دوستی کلامیست که هر درکش کرد ترکش نکرد

به نقل از خبرگزاریها در مورد دوستی کلامیست که هر درکش کرد ترکش نکرد : گفتند حسین ازی را آورده اند بیمارستان. رفتم عیادت. از تخت آمد پایین، بغلم کرد. گفت: «دستت چی شده؟» دستم ش ته بود. گچ گرفته بودمش. گفتم: «هیچی حاج آقا! یه ترکش کوچیک خورده، ش ته.» خندید... گفت: «چه خوب! دست من یه ترکش بزرگ خورده، قطع شده.»/برگرفته از کتاب « ازی» جلد 7 از مجموعه کتب یادگاران گفتند حسین ازی را آورده اند بیمارستان. رفتم عیادت. از تخت آمد پایین، بغلم کرد. گفت: «دستت چی شده؟» دستم ش ته بود. گچ گرفته بودمش. گفتم: «هیچی حاج آقا! یه ترکش کوچیک خورده، ش ته.» خندید... گفت: «چه خوب! دست من یه ترکش بزرگ خورده، قطع شده.»/برگرفته از کتاب « ازی» جلد 7 از مجموعه کتب یادگاران غیب پرور گفت: حاتمی کیا با ساخت «به وقت شام» خط شکنی کرد. معلوم است یک کار فا و با عظمتی مانند «به وقت شام» ترکش دارد. مگر ی می تواند بگوید من در خط مقدم حاضر می شوم به شرط اینکه تیر و ترکش نخورم؟ معاون امداد، بهداشت و درمان کل با اشاره به برگزاری هفتمین کنگره طب رزم گفت: این طب تنها در انحصار توپ و ترکش و جنگ نیست. ساعتِ عمر مــن افتاد و دگر کـــار نکرد  هیچ یادی از این ساعتِ بیمار نکرد سالها خانه ی من گوشه ی دیوار تو بود حیف لبهایِ تو یـــک خنده به دیوار نکرد چه غم انگیز به پا خاست غمم از لبِ تار احدی گریه ولی بـــــــــر غم گیتار نکرد روزهایم همه در روزه ی چشمانِ تو رفت شامگاهان شد و چشمانِ من افطار نکرد خواب رفتم که ببوسم لبت و وقت وداع تــ. در عملیاتی در سال ۶۷ ترکشی وارد ریه من شد و این ترکش نه تنها مانع تلاوتم نشد؛ بلکه با حضور در مسابقات جانبازان جواز حضور در مسابقات کشوری و از آنجا مسابقات ما ی را ب و در ما ی هم اول شدم. سعید جزو بچه های انتظامات بیمارستان بود. یک روز که همراه یک نفر دیگر از بچه ها دم در بیمارستان شیفت بودند، عراقی ها همان جا را زدند. سعید ترکش خورد و همان موقع هم شهید شد. دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد اجرای شجریان یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد یا بخت من طریق مروت فروگذاشت یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد شوخی مکن که مرغ دل بی قرار من سودای دام عاشقی از سر به درنکرد هر که دید روی تو بوسید چشم من کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد من ایستاده تا کن. شناسنامه ی کتاب عنوان اصلی کتاب: love it, don’t leave it عنوان کتاب به فارسی: عاشقش باش، ترکش نکن نویسنده: بورلی کای، شارون جوردن ایوانز (beverly l. kaye, sharon jordan-evans) سال انتشار: ۲۰۱۳ درباره ی کتاب امروزه پیدا شغل مناسب کار آسانی نیست. بنابراین اگر شغلی پیدا