دلمون

به نقل از خبرگزاریها در مورد دلمون : یادمﻪ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡون ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘیم ﻣﺰﺍﺭ، ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩیﻡ ﭘﺎﻡون ﺭﻭﯼ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ... ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺘیﻢ، ﺟﯿﮕﺮمون ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ! ﭼﺸﺎﻣﻮنو ﻣﯽ ﺑﺴﺘیمو، ﺗﻮ ﺩﻟمون ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩیم... ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ شدیم، ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ، ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺗﺮ، ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ. هنوز هم همانییم بی ادعا ترین اپتیکی های دنیا با همان روحیه و افکار. با این تفاوت که دلمون لک زده برای یه قدم زدن خشک و خالی توی . زندگی همینه دیگه چه میشه کرد. دلمون تنگ شده برا روزای انتخاب واحد . بله یادش بخیر هم برداشت درس سخت بود هم پاس داشتش. در ادامه این شعر رو تقدیم میکنیم به یکی از بچه های اپتیک89 الا ای نجمه جانم ای رضایی/ مرا ول کن به جان هر که خواهی. ندارم شعری در چنته که گویم/ برو فردا بیا شاید بگویم. تمرکز کن به روی درسهایت /که با دل شاکی نیاید. یه چالشم داریم: منظور از کدوم یک از اساتید بخش هست؟ این ماه گور ب گور شده هم معلوم نیست کجای آسمونه،یکم نگاش کنیم دلمون باز شه! باید آدمها رو همینجوری که هستن دوستشون داشته باشیم نه اونجور که دلمون میخواد عاشقانه ای نیست برای نوشتن ! مگه نمیگن پاییز که میاد باید دست به قلم هاش دست به قلم بشن واسه نوشتن از معشوق !؟ ما نشستیم یه گوشه ی عزلت .. تی بگ توی ماگِ موردعلاقه مون بالا و پایین میبریم و هی غرق میکنیم و هی نجاتش میدیم بلکه آبِ زلالِ و داغ و بی رحم بشه رنگ قهوه ای و قلب سردمون رو گرم کنه ! بره بره بره تا برسه به ترک های دلمون و یخش رو بشکن. سلام بر دختر ناز خودمون 21 روز از عمر زیبایت را در دنیای جدید داری سپری می کنی. از روزی که بدنیا اومدی تمام ذهن بابا و مامان رو تسخیر کردی.دنیای مامان و بابا شدی. با کوچکترین مشکلی که برات پیش میاد دلمون میریزه و نگران میشیم. دیوانه وار دوست داریم. دلمون میخاد تمام تلاشمون رو انجام بدیم تا کمتر اذیت بشی . روزای اول که بدنیا اومدی به خاط. 66383820d09c196983fed77cab6ac8fc ع از دیوار رنگی

