تابناک» می بینید رالف فاینز درام زندگینامه ای «کلاغ سفید» (the white crow) را بر اساس زندگی رودلف نریف نده سرشناس روس که سال ها به دلایل کا گ ب بود، مقابل دوربین می برد. کلاغ پیری تکه پنیری ید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد . رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی !
می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …
کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت : این حرفهای مس ه را رها کن ! اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقدار. نمایش «کلاغ کشت» به کارگردانی نیک سرشت در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه رفته است. زن انگلیسی در حرکتی باورن ی با وجودی که یک بار ازدواج کرده بود برای بار دوم با یک کلاغ ازدواج کرد.
دعای مضطر مالک بن دینار میگوید((به قصد حج مسافرت می ، در بیابان کلاغی را دیدم که در منقارش تکه نانی بودبا خودم گفتم:"یعنی چه ؟حتما حادثه ای پیش آمده که تکه نانی در منقار کلاغ است."دنبال کلاغ را گرفتم، دیدم کلاغ وارد غاری شد.وارد غار شدم.دیدم دست و پای مردی را بسته اند و به پشت انداخته اند.کلاغ برای او نان آورده و لقمه لقمه می کند و ب. لهجه جالب کلاغ ها در ای مختلف! اردبیل : گار گار

.
.
.
.

تهران : قار قار

.
.
.
.

اصفهان : قارس قارس

.
.
.
.

شیراز : قارو قارو

.
.
.
.

