شاعرانه

به نقل از خبرگزاریها در مورد شاعرانه : من ،حاصل نفسهاى پدر ، روی گونه هاى مادرم
نتیجه یک لحظه ی شاعرانه ى دم طلوع
زیر آسمان یک شبم
من نوبر یک بهار از پدر به مادرم ،
نطفه ی یک خنده ى مستانه ،شعر لحظه ى اوج وملکوت ، دم به دم صداى غزل مُلک و مٓلٓک،،، خدا را شاکرم...
من منم. ونوسِ همیشه مرداسى
پنجم مرداد٩٣ چند روز پیش برف اومد.کوتاه بود ولی قشنگ!شاید بگید برف و بارون شاعرانه س!ادمو یاد خاطراتش میندازه!یاد ترانه های رمانتیک!یاد چتر و پ و و دستکش و پوتینای شیک!یاد قدم زدن زیر بارون!اره!برف و بارون شاعرانه س.اما فقط واسه من.واسه منی که کنار بخاری گرم نشستم و پاهامو زیر پتو و قهوه ی داغ هم کنارمه!واسه منی که تا خواستم یه ذره پنجره رو باز کنم . اسپیکر <font style=شاعرانه ای که انرژی خود را از یک شمع می گیرد" width="644" height="429" /> به نظر شما تصویر بالا بیشتر شبیه چیست؟ یک شمعدانی زیبا که می تواند شبی شاعرانه را برایتان فراهم آورد یا شاید هم یک ابزار الکترونیکی چند کاره که با یک شمع زیبا همراه شده است تا جنبه ای کاربردی-هنری به آن ببخشد. تصویری که مشاهده می کنید حاصل تلفیق هنر و کاربرد است اما به گونه ای موثر و مفید و به دور از جوانب ظاهری. خب، حال که قرار است شبی شاعرانه را رقم بزنیم چه چیزی بهتر از همراهی یک شمع زیبا و نوای موسیقی دلنشین؟ آن هم موسیقی که از شمع جان می گیرد و آتش به جان شنونده می زند!؟ باید به زبانی دست یافت. زبانی که از آرایشِ شاعرانه (واژه ی اشتباهِ شاعرانه را عمداً به کار می برم) و سلطه جوییِ سخن ورانه تهی ست.
زبانی مذهبی: تو نه می توانی تأویل کنی و نه گزیری از تأویل داری. حرارتِ متن: اگر دور شوی یخ می زنی و اگر (به قصدِ تأویل) لمس اش کنی، دست های ات می سوزند.
زبانِ بی مصرف. مصرف ناشدنی و ناگزیر.
زبانی که به بد. در آستانۀ فرارسیدن این روز فرخنده برای جامعۀ ادبی و شعرای کشور و البته دیگر اهالی فرهنگ و هنر، قصدداریم یادی از شاعری انقل و دوست داشتنی که این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد و از ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ تاکنون بر اثر اختلالات کلیوی در ح اغما بستری است و اکنون در بیمارستان رضای کرمانشاه، در بخش آی.سی.یو بستری است.

ازقضا عزیزی از شاعران مورد علاقۀ ادیب و شعردوست انقلاب نیز هست و ایشان در ۲۸مهرماه ۱۳۹۰، طی سفرش به کرمانشاه از او در بیمارستان دیدار کرد و با تاکید ی، پس از دیدار با وی، مسئولان بر آن شده اند که وی را جهت درمان به خارج از کشور اعزام کنند.

گفته می شود حال عمومی عزیزی پس از ۳سال به حدی رسید که وی نسبت به شادی ها و غم ها با اشک و لبخند پاسخ می داد و می توانست سخنان اطرافیان را بشنود و ع العمل نشان دهد.

شاعرانه!" src="http://www.bultannews.com/files/fa/news/1393/4/21/274238_780.jpg" alt="یادی از «احمد عزیزی»؛ شاعری با سرنوشتی شاعرانه!" /> در آستانۀ فرارسیدن این روز فرخنده برای جامعۀ ادبی و شعرای کشور و البته دیگر اهالی فرهنگ و هنر، قصدداریم یادی از شاعری انقل و دوست داشتنی که این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد و از ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ تاکنون بر اثر اختلالات کلیوی در ح اغما بستری است و اکنون در بیمارستان رضای کرمانشاه، در بخش آی.سی.یو بستری است.

ازقضا عزیزی از شاعران مورد علاقۀ ادیب و شعردوست انقلاب نیز هست و ایشان در ۲۸مهرماه ۱۳۹۰، طی سفرش به کرمانشاه از او در بیمارستان دیدار کرد و با تاکید ی، پس از دیدار با وی، مسئولان بر آن شده اند که وی را جهت درمان به خارج از کشور اعزام کنند.

