دیده بان1404

به نقل از خبرگزاریها در مورد دیده بان1404 : از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز را پرسیده می آید ی در گذشته و تا چند سال پیش حتی سیاهی بیت خدا و نور اطرافش نیز به راحتی دیده می شد و تلفیق معنویت غار حرا و آرامش آن با نگاهی به خانه خدا از آنجا بسیار زیبا و لذت بخش بود.
صدای شیعه: زائران خانه خدا چند سالی است با حسرت خانه خدا را از بالای غار حرا نگاه می کنند در گذشته بیت عتیق از کنار غار دیده می شد اما امروزه به خاطر وجود ساختمان های سربه فلک کشیده، "دیگر خانه خدا از حرا" دیده نمی شود.

البته ناگفته نماند که در حال حاضر نوری از بالای مناره های مسجدالحرام از بالای کوه نور به چشم می خورد اما در گذشته و تا چند سال پیش حتی سیاهی بیت خدا و نور اطرافش نیز به راحتی دیده می شد و تلفیق معنویت غار حرا و آرامش آن با نگاهی به خانه خدا از آنجا بسیار زیبا و لذت بخش بود که امروزه با وجود برج های بلندی که در اطراف مسجدالحرام ساخته شده این صحنه زیبا تحت تاثیر قرار گرفته است.




از تو حذر نمى کنم ، گر چه زمن حذر کنى
جان به ره تو مى دهم ، گر تو به من نظر کنى
از نفس تو مى شوم ، هم نفس ستاره ها
خیمه به ماه مى زنم ، گر به شبم گذر کنى
پاک شوم زخاک تن، گر چه صبا به من رسی ...
خاک ره تو مى شوم ، تا گل من گوهر کنى
ى شهر مى شوم ، از شر و شور عاشقى
باغ شکوفه مى شوم ، میل بهار اگر کنى
جان جهان چه دیده اى ، از چه . از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز ر. ای آقای من
شاید مرا از در خانه ات رانده ای و از خدمتت دورم کرده ای
یا شاید دیده ای که حقت را سبک میشمارم پس دورم کرده ای
یا شاید دیده ای از تو رو گردانده ام پس خشمم کرده ای
یا شاید مرا در جایگاه دروغگویانم دیده ای پس رهایم کرده ای
یا شاید دیده ای سپاسگزار نعمتهایت نیستم پس محرومم ساخته ای
یا شاید مرا در مجلس علما، ن. "من خواب دیده ام که ی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم .. ی می آید ی که مثل هیچ نیست .. و مثل آن ی است که باید باشد .. و اسمش آنچنانکه مادر در اول و در آ صدایش میکند یا قاضی القضات است یا حاجت الحاجات است .."* این "و کور شوم اگر دروغ بگویم" رو در اینجا خیلی خوب اومده! * با کل. از میان اشک ها خندیده می آید ی
خواب بیداری ما را دیده می آید ی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید ی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید ی

ک شانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید ی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز ر. خطبه 49 از سخنان آن حضرت است
سپاس خدای راست که کارهای پوشیده را داند، و نشانه‏های روشن، او را شناساند، و دیده بینا دیدنش نتواند. نه چشم آن که او را نبیند منکر او گردید، و نه دل آن که او را شناخت، به دیده تواندش دید. در برتری از همه پیش است و هیچ چیز برتر از او نیست، و در نزدیک بودن چنان است، که چیزی نزدیکتر از او نیست، پس نه برتر بودن .
چغازنبیل یکی از زیباترین آثار باستانی ایران است. این زیگورات پرستشگاهی است که ایلامیها برای خدایان خود ساخته بودند.این بنای مربعی صدوپنج متر طول و عرض و 52 متر ارتفاع داشته است. اونتاش ناپیریشا شاه ایلام در قرن سیزده پیش از میلاد آنرا ساخته است. بنا از آجر ساخته شده است و بر روی آجرهای آن نوشته های زیادی به خط ایلامی دیده میشود که بر روی آنها مطالبی تقریبا ی ان نوشته شده است.زیگورات چغازنبیل پنج طبقه بوده و در طبقه بالا معبد اینشوشیناک قرار داشته است.او خدای ایلامی است که حافظ شوش پایتخت ایلامیان بوده است.مردم شوش باستان عقیده داشتند این خدا از این مکان به آسمان میرود و سپس به زمین باز میگردد. در تمام طول بنا آبراههایی دیده میشود ،شاید دلیل آنها حفاظت از بنا در مقابل بارانهای سیل آسای محل است. دورتادور بنا سنگفرش است و در بعضی از سنگفرشها آثار جای پای بچه دیده میشود. دلیل آن تا کنون نا معلوم است. در شمال غربی بنا پناهگاههای کوچکی دیده میشوند که مربوط به خدای ایلامی ایشنیکراب است. .درون محوطه یک ساعت خورشیدی بزرگ نیز دیده میشود
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