ابادان : چیه کا؟!!تا حالا عقاب ندیدی؟
مالک بن دینار میگوید((به قصد حج مسافرت می ، در بیابان کلاغی را دیدم که در منقارش تکه نانی بودبا خودم گفتم:"یعنی چه ؟حتما حادثه ای پیش آمده که تکه نانی در منقار کلاغ است."دنبال کلاغ را گرفتم، دیدم کلاغ وارد غاری شد.وارد غار شدم.دیدم دست و پای مردی را بسته اند و به پشت انداخته اند.کلاغ برای او نان آورده و لقمه لقمه می کند و به او می دهد.به محض ورود من کلاغ رفت و دیگر برنگشت.به آن مرد گفتم:"تو کی هستی و از کجا می آیی؟" گفت:"من به قصد حج بیرون آمدم و در این بیابان ها مرا گرفتند وتمام اموالم را تصاحب د.دستم وپایم را محکم بستند و مرا به این مکان انداختند.پنج روز گرسنگی را تحمل تا اینکه در مقام دعا عرض :ای خ که در قرآن می فرمایی (( امن یجیب المضطر اذا دعاه)) (سوره نمل آیه62) ای ی که دعای مضطر را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد، من مضطر و بیچاره ام، به من رحم کن.تا اینکه خداوند این کلاغ را به من رساند و هرروز مرا از غذا و آب سیراب میکند. الدین فی قصص/ج3،ص49 جایی در همین وبلاگ نوشته بودم که گرمایش زمین باعث بروز پدیده های جدیدی در ایران خواهد شد که اگر خوش بینانه نگاه کنیم می توانند زیبا هم باشند . این یکی از آن هاست ... آبشار یخی به طول هفت متر در سوزنی های قله کلاغ لانه ... ی تا به امروز چنین چیزی را اینجا دیده بود ؟ تا حالا در طول مسیر به حیوانات و پرندگان هم برخورد کرده اید؟
- نه اصلا. در ارتفاعات که اصلا حیوانی وجود ندارد چون هم خطرات است و هم غذایی وجود ندارد که به آنجا بروند اما فقط کلاغ ها بالا می آیند و حتی تا ارتفاع هفت هزار و 500 متری نیز ما را دنبال می کنند تا بتوانند از غذای ما ب ند این کلاغ ها از کلاغ های معمولی بزرگ ترند و اگر غذا را خو. احمد باروچا یک استندآپ بسیار دیدنی را اجرا می کند؛ از ماجرای برنامه آموزشی پرواز کلاغ ها تا درگیری با دستگاه های الکترونیکی. این استندآپ کمدی را با در «تابناک» می بینید. تهرانی:تیکه های هلوی ته آبمیوه رانی
وانت:اینترنت آزاد بدون
یک کلاغ چهل کلاغ:نبرد ناجوانمردانه بین کلاغ ها
کته ماست:گربه ی ماست
کره حیوانی:بیچاره ناشنواست
مختلف:مرگ مغزی
قرتی:نوعی چای که با قروحرکات موزون خورده میشه
غیرتی:هر نوع نوشیدنی بجز چای..... رئیس جمعیت هلال احمر گچساران از گرفتار شدن دو جوان در ارتفاعات کوه روستای کلاغ نشین این شهرستان خبرداد. یکی بود یکی نبووود یه روز یه بچه ۸ ساله با یه بچه ۹ ساله میرن پیش مادر بزرگشون میگن مامی بزرگ؟؟
پدر مادرا چجوری بچه دار میشن؟
مادر بزرگه: !!!(ای تو روحتون من چی بگم ب شما آخه؟)
!!!!!!!!!
نگا کنید عسلای من...
فک کنید رو تیر چراغ برق یه کلاغ باشه
فردا یه کلاغ دیگه میاد پیشش میشن دوتا کلاغ
پس فرداش میشن ۳ تا!!!
۸ ساله هه ی. یکی بود یکی نبود یه روز یه بچه ۸ ساله با یه بچه ۹ ساله میرن پیش مادر بزرگشون میگن مامی بزرگ؟؟
پدر مادرا چجوری بچه دار میشن؟
مادر بزرگه: !!!(ای تو روحتون من چی بگم ب شما آخه؟)
!!!!!!!!!
نگا کنید عسلای من...
فک کنید رو تیر چراغ برق یه کلاغ باشه
فردا یه کلاغ دیگه میاد پیشش میشن دوتا کلاغ
پس فرداش میشن ۳ تا!!!
۸ ساله هه یه نگاهی به ۹ ساله هه میکنه میگه:ب نظرت واقعیتو بهش بگیم یا بذاریم با همین طرز تفکر بمیره؟ انشا در مورد کلاغ پایه هفتم
انشا درباره ی خانه پایه هفتم
انشا در مورد خانه کلاس هفتم
انشا درمورد عینک با مقدمه
انشا درباره کلاغ سیاه
مقدمه در مورد عینک
انشا در مورد عینک هفتم
انشا کلاغ پایه هفتم ادامه مطلب «کلاغ های بسیار بیشتری وجود دارد / there’s too many of these crows» به کارگردانی مورگان میلر، یک انیمیشن کوتاه درباره خشونت و پرخاشگری است. این انیمیشن استعاری که در جشنواره های مختلف مورد توجه قرار گرفته را در تابناک تماشا می کنید. تلاش و تقلای خلاق سمیرا ابوتر ، نویسنده رمان « کلاغ روی شانه های مترسک» از همان آغاز داستان به گونه ای آشکار و نهان این است که یگانه شخصیت رمان یعنی دختری را که برایش نام «پریزاد آرام نژاد» برگزیده به یک «اسطوره» تبدیل کند. متن کامل را در صفحه ی ایبنا ببینید: http://www.ibna.ir/fa/doc/book/216574/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%b4-%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%84%d9%88%d9%87-%d8%a7%db%. ۱۳ دلیل عجیب مبنی بر برتری زاغ ها و کلاغ ها بر دیگر پرندگان
هوش پدیده‌ای مختص انسان نیست و حیوانات در برخی موارد عملکرد شگفت‌انگیزی از خود بروز می‌دهند. 3درسی که می توان از کلاغ آموخت ! کلاغ دنیا کارخانه آدمی ساز است، هر کدام از مخلوقات خداوند می توانند علامت و نشانه ای به سوی هدف باشند و انسان را به مقصد اصلی خویش راهنمایی کنند. از این رو می توان از هر یک از این مخلوقات درسی آموخت و آن را پیشه خود ساخت. تمامی مخلوقات درسی برای آموختن دارند و در این میان چشمی نیاز است که یارای دیدن آن را داشته و عزمی که آن را پیشه خود سازد. از کلاغ بیاموز کلاغ پرنده ای است که در سه خصلت می توان از او درس گرفت: رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود: از کلاغ سه عادت بیاموزید، پنهان بودنش به هنگام جفت شدن و سحر خیزیش در طلب روزى و بیدار و هوشیار بودنش. (الخصال/ ترجمه فهرى/ج‏1 / 113) بله مخلوقات خدا نیز هر یک صفات نیکی به خویش اختصاص داده اند که از آنها می توان در آن صفت الگو گرفت. این کلام رسول خدا صلوات الله علیه با خود نکاتی را به همراه دارد که در ذیل بدان اشاره می داریم: نکته1: ل صفات مذکور از اهمیت به سزایی برخوردارند که اکرم صلوات الله علیه در ذکر اهمیت آن از کلاغ بهره می جوید که این صفات بدین قرارند: کلاغ یکی از باهوش ترین پرندگان است زیرا بزرگ ترین مغز را در بین پرندگان دارد. رفتار کلاغ نشان از باهوش بودن و به کار بردن فکر در این پرنده دارد. برای مثال کلاغ دانه هایی را که دارد در زیر خاک ذخیره می کند. این پرنده گاه انباری می سازد ولی دانه های خود را در آنجا پنهان نمی کند بلکه احتمالاً برای گمراه سایرین این عمل را انجام می دهد. دو کوهنورد که در ارتفاعات کوه کلاغ نشین شهرستان گچساران گرفتار شده بودند نجات یافتند. دعای مضطر دعای مضطر مالک بن دینار میگوید((به قصد حج مسافرت می ، در بیابان کلاغی را دیدم که در منقارش تکه نانی بودبا خودم گفتم:"یعنی چه ؟حتما حادثه ای پیش آمده که تکه نانی در منقار کلاغ است."دنبال کلاغ را گرفتم، دیدم کلاغ وارد غاری شد.وارد غار شدم.دیدم دست و پای مردی را بسته اند و به پشت انداخته اند.کلاغ برای او نان آورده و لقمه لقمه می کند و به او می دهد.به محض ورود من کلاغ رفت و دیگر برنگشت.به آن مرد گفتم:"تو کی هستی و از کجا می آیی؟" گفت:"من به قصد حج بیرون آمدم و در این بیابان ها مرا گرفتند وتمام اموالم را تصاحب د.دستم وپایم را محکم بستند و مرا به این مکان انداختند.پنج روز گرسنگی را تحمل تا اینکه در مقام دعا عرض :ای خ که در قرآن می فرمایی((امن یجیب المضطر اذا دعاه)) (سوره نمل آیه62)ای ی که دعای مضطر را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد، من مضطر و بیچاره ام، به من رحم کن.تا اینکه خداوند این کلاغ را به من رساند و هرروز مرا از غذا و آب سیراب میکند.
یا رضا

