دیگه کار از فراموشی گذشته

به نقل از خبرگزاریها در مورد دیگه کار از فراموشی گذشته : کی گفته وقتی یارت پیشت نیس، زمان دیر می گذره؟! اشتباهه.حالا که نیستی، هر یک سالی که می گذره انگار یک ثانیه گذشته فقط. نگاه می کنی عقب و می بینی 7 سال از نبودنش گذشته. بعد کلی فکر می کنی و حساب کتاب می کنی تا مطمئن شی فقط دو سال پیشت بوده. و اون دو سال از همه ی این 7 سال کندتر گذشته. و اون دو سال از همه ی زندگی ات پر تر و سنگین تر بوده. یه سال د. گاهی سکوت تسلیم فریاد ، گاهی اشک همصدا با سکوت گاهی باید رفت بی دلیل ، لحظه ای می آید که پر از غمی اسیری در قفسی که اسیر است در قفس زندگی گاهی باید فراموش کرد، به یاد آن فراموشی یادها را در دل خاموش کرد و ما رفتیم و از این رفتنها خاطره ای نماند، هر چه بود در لحظه خودش خوش بود و اینجاست که گذشته ها خاک میخورند ، گاهی گذشته ها دل را از هر چ. سلام ، چند ماه پیش یکی از دوستای مجازیم به من گفت خوشم میاد ازت و قصدش این بود که باهاش دوست بشم ، یخورده خوشحال شدم و به خودم گفتم بالا ه یکی از تو خوشش اومد اما طولی نکشید که غمگین شدم و گریه چون یاد گذشته ام افتادم و گفتم این هم مثل بقیه منو واسه دو روز بیشتر نمیخواد و بعد ولم میکنه ، بهش گفتم نه اما احساس میکنم هنوز امیدواره و منتظر. اینکه باشم یا نباشم دیگه واسه من مهم نیست اینکه تو تنها بمونى یا نبازى دیگه گریه ام نمیاره ... اینکه پیکار کنم جنگ به اثبات وجودم اینکه بیچارگیمو گریه کنم تا که بمونم اینکه با هر تف و لعنت بشه زخمى همه حسم اینکه له میشه غرورم واسه موندن این گدایى نگاهت دیگه طاقت نمیارم دیگه حتى نمى خونم من غریبه ام خود مرگم خود یخبندون سردم من دیگه به. مردی دچار فراموشی می شود و زن سعی می کند او را دوباره به گذشته برگرداند. آره خب اینجا رو میخونم !
حالا دیر به دیر ولی سر میزنم گاهی به ! ب بود با احسان به یاد گذشته ها بودیم ! و خوب یاد توام افتادیم روزایی که من میومدم تا یزد :)) روزای خوبی بود ! اگه هم نبود بهتر از الان بود شاید... بعدشم که رفتی تهران و و کلا همه چی عوض شد ! حالا اون موقع ها جوونتر بودیم روحیه بهتری داشتیم باید استفاده میکردیم. حالا گذشته ها که گذشته دیگه. آره یادمه توی مترو بلند شدی رفتی ! بدون خداحافظی رو میگم ! منم دلم برا گذشته ها تنگ میشع ! اون موقع ها که نمیدونستم رفتن یعنی چی ! نبودن یعنی چی ! دلتنگ شدن معناش چیه ! ولی خوب دیگه چیکار میشه کرد؟ زندگی اون روش رو هم بهمون نشون داد دیگه کم کم گلگیر موها هم داره سفید میشه ! سلیقه ات تو آهنگ بهتر شده آهنگ رو وبلاگ قشنگه بخواید یا نخواید باید یه روزی این رو یاد بگیرید، گرچه خیلی هاتون یاد نمیگیرید و در کمال تعجب اکثرتون به این کُندآموزیتون افتخار هم میکنید! باید بالا ه یاد بگیرید زمان رو به جلو میره، اون چیزی که پشت سرتونه گذشته است، یه چیز تموم شده ی غیر قابل بازگشتِ غیر قابل تغییر بدون کُنش، در واقع گذشته چیزیه که وجود نداره و هیچوقت دیگه هم وجود . از قدیم میگفتن ک گذشته ها گذشته .... ولی این گذشته هایی ک گذشته خیلی وقتا دست از سرت بر نمیدارن.... و تا دنیا دنیاست باهات باقی میمونن خیلی وقتا خار میشن و تو چشمت میرن .... و ای کاش میشد پاک کنی یا حداقل لاک غلط گیری بود .... ک اگه بود خیلی از ادمها خیلی از خاطره ها برای ابد پاک میشدن.... خدا دارم میسوزم!؟ خدا مگه نگفتى دوستم دارى؟؟ مگه نگفتى من جاى حق نشستى؟؟؟ مگه نگفتى هرجا کم اوردم بیام پیش تو؟؟؟؟ * دروغ گفتى که دوستم دارى! این دوست داشتن نیست خدا! خدا این حق من نیست!!! من دارم بیشنر از بدى هام مجازات میشم! نه دیگه خدا نه دیگه قهرم باهات ، دیگه همچى تموم شد! خدا سوختم! خدا دیگه تمومش کن ! لطفا ! به نظرم یکى از کارهاى سختى که آدم گاهى مجبور به انجامش میشه، ترک یه سرى عادتهاست؛ اینکه عادت کنى که دیگه به خاصى فکر نکنى؛ اینکه عادت کنى که خاصى رو دیگه دوست نداشته باشى؛ اینکه عادت کنى که حواستو به خوشى ها و دلخوشى هاى تازه اى گرم کنى؛ اینکه دیگه منتظر نباشى، رویا نسازى و تمرکز زندگیتو جاى دیگه اى با نقطه ثقل جدیدى دوباره از سر شرو. فرمایشاتی زیبا از... مؤمنان مولای متقیان حضرت علی علیه السلام: گریه ن ، از سختی دل است. سختی دل، از گناه زیاد است. گناه زیاد، از آرزوهای زیاد است. آرزوی زیاد، از فراموشی مرگ است. فراموشی مرگ، از محبت به مال دنیاست. محبت به مال دنیا، سرآغاز همه خطاهاست. سلامزندگی مث یه با دور تند میمونه وختی برمیگردی و گذشته ها رو مرور میکنی ... پست گذشته اون زیره با عنوان " خوشگلاسیون..." بخونینش :)))) اونجایی که ارایشگره اسممو خوند دیگه مجبور شدم پست رو نیمه کاره رها کنم . من موندم مامانو بابا چرا اینقد میخوان ما خوب باشیم که یه وقت مردم چیزی نگن. بابا آخه تو دیگه چرا!؟ تویی که اگه اون شب اون موفق به انجام دادن کارش میشدو ی به دادت نمی رسید الان...(الهی که من لال بشم الهی با دستای خودت کفنم کنی) ما سیاه پوشت بودیم.آخه چرا باید اینقد مهربون بازی دربیاریم!؟ بسه دیگه توروخدا.صد دفه گفتم هزار دفه دیگه هم میگم . با من اکنون چه نشستن ها، خاموشی ها
با تو اکنون چه فراموشی هاست
چه ی میخواهد
ما نشویم خانه اش ویران باد...
من اگر ما نشوم خویشتنم
تو اگر ما نشوی خویشتنی
از کجا که
شور یکپارچگی را در شرق
باز ب ا نکنیم
18 شهریور امروز فکر می کنم که اگر تمام لحظات روزهای دردناک گذشته را به خاطرم بسپارم و به آن ها ارزش بگذارم می توانم از احساسات منفی آن ها رها شوم. البته می دانم که بابت این رنجش ها به اندازه ی کافی درد و عذاب کشیدهم. مدیریت انکار و غرور کاذب، یک ابزار مشترک دردآور بوده که در گذشته از آن استفاده ی زیادی می ، ولی برای فراموشی کامل حاصلی ن. ن مطلقه برخی کشورهای آسیایی برای رهایی از آثار روانی طلاق در دوره مشخصی داخل قبر می روند و پس از آن به خود قول می دهند دیگر به گذشته فکر نکنند. این همون وبلاگیه که من مدتها برای تنها فرد محبوب زندگیم توش می نوشتم .. بعد از یه مدت طولانی دلم هوای نوشتن کرده ... دغدغه هام کمتر از اون موقع هاست؛ دیگه نمی بینمش دیگه بهش دستوسی ندارم .. یعنی بعد از ٧ ٨ سال زندگی کنار هم بهم خیانت کرد رفت با یه نامرد ... به خاطرش خودمو به آب و آتیش زدم اما اون نخواست ببینه .. چشماشو بست رو من و همه خاطره ه. تا حالا شده دلت برای خودت تنگ بشه ؟ دلم آن کودکی و میخواست راهش را درست میرفت سعی میکرد دوست هاش ازش راضی باش... بیخیال گذشته حال و بچسب! من فقط سعی میکنم دیگه ازین پست چرند ها نذارم . تا وقتی وقتش نشده حرفی نمیزنم جز داستانم طاعات و عباداتتون قبول چهارشنبه ساعت 4:45 کنکاش در گذشته نکنید
اگر تو کنارِ او آرامی
دیگر چه فرقی دارد
دیروز را بی تو چگونه گذراند
اگر قرار بر ماندن در دیروز بود
