سالی دیگر احمد شاملو

به نقل از خبرگزاریها در مورد سالی دیگر احمد شاملو : بررسی انتقاد و اعتراض در آثار احمد شاملو و فروغ فرخزاد در قالب یک کتاب منتشر شد. ایسنا نوشت: بررسی انتقاد و اعتراض در آثار احمد شاملو و فروغ فرخزاد در قالب یک کتاب منتشر شد. نشست معرفی نامزدهای سومین دوره جایزه شعر احمد شاملو، دوشنبه ۱۵ آبان از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مؤسسه بهاران برگزار می شود. احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر من بامدادم سرانجام از مجموعهٔ مدایح بی صله به اهالی کابل برمی گشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازیهایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانواده اش را به ایران کوچانده بود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر. از دست های گرم تو ک ن توامان آغوش خویش سخن ها می توانم گفت غم نان اگر بگذارد. * * * نغمه درنغمه درافکنده ای مادر، ای خورشید! از مهربانی بی دریغ جان ات با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد غم نان اگر بگذارد. * * * رنگ ها در رنگ ها دویده، از رنگین کمان بهاری تو که سرا در این باغ خزان رسیده برافراشته است نقش ها می توانم زد غم نان اگر بگذا. برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی ــ ای امید ِ سپید!
همه آلوده گی ست این ایام.
راه ِ شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کُشد لب خند
ننگ واری ست می تراشد نام
شنبه چون ، پار چون پیرار،
نقش ِ هم رنگ می زند رسام.
مرغ ِ شادی به دام گاه آمد
به زمانی که برگ. مجموعه گلچین بهترین اشعار زیبا ، عاشقانه و کوتاه احمد شاملو احمد شاملو,اشعار احمد شاملو,شعرهای احمد شاملو,شعر کوتاه احمد شاملو اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعرهای فلسفی احمد شاملو کوه با نخستین سنگ ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد من با نخستین نگاه تو آغاز شدم “احمد شاملو“ اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو احمد شاملو,اشعار احمد شاملو,شعرهای احمد شاملو,شعر کوتاه احمد شاملو ashaare ahmad shamloo با ی تو اکنون رخت به گستره‌ی خو خواهم کشید که تنها رویای آن تویی … اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو hauhv hpln ahlg, کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم … کلید خانه ام را در دست ات می گذارم… نان شادی های ام را با تو قسمت می کنم! اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعرهای احمد شاملو خاتون من حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ، یک بوسه ، یک نگاه حتی ، حرامم باد اگر تو عاشق من نباشی… اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعر احمد شاملو بی خبر بودی از زاری من غافل از رنج بیداری من فارغ از درد و غمخواری من و آنهمه ندبه و ناله هایم … “اشعار احمد شاملو“ اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو اشعار عشقولانه احمد شاملو من ز دنیا، تو را برگزیدم رنج بی حد بپایت کشیدم تا شود سبز، باغ امیدم جان ز تن رفت و نیرو ز پایم اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو اشعار کوتاه احمد شاملو مجال بی رحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر … اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعرهای کوتاه احمد شاملو روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست “شعر احمد شاملو“ اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعر کوتاه احمد شاملو همه لرزش دست و دلم از آن بود که که عشق پناهی گردد، پروازی نه گریز گاهی گردد … اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو عاشقانه های احمد شاملو چراغی در دست چراغی در دلم. زنگار روحم را صیقل می زنم اینه ئی برابر اینه ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم. اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعر زیبای احمد شاملو میان آفتاب های همیشه زیبائی تو لنگری ست نگاهت ش ت ستمگری ست و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری ست “شعر احمد شاملو“ اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعر کوتاه احمد شاملو و ما هم‌چنان دوره می‌کنیم شب را و روز را هنوز را اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعر عاشقانه احمد شاملو در نگاه‌ ات همه ی مهربانی هاست قاصدی که زندگی را خبر می‌دهد و در سکوت ات همه ی صداها فریادی که بودن را تجربه می کند … اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو شعرهای احمد شاملو عشق ما د ده یی ست که هرگز به خواب نمی رود نه به شبان و نه به روز و و شور حیات یک دم در آن فرو نمی نشیند هنگام آن است که دندان های تو را در بوسه یی طولانی چون شیری گرم بنوشم اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو اشعار احمد شاملو هنگامی که خاطره ات را می بوسم درمی یابم دیری است که مرده ام چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم از پیشانی خاطره ی تو ای یار ای شاخه ی جدامانده ی من “احمد شاملو“ اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو مجموعه گلچین بهترین اشعار زیبا ، عاشقانه و کوتاه احمد شاملو مجموعه گلچین بهترین اشعار زیبا ، عاشقانه و کوتاه احمد شاملو
احمد شاملو,اشعار احمد شاملو,شعرهای احمد شاملو,شعر کوتاه احمد شاملو
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعرهای فلسفی احمد شاملو
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم
“احمد شاملو“
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
احمد شاملو,اشعار احمد شاملو,شعرهای احمد شاملو,شعر کوتاه احمد شاملو
