زندگی یک رویا است که تو امروز به آن می نگری

به نقل از خبرگزاریها در مورد زندگی یک رویا است که تو امروز به آن می نگری : باز با دردم مداوا می کنم…
با دل دیوانه ام تا میکنم…
می روی با یک خداحافظ و من
شب تو را در خواب پیدا می کنم..
با خیال و خواب و رویا باز هم
درد دوری را مداوا می کنم
شعله عشق تو می سوزد مرا
من فقط ان را تماشا می کنم
توبه تا فراموشت کنم …
باز هم امروز و فردا می کنم … گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!!
***زندگی گاه به کام . ‏خانه قلب من ازخشت رفیقان ب است. دیدگانم ز گل روی رفیقان بیناست. روزگاریست که هر ز ی بی خبر است. باز هم بر دل ما یاد رفیقان برجاست.سال نو برشما مبارک... من وتوباورمان نیست که نیست!! ***زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است؛ زندگی گاه به دام است و غم است؛ چه به کام و چه به نام و چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی می. _ از زندگی خود لذت ببرید، بدون آن که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید.
_ هنگامی که چشمان ما نمی تواند مسیر را مشاهده کند، امید، قدم های ما را در مسیر صحیح قرار می دهد.
_ شیدن تا زمانی که با عمل همراه نباشد، خلاقانه نیست.
_ یک انسان دمند، فرصت ها و شانس ها را می سازد، نه این که در انتظار آنها بنشیند. _ هیچ ی جز خود ما مسئول بدبخت. زندگی خاطره ی امدن و رفتن ماستشب آرامی بود میروم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید، هدیه اش داد به منخواهرم تکه ی نانی آورد، آمد آنجالب پاشویه نشستپدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند، و مرا برد به آرامش زیبای یقینبا خودم می گفتم:زندگی، راز بزرگیست که در ما جاریستزندگی فاص. به گزارش روابط عمومی مرکز سمنان ، این تله به کارگردانی روح الله ف و به همراه ۱۹ دیگر به چهارمین جشنواره بین المللی یاس معرفی شد.
این آثار از میان ۱۰۸ اثر رسیده به دبیرخانه جشنواره شایستگی حضور در بخش مسابقه را ب د.
چهارمین جشنواره بین المللی یاس به دبیری سید مصطفی ابطحی ۲۲ الی ۲۶ آذر ماه در استان مازندران برگزار می شود.
"سفر " . خنده و شادی دستگاه الکترونیک کارگاه حیات و زندگی آدمی میباشد . همه باید بکوشیم از این اصل دور نشویم و هر چه بیشتر مراقب باشیم تا دچار اختلال و بی نظمی نشود. هر قدر این موتور دقیقتر و کاملتر و منظم تر کار کند امنیت و آسایش ما در حال و آینده بیشتر خواهد بودو بهره برداری های ما از زندگی بهتر و زیادتر. برنامه ی ایده آل آینده را هم باید در س. امروز یک شنبه هس هفته پیش سه روزی تعطیل بودیم اما دیگهحالا حالا تعطیلی نداریم منم هفته پیش نشستم وقالیم تموم این قد خوشگل شده ..........