باور کن
تو امروزش نمی شدی
گاهی
گذشته را با بهایِ سنگینی می گذرانیم
و به احترامِ آینده
به دستِ فراموشی می سپاریم
اگر او
حالا کنارِ تو
تنها تو را می خواهد
تنها تو را می بیند
دی. حالا دیگر خیلی وقت است که گذشته ست. "گذشته" ! چیزی که فهمیدنش کار سختی ست. فهمیدنش، فراموش ش. نه! اگر فکر می کنی که گذشته به گرد پای امروزت هم نمی رسد، سخت در اشتباهی. من هم این طوری فکر نمیکنم. گذشته هست. همیشه هست. تو را رها نمی کند. اما تو می توانی رهایش کنی. اگر تولدت بود، از هیچ کادو نگیر، تنها این هدیه را بده به خودت : ولش کن! بس کن این ه. سلام بنفشه، ما آدم های مجازی، با نوشته هامون همدیگه رو می شناسیم، و وقتی تغییر کنیم، یا حال و هوامون تغییر کنه دیگه نمی نویسیم،یا یک جای دیگه می نویسیم، همدیگه رو فراموش می کنیم یا جور دیگه می شناسیم... حالا که سالها می گذره از نوشتن توی وبلاگت و وبلاگم، وقتی هوای گذشته به دلم وزیدن گرفت و برگشتم به قدیم تر، یک آدرس در ذهنم زنده شد و ج. خدایا صبر ایوب رو به رخم نکش، عشقمو تو بغل یکی دیگه، دست تو دست یکی دیگه دیدم دم نزدم سمیه توحیدلو -جامعه شناس: فراموشی را گاهی هدیه ای الهی می دانند. فراموشی هست تا همیشه غم و رنج ب ا نباشد و جولان ندهد. فراموشی ابزار اساسی ماست برای مقابله با نخواستنی ها. از گذشته­ فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت­ ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن
گاه برای بعضی می­شود همه ­ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می ­نشینند و هیچ چیز
هم تغییر نمی­کند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و د. فرهنگ و ارشاد ی پس از تماشای نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» گفت: دوران هشت سال دفاع مقدس متعلق به زمان گذشته نیست، هیچ گاه آن را نمی توان فراموش کرد شهید جهان آرا نیز تعلق به گذشته ندارد، گذشته او، حال ما را تشکیل می دهد. همیشه با خودم گفتم! اینجام میگم!من اگه تلافی نمیکنم بخاطر این نیست که نمیتونم!آخه من اگه بزنم امکانش هست پس فردا بازم رو دوپات بلند شی!اما اگه خدا بزنه!امان از روزی که خدا بزنه تو دهنت! تو !توی ِ حیوون دیگه هیچوقت رو دوپات بلند نمیشی! دیگر آرزو و رویا دیدن را از یاد ببریم و فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند که حتما حکمتی در اجابت نشدن آن ها بوده است ، جرات زندگی را ، لب طاقچه به فراموشی نسپاریم زندگی کنید برای رویاهایی که منتظر حقیقی شدن به دست شما هستند. شما فرصتی برای بودن دارید. پس ت ننشینید. بگذارید همه بدانند که شما با تمام توان. نمی دونم چرا از بچگی هیچ وقت دوست نداشتم میزم شلوغ باشه حتی دسکتاپمم همیشه خلوت بود، یه آی کامپیوتر و یه سطل فقط همین! نمی دونم چرا ولی تو خیلی چیزا اینطوریم! امروز هم خیلی از مطالب بلاگمو حذف شاید چون دیگه ازشون خوشم نمی آد! خیلی حال می کنم وقتی می بینمم با گذشته ام چقدر متفاوتم و عوض میشم یه طوری باحاله. الان میتونید به گذشته سفر کنی. میزان بارش های ثبت شده از ابتدای سال آبی جاری تا روز گذشته به 46 میلی متر رسید که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهشی 42.4 درصدی داشته است. جواب سوالم رو نمیدی و رد میشی هرچی صدات میزنم انگار دور تر میشی بغضم گرفته نمیتونم اسمتو فریاد بزنم انگار دیگه راهی نیست تو رو