شهر من مزینان

به نقل از خبرگزاریها در مورد شهر من مزینان : وحید عبدالهی شهروند خوب تبریزی که در عاشورای حسینی میهمان مزینانی های ولایتمدار بود از ادب و رفتار مردم این خطه تعریف و تمجید کرد و گفت: این بار آ ی نخواهد بود که به مزینان می آیم. وی با ارسال پیام و تصاویر زیبایی از مزینان به شاهدان کویر اظهار داشت: مزینانی بودن برایم افتخاره. بخاطر قدمت و احترام و گذشته خوب این خاک کویری ،به خاطر اعتقادات پاک مردم خوب و مومنش . وی افزود: من اصلیتم تبریزی هستش و اولین بار بود مهمان مزینان بودم اونم در بهترین روزش ؛ خدا شاهده ١٥سال بود توی محرم اشک نریختم و حتی عزاداری ن . وقتی با چشمانم دیدم جوان های مزینان چطوری نخل را جا به جا می و ن پشت سر آن ها ذکر می گفتن و نوای یاحسین و یازینب سر می دادن مو تو تنم سیخ می شد ، وقتی وارد زمین عاشورا شدم چشمانم خیس شد . چقدر خوب بود حالم ... عبدالهی خاطرنشان کرد: دفعه آ م نخواهد بود که وارد مزینان می شوم. خداکنه دوباره بتونم نخل و زمین عاشورا رو ببینم. شاهدان کویر مزینان ضمن خیرمقدم به این زائر عزیز تبریزی و تمامی میهمانان گرانمایه افتخار می کند که پیام و دلنوشته ی یاران همراه را تقدیم می نماید. به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan
واکنش خاص گوینده خبر 14 به گزارش سخنان و اقتدار موشکی + چند روز پیش به مناسبت دهه ی فجر فرماندار و مسئولین محترم اداری شهرستان داورزن برای افتتاح دو پروژه مسکن مددجوی بهزیستی و کارگاه اشتغال زایی خیاطی نصر به مزینان آمده و این دو مرکز در میان سلام و صلوات به طور رسمی افتتاح شد. تا اینجای کار دم همه گرم ، اهتمام بهزیستی و تشریف فرمایی فرماندار به مزینان جای تحسین دارد ولی در میان چندین سئوال همشهریان گرامی که قدردان زحمات و عنایت این مسئولین محترم هستند خبرنگار ویژه خبرگزاری استان یا همان واحد مرکزی قبلی که سابقه ی طولانی در تهیه ی این گونه اخبار دارد و ع ش را تهیه کرد اما همان طور که مشاهده کردید در خبر استان هیچ نامی از مزینان که تنها یک نام محلی و یا آبادی کوچک نیست و دنیا آن را می شناسد برده نشد ! ما هرگز نمی گوییم و معتقد هم نیستیم که جناب خبرنگار یا دوستان داورزنی با مزینان مشکل دارند ولی از پرسش و کنجکاوی همشهریان خود هم نمی توانیم عبور کنیم در حالی که در همین اسم چند روستا در شهرستان های دیگر که ما هرگز نشنیده ایم به راحتی برده می شود ولی مزینان تبدیل می شود به داورزن .اگر کل نریشن به شهرستان ها می پرداخت مشکلی نبود اما چرا مزینان حذف شد ؟! شایان ذکر است این برنامه مسبوق به سابقه بوده و مانند ب ایی مراسم عاشورا در سال های قبل و حتی خبر اخیر حضور مدیر کل بنیاد شهید استان در مزینان نیز از قول خبرنگار ایثار با همین عنوان داورزن قید شده است که امیدواریم فرماندار دلسوز شهرستان در رأس و دیگر مسئولین و خبرنگاران محترم شهرستان توجه بیشتری داشته باشند هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما ... به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan علی مزینانی یا علی شریعتی مزینانی ، جامعه شناس، تاریخ شناس و پژوهشگر دینی اهل ایران بود. پدر پدربزرگش، ملا قربانعلی معروف به حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حاج ملا هادی سبزواری محسوب می شد. ملاقربانعلی چهار فرزند به نام های محمود، احمد، حسن و حسین داشت. محمود که به هنگام مرگ پدر، به تحصیل علوم قدیمه مشغول بود، با اصرار مردم مزینان به آنجا آمد تا پیش مسجد و مدرس حوزه علمیه باشد. او تا پایان عمر خود در مزینان ماند و چهار فرزند به نام های معصومه، قربانعلی، محمدتقی و آق زا محمد از خود به یادگار گذاشت. شریعتی تحصیلات ابت خود را ... جلسه اقتصاد مقاومتی باحضور حسین مقصودی فهیم و کاربلد سبزوار در مجلس شورای ی و مسئول دفتر رمضانعلی سبحانی فر دیگر دلسوز سبزوار و شهرستان های تابعه و فلاحی فرماندار شهرستان داورزن و مقامات اداری و محلی و شوراهای ی و دهیاران شهرستان و روستاهای تابعه برگزار و خبر به بار نشستن زحمات شورای ی و دهیار مزینان اعلام شد. به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ مهدی آزاده رئیس شورای ی مزینان با تأیید این خبر گفت :در این جلسه که در سالن اجتماعات آموزش و پرورش برگزار گردید سبزوار از برآورد و تصویب بودجه دو میلیارد و 500 میلیون تومانی برای آسف و تعریض جاده مزینان و معابر عمومی خبر داد که به زودی از طریق آگهی در رو مه های کثیر الانتشار به مناقصه گذاشته می شود. رضا فلاحی فرماندار داورزن نیز در این جلسه از حسین مقصودی مردم در خانه ملت خواستار احیای مزایای مناطق محروم برای این شهرستان شد و افزود: داورزن تنها به خاطر عبور جاده تهران به مشهد و بالع در زمره شهرستان های توسعه یافته قرار گرفته است که جای انصاف نیست. فرماندار داورزن تأکید کرد: توسعه برخی از راه های پرتردد روستایی نیز از دیگر مشکلات شهرستان به شمار می آید. اسفند ماه سال ۹۵ شورای ی دوره چهارم و دهیار مزینان به دعوت و هماهنگی مقصودی در تهران حضور یافت و با همراهی شاهدان کویر مزینان ضمن حضور در مجلس شورای ی و دیدار با معاون وزارت راه مشکل جاده و معابر زادگاه علی شریعتی مزینانی را با وی در میان گذاشته که با گذشت ۷ ماه از این موضوع و پیگیری مستمر مقصودی بودجه مورد نظر تصویب و به زودی این طرح نیز آغاز می شود. شورای ی و دهیاری و شاهدان کویر مزینان مراتب تقدیر و تشکر خود را از دو محترم شهرستان اعلام و امیدوار است هر چه زودتر مردم قدرشناس این دیار شاهد آبادانی بیشتر مزینان باشند. به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan
مردم مزینان طی روزهای گذشته پذیرای گردشگر و نویسنده آلمانی خانم شارلوت ویدمن از مریدان و علاقه مندان به علی شریعتی مزینانی بودند. به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ این نویسنده زن آلمانی که با هماهنگی احسان شریعتی مزینانی فرزند برومند علی شریعتی برای دیدن زادگاه فرزند شایسته کویربه مزینان سفر کرده بود با همراهی حسین ضیایی از اماکن تاریخی مزینان بازدید کرد. نویسنده کتاب ایران نوین ضمن ابراز خوشحالی از این سفر به یادماندنی با اقشار مختلف مردمی به گفت و گو پرداخت. خانم ویدمن با حضور در منزل زنده یاد حاج شیخ محمود شریعتی مورد استقبال خانواده این واعظ توانا قرار گرفت و از آثار شریعتی و پدر بزرگوارش محمدتقی شریعتی مزینانی به ویژه دست نوشته ها و کتب تاریخی خاندان شریعتی دیدن کرد. به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

فرماندار شهرستان داورزن در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح که همزمان با پاسداشت هفته نیروی انتظامی در مرکز فرماندهی انتظامی مزینان برگزار شد گفت: امنیت امروز ایران ی مرهون خدمات ارزشمند و تلاش های شبانه روزی نیروی های خدوم انتظامی، نظامی و امنیتی است. به گزارش شاهدان کویرمزینان رضا فلاحی تصریح کرد: نیروی انتظامی از مردمی ترین نهادهای نظامی بوده، مهم ترین شاخصه آن، حرکت در راستای رفع نیازهای انتظامی و امنیتی آحاد ملت است. فرماندار داورزن با اشاره به اینکه به برکت وجود و مدیریت ی همراه با حضور همیشگی نیروهای نظامی، مسلح و ملت همیشه در صحنه ایران ی، شاهد امنیتی در منطقه ای هستیم که اطراف آن را جنگ و ناامنی احاطه کرده، بنابراین، همگی باید قدر این نعمت را بدانیم. فلاحی با بیان اینکه نیروی انتظامی از مردم است و مسولیت ایجاد نظم و امنیت را دارد، اضافه کرد: ناجا این افتخار بزرگ را دارد که پاسدار ارزش های الهی، انسانی، امنیت و آرامش مردم باشد و رفتار و عملکرد پلیس در راستای تکریم مردم است، جامعه نیز با رعایت قوانین و هنجارهای اجتماعی نظم و امنیت را نهادینه می کند. شایان ذکر است ؛ در این مراسم از نیروهای نمونه انتظامی ، رئیس شورای ی مزینان و کارگری خبرنگار داورزن در ستاد فرماندهی انتظامی مستقر در مزینان تجلیل شد. به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan
عباس مزینانی فرزند زنده یاد علی اصغر مزینانی از جوانان شایسته و خوش فکر در حوزه های اجتماعی و فرهنگی است که همراه برادرش محمد مزینانی انتشاراتی با نام زادگاه پدری اشان مزینان دایره کرده و ده ها عنوان کتاب کمک درسی ویژه مقاطع مختلف تحصیلی و داوطلبان کنکور منتشر و روانه ی بازار کرده اند. سینا کشاورز دبیر کل تشکل آرمان دانشجو علوم پزشکی آزاد ی تهران با اعلام این خبر گفت: « مزینانی از دانشجویان ورودی سال ١٣٧٦ علوم پزشکی آزاد است. او فعالیت های داشجویی و صنفی خود را از همان سال اول ورود به آغاز کرد و نتیجه این تلاش های مستمر و سازنده اخذ مجوز تاسیس تشکل آرمان در آبان سال ٧٩ است» دبیر کل تشکل آرمان دانشجو افزود: «مزینانی که اکنون عضو هیات مدیره ناشران آموزشی کشور و ناشر و نویسنده بیش از ٤٥عنوان کتاب ی و کمک آموزشی است در فاصله سال های ٩٠تا٩٢ رئیس آزاد و دبیر هیات نظارت بر تشکل های واحد علوم پزشکی را عهده دار بوده و دبیری اتحادیه اول یکی دیگر از فعالیت های اجتماعی فرهنگی وی است.» مزینانی ریاست شاخه پزشکی حزب مردم سالاری را نیز عهده دار می باشد و تا کنون علاوه بر برگزاری همایش های تخصصی پزشکی مطالب انتقادی و سازنده ای را در رو مه مردم سالاری منتشر کرده است. وی که عاشق و دوستدار مزینان است در روزهای اخیر حدود۹۰ جلد کتاب برای کمک به شرکت کنندگان در کنکور به کتابخانه شریعتی مزینان هدیه کرده و وعده داده که در آینده نیز کتاب های کمک درسی برای دانش آموزان مزینان ارسال می کند. شاهدان کویرمزینان؛ از این دو برادر خیر و نیکوکار و فرهیخته تقدیر و تشکر می نماید. به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan
به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ همزمان با ششمین روز از دهه ی مبارک فجر جمعی از مسئولین استانی و بنیاد شهید شهرستان داورزن به همراه مسئولین شورای ی و پایگاه بسیج ی مزینان با خانواده معزز شهیدان حسینی مزینانی دیدار و گفت وگو د. حاجیه خانم فاطمه احمدی مادر شهیدان حسینی ضمن نقل خاطراتی از فرزندان شهیدش از حضور این مسئولین اظهار تشکر و قدردانی د. در این دیدار حجت ال معصومی مدیر کل بنیادشهید و فتحی نیا مشاور استاندار اسان رضوی در امور ایثارگران ، نخعی رئیس بنیادشهرستان داورزن ، مهدی آزاده رییس شورای ی مزینان و مشاور ایثارگران فرمانداری شهرستان داورزن و وهب غنی آبادی عضوشوارای ی و فرمانده پایگاه مقاومت بسیج ی مزینان حضور داشتند. شهیدان سیدحسن حسینی مزینانی سال 1364 درمنطقه عملیاتی اروند، سیدحسین حسینی مزینانی سال 1364 در منطقه عملیاتی مهران و سیدمحمدحسینی مزینانی سال 1361 در رق ه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan جنابان گرانمایه آقای فلاحی و منتظری فرماندار و مدیر محترم میراث فرهنگی شهرستان داورزن ؛ ضمن عرض ادب و احترام یادتان هست سال گذشته آن گردشگر و مسئول تور سبزواری در کاروانسرای مزینان چه گفت؟ و چه دل پری داشت ؟ شاید به خاطر گذشت زمان و مشغله ی فراوان از یاد برده باشید اما محض یادآوری و ان شاء الله اقدام شایسته ما آن را بازگو می کنیم. بله عزیزان بزرگوار درست 6 فروردین 1396 بود که آقای آزاده ما را دعوت کرد سری به کاروانسرا بزنیم و با صحنه ای مواجه شدیم که هم مایه ی مسرت و خوشحالی و هم جای گلایه بود ، جمعی از گردشگران سبزواری از این سو و آن سوی کاروانسرا با خوشحالی دیدن می د و خبرنگار واحد مرکزی خبر شهرستان هم با پهباد یا همان هلی شات معروف و دوربین دیگرش ع و و مصاحبه تهیه می کرد که بازهم متوجه نشدیم چی شد و کجا پخش گردید و به نام کی پخش شد! و اما گلایه ی ما هم همانجا به سمع و نظر مسئولان محترم رسانده شد که چرا شورا، دهیاری و اقامتگاه نرگس مزینان از حضورتان و این میهمانان اطلاعی ندارند و البته بعد متوجه شدیم همه چیز به طور اتفاقی رخ داده ! بگذریم ، بخشی از خبر آن روز را خدمتتان تقدیم می کنیم تا روی سخن بیشتر باز شود و علت این نوشتن مطلب و درخواست مشخص گردد. «گلایه گردشگران سبزواری از عدم معرفی اماکن تاریخی مزینان
به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ جمعی از شهروندان سبزواری ظهر امروز با حضور در مزینان از تندیس علی شریعتی مزینانی و کاروانسرای تاریخی مزینان بازدید د. محسنیان مدیر کاروان که به طور اتفاقی با کاروانسرای مزینان آشنا شده است در دیدار با فرماندار و مدیرمیراث فرهنگی شهرستان داورزن اظهار داشت: من این گلایه را از شما مسئولین دارم که چرا این اماکن را معرفی نمی کنید ؟
وی افزود: ما برای دیدن تندیس شریعتی به این مکان آمدیم و تازه متوجه شدیم چنین کاروانسرایی هم در مزینان وجود دارد. رضا فلاحی فرماندار شهرستان داورزن با قبول این انتقاد تصریح کرد : این انتقاد شما را قبول داریم و امیدواریم مسئول محترم میراث فرهنگی با راه اندازی کانال و سایتی این مراکز را بیشتر معرفی کنند»... خب مسئولین محترم ؛ اکنون یک سال از گلایه ی این شهروند محترم و البته صاحب تور سبزواری گذشته به راستی در این مدت چه کرده اید کدام تابلو در مسیر زائران رضا و راه های شهرستان نصب شد که آثار و اماکن تاریخی را معرفی کند؟ کدام بسته ی حمایتی را از مدیران اقامتگاه نرگس داشتید غیر از سنگ اندازی بیشتر و جلوگیری از برگزاری برنامه های آن ؟ کدام مقام و مسئول میراث فرهنگی را به مزینان آوردید و چند جلسه را با شورای ی و دهیاری مزینان برگزار کردید تا از پتانسیل نهفته در این دیار تاریخی حتی به نفع آبادانی شهرستان استفاده کنید؟ حضرات فلاحی و منتظری گرانمایه ؛ در این یک سال نه چیزی عوض شد و نه تغییری در مسئولیت شما صورت گرفته و خوشبختانه ما متنعم به وجود ذی جود شما هستیم اما به قول آن طوطیان شکر شکن شیرین گفتار«ماهی را هر موقع از آب بگیرید تازه است!» بسم الله یک ماه دیگر به پایان سال مانده و فروردینی دیگر و عیدی دیگر در راه است و بازهم دید و بازدید و مسافرت های بی شماری را شاهد خواهیم بود حداقل آن درخواست همشهری فهیم را جامه ی عمل بپوشانید شاید تمام مخارج یک بنر 4*3 به 70 هزارتومان هم نرسد اما آبروی خاصی به شهرستان و منطقه خواهد بخشید ما به نیابت از شورای ی ، دهیاری ، اقامتگاه نرگس و مردم قدرشناس خطه ی کویر مزینان قول می دهیم آماده ی هرگونه جلسه و همکاری هستیم... به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan به نام خدا. عفت  منصوری: «من دو سال و نیم از ایشان [ علی شریعتی] کوچک تر بودم. واقعاً همه همّ و تلاشش این بود که اگر نیازمند و ناتوانی هست به او کمک کند. همواره از ما می پرسید کدام یک از دانش آموزان درسشان بهتر است. یک شب گفتم که علی رضا نامی هست که خیلی درسش خوب است ولی متاسفانه بودجه کافی برای ادامه تحصیل ندارد.

