رساتر از فریاد

به نقل از خبرگزاریها در مورد رساتر از فریاد :

رساتر و شفاف تر از این نمی توانم صحبت م در کشوری که قانون جزایش می لنگد. بحث و صحبت با موضوعیت آری یا نه به قصاص نفس و چالش بین موافقان و مخالفان و بحث حیات و نفس بیهوده ترین صحبت، سخن و چالش می تواند باشد !


بروید رد کارتان ... والسلام !





خدایا عذر میخواهم از این که به خود اجازه میدهم که با تو راز و نیاز کنم . عذر میخواهم که ادعاهای زیاد دارم . در مقابل تو اظهار وجود میکنم در حالی که خوب میدانم وجود من زایده ی اراده من نیست و بدون خواسته تو هیچ و پوچم . خدایا تو مرا عاشق کردی که در قلب عشاق بسوزم . تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم . تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هر چه. هیچ چیزی مهمتر از آماده سازی نیست. فوتبال آسیا باز هم با چالش های جدیدی مواجه می شود که نیازمند راه حل هایی خاص فوتبال این قاره است. در کاری که ما انجام می دهیم، بازیکنان مرکز و محور همه چیز هستند و با برگزاری این کنفرانس، ما امید داریم که فرصتی برای سرمربیان فوتبال آسیا فراهم شود تا با ص رساتر یک رویکرد متحد برای بهبود کیفی عملکرد ب. تویوتا کمری تویوتا کمری 2018 نسل هشتم, خودرویی سدان در اندازه ی متوسط با ظاهری رساتر و رانندگی لذت بخش تر ارائه خواهد شد ادامه مطلب چمران در تاریخ 30 داد 1360، یک روز قبل از شهادت خود در اهواز و در جلسه شورای عالی دفاع برای آ ین بار شرکت کرد و پس از آنکه خبر شهادت فرمانده نیروها ی دهلاویه، ایرج رستمی را در سحرگاه 31 داد دریافت کرد به سرعت فرد دیگری را برای فرماندهی انتخاب وبا خود به دهلاویه برد.

او به سمت گرد به راه افتاد و در پشت نزدیکترین خاکریز درمقابل نیروهای عراقی قراری گرفت . خم ها چپ و راست در اطراف او به زمین می خوردند ، ناگهان خم ای در او منفجر شد و وی از ناحیه پشت سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به مقام رفیع شهادت نایل آمد.

روح بلند و آسمانی اش قرین رحمت واسعه ی الهی باد ... گوشه ای از مناجات شهید چمران :

خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم.

تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم.

تو مرا آه کردی

که از بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم.

تو مرا فریاد کردی

که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمایم.

تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی

و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوز .

خدایا تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی،

تو ناپایداری روزگار را نشان دادی.

لذت مبارزه را چش ...

