ریحانه ی بهشتی

به نقل از خبرگزاریها در مورد ریحانه ی بهشتی : http://s3.picofile.com/file/8204066534/%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87.jpg ریحانه با توجه به مشکوک بودن تماس خیلی تلاش کرد که به همراه سامان برود اما سامان ممانعت کرد و قول داد که زود برگردد وبه تنهایی وبا عجله رفت. ریحانه که از این اتفاق دل آشوب بود، با تاخیر چند ساعته سامان طی تماسی موضوع را با مادرشوهرش در میان گذاشت که مادرشوهرش ضمن ناراحتی از این اتفاق، گفت که آماده شود ومنتظر پدر بماند که بیاید دنبالش تا قبل از رسیدن سامان در خانه تنها نماند.تاصبح سامان نیامد و ریحانه تا صبح در خانه پدر شوهرش بیدار بود. فردای آن رو با تماس های مکرری که ریحانه و خانواده سامان با تلفن همراهش داشتند در نزدیک ظهر پاسخ داده شد که خودتان را به کلانتری... برسانید. ریحانه ،پدر و مادر سامان سراسیمه خود را به کلانتری رساندند و جویای سامان شدند که او را در بازداشتگاه دیدند ریحانه که به شدت گریه میکرد از سامان می پرسید چرا سامان چی شده؟چرا تو را به اشتباه گرفته اند و... سامان برای توجیه ترجیح داد سرش را پایین انداخته وسکوت کند. سامان که شغل خود را برای ریحانه وخانواده اش راننده آژانس معرفی کرده بود، اما در حقیقت فروشنده صنعتی بود که در یک غافلگیری و با همکاری دوستان سابقش با ین نیروی انتظامی دستگیر شده بود. اما ریحانه که از این موضوع با خبر نبود مدام از بی گناهی او میگفت وتصور میکرد او را به اشتباه گرفته اند و او به زودی آزاد خواهد شد.مدتی بعد از حضور سامان در بازداشتگاه، به پرونده او رسیدگی و دادگاه آن برگزار شد که حکم آن بعد از چند جلسه به بیست سال حبس از سوی قاضی پرونده اعلام گردید که مجرم باتوجه به متاهل بودن میتواند هر چند هفته 2 روز به مرخصی برود.پدر سامان و رضا به امید ر جرایم و بخشش از سوی دادگاه گرفتند و با ارسال نامه های گوناگون به مسئولین شهر و استان ،بعد از گذشت ی ال نتوانستد تغییری در حکم صادره دادگاه ایجاد نمایند. بعد از نا امیدی تمکین های بی حاصل و رای قطعی دادگاه ،بین رضا و مینا اختلاف افتاد، رضا مینا را مقصر می دانست و مینا هم در پاسخ میگفت من یک معرف بودم و تحقیق و بررسی از سوی خودتان انجام شده و من بی گناهم. واز این موضوع خودم هم بسیار ناراحتم این اتفاق باعث شد تا مینا به ح قهر به همراه دخترش رضوانه به منزل پدرش برود ،که بعد از چند روز با دخ مادر و ها در یک جسله رضا ومینا با هم آشتی د اما رمضان در چند مورد ضمن بی احترامی به سامان و درگیری با پدر سامان باعث ایجاد مزاحمت برای خانواده شان هم می شد.
