شادم که جای گریه دارم

به نقل از خبرگزاریها در مورد شادم که جای گریه دارم : گاهی اونقدر شادم که حس پرواز دارم گاهی اونقدر ناراحتم که بازم حس پرواز دارم البته برا پرکشیدن به اون دنیا !!! گاهی هم کلا پوچم...پوچ.... و از همه بدتر همین پوچ و تهی بودنه... خلاصه دنیای من حد وسط نداره ... حد وسطم قفله رمزشم بلد نیستم ! صبورم اشکی ام شادم دلتنگم عاشقترم . . . واست! من وتو این دوروز تقریبا پیش همیم خداروشکر ازراه دورم هوامو داری مردمن! خانمت خیلی عاشقته دورت بگردم! دارم واسه زمستونت 1شال میبافم عشقم برای هردونه بافته شده اینقدر ذوق دارم که نگو! میمیرم واست یکی یدونم! آهنگ جدید محمد زند ی خواب آرام • زیمنس گستر     آهنگ جدید محمد زند ی خواب آرام • زیمنس گستر   آهنگ جدید محمد زند ی خواب آرام امشب آهنگی دیگر از صبا موزیک ، ترانه ی خواننده محمد زند ی با نام خواب آرام همراه با ت ت و کیفیت عالی موزیک : علی زند ی ترانه سرا : حسین قیاسی تنظیم ، می و مستر : کوشان حداد new “khabe aram” of mohammad zand vakili whit text on saba- mohammad zand vakili khabe aram آهنگ جدید محمد زند ی خواب آرام متن آهنگ خواب آرام محمد زند ی شاید این اولین خواب آرام ماست
لحظه ی سرخوش نور و سایه هاست
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
شادم دیوانه ام شادم دیوانه ام
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
هرکجا میروی صبر کن بی من نرو
تا ابد با توام جان من بی تن نرو
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
شادم دیوانه ام شادم دیوانه ام
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
می م در شعله ها با تو پروانه ام
سرمستم از عطر تو شادم دیوانه ام
یارم دلدارم یارم دلدارم هر لحظه میبینم تورا
یارم دلدارم برگرد و پیدا کن مرا پیدا کن مرا
یارم دلدارم یارم دلدارم هر لحظه میبینم تورا
یارم دلدارم برگرد و پیدا کن مرا
یارم دلدارم یارم دلدارم هر لحظه میبینم تورا
یارم دلدارم برگرد و پیدا کن مرا
یارم دلدارم یارم دلدارم هر لحظه میبینم تورا
یارم دلدارم برگرد و پیدا کن مرا محمد زند ی خواب آرام منبع : آهنگ جدید محمد زند ی خواب آرام شادم که در شرار تو میسوزمشادم که در خیال تو میگریمشادم که بعد وصل تو باز اینساندر عشق بی زوال تو می گریمپنداشتی که چون ز تو بگسستمدیگر مرا خیال تودر سر نیستاما چه گویمت که جز این آتشبر جان من شراره دیگر نیستشبها چو در کناره نخلستانکارون ز رنج خود به وش آیدفریادهای حسرت من گوییاز موجهای خسته به گوش آیدشب لحظه ای به ساحل او بنشینتا رن. به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروزباشاخه گلی کوچک یادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن

به جای اون متن هایی که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک شادم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا!!! آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه     آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه و حالا از رسانه بزرگ صبا موزیک ،  آهنگ جدید فریدون آسرایی بنام چقدر خوبه همراه با ت ت و کیفیت عالی و رایگان ترانه سرا : پیام ربیعی / موزیک و تنظیم کننده : آیدین بهزادی new songby : fereydoun asraei – cheghadr khoobeh with text on saba- asraei آهنگ جدید فریدون آسرایی چقدر خوبه متن آهنگ چقدر خوبه فریدون آسرایی چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو
تو بی ت به ت دن زمین دور تو میگرده هوای من کنار تو محاله دیگه برگرده
چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
شادم که شادی تو وقتی میبینم خوشحالیتو شادم با لبخندات دستام غرقن تو موج موهات
چقدر خوبه که اینجایی دلم موج و تو دریایی چقدر خوبه هوای تو دلم رفته برای تو بقول شاعر : " این روزها که می گذرد شادم. این روزها که می گذرد شادم که می گذرد. این روزها شادم که می گذرد " ادامه مطلب دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم دور از تو، من ِ سوخته در دامن شب ها چون شمع سحر، یک مژه ن نتوانم فریاد ز بی مهریت ای گل که در ا. مدت هاست که نخندیدم... اونجور که تو فکر میکنی نخندیدممدت هاست خوردن چیپس خوشحالم نمیکنهمدت هاست برای اومدن فردا لحظه شماری نمیکنممدت هاست هیچ چیز، هیچ چیز آرومم نمیکنه...دلخوشم نمیکنه...خوشحالم نمیکنه...شادم نمیکنه...هیچ چیزمدت هاست که از هیچ چیزی لذت نبردممن؛ من مدت هاست دارم جون میدم پشت این صورتم؛ دارم ذره دره آب میشم و ی نیست ببی. به نظرم واقعاً توی یکی از بهترین دوره های زندگی م قرار دارم. حتی شاید بهترینِ قبل و بعد. که امیدوارم بهترینِ بعد نباشه:))خونوادمو دارم که سالمن و منو دوست دارن عاشقانه  و منم همونجور دوسشون دارم، یه عزیز دارم و یه رابطه ی خوب و یه حال خوب و عشق این وسط، یه جایگاه نسبت خوب از نظر تحصیلی و اجتماعی، انگیزه و وقت و پول برای انجام -حداقل ا. بعد از مدت ها امروز خانه ی پدر و مادری ام هستم... ب به علت کولر آمدیم اینجا و تا یکشنبه مهمان شان هستیم... از صبح که در خانه می گردم؛ بوی آشنایی روح مرا نوازش می کند... لبخند از صورتم نمی گریزد... و من با کلی خاطره ، خصوصا دو سه ماه پیش از عروسی، این جا سر می کنم... هیچ چیز عوض نشده... البته هیچ "حسی" عوض نشده... شادم... در کل شادم... بعد از مدت ها به.
به آن هایی که عاشقشان نیستم
خیلی مدیونم
احساس آسودگی خاطر می کنم
وقتی می بینم ِ دیگری به آن ها بیشتر نیاز دارد..

شادم از این که
خوابشان را پریشان نمی کنم.
آرامشی را که با آن ها احساس می کنم،
ای را که با آن ها دارم،
عشق نه می تواند بدهد، نه بگیرد!