ارزش شهادت را آموختی... تو مرا عشق کردی خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم. تو مرا آه کردی که از بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمایم. تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوز . خدایا تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی، تو ناپایداری روزگار را نشان دادی. لذت مبارزه را چش . ارزش شهادت را آموختی.
روز 30 داد ، سالروز شهادت چمران
روحش شاد و یادش گرامی با سلام در ادامه مباحث قبل به بحث سجده می رسیم. درباره فلسفه سجده بر خاک، صادق علیه السلام فرموده است:
« سجده، خضوع در برابر خداست. پس سزاوار نیست بر خوراکی و پوشاکی سجده کنید. چون مردم، بنده خوردنی ها و پوشیدنی هایند، درحالی که سجده کننده، در حال عبادت خداست و نباید پیشانی اش را بر چیزی بگذارد که مردم دنیاپرست بر آن سجده می کنند و به آن فریب می خورند. سجده بر زمین بهتر است؛ چون تواضع در برابر خدا، بلیغ تر و رساتر است. » باید دقت داشت در سجده هفت موضع بر روی زمین قرار می گیرد: پیشانی، دو کف دست دو سر زانو و دو سر انگشتان بزرگ پا. صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ ه.ش دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند رو به سوی نهادند تا بار دیگر پیوندشان را با بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند. این جوانان پرشور گروه گروه داخل شدند و به همراه دانشجویان و گروه های دیگری از مردم در زمین چمن اجتماع د. مأموران شاه، را به محاصره خود درآورده بودند تا چنانچه فریاد حق طلبانه از گلویی برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند دانش آموزان در کناره نرده ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند و فریاد مقدس “الله اکبر” آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت. ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب د. اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می کشیدند، صدای خود را رساتر د و با فریاد دشمن شکن “الله اکبر” لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند. در این هنگام تیراندازی آغاز شد و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلتیدند جوانان با فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر شاه به شهادت رسیدند و انقلاب خونین یشان را تداوم بخشیدند و دشمنان را بیش از پیش به رسوایی و ش ت کشاندند. در این واقعه ۵۶ تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. (ره) در پیامی که به همین مناسبت از پاریس برای امت قهرمان ایران فرستادند، فرمودند: “عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است. ایران امروز جایگاه آزادگان است… من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام… صدای خواهی و شما را به گوش جهانیان می رسانم”. از آن تاریخ به بعد، سیزدهم آبان ماه با عنوان روز دانش آموز، به عنوان حماسه خونین لاله های انقلاب در جریان نهضت ی گرامی داشته میشود. سند باشید می خواستم شمع باشم
” همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی ی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایدا. 13 آبان 1357 روز دانش آموز در حالی که انقلاب ی مردم ایران به ی به روزهای سرنوشت سازی نزدیک می شد همه اقشار مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان، سعی در ایفا نمودن نقش تاریخی خود و عمل به تکلیف الهی داشتند. در این میان دانش آموزان و نوجوانان شور و حال دیگری داشتند. صبح روز 13 آبان 1357، دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، به سمت تهران حرکت د تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. این جوانان پر شور و خداجو، گروه گروه، داخل شدند و به همراه دانشجویان و گروه های دیگری از مردم در زمین چمن اجتماع د. ساعت یازده صبح، مأموران، ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان این جمعیت وشان پرتاب د؛ اما، اجتماع کنندگان در حالیکه به سختی نفس می کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد الله اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند. در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بی گناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند. در این روز، 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. حضرت در پیامی به همین مناسبت فرمودند: «... عزیزان من صبور باشید، که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است ... ایران امروز جایگاه آزادگان است... من از این راه دور، چشم امید به شما دوخته ام ... صدای خواهی و شما را به گوش جهانیان می رسانم». به خاطر گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان دانش آموز، این روز در تاریخ انقلاب ی به نام روز دانش آموز نامگذاری شده است پدر و پسر در کوه ها قدم می زدند. ناگهان پسرک زمین خورد و صدمه دید فریاد کشید ووواو... و ... با کمال تعجب شنید ص در کوهستان تکرار کرد ووواو... و ...با تعجب فریاد کشید" تو کی هستی؟" و جواب شنید" تو کی هستی؟"پسرک فریاد کشید" من تو را تحسین می کنم." صدا جواب داد " برای روستاییان عصر انقلاب که نان به شهر می فرستادند روز های سخت شیرین می شود این وعده قرآن است ان مع العسر یسرا پس محکم بایست که پیروزی را باید از دهان گلوله بیرون کشید محکم بایست به جای من به جای ما وحتی به جای همه مردمانی که می خواستند فریاد علیه بیداد را اذان بخوانند و نیستند به جای تاریخ که می خواهد شانه سبک کند از سنگینی ستم به ج. فریاد خواهم زد خودم را، در لابلای شعرهایمگم کن مرا باکت نباشد, در جای امنی هست جایم گم کن مرا و دور تر شو، تا نقطه باشم , نقطه باشمامّا دوباره جست و جو کن،اینجاست, اینجا ردّ پایم هق هق ترین آهنگ سالم، اندوه من اندازه ی کوه تو گریه کن البرز البرز، پژواک زخمت در صدایم گاهی بجای تو در این شعر،فریاد خواهم زد عزیزمفریاد خواهم زد تو را هم، د. رئیس قوه قضاییه گفت: موضوع مظلومیت و 70 ساله فلسطین مساله نظام سلطه جهانی است و حمایتی که از این غصب انجام می دهند و در طول این سالها فریاد ملت ما نه فقط فریاد مظلومیت یک ملت بلکه فریاد بر سر نظام سلطه است و آنها از همین نگرانند. یادداشت شماره 441 رساتر شدن صدای خ مگی و مطلق گرایی سخن گوی ت ( سخن گوی قوه ی مجریه ) اعلام کرد : « قرار نیست متن توافق در مجلس به رای گذاشته شود » . در حالی که اصل یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی به روشنی می گوید : « عهدنامه ها ، مقاوله نامه ها ، موافقت نامه ها و قراردادهای ت ایران با سایر ت ها و هم چنین امضای پیمان های مربوط به اتحادیه های بین المللی پس از تصویب مجلس شورای ی با رییس جمهور یا ی قانونی اوست ». هم چنین اصل هفتاد وهفتم قانون اساسی صراحت دارد : « عهدنامه ها ، مقاوله نامه ها ، قراردادها و موافقت نامه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای ی برسد » . این گونه سخنان از سوی قوه ی مجریه ، قیام علیه قانون اساسی است و بوی تند خ مگی و دیکتاتوری کامل از آن به مشام می رسد . از سوی دیگر ، اصل پنجاه و پنجم قانون اساسی می گوید: در مسایل مهم اقتصادی ، ، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه ی مقننه از راه همه پرسی و مراجعه ی مستقیم به آرای مردم صورت گیر. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دوسوم نمایندگان مجلس برسد ». برای پیش گیری از خ مگی کامل قوه ی مجریه لازم است نمایندگان مجلس شورای ی ، این امکان را ایجاد کنند تا مردم نظر خود را سر راست (مستقیم ) برای پذیرش یا رد « ( ترکمان چای هسته ای ) » اعلام کنند . پنج شنبه 8 امردادماه 1394 ـ هوشنگ طالع در اول ماه مه 1886، پلیس شیکاگو با حمله به تظاهرات گسترده کارگران، که برای هشت ساعت کار در روز، و حق تشکیل اتحادیه های کارگری ب ا شده بود، آنان را به خاک و خون کشید. چند روز بعد، دادگاه چند تن از ان کارگران را محاکمه، و به مرگ محکوم کرد. یکی از ان کارگران اعتص ، پس از اعلام رای ، در برابر دادگاه چنین گفت:«کارگران اینک دریافته اند، که می توانند با اتحاد و همبستگی، و مبارزه جمعی بر مشکلات خود فائق آیند. کارگران دریافته اند که چه قدرت عظیمی در اتحاد آنان نهفته است، و به همین دلیل است که کارفرماها با تمام توان می کوشند تا اتحاد کارگران را بشکنند، و میتینگ کارگران را به خون بکشند. ما کارگران گرد هم آمدیم تا اندکی از حقوق خود را باز پس بگیریم؛ اما اکنون از دادگاه و زندان سر در آورده ایم . آیا این است معنای برابری و عد در جامعه ما؟ امروز اگر صدای حق طلبانه ما را با گلوله خفه می کنید، مطمئن باشید که این صداها دیگر خاموش شدنی نیست، و هر روز طنین آن رساتر خواهد شد. صحنه خالى...صحنه خاموش... بى تحرک،بى نمایش.. نیمکتا گیج،گیج و واژگون،به امید یه نوازش پشت صحنه غیبت نور،روى یه وجب خاک همه رفتن...همه رفتن..همه جز،خاطره ویاد درا باز و بسته میشن ولى با دلسوزى باد..... ________________________________ صحنه در تمنا..پر تلالو..پر هیاهو پر ازشادی،پر از عشق.. یک قبیله عاشق،عاشق و دلباخته،به امید شکفتن تو.. پشت صحنه شمردن ثانی. فریاد سرخ تو قلب جلاد را رنگین نمی کند اما بر جسم نحیف آهنگر زمان همچو پتکش رعشه بر می آورد آه! چشمان سیاه تو شب را می آفریند اما چه سود چشمان مردمان شهر ما همه کور است! فریاد مزن ای رهگذر کوچه های تنگ قلب من فریاد تو گوش کوه را کر می کند ولی از های ضمخت مردمان شهر ما پژواک آهی بر نمی آید بیا به وسعت قلبم برای خود کلبه ای بساز که زمین عقی. آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر در آب دارد می سپارد جان یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید آن زمان که مست هستید از خیال دست ی دن به دشمن آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید آرید آن زمان که تنگ می بندید بر کمرهاتان کمربند در چه . به کودک گریان غزه..... آنجا گربه ها گریانند آرژانتین کشوره اسطوره ها اسطوره های فوتبال مارادونا و مسی کاپ را به منزل نیاوردند اما اینجا سرزمین زیتون های رنگین رنگ خون ک ن گریانند کودک غزه گریه کن صدای بمب و انفجار ناله ات از بمب رساتر گوش شنوایی نیست؟! ی ها کجایید؟! جهاد جهاد! چرا سوی دگر می رویید ؟! ، عراق، پا تان، افغانستان! حکم جهادت کجاست؟! غزه و خان یونس چشم به راهند الله اکبر؛ الله اکبر محمدجواد صادقی تیرماه ۹۳ تقدیم به قاسم بن الحسن که مرگ در نظرش شیرینتر از عسل است دوش برخاست توگویی حسن ازجا برخاست
خواست تا لب به سخن بازکند پور حسن
محو دیدار رخش هرکه درآن انجمن است
عسل از گوشــة لبــهای گلــش می­ ریــزد
گفت ای شیر خدا را نفَس و نفس حسین
من هم آیا به فــــدای نفَــست می­ گـردم
هی عسل ریخت ز لبهای عسل گونة او
تا شنید ا. سلام بر رسول مهربانی ها که هنوز گمراهان در کوچه های ضل ، سنگ جه بر سرش می زنند و او مدام آنها را می بخشد تا شاید به راه الهی بازگردند... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم تا کور شود هر آنکه نتواند دید. تا کر شود گوش مدعیان دروغین و .... ما همه عاشق محمدیم! که از حضورش محراب رنگ معنویت گرفت و معراج رنگ الهیت. شرم بر مدعیان که محمد را به گمان خود به س ه گرفته اند و هولوکاست را در صندوقچه ها پنهان ساخته اند. شرم بر مدعیان که حصر یک فتنه یا مجازات یک جانی در ایران را نقض می دانند و کشتار بی گناهان در قدس، عراق، ، لبنان، افغانستان، پا تان و ... را عین ثواب .... دل انسانیت از نمایش مذبوحانه آنان می گیرد وقتی راه پیمایی کذایی راه انداختند اما بار دیگر و رساتر ... سلام بر مهربانی ها .... لبیک یا رسول الله .... سابقا" ، بعنی مثلا" همان 50 سال قبل ، خیلی بیش از امروز به « تک بیت » ها اهمٌیت می دادند و آنها را در محاورات روزمرٌه و نوشته هائی گوناگون بکار می بردند . تک بیت ها یا به خاطر اهمٌیت خاصشان از اشعار شعرا بیرون کشیده شده بودند ؛ یا اصولا" به صورت تک بیت وجود داشتند ؛ و باز یا سراینده ای