این داستان ادامه دارد... با ریحانه و زهرا رفته بودیم پارک و و تازه رسیدیدم خونه. زهرا که خو ده و من هم رفتم لباسهای شسته شده رو پهن کنم. ریحانه هم مشغول خوردن ناهار. به ریحانه میسپرم که :"مامان جون، هیچ برنجی تو بشقابت نمونه ها، اگه اینکار رو ی بهت امتیاز میدم." یک کم بعد صدای ریحانه:" مامان! بیا بشقابم رو ببین." میرم میبینم. بله، تو بشقابش هیچی برنج نمونده. خوشحال از این اتفاق، میرم تا سفره رو جمع کنم که میبینم، غذاهای توی بشقاب، نرفتن تو دل ریحانه، رفتن توی قابلمه. پانویس: اخیرا برنامه امتیاز دادن رو شروع کردیم. به کارهای خوب ریحانه یک امتیاز یا نهایتا دو امتیاز میدیم. و در صورت ده امتیاز شدنش، یه جایزه براش در نظ میگیریم مثل رفتن به شهربازی یا ید چیزی که معمولا هم احتیاج داره. برای این سن بسیار ایده خوبیست. با اجرای حکم و زندانی شدن سامان ، ریحانه به سختی توانست خود را با زندگی جدید وقف دهد ، ودچار افسردگی شدیدی شد.اودیگر آن ریحانه ی سابق با لباسهای رنگین محلی نبود. سامان هر ماه دو روز به منزل می آمد وآمدن سامان به منزل در روحیه ی ریحانه تاثیری نداشت وگرما بخش زندگی شان نمی شد.آنها گاهی اوقات هم بابت شرایط موجود با هم به مشاجره می پرداختند هزینه زندگی ریحانه توسط دادگاه به پدر سامان س شده بودوتلاش ومراقبتهای پدر ومادر سامان برای حفظ روحیه وجلب رضایت ریحانه بی تاثیر بود.هرچند بسیار ناراحت وشرمنده ریحانه وخانواده اش بودند. از سوی دیگر در روستا جو خوبی بر علیه ریحانه وخانوده اش بابت اتفاقات دستگیری سامان حاکم نبود ومادر وبستگان اصرار به گرفتن طلاق داشتند اما ریحانه به خیال تبرئه وعلاقه به سامان وحفظ زنگی اش تن به درخواستشان نمیداد. رضا واعظم خیلی تلاش کرد تا ریحانه را متقاعد به طلاق کنند که بی نتیجه بود. ریحانه از سرگذشتی که برایش رقم خورده بسیار ناراحت بود گاهی به سر خاک پدر میرفت وبا او درد ودل میکرد وگاهی هم به زاده محل رفته و برای حل مشکلش دعا می نمود. او در خلوت خود وگریه های شبانه اش به خدا میگفت؛ من به امید آغاز یک زندگی سالم تن به این ازدواج دادم ، پاکدامنی ام را حفظ وهمیشه شکرگزارت بودم وفراموشت ن راه کج نرفتم که بخوام تاوان پس بدم مگه من بنده ات نیستم ... مگه من حق زندگی ندارم ؟چرا باید به این سرنوشت دچار بشم ... چرا باید انگشت نمای عام وخاص بشم ... من دیگه تحمل این زندگی رو ندارم پدرم رو ازم گرفتی منو هم بکش تا راحت شم من دیگه نمیخوام زنده بمونم... بعد از گذشت حدودا ی ال از شرایط سخت فوق، ریحانه تصمیم به بخشش مهریه و ج از سامان گرفت ،با هماهنگی رضا این موضوع را به خانواده سامان اطلاع ودر خواست طلاق داد که با مخالفت سامان وخانواده اش روبرو شد. اما ریحانه که در تصمیمش مصمم بود کوتاه نیامد.عدم پرداخت نفقه ، حضور در زندان وداشتن سابقه و...باعث شد دادگاه بعد ازهشت ماه بررسی پرونده،با درخواست ریحانه موافقت کند. و رسما حکم طلاق ریحانه وسامان را صادر نمایید. ی ال از طلاق ریحانه با سامان نگذشته بود که با خواستگاری شخصی به نام حسین روبه رو شد.حسین مردی بسیار مهربان وخوش اخلاق بود که همسرش را بر اثر بیماری از دست داده بود وصاحب فرزندی هم نبود.اومعلم دبستان روستای ریحانه بود وخود ن روستای دیگری ،که توسط اولیای شاگردانش ریحانه به او معرفی شد. ریحانه نسبت به ازدواج مجدد احساس خوبی نداشت او که بعد از جریان سامان نسبت به همه ی مردها بدبین شده بود تصمیم به ازدوا ج مجدد نداشت وبا در خواست رضا ومادرش بعد از چند ماه تن به ازدواج مجدد داد. از ازدواج ریحانه و حسین چند سالی نگذشت که آنها صاحب دختری بنام زهرا شدند و زندگی آرامشان رابا حضوردر کنار یکدیگر ادامه دادند. "پایان" نویسنده : روح اله عسکری اطاقوری با جدیت می گفت: بهشتی سنّیه! "اشهد ان علیا ولی الله" رو نمی گه.
