دیده بان1404

به نقل از خبرگزاریها در مورد دیده بان1404 : از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز را پرسیده می آید ی در گذشته و تا چند سال پیش حتی سیاهی بیت خدا و نور اطرافش نیز به راحتی دیده می شد و تلفیق معنویت غار حرا و آرامش آن با نگاهی به خانه خدا از آنجا بسیار زیبا و لذت بخش بود.
صدای شیعه: زائران خانه خدا چند سالی است با حسرت خانه خدا را از بالای غار حرا نگاه می کنند در گذشته بیت عتیق از کنار غار دیده می شد اما امروزه به خاطر وجود ساختمان های سربه فلک کشیده، "دیگر خانه خدا از حرا" دیده نمی شود.

البته ناگفته نماند که در حال حاضر نوری از بالای مناره های مسجدالحرام از بالای کوه نور به چشم می خورد اما در گذشته و تا چند سال پیش حتی سیاهی بیت خدا و نور اطرافش نیز به راحتی دیده می شد و تلفیق معنویت غار حرا و آرامش آن با نگاهی به خانه خدا از آنجا بسیار زیبا و لذت بخش بود که امروزه با وجود برج های بلندی که در اطراف مسجدالحرام ساخته شده این صحنه زیبا تحت تاثیر قرار گرفته است.




از تو حذر نمى کنم ، گر چه زمن حذر کنى
جان به ره تو مى دهم ، گر تو به من نظر کنى
از نفس تو مى شوم ، هم نفس ستاره ها
خیمه به ماه مى زنم ، گر به شبم گذر کنى
پاک شوم زخاک تن، گر چه صبا به من رسی ...
خاک ره تو مى شوم ، تا گل من گوهر کنى
ى شهر مى شوم ، از شر و شور عاشقى
باغ شکوفه مى شوم ، میل بهار اگر کنى
جان جهان چه دیده اى ، از چه . از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز ر. ای آقای من
شاید مرا از در خانه ات رانده ای و از خدمتت دورم کرده ای
یا شاید دیده ای که حقت را سبک میشمارم پس دورم کرده ای
یا شاید دیده ای از تو رو گردانده ام پس خشمم کرده ای
یا شاید مرا در جایگاه دروغگویانم دیده ای پس رهایم کرده ای
یا شاید دیده ای سپاسگزار نعمتهایت نیستم پس محرومم ساخته ای
یا شاید مرا در مجلس علما، ن. "من خواب دیده ام که ی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم .. ی می آید ی که مثل هیچ نیست .. و مثل آن ی است که باید باشد .. و اسمش آنچنانکه مادر در اول و در آ صدایش میکند یا قاضی القضات است یا حاجت الحاجات است .."* این "و کور شوم اگر دروغ بگویم" رو در اینجا خیلی خوب اومده! * با کل. از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز ر. خطبه 49 از سخنان آن حضرت است
سپاس خدای راست که کارهای پوشیده را داند، و نشانه‏های روشن، او را شناساند، و دیده بینا دیدنش نتواند. نه چشم آن که او را نبیند منکر او گردید، و نه دل آن که او را شناخت، به دیده تواندش دید. در برتری از همه پیش است و هیچ چیز برتر از او نیست، و در نزدیک بودن چنان است، که چیزی نزدیکتر از او نیست، پس نه برتر بودن .
چغازنبیل یکی از زیباترین آثار باستانی ایران است. این زیگورات پرستشگاهی است که ایلامیها برای خدایان خود ساخته بودند.این بنای مربعی صدوپنج متر طول و عرض و 52 متر ارتفاع داشته است. اونتاش ناپیریشا شاه ایلام در قرن سیزده پیش از میلاد آنرا ساخته است. بنا از آجر ساخته شده است و بر روی آجرهای آن نوشته های زیادی به خط ایلامی دیده میشود که بر روی آنها مطالبی تقریبا ی ان نوشته شده است.زیگورات چغازنبیل پنج طبقه بوده و در طبقه بالا معبد اینشوشیناک قرار داشته است.او خدای ایلامی است که حافظ شوش پایتخت ایلامیان بوده است.مردم شوش باستان عقیده داشتند این خدا از این مکان به آسمان میرود و سپس به زمین باز میگردد. در تمام طول بنا آبراههایی دیده میشود ،شاید دلیل آنها حفاظت از بنا در مقابل بارانهای سیل آسای محل است. دورتادور بنا سنگفرش است و در بعضی از سنگفرشها آثار جای پای بچه دیده میشود. دلیل آن تا کنون نا معلوم است. در شمال غربی بنا پناهگاههای کوچکی دیده میشوند که مربوط به خدای ایلامی ایشنیکراب است. .درون محوطه یک ساعت خورشیدی بزرگ نیز دیده میشود
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

