زمستانی آلوده زمستانی خندیدن پسرک

به نقل از خبرگزاریها در مورد زمستانی آلوده زمستانی خندیدن پسرک : ع های زمستانی لیلا بلوکاتع های زمستانی لیلا بلوکات بازیگر زن سینما و تلویزیون ایرانبیوگرافی لیلا بلوکاتلیلا بلوکات متولد ۱۳۶۰ یکی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است. وی مجرد و دو خواهر و یک برادر دارد. ع های زمستانی لیلا بلوکاتلیلا بلوکات در نمایشگاه ع ع های زمستانی لیلا بلوکاتع جدید لیلا بلوکاتع های زمستانی لیلا بلوکاتع . معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یاثروت را بخواند,
پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت پسرک در حالیکه دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت: آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری می یدم و انشایم را می نوشتم… یه پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد.اما به دخترک درباره عشقش هیچی نگفت.هر روز به اون فروشگاه می رفت و یه سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون....بعد از یک ماه پسرک مرد....وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که اون مرده و اون رو به اتاق پسرک برد....دخترک که دید تمام سی ی ها باز نشده....دخترک گریه ک. اغلب مناطق استان اردبیل در ششمین روز از اردیبهشت ماه هوایی زمستانی به خود گرفته و مردم دوباره مجبور به استفاده از وسایل گرما زا و پوشاک زمستانی شدند. شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی

پسرک، در حالی که پاهای اش را روی برف جابه جا می کرد تا شاید سرمای برف های کف پیاده رو کم تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می کرد

در نگاهش چیزی موج می زد، انگاری که با نگاهش، نداشته هاش رو از خدا طلب می کرد، انگاری با چشم هاش آرزو می کرد

خانمی که قصد و. پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر
پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه . پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با ماس میگوید :
خانم !تو رو خدا یه شاخه گل ب ید
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد ,
چه کفش های قشنگی دارید!
زن لبخندی زد و گفت: برادرم برایم یده است دوست داشتی جای من بودی؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت :
نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم !تا من هم برای خواهرم کفش م. پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد.
ع نوشته های زیبا و معنی دار زمستانی

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک
در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط
بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و
ازش خبر گرفت مادر
پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز
. با ادامه هوای زمستانی بی بارش ارومیه، غبار و آلودگی هوا به این شهر بازگشته است. شب عید بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی که پاهای اش را روی برف جابه جا می کرد تا شاید سرمای برف های کف پیاده رو کم تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می کرد.
در نگاهش چیزی موج می زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته هاش رو از خدا طلب می کرد، انگاری با چشم هاش آرزو می کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگ. هوای تهران برای چهارمین روز از ابتدای تابستان سال جاری تاکنون آلوده شد. یکشنبه ۱۸ تیر سیزدهمین روز آلوده سال ۹۶ بود و هوا روز دوشنبه آلوده باقی خواهد ماند تا روزهای دارای هوای آلوده به عدد ۱۴ برسد. پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کر. مجموعه: دکوراسیون و چیدمان