برگردونم میخوام مثه گذشته هادوباره سکوت کنم تو بودی خواستی ازم غصه هامو با تو بگم حالا که پیشم نباشی با کی درد دل کنم حرفای تو دلم رو واسه کی تعریف کنم ! داشتم به این فکر می که چه خوب میشد اگه ما هم گاهی مثل بچه ها رفتار می کردیم... غزل بعد از سه چهار دفعه که رفته مهد کودک دیگه تصمیم گرفته نره... و من می میرم برای دلیلش : « دیگه برای رفتن به مهد هیجان زده نیستم» خیلی جالب بود واقعن اگه ما هم همین طوری بودیم. مثل بچه ها همیشه کاری رو می کردیم که لذت می بریم ازش. و این شهامت رو داشتیم که وسط راه. اصولگراها در انتخابات روز گذشته ریاست جمهوری بار دیگر از ش ت خوردند؛ ش ت روز گذشته، البته ش ت تلخ تری از چهار سال گذشته بود؛ چرا که در این نوبت آنان همه نیروی خود را بسیج د، اما باز هم نتوانستند از پس بر آیند. اینک روزها از حادثه جانگداز پلاسکو گذشته است. مرور زمان همراه با خصلت فراموشی و نیسان که همزاد و همراه فرزند آدم است، چه بسا باعث شود که علل این فاجعه و ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی آن فراموش شود و به رغم هزینه و ضایعات فراوان مادی و از دست دادن بهترین فرزندان ملت، به فراموشی س شود، بهتر و شایسته است که خاطره و نماد و علل این . شمردن روزهای بعد از سابمیت مدارک دیگه شده یه عادت همیشگی! تا امروز دو ماه و 16 روز از سابمیت مدارکمون گذشته و همچنان تنها کاری که می تونیم منتظر موندنه! البته چندتا از دوستانمون که حدود 4 ماه از سابمیت مدارکشون گذشته بود چند روز پیش ppr شدن و پاسپورت هاشون رو فرستادن آنکارا که ویزاشون رو بگیرن. همچنان باید صبر کنیم... آره یکمی بیشتر یا یکمی کمتر همش از نرسیدن و نشدن و برنامه های عقب افتاده حرف میزنم خوب نشد که نشد .... الان چی ؟!! الانم باز میخوای بگی نمیشه نه دیگه نه الان دیگهوقت این جرفها گذشته حرف از این گذشته که بگی از امروز شروع میکنم چه بخوای چه نخوای خیلی وقته که شروع شده حالا باید بری مثل یه رود جاری باش همسایه ما با ماشین دست دوم مدل 91 رانندگی میکرد اون هر  روز صبح تا ساعت 12 کار می  کرد  بعد از ظهر هم  از  ساعت  3  تا  6 کار  میکرد  تقریبا  در  ماه  2 تا  4  میلیون   درامد داشت خوشحال  هم  بود  و  می  گفت  عجب  ماشینی  دارم  هرگز  اب  نمیشه  اما  یک  روز  که  در&n. برنای عزیزم الان دیگه خوشت نمیاد بهت بگن که کوچولویی، سریع می گی من دیگه بزرگ شدم. فوق العاده شیرین زبون شدی و خوش سخن، دیروز با بابا پروژه مهدی رو شروع کردیم ، آخه دیگه بزرگ شدی باید بری مهد ولی انصافا کار خیلی راحتی نیست. اصولا مه که ما خوشمون میاد از خونه دوره و مشکل مسافت رو داریم. امیدوارم خدا تو رو حفظ کنه عزیزم و مثل همیشه بهترین ها رو نصیبت کنه آقوو ما راه افتادیم بسمت شمال... هعیی یه ریزه رفتیم جلو ترافیک بود...هعی یه ریزه دیگه رفتیم ... ترافیک بود ... هیچی دیگه !! بعد ٤ ساعت رسیدیم کرج !! رفتیم یه دور برگردون پیدا کردیم و یه ربعه برگشتیم طهران تا فردا که باز بریم :))) :))) ترافیک اگه هرچقدر هم بد باشه یه خوبی داشت ... با هرچی نینی که عقب ماشین های دیگه نشسته بودن دوست شدم و بای بای و بو. اصفهان - ایرنا- فرمانده قرارگاه امر به معروف و نهی از منکر بسیج گفت: بر خلاف تلاش های دشمنان برای فراموشی فلسطین اما برگزاری روز قدس مانع فراموشی مسئله فلسطین و اولین قبله مسلمانان شده است.