نیست یاری که مرا یاد کند

دیده ام خیره به ره ماند و نداد

نامه ای تا دل من شاد کند


خود ندانم چه خطائی

که ز من رشته الفت بگسست

در دلش جائی اگر بود مرا

پس چرا دیده ز دیدارم بست


هر کجا می نگرم، باز هم اوست

که بچشمان ترم خیره شده

درد عشقست که با حس. باز به باد می دهی زلف به هم تنیده را
باز شکار می کنی مرغ قفس ندیده را
جام مدام می دهی فارغ بی خیال را
منع می کنی عاشق غم چشیده را

تا به کنار بودی ام ، بود بـه جان قرار دل
رفتی و بردی از برم خاطر آرمیده را
ای که عشق خود با همه هستی ام کنی
خود به تنم نموده ای پیرهن دریده را !

تا که مگر گذر کنی بر سر کوی تنگِ دل
خ. نگفتیم ؟! ما راست به مردم که نگفتیم و نگفتیم پیوسته سخن ها بنهفتیم و نگفتیم از هر که به هر جای چها دیده و دیدیم بس حرف ز یاران که شنفتیم و نگفتیم با قامت خود قامت مردم بش تیم با زور و به زر وه که چه رَستیم و نگفتیم گفتیم که ما گشته چو سَر از همه دنیا بیهوده بگفتیم و گذشتیم و نگفتیم با کی سخن از عشق بگوییم که باشد مَحرَم ، به خدا دل همه شست. همه ند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خسته ای را که دل و دیده به دست تو سپرد نه به یک بار نشاید در احسان بستن
صافی ار می ندهی کم ز یکی جرعه درد همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد
هیچ بی تو در آن حجره ره راس.
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

بر شوره زار معصیتم گریه می کنی
جانم فدای دیده ی بارانی شما پرونده ام برای شما دردسر شده
وضع بدم،دلیل پریشانی شما ای وای من! که قلب شما را ش ته ام
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟!

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
« عفو و گذشت» سنت کنعانی شما آیا حقیقت است که اص. : هر که مرا ببیند پدر را دیده است.
یکی از شاگردان از وی درخواست کرد:
«ای آقا خدا را به ما بنمایان و به او فرمود: این مدت زیادی که با شما بودم مرا نشناختی ای فیلبس؟ هر که مرا ببیند پدر را دیده است پس چگونه می گوئی به من خدا را بنمایان؟»[1].
الستر مک کراث در ذیل این آیه می نویسد: «این کلمات تأکیدی است بر این باور که پدر در پسر سخن می گوید و عمل می کند و به عبارت دیگر خدا در و از طریق او عمل مکشوف می شود و دیدن عیسی در حکم دیدن پدر است.»[2].
پاسخ:
این آیه بر الوهیت دل ندارد چراکه یان معتقدند رؤیت خدا در دنیا محال است.
در عهد عتیق به این نکته اشاره شده است که خداوند به موسی می فرماید تو روی مرا نخواهی دید[3].
پس اگر خدا باشد چگونه او دیده می شود⁉
___________________ پی نوشت:
[1]. یوحنا 14: 8.
[2]. الستر مک کراث، درآمدی بر الاهیات ی، ترجمه عیسی دیباج، ص 361
[3]. وج 33 :20. @n_masihiat ابر و باران و من و یار ستاده به وداع