مروری بر چند ایده خلاقانه دکوراسیون با تم زمستانی با استفاده از چوب و رنگ سفید.
1. تم کلبه جنگلی دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
2. صندلی های محکم از چوب صنوبر دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
3. افق سفید زمستانی دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
4. دکور افسون کننده و سرد دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
5. دکوراسیون باریک، سفید و گرم دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
6. آشپزخانه سفید با تم کلبه دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
7. سوئیت رویایی و سرد دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
8. ترکیب متعادل زمستانی دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
9. تمرکز زیبایی بر رنگ سفید در دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه منبع : bartarinha.ir دکوراسیون ایده آل خود را بسازید اتاق خواب های زیبا و شیک با رنگهای خنثی ایده های زیبا برای رویه گرفتن تختخواب ! بزرگتر نشان دادن خانه با زاویه ها تزئینات بسیار زیبا بر دیوارهای اتاق نشیمن توصیه ها و نمونه کار 7 دکوراتوربرتر دکوراسیون برای ن باردار مطلب در سایت مدل موبایل
ادامه مطلب پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد مونسان گفت: مجموعه تفریحات زمستانی و هتل برفی کیش برای اولین بار در کشور اجرا می شود و در منطقه نیز پس از کشور امارات دومین مجموعه زمستانی است. روستای «برگ جهانی» در لواسان تهران مکانی است که به عنوان مقصد سفرهای زمستانی به شما معرفی می شود. - من بلیطش رو دارم! جوان خندید. خندیدن معمولی نه! خندیدن عاقل به سفیه: - برو پسر جان. با همون بلیط برو دید نشون و خندید. پسر دست از جیبش بیرون آورد و تکه کاغذی را جلو چشم های جوان باز کرد: - بیا! خودت ببینش. با انگشتش جایی از روی کاغذ را به جوان نشان داد: - ببین! جوان دستش را روی شانۀ پسرک زد. دست زدن عاقل به شانه سفیه! - خوش بگذره! نگاه جوان رفت. داستانی بسیار اموزنده که در یکی از باغ وحش های برلین اتفاق افتاد دوستی با حیوانات... یک روز شیری در قفس بود و کلی از توریست ها و مردمان ان شهر به دیدن ان میامدند همگی از ان شیر ع میگرفتند مخصوصا یک پسر بچه بازیگوش که هر روز به ان باغ وحش میامد و از ان شیر ع میگرفت روزها پس از روزها میگذشت و ان پسر همان کار را انجام میداد تمامی نگهبانان ب. پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد. این ها دوستان منند در خیلبان زنی بسیار متدین گفت:قدرت این پادشاه از عهدی می آید که با بسته.پسرک گیج شد. مدتی بعد پسرک به شهر دیگری سفرکرد وشنید که مردی در کنارش می گفت:همه ی این زمین ها فقط مال یک نفر است.مطمئنم دست در کار است. د اییز روزی زمستانی زن زیبایی از کنارجوان گذشت واعظی خشمگینانه فریاد زد:این زن کنیز است. از آن روز به بعد ژسرک . مجموعه: دکوراسیون و چیدمان

