دیده بان1404

به نقل از خبرگزاریها در مورد دیده بان1404 : از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز را پرسیده می آید ی در گذشته و تا چند سال پیش حتی سیاهی بیت خدا و نور اطرافش نیز به راحتی دیده می شد و تلفیق معنویت غار حرا و آرامش آن با نگاهی به خانه خدا از آنجا بسیار زیبا و لذت بخش بود.
صدای شیعه: زائران خانه خدا چند سالی است با حسرت خانه خدا را از بالای غار حرا نگاه می کنند در گذشته بیت عتیق از کنار غار دیده می شد اما امروزه به خاطر وجود ساختمان های سربه فلک کشیده، "دیگر خانه خدا از حرا" دیده نمی شود.

البته ناگفته نماند که در حال حاضر نوری از بالای مناره های مسجدالحرام از بالای کوه نور به چشم می خورد اما در گذشته و تا چند سال پیش حتی سیاهی بیت خدا و نور اطرافش نیز به راحتی دیده می شد و تلفیق معنویت غار حرا و آرامش آن با نگاهی به خانه خدا از آنجا بسیار زیبا و لذت بخش بود که امروزه با وجود برج های بلندی که در اطراف مسجدالحرام ساخته شده این صحنه زیبا تحت تاثیر قرار گرفته است.




از تو حذر نمى کنم ، گر چه زمن حذر کنى
جان به ره تو مى دهم ، گر تو به من نظر کنى
از نفس تو مى شوم ، هم نفس ستاره ها
خیمه به ماه مى زنم ، گر به شبم گذر کنى
پاک شوم زخاک تن، گر چه صبا به من رسی ...
خاک ره تو مى شوم ، تا گل من گوهر کنى
ى شهر مى شوم ، از شر و شور عاشقى
باغ شکوفه مى شوم ، میل بهار اگر کنى
جان جهان چه دیده اى ، از چه . از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز ر. ای آقای من
شاید مرا از در خانه ات رانده ای و از خدمتت دورم کرده ای
یا شاید دیده ای که حقت را سبک میشمارم پس دورم کرده ای
یا شاید دیده ای از تو رو گردانده ام پس خشمم کرده ای
یا شاید مرا در جایگاه دروغگویانم دیده ای پس رهایم کرده ای
یا شاید دیده ای سپاسگزار نعمتهایت نیستم پس محرومم ساخته ای
یا شاید مرا در مجلس علما، ن. "من خواب دیده ام که ی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم .. ی می آید ی که مثل هیچ نیست .. و مثل آن ی است که باید باشد .. و اسمش آنچنانکه مادر در اول و در آ صدایش میکند یا قاضی القضات است یا حاجت الحاجات است .."* این "و کور شوم اگر دروغ بگویم" رو در اینجا خیلی خوب اومده! * با کل. از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز ر. خطبه 49 از سخنان آن حضرت است
سپاس خدای راست که کارهای پوشیده را داند، و نشانه‏های روشن، او را شناساند، و دیده بینا دیدنش نتواند. نه چشم آن که او را نبیند منکر او گردید، و نه دل آن که او را شناخت، به دیده تواندش دید. در برتری از همه پیش است و هیچ چیز برتر از او نیست، و در نزدیک بودن چنان است، که چیزی نزدیکتر از او نیست، پس نه برتر بودن .
چغازنبیل یکی از زیباترین آثار باستانی ایران است. این زیگورات پرستشگاهی است که ایلامیها برای خدایان خود ساخته بودند.این بنای مربعی صدوپنج متر طول و عرض و 52 متر ارتفاع داشته است. اونتاش ناپیریشا شاه ایلام در قرن سیزده پیش از میلاد آنرا ساخته است. بنا از آجر ساخته شده است و بر روی آجرهای آن نوشته های زیادی به خط ایلامی دیده میشود که بر روی آنها مطالبی تقریبا ی ان نوشته شده است.زیگورات چغازنبیل پنج طبقه بوده و در طبقه بالا معبد اینشوشیناک قرار داشته است.او خدای ایلامی است که حافظ شوش پایتخت ایلامیان بوده است.مردم شوش باستان عقیده داشتند این خدا از این مکان به آسمان میرود و سپس به زمین باز میگردد. در تمام طول بنا آبراههایی دیده میشود ،شاید دلیل آنها حفاظت از بنا در مقابل بارانهای سیل آسای محل است. دورتادور بنا سنگفرش است و در بعضی از سنگفرشها آثار جای پای بچه دیده میشود. دلیل آن تا کنون نا معلوم است. در شمال غربی بنا پناهگاههای کوچکی دیده میشوند که مربوط به خدای ایلامی ایشنیکراب است. .درون محوطه یک ساعت خورشیدی بزرگ نیز دیده میشود
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