من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا


سبزه نو خیز و هوا م و بستان سرسبز

بلبل روی سیه مانده ز گ ار جدا


ای مرا در ته هر بند ز زلفت بندی

چه کنی بند ز بندم همه یک بار جدا


دیده ام بهر تو خون بار شد ای مردم چشم

مردمی کن، مشو از دیده ی خون بار جدا

خواب بدست گرم سارا دیده است

خواب یدن به دور ع ماه نقره پوش
در کنار ماهی حلوا و کلیکا دیده است

خواب قایم باشکی با ماهیان روی موج
در مسیر رود تا آغوش دریا دیده است

ماهی تنک بلور خانه ات دق می کند
بس که شکل خویش را در شیشه تنها دیده است

ماهی بیچاره کی از خاطر خود می بردالف: خشونتى که به مرگ خشونت دیده مى‏انجامد.
ب: خشونتى که قربانى خشونت را مجروح و یا مصدوم مى‏سازد و یا خشونت دیده احساس درد مى‏کند، هر چند این درد خفیف باشد. حوزه فرهنگ ، حوزه وسیعی را در بر می گیرد که ماهیت عمل آن گذشته از اوضاع فرامرزی جامعه که شامل امور جهانی شدن و تبادلات فرهنگی است ، به چند سازمان و وزارتخانه اصلی بر می گردد . حوزه ای که از لحاظ تخصص ، کمترین مدیر متخصص را تجربه کرده و بیشترین آسیب را نیز در جامعه دیده است . این حوزه که در تعامل با دیگر حوزه های – اقتصادی و صنعتی جامعه . عاشق این شعر فروغ فرخ زادم . . . یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند دیده ام خیره به ره ماند و نداد نامه ای تا دل من شاد کند خود ندانم چه خطایی که ز من رشته الفت بگسست در دلش جایی اگر بود مرا پس چرا دیده ز دیدارم بست هر کجا مینگرم باز هم اوست که به چشمان ترم خیره شده درد عشقست که با حسرت و سوز بر دل پر شررم چیره شده گفتم از دیده چو دورش سازم بی گمان زودتر از دل برود مرگ باید که مرا دریابد ورنه دردیست که مشکل برود تا لبی بر لب من می لغزد می کشم آه که کاش این او بود کاش این لب که مرا می بوسد لب سوزنده آن بدخو بود می کشندم چو در آغوش به مهر پرسم از خود که چه شد آغوشش چه شد آن آتش سوزنده که بود شعله ور در نفس خاموشش شعر گفتم که ز دل بر دارم بار سنگین غم عشقش را شعر خود جلوه ای از رویش شد با که گویم ستم عشقش را مادر این شانه ز مویم بردار سرمه را پاک کن از چشمانم این پیرهنم را از تن زندگی نیست بجز زندانم تا دو چشمش به رخم حیران نیست به چکار آیدم این زیبایی بشکن این آینه را ای مادر حاصلم چیست ز خودآرایی در ببندید و بگویید که من جز از او همه بگسستم اگر گفت چرا ؟ باکم نیست فاش گویید که عاشق هستم قاصدی آمد اگر از ره دور زود پرسید که پیغام از کیست گر از او نیست بگویید آن زن دیر گاهیست در این منزل نیست. . . آقا چه شد که حج شما نیمه کاره ماند؟ شبهای شهر مکه چرا بی ستاره ماند؟ بار سفر مبند، دلم شور می زند گویا قیامت است،مَلک صور می زند من خواب دیده ام، سرتان را به نی زدند گرگان تشنه، زوزه کشان لب به مِی زدند دیدم نسیم شانه به گیسوت می زند مَرهم به زخم گوشه ی ابروت می زند دیدم تو را به نیزه شه میگسارها هو می کشند دوروبرت نی سوارها آقای من،شم. سحر از دامن نرجس ، برآمد نوگلى زیبا

