دلتنگیهای تنهایی

به نقل از خبرگزاریها در مورد دلتنگیهای تنهایی : چندی پیش یکی از دانشجویانم پرسید بلندترین ص که در شهر می شنوید چیست؛ پاسخ دادم: «تنهایی دم افزون آدم ها». پاسخم را نپسندید و گفت فکر می کند بلندترین ص که در شهر شنیده می شود، جدال سنت و مدرنیته است. شاید گمان شود میان این دو انگاره تفاوت است؛ ولی واقعیت آن است که پاسخ من نتیجه ی عینی ستیزه ی سنت و مدرنیته است. تنهایی آدمها نتیجه ی هجوم. همیشه فکر می کنم که چرا خیلی ها باور دارندکه حقیقت آدمی با تنهایی سرشته شده .....می خواهم باور نکنم اما باز هم باور می کنم چرا که همیشه ی را که دوست داری باهاش حرف بزنی ، نیستو ی را که دوست نداری باهاش هم صحبت بشی ، هستمن به دنبال ی دیگر هستم و دیگری به دنبال منمن هرگز به آنی که می خواهم نمی رسم و آنی که مرا می خواهد ، به من نمی رسدو شاید ه.
نه دل می ماند و
نه دلداری
کاغذهایت همه خالی از واژه می شوند
کتابهایت همه سفید
فنجان قهوه ات پراز سرنوشت تلخ
عاشق بودن جهان تنهایی ست
باران تنهایی ست
پیاده روی در شهر تنهایی ست
عاشق بودن
پنجره ای ست روبروی قبرستانی وسیع
که تنها یک گور دارد
آن هم تنهایی ست اثر تنهایی ، گرسنگی و سکوت - آیت الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی اسانی اثر تنهایی ، گرسنگی و سکوت : عادت نفس به خلوت و تنهایی ، انس به خداوند و عالم غیب را به ثمر می نشاند و تفکر لطیف و معنادار همراه با گرسنگی و سکوت ، زمینه را برای تحصیل معرفتی نورانی اماده می کند . پیدا شدن الهامات ربانی : پس از عبور از مرحله ی ذکر لفظی به ذکر قلبی ، سالک ب. وقتی که از پیردختر ترین ی تهران درباره ی اولین عشق اش سوال می کنی او ع یک تنهایی گشاد را که لای بوته ی هایش پنهان کرده به تو نشان می دهد تصویر یک مرد هشتاد ساله را می بینی که دارد از اشتهای عشق پیر او شیر می خورد! ایما منوچهری: قسمتی از سپید "دختر تتو شده در شعر" - تابستان ۹۳. عشق و تنهایی
معنی و مفهوم تنهایی را فقط انسان های عاشق درک می کنند. انس به تنهایی برای انی که بهره ای از عشق برده اند قابل تحمل است و عاشق شدن نیز مست م "خودشناسی "است.بنابر این انسان های که رو به تنهایی می آورند اگر خود را نشناسند تنهایی موجب وحشت است وپیامد های زیان باری دارد . و در صورتی که با خودشناسی همراه باشد موجب انس محبت است.. چهار هفته از تنهایی من گذشت........یکماه ادم به همه چی عادت می کنه ، تنهایی ، نبودن عشقت..... بقول الهام ادم مرگ عزیزترین اشو فراموش می کنه....... دیروز رفتم . گردنم دوباره بدجوری درد می کرد. گفت دوباره باید مراعاتاتو شروع کنی. گردن بند. دارو. امپول پریشب ساعت 12 کوچه مونو اومدن اسف کنن با اون سر صدا . ولی من حس چه خوب امشب تنها نیستم . صداشون می اومد.........ببین به کجا رسیده کارمون ب بازی جام جهانی ایرانو نیجریه 0-0 شد. تنهایی دیدم.خدا دوستت دارم. مواظبم باش. همه چی رو به تو می سپارم و میدونم همیشه بهترینو برام می خوای. انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست !
تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست !

تنهایی اش را می برد با خود به هر شهری
انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست !

با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم
هر «خانواده» جعی از «چندین نفر تنها» ست !

علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست !
-با اینکه در این روزها نوع بشر ت. تنهایی یعنی حسرت دیدن چشمان منتظر و نگران، تنهایی یعنی حسرت ی آغوش،حسرت یک نگاه و گرفتن دستات،تنهایی یعنی حسرت گذشته،زندگی باخاطرات...تنهایی یعنی بغض خورده شده،نگاه به آسمون...تنهایی یعنی درد دل با ماه... تکیه بر دیوار،تنهایی یعنی لحظه های بدون آرامش...زخم خوردن از بعضی آدم ها،تنهایی یعنی درد بدون مسکن... تیغ،رگ و خون....تنهایی یعنی نگاه به یک ع ... گوش دادن به ی موزیک غمگین و عاشقانه،تنهایی یعنی مرگ بی صدا...تنهایی یعنی دفن شدن در سکوت،تنهایی یعنی قبر بی رهگذر....تنهایی یعنی مرده ای متحرک........................... (1) دستهایت را می بوسم نگاهت را قاب می کنم آهسته آهسته کوله بارم را می بندم و می روم برای خا پاری فاصله ها (2) حوصله نداری؟ من سالهاست از خودم دور می شوم و عزرائیل دورتر ی اگر صدای مرا می شنود مرا بلند بلند فریاد کند (3) برمی گردم کوله بارم پر است از تنهایی از تنهایی از تنهایی وخودم را در آینه چند بار نگاه می کنم هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده ا. این روزا لابه لای متن های تلگرمی و پست های بچه ها زیاد می بینم که حرف از اینه که زندگی رو تنها تجربه کنید. آره، دنیا رو تنهایی تجربه کنید! من از تنهایی ید شروع . تنهایی قدم می زنم. تنهایی میرم سینما و تئاتر. تنهایی میرم کافه. تنهایی میرم دریا. حتی چهارشنبه سوری رو هم تنهایی میرم بیرون. ولی باید حداقل 2تا آدم برا روز مبادا کنار گذاشت. انسا. طرف میگه نکنه به خاطر اینکه تنهایی منو میخوای ؟ خب میتونه علتی باشه برای خودش این تنهایی آخه اگه من احساس تنهایی نکنم دیگه دنبال ی نمی گردم این چه حرفیه ، خب آره تنها هستم به دنبال ی می گردم که تنها نباشم اینم استدلال میخواد !!!!!! صبح که میشه وقتی گل نازم غزل طلایی رو از خواب بیدارش میکنم واسه مهد امادش کنم دلم بادیدن چشای سیاه ودرشتش وخنده همیشگیش اروم میشه به خودم میگم چه خوب میشد که این نگاه واین لبخند توی طول روز داشتمش ومجبورنبودم بذارمش مهد دلم تنگ میشه واسه نگاش !!!!!اماخودش عاشق مهد امروز روز اسباب بازیه غزل هم س مهربون اوازه خونش رو برده مهد وسط راه دل. درد تنهایی کشیدن
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفید
شا اری میسازد به نامِ دیوانگی…!
و من این شا ارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم
یده ام… تو هر چه میخواهی مرا بخوان
دیوانه
خود خواه
بی احساس……. نمیــــــــفروشــــــــــم ..! نجات از تنهایی زندان تنهایی، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ایجاد می کند و در این موقعیت انسان نیاز به دوست و همراهی دارد، بهترین مونس و همدم آدمی در تنهایی کتاب است و چه کت زیباتر و عمیق تر و با نفوذتر از قرآن؟
قال علی بن الحسین (علیه السّلام): لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ یَکُو. مدت ها بود معنی تنهایی را نمیدانستم میگفتم تنهایی یعنی چه؟؟یعنی اینکه ی را نداشته باشی؟؟ سوالی بود برایم سوالی بی جواب مانند همه ی سوالات بی جو که در ذهن دارم اما امشب معنی تنهایی را فهمیدم ... تنهایی یعنی در عین اینکه یک عالمه آدم دوروبرت هستند اما نتوانی برایشان یک کلمه از حرف دلت را بگویی تنهایی یعنی این تنهایی یعنی یک عالمه دوست ولی دریغ از یک ذره آرامش ... تنهایی الان میدانم این مرد چه میگوید مردی که میلیون ها طرفدار در سرتاسر دنیا داشت جالب است میگوید تنهاست الان درک میکنم تنهایی یعنی چه ... ای داد، ای هوار، ای بیداد! باباجان، چرا این ملت هیچ چیز تو سرشون نمیشه؟ چرا نمی فهمن بی دلیل چیزیو رو زبون شون نیان؟ عزیز من، تنهایی انتهای همه چیزه، بی خودی ژست تنهایی نگیر به خودت. نهایت تنهایی اون جایی که شب ها می ری تو قبرستون و بدون این که به چیزی فکر کنی، بدون این که به چیزی حسی داشته باشی شبت روز میشه. عزیز من، تنهایی که فقط یه و. چقدر تنهایی خوبه وقتی دست نامردی نیست که با هزار رنگ و ریا صورتت رو لمس کنه وقتی آغوش تاریک و پر از هوسی نیست که تن خستت رو بفریبه وقتی صدای گریه هات به گوش هیچ غریبه ای نمیرسه وقتی دیگه ی نیست که از رفتنش بترسی... چقدر تنهایی خوبه ببین "خدا هم تنهاست" همهمه زیاد است الو الو صدای من را می شنوید ی صدایم را می شنود اینجا ی می شنود یک نفر تنهایی اش را فریاد می زند آن طرف را نگاه کن بوی خا تر برادر سوخته اش می آید بویش اینجا پیچیده ی می شنود خاطرات سوخته خاطرات تنهایی دوستتان دارم من صدای شماها را می شنوم من اینجا می شنوم دیگران را نمی دانم ...   توی راهی که می روی، تو تنهایی؛ تنهایی ات ازلی و ابدیست. گاهی ی و انی با تو هم قدم می شوند، یا مسیرهایتان کنار هم می افتد. اما فریب نخور؛ تو تنهایی! تنهایی ام دردمیکند تنهایی ام له شده زی اهای تنهایی که تنهایی رابه تن هایی فروخته اند که فقط تنها نباشندتن ها تنهایی ام بازیگربدی ست شعرهایش را میکندوخودش رابه افسانه های ماقبل تاریخ میسپارد وازلوبیای سحرآمیز بال ودو همه ی قصه هارا عوض میکند که دیگرحنای دخترمزرعه رنگی ندارد وتنهایی ام میداند که تن ها تنهارادرک نمیکنندوتنهارافقط . ازدواج با انگیزه های زیر مثل ساختن خانه و برج روی رمل و ماسه است دوام ندارد و در برابر ز له مقاوم نیست.
1. جبران
2. کمبودهای شخصی
3. فرار از تنهایی
4. به خاطر جذ ت ظاهری
5. پُز دادن با موفقیت مادی شریک زندگی
6. پز دادن باموفقیت معنوی شریک زندگی
7. ارتقاء یافتن علمی یا معنوی توسط همسر
8. فقط ی
9. انگیزه مالی
10. انتقام . وقتی خدا در کوچه تنهایی خود ماند و تو به نوازش سنگهایی از جنس خاک پرداختی وقتی که خورشید سایه اش را از من دریغ کرد و خاک قلبش را برای من شکافت و آسمان رنگ سیاهی بخود گرفت آنگاه چنگالهای تیزت را در بدن فرسوده من فرو بردی و رگهای برهنگی را در وجود خا تری ام خاموش کردی و شمعهایی از جنس زمستان جرعه جرعه برقلبم فرو ریخت ومهربانی را در من آت. امشب عجیب احساس تنهایی می کنم ! ... با تمام وجود حس می کنم که هیچ نیست هیچ ... نشسته ام ... و به هر چه ش تنی در جهان است می شم ... به شکل ماه در قاب حوض و به خواب پشت پلک های بیدار ... می دانی؟ ... با این چشم های بسته هرگز نخواهی توانست چشم انتظار آمدن ی باشی ... راستی دستهایت را هم از گوشهایت بردار اینها که گفتم همه بی صدا می شکنند ... مثل دل یک دوست ... شاید بهترین دوست! ... زندان تنهایی، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ایجاد می کند و در این موقعیت انسان نیاز به دوست و همراهی دارد، بهترین مونس و همدم آدمی در تنهایی کتاب است و چه کت زیباتر و عمیق تر و با نفوذتر از قرآن؟
قال علی بن الحسین (علیه السّلام): لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ یَکُونَ الْقُرآنُ . چه خوب است دیوانگی در اوج تنهایی... چه خوب است نبودن در میان انسان هایی که تو را هرگز نفهمیده اند... چه خوب است جدا شدن از دنیایی که تو را می آزارد... چه خوب است هوایی شدن با سخنان دروغ... چه خوب است هم نشین نداشتن در اوج تنهایی... چه خوب است در جمع انسان ها باشی اما تنهایی را حس کنی... چه خوب است تنهایی در اوج دیوانگی.... تنهایی ...