فردای آن روز، بلند شدم دیدم که در رختخوابش نیست و موتورگازی مان هم داخل حیاط نیست. شوهرم را بیدار و گفتم کجا رفته؟ در همین بین، صدای موتور را شنیدیم که از درِ پشتی حیاط وارد شد. از پرسیدیم کجا بودی شما؟ گفت رفتم پیش مادر علی رضا و در مورد وضعیت درسی علی رضا پرسیدم. توان فرستادن او به سبزوار برای ادامه تحصیل را ندارد. من خودم را به عنوان مسئول آموزش و پرورش معرفی و گفتم هزینه های ادامه تحصیل ایشان را تقبل می کنم. خودم را معرفی ن ، شما هم به آن ها چیزی نگویید.

این آقا علی رضا ادامه تحصیل دادند و الان هم در های تهران تدریس می کنند. ایشان روزی به همین خانه آمدند و کلی از من تشکر د.»
عفت منصوری (شریعتی) دخترعمۀ علی شریعتی و همسر خطیب توانا زنده یاد حاج شیخ محمود شریعتی مزینانی
حاجیه خانم عفت منصوری (شریعتی)  همسر خطیب توانا زنده یاد حاج شیخ محمود شریعتی مزینانی یکی از بازماندگان این خاندان بزرگ است که در حال حاضر تنها میزبان عاشقان شریعتی است و درب خانه اش همیشه به روی میهمانان فرزند مزینان باز است و باخوشرویی پاسخگوی آنهاست این بار نیز او پذیرای خبرنگارانی بود که در مراسم چهلمین سالگرد علی شریعتی شرکت کرده بودند و متن مصاحبه اش در خبرگزاری ایسنا منتشر شده  که در ادامه تقدیم می شود. (منبع: شاهد کویر مزینان. اینجا) درباره علی شریعتی
علی مزینانی، مشهور به علی شریعتی یا علی شریعتی مزینانی (زاده ۲ آذر ۱۳۱۲ در روستای کا ، سبزوار، اسان – درگذشته: ۲۹ داد ۱۳۵۶ در لندن) نویسنده، جامعه شناس، تاریخ شناس و پژوهشگر دینی اهل ایران بود. کودکی
علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کا در کویر مزینان در سبزوار زاده شد. پدر پدربزرگش، ملا قربانعلی معروف . ابوالفضل مزینانی فرزند زنده یاد حاج عباسعلی (نایب) با دفاع از رساله خود و ب نمره ممتاز موفق به اخذ درجه ی از فردوسی مشهد (روزانه) شد. مزینانی که متولد 1356 دیار علم و ادب مزینان است پس از اخذ دیپلم آموزش ابت به خدمت در آموزش و پرورش مشغول شد و همزمان با تدریس در مقاطع مختلف تحصیلی از ابت گرفته تا از تحصیل باز نماند و ابتدا در سال 1381 موفق به اخذ لیسانس آموزش زبان انگلیسی گردید و با قبولی در رشته زبان شناسی تربیت مدرس تهران موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد شد. این فرزند فرهنگی مزینان سال 1392 در فردوسی مشهد با رتبه 1 (روزانه) پذیرفته شد و مطالعات خود در رشته زبان شناسی و گرایش تحلیل گفتمان ،اجتماعی ادامه داد. مزینانی در رساله ی خود دو پژوهش مستقل انجام داده است. وی ابتدا پس از تدوین مدلی تحت عنوان تحلیل گفتمان کاوی موضوعی بر مبنای رویکرد تاریخی – گفتمانی تفسیر قرآن کریم، روشهای تحقیق پیشنهادی خود را بر نهج البلاغه به کاربسته و به بررسی عد آرمانی از دیدگاه علی (ع) پرداخته است. وی که دبیر رسمی آموزش و پرورش است از سال 1387 تا کنون در های پیام نور و فرهنگیان به تدریس دروسی نظیر دستور و نگارش انگلیسی، کلیات زبان-شناسی، تحلیل گفتمان و روان شناسی زبان مشغول است ابوالفضل مزینانی علاوه بر این که دارای بیش از ده مقاله علمی-پژوهشی است داور چند مجله علمی پژوهشی نیز می باشد شاهدان کویر با عرض تبریک به این فرهنگی پرافتخار مزینان برای تمامی فرزندان کویر که در راه ب علم تلاش می کنند آرزوی سلامت و بهروزی می نماید. به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan
در رزمایش گردان بیت المقدس بسیج حوزه رضا (ع) شهرستان داورزن ، تست سلامت ان توسط کادر بهداشت ودرمان صورت گرفت . به گزارش خانه بهداشت مزینان ؛ طبق هماهنگی های صورت گرفته حوزه رضا (ع) و خسروجردی مسئول شبکه بهداشت و درمان شهرستان داورزن در خصوص معاینات ان در روز رزمایش ، اکیپ سه نفره کادر شبکه متشکل از مهدی تاج مزینانی ( مزینان ) ، سید حسن ( داورزن ) و سید تقی هاشمی اصل ( بیزه ) در محل رزمایش حاضر و معاینات ان را انجام دادند . در حین انجام معاینات که شامل اندازه گیری قد ، وزن ، محاسبه نمایه توده بدنی ، فشارخون و معاینات قلبی بود ، آموزشهای لازم نیز به گروه هدف ارائه گردید و یک مورد فشار خون بالا بعد از هماهنگی های صورت گرفته با اورژانس به پزشک ارجاع گردید که پس از دریافت خدمت در مرکز بهداشتی درمانی خوشبختانه با سلامت کامل به منزل بازگشت . لازم به ذکر است در رزمایش دیگر که همزمان با این رزمایش در مقیسه صورت گرفت نیز اکیپی شامل از شهرآبادی ، سلیمانی و ده نبی به انجام تست سلامت مبادرت ورزیدند .  محمدتقی شریعتی مزینانی در کنار شهیدان: مطهری، بهشتی و فضل الله محلاتی در مکّه مکرّمه محمدتقی شریعتی مزینانی در کنار شهیدان: مطهری، بهشتی و فضل الله محلاتی در مکّه مکرّمه (منبع) 5327 : سلسله مباحث بزرگان دینی و علمی (قسمت 43). «محل تولد من مزینان است و به‌ همین اعتبار هم نام فامیلی ما مزینانی است،شریعتی‌ نیست. برادرهای من شریعتی هستند ولی من... بقیه زندگینامه به زبان خود در ادامه معظم انقلاب که در سال 1366 ریاست ایران را برعهده داشتند به مناسبت درگذشت محمّدتقى شریعتى مزینانی پیام زیر را صادر کرده بودند:  محمّدتقى شریعتى مزینانی و معظم انقلاب «درگذشت متفّکر و محقّق ى، محمّدتقى شریعتى (قدّس سرّه) را به همه دوستان، علاقمندان،شاگردان و به ویژه بازماندگان ایشان تسلیت مى گویم و رحمت و غفران الهى را براى آن فقید سعید مسئلت مى کنم. این رادمرد دینى، از پیشروان و پایه گذاران شه «بازگشت به قرآن و نهج البلاغه» و خود مفسّر قرآن و مدرّس و شیفته نهج البلاغه بود. خدمات ارزنده او در تعلیم و تربیت ى نسل جوان و مبارزۀ پیگیر و دشوار او با تفکّرات الحادى آن هم در هنگامى که روش هاى مناسب براى این مقابله فکرى و سیاسى کمتر شناخته شده و میدان در برابر تبلیغات گروه هاى الحادى وابسته، کاملاً گشوده بود، یکى از صفحات درخشان زندگى اوست. همچنین مبارزات او در دوران نهضت ملّى که تحرّک سیاسى مردم در اسان را جهت و محتوایى ى مى بخشید، سند افتخار دیگرى در پرونده آن زندگى پربار و شرافتمندانه است. او که از خانواده اى روحانى برخاسته و سال ها در حوزه علمیه مشهد، مدارج علوم دینى را پیموده بود، بى شک یکى از پرسوزترین و مخلص ترین شمندان و مبلغان ى بود که استحکام شه را با نوآورى در روشى به هم آمیخته و براى نسل تحصیل کرده و با فرهنگ، «متاع فکرى جذّابى» را ارائه کرد. زندگى او سراسر به تعلیم و تعلّم و در بهشتى از صفا و پاکدامنى گذشت. رحمت خدا بر او و ش با محمّد و آل محمّد(صلى الله علیه وآله) باد که عمر را به عشق و ثناگویى آنان به سر آورده بود. سیّدعلى خامنه اى. رئیس جمهورى ى ایران» (منبع ؛ رو مه اطلاعات، اردیبهشت 1366، ش 18151.» (منبع: شاهد کویر مزینان)به روایت : محل تولد من مزینان است و به‌ همین اعتبار هم نام فامیلی ما مزینانی است،شریعتی‌ نیست. برادرهای من شریعتی هستند ولی من در سفری‌ که می‌خواستم به مشهد بیایم،در سبزوار گفتند که باید برای گرفتن بلیط شناسنامه داشته باشم.من هم مجبور شدم شناسنامه بگیرم.آن شخص هم از من نپرسید که‌ نام فامیلت چیست. هر چه خودش خواست نوشت‌ و همین کلمه ی مزینانی را هم انتخاب کرد. من در یک خانواده ی متولد شدم یعنی ‌ از طرف پدر و از طرف مادر.پدر مادرم سیدی بزرگوار و تحصیل کرده و بود و پدرم هم(آقا شیخ‌ محمود) بلوک مزینان.اینکه عرض می‌کنم‌ «بلوک»برای اینکه کار ایشان به خود مزینان اختصاص‌ نداشت بلکه تمام دهات اطراف،همه از صد و و داور زن و بیزه و آبرود و سویز و بهمن آباد و ک ‌ و غنی آباد و کلاته،همه ی اینها در امور مربوط به جنبه‌های‌ سر و کارشان با مرحوم پدر من بود.پدر ایشان‌ هم باز بود یعنی ایشان در مشهد مشغول‌ تحصیل بودند که پدرشان فوت می‌کند و محترمین‌ مزینان به مشهد می‌آیند و ایشان را جای پدرشان به‌ مزینان می‌برند.  محمدتقی شریعتی مزینانی پدر مرحوم علی شریعتی
مزینان یک مدرسه ی علوم قدیمه دارد که این مدرسه‌ به نام جد من« ملا قربانعلی»نام گذاری شده‌ است.این مدرسه تفصیلی دارد که نمی‌خواهم وقت را برای تفصیل آن مدرسه بگیرم.همین قدر می‌خواهم‌ عرض کنم که مدرسه ساخته شد برای اینکه طلاب‌ دیگر از مزینان و اطرافش به سبزوار و مشهد و قم و امثال‌ اینها نروند و در همان مدرسه ی مزینان در خدمت ایشان‌ تحصیل کنند.ما هم بعد از اینکه دوره ی مکتبخانه را طی‌ کردیم، مقدماتی از صرف و نحو نزد مرحوم پدر و عمویمان خو م و بعد آمدیم مشهد به مدرسه ی فاضل خان.دو برادر من-که خدا هر دو را رحمت کند- فوت د.اینها قبلا به مشهد آمده بودند و در همین‌ مدرسه ی فاضل خان اتاق داشتند و من هم وارد همان‌ مدرسه شدم.مقداری ادبیات و مختصری منطق‌ در مزینان خوانده بودیم، بعد که به مشهد آمدیم‌ دنباله‌اش را گرفتم و این همان زمانی بود که مقدمات‌ برچیدن حوزه‌های علمیه به وسیله ی رضا خان فراهم آمده‌ بود. مرحوم پدرم حقیقتا وقف بود و در نهایت سختی‌ زندگی می‌کرد و ما هم در سختی زندگی می‌کردیم برای‌ اینکه ایشان به قدری که برای ما پول قابلی بفرستد، تمکن مالی نداشت،در نهایت زهد و تقوا زندگی‌ می‌کرد.ایشان تحصیلات عالیه داشت،یعنی در حد اجتهاد.ایشان در مشهد تحصیل کرده بود.فلسفه را نزد مرحوم حاجی فاضل،و فقه و اصل را هم نزد اساتید آن‌ زمان خوانده بود.بعد به مزینان آمد و مدرس همان‌ مدرسه و جماعت مسجد آنجا شده و رتق و فتق اموری‌ را هم که مربوط به ت است به عهده گرفت. مرحوم ملا قربانعلی از شاگردان برجسته ی مرحوم حاج ملا هادی سبزواری بوده‌ است.مکاتبات ایشان با مرحوم حاج ملا هادی سبزواری‌ موجود است و سئوالی را که مرحوم ملا قربانعلی‌ از مرحوم حاجی سبزواری کرده بود و جو را که آن‌ مرحوم داده بود شبیه به سؤال و جواب شاگرد و نبود بلکه شبیه به سؤال و جواب دو رفیق بود.و مرحوم آن جزوه را برداشت که ع بردارد و چاپ کند و بعد هم که آمد اینجا گرفتار شد و دیگر نمی‌دانم که چرا نتوانست آن جزوه را به چاپ برساند. منبع ؛ کیهان فرهنگی» (منبع: شاهد کویر مزینان) خلاصه ای از زندگینامه شریعتی علی شریعتی در سوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کوچک و کویری کا از توابع مزینان در سبزوار زاده شد. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون نشر حقایق و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده . مصاحبه رو مه جوان با پدر سه شهیدمزینانی
شاهدان کویرمزینان مفت است که درهرفرصتی شاهدان واقعی این خطه را به جهانیان معرفی نماید. خوشبختانه پس از ساخت نه قسمت اززندگینامه ی مزینان با عنوان در نهضت حسینی ونمایش آن درشبکه قرآن ومعارف سیما این بار توفیقی حاصل شد که با حضور پدرشهیدان علی ، محمد وحسین شهیدی مزینانی در تهران وپس ازهماهنگی با خادمین در رو مه جوان مصاحبه ای با ایشان دردفتر این رو مه صورت گرفت که متن آن درآستانه فرا رسیدن ماه خون وقیام وایام سوگواری سرور وسالار شهیدان تقدیم به مخاطبان فهیم شاهدان کویرمزینان می گردد.
اصغرشهیدی مزینانی ،سه فرزند ودوبرادرزاده خود را تقدیم به نظام مقدس نموده است . متاسفانه در زمان انجام این مصاحبه مادرصبور ومقاوم ،شیرزنی که هیچگاه درمصیبت فرزندانش گریه نکرد؛ بیمار بود ونتوانست دردفتر رو مه حضوریابد.او با آنکه به مدرسه نرفته اما درمکتب حضرت زینب (س)درس شجاعت وصبر آموخته وبارهابرسرمزارفرزندانش و درمدارس مزینان سخنرانی نموده که همگان را به تحیر واداشته است .
83 ساله ام و همچنان در آرزوی شهادت

اصغر مزینانی پدر شهیدان محمد، علی و حسین مزینانی در گفتگو با «جوان»:
83 ساله ام و همچنان در آرزوی شهادت
مرجع : رو مه جوان
گزارشگر : علیرضا محمدی

۲۳ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۵
اصغر مزینانی، پدر سه شهیدی که عصر یکی از روزهای نسبتاً خنک پاییزی مهمان ما در رو مه «جوان» بود، خود رزمنده ای است که از سال ۱۳۶۱ تا پایان جنگ به تناوب در جبهه ها حضور یافته است. او که اکنون با وجود ۸۳ سال سن همچنان به کشاورزی در روستای زادگاهش مزینان مشغول است، کوله بار خاطراتی از سه فرزند شهیدش را با خود آورده بود تا دقایقی ما را میهمان یاد و خاطره شهیدان محمد، علی و حسین مزینانی کند. دست های پینه بسته پیرمرد کشاورز، از رزق حلالی حکایت می کرد که خودش می گفت اصلی ترین دلیل پرورش فرزندانش با اعتقادات مذهبی و در نهایت حضورشان در جبهه های جنگ تحمیلی است.