نیست یاری که مرا یاد کند

دیده ام خیره به ره ماند و نداد

نامه ای تا دل من شاد کند


خود ندانم چه خطائی

که ز من رشته الفت بگسست

در دلش جائی اگر بود مرا

پس چرا دیده ز دیدارم بست


هر کجا می نگرم، باز هم اوست

که بچشمان ترم خیره شده

درد عشقست که با حس. باز به باد می دهی زلف به هم تنیده را
باز شکار می کنی مرغ قفس ندیده را
جام مدام می دهی فارغ بی خیال را
منع می کنی عاشق غم چشیده را

تا به کنار بودی ام ، بود بـه جان قرار دل
رفتی و بردی از برم خاطر آرمیده را
ای که عشق خود با همه هستی ام کنی
خود به تنم نموده ای پیرهن دریده را !

تا که مگر گذر کنی بر سر کوی تنگِ دل
خ. نگفتیم ؟! ما راست به مردم که نگفتیم و نگفتیم پیوسته سخن ها بنهفتیم و نگفتیم از هر که به هر جای چها دیده و دیدیم بس حرف ز یاران که شنفتیم و نگفتیم با قامت خود قامت مردم بش تیم با زور و به زر وه که چه رَستیم و نگفتیم گفتیم که ما گشته چو سَر از همه دنیا بیهوده بگفتیم و گذشتیم و نگفتیم با کی سخن از عشق بگوییم که باشد مَحرَم ، به خدا دل همه شست. همه ند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خسته ای را که دل و دیده به دست تو سپرد نه به یک بار نشاید در احسان بستن
صافی ار می ندهی کم ز یکی جرعه درد همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد
هیچ بی تو در آن حجره ره راس.
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

بر شوره زار معصیتم گریه می کنی
جانم فدای دیده ی بارانی شما پرونده ام برای شما دردسر شده
وضع بدم،دلیل پریشانی شما ای وای من! که قلب شما را ش ته ام
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟!

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
« عفو و گذشت» سنت کنعانی شما آیا حقیقت است که اص. ابر و باران و من و یار ستاده به وداع