تا چند وقت پیش فکر می از عجیب ترین عضو های بدنمون چشم ِ . چون مثلا می شه با چشم هات بخندی ؛با چشم هات حرف بزنی ؛ از چشم ها بخونی . اما چند روزیه حواسم رفته پیش دل ِ . همون دلی که گاهی منظور بخشی از معده اس گاهی منظور قلب ِ اما هر اون چیزی که ما قاعدتا باهاش حس می کنیم اینا نیستن. چرا مثلا خیلی وقتا دلمون یه چیزی می گه ولی عقلمون یه چیز دیگه ؟ مثل خیلی از وقتایی که می دونیم این کار برای خودمون ضرر داره ولی کاریه که دلمون انجامش می ده و انگار ما هیچ اختیاری برای کنترل اون نداریم . دیدید یه وقتایی یه جایی هستیم ولی دلمون یه جای دیگه اس ؟ مگه می شه آدم یه تیکه از وجودش رو بذاره جایی بمونه ؟ دیدید یه وقتایی می گیم " دلم نمیاد " . اصلا چی می شه دل ِ آدم تنگ میشه ؟ مگه دلتنگی مقیاس داره که یه وقتایی می گیم خیلی دلم برات تنگ شده بود ؟ شاید اصلا مکانیسم های رفتاری همین دل از مکانیسم های خ ر ِ بدن ِ ماست . آخه مگه می شه آدم نتونه دلش رو کنترل کنه ؟ خیلی از وقتا می گن فلان کار رو نکن اما نمی تونم یا بر ع . یا شایدم سهم مدیریتی هر ی برای دلش فرق داره . یه یکی ده درصد مدیریت دادن به بعضیا 50 درصد . یا مثلا مگه دل متراژ داره که می گن دل بعضیا خیلی بزرگه... ولی قطعا وسعت دل بیشتر از اون چیزیه که ما به صورت فیزیکی حسش می کنیم . آخه چطوری می شه این حجم از محبت و علاقه و دوست داشتن یا برع تنفر و کینه رو تو یه عضو ِ کوچیک جا داد ؟
+ هر چیزی که داریم می کشیم ؛ از همه ی خوبی ها و بدی ها ؛ از دلمون داریم می کشیم .
هتل دلمون دبی این هتل 4 ستاره اقامت خوبی را با هزینه مناسب به میهمانان تور دبی ارائه می دهد. این هتل در مرکز شهر و در مجاورت مرکز ید al ghuraو تفریحگاهها واقع و 5 کیلومتربا فرودگاه بین المللی دبی فاصله دارد. موقعیت جغرافیایی مناسب هتل نسبت به متروی al riqa، برج ساعت دبی و آب نمای دبی موجب شده تا هتل چه برای گردشگرانی تور دبی بهار 96 که به گشت و گذار میپردازند و چه مسافران کاری که کار و کنفرانس پیش رو دارند به پایگاهی عالی تبدیل شود. ایاب و ذهاب روزانه و رایگان به ساحل، مراکز ید و مرکز تجارت جهانی بهنگام ب ایی نمایشگاه های عمده در اختیار علاقه مندان تور دبی فروردین 96 قرارداده شده است. در صورت تمایل هتل ترانسفر فرودگاهی در اختیار مسافران تور دبی اردیبهشت 96 هتل قرار می دهد. اتاق های هتل، راحت بوده و مجهز به سیستم تهویه مطبوع و تمامی امکانات رفاهی مدرن میباشند. هتل دارای یک رستوران اصلی، عربی، فیلیپینی و ایرانی میباشد که انواع خوراکهای بین المللی را سرو میکنند. به منظور رفاه حال مسافرین تور دبی ویلچرسوارجلوی ورودی هتل، اتاق ها، رستوران ها و سایر اماکن عمومی سطح شیب داری ساخته شده است. در صورت درخواست مسافرین ناتوان و ویلچرسوار، اتاقهای ویژه در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.تور دبی داد 96 هتل <font style=دلمون دبی" /> هتل <font style=دلمون دبی" />     مرکز ید فستیوال واتر فرانت سنتر دبی مرکز ید مرکاتو دبی مرکز ید حمرین سنتر دبی مرکز ید لامسی پلازا دبی مرکز ید ایکیا دبی بازار مدینه الجمیرا دبی بازار پارچه در دبی مرکز ید ابرج دبی دبی مال بازار کرامه دبی مرکز ید الغزل دبی برج های دوقلو دیره دبی بازار مرشد دبی گاهى وقتا دلمون برا ایى تنگ میشه که بهشون قول دادیم دگ هیچوقت مزاحمشون نشیم(:
مرا اشک عزایت آبرو داد دلم را از سیاهی شتشو داد از کجا بدونیم بعد از این همه عزاداری توی این ماهها (محرم و صفر) بخشیده شدیم یا نه و یا عزاداری هامون مورد قبول واقع شده عایا؟؟؟ خوب بخشیده شدن علائمی داره اول اینکه ببینیم آیا حب و لذت گناه از دلمون بیرون رفته ؟؟؟ دوم اینکه چه چیزهایی رو هنوز دوست داریم و محبت و عشق چه انی هنوز در دلمون جای داره ؟؟؟ آیا محبت و حب فرزندان و اموال و شغل و ماشین ... غیره هنوز در دلمون جای داره؟؟ آیا هنوز مادیات رو بیشتر از دیانت دوست داریم ؟؟ اگر تونستیم این محبت ها رو تنظیم کنیم معلوم میشه بهمون لطف شده باید محبت به محبوب های حلال رو جایگزین محبت به محبو بهای حرام کنیم حتی محبوب های حلال هم باید کنترل بشه. گریه بر حسین (ع) و اهل بیت خیلی تاثیرات داره بر روح و روان و اعمال انسان درست که این گریه ها نمی تونه حق الناس را پاک کنه اما می تونه کاری کنه که مسیر پاک شدن از حق الناس رو هموار کنه. دلم نمیخواد دیگه گریه کنم اشک بریزم ....... تا حالا از خودتون پرسیدین چرا گریه میکنیم؟ تا حالا از خودتون پرسیدین کی گریه میکنیم ؟ وقتی دلمون پره .... وقتی اونی که دوسش داریم و دلمون پر از محبتش هست و از دست میدیم اشک در حقیقت سرریز محبتی هست که فضای دلمون رو پر کرده اشک میریزیم و قطره قطره محبت رو از دلمون بیرون میریزیم واسه همینه که با اشک ریختن سبک میشیم در حقیقت دلمون رو از محبت عشقمون خالی میکنیم .... خاک سرد نیست ... اشک بی وفاست... محبت و از دلا میشوره ...... و سرازیر گونه ها میکنه ... محبتی که سخت به دست اومده با سر آستین یا دستمال کاغذی خیلی راحت پاک میشه .... آروزهام/دعاهام دارن با اردر ا پوننشیال تولید میشن و رو هم تلنبار میشن. خصلت آدم بودنه که همیشه دلمون همه ی چیزهای خوب رو می خواد؟ شهاب جعفرنژاد با انتشار این کاریکاتور از دو مجری تلویزیون در اینستاگرامش نوشت: روزا گریه مون میندازن، شبا از دلمون در میارن! زمان هایی هم بوده که ما آدم ها،با تمام غصه ها،مَشغله ها و مشکلات،محکم تر لبخند زدیم،مهربون تر شدیم و دلمون رو به شادی ها قفل زدیم و کلیدش رو انداختیم اون دوردورا تا دستِ هیچ غمی بهش نرسه... زمان هایی هم بوده که با تمام خواستن ها و نبودن ها،بجای گریه و یه گوشه چمبر زدن،یک روز رو دیوونه وار گذروندیم و خواستیم یه راه جدید برای اوضاع نابه. یکی از مسائلی که ما نسبت بهش ح ی کاملا غیرمنفعلانه داریم، مساله ورود به هرچیز و هر...، نه همون هرچیزه. مثلا نشستیم تو خونه یا پشت میز کار، هی می بینیم دلمون بهونه می گیره. اولش سر و ته قضیه رو با چیپس و ترشک و چای و بیسکوییت بند میاریم ولی.... از یه جایی به بعد دیگه حال دلمون خوب نشد. هی با خودمون فکر کردیم گیر آسمون و کائناتیم. فکر کردیم اگه بخندیم آسمون خوشحال میشه، این شد که کلی خندیدیم اما کارساز نبود. گفتیم عوضش شاید آسمون بتونه خوشحالمون کنه. اما نه آفتاب و نه ابرش و نه حتی بارونش، هیچی نتونست حال ما رو خوب کنه. خلاصه اینکه خیس شدیم.. اما نه مثل همیشه، نه با خنده. ته تهش داشتیم به حال دلمون پوزخند میزدیم و زیر لب هیهات میگفتیم. همین. دوشنبه، سوم اردیبهشت هزار و سال بعد از هجرت. تصویر: خیابان کوالالامپور اصفهان، ساعت 5 عصر دوستان سلام ( 3 ) بنظر میاد آ ها داره نزدیک میشه البته خدا میگه عمر دست خداست اما ما هم یا علائم رو حس می کنیم یا دلمون می خواد حس کنیم و بریم به دو دلیل یا خسته شدیم یا دلمون برای خدا تنگ شده ، چرا ؟ یا خیلی عرفانی شدیم که دلمون تنگ شده یا از خدا دور شدیم و احساس دل تنگی می کنیم خدا یا اگه ما نمی تونیم بندگی کنیم تو که خدائی می تونی خدائی . قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخو دیم و ستاره ها رو می شمردیم و دلمون به وسعت یه آسمون بود.
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اطاقمون و گرفتاریامونو می شمریم! قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی،
این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خا تری! ... قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت می پریدیم و زنگ همسایه ر. امشب بی نهایت دلم گرفتهمهمونی خونه فامیلا بودیم و همه دور هم و دوباره داغ دلم زیاد شدهاخخخخخخ چقدر دلم گرفتههمین حالا چشمام پر اشکهازون شباس که بالشتم خیس خیس میشهخدایا دلمون را شاد کن و مهر تایید به ارزوهامون بزن ‏ماهایی که تا دلمون تنگ میشه میایم میبینیمتون ، زنگ میزنیم صداتونو بشنویم ، پیام میدیم که بهمون توجه کنید خیلی گناه داریم این موقعا خودتونو نزنید به برق لیاقت ندارید یکی باشه دلتنگتون بشه :( بدی تبلت به نظرم آینه که دیر شارژ می شه یک روز کامل طول می که تا 100% پرسه در صورتی که موبایل و لب تاپ دوساعته کامل شارژ می شن دوستان ده روز به پایان سال اسب و شروع سال بز مونده بساید دلمون را هم از تیرگی ها و عم ها پاک کنیم و سال را با شادی آغاز کنید شاد باشید
دنیا رو چطور میبینی؟حقیقی یا مجازیفکر میکنی رو چشمات چه عینکی هست؟خوش بینی یا بد بینیمیدونی وقتی عینک هامون میشن عینک بد بینی به نیمه خالی لیوان بیشتر زوم میکنیم وبرداشتمون از تصاویر دنیا میشن مجازیوتصاویر دلمون هم میشن مثل تصاویر چشمامون پر از خط خطی های روز مرگی وکاریکاتوری که به راحتی بازیمون میده وسرگرم مون میکنه وشب وروزمون رو بهم میریزه ،بعد هم مدام نق میزنیم وناشکریم ، خدایا !چرا بد شانسی های دنیا روسر من بدبخت آوار میشه؟!بیا جای عینک هامون رو عوض کنیم یا زاویه دیدمون رو تغییر بدیم اونوقت تصاویر دلمون هم میشن حقیقی حتی با تمام کم وکاستی هاش ودنیای کوچیک ما میشه یه دنیای بزرگ که خیر وخوبی درش زیاده بچه
بودیم راحت دلمون نمی ش ت؛

بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه
بودیم همه رو به اندازه 10 تا دوست داشتیم؛

بزرگ که شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت.
بچه
بودیم همه چشم های خیسمون رو می دیدند؛

بزرگ شدیم هیچ نمی بینه
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم !

ای
کاش
بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت ... متــن قشـنـــگــــیه♥
بخونینش



یاد بگیر و یادت نره...


چه دلمون بخواد چه نخواد،
خدا یه وقتایی
دلش نمیخواد
ما چیزی که دلمون میخواد رو
داشته باشیم...??

-هیچوقت خودتو
صد در صد ج ی نکن.??


"دوستت دارم"
حرف ساده ایست،
هم گفتنش آسان است،
هم شنیدنش...??

اما...
فهمش ساده ترین
د. سلام، ایی که مثه من قسمت نشد امسال اربعین حسین(ع) رو کربلا باشیم و دلمون پرمیکشه واسه رفتن به حرمش از همینجا یه سلام بدید ایشالا که قبول میشه ...
ما ها همه دلمون کربلاست ...

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلحُسَین علیه السلام ۞اربعین حسینی به همه محبان اهل بیت تسلیت۞ w535 بهترین مشهد زندگیم رو تجربه :)به قدری خوش گذشت که هنوز برنگشته بودیم دلمون تنگ میشد ! خداروشکر .. شد از بهترین خاطره های دونفره مون . به یلدا اعتقادی ندارم. دورهمی هم که دوسالِ خبری نیست ! با همسری انار و میوه میل میکنیم و خوشیم :) ﻣﻬـــﺮ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﻝ ِ ﻫﻤﻪ ﻣﻬـــــــــﺮ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ... ﻫﻮﺍ، ﻫﻮﺍﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻣﯿﺸﻪ .... ﻓﻘﻂ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻣﻬـــﺮ ِ ﺍﻭﻧﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﻬﺮ ِ ﺷﻤﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻝﺍﻭﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﭘﺎﯾﯿــــــــــــــﺰﯼ ِ ﭘﺎﯾﯿـــــــــــــــــﺰﯼ ﻣﯿﺸﻪ ...... ﻣﻬﺮﺗﺎﻥ ﺍﻓﺰﻭﻥ مرتضی جان مرتضی جان خیلی دلمون میخواست خوب بشی خیلی واست دعا کردیم ولی انگار اونقدر خوب نبودیم که خدا دعاهامونو قبول کنه خیلی ناراحتمون کردی با مریضیت و الان.... هیچی نمیتونم بگم فقط خوبه که الان ارومی... جای خالیتو بین خواننده های ایرانی و مردم هیچ نمیتونه پر کنه مرتضی جان! اروم بخواب... مطمئن باش هر نقطه از ایران "یکی هست" که بخاطرت ". چندنقطه چین ب خاطرتمام ابهتت ک در دست نوشته هایم جانمیشود.....!اقااقا مدیر ما هم حسین علیه السلام میشناسیم شاید قیافمون غلط اندازه ولی یکم به اون چیزایی که حاجیا ازش دم میزننم داریم اگه تو دلمون نگاه کنی خیلی هم عاشق اقامونیم سلام دوستان عزیز روزه دار هدفم از گذاشتن این پست ضمن تبریک ماه صیام... گفتن این جمله بود که: در این ماه به اندازه سر سوزن هم که شده وقت سحر و افطار برای همه دعا کنیم... حتی برای ایی که روزی دلمون رو ش تن! حتمن خدا قاضی بهتری برای همه ی ماست. دعا کنیم... برای همه... میدونم ع ا رو اینقددیر گذاشتم که دیگه بودن یا نبودنش فرقی نداره اما خب دوست ندارم وبلاگم مثه بعضی وبلاگا فعالیت نداشته باشه اگه اونطوری باشه بهتره اصلا نباشه!! مواظب خودتون و خوبی هاتون و حال دلتون باشین! سفارش حال