نیست یاری که مرا یاد کند

دیده ام خیره به ره ماند و نداد

نامه ای تا دل من شاد کند


خود ندانم چه خطائی

که ز من رشته الفت بگسست

در دلش جائی اگر بود مرا

پس چرا دیده ز دیدارم بست


هر کجا می نگرم، باز هم اوست

که بچشمان ترم خیره شده

درد عشقست که با حس. باز به باد می دهی زلف به هم تنیده را
باز شکار می کنی مرغ قفس ندیده را
جام مدام می دهی فارغ بی خیال را
منع می کنی عاشق غم چشیده را

تا به کنار بودی ام ، بود بـه جان قرار دل
رفتی و بردی از برم خاطر آرمیده را
ای که عشق خود با همه هستی ام کنی
خود به تنم نموده ای پیرهن دریده را !

تا که مگر گذر کنی بر سر کوی تنگِ دل
خ. بازیگر نفوذی گفت: شاید باید در این راه با حاشیه پیش رفت یا دوستی در جشنواره داشت تا کار شما دیده شود. امثال من در این عرصه کم نیستند که سال ها کار کرده اند اما دیده نشده اند و همواره منتظریم تا بلکه جرقه ای خورده و یک روز ما دیده شویم. همه ند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خسته ای را که دل و دیده به دست تو سپرد نه به یک بار نشاید در احسان بستن
صافی ار می ندهی کم ز یکی جرعه درد همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد
هیچ بی تو در آن حجره ره راس.
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

بر شوره زار معصیتم گریه می کنی
جانم فدای دیده ی بارانی شما پرونده ام برای شما دردسر شده
وضع بدم،دلیل پریشانی شما ای وای من! که قلب شما را ش ته ام
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟!

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
« عفو و گذشت» سنت کنعانی شما آیا حقیقت است که اص. : هر که مرا ببیند پدر را دیده است.
یکی از شاگردان از وی درخواست کرد:
«ای آقا خدا را به ما بنمایان و به او فرمود: این مدت زیادی که با شما بودم مرا نشناختی ای فیلبس؟ هر که مرا ببیند پدر را دیده است پس چگونه می گوئی به من خدا را بنمایان؟»[1].
الستر مک کراث در ذیل این آیه می نویسد: «این کلمات تأکیدی است بر این باور که پدر در پسر سخن می گوید و عمل می کند و به عبارت دیگر خدا در و از طریق او عمل مکشوف می شود و دیدن عیسی در حکم دیدن پدر است.»[2].
پاسخ:
این آیه بر الوهیت دل ندارد چراکه یان معتقدند رؤیت خدا در دنیا محال است.
در عهد عتیق به این نکته اشاره شده است که خداوند به موسی می فرماید تو روی مرا نخواهی دید[3].
پس اگر خدا باشد چگونه او دیده می شود⁉
___________________ پی نوشت:
[1]. یوحنا 14: 8.
[2]. الستر مک کراث، درآمدی بر الاهیات ی، ترجمه عیسی دیباج، ص 361
[3]. وج 33 :20. @n_masihiat ابر و باران و من و یار ستاده به وداع