گفته بود شب بیا پشت سرش بخون تا بفهمی اشتباه می کنی. به بهشتی هم س بود که فلانی می آد این جمله رو بلند بگو.

بهشتی اذان و اقامه رو گفت ولی خبری از این جمله نشد.

به بهشتی اعتراض کرد که هر شب می گفتی، حالا امشب چرا؟
گفت اگه امشب می گفتم به خاطر اون آقا بود. ولی من که همه وجودم محبت به علی (ع) است چرا باید برای یک نفر بگویم.
(ع تزیینی است)ریحانه وسامان بعد از ب ایی جشن عروسی ومسافرت چند روزه به مشهد مقدس زندگی مشترک شان را در شهر و در همسایگی پدر سامان آغاز د.چیزی که مدتها وحتی هنگام مسافرت باعث نگرانی ریحانه بود تماس و پاسخ های مشکوک سامان به تلفن همراهش بود.سامان در هنگام مکالمه برخی از تماس ها بسیار آرام صحبت میکرد و یا از ریحانه فاصله میگرفت ،او گاهی به فرد پشت خط نسبت های زشتی می داد، ویا با عصبانیت حرفهای رکیک به زبان می آورد. ریحانه بعد از قطع تماس ع العمل بدی از سامان نمی دید اما از او می پرسیدکه آیا اتفاقی افتاده است یا خیر که سامان در پاسخ با خونسردی جواب می داد خیر فرد مقابل یکی از دوستان بوده و مشکل خاصی نیست این مساله ریحانه را کنجکاو تر مضطرب تر میکرد اما علاقه ای که به سامان داشت از پرسیدن این راز منصرف میشد. ریحانه دو خواهر شوهر داشت که یکی از آنها سمانه متاهل و همکار مینا بود ودیگری هم به نام سودابه مجرد و در خانه ی پدر بود.سودابه ازنوع پوشش وفرهنگ ریحانه خوشش نمی آمد و رابطه ی سردی با او داشت اما پدر شوهر ومادر شوهرش او را به چشم فرزند خود می دیدند وبه او محبت وتوجه ی بسیار داشتند.. مدت شش ماه از زندگی مشترکشان نگذشته بود که در یکی از غروب های سرد پاییزی تماس مشکوکی با سامان گرفته شد که سریعا خود را به محل مورد نظر برساند،ریحانه با توجه به مشکوک بودن تماس خیلی تلاش کرد که به همراه سامان برود اما سامان ممانعت کرد و قول داد که زود برگردد وبه تنهایی وبا عجله رفت.ریحانه که از این اتفاق دل آشوب بود، با تاخیر چند ساعته سامان طی تماسی موضوع را با مادرشوهرش در میان گذاشت که مادرشوهرش ضمن ناراحتی از این اتفاق ،گفت که آماده شود ومنتظر پدر بماند که بیاید دنبالش تا قبل از رسیدن سامان در خانه تنها نماند.تاصبح سامان نیامد وریحانه تا صبح در خانه پدر شوهرش بیدار بود. فردای آن رو با تماس های مکرری که ریحانه وخانواده سامان با تلفن همراهش داشتند در نزدیک ظهر پاسخ داده شد که خودتان را به کلانتری... برسانید. ریحانه ،پدر ومادر سامان سراسیمه خود را به کلانتری رساندند و جویای سامان شدند که او را در بازداشتگاه دیدند ریحانه که به شدت گریه میکرد از سامان می پرسید چرا سامان چی شده؟چرا تو را به اشتباه گرفته اند و... سامان برای توجیه ترجیح داد سرش را پایین انداخته وسکوت کند. سامان که شغل خود را برای ریحانه وخانواده اش راننده آژانس معرفی کرده بود،فروشنده صنعتی بود که در یک غافلگیری و با همکاری دوستان سابقش با ین نیروی انتظامی دستگیر شده بود اما ریحانه که از این موضوع با خبر نبود مدام از بی گناهی او میگفت وتصور میکرد او را به اشتباه گرفته اند وبه زودی آزاد خواهد شد. مدتی بعد از حضور سامان در بازداشتگاه به پرونده او رسیدگی و دادگاه آن برگزار شد که حکم آن بعد از چند جلسه به بیست سال حبس از سوی قاضی پرونده اعلام گردید که مجرم باتوجه به متاهل بودن میتواند هر چند هفته 2 روز به مرخصی برود.