بالا ه تموم شد...... دیگه اینکه کلی تو دلم حرف دارم برا گفتن صب وقتی زنگیدم با رویا دوستم حرفیدم کلی آروم شدم اصلا این حرف زدن عجیب آدم آروم می کنه ....گف شاید عصری بیاد .....لعنت به تنهایی ....... ظهریم یکی از دوس. لطفا داستان زندگی منو بزارید وبلاگتون تا بقیه دخترها بخونند
(( ببخشید رویا خانم من بخاطر بهتر و روان تر شدن مطلب ، کامنتتون رو کمی ویرایش ))
من رویا هستم الان 20 سالمه ، وقتی 15 سالم بود توی مدرسه بین بچه ها همیشه پچ پچ هایی در مورد و عشق میشنیدم حتی بعضی پا رو فراتر میذاشتن و حرفها و کارهای بدی رو میگفتن ، من همیشه تنها بودم و یه تر.
حسین قدیانی در رو مه وطن امروز نوشت: وقتی ، یکی هم چشم در چشم کارگر بیکار، مدعی… ا*** "یک هدیه از خدا" ** در انتظارت امسال صد قاصدک رها شد// صد قلب پاک و آبی اسیر لحظه ها شد // وقتی که آمدی تو // خورشید خنده ای کرد// یک ماه و صد ستاره اظهار بندگی کرد// یک آسمان فرشته در حیرت از زمین شد// سجاده های مردم با عطر گل عجین شد// یک کوله بار خالی، پر شد ز عشق و ایمان / حرف دل مرا باز فهمید نور عرفان/ وقت سحر شدم ابر، آزاد گریه // از ناسپا. چشم هایم را باز میکنم باز هم بیداری می بلعم بوی تند امروز به مشامم میرسد و انتـــــــــــــــــظار دوباره به روحم بر میگردد انتظار برایم مانند یک لباس اجباری شده است وقتی بوی هوشیاری میگیرم انتظار خود به خود تن پوشم میشود امروز می آید ؟ امروز می بینمش ؟ امروز می شود ؟ انتظار می کشم و انتظار می کشم آیا سوالاتم امروز پاسخ می گیرند ؟ ه. شاملو سراسر عمر خود را صرف مبارزه ای سخت با آن چه استبداد و محدودیت و ناآگاهی می نامید کرد. در این راه نیز از همه زندگی خود گذشت و برای رسیدن به آرمان هایش از هیچ اقدامی در حوزه سیاست و به ویژه ادبیات فروگذار نکرد. او با شعار و آگاهی به میدان آمد و بسیاری از شعرهایش را هم به همین امر اختصاص داد. او از مبارزان دفاع کرد و برایشان شعر سرود. دیگر آرزو و رویا دیدن را از یاد ببریم و فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند که حتما حکمتی در اجابت نشدن آن ها بوده است ، جرات زندگی را ، لب طاقچه به فراموشی نسپاریم زندگی کنید برای رویاهایی که منتظر حقیقی شدن به دست شما هستند. شما فرصتی برای بودن دارید. پس ت ننشینید. بگذارید همه بدانند که شما با تمام توان. ک ن

وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند

وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.

وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.

وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.

وقتی با تمس زندگی می کنند می آموزند که خج ی باشند.

وقتی با حس. 5 آبان امروز نیاز دارم که در خودم تغییراتی بنیادی ایجاد کنم. سال ها زندگی با افکار بیمارگونه و داشتن عادت و وابستگی و هم وابستگی و قضاوت و مقایسه درباره خودم و دنیای اطرافم افکار و رفتار ناسالم داشته ام. هیچ باور نداشتم که اعتمادبه نفس و عزت نفس و آرامش و احساس رضایت می تواند از درونم بجوشد. امروز می خواهم با اجرای اصول برنامه و انجام. گفته بودم دوقلو ها با هم فرق دارند، در ذائقه در انتخاب رنگ ،در برخورد با رویدادها
یکی از آنها فهمیده دنیا جای خوبی نیست ، می داند که زندگی سخت است و قرار نیست که آسان شود
برخلاف دیگری، کم می خندد و کوتاه ، به همه اتفاقات تازه با شک و تردید نگاه می کند و ترس اولین واکنشش است به خاطر همین ، در اوج بازی کنار می کشد، بالشی بر می دارد . امروز دیگه بهش گفتم امروز ش تم و از امروز به بعد باید با خودم بجنگم با احساسات با زندگی هر چند سال هم بگذره دیگه مهم نیست آره مهم نیست مهم نیست مهم نیست امروز با تمام وجود ش تم ش ت ش ت ش ت و من امروز با تمام وجود فهمیدم عشق رو هرگز نمیشه انکاد کرد برداری «به وقت رویا» به کارگردانی حسین عنایتی و با بازی رویا نونهالی در اصفهان آغاز شد. برداری «به وقت رویا» به کارگردانی حسین عنایتی در اصفهان آغاز شد. ببارید ای غزل ها بر من امروز که گل را دیده ام در گلشن امروز برای لحظه هایی ناگهان شد دو چشمم از ج روشن امروز هم از چشم و لبش دل می رباید هم از آویزه های دامن امروز خودم دیدم که با لبخند می گفت مدارا می کند با دشمن امروز به هر جای زمین گردد شکوفا شقایق در کنار امروز به تاریخ ملل اسطوره باشد منیژه در نگاه بیژن امروز قناری شادمان پر می گشا. امروز بالا ه بعد از کلی وقت اومدم دوباره. چیکارکنیم دیگه...روزه میبرتمون حوصله مطلب نوشتن نداریم. اوضاع رو رواله..زندگی هم بدون ذره ای تغییر داره پیش میره....بازم خدا رو شکر ماه رمضونم که رو به اتمامه...دلم یه مسافرت میخواد. _________________ امروز یارون شوهرو دعوت افطاری...کلی کار دارم...یکی نیست بگه آخه مجبوری ... گروه فرهنگی: از امروز نمایش عمومی «نهنگ عنبر 2: سلکشن رویا» در سینمای تهران و شهرستان آغاز شد. سامان مقدم کارگردان این در اکران خصوصی این که صبح امروز در پردیس کوروش برگزار شد به انقاد… بگونه ای زندگی کن که به هیچ آسیب نرسانی. سازنده، ملاحظه گرانه و هنرمندانه زندگی کن. با حساسیت و ظرافت زندگی کن و هیچگاه دل بسته نشو. از تمام تجارب زندگی لذت ببر. از تمام گلهای زندگی لذت ببر اما روان باش. در هیچ جایی توقف نکن osho
#پیام_روزانه


از یه جایی، یه جوری باید شروع کرد.

پس چقدر خوبه اون یه جا همین امروز باشه و اون یه جورم با انرژی مثبت➕ باشه...

هر چقدر بشینی و منتظر یه روز خوب باشی، نمیاد که نمیاد.
فقط هر روز فرسوده تر میشی و خسته تر.

