راننده فانتزیام اینه

به نقل از خبرگزاریها در مورد راننده فانتزیام اینه : مسافر تا ی آهسته روی شونه ی راننده زد، چون می خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از ج کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده. شهروند نوشت: دو راننده که ناگهان از پرونده بزرگ فساد نفتی ایران سر درمی آورند. بابک زنجانی که به گفته خودش راننده نوربخش رئیس سابق بانک مرکزی بوده و حالا دستیار او که به تازگی در دومینیکا دستگیر شده و گفته می شود راننده یکی از مدیران میانی ت گذشته بوده است.
مسافر تا ی آهسته روی شونه ی راننده زد چون می خواست ازش یه سوال بپرسه راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد
نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از ج کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده. 1 – کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی 2 – دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی 3 – تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفن است 4 – تیکه انداختن به عابرین پیاده 5 – جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها 6 – دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها 7 – تشویق راننده برا. پس از آنکه سفیر توسط راننده به بیمارستان منتقل شد، هزینه های اولیه درمان وی نیز از جیب راننده پرداخت شد. راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت .
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت .
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کر. یکی از فانتزیام اینه که مستقل شدم ... مدرک تحصیلیمو آتیش بزنم به تلافی همه این مدتی که وقتمو تلف کرد :) روزی به رضا شاه خبر دادند که نرخ درشکه خیلی زیاد شده. رضاشاه تا این خبر را شنید لباس مبدل شخصی پوشید و رفت میدان توپخانه و یک درشکه چی را صدا کرد و گفت چـقـدر میگیری تا شمیران بری؟ درشکه چی که نمیدانست طرفش کیست، گفت برو ما با نرخ تی کار نمی کنیم!
رضاشاه گفت پنج شاهی کافیه؟
درشکه چی: برو بالا
رضا: ده شاهی چی؟
راننده: برو بالا!
رض.
سلامتی پسری که وقتی دل بست تا آ ش در رو روی همه بست...
.
.
.
.
.
.
.
کصافط در رو رو خود منم بست : روانی درو وا کن منم! ()()()()()()
خدایا...

هیچ وقت ما رو محتاج بنده هات نکن...

میبینی که میخوان یه کامنت بذارن زورشون میاد... ()()()()()() یکی دیگه از فانتزیام اینه :
سوار یه پیکان تا ی بشم ، یه تراول 100 تومنی تا نخورده رو بدم به راننده …
راننده بگه خانم یه نفرید ؟؟؟
منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …
بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !
راننده هم از پشت صدام بزنه خانم … خانم ، بقیه پولتون !!!
منم

توجه به راننده تو افق محو شم... ()()()()()()
یکی از فانتزیام اینه توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن
و همزمان با موبایلم بگم:
لعنتیا تا من نگفتم هیچ شلیک نکنه، کلی آدم بیگناه اینجا هست!!