گفته می شود حال عمومی عزیزی پس از ۳سال به حدی رسید که وی نسبت به شادی ها و غم ها با اشک و لبخند پاسخ می داد و می توانست سخنان اطرافیان را بشنود و ع العمل نشان دهد.

شاعرانه!" src="http://www.bultannews.com/files/fa/news/1393/4/21/274238_780.jpg" alt="یادی از «احمد عزیزی»؛ شاعری با سرنوشتی شاعرانه!" /> یکتای عاشق!
اینجا برای از تونوشتن هواکافیست.
من هستم
دنیایی احساس هست
و لقمه ای کوچک از چشمانت..
اینجا سرزمین گرم وجود من است سرخ سرخ!
حصارش قرص قرص!
و تو ...
شاه بی نظیر و بی بدیل تمام شاعرانه ها ! 
                                    http://p os02.wisgoon.com/media/pin/p os02/images/o/2016/6/10/23/1465583792774977.jpg  شعر > طیبه شامانی: حس شاعرانه ام نشسته ای من دلم گرفته بال و پر بزن مرگ تولدم ... !!! یک کیک تولد دارم ... آرزویم را در هنگام فوت آ ین شمع میدانی ...؟ آب شدن و در زمین رفتن ... خاک شدن ... همان مرگ خودمان را می گویم ... باران که بارید فوتش خواهم کرد بگزار کمی شاعرانه باشد، که شاعرانه بودن در زندگیم آرزویی بیش نبوده ... بگذار لااقل رنگ یک رویای کوچک را در بیداری زندگیم دیده باشم ... آن دنیا هم شاید بخواهم خاطره ای تعریف کنم ... حرفی برای گفتن باید داشت ... مگر نه ... ؟؟؟ 11 اسفند تولدم مبارک همشهری دو - علی سیف اللهی: لحن و قیافه شاعرانه ای به خود می گیرم و می گویم «یک روز و پنج ماه... دوستت دارم... آه!». توی یک سایت تخصصی شعر مدتیه که در بخش کوتاه نوشت های سایت، جملات شاعرانه ی بچه ها رو در کنار اشعار کوتاه شاعران بزرگ منتشر می کنیم این هم نمونه هاش: شعر و کودکی مطمئن هستم اکثر خانواده ها لااقل به یکی دو تا از این شاعران بزرگ دسترسی دارند. شاعرانی که جامعه ی ادبی از شناختشون محرومه. ممنون می شم از خوانندگان وبلاگ که از این پس جملات شا. سه تا شمع روشن نخان های لاک زده و دستبندی هم رنگ لاک ...بوی عطر b4 روی نبض بوی عودی که تو اتاق جا مونده.. پیانو بی کلام....به اسم ice یکم سرد... گل های خشک شده... شت چقد فضا شاعرانه میزنه :))) وس دارم این چار دیواریو :) حمید هامون: بعضی هایمان وقتی به سن نوجوانی یا حتی بزرگ سالی می رسیم، مدادرنگی ها و ماژیک های نقاشی را رها می کنیم. بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷، از ایام الله است؛ روزی تاریخی و به یاد ماندنی که شاعران ایران زمین هم در جاودانگی آن کوشیده اند. پاسخ بده ! سکوت مجابم نمی کند
حس می کنم که هیچ حسابم نمی کند

در اولین نگاه به خود مژده داده ام -
این چشم، تا همیشه جوابم نمی کند

گفتم که شاعرانه به او فکر می کنم
گفتم بسازدم که ابم نمی کند

حیفا که دلخوشی ست! ولی دلخوشم. - سکوت -
دلخوش به وعده های سرابم نمی کند

حرفم ولی نگفته نماند : سکوتِ تان
سرشارِ آ. لیلت عزیزم!
سلام، کریسمس، مبارک. سال هایت چون شاخه های کاج سبز و روزهایت چون چراغ های روی شاخه رنگی باد!
نمی دانم چندمین کریسمس است که برایت نامه می نویسم؛ نامه هایی که به تو نمی رسند؛ نامه هایی که تا ژانویه بعد، روی میزم می مانند.
٭٭
لیلت! من سال هاست به نیمه ناتمام آن میهمانی فکر می کنم. من سال هاست که دلم می خواهد آن حرف ها. حس امروز بدون دلیل  .... به به چی میشه امشب بارون اگر بباره
چه شاعرانه یه چتر خیس دریا کنار و پرسه های عاشقانهمژه یک لحظه قصد کن که دلم را صدا کنی