ashaare ahmad shamloo
با ی تو
اکنون رخت به گستره‌ی خو خواهم کشید
که تنها رویای آن
تویی …
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
hauhv hpln ahlg,
کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام خود را با تو می گویم …
کلید خانه ام را در دست ات می گذارم…
نان شادی های ام را با تو قسمت می کنم!
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعرهای احمد شاملو
خاتون من
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه ، یک نگاه حتی ، حرامم باد
اگر تو عاشق من نباشی…
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعر احمد شاملو
بی خبر بودی از زاری من
غافل از رنج بیداری من
فارغ از درد و غمخواری من
و آنهمه ندبه و ناله هایم …
“اشعار احمد شاملو“
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
اشعار عشقولانه احمد شاملو
من ز دنیا، تو را برگزیدم
رنج بی حد بپایت کشیدم
تا شود سبز، باغ امیدم
جان ز تن رفت و نیرو ز پایم
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
اشعار کوتاه احمد شاملو
مجال
بی رحمانه اندک بود و
واقعه
سخت نامنتظر …
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعرهای کوتاه احمد شاملو
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست
“شعر احمد شاملو“
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعر کوتاه احمد شاملو
همه
لرزش دست و دلم
از آن بود که
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریز گاهی گردد …
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
عاشقانه های احمد شاملو
چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
اینه ئی برابر اینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم.
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعر زیبای احمد شاملو
میان آفتاب های همیشه
زیبائی تو
لنگری ست
نگاهت ش ت ستمگری ست
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست
“شعر احمد شاملو“
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعر کوتاه احمد شاملو
و ما هم‌چنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعر عاشقانه احمد شاملو
در نگاه‌ ات همه ی مهربانی هاست
قاصدی که زندگی را خبر می‌دهد
و در سکوت ات همه ی صداها
فریادی که بودن را تجربه می کند …
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
شعرهای احمد شاملو
عشق ما د ده یی ست که هرگز به خواب نمی رود
نه به شبان و نه به روز
و و شور حیات
یک دم در آن فرو نمی نشیند
هنگام آن است که دندان های تو را
در بوسه یی طولانی
چون شیری گرم
بنوشم
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
اشعار احمد شاملو
هنگامی که خاطره ات را می بوسم
درمی یابم دیری است که مرده ام
چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم
از پیشانی خاطره ی تو
ای یار
ای شاخه ی جدامانده ی من
“احمد شاملو“
اشعار احمد شاملو , شعرهای احمد شاملو , اشعار عاشقانه احمد شاملو
مجموعه گلچین بهترین اشعار زیبا ، عاشقانه و کوتاه احمد شاملو تنها سخن می ماند... یادی از احمد شاملو امروز -دوم مرداد ماه- پانزدهمین سالروز خاموشی احمد شاملو (الف. بامداد) شاعر، نویسنده، رو مه نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران در سال هایی از فعالیت آن است.تنها سخن می ماند... هم او که در 21 آذر 1304 خورشیدی در خانه شماره 134 خیابان صفی علی شاه تهران چشم به جهان گشود و پس . بررسی انتقاد و اعتراض در آثار احمد شاملو و فروغ فرخزاد در قالب یک کتاب منتشر شد. مجموعه ای از زیباترین اشعار احمد شاملو.عاشقانه و کوتاهدر این مطلب از سایت انسان شاد برای شما عزیزان اشعار احمد شاملو را فراهم آورده ایم.شعار احمد شاملو,شعار عاشقانه احمد شاملو,شعار زیبایی احمد شاملو,احمد شاملو,شعرهای عاشقانه احمد شاملوشعار احمد شاملو,شعار عاشقانه احمد شاملو,شعار زیبایی احمد شاملو,احمد شاملو,شعرهای عاشقانه احمد شاملو♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥اشعار احمد شاملو♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥کیستی که مناین گونهبه اعتمادنام خود را با تو می گویم …کلید خانه ام را در دست ات می گذارم…نان شادی های ام را با تو قسمت می کنم!♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥اشعار احمد شاملو♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شودو انسان با نخستین درددر من زندانی ستمگری بودکه به آواز زنجیرش خو نمی ن با نخستین نگاه تو آغاز شدم♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥اشعار زیبای احمد شاملو♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥♥♦♥
■ من زبان فارسی را عاشقانه دوست می دارم و برخوردم با آن، برخورد با چیزی مقدس است. شاید به همین دلیل است که این اوا کمتر می نویسم، زیرا معتقدم که در این معبد قدسی، تنها باید حضور قلب داشت و انسان همیشه حضور قلب ندارد. اما بیست وهفت سال پیش قضیه فرق می کرد. آن موقع ها، زبان در نظر من فقط یک وسیله بود، شاید یک چیز «مصرفی» که به خاطر یک . شماره پنجم «آنگاه» ویژه (کتاب هفته) در دسترس عموم علاقه مندان قرار گرفته است. «جواد مج » در گفت وگویی در مجله حاضر می گوید: «سلیقه شاملو در انتشار مجله سلیقه خاصی بود و در این زمینه مهارت عجیب وغریبی داشت. اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد نقدی بر آثار احمد شاملو 23 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 23 سازمان مدیریت صنعتینمایندگی شرقموضوع :  ارجمند :سرکار خانم سبزواریارائه دهندگان :محمود مقدسیان – موسی بردبارزمستان 85فهرست مطالبعنوان صفحهدیباچه 3منابع 22دیباچهدرارتباط با ا. نامه احمد شاملو به همسرش آیدا