ولی همین امروز واسه تغییر یک عمر کافیه!
کارهای زیادی می تونی برای تغییر امروز و یک عمر آتی انجام بد. امروز سر کار کلافم امروز سر کار هی حس میکنم حالم خوب نیست امروز حس میکنم گرسنگی داره بهم فشار میاره امروز حس میکنم اصلا باید مرخصی بگیرم برم خونه یه چیزی بخورم امروز حس میکنم که یه چیزی تو خونه جا گذاشتم امروز حس میکنم که یه تکه از وجودم رو خونه جا گذاشتم خلاصه امروز دنبال بهونه ام تا پر بکشم به سمت خونه. خونه ای که مثه هر روز من و آلنی با هم در و باز نمیکنیم بعد سریع یکیمون بدو بره کولر رو روشن کنه. امروز ما برسیم تو خونمون زندگی جریان داره. امروز کی زمان اداری تموم میشه اصلا!!! امروز از صبح هی زنگ میزنم صبحونه بخورین. وسایل صبحونه تو یخچاله. همه چیز بردارین. صبحونه خوردین؟ ریموت رو گذاشتم براتون رو اپن کلیدهای اصلی تو جا کلیدیه همه چیز خوبه چیزی نیاز ندارین؟ امروز میزبان پدر و مادر برادر عزیزم هستم. قسمت 27 سریال شهرزاد رو دیدم، یه جایی تو دیالوگ هاش می گه مگه چقدر زنده ایم، چرا زندگی نمی کنیم و... راست است چیزی، ی رو که دوست داریم برخی وقت یا نمی تونیم داشته باشیم یا اگر بخواییم داشته باشیم براش باید خیلی هزینه بدیم ... سپیدیم به چار دیواری زندگی و جایی رو ندیدیم و همه اش داریم به این فکر می کنیم که چه خوب بود اگه ... وقت کم است غنیمت . زندگی با همه وسعت خویش محفل ت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست زندگی خوردن و خو دن نیست زندگی جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند ببارید ای غزل ها بر من امروز که گل را دیده ام در گلشن امروز برای لحظه هایی ناگهان شد دو چشمم از ج روشن امروز هم از چشم و لبش دل می رباید هم از آویزه های دامن امروز خودم دیدم که با لبخند می گفت مدارا می کند با دشمن امروز به هر جای زمین گردد شکوفا شقایق در کنار امروز بریزد هم چو باران لحظه لحظه نگاهم بر نگاهت ای زن امروز به تاریخ ملل اسطور. خدمت تمامی دوستان بویژه جوانان ،ولادت حضرت علی اکبر (ع) را تبریک می گویم امروز من هم جوانی و چند قطعه نیمچه شعری نوشتم به یاد دوران شباب و نوجوانی ؛ اگر سر و ته ندارد به حساب خامی بنده بی سواد بگذارید : دل به دریای عشق می زنم امروز در تلاطم امواج ماهی تقدیر می گیرم غرق بازی دنیا می شوم امروز در کشاکش رویا گیسوی دلدار می گیرم چنگ در دل س. دیروز یکی ار بهترین حس های عالم رو تجربه حس ید دو نفره با همسری برای خونه شاید هیچ وقت فکرنمی دوران متاهلی این همه حس های زیبا داشته باشه شاید منی که همیشه از زیاد گشتن و بیخودی گشت زدن توی فروشگاهها حالم بد میشد دیروز رو شاید بشه جزو بهترین روزهای این مدت متاهلی به حساب آورد من تمام این خوشحالی و حس خوشبختی رو مدیون توام امیدجونم دیروز امید یه جمله ای برام خوند تا همین امروز فکرم درگیرشه اینکه روزمرگی و مردن میاره اگه آدم هر روز از یه مسیر به سرکارش بره روزمرگی و مردن میاره اگه یه مدت لباسهای رنگی نپوشی روزمرگی و مردن میاره اگه ....... دلم نمیخواد زندگیم یک نواخت بشه زندگی که با جون و دل دوستش دارم زندگی که برای داشتنش جنگیدم ولی الان ادامه اش رو با آرامش میخوام یادمه چند ماه پیش یکی از دوستام میگفت زندگی همش جنگه ولی من زندگی رو توی صلح میخوام با خندیدن با سرخوش بودن با عشق من زندگی رو با بخشیدن و بخشیده شدن میخوام نه با سوء تفاهم داشتن من زندگیم رو با امید میخوام ..... چه بی تابم برای به تصویر کشیدن این رویا.... تضاد سپید و سیاه لباسهایمان همسویی نگاه و لبخندمان دسته گلی که مخفی کند بوسه هایمان و عکاسی که برایمان ابدی کند تمام ثانیه های عاشقانه مان به مناسبت ماه مبارک رمضان، جمعی از ان، نخبگان علمی و پژوهشگران ها، عصر امروز (چهارشنبه) با حضرت آیت الله انقلاب ی دیدار د. شب با خدا ازش تشکر و خسته به خواب رفتم صبح زود، پنج، ساعتِ گوشی ام زنگ خورد لحظه ای بیدار شدم؛ به خدا سلام رفتم مسواک زدم دوباره برگشتم خو دم اما  ساعت شش با اتفاق ناخوشایندی از خواب بیدارم د اتفاق پشت اتفاق خیلی عصبانی شدم به زندگی ناسزا گفتم سر خدا داد زدم و شکایت . همسرم و پسرم که رفتند و تنها شدم، دوباره خو دم تا عصبانیتم فروکش ک. امروز چه دلتنگم امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم امروز چه دلتنگم خا تریم انگار
هم خاطره ی زنبق ، یک لحظه پس از رگبار امروز چه دلتنگم از جنس تکاپوی ه فواره بر حاشیه ی تکرار امروز چه دلتنگم مبهوت و کبود و گس
بر حضور مجروحم ، چه فاخته ، چه کر
چه سرخه خیابان و چه قهوه ای کوچه
شکله سایه ی ابرم ، بودنی سیاه و بس