برای شروع از خودتان بگویید اصغر آقا، چه درسی به بچه هایت دادی که سه تا از آنها شهید از آب درآمدند؟

من همیشه در جواب این سؤال به پرسش کننده گفته ام که من چیزی به بچه هایم یاد نداده ام، بلکه آنها بودند که با منش و رفتارشان به من درس های زیادی دادند. خود من هم چند سالی در جبهه ها بودم. اما توفیق شهادت نیافتم. پس این سه فرزندم که شهید شدند حتماً سعادت شان از من بیشتر بود. اما در مورد خانواده ام بگویم که ما اص اً اهل مزینان هستیم و شغل آبا و اجدادی مان هم کشاورزی است. خودم همین الان هم کشاورزی می کنم. ۸۳ سال دارم و تا آنجا که در توان داشتم سعی بچه هایم را با نان حلال بزرگ کنم و مذهبی بار بیاورم. هرچند در کل، روستای مزینان محیطی مذهبی دارد و وجود گرانقدر شیخ قربان علی شریعتی در روستای ما فرصتی پیش آورد تا جوانان و نوجوانان پای کلاس های درس او بنشینند و مسائل دینی را با عمق بیشتری یاد بگیرند. به این ترتیب شرایطی پیش آمد تا ما از همان دوران طاغوت از (ره) پیروی کنیم و پشتیبان انقلاب ی باشیم. طوری که پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ خودم به همراه شش پسرم در جبهه ها حضور یافتیم.

از شش فرزند پسرتان سه نفر شان شهید شدند؟ از یتان بگویید. گویی در فعالیت های انقل هم حضور داشتند؟

محمد و علی به خاطر شرایط اقتصادی خانواده مجبور شدند در سال ۱۳۵۰ به تهران مهاجرت کنند. آنها در این شهر به کار بنایی مشغول شدند و با زحمت و مشقت رزق حلالی برای خود مهیا د. در پایتخت نیز آنها در هیئت های مذهبی حضور می یافتند و پای منبر آقا شیخ جواد اسانی در مسجد مسلم بن عقیل(ع) شرکت می د. همین رفت و آمدها باعث شده بود که خیلی زود وارد جریان انقلاب شوند. به طوری که در سال ۵۶ گروهی تشکیل داده و تعدادی از فروشی ها در شرق تهران را ت یب کرده بودند. محمد که متولد ۱۳۳۶ بود و آن زمان جوان رعنایی بود در امر انقلاب خیلی فعالیت می کرد. طوری که پس از پیروزی انقلاب به بیت (ره) رفت و مدتی به عنوان محافظ بیت ایشان در آنجا مشغول شد. در مزینان هم جو کلی با انقلاب بود. ضدانقلاب ها جرئت نفس کشیدن نداشتند. در آنجا هم حسین به همراه دیگر برادرانش در فعالیت های انقل شرکت می کرد.

اگر موافق باشید به ترتیب سن فرزندان تان را معرفی کنید.

محمد متولد ۱۳۳۶ بزرگترین فرزندم در میان این سه شهید و البته دومین شهید خانواده ما بود. وقتی شهید شد دو پسر و یک دختر داشت. از لحاظ مذهبی واقعاً مقید و متعصب بود. به (ره) عشق می ورزید و همان طور که قبلا گفتم بعد از پیروزی انقلاب مدتی در بیت ایشان به عنوان محافظ مشغول بود و حتی دو سه باری ما را به دستبوسی نیز برد. او پس از شهادت علی دیگر آرام و قرار نداشت و به هر نحو ممکن در جبهه ها حضور یافت. چندین بار به شدت مجروح شد. یکی از ماندگارترین خاطراتم از محمد نیز مربوط به یکی از دفعات مجروحیتش می شود. به نظرم همان سال ۶۲ بود که به ما خبر دادند در جبهه مجروح شده و به بیمارستان شریعتی منتقلش کرده اند. وقتی به ملاقاتش رفتم، دیدم ریه اش به شدت آسیب دیده و برای اینکه بتواند راحت نفس بکشد در ریه اش فیتیله هایی کارگذاشته اند. وضعیت بغرنجی داشت اما در همان حال وقتی فهمید عده ای از دوستان رزمنده اش قصد ملاقات با او را دارند، به اصرار از پرستارها خواست او را روی یک ویلچر بگذارند تا به این ترتیب روحیه رزمندگان را حفظ کند. چند روز بعد هم بدون اینکه کاملاً خوب شده باشد به جبهه برگشت و اوا سال ۶۲ در عملیات خیبر و منطقه طلائیه در وت معاون گردان میثم از لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص) به شهادت رسید. در حالی که فرزند پسرش هنوز به دنیا نیامده بود.

از علی بگویید. این طور که مشخص است او اولین شهید مزینان هم به شمار می رود؟
بله، علی متولد ۱۳۴۰ بود و پیش از دو برادرش و البته ۵۶ شهید مزینان به شهادت رسید. مرداد ماه ۱۳۶۰ وقتی که جسد او را به روستای مان آوردند، تشییع جنازه باشکوهی برایش برگزار شد، چراکه او اولین شهید منطقه ما به شمار می رفت و از آنجا که روستای ما در شمال شرقی کشور و استان اسان رضوی از جبهه های جنگ فاصله زیادی داشت، شاید خیلی از مردم در کوران حوادث دفاع مقدس قرار نگرفته بودند. اما پس از شهادت علی به جرئت می توان گفت که موسم حضور جوانان آن منطقه در جبهه ها آغاز شد و به این ترتیب تعداد زیادی از اهالی مزینان و روستاهای اطرافش مثل کلاته مزینان، داورزن، غنی آباد، بهمن آباد، سویز و. . . به جبهه های جنگ رفتند.

از خصوصیات اخلاقی شهید علی مزینانی هم بگویید.

او جوانی بسیار مذهبی و انقل بود. خونگرمی، خوش خلقی و خنده رویی بارزترین صفاتش به شمار می رفت. آگاهی علی از مسائل روز در حد خوبی بود و به همین خاطر جهادش را از همان دوران طاغوت آغاز کرد و پس از آغاز جنگ نیز بلافاصه در جبهه ها حضور یافت. یادم است یکی از دوستانش تعریف می کرد که علی به دلیل شناخت خوبش از مسائل پی به ماهیت بنی صدر برده و از دوستش خواسته بود در یکی از سرکشی های آن خائن به مناطق جنگی او را به درک واصل کنند. اما دوست علی منصرف شده بود و به این ترتیب نقشه اش عملی نشد. علی در مرداد ماه ۱۳۶۰ در سن ۲۰ سالگی و در منطقه عملیاتی گرد به شهادت رسید.

گویی شهید حسین مزینانی چند سال پس از دفاع مقدس به شهادت رسیده است، ضمن معرفی شهید، از جریان شهادتش بگویید.

حسین متولد ۱۳۴۳ بود. جوانی مذهبی که یادم است هنگام تحصیلش در دوران طاغوت اگر معلمی با حجاب نامناسب سرکلاس حاضر می شد، او ترجیح می داد در سرما و گرما بیرون از کلاس بایستد ولی پای درس یک بی حجاب حاضر نشود. حسین به پیروی از برادرانش در سال ۱۳۶۰ وارد جبهه های جنگ شد و تا پایان دفاع مقدس نیز همچنان در جبهه ها حضور داشت. در مقطع نسبتاً طولانی از جنگ دیده بانی می کرد و به همین خاطر جای فرورفتگی دوربین شناسایی روی بینی اش به وجود آمده بود و تا شهادتش نیز این اثر وجود داشت بعد از جنگ هم به جمع سربازان گمنام زمان(عج) پیوست و بارها و بارها از سوی اشرار و ضدانقلاب تهدید شد. در منطقه ما او به حسین پاسدار شهرت داشت و افراد ضد انقلاب از او ترس زیادی داشتند. وقتی هم که خبر شهادتش رسید برای ما دور از ذهن نبود؛ چراکه از قبل به ما گفته بود بالا ه اشرار و ضد انقلاب او را ترور خواهند کرد. حسین مزینانی آذرماه ۱۳۷۰ در حومه سبزوار ترور شد و به شهادت رسید.

بعد از شهادت محمد و علی، حسین سومین فرزند شما بود که به شهادت رسید، این حادثه چه تاثیری در روحیه شما گذاشت؟

خوب است این سؤال شما را با جمله ای پاسخ بدهم که همسرم صفیه مزینانی هنگام شهادت اولین شهیدمان یعنی علی بر زبان آورد. سال ۱۳۶۰ وقتی که هنوز یک نفر هم از اهالی منطقه ما به شهادت نرسیده بود و این مسئله برای خیلی از هم ولایتی ها بسیار بزرگ جلوه می کرد، ایشان در جواب انی که برای تسلیت به ما آمده بودند گفت من شش پسر داشتم که الان تنها یکی از آنها به شهادت رسیده است. پنج فرزند دیگرم هنوز هستند و اگر لازم باشد خودم نیز به جبهه ها می روم و در راه حفظ دین و کشورم شهید می شوم. همسرم در حالی این حرف را می زد که بارها شاهد بودم چطور مثل تمامی مادران دیگر حتی طاقت تب فرزندانش را ندارد، اما حالا که می دید علی، شهید راه مقدسی چون حفظ نظام ی شده، مثل یک شیرزن عمل کرد. می خواهم بگویم با چنین دیدی بود که ما نه تنها با مسئله شهادت علی، بلکه با موضوع شهادت محمد و بعدها حسین هم کنار آمدیم. یادم است وقتی که رفته بودیم جسد علی را تحویل بگیریم، مسئول ساماندهی از اینکه من و مادر علی گریه نمی کردیم واقعاً تعجب کرده بود.

در صحبت های تان اشاره ای به دیدگاهی کردید که باعث شد غم از دست دادن سه فرزند برای شما قابل تحمل باشد، این دیدگاه چیست؟

در منطقه ما هستند جوانانی که متأسفانه به کارهای خلاف روی می آورند و با توجه به به مرز افغانستان گاهی برخی از آنها قاچاق می کنند و در این مسیر ی هم داشته ایم. به نظر شما این طور مردن با شهادت در جبهه های حق علیه باطل و در مسیر و ولی فقیه هیچ فرقی ندارد؟ فرزندان من می توانستند در مرگ های طبیعی یا خدای ناکرده در راه خلاف کشته شوند، اما حالا خون آنها در مسیری پاک و متعالی ریخته شده است. مسیری که قرن ها پیش سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) همراه اصحابش طی کرد و حالا قافله به ایران ی و فرزندان من نیز رسید. به نظر من شهادت آنها نه تنها باعث افسردگی و دلمردگی ما نشد بلکه باعث مباهات و افتخار ما نیز شد. البته پدران و مادران قاعدتا در غم از دست دادن فرزندان شان غمزده می شوند، ولی دید ما به مسئله شهادت و پیروی از فرامین ولی فقیه زمان باعث می شود که این مصیبت ها را راحت تر تحمل کنیم.

خود شما هم در جبهه های جنگ حضور داشته اید. ضمن پراختن به این حضور، فکر نکردید که با وجود سن بالای تان و البته حضور فرزندان تان در جبهه ها احتیاجی نیست شما به جبهه بروید؟
حضور بچه ها در جبهه مسئله دیگری بود و حضور من در آنجا مسئله ای دیگر. اگر آنها برای اه خاصی به جبهه رفتند، همان اه برای من هم وجود داشت و به این ترتیب نمی شد بگوییم اگر از یک خانواده ی به جبهه رفته دیگری نباید برود. البته این نکته که در نبود ما همسر و سه دخترم تنها می ماندند برخی اوقات باعث نگرانی ام می شد. مثلاً در مقاطعی من و یکی از فرزندانم هر دو در جبهه حضور داشتیم، محمد و علی هم که شهید شده بودند، به این ترتیب خانه در نبود ما خالی می شد، اما وقتی می دیدم همسرم با جدیت می گوید به جبهه برو و نگران تنهایی ما نباش، نگرانی ام رفع می شد و با خیال راحت تر در جبهه ها حضور می یافتم. به طور کلی هم از سال ۶۱ به بعد هر سال دو یا سه باری اعزام می شدم و هر بار چند ماهی در منطقه می ماندم. این وضعیت تا پایان جنگ ادامه داشت و خدا را شکر که توانستم توفیق خدمت به کشور ی مان را در جبهه های جنگ به دست آورم.