کردید، باید نهایت بهره را از آن ببرید. باید انگیزه […] نوشته کتاب عاشقش باش، ترکش نکن؛ به ش. عشق یه که ازت دور نیست هر چقد هم جاده بخواد کش بیاد عشق یه دختر با موهای سیاست وقتی نشستی تا با ش بیاد عشق همینه که نگاهت کنه عشق کنی، لرز کنی، تب کنی تا اس ام اس میزنه دارم میام پاشی و تهران و مرتب کنی عشق یه آهنگ پر از خاطرست، اشکه و لبخند ،ولی عالیه عشق یه حالی مثل دلواپسی، عشق یه حسی مثه خوشحالیه عشق همینه که اگه خسته بود خسته نشی با. شعری زیبا از سید علیرضا جعفری
کفر می گویم که ایمان نیز آرامم نکرد
گریه های زیر باران نیز آرامم نکرد
خواب می بینم که دنیا با توشکل دیگری ست
خواب صادق یا پریشان نیز آرامم نکرد
دل که می گیرد نمی گوید کجا باید گریست
گریه در خیابان نیز آرامم نکرد
توی تونل نعره خواهم زد...خدایا با توام
جیغ های در اتوبان نیز آرامم نکرد<. سوال۱۳۰:
ب . من شانزده سال دارم و متسفانه معتاد به انجام یه گناه کبیره شدم.بارها توبه و تصمیم گرفتم که ترکش کنم اما نشده و دوباره رفتم سمتش و بعد انجامش دوباره عذاب وجدان گرفتم و قول دادم ترکش کنم بدجور احتیاج به کمک دارم. دیگه کم اوردم. از خودم بدم میاد که انقدر ارادم ضعیفه. کمکم کنید. میخوام ترکش کنم و دیگه سمتش نرم اما نمیدونم چگ.
عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه
هیچ رخدادی از شه ما پاک نخواهد شد چه زشت و چه زیبا. تنها گذر زمان است که آنها را کم رنگ می کند
بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای مردم تعریف نکنید.
نیمی از آن ها علاقه ای به شنیدنش ندارند و نیمی دیگر هم از شنیدن آن خوشحا. دستت مرا از این همه غربت رها نکرد گفتم خدا کند که بمانی... خدا نکرد! بعد از تو شهر در خفقانی عظیم مرد بعد از تو هیچ پنجره ای چشم وا نکرد! وقتی که خنده از لب ما دست می کشید، گریه برای آمدنش پا به پا نکرد آن روزها فرشته ی ما خواب مانده بود شاید ی برای دعا نکرد حتی بهار سر زده از شهرمان گذشت اما به خش الی مان اعتنا نکرد هر چند تو بریدی از آن رو. هیچ ویرانیم را حس نکرد در میان خنده های تلخ من وسعت تنهاییم را حس نکرد گریه های پنهانیم را حس نکرد آمدن ها و رفتن های غریبانه ام را حس نکرد زندگی در زندان ها و آشفتگی ها را حس نکـرد دلتنگی ها را با غم می گفتم حس نکرد آوازهای شادی را با اشک می خواندم حس نکرد ولی در این همه شلوغی عمر تنهاییم را عاقبت ی حس نکرد هیچ بهران مارا حس نکرد هیچ افتادن دلهای ما
رنگ خدای ما را حس نکرد
هیچ غوغای ها
مرگ لحظه های ما را حس نکرد
هیچ سور زمان
زنجیر اعتبار ما را حس نکرد
هیچ توفان زمان
برگ خزان ما را حس نکرد
هیچ روح ی ان
خواهش دلهای ما را حس نکرد
هیچ آغاز ما
پایان ما را حس نکرد
بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد :((
...