تنهایی این نیست که هیچ اطرافت نباشه!

این نیست که با ی دوست نباشی!

این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!

این نیست که ی باهات حرف نزنه!

این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!

این نیست که ی دوستت نداشته باشه! تنهایی، یه حس درونیه!

تنهایی یعنی "هیچ نمیفهمه ح بده ... من تنهـــــــایی را دوســــت دارم…
تنها کِ باشی 100سال یه بار موبایلت رو می زنی تو شارژ…
تنهآ کِ بآشی قهوه ات هرگز سرد نمی شود …
تنهآ کِ بآشی نور زیآد است …
تنهآ کِ بآشی دیرتر شب می شَود …
تنهآ کِ بآشی همه خُوشحآلنَد …
تنهآ کِ بآشی موهایَت رآ مُرتب نمی کنی …
تنهآ کِ بآشی شیشه عَطرِت پربآقی می ماند ..
تنهآ کِ بآشی بهمن هم مارلبروست . . .
تنهآ کِ بآشی هیچ چیز خنده دآر نیست . . . !
تنهایی خوبـــــــــــه … این روزها بدجور سکوت کردی انگار یا دلت پر است یا با من قهری قهر که فکر نکنم ولی پری دلت را نمی دانم هنر را از هنرمند بگیرن دیگر زندگی معنا ندارد امروز هنر است تنهایی هنر است تنها باشی تنهایی به انسانها همه چیز می آموزد رفیق ، معلم من تنهایی است تنهایی شاید یه راهه راهیه تا بی نهایت بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمان و یا رحیم سسسسسال نووووووووووو بررررررررررههمههههههه ددددددووووووستتتتتتتتاااااااایییییییی مههههررررربببوووووووننننن خووووددددددم مباااااااررررررکااااااااااا بااااااااااددددددددد عصر عصرتنهاییست نگاه که کنی میبینی همه ترجیح میدهند صندلی جلوی تا ی بنشینند همه تلاش میکنند آهنگهاشان را ت. به خاطر خودت میگویم
تنهایی کافه رفتن را یاد بگیر
تنهایی مهمانی رفتن را
تنهایی سفر رفتن را
تنهایی ید را
تنهایی خو دن را
که اگر تقدیرت سال ها تنها ماندن بود
از همه این چیزها جا نمانی

به خاطر خودت میگویم
ساز بزن
که انگشتانت به وقت نبودنش ادامه مطلب کوچیکتر که بودم فکر می تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه نیست! تنهایی یعنی یک نفر خیلی کم است!

تنهایی یعنی…
ببینی گوشیت از خودت ت تره…

تنهایی یعنی:
خنده های ظاهری روزانه و هق هق های بی صدای شبانه

تنهایی یعنی:
بعد از تو،
جای خالی دلم،
مثل کفش های سیندرلا،
اندازه هیچ یک از مردمان شهر نشد…
حتی به زور. «تنهایی» و مسئله تنهایی از مشکلات جامعه مدرن جهانی است؛ در جامعه سنتی و در میان خانواده های گسترده مفهوم تنهایی به صورتی که در جامعه مدرن آن را تجربه می کنیم، وجود نداشت. ساعت هایی که یکی پس از دیگری به سکوت، جای خود را به دیگری میدهند. حتی چهچه رادیو هم نمیتواند لمسی این لحظات را به پویایی بودن در کنار اشخاص بی روح ولی زنده دور و برت بدهد. شاید این خاصیت شب باشد که تنهایی را در دل خود به اجبار یدک می کشد و روز با آنهمه مردمان پر ادعایش، توان کشش این سکوت را در خود نمی بیند... شب است دیگر... مونس تنهایی و آر. بدونت روز و شب افتاده ام در دام تنهایی
و تن خسته تر از پاییزم از انجام تنهایی
دلم با یاد عشقت می تپد هر دم دراین
اگر در سر پرم هر لحظه از ابهام تنهایی بدون, دست گرمت با جنون هرشب هم آغوشم
چنین دیوانگی شد عاقبت فرجام تنهایی برای ما، یتیمی معنای دیگری دارد.... تنهایی معنای دیگری دارد و ایضا دلگیر شدن از دنیا و دل کندن از آن! راستش قصه ما دلبستگان یتیم انقلاب حکایت همان مردمانی است که با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه می دارند اما بعضی وقتها زانوانشان تحمل کشیدن این بار! را ندارد هیچ رقمه.... اصلا من معتقدم همه مان در غربتی هستیم که بزرگترینمان بیش از همه آن را . در تنهایی دمی است. که فرشتگان برایت دعا می کنند.من نیز هم.در تنهایی دمی ست که با او راز نیاز می کنی.به اسم .ولی در تنهایی دمی ست که خدا منتظر است.نه برای ت .بلکه برای لحظه ای که بی خود آیی نزد او .چون او خداست.پس به خود آی بدون خود در نزدخدای خود .......یاحق حالا دیگر
تنهایی ام آن قدر بزرگ که شده است
که می تواند دستم را بگیرد
و از تمام خیابان های شلوغ عبور دهد
حالا دیگر
تنهایی ام آن قدر عمیق شده است
که می تواند
مرا در خود غرق کند
حالا دیگر تنها نیستم
تنهایی با من است

