دل سوختۀ صاحبدلان

به نقل از خبرگزاریها در مورد دل سوختۀ صاحبدلان : رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفت: مقبره صائب از این پس محل حضور و گردهمایی صاحبدلان اصفهانی خواهد بود و همانگونه که شیراز حافظیه و سعدیه دارد اصفهان نیز مفت به صائبیه خواهد بود. بررسی ۷ وعده اقتصادی در انتخابات ۹۶، ده ها فعال یی برای شهادت به نفع ایران در دادگاه یازده سپتامبر اعلام آمادگی د، رقابت مثلث فرا یونی برای جلوس بر کرسی ریاست مجلس، به دستور خالقم به روزه داری ادامه خواهم داد و «سرّ دلبران» و بازگشت به فضای «صاحبدلان» پربحث ترین اخبار دیروز خبرگزاری فارس بود. پر کرده است ته‏ چین از عطر خود فضا را
دل می‏ رود ز دستم صاحبدلان خدا را پرخواری من و شیخ از خلق بود مخفی
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا گردیده است ته‏ دیگ نرم از وفور روغن
ساقی بشارتی ده پیران پارسا را ای دوست چون نشینی در صدر سفره سور
با دوستان مروت با دشمنان مدارا وقت غذا نشاید حفظ ادب نمودن
ای شیخ پاکدامن معذوردار. بسم الله الرحمن الرحیم
نامروت روزگار پیرم نمود پیر زمان وادی حیران منم دنیای غم دارم فغان
ساز و کار زندگی دیدم جهان را داغدار داغ بر قلبم نشست دیوانه گشتم الامان
آتش اندر دل نهادم فارغ از هر وسوسه محنت دوران کشیدم لیک باغم در نهان
عمر بر پایان رسید مسعود نگر تاریخ را نماندست غم مخور گوناله من سوزجان
لاله زار عشق را باغبان ش. تو را غایب، نامیده اند، چون (ظاهر) نیستى، نه اینکه (حاضر) نباشی. (غیبت) به معناى (حاضر نبودن)، تهمت ناروائى است که به تو زده اند وآنان که بر این پندارند، فرق میان (ظهور) و(حضور) را نمى دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معناى (ظهور) است، نه (حضور) ودلشدگانت که هر صبح وشام تو را مى خوانند، ظهورت را از خدا مى طلبند نه حضورت را، وقتى ظاهر مى شوى، همه انگشت حیرت به دندان مى گزند با تعجب مى گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. وراست مى گویند، چرا که تو در میان مائى، زیرا مائى، که از راه مى رسد، صاحبدلان (دل) از دست مى دهند وقرار از کف مى نهند وقافله دل هاى بى قرار روى به قبله مى کنند وآمدنت را به انتظار مى نشینند... اى شمسِ تبریزى بیا،سوداى دیگرسازکُن ى دگر زن مُطربا، راهى دگر آغاز کن پانه به بزم عاشقان، عَذرا خصالان وامَقان اُفتادِگان را در جهان، آماده پرواز کن اى مُخلِصان را مُقتدا، اى بى ان را مُلْتجا اى مُنتها، اى مُبتدا، بر بیدلان کم نازکن دیوانگى ده عقل را، خاموش فرما نقل را سِرِّ پیاز و بَقْلْ را، بر این جهولان بازکن دل را توانائى بده. تو را غایب نامیده اند چون ظاهر نیستی نه اینکه حاضز نباشی... غیبت به معنای حاضرنبودن تهمت ناروایی است که به تو زده اند وانان که بر این پندارند فرق میان((ظهور)) و ((حضور )) را نمی دانند امدنت که در انتظار انیم به معنای ((ظهور)) است نه ((حضور)) و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند ظهورت را ازخدا می می طلبند نه حضورت را.وقتی ظاهر می شوی همه ا. مجنون بی لیلی
من ای صاحبدلان زین وضع ناهنجار میترسم
کزین آشفتـــــگی هــــــادردل بازار می ترسم نمی ترســم من از مجنون بی لیلاکه درعالم
به صحـــــرای جنون ازراه ناهموار می ترسم نه دارم وحشتی دردل زکید اهــرمن خصلت که من اززاهد صد رنگ و حیلت کار میترسم نه تنها از دغل بازی که صد نیـــرنگ می ورزد بل از نامـــــردمی ها در ه. ماه من آه ...................... دل من می رود ز دست ای دوستان خبر از یار من دهید این روزهای دل به زمین بسته می روند صاحبدلان خبر از آسمان دهید نیکانوشت: نگاه هایی درست تا نوک بینی، تبریک تبرک تبریک!!! نیکا نوشت: دوستان پیشاپیش عیدتون مبارک تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.
«غیبت» به معنای «حاضر نبودن»، تهمت ناروایی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقت. ارزان فروش شهرم واز جان بسوختم من خویش را برای نگاهی فروختم دل قالب پنیر ومنم مثل یک کلاغ آواز خوان شدم چه امان به راغ وباغ نازکدلان برای ربودن چه ماهرند!! روباه وار پای درخت حی خاضرند باچشمکی دروغ ،دل صاحبدلان برند میدان رزم، گوی زگیو و یلان برند این ساحران عصای کلیمم ربوده اند باناز وعشوه گیج وکلافم نموده اند یارب تویی پناه دل بی . مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از "زهرى" نقل کرده اند که گفت: مدّت هاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) ج اما به هدف نرسیدم. تا اینکه به خدمت محمّد بن عثمان(1) رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به ماس خواستم که مرا به خدمت زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مق. داستانی در مورد مولایمان زمان(عج)
مرحوم کلینی و شیخ طوسی و طبرسی از زهری نقل کرده اند که گفت : بسیار و مدتها در طلب حضرت مهدی (علیه السلام) بودم ، و در این راه اموال فراوانی (در راه خدا) ج و به هدف نرسیدم ، تا اینکه به خدمت محمد بن عثمان (دومین نایب خاص زمان در عصر غیبت صغری که بسال 305 هجری از دنیا رفت) رسیدم ، و مدتی در خدمت او بودم تا رو.


مرحوم کلینی و شیخ طوسی از زهری نقل کرده اند که گفت: بسیار و مدتها در طلب حضرت مهدی بودم ، و در این راه اموال فراوانی (در راه خدا) ج و به هدف نرسیدم، تا اینکه به خدمت محمد بن عثمان (دومین نایب خاص زمان در عصر غیبت صغری) رسیدم ، و مدتی در خدمت او بودم تا روزی از او ماس که مرا به خدمت زمان ببرد، او پاسخ منفی داد، بسیار تضرع ، سرانجام به من لطف کرد و فرمود: فردا اول وقت بیا، وقتی فردای آن روز، اول وقت به خدمت او رفتم ، دیدم همراه جوانی خوش سیما و خوشبو می آید، به من اشاره کرد این است آنکه در طلبش هستی . به خدمت زمان رفتم و آنچه سوال داشتم مطرح و جواب مرا فرمود، تا به خانه ای رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر او را ندیدم . در این ملاقات دوبار به من فرمود: از رحمت خدا دور است ی که صبح را به تاخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشود، و مغرب را تاخیر اندازد تا ستاره دیده شوند./منبع:داستان صاحبدلان / محمد محمدی اشتهاردی

حاصل کارگهِ کُون و مَکان این همه نیست باده پیش آر، که اسباب جهان این همه نیست از دل و جان شرفِ صحبت جانان غرض است غرض این است و گرنه دل و جان این همه نیست منت سِدره و طوبی ز پی سایه مکش که چو خوش بنگری، ای سروِ روان، این همه نیست ت آن است که بی خون دل آید به کنار ور نه با سعی و عمل، باغِ جَنان این همه نیست پنج روزی که در این مرحله مهلت. صاحب این ع را می شناسید؟ بهنام تشکر در نقش پدربزرگ در مجموعه «ابله» به کارگردانی کمال تبریزی بازی می کند. صاحب این ع را می شناسید؟ ،تست گریم این بازیگر که توسط مجید اسکندری انجام شده نشان می دهد تشکر در این مجموعه ایفاگر نقشی متفاوت است. «ابله» به تهیه کنندگی شرکت تصویرگستر پاسارگاد و محمد مسعود با نامه علیرضا طالب زاده ، موضوعی کمدی دارد و روایت نویسنده ای به نام هادی است که در نگارش نامه های پلیسی جنایی تخصص دارد. او درگیر ماجرای یکی از شخصیت های عجیبش به نام پریسا می شود.

تصویربرداری «اَبله» به زودی آغاز می شود. کمال تبریزی پیشتر در مجموعه «دوران سرکشی» که برای شبکه تهران ساخت با علیرضا طالب زاده همکاری کرده بود. طالب زاده یکی از کم کارترین نامه نویسان تلویزیون است که آثارش همیشه قابل توجه بوده است. «در پناه تو»، « پرواز» و «صاحبدلان» آثاری است که طالب زاده نوشته اند.