گلى کز بوى دلجویش ، جهان پیر شد برنا

زهى سروى که الطافش ، فکنده سایه بر عالم

زهى صبحى که انفاسش ، دمیده روح در اعضا

سپیده دم ز دریاى کرم برخواست امواجى

که عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا

به صبح نیمه شعبان تجلّى کرد خورشیدى

که از نور جبینش شد، منوّر دید. هفته گذشته اعلام شد که مجموعه شش قسمتی «کیفر» قدر از شبکه دوسیما پخش می شود اما همزمان با شب قدر اعلام شد که از طرف شبکه اعلام شد که این مینی سریال فعلا پخش نمی شود.به گزارش اسان ، هفته پیش حسین تبریزی کارگردان و تهیه کننده این سریال در گفت و گو با اسان اعلام کرده بود که "کیفر" قدر از شبکه دو پخش می شود . به همین منظور و در پی پخش نشدن ای. دانی زچه رو دیده ما می گریددر ماتم شاه اولیا می گرید تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست عیسی به فلک از این عزا می گرید شد کشته به محراب عبادت حیدر هر دیده بحال مرتضی می گرید بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین در خلد برین خیر نساء می گرید شب نوزدهم ماه رمضان, علی (ع),ضربت خوردن حضرت علی علیه السلامشهادت مظلومانه علی علیه السلام تسلیت باد. شایسته مستان شــــــــــعر پاییــزم ولی من نوبـهاران دیده ام ره به ره من کو به کو شایسته مستان دیده ام بر فرازی پر کشیدم پیش ازین را نبود من همایی دیده ام ، من دلـــنوازان دیده ام شـــــــــهر من دلدادگی ، پروانگی ، افتادگی من خـــــــماری را چو انواری زیزدان دیده ام گرچه طفلی بوده ام در گیر و دار آرزو در طلوعی چون غروب پیـــران وی. گاهی خیال می کنم از من بریده ای
بهتر ز من برای دلت بر گزیده ای

از خود سؤال می کنم آیا چه کرده ام؟
در فکر فرو میروم، از من چه دیده ای؟

فرصت نمی دهی که کمی درد دل کنم
گویا از این نمونه مکرر شنیده ای

از من عبور می کنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای!

یک روز می رسد که در آغوش گیرمت...
هرگز ب. ماه غریبستان دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت رضا
دیده بگشا بر عدم، ای مستی هستی فزا
دیده بگشا ای پس از سوءالقضا حسن القضا دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان، علی
بحر مروارید غم، گنجور مردستان، علی دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک و آه
کِبر پَستان بین و جام جهل و فرجام گناه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه دیده بگشا. مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو صاحب نظرانند هنوز
لاله ها، شعله کش از داغند به دشت
در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز
از سرا غیبت، خبری باز فرست
که خبریافتگان، بی خبرانند هنوز
رهروان، در سفر بادیه حیران تواند
با تو آن عهد که بستند، برآنند هنوز
ذره ها در طلب طلعت رویت با مهر
هم عنان تاخته چون نوسفرانند هنوز
طاقت از دست شد ای مردمک دیده! دمی بگشای که مردم نگرانند هنوز .. مشفق کاشانی در زمان جنگ دوم جهانی در روسیه ایده ای به ذهن فرماندهان روسی برای نابود تانک های آلمانی رسیده بود به این شکل که به بدن سگهای آموزش دیده مواد منفجره می بستند که زیر تانک های آلمانی بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زیر تانک چاشنی عمل کرده و تانک منفجر شود. در ظاهر امر ایده خیلی خوب و عالی به نظر می رسید اما در میدان واقعی جنگ، سگ ها به جای ت. کتاب «دیده ور»، شامل آثار برگزیده مسابقه پوستر و هویت بصری سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر منتشر شد. داخل که شد، جا خوردم. مطمئنم چهل روز اگر نبود، دو ماه خانه پرش بود که دیده بودمش. انقدر لاغر و نزار شده بود که نمی توانستم زیاد به صورتش نگاه کنم، مبادا دلخور شود...
خودش گفت پانزده کیلو لاغر شده ام، تمام بدنم کهیر زده است. به دستهایش که نگاه ، یاد ناخن های همیشه لاک زده و مرتبش افتادم که چه جایش را ناخن هایی شکننده و انگشتانی به خشکی. رآدمهای بزرگ ش ت رامی پذیرند نیازی به دیده شدن ندارند آقای هاشمی رفسنجانی اقای خاتمی، آقای ناطق نوری و ... در مقاطعی از رقبا ش ت خوردند ودررقابت قاعده بازی را نگه داشتنداما اینها به هر قیمتی باید دیده شوند . این ه تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، گرگان، منطقه شاهرود، اسان، آذربایجان و اصفهان دیده شده است ولی احتمال دارد در سایر نقاط مهم میوه خیز کشور نیز فعالیتی داشته باشد. فعالیت این ه تاکنون روی سیب، گل ، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگیل و تمشک دیده می شود. مکتب سرخ «ما در پیاله ع رخ یار دیده ایم» / آری جمال حضرت دلدار دیده ایم دلدار و دلبر همه ی شیعیان علیست / از سوی او محبّتِ سرشار دیده ایم ادامه...

