زمان بیکرانه ی دلها

به نقل از خبرگزاریها در مورد زمان بیکرانه ی دلها : شب اول همه خادم شب کوفه شب مسلم شب دوم دلها خونه صدا زنگ کارونه شب سوم شب ناله شب روضه ی سه ساله شب چهارم مثل در شب چهارم شب حر شب پنجم شده مرسوم شب عبداله معصوم شمشین شب قاسم نمونده تن سالم شب هفتم شب ابه شب اصغر ربابه شب هشتم شده پر پر اربأ اربا علی اکبر نهمین شب شب سقا علم و مشک و ی دریا دهمین شب دلها بی تاب شب عاشورای ارباب شب یازدهم . باز محرم شدو دلها ش ت از غم زینب دل زهرا ش ت باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها ش ت آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا ش ت قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا ش ت محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است ماه رمضان بهترین و شایسته ترین ایام سال است ، حال همه دلها خوب است ، همه گویا مهربان تر میشوند. هر ی در کار خیر از دیگران پیشی میگیرد ، همه امیدوار به لطف خدای یگانه هستیم ، امید اینکه قدر هر لحظه از این ماه پر از خیر و برکت را بیشتر بدانیم و در این ماه عزیز که همه لحظه هایش پر از خیر و ثواب است در شبهای قدرش از تمام نعمتهای خوب خدا قدردا نی کنیم ، برای دوستان بهترین ها را بخواهیم تا خداوند هم به ما خیر وسعادت ابدی عطا کند .آمین با تلاطم اثر انگشتها
با ثبات گامها ونگاهها
کمر نامرادی ها می شکند
و جلگه دلها
میزبان تلاش خواهد شد
چشمها را باید باز کرد
دروغ را ت نیست
ای آنکه در وص گسترده بال جانها دل بیقرار رویت , رویت قرار دلها ت ده طلعت تو بر این جهان سراسر از هیبتت بلرزد پا تابه سر ستونها مست از لعلت , اهل تمام عالم وقتیکه می تراود از لعل تو سخنها پر غلغله بگردد سرها ز بوی زلفت صد ولوله فتاده از عشق تو به دلها با روی خود بتابان بر این دل فسونگر تا شوق دیده بارد بر پهنه چمنها دیدم که حسن رویت از گلس. حلول ماه مبارک رمضان
ماه بندگی
ماه بهار دلها در پناه قرآن
بر همه شما مبارک.
امیدوارم در این ماه عزیز به مراد دلتان برسید. نیازمندان رو فراموش نکنید که سنت علی بود و همگان رو به یتیم نوازی و دستگیری از نیازمندان و انی که حال امروزشان از ما بدتره، توصیه د.
راستی
راستی
سر زدن به پدر و مادر و نشستن سر سفره افطار دوستان . تقدیم به آقا زمان با حضور سبزت یخ دلهای ترک خورده ز غم را بشکن آب کن اشک بلور آجین را روی گل گونه لبخند بهار رد پای پاییز.روی دلها پیداست حال دلها ابری است کاش باران بارد! رنج دوری ز و جودت کاش پایان یابد........................ چنین قصه که دارد یاد هرگز؟ چنین کاری که را افتاد هرگز؟
رابعه یگانه دختر کعب بلخ بود. چنان لطیف و زیبا بود که قرار از دلها می ربود و چشمان سیاه جادوگرش با تیر مژگان در دلها می نشست. جانها نثار لبان مرجانی و دندانهای مروارید گونش می گشت. جمال ظاهر و لطف ذوق به هم آمیخته و او را دلبری بی همتا ساخته بود. رابعه چنان خوش زبان بود که شعرش از. به امید دیدارش لحظه ها را می شماریم به امید روزی که بیاید و دنیا پر از عطر وجودش گردد و دلهای منتظر بی قرار را قراری باشد. به امید روزی که بیاید و عدل وداد را در این دنیای بی داد پراکنده نماید به امید روزی که بیاید و چشمان منتظری که در انتظارش مانده اند به نور خود روشن نماید به امید روزی که بیاید و غمهای دیرین را از دل دوستارانش بزداید ای گل فاطمه دلها در فراقت بی قرارند و جانها از دوریت خسته اند پنجره دلهامان را برای آمدنت گشوده ایم ای قرار دلها و آرامش جانها بیا میلاد یگانه منجی عالم بشریت بر همه مشتاقان وشدلدادگان مبارک باد
باز محرم شد و دلها ش ت از غم زینب دل زهرا ش ت
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها ش ت
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا ش ت
قاسم و لیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا ش ت
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است خانواده الف-نقش زن در خانوادهعلی (ع) فرمودند:-"جهاد زن در نیکو داشتن شوهر است."(قصار136) پس لازم است با همسر خود خوش رفتار باشیم و حافظ مال و آبروی همسر باشیم بر آنچه فرمان می دهد فرمان بردار بوده و بر وی حسادت نورزیده که حسادت ورزیدن کفر است.ب-روابط خانوادگی "دوستی پدران سبب خویشاوندی میان فرزندان است و خویشاوندی به مودت بیشتر نیاز دار. شهر رمضان الّذی انزل فیه القران با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما روزه داران کودک ونوجوان با افتخار میزبان شماهستیم درماه خود سازی دلها. در ضیافتی از عشق و نور و در فضایی سرشار از عِطر ایمان و معرفت. زمان 16 تیر ماه 1394 مکان : کانون شماره 5 اهواز واقع در بهارستان یکی از برنامه هایی که از ابتدای دوران ی حضرت آیت الله در حسینیه با حضور اقشار مختلف مردم برگزار میشود، جماعت ظهر و عصر ماه مبارک رمضان به ت انقلاب است که شرکت عموم مردم در این برنامه امکانپذیر است. نماهنگ «آرامش دلها» شامل تصاویر متفاوت و دیده نشده ای از سبک حضور و اقامه ظهر و عصر انقلاب در حسینیه است. شعر,شعر زمان,شعر برای زمان,شعرهای زمان «شعر زمان» ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بت ای آنکه در حجابت دریای نور داری من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟ برع چشمهایم چشمی صبور داری از ها برون شد، سوز نهانی ما کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟ در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟ *****شعر زمان****** صدای گامهای بهار، دلها را می نوازد
و جانبخش شکوفه های بهاری چشم ها را خیره می سازد
بهار فرا می رسد تا نغمۀ شادی و سرور را بر لبها و دلها بنشاند
و زنگ غم و اندوه را از چهره ها و جانها بزداید

