دکان در هم بر هم خنده

به نقل از خبرگزاریها در مورد دکان در هم بر هم خنده : زهرو عسل: مردخیاط کوزه عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود.به شاگردش گفت: این کوزه پراز زهراست.مواظب باش آن را دست نزنی،شاگرد که می دانست ش دروغ می گوید، حرفی نزد و ش رفت.شاگردهم پیراهن یک مشتری را برداشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و ک. مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست ش دروغ می گوید حرفی نزد و ... ش رفت.شاگردهم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف د. از حکایت های پدربزرگ: درگذشته های دور مردی بی پول، خسته و درمانده وارد شهری می شود با گرسنگی امان بریده. تلنگری فکرش را قلقلک می دهد و تصمیم می گیرد آن را اجرا کند. به یک غذاخوری می رود و غذای خود را سفارش می دهد و منتظر می ماند. غذایش آماده می شود. مرد شروع به خوردن می کند و پس از پایان ناهار در کمال سیری بدون ان که پولی بدهد راه خود را ب. روزی روزگاری در زمان های قدیم مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت. یک روز می خواست دنبال کاری از مغازه بیرون برود. به شاگردش گفت: «این کوزه پر از زهر است. مواظب باش به آن دست نزنی و من و خودت را در دردسر نیندازی.» شاگرد که می دانست ش دروغ می گوید، حرفی نزد و ش رفت. شاگرد هم پیراهن یک مشتری را برداشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نان. گفتی که بیا به یکدگر، خنده کنیم چون اکبر وگلنارو قمر، خنده کنیم ماها که گرفته ایم مدرک امروز بیکار و ملول و خونجگر، خنده کنیم مانند قُلی به هر مکان، گریه کنیم یا مثلِ علی به زور و زر، خنده کنیم از وقتِ سحر، تا سر شب، وِل گردیم از اول شب تا به سحر، خنده کنیم بیکار، ز بهر کار، هر جا برویم چون یافت نشد از آن اثر، خنده کنیم با اصغر و بهروز . کانال ع خنده دار روز در تلگرام زیبا ترین کانال ع خنده دار روز بهترین کانال ع خنده دار روز جدید ترین کانال ع خنده دار روز کانال ع خنده دار ی کانال های ع خنده دار روز ادامه مطلب کانال استار خنده عضو شدن در کانال استار خنده بهترین کانال استار خنده جالبترین کانال استار خنده خنده دارترین کانال استار خنده خاصترین کانال استار خنده نازترین کانال استار خنده
ادامه مطلب این کار من با خنده ی بچه ها همراه شد. صدای خنده ی مجروحان بلند شد و بمب خنده در میان آنها ترکید. لحظه ای که خنده ی مجروحان مثل نارنجک ترکید، همه از خنده ریسه می رفتند. دکان های تخته ای در حدود سال 1336 ﻫ.ش و قبل از آن اکثر دکان های گمیشان تخته ای و از چوب (نراد) بودند و صاحبان بعضی از دکان ها در برابر دکانشان پیاده روهای چوبی (تخته ای) ساخته بودند. چون در زمستان رفت و آمد در خیابان ها مشکلاتی داشت. بچه ها و دانش آموزان دبستانی دوست داشتند روی آن ها بدوند. در اینجا به چند نمونه از آن دکان ها اشاره می کنیم. . ع های باحال و خنده دار برای تلگرام
زیبا ترین ع های باحال و خنده دار ع های باحال و خنده دار بهترین ع های باحال و خنده دار ع های جدید باحال و خنده دار ادامه مطلب کانال ع نوشته خنده دار روز در تلگرام
لیست کانال ع نوشته خنده دار روز بهترین کانال ع نوشته خنده دار روز جدید ترین کانال ع نوشته خنده دار روز کانال ع نوشته های خنده دار روز کانال های ع نوشته خنده دار روز ادامه مطلب زنگ مطالعه خنده یک مکانیزم دفاعی و کنار آمدن با استرس،تحقیر، خج زدگی و درد است. خنده باعث افزایش سطح انرژی در بدن می شود. خنده باعث کاهش استرس و تنش روانی می گردد. خنده باعث کاهش درد می گردد. خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود می گردد. خنده باعث بهبود کار کرد مغز می گردد. خنده باعث تحریک هر دونیم کره مغزمی شود و عملکرد آ. برادرانش در تکاپوی آویزان ش بر لبه ی چاه بودند یوسف خنده ای آرام بر لب داشت خنده یی که با تعجب یهودا همراه شده بود ، دلیل این خنده را از او جویا شد؟ یوسف در جوابش گفت: روزی در این فکر بودم که چگونه ی میتواند با من اظهار دشمنی کند؟ چرا که دارای برادرانی قوی و نیرومند هستم ولی اکنون خود شما ها بر من مسلط شده اید بله خنده آ یوسف خنده ی عبرت. فواید خندیدن چیست ؟
1- خنده فشار خون را کم می کند.
2- خنده باعث طولانی شدن عمر می شود.
3- خنده سن افراد را کمتر نشان می دهد.
4- خنده تعادل هورمونی ایجاد می کند.
5- خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده، ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می کند.
6- خنده هورمون سوروتونین را افزایش داده و باعث احساس سرخوشی در انسان می شود.
7- . ست شده مانتوی تو با شال و با شلوار جین