کمال تبریزی کارگردانی های سینمایی «پاداش»، «طبقه حساس»، «همیشه پای یک زن در میان است» و … را در کارنامه دارد. از اختتامیه اجرای تئاتر « سنگ و عشق» بر می گردم. از سینما قدس اهر. تئاتری در موضوع فلسطین. به کارگردانی نسرین گل ریحان و با اجرای هنرمندانی چون میر عباس خلیفه لو. دوستانی دیگر در موسیقی این کار خوب ظاهر شدند. این تئاتر منتخب جشنواره کشوری صاحبدلان است. پایان اجرا، آقای خلیفه لو نکاتی گفت. از این که برای روز آ مسئولان دعوت بودند ( که نی. سرویس دینی جام نیوز، مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از "زهرى" نقل کرده اند که گفت: مدّت هاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) ج اما به هدف نرسیدم. تا اینکه به خدمت محمّد بن عثمان(1) رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به ماس خواستم که مرا به خدمت زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف کرد و فرمود: « فردا اول وقت بیا »
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. به خدمت زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم، مطرح . ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات ، ایشان دوبار به من فرمود:«از رحمت خدا بدور است ى که صبح را چندان به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و مغرب را بقدرى به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»(2) پی نوشت ها: 1ـ دومین نایب خاص زمان عجل الله تعالى فرجه در غیبت صغرى . او به سال 305 هجرى قمرى از دنیا رفت. 2ـ داستان هاى صاحبدلان ، ج 1، ص مرحوم کلینی و شیخ طوسی از زهری نقل کرده اند که گفت: بسیار و مدتها در طلب حضرت مهدی بودم ، و در این راه اموال فراوانی (در راه خدا) ج و به هدف نرسیدم، تا اینکه به خدمت محمد بن عثمان (دومین نایب خاص زمان در عصر غیبت صغری) رسیدم ، و مدتی در خدمت او بودم تا روزی از او ماس که مرا به خدمت زمان ببرد، او پاسخ منفی داد، بسیار تضرع ، سرانجام به من لط. تحقیق درمورد یزد 50 ص لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 60 مقدمه معرفی استان یزد آنچه در کویر می روید ، درختان صبور و قهرمانی است که بی نیاز از آب و خاک وبی چشم داشت نوازشی و ستایشی از سینـۀ خشـــک و ســوختــۀ کــویــر سر می کشند و می ایستند و می مانند . یزد اولین شهر خشت خام و دومین شهر تاریخی جهان ا. در ملک دل شهریارم، صاحبدلان لشکر من سروده منتشر نشده شهریارد اسخ به غزل معروف «دل بردی ازمن به یغما..» شهریار خبرگزاری تسنیم: تعدادی از اشعار شهریار تاکنون به زیور طبع آراسته نشده که یکی از آنها غزلی است در پاسخ به سروده معروف صفای اصفهانی. این سروده برای اولین بار از خبرگزاری تسنیم منتشر می شود. دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست، از دست دل بر سر من عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن، ناتوان شد
رفتی چو تیر و کمان شد، از بار غم پیکر من می سوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراقت
کانون من، من، سودای من، آذر من من مست صهبای باقی، زان ساتکین رواقی
فکر تو در بزم ساقی، ذکر تو رامشگر من دل در تف عشق افروخت، گردون لباس سیه دوخت
از آتش آه من سوخت، در آسمان اختر من گبر و مسلمان خجل شد، دل فتنه آب و گل شد
صد رخنه در ملک دل شد، ز شه کافر من شکرانه کز عشق مستم، میخواره و می پرستم
آموخت درس الستم، دانشور من در عشق، سلطان بختم، در باغ ت، درختم
خا تر فقر تختم، خاک فنا افسر من اول دلم را صفا داد، آیینه ام را جلا داد
آ به باد فنا داد، عشق تو خا تر من تا چند در های و هویی، ای منصوری دل
ترسم که ریزد بر خاک، خون تو در محضر من بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل
چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من دلم دم ز سر صفا زد، تو بر بام ما زد
سلطان ت لوا زد، از فقر در کشور من عالم همه قطره اند و دریاست حسین خوبان همه بنده اند ومولاست حسین ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ازبس که کرم دارد و آقاست حسین به نام شاهد و مشهود و به نام یکتای شهادت آفرین السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى اولاد الحسین وعلى اصحاب الحسین صاحبدلان و همراهان دل آگاه ، سلام . سِرّ محرم را عاشقان و محبان حسین (ع) می دانند آنانکه به همراه کاروان حسینی از مکه به کربلا سفر کرده اند همچون علی اکبر ، فرزند جوان حسین (ع) که در مسیر راه به همه ی جوانان پیام داد : آنگاه که در راه حق باشیم ، ما را از مرگ باکی نیست " وحسین (ع) این چنین اعلام کرد : " انی لا اری الموت الا السعاده ولا الحیاه مع الظالمین الا کبریا " = " مرگ را جز سعاد ت نمی بینم وزندگی با ستمکاران را جزخواری نمی دانم ". این جانب اسماعیل عبادی فرا رسیدن ماه مجرم الحرام و ایام سوگواری مظهر لطف و احسان سالار شهیدان راخدمت شما صاحبان علم و عمل و پرهیزگاران و وارستگان و عابدان و عاشقان حسین (ع) . را تسلیت و تعزیت عرض می نمایم . بسی مایه ی سعادت است که در جمعی حاضر هستیم که اعضای آن را شخصیت های مذهبی و فرهنگی و بزرگواران درد آشنای فرهنگ و دیانت تشکیل می دهند و حضورشان در همایش " راویان عاشورایی " موجب اعتبار و غنای مجلس ماست.حماسه عاشورای گوگ تپه خالصه بی نظیر بوده و خواهد بود.
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. به گزارش سرویس دینی جام نیوز، مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از "زهرى" نقل کرده اند که گفت: مدّت هاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) ج اما به هدف نرسیدم. تا اینکه به خدمت محمّد بن عثمان(1) رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به ماس خواستم که مرا به خدمت زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف کرد و فرمود: « فردا اول وقت بیا »
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. به خدمت زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم، مطرح . ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات ، ایشان دوبار به من فرمود:«از رحمت خدا بدور است ى که صبح را چندان به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و مغرب را بقدرى به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»(2) پی نوشت ها: 1ـ دومین نایب خاص زمان عجل الله تعالى فرجه در غیبت صغرى . او به سال 305 هجرى قمرى از دنیا رفت. 2ـ داستان هاى صاحبدلان ، ج 1، ص 131 آیت الله قوچانی نقل می کنند: همان موقع که آقای بهجت در نجف مشغول تحصیل و تهذیب نفس بودند عدّه ای که مطالب عرفانی را قبول نداشتند نامه ای برای پدر آقای بهجت می فرستند و در مورد ایشان بدگویی می کنند و می گویند ممکن است فرزندت از درس و بحث، خارج شود. پدر بزرگوار ایشان نامه ای برای آقای بهجت می نویسد که من راضی نیستم جز واجبات، عمل دیگری . ریزه ی دل را بِهِـــل دل را بجــو چون شود آن ریزه چون کوهی از او مولانا در مسیر دستی به دل کمال یافته به اتصال به انسان کامل سفارش می کند که خود را معطل دل های د و ریز که خود گرفتار فراز و فرود هستند مکنید و از همان ابتدا در جستجوی دل ها و جان های کامل و آزمون داده باشید تا به سبب جان کامل اولیاء الهی دل های جزئی و متعدد نیز در هم صحبتی ب. امسال نیز به سنت هر ساله شبکه های مختلف تلویزیون با سریال های گوناگون به استقبال ماه مبارک رمضان می روند. امسال به روال سال های گذشته صداوسیما سریال های متنوعی برای پخش در نظر گرفته و علی رغم تاکید رئیس سازمان مبنی بر اینکه امسال همه شبکه ها سریال پخش نخواهند کرد، باز هم ج پخش شبکه های اصلی با پخش سریال های پیاپی پر شده است. در ادامه . اختصاصی از یاری فایل تحقیق درباره حافظ با و پر سرعت .
تحقیق درباره حافظ
تحقیق درباره حافظ فرمت فایل :word (لینک پایین صفحه) تعداد صفحات 26صفحه         خواجه شمس الدین محمد حافظ به سال 792 هجری قمری در شیراز که خاک عنبر عشق می رویاند وباغهای سرو سر به فلک کشیده اش صاحبدلان را درس ایستادگی و می داد، دیده به جهان گشود. پدرش کمال الدین از مردم تویسرکان یا بهاءالدین از اهالی کوپایه اصفهان و مادرش زنی با فضیلت از مردم کازرون بود. در دوران جوانی پدرش ملاءعلی جایگاه قدس قدسیان عروج فرمود و سه فرزند و همسر خویش را تنها گذاشت . برادران بر اثر فشار تنگدستی هر یک به دیاری رفتند و محمد با مادر تنهای تنها با بیم و هراس به آینده ای که داشتند می شیدند تا اینکه مادر محمد فرزند کوچک خود را که آن روز از اداره اش ناتوان بود ، امور تربیت و تحصیلش را به آشنایی از اهل راز سپرد، از این زمان فراگیری را در کنار کار و ب آغاز کرد محمد پس از گذشت زمانی کوتاه خود کوشید کاری مستقل اختیار کند راه زندگی را به تنهایی بپیماید و با سختیها آشنا شود به همین جهت شاگردی دکان نانوایی را اختیار کرد و به شغل خمیر گیری مشغول شد، چون خمیرگیران را رسم بود که از نیمه شب برخیزند و خمیر نان صبحگاهی را فراهم آورند، این سنت برای محمد بسیار فرصت مناسبی بود که ساعات خاص سحرگاهی را درک کند وارفیوضت آن بهره مند گردد، که فرموده اند بیداری سحرگاهی مقدمه بیداری باطنی و بینش و حرکت ملکوتی و روشنایی معنوی او گردید ، که خود پس از طی مراتب معنوی فرموده است:
با
تحقیق درباره حافظ
بخش اول: توضیحاتی پیرو پست قبل یک: می خواستم پست ها رو با همون لحن و زبان پست قبل بنویسم اما پشیمون شدم؛ چون می شه مثل مباحث خشک کتاب درسی و حوصله اتون سر می ره. از این به بعدش رو به زبان محاوره و با لحنی صمیمی تر ادامه می دیم. ؛) دو: پست های من توضیح کامل و جامع از مباحثی که گفته می شه نیست؛ یه توضیح خلاصه وار و کلیه. بعد از اینکه پست جلسه. آورده اند صاحبدلان محفلی، شفاهاً پیمان بسته بودند که هنگامه ی پیشآمد خطا، تذکر لسانی در لفافه ی ادب، به دور از غضب، توأم با طرب، شود جاری بر لب، تا از هر قسم ذبح قبح ممانعت به عمل آید. ساعتی چند گذشت و پگاه آدینه ای دل انگیز اندر بحبوحه ی رایزنی، یکی از مجلس افروزان، متاثر از وزش طوفان کدورت، به غبارزدگی نفس مبتلا گردید و چنان غزل ود. سفارش زمان(عج) در مورد صبح و مغرب --------------------------------------------------------------- فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از "زهرى" نقل کرده اند که گفت: مدّت هاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) ج اما به هدف نرسیدم. تا اینکه به خدمت محمّد بن عثمان(1) رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به ماس خواستم که مرا به خدمت زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف کرد و فرمود: « فردا اول وقت بیا »
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. به خدمت زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم، مطرح . ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات ، ایشان دوبار به من فرمود:«از رحمت خدا بدور است ى که صبح را چندان به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و مغرب را بقدرى به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»(2) پی نوشت ها: 1ـ دومین نایب خاص زمان عجل الله تعالى فرجه در غیبت صغرى . او به سال 305 هجرى قمرى از دنیا رفت. 2ـ داستان هاى صاحبدلان ، ج 1، ص بیوگرافی مجید یاسر و همسرش مهشید حبیبی + زندگی خصوصی مجید یاسر متولد ۲۲ تیر ۱۳۵۵ در تهران، بازیگر است فارغ حصیل هنرهای نمایشی در مقطع لیسانس است، بجز بازیگری تهیه گنندگی در سینما را نیز در چند شاخص برعهده داشته است شایعه شده وی داماد مریم جلالی است که کذب می باشد ع مجید یاسر بازیگر + زندگی خصوصی و شخصی از اولین تجربه
مجید یاسر فعالیت خود را در اوایل دهه هشتاد با تئاتر شروع کرد در سال ۱۳۸۴ بصورت رسمی اولین کار حرفه ای خود را در سریال صاحبدلان به کارگردانی محمد حسین لطیفی آغاز کرد و یک سال بعد اولین تجربه خود را نیز در سینما بدست آورد همکاری متعدد با محمد حسین لطیفی
محمد حسین لطیفی جدا از اینکه یک کارگردان خوب است، یک رفیق است و این رفاقت باعث شده اعتماد عمیقی بین ما به وجود بیاید و در نهایت بیشتر در کارهای ایشان حضور دارم. علاقه به ژانر طنز
شخصا علاقمند به همکاری و ایفای نقش در های آقایان داریوش مهرجویی و اصغر فرهادی هستم در اغلب ژانرهای سینمایی و تلویزیونی فعالیت کرده ام اما ژانر اجتماعی که گرایش به طنز دارد را می پسندم ع مجید یاسر و همسرش مهشید حبیبی ع مجید یاسر و همسرش مهشید حبیبی + بیوگرافی کامل شروع تهیه کنندگی
در ابتدا نمی خواستم تهیه کنندگی اسب سفید پادشاه را بر عهده بگیرم چرا که دغدغه اصلی من بازیگری است و فکر می ورودم به عرصه تولید درست نباشد اما با صحبت هایی که با آقای لطیفی داشتیم تهیه کنندگی این اثر را بر عهده گرفتم. وی در عین حال گفت : نقش یاشار از همان ابتدا برای شخصیت خودم نوشته شد و از آنجا که حضورم در این قطعی بود برای تهیه کنندگی آن نیز اقدام ازدواج مجید یاسر با مهشید حبیبی ازدواج کرده است یک دختر بنام آریسا دارد ع مجید یاسر و همسر و مادرش ع مجید یاسر و همسر + مادرش با بیوگرافی کامل نحوه آشنایی با همسر