خدا حافظ ای عشق تابان گلی در بیابان نسیم خوش صبح گاهان خداحافظ ای یار یاران خداحافظ ای عشق تنها شده یکه از جور غم ها نگار دل خسته ما خدا حافظ ای جان جانها چه سخت است آ ج ج ج ج ج امان از ج امان از ج چه رنجی کشیدم من از این ج تو در عشق تنها شدی بی غم اما که عشقت نموده است ماتم به جانها چه داری بر این عشق مرهم گذاری نداری... ، خداحافظ ،ای جان ج. عشوه ی گل شهد هر گل صورت گل بوی هر گل یامحمد صورت حق ای حقِِ حق سیرت حق آیت حق یا محمد مهر دلها عشق دلها شور دلها اصل دلها یامحمد هم ت اصل قامت استقامت تا قیامت یامحمد هم نبیی هم وصیی هم ولیی هم علیی یا محمد آیه ی نور سوره ی نور مایه ی نور منشاء نور یامحمد تو حیاتی هم مماتی تو نباتی تو صلاتی یا محمد حل مشکل فیض شامل بدر کامل خندق دل یامحمد انقل یا شه بحر آبی یا شت یا محمد اصل وحدت ای مودت ای مسرت ای محبت یا محمد تا که مهدی او بیاید در میان ماه شعبان از دل و جان این بگوید یامحمد یا محمد یامحمد یا محمد شبهای محرم که می آید کوچک و بزرگ دلمان در خانه جا نمی گیرد انگارمعنای همه ی سال در بی قراری عاشقانه وشور انگیز این یک ماه خلاصه شده است .
زلالی محرم دلها را تطهیر می کند و مهربانیها را کوچه به کوچه می پراکند.
پارچه های سیاه و علمهای تکیه داده بر دوش خاطرات مردم حکایت سپیدی و روشنایی حقیقتی جاودانه است و نوای شور انگیز طبل و دهل . کاش دلها در چهره ها بود... آن زمان انتخاب راحت می شد... آن زمان می دانستی از همان ابتدا که با چه ی همراه شده ای... آن زمان دیگر می دانستی در جواب یکرنگی چه می بینی و دیگر دلت نمیش ت... اما حال که دلهای انسانها پنهان است برای هر آزمایش و خطایی آماده شو... فقط دعا میکنم در این آزمایش و خطاها دلت نشکند از راهی که رفتی و سرانجام نداشت... آن زمان که. بهتره تو این زمان از زندگیم ، یکم روی ایمانم کار کنم. یکم  رابطه امو با خدا درست کنم.  کارها و اعمالم و اصلاح کنم. شاید توی این سردرگمی یه نوری پیدا شد.
# یه کار نیمه وقت پیدا . فعلا جهت بیکار نبودن... مهدی جان...