می ی عطر از فرانسه کفش ، از بازار چین

کفش صندل، پای بی جوراب و لاکی صورتی

هر ی را می کشد سمت خودش این ویترین

با چنین وضعی خصوصا راه وقتی می روی

هیچ چیزی کم نداری شیک شیکی آفرین

در غروبی دعوتت به کافی شاپ دِه

چای خوردن با تو می چسبدغروبی نازنین

ناز کر.  مجموعه ای از تصاویر بسیار جالب و دیدنی برای شما آماده کردیم در این تصاویر همه چیز بر خلاف روال عادی دنیاست !

  طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار    طنز خنده دار, مطالب طنز و خنده دار
تصاویری خنده دار و طنز مجموعه ای از ع های خنده دار و باحال را برای شما عزیزان فراهم نموده ایم تا شما عزیزان لذت ببرید. سه ع خنده دار و با حال مونالیزا در ساعاتی که موزه تعطیل است  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] رمان خنده دار و عاشقانه رمان خنده دار و عاشقانه رمان خنده دار و عاشقانه رمان خنده دار و عاشقانه رمان خنده دار و عاشقانه رمان خنده دار و عاشقانه ادامه مطلب
تصاویری خنده دار و با حال ایرانی مجموعه از خلاقیت های ایرانی را برای شما عزیزان فراهم نموده ایم. بادیدن این تصاویر لذت ببرید با ما همراه باشید با سایت تکناز  ع خنده دار و با حال سوژه ایرانی ع خنده دار و با حال سوژه  ایرانی  ع خنده دار و با حال سوژه ایرانی ع خنده دار و با حال سوژه  ایرانی  

