دوستت دارررررررررررررررررم

به نقل از خبرگزاریها در مورد دوستت دارررررررررررررررررم : ای کوچه های شهر تهران دوستت دارم با مهر و احساس فراوان دوستت دا رممن خاطراتم با تو چون پیوند خورده بیش از وطن، بیش از "گلستان" دوستت دارمضامن قدم هایش به مشهد خورده لیکن مقدوم او! بیش از اسان دوستت دارممردی درونت پاک در آلودگی هاست بیش از بیش از هوای پاک گیلان دوستت دارمزیبا ترین "گندم" به خاکت رشد کرده بیش از تمام خاک ایران دوستت دار. آزارم میدهد راهی که میروی
با این همه ولی طالم که می شوی
من دوستت دارم من دوستت دارم
سرگردان می کند رویای تو مرا
می پرسم از خودم با این همه چرا
من دوستت دارم من دوستت دارم
ای سرزمین من در دست های تو
بی سرزمین نکن این خسته را نرو
آرام می شوم در آرزوی تو
می آورد مرا این ره به سوی تو
قدری اگر مرا طاقت بیاوری<. مرد های متفاوت، شیوه های متفاوتی هم برای دوستت دارم گفتن دارند. یکی در چشمانت زل می زند و می گوید دوستت دارم، یکی چشم هایش را از صورتت بر نمی دارد تا نشان دهد که دوستت دارد. یکی هم وقتی که می بیند حوصله ی ظرف شستنت نیست، می رود سراغ ظرف های در سینک آشپزخانه و بی آن که ص از او درآید با کارهاش فریاد می زند که خیلی دوستت دارد. آن شب تو دامادش شدی، من دوستت دارم هنوزبی من چه شیرین رفتی، من دوستت دارم هنوز
در این مثلث سوختم، دارم به سویت می دومداری به سویش میروی من دوستت دارم هنوز
قسمت نشد در این غزل…شاید جهان دیگری…مستی و و مثنوی..من دوستت دارم هنوز
امشب برایت بغض من کل میکشد محبوب منحتی اگر هم نشنوی، من دوستت دارم هنوز
در سنگسار قلب من ،لبخند ت. رمان غمگینم اما دوستت دارم با فرمت apk
رمان غمگینم اما دوستت دارم در تلگرام
رمان غمگینم اما دوستت دارم با فرمت pdf
رمان غمگینم اما دوستت دارم رمان غمگینم اما دوستت دارم فاطمه حیدری
رمان های غمگینم اما دوستت دارم ادامه مطلب دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت /دارم دوستت دارم دوستت دارم و البته دلم برات یذره شده... اگر جمله ی دوستت دارم قیام علیه بندهای میان ست
اگر جمله ی دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست
اگر جمله ی دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست
اگر جمله ی دوستت دارم پایان همه ج هاست
اگر جمله ی دوستت دارم کلید زندان ست
پس با تمام وجود فریاد می زنم.....
دوســــتــت دارم عشق من باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم

نفس کشیدنم دوستت دارم...

ای امید و آرزوی من دوستت دارم...

ای تو به زیبایى یک گل سرخ . به پاکی یک چشمه زلال

به لطافت باران بهار دوستت دارم...

ای تو فصل بهارم همیشه یارم همدم این دل امدوستت دارم

ای تو آرامش وجودم همه بود و نبودم . هستی و تارو پودمدوستت د. هر روز یک جور دوستت دارم.
یک روز مثل ...اولین روزی که برف می آید دوستت دارم.
یک روز مثل ...پیدا پول توی جیب لباس کهنه دوستت دارم.
یک روز مثل ...پاستیل سی دوستت دارم.
یک روز مثل ...لحظه ی اجازه ی برف بازی دادنِ پدر و مادر دوستت دارم.
یک روز مثل ...دراز کشیدن زیرِ کولر آبی - هندوانه بدست - آن هم در بعد از ظهرِ تعطیل ِ تابستان دوستت دارم.
. تکراری است اگر بگویم به دستگیره در اتاقت ، حسودی میکنم یا به لباسِ تنت یا لیوان چاییت... این ها را همه ی شاعران و نویسندگان گفته اند تکراری است اگر بگویم وای از روزی که رقیبی پیدا شود و وای از روزی که دلت پی ی باشد قرن هاست اینگونه نوشته اند... داستان ما با همه آنها متفاوت است... همه چیز مشخص است ، تو که دوستش داری ، او که دوستت دارد -پس به. می توانم از تو ناراحت باشم ... اما دوستت بدارم
می توانم از تو دلخور باشم ... اما دوستت بدارم
می توانم از تو عصبانی باشم ... اما دوستت بدارم
می توانم با تو قهر باشم ... اما دوستت بدارم
می توانم ترا بزنم ... اما دوستت بدارم
می توانم ترا بکشم ... اما دوستت بدارم
می توانم برایت بمیرم ... اما دوستت بدارم... دوستت دارم
حرف ِ کمی نیست
دنیایی ست از تعهد گل ها
در لمس ِ انگشتان ِ بهار
که آغشته از عطر ِ لبخند است !