من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا


سبزه نو خیز و هوا م و بستان سرسبز

بلبل روی سیه مانده ز گ ار جدا


ای مرا در ته هر بند ز زلفت بندی

چه کنی بند ز بندم همه یک بار جدا


دیده ام بهر تو خون بار شد ای مردم چشم

مردمی کن، مشو از دیده ی خون بار جدا


نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این

مانده چون دیده از آن نعمت دیدار جدا


می دهم جان، مرو از من وگرت باور نیست

بیش از آن خواهی بستان و نگه دار جدا


حسن تو دیر نمانَد چو ز خسرو رفتی

گل بسی دیر نمانَد چو شد از خار جدا


خسرو دهلوی
ابر و باران و من و یار ستاده به وداع

من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا


سبزه نو خیز و هوا م و بستان سرسبز

بلبل روی سیه مانده ز گ ار جدا


ای مرا در ته هر بند ز زلفت بندی

چه کنی بند ز بندم همه یک بار جدا


دیده ام بهر تو خون بار شد ای مردم چشم

مردمی کن، مشو از دیده ی خون بار جدا

من بارها دلایل و انگیزه ى دیده نشدن چهره ى خودمو از طرق مختلف اعلام کرده م، اما چون همچنان این سؤال پرسیده مى شه، یک بار دیگه براى دوستانى که در جریان نیستن توضیح مى دم. البته دوست دارم بدونید که من اصلاً سر خودم معطل نیستم . در زمان جنگ دوم جهانی در روسیه ایده ای به ذهن فرماندهان روسی برای نابود تانک های آلمانی رسیده بود به این شکل که به بدن سگهای آموزش دیده مواد منفجره می بستند که زیر تانک های آلمانی بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زیر تانک چاشنی عمل کرده و تانک منفجر شود. در ظاهر امر ایده خیلی خوب و عالی به نظر می رسید اما در میدان واقعی جنگ، سگ ها به جای ت. آقا چه شد که حج شما نیمه کاره ماند؟ شبهای شهر مکه چرا بی ستاره ماند؟ بار سفر مبند، دلم شور می زند گویا قیامت است،مَلک صور می زند من خواب دیده ام، سرتان را به نی زدند گرگان تشنه، زوزه کشان لب به مِی زدند دیدم نسیم شانه به گیسوت می زند مَرهم به زخم گوشه ی ابروت می زند دیدم تو را به نیزه شه میگسارها هو می کشند دوروبرت نی سوارها آقای من،شم. 1.بخشنده باش اما زیاده روی مکن. 2.آنچه را نمی دانی مگو و هر آنچه را که می دانی نیز اظهار مکن. 3.عاقل ترین مردم ی است که عواقب کار را بیشتر بنگرد. 4.بپرهیز از انجام کاری که اگر فاش شود انجام دهنده را خوار و خفیف سازد. 5.بهترین شیوه ی صداقت ، وفای به عهد است. دیده بگشا ای به شهدِ مرگِ نوشینت رضا
دیده بگشا بر عدم ای مستیِ هستی فزا
دیده بگشا ای پس ازسوء القضا حسن القضا
دیده بگشا ازکرم ، رنجورِ دردستان ، علی
بحر ِمرواریدِ غم ، گنجورِ مردستان ، علی
دیده بگشا رنجِ انسان بین و سیلِ اشک وآه
کبرِ پُستان بین و جامِ جهل و فرجامِ گناه
تیر و ترکش ، خون وآتش ، خشمِ سرکش ، بیمِ چاه
دیده بگشا بر سِتم ، دراین فریبستان ، علی
شمعِ شبهای دژم ، ماهِ غریبستان ، علی
دیده بگشا نقشِ انسان ماند باجامی تهی
سوخت لاله ، مرد لِِِِِِیلی ، خشک شد سروِ سهی
زآگهی مان جهل ماند و جهل ماند از آگهی
دیده بگشا ای صنم ای ساقیِ مستان ، علی
تیره شد از بیش و کم ، آیینة هستان ، علی دو جنبه قیام عاشورا حادثه و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد؛ یک صفحه سفید و نورانی و دیگری صفحه ای سیاه و ظلمانی، که هر دو صفحه در صحنه روزگار، بی نظیر است. صفحه ظلمانی از آن نظر که در آن فقط جنایت دیده می شود که شاید به جای حادثه بهتر باشد فاجعه بنامیم. آب ندادن به انسانها را می بینیم، شلاق زدن زن و بچه اسیر و تشنه را می بینیم، سوار اسیر بر شتر بی جهاز را می بینیم، ترساندن زن و بچه های یتیم و آتش زدن خیمه های آنها را می بینیم، سر بهترین ن عالم را می بینیم که جانیان آن یزید بن زیاد و عمرسعد و شمر و خولی و حرمله و …هستند. در دنیا جنگهای بسیاری دیده شده مانند جنگهای صلیبی، جنگ اروپائیان در اندلس ،کشتار ئیان در ویتنام و ... ولی این طور فاجعه ای دیده نشده که اهل بیت و دوستان و بزرگان خود را اینگونه به شهادت برسانند.... گرگ باران دیده اصطلاحی است که به اشتباه در بین مردم رایج شده است. عبارت درست را بدانید. اگر در دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی ! عجیب است ، خیلی عجیب است ، همه محاسبه و جمع بستن را بلدند ، ولی از کنار یک رابطه جمع راحت و بی خیال می گذرند ، اما ارشمیدس همان رابطه را ساعتها ، هر روز ساعتها ، نگاه می کند و لذت می برد ! آن رابطه جمع سه تا مکعب است : 3^3 + 4^3 + 5^3 = 6^3 عجیب است ، همه می توانند درستی رابطه زیر را بفهمند : 1^3+2^3+3^3+4. گاهی خیال می کنم از من بریده ای
بهتر ز من برای دلت بر گزیده ای

از خود سؤال می کنم آیا چه کرده ام؟
در فکر فرو میروم، از من چه دیده ای؟

فرصت نمی دهی که کمی درد دل کنم
گویا از این نمونه مکرر شنیده ای

از من عبور می کنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای!