[ادامه مط. خانم خنده رو در کلبه ی خنده زندگی می کرد.او با خنده از خواب بیدار میشد،با خنده از پله ها پایین آمد.با خنده صبحانه اش را میخورد،و با خنده مسواک را میزد.امروز مثل همیشه خانم خنده رو با خنده از خواب بیدار شد ، با خنده صبحانه اش را خوردر ، با خنده مسواکش را زد و بعد به پیاده روی رفت یک لحظه فهمید که خنده بر لبهایش نیست در همان لحظه آقای شاد. گاهی فکر میکنیم خنده های ظریف ما چه میکند با دل آن بیچاره های اسیر در آن باریکه غزه. البته خدا را شکر که برق و آنتن و تلویزیون و دلی برای دیدن تلویزیون برایشان نمانده! خنده های مشترک ما با آن کشورهای فرنگ که حتما چیز خنده داری در میان است. یکی از آشنایان به نام سرهنگ عباسعلی میرزایی می گفت: سفری به مشهد مقدس رفته بودم و برای ید کلاهی به دکان کلاه فروشی رفتم. صحبت از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به میان آمد. کلاه فروش گفت: روز فوت مرحوم شیخ در دکان سلمانی بودم و یک نفر در صندلی اصلاح نشسته بود. چون سر و صدای تشییع کنندگان برخاست، مشتری پرسید چه خبر است؟ سلمانی گفت: جنازه . همه بخش های بدن را بیدار می کند.خنده باعث می شود احساس بهتری داشته باشید.خنده سیستم ایمنی را تقویت می کند. خنده شرایط قلب شما را بهبود می بخشد.خنده ارتباط شما با دیگران را بیشتر می کند. خنده باعث سوختن کالری می شود.خنده اعتماد به نفس را افزایش می دهد.خنده در زمان های سخت زندگی به شما کمک می کند. گ ن تیم پرسپولیس به الوصل گفت: سری دوم که از ناحیه کتف مصدوم شدم واقعا اتفاق خنده داری رخ داد و شاید اگر ی آن اتفاق را می دید خنده اش می گرفت! فوق ستاره بسکتبال گفت: وقتی که این رئیس جمهور چیزی می گوید نباید تعجب کنید. حرف های او خنده دار است، خنده دار و ترسناک! یک روز عربی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی مردم جمع شدن مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا میگذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد ،بهلول به . جرئتی داد به من شکل دگر خندیدن
یک تنه گاه به هشتاد نفر خندیدن

به هر آن چیز که با چشم خودم می بینم
به هر آن چیز که در مدّ نظر خندیدن

گر شبی باشد و در حلقۀ رندان باشی
می توان از سر شب تا به سحر خندیدن

صبح در بدرقه ی حضرت ایشان با هم
تکه انداختن و تا دم در خندیدن

ذوق باید که تو را آب شود در دل قند
تا شود س. مردمی که در بازار بودند و از مقابل دکان او می گذشتند، انگار چیزی عیجبی
دیده اند که در تمام عمرشان ندیده اند. آنان حیرت زده و با شگفتی مقابل
پارچه های رنگارنگ می ایستادند و انگشت به دهان می ماندند.
رنگرز هم در حالی که با دست به یکی یکی پارچه ها اشاره می کرد ،
با غرور و افتخار و از کار خودش تعریف می نمود.
فردا صبح که رنگرز .
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید

 

ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع های خنده دار روز دنیا
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 

ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
 
ع خنده دار,ع بامزه,ع خنده دار جدید
کانال ما درتلگرام
@jokstannew














































بهلول و بوی غذا

یک روز عربی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی مردم جمع شدن مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا میگذشت از بهلول تقاضا. خیاطی، کوزه ای عسل در دکانش داشت.
یک روز که می خواست دنبال کاری برود به شاگردش گفت این کوزه پر از زهر است، مواظب باش به آن دست نزنی.
شاگرد که می دانست ش دروغ می گوید حرفی نزد.
ش رفت.
شاگرد هم پیراهن یک مشتری را برداشت، به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت.
برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف د. چند تصویر خنده دار هم از مدل های موی خنده دار! داشتن موهایی زیبا و خوش فرم برای هر مردی یک اولویت در آراستگی است و آراسته بودن هر فرد نیز یکی از معیارهای شخصیتی است ، اما واقعاً چرا برخی از جوانان مدل موهای خود را طوری انتخاب میکنند که انگشت نما شوند ؟ ع های خنده دار مدلهای موی خنده دار+ع در زیر نمونه هایی از احمقانه ترین و خنده دار ترین مدل های موی سر را میبینید ع مدل های خنده دار مو ع های خنده دار مدل فشن موی مردانه با حال و خنده دار ع مدل های خنده دار مو ع های خنده دار از مدلهای مو مدلهای موی خنده دار+ع ع خنده دار ترین مدل های مو ع مدل های خنده دار مو اینم از چند مدل موی بازیگران مشهور هالیوود البته با یکم دستکاری و شیطنت ع های خنده دار سال 93 ع های خنده دار سال ع های خنده دار ع های خنده دار سال 93 تصاویر خنده دار سال 93 ع های خنده دار سال 93 ع های طنز سال 93 ع های خنده دار سال 93 ع های خنده دار سال 1393 ع های خنده دار سال 93 ع های بسیار خنده دار سال 93 ع های خنده دار سال 93 ع های خنده دار در سال جدید ع های خنده دار سال 93 ع های جالب و خنده دار سال 93 ع های خنده دار سال 93 ع های خنده دار ع های خنده دار سال 93 ع های خنده دار خارجی در سال 93 ع های خنده دار سال 93 ع خنده دار سال 93 ع های خنده دار سال 93 فواید خندیدن چیست ؟ «نشانۀ آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است». اکرم (ص)
1- خنده فشار خون را کم می کند.
2- خنده باعث طولانی شدن عمر می شود.
3- خنده سن افراد را کمتر نشان می دهد.
4- خنده تعادل هورمونی ایجاد می کند.
5- خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده، ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می کند.
6- خنده هورمون سوروتونین را افز. خنده یک داروی رایگان و موثر است که هر قدر از آن دریافت کنیم کم است. خندیدن با یک دوست یا همکار برای شاد در طول روز کافی است چون استرس را کاهش می دهد، سیستم ایمنی را تقویت می کند، به قلب کمک می کند و اعتماد به نفس را افزایش می دهد. اکنون ۸ فایده شگفت انگیز خنده را مرور می کنیم. 1. همه بخش های بدن را بیدار می کند
احساس خستگی می کنید؟ خنده . شهروندخبرنگار ما از روستای "دکان" در املش استان گیلان ی را ارسال کرده است. شیخ بهایى روزى از بازار اصفهان می گذشت، در یک گوشه دور افتاده بازار توى یک مغازه کوچک و رنگ و رو رفته که نور باریکى از سقف آن به داخل دکان مى‏ ت د و در و دیوارش را روشن مى‏ ساخت، ناگهان چشمش به پیرمردى افتاد که بیش از 90 سال از عمرش مى‏ گذشت و در آن حال مشته سنگینى به دست داشت و مشغول کوبیدن به تخت گیوه بود.
شیخ بهایى با دیدن پیرمرد د.

sadrpayam سکانس فوق العاده خنده دار کاراته بازی مستربین-اوج خنده مستربین , خنده دار , کاراته , sadrpayam
لینک های : کیفیت 180p کلیپ خنده دار انتخابات ریاست جمهوری کلیپ خنده دار انتخابات ریاست جمهوری کلیپ خنده دار انتخابات ریاست جمهوری کلیپ خنده دار انتخابات ریاست جمهوری کلیپ خنده دار انتخابات ریاست جمهوری ادامه مطلب امروز روز جهانی خنده است.داشتم به این فکر می چرا در کشور ما روزی برای خنده نداریم البته ما ایرانیها زیاد می خندیدم و اکثرا هم با عبارت معروف خنده بر هر درد بی درمان دواست آشنایی داریم. باز هم کلنجارهای ذهنی اخیرا این یادداشت قلقلک می دهد.مردم لرستان شاید از غصه بی حصر شادند. یعنی از ناچاری و باز هم قضیه به جیب مبارک س رست خانوار بر می . سلام ح ون خوبه یک اهنگ بسیار جالب و خنده دار امروز گوش دادم که مردم از خنده یعنی اگه گوش کنی از خنده می میری اسم خوانندش جعفر به اسم شباتوجای.حالابگید چراخنده دار؟چون اهنگ ارمین مس ه کرده یعنی اگه گوش کنید می میرین از خنده لینکش براتون میزاری ش کنید---link --- دلم زیر سنگ است پروانه نشان عشق نیست کوچه پراز خبر چینهایست که باد آورده است شاخه های طوبی ساز مرگ میزنند همۀ انسانها زندانی اند در حصار شه های خود ساخته و پوچ حتی آنها که میخندند و شاید بیشتر خنده های ک ن گریۀ آدم بزرگهاست آسمان دلش بحال بره های تشنه نمیسوزد دلم زیر سنگ است شاید خنده هایم همه تو خالیست ... مجموعه: دنیای ضرب المثل