عشقُو می گیرم رو دوشم میرم ارزون می فروشم

می زنم دلُو به دریا مثل موجا می وشم



من دیگه دل از تُو کندم به گذشته ها می خندم

راه میُفتم تـوی کوچه قفل قلبمُو می بندم



پا می ذارم رو گذشته٬بی خیال٬که سرنوشته

اینکه عشق و عاشقی ها موندگاره کی نوشته؟



میام از فکر تُو بیرون میشم مثل بید. به نام خدا سلام سال ششم تولد وبلاگم فرا رسید. گرچه در یک سال گذشته,به دلیل نقل مکانم فعالیت وبلاگ کم شده بود,اما علاقم به وبلاگم کم نشده که هیچ,بلکه بیشتر هم شده. در مورد مطالب سال گذشته ام هم نمیتونم نظری بدم,چون اصلآ مطلبی نداشتم. از دوستانی که که طی سال گدشته برام پیام دادن,خیلی ممنونم. سه روز دیگه پست تولد خودم رو میذارم,که در اون پ. سلام توی پاییز، فرقی نمیکنه توی زمستون وقتی صدای زنگ گوشیت میگه که صبح شده آخ که رابطت با پتوت قوی تر میشه.خودتو کش میاری ولی نه، خواب دوباره بغلت میکنه. 5دقیقه_10دقیقه دیگه، اوه یهو میپری و میبینی که یک ساعت از قراره پاشدنت گذشته...اما بااینکه میدونی وقت گذشته و دیرت شده توی ذهنت یه مرور میکنی که قراره چه کارایی ی و اولویت بن ون میکنی.. اصولگرایان چوب حمایت همه جانبه از را خوردند و تا مدت ها خواهند خورد
در
ادامه روند بازخوانی عمل کرد اصلاح طلبان در 8 سال گذشته، سراغ رضا عسگری
رفتیم که علاوه بر سابقه رسانه ای، سال هاست در مجموعه وزارت کشور، بخشدار و
فرماندار نواحی مختلف استان بوده است. قرار بود در این گفتگو به
آسیب شناسی اصلاح طلبان بپردازیم اما صرا. آنچه مهم است گذشته نیست بلکه نسبت ما با آن است آیا ما مبتلا به بیماری فراموشی شده ایم؟ گذشته انسان نه اینکه مهم نباشد لیکن در این عصرستیزه خویی ها و ستیزه جویی ها باید به گونه دیگربا واژه ها درآویخت.دربررسی گذشته هر انسان و یا بنا و تاریخ و........مهمترین نکته کیفیت ارتباط با گذشته است.ابزار این ارتباط نبشته ها و یادمان و یادگارهای مانده از ادوار است.اینکه امروز برای گذشته و گذاشته خود هیچ ارزشی قائل نیستیم مقوله بسیارخطرناک وغیرقابل اغماضی است.بشرکره خاکی از روزگاران دیرین دریافت های گوناگونی از تاریخ و گذشته خود داشته است با این حال به دلیل اهمیت آن،رشته این دریافت ها منقطع نشده است.تاریخ زبان گذشته و حال و آینده انسان است.تاریخ در واقع یک داستان است، اما نه مختص ن یا مردان، بلکه داستان همه ی انی است که از خود اثری باقی گذاشته اند.نمی توان تاریخ گذشته را به دلیل اینکه زمان مصرف آن گذشته است رها کرد.آنچه امروز به وضوح می بینیم بی خبری مردم نسبت به گذشته ی خود، موجب ناآگاهی آنان از زمان حال شده است وقتی نمی خواهند بدانند در گذشته در چه جایگاهی بودند و امروز چرا آن جایگاه رفیع مدنیت رااز دست داده اند این بزرگترین فاجعه در دریافت حقایق از سوی مردم است. زیرا رشد و ترقی یکی به طور مستقیم با رشد دیگری مرتبط است. عدم اطلاع از گذشته و فراموش تجربه های پشینیانمان، از ما یک فرد مبتلا به بیماری فراموشی ساخته است. به همین دلیل است که امروز اگر مطلب جدیدی از تاریخ و گذشته می شنویم و مانند مسجد قائن اسان که گفتیم اولین مسجد در ایران است که دو قبله دارد خیلی ها با تعجب وحیرت مثال زدنی به آن نگاه د. ما را چه شده است که امروزما نه تنها نمی دانیم دربرابر این همه ت یب آثار تاریخی کشور چه باید انجام دهیم، بلکه قادر به درک توانایی های واقعی این آثار و آثار پیام آن ها هم نیستیم.