شادم شاد باشید

به نقل از خبرگزاریها در مورد شادم شاد باشید : آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه • نیا بلاگ     آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه • نیا بلاگ آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه و حالا از رسانه بزرگ صبا موزیک ،  آهنگ جدید فریدون آسرایی بنام چقدر خوبه همراه با ت ت و کیفیت عالی و رایگان ترانه سرا : پیام ربیعی / موزیک و تنظیم کننده : آیدین بهزادی new songby : fereydoun asraei – cheghadr khoobeh with text on saba- asraei آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه متن آهنگ چقدر خوبه فریدون آسرایی چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو
تو بی ت به ت دن زمین دور تو میگرده هوای من کنار تو محاله دیگه برگرده
چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو منبع : آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه تاریخ : ۱۳۹۶/۰۲/۱۲ نویسنده: علی بابازاده اشتراک مطلب با دوستان : شادم که در خیال تو می سوزم
شادم که در خیال تو می گریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
در عشق بی زوال تو می گریم

پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شراره ی دیگر نیست

شبها چو در کناره ی نخلستان
کارون ز رنج خود به وش آید
فریادهای حسرت من گویی
از. هایلایت های زیبا (۲۲) "در این دنیا همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند. می تواند آب ها را بخشکاند. می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد. آدمیزاد حکایتی است. می تواند همه جور حکایتی باشد. حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی ..." سیمین دانشور – سووشون ___________________. ب یاد آر آن شب اردیبهشت
آن شب ک بر شکرش توان صد یاس نوشت
برندیدی که شهر را مهر گرفت و ناز گرفت
چندان که فرض کن دهر را آواز گرفت
آن می ک رسید از جنت و آبادم کرد
آن نغمه ها که شادم کرد
آن جمع شیرین که فرهادم کرد ، مفتون ، سرمست
آخ آن شب اردبیهشت یادت هست؟
نش م و خوش بنشست
یاد در دل ، داغ بر دست . ب یاد آر آن روشن شب ار. بالا ه گفتی.. بالا ه اونچه که باید گفته میشد رو به مامان و آجیا گفتی.. 50 درصد تو هم گفته شد.. حالا دیگه واقعا از خدا امیدواری، تلاش، صبوری، انگیزه، و بخشش میخوام.. چقد روزهای پر استرسی داشتیم.. چقد چقد چقد... شادم از بودنت ، از گفتنت، شادم که دارمت ♥♥♥ به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروزباشاخه گلی کوچک یادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن

به جای اون متن هایی که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک شادم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا!!! بردی از یادم دادی بر بادم با یادت شادم
دل به تو دادم در دام افتادم از غم آزادم

دل به تو دادم فتادم ز بر ای گل بر اشک خونینم
سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهم هنوز
چه شد آن همه پیمان که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
کی آئی به برم ای شمع سحرم
در بزمم نفسی بنشین تاج سرم تا از جان گذرم
پا به سرم . آدم وقتی ناراحتست ادامه مطلب ب از دست دل بی طاقت