{ ویسواوا شیمبورسکا }

ترجمه : ملیحه بهارلو


آنچنان از دوری ات افسرده امزنده ام. اما تو گویی مرده ام
هر چه را دارم گرفتی یک به یکخون دل هر قدر دادی خورده ام
برده غم هایت مرا تا ناکجامن کجا شکوا از این غم برده ام
از شبِ طولانیِ گیسوی تو...گرچه دل شادم ولی آزرده ام
باغبان کی یادی از گل می کند؟بعدِ پاییزی که من پژمرده ام؟...
خسته ام. یا خود بیاور مرگ رایا که بردار عشق ر. من شما رو دوست ندارم. من نارنگی دوست دارم. راه رفتن زیر بارون و لییتیوم گوش دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. برگشتنِ به کتابا بعد از چند روز رها شونو دوست دارم. چای با عطر گل سرخ دوست دارم. خو دن تا ساعتِ ده و بیدار شدن تنهایی رو دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. چیزبرگر زغالی دوست دارم. ساعت شنی دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. سفر دوست دار. این سال ها وُ ماه ها وُ روزها که می گذرند _ تُهی از تو _ به سرعت برق به تندی ِ باد به تلخی ِ زهر... شادم نمی کنند حتی اگر روز میلادم باشد... پ.ن : بگو "تولدت مبارک"،من امروز به دنیا آمده ام! + تیر را دوست دارم...نیمه اش را بیشتر...به هزار وُ یک دلیل! شاید یکی از دلایلش این باشد که در این ماه خدا مرا گذاشته در آغوش زمین... امّا... ++ کاش تولدِ من هم می . من به تو علاقه مندم
دوست دارم با تو بخندم
دوست دارم که این چشامو
با تو رو دنیا ببندم
من شبا ستاره هارو
توی چشمات می شمارم
خودمو بدست گریه
روی شونت می سپارم
گریه هام از سر شوق
شوق این احساس زیبا
دل خوشی به با تو بودن
کارم هر شب همین جا
دوست دارم هر جا که میری
با تو باشم همقدم شم
دوست ندارم که یه لحظه. به جای دسته گلی که فردا بر سر مزارم می گذاری ، امروز به شاخه گلی کوچک یادم کن به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم نثار می کنی . امروز با تبسمی شادم کن به جای آن متن های تسلیت گونه ای که فردا در رو مه ها می نویسی . امروز با پیغامی کوچک خوشحالم کن من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا........
از کتاب «دایره»:
قصه ی من همین که بالا ه، غُصه هایم رسیده تا اینجا چین پیشانی ام عمیق شده، فاطمه! خسته ام از این دنیا
گرچه دنیا پر است از خانه، یک اتاقش نصیب من نشده شعرها را کجا نگه دارم؟ پوره شدند دفترها
نه به معشوق بودنم شادم، نه زنِ زندگی شدم هرگز چون سی و پنج سالِ پی در پی، شعر می خوانده ام به جای دعا
اگر امروز این جها. میخندم زیرا وجود داره /دوسش دارم چون باورشدارم /عاشقشم چون همیشه کمکم کرد قبلاز این که حرفی بزنم /شادم چون کنارم حسشمیکنم / ولی ناراحتم زیرا ازش خیلی دورم /گریه میکنم چون میترسم دچار اشتباه بشم شایدم تا حالا دچار اشتباه شده باشم ی یو دوس دارم نشون نمیدم دوسش دارم بهشم نمیگم دوسش دارم فقط میگم یکی هست که دوسش دارم اونوخت میخوام بفهمه دوسش دارم شبا گریه میکنم که چرا نمیفهمه دوسش دارم صب ها هم همش اعصابم داغونشه کلا دارم تو ی دایره دور خودم میچرخم به امیده اینکه شاید معجزه شه #... امضا، پارمیس... 94/9/18♡⇜20:51 این روزا حال خوبی دارم. امیدوار به آینده و شاد از اکنون. بیخود شادم و سرخوش. آرامشی دارم با وجود همه مشکلات. نگران پول یا مشکلات نیستم دیگه چون دیدم که اصلا بدون اینکه بفهمم همه چی درست شده. در عین حال لحظات سرنوشت سازی پیش رو دارم. باید برای ا اقدام کنم. از جدا شدن کار آسونی به نظر نمیومد. ولی یهو کندم و همه چیز عالی پیش رفت. توی اتاق جد. این احساسی که من دارم از احساس تو لبریز که این روزای عمر من برام شبای پاییزه این احساسی که من دارم اگر چه غمگینه ولی وقتی تو رویامی به دل میشینه دوستتت دارممممممممممممم ای خدا چرا دارم زور میزنم شادم ، دلم واسش ی ذره شده واس اون خانمــــــــــــی اون شیطون بلا دلمممممممممممم براتتتتتت تنگگگگ شدهههه بالا ه گفتی.. بالا ه اونچه که باید گفته میشد رو به مامان و آجیا گفتی.. 50 درصد تو هم گفته شد.. حالا دیگه واقعا از خدا امیدواری، تلاش، صبوری، انگیزه، و بخشش میخوام.. چقد روزهای پر استرسی داشتیم.. چقد چقد چقد... شادم از بودنت ، از گفتنت، شادم که دارمت ♥♥♥ چند روزه که تأسف چیزهایی که از دست دادم رو میخورم.
به این فکر میکنم جایِ زنی که کنارِ من تویِ ماشین میشینه اگه تو بودی؟
اگه با تو آ هفته هارو سپری می . چقدر میخندیدیم. آخه من خیلی شادم. فرض کن تو بودی.
میگذره. خیلی وقته میگذره و الآن من این دختر رو نمیخوام. دارم تصور میکنم اگر تو بودی!
بهترین بودیم.
آخ که چقدر دلم برات تنگ شد. من هم گاهی مثل توام اری مثل تو...... با برادرم دعوا میکنم شاهد مشاجره بین خانواده هستم مشکلات مالی را حس میکنم سختی های نداشتن خانه را لمس میکنم و طعم ش ت را خوب مفهمم مثل تو........... اما میدانی من همچینان شادم پدرم را دوست دارم و مادرم نیز انکه را دوست ندارم از لحظه هایم حذف میکنم و هنگامی که ناچار به تحملش هستم بی صدا میگذرم جایگزین هایی . آره منم یه روزی خیلی خوب بود با نشاط و سرحال و خیلی قوی ش ت ناپذیر بودم و پرانگیزه هیچ چیزی نمیتونست مانع از حرکت من بشه اما نمیدونم چی شد از من نپرس چی شد که خیلی چیزا شد و من قاطی که چی شد که اینطوری شد اما هر شب به امید یه روز خوب بیدار شدم که بیام و تو وبلاگ بنویسم دارم کار میکنم دارم حرکت میکنم اینکه خوبم . اینکه شادم اما چرا هر روز ا.
 