اگر به گذشته برگردید، آیا حاضرید مسیری که طی کردید را از نو طی کنید؟

با نگاه ارزشی و متعالی که قبلا ذکر شد، این مسیر راهی نیست که در آن پشیمانی وجود داشته باشد. پس به جای اینکه بپرسیم اگر به گذشته برگردم حاضرم این راه را از نو بیایم، بهتر است بگویم همین الان با وجود ۸۳ سال سنی که دارم اگر باز اتفاقی برای کشور بیفتد حاضرم اسلحه به دست بگیرم و به مقابله با دشمنان بپردازم. به نظرم اگر از محمد، علی و حسین هم بپرسید، باز هم خط سرخ شهادت را انتخاب خواهند کرد./رو مه جوان علی مزینانی، مشهور به علی شریعتی یا علی شریعتی مزینانی (زاده ۲ آذر ۱۳۱۲ در روستای کا ، سبزوار، اسان – درگذشته: ۲۹ داد ۱۳۵۶ در لندن) نویسنده، جامعه شناس، تاریخ شناس و پژوهشگر دینی اهل ایران بود. کودکی
علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کا در کویر مزینان در سبزوار زاده شد. پدر پدربزرگش، ملا قربانعلی معروف به حکیم، مردی فیلسوف . اولین کارگاه آموزشی ویژه بهوزان در شبکه بهداشت و درمان شهرستان داورزن با موضوع " دیابت و فشارخون " برگزار شد . به گزارش خانه بهداشت مزینان ؛ این کارگاه که با حضور بهورزان در سالن اجتماعات برگزار گردید ، اولین کارگاه رسمی ویژه بهورزان بود که در سطح شهرستان داورزن برگزار می شد . در ابتدا و بعد از معرفی برنامه ها توسط شهرآبادی (کارشناس بهداشت محیط و مسئول بهورزی ) ، خسروجردی س رست شبکه بهداشت و درمان به حضار در جلسه خوش آمد گفت و در خصوص اجرای برنامه ها در حوزه سلامت نکاتی را بیان کرد . در ادامه کارگاه با توضیحات داورزنی ( کارشناس مبارزه با بیماریها ) در خصوص بیماری فشارخون ، کمایستانی ( کارشناس بهداشت روان ) در مورد اثرات فشارخون و دیابت بر اعصاب و بالع ، خانم سید آبادی ( کارشناس مامایی) در خصوص دیابت بارداری و ادیب ( پزشک مرکز مقیسه ) در خصوص بیماری دیابت و ارتباط این بیماری با بیماری فشارخون ، ادامه پیدا کرد . نظر زاده ( معاون شبکه ) ، سلیمانی ( کارشناس بهداشت حرفه ای ) و خانم ده نبی ( مسئول امور اداری ) نیز که در راستای برگزاری کارگاه زحمت زیادی را متقبل شده بودند ، حضور داشتند . شایان ذکر است این دسته کارگاههای آموزشی جهت بازآموزی و یادآوری مطالب گذشته و ابلاغ دستورالعمل های جدید ، با بازده زمانی معین جهت کلیه پرسنل شبکه های بهداشت و درمان ، برگزار می گردد . اینجانب به عنوان بهورزان مرکز مزینان از طرف تمامی همکاران به کادر شبکه بهداشت و درمان شهرستان داورزن عرض خسته نباشید داشته و موفقیت روز افزون را برای این عزیزان خواستارم . در ادامه مطلب ع های کارگاه آموزشی را ببینید به نام خداوند جان و د جایی خوانده بودم که «علی»(ع) را نمی توان شناخت مگر آموزگارش «محمد»(ص) و بستر بالیدنش (جای:حجاز ؛گاه:جاهلیت عرب) را بشناسیم. این شد که برای شناساندن آموزگار شهید « علی شریعتی» نیاز دیدم که نخست به آشنایی با نخستین آموزگارش ، زنده یاد «محمدتقی شریعتی» بپردازم. محمدتقی شریعتی مزینانی (به گفته ی محمدرضاحکیمی؛«سقراط.
یک بار دیگر در دوم آذر، پس از 80 سال،تولد وسِ بی محل مزینان بر همه ی عاشقان کویر مبارک بادهمه ی طبقات آسمان را گشته ام ، در دل ستاره باران نیمه شبهای روشن و مهربان تابستان ، بر جاده ک شان تاخته ام ، صحرای ابدیت را درنوردیده ام ، بال در بال فرشتگان ، در فضای پاک ملکوت شنا کرده ام ، با خدایان ،ایزدان با همه ی الهه های زیبای آسمان ، با همه ارواح جاویدی که در نیروانای روشن و بی وزش آرام یافته اند آشنا بوده ام .از هر جا ، از هر یک یادی ، یادگاری ، برایت آورده ام . از سیمای هر کدام زیباترین خط را ربوده ام ، از اندام هر یک نازنین طرح را گرفته ام ، از هر گلی ، افقی ، دریایی ، آسمانی ، چشم اندازی ، رنگی یده ام ، و ، با دست و دامنی پر از خطها و رنگها و طرح های آن سوی این آسمان زمینی ، از معراج نیمه شبان تنهایی ، به دامان مهربان تو – ای دامن حریر مهتاب شبهای زندگی سیاه من – فرود آمده ام ، نشسته ام تا آن ودیعه ها که از آسمانها آورده ام در دامن تو ریزم .
برگرفته از کتاب هبوط در کویر............ . علی شریعتی ی که نگاشتن شا ارها، یکی از هنرهای اوست او که سیاووش وار از آتش رازآلود زمان گذشت برای جلوه گری قلبهای عاشق جوانان را و برای ارشاد ، حسینیه را برگزید. برای ارشاد وبرای کشیدن خط بطلان بر مثلث سیاه زر و زور و تزویر. قهرمانی که داستان عجیب زندگیش پاسخ به هزار سوال بی جواب است که برخی هنوز در ذهن جستجوگر جماعت دردآشنا ، بی پاس. سلام خدمت تمامی دوستان و عزیزان همراه : از امروز به خاطر دوستان و همکاران و عزیزانی که با " اینترانت " سروکار دارند ، مطالب در وبلاگ جدید خانه بهداشت مزینان با آدرس " http://behdashtemazinan.blog.ir/ " پخش خواهد شد و با عرض پوزش از همراهانی که همیشه یار و یاور ما بودند و هستند ، از این پس با آدرس جدید در خدمت شما هستیم . در ادامه راه محتاج دعای خیرتان ه. همزمان با زادروز تولد فرزند شایسته کویرمزینان علی شریعتی مزینانی مستند تلویزیونی«فرزند کویر» از شبکه ی مستند سیمای پخش شد. به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ در این مستند50 دقیقه ای که به نویسندگی و کارگردانی مینو بیگی تهیه شده گوشه هایی از ناگفته های زندگی علی شریعتی مزینانی به همراه تصاویری از زادگاهش مزینان و مصاحبه با دوستان شریعتی و های آرشیوی ساعت 20 پنجشنبه دوم آذر از شبکه مستند سیما پخش شد.
به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan
هنوز باورش برایم سخت و دشوار است 8 روز بیشتر از انتشار شعر دهقان فداکارش که در رثای ریز علی خواجوی گفته نمی گذرد و خودش در شامگاه 21 آذر برای همیشه رخ در نقاب خاک کشید. صحبت از ی بزرگ ، خطیبی توانا ، شمندی متفکر، شاعر شیرین سخن حجت ال والمسلمین حاج شیخ حبیب اله عسکری مزینانی است... آری او رفت و برای ما فقط دریغ و افسوسی فراموش ناشدنی باقی ماند ... آن مرد برای من تنها یک پدر نبود دوستی بود که غم و شادی های مان را باهم تقسیم می کردیم اما این بار تمام اندوه را برای ما گذاشت و خود شادمانه رفت ...دیگر نمی دانم از که باید سراغ حدیث و روایت را بگیرم ! مزینان را در کلام کدام دانایی جستجو کنم او دایره المعارف زنده ای بود که هرگاه به دنبال کلمه ای می گشتم منبعش را در اثر بزرگان حتی باذکر صفحه و سطرش معنا می کرد ، افسوسم به خاطر ای است که مالامال از علم و دانایی بود اما آیا چاره ای جز صبر و سکوت در فراق حبیب هست ؟! و من بازهم ت می مانم در خلوت تنهایی خویش می سوزم و می سازم و دل خوش می دارم که این نیز مشیّت الهی است و او روزی دیگر بر می گردد و شعرهای زیبایی برایم می سراید .... اکنون شرح مختصری از زندگینامه ی این و مراد خویش را که سال 92 در همین پایگاه تقدیم کردیم بازنشر می کنیم تا شاید به این طریق کمی از غم جانکاه و سختن دل های داغدارمان با یاد خاطرات گرانقدرش آرام گیرد... حجت ال حبیب الله مزینانی ملقب به عسکری در سال ۱۳۳۰خورشیدی در مزینان و در خانواده ای متوسط اما به شدت مذهبی و معتقد متولد شد . پدر ایشان مرحوم کربلایی حسن مزینانی در کنار کار کشاورزی که از اجداد خویش به ارث برده است به کار تجارت پنبه و زیره و دکانداری در مزینان مشغول بوده است که اغلب بلوک مزینان چون او را فردی امین می بینند مایحتاج عمومی خویش را از وی یداری می نمایند . حبیب الله، دوران دبستان را در محضر اساتید مزینانی ؛مرحوم میرزا مندلی ضیایی ، عباسعلی صدیقی ، صانعی و مهری تا ششم ابت به پایان می رساند و به دلیل بیماری پدر که تنها حامی آنهاست و با توجه به وضع معیشتی آن دوران برای کمک به تأمین معاش خانواده راهی گرگان و گنبد و دیگر امی شود و در کار درو و پنبه چینی مشغول می گردد و پس از مرگ پدر به کار مغازه داری مشغول می شود اما چون از نعمت صدای خوبی برخوردار است هیچگاه مداحی و نوحه خوانی را فراموش نمی کند و همین امر مشوقی می شود تا او با ثبت نام در مدرسه علمیه عتیق مزینان که به همت مرحوم شریعتمدار در مزینان بنیان نهاده شده است به جمع طلاب علوم دینی بپیوندد و از محضر شیخ قربانعلی شریعتی عموی علی شریعتی مزینانی و معروف به شریعتی بزرگ بهره مند شود. وی از همان ابتدا نبوغ خویش را به نمایش می گذارد و هنوز مدتی از پوشیدن لباس ت نگذشته که یکی از منبری های معروف مزینان و روستاهای مجاور می شود و با یک دستگاه موتور گازی که یداری می نماید برای تبلیغ دین به دورترین روستاها و قراء مزینان و حتی جوین می رود و روضه خوانی می کند . حجت ال عسکری در سن ۱۷ سالگی با دختر عموی خویش ازدواج می کند و برای تأمین مخارج زندگی مجبور می شود علاوه بر ادامه تحصیل و شرکت در مجالس روضه خوانی به کار در مغازه بپردازد اما او که سرشار از نبوغ واستعداد خدادادی است با تمامی مشغله ای که دارد به سرودن شعر نیز بدون آنکه در این زمینه کلاسی و یا ی را ببیند می پردازد . البته این نیز یکی از خصوصیتهای مردم مزینان است چرا که اغلب مردم مزینان ذوق خاصی در ادبیات به ویژه شعردارند و از این جمله اند مرحوم بابا قاسم ، محمد الله وردی ،مرحوم کربلایی غلامرضا حسن زاده و حاج علی گلستانی که بدون آنکه سواد قابل تأملی داشته باشند اشعاری نغز به خصوص در رابطه با مزینان سروده اند. در زمان فوت مرحوم شیخ قربانعلی شریعتی که مزینان در آن زمان مملو از علاقمندان به آن مرحوم شده بود و تا مدتها مردم مزینان سوگوار فقدان آن عالم ربانی بودند، این جوان دو قطعه شعر در وصف ش می خواند که مورد توجه و تشویق محمدتقی شریعتی و فرزندش علی قرار می گیرد و از این زمان دوستی آنها آغاز می شود و بارها با سقراط اسان و فرزند بزرگوارش هم سخن می شود و از محضر فیض می برد و محمد تقی شریعتی مزینانی از او تجلیل و کتاب تفسیرش را به خط خویش مزین می کند و به این جوان هدیه می نماید. پس از مراسم ، شریعتی از وی می خواهد که با او همراه شود و بار دیگر شعرش را که در وصف عمویش سروده بخواند و او در حالی که آرام آرام از کنار درختهای بیدی که سر بر شانه ی هم نهاده اند و آب را تا مزرعه همراهی می کنند می گذرد و همنوا با فرزند شایسته کویر می خواند: شجر گلشن فضیلت رفت میوه ی باغ علم و حکمت رفت بار دیگر ز خاندان علم و ادب عاشق مکتب فقاهت رفت چون شنید ارجعی الی ربک گفت لبیک و با اجابت رفت مرغ روحش زسجن تن بیرون پر گشوده به باغ جنت رفت شمع سوزان نان کویر زاهدانه و با مناعت رفت این ادیب در کنار مردم بود مردمی بود و با وجاهت رفت سخنش عترت است وقرآنی آن مرید کتاب و عترت رفت همه گویند بافغان و وش شریعتی حاکم شریعت رفت این سخن زعسکری بشنو کز مزینان جلال و عزت رفت مات و مبهوت به لبان این طلبه ی جوان نگاه می کند و چون وش و جوشش او را می بیند بی اختیار لبخندی می زند وقتی شعر او پایان می یابد با او می کند :کزمزینان جلال وعزت رفت. و سپس می پرسد : آقای عسکری آیا مطالب مرا که منتشر شده خوانده ای و متعجبانه می شنود که : بله اغلب کتابها و مقالات شما را که در کیهان منتشر کرده اید خوانده ام. بیشتر مجذوب او می شود به خانه ای که حالا در آنجا حضور دارد دعوتش می کند به پدرش می گوید : پدر این شیخ جوان را ببین که در این روستای دور افتاده آنچه را من در پایتخت می نویسم و می گویم خوانده است. نیز او را مورد تشویق قرار می دهد و بابت شعری که در رثای برادرش خوانده تشکر می کند سپس مناظره ای بین و عسکری جوان رخ می دهد که دراین مناظره که تاشب طول می کشد او نظر را درباره ی دعای ندبه به نقد می کشد و پس از این مناظره ی علمی رو به می کند و می گوید : بخدا قسم روح قدسی در این آقا دمیده شده است . پس از این گفتگو و مناظره احترام خاصی برای او قائل می شود و در موقع خداحافظی کفشهای این طلبه را جفت می کند و با چراغ فانوسی که در دست دارد تا وسط بازار همراهیش می نماید و به اصرار عسکری از هم جدا می شوند قبل از خداحافظی از او می خواهد که به تهران بیاید و در مراکز ی و مجامع روشنفکری سخنرانی کند ولی عسکری پاسخ می دهد : من ترجیح می دهم در این لباس بمانم و تبلیغ دین کنم . هم او را تشویق می کند و می گوید : پس دراینجا نمان و به مشهد برو. پس از آتشی که با این سخن آ ی شریعتی در وجودش شعله ور می شود او به فکر فرو می رود و آن شب که در روی پشت بام خانه ی پسرعمویش تا صبح به آسمان کویر خیره شده بود او نیز بارها سخن او را تکرار می کرد : به مشهد برو ... آوازه سخنرانی جوان و جویای نام مزینانی به دادگر که اکنون در مشهد و در بیمارستان رضا(ع) متخصص قلب و عروق می باشد می رسد؛ آقای برای ختم پدرشان وی را به کلاته مزینان برای سخنرانی دعوت می نماید. و از این پس هرجا مراسمی بزرگ ب امی شود او به عنوان گزینه ی اول سخنران دعوت می گردد اما شرری که شریعتی به جانش انداخته یامی ندارد و آ هم تسلیم می شود و سال ۱۳۵۵ه. ش راهی مشهد مقدس می شود و در مدرسه حضرت ولیعصر (عج) جامع المقدمات را آغاز می کند.سپس به درس حجت ال حجت هاشمی ادبیات عرب در جهان می رود و سیوطی ، مغنی و قسمتی از مطول را نزد ایشان می آموزد و سپس اصول فقه و معالم را از محضر صالحی نیشابوری بهره می برد و لمعتین را نیز در محضر شیخ یعقوب واعظی می خواند . حجت ال عسکری همچنین سطح دوم حوزه را نزد غلامرضادهشت و آیت الله مرتضوی ، کفایتین را در محضر آیت الله رضا زاده و درس خارج فقه و اصول را نزد آیت الله میرزاعلی فلسفی برادر خطیب شهیر حاج شیخ محمدتقی فلسفی با موفقیت گذراند.
سال ۵۶ فرا می رسد و علی شریعتی قبل از هجرت به اروپا و شهادتش در بیست و نهم داد ماه آن سال به مزینان می آید و نام آشنای او یعنی حجت ال حبیب الله مزینانی عسکری نیز در مزینان حضور دارد او را پشت ترک موتور گازی سوار می کند و به سمت قبرستان مزینان که اکنون به بهشت علی (ع) معروف است می برد. دلش بدجوری گرفته و وقتی سرقبر اجدادش می رود به طلبه ی جوان می گوید: دلم گرفته عسکری ،چی داری که برایم بخوانی؟ عسکری وقتی شوریده حالی او را می بیند با صدای بلند و انگار که در مجلسی روضه خوانی می کند شروع به خواندن قسمتی از سخنان المونین حضرت علی (ع) می کند که چون از جنگ صفین برمی گردد رو به مزار اهل قبور در فبرستان کوفه می کند و می فرماید: یَا أَهْلَ الدِّیَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ یَا أَهْلَ ُّرْبَةِ یَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُکِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُکِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُمْ .ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِی الْکَلَامِ لَأَخْبَرُوکُمْ أَنَّ خَیْرَ ا َّادِ َّقْوَى . و چون المومنین (ع) از صفین باز مى‏گشت، به گورستان بیرون کوفه نگریست و فرمود: اى اهالی خانه های هراسناک، و محله هاى تهى و گورهاى تاریک، و اى غنودگان در خاک ، اى بى ان، اى تنها گان ، اى وحشت زدگان ، شما پیش از ما رفتید و ما به دنبال شما به شما ملحق خواهیم شد. امّا خانه‏ ها، در آنها آرمیدند، امّا ن، به همسری‏شان گزیدند. امّا مالها، پخش گردیدند. خبر ما جز این نیست، خبرى که‏ نزد شماست چیست؟ سپس به یاران خود نگریست و فرمود: اگر آنان را رخصت مى‏دادند که سخن گویند شما را خبر مى‏دادند که بهترین توشه ‏ها پرهیزگارى است شریعتی همچون ابر بهار زار زار می گرید و اشکهایش خاک مزار پدر بزرگش را نمناک می کند. عسکری که حال او را می بیند روضه را قطع می کند چون می ترسد با این حالی که او پیدا کرده و گریه هایی که می کند جان به جانان تسلیم نماید لذا او را تسلی می دهدو می گوید : جان شما هم انسان آگاه و زنده دربین این مردمی که مانند اموات خاموشند و نمی توانند شما را درک کنند هستی بهتر است کنار این قبور با اموات صحبت کنی چون اهل قبور روحشان آگاه است و سخن زنده ها را می شنوند . او را تنها می گذارد و به گوشه ای می رود پس از گذشت دقایقی آرام می شود و به نزد او می رود رو مه ی کیهانی را از جیبش در می آورد و به عسکری نشان می دهد و می گوید:شیخ، ببین این آقایان چی برعلیه من می نویسند: طرف مرا که عمری است از علی و فاطمه و حسن وحسین می گویم متهم به طرفداری از مار یسم ی کرده است . حداقل شما خاندان مارا می شناسید و می دانی که ما مجذوب مکتب ت و ولایتیم .عجیب است بعضی از ون وابسته به رژیم(پهلوی) مرا متهم به وه بودن می کنند در صورتی که خود وه ون مرا شیعه ی غالی می دانند. حاکمیت هم مرا مار یسم می داند ... عسکری که بی تردید اغلب آثار شریعتی را خوانده و خط به خطش را تحلیل و تفسیر کرده است پس از شهادت فرزند شایسته کویر در محفلی به نقد و تعریف و تمجید او می پردازد و در سخنرانی هایش از سخنان انقل او استفاده می کند و برای برقراری و پیروزی انقلاب ی تلاش فراوانی می کند.
بارها توسط ساواک تهدید می شود و بعد از انقلاب وی یکی از ون پیشتازی است که با سخنرانی های انفل در مراکز مختلف به ویژه زادگاهش مزینان جوانان را ترغیب به مبارزه می نماید و هرگاه پیکر شهیدی از جبهه ها مراجعت می کند او برای نشییع شهید از مشهد به مزینان می آید و در مراسم بزرگداشت و مجالس یادبود لاله های کویر سخنرانی می نماید و علی رغم توصیه شهید برونسی که مخفیانه در درس ی شرکت می نمایند وقتی شوق او را برای حضوردر جبهه می بیندبه ایشان خطاب می کند :"شما در پشت جبهه بمانید و وظیفه تبلیغی را انجام بدهید" طاقت نمی آورد و در سنگر جهاد حضور می یابد تا همچون ش حاج میرزا جواد تهرانی از فیض حضور در جهاد محروم نماند... این پیش وت که بیش از50 سال برای ترویج و تبلیغ مکتب اهل بیت علیهم السلام زحمت کشیده و در ایام محرم حضور در جمع همشهریان مزینانی را بر مجالس بزرگ مشهد ترجیح می دهد علاوه برکار تبلیغ به سرودن هزاران بیت شعردر منقبت آل الله و زادگاهش مزینان پرداخته که به زودی دیوان اشعارش منتشر می گردد. پایگاه اصلی او در جوار بارگاه ملکوتی هشتم(ع) مسجد موسی بن جعفر(ع) است که بیش از سی سال در این سنگر و مساجد زمان(عج) و رضا(ع) به تبلیغ دین پرداخت و به پاس همین خدمات صادقانه هیئت امنای مسجد و علاقه مندان به او ع ی را به یادگار می گیرند و به تأسی از حکیم توس تک بیتی را ضمیمه ی آن می کنند که: « بسی رنج بردی در این سال سی که دین زنده کردی به مسجد بسی» عاقبت این خطیب توانا و مجاهد نستوه و رزمنده هشت سال دفاع مقدس و م ع راستین انقلاب و مزینان دوست واقعی شامگاه 21 آذر ۱۳۹۶بر اثر بیماری قلبی دارفانی را وداع گفت و پیکر مطهرش پس از تشییع با شکوه در حرم رضوی و زادگاهش مزینان در بهشت علی (ع) این دیار تاریخی برای همیشه آرام گرفت...
به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan #filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} علی شریعتی علی شریعتی 16 صفحه زندگی علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در مزینان ، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق ی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد. در سال ۱۳۳۱ ، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی ، یکی از همکلاسی‌هایش ازداوج کرد. ...
دریافت فایل