مشخص داشتند یا اینکه اصولا" سراینده برخی از تک بیت های . به کودک گریان غزه..... آنجا گربه ها گریانند آرژانتین کشوره اسطوره ها اسطوره های فوتبال مارادونا و مسی کاپ را به منزل نیاوردند اما اینجا.. سرزمین زیتون های رنگین رنگ خون ک ن گریانند کودک غزه گریه کن صدای بمب و انفجار ناله ات از بمب رساتر گوش شنوایی نیست؟! ی ها کجایید؟! جهاد جهاد! چرا سوی دگر می رویید ؟! ، عراق، پا تان، افغانستان! حکم جهادت کجاست؟! غزه و خان یونس چشم به راهند الله اکبر؛ الله اکبر وبلاگ : حق گو بلوچ آیا اینگونه که او الان آزادانه در حرم حضرت عبدالعظیم فریاد می زند که فلانی و بهمانی را ما نمی خواهیم،دیگر هم می توانستند آزادنه فریاد بزنند که او را نمی خواهند؟ البته که می توانستند فریاد بزنند او را نمی خواهند!اما سرنوشت آنانی که فریاد می زدند او را نمی خواهند در اختیار سعید مرتضوی دادستان مورد علاقه قرار می گرفت!
شهید کیانند اینان در این روزگار که از خون و آتش گذر می کنند چنان ک شانی که در مرگ نیزار عبور از مدار شرر می کنند چه رفته است برجان این عاشقان که باشوق جانان خطر می کنند نه در باغشان بیم پ ر شدن نه از باد و توفان حذر می کنند چنان آفت که گاه غروب شفق را همه شعله ور می کنند به پیمان سرخ اند ثابت قدم به تیر بلا جان سپر می کنندگوشه ای از م. قلب بیش از عمل بدون خضوع انسان را به خدا نزدیک می کند
خوشا به حال ی که به خدا نزدیک باشد؛ نزدیک یعنی اینکه او بدن، حرف، دل و عمل صالحش به خدا نزدیک است. جواد (ع) در این باره می فرماید: «القصد الی الله تعالی بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال»؛ «با دل ها به سوی خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است». کـــــــــوه پسر و پدری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید:آآآییی!! ص از دوردست آمد:آآآییی!! پسرم با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟ پاسخ شنید: کی هستی؟ پسرک خشمگین شد و فریاد زد ترسو! باز پاسخ شنید: ترسو: پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای ب. حضور حماسی مردم نماد پایبندی ایرانیان به ارزش های انقلاب است   ستاد کل نیروهای مسلح در بیانیه ای با قدردانی از حضور حماسی و گسترده مردم در جشن مردم سالاری ی و انتخابات ۲۹ اردیبهشت ماه، این رخداد بزرگ را نماد پایبندی ایرانیان به آرمان ها و ارزش های انقلاب و نظام ی و هوشمندی و درک عمیق آنان از شرایط و مقتضیات زمانی دانست.
در بخشی از این بیانیه آمده است: حضور مقتدرانه، پرشور و خیره کننده ملت ایران پای صندوق های رای در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ی شهر و روستا در ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، رساتر از همیشه لبیک «امت» به ی معظم و مقتدای دور ش انقلاب ی عزیز (مدظله العالی) بود و بار دیگر جبهه دشمنان قسم خورده و انقلاب را مایوس و مبهوت اقتدار و عظمت خود ساخت. حضور حماسی مردم نماد پایبندی ایرانیان به ارزش های انقلاب است  ستاد کل نیروهای مسلح در بیانیه ای با قدردانی از حضور حماسی و گسترده مردم در جشن مردم سالاری ی و انتخابات ۲۹ اردیبهشت ماه، این رخداد بزرگ را نماد پایبندی ایرانیان به آرمان ها و ارزش های انقلاب و نظام ی و هوشمندی و درک عمیق آنان از شرایط و مقتضیات زمانی دانست.
در بخشی از این بیانیه آمده است: حضور مقتدرانه، پرشور و خیره کننده ملت ایران پای صندوق های رای در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ی شهر و روستا در ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، رساتر از همیشه لبیک «امت» به ی معظم و مقتدای دور ش انقلاب ی عزیز (مدظله العالی) بود و بار دیگر جبهه دشمنان قسم خورده و انقلاب را مایوس و مبهوت اقتدار و عظمت خود ساخت. حضور حماسی مردم نماد پایبندی ایرانیان به ارزش های انقلاب است   ستاد کل نیروهای مسلح در بیانیه ای با قدردانی از حضور حماسی و گسترده مردم در جشن مردم سالاری ی و انتخابات ۲۹ اردیبهشت ماه، این رخداد بزرگ را نماد پایبندی ایرانیان به آرمان ها و ارزش های انقلاب و نظام ی و هوشمندی و درک عمیق آنان از شرایط و مقتضیات زمانی دانست.
