ز له آمد و رفت و تمااام

به نقل از خبرگزاریها در مورد ز له آمد و رفت و تمااام : گاهی یک نفر با نفس هایش با نگاهش با کلامش با وجودش با بودنش بهشتی می سازد از این دنیا برایت که دیگر بدون او بهشت واقعی را هم نمی خواهی... ساعت12/5 شبه، دراز کشیده و داره سودوکو حل میکنه، کنارش میخوابمو همینجور بهش خیره میشم ...غرق فکرِ و داره با خودش حرف میزنه و من همینجور دارم نگاش میکنم... مثل اون اوایل که مجذوب چشماش میشدم دوباره عاشق چشماش میشم...چشماش فوق العادس...اصن لامصب چ سگ داره... هرچی بیشتر نگاش میکنم بیشتر عاشق چشماش میشم..همیشه هم بهش گفتم چشماش رو بیشتر از همه اعضای صورتش دوست دارم چون وقتی باهاشون بهم نگاه میکنه راااحت عشق رو ازشون میخونم... دیگه تابلو شدم و فهمیده من دارم اونجوری نگاهش میکنم، میگه فکنم باید بقیش رو بذارم واسه یه وقت دیگه..و اون موقعس که وقتی با یه چرخش میبینم تو بغلشم با تمااام وجود حس میکنم بهشت واقعی همینجاااس و دیگه تمام اون اتفاقایی که باعث شده بودن تمام روز رو ناراحت باشم یادم میره و به عشقم میگم یادته پارسال همچین موقعی اومدین خونمون ولی مجبور بودی با خانوادت برگردی چون هنوز نمی تونستیم شبش رو کنار هم باشیم؟؟ولی الان دیگه راااحت کنار همیم + دوستای گلم، پری جون، پرند جون ، نونو جون ، خاتون جون و لیلی جون و شادی جون مرسی بابت نظرات و راهنماییهاتون + ع این پست رو خیلی دوست داشتم...یه خنده واقعی و از ته دل که آدم خوشش میاد همه ی آدمها ، تو هر مرحله از زندگی که هستند دنبال تغییرند، پیشرفت ، یه پله بالاتر ار اون جایی که هستند .چه تو کار ، وسایل خونه ،مسافرت ......این تغییرات گاهی تو شکل گذران تعطیلات و ...عید و ..تابستان هم خودش و نشون میده .مثلا اگه بیشتر مسافرتها ای کویری بوده ، دنبال تغییری به ا ی شمالی یا بالع .اگه ای دور و نزدیک ایران و زیاد رفته باشی دنبا. + روزهای جشنواره برای ما عوام، خیلی خوش میگذره و جو خیلی خوبیه. چه از اون سالهایی که پیش فروش بلیط نبود و ساعتها زیر برف و بارون توی صف می ایستادیم و چه الان که بلیط هم می یم و بازم بعضی وقتا برای بعضی ا ساعتها توی صف میشینیم و بین ها با همسر کیک و چایی میخوریم. از جمع سینمایی ها و کل کل درمورد ها و سینما با آدمهایی که اصلا نمیشناسی، تا ه.