آیدای من : این پرنده، در این قفس تنگ نمی خواند. اگر می بینی خفه و لال و خاموش است، به این جهت است ... بگذار فضا و محیط خودش را پیدا کند تا ببینی که چه گونه در تاریک ترین شبها آفت ترین روزها را خواهد سرود. به من بنویس تا هر دم و هر لحظه بتوانم آن را بشنوم:
به من بنویس تا یقین داشته باشم که تو هم مثل من . اختصاصی از ژیکو نقدی بر آثار احمد شاملو 23 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 23 سازمان مدیریت صنعتینمایندگی شرقموضوع :  ارجمند :سرکار خانم سبزواریارائه دهندگان :محمود مقدسیان – موسی بردبارزمستان 85فهرست مطالبعنوان صفحهدیباچه 3منابع 22دیباچهدرارتباط با اشعار شاملومی توان گفت که او توانسته شه ها و دانش خود را در قالب اشعارش ارائه دهد.شاملو که شعر را ابزاری برای ب ایی می داند در شعرهایش بی سخن می گوید که باعث محو شدن ابهام هنری از اشعارش شده و جنبه شعاری به آن داده است .نکته ی قابل توجه شعر شاملو آنست که اشعار وی هیچ گاه خالی از تعهد به انسان نبوده است و این در شعر های آ او زیباتر و عاشقانه تر منع می شود . معمولاً اشعاراحمد شاملو مخیل در قالب نثر است و از وقتی سرودن شعر بی وزن را آغاز می کند و شاعری تأثیر گذارمی شود . در واقع شاملو به زبانی می رسد و آن را تا آ ین شعر خود حفظ می کند .احمد شاملو عاشق نویسندگی بود و ترجمه « دن آرام » عطش نویسندگی شاملو را کرد.« دن آرام » کت است که تقریبا دارای تصویری حماسی است و شاملو با ترجمه ی دوباره ی « دن آرام » ضرورت این کار را احساس کرده بود.شاملو در خصوص ترجمه ی « دن آرام » نظر خاصی داشت که : (« دن آرام » یک اثر حماسی است و در این اثر حماس زبان کوچه بازار قابلیت های زیادی را به متن می دهد و « دن آرام » مرحله ی تکوینی زبان کوچه بازار است ) . شاملو با استفاده زبان کوچه در ترجمه ی دوباره ی دن آرام زبان کوچه را رواج داد که پس از آن زبان کوچه مورد توجه شاعران و محققین ایرانی قرار گرفت.محمود ت آبادی که خود از نقادان آثار شاملو است درباره « دن آرام » شاملو افزود که این اثر مهر تا یید بر زبان کوچه بازار
با
نقدی بر آثار احمد شاملو 23 ص
مرگ جلال آل احمد که دو سال و نیم بعد از مرگ شاعره پر آوازه فروغ فرخزاد و ی ال و نیم پس از مرگ مرموز صمد بهرنگی رخ داد، حلقه روشنفکران متعهد ایران دوران پهلوی دوم را در یک ح بهت زده و غمگین قراد داد که در پی آن احساس بی پناهی و تنهائی و تأسف را برای این گروه به همراه داشت. نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفت
در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه میفکن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...
نازلی سخن نگفت،
سر افراز
دندان خشم بر جگر خسته بست رفت
***
نازلی ! سخن بگو!
مرغ سکوت، جوجه مرگی فجیع را
در آشیان به بیضه نشسته ست!