در بخشی از این بیانیه آمده است: حضور مقتدرانه، پرشور و خیره کننده ملت ایران پای صندوق های رای در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ی شهر و روستا در ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، رساتر از همیشه لبیک «امت» به ی معظم و مقتدای دور ش انقلاب ی عزیز (مدظله العالی) بود و بار دیگر جبهه دشمنان قسم خورده و انقلاب را مایوس و مبهوت اقتدار و عظمت خود ساخت.   این روزها به یاد روزگاری نه چندان دور می افتم.زمانی که من حیران و صامت،افسرده و سیاهپوش به جست و جوی تو بودم و هرچه در پی پی تو لورده تر میشدم،پنهان تر میشدی .من در جاده ی بی انتها آرام آرام در پی حقیقت مشکوک بودم و تو در تعقیب منِ بهت زده به راه می افتادی.آنجا که از ظلم راه فریاد می زدم،میگریستی وآن زمان که خاک جامه ی خود پاک می ،لبخند. آی غزه؛ در برهوت غیرت و مسلمانی فریاد مظلومی را در دفاع از مظلوم بپذیر دوباره جهان رنگ خون و مظلومیت گرفته است. رمضان خونین غزه به پایان خود نزدیک می شود و هر روز و هر لحظه در صیام عاشقانه بنده و معبود در باریکه ظلم خیز ی، زنی و کودکی و جگر گوشه ای از دنیای به خاک و خون کشیده می شود و هیچ را فریاد رسی نمی بیند. خدایا جهان را چه شده است؟ چه شده است که عده ای شمشیر مسلمانی خود را وحشیانه به روی برادر مسلمان خود تیز کرده اند و هر روز در نقطه ای از این دنیای وسیع در ، عراق، افغانستان، پا تان، یمن، لیبی و مصر ... برادر کشی به راه انداخته اند و این کشتار ددمنشانه را نشانه در م خم ابروی تو در یاد آمد ح ی رفت که محراب به فریاد آمد زین حضوری که دلم با تو به محراب نمود ز حسد حور ملک بین که به فریاد آمد ای که بر عشق گرانت به سجود آمده ام دل ز هر سوی که رفت ، روی تو در یاد آمد زاهدی که عبادت به احد بهر مباهات کند زین ستایش ز تو و عشق زل به فریاد آمد دل از آن زلف کمندت نتواند که گریخت چه عجب وقت اذان موی تو در یاد آم. اختصاصی از هایدی کنایه چیست؟ با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 35 مقدمه:کنایه یکی از زیباترین و دقیق ترین اسلوبهای هنری گفتار و رساتر از حقیقت است، زیرا در کنایه ذهن انسان از م وم به لازم منتقل میشود و با نوعی دلیل همراه میشود. کنایه از مهمترین شگردهای زیبا آفرینی در شعل و از . 1. «عزت مؤمن، بی نیازی او از مردم است».[1] 2. «در ظاهر، دوست خدا و در خفا دشمن خدا نباش».[2] 3. «در انجام دادن آنچه دوست نداری ولی تو را در راه حق استوار می کند، مقاوم باش و از انجام دادن آنچه دوست داری، ولی تو را به هوس رانی می کشاند، بپرهیز».[3] 4. «چگونه تباه شود آن که خداوند س رست اوست و چگونه نجات یابد آن که خداوند تعقیب کننده اوست. ی که به غ. از حضرت صادق (ع) مرویست که حضرت المؤ منین (ع) را درد چشمى عارض شد.
حضرت رسول (ص) به عیادت آن حضرت تشریف برده مشاهده فرمود که آن حضرت از درد صیحه و فریاد مى کشند. آقا رسول اللّه (ص) فرمود: آیا این ناراحتى و فریاد از جزع و بى تابى است یا از شدت درد؟ حضرت المؤ منین (ع) فرمود! یا رسول اللّه من هنوز دردى نکشیدم که سخت تر از این درد باشد.
آقا ر. مشدی پیرداد و اقتصاد مقاومتی! وقتی از او می پرسی «مشدی پیرداد اقتصاد مقاومتی یعنی چه؟» می گوید: «نمی دانم» امّا می بینیم که او به قدرت نیرو و تفکری درونی واقف است به این امر. مگر نه این که 60سال حصیربافی و چیلک ریسی و هاون چوبی تراشیدن و بر موضع ماند و آنچه خود داشتن از بیگانه تمنّا ن ، چیزی غیر از اقتصاد مقاومتی است؟ به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، سایت "حرف تو" به نقل از وبگاه "مینو جهان وب" نوشت: تصاویری که بدون پیوست هیچ گونه کتابت و شرح اضافه ای،گویای واقعیتی آشکارند که در آنهامشاهده می نماییم. کاش می شد و می توانستیم بر حرص و ولع سیری ناپذیر و ضرب آهنگ دارکوب مأبانه ی قلم بر پیکره ی سفید کاغذ فائق آمد و هیچ ننگاشت.