داستان ضرب المثل صدایش صبح بلند می‌شود
مورد استفاده: کنایه از برخورد آدم دانا با آدم نادان در روزگاران گذشته، ی وارد شهر بزرگی شد، گشتی در بازار شهر زد و فهمید مردم این شهر دادوستد پررونقی دارند و روزانه پول زیادی در بازار ردوبدل می‌شود. تصمیم گرفت شب که همه در حال استراحت هستند و بازار خلوت است با شاه کلیدش قفل یکی از مغازه‌ها را باز کند. به این امید که با این کار پول خوبی می‌تواند به دست آورد. وقتی شب شد و مغازه‌ها یکی بعد از دیگری تعطیل شدند کم کم بازار خلوت شد و توانست دکّانی را زیرنظر بگیرد، پس وسایلش را جمع کرد و نیمه‌های شب به در دکان موردنظرش رفت. دسته کلیدش را درآورد و مشغول امتحان کلیدهایش شد تا ببیند با کدام کلید می‌تواند قفل مغازه را باز کند. ولی هرچه کلیدهایش را امتحان کرد، موفق نشد قفل دکان را باز کند. که با چشم خود دیده بود یکی از یداران در این مغازه چقدر پول به صاحب مغازه داده و احتمال می‌داد که حداقل مقداری از این پول در دکان مرد بازاری باقی مانده باشد با خود گفت: هر جور شده باید قفل این دکان را باز کنم. او وسایلش را دوباره نگاه کرد و اره‌ی باریکی را دید و تصمیم گرفت با آن اره‌ی نازک آرام آرام قفل را ببرد و در مغازه را باز کند و کارش را شروع کرد. طبقه بالای دکان در بازار اتاقی بود که تعدادی از کارگران بازار آنجا زندگی می‌ د. کارگران بیچاره که تمام روز را به سختی کار می‌ د شب‌ها به خواب عمیقی فرو می‌رفتند. نیمه‌های شب یکی از این کارگران صدای آرام و یکنواختی را شنید. سرش را از پنجره بیرون برد و خواب‌آلود نگاهی به محل گذر بازار انداخت و مردی را دید که روی سکوی جلوی دکان نشسته از همان بالا از او پرسید: عمو چه کار می‌کنی؟ که حواسش به گذر بازار بود ولی توقع نداشت از بالای سرش ی چنین سؤالی از او بپرسد، سرش را بالا گرفت و دید فردی که از او سؤال می‌پرسید: کارگر ساده‌ی بازار است. گفت: هیچی، عموجان اینجا نشسته‌ام یاد بدبختی‌هایم افتاده‌ام و در دل شب دارم تار می‌زنم. کارگر خواب‌آلوده پرسید: تار می‌زنی؟ پس چرا صدای خش خش می‌دهد. جواب داد آن هم از بدبختی من است. از ب تا حالا دارم کوکش می‌کنم بلکه تا صبح کوک شود و فردا صدایش درآید. کارگر بیچاره که خسته‌تر از این بود که بخواهد از حرفهای او سردربیاورد. گفت: خوش باش. و رفت تا بخوابد. با خیال راحت کارش را ادامه داد، قفل را برید و توانست خود را به داخل دکّان برساند. او همان طور که نقشه کشیده بود پول زیادی را برداشت و فرار کرد. فردا صبح مرد صاحب مغازه به در مغازه‌اش آمد و خواست تا قفل آن را باز کند ولی در کمال تعجب دید، قفل بریده شده، مرد دکان دار در را باز کرد و وارد مغازه شد. وقتی متوجه شد مقدار زیادی از اموالش را با خود برده شروع کرد به داد و بیداد که ای وای، نامرد ب به دکّان من دستبرد زده و دارایی‌هایم را برده. با این سروصدا کارگرانی که در طبقه‌ی بالای دکان خو ده بودند سراسیمه خود را به پایین رساندند و در کمال ناباوری دیدند که ب به دکان این مرد آمده و بیشتر اموالش را با خود برده.
کارگری که شب گذشته خواب‌آلود به دم پنجره آمده بود یادش آمد وقتی مردی را دیده بود که روی سکوی جلوی دکّان نشسته بود و صدای یکنواخت در دل شب به گوش می‌رسید از او پرسید این صدای چیست؟ پاسخ داد: دارم تار می‌زنم الان ص ندارد فردا صبح صدایش درمی‌آید.       
نیشی به قدر نیش عزیزان گزنده نیست
چیزی شبیه خنده ی کُشنده نیست

تقصیر بِرکه است که هی موج میزند
آری! وگرنه ماه که زشت و زننده نیست

یک عمر خنده و دردی دوا نشد
باور کنید چاره ی هر درد، خنده نیست...