خسته است زمانه از نیامدنت کجایی؟
فسرده است دلم از صدا زدنت کجایی؟

کجایی که دلها همه بی روح شده است!
کجایی که دلها ابا دارند از یدنت کجایی؟

کاش صدای اناالمهدی ات کر کند گوش آسمان
کاش کر شود گوش زمانه از شنیدنت کجایی؟

گر نیاید به آسمان صدای اناالمهدی!
پرمیزند دلم به آسمان از ندیدنت کجای. سلام خدمت دوستان برای هر که هنوز به موسیقی اصیل ایرانی به دیده تردید نگاه میکنه پیشنهاد میدم این تکه آواز رو در گوشه مثنوی دستگاه همایون از آلبوم همایون مثنوی شجریان گوش کنه تا به جادوی موسیقی ایمان بیاره..... یک نظر مستانه کردی عاقبت عقل را دیوانه کردی عاقبت با غم خود آشنا کردی مرا از خودم بیگانه کردی عاقبت در دل من گنج خود کردی نهان. کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت

کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست

با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت

کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت

کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت رابعه یگانه دختر کعب بلخ بود. چنان لطیف و زیبا بود که قرار از دلها می ربود و چشمان سیاه جادوگرش با تیر مژگان در دلها می نشست. جانها نثار لبان مرجانی و دندانهای مروارید گونش می گشت. جمال ظاهر و لطف ذوق به هم آمیخته و او را دلبری بی همتا ساخته بود. رابعه چنان خوش زبان بود که شعرش از شیرینی لب حکایت می کرد. پدر نیز چنان دل بدو بسته بود که آ. بس کشیدم انتظار آن نگار سوی چشمانم برفت از انتظار بر سر چشمه نشستم تا به شب زنده شد ایام آن قول و قرار اشک چشمانم غبار از دل نشست در فراقش بیقرارم بیقرار چشم ن نای من بین چشمه را !! من ز دل نالم تو هم از دل ببار گر به دیدارم نیاید میروم میکشم دست از سر یار و دیار خون دلها خورده ام بس روز و شب داغ دلها دیده ام بس بی شمار باز هم چشم عزیزو کوی. «شعر زمان» ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بت ای آنکه در حجابت دریای نور داری من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟ برع چشمهایم چشمی صبور داری از ها برون شد، سوز نهانی ما کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟ در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟ *****شعر زم. مرهم دلهای محزون و پریش
در رحم گوید سخن با مام خویش
جملگی در انتظار روی او
هر گروه و مذهب و آیین و کیش ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
ای تدبیر کننده روز و شب
ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر ؛ حال مارا به بهترین حال دگرگون کن ... گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم د. آیا ذاکریم؟! آیت الله بهجت:
آیه شریفه:(الا بذکر الله تطمئن القلوب/بدان!تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرند)
سبب اطمینان و آرامش دلها را،منحصر در ذکر الله می داند...
بنابراین،ما که آرامش نداریم،می توانیم بگوییم ذاکریم؟