دلمون رو میکنی نمیدونی خودت حال دلمون روفقط تغییر میدی... دوشنبه که بیاد، ظهر که بشه، ساعت دو دقیقه مانده به  ۱۴ رو که نشون بده، سال نود و پنج برای همیشه میره... اینکه برای هر کدوم از ما امسال چه رنگ و بویی داشت یه بحثه، اینکه ایران در سال ۹۵ چی کشید یه بحث دیگه... خیلی از آدمها از توی زندگیمون رفتن، بعضی ها اما اومدن و هوای تازه و خواستنی با خودشون آوردن... خیلی از آدمها موندن اما از دلم. چه روزای قشنگیه این روزا... این روزا وقت دعا و وقت استجابت دعاست... خیلیامون دلمون بدجور گرفته... خیلیامون در داریم که خج میکشیم به ی بگیم... این روزا وقت این حرفاس به حسین(ع)... این روزا خیلیامون دلمون میخواد کربلا باشیم... گوشه حرم ارباب بشینیم و از دنیا رها بشیم و هق هق گریه کنیم... انقدر گریه کنیم تا خالی بشیم تا دیگه هیچ وقت دلمون نگیره و غصه نرفتن به حرم و نداشته باشیم... چقدر خوبه این روزا که هیچ یتیمی سر گشنه به بالش نمیزاره... همه جا پر نذری و دل فقیرا خوشه که یک ماه غذا دارن... قدر این ماه عزیز رو بدونیم... خیلیا پارسال بودن اما امسال جاشون خیلی بینمون خالیه... یادت باشه یه فرصت خدا بهت داده امسال باشی تا برا ارباب گریه کنی و بزنی... یادمون نره خیلیا هم تو بیمارستانا چشم انتظارن... چشم انتظار دعای تا خوب بشن و بیان تو روضه ها... یادمون نره که ماها رو خدا خیلی دوست داره که میتونیم بریم برا حسین(ع) عذاداری کنیم یادمون نره.... یاعلی.... دلمون تنگه تو بیا من دیوونم درست . اما من ن نفهمیدم چی شد بیا گلخونه باش، ایام سرده میان این همه زمستون و تابستون و ... یادمون رفته دیگه اون همه های هوی نعره مستانه خیلی وقتیه دیگه ی دندونامون رو ندیده قدیما بیش ازین شه عشاق میکردی چن وقتیه خسیس شدی . رفتی و دیگه سر نزدی انگار یادت مارو رفته باشه اما ما هنوز از یادت کم نکردیم نباش خسیس تو بیا... میزنه بارون عاقبت گیرم ته دلمون گاهی ذره هول میکنیم نکنه به عمرمون قد نده هی میخوایم بگیم بابا نکن... تو بیا آ ش که میای ... حتی روزی که ما دیگه نباشیم خب حالا زودتر بیا نگا ... بخدا شاید دیگه چیزی نسرودیم ما دیر وقتیه نشستیم منتظر اومدنت بیم از کوی او نخیزد از رخوت بدن بیا اورا صدا بزن دوباره به هم ریختم, دوباره داغ دلم تازه شد علی کوچولو هشت ماهه پرواز کرد و رفت به مهمانی خدا دلم داره آتیش میگیره, دلم میسوزه از این همه نامهربونی خدایا چه صبری داری اخه.... علی مهربونم پیش النا خوش باشید من و مامان فهیمه هم با یادتون میگذرونیم واسه ما دعا کنید, دعا کنید دلمون طاقت دوری تون رو پیدا کنه بعد از 2 سال دارم پست میزارم.یهو دلمون یاد قدیم کرد یه سر به بلاگ زدم جایی که 7 سال دلنوشته هامو توش میزاشتم...دیدم اووه چه دنیای تاریکی درست کرده بودم برای خودم.هر چی سن میره بالاتر و به عبارتی بالغ تر میشیم این نقاط تاریک و افسردگی های گذشته جای خودش رو به سکوت میده.سکوت معنا دار...سکوت از روی ناچاری... پ.ن : پاکیشیدیم : پا پس کشیدیم بچه که بودیم هم تمس ش میکردیم وهم ازش عصبی بودیم وهم تامی تونستیم بدوبیراه و نثارش می کردیم! راستش همیشه باید روزها بگذرند تا قدر یه چیزی روبدونیم خصوصا ما مشرقیها که خیلی خاطره بازیم وبه گذشته ها دلخوش...