امروز چه دلتنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم بر مرکب چوبینم ، از کوچ نمی مانم
هم ساعته میدان چه بر دایره می رانم
بی حوصله ،بی رویا ، دریاچه ی اندوهم
تدفین جرگه و جنگل ، سوگواریه کوهم آه ، ای منه جان خسته عصیان فرو ه
انفجاره پنهان و افسانه ی ناگفته
امروز که دلتنگم ، ناگهانه طغیان کن
شهر بهت و بهتان را به حادثه مهمان کن امروز چه دلتنگم مثل من که مثل من ، گم ترانه ، کمرنگم... پست قبلی ام مال مهرماه بوده، امروز یهو گفتم یه سر به وبلاگم بزنم ببینم چه خبره!!! می بینم همون قدر که من این مدت دور بودم دوستان هم دور بودن و دریغ از یه سلام، از یه ... اومدم بعد 5 ماه درد دل کنم زندگی بالا پایین داره، خوب و بد داره، زشت و زیبا داره و ... درس خوندنم به جایی رسیده که دیگه خسته شدم، کلافه شدم، از زندگی، کار و... همه چیز روتین ش. بیست و پنجم فروردین: سواره از حال پیاده خبر ندارد. در زمان مصرف نیکوتین از بسیاری احساسات بی خبر بودم. در عدم هشیاری سردرگم و گیج زندگی می . اعتیادم قانونی و مورد قبول جامعه بود. امروز دیگر در حصاری از غبار نیکوتین زندگی نمی کنم. امروز آزادم تا نعمت های زندگی را درک و به تمام معنا زندگی کنم. زندگی به تمام معنا کار آسانی نبود و من به کمک . از خیاطی پرسیدند:
زندگی یعنی چه ؟گفت :
دوختن پارگی های
روح با نخ توبه !!!!
از باغبانی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟گفت :
کاشت بذر عشق در زمین
دلها زیر نور ایمان !!!!!