دوستت دارم
زلال است و گوارا
مثل ِ چشمه ی ِ صداقت
که بشارت است روح ِ تشنه را
به سلامی
به روی ِ ایوان ِ اشتیاق...

دوستت دارم
بوسه ای ست
بر نفس های ِ نسیم
که با شور و عشق در آمیخته است
در نگاه ...

آری...
دوستت دارم شعر است و شور
در تجلّی ِ قاصدک های ِ محبّت
که تا ابدیت جاری ست...

تا زمانی که درکش نکردی
بر زبان مران
به ء هوس نکشان این لهجه ی ِ محبّت را
که این...
شکوه ِ مومنانه ی ِ انسان است! گؤنه باخان: دوستت دارم  به اندازه ی همه ی دقایقی که کنارت خندیدم  به اندازه ی همه ی تنهایی ای که کنارت پر شد  به اندازه ی همه ی تنهایی ای که بعد از تو پیدا شد! دوستت دارم  به اندازه ی خدیجه برای ابراهیم! به اندازه ی ماشینمون! به اندازه ی این که آدم به زنش پول میده, حس نمیکنه تیغش زده! دوستت دارم  به اندازه ی ۴-۵روزی که دلت نمی . دوستت دارم... دوستت دارم! دوستت دارم... دیگر ارزشیـــ ندارد... دیگر نمیتوان به این جمله اعتماد کرد... چون عادیــ شده است.راستو و دروغشــ را نمیتوان تشخیص داد. مسئله اینجا تمام نمیشود مهم ترین نگرانی وقتی است که میخواهی به ی از ته دل بگویی دوستت دارم میگویی ولی افسوس که مانند ندای چوپان دروغگو به نظر میرسد, با این تفاوت که تو داری چوب چوپ. میان تمام نداشتن ها دوستت دارم........!!!!

شانس دیدنت راهرروز ندارم ,ولی دوستت دارم .......

وقتی دلم هوایت رامی کند حق شنیدن صدایت راندارم ,ولی دوستت دارم.......

وقتی که روحم دردداردومیشکند شانه هایت رابرای گریستن کم دارم,ولی دوستت دارم......

وقت دلتنگی هایم, آغوشت رابرای آرام شدن ندارم,ولی دوستت دارم......

آری . تو یعنی یدنیا عشق و دوسداشتن... واقعا مرسی برای این همه لطف ت. هرچی خوبیه جمع شده، شده سارا ی مهربون خودم. کاش میشد قدر اینهمه خوبی رو دونست دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم بوووووووس بووووووووس بوووووووووس بااجازت تقدیم به تویی که ندارمت ... میان تمام نداشتن ها دوستت دارم... شانس دیدنت را هر روز ندارم... ولی دوستت دارم ... وقتی دلم هوایت را میکند حق شنیدن صدایت را ندارم ... ولی دوستت دارم... وقت هایی که روحم درد دارد و میشکند شانه هایت را برای گریستن کم دارم... ولی دوستت دارم... وقت دلتنگی هایم، آغوشت را برای آرام شدن ندارم ... ولی دوستت دارم ... آری همه وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت و میان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم ... دوستت دارم... مهتاب هر شب وقت خواب میگوید مامان دوستت دارم ...اما مقادیر دوست داشتنش هر شب متفاوت است...یک شب به اندازه صد هزار تومن دوستم دارد یکشب به اندازه سی کیلومتر ! اما شهاب هر شب میگوید مامان دوستت دارم ...خیلی دوستت دارم ...تا هوااا دوستت دارم کافیست تورا به نام بخوانم تا ببینی لکنت، عاشقانه ترینِ لهجه هاست و چگونه لرزش لب های من دنیا را به حاشیه می بَرد دوستت دارم با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند و تمام هجاهای غمگینی که به خاطر تو شعر می شود دوستت دارم با صدای بلند دوستت دارم با صدای آهسته دوستت دارم و خواستن تو جنینی ست در من که نه سقط می شود نه به دنیا می آید. ﺷﻮﻫﺮ : ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺯﻥ : ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ .
ﻣﺮﺩ : ﺛﺎﺑﺘﺶ ﮐﻦ . ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻔﻬﻤﻦ .
ﺯﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﻮﺷﺶ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ،ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻣﺮﺩ :ﭼﺮﺍ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺮﺍﻡ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺯﻥ : ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻨﯽ .
.
ﻭ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﮔﻮﻝ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻳﻪ ﺳﺮﻭﻳﺲ .
همین که ساده ای و خوب دوستت دارمپــــــــر از حیایی و محجوب دوستت دارم
میان مردم دنیا فکنده ای غوغاخدای فتنه و آشوب دوستت دارم