اس ام اس جدید 92 اس ام اس جدید 92 http://icons.iconarchive.com/icons/double-j-design/childish/128/bulb-icon.png
کلاس اول دبستان بودم. با خوشحالی دست تو نمره ام بردم و 9 رو 19. بردمش پیش بابام، گفتم 19 شدم! جایزه می خوام. اون هم گوشم رو گرفت و گفت: حالا برای 91 ی که گرفتی چی می خوای؟..____________________ اس ام اس خنده دار ____________________________..
مورد داشتیم از یه نفر بیزار بوده!!! چون با تمام مردم شهر خاطره داشته..____________________ اس ام اس خنده دار ____________________________..
غمگـــینم
+
+
+
مـانند پدری که بـه او سـبد کـالا تعـلق نگرفـته است..............
برچسب ها: اس ام اس خنده دار, اس ام اس خنده دار جدید, اس ام اس خنده دار 92, اس ام اس خنده دار روز, اس ام اس خنده دار بامزه غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه «
آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
جک خنده دار جدیدغضنفر داشته کباب درست می کرده می بینه یه گربه داره نگاه می کنه داد می زنه آی «
بلال شیر بلاله
جک خنده دار جدیدیک بار یک غضنفر زنگ میزنه تا ی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن «
بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به ح ون ما نداریم
جک خنده دار جدیدغضنفر رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه: «
اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو
جک خنده دار جدیدمنبع:http://iranianteens.persianblog.ir سخنگوی فرا یون امید هشدار داد تنبیه و سلب عضویت در انتظار اعضای عهدشکن این فرا یون است. خاطره خنده دار-خواستگار







این خاطره خنده دار از جایی اقتباس شده است:
یه پسره چند روز پیش اومده بود خواستگاری من
بهش میگم شما از من بزرگتری
من دوس ندارم اینجوری
اونم گفت : اشکالی نداره میرم سنمو از شناسنامه بزرگ می کنم.
از خواستگار هم شانس نیاوردیم.
((خواب برها))
شب ها تخت بال در می آورد. اولین بار از جلوی دکان چرخید پشت. یکی دو شب بعد پایین تپه بود. دم غسال خانه. شب بعد گورستان، کنار گور های قدیمی. یک شب بالای دره. شب بعد حیاط مدرسه. شب بعدش جلوی عمومی. پریشب درست وسط راه آسف . امشب هم که حیاط احمد. هر بار جایی بیدار می شد؛ و با هزار مکافات خودش را می رساند دکان. پا . با رک و زیر شلوار. توی راه با هر صدا و سایه ای خف می کرد. پناه می گرفت پشت دیواری؛ درختی؛ تیر برقی. بعد از شب دوم دیگر نخو د روی تشک پنبه ای. سنگین بود و جمع اش سخت. پتوی نازک و سبکی می انداخت. شلوار و پیراهنی هم زیر پتو...

((ماهزاده ی)) بقیۀ داستان را در ادامۀ مطلب بخوانید... ادامه مطلب امروز زوز آ سال در اصل ساعت آ سال است که از خانه فاطمه به خانه آمدیممبین تیپ پسرانه خود با کلاه مخصوص را که نماد شدید پسریست بر تن دارد و غزل هم لباسهای زیبای عید بر تن دارند و برای سال تحویل آماده میشوندهی روزگار بد نیست اگر غزل به شکل بسیار زیبایی مبین را به خنده وا میداشت که با تمام خنده های قبل متفاوت بود و به شکل ک ن میخندید