من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا


سبزه نو خیز و هوا م و بستان سرسبز

بلبل روی سیه مانده ز گ ار جدا


ای مرا در ته هر بند ز زلفت بندی

چه کنی بند ز بندم همه یک بار جدا


دیده ام بهر تو خون بار شد ای مردم چشم

مردمی کن، مشو از دیده ی خون بار جدا

خواب بدست گرم سارا دیده است

خواب یدن به دور ع ماه نقره پوش
در کنار ماهی حلوا و کلیکا دیده است

خواب قایم باشکی با ماهیان روی موج
در مسیر رود تا آغوش دریا دیده است

ماهی تنک بلور خانه ات دق می کند
بس که شکل خویش را در شیشه تنها دیده است

ماهی بیچاره کی از خاطر خود می بردالف: خشونتى که به مرگ خشونت دیده مى‏انجامد.
ب: خشونتى که قربانى خشونت را مجروح و یا مصدوم مى‏سازد و یا خشونت دیده احساس درد مى‏کند، هر چند این درد خفیف باشد. حوزه فرهنگ ، حوزه وسیعی را در بر می گیرد که ماهیت عمل آن گذشته از اوضاع فرامرزی جامعه که شامل امور جهانی شدن و تبادلات فرهنگی است ، به چند سازمان و وزارتخانه اصلی بر می گردد . حوزه ای که از لحاظ تخصص ، کمترین مدیر متخصص را تجربه کرده و بیشترین آسیب را نیز در جامعه دیده است . این حوزه که در تعامل با دیگر حوزه های – اقتصادی و صنعتی جامعه . عاشق این شعر فروغ فرخ زادم . . . یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند دیده ام خیره به ره ماند و نداد نامه ای تا دل من شاد کند خود ندانم چه خطایی که ز من رشته الفت بگسست در دلش جایی اگر بود مرا پس چرا دیده ز دیدارم بست هر کجا مینگرم باز هم اوست که به چشمان ترم خیره شده درد عشقست که با حسرت و سوز بر دل پر شررم چیره شده گفتم از دیده چو دورش سازم بی گمان زودتر از دل برود مرگ باید که مرا دریابد ورنه دردیست که مشکل برود تا لبی بر لب من می لغزد می کشم آه که کاش این او بود کاش این لب که مرا می بوسد لب سوزنده آن بدخو بود می کشندم چو در آغوش به مهر پرسم از خود که چه شد آغوشش چه شد آن آتش سوزنده که بود شعله ور در نفس خاموشش شعر گفتم که ز دل بر دارم بار سنگین غم عشقش را شعر خود جلوه ای از رویش شد با که گویم ستم عشقش را مادر این شانه ز مویم بردار سرمه را پاک کن از چشمانم این پیرهنم را از تن زندگی نیست بجز زندانم تا دو چشمش به رخم حیران نیست به چکار آیدم این زیبایی بشکن این آینه را ای مادر حاصلم چیست ز خودآرایی در ببندید و بگویید که من جز از او همه بگسستم اگر گفت چرا ؟ باکم نیست فاش گویید که عاشق هستم قاصدی آمد اگر از ره دور زود پرسید که پیغام از کیست گر از او نیست بگویید آن زن دیر گاهیست در این منزل نیست. . . آقا چه شد که حج شما نیمه کاره ماند؟ شبهای شهر مکه چرا بی ستاره ماند؟ بار سفر مبند، دلم شور می زند گویا قیامت است،مَلک صور می زند من خواب دیده ام، سرتان را به نی زدند گرگان تشنه، زوزه کشان لب به مِی زدند دیدم نسیم شانه به گیسوت می زند مَرهم به زخم گوشه ی ابروت می زند دیدم تو را به نیزه شه میگسارها هو می کشند دوروبرت نی سوارها آقای من،شم. سحر از دامن نرجس ، برآمد نوگلى زیبا

گلى کز بوى دلجویش ، جهان پیر شد برنا

زهى سروى که الطافش ، فکنده سایه بر عالم

زهى صبحى که انفاسش ، دمیده روح در اعضا

سپیده دم ز دریاى کرم برخواست امواجى

که عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا

به صبح نیمه شعبان تجلّى کرد خورشیدى

که از نور جبینش شد، منوّر دید. هفته گذشته اعلام شد که مجموعه شش قسمتی «کیفر» قدر از شبکه دوسیما پخش می شود اما همزمان با شب قدر اعلام شد که از طرف شبکه اعلام شد که این مینی سریال فعلا پخش نمی شود.به گزارش اسان ، هفته پیش حسین تبریزی کارگردان و تهیه کننده این سریال در گفت و گو با اسان اعلام کرده بود که "کیفر" قدر از شبکه دو پخش می شود . به همین منظور و در پی پخش نشدن ای. دانی زچه رو دیده ما می گریددر ماتم شاه اولیا می گرید تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست عیسی به فلک از این عزا می گرید شد کشته به محراب عبادت حیدر هر دیده بحال مرتضی می گرید بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین در خلد برین خیر نساء می گرید شب نوزدهم ماه رمضان, علی (ع),ضربت خوردن حضرت علی علیه السلامشهادت مظلومانه علی علیه السلام تسلیت باد. ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟ گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه من او نیم، او مرده و من سایه اویم من او نیم، آ دل من سرد و سیاه است او در دل سودازده از عشق شرر داشت او در ه. گاهی خیال می کنم از من بریده ای
بهتر ز من برای دلت بر گزیده ای