یک روز می رسد که در آغوش گیرمت...
هرگز ب. ماه غریبستان دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت رضا
دیده بگشا بر عدم، ای مستی هستی فزا
دیده بگشا ای پس از سوءالقضا حسن القضا دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان، علی
بحر مروارید غم، گنجور مردستان، علی دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک و آه
کِبر پَستان بین و جام جهل و فرجام گناه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه دیده بگشا. رئیس شورای شهرارطه قائمشهر : اثار شهر شدن در ارطه دیده نمی شود مسئولین مساعدت کنند بهزاد مرزوغی .خط سوم
تقوی ریس شورای شهر ارطه در حاشیه دیدار فرماندار وروسای ادارات شهرستان قائم شهر از شهر ارطه طی گفتگوییی اختصاصی با خبرنگار ما گفت: با توجه به مصوبه هیات ان و تبدیل شدن منطقه ارطه به شهر که حدود 3 سال از شهر شدن این منطقه می گذرد . تخم مرغ ماست دیده yumurta yoğurtlaması مواد لازم تخم مرغ 5 عدد ماست 1/5 لیوان سیر 3 حبه کره 2 ق غ نمک و فلفل سیاه و قرمز جعفری برای تزیین طرز تهیه تخم مرغ ها را بپزید و درون کاسه ای اندازه کوچکتر از حبه قند خورد کنید. ماست را در ظرفی هم زده و سیر را رنده و داخل آن بریزید. سپس تخم مرغها و نمک و فلفل را اضافه کرده هم بزیند. مواد را داخل ظرف سرویس ریخته و کره را آب کرده و فلفل قرمز داخل آن ریخته کمی تفت دهید و روی مواد بریزید. با برگ جعفری تزیین کنید. ( اسمش اصلا ترجمه نمیشه ) در زمان جنگ دوم جهانی در روسیه ایده ای به ذهن فرماندهان روسی برای نابود تانک های آلمانی رسیده بود به این شکل که به بدن سگهای آموزش دیده مواد منفجره می بستند که زیر تانک های آلمانی بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زیر تانک چاشنی عمل کرده و تانک منفجر شود. در ظاهر امر ایده خیلی خوب و عالی به نظر می رسید اما در میدان واقعی جنگ، سگ ها به جای ت. مکتب سرخ «ما در پیاله ع رخ یار دیده ایم» / آری جمال حضرت دلدار دیده ایم دلدار و دلبر همه ی شیعیان علیست / از سوی او محبّتِ سرشار دیده ایم ادامه...

داخل که شد، جا خوردم. مطمئنم چهل روز اگر نبود، دو ماه خانه پرش بود که دیده بودمش. انقدر لاغر و نزار شده بود که نمی توانستم زیاد به صورتش نگاه کنم، مبادا دلخور شود...
خودش گفت پانزده کیلو لاغر شده ام، تمام بدنم کهیر زده است. به دستهایش که نگاه ، یاد ناخن های همیشه لاک زده و مرتبش افتادم که چه جایش را ناخن هایی شکننده و انگشتانی به خشکی.
ای تمام آرزوهایت خیال سوخته
زنبق و زیتون و سیب و شعر کال سوخته
ای زمین و آسمان خانه ات ویران شده
حاصل ایام عمرت ماه و سال سوخته
جنگل انبوه استغنای طبعت شعله بار
تکیه گاه خستگی هایت نهال سوخته
اسب آتش بردرنگ فتنه جویان تاخته
نیمه جان برگشته چون گلگون غزال سوخته
دیده ام در دفتر تقدیرت ای جان غم مخور
حا. مکتب سرخ «ما در پیاله ع رخ یار دیده ایم» / آری جمال حضرت دلدار دیده ایم دلدار و دلبر همه ی شیعیان علیست / از سوی او محبّتِ سرشار دیده ایم ادامه...