الا یا ایها المهدى، مدام الوصل ناولها
که در دوران هجرانت بسى افتاد مشکلها
صبا از نکهت کویت نسیمى سوى ما آورد
ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها
چو نور مهر تو ت د در دلهاى مشتاقان
ز خود آهنگ حق د و بربستند محملها
دل بى‏بهره از مهرت، حقیقت را کجا یابد
حق از آیینه رویت، تجلى کرد بر دلها
به کوى خود نشانى ده که شو. به نام خدای کریم دبستان صائب یادگار روزگار خویشتن .
دبستانی که آنرا صائب می نامیدند و قرعه ی فال به نامش زدند تا در کنج دلهایمان سربلند با قامتی به بلندای خاطرات در این دیار عاشقان بنا گردد و اکنون خاموش و در سکوت خاطره ها آرام گرفته است از کهن مهد و دار علیم الفبای علم بود و محفل قدوم پاک عزیزانی است که اکنون در سیر زمان به تفریق گراییده اند و جمعشان در گذر زمان در کلاس و میز های چوبی آن به تصور ناید زیبا محفلی که در حاشیه ی سکوت روستا از غرب به شرق و رو به جنوب بسوی دلهای عزیزان قد کشیده بود نه حیاط خاکی اش را غباری بود نه در دلها غباری نشسته بود مهر بود و شور و شوق. همهمه و واهمه از درس . از جنس بلور که سوغات کلامشان تعلیم بود و تربیت . یکی از مدیرانی که مهر مهربانی اش در آن روزگاران منقوش هر کلاسش است صدر اله دهدارباشی است گرچه در گذر زمان آموزه های بزرگان دیگر بر سردر آن می درخشد. صدای همهمه ی یارانش و زیبا کلام معلمش که الفبای صعود به قله های معرفت را بیادمان دادند و سکوت صحرای محیط را می شکافت هنوز در کاشانه ی دلها بیاداست در کدامین کلاس نقش زیبای خط کدامین معلم ، کدامین گلرخ این دیار را به تصویر بکشم که نه توان است تقدیر از معلمان خوبمان و جمع عزیزان را محال .ضمن ادای احترام و ادب به تمامی معلمان و بزرگواران فرهنگی روستا از ابتدا تا کنون که زحمت این کار بزرگ را بر دوش کشیدند و می کشند. نویسنده : حمید حسینی ادامه ع ها در ادامه مطلب مشاهده نمایید



آرشیو کامل اس ام اس های نیمه شعبان

آرشیو کامل اس ام اس ها با موضوع زمان(عج)

کارت پستال های مخصوص ولادت زمان (عج)

آیا میدانید در مورد زمان بسیار جالب



ای دل شیدای ما، گرم تمنّای تو

کی شود آ عیان طلعت زیبای تو

گر چه نهانی ز چشم، دل نبود ناامید

می رسد آ به هم چشم من و پای تو

نیمه ی شعبا. سرود عربی میلاد رحمت
شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
....................................
هل کم ،هل کم،هل کم(2)
......................................
هل کم رسول الله،هل کم نبی الله
نبی الله اولی الامری،وصی الله صفی الله
نبی الاختم الانبیا،نبی المرسلین احمد
بشیری و نظیری تو،تو بر دلها ی تو
..............................................
درود خالق یکتا. سلام این شب ها متفاوتند... با تمام مان فرق دارند... این شبها انگار خدا نزدیکتر است... یا نه انگار ما نزدیکتریم به خدا... این شبها انگار دلها بیقرارتر است... یا نه انگار قرار می گیرد دلها... این شبها انگار دلمان درد دل می خواهد... آنهم درد دل با خدا... این شبها انگار دلها می شکند... اما ش تنی شیرین در برابر خدا... این شبها انگار برای خدا حرف داریم... کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم..... کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت شادی کنیم.... کاش وقتی آسمان بارانیست از زلال چشمهایش تر شویم.... کاش شب وقتی تنها میشویم با خدای یاس ها خلوت کنیم.... کاش بین نان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم..... کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار ه دلها وا کنیم...... کاش رسم دوستی را ساده تر مه. اسان در شب میلاد تو، عزیزترین جای عالم است. امشب عطر زعفران و گلاب، عطر عود و اسپند، از زمین به آسمان راه می گشاید و تمام عرش نشینان، چراغانی شهری را به هم نشان میدهند که خورشیدی شبانه روز در خاکش پرتوافشانی می کند. امشب نگاه فرشتگان به مشرق ایران دوخته شده و تمام دلها به سوی طوس پر میکشد. همه دلها امشب حسرت پرواز دارند، حسرت داشتن دو بال سبک بار که بی وقفه به سوی تو پر بگشایند و شادباش میلادت را بر ضریح تقرب بوسه زنند. چه مبارک سحری و چه فرخنده شبی است! شدی پنهان از نظرها تا شوی ملت ما عدم آگاهی مردم بود دلیل غیبت تو غیبتت ادامه یابد آنقدر تا شوند شایسته مردم تو تو امید دلها تو عشق قلبها تو همه ایمان من تو همه هستی من همه در انتظار تو شب و روز در نجوای تو تا ب ا شود عد تا مردم شوند هدایت ایمان من امروز است از کتاب عاشقان قرآن کریم تا تو بیایی و بشوی من آن بزرگوار رحیم

دلها ش ت...!