تو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیا هوایی شده بره پابوس رضا اما هی فک میکنه اونجا جای کفتراس آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاس من که توی سیاهیا از همه رو سیاهترم میون اون کبوترا با چه رویی بپرم تو همین فکرا بودش کلاغ عاشقمون یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون که یهو ص گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو من که. من دیگر هیچ پری کوچک غمگینی نمیشناسم من فقط کلاغ های سیاه را میشناسم که درک نمیکنند که با چشم های نافذ و ترسناکشان به تو نگاه میکنند,به دنبال نقطه ضعف میگردند نگاهت میکنند تا بفهمند چگونه میتوانند وارد روحت شوند روحت را بجوند و از درون نابودت کنند تا با دیدن ویرانی تو,لذت ببرند تا شاید عقده های دیرینه شان فروکش کند با نابودی تو انگا. تار گرایش شدیدی در جذب دل های روشن ضمیر دارند،شب بدور از هیایوی روز فرصت مناسبی برای خلوت با خالق است. تار را می توان از شدت سیاهی و همچنین علاقه به ربودن دل های روشن به کلاغ تشبیه نمود و دل سفید مانده را می توان بسان قالب پنیری تصور نمود که اماده ی تقدیم به پروردگار است و رابط زمانی مناسب که همان کلاغ شب است بنا به استطاعت ما قطعه ای . فریاد می کند در من کلاغ خسته ی پیری در نور ماه منیری در آرزوی پنیری . آرش تمامی خود را پرتاب کرده به راهی این جا : کمان و کفش و کلاهی در آسمان : خط عبور زخمی آهی. رستم فرو فتاده به چاهی در جای جای هستی او صد تیغ و تیر و تباهی. لبخند کامناک برادر بر اوج سکر گناهی . آن عشق سوز ، افسوس می خورد بر سال های خسته و خشن از پی جاهی تهمینه را رها نموده . مالک بن دینار میگوید((به قصد حج مسافرت می ، در بیابان کلاغی را دیدم که در منقارش تکه نانی بود با خودمگفتم:"یعنی چه ؟حتما حادثه ای پیش آمده که تکه نانی در منقار کلاغ است. دنبال کلاغ را گرفتم، دیدم کلاغ وارد غاری شد.وارد غار شدم. دیدم دست و پای مردی را بسته اند و به پشت انداخته اند.کلاغ برای او نان آورده و لقمه لقمه می کند و به او می دهد.به محض ورود من کلاغ رفت و دیگر برنگشت.به آن مرد گفتم:"تو کی هستی و از کجا می آیی؟ گفت: من به قصد حج بیرون آمدم و در این بیابان ها مرا گرفتند وتمام اموالم را تصاحب د. دستم وپایم را محکم بستند و مرا به این مکان انداختند.پنج روز گرسنگی را تحمل تا اینکه درمقام دعا عرض :ای خ که در قرآن می فرمایی امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء (سوره نمل آیه62) ای ی که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد، من مضطر و بیچاره ام، به من رحم کن.تا این که خداوند این کلاغ را به من رساند و هرروز مرا از غذا و آب سیراب میکند. الدین فی قصص/ج3،ص49 فریاد می کند در من کلاغ خسته ی پیری در نور ماه منیری در آرزوی پنیری . آرش تمامی خود را پرتاب کرده به راهی این جا : کمان و کفش و کلاهی در آسمان : خط عبور زخمی آهی. رستم فرو فتاده به چاهی در جای جای هستی او صد تیغ و تیر و تباهی. لبخند کامناک برادر بر اوج سکر گناهی . آن عشق سوز ، افسوس می خورد بر سال های خسته و خشن از پی جاهی تهمینه را رها نموده . این داستانک را یک جایی خوا ندم و بعد به نظم در آوردم: زمستان و بود و سرما و کلاغ و جوجه هایش درختی خشک و برف و غصه هایش کلاغک لانه اش را گرم می داشت چه سودی چون غذایی بر نمی داشت امان را برده بود از آشیانه نبودش دون و نان و آب و دانه کلاغک ذره ذره کندی از خود نهاد اندر دهان جوجه ی د بخوردند و بخو دند و سر شد زمستان سیاه و سرد رد شد کلاغک مر.