نسترن وثوقی مرد منزوی: لذت برای آن ها معنا ندارد مردانی که سرنوشت شان تنها زندگی است، نمی توانند همسران خوبی باشند. بهترین توصیف برای مرد منزوی سرد، بی احساس و تنهایی است. این 3 ویژگی همواره همراه این فرد است. او هیچ علاقه ای به ارتباط صمیمی و نزدیک با دیگران ندارد و برقراری رابطه برایش لذتی ایجاد نمی کند. ضمن آن که از فعالیت های فردی بیشتر لذت می.
آدمی که دچار افسرده گی می شود، خشت به خشت تنهایی را با دستهای روحش روی هم می چیند و دیوار تنهایی را بلند و بلندتر می کند و میان چهار دیواری خانه اش و در سکوت به تنهایی اش فکر می کند و خود را محکوم به تنهایی می کند. کمتر ی آگاه است که این انسان افسرده ی ناتوان، و تنها را تنفر و بیزاری از خودش بیشتر از تنهایی از پا می اندازد.


...در نهایت تنهایی هایت ایمان داشته باش که دستی در آسمان یا در زمین برایت به دعا بلند شده. تنهاترین آدمها در نقطه بی نهایت تنهایی شان چنان خدا را لمس می کنند که به حس بی نیازی می رسند. آرامشی که از داشتن خدا به تو می رسد از هر نوازشی دلچسب تر است... ...بهترین دنیا کرسی خانه پدربزرگ بود و زمستان، حافظ خوانی و داستان های شاهنامه را شنیدن. بهترین توئیتر چهارشنبه سوری بود و روابط صاف و زلال. امروز چنان از داشته هایمان ناآگاهیم که برای اضافه چهار تا ع به مان ساعت ها وقت تلف می کنیم و در آوردن ته و توی آدم ها در بالا و پایین می پریم. فردا را خدا به خیر کند! کار به تنهایی به چه معناست؟ فردی که به تنهایی در جایی مشغول به کار است بطوریکه ی او را نمی بیند و یا صدای او را نمی شنوند و یا اینکه در طول زمان کاری ی به او مراجعه نمی کند از موارد محیطهای کار انفرادی محسوب می شود. این مسئله از اهمیت خاصی برخوردار است و به همین منظور باید تمامی موقعیتها بدقت مورد بررسی و توجه قرار گیرد. تنهایی کار به م. چند وقت پیش چیزهایی سفارش دادم که یکی یکی دارند به دستم می رسند. اگر این روال ادامه داشته باشد یک روزی که خیلی هم دور نیست خبری هم از تو به من میرسد. راستش را بخواهی کمی هیجان دارم چطوری اتفاق می افتد. کاش معمولی نباشد، مثل همه اتفاق های ساده دیگر خیلی تدریجی و عادی شروع شود و یک روز چشم باز کنم ببینم وسطش هستم. من دوست دارم خودت یا آمد. انسان نیازمند است و خدا مقصد همه نیازهاست. تنهایی، تنها واژه ای است که آموختم. تنهایی اولین واژه ای بود که وارد زندگی م شد. مونسی خوب یا بد؟ نمی دانم. اما مونسم شد. و زندگی در پس تمام این تنهایی ها آغاز شد. آغازی دوباره. اوائل از تنهایی هراس داشتم؛ اما این روزها تنهایی را بهتر درک می کنم. از این شاخه به آن شاخه پ آزارم می دهد. تنهایی را چ. ام از تنهایی می ترسید، همین باعث شد دهه آ عمرش را خانه بچه هایش باشد، هر روز خانه یک دختر یا پسر، تا خسته شدند و برایش خانه گرفتند با پرستار... ام همیشه شرمسار بود. فروغ همسایه مان بود، نامزد بود برای ازدواج دوم ... صدای کتک خوردنش میامد... یک روز گفتم از چاله به چاه نیافتادی؟ گریست و گفت: از تنهایی خسته شدم... دوستی داشتم که به وقت تنهایی شروع میکرد به تلفن به دوستانش، از اول تا آ ، تا بالا ه ی را پیدا میکرد که بیاید پیشش ... او از مواجهه با خودش در تنهایی می ترسید ... ساعت 5 صبح است پشت پنجره نشسته بودم و چای میخوردم که یکدفعه تمام وجودم پر شد از خوشبختی ... بعد از گذار از طوفانهای پرخطر، حظ از این آرامش ... و یاد ام افتادم ... فکر اگر از تنهایی میترسیدم همه چیز را باد در یک لحظه با خود میبرد... تنهایی سخت نیست، همه ما تنهاییم...همانطور که همه ما به هم نیاز داریم... این غول "ترس از تنهایی" _ و نه تنهایی_ است که عزت نفس و آرامش را میبرد...   شب آرام در خیابان قدم می زدممممممم خیابان هم آرام بود آسمان ارامممم ی در خیابان نبود اه باز تنهایییییی چرا باز شد تنهایی چرااا ....... چرا باز تنهام ... اه دیگر نمی نویسم هر موقع نوشتم جز تنهایی چیز در فکرم نبود همش تنهاییی ... نمی گویم تنهای بد است .... تنهایی بزرگ است ههر ی از تنهایی خهودش لذت نمی برد ولی برای ی ک از اول تنها نبوده سخت است ... شب آرام در خیابان قدم می زدممممممم خیابان هم آرام بود آسمان ارامممم ی در خیابان نبود اه باز تنهایییییی چرا باز شد تنهایی چرااا ....... چرا باز تنهام ... اه دیگر نمی نویسم هر موقع نوشتم جز تنهایی چیز در فکرم نبود همش تنهاییی ... نمی گویم تنهای بد است .... تنهایی بزرگ است ههر ی از تنهایی خهودش لذت نمی برد ولی برای ی ک از اول تنها نبوده سخت است ... آروم آروم به نبودنت عادت می کنم...چون هیچ وقت داشتنت رو تجربه ن ....دیگه به داشتن چشم های پر از حسرتم عادت ...سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهاییانقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتمدیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ... یاد گرفتم چگونه با . بهم گفت "تنهایی مرد من خیلی بزرگه نمیدونم با این همه تنهایی چی کار کنم..." یه بار دیگه بهم گفت "واسه چشماش می نویسم...فقط واسه چشماش..."
راستش قبلا گاهی نگران می شدم که تنهایی تو چقدر است؟ خیلی بزرگ؟ تاب می آورم؟ کنار می آیم؟ تو با تنهایی من کنار می آیی؟ ولی حالا دیگر از این حرف ها نمی زنم ، لا یکلف اللّه نفسا الا وسعها
+ وقتش نیست.کنا. از یک روز به آنطرف تر
به یقین ِ تنهایی می رسی..
برآورد می کنی کمّیتِ آدم های دور و برت را.. که
هر چه بیشتر باشند،
کیفیت تنهایی ات اعلی تر می شود.. یقین تنهایی یعنی
بی ی ات را در پستوی ذهنت پنهان می کنی تا
مبادا احدی بویی ببرد که
پشت لبخندهای شیک و تمیزت،
چه زهر خنده هایی خاک می خورند.. که
خوب می دانی
هیچ هنوز آنقدر عینی نیست تا
تو را از ذهنیت ِ تنهایی ات، بیرون بکشد حمیدرضاهندی