تا حالا انسانهایی را دیده اید.که پایان راه تازه شروع به دویدن می کنند.یکی از اون انسانها منم.تا حالا انسانها یی را دیده ایدکه دلشان هیچی نمی خواد.ولی اون هیچی یک عالمه اس یکی از اون انسانها منم. تا حالا انسانهایی را دیده اید که همه آدمهای اطرافشان را به چشم عاقل اندر صفی نگاه می کنند.یکی از اون انسانها منم.تا حالا انسانهایی را دیده ای. هیچوقت ِ خدا به حقیقی شده فکر نمی . من؟ ی که حتا فارغ از ت ها با آدم ها حرف می زد. که فرقی نگذاشته باشد. که با ی صمیمی نشود. که هنوز هم غرق باشد درون ِ خودش. جدی. کمی اخمو. گوشه گیر. نفوذ ناپذیر. داشتم فکر می از کی من دیگر آن آدم ِ قبل نبودم؟ نمی دانم چه شد که دست ِ مرا گرفتند از پشت شیشه ی مانیتور کشیدنم سمت خودشان. یادم نیست. اما تا به خودم آ. بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم انیس جان غم فرسوده بیمار هم باشیم شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدیگر سوزیم شود چون روز دست و پای هم در کار هم باشیم دوای هم شفای هم برای هم فدای هم دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشیم بهم یک تن شویم و یکدل و یکرنگ و یک پیشه سری در کار هم آریم و دوش بار هم باشیم جدائی را نباشد زهره تا در میان آید بهم آری. آن احساس اصلاً قابل ذکر نیست، من کمک راهنما شده بودم ، راهنما شده بودم ، مرزبان شده بودم و خیلی خدمت ها در کنگره انجام داده بودم ، ولی هیچکدام با دیده بانی قابل مقایسه نیست، به نظر من دیده بانی یک جایگاه بود. برای من جایگاه مقدس و افتخار و غیر مادی بود . جشن هفته دیده بان؛ گفتگو با دیده بان انتخابات کنگره 60 آقای علی مجدیان من صورتی دیده ام به هزارچهره,ونیز صورتی به یک روی,که گویی در قالبی ریخته اند. من صورتی رخشان دیده ام که زشتی درونش پیداست,وصورتی درخشنده را,که برای دیدنزیبایی آن باید به فراتر می رفتم. من صورت پیری را دیده ام پرچین و چروک از((هیچ)),و نیز صورت صافی را که همه چیز در آن حک شده بود. گل ها همه با اذن تو برخاسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه ی تحویل، بی شک
اوّل فرج تو از خدا خواسته اند آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پنهان بماند،حیف نیست دیده را
شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد... پایگاه خبری دیلی میل در گزارشی ضمن اشاره به شدت گرفتن اخبار ضد و نقیض درباره هلاکت ابوبکر البغدادی نوت که آ ین بار وی در ویدئویی متعلق به سال 2014 در مسجد نوری موصل دیده شده و بعد از آن هرگز دیده نشده است. ... بیا که ترک فلک ؛ خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن برد
که خاک میکده ی عشق را زیارد کرد