از خود سؤال می کنم آیا چه کرده ام؟
در فکر فرو میروم، از من چه دیده ای؟

فرصت نمی دهی که کمی درد دل کنم
گویا از این نمونه مکرر شنیده ای

از من عبور می کنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای!

یک روز می رسد که در آغوش گیرمت...
هرگز ب. ماه غریبستان دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت رضا
دیده بگشا بر عدم، ای مستی هستی فزا
دیده بگشا ای پس از سوءالقضا حسن القضا دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان، علی
بحر مروارید غم، گنجور مردستان، علی دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک و آه
کِبر پَستان بین و جام جهل و فرجام گناه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه دیده بگشا. رئیس شورای شهرارطه قائمشهر : اثار شهر شدن در ارطه دیده نمی شود مسئولین مساعدت کنند بهزاد مرزوغی .خط سوم
تقوی ریس شورای شهر ارطه در حاشیه دیدار فرماندار وروسای ادارات شهرستان قائم شهر از شهر ارطه طی گفتگوییی اختصاصی با خبرنگار ما گفت: با توجه به مصوبه هیات ان و تبدیل شدن منطقه ارطه به شهر که حدود 3 سال از شهر شدن این منطقه می گذرد . در زمان جنگ دوم جهانی در روسیه ایده ای به ذهن فرماندهان روسی برای نابود تانک های آلمانی رسیده بود به این شکل که به بدن سگهای آموزش دیده مواد منفجره می بستند که زیر تانک های آلمانی بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زیر تانک چاشنی عمل کرده و تانک منفجر شود. در ظاهر امر ایده خیلی خوب و عالی به نظر می رسید اما در میدان واقعی جنگ، سگ ها به جای ت. کتاب «دیده ور»، شامل آثار برگزیده مسابقه پوستر و هویت بصری سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر منتشر شد. داخل که شد، جا خوردم. مطمئنم چهل روز اگر نبود، دو ماه خانه پرش بود که دیده بودمش. انقدر لاغر و نزار شده بود که نمی توانستم زیاد به صورتش نگاه کنم، مبادا دلخور شود...
خودش گفت پانزده کیلو لاغر شده ام، تمام بدنم کهیر زده است. به دستهایش که نگاه ، یاد ناخن های همیشه لاک زده و مرتبش افتادم که چه جایش را ناخن هایی شکننده و انگشتانی به خشکی.
ای تمام آرزوهایت خیال سوخته
زنبق و زیتون و سیب و شعر کال سوخته
ای زمین و آسمان خانه ات ویران شده
حاصل ایام عمرت ماه و سال سوخته
جنگل انبوه استغنای طبعت شعله بار
تکیه گاه خستگی هایت نهال سوخته
اسب آتش بردرنگ فتنه جویان تاخته
نیمه جان برگشته چون گلگون غزال سوخته
دیده ام در دفتر تقدیرت ای جان غم مخور
حا. این ه تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، گرگان، منطقه شاهرود، اسان، آذربایجان و اصفهان دیده شده است ولی احتمال دارد در سایر نقاط مهم میوه خیز کشور نیز فعالیتی داشته باشد. فعالیت این ه تاکنون روی سیب، گل ، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگیل و تمشک دیده می شود. مکتب سرخ «ما در پیاله ع رخ یار دیده ایم» / آری جمال حضرت دلدار دیده ایم دلدار و دلبر همه ی شیعیان علیست / از سوی او محبّتِ سرشار دیده ایم ادامه...