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] با حضور استاندار اسان رضوی، طرح ملی توسعه ی روستایی در استان رونمایی شد.
به گزارش روابط عمومی استانداری اسان رضوی، علی رضا رشیدیان در این مراسم با بیان این که فضای عمومی روستاها باید به سمت رشد و توسعه هدایت شود، افزود: این روند با آگاهی بخشی به مردم و مشارکت آنان در فرایند تحقق توسعه، امکان پذیر خواهد شد.
وی با اشاره به نقش روستائیان در تولید کشور، اظهار داشت: جامعه ی روستایی باید به سطح بالایی از برخورداری های عمرانی نائل گردد.
استاندار اسان رضوی، مولفه تقویت آموزش در بحث توسعه را مورد تاکید قرار داد و در ادامه خاطر نشان کرد: تحقق توسعه روستایی یک رویکرد مردمی است که ت پشتیبان و هماهنگ کننده همه جانبه آن خواهد بود.
رشیدیان با بیان این که توسعه زمانی محقق می شود که فاصله بین مرکز و پیرامون به کم ترین حد خود برسد؛ تصریح کرد: باید تمام سعی خود را در راستای تعریف مبانی توسعه ملی در روستاها بر اساس منویات ی (مدظله العالی)، معطوف نمائیم.
وی خواستار تعامل و همکاری همه جانبه مردم، دهیاران، بخشداران و فرمانداران در اجرای این طرح ارزشمند شد.
گفتنی است در این جلسه که با حضور معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری اسان رضوی، فرمانداران، بخشداران و دهیاران 29 روستاهای منتخب همراه بود؛ متن سند توسعه روستایی قرائت و به دهیاران آن ابلاغ گردید. واحدی از روستاهای شهید بهشتی شهرستان با ز، جزین شهرستان بجستان، روستای کوشه بردسکن، فرمان آباد تایباد، رونج تربت جام، سربالا از تربت حیدریه، فراشیان جغتای، انداده از جوین، اسجیل از چناران، مزده از خلیل آباد، زوزن خواف، شم آباد از خوشاب، جشن آباد از درگز، باسفر از رشتخوار، کاریزک ناگهانی از زاوه، خسروجرد از سبزوار، بزنگان از سرخس، ازغد از طرقبه و ش ز، کته شمشیر علیا از فریمان، همت آباد زمانی از فیروزه، ینگه قلعه هودانلو از قوچان، فروتقه از کاشمر، بیلند از گناباد، مارشک و ده سرخ از مشهد، عبدل آباد از مه ولات، احمد آباد از نیشابور، مزینان از داورزن و یکی از روستاهای کلات به عنوان 29 روستای منتخب برای اجرای طرح اسناد توسعه روستاهای اسان رضوی نام برد. کُلنل پسیان و نصرت لشکر « کُلنل پسیان » همواره تردیدِ خود را در موردِ صداقت حکومتِ مرکزی و تضمینهای آن اعلام کرده بود و به راستی هم « قوام » در همان حال که حکومتِ مرکزی سرگرمِ مذاکره با « کُلنل » بود به تبانی با رؤسای عشایر ادامه می داد . در اواسطِ مرداد ماه تلاشهای او برای برانگیختنِ این رؤسا علیه رژیمِ ژاندارم به ثمر نشست . مثلاً « نصرت لشکر » ، فرماندۀ قوای محافظِ راهِ مشهد ـ تهران ، که با « والی سبزوار » که حامی « کُلنل » بود اختلافاتی پیـدا کرده بود ، نامه ­ای از « قـوام » دریـافت کرد که استقـلالِ او را از « والی » اعلام می­کرد . بلافاصله « کُلنل پسیان » تصمیم گرفت چهارصد ژاندارم را به فرماندهی « ماژور بهادُر » در سبزوار مستقرّ کند تا هم قدرتِ « والی » را در برابرِ « نصرت لشکر » افزایش دهد و هم راه را بر هر قشونی که از تهران می­ آمد ببندد . بعد از برطرف شدنِ مشکلاتِ مالی ، نخستین دسته از نفراتِ ژاندارم ، مشهد را تَرک د و در پیِ آنان نیروی اصلی در 22 مرداد به سبزوار اعزام شد . ... در همین احوال ، حکومتِ تهران در فکرِ اعزامِ قوایی به اسان بود . رضاخان قصد نداشت قبل از سرکوبِ جنگلی ­ها مستقیماً با « کُلنل پسیان » درگیر شود امّا موفّقیّتهای اخیرِ قزّاقها در مازندران گُشایشی در امور پدید آورده بود . روزِ هشتم شهریور ، گروهی از قوای قزّاق از تهران به جانبِ شرق حَرَکت کرد و بخشی دیگر نیز روزِ هجدهم شهریور به آن پیوست امّا نیروهای حکومتی به فرماندهی « ژنرال حسین آقا خُزاعی » در شاهرود توقّف کرد و از آنجا جلوتر نرفت . بی ­تردید « رضاخان » مایل نبود قزّاقهای خود را که نه تشکیلاتِ منظّم و نه سلاحِ مناسب داشتند به مصافِ ژاندارمهای وفـادار و مجهّـز « کُلنل » بفرستد . راهِ مشهد با استقـرارِ دسته­ های چهارنفرۀ ژاندارم در هر 16 مایل ( تقریباً 27 کیلومتر ) محافظت می ­شد و یک واحدِ بزرگ نیز به فرماندهی « ماژور بهادر » از مدّتی قبل در سبزوار مستقرّ شده بود تا از پیشروی هر نیرویی به سوی مشهد جلوگیری کند . بخشی از قوای « بهادر » به سمتِ غرب حَرَکت کرد و در مزینان ایستاد و در نتیجه قوای « راه­ بان نصرت لشکر » به عبّاس ­آباد عقب نشست تا به قوای قزّاق در شاهرود بپیوندد . بدین ترتیب دو نیروی متخاصم رو در روی هم مستقرّ شدند امّا جبهۀ سبزوار تا وقتی « کُلنل » زنده بود آرام باقی ماند . « کُلنل پسیان و ناسیونالیسم انقل در ایران ، استفانی کرونین ، مترجم ؛ عبدالله کوثری ، نشر ماهی ، چاپ اوّل ، بهار 1394 ، ص 51 و 54 » پست 4337 : متن نقلی. به مناسب ایام الله دهۀ فجر: «رویکردهای روزآمد شریعتی:  علی شریعتی در سال 1312 هجری شمسی در روستای مزینان در استان اسان متولد شد. وی پس از اتمام تحصیلات ابت و متوسطه، راهی پاریس و در آنجا موفق به اخذ ای جامعه‏شناسی شد. تلاش برای الجزایر: او ضمن تحصیل در فرانسه، برای کشور الجزایر نیز کوشش‏های چشمگیری کرد. دستگیری پس از بازگشت به کشور:  شریعتی در سال 1343 به ایران بازگشت و بلافاصله به خاطر مبارزاتی که علیه رژیم ستمشاهی انجام داده بود، دستگیر و روانه زندان شد. به گزارش پایگاه مرکز اسناد انقلاب ی، او پس از از زندان ضمن اشتغال به تدریس، به انجام سخنرانی‏های روشنگرانه همت گماشت. برگزاری جلسات بحث و سخنرانی در حسینیه ارشاد: در این زمان، شریعتی مبارزات خود را با برگزاری جلسات سخنرانی و بحث، در حسینیه ارشاد تهران ادامه داد. او در کنار ان و متفکرانی نظیر شهید مرتضی مطهری و شهید باهنر، حسینیه ارشاد را به پایگاهی برای تغذیه فکری نسل جوان تبدیل کرد. معلم و تئوریسن برجستۀ انقلاب علی شریعتی شریعتی در این دوره با بازخوانی بخش هایی از تاریخ و معطوف آن به شرایط روز ایران و جهان ، قشر تحصیل کرده و به ویژه دانشجویان را به ژرف‌کاوی در معارف ی با رویکردی کاملا اجتماعی سوق داد. حضور گسترده نسل جوان در حسینیه ارشاد بیانگر توفیق شریعتی در این راستاست. همین رویکرد روزآمد و اجتماعی باعث شد شریعتی بارها مورد خصومت ساواک قرار گیرد. اما او در سراسر دوران فعالیت علمی‌اش از این رویکرد دست نشست و آموزه‌های را همواره معطوف به تغییر و اصلاح شرایط جامعه می دانست. موضعگیری علیه رژیم صهیونیستی: افزون بر این، او در این گونه مباحث رویکردی صریح علیه رژیم صهیونیستی داشت که در آن برهه در میان طبقه روشنفکر کم سابقه بود و نشان می‌داد که شریعتی افزون بر دغدغه‌مندی به تحولات کشورش، نسبت به شرایط سایر نقاط جهان نیز، حساس و پیگیر است. علاقه مندی شریعتی به (ره):  شریعتی به (ره) علاقه مند بود و محققی فعال به شمار می‏رفت، به طوری که در طول زندگی کوتاه خود، بیش از 200 اثر به صورت کتاب، جزوه و مجموعه نوار سخنرانی از خود بر جای گذاشت. دستگیری مجدد و عزیمت به لندن: فعالیت‏های فرهنگی شریعتی، سبب دستگیری مجدد او شد و پس از ، در تاریخ 16 اردیبهشت 1356 به لندن مسافرت کرد و در 29 داد همان سال در آن شهر به طرز مشکوکی درگذشت. پیکرش را پس از چند روز به منتقل د و در زینبیه به خاک سپردند.» (منبع: اینجا) کتابِ « تشیّع در سبزوار عهدِ قاجار » تألیفِ سیّد حسین مجتبوی ـ بتول مشتاق ، چاپ اوّل 1394 را مدیریّت امور پردیسهای فرهنگیان اسان رضوی با همکاری نشر مرندیز منتشر کرده است . من به عنوانِ یک فرومدی علاقه ­مند به مطالبِ مربوط به سبزوار و فریومد این کتاب را مطالعه . این کتاب 132 صفحه و 5 فصل دارد . فصل اوّل ( پیدایشِ تشیّع و سیرِ تاریخی آن در ایران تا پیش از قاجاریّه ) که 47 صفحه است و دوره­ های مختلفِ طاهریان ، صفّاریّان ، سامانیان ، غزنویان ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان ، ایلخانانِ مغول ، صفویان را در موضوع تشیّع شرح داده است . در فصل دوم تشیّع در سبزوار قبل از قاجار و دورۀ قاجار را بررسی کرده است . در فصلِ سوم و چهارم و پنجم عواملِ « فرهنگی » و « اجتماعی و اقتصادی » و « » مؤثّر در گسترشِ تشیّع در سبزوارِ عهدِ قاجار را بررسی کرده است . من که در تمامِ صفحه ­ها دنبالِ آن بودم تا نامی از « فریومد / فرومد » ببینم تنها در صفحۀ 108 مؤلّف توضیحی در بارۀ « موقوفاتِ روستای فارمد سبزوار » نوشته و در پاورقی آورده است که ؛ فارمد ( فرومد / فریومد ) : این دِه از 1365 ه ش جزوِ استانِ سمنان شده است . این چطور بررسی و تحلیلی است ؟ فریومد / فرومد از سال 1365 هجری شمسی جزو اسان نشده است بلکه حدوداً از سال 1300 از سبزوار جُدا و جزوِ شاهرود شده است ! سندی به تاریخ 3 / 10 / 1305 هست که مردم فرومد به مجلس شورای ملّی نوشته­ اند تا دوباره از شاهرود ملحقّ به سبزوار شوند و سندی دیگر که مردم مزینان در تاریخ 15 / 4 / 1300 اعتراض کرده ­اند که به شاهرود ملحقّ نشوند . در مقاله ­ای تحتِ عنوان « فریومد / فرومد » فارمد نیست ، [ اینجا ] نوشته ­ام که فارمد روستایی در بیست کیلومتری مشهد و فرومد روستایی در سیصد و بیست کیلومتری مشهد است . و در هیچ کتابِ تاریخی فریومد ، فارمد خوانده نشده ، اگر در فرهنگِ لغت این دو اشتباه شده به جهت آن بوده که نویسندگان « قلم » را همراه « قدم » نکرده­ اند و به تحقیقِ کتابخانه ­ای بسنده کرده و تحقیقِ میدانی نکرده­ اند . متنِ وقفنامه که از اراضی زیرِ دشت و بالای دشت فارمد سخن می ­گوید با همان فارمدِ طوس هماهنگ است نه با فرومد . در فرومد هم رباطی کنارِ قبرستان در سال 1285 نبوده است و ... با آقای سیّد محسن حسینی هم که مقالۀ معرّفی وقفنامۀ فارمد را نوشته و آن را فرومد پنداشته است ، صحبت و پذیرفت که در این مورد اشتباه کرده است . پرسشی که در اینجا رُخ می­ دهد این است که اگر مؤلّف محترمِ کتاب فکر کرده فریومد تا سالِ 1365 ه ش جزوِ سبزوار بوده و در این کتاب « تشیّع در سبزوار عهدِ قاجار » را بررسی کرده ، چرا هیچ مطلبی در بارۀ ساداتِ فریومد که در تاریخِ بیهق هم به آن اشاره شده ، نکرده است با اینکه دو بقعه از سادات اکنون در فرومد وجود دارد ؟! و چرا آن گونه که در کتابِ تاریخ بیهق آمده که ابویعلی زید از ساداتِ زباره در دورۀ سلجوقیان به فریومد آمده و از آنجا رهسپارِ اصفهان شده [ اینجا ] و فرزندش ابوالقاسم علی در دورۀ سلجوقیان « رئیس » بوده ، و برای رفعِ حصرِ سبزوار از فریومد نیروی رزمی بُرده است . نامی از ایشان و فریومدی بودنش نیاورده در صورتی که بیهقی نوشته : آثار ف الدین ابوالقاسم در راه مکّه و کوفه ظاهر است و بدین سبب لقبِ مجدالسّادات گرفته و تِ سلجوقی برایش تشویقی صادر کرده است ! [ اینجا ] یا در صفحۀ 101 که نام چهار تن از مدفونانِ آرامگاه خسروجرد را نوشته ، نگفته است : این عزّالدّین فرزندِ همان ابوالقاسم علی و نوۀ ابویعلی زید محدّث فریومدی است ؟! اینها مطالبی است که در کتابِ تاریخ بیهق نوشتۀ ابوالحسن بیهقی معروفِ به ابن فندق موجود است . مزار سادات در فرومد هم مربوط به همین خاندان است . و با اینکه برای بررسی « تشیّع در سبزوارِ عهدِ قاجار » ابتدا دورنمایی از تشیّع در ایران را بیان کرده و هر موضوعی را ابتدا در ایران بحث می­ کند و بعد به سبزوار و روستاهای اطرافش می ­پردازد چرا هیچ مطلبی در بارۀ ابن یمین [ اینجا ] و پدرش که شاعرِ شیعه مذهب بوده ­اند ندارد یا دربارۀ خانقاهِ فریومد که در وقفنامه­ اش قید شده باید متصّدی آن شیعۀ علی المؤمنین باشد ؟ [ اینجا ] مطلب دیگر که فقرِ کتاب را نمایان می ­کند مطلب زیر است . در صفحۀ 104 ـ 105 در بارۀ « زاده سیّد علی اکبر » نوشته است : [ اینجا ] این زاده در روستای علی آباد پایین ، در بخش داورزن قرار دارد . گفته ­اند که وی برادر زاده سیّداسماعیل در مزینان است . تاریخِ بنا مربوط به سدۀ 11 الی 12 هجری قمری ( دورۀ صفوی ) است . طرحِ این بنا به صورتِ مربّع است که ورودی آن به شکلِ ایوانی مشخّص شده است . مصالحِ بنا خشت و مقداری آجُر در قسمتِ فوقانی است . ورودی بنا در ضلعِ شرقی است و درِ دیگری در ضلعِ غربی موجود بوده که مسدود شده است . حیاطِ زاده دارای محوطۀ مشجّری است . طرحِ بنا شبیه به آثارِ پیش از عهدِ صفوی در اسان است ولی به علّت تعمیراتِ مکرّر ، عناصرِ بسیار کمی از طرحِ اوّلیّۀ آن باقی مانده است . نقّاشی سر درِ ورودی و داخلِ بنا ارزشِ هنری ندارد . قراخانی بهار ، حسن ، آثارِ باستانی و معماری بقاع متبرّکه اطرافِ شهرستانِ سبزوار و اسفراین ، ص 19 دقّت کنید کتاب در سالِ 1394 چاپ شده است . بُقعۀ سیّد علی اکبر در علی آباد در سالِ 1365 از بُن اب شده و در شکل و هندسۀ جدیدی ساخته شده است ولی مؤلّف به کت استناد کرده که ویژگیهای بُقعۀ زاده سیّد علی اکبر را که مربوط به سی سال پیش بوده و اکنون اثری از آن نیست شرح می ­دهد . یعنی قدم با قلم همراهی نکرده تا ببیند چه می ­نویسد ! در صفحۀ 90 در بارۀ روستایی با نامِ « کلاته سادات » سخن گفته شده که نزدیکِ « صد و » است در صورتی که روستایی دیگر هم به نامِ « کلاته سادات » [ اینجا ] از توابعِ دهستانِ فریومد است و از آن غفلت شده است . وقتی قرار است از سبزوار عهدِ قاجار سخن گفته شود ، این روستاها هم در عهدِ قاجار جزوِ سبزوار بوده است . جُدای از آنکه در قرنِ هشتم فریومد مرکزِ ای ِ اسانِ بزرگ بوده و علاء الدّین محمّد فریومدی در قلعۀ « شهرستانِ فریومد » مستقرّ بوده و در مشهد گُنبد و مناره ساخته است . [ اینجا ] متأسّفانه در پایان نامه ­ای با عنوانِ « معماری ی در اسان از سلجوقیان تا صفوّیه » در دورۀ کارشناسی ارشد هم که در سالِ 1378 نوشته شده همین مطلب از همین مأخذ ( آثارِ باستانی و معماری بِقاع متبّرکه » نقل شده است ! در این کتاب داستانِ مثنوی که مولوی در بارۀ « یافتن ابوبکر در سبزوار » نقل کرده و بیانگر شیعه بودن مردم سبزوار در دوران خوارزمشاهیان است به فراموشی س شده و نقل نشده است . [ اینجا ] جواب بازی ج انه کلاسیک مرحله 168 لیست مراحل ج انه کلاسیک جواب مرحله 168 ج انه کلاسیک جستجوی آسان کلمه مورد نظر پاسخ ج انه کلاسیک،جواب مراحل ج انه کلاسیک،جواب های ج انه کلاسیک،ج انه کلاسیک،پاسخ سوالات بازی ج انه کلاسیک،جواب تمام مراحل بازی ج انه کلاسیک،جواب مراحل ج انه کلاسیک،راهنمای حل ج ،راهنمای کلمات حل ج ،راهنمای کلمات ج ی،جواب مرحله ج انه کلاسیک،جواب بازی ج انه کلاسیک خوش ذات