پدر سامان و رضا به امید ر جرایم وبخشش از سوی دادگاه گرفتند و با ارسال نامه های گوناگون به مسئولین شهر واستان ،بعد از گذشت ی ال نتوانستد تغییری در حکم صادره دادگاه ایجاد نمایند. بعد از نا امیدی تمکین های بی حاصل و رای قطعی دادگاه ،بین رضا ومینا اختلاف افتاد،رضا مینا را مقصر می دانست ومینا هم در پاسخ میگفت من یک معرف بودم وتحقیق و بررسی از سوی خودتان انجام شده ومن بی گناهم. واز این موضوع خودم هم بسیار ناراحتم این اتفاق باعث شد تا مینا به ح قهر به همراه دخترش رضوانه به منزل پدرش برود ،که بعد از چند روز با دخ مادر و ها در یک جسله رضا ومینا با هم آشتی د اما رمضان در چند مورد ضمن بی احترامی به سامان ودرگیری با پدر سامان باعث ایجاد مزاحمت برای خانواده شان هم می شد.پایان قسمت دوم - این داستان ادامه دارد...
مدیرعامل موسسه ریحانه اردبیل گفت: کیلینک تخصصی ریحانه در استان اردبیل با همت خیران در اردبیل افتتاح شد. من خیلی خفن و شاخم. سحری پیتزا خوردم و قراره تمام روزو از تشنگی له له بزنم. بای :) - دیروز یه گرفتم بچه ها برام حرف بزنن که دیگه من نمی بینمشون و اینا... ریحانه: ریحانه هستم... دو ساله پاکم ... ما : : همزمان با ایام ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) همایش ملی با عنوان ریحانه النبی در شهرستان مهر فارس برگزار می شود. مسابقه کتابخوانی «ریحانه» بامحوریت «گسترش فرهنگ مطالعه» و «ترویج سبک زندگی فاطمی» در ایام شهادت تا میلاد حضرت زهرا(س) برگزار می شود. عصر شعر فاطمی ریحانه با فرا رسیدن میلاد حضرت زهرا(س)، همزمان با هفت استان دیگر در حوزه هنری مازندران با حضور بانوان برگزیده شاعر استان برگزار شد. تثبیت اصل شا ار شهید بهشتی بود حوزه و تثبیت اصل شا ار شهید بهشتی بود شهید بهشتی با اطلاع عمیقی که از معارف دینی و قانون اساسی سایر کشورها داشت، نقش کم نظیری در تدوین نهایی قانون اساسی مترقی نظام ی ایفا د. موسس و تولیت مدرسه نبی اکرم (ص) تهران با اشاره به اینکه از 45 سال پیش، شهید بهشتی را می شناخته است گفت: امیدواریم همه مسئولان زحمتکش کشور ادامه دهنده راه شهیدان از جمله مرحوم شهید بهشتی باشند. آیت الله افزود: سخن گفتن درباره ایشان آسان نیست زیرا دارای شخصیت چند بعدی و کاملی بودند که سرانجام به فیض شهادت نایل آمد. جماعت مسجد نبی اکرم تهران با برشمردن برخی از ویژگی های شهید بهشتی گفت: آیت الله بهشتی انسان با فضیلتی بود که عمرشان را در راه دین و دفاع از ارزش های انقلاب و صرف د و منشأ خدمات بسیاری بودند. وی شهید بهشتی را از پایه گذاران اصلی نظام ی خواند و تأیکد کرد: از خدمات ارزشمند ایشان موضوع تدوین قانون اساسی بود که با دور شی، آگاهی و مدیریت بسیار خوب، توانستند شخصیت های بلند مرتبه عضو مجلس خبرگان قانون اساسی را دور یک میز جمع نمایند