با شرایط وجود معیاری برای سنجش آنها نداریم. تاریخ الگوهای کلی را که برخاسته از نیازها و تمایلات مشترک انسان ها هستند، ارائه می کند. شناخت و احترام به این الگوها، بخش مهمی از لوازم ذهنی همه ی جوامع بشری بوده است.بنابراین توجیه واقعی مطالعه تاریخ این است که نگرش به بیرون از جعبه تولدمان امکان پذیر می شود و نیز از مجموعه ی متنوع و ارزشند زندگی و شه های دیگران آگاه می شویم. تاریخ گامی واقعی برای اطلاع از موقعیت ها وموفقیت های گذشته بشر است؛ دامنه ی تنوع و پیچیدگی تاریخ وابسته به نوع آن است. اما به هر حال با مطالعه ی بخشی از تاریخ امکان روشن بینی و سنجش و مقایسه زندگی خود با دیگران وجود دارد؛ و مطالعه ی تاریخ ما را از سطوح نامرئی که از لحظه تولد ما را احاطه کرده است، جدا می سازد.برای بسیاری از مردم، مطالعه ی تاریخ شکلی از آزادسازی است. از طریق تاریخ، آنان از زندگی مردمان دیگر و شیوه ی برخوردشان با علایق، مسائل و مشکلات آگاه می شوند. خیلی از ملتها با استفاده از تاریخ توانسته اند آینده زندگی خود را در جامعه ی بزرگتر که در آن فعالیت می کنند ـ ترسیم نمایند.بنا به تمام این دلایل، مطالعه تاریخ حقیقتاً ارزشمند است. وحفظ آثارتاریخی ارزشمند تر (تورج گنجه-باستان شناس) مینویسم که یادم بمونه هرچند توصیحش سخته..
رفتم پیشش... بعد از چندماه بازم لمسش ...
عجیب بود حسم چون هرچی نگاش می برام آشنا نبود
ظاهرش عوض نشده بود فقط دیگه آشنا نبود
حس دلتنگیم رفع نشد
انگار دلم برا ی تنگ شده که تو گذشته مرده
حتی عطر تنش رفته بود
باید اون بو رو دیگه فقط تو خیالم حس کنم
این آدم اونی که ٤ سال تو آغوشش آ. رئیس پلیس راه راهور ناجا از افزایش ۲۰ درصدی سفرها در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته و کشته شدن ۵۰ نفر از هموطنان در تصادفات جاده ای در ۴۸ ساعت گذشته خبر داد. یه روزی میرسه که بالا سر جسمم عزیزامو صدا میزنم اما دیگه ی صدامو نمیشنوه غسلم میدن چه پولدار باشم چه بی پول چه دست ی رو گرفته باشم چه دلی ش ته باشم چه روسیاه باشم چه روسفید یه روزی میرسه که دیگه کار از کار گذشته یه روزی که زمین دیگه جایی واسه نفسام نداره
ﺑﺪ ﺷـــــــــــــﺪم!
ﭼـــــﻮﻥ ﮐﺴﯽ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺧـــــــــــﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﻤﻮ ﻧﺪﺍﺷت!! مغرور شدم چون نفهمید اگه خوبمو مهربون از عشقه...!!
زمونه زمونه ی گرگاست گرگ نباشی و آدم باشی نمیفهمن از خوبیته فکر میکن احتیاج داری و ی...!!
منم دیگه ترجیح میدم گرگ باشم تا دیگه دلم نشکنه.....!!
دیگه هرچی گرگتر باشی بیشتر واست ارزش قائلن. سلام امان از دردی که آرام آرام اسیرت میکند و وقتی به خود می آیی که بندهای اسارتت تک تک سلول های وجودت هست، گره خورده در لذت های دنیا و بی خیالی دردی که آزار نمیدهد این تن را اما وجودش، عمقش ، آتش میزند ریشه هایی که شخصیتت را ساخته به هر شکلی در هر قالب و اندازه ای و هر جا رمضان ، مهمانی خدا ، رحمت ، استغفار ، ، قرآن ،مهربان تر شدن ، ثواب .