پوری بنائی اصلا از ایران خارج نشد. به قول دوستی پوری بنائی در خداحافظ تهران بازی کرد. اما هرگز با تهران خدا حافظی نکرد! **یادش بخیر رفت و نگاه دگر نکرد**
داراب 12 اردیبهشت 97
یادش بخیر رفـت و نــگاه دگر نــ ن در به در، نگاهِ من در به در نـ ا همسفر به دشت پریشـــان زندگیایـن بار رفــــت و مرا هــــمسفر نکرد
از فتاح بحرانیhttp//fbahrani.blogsky.com
تو علم نظریه پردازی میگن اگه چیزی به دفعات زیاد و در شرایط کنترل نشده ی مختلف به همون شکل اولیه تکرار شد تبدیل میشه به قانون. بذار یکی از قانون هایی که بابت کشفش عمر و انرژی زیادی صرف برات بگم. که با هم راز مشترک داشته باشیم. ها؟
اگه ی بهت حرفی از تا آ ش وایسادن زد همونجا ترکش کن. اگه ی ازت قول گرفت که "همیشه" باشی، یا بهت قول داد ". ترکش میخوردیم برای رضای خدا... عجب روزگاری بود
ترکش میخوردیم برای رضای خدا
اما الان حتی حاضر نیستیم برای رضای خدا بگیم حجابت رو درست کن خواهرم
چه برسه به گلوله مگه شوخی هست یا الکی هست گلوله خوردن
همین الان در جنگ نرم چند تن از دوستانمون در شبکه های اجتماعی مثل وایبر یا واتس اپ مجروح وزمین گیر شده اند ان هم در زمین دشمن
. یک کشاورز: امسال، هم خش الی هم سرما باعث آسیب به گندم شد اما بیمه کشاورزان به تعهدات خود عمل نکرد و خسارتی از این بابت به ما پرداخت نکرد. به نام خدا سلام علیکم والله من قبلا مبتلا به این بیماری بودم ولی الان دیگه ترکش . تنها چیزی که باعث شد ترکش کنم مداومت بر ذکر یونسیه بود ( لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین آیه 87 سوره ی انبیا ) خیلی از خدا ممنونم که منو دوباره به آغوش خودش بر گردوند . از شما هم ممنونم که با این مطالب جوونای ما رو از گناه باز می دارید. به نقل از: http:/. جوانمرد می گفت که عمری از خدا شرمنده ام زیرا روزی ادعای دوستی خدا را و گفتم: خدایا شصت سال است که در دوستی تو را می زنم و در شوق تو می سوزم و تو پاسخم نمی دهی. خدا گفت اگر تو شصت سال در دوستی ام را زده ای من از ازل در دوستی ات را زده ام و از اشتیاقی که به تو داشتم آف ت جوانمرد گفت هیچ نیست که در دوستی از خدا پیش افتد. خدا در همه چیز قدیم است . در سوگ سیمین محمدعلی شیوا رفتی، غمت نشانِ وفا گم نکرد و ماند خون از فراغ در دلِ مردم نکرد و ماند نامت که بر نگینِ زمان نقشِ زندگی ست بر روی مرگِ شوم تبسّم نکرد و ماند دریای دردمندِ حضورت چه پرشکوه از هرزه بادِ فننه تلاطم نکرد و ماند شعرت ز گل سرود به کوریّ خار و خس هیچ اعتنا به زحمتِ کژدم نکرد و ماند از قحطِ عشق گفت ولی فکرِ خلق را دل ناگرانِ قحطی گندم نکرد و ماند شعری که خود عصاره ی فریادِ آبهاست در بسترِ درنگ تورّم نکرد و ماند بر لکنتِ هزاره ی تردید تن نزد در معبدِ سکوت تکلّم نکرد و ماند چون سرو، سربلند ز آوارِ تهمت است شعری که خو به آهِ تظلّم نکرد و ماند * ای کولیِ غریبه ی شب ها! که شعرِ تو جز از شکوهِ صبح ترنّم نکرد و ماند سیمین خیال! خیز و زجان نغمه ای سرای! کو مرگ را قبولِ توهّم نکرد و ماند رفتی و گم شدی به هیاهوی خواب ها امّا شکوهِ یادِ تو ره گم نکرد و ماند حجت ال والمسلمین سیدحسن بر خلاف روال سال های گذشته در مراسم سالگرد ارتحال (ره) سخنرانی نکرد. رئیس باشگاه بارسلونا احتمال ید هافبک فرانسوی شیاطین سرخ را رد نکرد. کایو به تهران سفر نکرد تا آ هفته در لیگ امارات به میدان برود. جماران نوشت: یادگار (ره) امسال در سالروز ارتحال به خاطر مراعات حال روزه داران سخنرانی نکرد. بسم رب والصدیقین
شهید رسول فرجی، در ششم تیر ۱۳۴۲، در روستای خو ن از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش خان و مادرش بانو نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارگر کارخانه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شکم و دست، شهید شد. مزار او در گ ار ی زادگاهش واقع است.