()()()()()() ﻣـﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷـﺘﯿﻢ ﮔﻔﺘﻪ : ﻫﻮﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ………… ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺗﺎﻗﺘﻮﻥ ﺗﻒ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﻭ ﺳﺮ ﻋﺎﺑﺮﯾﻦ !!… ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﻔﻬﻣﻪ … مریضم خودتی ()()()()()() تا بعد بابای از پنجره سرک ها کشیدم تا واکنش راننده را ببینم. بعد از چند ساعت راننده رسید و یادداشتم را در کاغذ یادداشت با طرح پروانه دید. یادداشت را خواند. با عصبانیت کاغذ را مچاله کرد و روی زمین انداخت. رکنا: راننده خودروی سنگین پس از تصادف با یک خودروی سواری به شدت با وی درگیر شد. یک برنامه ای وجود دارد که در آن هم به راننده هم به مشتری با توجه کیفیت کارشان و اخلاقشان امتیاز داده می شود که در این ویدئو رقابت جالب و خنده دار بین راننده و مسافر را خواهید دید. ا ام شود که در کنار راننده و کمک راننده، یک نفر از آموزش و پرورش مستقر شود تا بر عملکرد راننده از نظر میزان سرعت مجاز، حرکت و توقف و سایر نکاتی که به ایمنی سرنشینان مربوط می شود نظارت کند. داخل تا ی نشسته بودم، دو تا آقای مسن هم عقب نشسته بودن.
نزدیک پیاده شدنشون یکی به اون... یکی گفت:
به خدا اگه بزارم دست تو جیبت ی! من حساب میکنم...
بعد از راننده پرسید : ببخشید چقدر شد؟
راننده: هزار تومن !
یهو یارو برگشت به راننده گفت: آدمــــــی ؟؟!!
راننده گفت : جـــان ؟
مرد : گفتم آدمی یا نه؟
راننده گفت : حرف دهنتو بفهم. روزی در یک اتوبوس پشت سر راننده یک پیرزن نشسته بود و هر چند دیقه به راننده میگفت : ننه مغز بادام میخوری و راننده جواب میداد بله و میگرفت و میخورد وبعد از چند دفعه گرفتن مغز بادام و خوردن یکدفعه پرسید ننه جون این بادامها رو از کجا میاری و چطوری مغز میکنی و... پیرزن جواب میده :ننه اینا مغز شکلات هستند و من کاکاوهاشو میک میزنم و چون دندون . بمبئی> ی که از یک راننده کامیون هندی در فضای مجازی پخش شده او را نشان می دهد که در حال حرکت این خودروی سنگین، فرمان را رها کرده و یک دور کامل ک ن راننده را دور زده و سپس دوباره داخل ک ن می آید و فرمان را به دست می گیرد. راننده کامیونی وارد رستوران شد دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند بعد از چند دقیقه پچ پچ اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد راننده به او چیزی نگفت دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد وقتی راننده . مجموعه: مطالب طنز و خنده دار
 
جوکهای خنده دار, یکی از فانتزیام
طنز جدید و خنده دار یکی از فانتزیام اینه که...
 
یکی از فانتزیام اینه که یه شرکت بزرگ الکترونیک راه بندازم
.
.
اسمشو بزارم “ بزه مشهدی” بعد با شرکت “اپل” رقابت کنم.
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• یکی از فانتزیام اینه که •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که وقتی از خیابون رد میشم
حواسم به دورو برم  باشه !
چیه همش که نباید خنده دار باشه ...
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• اس ام اس یکی از فانتزیام اینه که •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که...
موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشته‌م زیرِ …
بعدش می‌میرم . آی حال میده
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• یکی از فانتزیام اینه که •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که:
.
.
.
ا، ببخشید من فانتزی ندارم، همش بربریه
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• اس ام اس یکی از فانتزیام اینه که •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که وقتی ناراحتم نخندم
ولی بازم میخندم 
کلا موقعیت سرم نمیشه 
ناراحتما ولی خل بازیام سر جاشه
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک یکی از فانتزیام •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که یک مسئولی بیاد تمام این زنهای مدعی برابری حقوق زن و مرد رو ...
.
.
2 سال بفرسته سربازی
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• طنز خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که یه بار...
کلیه مقاطع تحصیلی تعطیل بشن، به جز ابت !
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• طنز یکی از فانتزیام اینه جدید •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که
یه مشکلی واسم پیش بیاد...
یکی بیاد کنارم باشه کمکم کنه...
منم برگردم بهش بگم:
"عزیزم.... مرسی که هستی"
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• جوکهای خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که:
یه شیشه دارو ب م و توش اسمارتیز بریزم، هرچند وقت یه بار چندتا شو بخورم ...
یکی ازم پرسید: چی شده؟
بگم:
“چیزی نیست، همون سردردهای همیشگی" 
کلاس خاصی داره لامصب
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• یکی از فانتزیام اینه که •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که
اسم بچم رو بذارم سپنتا ! 
وقتی خانوم معلمشون صداش میکنه سپنتا !
کل بچه های کلاس یک صدا بگن 15 تا
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• مطالب طنز و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که یکی از شلوارهای قدیمیمو برای شستن ببرم توی بعد همینجور که دارم جیباشو چک میکنم که چیزی توش نباشه بصورت ناباورانه ای از قسمت فوقانی جیب پشت شلوار یه مغز پسته از قدیم ( دوره کیلویی 10000 تومان ) بیافته و غلتان غلتان روی زمین و در حال حرکت بگیرم و بردارمش و قبل اینکه ی بخواد منو بعنوان محتکر لو بده مثل یه حبه بندازمش بالا و همینجور مِلَچ مُلوچ کنان در افق محو بشم
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• اس ام اس یکی از فانتزیام اینه که •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی از فانتزیام اینه که مزه قهوه ترک و فرانسه رو از هم تشخیص بدم
لامصب خیلی کلاس داره
فعلا میتونم مزه ی چای و دوغ رو از هم تشخیص بدم البته با چشم بازاااا
ولی من یک روز آدم باکلاسی میشم. صبر کن..
 