نازلی سخن نگفت
چو خورشی.
سالی نوروز بی چلچله بی بنفشه می آید بی سرد برگ نارنج بر آب بی گردش مرغانه ی رنگین بر آینه
سالی نوروز بی گندم سبز و سفره می آید بی پیغام خموش ماهی از تنگ بلور بی عفیف شعله در مردنگی
سالی نوروز همراه به درکوبی مردانی سنگینی بارِ سال هاشان بر دوش: تا لاله ی سوخته به یاد آرد باز نام ممنوعش را و تاقچهٔ گناه دیگر بار با احساس کتاب های ممنوع تقدیس شود.   در معبرِ قتل عام شمع های خاطره افروخته خواهد شد دروازه های بسته به ناگاه فراز خواهد شد دستانِ اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد لبانِ فراموشی به خنده باز خواهد شد و بهار در معبری از غریو تا شهر خسته پیش باز خواهد شد
سالی آری بی گاهان نوروز چنین آغاز خواهد شد. نگاه از صدای تو ایمن می شود. چه مؤمنانه نامِ مرا آواز می کنی! "احمد شاملو" اختصاصی از ژیکو تحقیق تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو ترانه تاریک 11 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 13 تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو(ترانه تاریک)محمد علی طاهریانتابستان 88فهرست :شعر ترانه تاریک ..................................... 3پیش در آمد ........................................... 5تحلیل ساختاری شعر ................................ 7منابع و مآخذ ........................................ 13ترانه تاریکبر زمینه سربی صبح سوار           خاموش ایستاده است و یال بلند اسبش در باد                 پریشان می شود خدایا خدایاسواران نباید ایستاده باشندهنگامی که                                         حادثه اخطار می شود.  *** کنار پرچین سوخته دختر           خاموش ایستاده است و دامن نازکش در باد                    تکان می خورد خدایا خدایادختران نباید خاموش بمانند!هنگامی که مردان          - نومید و خسته -                         پیر می شوند !
با
تحقیق تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو ترانه تاریک 11 ص
شبی که بارون شدیدی می بارید،
" پرویز شاپور " از " احمد شاملو " پرسید : چرا اینقدر عجله داری؟!
شاملو گفت : می ترسم به آ ین اتوبوس نرسم.
شاپور گفت : من می رسونمت .
شاملو پرسید : مگه ماشین داری؟
شاپور گفت. : نه، اما چتر دارم!
" دوست واقعی ی است که در لحظه ای که باید جای دیگر باشد، بخاطر شما در کنارتان باشد.
"لن وین "
زندگیتون پر از دوستان و دوستیهای واقعی دنیای " رویای " منمن، در رویای خود دنیایی را می بینم، که در آن، هیچ انسانی انسان دیگر را، خوار نمی شمارد. زمین، از عشق و دوستی سرشار است... و صلح و آرامش ، گذرگاه هایش را می آراید . من در رویای خود، دنیایی را می بینم که در آن، همه گان، راه گرامی ِ را می شناسند. " حسد "، جان را نمی گزد و " طمع "، روزگار را بر ما سیاه نمی کند. من، در رویای خود دنی. #filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} زندگینامه و آثار احمد شاملو زندگینامه و آثار احمد شاملو 49 صفحه            احمد شاملو 21 آذر ماه در خانه ی شماره ی 134 خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر و مادرش کوکب عراقی بود.پدرش افسر بود و هر چند وقت در جایی به مأموریت می گذراند.کودکی شاملو هم در ای مختلفی گذشت.همه ی آن جاهایی که پدر مأمور بود و خانواده را با خود می برد:رشت ،اصفهان ،آباده و شیراز. شاملو دوره ی دبستان را در ای خاش ،زاهدان و مشهد گذراند و در همین ایام کار گردآوری فرهنگ عوام را شروع می کند.        بین سالهای 1317 تا 1320 تحصیل در دوره ی دبیرستان را در ای بیرجند ،مشهد و تهران ادامه می دهد و به پایان خود نزدیک می سازد.ولی برای یادگیری دستور زبان آلمانی دوباره به سال اول دبیرستان صنعتی بر میگردد.در فاصله ی سالهای 1321 تا1323 پدر شاملو برای سروسامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ی ژاندارمری به گرگان و ترکمن صحرا می رود و شاملو نیز تحصیلاتش را در مقطع سوم دبیرستان پی میگیرد. فعالیت خود را در آنجا با گرایش به آلمان نازی که دشمن انگلیس استعمارگر بو ...
دریافت فایل


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] مدیرکل میراث فرهنگی البرز از فعالیت دو موزه در ایام نوروز خبر داد. اختصاصی از نیک فایل مقاله کامل درباره تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو ترانه تاریک 11 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 13 تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو(ترانه تاریک)محمد علی طاهریانتابستان 88فهرست :شعر ترانه تاریک ..................................... 3پیش در آمد ........................................... 5تحلیل ساختاری شعر ................................ 7منابع و مآخذ ........................................ 13ترانه تاریکبر زمینه سربی صبح سوار           خاموش ایستاده است و یال بلند اسبش در باد                 پریشان می شود خدایا خدایاسواران نباید ایستاده باشندهنگامی که                                         حادثه اخطار می شود.  *** کنار پرچین سوخته دختر           خاموش ایستاده است و دامن نازکش در باد                    تکان می خورد خدایا خدایادختران نباید خاموش بمانند!هنگامی که مردان          - نومید و خسته -                         پیر می شوند !
با
مقاله کامل درباره تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو ترانه تاریک 11 ص
پ رواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند خوشا رها و رفتن خو دیگر به مرد دیگر خوشا ماند دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر خوشا پر کشیدن خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن مردن به رهایی! آه این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند. احمد شاملو اختصاصی از یاری فایل بارون - شاملو با و پر سرعت .
بارون - شاملو
بارون - شاملو فرمت djvu  
با
بارون - شاملو
فصل هفتم: خوانش چند شعر از شاملو چلچلی در "چلچلی" شاعر در آستان چهل سالگی در زندگی خود می نگرد که زخم های عشق بر آن بسیار نشسته مع هذا از این زندگی راضی است چرا که با قلبش زیسته و انسانیت را پاس داشته است: من آن مفهوم مجــّرد را جسته ام. پای در پای آفت بی مصرف که پیمانه می کنم با پیمانه روزهای خویش که به چوبین کاسه ی جذامیان ماننده است. م. سکوت سر شار از ناگفته هاست دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواند رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده ، اعتراف به عشق های نهان وشگفتی های بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من احمد شاملو به تو دست می سایم و جهان را در می یابم
به تو می شم
و زمان را لمس می کنم
معلق و بی انتها

می وزم،می بارم،می تابم
آسمان ام
ستارگان و زمین
وگندم عطر آگینی که دانه می بندد
ان
در جان سبز خویش،
از تو عبور می کنم
چنان که تندری از شب
می درخشم
و فرو می ریزم...