http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1336 http://www.tashohada.ir/shohada_item/id,1130/%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1 ?action=form&id=1
شهید رسول فرجی، (روستای خو ن/آبیک)
در 21 بهمن سال ۶۴، در فاو بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.


اگر بخواهی منتظرش بمانی می توانی. اگر بخواهی ترکش کنی یا بپیچانی ـَش می توانی. اگر بخواهی تمام تلاشت را برای به دست آوردنش ی می توانی. اگر بخواهی ندید بگیری، تنهایش بگذاری و بروی یا عقب بکشی هم می توانی. هر کاری بخواهی در دنیای خودت و با آدم های دنیای خودت می توانی ی. ولی لطفا پای تمام کارهایی که کردی بمان. نگو نشد. نگو نخواست. نگو مقصر . این شعر خیلی وقتهای مادر بزرگ آقای همسر بود. خدا رحمتش کنه. می فهمیدمش اما درکش نمی . هر چی بیشتر میگذره بیشتر درکش می کنم متاسفانه. فکر می هرچی بیشتر بگذره دیگران اطرافم بیشتر می فهمن. اما روز بروز نفهم تر میشن. از این بابت که خودمو وقف خیلی ها و بزرگ نشدم و کوچک موندم و نرفتم اونی بشم که می خوام ناااااااااراحتم. خیلی هم. از اینکه محبت . نیمی از خیره سری های مرا در کل نکرد
هیچ مجنونی چو من دیوانگی اش گل نکرد عاشقی را زندگی نه بازی ، هیچ
تا به حال اینقدر خود را غرق در این رُل نکرد آنچه من دارم اگر صبر است اسم کوچکش
بی گمان ایوب با عنوان یک سمبل نکرد این منم همزادت آن مردی که توی آینه
جای خود هر وقت با تو روبرو شد هُل نکرد باز اخم هایت را و می نازم به خود
آ. با «ر» نشسته ایم توی بوفه و داریم از ماجرایی حرف می زنیم که از حوالی اردیبهشت ماه برای گروه دوستی مان پیش آمد و هرکدام مان را به نوعی، تا همین الان، درگیر خودش کرده است. «ر» را بیشتر از همه. همین طور که داشتیم از درد تنهایی و دروغ حرف می زدیم و از وحشت تبدیل شدن تکیه گاه های زندگی به پرتگاه ها، «ر» گفت: «من یه مرضی دارم و اونم اینه که نم. انگار ما بدون حضور تو راحتیم وقتی ی برای ظهور تو دعا نکرد وقتی که دامن تو رها شد زدست ما دست گناه دامن ما را رها نکرد در روزگار ما تو بیابان نشین شدی خاکم به سر که دل ما حیا نکرد طاقت دیدن درد دین خدا را نداشتیم مارا ی برای شهادت جدا نکرد
کاهش سن دوستی های خیابانی زنگ خطر را برای خانواده ها به صدا در آورده است.اما از نگاه جرم شناختی با رسیدن فصل تابستان و فراغت جوانان از تحصیل، آمار دوستی های خیابانی و جرایم آن افزایش می یابد... دوستی های خیابانی عشق یا جنون...؟ "
وقتی کفن را از صورتم کنار زدند نوری به چهره ام خورد و چشمانم باز شد و با نگاه به آنها فهماندم که شهید نشده ام و مرا به بیمارستان ببرند.