مروری بر چند ایده خلاقانه دکوراسیون با تم زمستانی با استفاده از چوب و رنگ سفید.
1. تم کلبه جنگلی دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
2. صندلی های محکم از چوب صنوبر دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
3. افق سفید زمستانی دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
4. دکور افسون کننده و سرد دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
5. دکوراسیون باریک، سفید و گرم دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
6. آشپزخانه سفید با تم کلبه دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
7. سوئیت رویایی و سرد دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
8. ترکیب متعادل زمستانی دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه
9. تمرکز زیبایی بر رنگ سفید در دکوراسیونی زمستانی, دکوراسیون زمستانی خانه منبع : bartarinha.ir دکوراسیون ایده آل خود را بسازید اتاق خواب های زیبا و شیک با رنگهای خنثی ایده های زیبا برای رویه گرفتن تختخواب ! بزرگتر نشان دادن خانه با زاویه ها تزئینات بسیار زیبا بر دیوارهای اتاق نشیمن توصیه ها و نمونه کار 7 دکوراتوربرتر دکوراسیون برای ن باردار
چهره پریناز ایزدیار با موهای متفاوت!
طلسم ثروت از شیخ بهایی+ع چند شب پیش پسر بچه ی رویاهایم سراغم آمد. نیمه شب بود، خوابم نمی بُرد، انگشتان دو دستم را به هم قلاب ، دستانم را کشیدم و خمیازه ای از پس آن؛ که پسرک آمد. مثل اینکه انتظار آمدنش را نداشته باشم، شوکه شدم و نفسم بند آمد. چشم هایم را بستم. پسرک در مرکز دایره ای از آدم ها گیر افتاده بود. هر کدام او را به سمتی جذب می د، نوشتم جذب می د، انگار همه . چند شب پیش پسر بچه ی رویاهایم سراغم آمد. نیمه شب بود، خوابم نمی بُرد، انگشتان دو دستم را به هم قلاب ، دستانم را کشیدم و خمیازه ای از پس آن؛ که پسرک آمد. مثل اینکه انتظار آمدنش را نداشته باشم، شوکه شدم و نفسم بند آمد. چشم هایم را بستم. پسرک در مرکز دایره ای از آدم ها گیر افتاده بود. هر کدام او را به سمتی جذب می د، نوشتم جذب می د، انگار همه .
تصاویری از زیباترین  مدل پ و های زمستانی 2017 صل زمستان با وجود سرمای که وجود دارد نیاز به پ و های زیبا و گرم امری حیاطی است برای موضوع از بهترین مدل پ و ها را برای شما عزیزیان نمایش می دهیم در فیکی از بیشترین لباس هایی که در فصل های سرد سال به تن می کنیم، پ وست.  به گزارش تکناز: هر ساله پ وهای مدل جدیدی به بازار می آیند، اما . قوم لوط بهترین قومی بودن که خداوند متعال آفریده بودند مردان این قوم صبح ها تا عصر به کار مشغول بودن و شب رو با خانواده میگذروندن اما صبح روز بعد میدیدن که هر چیزی رو که ساختن اب شده کمین ؛ که بفهمن چه ی باعث این ابکاریهاست پسر بچه ای رو دیدند که خودشم به گناهش واقف بود و به این کار اعتراف می کرد در کشتن این پسر همه متفق شدن و پسرو نزد ف. با وجود این که رسانه های یونان از ستاره ایرانی به عنوان یکی از یدهای زمستانی المپیا خبر دادند این بازیکن در مسیر بازگشت به بوندس لیگا قرار دارد. شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی پسرک، در حالی که پاهای اش را روی برف جابه جا می کرد تا شاید سرمای برف های کف پیاده رو کم تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می کرد. در نگاهش چیزی موج می زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته هاش رو از خدا طلب می کرد، انگاری با چشم هاش آرزو می کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد. - آهای، آقا پسر! پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می زد وقتی آن خانم، کفش ها را به او داد.پسرک با چشم های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: - شما خدا هستید؟ - نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم! منبع : وبلاگ داستانهای عارفانه
ساعت ده شب است شب قبل چهارساعت خو ده ام و امروز از اداره رفته ام ارایشگاه و بعد خانه مادر و ساعت شش برای مادر وقت گرفته بودم رس مش و آمده ام خانه موهایم را رنگ کرده ام فقط این تکه جلوی موهایم که از مقنعه پیداست را دوش گرفته ام و ماکارونی درست کرده ام با پسرک یکی بدوکرده ام الان هم پسرک را باپدرش فرستاده ام بیرون بروند شهر بازی ساعت . با انتقال کوتینیو، حالا بارسلونا در ادامه بازار زمستانی به یک تیم فروشنده تبدیل خواهد شد. ک شانی ها تمایلی به حضور در بازار نقل و انتقالات زمستانی امسال ندارند. فستیوال زمستانی نور، جشنواره ای است که سالیانه در برخی از نقاط دنیا برگزار می شود. تراکتورسازان زمانی متوجه این اتفاق شدند که ب و در آ ین ساعات پنجره نقل و انتقالات زمستانی برای دریافت کارت itc سجاد شهباززاده از سیستم tms استفاده د. ورزش سه نوشت:ک شانی ها تمایلی به حضور در بازار نقل و انتقالات زمستانی امسال ندارند. پسرک شیطونم جشن میلادت مبارک. ایی که مثل هیچ روزی نبود ساعت 15ایی که مث هیچ وقتی نبود و من چه خوشبخت تر شدم. چه شیرین بود اولین دیدار و لمس صورت ماهت مهیادم. حالا چهار نفره زندگیم پر شده از خاطرات رنگیه ریز و درشت. چه روزا زود میگذرن پسرک. ***عاشقتم اردیبهشتم. ***به زودی ع میذارم. شرمندتونم دوستان طرح زمستانی نیرو های امدادی و خدماتی در استان از امروز آغاز شد. یک نمره ارفاق ؟ معلم گفت: تو در امتحان نمره 9گرفتی.تو تنها ی هستی که نمرۀ قبولی نگرفته است.