نیک سرشت
آبرو و ارجمندی
حرمت
آبشار زیبایی در‬‫ مرز و کانادا
نیاگارا
روستایی از توابع شهرستان داورزن در‬‫ استان اسان رضوی
مزینان
آن که با شتاب حرکت کند یا کاری را‬‫ انجام دهد
شتابان
مغلوب سورنا
کراسوس
همراز
نجی
از آهنگ های بسیار ‬‫شورانگیز نگیسا
جامه دران
اجرت و پاداش
مزد
دریا
یم
زاهدان قدیم
اب
برج‬‫ داستانی اروپا
نل قد و بالا در حل ج - ja lbaz.blog.ir
سوق
واجار
شیرخشت
من
دیرینه و قدیم
کهن
گهواره‬‫ درختی
ننو
ناخن
شم
اثاثه خانه
مان
قرارگاه
مقر
آزمایش
تست
یکی از‬ ‫آوازهای پنجگانه موسیقی سنتی ایران
بیات اصفهان
خون بها
دیه
ضایع و بر‬‫باد رفته
هدر
دشت
ساد
آغوش
بر
سستی
وهن
نیکو و پسندیده
خوب
حرف‬‫ ندا
ای
نویسنده کتاب «ژان کریستف»
رولان
بخیل
شح
نگهبان
مراقب
سطح و ‬‫طرف بیرون چیزی
رو
ملاحظه و رعایت
پاس
از ای معروف‬‫ ژاپن
ناگازاکی
مادر ف ات
آهن
زخم های چرکین
نواسیر
شهری تاریخی و‬ ‫توریستی در جنوب غربی استان گیلان که این شهر طی شماره‬‫
۱۰۹۰ در فهرست آثار ملی به عنوان میراث فرهنگی و طبیعی‬‫ به ثبت رسیده است
ماسوله
زارع و برزگر
کشاورز
از پزشکان است
داروساز
‬‫سرزمینی باستانی در آسیای صغیر که کرزوس آ ین پادشاه‬‫ آن به داشتن
ثروتی سرشار در تاریخ شهرت دارد
لیدی
از نام های‬‫ پرطرفدار مردانه
علی
اسلاید فارسی
نمایک
مخترع زیردریایی
هالند
یزید‬‫ شقه شده
یز
راه راست یافته و هدایت شده
مهتدی
باز
وا
عداوت و ‬‫دشمنی
کین
خانه پشت به آفتاب
نسر
سال گذشته
پار
از خانواده هفت‬‫سین
سنجد
ابن عرس
راسو
مشاور
رایزن
کالباس اصغر
سوسیس
سنگریزه
شن
پی‬‫
دنبال
رام نشد
را
پاینده
جاویدان
مرد جوان
شاب
همه دارند
نام
بایسته‬‫ و لازم
حتم
........ در خواب بیند پنبه دانه
شتر
بیماری جلدی
گال
‬‫هادی و راهبر
راهنما
استخوان بندی و چهارچوب آهنی زیر اتومبیل‬‫ که قسمت های دیگر روی آن قرار
می گیرد
شاسی
تغییر داده‬‫ و بدل شده
مبدل
پگاه
صبح زود
رشته و نخ
تار
جلوی هر عددی قرار‬‫ گیرد آن را ده برابر می سازد
صفر
مبحثی در شیمی
الی
کشتی‬‫ جنگی
ناو
مقدس ترین شهر جهان
مکه
شهرت یافتن و‬‫ معروفیت
نام آوری
عدد پیشتاز
یک
ارواح
جان ها
اندک
کم
امید و آرزو‬‫
آرمان
از هنرهای تصویری و هنری دوبعدی که بر روی سطح انجام‬‫ می شود
نقاشی
رختشوی
گازر
ای ی در هند
بهار
شیر بیشه
اسد
با ‬‫ضربات چکش فرو می رود
میخ
صنف و گونه
نوع
می گویند ابزار‬‫ ترقی است
رو
ش ت خورده
مقهور
نقش هن یشه
رل نقش هن یشه در حل ج - ja lbaz.blog.ir
پویشگر‬‫ فرنگی
اسکنر
مرکز ای آیداهو
بویزی اختصاصی از یاری فایل تحقیق کامل درباره شریعتی از تولد تا شهادت 48 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 48  شریعتی از تولد تا شهادت: علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کا از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن ی دانش آموزان نمود.در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند. علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقل ترین کتابهای خود یعنی ابوذر نمود .در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق حصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد . علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه تی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان بخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک ی در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .اوج فعالیتهای در سال 1345 هنگامی که به عنوان یار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت . علی شریعتی در سحرگاه 29 داد 1356 در سوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند و دوستان و آشنایان با افکارش را در غمی بزرگ فرو می برد.مجموعه آثار :٣. زن٢.چه باید کرد١.برای خود، برای ما، برای دیگران٦.انسان۵.جهانبینی ایدئولوژی٤.مذهب علیه مذهب۹.بازشناسی هویت ایرانی ی   ٨.علی (ع)  ٧.  انسان بی خود ١٢. شناسی مشهد١١.میعاد با ابراهیم ١٠.روش شناخت ١۵.گفتگوهای تنهای١٤.هنر١٣.ویژگیهای قرون جدید١٨.فرهنگ لغات        ١٧.آثار گوناگون١٦.نامه ها٢١.با مخاطبهای آشنا٢٠.یک جلوش تا بی نهایت صفر١۹.پدر، مادر، ما متهمیم!٢٤.بازگشت    ٢٣.ابوذر ٢٢.خودسازی انقل ٢٧.شیعه      ٢٦.حج   ٢۵.ما و اقبال۳٠.جهت گیری طبقاتی     ٢۹.تشیع علوی، تشیع صفوی٢٨.نیایش۳۳.هبوط در کویر        ٣٢.تاریخ تمدن جلد دوم ۳١.تاریخ تمدن جلد اول
با
تحقیق کامل درباره شریعتی از تولد تا شهادت 48 ص
اختصاصی از سورنا فایل تحقیق و بررسی در مورد زندگی و آثار علی شریعتی 11ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 12 زندگی و آثار علی شریعتی شریعتی از تولد تا شهادت: علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کا از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن ی دانش آموزان نمود.در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند. علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقل ترین کتابهای خود یعنی ابوذر نمود .در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق حصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد . علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه تی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان بخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک ی در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .اوج فعالیتهای در سال 1345 هنگامی که به عنوان یار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت . علی شریعتی در سحرگاه 29 داد 1356 در سوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند و دوستان و آشنایان با افکارش را در غمی بزرگ فرو می برد.آثارابوذر شناسیامت و تانسانانسان بی خوداومانیسم یبا مخاطب های آشنابازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویشتحلیلی از مناسک حجتشیع علوی و تشیع صفویتوتم پرستیجهاد و شهادتجهان بینی و ایدئولوژیجهت گیری های طبقاتی در چه باید کرد؟حجحسین وارث آدمخودسازی انقل روش شناخت زنعلیفاطمه فاطمه استفلسفه تاریخ در کویر (مجموعه مقالات)گفت وگوهای تنهاییما و اقبالمذهب علیه مذهبمسئولیت شیعه بودنمیعاد با ابراهیمنامه هانیازهای انسان امروزنیایشهجرت وتمدنهنرویژگی های قرون جدیدهبوطاستحمارنوروز از زبان شریعتیآری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند...در اسفند سال ۴۶ دانشجویان تاریخ به عنوان سفر علمی به عراق رفتند و من نیز ابتدا عازم بودم اما در آ ین لحظات ناگهان قسمت نشد. چون نوروز را در
با
تحقیق و بررسی در مورد زندگی و آثار علی شریعتی 11ص
ملخ خوارگی فرومد در سال 1308 مقامِ منیع مقدّسِ مجلس شورای ملّی شیّد الله ارکانه عاجزانه به عرضِ مبارک می ­رسانیم که ملخ قریب به چهل وار بذر را از قبیل جو و گندم خورده ­اند ، مجبوراً در مقامِ جمع ­آوری گندم و جوی که هنوز نرسیده است برآمده ­ایم . بند و جالیز را تماماً خورده است . بعضی را از قبیل جوزق [ غوزۀ پنبه ] ، یونجۀ باغات را چون تازه وارد شده ­اند ، دَه یک آن را خورده ، بقیّه را مشغولند . حقیقتاً دعاگویان قطع امید نموده­ ایم . ملخی که ابتداءً آمدند ، کلّیّۀ اهالی از زن و بچّه در مَقامِ دفاع برآمدیم لکن نظر به اینکه پَر و بال داشتند غیرممکن بود و این ملخی که قریبِ ده پانزده روز است به فرومد حمله می ­نمایند از اطراف می ­آیند و چون پَر نداشتند تا به حال قریب به بیست الی بیست و پنج وار آنها را به وسیلۀ گودالهای عمیق و وسایلِ دیگری دفع نموده ­ایم و حالیه را پَر و بال بیرون کرده ­اند ، این است که دیگر از دفعِ آنها عاجزیم . حقیقتاً اگر تِ علیّه در این قسمت در بارۀ دعاگویان مساعدت نفرماید اهل عیالِ ما بدبختها از دست خواهد رفت . در خاتمه انتظار بذلِ توجّه را داریم . از طرفِ دعاگویان عموم اهالی فرومد ـ خاکِ ولایتی شاهرود . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 6 شهر ظفر المظفّر مقامِ منیع رفیعِ هیئتِ دارالشورای ملّی شیّد الله ارکانه محترماً خواطرِ مبارک را مستحضر می­ داریم که در خصوصی ملخ ­خوارگی چندی قبل هم به عرض رسانیدیم . بدبختانه جو تا به حال نرسیده و ممیّزی هم برای بازدیدِ خساراتِ دعاگویان نیامده ، اینک مجدّداً مصدّعِ اوقات مبارک گردیده به عرض می ­رسانیم که ملخ قریب به 30 وار بذرِ جو و گندم ماها را خورده ، لذا مجبوراً در مقامِ جمع ­آوری گندمی که سبز بوده برآمده به این واسطۀ خسارتِ فوق العاده متوجّه دعاگویان شده ، سبزبرگ باغات هم که در عریضۀ قبل عرض نموده بودیم که دَه یک آن را خورده است . حالیه به کلّی از سبزبرگ بی ­بهره هستیم و سردرخت هم نداریم . السّاعه مثلِ چلّۀ زمستان است . تا موقعه ­ای که ملخها پَر و بال نداشتند قریب به شصت هفتاد وار از آنها را تلف نمودیم . بعداً که پَر بیرون د از دفعِ آنها عاجز شدیم . در خاتمه از آن مقامِ منیع استدعای بذلِ توجّه داریم . از طرفِ عموم رعایای فرومد مجلس شورای ملّی ، شماره 4017 ـ تاریخ 16 / 5 / 1308 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . مجلس شورای ملّی ـ شمارۀ ثبت 4017 ـ 26 / 5 / 1308 وزارت جلیلۀ مالیه به نام اهالی فرومد تابع شاهرود در شکایت از ملخ ­خوارگی و تضییعِ محصول و خساراتی که متوجّه آنان شد عرضحالی پُستی رسیده است که سوادِ آن لَفّاً ارسال و مقتضی است اقدام نمایید و نتیجۀ اقدامی را کا در رفاهیّتِ اهالی در حدودِ وظیفه و امکان به عمل خواهند آورد اعلام دارند . رئیس مجلس شورای ملّی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . وزارتِ مالیه ـ ادرۀ تشخیصِ عایدات ـ شماره 26337 ـ تاریخ 20 / 6 / 1308 ریاستِ محترم مجلس شورای ملّی در جوابِ مرقومۀ نمرۀ 4017 ـ 26 / 5 / 1308 متضمّنِ سوادِ مشروحۀ اهالی فرومد راجع به ملخ­ خوارگی محصول زحمت­ افزاست . برای رسیدگی به دعاوی آفت ، دستورِ کُلّی صادر شده ، مقرّر فرمایید متظلّمین به ادارۀ مالیه محلّ مراجعه نمایند . وزارتِ مالیه ثبت در مجلس شورای ملّی ـ شمارۀ 4470 ـ 21 / 6 / 1308 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . مجلس شورای ملّی ـ شماره ثبت دفتر کُلّ 4470 ـ تاریخ هفتم مهرماه 1308 مقصد و آدرس گیرنده : مزینان به وسیلۀ پستخانه کربلایی قربانعلی و سایر متظلّمین مالی فرومد شاهرود عرضحالِ شما راجع به شکایت از ملخ­ خوارگی و تضییعِ محصول به وزارتِ مالیه فرستاده شد مطابقِ جوابهایی که رسیده است ، دستور کُلّی به جهتِ رسیدگی به دعاوی آفت ­زدگی به ادارۀ مالیۀ محلّ صادر نموده ­اند ، مقتضی است به ادارۀ مالیه مراجعه نمایید . رئیس مجلس شورای ملّی
پاو وینت کاروان سرا یا سرای کاروان تاریخ ایجاد 03/07/2016 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 54 اسلاید قیمت: 8000 تومان حجم فایل: 2116 kb تعدادمشاهده 12