احمد شاملو اختصاصی از اینو دیدی درباره احمد شاملو با و پر سرعت .
 فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )    قسمتی از محتوای متن      تعداد صفحات : 29 صفحهاحمد شاملو     زندگینامه احمد شاملو در سال 1304 هجری شمسی به دنیا آمد.
پس از آنکه تحصیلات ابت و متوسطه را به پایان رسانید به کار نوشتن روی آورد و از سال 1319 هجری شمسی نوشته ها و مقالاتش در مطبوعات منتشر شد.
در سال 1326 شمسی نخستین مجموعه اشعارش که شامل قطعات نثر و نظم او به نام "آهنگهای فراموش شده" بود به چاپ رسید.
شاملو مجموعه دیگری از اشعارش را به نام قطعنامه به چاپ رسانید و پس از چندی جزوه ای دیگر به نام"23" از او انتشار یافت که این دو کتاب، هیاهویی در میان شاعران مخصوصاً شعرای نوپرداز به وجود آورد و منشأ تحولی شد که از آن عده کثیری شاعر جوان پدید آمد.
شاملو چندی سردبیر مجله سخن نو و مدتی سردبیر مجله علمی و رو مه هنرنو و مجله روزنه بود و آهنگ صبح را با همکاری دیگران منتشر ساخت.
احمد شاملو در تاریخ اول مرداد سال 1379 هجری  شمسی دار فانی را وداع گفت.
   ویژگی سخن شاملو امروزه یکی از شاعران نامور و نوپرداز به شمار می رود.
او در شعر، دگرگونی پدید آورد و آثاری که از او به چاپ رسید نشان دهنده آن است که تحولی در سبک شعر او به وجود آمده است.
او شاعری است که از نظر طرز کار و عقیده با شاعران دیگر تفاوت بسیار دارد و در شعر او قافیه، شکل خاصی به خود می گیرد.
او از میان شعرای معاصر ایران بیش از همه به نیما معتقد است.
شاملو گذشته از شعر و شاعری از نویسندگان پر قدرت و با احساس است که در نوشتن داستان نیز مهارت دارد و آثاری از نویسندگان خارجی را نیز ترجمه کرده است.
   معرفی آثار غیر از مقالات و آثاری که از او در جراید چاپ شده آثار و تألیفاتی نیز دارد که به طور مستقل منتشر گردیده است و دارای چند مجموعه شعر است که عبارتند از: باغ آینه، آیدا در آینه، ققنوس در باران، مدایح بی صله، هوای تازه، از هوا و آینه ها، مرثیه های خاک، شکفتن در مه، لحظه ها و همیشه، برگزیده اشعار او؛ و دیگر آثارش عبارتند از: دیوان حافظ، کوچه، ابراهیم در آتش، ترانه های کوچک و غریب، شکفتن زرد، همچون کوچه ای بی انتها و .
با
درباره احمد شاملو
اختصاصی از اینو دیدی احمد شاملو 25 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 25   احمد شاملو     صفحهٔ اول شناسنامهٔ احمد شاملو احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ رشت - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹ د ده فردیس کرج) شاعر معاصر ایران. می گویند در جوانی شعر کلاسیک فارسی می سروده (هرچند که از او شعر کلاسیک پارسی در دست نیست) و تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو روی آورد. در سال ۱۳۷۹ در شهرک د ده فردیس کرج درگذشت. مزار او در زاده طاهر کرج واقع است. مجموعه های شعر آهنگ های فراموش شده آهن ها و احساس بیست و سه (۲۳) قطعنامه هوای تازه باغ آینه آیدا؛ درخت و خنجر و خاطره لحظه ها و همیشه ققنوس در باران دشنه در دیس ابراهیم در آتش مرثیه های خاک شکفتن در مه ترانه های کوچک غربت مدایح بی صله در آستانه حدیث بیقراری ماهان ترجمه زنگار(خزه) نوشتهٔ هربرت لوپوریه پا ها نوشتهٔ زاهاریا استانکو مرگ ب و کار من است نوشتهٔ روبر مرل دن آرام نوشتهٔ میخائیل شولوخف شازده کوچولو نوشتهٔ آنتوان دو سنت اگزوپری دست به دست نوشتهٔ ویکتور آلبا پسران مردی که قلبش از سنگ بود نوشتهٔ موریوکایی بگذار سخن بگویم نوشتهٔ دومیتیلا چونگارا و موئما ویئزر برزخ نوشتهٔ ژان روورزی قصه های بابام نوشتهٔ ارسکین کال مجموعهٔ کتاب کوچه مجموعه ٔ کتاب کوچه واژه نامه ای است از ضرب المثل ها، تکیه کلام ها، افه ها و اصطلاحات زبان عامیانه ٔ مردم ایران. چاپ مجلدات این مجموعه هنوز به پایان نرسیده است. انتقادات برخی از فرهیختگان معاصر - چون فریدون مشیری - در دوران حیات خود شاملو او را علناً و مستقیماً دربارهٔ نظراتی که در سخنرانی ای در در مورد فردوسی و اشعار وی و موسیقی ایرانی بیان کرده بود، مورد انتقاد قرار دادند[1]* گاهشمار زندگی احمد شاملو . احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز ۲۱ آذر در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ .خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر بود و هرچند وقت را در جایی به ماءموریت می رفت، در ایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. مادرش کوکب عراقی شاملو بود. پدرش حیدر. ۱۶ـ۱۳۱۰ دورهٔ دبستان در ای خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عوام. ۲۰ـ۱۳۱۷
با
احمد شاملو 25 ص
احمد شاملو
کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت، تا به جانش می خو . نام کوچکی، تا به مهر آوازش می دادی. همچون مرگ، که نام کوچک زندگیست... و بر سکوب و به زبان می آوری هنگامی که قطاربان آ ین سوتش را بدمد و فانوس سبز به تکان درآید. نامی به کوتاهی آهی... که در غوغای آهنگین غلتیدن سنگین پولاد بر پولاد به لب جنبه ای بدل شود به کلامی گفته و ناشنیده انگاشته یا ناگفته ای شنیده پنداشته .
احمد شاملو
از دفتر: مدایح بی صله
۹ مرداد ۶۸ شاملو شاعر جرقه های ممتد در شبانه روز بود؛ نه شاعر لحظه. با شعر، به طور حرفه ای برخورد می کرد و کار دیگری جز ادبیات نمی کرد. اختصاصی از هایدی احمد شاملو2 با و پر سرعت .
 فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )    قسمتی از محتوای متن      تعداد صفحات : 10 صفحهاحمد شاملو در سال 1304 ، یکشنبه 21 آذر در خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد.
دوره کودکی را به خاطر شغل پدرش که افسر بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می رفت در ایی چون رشت و سمیرم و ا صفهان و آباده و شیراز گذراند.
مادرش کوکب عراقی بود و پدرش حیدر.
شاملو کودکی بسیار بدی داشت کودکی بی نشاطی را گذراند و جوانی بی رحمانه تنهایی.
ی را نداشت که راه و چاهی به او نشان دهد.
شاملو کلاس چهارم دبستان بود که در مشهد زندگی می کرد در همسایگی خانه ی شاملو یک خانواده متمول ارمنی می نشست که دو دختر داشت و هر دو مشق پیانو می د.
احساس عجیبی که شاملو از این تمرین ها و به خصوص از صدای پیانو در او بوجود آمد ی ره او را هوایی موسیقی و دیوانه شنیدن آن قطعات موسیقی آن چنان آتشی در شاملو روشن کرد که سال های سال اصلاً زندگی او به کلی زیر و رو شد .
موسیقی تمام وجودش را زیر و رو کرد و چون نمی دانست که موسیقی چنین ح ی در او بوجود می آورد شبیه نخستین احساس های ناشناخته بلوغ، ملغمۀ لذت و درد، مرگ و میلاد و خدا می داند چه.
.
.
موسیقی، شوق و حسرت او شده بود.
باری از حسرت و ناتوانی و یاس بر دلش بود.
با
احمد شاملو2
شعر (درآمیختن) از احمد شاملو مجال
بی رحمانه اندک بود و
واقعه
سخت نامنتظر
از بهار
حظ تماشائی نچشیدیم،
که قفس
باغ را پژمرده می کند.
از آفتاب و نفس
چنان بریده خواهم شد
که لب از بوسه نا سیراب