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• یکی از فانتزیام اینه که •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.• 
 
یکی‌ از فانتزیام اینه که 
سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم مراقب احساس زرنگی کنه بیاد م کنه ببین هیچی‌ کفه دسم نیست.... 
ولی بدبختی اینه همیشه کف دستم پر تقلبه
 
گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته همشهری آنلاین: معاون حمل ونقل و ترافیک شهردار اصفهان با اشاره به انتشار ی با عنوان حرکت ناشایست یک راننده تا ی در اصفهان گفت: این حادثه به دلیل اختلاف راننده تا ی با همسرش اتفاق افتاده است و به هیچ عنوان مربوط به برخورد راننده و مسافر نبوده است. راننده کامیون راننده کامیونی وارد رستوران شد دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند بعد از چند دقیقه پچ پچ اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد راننده به او چیزی نگفت دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کر. در این ویدیو سیستم راننده ی خ ر خودروی تسلا مدل ای را امتحان کرده ایم. اگرچه که سپردن کنترل کامل ماشین به کامپیوتر در ابتدا نامطمئن به نظر می رسید اما بعد از چند ساعت راننده کاملا به سیستم اعتماد پیدا می کند. تعدادى پیرزن با اتوبوس عازم تورى تفریحى بودند. پس از مدتى یکى از پیر ن به پشت راننده زد و یک مشت بادام به او تعارف کرد راننده تشکر کرد و بادام ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقیقه بعد دوباره پیرزن با یک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام ها را به او تعارف کرد راننده باز هم تشکر کرد و بادام ها را گرفت و خورد. این کار دوبار دیگر هم تکرار شد تا. راننده اسپانیایی تیم مک لارن - هوندا، محبوب ترین راننده مسابقات فرمول یک قهرمانی جهان در فصل ۲۰۱۷ است. روزی به رضا شاه خبر دادند که نرخ درشکه خیلی زیاد شده. رضاشاه تا این خبر را شنید لباس مبدل شخصی پوشید و رفت میدان توپخانه. و یک درشکه چی را صدا کرد و گفت تا شمیران چـقـدر میگیری؟
درشکه چی که نمیدانست طرفش کیست، گفت برو ما با نرخ تی کار نمی کنیم!
رضاشاه گفت پنج شاهی کافیه؟
درشکه چی: برو بالا
رضاشاه: ده شاهی؟
راننده: برو بالا!. برخوردی که هر دوشنبه شب، مجری 90 با صداوسیما و نظم و نسق این سازمان می کند، حکایت آن راننده ای است که در چهارراهی می زند به ماشین جلویی! راننده ماشین جلویی می آید پایین ببیند چه بلایی سر ماشینش آمده، می بیند راننده ماشین عقبی، بی آنکه زحمت پیاده شدن از ماشین را به خود بدهد، دستی بر گذاشته و سری تکان می دهد! راننده ای که مسافران زن پرواز ترکیه ـ تهران را در دام ی خود گرفتار می کرد، بازداشت شد. یک خودرو به دلیل اشتباه راننده داخل یک است پر از آب سقوط کرد. راننده سواری مسافر را به جای بردن به بیمارستان در بیرون از شهر شیراز دفن کرد. یک راننده استرالیایی در حالی که روی تشک رانندی می کرد، بازداشت