مقام اصلی ما گوشه ابات است
خداش خیر دهد آنکه این عمارت کرد

بهاى باده ى چون لعل چیست؟ جوهر عقل
بیا که سود ى برد، کاین تجارت کرد

در خم آن ابروان محرابى
ى کند که به خون . خدا را دیده ای آیا؟ به هنگامی که می فهمی دگر تنهای تنهایی! رفیقی، همدمی، یاری کنارت نیست و می ترسی که راز بی ی را با ی گویی یکی بی آنکه حتی لب تو بگشایی، به آغوشی تو را گرم محبت می کند با عشق... ' گمانم دیده ای او را که من هم آرزو دارم ببینم باز هم او را خدا را دیده ای آیا؟ که او خود می گشاید دیده های روشن دل را... ماهت کامل شده بود چند شب پیش و حالا دارد از قرص بودن ماهت لحظه به لحظه کم میشود..این را هم تو خوب میدانی , هم من ! تو خوب میدانی اوضاع ویرانه ی دلم را ...اما من هم خوب فهمیده ام رحیم بودنت را ...تو خوب دیده ای دست و پا زدنم را در گناه ...و من هم خوب حس کرده ام ستار بودنت را وتو خوب دیده ای که ازدست دادم لحظات ن را که گذشت در این ماهت ...اما من باز . یک تصریح کرد: در الگوی زن انقل دنیاگریزی دیده نمی شود: برخی نمی خواهند این الگو دیده شود در حالی که تحول بازگشت به مدل زن انقل است. حضرت زهرا سلام الله علیها همواره فرزندانش را با القاب نیکو و محبت آمیز خطاب میکرد. چنانکه در حدیث شریف اء در پاسخ سلام حسن (ع) و حسین (ع) بصورت جداگانه می فرماید: " سلام بر تو ای نور دیده ام و میوه دلم." همچنین می فرمود: " ی که کودکی دارد باید در راه تربیت فرزندش، خود را تا سر حد کودکی تنزل دهد." در زیر قسمت هایی از حدیث شریف اء که اشاره به این مطلب دارد آورده شده است: ... وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى ...

دیدم فرزندم حسن وارد شد و گفت سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى نور دیده ام و میوه دلم... ... وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا قُرَّةَ عَیْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى ...

فرزندم حسین وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم... منبع: مفاتیح الحیات، باب تربیت فرزند عمرم تمام گشت ز هجران روی تو ترسم شها به خاک برم آرزوی تو
با آن که روی ماه تو از دیده شد نهان عشاق را همیشه بود دیده سوی تو - آیه شماره 5 از سوره مبارکه ابراهیم // رهایی از تاریکی -حدیث: سجاد(ع):
المُؤمِنُ نُطقُهُ ذِکرٌ ، وصَمتُهُ فِکرٌ ، ونَظَرُهُ اعتِبارٌ. إرشاد القلوب ، ص۸۳
مؤمن ، سخنش ذکر است ،سکوتش شیدن ، و نگاه ش درس گرفتن. "به نام قدرت مطلق الله" گزارش هشتمین جلسه از دور اول کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی الهیه مشهد مقدس با دبیری : خانم ارشادی ؛ نگهبانی : خانم آرمیده ؛ ی : خانم صنعتی با دستور جلسه : "هفته دیده بان" در تاریخ : شنبه 02/12/1393 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.. سخنان : هفته ای که در آن قرار گرفته ایم به نام هفته دیده بان نام گذاری شده است،به همین مناسبت آقای دژاکام پیامی را مبذول نموده اند: " دیده بانان ستون های کنگره 60 هستند و بنای کنگره بر شانه های این عزیزان استوار است وما وظیفه داریم به آنها احترام بگذاریم " قبل از توضیح در مورد طبیعت دیده نشده کشور هندوستان باید گفت که شاید در ذهن بیشتر کاربران شبکه های اجتماعی، کشور هند را از زاویه ای خاص که اصولا کشوری پر جمعیت و فقیر نشین است، تداعی شود اما این بار یک عکاس با فاصله گرفتن از هندی که ما تا به حال دیده ایم، طبیعت دیده نشده این کشور را از زاویه ای دیگر به بیننده معرفی کرده است. آیا شما به حیات در کرات دیگر اعتقاد دارید؟
آیا شما به آدم های فضایی اعتقاد دارید؟
آیا شما بشقاب پرنده دیده اید؟
بودن یا نبودن یوفوها (ufo) بزرگ ترین و یا حداقل یکی از بزرگ ترین بحث های علمی بین دانشمندان و ستاره شناسان بزرگ است. کتاب ها و مقالات زیادی در مورد خاطرات اشخاصی که مدعی هستند بشقاب های پرنده را دیده اند و یا حتی با آدم های فضایی ملاقات داشته اند نوشته شده. حتی از این اشیاء پرنده ع هایی هم گرفته شده که صحت آنها توسط دقیق ترین و ماهرترین کارشناسان تأیید شده است. دیده بان اعلام کرد مجوز ورود به نوار غزه را صادر نمی کند.