هیچوقت ِ خدا به حقیقی شده فکر نمی . من؟ ی که حتا فارغ از ت ها با آدم ها حرف می زد. که فرقی نگذاشته باشد. که با ی صمیمی نشود. که هنوز هم غرق باشد درون ِ خودش. جدی. کمی اخمو. گوشه گیر. نفوذ ناپذیر. داشتم فکر می از کی من دیگر آن آدم ِ قبل نبودم؟ نمی دانم چه شد که دست ِ مرا گرفتند از پشت شیشه ی مانیتور کشیدنم سمت خودشان. یادم نیست. اما تا به خودم آ. تا حالا انسانهایی را دیده اید.که پایان راه تازه شروع به دویدن می کنند.یکی از اون انسانها منم.تا حالا انسانها یی را دیده ایدکه دلشان هیچی نمی خواد.ولی اون هیچی یک عالمه اس یکی از اون انسانها منم. تا حالا انسانهایی را دیده اید که همه آدمهای اطرافشان را به چشم عاقل اندر صفی نگاه می کنند.یکی از اون انسانها منم.تا حالا انسانهایی را دیده ای. مبارک با د .. سال نو میلا دی سه ایر انی در زادگا ه و زاد روز " غلامرضا ی" و عیسی چون در بیت اللحم زاییده شد ناگاه مجوسی چند از ناحیه مشرق به اورشلیم آمده گفتند: کجاست آن مولود؟ زانکه ما ستاره او را در طرف مشرق دیده ایم... آن احساس اصلاً قابل ذکر نیست، من کمک راهنما شده بودم ، راهنما شده بودم ، مرزبان شده بودم و خیلی خدمت ها در کنگره انجام داده بودم ، ولی هیچکدام با دیده بانی قابل مقایسه نیست، به نظر من دیده بانی یک جایگاه بود. برای من جایگاه مقدس و افتخار و غیر مادی بود . جشن هفته دیده بان؛ گفتگو با دیده بان انتخابات کنگره 60 آقای علی مجدیان من صورتی دیده ام به هزارچهره,ونیز صورتی به یک روی,که گویی در قالبی ریخته اند. من صورتی رخشان دیده ام که زشتی درونش پیداست,وصورتی درخشنده را,که برای دیدنزیبایی آن باید به فراتر می رفتم. من صورت پیری را دیده ام پرچین و چروک از((هیچ)),و نیز صورت صافی را که همه چیز در آن حک شده بود. بیا که ترک فلک ؛ خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن برد
که خاک میکده ی عشق را زیارد کرد

مقام اصلی ما گوشه ابات است
خداش خیر دهد آنکه این عمارت کرد

بهاى باده ى چون لعل چیست؟ جوهر عقل
بیا که سود ى برد، کاین تجارت کرد

در خم آن ابروان محرابى
ى کند که به خون . بالای گنبد تاکبوتردیده می شد پایین پای زائران پردیده می شد خورشیدرادیدم که آمد دستبوسی دراین حرم مانند اختر دیده می شد من درکنا نجره فولاد بودم اینجا ز جنت هم فراتردیده می شد صدموج اشکی که زدریای نیازاست درچشم زائرهامکرر دیده می شد تشنه خودم راپیش سقاخانه دیدم د یش رویم حوض کوثردیده می شد رفتم ود یش ضریح اونشستم باکربلا اینجابراب. ماهت کامل شده بود چند شب پیش و حالا دارد از قرص بودن ماهت لحظه به لحظه کم میشود..این را هم تو خوب میدانی , هم من ! تو خوب میدانی اوضاع ویرانه ی دلم را ...اما من هم خوب فهمیده ام رحیم بودنت را ...تو خوب دیده ای دست و پا زدنم را در گناه ...و من هم خوب حس کرده ام ستار بودنت را وتو خوب دیده ای که ازدست دادم لحظات ن را که گذشت در این ماهت ...اما من باز . ماهت کامل شده بود چند شب پیش و حالا دارد از قرص بودن ماهت لحظه به لحظه کم میشود..این را هم تو خوب میدانی , هم من ! تو خوب میدانی اوضاع ویرانه ی دلم را ...اما من هم خوب فهمیده ام رحیم بودنت را ...تو خوب دیده ای دست و پا زدنم را در گناه ...و من هم خوب حس کرده ام ستار بودنت را وتو خوب دیده ای که ازدست دادم لحظات ن را که گذشت در این ماهت ...اما من باز . دل من کوره ی سوزان عشق است
دلم سوگند پاکش جان عشق است
دلم این عاشق شوریده ی مست
نمک پرورده ی دامان عشق است