من و همسرم مهشید حبیبی در پشت صحنه برنامه شبکه سه و نیم در اسل ۱۳۸۴ آشنا شدیم، در آن مقطع ایشان به عنوان یکی از عوامل پشت صحنه فعالیت می د وقتی ایشان را دیدم حس به لحاظ رفتاری به آنچه که در ذهن دارم بسیار نزدیک هستند و همان فردی هستند که همواره برای زندگی مشترک به دنبالش بودم درک متقابل همدیگر
همسرم با وجود اینکه سال ها از ازدواج مان می گذرد اما نه تنها در طول این سال ها، از عشق و علاقه ما کم نشده، بلکه هر روز هم که می گذرد به نوعی به آن اضافه هم می شود، بخش زیادی از این موضوع را به درک متقابلی که بین ما وجود دارد ربط می دهم مهشید حبیبی و همسرش مجید یاسر + بیوگرافی حکایت خواستگاری
من و همسرم دوست داشتیم در روند آشنایی، خواستگاری و در نهایت ازدواج مان به گونه ای عمل کنیم که به سنت ها و خانواده های یکدیگر احترام بگذاریم، به همین خاطر با وجود توافقاتی که قبل از مراسم رسمی خواستگاری با یکدیگر به عمل آوردیم و در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کردیم با هم به تفاهم کامل رسیده بودیم و مراسم خواستگاری ما یک جور جنبه تشریفاتی داشت، خانواده با هم صحبت د و در مورد مهریه و شیر بها و غیره صحبتی به میان نیامد من داماد مریم جلالی نیستم
این ماجرایی که خانم مریم جلالی مادرزن من هستند یک شایعه است حتی ایشان یک مطلب تندی در اینستاگرام خود نوشته بودند و نمی دانم چرا از من دلخور بودند. نوشته بودند مجید یاسر هیچ نسبتی با من ندارد، من هم چیزی نگفتم ع مهشید حبیبی و دخترش آریسا ع مهشید حبیبی و دخترش آریسا + زندگینامه و بیوگرافی کامل گذشته را بیاد آور
به نظرم همه ما گذشته ای داریم که باید یادمان باشد چه بودیم و چه هستیم بعضی ها به خاطر تازه به دوران رسیده بودن همه چیز را فراموش می کنند به نظرم اینها در زندگی شان یک جرقه است. یک هنرمند باید بداند چه و که بوده، اصلا جوهره یک هنرمند گذشته اش است مرگ در اوج افتخار
همیشه آرزو دارم که مانند مجید در روز سوم بمیرم برای مردم بمیرم، برای سرزمینم باشم؛ برای هر چیزی که متعلق به گربه خوشگل کشورمان و آدم هایش باشد همه برای من محترم هستند و مردم را عاشقانه دوست دارم، جان دادن برای میهن و مردم آن سعادت است ع مجید یاسر + زندگینامه و بیوگرافی کامل خصوصی + خانوادگی مجموعه های تلویزیونی
● پادری – ۱۳۸۴ – ۸۵
● صاحبدلان – ۱۳۸۴
● شبکه سه و نیم – ۱۳۸۴
● راه بی پایان – ۱۳۸۶
● سه در چهار – ۱۳۸۷
● تهران پلاک ۱ – ۱۳۹۱ های سینمایی
● قبر مشترک – ۱۳۹۰
● تلفن همراه رئیس جمهور – ۱۳۹۰
● قبرستان غیرانتفاعی – ۱۳۸۹
● پایان دوم – ۱۳۸۹
● چراغ قرمز – ۱۳۸۸
● دلداده – ۱۳۸۷
● توفیق اجباری – ۱۳۸۶
● روز سوم – ۱۳۸۵
● اسب سفید پادشاه – ۱۳٩٣ ع و بیوگرافی مجید یاسر و همسرش اختصاصی از یاری فایل تحقیق و بررسی در ورد یزد 50 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 59  مقدمهمعرفی استان یزدآنچه در کویر می روید ، درختان صبور و قهرمانی است که بی نیاز از آب و خاک وبی چشم داشت نوازشی و ستایشی از سینـۀ خشـــک و ســوختــۀ کــویــر سر می کشند و می ایستند و می مانند .یزد اولین شهر خشت خام و دومین شهر تاریخی جهان است ، شهری است که با قناعت بنا شده است و مردمی سخت کوش و با هوش دارد که گل را ورز دادند و بادگیر ساختند ؛ مردمی که سینۀ کویر را شکافتند و از دل سوختۀ آن آب زلال جاری ساختند ؛ مردمی که باغ ها بر پا د و میراثی از خود بر جای گذاشتندکه جهانیان خیره ماندند . در پیش این مردم ، کویر خشن سر تعظیم فرود آورد و شیر کوه عظیم ، انگشت به دهان گرفت .  وجه تسمیۀ یزدیزد واژه ای باستانی است که در «یشت yast» یا «یزت yazt» و «یسن yasn»  به معنای ستایش ، نیایش ، پرستش ، ایزد و ... ریشه دارد . در ای از متون قدیمی ، یزد را «دارالعباد» یا «دارالعباده» نیز گفته اند . یزد به «شهر بادگیرها» و «شهر دوچرخه ها» نیز معروف است . نگاهی به تاریخ کهن یزد پیش از استان یزد از سرزمین های کهن و تاریخی ایران زمین است. در بعضی از منابع، بنای اولیه برخی از ای این استان چون "میبد" را به سلیمان پیغمبر، "یزد" را به ضحاک و اسکندر مقدونی و "ابرکوه" را به ابراهیم نسبت داده اند.این بیانگر قدمت و دیرینگی پیشینه تاریخی و فرهنگی مردم این دیار است. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود در این استان نیز، به سهم خود مبین این پیشینه تاریخی است.باغ ت آباد در سال 1160 هجری قمری ساخته شدآثاری چون دست افزارهای سنگی بدست آمده در دره های شیرکوه، نگاره های روی تخته سنگ کوه ارنان، تکه سفال های منقوش نارین قلعه میبد - متعلق به دوره ایلامی، غارهای استان و آثار معماری و شهر سازی باستانی و ... نشان می دهد مدنیت یزد، در چهار کانون باستانی "مهریز و فهرج" ، "یزد" ، "رستاق و میبد" و "اردکان" متمرکز بوده استپژوهشگران این منطقه را که در مسیر شاه راهای باستانی "ری - کرمان" و "پارس - اسان" قرار داشت، جزو سرزمین های دور دست ماده ها شمرده اند.این منطقه در نیمه هزاره نخست پیش از میلاد، در سرنوشت اتحادیه های قبایل ماد سهم به سزایی داشت. در آن موقع یزد در یک چهار راه منطقه ای قرار داشت و نقش مرزبانی ای ها و نگهبانی راه های بسیاری که به چهار سوی ایران می رفت را ایفا می کرد.بی گمان منطقه یزد در دوران هخا دارای راه های بزرگ ونیز تاسیسات راهداری و مراکز پستی و چاپاری بوده، زیرا علاوه بر راه های شناخته شده باستانی، راه های دیگری را از روی مدارک پیشین باز یافته اند که در آن روزگار، به مراکز اقتصادی و فرهنگی ایران باستان می پیوست. منطقه یزد در دوره ساسانی به ویژه در روزگار "قباد انوشیروان" و "یزدگرد اول" از جایگاه اجتماعی و اقتصادی ویژه ای برخوردار و به عمران و آبادی آن توجه بسیار شده بود.آب انبار با شش بادگیرعلاوه بر این، وجود ای از یادمانهای کهن دینی در این منطقه، نشان می دهد که پیش از فراگیر شدن آئین "نوزرتشتی" ساسانی، ادیان باستانی ایرانی دیگری در این سرزمین رواج داشته اند. از این میان می توان به آیین های "مه رستی" و "نیایش آناهیتا" اشاره کرد. همچنین برخی دیگر از نمادهای باستانی به ویژه چند نیایشگاه کهن "الهه آناهیتا" مانند "پارس بانو"، "پیر سبز" ، "پیر نارکی" و ... که از دیر باز در این مناطق پایدار بوده، نشانگر این مطلب است.از نشانه های گویا و مبین تاریخ دیرین یزد، "سرو پنج هزار ساله" ابرکوه، کشف آثار تمدن ماقب تاریخ در "غربالبیز" مهریز و کشف سکه های مربوط به زمان "پوراندخت ساسانی" است که در میبد ضرب شده اند.
با
تحقیق و بررسی در ورد یزد 50 ص
اختصاصی از هایدی تحقیق و بررسی در مورد شهریار2 با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 85 شهریار سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) در سال ۱۲۸۵ هجری شمس در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکاب در بخش قره چمن آذربایجان متولد شد. پدرش حاجی میر آقا خشکن و از وکلای مبرز و مردی فاضل و خوش محاوره و از خوش نویسان دوره خود و با اینان و کریم الطبع بود.او در اوایل شاعری بهجت تخلص میکرد و بعداْ دوباره با فال حافظ تخلص خواست که دوبیت شاهد از دیوان آمد و خواجه تخلص او را شهریار تعیین کرد. او تحصیلات خود را در مدرسه متحده و فیوضات و متوسطه تبریز و دارالفنون تهران گذراند و تا کلاس آ مدرسه طب تحصیل کرد و به مدارج بالایی دست یافت ولی در سالها آ تحصیل این رشته دست تقدیر او را به دام عشقی نافرجام گرفتار ساخت و این ناکامی موهبتی بود الهی؛ که در آتش درون وسوز و هاب شاعر را شعله ور ساخت و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه ای کشانید تا جایی که از بند علائق رست و در سلک صاحبدلان درآمد و سروده هایش رنگ و بوی دیگر یافت و شاعر در آغازین دوران جوانی به وجهی نیک از عهد این آزمون درد و رنج برآمد و ب ایه هنری اش به سرحد کمال معنوی رسید. غالب غزلهای سو ک او که به دائقه عموم خوش آیند است. این عشق مجاز است که در قصیده شاعر که شب عروسی معشوقه هم هست؛ با یک قوس صعودی اوج گرفته؛ به عشق عرفانی و الهی تبدیل میشود. ولی به قول خودش این عشق مجاز به ح سکرات بوده و حسن طبیعت هم مدتها به همان صورت اولی برای او تجلی کرده و شهریار هم بازبان اولی با او صحبت کرده است.اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود به افسانه زندگی او نزدیک است. عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد. محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ شاعر و سرنوشت عشق بیان
با
تحقیق و بررسی در مورد شهریار2
اختصاصی از ژیکو تحقیق وبررسی در مورد شهریار2 با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 85 شهریار سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) در سال ۱۲۸۵ هجری شمس در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکاب در بخش قره چمن آذربایجان متولد شد. پدرش حاجی میر آقا خشکن و از وکلای مبرز و مردی فاضل و خوش محاوره و از خوش نویسان دوره خود و با اینان و کریم الطبع بود.او در اوایل شاعری بهجت تخلص میکرد و بعداْ دوباره با فال حافظ تخلص خواست که دوبیت شاهد از دیوان آمد و خواجه تخلص او را شهریار تعیین کرد. او تحصیلات خود را در مدرسه متحده و فیوضات و متوسطه تبریز و دارالفنون تهران گذراند و تا کلاس آ مدرسه طب تحصیل کرد و به مدارج بالایی دست یافت ولی در سالها آ تحصیل این رشته دست تقدیر او را به دام عشقی نافرجام گرفتار ساخت و این ناکامی موهبتی بود الهی؛ که در آتش درون وسوز و هاب شاعر را شعله ور ساخت و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه ای کشانید تا جایی که از بند علائق رست و در سلک صاحبدلان درآمد و سروده هایش رنگ و بوی دیگر یافت و شاعر در آغازین دوران جوانی به وجهی نیک از عهد این آزمون درد و رنج برآمد و ب ایه هنری اش به سرحد کمال معنوی رسید. غالب غزلهای سو ک او که به دائقه عموم خوش آیند است. این عشق مجاز است که در قصیده شاعر که شب عروسی معشوقه هم هست؛ با یک قوس صعودی اوج گرفته؛ به عشق عرفانی و الهی تبدیل میشود. ولی به قول خودش این عشق مجاز به ح سکرات بوده و حسن طبیعت هم مدتها به همان صورت اولی برای او تجلی کرده و شهریار هم بازبان اولی با او صحبت کرده است.اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود به افسانه زندگی او نزدیک است. عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد. محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ شاعر و سرنوشت عشق بیان
با
تحقیق وبررسی در مورد شهریار2
شهر خوشبختی کجاست؟ خانه ی خوشبختی کدام طرف است ؟ در جستجوی خوشبختی به کجا باید رفت؟ صاحبدلان عالم خسته شده اند از بس گفته اند که خوشبختی را در بیرون نجویید زیرا خوشبختی در درون خودمان است. آنقدر این حقیقت را گفته اند که از ارزش افتاده و به یک حرف تعارفی تبدیل شده است. حافظ بیچاره فکر کرد که ما با اشارات میتوانیم به اصل منظورش پی ببریم به همین خاطر کلی زحمت کشید تا شعری برای ما بسراید و با اشارات و کنایات و ایهام برایمان بگوید که : سالها دل طلب جام جم از ما میکرد   آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد گوهری کز صدف و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا میکرد   اما اینجانبان که از پندهای مستقیم نمیتوانیم متوجه حقیقت بشویم از کجا میتوانیم منظور حافظ را از روی کنایات بفهمیم؟ بنابراین ما فقط توانستیم از سخن موزون حافظ لذت ببریم و از روی آن آهنگ و ترانه بسازیم و در سفری که برای جستجوی خوشبختی به دور دنیا میرویم ترانه را باز کنیم و از شنیدنش لذت ببریم.  اگر از گلهای باغچه حیاط خانه خودتان لذت نمی بری ، ساز سفر ساز میکنی و دور دنیا راه می افتی و خیال میکنی که میتوانی از باغ گلهای هلند لذت ببری.  اگر از آسمان روستای خودت لذت نبری از آسمان کدام کلانشهر دنیا لذت خواهی برد؟  اگر از حوض نقلی حیاط مادر بزرگ لذت نبری از کدام اقیانوس لذت صید خواهی کرد؟ از همانجا که هستی لذت ببر تا به هرجا که رفتی لذت ببری. به هرجا که خواستی بروی لذت را هم با خودت ببر زیرا در جایی که میروی لذت نمیفروشند. خوشبختی خودت را در درون خودت بیاب که حکما گفته اند : برای یافتن خوشبختی از خود به خود سفر کن. و حکما با همین یک جمله ی کوتاه ، پدر عقل را درآورده اند و اکنون عقل بیچاره ، آواره و حیران شده است و نمیداند که برای اینکه از خود سفر کند باید از خود دور شود یا برای اینکه به خود سفر کند به خود نزدیک شود؟ و سالهاست که بین این دور شدن و نزدیک شدن آواره شده و به حیرت و سرگشتگی دچار شده است. اما حکما بلدند به ما یاد بدهند که چگونه میشود در عین حالی که از خود دور میشویم به خود نزدیک شویم و در عین حالی که از خود سفر میکنیم به خود سفر کنیم.    “بودا” درست در نخستین شب ازدواجش، در حالی که هنوز آفتاب اولین صبح زندگی مشترکش طلوع نکرده بود، قصر پدر را در جست و جوی حقیقت ترک می کند.   این سفر سالیان سال به درازا می کشد و زمانی که به خانه باز می گردد فرزندش سیزده ساله بوده است!   همسرش بعد از این همه انتظار چشم در چشمان “بودا” می دوزد،و می پرسد : آیا آن چه را که دنبالش بودی در همین جا و در کنار خانواده ات یافت نمی شد؟! و بودا می گوید: “حق با توست! اما من پس از سیزده سال تلاش و تکاپو این نکته را فهمیدم کهجز بی کران درون انسان نه جایی برای رفتن هست و نه چیزی برای جستن!” حقیقت بی هیچ پوششی کاملا و آشکار در کنار ماست    