حرف،حرف قطاریه که حقیقتش نه دروپیکر درست وحس داشت ونه امکاناتش چنگی به دل میزد وقت حرکتش نامشخص بود و مثل اتوبوس درطول مسیر برای هرمسافری می ایستاد! گاهی اینقدر دیر میرسید که زمان واسه کارهات ازدست میرفت وگاهی اونقدر زود میرفت که انگار هیچوقت نبوده! دلمون ازش خون میشد اما بیشتر اوقات کارمون رو راه مینداخت و قطارمون بود دیگه باید باهاش میساختیم!

قطار محلی دورود- مشک یا همون قطار خاطرات ما پراز خاطرات تلخ وشیرین وغمگین وخوشه ! چه سفرها که نکردیم و چه عجایب که ازاین قطار ندیدیم! یادش بخیر برای اینکه کرایه ندیم تو دستشوییهای کثیف ومتعفنش پنهان میشدیم تا رد بشه بره یا یاد اون دستفروشش بخیر که ساندویجش رو لای رو مه وکاغذ باطله بخوردمون میداد و سر و دلمون روبهم میریخت! یادش بخیر اکثرمواقع بوهای نامطبوع ازش متصاعد بود وما مست این گلاب معطر مرگ جلوی چشمامون میرفت و یاد اون پنجره های زنگ زده وشیشه های جرم گرفتش بخیر که هرچی فشارمیدادیم پایین کشیده نمیشدند تا هوایی بخوریم وصدالبته جالبش این بودکه پنجره کناریش درست برع ، شیشه اش بالا نمیرفت وگاهی سقفش چکه میکرد!! ...