به قهر و اخم نمی رنجم از تو من حتّیاگر مرا بزنی چوب دوستت دارم
خلاف عادت مردم چه شاد و خوشحالماسیر گشته و مغلوب دوستت دارم
اگر قبول کنی که ، غلامتان بشومبه خون نویسم ، مکتوب دوستت دارم
ت. آنقدر دوستت دارم
که
خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم !

هر بار که می پرسی، چقدر ؟
با خودم فکر می کنم ؛

دریا چطور
حساب موجهایش را نگه دارد ؟!
.
پاییز از کجا بداند
هر بار چند برگ از دست میدهد ؟!
.
ابرها چه می دانند
چند قطره باریده اند ؟!

خورشید مگر یادش مانده
چند بار طلوع کرده است ؟!.
و من،<. دوستت خواهم داشت

به همین واژه ی تبدارقسم

دوستت خواهم داشت

به همین قلب گرفتار قسم

دوستت خواهم داشت

به تو ولحظه ی دیدار قسم

دوستت خواهم داشت

به عیار تو به معیار قسم

دوستت خواهمداشت

به گُلِ سایه ی دیوار قسم

دوستت خواهم داشت

به همینلحظه ی اقرار قسم

دوستت خواهم داشت

به تو آری ، به تو بسیار قسم

دوستت خواهم داشت دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی. دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی. دوستت دارم چون زیباترین رویای خو . دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی. دوستت دارم چون به یک نگاه،عشق منی دوستت دارم حتی اگر گناه, نوشتن تمام دوستت دارم های دنیا باشد. مرتکب می شوم تا عذاب این حس مرا بارور کند از شه ی قدم زدن با تو. و بعد میلاد عشق را به تجربه می نشینیم آنگونه که بهار با داستان ما آغاز شود حتی در زمستان. شکوفه میکند پیکرمان بعد از قرنها و میرساند پیام خاکمان را که عشق ن است. دوستت دارم اینگونه دوست داشتنی که ستودنیست... ببخشید که ناگهان پیدایم شدببخشید که حس خوبى به تـــو دارم ؛ببخشید که بد بودم ، کم بودم ، یا دیر رسیدم ؛که انتظار زیادى از تو دارم ؛ببخشید که حتىهر چند لحظه اى کوتاهنتوانستم بگویم دوستت دارم ؛ببخش و در یک قدمىِ دوست داشتن این پا و آن پا نکن ؛دیگر نمى خواهم فعل هایم ماضى شوند ؛نمى خواهم "دوستت دارم" ، "دوستت داشتم" شود ؛در هر .
برای تویی که قلبم را ش تی می نویسم :

تویی که خاطراتت تنها امید زیستن برای من است

« همچنان دوستت دارم »

می دانم که تو هیچگاه این جمله را درک نخواهی کرد

اما نمی دانم چرا؟

شاید تو هنوز وسعت عشق مرا در نیافته ای

شاید تو هنوز نمیدانی که من چگونه دوستت دارم

یادم می آید که می گفتی ساده باش

حا. دوستت دارم پایان همه حرف های دل غمزده ام بود وقتی که کدوکانه و با حسرت در دریای چشمان زیبایش غرق بودم دست و دل و پا و فکر و وجودم میلرزید اما در تمام شرایط ب احساسم مطمئن بودم که چقدر دوستش داشتم و دارم و خواهم داشت و نفس هایم ب عشق در ام میچرخند باز هم ب او گفتم دوستت دارم دوستت دارم
حرف کمی نیست
هر حرفش معیار سنجش عشق است
در طومار زندگی...