هیچوقت ِ خدا به حقیقی شده فکر نمی . من؟ ی که حتا فارغ از ت ها با آدم ها حرف می زد. که فرقی نگذاشته باشد. که با ی صمیمی نشود. که هنوز هم غرق باشد درون ِ خودش. جدی. کمی اخمو. گوشه گیر. نفوذ ناپذیر. داشتم فکر می از کی من دیگر آن آدم ِ قبل نبودم؟ نمی دانم چه شد که دست ِ مرا گرفتند از پشت شیشه ی مانیتور کشیدنم سمت خودشان. یادم نیست. اما تا به خودم آ. تا حالا انسانهایی را دیده اید.که پایان راه تازه شروع به دویدن می کنند.یکی از اون انسانها منم.تا حالا انسانها یی را دیده ایدکه دلشان هیچی نمی خواد.ولی اون هیچی یک عالمه اس یکی از اون انسانها منم. تا حالا انسانهایی را دیده اید که همه آدمهای اطرافشان را به چشم عاقل اندر صفی نگاه می کنند.یکی از اون انسانها منم.تا حالا انسانهایی را دیده ای. مبارک با د .. سال نو میلا دی سه ایر انی در زادگا ه و زاد روز " غلامرضا ی" و عیسی چون در بیت اللحم زاییده شد ناگاه مجوسی چند از ناحیه مشرق به اورشلیم آمده گفتند: کجاست آن مولود؟ زانکه ما ستاره او را در طرف مشرق دیده ایم... کم کم غروب ماه خدا دیده می شود/صد حیف از این بساط که برچیده میشود در این بهار رحمت وغفران و مغفرت/خوشبخت ان ی ست که بخشیده میشود ★****★****★****★****★****★****★****★****★****★ میخواد ماه دیده بشه ،میخواد دیده نشه! خودتون ماهید! پیشاپیش عید فطر و تبریک میگم.دیدید بالا ه اومد.! گل ها همه با اذن تو برخاسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه ی تحویل، بی شک
اوّل فرج تو از خدا خواسته اند آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پنهان بماند،حیف نیست دیده را
شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد... ب وآرزوی سالی پربرکت وهمراه با موفقیت شما عزیزان.
مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گل فرستاد که در فاصله ای دوراز خانه شان روییده بود: پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان وپسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.
سپس پدر همه را فراخواند و از آنهاخواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند...
ماهت کامل شده بود چند شب پیش و حالا دارد از قرص بودن ماهت لحظه به لحظه کم میشود..این را هم تو خوب میدانی , هم من ! تو خوب میدانی اوضاع ویرانه ی دلم را ...اما من هم خوب فهمیده ام رحیم بودنت را ...تو خوب دیده ای دست و پا زدنم را در گناه ...و من هم خوب حس کرده ام ستار بودنت را وتو خوب دیده ای که ازدست دادم لحظات ن را که گذشت در این ماهت ...اما من باز . خدا را دیده ای آیا؟ به هنگامی که می فهمی دگر تنهای تنهایی! رفیقی، همدمی، یاری کنارت نیست و می ترسی که راز بی ی را با ی گویی یکی بی آنکه حتی لب تو بگشایی، به آغوشی تو را گرم محبت می کند با عشق... ' گمانم دیده ای او را که من هم آرزو دارم ببینم باز هم او را خدا را دیده ای آیا؟ که او خود می گشاید دیده های روشن دل را... حضرت زهرا سلام الله علیها همواره فرزندانش را با القاب نیکو و محبت آمیز خطاب میکرد. چنانکه در حدیث شریف اء در پاسخ سلام حسن (ع) و حسین (ع) بصورت جداگانه می فرماید: " سلام بر تو ای نور دیده ام و میوه دلم." همچنین می فرمود: " ی که کودکی دارد باید در راه تربیت فرزندش، خود را تا سر حد کودکی تنزل دهد." در زیر قسمت هایی از حدیث شریف اء که اشاره به این مطلب دارد آورده شده است: ... وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى ...