بگو به خاکم کنند
سرا پا
بدان گونه که عشق را می بریم
که بی شایبه ی حج
با خاک
عاشقانه
درآمیختن می خواهم ‎شعر (درآمیختن) از احمد شاملو مجال بی رحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر از بهار حظ تماشائی نچشیدیم، که قفس باغ را پژمرده می کند. از آفتاب و نفس چنان بریده خواهم شد که لب از بوسه نا سیراب بگو به خاکم کنند سرا پا بدان گونه که عشق را می بریم که بی شایبه ی حج با خاک عاشقانه درآمیختن می خواهم‎ "}" data-reactid=".5r"> اختصاصی از یارا فایل احمد شاملو با و پر سرعت .
فرمت فایل:  image result for word doc      قسمتی از محتوای متن word  تعداد صفحات : 21 صفحهاحمد شاملو متولد ۲١ آذر ١۳۰۴، تهران .
شاعر، رو مه نگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه ۱۳۰۴ احمد شاملو (ا.
صبح / ا.
بامداد) روز ٢١ آذر در خانه ی شماره ی ۱۳۴ .
خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد.
دوره ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر بود و هرچند وقت را در جایی به ماءموریت می رفت، در ایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند.
مادرش کوکب عراقی شاملو بود.
پدرش حیدر.
۱۶ـ۱۳۱۰ دوره ی دبستان در ای خاش و زاهدان و مشهد.
اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عوام.
۲۰ـ۱۳۱۷ دوره ی دبیرستان در بیرجند و مشهد و تهران.
از سال سوم دبیرستانِ ایرانشهرِ تهران به شوق ِتحصیلِ دستورِ زبان آلمانی به سال اول دبیرستان صنعتی می رود.(توضیحات کامل در داخل فایل) متن کامل را می توانید نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده به صورت نمونهولی در فایل ی بعد پرداخت، آنی فایل را نمایید 
با
احمد شاملو
احمد شاملو فوتبال خوب را دوست می داشت و انیمیشن را هم. عاشق انیمیشن های خوب بود که آن زمان از تلویزیون می دیدیم. آمیزه ای از ظرافت و سرعت و تجلی ناممکن ها در ذروه امکان... از اول طرفدار بارسلونا بودیم چون بازیکن هایش خیلی پرجوش و پرشور بودند! فوتبالش دیدنی بود، برزیل و آرژانتین هم. پله را دوست داشتیم و مارادونا را با شیطنت هایش! و بازی های خوب تیم های ایران را. ادامه مطلب ((شازده کوچولو)) یک بار شش سالم که بود تو کتابى به اسم قصه هاى واقعى - که درباره ى جنگل بِکر نوشته شده بود- تصویر م ى دیدم از یک مار بوآ که داشت حیوانى را مى بلعید. آن تصویر یک چنین چیزى بود:
تو کتاب آمده بود که: "مارهاى بوآ شکارشان را همین جور درسته قورت مى دهند. بى این که بجوندش. بعد دیگر نمى توانند از جا بجنبند و تمام شش ماهى را که هضمش طول مى کشد مى گیرند مى خوابند".
این را که خواندم، راجع به چیزهایى که تو جنگل اتفاق مى افتد کلى فکر و دست آ توانستم با یک مداد رنگى اولین نقاشیم را از کار درآرم. یعنى نقاشى شماره ى یکم را که این جورى بود:...
((آنتوان دوسنت اگزوپری)) بقیۀ داستان و شنیدن صدای داستان با صدای احمد شاملو و ایرج گرگین در ادامۀ مطلب... ادامه مطلب
((غزل غزل های سلیمان))
«- کاش مرا به بوسه‏ هاى دهانش
ببوسد.
عشقِ تو از هر نوشاکِ مستى ‏بخش
گواراتر است.
عطرِ الاولین
نشاطى از بوى خوشِ جانِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان ست که با کره‏گان‏ ات دوست مى ‏دارند.»