در غم ماه رضا دلها ش ت
آسمان شهر کوفه غم نشست

رفته آن روح بلند سرمدی
جلوه ی حی خدای سرمدی

دیده بسته آن رئوف ابن رئوف
آن تقی ابن الرضا سلطان طوس

در جوانی گشته پ ر از جفا
گشته مسموم آن وصی مرتضی

همسر ملعونه اش گشته عدو
ظلم بی حدی روا کرده به او

ناله و آهش دل زهرا ش ت
دس.
ای اختر برج هُدی ، روح طهارت

آقا سلامی از دل و جانها نثارت

ای نام روح افزای تو هادیِ دلها

نامت علی،هادی است اسم مُستعارت

راه میان بُر را به دلها باز کردی

هر که دارد قصد پابوس و زیارت

با اینکه دستت بسته امّا سفره داری

از دور سائل را تو بنشانی کنارت

حتی تو در تبعیدگاهت یاد مایی

هر روز می اُفتد به سمت ما گذارت

گاهی گِره کور است امّا می شود باز

پیداست یار ماست قلب غمگسارتخدا لعنت کند ایی رو که به ایشان توهین د

شهادت مظلومانه علی نقی علیه سلام بر همه شیعیان تسلیت باد.

زندگی نامه ایشان در ادامه مطلب
اللهم عجل الولیک الفرج زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏
فلک شیدا، پریشان روزگار است‏
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلاله‏ها پژمرده و زرد
نفس‏ها خسته و در دل خموشند
فغانها بى‏صدا و پر وشند
نه رنگى از عد ، نى از صداقت‏
در و دیوار دارد نقش ظلمت‏
شده پ ر گل مهر . زاهد احمدزاده ( فعال اجتماعی ) هنر محصول تفکر ، تخیل و رفتار یک انسان ظریف است و آن زمان که یک فرهنگ در قالب هنر ریخته می شود ، انسان متحّیر آن فرهنگ شده و قابلیت پذیرش انسان نسبت به آن فرهنگ را چند برابر می کند و چه محصول شیرین و خوش طعمی می شود آن زمان که هنر در خدمت عرضه فرهنگ باشد . در واقع هنر و فرهنگ تار و پود یک اثر و نقش هنری هستند . آن زمان که یک هنرمند آراسته و صاحب هنر اصیل و وصل به یک سرچشمه زلال ، اراده می کند که فرهنگ با صلابت را به تصویر بکشد ، آشوب و غوغا می کند در عالم و دلها را می لرزاند و می تکاند از زشتی و پلیدی ها . هر فرهنگ که آغشته شده با رنگ و بوی هنری ، آن کار در جان دلها ماندگار کرده است و اینک روبروی فرهنگ اصیل ایران ی دشمنی ایستاده که با ادبیات چماق و جنگ سخت مقابل ملتی با فرهنگ به زانو درآمده و قصد دارد به نحوی دیگر ملت را به ذلت بکشاند . یاد آوینی ها و علمی ها بخیر و شکر خدای منّان را که هنوز از میان غیرتی های سال 59 امثال علی حسین فتحی پورها و رضا جهانبخش ها هستند که به تلاش در عرصه هنر و فرهنگی هم قائل بوده در این حوزه قدم نهاده اند . ادامه دارد ... انقلاب ی: « مایه ی آرامش دلها و برطرف کننده ی نگرانی ها و دغدغه های روحی در گزار است...   به جان و دل گزار، آن آرامش و اطمینانی را که شرط اصلی موفقیت در همه ی عرصه های زندگی است ، هدیه می کند و تز ل و اضطراب را که مانع بزرگی در راه اقدام مجدانه برای پرورش اخلاقی است ، از او دور می سازد.» ۱۳۷۳/۰۶/۱۰، ۱۳۷۴/۰۶/۱۴ یکی از برنامه هایی که از ا. یا عَلاَّمَ الْغُیُوبِ، یا غَفَّارَ الذُّنُوبِ، یا سَتَّارَ الْعُیُوبِ