رفته بودم به غروب شادم

پی آن خاطره ی شیرینم

غم گم راه

به سرم هیچ نبود

آ این سر به غروب

لقبش راه بلد بوده و هست

می گذشت از همه ی خاطره هایی که لجنزاری بود

شب تر از این شب شوم دل زار ما بود

و رسیدم به غروب

خاطره بر سر آن یاد نبود

چشم چرخاندم و دیدم

. فکر نمی بجایی برسم که دیدن کارتو اونم مینیون ها شادم نکنه خیلی غمه خیلی ستمه... : دیروز مرشاد گفت من شادم یا گشادم؟ دوستش در جواب گفت تو نه شادی  نه  گوشاد تو شادی ...بعدش جمشید اومد گفت بچه خبر یک ماشین بیاد  اوه ماشین  اومد زوباشین برین  سوار شین..بعدش حمید اومد نزدیکتر که شد بغل دستی اش گفت آقا حمید گربه تو را ندید از روی تو نپرید. انوقت پرویز گفت ویز رفت زیر میز شاعری همان ها بود گفت  یکی  از بزرگ. همه غم های جهان هیچ اثر می کند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
خوبه که سعدی هست که حس های نگفته ی آدم رو با بهترین واژگان فریاد بزنه...خیلی خوبه... شاید جزو اولین بودنمونه که انقد شادم از خو دنت.. شادم از آروم گرفتنت، اونم وقتی که من بیدارم .. کلا همیشه حس جالبی نداشتم ازینکه شب بشه، من بیدار باشم و تو بخوای بخو .. از بس که دلم میخواس همیشه پا به پای هم باشیم.. اما ب و امشب خدارو شاکرم که راحت خو دی.. ممنونم ازش که مواظبته و حواسش بهت هست.. ممنونم از خواب که به سراغت اومده و گذاشته که کمی آروم بگیری..بعد از چندین شب و روز بیخو وحشتناک و خستگی و بی حالی شدید.. بخواب آروم، عزیز ِ بانو : قضاوت نکنیم که قضاوت می شویم سختر از قضاوت خودمان بار خدایا ار شر بندگانت و از قضاوت نا عادلانه بندگانت که تنها نقاب بندگی تو را برچهره دارن به خودت پناه می برم هیچ رنجی سختر از این نخواهد بود که ادمها در محکمه ای که خود قاضی اند و با دلایلی سست خود قضاوتت کنند . قضاوت اسان است وقتی محکوم در محکمه نباشد چه راحت رای میدهیم چه راحت تصمیم میگیریم چه راحت مهر میزنیم و چه راحت متهم میکنیم این کار دنیای امروز است خدایا چقد دلگیرم از دنیای امروزت و انسانهایی دیروز و امروز دنیایت و چه شادم که دنیایی پس از این دنیای پر قضاوتت داری ای قاضی مطلق دنیایی که به معیار عد ت همه را قضاوت خواهی کرد . شادم که خ چون تو دارم که از آینه عد خود به این دنیای پر قضاوت می نگرد . و در دفتر خود همه را می نگارد تا روزی حساب کند و حکم براند من ه حرف نزدنم حتی گاهی وختا اینقدر حرف نمی زنم که خودم هم یادم میره حرف زدم یانه. اتفاقاخیلیا فکر میکنن من حرف زدم ولی نزدم بعدوانمودمیکنم حرف زدم و خوشحالم،من وانمود خوشحالی ام اصن خودم گاهی گول میخورم که واقعا شادم یا نع هرکی عم ندونه من شادم یا نه خودم راهنماییش میکنم چه بسا خب من ه راهنمایی م وبعد خیره میشم به افق چون گاهی وقتا . صبحی دگر رسید، شبی بی ستاره شد وآن سیاه، دگر باره شد شادم ز آمدن صبح روح بخش، لیک روزی دگر ز عمر گرانم شماره شد اسفند 94 -------------------------------------- قرمز شده چشمان فلق، صبح سپید است تن پوش زمین سبز شده، موسم عید است صاف است سپهر نیلگون، چون دل یاران کیهان همه در رکاب این برج سعید است نوروز 95 آ ش فهمیدم چرا کاغذ کادو دوست دارم... چرا کودک درونم فعاله چرا به طرز فجیعی شادم... یادم باشه هم قسمت دوم طلسم شدگانو بنویسم هم ادامه این فهمیدنا رو.... الان باید برم بیرون
اصلا فهمیدم چرا اینقدر مینویسم!!!! فقط ذوق زده ام... که فهمیدم بلا ه.... خوشحالم....
من امدم بعد از یک ماه بدون اینترنت بودن من امدم ک واس جبران ایی ک نظر گذاشته بودن من امدم ک از هر ی ک امده وبم تشکر کنم و بگم با نظرش شادم کرد و حالا اوناییم ک نگذاشتن عیبی نداره بازم با امدنشون شادم من امدم خب من همون دختر فضول مزاحم دوباره سروکلم پیداشد خب منم دیگه ی دخمل لوس تولد یعنی تنهایی... خداجونم چی میشد حداقل روز تولدم از ته دل شادم میکردی خودتم خوب میدونی خیلی وقته هیچی از ته دل شادم نمیکنه و خوب میدونی چی ازت میخوام،پس دست رد به ام نزن خداجونم حداقل خدای خوبم خدای مهربونم تنها ی باش که بهم کادوی تولدی میده که آرزوشو دارم و برام بهترینه.. منم زاده ی پاییزاز دیار فراموشی وتنهایی ... یکی باید باشه بدون اینکه بگی حرفی بزنه تا عمق دلتو بخونه من یکی رو داشتم یکی که درد درونم رو حتی از نانوشته هام می خوند حتی صدای گریه و خندم رو پشت چتهای شبانه می شنید یکی بود که دیگه نیست و من هر بار ازش می نویسم فقط اشک می یاد تو چشمام قول دادم دیگه حرف نزنم هیچ جز اون شادم نمی کرد باهاش روی آسمونها بودم و تا ابد فراموشش نمی کنم من که فرزند این سرزمینم ، در پی توشه ای ، خوشه چینم
شادم از پیشه ی خوشه چینی ، رمز شادی بخوان از جبینم