من به غمگین ترین ح ممکن شادم
 
تو به آشوب دلم ثانیه ای فکر نکن... آره درسته من یه دخترم .... که ...در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد... من دخترم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... با فریادی میشکنم... با پشت ی ویران میشوم... ب راحتی وابسته میشوم... با پیروزی به اوج میرسم... هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم... هنوزم ه. سر به روی شانه های مهربانت میگذارم عقده ی دل میگشایم گریه ی بی اختیارم



از غم نامردمی ها بغضها در دارم

شانه هایت را برای گریه دوست دارم. دوست دارم



شانه هایت را برای گریه دوست دارم. دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم. دوست دارم



خالی از خودخواهی من.برتر از الایش تن من تورا بالا تر از تن.برتر از من دوست دارم

شانه هایت را برای گریه دوست دارم. دوست دارم



عشق صدها چهره دارد.چشم تو آیینه دار عشق

عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم

در خموشی چشم من را مثل آه و گفتگوهاست

من تورا برجسته ی محراب دیدن دوست دارم

من تورا بالا تر از تن.برتر از من دوست دارم

سر به روی شانه های مهربانت میگذارم

عقده ی دل میگشایم گریه ی بی اختیارم



از غم نامردمی ها بغضها در دارم

شانه هایت را برای گریه دوست دارم. دوست دارم



شانه هایت را برای گریه دوست دارم. دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم. دوست دارم



در کتاب چار فصل زندگی

صفحه ها پشت سرِ هم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم می روند...

گریه، دل را آبیاری می کند

خنده، یعنی این که دل ها زنده است...

زندگی، ترکیب شادی با غم است

دوست می دارم من این پیوند را

گر چه می گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لب. زندگی جدید من! لذت بخشه.دوسش دارم.می خوام حس همین لحظه رو نگه دارم.یه حس قدیمی گم شده! میل به برتری. من می تونم پس باید بشه همه چیز عالیه.زندگی مگه باید چی باشه؟ من خوشحالم.خانوادم که دوسشون دارم سالم و خوشحالن... یه دوست مهربون دارم.آره مهربون! مهربون خیلی بهش میاد.باهاش شادم.خوش می گذره.چیزی یاد می گیرم.از همه بهتر چیزی که دوست دارم با.