پسرک با خج گفت: خانم معلم،میشود یک نمره به من ارفاق کنید؟
خانم معلم این ممکن نیست.
پسر گفت: اما مادرم کتکم می زند.
خانم معلم ت شد.
اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت.
نگاهی به پسرک کرد.
گفت: ببین!،«ارفاق» نمی کنم. فقط می تو. قرمزهای تبریزی مانند استقلال تهران با حکم فیفا از پنجره نقل و انتقالات زمستانی محروم شدند. پسر 10 ساله ای وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید: بستنی شکلاتی چند است؟ خدمتکار گفت 50 سنت. پسرک پول دهایش را شمرد، بعد پرسید بستنی معمولی چند است؟ خدمتکار با توجه به اینکه تمامی میزها پرشده بود و عده ای نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودند، با بی حوصلگی گفت: 35 سنت. پسرک همان بستنی معمولی را سفار. نفت تهران در پنجره زمستانی لیگ برتر هنوز بازیکنی را به خدمت نگرفته و در صورت نهایی شدن این انتقال، آندرانیک اولین بازیکن تیم نفت در پنجره زمستانی است. شاید تن او تشنه گرمای مهر و عطوفت بود! به بطری یک لیتری بنزین نگاهی انداخت و تو دلش دعا کرد ""خدا کنه این بطری، قد یک بیست لیتری برکت داشته باشه!"" سوز و سرما توان هر حرکتی رو ازش گرفته بود...به جرقه های آتش نگاهی انداخت و دستش رو جلو برد تا جرقه های به در امده رو بگیره...از اینکه نمیتونست انها رو بین مشتش داشته باشه به تکاپو افتاد ... حس میکرد تنش گرمتر شده...از رو جعبه چوبی بلند شد و دور پیت سوراخ سوراخ پر از آتش دوید...حالش خوب بود...چون با هر چرخی که دور آتش میزد پاهایش گرم و گرمتر میشد... ماشینی جلوتر از پسرک به روی ترمز زد و نگهداشت...پسرک دست از چرخیدن برداشت و به ماشین و راننده شیک پوشش نگاه انداخت...در دل دعا میکرد گالنی بنزین بهش بدهند... خانمی با پ وی شتری رنگ به سمت پسرک امد و جویای احوالش شد... پسرک رو جعبه کج و کوله اش نشست و به چوبهای پر سر و صدا خیره شد... خانم جوان پ ویش رو از تنش کند و به روی شونه های پسرک انداخت و رفت... پسرک گرم شد...گرمِ گرم...او دیگر از هیچ تقاضای بنزین نکرد...شاید تن او تشنه گرمای مهر و عطوفت بود نه گرمای حاصل از سوختن یک لیتر بنزین تمام شدنی!!!
امضای قرارداد با یک بازیکن در فصل نقل و انتقالات زمستانی همیشه بد نیست و گاهی اوقات به بهترین ید تاریخ باشگاه نیز تبدیل شده است. به گزارش شفقنا ورزشی و به نقل از ایسنا، نقل و انتقالات… توی روستا  موضوعی دهان به دهان می گشت. خیلی ها داشتند در باره یک بیل خاص و معجزه گر صحبت می د. بیلی که پدری برای پسرش سفارش داده بود.این بیل توسط بهترین آهنگر ساخته شده بود.خم نمی شد و کند نمی شد و نمی ش ت.خیلی خوش دست بود.طوری ساخته شده بود که فقط صاحبش می توانست با آن شخم بزند.هر آن را به دست می گرفت نمی توانست با آن زمین را شخم بزند. &n.
روزی روزگاری پسرکی با دخترکی بچگییشان را سر د بعد از سال ها پسرک احساس کرد که دیگر نمیتواند بدونه آن دخترک زندگی کند خواست که به دخترک احساسش را بگوید یعد از چند روز دخترک را دید و پسرک با کمی من من ...! به دخترک گفت عاشقت شده ام و با تمام وجود دوستت دارم دخترک کمی مکث کرد و گفت که او نیز پسرک را دوست دارد دخترک وپسرک سالهای سال با یکدیگر بودند و با هم بزرگ شدند ولی خانواده هایشان نمیدانستند که ایندو یکدیگر را میخواهند یه مدتی پسرک برای کار به شهری دیگر رفته بود در این مدت برای دخترک خاستگار امد و دخترک بدونه هیچ دلیلی به آن پسر جواب مثبت داده بود گذشت و گذشت تا پسرک امد برای عید با هزار و یک رویا ... عید شد و پسرک به همراه خانواده اش برا عید دیدنی رفتند خانه خانواده دخترک که ای کاش هیچوقت نمیرفتن ....
پسری در کناره پدره دخترک ایستاده بود که پسرک هیچوقت اورا ندیده بود سلام و احوال پرسی د و نشستن و گرم حرف زدن شدند پسرک تو فکر این بود که آن پسر کیست دخترک در آشپز خانه داشت وسایل پزیرایی را اماده میکرد که مادره دخترک به پسرک گفت که برود و به دخترک کمک کند. پسرک رفت پیشه دخترک و دخترک با جساتی بی حد از پسرک پرسید پسره خوشتیپه پسرک با کنجکاوی پرسید راستی این کیه .دخترک گفت نامزدمه مگه نمیدونستی ....؟