من که فرزند این سرزمینم ، در پی توشه ای ، خوشه چینم
شادم از پیشه ی خوشه چینی ، رمز شادی بخوان از جبینم

قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوش. شادم از عمری که زخمم، منّت مرهم نبُرد گفت هر : «حال و روزت چیست؟» گفتم: «عالی ام!» بارها افتادم اما باز هم برخاستم سخت جانم کرد -خوشبختانه- بداقبالی ام #سجاد_رشیدی_پور +باز هم امتحان...باز هم پنج شنبه.... اصلا ناف امتحان های این ترم را با پنج شنبه ها بریده اند... چرا انقدر دیوانه ام؟! حالا بازم باید تا صبح بیدار باشم :/
پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!
آری! اگر بسیار، اگر کم فرق دارند شادم تصور می کنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند بر ع می گردم طواف خانه ات را
دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان
با این حساب اهل جهنم فرق دارند... بر من به چشم کشته ی عشقت نظرکن
پروانه های مرده با هم فرق دارند.
.
نگارا، از وِصال خود مرا تا کی جدا داری؟ چــــو شادم می توانی داشت، غمگینَم چرا داری؟... چه دلداری؟! که هر لحظه دلم از غم به جان آری چه غــَم خواری؟! که هر ساعت تنم را در بلا داری... ! نـمی دانــم پـس از مــرگم ی یـادم کند یانه؟ بـــخــوانــد دفــتـر شعـرم، مرا شادم کند یا نه؟ مــنی کـــه بـــا امیــد لـطف یـزدان رفتم از دنیا نــمی دانم که او گوشی به فریادم کند یا نه؟ هـــر آن را که در دنیا زخود رنجانده ام گاهی نــمی دانـــم زبـنــد خــویـش آزادم کند یا نه؟ اگــر بــا تیـشه ی طـعـنـه بـشـد ویـران دلی از من نــمی. نـمی دانــم پـس از مــرگم ی یـادم کند یانه؟ بـــخــوانــد دفــتـر شعـرم، مرا شادم کند یا نه؟ مــنی کـــه بـــا امیــد لـطف یـزدان رفتم از دنیا نــمی دانم که او گوشی به فریادم کند یا نه؟ هـــر آن را که در دنیا زخود رنجانده ام گاهی نــمی دانـــم زبـنــد خــویـش آزادم کند یا نه؟ اگــر بــا تیـشه ی طـعـنـه بـشـد ویـران دلی از من نــمی. تو برایم ارمغان خ من به عشق تو می نویسم قلم می زنم تو انگیزه هزار ساله منی حرفاهایت مرحمی بر زخم کهنه است تو همیشه بزرگ بوده ای خواهی بود تو اگر نبودی من زنده نبودم همرنگ مرگ بودم کاش خدا هزار سال بی درد به تو دهد تو نصحیت نیستی تو درس نفس های منی من شادم که خدا ترا به خاطر من آفرید. {تقدیم به همه انی که یاریم د تا خودم باشم} این سال ها وُ ماه ها وُ روزها که می گذرند _ تُهی از تو _ به سرعت برق به تندی ِ باد به تلخی ِ زهر... شادم نمی کنند حتی اگر روز میلادم باشد... پ.ن : بگو "تولدت مبارک"،من امروز به دنیا آمده ام! + تیر را دوست دارم...نیمه اش را بیشتر...به هزار وُ یک دلیل! شاید یکی از دلایلش این باشد که در این ماه خدا مرا گذاشته در آغوش زمین... امّا... ++ کاش تولدِ من هم می . گاهی اونقدر شادم که حس پرواز دارم گاهی اونقدر ناراحتم که بازم حس پرواز دارم البته برا پرکشیدن به اون دنیا !!! گاهی هم کلا پوچم...پوچ.... و از همه بدتر همین پوچ و تهی بودنه... خلاصه دنیای من حد وسط نداره ... حد وسطم قفله رمزشم بلد نیستم ! روزت مبارک من با تـو خوشحال من با تو شادم خوش حال و شادم چون با سوادم از خـــــــوبـــی تـــو مــن می توانم هـــر قـــصـــه ای را حــالا بــخـوانم ســــر ســبز و م مــثــل بـــهارم روزت مـــــــــــــبــارک آمــــــــــوزگــارم صبورم اشکی ام شادم دلتنگم عاشقترم . . . واست! من وتو این دوروز تقریبا پیش همیم خداروشکر ازراه دورم هوامو داری مردمن! خانمت خیلی عاشقته دورت بگردم! دارم واسه زمستونت 1شال میبافم عشقم برای هردونه بافته شده اینقدر ذوق دارم که نگو! میمیرم واست یکی یدونم! مثل دلتنگی تبریز پس از رفتن توست