دوستان سلام ! ابتدای ماه رمضان با این دو گوش شنوای خودمان شنیدیم که بلند گوی ت اعلام فرمود ت این اختیار را ندارد که ساعت شروع به کار ادارات را در ماه مبارک تغییر دهد و این کار قانون شکنی است و از ساحت مقدس این ت به دور است. حالا این که اصلا معنی قانون شکنی چیست و حدود اختیارات ت چقدر است ، بماند . چون خودش به یک پست کامل نیاز دارد و الان . پایه دوم – درس دوازدهم – درآرزوی توباشم باتوجه به ات زیر به سؤالات پاسخ دهید . درآن نفس که بمیرم درآرزوی توباشم / بدان امیددهم جان که خاک کوی توباشم به مجمعی که درآیندشاهدان دوعالم / نظربه سوی تودارم ،غلام روی توباشم حدیث روضه نگویم ،گل بهشت نبویم / جمال حورنجویم ، دوان به سوی توباشم به خوابگاه عدم گرهزارسال بخسبم / به خواب عافیت آن. داریم خونه می یم. البته چون داریم یه ذره پیشرفت میکنیم خیلی تو وام میفتیم. ولی واقعا ارزشش رو داره. چون به هر حال الان وضعمون یه ذره ت خورده و دیگه مثل اون موقع ها اوضاعمون اب نیست. و به جای این که همیشه تو آسایش باشیم و فردای بچه ها رو اب کنیم و مثل خودمون کاسه "چه کنم" دست بگیرن و دوره بیفتن و زندگی بدی داشته باشن، ما خودمون رو تو . ع ها و نوشته های زیبا و باحال مخصوص طرفداران تیم قرمز پوش پرسپولیس.ویژه دربی 95 در این مطلب از انسان شاد برای شما پرسپولیسی های عزیز متن های پرسپولیسی و ع های زیبایی را آماده کرده ایم. گالری ع در سایت انسان شاد متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی همگان باید بدانند رویایی ترین لحظات، زمان غلبه سرخی غروب بر تلالو آبی آسمان است. باید بدانند خون تا ابد سرخ باقی خواهد ماند ولی به محض ناپدیدی آبی آسمان همه خوشحال می شوند، چون لحظاتی بعد باران خواهد آمد! متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی تو دنیای زمین و توپ رنـگی / یه پرسپولیس داریم به چه قشنگی اسم قشنگش روی تخت جمشید / از اون قدیم ندیـما می درخشید رنگ آتیش غیرت پیـرهنـش / میاره افتخار واسه میهنش طرفداراش سر به فلک می کشن / عاشق رنـگ مثل آتیششـن دفاع محکمـش مثل یــه سّده / هـر ـی از جونش نـذاره ، ردّه متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ پرسپولیسی ها ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺟﺪﯼ ﺩﺍد:
ﺳﺨﻨﮕﻮﯼ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ
پرسپولیسی ها ﺧﯿﻠﯽ ﭘﺮﭼﻤﺸﻮﻥ ﺑﺎﻻﺱ
ﺗﻮﯼ ﺧﻄﻮﻁ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﺍﺧﻼﻝ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ! متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ؟!
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻮﺭﯾﻨﯿﻮ ﺩﺭ ﭼﻠﺴﯽ!
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﮐﺎ ﺩﺭ ﻣﯿﻼﻥ!
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻟﯿﻮﺭﭘﻮﻝ ﺩﺭ ﺻﺪﺭ ﺟﺪﻭﻝ ﻟﯿﮓ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ!
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﻧﯽ ﻭ ﻣﻮﯾﺲ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ هم!
ﻣﯿﮕما یه وقت استقلال
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ۶ ﺗﺎ ﻧﺨﻮﻭﺭﻩ؟ متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی ماندگار ترین دیالوگ دودکش:
پوریا بابا استقلال همونه که شیش تا میخوره متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی فکر کن تو این شرایط بحرانیه
تحریم و شدن اینترنتو
گرون شدن دلار و ش ت عشقى
و اسید پاشی و سرطان و تورم و گرونى و…
استقلالی هم باشی… متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
فرهاد بیا که ایمون بیچاره کرده ما را متن های پرسپولیسی,پرسپولیس,طرفدارارن پرسپولیس,دربی وقتی به مشکلاتم فکرمیکنم
میخوام خودکشی کنم
ولی وقتی یادم میاد استقلالی نیستم
مشکلاتو فراموش میکنم و از خدا تشکر میکنم ع ها و نوشته های زیبا و باحال مخصوص طرفداران تیم قرمز پوش پرسپولیس.ویژه دربی 95 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنندبه کوشش: رضا باقریان موحد
  آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند*** آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند
دردم نهفته بِه ز طبیبان مدّعی*** باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی کشد*** هر حکایتی به تصوّر چرا کنند
چون حُسن عاقبت نه به رندی و زاهدی است*** آن به که کار خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در من یزید عشق*** اهل نظر معامله با آشنا کنند
حالی درون بسی فتنه می رود*** تا آن زمان که بر افتد چها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار*** صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند
مِی خور که صد گناه از اغیار در حجاب*** بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید ازو بوی یوسفم*** ترسم برادران غیورش قبا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره ی حضور *** اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
بنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان*** خیر نهان برای رضای خدا کنند
حافظ دوام وصل میسر نمی شود*** شاهان کم فات به حال گدا کنند تفسیر عرفانی
1. انی که با یک نگاه خود،خاک را تبدیل به زر و کیمیا می کنند، آیا می شود به ما هم عنایت و توجهی داشته باشند؟ حالا که درمان دردها را می دانند، آیا می شود درد ما را هم دوا کنند؟
2.بهتر این است که درد خود را از طبیبان لاف زن پنهان سازم.امید است که روزی فرا رسد که درد درونم از خزانه ی غیب و به عنایت پروردگار درمان شود.
3.وقتی معشوقی ازلی و حقیقی از نگاه ها پنهان است و جمال بی مثال او آشکار نیست، چرا هر از روی هوس و گمان و خیال باطلی که قادر به درک حقیقت غیب نیست از او تصویری می سازد و درباره ی او سخن می گوید؟
4.حال که رسیدن به رستگاری و عاقبت به خیر شدن به رندی و مستی یا زهد و پرهیز وابسته نیست، پس بهتر آن است که کار و احوال خود را به لطف و توجه و اراده ی خداوند واگذار کنیم و بر او توکّل نماییم.
5.اهل معرفت باش، معرفتی که مجموعه ای از علم و عشق و ایمان و ارادت را در بر می گیرد.چه به هنگامی که عشق ندای معامله سر می دهد، عارفان و صاحبان بصیرت و آشنایان رموز عشق، با ی معامله و از ی دستگیری می کنند که آشنایی و اهلیت عشق و درد و طلب داشته باشد.
6.اکنون که در برابر این مدعیان دروغین حجاب غیب وجود دارد و از درک اسرار محرومند، این قدر آشوب به پا کرده و آشفته حالند، باید دید زمانی که ها از جلو چشمانشان کنار می رود و به کرامت واقعی دست پیدا می کنند، چه خواهند کرد و چه خواهند گفت؟
7.سنگ هم از شنیدن حکایت فراق معشوق می نالد و تو از این مسئله تعجب مکن؛ زیرا عارفان و صاحبان بصیرت، حکایت عشق و سخن دل را خوب و زیبا بیان می کنند.
8.باده بنوش، زیرا اگر تو گناه کنی که از چشم بیگانگان پنهان باشد و خود بدانی که گنا اری، بهتر از عبادت و طاعت همراه با تظاهر و تزویر است.
9.می ترسم پیراهن یوسف که قرار بود به نزد حضرت یعقوب (ع)برده شود و بوی خوش آن روشنی بخش چشمان یعقوب گردد، در میان راه به دست برادران حسود او شود.
10.از کوی میخانه گذر کن تا انی را که در این کوی حضور دارند و دل به تو بسته اند، مشاهده کنی که چگونه تمام وقت خود را صرف ذکر و دعا در حقّ تو می کنند.
11.اگر می خواهی این کار خیر را انجام دهی که مرا نزد خود دعوت کنی، به شیوه ی بخشندگان این کار را پنهانی و به دور از چشم حسودان و رقیبان انجام بده؛ زیرا انسان های کریم و بخشنده، برای رضای خدا به طور مخفیانه احسان و نیکی می کنند.
12.ای حافظ!زمان وصال و دیدار معشوق همیشگی نیست، زیرا که شاهان کمتر به گدایان درگاه خویش توجه می کنند و یا اصلاً توجهی نمی نمایند. منبع مقاله: باقریان موحد، رضا؛ (1390)، شرح عرفانی دیوان حافظ بر اساس نسخه قاسم غنی و محمد قزوینی، قم: کومه، چاپ اول. اختصاصی از یاری فایل تحقیق شهریار با و پر سرعت .
 تحقیق شهریار
 تحقیق شهریار دسته بندی : علوم انسانی _ تاریخ و ادبیات، تحقیق
فرمت فایل:  image result for word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) فروشگاه کتاب : مرجع فایل   قسمتی از محتوای متن ... تعداد صفحات : 51 صفحهشهریار سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) در سال ۱۲۸۵ هجری شمس در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکاب در بخش قره چمن آذربایجان متولد شد.
پدرش حاجی میر آقا خشکن و از وکلای مبرز و مردی فاضل و خوش محاوره و از خوش نویسان دوره خود و با اینان و کریم الطبع بود.
او در اوایل شاعری بهجت تخلص میکرد و بعداْ دوباره با فال حافظ تخلص خواست که دوبیت شاهد از دیوان آمد و خواجه تخلص او را شهریار تعیین کرد.
او تحصیلات خود را در مدرسه متحده و فیوضات و متوسطه تبریز و دارالفنون تهران گذراند و تا کلاس آ مدرسه طب تحصیل کرد و به مدارج بالایی دست یافت ولی در سالها آ تحصیل این رشته دست تقدیر او را به دام عشقی نافرجام گرفتار ساخت و این ناکامی موهبتی بود الهی؛ که در آتش درون وسوز و هاب شاعر را شعله ور ساخت و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه ای کشانید تا جایی که از بند علائق رست و در سلک صاحبدلان درآمد و سروده هایش رنگ و بوی دیگر یافت و شاعر در آغازین دوران جوانی به وجهی نیک از عهد این آزمون درد و رنج برآمد و ب ایه هنری اش به سرحد کمال معنوی رسید.
غالب غزلهای سو ک او که به دائقه عموم خوش آیند است.
این عشق مجاز است که در قصیده شاعر که شب عروسی معشوقه هم هست؛ با یک قوس صعودی اوج گرفته؛ به عشق عرفانی و الهی تبدیل میشود.
ولی به قول خودش این عشق مجاز به ح سکرات بوده و حسن طبیعت هم مدتها به همان صورت اولی برای او تجلی کرده و شهریار هم بازبان اولی با او صحبت کرده است.
اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود به افسانه زندگی او نزدیک است.
عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی.
.
.
.  متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا نماییدبعد از پرداخت ، لینک را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.( برای پیگیری مراحل پشتیبانی حتما ایمیل یا شماره خود را به صورت صحیح وارد نمایید )«پشتیبانی فایل به شما این امکان را فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده دریافت نمایید »
با
تحقیق شهریار
مجموعه: دنیای بازیگران

بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع پوریا پورسرخ,تصاویر پوریا پور سرخ جدیدترین ع های پوریا پور سرخ   جدیدترین تصاویر و بیوگرافی کامل پوریا پور سرخ پوریا پورسرخ (زاده ۴ تیر ۱۳۵۶) بازیگر ایرانی سینما و مجموعه های تلویزیونی است. پوریا پورسرخ قبل از بازیگری، در نشریات مختلف هنری و اجتماعی به عنوان خبرنگار مشغول به کار بوده. نخستین فعالیت بازیگری پوریا پورسرخ در مجموعه صاحبدلان بود. بیوگرافی کامل پوریا پورسرخ پوریا پورسرخ متولد ساعت 4 صبح روز چهارم تیرماه 1356 است. پوریا در محله جردن تهران متولد شده و بزرگ شده همانجاست و فرزند اول خانواده است. پوریا پورسرخ دو خواهر و یک برادر کوچکتر از خود دارد. مادرش معلم زبان است و پدرش بازنشسته شرکت نفت می باشد. پوریا پورسرخ مجرد است. بسیار به کانون گرم خانواده اش می بالد و به خوبی از خانواده اش یاد می کند. در خانواده پوریا پورسرخ همه دارای تحصیلات عالیه هستند.   دوران کودکی پوریا پورسرخ پوریا پورسرخ در کودکی بسیار شرو بوده. البته با همه این تفاسیر درسهایش عالی بوده. از بس که درسهایش خوب بود به سادگی وارد شد. پوریا پورسرخ بر خلاف عقیده والدینش رشته تحصیلی اش را خودش انتخاب کرد. علاقه زیاد پوریا پورسرخ نسبت به رشته تحصیلی اش انقدر بود که بعد از گذراندن چند ترم وارد بازار کار شد. حتی بعد ازاخذ مدرک کارشناسی ارشد مدتی را برای کار به خارج از کشور رفت و همزمان به تحصیل هم ادامه داد. از انجا که پدر پوریا پورسرخ در شرکت نفت بوده دوران دبستان را در ای مختلف به خصوص ای جنوبی بوده است. پوریا پورسرخ دوران راهنمایی را در مدرسه شهید باهنر تهران و دوران دبیرستان را در مدرسه رازی گذرانده است. پوریا پورسرخ دوران لیسانسش را در رشته اصلاح نباتات شیراز که در ا ین سال تحصیلی رتبه سوم را به دست اورده است. پوریا پورسرخ دوران فوق لیسانس را در تهران و رشته فیزیولوژی گیاهی گذراند که باز هم با رتبه سوم، فارغ حصیل شد.   ع پوریا پورسرخ,بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع جدید پوریا پور سرخ پوریا پورسرخ در کودکی بسیار شرو بوده است   کیس مناسب برای ازدواج پوریا پورسرخ هنوز هم مجرد است و به همراه خانواده اش در جردن زندگی می کند. پوریا پورسرخ هنوز برای ازدواج تصمیمی نگرفته، علت اصلی این تصمیم را هم شرایط فعلی مدشده در بین جوانان اعلام می کند. به نظر پوریا پورسرخ در دوره ای که مد شده اتومبیل شما چیست؟ منزلتان کجاست؟ کجا مسافرت می روید و این سوالها بین دختر و پسرها مد شده ادم به اسودگی نمی تواند کیس مناسب خود را پیدا کند. پوریا پورسرخ می گوید:به محض این که کیس مناسبم را پیدا کنم و از همه جهات ببینم که با هم هماهنگی و تفاهم داریم مطمین باشید که معطل نخواهم کرد. به نظر پوریا پورسرخ که در محله جردن تهران می نشیند اصلا مرزبندی های شمال شهرو پایین شهر بی معنی است.   پوریا پورسرخ در کارش پشتکار زیادی دارد
پوریا پورسرخ قبل از ان که در سریال وفا بازی کند، همزمان با ورودش به مقطع ا پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی فرار بزرگ را پذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد.  پوریا پورسرخ به خاطر این که هم درس می خواند و هم کارش را که به رشته تحصیلی اش مربوط بوده را انجام می داد و ازسوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود شبانه روز وقت گذاشت تا بتواند به خوبی از عهده کارهایش براید. به قول خودش حتی در 24 ساعت وقت کم می اورد اما پشتکار پوریا پورسرخ واقعا عالی و مثال زدنی بود.   بزرگترین شانس زندگی پوریا پورسرخ پوریا پورسرخ در اوا سال1384 پیشنهاد بازی در سریال وفا را به سفارش اقای لطیفی پذیرفت. شخصیت ژوبین پناهی انقدر برای او جذاب بود که نتواند نه بگوید. به نظر پوریا پورسرخ سپردن نقش ژوبین به او یکی از شانس های بزرگ زندگی اش بود. به خاطر بازی در سریال وفا چندین ماه درگیر این پروژه بود. حتی پوریا پورسرخ دو ماه را در لبنان سپری کرد. با پخش سریال وفا زندگی پوریا پورسرخ وارد مرحله تازه ای شد. خیلی زود ع ها و پوسترهای پوریا پورسرخ در همه جا پخش شد. اسم او یک شبه بر سر زبانها افتاد و به اوج رسید. البته این اتفاق فرخنده باعث شد تمام فعالیت های قبل از عید پوریا پورسرخ مثل تحصیل و کارش مختل شود. البته باید گفت هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.   فقط ی کشاورزی پوریا پورسرخ شاگرد بسیار درسخوان و زرنگی بوده در سال 1374 یک بار در کنکور تجربی شرکت کرده و قبول شد اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد. با این که پوریا فوق العاده درسخوان بوده خیلی ها شرکت در کنکور تجربی او را به خاطر ضعف در درس های ریاضی و فیزیک می دانستند. پوریا پورسرخ به اصرار خانواده و به خاطر ثابت ادعاهای دروغ اطرافیان در کنکور ریاضی هم شرکت کرد و در رشته ی عمران هم قبول شد. پوریا پورسرخ حتی در کنکور پزشکی دوبار شرکت کرد و برای اثبات شایستگی هایش با امتیاز بالاتر از رشته تحصیلی اش قبول شد. با وجود مخالفت خانواده با رشته تحصیلی اش توانست انها را مجاب کند که با ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه اش موافقت کنند. پدر و مادر پوریا پورسرخ به شدت مخالف ادامه تحصیل او در رشته ی کشاورزی بودند.   پوریا پورسرخ یکی از بی انضباط ترین شاگردان مدرسه بوده
با وجود درسخوان بودن پوریا پورسرخ به هیچ عنوان بچه ارام و سربه زیری نبوده تا انجا که عالم و ادم را از دست خود عاصی کرده بود اما درسخوان بودن پوریا پورسرخ مانع از برخورد اولیای مدرسه با او می شد. به جز جغرافیا انضباط همه درسهایش در حد عالی بود. پوریا پورسرخ در تمام دوران تحصیلش از جغرافیا گریزان بود به حدی که یک بار مجبور شد با تک ماده قبول شود. با وجود ان که همیشه در درسهایی مثل فیزیک و ریاضی و شیمی و مثلثات و هندسه 20 می گرفت در دوران دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کرد.پوریا پورسرخ در تمام دوران تحصیلی اش از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و کمترین نمره های کارنامه اش همان نمره های انضباط بوده که با ارفاق اولیا مدرسه و به خاطر کم نشدن معدلش 17 و 18 می شده است.   پوریا پور سرخ,بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع پوریا پورسرخ پوریا پورسرخ هنوز هم مجرد است   پوریا پورسرخ برای رسیدن به خواسته هایش شبانه روز تلاش میکرد
با وجود همزمانی تحصیل و کار و بازیگری پوریا پورسرخ هرگز شانه خالی نکرد. حتی به خاطر ادامه تحصیل دو سال را خارج از کشور و با شرایط مدرن امروزی گذراند. در سال 1382 به تهران بازگشت با وجود کار و تحصیل و موفقیت در مقطع کارشناسی ارشد و پرداختن به شغل بازیگری و فشار کار و تحصیل مردانه ایستاد وبا پشتکار شخصی اش زیر فشار درس و هنر مقاومت کرد و توانست از عهده همه موارد به خوبی براید. پوریا پورسرخ هیچ وقت حاضر نشد یکی از کار و هنر و تحصیل را کنار بگذارد و به خاطر موفقیت در همه موارد شبانه روز وقت گذاشت.   قطار شایعه در مورد پوریا پور سرخ
پس از مطرح شدن پوریا پورسرخ در جامعه هنری شایعات فراوانی از سوی افراد و نشریات مختلف به دنبال او راه افتاده است. پوریا پورسرخ همواره با خونسردی و متانت خاصی با این شایعات برخورد کرد و توانست دهان همه منتقدان و شایعه سازان را ببندد. پوریا پورسرخ معتقد است که به دنبال هر ی که کمی به چشم می اید و مطرح می شود شایعه هست و خواهد بود خواه و ناخواه مردم به این شایعات دامن می زنند. این موضوع هم به نحوه برخورد ی که شایعه در مورد او ساخته شده بر می گردد، البته من کاری با حواشی ندارم اما هر وقت به مطلب یا تیتری برمیخورم که خیلی غلو کرده حتما با ان نشریه تماس می گیرم و با سردبیرش صحبت می کنم. اما باور کنید اصلا اهل شکایت نیستم مطمئنا اکثر نشریات این شایعات را برای فروش بیشتر تیتر یک می کنند.   نظر پوریا پورسرخ در مورد خداحافظی با سینما از دید پوریا پورسرخ سینما و تلویزیون واقعا بی رحم است. خیلی ها مدتی جزو استارهای سینما بوده اند و بار سینما را به دوش کشیده اند اما حالا با بی مهری مواجه شدند و خدا می داند ا وعاقبت من چه خواهد شد اما من هرلحظه خودم را برای خداحافظی با سینما و تلویزیون اماده کرده ام و همیشه و هرلحظه که بخواهم می توانم این کار را م. من به این حرفه به عنوان یک شغل درامد زا نگاه نمی کنم و دلبستگی ام به خاطر علاقه به هنر است نه چیز دیگر. اما به هر حال من برای بهتر شدن کارم در هر زمان تلاش لازم را انجام می دهم.   دوستان صمیمی پوریا پور سرخ از دوستان صمیمی پوریا پورسرخ که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسین لطیفی است که در سریال فرار بزرگ و به پیشنهاد او ایفاگر نقش فرهاد بود که این اشنایی در سریالهای وفا و صاحبدلان انجامید. این دوستی انقدر پیش رفته که حتی پوریا پورسرخ در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با اقای لطیفی م می کند.   بهترین های دنیای فوتبال از نظر پوریا پورسرخ
اسطوره پوریا پورسرخ در میان فوتبالیست های تاریخ ایران «ناصر حجازی» است که از نظر پوریا پورسرخ «زمین تا اسمان» با بقیه فرق دارد و بی رقیب در صدر لیست محبوب ترین و بهترین های تاریخ فوتبال ایران ایستاده است.   «علی پروین»هم به خاطر خدماتی که به عنوان بازیکن، کاپیتان و مربی به فوتبال ایران کرده مورد احترام شدید پوریا پورسرخ است و بین بازیکنانی که در حال حاضر شاغل هستند و هنوز بازنشسته نشده اند نیز «علی »را یک سروگردن بالاتر از بقیه می داند. به عقیده پوریا پورسرخ سمبل و شناسنامه فوتبال ایران در دنیاست و شایستگی و لیاقت جایگاهی که در ان ایستاده را به خوبی داراست. به جز ,رضا عنایتی,محمد نوازی و حامد کاویانپور را هم دوست دارد و از سبک بازی و افتخاراتی که برای ایران و باشگاهشان افریده اند خوشش می اید.   پوریا پورسرخ بر خلاف بعضی از بازیگران که به خاطر مطرح ماندن در رو مه ها هر روز با یک بازیکن ع روی جلد می گیرند و سر تمرین این تیم و ان تیم می روند تا خبر حضورشان در جراید درج شود، فقط با رضا عنایتی رفیق است و او را به خاطر اخلاق رفتارش در خارج از زمین فوتبال به عنوان دوست قبول دارد. البته پوریا پورسرخ، عنایتی را بهترین مهاجم حال حاضر در ایران هم می داند و رکورددار گ نی تاریخ لیگ را یکی از پنج مهاجم برتر تاریخ فوتبال ایران می شناسد.   سریال های تلویزیونی پوریا پورسرخ  فرار بزرگ ۱۳۸۳ وفا  ۱۳۸۵ صاحبدلان ۱۳۸۵ شکرانه
۱۳۸۶   روز حسرت  ۱۳۸۷  رستگاران  ۱۳۸۸ پایتخت ۱ ۱۳۸۹  مسیر انحرافی ۱۳۹۰    سقوط آزاد ۱۳۹۰   دختران حوا ۱۳۹۱  مرد نقره ای ۱۳۹۱  ماتادور ۱۳۹۱  کیمیا ۱۳۹۴  
های سینمایی پوریا پورسرخ  جنایات و جنحه ۱۳۸۴  مهمان ۱۳۸۵     مصائب دوشیزه ۱۳۸۵   پسران آجری ۱۳۸۵    روز سوم   ۱۳۸۵ عیار ۱۴ ۱۳۸۷  حرکت اول ۱۳۸۷  دل خون  ۱۳۸۷ خاطره ۱۳۸۷ آناهیتا ۱۳۸۷ به دنبال خوشبختی ۱۳۸۸  شیر و عسل ۱۳۸۸  چراغ قرمز    ۱۳۸۸  ناسپاس    ۱۳۸۸  روز رستاخیز ۱۳۸۹  هر چی خدا بخواد ۱۳۸۹  گلوگاه ۱۳۸۹  آ ین سرقت ۱۳۸۹  آقای الف  ۱۳۹۱ قرار بعدی همان جا ۱۳۹۲         جدیدترین تصاویر پوریا پورسرخ
بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع بیوگرافی پوریا پورسرخ,جدیدترین ع پوریا پورسرخ ع های اینستاگرام پوریا پورسرخ
  پوریا پور سرخ,بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع بیوگرافی پوریا پورسرخ جدیدترین تصاویر پوریا پور سرخ
  بیوگرافی پوریا پورسرخ,پوریا پور سرخ,تصاویر پوریا پورسرخ بیوگرافی پوریا پور سرخ و ع پوریا پور سرخ   بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع جدید پوریا پور سرخ ع جدید پوریا پور سرخ   پوریا پور سرخ,بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع پوریا پورسرخ بیوگرافی پوریا پورسرخ+ ع های پوریا پور سرخ   بیوگرافی پوریا پورسرخ,ع جدید پوریا پورسرخ,ع پوریا پورسرخ تصاویر جدید پوریا پور سرخ
  پوریا پور سرخ,تصاویر پوریا پور سرخ,ع پوریا پورسرخ ع ها و بیوگرافی پوریا پور سرخ   منبع:bazigaranci.parsiblog از بازیگران بیشتر بدانید احسان خواجه ی برای «ماتادور» می خواند+ع پوریا پورسرخ و پولاد کیمیایی «ماتادور» می شوند پولاد کیمیایی، پوریا پورسرخ و علی رام نورایی در یک سریال پلیسی تازه ترین گفتگوی پوریا پورسرخ درباره مسیر انحرافی و انتقادهای بی رحمانه: نزدیک بود چشم ام را از دست بدهم خبرهای جدید ازلیلا اوتادی، بهاره رهنما و... دفاع رئیس عملیات بچه های حفاظت از کارگردان "ماتادور" + تصاویر