و مسیر قانونی انقلاب را پی ریزی نمایند. این نویسنده و پژوهشگر حوزه افزود: شهید بهشتی با اطلاع عمیقی که از معارف دینی و قانون اساسی سایر کشورها داشت، نقش کم نظیری در تدوین نهایی قانون اساسی مترقی نظام ی ایفا د. وی خاطرنشان کرد: از مهمترین نقاط قوت قانون اساسی بحث است که به خاطر دارم شهید بهشتی یکی از مهترین نقش ها را در گنجاندن آن در قانون داشتند. آیت الله ضیاء الدین با اشاره به مخالفت های بسیار آن روزها با اصل تصریح کرد: حقیقتاً شهید بهشتی با آگاهی، دور شی، مدیریت و درایتشان و همچنین دانش عظیم و دینی، توانستند رجال مذهبی، را نسبت به اهمیت و ضرورت بحث توجیه نمایند. وی در ادامه با تأکید بر عمل به قانون گفت: دو چیز عامل موفقیت ماست: یکی موضوع ی و و دیگری وحدت کلمه می باشد که باید همیشه ملاک عمل مردم و مسئولان باشد. متولی مدرسه علمیه نبی اکرم، ضمن برجسته خواندن جایگاه و مقام شهید بهشتی، به مظلومیت ایشان اشاره کرد و اظهار داشت: مرحوم بهشتی با تلاش بی وقفه برای تثبیت نظام و تأکید بر ضرورت اصل ، نظام ما را بیمه د. وی شهید بهشتی را شخصیتی بلند مرتبه خواند که فکر، شه ورزی، تحمل، مدیریت و دیدگاه های بازشان، منشأ اثرات سازنده و مثبتی برای کشور و انقلاب شد. آیت الله با اشاره به ابعاد وجودی شهید بهشتی گفت: ایشان چنان روح بلند و شخصیت والامقامی بود که درباره شان فرمودند: بهشتی یک ملت بود، و حقیقتاً همین طور بود. وی با اشاره به اینکه هرچند شهید بهشتی در میان ما نیست، اما نام و یادشان زنده است و منافقین کوردل نتوانستند نام، خاطره و آثار وجودی ایشان را از ذهن ها پاک کنند. آیت الله ضیاء الدین که سابقه آشنایی دیرینه با شهید بهشتی دارند، با اشاره به حادثه هفت تیر و شهادت 72 تن از یاران صدیق انقلاب گفت: در همان روزها مزدوران یی در صدد ترور معظم انقلاب نیز بودند که همچنان خودشان فرمودند: خداوند ایشان را برای مسئولیت بزرگی حفظ کرد. وی در پایان تصریح کرد: ی مردم و یاران انقلاب، در صحنه ها حاضرند و کشور به سوی پیشرفت و عد پیش می رود. 313/35 استانها تهران شماره خبر: 344865 16:33 - 1393/04/05 نمایشگاهی با عنوان «ریحانه النبی» با نمایش آثار هنری، اسناد تاریخی، ع ها و مطبوعات قدیمی از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی بانوان در محل کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی برگزار شده است. بهشتی دنبال ب قدرت نبود و تکلیفش را با خودش روشن کرده بود. ایشان همواره به این فکر می کرد که در چه موقعیتی می تواند بیشتر موثر باشد. شهید بهشتی بنایی برای پذیرش مسئولیت در نداشت، دلیل پذیرش ریاست دیوان عای کشور از سوی شهید بهشتی، شهید بهشتی می خواست قوق قضائیه پناهگاه آ مردم باشد، شهید بهشتی بر استقلال دستگاه قضایی تاکید زیادی داشت، تنها حاضر در دادگاه مصدق که بود؟