ت و سرد و غم انگیز، پس از رفتن توست
دل من وا دل من وا دل من وا دل من
مثل دلگیری پاییز پس از رفتن توست
دل من این شب شهریوری بی عاشق
از جنون خالی و لبریز پس از رفتن توست
شهر من، بهت بزرگی که پس از هر چه امید
خیره در هر و هر چیز، پس از رفتن توست
من در این خاک نه شادم، نه که بیتابم عشق!
م. دقیقا روز های حساس و امتحانی همه سرگرمی ها و ها به سمت من سرازیر میشن :اتایتانیک رو تازه دیدم خیلی خوب بود این جک لعنتی هم خیلی باحال بود :) اندکی شادم کرد :) باید اتود پوستر هامو ببرم نشون بدم به ولی حال ندارم این هفته هیچ کدوم از کلاسا رو نرفتم :ا آرزومه یه ده روز به من مرخصی بدن برم این ا رو تموم کنم خیالم راحت شه :ا تلگرام و اینستا مسد. خدای من. مثل همیشه به کمک و حمایتت نیاز دارم و مثل همیشه دستای مهربون و انرژی بخشت رو احساس میکنم ....من همیشه در آغوش پرمحبتت هستم...و همیشه افقط تویی که بینهایت دوستت دارم عاشقتم...روی ماهت رو میبوسم. من دلیرم چون قدرتمند بینهایتی چون تو هوامو داره دلیر...دلاور و شادم *** نت موسیقی از تب عشق تو من در آتشم
با هوایت ای گلم من دلخوشم باده ی یادت کند شیدا مرا
جام نوشین تو را سرمیکشم روی بوم قلب خود با رنگ عشق
نقش زیبای تو را من میکشم شادم و با خاطری پر از سرور
غصه های این دلم را میکشم گشته ام بی خواب و هی دیوانه وار
وصف عشقت گفته ام بر بالشم هم ز تو گویم، بخوانم هم ز تو
ای نت موسیقی این خوانش. همه چی ارومه
نت من داغونه
من چقد بدبختم
دلم من ویرونه تشنه سیگنالم
از خودم مینالم
منو نت بارون کن
به چشمات میبالم همه چی قاطیه
عشق من فاطیه
من پر از دل دردم
نت من قاطیه من به واتس دل بستم از گوشیم معلومه
من چقد بدبختم
همه چی داغونه تشنه ی سیگنالم منو سیرابم کن
منو با اینترنت
دوباره شادم کن
بگ. می خندم... ساده می گیرم... ساده می گذرم... بلند می خندم و با هر سازی می م... نــــــــــــــــــه اینکه دلخوشـــــــــــــــــــــــم! نه اینکه شادم و از هفت ت آزاد! مدت طولانی ش تم, زمین خوردم, سختی دیدم, گریه و حالا... برای"زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام...! روحم بزرگ نیست! دردم عمیق است... می خندم که جای زخــــــــــــــــــــ. آدم وقتی تو تنهایی قرار میگیرهوقتی حس میکنه تو این دنیا هیچ ی رو ندارهبه لحظه های سختی از زندگی میرسه که دوست داره زندگی رو ادامه ندهیه فکر روشن و یه هدف خوب میتونه یه تغییر اساسی تو زندگی هر فرد بدهسعی میکنم دیگه از غم چیزی نگمامروز سعی میکنم برای اولین بار خوشحال باشم. یا هو غم ها و شادی های من با کتابها و کتابخانه ام گره خورده اند. وقتی خیلی شادم می روم توی اتاق کتابخانه ام. ذل می زنم به کتابهایم و عنوان هایشان را می خوانم و کیف می کنم. نمی توانم انتخاب کنم بین آنها. می نشینم و تماشایشان می کنم. می نشینم و آرزو می کنم ای کاش فرصتی بود که همه شان را بخوانم. خودم را گاهی مسئول یک کتابخانه عمومی بزرگ می بی. تو بیا با خبری،سخت مرا شادم کن من تو را یاد کنم پس تو مرا یادم کن این همه دوری و این فاصله ویرانم کرد مثل جوشیدن یک چشمه تو آبادم کن چه کنم؟ بند رُخَت سخت گرفتارم کرد وارهانم تو از این حادثه، آزادم کن تو سراسر همه خوبیّ و شدم حوّایت رسم نیکی به من آموز و مرا آدم کن! دیرگاهیست که نامت به زبانم جاریست یاد من باش و در این همهمه فریادم کن... (( خوشه چین )) من که فرزند این سرزمینم ، در پی توشه ای ، خوشه چینم شادم از پیشه ی خوشه چینی ، رمز شادی بخوان از جبینم