و دنیایی ست ازتعهد گل ها
در لمس انگشتان بهار
که آغشته از عطر لبخند

دوستت دارم
زلال است و گوارا
مثل چشمه ی صداقت
که بشارت است روح تشنه را
به سلامی
به روی ایوان اشتیاق...

دوستت دارم
بوسه ای ست
بر نفس های نسیمبہقدر نفسهایم
دوستت دارم
بهانہ بودنم
دوستت دارم
لبخند لحظہ هاے خوش
این عاشق
دوستت دارم
عشقمون ماندگار
در ساعت صفر عاشقی دوستت دارم گفتن ساده است وباور ان سخت توساده باورکن که من خیلی سخت دوستت دارم.. دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام

دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام

دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
به دلگرمیه ڪه بهت میده !!!!!!!! . . دوستت دارد و از دور کنارش هستی روی دیوار اتاق و سَر ِکارش هستی آ ین شاعر ِ دیوانه تبارش هستی دل من ! ساده کنم ! دار و ندارش هستی! . دوستش داری و از عاقبتش با خبری دوستش داری و باید که دل از او نبری دوستش داری و از خیر و شرش میگذری دل من ! از تو چه پنهان که تو بسیار ی ! دوستت دارد و یک بند تو را میخواهد دوستت دارد و در بند تو را میخواهد . به خداوندی خدا دوستت دارم

ای تو زیباترین زیبایی ، ای رویای بیداری

به خداوندی خدا دوستت دارم

ای بیقرار دلم ، ای تک درخت دشت سرخ قلبم ،

به همین لحظه های مقدس عشق قسم دوستت دارم

ای آنکه چشمت بارانی است ، ای تو که روحت شاد است ، و
رگهایت از خون محبت جاری است

به آن کعبه مقدس عشق قسم دوستت دارم

زندگی من ، ای آغاز من ، ای سرآغاز من ، ای فردای من

به همان لحظه دیدارمان قسم دوستت دارم

نمی دانم کلمه مقدس دوست داشتن را چگونه بیان کنم تا تو باور کنی که

دوستت دارم
اولین بار
که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است
تب می کنم عرق می کنم میلرزم
جان می دهم هزار بار
می میرم وزنده می شم پیش چشمهای تو
تا بگویم دوستت دارم
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم
خیلی سخت است
اما آ ین بار آن از همیشه سخت تر است
و امروز می خواهم برای آ ین بار بگویم دوستت دارم
و بعد راهم را ب. سرم درد میکند برای دردسر!
و تو میدانی آنقدردوستت دارم
که حتی اگر سرم به سنگ بخورد
یا سنگ به سرم !!
از این دوستت دارمدست بر نخواهم داشت * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * .از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی ، اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد و برگه ی دوستت دارمرا زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت * * * * * * * .



هرچه باشی خوب یا بد دوستت دارم

غزل آغاز شد شاید بدانی دوستت دارم

که حتی لااقل اینجا بخوانی دوستت دارم

ز دل بر خاستم تا در غزل باران احساسم

نپنداری که من تنها زبانی دوستت دارم

از اوج چشمهایت جرائت پرواز می گیرم

زمینی هستم اما آسمانی دوستت دارم

تو را جان می فشانم اگر هزاران بار جان گیرم

هزاران بار با هر جان فشانی دوستت دارم

قسم بر لحظه بر رگبار مژگانت

به آن زخمی که بر دل می فشانی دوستت دارم

زدی آتش به جانم با کلامی آتشین اما

بدان من با همه آتش بجانی دوستت دارم

درون آیینه با یک نگاه ساده می فهمی

که تنها آنقدر که دلستانی دوستت دارم

به عاشق ماندن و تنهایی و پژموردگی سوگند

که تو حتی اگر با نمانی دوستت دارم

غزل پایان گرفت و من در اینجاخوب می دانم

بدانی یا ندانی جاودانی دوستت دارم دوستت داشتم گویی هنوز هم دوستت می دارم و این احساس مدتی پابرجاست اما بگذار عشقم بیش از این تو را نیازارد آرزویم این نیست که سبب درد و رنج تو باشم دوستت داشتم و با تو شناختم نومیدی را رشک و شرم را ، اگرچه بیهوده در جستجوی عشقی لطیف تر و حقیقی تر از عشق من باش چرا که خدا به تو بخشیده فرصت دوباره عاشق شدن را #ال اندر_پوشکین پی نوشت:دلنوشته. با نفست زنده ام ای یار من / با دلم میام به سراغت ای یار من شاید دوستت دارم برایت کم باشد  و لیاقتت بیشتر از این حرفهاباشد  ای یار من / ولی باید بگویم دوستت دارم دوستت دارم ای یار منشاعر: " پیمان بابائی " آدمی که دوستت دارد خیلی زودبرایت عادی می شود،
حرف هایش، دوستت دارم هایش...
و تو خیلی زود کلافه میشوی
ازبهانه هایش، اشکهایش، توقع هایش.
و چون تصور میکنی که همیشه هست، همیشه دوستت دارد؛
هیچوقت نگاهش نمیکنی

نگرانش نمیشوی،
برای از دست دادنش نمی ترسی
او همیشه هست

اما

او هم آدم است...
روزی که کارد به استخوانش برسد
کوله بار اندوهش را برمی دارد
و بی سر و صدا می رود...
حسی به من می گوید
آن روز، بی اراده صدایش می زنی

اما

جو نمی آید...
فقط
برایت
جای پایش می ماند ! خدا جونم خیلی دوستت دارم و در این لحظه تو را دوست دارم هم چون کودکی که مادرش دوست دارد نه به خاطر این که به او چیز های زیادی داد بلکه فقط به خاطر این که او مادر است و من باز هم می گویم که دوستت دارم حیف که بی نیازی والا کتاب خلاقیت ریاضی رو به تو می دادم قسم خورده بودم روزی این کتاب رو به ی بدم که خیلی دوستش دارم دوستت دارم

 چو بوی تازه ی نان

 به وقت افطار

 دوستت دارم

 چو عطر تند پدربزرگ

 به وقت
 
دوستت دارم

 چو یاس های ترمه ی بی بی

 چو شب بو های باغچه ی حیاط

 چو گلبرگ سرخ میان کتاب

 دوستت دارم

 و هر بار بجای گفتنش؛

 بو میکشم

 تمام عطرهای جهان را

 که از تن ات

 بارها جا گذاشته ای

" حمید جدیدی "


 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ما اغلب درباره جادوی «دوستت دارم» حرف زده ایم. درباره این که چطور جهان بعد گفتن یا شنیدنش دگرگون می شود. رولان بارت آن را با آواز خواندن مقایسه می کند و معتقد است «دوستت دارم» به خودی خود متعالی است و نمی شود به هیچ شکلی کامل ترش کرد یا بهبودش داد.
منتها ما عموما از یاد برده ایم که درباره کرامت « دوستت ندارم» نیز صحبت کنیم؛ که چ. باور کن که دوستت دارم... ای تنها بهانه برای زنده بودنم٬ نفس کشیدنم دوستت دارم... ای امید و آرزوی من، دنیای مندوستت دارم... ای تو به زیبایی یک گل سرخ، به پاکی یک چشمه زلال، به لطافت باران بهاردوستت دارم... ای تو فصل بهارم، همیشه یارم، همدم این دل دوستت دارم... ای تو آرامش وجودم، همه بود و نبودم، هستی و تار و پودوستت دارم... ای تو طلوع زندگی ام، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم... ای تو عشق زندگی ام، همیشگی ام، ماندنی امدوستت دارم... دوستت دارم و خواهم داشت٬ ای که تو لایق این دوست داشتنی... عاشقت می مانم و خواهم ماند٬ ای که تو لیلی این دل دیوانه ای... به خاطرت جانم را، زندگی ام را، فدایت می کنم، نثارت میکنم... دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم... اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم، از تمام وجودم می گویم!!! باور کن دوستت دارم... گل زندگیم دوستت دارم کارت پستال درخواستی طراحان دوستت دارم ولی پر تناقض ترین فعلِ جهان است...
یک نفر را تهی میکند از هر غروری
در حالی که دیگری را لبریز... من همیــــنم نه چشمان آبـــی دارم نه کفش های پاشنه بلــند همیشه کتـــانی میپوشم روی چمن ها غلت میزنم عشوه ریختن را خوب یادم نداده اند وقتی از کنارم رد میشوی بوی ادکلنم مستت نمیکند نگران پاک شدن رژ لب و یا ریملم هم نیستم لاک ناخن هایم از هزار متری داد نمیزند گاهی از فرط غصه بلند بلند داد میزنم و خدایم را با تمام دنیـــــــــــــا عو.