شد. راننده یک خودروی سواری آئودی از لای آهن های مچاله شده بین دو تریلی، سالم نجات یافت. یک راننده تا ی بدشانسی ۱۴ مرتبه توسط یک دوربین کنترل ترافیک گرفته شد. خودرویی که در حال سبقت بود، به طور ناگهانی با خودروی یک راننده عجول برخورد کرد. راننده نه تنها خود را به کام مرگ می کشاند بلکه دیگران را هم با خود به دره مرگ می برد. چه بسیار ک نی که فدای اشتباه و خود خواهی یک راننده شده اند. یک دستگاه خودروی سواری که راننده نداشت، در یکی از خیابان های ترکیه حادثه ای تلخ آفرید. گمرک گوربلاغ ترکیه رسما از راننده ایرانی و تمامی هموطنان ایرانی به دلیل ضرب و شتم یک راننده در پارکینگ نزدیک به مجموعه گمرکی عذرخواهی کرد و قول برخورد با ضاربان را داد. عربستان سعودی اعلام کرد لایحه قانونی را بررسی می کند که ممکن است به ن اجازه بدهد راننده تا ی شوند. رئیس پلیس راه نهاوند گفت: بی مبالاتی راننده پژو 405 و به چپ این خودرو، 6 کشته و مجروح به همراه داشت. فرد بازداشتی با انتشار ویدئویی، سوگند خورده بود که ن راننده عربستانی را به همراه خودروی آنها آتش می زند. افسر راهنمایی می خواست راننده متخلف را جریمه کند و راننده بادی به گلو انداخت و گفت؛ اصلا تو می دونی من کی هستم؟! پگاه شفتی: شرکت های «دایملر ا.گ.» و «بوش»، به تازگی اعلام کرده اند که قرار است به زودی تا ی بدون راننده ای را با همکاری هم بسازند. زنی در ای اوهایو به به یک راننده تا ی متهم شده است. این مطلب طنز نیس... ولی باحاله میگن یه روز یه راننده تا ی ا ای ساعت کارش تو شب داشته تو یه کوچه میرفته یه مرده رو سوار میکنه اقاهه به راننده تا ی میگه : تو منو میشناسی؟ راننده میگه نه ... چند متر جلو تر یه خانوم خوشگل رو سوار میکنه . . . . . . بقیش تو ادامه... 347_18447 زن و شوهری داخل تا ی شدند.پس از دقایقی راننده تا ی به مرد گفت: به خانومتون بگید رژش را عوض کند.من از این رنگ خوشم نمی آید مرد عصبانی شد.یقه ی راننده را گرفت.چندین نصار راننده کرد و به او گفت چرا به مردم نگاه میکنی.مگه خودت نداری؟رنگ رژ خانوم من به تو چه ربطی داره؟ راننده لبخندی زد و گفت:اگر به من ربطی نداره پس برای کی آرایش کرده؟اگر برای شما بود که در خانه این کار را میکرد مرد یقه ی راننده را ول کرد و خشمش را فرو برد.بعد یک دستمال به همسرش داد تا رژش را پاک کند. شرمنده ایم یک بار یک ی نزد من آمد و گفت: آقای قرآئتی ما داشتم به جایی می رفتم. به راننده گفتم: برای نگه دار. نگه نداشت و من قضاشد. آیا من گناه ؟ گفتم: بله! گفت: من به راننده گفتم که نگه دارد. گفتم: چه طور گفتی؟ گفت: رفتم گفتم: آقای راننده راننده فراری از سوانح مرگبار بعد از زیر گرفتن ۲ نفر در برخورد با تیر برق دستگیر و راهی بیمارستان شد. انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! بقیه در ادامه مطلب کارشناسان می گویند راننده در یک لحظه جای پدال گاز و ترمز ماشین را با هم اشتباه گرفته و باعث بروز این حادثه شده است.