این آشنای شهر بلا را فدا کنی

وا مانده ام میان دو عالم سیاه و سرخ

افسرده تر از آن که غمم را دوا کنی

واگویه های من همه در هم تنیده شد

پیچیده تر از آن که تو آن را جدا کنی

وزن و نگاه شاعرانه ی من هم ش ته شد

وای از شبی که قافیه ام را دو تا کنی احمد عزیزی شاعر آرام و برجسته کرمانشاهی پس از 9 سال جدال شاعرانه با بیماری سرانجام دارفانی را وداع گفت. نمایشگاه گروهی از 21 هنرمند در گالری لاله و با حضور اساتیدی چون بهرام کلهرنیا برگزار می شود. همشهری آنلاین: حکیم سنایی غزنوی، شاعر نامدار قرن ششم، به مدد بینش و حکمت شاعرانه خویش بیشترین بهره برداری را از تحولات و اجتماعی قرن ششم به نفع فکر و شه ایرانی برده است. این فرمایش حضرت بیانگر ارتباط مستقیم موجود بین حیا و پوشش هم هست و البته این شاید یکی از شاعرانه ترین و بلیغ ترین توصیفات راجع به فصل بهار باشد. کتاب «پیراهن های همیشه (مردان فوتبال: تک نگاری ها)» نوشته حمیدرضا صدر با محوریت بزرگان تاریخ فوتبال منتشر شد. ۲۱ تیر ماه سال ۱۳۱۴ و واقعه تلخ حمله به مسجد گوهرشاد نمایشی از استبداد رضاخانی بود؛ واقعه ای که نه تنها در یادها که در شعر شاعران نیز طنین انداز است. فاطمه علی حسینی گفت برای رسیدن به وزن و قافیه شاعرانه هارولد پینتر، دوباره نمایشنامه "اتاق" را ترجمه کرد. حسن روح الامین نقاش برجسته ترین تابلوهای عاشورایی و مذهبی در گفت وگو با خبرنگار صوت و تصویر فارس گفت: نقاشی یک بیان شاعرانه است. پرنده ها اواز میخونن خورشید روى همون چند تیکه برف باقى مونده میتابه و میدرخشه نسیم اروم صورتمو نوازش میکنه صداى زندگى میاد... میخنده و میگه دنیا با وجود تو هنوز قشنگه...
تئو آنجلوپولوس (۲۰۱۲-۱۹۳۵) در تاریخ سینمای دنیا جایگاه منحصربه فردی دارد. سازی مؤلف و صاحب سبک با بیانی خاص و شخصی، که وجود مؤلفه هایی مشخص در آثارش سینمای او را از سایر سازان متمایز می کند. ع شاعرانه با عنوان «ع هایی از جنس محتشم» به همراه ب ائی کارگاه تحلیل ع با موضوع تصویرگری در اشعار محتشم به کار خود پایان داد. در من اوج می گیری
از نگاهم سر ریز می شوی

و من...
در گیر و دار ِ دو تیله ی ِ چشمان َ ت
به سبزینگی ِ بهار می شم

که زندگی...
با آوای ِ خوش ِ صدای ِ تـو
احسن ُ الحال می شود...

پ.ن:
مدت هاست که من
با دو تیله ی ِ سبز ِ چشمان َ ت
شاعرانه عشق بازی می کنم... محمدمهدی عبدالهی از شاعران جوان کشور شعری در حمایت از مردم یمن، کشمیر و بحرین سروده است. علی محمد مودب می گوید نوگرایی و جسارت شاعرانه مرحوم احمد عزیزی شعر انقلاب را از افتادن به سمت و سوی ارتجاع نجات داد. رسول خادم بعد از استعفا با متنی شاعرانه و پر از احساس، حالا با صراحت عنوان کرده اگر قرار است ببازیم، همه با هم ببازیم و دوران مصدومیت دروغین و دستور «باید ببازی» خاتمه یافته است... در من اوج می گیری
از نگاهم سر ریز می شوی

و من...
در گیر و دار ِ دو تیله ی ِ چشمان َ ت
به سبزینگی ِ بهار می شم

که زندگی...
با آوای ِ خوش ِ صدای ِ تـو
احسن ُ الحال می شود...

پ.ن:
مدت هاست که من
با دو تیله ی ِ سبز ِ چشمان َ ت
شاعرانه عشق بازی می کنم...