، انتقاد شهید بهشتی به شرایط دستگاه قضایی بعد از انقلاب، یکی از دلایل ت یب شهید بهشتی مقاومت در ب. با حضور اردبیل و ولی فقیه در استان و خیران اردبیلی کیلینک تخصصی ریحانه در این استان افتتاح شد. در آستانه میلاد بانوی بزرگ ؛ حضرت صدیقه طاهرا (س) محفل ادبی شب شعر «ریحانه» و آیین اختتامیه اولین کنگره شعر بانوان اهل بیت (ع) در حرم مطهر رضوی برگزار شد. علیرضا بهشتی در بخشی از گفت وگو با خبرآنلاین از استقبال شهید بهشتی از رانندگی همسرش می گوید. به مناسبت سالگرد شهادت شهید بهشتی در هفتم تیر سال 60 در حساب توییتری خود نوشت: ‏بهشتی انواع ناسزاگویی و ظلم های به خود را تحمل می کرد ولی در برابر ظلم به مردم با قدرت می ایستاد. جدید ایرانی در غبار با
ایرانی جدید در غبار با
سینمایی در غبار با
رایگان در غبار با

در صورت ن یتی صاحب اثر لینک برداشته خواهد شد

لینک با کیفت 480 و 720 اضافه شد
http://persianfilm10.samenblog.com/uploads/p/persianfilm10/380338.jpgسال تولید : 1381 کارگردان : اصغر فرهادی بازیگران: فرامرز قریبیان، یوسف خداپرست، باران کوثری، جلال حدپور سراج
خلاصه :نظر جوان بیست و یکی دو ساله ای است که روزی در مینی بوس با ریحانه آشنا می شود و ازدواج می کنند، اما حرف های ناپسندی که در مورد مادر ریحانه وجود دارد او را مجبور می کند تا ریحانه را طلاق بدهد. ریحانه هم به این تصمیم تسلیم می شود اما نظر در برابر دادگاه خودش را موظف می داند که مهریه ریحانه را پرداخت کند. اصول حسابداری یک-هنرستان کتابچی- خانم زاهدی اصول حسابداری یک -هنرستان کتابچب -خانم زاهدی اصول حسابداری یک - هنرستان کتابچب -خانم زاهدی اصول حسابداری یک - هنرستان شهید بهشتی-آقای علی اکبری- یک اصول حسابداری یک - هنرستان شهید بهشتی -آقای علی اکبری- دو اصول حسابداری یک - هنرستان شهید بهشتی-آقای علی اکبری- سه اصول حسابداری یک - هنرستان شه. پس از جنجال های بسیار ، امروز صبح حکم ریحانه جباری اجرا شد. اما رسانه های غربی و معاند با بهانه ریحانه جباری هجمه سنگینی را علیه عکم در ایران آغاز د. دادستانی قوه قضاییه در اطلاعیه ای شواهد خود را علیه ادعاهای ریحانه منتشر کرده است . اعضای بدن معلم تربیت بدنی مشهد بعد از مرگ مغزی به بیماران نیازمند اهدا گردید. به گزارش روابط عمومی معاونت تربیت بدنی وسلامت به نقل از اسان رضوی ، ریحانه بهشتی ( خواهر شهید پرویز بهشتی ) و دبیر تربیت بدنی آموزش و پرورش منطقه رضویه مشهد که هفته گذشته به دلیل عارضه مغزی به کما رفته بود روز گذشته و پس از تایید نهایی مرگ مغزی توسط پزشکان ، به بیمارستان منتصریه مشهد منتقل شد تا اعضای بدنش به چند بیمار نیازمند جان دوباره ببخشد. بر این اساس، مرحومه ریحانه بهشتی 27 سال سابقه فعالیت در رشته دومیدانی و مربیگری تیم های ورزشی دانش آموزی را عهده دار بوده است. نمایش «ریحانه» در ایام فاطمیه تعطیل نخواهد شد و در حوزه هنری به روی صحنه می رود. ............... ی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد..............
.
شهید بهشتی از دیدگاه ی
بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مُرد، به خاطر اینکه در دوران زندگی‏اش ی به
عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد.
شهید بهشتی واقعا یک انسان برجسته‏ای بود در همه ابعاد.
.