یادش بخیر سادگی مسافران و گپهای خودمونی و ...اصلا هرایرادی هم که داشت دلمون طاقت نمیاورد با قطار دیگه ایه سفر کنیم همین رو میخواستیم! یادش بخیر هرایستگاه که ی پیاده میشد ازخ قطار کمی دلمون میگرفت واسه خلوت شدنش وکمی هم ذوق میکردیم واسه پیدا جای خالی وکوپه خالی...

یادش بخیر انگار دلخوشی مردم بین راه همین قطار بود کلی جلوی ایستگاه جمع میشدن فقط واسه دیدن قطار ومسافراش!
البته حالا هم واسه بیشه رفتن هرازگاهی همراهش میشیم اما اون سالها چیزه دیگه ای بود حرکتش همراه بود با تپشهای قلب ما...

آره رفیق قطار لرها نوستال ژیک ترین قطار دنیاست! + فروزان :( - بعععله ؟ + یک ساعت پاشو بیا پیشمون دلمون باز شه ، اعصاب نداریم :( - من دارم ادامه تحصیل میدم نمیشه که در جوار ِ شما نابابان باشم ! + پاشو بیاااااا ! - والله این چند روز معذورم ، باور کن! + من این چیـــــــزاااا حالییییم نییییس !!!! - خب ، اینبار رو استثنا قائل میشم برای زیارتت یه توکِ پا میام چون به مقام خودشناسی رسیدی و اعتراف کرد. 11ماه گذشت "

تو این 11 ماه هم دلمون و ش تن /هم دلاشون و ش تیم

هم عاشق شدن و رفتن /هم عاشق شدیم و باختیم

هیچ ی نموند برامون/ جز همون که کردیمش فراموش


"خدایا " ببخش که بازم فراموشت کردیم
ببخش "که صدامون کردی و نشنیدیم

ببخش " که نگامون کردی و ما ندیدیم
ببخش" که تو رنجیدی و ما خندیدیم

ببخش " که گناه. دلم خیــــــــــــــــــــــــلی گرفته...تازه از مشهد اومدم....بازم دلم مشهد میخواد اونم از این م ازهمینا که ایدفه رفتم با دوستام...خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی خوش گذشت...خیلیهمه مون منظورم ما 6 تاس دوستامو میگم دلمون گرفته و دلتنگ روزای قبلیم...البته جای یه سری از بچه ها (سمیرا و ریحانه)خیـــــــــــــلی خالی بود به امید. مدتیه میام پشت سیستمم ولی نوشتنم نمیاد نمیدونم چم شده،به هرچی فکر میکنم نمیدونم چی باید بنویستم امروزم یکی ازهمون روزاست....همش نشستم وفکر میکنم به روزگاری که گذشت به اطرافیانم به همه چیز....من همیشه همه آدمها رو خوب میبینم تا وقتی که خلاف این فکرم بهم ثابت بشه،خیلی سعی بین این همه آدم ساده بمونم سعی بدیهای دیگرانو به رو خودم نیارم،. با سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم ح ون خوب باشه......خیلی از دوستانی که دارن شرایطی مشابه من رو تجربه می کنن..فکر کنم خیلی ها هم عقیده من هستند که بعضی وقتها ما دلمون از این دنیا میگیره اونم به خاطر آدمهاش .به خاطر نزدیکانی که خیلی زود کم آوردند و ما رو با کوله باری از درد تنها گذاشتند اینجا بود که ماها دلمون از دنیا و آدمهاش میگرفت و نس. این روزا سعی کنیم یه مقدار بیشتر هوای خودمون،...دلمون....و نگاهامونو داشته باشیم...آخه میدونی اشک بر روضه ی حسین یه توفیقه که باید طالبش باشی و یه جورایی لیاقتشو داشته باشی که بهت عنایت کنن....پس مواظب خوبیامون باشیم....یاعلی. ﺎﺩﻣﻪ ﺑ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘ ﻣ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺰﺍﺭ، ﺳﻌ
ﻣ ﺮﺩﻡ ﺎﻡ ﺭﻭ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ!

ﺗﺎ ﺭﻭ ﺸﻮﻥ ﻣ ﺭﻓﺘﻢ، ﺟﺮﻡ ﺁﺗﺶ ﻣ ﺮﻓﺖ!