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] وجود زمان(عج) در دوران غیبت فواید زیادی برای ما دارد و در این مطلب هیچ شکی نیست. (ص) هم در این مورد فرموده است: ای والذی بعثنی بالنبوه ، انهم لینتفعون به و یستضییون بنور ولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب ..« بسم الله الرحمن الرحیم »   وجود زمان(عج) در دوران غیبت فواید زیادی برای ما دارد و در این مطلب هیچ شکی ن. اگر با ظلم پیکاری نکردی! 
«به عمر خویشتن کاری نکردی»
 
نکوشیدی برای حقّ محروم
علی رفتار، رفتاری نکردی !
 
وش «فاطمی» معیار عدل است
چرا از عدل، معیاری نکردی؟
*
بیا بار دگر، با سربداران
اگر سر، بر سرِ داری نکردی !
 
سحرگاهان به یاد بی ان باش
وگرنه، ذکرغفّاری نکردی !
 
شب، سجود و، روز، جود ا. اختصاصی از سورنا فایل تحقیق و بررسی در مورد محمد غزّالی طوسی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 23 مقدمهحجة ال ، ابو حامد، محمد غزّالی طوسی، بزرگمردی که در سال 450 هجری قمری در روستای طابران طوس از مادر بزاد، کودکی و جوانیش صرف دانش اندوزی و جهانگردی شد تا آنکه در مرز چهل سالگی در انواع رشته های علوم ی سرآمد دانشوران روزگار خود گشت و نامش در سراسر جهان آن روزگار زبانزد همگان گردید.غزالی با نوشته های عمیق و پرمغز خود به قالب انواع علوم ی جان تازه ای دمید، و در زمینه تصوف و عرفان، فلسفه و کلام، روان شناسی و اخلاق، نوآوریها کرد. وی از 39 سالگی به بعد برای تصفیه روح و نگارش ارزنده ترین آهار خود مردم گریز شد و تا پایان عمر در گمنامی و گوشه نشینی بسر برد. سرانجام در سال 505 هجری پس از پنجاه و پنج سال زندگی پر ثمر چراغ زندگیش در زادگاهش فرومرد، اما مشعل پرفروغ شه در کنار آثار فراوان و ارزنده ای که از خود باقی گذاشته همچنان فروزان برجای مانده، و این فروزندگی تا کیش مسلمانی برجای باشد و زبانهای تازی و پارسی پایدار، صاحبدلان را در مسائل دینی و اخلاقی و اجتماعی و ادبی روشنگر بسیاری از حقایق خواهد بود.زندگینامه غزالیسال میلاد غزالی (450 ه.ق = 1058 م)نام کامل وی حجة ال ابوحامد محمد بن محمد بن محمد غزّالی طوسی است. “غزال” (با فتح غین و تشدید ز) بر پیشه وری اطلاق می شده که نخِ پشم می فروخته، پیشه وری که پشم خام تهیه می کرده و پس از حلاجی با دستمزدی اندک به ن پشم ریس می س تا به نخ تبدیل شود و برای فروش آماده گردد. این پیشه هنوز در مشهد به نامهای حلاج، ن ، نخ فروش رایج است. این معنی را خود غزالی در کتاب احیاء علوم الدین یادآور شده است.پدر غزالی پارسا مردی بوده صوفی مسلک، که در شهر طوس حرفه غزالی یا نخ پشم فروشی داشته است. چون مرگ این صوفی نزدیک میشود، دو فرزند خود – محمد و احمد – را با مختصر اندوخته ای که داشته به دوستی از هم مسلکان خویش می سپرد و به او می گوید: چون بر اثر محرومی از هنر خواندن و نوشتن اندوه فراوان خورده ام آرزودارم که فرزندانم ازین هنر بهره ور گردند.آغار یتیمی (احتمالاً 457 ه.ق = 1065 م)پس از یتیم شدن این دو کودک، وصی درستکار تربیت آنان را برعهده می گیرد تا هنگامی که میراث اندک پدرشان تمام میشود و خود صوفی از اداره زندگی آنان فرو می ماند. آنگاه با اخلاص به آن دو پیشنهاد میکند تا برای گذران زندگی و ادامه تحصیل در زمره طلاب جیره خوار مدرسه ای از مدارس دینی شهریه بدهِ روزگار خود درآیند؛ و آنان از راه ناچاری پیشنهاد وی را می پذیرند. این سخن ابوحامد محمد غزالی که “برای غیرِ خدای عمل آموختم، ولی علم جز خدای را نپذیرفت” می تواند مؤید این حقیقت باشد.راه یافتن به مدرسه (463 ه.ق = 1070 م)این تاریخ نیز تقریبی است، یعنی ممکن است یکی دو سال پیش از این در شمار طلاب جیره خوار مدرسه جای گرفته باشد. زیرا خودش در نامه ای که به پادشاه سلجوقی می نویسد ازین راز چنین برمیگیرد:«بدان که این داعی پنجاه و سه سال عمر بگذاشت، چهل سال در دریای علوم دین غواصی کرد تا به جایی رسید که سخن وی از اندازه فهم بیشتر اهل روزگار درگذشت».اگر این گفته غزالی را که “چهل سال در دریای علوم دین غواصی ” بپذیریم، تاریخ راه یافتن او به جرگه علمای دین به روزگار سیزده سالگی وی مسلم میشود. یعنی درین هنگام مقدمات کار دانش اندوزی را فراگرفته بوده است .پس ازآنکه در مدرسه دینی از حداقل نیازمندیهای زندگی برخوردار شد، با خاطر آسوده و امید فراوان، دل به کتاب سپرد و گوش به سخن فرا داد تا هنگامی که برای آموختن علم فقه آمادگی پیدا کرد و توانست در ردیف شاگردان خوب نخستین ش، احمد بن محمد رادکانی، جای گیرد. نخستین دوره طلبگی غزالی را در طوس – براساس برخی قراین – می توان حدود پنج سال حدس زد؛ یعنی هنگامی که وی از شهر طوس رهسپار جرجان شد تا از محضر دومین ش، ابوالقاسم اسماعیلی جرجانی، بهره ور شود، احتمالاً نوجوانی هیجده یا نوزده ساله بود.نخستین سفر (احتمالاً 468 ه.ق = 1075 م)بی تردید نخستین سفر دانشجویی غزالی سفری است که وی از طوس به جرجان رفته است، اما این سفر در چه سالی انجام شده و غزالی در آغاز این سفر چندساله بوده است، در مآخد موجود روشن نیست. اگر فرض کنیم در هیجده یا نوزده سالگی راهی این سفر شده، و احتمالا مدت رفت و برگشت
با
تحقیق و بررسی در مورد محمد غزّالی طوسی
اختصاصی از یاری فایل تحقیق حافظ با و پر سرعت .
دسته بندی : تاریخ و ادبیات فرمت فایل :  doc ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) word قسمتی از محتوی متن ...   تعداد صفحات : 22 صفحه به نام خدا خواجه شمس الدین محمد حافظ به سال 792 هجری قمری در شیراز که خاک عنبر عشق می رویاند وباغهای سرو سر به فلک کشیده اش صاحبدلان را درس ایستادگی و می داد، دیده به جهان گشود.
پدرش کمال الدین از مردم تویسرکان یا بهاءالدین از اهالی کوپایه اصفهان و مادرش زنی با فضیلت از مردم کازرون بود.
در دوران جوانی پدرش ملاءعلی جایگاه قدس قدسیان عروج فرمود و سه فرزند و همسر خویش را تنها گذاشت .
برادران بر اثر فشار تنگدستی هر یک به دیاری رفتند و محمد با مادر تنهای تنها با بیم و هراس به آینده ای که داشتند می شیدند تا اینکه مادر محمد فرزند کوچک خود را که آن روز از اداره اش ناتوان بود ، امور تربیت و تحصیلش را به آشنایی از اهل راز سپرد، از این زمان فراگیری را در کنار کار و ب آغاز کرد محمد پس از گذشت زمانی کوتاه خود کوشید کاری مستقل اختیار کند راه زندگی را به تنهایی بپیماید و با سختیها آشنا شود به همین جهت شاگردی دکان نانوایی را اختیار کرد و به شغل خمیر گیری مشغول شد، چون خمیرگیران را رسم بود که از نیمه شب برخیزند و خمیر نان صبحگاهی را فراهم آورند، این سنت برای محمد بسیار فرصت مناسبی بود که ساعات خاص سحرگاهی را درک کند وارفیوضت آن بهره مند گردد، که فرموده اند بیداری سحرگاهی مقدمه بیداری باطنی و بینش و حرکت ملکوتی و روشنایی معنوی او گردید ، که خود پس از طی مراتب معنوی فرموده است: «هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود» رفتن به مکتب در همان ایام که به خمیرگیری در دکان نانوایی اشتغال داشت رفت و آمد مکتب خانه ای که در جنب محل ب او بود نظرش را به خود جلب نمود مصمم شد که در کنار دیگران به فراگیری مقدمات علوم رسمی بپردازد .
به امید لطف و عنایت الهی به مکتب رفت و شروع به تحصیل علم نمود، از آنروز درآمد روزانه اش را که از خمیرگیری ب می کرد به چهار قسمت تقسیم نمود ، قسمتی برای معاش مادر، قسمتی برای معلم ، قسمتی برای خود و قسمتی برای فقراء اختصاص داد.
در همین ایام نیز قرآن را به خوبی فرا گرفت.
اعتکاف در بقعه بابا کوهی محمد در رفت و آمد به مکتب متوجه شده بود که در جنب مکتب خانه جوانی دارای ذوق ادبی و قریحه شاعری به بزازی مشغول است ، او می دید که گاهی جوانان شاعر پیشه و ادب دوست در همان مغازه بزازی مجلس شعر و ادب بر پا می دارند ، محمد نیز گاهی به جمع آنان می رفت و شعر سرودن را می آموخت.
این گونه محافل را که هنوز هم در گوشه و کنار ا دیده می شود راه و رسم چنین است که سروده های شرکت کنندگان را مورد تشویق و تایید قرار داده ، در بعضی مواقع هم ایرادهای آن را می شمارند و به اصطلاح نکاتی را که شاعر به آن توجه نداشته می پردازند.
یک روز محمد سروده خویش را در محفل شاعرانه ای که شرکت می نمود خواند ، حضار پی در پی به خورده گیری پرداختند به حدی با ناراحتی محمد مواجه شدند، عاقبت محمد با گرفتگی محل را ترک گفته با خاطره ای افسرده ، دلی گرفته راه بقعه بابا کوهی را در پیش گرفت .
ساعتی در روضه مبارکه آن عارف کامل به راز و نیاز پرداخت ، در همان تضرع و زاری بود که ملهم شدار بعینی در جوار تربت مطهر و مشهد معطر هادی راهی که کاملی واصل بوده استنگاه دارد.
از آن پس شبها را در چاهی که به چاه مرتاض علیشاه معروف است یکه و تنها به راز و نیاز به در گاه حضرت بی نیاز مشغول شد.
عاقبت نیز دعای آن سوخته دل به هدف اجابت رسید و شاهد مقصود روی نمود. متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا نمایید بعد از پرداخت ، لینک را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.
با
تحقیق حافظ
اختصاصی از رزفایل حافظ شیراز با و پر سرعت .
فرمت فایل:  image result for word doc      قسمتی از محتوای متن word  تعداد صفحات : 16 صفحهحافظ خواجه شمس الدین محمد حافظ به سال 792 هجری قمری در شیراز که خاک عنبر عشق می رویاند وباغهای سرو سر به فلک کشیده اش صاحبدلان را درس ایستادگی و می داد، دیده به جهان گشود.
پدرش کمال الدین از مردم تویسرکان یا بهاءالدین از اهالی کوپایه اصفهان و مادرش زنی با فضیلت از مردم کازرون بود.
در دوران جوانی پدرش ملاءعلی جایگاه قدس قدسیان عروج فرمود و سه فرزند و همسر خویش را تنها گذاشت .
برادران بر اثر فشار تنگدستی هر یک به دیاری رفتند و محمد با مادر تنهای تنها با بیم و هراس به آینده ای که داشتند می شیدند تا اینکه مادر محمد فرزند کوچک خود را که آن روز از اداره اش ناتوان بود ، امور تربیت و تحصیلش را به آشنایی از اهل راز سپرد، از این زمان فراگیری را در کنار کار و ب آغاز کرد محمد پس از گذشت زمانی کوتاه خود کوشید کاری مستقل اختیار کند راه زندگی را به تنهایی بپیماید و با سختیها آشنا شود به همین جهت شاگردی دکان نانوایی را اختیار کرد و به شغل خمیر گیری مشغول شد، چون خمیرگیران را رسم بود که از نیمه شب برخیزند و خمیر نان صبحگاهی را فراهم آورند، این سنت برای محمد بسیار فرصت مناسبی بود که ساعات خاص سحرگاهی را درک کند وارفیوضت آن بهره مند گردد، که فرموده اند بیداری سحرگاهی مقدمه بیداری باطنی و بینش و حرکت ملکوتی و روشنایی معنوی او گردید ، که خود پس از طی مراتب معنوی فرموده است: «هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود» رفتن به مکتب در همان ایام که به خمیرگیری در دکان نانوایی اشتغال داشت رفت و آمد مکتب خانه ای که در جنب محل ب او بود نظرش را به خود جلب نمود مصمم شد که در کنار دیگران به فراگیری مقدمات علوم رسمی بپردازد .
به امید لطف و عنایت الهی به مکتب رفت و شروع به تحصیل علم نمود، از آنروز درآمد روزانه اش را که از خمیرگیری ب می کرد به چهار قسمت تقسیم نمود ، قسمتی برای معاش مادر، قسمتی برای معلم ، قسمتی برای خود و قسمتی برای فقراء اختصاص داد.
در همین ایام نیز قرآن را به خوبی فرا گرفت.
اعتکاف در بقعه بابا کوهی محمد در رفت و آمد به مکتب متوجه شده بود که در جنب مکتب خانه جوانی دارای ذوق ادبی و قریحه شاعری به بزازی مشغول است ، او می دید که گاهی جوانان شاعر پیشه و ادب دوست در همان مغازه بزازی مجلس شعر و ادب بر پا می دارند ، محمد نیز گاهی به جمع آنان می رفت و شعر سرودن را می آموخت.
این گونه محافل را که هنوز هم در گوشه و کنار ا دیده می شود راه و رسم چنین است که سروده های شرکت کنندگان را مورد تشویق و تایید قرار داده ، در بعضی مواقع هم ایرادهای آن را می شمارند و به اصطلاح نکاتی را که شاعر به آن توجه نداشته می پردازند.
یک روز محمد سروده خویش را در محفل شاعرانه ای که شرکت می نمود خواند ، حضار پی در پی به خورده گیری پرداختند به حدی با ناراحتی محمد مواجه شدند، عاقبت محمد با گرفتگی محل را ترک گفته با خاطره ای افسرده ، دلی گرفته راه بقعه بابا کوهی را در پیش گرفت .
ساعتی در روضه مبارکه آن عارف کامل به راز و نیاز پرداخت ، در همان تضرع و زاری بود که ملهم شدار بعینی در جوار تربت مطهر و مشهد معطر هادی راهی که کاملی واصل بوده استنگاه دارد.
از آن پس شبها را در چاهی که به چاه مرتاض علیشاه معروف است یکه و تنها به راز و نیاز به در گاه حضرت بی نیاز مشغول شد.
عاقبت نیز دعای آن سوخته دل به هدف اجابت رسید و شاهد مقصود روی نمود.(توضیحات کامل در داخل فایل) متن کامل را می توانید نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده به صورت نمونهولی در فایل ی بعد پرداخت، آنی فایل را نمایید 
با
حافظ شیراز
تحویل سال 1393به سال 1394 ساعت 2 و 15 دقیقه و 11 ثانیه بامداد روز شنبه 1 فروردین 1394 خورشیدی برابر 30 جمادی الاولی 1436 قمری و 21 مارس 2015 میلادی شرح وتفسیر دعای یامقلب القلوب والابصار تحول در قلب و بصیرت
«یا مقلب القلوب و الابصار»
قلب و بصیرت قلبی، از مؤلفه های مهم معنوی در مسیر کمال انسان است که در قرآن کریم و روایات ناب ی تأکید بسیاری بر آن شده است. قلب سرچشمه تمامی جوشش های و خیزش های وجود آدمی است.
به بیان نغز راحل(س): «با سرچشمه گل آلود توقع صفای آب نداشته باش... تو اگر معنای «یا مقلب القلوب» را به ذائقه قلب بچشانی و به سامعه قلب برسانی... از جلب قلوب بی نیاز شوی». (آداب الصلوة، ص 172) از این رو است که در توصیه به پیروان خویش خاصه طلاب علوم دینی می فرماید: «لازم است خود را تهذیب کنید که وقتی رئیس جامعه یا طایفه ای شدید، آنان را نیز تهذیب نمایید. برای اصلاح و ساختن جامعه قدم بردارید. هدف شما خدمت به و مسلمین باشد». (جهاد اکبر، ص25) «اگر برای خدا قدم بردارید، خداوند متعال مقلب القلوب است. دل ها را به شما متوجه می سازد». (همان، ص 66)
در اعتقاد ی که ندای «یا مقلب القلوب و الابصار» را سرمی دهد، باید قلبش تنها متوجه به خدا باشد و از توجه به غیر او روی بگرداند تا دعای او جامه صدق و راستی برتن بیاراید و در ضمیرش اثر گذار باشد. (ر.ج: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص90) علم به ارکان توحید، با ایمان به آن متفاوت است؛ زیرا تا علم توحید در قلب وارد نشود، حظی از ندای «یا مقلب القلوب و الابصار» نخواهیم برد. (همان، ص 95)
درخواست از درگاه ربوبی مبنی بر انقلاب در قلب و بصیرت، نشانه آن است که انسان به سبب نسیان از یاد حق و انس با کثرات دنیوی و هواهای نفسانی، نیازمند تحول قلبی و روشنایی چشمان دل است و این تحول در قلب که مکان حضور حق تعالی است (القلب حرم الله فلا تسکن فیه غیر الله؛ دل، حرم الهی است. پس غیر او را در آن جای نده) و نیز تغییر و تحول در نگرش و بصیرت آدمی (المؤمن ینظر بنور الله؛ مؤمن به نور خدا می بیند)، همگی به دست او است و تنها فضل و عنایت ربوبی خدای رحمان است که می تواند با دو دست جلال و جمال خویش مرآت دل را از غبار اغیار بزداید و قفل های بزرگ هوای نفس را از ابواب آسمانی دل بگشاید و های غفلت را از چشمان بصیرت انسان کنار زند و دیدگان دل را به نور معرفت و مشاهدت حضرت دوست روشنی بخشد