حس خوب یعنی :12 روز مونده تا تولدم
حس بد یعنی :12 روز دیگه سنم بزگتر میشه ولی هنوز اختلافش با روحم زیاد
حس خوب یعنی : 12 روز دیگه همه رفیقام کنارم هستن
حس بد یعنی :12 روز دیگه وقتی رفیقام هستن بازم جای خالی یه نفر حس میشه حس خوب یعنی:قراره 12 روز دیگه همه رفیقام شاد باشن
حس بد یعنی :12 روز دیگه که همه شادن باید به زور یه لبخند الکی بکارم رو لبم تا همه فکر کنن منم شادم
هووووف دارم دیوونه میشم همه احساساتم قاطی شده نمیدونم خوب باشم یا بد
سلامتی خودم که قراره روز تولدم بخندم
سلامتی شمایی که داری حرفای دلمو میخونی خیلی دوستتون دارم
آدم وقتی ناراحتست ادامه مطلب ب از دست دل بی طاقت

رفته بودم به غروب شادم

پی آن خاطره ی شیرینم

غم گم راه

به سرم هیچ نبود

آ این سر به غروب

لقبش راه بلد بوده و هست

می گذشت از همه ی خاطره هایی که لجنزاری بود

شب تر از این شب شوم دل زار ما بود

و رسیدم به غروب

خاطره بر سر آن یاد نبود

چشم چرخاندم و دیدم

. فک کنم مریض شدم ی روز شادم یهورزو عصبیامروز خودبخود عصبی ام گریه نمی کنم نه اینکه سنگم .. گریه غرورم و بهم می زنه
مرد برای هضم دلتنگی هاش .. گریه نمی کنه قدم می زنه گریه نمی کنم نه اینکه خوبم .. نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه ام که .. یهو میون زندگی افتادم یه ماجرای تلخ ناگزیرم .. یه ک شونم ولی بی ستاره
یه قهوه که هرچی شکر بریزی .. بازم همون تلخی ناب و داره اگه یکی باشه من و بفهمه .. براش غرورم و بهم می زنم
گریه که سهله زیر چتر شونش .. تا آ دنیا قدم می زنم ب یک شوری دردلم افتاده بود که زمان امروز ظهور میکنه اما ب که میخواستم بخوابم باخودم گفتم اگه فردا زمان ظهور کنه میخوام چه کار کنم بعدش ناخواسته گفتم : اقا نیا... الان که دارم مینویسم دارم از تو نابود میشم که چرا زمینه رو اماده ن دوست دارم ساعتها گریه کنم اما به جای گریه باید زمینه رو برای بعد اماده کنم همه حس ترس را به دفعات تجربه کرده اند ... فکر نمی کنم ی پیدا بشود و بگوید من هرگز ترس را تجربه نکرده ام ! گاهی از اولین تجربه ها می ترسیم... بی هوا دل را به دریا می زنی ترس را یک گوشه رها می کنی و با تمام دل و جرات وارد یک مرحله جدید می شوی... آدم ترسویی نبودم اما این روزها عجیب حس ترس داشتم نمی دانم چه بر سرم می آید همین که مرد باران را می بین. همه حس ترس را به دفعات تجربه کرده اند ... فکر نمی کنم ی پیدا بشود و بگوید من هرگز ترس را تجربه نکرده ام ! گاهی از اولین تجربه ها می ترسیم... بی هوا دل را به دریا می زنی ترس را یک گوشه رها می کنی و با تمام دل و جرات وارد یک مرحله جدید می شوی... آدم ترسویی نبودم اما این روزها عجیب حس ترس داشتم نمی دانم چه بر سرم می آید همین که مرد باران را می بین. چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟ مى‏گویند اگر حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟ چرا گریه مى‏کنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گریه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانش. مادر تو تمام شادی هایت را به من بخشیدی و غمهایت را در خود فرو ریخته ای، تا نفس دارم و بعد از مرگ نیز روحم فراموشت نخواهد کرد. ای خدای بزرگ! به من توانائی بده هرگز از پله های غرور بالا نروم و لحظات شادم را در کنارش باشم. کمک کن قلب رئوف و قشنگ این فرشته زمینی ات را هرگز نلرزانم و آسمان آرزوهایش را اب نکنم. روزت پیشاپیش مبارک مـــــــــــــــــــادرم . فکر نمی بجایی برسم که دیدن کارتو اونم مینیون ها شادم نکنه خیلی غمه خیلی ستمه... : شادم تصور میکنی وقتی ندانی لبخند های شادی و غم فرق دارند...
فاضل نظری
+واقعا دمت گرم فاضل جان... خدا خیرت بده نه سنگم نه شادم من یک مردم سرشار از غرور..
برای هضم دلتنگی هایم بغض میکنم اما
تنها قدم می زنم...درساحل درد وغرور
خوب نیستم... غمگینم وتنها