...............نقاشی دیجیتال از چهره شهید مظلوم بهشتی................ شهید بهشتی ریحانه جان..دوست گلم..منم دلم برات خیلی تنگ شده ولی من هیچ گونه راه ارتباطی برای ارتباط با تو ندارم.. حتی آدرس وبت رو هم توی نظرات ننوشتی اگر این پست رو دیدی؟؟!! حتما یه شماره تلفنی یا آدرس وبی به من بده تا بونیم باهم دیگه حرف بزنیم..خوشحال میشم.. سیروس همتی نمایشنامه نویس و کارگردان گفت: داستان نمایشنامه «ریحانه» به گونه ای است که در هر زمانی قابل اجرا بوده و مختص به زمان و مناسبت خاصی نیست. قبل تر فکر می با بزرگتر شدن زهرا، شرایط بچه داری راحت تر میشه. اما تجربه من خلاف این تصور بود. ترم پیش، با وجود زهرای دو- سه ماهه تونستم درسم رو بخونم و خودم رو به امتحانات برسونم. حتی معدل خوبی هم گرفتم، اما این ترم اصلا به درس خوندن فکر هم ن . زهرا دیگه مثل گذشته سرجاش آروم و ت نمی مونه، باید مشغولش کرد. به علاوه خوابش هم کمتر شده. هرچند روابطش با ریحانه داره شکل جدیدی میگیره. و دیگه داره مامان شناس میشه. (این قسمت بچه داری هرچند سخته از یه جهاتی،اما به شدت شیرینه. وقتی میبینی بچه ت فقط با تو آروم میشه،انگار خستگی هات در میره). ریحانه هم جدیدا تصورات ذهنی ش رو به زبون میاره و بعضا خیلی جالبه. مثلا اخیرا: ریحانه:"مامان! من شما رو تا سقف دوست دارم." یک کم بعد... ریحانه:"مامان! من شما رو تا سقف همسایه ی بالایی دوست دارم." من:"دختر گلم! من هم تو رو تا آسمون دوست دارم." ریحانه:"نه مامان، من شما رو بالاتر بالاتر دوست دارم." واحد اندازه گیری دوست داشتن رو داشتین بسم اللّه الرحمن الرحیم میدونین من هنوز تصمیم قطعی و صد در صدی نگرفتم به کی رای بدم و این چند روز مونده باید بشینم مطالعه کنم ببینم کی برای ریحانه ها بهتره لابد میگین ریحانه کیه؟ ریحانه یه که با یه پیامک چنان حجم خستگی ای رو به من منتقل کرد که دورهمی دیروز و راه رفتن زیاد نتونسته بود اونجوری خسته کنه منو شما فکر کنین دانشجو بوده باشی. متن آهنگ جدید میلاد بهشتی به نام دیوونت شدم

ترانه: علی دیباج, موزیک و تنظیم: میلاد بهشتی

milad beheshti – divoonat shodam

میلاد بهشتی دیوونت شدم
متن آهنگ دیوونت شدم میلاد بهشتی

آره خب فکر م داره آخه چشماش داره سر به سرم میزاره
آره فقط همینو کم داره این دل بیچاره به تو وابستگی داره
دیوونت شدم نگو نه دیوونت شدم دیوونت شدم نگو نه<. این روزهایم به امید دیدن بهشت کوچک سپری میشود............. بهشتی که در آن خون های ریخته شده فقط و فقط درختان خشک شده را آب میدهند.............. درختانی که روز به روز قد دراز میکنند اما میوه نمیدهند................. بهشتی که در آن فصل شکوفه هایش به پایان رسیده ولی هنوز هم عطر شکوفه ها در فضا پیچیده است................ بهشتی که در آن ردپای عاشقان پیداست................. نمایش «ریحانه» در ایام سوگواری فاطمیه تعطیل نخواهد شد و در حوزه هنری به صحنه می رود. برنامه شعر فاطمی «ریحانه» و مراسم بررسی آثار و بزرگداشت «غزل تاجبخش» شاعر پیش وت کشور امروز چهارشنبه 25 اسفند ماه در حوزه هنری برگزار می شود. برنامه شعر فاطمی «ریحانه» و مراسم بررسی آثار و بزرگداشت «غزل تاجبخش» شاعر پیش وت کشور امروز چهارشنبه 25 اسفند ماه در حوزه هنری برگزار می شود. مراسم عزاداری وفات حضرت ام البنین(س) پنج شنبه شب دهم اسفند با حضور عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در هیئت ریحانه الحسین(ع) برگزار شد. تا ا ین روز حضور شهید بهشتی در دادگستری، با خانم های بی حجاب کار می کرد.