نگارین مهتاب./
اسفد93 آیـا م شما را به عقد دائمىِ ...و بعد از چند بار چیدن گل و آوردن گلاب بالا ه با اجازه ى بزرگتر ها بله را مى گویند و به اصطلاح خودشان مى روند قاطىِ مُرغها ...!امّا از من به شما نصیحت بى "عشق" تن به وصلت ندهید که عاقبت این عمل خطرناک خوشایند نیست !!بى "عشق"ازدواج نکنید که آمار"طلاق " را بالا نبرید!!بى "عشق"ازدواج نکنید که ریشه ى "خیانت"بخُشکد!!بى "عشق"ازدواج نکنید که به محض دیدن دوست مجردتان نگویید (اگر عقل الانم را داشتم ازدواج نمى )لطفاً،براى رفع تکلیف دامن به این فاجعه نزنید ...!!
" فرزانه صدهزارى "

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] نمایش ع های نیکی کریمی، خوشنویسی های عباس توفیق، نقاشی خط های حامده مشیتی، ع و چیدمان چنگیز جلایر و «هفتمین نمایشگاه آثار چند نسل هنرمندان معاصر ایران» بخشی از افتتاحیه های این پایتخت هستند.
از عشق مى نویسم باذوق شاعرانه
با شور یک غزل یا غوغای یک ترانه


از بغضهاى تلخ و از اشکهاى خاموش
از کوچه هاى باران در خلوت شبانه


یا از تبى که امشب بر جان من نشسته
با آتشى که هر دم از دل کشد زبانه


در باغ خاطراتم فصل خزان عشق است
تا کى شود بهار و فصل گل و جوانه


از قهقراى مهر و ازقحطى صداقت
شانه های خسته ی غرور من

تکیه گاه بی پناهی دلم ش ته است

کتف گریه های بی بهانه ام

بازوان حس شاعرانه ام

زخم خورده است یه سری حرفارو نباید گفت یه سری حرفارو باید گفت گاهی توو شرایطی قرار میگیری که توش باید یه سری حرفارو گفت و یه سری حرفارو نگفت. اما با اینکه خیلی خوب حواستو جمعِ حرفایی که باید گفت و حرفایی که نباید گفت، کردی، یهو دستپاچه میشی و به جای اون حرفاکه باید گفت حرفایی میگی که اصلا نباید گفت! خب برای جلوگیری از بروز این اتفاقات باید اصلا به .
دیگر نوشته هایم

نه شاعرانه است

نه عاشقانه

یک مشت احساسات مردانه است

پنهان شده پشت این واژه های بیگانه

تا به نمایش بگذارم

نگفته هایی را که گفتنش فراموشمان شده است

و تو امادرسکوت بخوان و لبخند بزن

به نوشته هایی که واژه واژه اش را درد کشیدم

و یک زیبا بود بگو

به همه ی زشتی های لحظاتم... جیرجیرکم برگشتخوشحالم خیلی ازاین بابت طنین صدای قشنگش  نوازش شاعرانه ای برای منهم تیک تاک ساعت دایره شکل روبه روم  هم صدای جیرجیرک سکوت و تاریکی محضتوصیف الان من.بیخوابم و خوابم نمیاددیگه منتظر میشم اذان بشه بخونم بعد بخوابم یکی از سربازهایی که تو می شناسی، به نام مصطفی حاجی پاشا، دست چپ خود را به دیوارِ برجک تکیه داده بود و سعی می کرد شاعرانه ترین ادرارش را در ساعت پنج صبح روز جاری روی شاعرانه ترین شعری که در زندگی اش خوانده بود خالی کند. و موفق هم شد. موزیک متن این اتفاق، موزیکی با فضای دارک اَمبیِنت، به نام " بدونِ عنوانِ ۳"، موزیکی چند وجهی با خاص. مهمترین ویژگی جلسه نیمه ماه رمضان شعرا با انقلاب ی را باید مرور شاعرانه آرمان های انقلاب تعبیر کرد و نسبت دادن عنوان تحویل سال نو شعر انقلاب به این جلسه نیز چنین تفسیری داراست. من شجاع شده ام محکم، صبور، ش ت ناپذیر و اینهمه صفات قشنگ و قلمبه سلمبه را از صدقه سر حضور نیمه مریی و مبارک تو یافته ام من حتا آنقدر جسور شده ام که بگویم "زندگی چقدر زیباست"! و هیچ هم نترسم که روزگار چرخش را بچرخاند و گند بزند به تخیلات ناب شاعرانه ام و پشیمانم کند از برداشتن فازهای درهم مثبت شی اصلا انگار آن روی سکه روزگار به هیچ کجایم. راه اندازی صفحه ی شاعرانه ها
جهت اشتراک سورده هایم با شما دوستان عزیز صفحه ای جدید برای وبلاگ با نام شاعرانه ها ایجاده نموده ام امیدوارم که مورد لطف و پسند شما عزیزان واقع گردد.
اشعار این صفحه سورده های بنده هستند شما می توانید هنگام استفاده از آن ها نام شاعر را ali_nia(علی_نیا) ذکر کرده یا لینک وبلاگ http://wary. / را به عنوان منبع قرا. به افق اهواز یک ساعت دیگر به پایان ماه خدا باقی ست...