سرشار اندوهها ، اما گریه نمیکنم
یک ماجرای پیچیده ی ناگزیرم
چون قهوه ای همیشه تلخ
زیر چتر شونه های بی ی هرشب درکوچه پس کوچه های خاطرات تا انتهای دنیا قدم می زنم تاانتهای م. یا هو غم ها و شادی های من با کتابها و کتابخانه ام گره خورده اند. وقتی خیلی شادم می روم توی اتاق کتابخانه ام. ذل می زنم به کتابهایم و عنوان هایشان را می خوانم و کیف می کنم. نمی توانم انتخاب کنم بین آنها. می نشینم و تماشایشان می کنم. می نشینم و آرزو می کنم ای کاش فرصتی بود که همه شان را بخوانم. خودم را گاهی مسئول یک کتابخانه عمومی بزرگ می بی. من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم

نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیــــا تا صدا از دل سنگ خیـ. شب قدر هست کلی برات دعا و قران خوندم و از خدا خواستم هرجوری که هست حواسش بهت باشه و هواتو داشته باشه دوس دارم بامن باشی و مال من ولی از خدا خواستم هرجا که شادتری باشی شادی تو برام از همه چیز مهم تره دلم برات یه ذره شده امروز هم رفتی مشهد و کلی گشتی از هوای بد ایران و بدرفتاری مردم و بی ادبی بچه های داخل ایران حس کلافه هستی اما گاهی یه اس. دیگر این ابر بهاری جان با ندارد
این گُل خشکیده دیگر ارزش چیدن ندارد
اینهمه دیوانگی را با که گویم با که گویم
آبروی رفته ام را در کجا باید بجویم ؟؟
 پیش چشمم  چون به نرمی می امی می امی
در درونم مینشیند شوکران تلخ کامی
نام تو چون قصه هر شب مینشیند بر لب من
غصه ات پایان ندارد در هزارو یک شب من
روی بالینم به گریه ن. همه غم های جهان هیچ اثر می کند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
خوبه که سعدی هست که حس های نگفته ی آدم رو با بهترین واژگان فریاد بزنه...خیلی خوبه... شاید جزو اولین بودنمونه که انقد شادم از خو دنت.. شادم از آروم گرفتنت، اونم وقتی که من بیدارم .. کلا همیشه حس جالبی نداشتم ازینکه شب بشه، من بیدار باشم و تو بخوای بخو .. از بس که دلم میخواس همیشه پا به پای هم باشیم.. اما ب و امشب خدارو شاکرم که راحت خو دی.. ممنونم ازش که مواظبته و حواسش بهت هست.. ممنونم از خواب که به سراغت اومده و گذاشته که کمی آروم بگیری..بعد از چندین شب و روز بیخو وحشتناک و خستگی و بی حالی شدید.. بخواب آروم، عزیز ِ بانو