«- مرا از پسِ چون عطرى که بریزد.
خود از این رخود مى ‏کش تا بدویم،
که تو را
بر اثر بوى خوشِ جان‏ ات
تا خانه به دنبال خواهم آمد.»

«- اینک پادشاهِ من است
که مرا به حجله ‏ى پنهان خود اندر آورد!
سرا پا لرزان
اینک من ‏ام
که از اشتیاقِ او شکفته مى ‏شوم!
آه! خوشا محبتِ تو
که مرا لذت ‏اش از هر نوشابه ‏ى مستى ‏بخش
گواراتر است!
تو را با حقیقتِ عشق دوست مى ‏دارند.»

«- اى دختران اورشلیم! شما را
به غزالان و ماده‏ آهوانِ دشت ‏ها سوگند مى‏ دهم:
دلارامِ مرا که سخت خوش آرامیده بیدار مکنید
و جز به ساعتى که خود خواسته از خواب ‏اش بر نه انگیزید!»

((ترجمه احمد شاملو از عهد عتیق))
بقیۀ اشعار را در ادامۀ مطلب بخوانید... ادامه مطلب
((غزل غزل های سلیمان))
«- کاش مرا به بوسه‏ هاى دهانش
ببوسد.
عشقِ تو از هر نوشاکِ مستى ‏بخش
گواراتر است.
عطرِ الاولین
نشاطى از بوى خوشِ جانِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان ست که با کره‏گان‏ ات دوست مى ‏دارند.»

«- مرا از پسِ چون عطرى که بریزد.
خود از این رخود مى ‏کش تا بدویم،
که تو را
بر اثر بوى خوشِ جان‏ ات
تا خانه به دنبال خواهم آمد.»

«- اینک پادشاهِ من است
که مرا به حجله ‏ى پنهان خود اندر آورد!
سرا پا لرزان
اینک من ‏ام
که از اشتیاقِ او شکفته مى ‏شوم!
آه! خوشا محبتِ تو
که مرا لذت ‏اش از هر نوشابه ‏ى مستى ‏بخش
گواراتر است!
تو را با حقیقتِ عشق دوست مى ‏دارند.»

«- اى دختران اورشلیم! شما را
به غزالان و ماده‏آهوانِ دشت ‏ها سوگند مى‏ دهم:
دلارامِ مرا که سخت خوش آرامیده بیدار مکنید
و جز به ساعتى که خود خواسته از خواب ‏اش بر نه انگیزید!»