دوست دارم این یک ساعت را "اللهم عجل لولیک الفرج" بخوانم تا شاید بدی هایم پشت خوبی های این الفاظ گم شوند...

دوست دارم اشک باشم... از آن اشک های داغ شاعرانه...

دوست دارم کمی بنده باشم که از ام جز اسارت هوای نفس چیزی ندیدم.

خدایا به خوبان درگاهت قسم، مرا از توبه کنندگانت قرا. یک عاشقانه ی آرام در مورد گیله مردی مبارز و است که عاشق عسل دختر آذری زیبا و مسلکی می شود .کل کتاب روند و مراحل و برنامه ریزی های زندگی مبتنی بر عشق این دوست . با زبانی شاعرانه بیان عشقی شاعرانه و زیبا .عاشقانی که سعی می کنند در لحظه لحظه با هم بودن عاشق هم باشند و نگذارند عشقشان به رخوت و عادت کشیده شود .عاشقانی که با زمان مبارزه می کنن. امشب دومین شب نبودت روی این کره خاکی ، به یادت هستم ، یا بگذار بگویم به یادت هستیم. «چرا رفتی ؟ چرا من بی قرارم؟» با انگشتان بی جان خود نوشته ام شعری که به پای شعرهایت نمی رسد.اما ای کاش که بشنوی. تاثیر کارگاه های شعر و داستان بر نویسندگی در ایران/8 اظهار نظر یک شاعر درباره شاعر بودن همه انسان ها! 3 مرداد 1393 ساعت 12:15 بهروز قزلباش گفت که خداوند همه انسان ها را شاعر آفریده است. وی معتقد است کارگاه شعر برای شاعر شدن شرطی لازم است و نه کافی. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) قزلباش گفت: ب ایی کارگاه های شعر به ویژه برای انی که به تازگی سرودن شعر را آغاز کرده اند و افرادی که می خواهند طبع خود را در شعر بیازمایند و مقدماتی را در کارگاه شعر بیاموزند لازم و ضروری است.

وی افزود: آشنایی با عناصر شعر مثل زبان، خیال، عاطفه و شه می تواند در کارگاه ها به شاعر کمک کند و کارگاه شعر محملی برای آشنایی با این عناصر باشد. به گمانم خداوند همه انسان ها را شاعر آفریده است و همه، فهمی از امتیاز شاعری دارند اما این که شعر به بیان و شعریت برسد، راه هایی در پیش شاعر وجود دارد.

این شاعر ادامه داد: شاعر حقیقی باید در کنار حضور در کارگاه های شعر به مطالعه آثار شاعران و بزرگان ادبیات کلاسیک و معاصر بپردازند. علاقه مندان به شعر در کنار کارگاه شعر باید سیر منظم مطالعاتی را پی بگیرند و از سوی دیگر تسلطی به مباحث هنری و ا ام های هنری داشته باشند.

قزلباش توضیح داد: در ایران متأسفانه به ا امات کهن شاعری کمتر توجه می شود و اغلب شاعران کمتر به نام درختان، گل ها و ستاره ها توجه دارند، در حالی که خدا همه جهان را شاعرانه آفریده است. معتقدم تماشای آنچه شاعرانه آفریده شده نیز باید شاعرانه باشد. این نکات را معمولاً در کارگاه های شعر باید جست وجو کرد.

بهروز قزلباش کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی از علامه است.
«در باغ لیلی»، «کلاغ های کاغذی»، «گزیده ادبیات معاصر» و «چگونه تیتر بنویسیم» نام کتاب های اوست.وی اکنون سردبیر اخبار اداره کل اروپا و امریکا در معاونت برون مرزی صدا و سیماست. یکی دو ماه قبل از عید بود که عزیزی تماس گرفت و من را به شعرخوانی در محفل شعری در مهاباد دعوت کرد و گفت این محفل شاعرانه اردیبهشت خواهد بود. سال نو آغاز شد و فروردین گذشت و اردیبهشت رسید. نهایتا همان عزیز تماس گرفت و گفت مراسم پس فردا است و باید خودت را برسانی. من که معمولاً اهل سفر نیستم و رفیق و همراهی نداشتم و علاوه بر آن...