من که فرزند این سرزمینم ، در پی توشه ای ، خوشه چینم شادم از پیشه ی خوشه چینی ، رمز شادی بخوان از جبینم

قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد خوش. چند روزه که تأسف چیزهایی که از دست دادم رو میخورم.
به این فکر میکنم جایِ زنی که کنارِ من تویِ ماشین میشینه اگه تو بودی؟
اگه با تو آ هفته هارو سپری می . چقدر میخندیدیم. آخه من خیلی شادم. فرض کن تو بودی.
میگذره. خیلی وقته میگذره و الآن من این دختر رو نمیخوام. دارم تصور میکنم اگر تو بودی!
بهترین بودیم.
آخ که چقدر دلم برات تنگ شد. آن چه هر شب بگذرد از چرخ ، فریاد من است
و آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد من است

آن چه بر من کارها را سخت می سازد مدام
بی ثباتی های صبر سست بنیاد من است

می گریزد صید از صیاد ! یارب از چه رو
دائم از من می گریزد آن که صیاد من است؟

امشبم محروم ازو اما بسی شادم که غیر
این گمان دارد که او در وحدت آباد من است!

م. برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب به نظرم واقعاً توی یکی از بهترین دوره های زندگی م قرار دارم. حتی شاید بهترینِ قبل و بعد. که امیدوارم بهترینِ بعد نباشه:))خونوادمو دارم که سالمن و منو دوست دارن عاشقانه  و منم همونجور دوسشون دارم، یه عزیز دارم و یه رابطه ی خوب و یه حال خوب و عشق این وسط، یه جایگاه نسبت خوب از نظر تحصیلی و اجتماعی، انگیزه و وقت و پول برای انجام -حداقل ا. دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم دور از تو، من ِ سوخته در دامن شب ها چون شمع سحر، یک مژه ن نتوانم فریاد ز بی مهریت ای گل که در ا. رنگِ مدادم مرا غم رنگ ریزد در مدادم
اگر این غم نباشد،بیسوادم
اگر خندم،بدانی غرقِ دردم
وگر دیدی به غم،دانی که شادم
حقیقت را چو برگی از خزانم
مرا شادیست،چون در دستِ بادم
تو گوئی آسمان دستش به گوش است
تو گوئی عمر تنگ است از نهادم احم ی ارغندیوال دلم برایت تنگ شده است خودت میدانی طاقتم کم است وقتی بیقرار میشوم زمین و آسمان را به هم میدوزم ... تو اینجائی (هرجای دنیا که بتشی) اینجا در قلب من در کنار منی در تپش های قلبم در گرمای خونم جریان داری و لحظه هایم از تکرار اسم تو پر اند لبریزند سرشارند .....پس هرجا هستی خوش باش که به شادی تو شادم و با آرامشت آرامش میگیرم.... اما فکرها بد، هر. این روزها دیگه نمی نویسم حتی برای خودم توی یه فایل ورد رمزدار اصلا افسرده نیستم برع بیشتر از هر وقت دیگه شادم و بعضی روزها دوستان میگن تو چشمات برق شادی معلومه ولی وقتی جدی هستم نمی دونم چرا ولی مدام در مورد قاعده بازی صحبت می کنم با دانشجوها با همکارا... اینکه بازی بین آدمها یا برد-برده یا باخت-باخت و هرگز برد-باخت نخواهد بود حتی اگه . 1 - شکرگزار باشید.
2 - تحرک داشته باشید.
3 - مراقب تغذیه خود باشید.
4 - همیشه در حال یادگیری باشید.
5 - با طبیعت در تماس باشید.
6 - خود و دیگران را ببخشید.
7 - با خودتان خلوت کنید.
8 - در حق دیگران کار نیک انجام دهید.
9 - قدرت خنده را جدی بگیرید.
10 - به حیوانات غذا بدهید.
11 - اگر بچه کوچکی در خانواده دارید، با او وقت بگذرانید..