هنر هفت آنونس ریحانه 1368 فاطمه معتمدآریا,مجید مظفری,حمید جبلی , هنر هفت
لینک های : کیفیت 180p کیفیت 270p کیفیت 360p توجه به مسئله مدیریت قضایی از دیرباز درنگاه شهید بهشتی مدنظر بود و اعتماد (ره) به این شهید بزرگوار و مسئولیتی که ایشان درخصوص ریاست دیوان عالی کشور به شهید بهشتی دادند باعث شد که این شهید را همه با نام دستگاه قضا بشناسند. نقل قولی از سیدعلیرضا بهشتی در رابطه با چگونگی مطرح شعار "بهشتی،طالقانی را تو کشتی" در کانال تلگرامی تاریخ ایرانی منتشر شد. نقل قولی از سیدعلیرضا بهشتی در رابطه با چگونگی مطرح شعار "بهشتی،طالقانی را تو کشتی" در کانال تلگرامی تاریخ ایرانی منتشر شد. گرو منافقین فکر می د انقلاب به شهید بهشتی وابسته است و اگر به شهادت برسند انقلاب سقوط خواهد کرد. خیال می د انقلاب در بعد تئوری به شهید مطهری و از نظر اجرایی و عملی به شهید بهشتی است. کانال تلگرامی khamenei.ir به مناسبت فاجعه هفتم تیر با انتشار ع ی از ی به همراه شهید بهشتی، تحلیل تاریخیِ کلان انقلاب از حادثه ۷تیر و شهادت شهید بهشتی را روایت کرد و نوشت؛ «هزینه» دادیم… اقتصاد اصفهان گفت: به گفته راحل شهید بهشتی مجاهد در راه بود، فردی شجاع و دلیر که هنوز هم مظلوم است. گروه تاریخ انجمن شه و قلم با همکاری خانه موزه شهید بهشتی نشست «بهشتی و امروز ما» را برگزار می کند. بهشتی در آینده شناخته خواهد شدآقای بهشتی خیلی خیلی بزرگ بود و این مردم هنوزم که هنوز است، به نظر من آقای بهشتی را نشناخته اند. بهشتی در آینده شناخته خواهد شد. بهشتی را ماها می شناختیم که سالیان درازی کوشش او را در راه پیشبرد این انقلاب دیده بودیم از نزدیک که قدم به قدم چگونه این مرد، این انقلاب را پیش برد. کاری هم نداریم، اثبات هم لازم ندارد، اثبات خواهد شد.
بیانات در بیمارستان پس از حادثه ترور ۱۳۶۰/۰۴/۱۷
رئیس شهید بهشتی در دیدار با محسن هاشمی از او خواست ایستگاه مترو ولنجک در شهید بهشتی ساخته شود. نمایش «ریحانه» به کارگردانی سیروس همتی از هجدهم بهمن ماه در پردیس تئاتر تهران به اجرا می رسد. سلام من با گوشی آقامونم سیستم ندریم. که برم وبگردی و بعد بیام پیام بذارم با گوشی خودمم نمیتونم بنویسم کیبردش هی میره و میاد اومدم حاصری. بزنم و برم 14 شعبان عقد ریحانه بود. مبارکه چه رود شوهر کرد هیچ فکر نمیکردا.... منم با وروجکان سروکله میزنم سلما امروز با تلفنش کلی تک و تعریف کرد محمدصدراهم بعد از عقد ریحانه دلش عروس میخواد داوطلبان . طبقه اول خانه- موزه شهید بهشتی حالا شده پژوهشکده و نشر شه های شهید بهشتی. علیرضا و محبوب سادات نوشته های پدرشان را رها نکرده اند و بعضی از روزهای هفته در خانه قدیمی شان مشغول به جمع آوری اظهارات شهید… مصطفی داننده در عصر ایران نوشت: می گویند برخی از انقل ها به دیدن آیت الله بهشتی رفتند و گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه گیر شده؛ شعار جدید بدیم. شعار هم این بود: « شاه زاده است، آزاده است». بهشتی آشفته شد و گفت: «رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی شود به بام سعادت حلال رسید.» رو مه نوشت:بهشتی که شهید شد، شعار دادیم؛ در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه. این شعار را بعد از شهادت رجائی هم تکرار کردیم. اما آن شعاری بود بر سبیل محاجه با دشمنانی که ایران را خالی می خواستند اما اگر بررسی کنیم در خواهیم یافت که ی بهشتی نشد، رجائی نشد.