پسرک انگار دنیارا برسرش اب کرده باشند گفت چی ؟؟؟؟کیه ؟نامزدت!!!!! گفت مگه قرار نبود ما...... دخترک بدونه جواب دادن سرش را انداخت پایین و هیچی نگفت.... پسرک همان جا پاهایش سست شد و افتاد زمین همه ی رویاهایش نابود شد پسرک بعد از چند دقیقه خودش را جمع کرد و با چشمانی گریان بدونه هیچ حرفی از خانه زد بیرون و رفت به همان شهری که رفته بود پسرک دنیایش نابود شده بود بعد از یک ماه کارت عروسیه عشقش رو براش فرستادن پسرک برگشت به خانه و رفت به عروسیه همه ش .درهمان شب پسرک خود کشی کرد و ۲ماه رفت کما بعد ۲ماه پسرک به هوش امد و فقط تنها چیزی که گفت .گفت عشقم زندگیش خوبه .اخه چرا اینکارو کرد ؟و هزار و یک چرا ؟ذره ذره آب میشد هی روزگار نامرد خواب زمستانی یک ماهه لیگ فوتبال ژرمن ها به اتمام می رسد و مطرح ترین مدعی قهرمانی بوندس لیگا، در میهمانی فرایبورگ شروع می شود. ش پیر چه زیبا می گوید:

بعضی بزرگ زاده می شوند

برخی بزرگی را به دست می آورند،

و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند..!
----------------------------------------------------------------------------------------------
پسر 10 ساله ای وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست. خدمتکار برای

سفارش گرفتن به سراغش رفت.

پسر پرسید: بستنی شکلاتی چند است؟
پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»
زن پاسخ داد: « ی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»
پسرک . یک کارشناس نجوم با بیان اینکه شب یلدا یک انقلاب زمستانی است، گفت: در انقلاب زمستانی خورشید به پایین ترین نقطه ممکن در آسمان می رسد.