از باستان شناسی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟گفت :
کاویدن جانها برای
است اج گوهر درون !!!!!
از آیینه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟گفت :در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که ح بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدان. زندگی این گونه است و هر به گونه ای زندگی می کند: سهراب چنین سروده است شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند ، . مثبت نگری غرق شدن در توهم وخیال باطل که حاصلی جز سرخوردگی ندارد نیست،مثبت نگری یعنی به جای تاکید بر نداشته هایتان تمامی توجه خود را معطوف به داشته هایتان کنید که این امر مست م شناسایی توانایی ها و دستاوردها، بررسی نقاط قوت وضعف،متمرکز شدن برنقاط قوت ودر صورت امکان تلاش در جهت تبدیل نقطه ضعف به نقطه قوت است. اولین خانه ی بی رویا قلب من امروز زمین خورده است مثل ماهی،که در خشکی غرق است جنگی فراتر از جهان دارد درونم شبیه آنچه که امروز در شرق است تلمباری از احساس های وحشی که هذیان های منفی را جار کرده خودش را به بمب ساعتی بسته که سیم های قرمز و زردش را بیدار کرده نه توان پیکار دارد، نه استقامت به دورش حصاری از سیم خاردار است قلب من امروز تیر و. امروز میخواهم مطلبی درباره نصب تابلو که در سر هر کوچه با توجه به زندگی شهید در زمان زندگی خودش بود نصب گردید واین به همت شورای وقت جناب اقای حاج حسن مجاهد طلب میباشد که اسوه های برای روستا میباشند وخوداین تابلوها نمای زیبایی رابرای روستا به وجود اورده است صبح سردی بود همه چیز بوی پاییز میداد و من تنها...... و گزر انسان های نا اشنا مرا تنها تر میکرد من انتظاری شیرین میکشیدم و لحضه هایم با انتظار دیدن ی گزشت که...... هیچ بگزریم... زندگی و لحضه هایش زیباست و من امروز این زیبایی را درک امروز فریاد خواهم زد و او صدایم را خواهد شنید من امید دارم از امروز خواهم خندید ب همه چی حتی ب چیزهایی ک مرا وادا. از امروز نمایش عمومی «نهنگ عنبر 2: سلکشن رویا» در سینمای تهران و شهرستان آغاز شد. سامان مقدم کارگردان این در اکران خصوصی این که صبح امروز در پردیس کوروش برگزار شد به انقاد از ممیزی شورای پروانه نمایش پرداخت و گفت که این «نهنگ عنبر» لاشه آن چیزی است که ساخته شد! امروز پنجم اسفندماه است. در تقویم ایران باستان امروز روز بزرگداشت زمین و بانوان و روز سپندارمذگان و روز عشق است زمین مادر حیات است و زن ، مادر بشریت چقدر تاریخ نیاکان ایران زمین پربار است و مایه افتخار امروز و هر روز را عشق بورزیم به زمین و به زندگی به مادر، سرچشمه حیات و مهر به زن ، لطافت زندگی امروزمان و مهد نسل آینده گرامی باد زند. هدف از آموزش مهارتهای زندگی ارتقاِء سازگاری فرد ابتدا با خودش سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می کند. این مهارتها به ما می آموزدکه در طول زندگی به ویژه در موقعیت های پر خطر چگونه عاقلانه و صحیح رفتار کنیم . اه مهارتهای زندگی بخشی از اه مهارتهای زندگی عبارت است از: تقویت اعتماد به نفس تقویت روحیه ی مشارکت وهمکاری رشد و تقویت . هدف از آموزش مهارتهای زندگی ارتقاِء سازگاری فرد ابتدا با خودش سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می کند. این مهارتها به ما می آموزدکه در طول زندگی به ویژه در موقعیت های پر خطر چگونه عاقلانه و صحیح رفتار کنیم . اه مهارتهای زندگی بخشی از اه مهارتهای زندگی عبارت است از: تقویت اعتماد به نفس تقویت روحیه ی مشارکت وهمکاری رشد و تقویت . در خیالات خودم
در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که ح بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت،
می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری،
بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن می شود،
با بغض می گویم نرو...
پشت پایت اشک می ریزم،
در ایوانی که نیست
می روی و
خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم،
با یاد مهمانی که نیست...!
بعد تو
این کار هر روز من است
باور این که نباشی،
کار آسانی که نیست...!
زندگی گاه به کام است و بس است
زندگی گاه به نام است و کم است
زندگی گاه به دام است و غم است
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام،
زندگی معرکه همت ماست،.. زندگی میگذرد.. زندگی گاه به نان است و کفایت د
زندگی گاه به جان است و جفایت د
زندگی گاه به آن است و رهایت د
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن،
زندگی صحنه بی ت ماست، ..
زندگی میگذرد.. دستم برای نوشتن هیچ قدمی بر نمی دارد... ذهنم یاری ام نمی کند که حروف را کنار هم بنشانم... خاطراتم شبیه ماهی یکی پس از دیگری از دست هایم لیز می خورند و جلوی چشم هایم جان می دهند... من آنقدر توان ندارم که دستم را دراز کنم و بردارمشان و بیاندازم توی دلم... لب هایم لغات را پس می زنند ، انگار حرفی برای گفتن نداشته باشند و ذهنم در میان ازدحام حرف. دختر نازنینم امروز رفت کلاس پنجم ...... فقط من بیش از اندازه استرس داشتم .چون نتونستم باهاش بر م داخل مدرسه و پیگیری کتابهارو نگرفته بود م. لحظه شماری میکنم ساعت ۱۲ و نیم بشه و دخملی رو ببینم در جیب هایت یک مشت امید بریز از چوب لباس چند رویا بردار روی گلدان زندگی آب بپاش و کفش همت بپوش باقی درست خواهد شد خدا هست..... خورشید هست..... امید هست...