تدبیر روز و شب
«یا مدبر اللیل و النهار»
انسان، به تصریح قرآنی «إنی جاعل فی الارض خلیفة»، جانشین خدا بر روی زمین است و این شایستگی را دارد که مرآت تمام نمای ربوبی و مجلای ظهور و بروز اسما و صفات الهی شود. یکی از اسمای حق تعالی «مدبّر» است که پروردگار عالمیان به وسیله آن، به تدبیر روز و شب یا تدبیر نظام زمین و آسمان و به طور کلی، نظام خلقت می پردازد. انسان نیز باید خویشتن را متخلق به اخلاق الهی نماید و تدبیرگر روز و شب خویش باشد.

نیل به نیکوترین حال ها
«یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا إلی أحسن الحال»
«حَول» در دعای عید نوروز، به معنای «سال» است و «احوال» جمع حال، به معنای طبیعت و ضمیر یا تغییر و دگرگونی وضعیت انسان است. از این رو، خداوند تغییر دهنده سال و یا دگرگون کننده طبیعت مربوط به مخلوقات است و این صیرورت و تحول در مسیر رشد و کمال موجودات، لازمه امر زندگی و حیات است. در این دعای شریف از درگاه ربوبی می خواهیم که طبیعت وجود ما را به بهترین و نیکوترین طبیعت ها تبدیل کند و این تغییر باطنی یا ظاهری وجودی ما را همسو با تغییر و دگرگونی طبیعت ظاهری، در مسیر شکوفایی و بالندگی قرار دهد.