ﺸﺎﻣﻮ ﻣ ﺑﺴﺘﻢ، ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ.

ﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺬﺷﺖ، ﻣﻦ ﺑﺰﺭﺘﺮ، ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﺸﺘﺮ،

قدﻤ ﻫﺎ ﻮﺳﺪﻩ ﺗﺮ، ﺟﺪﺪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨ ﺷﻞ ﺗﺮ...

ﻧﻤ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭ ﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﺎﻡ . ✅آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):
هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه حدیث قدسی داریم:به عزت و جلال خودم قسم قطع می کنم امید بنده ای رو که به غیر من امید داره اگه گوشه ی دلمون امید به ی باشه که کارمونو درست کنه نمیشه
خدا خدا خدا
______________________________


میگن سه نفر سکوت دوست زردمبومون ترامپ فامیلشون نتانیاهو عزیز دلمون
پ.ن: اصن با توجه به حجم قابل توجه پیامای خصوصی که رو پست قبل گرفتم، میخوام کلا بنویسم 298.jpg عاشق بارونم و با ش روی خاک و بوی نم بارون و شاخه های خیس رفتن زیر بارون و راه رفتن و چرخیدن و چرخیدن و چرخیدن از بچگی فکر می وقتایی که بارون میباره خدا داره گریه میکنه دلش از ادم هاش گرفته چون خیلی رنجوندنش و ناراحتش وقتایی هم که رعد و برق میزد میگفتم خدا داره از کی ع میگیره؟ منم دستامو شکل دوربین می و رو به آسمون از خودم و خدا ع میگرفتم وقتی هم که میگفتم با خدا ع انداختم قابش همه میخندیدن اما خدا بود تو دلم دقیقا کنارم همون نشونه هاش که حیات رو به رخ میکشه خدا همونجاست همونجا توی قلب و وجود تو بارون زندگی ادما خداست نباشه از ریشه میخشکیم یادمون نره دلمون به خاطر صاحب خونه اش حرمت داره هر ی رو تو دلمون بی راهه راه ندیم این روزها بچه ها خیلی روزهای سختی را پشت سر می گذارند چون همش درس و امتحانه و هیچ فرصتی برای تفریح ندارند. کلاس است بچه ها هم از امروز شروع شده و دیگه حس سرشون شلوغه. بعد از است هم که خیلی خسته هستند و باید کمی استراحت کنند و بعد شروع کنند به درس خواندن. خدا کنه این چند هفته هم بگذره و راحت بشند. خیلی حوصلمون سررفته هم من و هم بچه ها دلمو. گاهی اوقات وقتی دلمون تنگ میشه دوست داریم با خدا یه دل سیر حرف بزنیم….. گفتم خدایا خسته ام! گفتی:لا تنقطوا من رحمه الله از رحمت خدا ناامید نشوید(زمر\۵۳) گفتم :هیشکی نمیدونه تو دل من چی میگذره.. گفتی :ان الله یحول بین المر و قلبه خدا حایل است بین انسان و قلبش(انفال\۲۴) گفتم غیر از تو ی رو ندارم. ~دختر: جدیدت خوشکله؟ (تو دلش: آیا واقعا از من خوشکل تره) ~پسر: آره خوشکله (تو دلش: اما تو هنوز زیباترین دختری هستی که من می شناسم) ~دختر: شنیدم دختر شوخ طبع و جالبیه (درست اون چیزی که من نبودم) ~پسر: آره همینطوره (ولی در مقایسه با تو اون هیچی نیست) ~دختر: خب پس امیدوارl شما دوتا با هم بمونید (کاش ما دوتا با هم می موندیم) ~پسر: منم برات آرزوی خوشبختی دارم (چرا این پایان رابطه ما شد؟) ~دختر: خب.....من دیگه باید برم (قبل از این که گریه ام بگیره) ~پسر: آره منم همینطور (امیدوارم گریه نکنی) ~دختر: خداحافظ.... (هنوز دوست دارم و دلم برات تنگ میشه) ~پسر: باشه خداحافظ (بخدا که هیچ وقت عشقت از قلبم بیرون نمیره..........هرگز)
____×___کاش ما آدما حرف دلمون رو می زدیم_ __×___