و همه چیز را به تصویر می سپرد تا خود به تنهایی رنج هویدا و سویدای نهفته بر جبین این پیر سرد و گرم چشیده ی روزگار را شرح می نمود. چرا که اعتقاد بر این است که تصویر خود به تنهایی بهتر گویای همه چیز است.و رساتر می تواند حق مطلب را ادا نماید. اما افسوس و صد افسوس از این حرص ناپایان قلم ! نخستین روز ماه مه برابر با 12 اردیبهشت روز جهانی کار و کارگر نام دارد. روزی که بیانگر یک اتحاد کارگری بین کارگرانی بود که برای گرفتن خواسته های که از طرف کارفرماها و یا ارگان های کار، پایمال شده بود و به باور من این روز را نباید تبریک گفت، باید شید، باید متحد شد، باید مطالبات و حقوق ضایع شده کارگری را خواستار شد.اگر بخواهیم به تاریخ و علت ثبت این روز به نام روز جهانی کارگر بپردازیم به یک اتحاد کارگری می رسیم که در سال 1886 میلادی، پلیس شیکاگو با حمله به تظاهرات گسترده کارگران که برای 8 ساعت کار در روز و حق تشکیل اتحادیه های کارگری ب اشده بود، آنان را به خاک و خون کشیدند. چند روز بعدازاین واقعه دادگاه چند تن از ان کارگران را محاکمه و به مرگ محکوم کرد. در اسناد ثبت شده در مورد این واقعه برمی خوریم با مطلبی که از سوی یکی از ان کارگران اعتص ، پس از اعلام رأی، در برابر دادگاه چنین اعلام شده است:” کارگران اینک دریافته اند که می توانند با اتحاد و همبستگی و مبارزه جمعی بر مشکلات خود فائق آیند. کارگران دریافته اند که چه قدرت عظیمی در اتحاد آنان نهفته است و به همین دلیل است که کارفرماها با تمام توان می کوشند تا اتحاد کارگران را بشکنند و میتینگ کارگران را به خون بکشند. ما کارگران گرد هم آمدیم تا اندکی از حقوق خود را باز پس بگیریم؛ اما اکنون از دادگاه و زندان سر در آورده ایم. آیا این است معنای برابری و عد در جامعه ما؟ امروز اگر صدای حق طلبانه ما را با گلوله خفه می کنید، مطمئن باشید که این صداها دیگر خاموش شدنی نیست و هرروز طنین آن رساتر خواهد شد”.
داشت منفجر می شد داشت از اش می زد بیرون تلفن را برداشت و بیست دقیقه از فرایاد شروع شد هر چه صدای شنونده می کوشید فریاد همان فریاد بود گاهی تنها با لرزشی خفیف همراه بود با حرفهای نگفته ای که می پاشید روی دیوارهای اتاق انگار خونی که در جریان بود در میان اش کم فشار میشد و فریادها میرسید به صداهایی در حد نجوا بعد از بیست دقیقه فریاد حالا . «و انه لیعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى‏» (على علیه السلام) خانه عایشه ماتمکده است.على (ع) ،فاطمه، عباس، زبیر، فرزندان فاطمه حسن، حسین، دختران او زینب و ام کلثوم اشک مى‏ریزند. على با همکارى اسماء بنت عمیس مشغول شست و شوى پیغمبر است. در آن لحظه‏هاى دردناک بر آن جمع کوچک چه گذشته است؟ خدا مى‏داند. کار شستشوى بدن پیغمبر تمام شده یا نشده، بانگى بگوش مى‏رسد: الله اکبر. على به عباس: - عمو. معنى این تکبیر چیست؟ - معنى آن اینست که آنچه نباید بشود شد (1) . دیرى نمى‏گذرد که بیرون حجره عایشه همهمه و فریادى بگوش مى‏رسد. فریاد هر لحظه رساتر مى‏شود: -بیرون بیائید!بیرون بیائید!و گرنه همه‏تان را آتش مى‏زنیم!دختر پیغمبر بدر حجره مى‏رود.در آنجا با عمر روبرو مى‏شود که آتشى در دست دارد. - عمر!چه شده؟چه خبر است؟ - على،عباس و بنى هاشم باید به مسجد بیایند و با خلیفه پیغمبر بیعت کنند! - کدام خلیفه؟ مسلمانان هم اکنون درون خانه عایشه بالاى جسد پیغمبر نشسته است. - از این لحظه مسلمانان ابوبکر است. مردم در سقیفه بنى ساعده با او بیعت د. بنى هاشم هم باید با او بیعت کنند. - و اگر نیایند؟ خانه را با هر که در او هست آتش خواهم زد مگر آنکه شما هم آنچه مسلمانان پذیرفته‏اند به پذیرید. -عمر. مى‏خواهى خانه ما را آتش بزنى؟ -آرى (2) . مردم کرمان همراه با امت ی ایران فریاد مرگ بر و قدس شریف را سر داد. از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، نداشتن خطر جانی یا مالی است. چگونه حسین(ع) برای این فریضه، جان خود را به خطر انداخت ؟