دریغا چشم بینایی ندارم
ببین جز جان رسوایی ندارم
اگر رد می کنی رد کن ولی من
بجز در گاه تو جایی ندارم
بجز در گاه تو جایی ندارم

پریشان خاطرم مست تویوم مو
قسم برغم که پا بست تویوم مو
اگر شوریده حا. عمرم تمام گشت ز هجران روی تو ترسم شها به خاک برم آرزوی تو
با آن که روی ماه تو از دیده شد نهان عشاق را همیشه بود دیده سوی تو - آیه شماره 5 از سوره مبارکه ابراهیم // رهایی از تاریکی -حدیث: سجاد(ع):
المُؤمِنُ نُطقُهُ ذِکرٌ ، وصَمتُهُ فِکرٌ ، ونَظَرُهُ اعتِبارٌ. إرشاد القلوب ، ص۸۳
مؤمن ، سخنش ذکر است ،سکوتش شیدن ، و نگاه ش درس گرفتن.
مار کبرای اسان جز سمی ترین مارهای دنیا میباشد و سم این مار از سم افعی خیلی قوی تر است و تقریبا 5 برابر سم افعی است . این مار در اسان زیاد است خصوصا در کلات نادر و منطقه بینالود . این مار تخمگذار است . که حتی جوجه های تازه به دنیا امده ان میتواند یک نفر هیکل را به راحتی بکشد . ما مشهدی ها به این مار مرد مار میگوییم چون زمانی که میخواهد نیش بزند اول اخطار میدهد و بعد از اخطار چنان مردانه نیش میزند که هیچ راه نجات نیست . در کل مار بدی نیست ولی فقط سعی کنید سمت ان نروید و او را زخمی و اذیت نکنید . این مار بیشتر در جاهایی که سنگ لاخ است دیده میشود و همینطور کنار اب ها و چشمه ها . بنده خودم بیشتر مواقع خصوصا صبح زود چون بیشتر حرکت این مار صبح است در کنار چشمه ها و قناتهای روستا زیاد دیده ام . اسم رسمس این مار کبرا است ولی کفچه مار هم میگویند چون موقع حمله مثل کف دست میشود یعنی کفچه. یک تصریح کرد: در الگوی زن انقل دنیاگریزی دیده نمی شود: برخی نمی خواهند این الگو دیده شود در حالی که تحول بازگشت به مدل زن انقل است. انحلال پذیری انحلال پذیری انحلال پذیری حتماً تا به حال شناور ماندن روغن بر روی آب را دیده اید، نظیر این ح را شاید در لامپ های لاوا که در آن یک مایع رنگی به بالا و پاین حرکت می کند، دیده باشید. این لامپ ها از دو مایع مخلوط نشده با چگالی متفاوت تشکیل شده اند. پس به نظر می آید که در این گونه موارد، ماده حل شونده، غیر قابل حل در حلال است؛ یعنی به بیان شیمیایی، انحلال پذیری آن تقریباً صفر است. برای همین است که هیچ کدام از مواد لامپ با هم ترکیب نمی شوند. آیا شما به حیات در کرات دیگر اعتقاد دارید؟
آیا شما به آدم های فضایی اعتقاد دارید؟
آیا شما بشقاب پرنده دیده اید؟
بودن یا نبودن یوفوها (ufo) بزرگ ترین و یا حداقل یکی از بزرگ ترین بحث های علمی بین دانشمندان و ستاره شناسان بزرگ است. کتاب ها و مقالات زیادی در مورد خاطرات اشخاصی که مدعی هستند بشقاب های پرنده را دیده اند و یا حتی با آدم های فضایی ملاقات داشته اند نوشته شده. حتی از این اشیاء پرنده ع هایی هم گرفته شده که صحت آنها توسط دقیق ترین و ماهرترین کارشناسان تأیید شده است. رئیس سازمان بهزیستی از حمایتهای روانی و اجتماعی از ن آسیب دیده خبر داد و گفت: نی که در معرض خشونت قرار گرفته و آسیب دیده اند برای درمان به مراکز مشاوره معرفی می شوند.