دیدم فرزندم حسن وارد شد و گفت سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى نور دیده ام و میوه دلم... ... وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا قُرَّةَ عَیْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى ...

فرزندم حسین وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم... منبع: مفاتیح الحیات، باب تربیت فرزند یک تصریح کرد: در الگوی زن انقل دنیاگریزی دیده نمی شود: برخی نمی خواهند این الگو دیده شود در حالی که تحول بازگشت به مدل زن انقل است. یک تصریح کرد: در الگوی زن انقل دنیاگریزی دیده نمی شود: برخی نمی خواهند این الگو دیده شود در حالی که تحول بازگشت به مدل زن انقل است. انحلال پذیری انحلال پذیری انحلال پذیری حتماً تا به حال شناور ماندن روغن بر روی آب را دیده اید، نظیر این ح را شاید در لامپ های لاوا که در آن یک مایع رنگی به بالا و پاین حرکت می کند، دیده باشید. این لامپ ها از دو مایع مخلوط نشده با چگالی متفاوت تشکیل شده اند. پس به نظر می آید که در این گونه موارد، ماده حل شونده، غیر قابل حل در حلال است؛ یعنی به بیان شیمیایی، انحلال پذیری آن تقریباً صفر است. برای همین است که هیچ کدام از مواد لامپ با هم ترکیب نمی شوند. آیا شما به حیات در کرات دیگر اعتقاد دارید؟
آیا شما به آدم های فضایی اعتقاد دارید؟
آیا شما بشقاب پرنده دیده اید؟
بودن یا نبودن یوفوها (ufo) بزرگ ترین و یا حداقل یکی از بزرگ ترین بحث های علمی بین دانشمندان و ستاره شناسان بزرگ است. کتاب ها و مقالات زیادی در مورد خاطرات اشخاصی که مدعی هستند بشقاب های پرنده را دیده اند و یا حتی با آدم های فضایی ملاقات داشته اند نوشته شده. حتی از این اشیاء پرنده ع هایی هم گرفته شده که صحت آنها توسط دقیق ترین و ماهرترین کارشناسان تأیید شده است. قبل از توضیح در مورد طبیعت دیده نشده کشور هندوستان باید گفت که شاید در ذهن بیشتر کاربران شبکه های اجتماعی، کشور هند را از زاویه ای خاص که اصولا کشوری پر جمعیت و فقیر نشین است، تداعی شود اما این بار یک عکاس با فاصله گرفتن از هندی که ما تا به حال دیده ایم، طبیعت دیده نشده این کشور را از زاویه ای دیگر به بیننده معرفی کرده است.