آن شخص با دیدن این صحنه چند قدمی آن طرف تر رفت و با دوستانش مشغول صحبت شد. بعد از این اتفاق من احساس که لبم تکان می خورد و می توانم حرف بزنم، اما بعد از چند لحظه از هوش رفتم و دیگر چیزی نفهمیدم.
بعد . خسته ام; از آدم های اطرافم آن هایی که خودشان را دلسوز آدم نشان می دهند ولی درکش نمی کنند آن هایی که برای دیگران تصمیم می گیرند خسته ام از آن هایی که ادعای دوستی می کنند ولی از هزار دشمن بدترند خسته ام از آدم های خبرچین و دروغگو آن هایی که پشت سر آدم هزار جور حرف می زنند خسته ام از روز ها و آدم های تکراری خسته ام از یکنواختی زندگی خسته ام...از خودم:) در مناظره اول به صورت آرام و با استفاده از عبارات رایج سخن گفت و از فرصت داده شده برای سخنرانی اش استفاده موثری نکرد. هافبک تیم پرسپولیس با وجود حضور در ورزشگاه شهید کاظمى در تمرین پرسپولیس شرکت نکرد. رییس جمهوری، (ص) را مبعوث شده در جامعه ای از خشونت دانست که ایشان حتی در برابر تهمت ها هرگز نفرین نکرد. چرا وزارتخانه ای که فساد ثبت و واردات غیرقانونی ۶ هزار خودرو لو در آن رخ داده، خود رأساً علیه مجرمان اقدام نکرد؟! سرمربی تیم فوتبال سپیدرود رشت گفت: مایلی کهن تظاهر به اخلاق گرایی می کند، اما حتی به علی پروین هم در مصاحبه هایش رحم نکرد. فابرگاس احتمال رفتن به چین را رد نکردسسک فابرگاس می خواهد در لیگ امریکا بازی کند، اما احتمال بازی در لیگ چین را هم رد نکرده است. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] فصل نقل و انتقالات نیم فصل فوتبال ایران در شرایطی به إتمام رسید که پرسپولیس در روز آ بازیکنی جذب نکرد و استقلال ستاره هایش را از دست داد. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: به 10 درصد تعهدات خود هم عمل نکرد. معروف تمرین نکرد 1 میر سعید معروف در تمرین امروز ملی پوشان به علت گرفتی عضله کتف راست شرکت نکرد و استراحت کرد.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، کاپیتان تیم ملی والیبال کشورمان در عصر امروز به علت آسیب دیدگی از ناحیه کتف به همراه دیگر ملی پوشان تمرین نکرد و زیر نظر افروزی پزشک و فیزیوتراپ تیم ملی به مداوا و طب سوزنی پرداخت.
افروزی پزشک تیم ملی در این خصوص گفت: سعید دچار اسپاسم عضلامی رومبویید کتف راست شده و به همین دلیل امروز اجازه تمرین به وی ندادیم و با معالجاتی که پشت سر گذاشته خوشبختانه تا فردا آماده می شود و می تواند مقابل برزیل به میدان رود. می نشست از زندگی در خاطرم، تنها بَدَش
مثل باقیمانده ی باران؛ که خاک مُرده است
قلب من تا بوده چوب عشق خود را خورده است
مثل دین سوخته، در مومنان مُرتدَش
مثل تخت پادشاهی که عرب، آتش زدَش
مثل تاراجی که یک عمر است از من بُرده است
مردِ باران خورده بعد از سیل هم افسرده است
هرچه باران هم بشوید، باز می ماند رَدَش
می توان . هافبک کروات ک شانی ها احتمال ج اش از تیم فوتبال رئال مادرید را رد نکرد. سرمربی استقلال خوزستان نه تنها ازب تان حتی قطر هم میزبانی ما را در لیگ قهرمانان آسیا قبول نکرد.