دعای لحظه تحویل سال، سرشار از جلوه های وصال است که مسیر کمال و جمال را فراسوی رهرو طریق حق گسترده و بایسته است که در مضامین بلند معنوی و عرفانی آن بین یم و بکوشیم تا در سال جدید، ظاهر و باطن خود را با معارف نغز الهی و انوار رحمانی زینت بخشیم و زلال حالات خوش معنوی و زمزم صفای را در محضر صاحبدلان اهل معرفت و واصلان اهل بصیرت بجوییم و قلب و روان خویش را در معرض نسیم حیات بخش و بهشتی مقربین که عطر خوش عشق و معرفت از حریم قدسی وجودشان به مشام جان می رسد و بهار زندگی و جاودانگی را برای آدمی به ارمغان می آورد، قرار دهیم تا شجره وجودمان در قلعه امن ولایت به گل های معطر اسما و صفات الهی و ثمرات جان بخش رحمانی مزین گردد. پایان نامه حلیل تطبیقی ساختار معناییِ بیست غزل از حافظ و شهریار پایان نامه حلیل تطبیقی ساختار معناییِ بیست غزل از حافظ و شهریار  پایان نامه حلیل تطبیقی ساختار معناییِ بیست غزل از حافظ و شهریار پایان نامه حلیل تطبیقی ساختار معناییِ بیست غزل از حافظ و شهریار پایان نامه حلیل تطبیقی ساختار معناییِ بیست غزل از حافظ و شهریار پایان نامه گرایش محض پایان نامه ادبیات و زبان فارسی پایان نامه ادبیات پایان نامه محض دسته بندی زبان و ادبیات فارسی فرمت فایل doc حجم فایل 647 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 156 پایان نامه حلیل تطبیقی ساختار معناییِ بیست غزل از حافظ و شهریار پایان نامه کارشناسی ارشد چکیده    یکی از موضوعات بحث­انگیز پیرامون غزل حافظ چگونگی ساختار غزل اوست. موافقانِ وجود انسجام در ساختار غزل­های حافظ، بر این باورند که ات غزل شاید در نگاه نخستین گسسته و پاشان احساس شود ولی از ساختاری منسجم و هسته­ی مرکزی برخوردار است که سایر ات یک غزل، با آن پیوند معنایی دارند و فرض استقلال ات، به معنای غزل حافظ آسیب می­رساند. مخالفان این نظریه معتقدند که ات در یک غزل، مستقل از هم است و این ویژگیِ غزل­های حافظ را برگرفته از شیوه­ی قرآن کریم می­دانند و به همین جهت در شرح غزل­های حافظ، بدون توجه به پیوند ات و وجود هسته­ی مرکزی، ات غزل را به طور مستقل شرح می­دهند. شهریار، با توجه به اینکه بیش از هر شاعری به حافظ علاقه­مند بود و خود را تربیت یافته­ی مکتب حافظ می­دانست علاوه بر استفاده از مضامین شعری حافظ، در بیش از شصت غزل، به استقبال غزل­های حافظ رفته است و در این غزل­ها، به ساختار معنایی غزل حافظ نیز توجّه داشته است و در برخی موارد، با وجود پیوند معنایی میان ات، غزل او نیز گسسته نماست. نویسنده با بررسی برخی از غزل­­های حافظ و شهریار، ساختار منسجم معنایی غزل این دو شاعر را آشکار کرده و عوامل این انسجام و ارتباط معنایی ات غزل با یکدیگر را بیان کرده است. فهرست مطالب     عنوان                                                                                                         صفحه فصل اوّل.. ز کلّیّات و روش تحقیق.. ز 1-1 مقدّمه. 1 1-2- بیان مسأله. 3 1-3- سؤالات و فرضیه­ها. 6 1-3-1- سؤالات تحقیق. 6 1-3-2- فرضیه­ها 6 1-4- هدف و ضرورت تحقیق.. 8 1-4-1- ضرورت تحقیق. 8 1-4-2- اه تحقیق. 8 1-5- پیشینه­ی تحقیق.. 8 1-5- روش اجرای تحقیق.. 12 فصل دوّم. 13 مبانی نظری تحقیق.. 13 2-1-1- ساختار متن.. 14 2-1-2- ساختار نظم. 15 2-1-3- ساختار روایت.. 15 2-2- ساختار معنایی در غزل حافظ و شهریار. 15 2-3- نگاهی بر تأثیر پذیری شهریار از حافظ... 17 2-3-1- اقتباس... 18 2-3-2- تضمین.. 20 2-3-3- توجه به مضمون­های غزل حافظ.. 25 2-3-4-پیوند معنایی در ساختار غزل. 28 فصل سوّم. 29 بحث و بررسی.. 29 3-1-1- غزلی از حافظ)الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناولها)... 30 3-1-2- غزلی از شهریار)جبین بگشا که می­بندیم از این غمخانه محملها). 32 3-2-1- غزلی از حافظ)اگر آن ترک به دست آرد دل ما را)... 35 3-2-2- غزلی از شهریار(اگر آن دختر ترسا بیاراید کلیسا را) 37 3-3-1- غزلی از حافظ)صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را)... 40 3-3-2- غزلی از شهریار(به چشم این همه مژگان به هم مزن یارا) 41 3-4-1- غزلی از حافظ)دل می­رود ز دستم صاحبدلان خدا را)... 45 3-4-2- غزلی از شهریار)ما مستمند و مسکین دلبر دنی و دارا). 47 3-5-1- غزلی از حافظ)ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت)    51 3-5-2- غزلی از شهریار)ای چشم خمارین که کشد سرمه­ی خوابت). 52 3-6-1- غزلی از حافظ)به کوی میکده هر سالکی که ره دانست)... 56 3-6-2- غزلی از شهریار)به کان لعل تو هر مشتری که راه دانست). 58 3-7-1- غزلی از حافظ(شاهد آن نیست که موی و میانی دارد)... 61 3-7-2- غزلی از شهریار)چشم و ابروی تو تا تیر و کمانی دارد). 63 3-8-1- غزلی از حافظ)دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی­گیرد)... 67 3-8-2- غزلی از شهریار)نپنداری که دل هر دم فغان از سر نمی­گیرد) 69 3-9-1- غزلی از حافظ)در ازل پرتو حسنت ز تجلّی دم زد)... 73 3-9-2- غزلی از شهریار)کلک نقّاش ازل کز ابدیّت دم زد). 76 3-10-1- غزلی از حافظ(اگر روم ز پی­اش فتنه­ها برانگیزد). 81 3-10-2- غزلی از شهریار)چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد). 83 3-11-1- غزلی از حافظ(نقد صوفی نه همه صافی بی­غش باشد).. 85 3-11-2- غزلی از شهریار) شمع مسکین نه سوزنده و سرکش باشد(. 87 3-12-1- غزلی از حافظ)گر می­فروش حاجت رندان روا کند)... 90 3-12-2-  غزلی از شهریار(میخانه گر به رخ در میخواره وا کند) 92 3-13-1- غزلی از حافظ)آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند). 95 3-13-2- غزلی از شهریار)آنان که سرمه از رد پای شما کنند). 97 3-14-1- غزلی از حافظ)دوش در حلقه­ی ما قصه­ی گیسوی تو بود)... 100 3-14-2- غزلی از شهریار)رو به هر قبله که صنما سوی تو بود). 102 3-15-1- غزلی از حافظ)یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور)... 105 3-15-2- غزلی از شهریار)اسم اعظم باز گردد با سلیمان غم مخور). 107 3-16-1- غزلی از حافظ)فاش می­گویم از گفته­ی خود دلشادم)... 111 3-16-2- غزلی از شهریار(زادن من سفر و عشق تو باشد زادم). 113 3-17-1- غزلی از حافظ(حجاب چهره­ی جان می­شود غبار تنم). 116 3-17-2- غزلی از شهریار)همای طایر جان بسته در طناب تنم). 118 3 -1- غزلی از حافظ(بالا بلند عشوه­گر نقش­باز من). 121 3 -2- غزلی از شهریار)گر گوشمال عشق نبودی به ساز من). 123 3-19-1- غزلی از حافظ)تاب بنفشه می­دهد طرّه­ی مشک سای تو)... 126 3-19-2- غزلی از شهریار(ای شب و روز و مهر و مه ­ی سینمای تو) 128 3-20-1- غزلی از حافظ(ساقی بیا که قدح لاله شد پر ز می). 131 3-20-2- غزلی از شهریار)آمد بهار و لاله شد از ژاله پر ز می). 133 فصل چهارم. 137 نتیجه­گیری.. 137 4- نتیجه­گیری.. 138 منابع و مآخذ.. 140
 پایان نامه حلیل تطبیقی ساختار معناییِ بیست غزل از حافظ و شهریار اختصاصی از فایلکو تحقیق و بررسی در مورد حافظ شیراز 10ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 12 حافظ خواجه شمس الدین محمد حافظ به سال 792 هجری قمری در شیراز که خاک عنبر عشق می رویاند وباغهای سرو سر به فلک کشیده اش صاحبدلان را درس ایستادگی و می داد، دیده به جهان گشود. پدرش کمال الدین از مردم تویسرکان یا بهاءالدین از اهالی کوپایه اصفهان و مادرش زنی با فضیلت از مردم کازرون بود. در دوران جوانی پدرش ملاءعلی جایگاه قدس قدسیان عروج فرمود و سه فرزند و همسر خویش را تنها گذاشت . برادران بر اثر فشار تنگدستی هر یک به دیاری رفتند و محمد با مادر تنهای تنها با بیم و هراس به آینده ای که داشتند می شیدند تا اینکه مادر محمد فرزند کوچک خود را که آن روز از اداره اش ناتوان بود ، امور تربیت و تحصیلش را به آشنایی از اهل راز سپرد، از این زمان فراگیری را در کنار کار و ب آغاز کرد محمد پس از گذشت زمانی کوتاه خود کوشید کاری مستقل اختیار کند راه زندگی را به تنهایی بپیماید و با سختیها آشنا شود به همین جهت شاگردی دکان نانوایی را اختیار کرد و به شغل خمیر گیری مشغول شد، چون خمیرگیران را رسم بود که از نیمه شب برخیزند و خمیر نان صبحگاهی را فراهم آورند، این سنت برای محمد بسیار فرصت مناسبی بود که ساعات خاص سحرگاهی را درک کند وارفیوضت آن بهره مند گردد، که فرموده اند بیداری سحرگاهی مقدمه بیداری باطنی و بینش و حرکت ملکوتی و روشنایی معنوی او گردید ، که خود پس از طی مراتب معنوی فرموده است:«هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود»رفتن به مکتبدر همان ایام که به خمیرگیری در دکان نانوایی اشتغال داشت رفت و آمد مکتب خانه ای که در جنب محل ب او بود نظرش را به خود جلب نمود مصمم شد که در کنار دیگران به فراگیری مقدمات علوم رسمی بپردازد . به امید لطف و عنایت الهی به مکتب رفت و شروع به تحصیل علم نمود، از آنروز درآمد روزانه اش را که از خمیرگیری ب می کرد به چهار قسمت تقسیم نمود ، قسمتی برای معاش مادر، قسمتی برای معلم ، قسمتی برای خود و قسمتی برای فقراء اختصاص داد. در همین ایام نیز قرآن را به خوبی فرا گرفت.اعتکاف در بقعه بابا کوهیمحمد در رفت و آمد به مکتب متوجه شده بود که در جنب مکتب خانه جوانی دارای ذوق ادبی و قریحه شاعری به بزازی مشغول است ، او می دید که گاهی جوانان شاعر پیشه و ادب دوست در همان مغازه بزازی مجلس شعر و ادب بر پا می دارند ، محمد نیز گاهی به جمع آنان می رفت و شعر سرودن را می آموخت.این گونه محافل را که هنوز هم در گوشه و کنار ا دیده می شود راه و رسم چنین است که سروده های شرکت کنندگان را مورد تشویق و تایید قرار داده ، در بعضی مواقع هم ایرادهای آن را می شمارند و به اصطلاح نکاتی را که شاعر به آن توجه نداشته می پردازند. یک روز محمد سروده خویش را در محفل شاعرانه ای که شرکت می نمود خواند ، حضار پی در پی به خورده گیری پرداختند به حدی با ناراحتی محمد مواجه شدند، عاقبت محمد با گرفتگی محل را ترک گفته با خاطره ای افسرده ، دلی گرفته راه بقعه بابا کوهی را در پیش گرفت . ساعتی در روضه مبارکه آن عارف کامل به راز و نیاز پرداخت ، در همان تضرع و زاری بود که ملهم شدار بعینی در جوار تربت مطهر و مشهد معطر هادی راهی که کاملی واصل بوده استنگاه دارد. از آن پس شبها را در چاهی که به چاه مرتاض علیشاه معروف است یکه و تنها به راز و نیاز به در گاه حضرت بی نیاز مشغول شد. عاقبت نیز دعای آن سوخته دل به هدف اجابت رسید و شاهد مقصود روی نمود. در یکی از شبهای خلوت و عزلت که به حال تضرع و ابتهال به درگاه حضرت ذوالجلال به خواب رفته بود در رویا شاهسواری را دید که از فعل مرکب او تا پایه عرش نور، ارتفاع می گیرد و به شمس الدین محمد می فرماید : « برخیز که مراد تو را دادیم» در این حال لقمه نورانی از دهان مبارک در آورده به دهان شمس الدین محمد گذارده ، می فرماید: « ابواب علوم بر تو گشاده گشت و در فصاحت و بلاغت نادره زمان شدی». شمس الدین محمد خود می گوید : هرگز لقمه ای به این گوارایی و لذت نخورده بودم در آن وقت آن رادمرد مه چون خورشید تابان بود خواست غائب شود، من پیش دویدم تا احوال از او معلوم نمایم که پیر روشن ضمیری به نظرم آمد و از او استفسار نمودم که این بزرگوار که بود و نام مبارکش چیست؟ فرمود،نمی دانی؟ حضرتش ساقی طهور است . همان بزرگواری که خدا در شانش فرمود: «انا مدینه العلم و علی بابها». شمس الدین محمد می فرماید: در این اثنا خواستم سر در قدمش نهم و جان نثار مقدمش نمایم که صدای مؤذن هنگام سحر به گوشم رسید و از خواب بیدار شدم ، باطن خود را از برکت آن بزرگوار متجلی یافتم در آن سفیده صبح دلم در موج آمد و این غزل را سرودم:« دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند»فردای آن روز به شهر بازگشت ، یاران بر حسب معمول از او شعر خواستند و شمس الدین محمد این غزل را برای آنها خواند ، چون تمام شد گفتند: تاکنون هیچ از شعرا به این خوبی شعر نساخته ، چطور از تو قبول کنیم؟ پاسخ داد غزلی مطرح سازید تا من هم بسازم، طرح د و شمس الدین محمد ساخت و بسیار خوب شد ، باز هم مطرح نمودند، باز هم گفت که بهتر از آن نبود ، خواجه می فرماید در این موقع پیوسته آیه مبارکه «إنَ اللهَ علی کُل شی ءٍ قدیر» به یادم می آمد.
با
تحقیق و بررسی در مورد حافظ شیراز 10ص