((ترجمه احمد شاملو از عهد عتیق))
بقیۀ اشعار را در ادامۀ مطلب بخوانید... ادامه مطلب درخت و بارون ،شعر: احمد شاملو من بهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ـ
ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه
میون جنگلا طاقم می کنه.
تو بزرگی مث شب.
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی
مث شب.
خود مهت تو اصلا، خود مهت تو.
تازه، وقتی بره مهتاب و
هنوز
شب تنها
باید
راه دوری رو بره تا دم دروازۀ روز ـ
مث شب گود و بزرگی. زندگی و هنر شاملو
زندگی و هنر شاملو دسته: علوم انسانی

فرمت فایل: doc
حجم فایل: 34 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 39







بامداد در سرتاسر زندگی خود دچار ناملایمتهای بسیاری شد که شاید از دیدگاه وی و نوع آثارش چشمه می گرفت در بین اصطلاح به اصطلاح ادیبان بودند انی که سعی در ت یب وی داشت اما این آرزوی آنها هیچگاه به حقیقت نپیوست . این ده نه تنها ادیبان نه تنها راه را به جایی نمی برند بلکه گذشته و آینده خود را نیز ابهام فرومی برند . شاملو در این دو مورد و ادعا های بی مورد برخی خود می گوید که ناملایمتهایی که به خاطر طرز فکرش بر وی وارد شد. آیا نه یکی نه بسنده بود که سرنوشت مرا می سازد تنها فریاد زدم نه من از فرو رفتن تن زدم ص بودم من شکل میان اشکال و معنایی یافتم این چنین است که ان را از آن گونه می نگرند که نان از دسترنج ایشان می خودرد و آنچه به گند نفس خویش آلوده می کند هوای کلبه ایشان است حال آنکه چون ایشان بدین دیار فراز آمده اند آن که چهره و دروازه بر ایشان گشود من بودم شاملو آنگونه که خود بارها اعتراف می کند در کودکی و جوانی زندگی آرامی نداشته پدری نظامی مدام در سفر و یت .مادر از آن سان که بیشتر مهری بورزد سعی در نگهداری این خانواده از هم گسیخته داشته .
پرداخت و بلافاصله پس از پرداخت ، لینک به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .



کلمات کلیدی : زندگی و هنر شاملو , زندگی شاملو , مقاله ای در مورد زندگی و هنر شاملو , مطلبی در مورد زندگی و هنر شاملو , احمد شاملو کیست ؟ نه!
هرگز شب را باور ن
چرا که
در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم...
احمد شاملو - مرحوم کیومرث زاده می گفت: من هیچ وقت با شاملو بحث یا ادبی نمی ، چون شخصی خودبزرگ بین بود که فکر می کرد فقط خودش درست می گوید. البته از قلم او خوشم می آمد و خیلی هم رفیق بودیم، اما اختلاف نظرهای مان زیاد بود. گفته اند که وقتی، یکی از افسران جوان گارد نیکلای اول ـ امپراتور روسیه ـ به گناهی متهم شد و خشم امپراتور را چنان برانگیخت که فرمان داد تا بی درنگ به دوردست ترین نقاط سیبری تبعیدش کنند.

یاران او کمر به نجاتش بستند و به هر وسیله تشبث جستند؛ چنان که شهبانو را برانگیختند تا نامه ئی به امپراتور نوشت و شفاعت او کرد تا از تبعیدش درگذرد. چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوریچه بی تابانه تو را طلب می کنمبر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیستوفاصله تجربه یی بیهوده استبوی پیرهنت اینجا و اکنون کوه ها در فاصله سردنددست در کوچه و بستر حضور مانوس دست تو را می جویدوبه راه شیدن یاس رج می زند بی نجوای انگشتانت فقط و جهان از هر سلامی خالی است احمد شاملو



احمد شاملو... ( 1304 ـــ 1379 ) 21 آذرِ ماهِ 1393، هشتادونُهمین زاد روزِ « احمد شاملو »ست.
تولدِ شاعرِ« شبانه ها و عاشقانه ها»، بُن بست ها و ببرهایِ عاشق»،تولدِ شاعرِ « کاشفانِ فروتنِ شوکران » و نیز؛ تولدِ شاعری ست که با«هوایِ تازه»اش برگِ زرینی به ادبیاتِ شعریِ این مرز و بوم و جهان پس از «حافظ» افزود.
21 آذر ماه بر دوست دارانِ «احمدشاملو» شاعرِ یگانه یِ معاصر در سراسرِ جهان مبارک باد.؛ و یاد و نام اش هماره گرامی و جاودانه! ــ تو کجائی؟
در گستره یِ بی مرزِ این جهان
تو کجائی؟

ـــ من در دوردست ترین جایِ جهان ایستاده ام:
کنارِ تو.

ـــ تو کجائی؟
در گستره یِ ناپاکِ این جهان
تو کجائی؟

ـــ من در پاک ترین مقام جهان ایستاده ام:
بر سبزه شورِ این رودِ بزرگ که می سُراید
برایِ تو. احمدشاملو حسن همایون، برگزیده جایزه «شاملو» می گوید: جایزه های خصوصی با هزار چالش روبه رو هستند.