یا کاشِفَ الْکُرُوبِ، یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، یاطَبیبَ الْقُلُوبِ یا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ، یا اَنیسَ الْقُلُوبِ، یا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ، یا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ اى بخوبى داناى بر هر نادیدنى ،اى بسیار آمرزنده گناهان ،اى ‏پوش‏ بر عیوب بندگان

اى غمزدا ی غمها، اى گرداننده دلها ،اى طبیب دلها

اى نوربخش‏دلها ،اى همدم دلها، اى زداینده اندوه ها، اى غمگشاى غمها
بر غربتم در این دنیا رحم فرما ... به عزت و جل سوگند اگر از درم برانی،این آستانه را ترک نخواهم کرد چرا که جود و کرمت را زیاد دیده ام معبودِ من بخشنده بودن تو به اندازه خ توست و گنا ار بودن من به اندازه بندگی ام ... ببخش ما را ... ۩۞۩ سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ shabahang's pictures ۩۞۩ دوستان عزیز خواهش می کنم، در این پر ارزش ،برای آمرزش ِاسیران خاک و نیز مغفرت وآرامش روح دوستمون "مرحوم حسین" نیز دعا کنیم . دوستت دارم هایت را جای دیگر تمرین کن.دل من طاقت این همه دروغ را ندارد[email protected]به تاوان دلم که ش ت دلها میشکنم.گناهش باشد پای دلی که دلم را شکاند[email protected]تو دریا بودی و من قایقی د.که هرجا خواست امواجت مرا برد.دلم پاروزن بیچاره ای بود.که در امواج عشقت یک شبی مرد... این روزها دیوارها و مغازه ها و هیئت هاو...خلاصه بگم همه جا سیاهپوش شده گاهی می ترسم دلها هم سیاهپوش بشه .کاشکی از عاشورا و حسین فقط سیاهپوش را یاد نمی گرفتیم و بجای سیاه شهرمان دلهامون رو آسمونی می کردیم و اندکی هم حسینی. گاهی فکر می کنم این اشکها فقط بخاطر دردهای بی درمان دلهامون هست نه برای حسین و یارانش. ب با خودم می گفتم خوش به سعادت حسین که از خودی نکشید، غریبه ها بهش بد دو بهشت نصیبش شد .اما ما می کشیم و از بهشتم خبری نیست . خدایا سختی ها اگر برای گناهست ببخش و اگر برای امتحان است تمامش کن.به این فکر کن که اقرار به کم آوردن گاهی به معنی ته خط است و بس. شهریور ماه داغ جدیدی با درگذشت هنرمند پیش وت داود رشیدی، حسن سمنانی و نیلوفر م نیک بازیگر جوان «معمای شاه» بر دلها گذاشت. قدمی برداشته شد، دلی ش ته قدمی برداشته شد دلی خاموش قدمی برداشته شد کودکی بی س رست خدایا چه بود ساعقه ای که بر سر همگان گذشت طوفانی بود که دنیارا با خود برد.. آری صبحی غمگین و اندوهگین در گرگ ومیش شب ما سرور ما قدمی برداشت. برای سجده در پیشگاه خدا قدمی برداشت برای بر پا داشتن فرشته گریه کرد زمین شرمسار از اینکه نمی توانست جلودارش باشد . منم و دو دیده چشم به راه که تو آیی و روز کنی این شب سیاه تمام ستاره ها را نثار مقدمت خواهم کرد اگر که بیایی تو ای شاهراه ولا فروغ چشمهای نرگس بیا بیا اگر چه ز ما بر نیاید به جز گناه مسافر دلهای چشم به راه !تو خواهی آمد زمانی را تصور می کنم که تو آمده ای ,صدای تو از کنار کعبه دلها بلند است و به گوش تمام جهانیان خواهد رسید ..همه مردم در تکاپو. جماران نوشت:یادگار گرامی گفت: اگر در جامعه ای بتوانیم محبت ها را عمیق کنیم، کینه ها را از بین ببریم و دلها را به هم مهربان کنیم آن جامعه روی سعادت می بیند و امکان پیشرفت پیدا می کند.