امر به معروف و نهی از منکر یکی از اصول عملی است ، که از مهم ترین و عالی ترین واجبات ی است. دربارة عظمت این دو وظیفة مهم، به تعبیری رساتر و کامل تر از آن چه در قرآن کریم و کلمات اهل بیت و ا ن معصوم(ع) آمده است، دست نمی ی م.
قرآن می فرماید: «شما مسلمانان بهترین امتی هستید (یا بودید) که خدا برای مردم جهان نمایان فرمود، زیرا امر به معروف و نهی از منکر می کنید و ایمان به خدا دارید».
پیشوای یکتاپرستان حضرت علی (ع) می فرماید: «تمام کارهای نیک و (حتی) جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون آب دهان در برابر دریای پهناور است». حضرت صادق(ع) فرمود: «امر به معروف از منکر، روش ان و شیوه صالحان و فریضة بزرگ الهی است، که سایر واجبات به وسیلة آن بر پا می شوند».
همان گونه که سایر واجبات ی، با وجود شرایطی بر انسان واجب می شوند، وجوب امر به معروف و نهی از منکر نیز شرایطی دارد. امر به معروف و نهی از منکر با وجود چهار شرط بر انسان واجب می شود:
أ ) علم و آگاهی به معروف و منکر.
ب) احتمال اثر امر یا نهی.... فریاد مرگ بر و مرگ بر در آسمان زنجان طنین انداز است. من هر زمان که از کتاب یاد میکنم در کشورم به وضع کتاب، فریاد میکنم لاقل به ده شود هر یکی که هسـت به انتـشار و حضـور کتاب، فریاد میکنم اگر اسـلام و مسـلـمانی دلیل باشد به خواند و نوشـت کتاب، فریاد میکنم هر منصفی به بیان نبی(ص) نظر د از زمان دعوتش به کتاب، فریاد میکنم اعجاز هر ی را دلیل پیمبری ز قرآنِ معجـزه در کتاب، فریاد میکنم سوختن کت. شاگردان کی روش در پایان صحبتهای سرمربی با فریاد بلندی که سر دادند آمادگی خود را به رخ حاضران در تمرین کشیدند. بسیاری از محققان علوم دینی، دربارۀ عاشورا و آسیب های آن می شند و می نویسند یا سخنرانی می کنند. در قرن ما، بلندترین صدا در حوزۀ آفت ز از عاشورا و آسیب شناسی عزاداری، از زبان مطهری به گوش ها رسید. شریعتی و دیگران نیز نکات سودمندی گفتند. پیش از این دو بزرگوار نیز کتاب هایی دربارۀ تحریفات عاشورا نوشته اند و همچنان می نویسند. اما همه می دا. داستان 2 : قورباغه کر روزی دو قورباغه داخل چاهی عمیق افتادند زمانی که تلاش میگردند بالا بیایند بقیه قورباغه ها کنار دهنه چاه فریاد میزنند که شما دیگر نمیتوانید بیرون بیایید و میمیرید این صدای فریاد های مایوس کننده باعث شد که. یکی از قورباغه ناامید شود و همانجا بمیرند اما یکی از قورباغه. ها بالا ه بیرون آمد.

قورباغه ای که بیرون . کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود... سر نی در نینوا می ماند، اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند، اگر زینب نبود
چهره ی سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه ی فریاد مظلومیت لب تشنگان در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

زخمه ی زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت از طراز نغمه وا می ماند اگر ز. تو غلط کردی، مگه پول همینطوری به دست میاد، میگه دارم کار می کنم، اگه تو کار می کنی شوهر من هم صبح تا شب داره زحمت می کشد. پول زور نمی دم. این درست همان دیالوگی بود که دیروز بین یک مسافر تا ی وراننده آن مقابل بانک ملت مرکزی رد وبدل شد. تا ی با شنیدن صحبت های این خانم که با عصبانیت تمام فریاد می زد با عجله محل را ترک کرد ولی این خانم که بچه ای کوچک همراهش بود همچنان فریاد می زد ومشخص....