پاو وینت کاروان سرا یا سرای کاروان

تعاریف
کاروانسرا های پیش از
کاروانسراهای دوره اشکانی
چاپار خانه
کاروانسرا در دوره ساسانی
کاروانسرای دروازه گچ
کاروانسرای دیر گچین
کاروانسرای انوشیروان
کاروانسراهای بعد از
کاروانسرا های صدر
رباط چاهه یا ماهی
کاروانسرا های دوره سلجوقی وخوارزمشاهیان
نماهای رباط شرف
رباط شرف
رباط ملک
پلان کاروانسرا های دوره ایلخانی و تیموری
پلان کاروانسرای هلاکو_مرند
پلان کاروانسرای جهان آباد یا سپنج
پلان رباط انجیره یا انجیله
کاروانسرای خواجه نظر
کاروانسرا های دوره صفوی تا قاجاریه
کاروانسراهای درون شهری
دسته بندی کاروانسراهای برون شهری
کاروانسراهای کاملا س وشیده منطقه کوهستانی
کاروانسرای کوهستانی س وشیده
جاده شبلی
جاده اهر_گویجه بیل
جاده زاده هاشم تهران
کاروانسراهای کرانه پست خلیج فارس
کاروانسرای کرانه خلیج فارس
بادنی _جاده لار به بندر عباس
برگه سفید _جاده لار به بندر عباس
تکیه خانه_جاده لار به بندر عباس
کاروانسراهای حیاط دار
کاروانسراهای مدور
کاروانسرای مدور
زبره
جاده کاشان به نطنز
کاروانسرای مدور
زیره بین
جاده کاشان به نطنز
کاروانسراهای چند ضلعی
کاروانسرای چند ضلعی
خان خوزه
جاده آباده به شیراز
کاروانسرای چند ضلعی
بنارویه
جاده لار به جهرم
کاروانسرای چند ضلعی
امین آباد
مصالح سنگ وآجر
کاروانسراهای دو ایوانی
کاروانسرای دو ایوانی
دیهوک
مصالح سنگ-جاده طبس به مشهد
کاروانسرای دو ایوانی
چاه خوشاب
کاروانسرای دو ایوانی
مزینان
جاده سبزوار به نیشابور
کاروانسراهای با تالارستون دار
کاروانسرای با تالار ستون دار
خاتون آباد
شرق تهران
کاروانسراهای چهار ایوانی
کاروانسراهای با پلان متفرقه
کاروانسرای با پلان متفرقه
مورچه خورت
کاروانسرای علی آباد
جاده قم به تهران
اندام های کاروانسرا
کاروانسرای با پلان متفرقه
چاپار خانه
خشت
شمال آباده
کلمات کلیدی مرتبط:
پاو وینت کاروان سرا یا سرای کاروان , ,تعاریف , کاروانسرا های پیش از , کاروانسراهای دوره اشکانی ,چاپار خانه , کاروانسرا در دوره ساسانی , کاروانسرای دروازه گچ , کاروانسرای دیر گچین , کاروانسرای انوشیروان ,کاروانسراهای بعد از , کاروانسرا های صدر ,رباط چاهه یا ماهی , کاروانسرا های د, مقالات مرتبط در این دسته پاو وینت بررسی بیست هشت کاروانسرای اصیل ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست چهار کاروانسرای اصیل ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست پنج کاروانسرای ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست و شش کاروانسرای اصیل ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست چهار کاروانسرای ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست پنج کاروانسرای اصیل ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست دو کاروانسرای ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست چهار کاروانسرای ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی بیست کاروانسرای ایرانی بهمراه پلان پاو وینت بررسی کاروانسرای آباد غرب (شاه آباد سابق) ,گونه شناسی کاروانسراهای صفوی-پاو وینت مرمت کاروانسرای احمدی،پاو وینت معماری کاروانسرا،پاو وینت پل و کاروانسرای شاه عباسی کرج کاروانسرای رباط شرف - پاو وینت معماری ایرانی کاروانسرا - معماری ی پاو وینت تاریخچه و نحوه شکل گیری کاروانسراهای ایرانی پاو وینت , کاروانسراهای ایران پاو وینت بررسی کاروانسرای گمرک پارس - متون غیر قابل ویرایش است پاو وینت تاریخچه و نمونه های کاروانسراهای ایرانی پاو وینت کاروانسراها تقریظ بنده خ در شهری زندگی می ­کرد ، پدرش چند روزی برای دیدنِ فرزندش از روستا به آن شهر رفته بود ، وقتی زنگِ دربِ حیاط را می ­زد ، می ­پرسیدند : کیه ؟ می­ گفت : « مویوم » ! فرزندش می ­گفت : نگو « مویوم » ، اینجا پیشِ همسایه ­ها آبروداری کُن ! بگو « منم » ! آن بندۀ خدا به فرزندش گفته بود : خُب ، حالا نگویم « مویوم » وقتی که در باز شود که می ­بینند « مویوم » ؟! شاید بتوان گفت « وبلاگِ خطّۀ فریومد / فرومد » اوّلین وبلاگِ این خطّه بود که از همان ابتدا با نام و نشانِ کامل و ع ِ مدیرِ وبلاگ شروع به کار کرد و گفت : « مویوم » ! و شاید بتوان گفت این کار بی ­تأثیر در اینکه بعضی از نامِ مستعار به نامِ حقیقی روی آورند یا ع ِ خودشان را در وبلاگشان درج کنند ، نبود . واقعاً هم چرا ی که می خواهد در باره یا پیرامونِ روستا و زادگاهش سخن بگوید ، خودش را معرّفی نکند یا در پسِ و پُشتِ نامِ مستعار سخن بگوید ؟! البتّه این مُعضلی نیست که به راحتی حلّ شود و از همۀ فرومدیهایی که مطالبِ وبلاگ را می­ خوانند توقّع داشت نظریّۀ خودشان را بنویسند و در پسِ نامِ مستعار هم پنهان نشوند ! بر این مبنا از علی اکبر معینی خواسته شد تا خودش را معرّفی کند علی اکبر معینی نه خود کم بینی داشت که بگوید : « من ی نیستم که بخواهی مرا معرّفی کنی ! » نه خود بزرگ­ بینی داشت که بگوید : « من بزرگ­ تر از آنم که در این وبلاگ معرّفی شوم ! » بلکه درخواستِ یک دوست را پاسخ داد تا راه برای فرومدیهای دیگر باز شود و آنها هم زندگی خودنوشتِ خود را برای این وبلاگ بفرستند . اکـبـــــر سحرگاهِ یک روزِ سردِ زمستانِ سالِ 1345 هجری شمسی ششمین فرزند و چهارمین پسر خانواده به دنیا آمد . تاریخِ تولّد او را در شناسنامه ­اش 28 /10 / 1345 درج کرده ­اند . پدرش «غلامرضا» برای تأمینِ هزینۀ زندگی همسر و فرزندانش مجبور بود در تهران به کار مشغول باشد و مادرش «سکینه» در فرومد علاوه بر س رستی و مراقبت از بچّه­ ها ، کشاورزی خُرده­ پا و دامداری چکّنه را همراهِ ک ن خود به عُهده داشت . اکبر مثلِ اکثرِ ک نِ هم­سنّ و سال خود از همان دورانِ کودکی شریک در کارِ خانوادۀ عیالوار و کم­ درآمد و شریک در مراقبت از دام و کار کشاورزی بود . دورانِ ابت و راهنمایی را در فرومد گذراند . دورۀ راهنمایی همزمان شد با پیروزی انقلابِ ی و از وجودِ معلمانِ عزیزی مثلِ : هوشنگ اصغری ، محمّ ف شهنما ، مرحوم عبّاس­ علی احمدی ( که روح بلندش شاد باد ) و آقای علی ­اصغر یارمحمّدی ( که خدایا به سلامت دارش ) بسیار فیض بُرد . دوستی و همراهی دورانِ راهنمایی با عزیزِ سفر کرده شهید سیّد محمّد هاشمی یکی از الطافِ خفیّه الهی برایش بود . در سالِ 1360 به دستور و پیشنهادِ برادرانش « عبّاس و اسماعیل» که در تهران مشغول به کار بودند برای ادامۀ تحصیل به تهران آمد . در « دبیرستانِ باباطاهر » منطقۀ چهاردۀ تهران به همراهِ شهید هاشمی در رشتۀ ریاضی فیزیک مشغول به تحصیل شد . 22 فروردین سالِ 1362 اسماعیل در جبهۀ فکّه شهید شد . در تاریخ 12 / 8 / 1362 سیّد محمّد در عملیّات والفجر4 در پنجوین شهید شد . و اکبر را به سخت ­جانی خود این گُمان نبود ! سالِ 64 در رشتۀ ی مخابراتِ ِ خواجه نصیر تهران پذیرفته شد . زمستانِ 65 مدّتی در جبهۀ جنوب « شلمچه » و در عملیّاتِ کربلای 5 به عنوانِ امدادگر دسته با یک هفته آموزش امدادگری توسّط یکی از رزمندگان که خودش دانشجوی دامپزشکی بود شاهدِ جانفشانی فرزندانِ این مرز و بوم بود . این حضور تا تابستانِ سال 66 و جبهۀ غرب و عملیّاتِ نصر 7 در ارتفاعاتِ سردشت ادامه داشت . بعد از مراجعت ، از تحصیل در رشتۀ ی انصراف داد . سال 66 ـ 67 را به تدریسِ دروسِ ریاضی و علوم دورۀ راهنمایی در محلّۀ اصفهانک تهران پرداخت و همزمان به مطالعۀ کتابهای رشتۀ تجربی برای شرکت در آزمونِ پزشکی مشغول بود . بهمنِ 67 در رشتۀ پزشکی « ِ علومِ پزشکی سمنان » پذیرفته شد و آبانماهِ 1374 فارغ حصیل شد . آذرماه 74 به عنوانِ پزشکِ عمومی در «بیمارستانِ فجر تهران» مشغول به کار شد . «زیباترین لحظاتِ زندگی ­اش وقتی بود که در اوّل شهریورماه 1372 با دختری از ساداتِ حسنی ازدواج کرد و حاصلِ آن رسیدن به آرامشی الهی و با هدیۀ دو فرزندِ پسر از طرفِ او کامل شد . » سالِ 77 با شرکتِ در آزمونِ دستیاری پزشکی در رشتۀ بیهوشی و مراقبتهای ویژۀ ِ علوم پزشکی شهید بهشتی پذیرفته شد . و سال 1380 موفّق به اخذِ بوردِ تخصّصی بیهوشی و مراقبتهای ویژه شد . و از آن سال تا کنون در icuو اتاقِ عمل همان مرکز مشغول به کار می­ باشد . شعر تولّد ( مزینان کنارِ داورزن است ! ) یکـی صبحگـاهِ زمستـانِ ســرد همی ناله کرد مادری : درد ! درد ! سحـرگـاه مــادر نگـاهـش به در خـــداونـدِ بخشنــده دادش پســر سیه چَـرده و زشـت روی و تُپُـل سـرش گُنـده گـویی بُوَد عقـلِ کُلّ صدایش حَـزین و پریشـان سخن به عبّـاس گـویـد : « بیـا پیشِ من نگـارش کُن این نُکته­ ها ای پسـر سـلامی زِ مــــــادر بـرای پــــــدر خدا قوّت ای مردِ همخانه، دوست بیـا چهـره­ ات پیشِ همسر ن ت تو را پنج فرزند و اکبـر بس است اگـر جـامه آری کند بَـر ، بس است کمی پـول و آجیـل و از میوه­ جات اگر دست برسـد کمـی سبزیجات به همـــراه خـود آوری یک گلیـم کمـی روغـن آری بســـازم حلیـم بـرنـجِ سفیـد آر کیـن اَرزن است مـزۀ نان کنــارِ داور ، زن است ! » پدر نامه را خواند و برخـاست زود بزد پُک به سیگار و برخـاست دود دل آرام « لاحـولُ و لایی » بگفت گُـل از غنچـۀ آن لبــانش شکفت : « خدا هست روزی رسان ، آن دهد هرآن که دندان دهد نان دهد » سرایش 1370 مصرع ( مزۀ نان کنــارِ داور ، زن است ! ) در اصل ( مزینان کنارِ داورزن است ! ) بوده که مدیر وبلاگ دستکاری کرده است ! اختصاصی از سورنا فایل زندگی علی شریعتی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 42   علی شریعتی زندگی شریعتی در دوم آذرماه سال ۱۳۱۲ در مزینان متولد شد. شریعتی در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته ای جامعه شناسی به فرانسه رفت. شریعتی در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و ابتدا به عنوان دبیر دبیرستان و سپس به عنوان یار مشهد شروع به فعالیت کرد. شریعتی در سال ۱۳۴۸ به حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به مبارزه ضد حکومت شاه پرداخت. از شریعتی دهها جلد کتاب و مقاله تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده است. علی شریعتی روز ۲۹ داد سال ۱۳۵۶ درگذشت. آرامگاه وی در است. بیو گرافی و شرح حال علی شریعتی نگاهی به زندگی علی شریعتی با بازخوانی کتاب «طرحی از یک زندگی» نوشته پوران شریعت رضوی(همسر ) در فاصله سال های تدریسش، سخنرانی هایی در ای دیگر ایراد می کرد، از قبیل آریامهر (صنعتی شریف)، دانش سرای عالی ، پلی تکنیک تهران و دانشکده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت ها سبب شد که مسئولین درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس های وی که در واقع به جلسات -فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند.سال شمار زندگی  : ۱۳۱۲: تولد ۲ آذر ماه ۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین» ۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد» ۱۳۲۷: عضویت در کانون نشر حقایق ی ۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد ۱۳۳۱: اشتغال در ادارهٔ فرهنگ به عنوان آموزگار. شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه و دستگیری کوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری انجمن ی دانش آموزان. ۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی ۱۳۳۳: گرفتن دیپلم کامل ادبی ۱۳۳۵: ورود به دانشکده ادبیات مشهد و ترجمه کتاب ابوذر ۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضاء نهضت مقاومت ۱۳۳۷: فارق حصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول ۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس تی ۱۳۴۰: همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نشریه ایران آزاد ۱۳۴۲: اتمام تحصیلات و اخذ مدرک ا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس های جامعه شناسی ۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز ۱۳۴۵: یاری تاریخ در مشهد ۱۳۴۷: آغاز سخنرانی ها در حسینیه ارشاد ۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی ۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی ۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد ۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت. سال های کودکی و نوجوانی در کا متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های کودکی را در کا گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مکتب دار ده کا ). در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع و تبعید رضاخان و کشور توسط متفقین، (پدر )، خانواده را بار دیگر به کا فرستاد. پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن یمین برمی گردد. در اوا دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت های کم می شود. در این دوران تمام سرگرمی مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد. در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت. آغاز کار آموزی با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، در ادارهٔ فرهنگ استخدام شد. ضمن کار، در دبستان کاتب پور در کلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم کامل ادبی گرفت. در همان ایام در کنکور حقوق نیز شرکت کرد. به تحصیل در رشته فیزیک هم ابراز علاقه می کرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. در این مدت به نوشتن چهار جلد کتاب دوره ابت پرداخت. این کتاب ها در سال ۳۵، توسط انتشارات و کتاب فروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابت آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن علوم و ادبیات انسانی در مشهد، و چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این اقدام د. ولی به دلیل شاغل بودن و کمبود جا تقاضای آنان رد شد. و دوستانشان همچنان به شرکت در این کلاس ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آ با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آ ترم شرکت کنند. در این دوران
با
زندگی علی شریعتی
اختصاصی از هایدی 29 داد سالروز درگذشت علی شریعتی است با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 7 مقدمه29 داد سالروز درگذشت علی شریعتی است. به همین مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان این کشور آثار و شه های او همچون شهید مرتضی مطهری مورد نقد و بازخوانی مستمر قرار می گیرد. ب. غسّالخانه قبرستان محلّ پشند تا روزِ پنج شنبه 22 داد 1393 موقعیّتی پیش نیامده بود که داخلِ سالنِ کنارِ غسّالخانۀ قبرستانِ محلِّ پشند بروم ، غروبِ آن روز برای دیدنِ جنازۀ پدر رفتیم ، همان شب هم دوباره رفتیم فرشِ آنجا را روی خاکها پَهن کردیم ، رو به قبله نشستیم ، جنازۀ پدر را هم جلو گذاشتیم و دعای جوشنِ کبیر را خو م . یعنی خدا را به هزار و یک نام خو م و از او برای پدر درخواستِ رحمت و مغفرت کردیم . بعد هم صورت و پیشانی پدر را بوسیدیم امّا پدر ما را نبوسید ! یک عدّه مردم همّت کرده­ اند و غسّالخانه را ساخته ­اند تا جنازۀ میّت را در جایی س وشیده و مطمئن غسل دهند ، سالنِ کنار آن را هم ساخته ­اند تا مردم از هوای سرد و گرم در اَمان باشند ، بنده خ هم یخچالی با دو کِشوْ یده و وقفِ آنجا کرده تا افرادی که می ­میرند و باید جنازه­ شان دفن نشود تا فرزندان و بستگانشان از راهِ دور برسند در آنجا نگهداری شود و ... ولی سالن به صورتِ انبارِ سیمانِ شخصی درآمده است . روزِ یکشنبه 25 / 3 / 1393 به مادرم گفتم :« برو بگو : سیمانهای غسّالخانه را بردارند تا تمییز کنیم .» پاسخ شنیده بود که : « من اشتباه کرده­ ام که آنجا سیمان گذاشته ­ام ، روزِ خودم برمی ­دارم و تمییز می­ کنم . » من با خودم می ­ شم که تا روزِ باید آنجا آماده شود چون من تا روزِ یا شنبه بیشتر اینجا نیستم . گفتم : « برو کلید را بگیر تا آن قسمتهای دیگرش را تمییز کنیم ، قسمتِ سیمانش برای بماند . » پاسخ شنیده بود که : من کلید را از شخص نگرفته ­ام که به شخص بدهم . از هیئت امنا گرفته ­ام . به دهیار گفتم . گفت : فردا ( 26 / 3 / 1393 ) پیگیری می ­کنم ، سه­ شنبه ( 27 / 3 / 1393 ) دهیار به شاهرود رفته بود و گفت : دیروز یادم رفت پیگیری کنم . با ابراهیم نصیری نایب رئیسِ شورای ی صحبت شد ، همان روز سیمانها برداشته شد . به شیشه بُر گفتیم ، آمد اندازۀ شیشه ­های ش ته را گرفت تا آنها را نصب کند . شب با محمّد و عبّاس مهربانی رفتیم ، اوّل سالن را جارو کردیم و گَردهای سقف و دیوارها را گرفتیم بعد هم کفِ آنجا را با آب شُستیم تا ساعت 2 نصفِ شب طول کشید . در حینِ تمییز به فکرم رسید چقدر خوب است بیرونِ این ساختمان در ضلعِ شرقی و جنوبی دو تخت ساخته شود تا در روزهایی که تشییعِ جنازه است مردم جایی برای نشستن داشته باشند یا بعد از ظهرِ پنج شنبه که مردم بیشتر به قبرستان می ­آیند جایی برای استراحت باشد . عبّاس هم گفت : طرح خوبی است ، اصلاً باید از همان ابتدا این تخت با ساختمان ساخته می ­شده که نشده است . عصرِ 28 / 3 / 1393 سه عدد قُفل یدیم برای دربِ غسّالخانه ، دربِ سالن و منبعِ آبِ داخلِ سالن . از افرادی که سرِ چهار راه نشسته بودند برای تکاندنِ فرشها کمک خواستیم که همراهی ن د البتّه صبح که با اکبر گندمی صحبت ، گفت : من حوصلۀ این کار را ندارم امّا به سهمِ خودم کمکی می ­کنم و پنجاه هزار تومان داد ، ده هزار تومان هم یک بنده خدای دیگری داد . باز سه نفری رفتیم فرشهای ماشینی را تک م . آقای رضائیان ماشینش را آورد و با پمپِ ماشینِ ایشان فرشهای دستباف تمییز شد . دهیار برای ساختنِ تخت 120 قطعه بلوک و چند پاکت سیمان داد . پولِ کارگرهایی که بلوک و سیمان را آوردند داده شد . یک ماشین ماسه هم آورده شده بود . پنج­ شنبه 29 / 3 / 1393 سالگردِ یکی از بستگان ( مرحومِ فاطمه ع ی ) بود که باید در مراسم شرکت می کردیم ، جاروی مسجد هم نیاز به تعمیر داشت ، برای درست ش به داورزن رفتیم و سَری هم به مزینان برای مراسم علی شریعتی زدیم . با یک نفر صحبت شد که با مبلغی این دو تخت را درست کند . روزِ 30 / 3 / 1393 آن فرد سرِ قرار نیامد با محمّد و عبّاس مهربانی خودمان درست ِ تخت را شروع کردیم از ساعتِ 9 صبح تا 4 عصر طول کشید که یک طرفِ آن ساخته شد . شیشه­ ها هم نصب شد . روزِ 6 / 4 / 1393 عبّاس مهربانی یک کارگر گرفته و تختِ ضلعِ جنوبی را هم درست کرده است . اوّل که خدا را شُکر که این طرح را به فکر انداخت و به سرانجام رساند ، بعد هم خدا پدر مرا بیامرزد که پیگیری ، و خدا به محمّد ( برادرم ) هم خیر دهد که همکاری کرد . خدا پدر و مادرِ عبّاس مهربانی را هم بیامرزد که نهایتِ سعی و تلاش خود را نمود . خدا پدرِ آن بنده خ که آنجا را انبار سیمان کرده بود بیامرزد ، آن بندۀ خدا هم برای اینکه آنجا درست شود و پُشتِ بامش ایزوگام شود زحمت کشیده بود . خدا پدر و مادر اکبر گندمی را غرق رحمت کند . به دهیار و اعضای شورا هم آرامش عنایت کند . مرحومِ علی خسروپور هم ، برای ساختِ آنجا زحمت کشیده ، خدا او را هم بیامرزد . خدا به واقفِ یخچال هم خیرِ کثیر عنایت کند . خدا به همۀ انی که در ساختِ آنجا کمک کرده­ اند رحمت فرستد . خدا به شما هم که این مطلب را می ­خوانید و بر خاطرتان می ­گذرد که به قلمی یا قدمی یا دِرمی در انجام دادنِ کارِ خیر یاری رسان باشید رحمت فرستد . یک نفر پیشنهادِ رنگ ِ غسّالخانه را داد . مسلمِ گندمی هم گفت : برای رنگِ غسّالخانه پنجاه هزار تومان می­ دهد ( من با رنگ و تزیینِ قبرستان موافق نیستم ، قبرستان باید ما را به یادِ مرگ بیندازد ) خداوند پدر و مادر مسلم را بیامرزد که اعلام آمادگی برای کارِ خیر کرد . قصد هست که ان شاء الله میّت در یک برگ نوشته و چندین نسخه چاپ شود تا هنگامِ خواندنِ ِ میّت در دستِ مردم قرار گیرد و دوباره جمع شود ، نحوۀ غسل و کَفَن هم در برگه­ ای نوشته شود و در غسّالخانه نصب شود . برگۀ ِ وحشت هم مثلِ برگۀ ِ میّت درِ اختیار مردم قرار گیرد . این مطلب که سر و سامان داده شد یک کار دیگر می ­ماند . در روزِ 28 / 2 / 1393 ماشین و بلدوزرِ معدن در اختیارِ دهیار قرار گرفت که ماسه ­های کال و محلّ سیلاب و دهانۀ پُل را بردارند . آن ماسه­ ها در جاهای مختلف پخش شد ، دو سرویس هم در قبرستان پُشتِ غسّالخانه خالی شد برای ساختِ بلوک روی قبرها . هر قبر پنج بلوک / خشت سیمانی لازم دارد ، هر پاکتِ سیمان 6500 تومان است ، در هر بلوک هم یک عدد میل­گِرد شمارۀ 8 به کار می ­رود ، یعنی برای پنج قطعه بلوک ، پنج عدد میل­گِرد و حدودِ یک سوم پاکت سیمان مصرف می ­شود . ماسه­ ها مجّانی و کارگر هم مجّانی است چون در شبِ یا موقعِ تشییع و دفنِ اموات با سلام و صلوات ساخته می ­شود ، مطالبۀ 35 هزار تومان بابتِ این پنج بلوک دور از انصاف به نظر می ­رسد . این هم باید ساماندهی شود . اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درمورد زندگینامه شریعتی 55 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 62 زندگینامهتاریخ نشان داده است که میان شرایط اجتماعی و تکامل شه روشنفکران تاثیر متقابلی حکمفرماست. معمولاً یک روشنفکر حساس و صادق در یک محیط غیرانسانی احساس خفگی می کند و علیه نابرابری و استثمار دست به طغیان می زند. او با نیروی شه اش که از طریق سخن گفتن و نوشتن بیان می شود، علیه سیستم فاسد جامعه اش اعلان «جهاد» می کند. واضح است که این وظیفه چندان ساده به نظر نمی رسد، چرا که متضمن رویارویی شدید میان یک سیستم پرقدرت مادی و یک شه به ظاهر ضعیف است. با همه اینها، صحیفة تاریخ پرصفحة بشریت نمونه های بسیاری را شاهد است که در این رویارویی ها، یک شه تنها، هنگامی که قادر به بسیج توده ها گردد، همة سدها و موانع را از سر راه برداشته و بر بزرگترین قدرت مادی نهفته در یک انسان یا یک سیستم نیرومند، فائق می آید. تقریباً همة ملتها دارای یک چنین مردان بانفوذ شمندی درمیان خود بوده اند. ایران با فرهنگ و تمدّن غنی و باشکوه خود، شمندانی به جهان تقدیم کرده است که نه تنها بر ایرانیان، بلکه بر شه بشریت تاثیر عمیقی بجای گذاشته اند. علی شریعتی یکی از این روشنفکران چند بعدی است که نامش در کنار بزرگانی چون فرانتس فانون، ژان پل سارتر، ژاک برک، گورویچ، آلبر کامو و لوئی ماسینیون که بر قلمرو شه های جهانیان حاکم بوده اند، ثبت است. شریعتی اساساً یک متفکر، یک معلم، یک مبلغ، و یک مبارز بود. او بعنوان محصول پاک و مؤمن عصر و زمان خود، کاشف راه و زندگی جدیدی بود که تنها به ایران محدود نمی شد، و به همین دلیل از دیگر متفکرانی که بر افکار عمومی در ایران تاثیر گذاشتند، متمایز بود. شریعتی در اوضاع اجتماعی ـ معاصر خود یک شورشگر، یک اصلاح طلب و یک «مجاهد» بحساب می آمد، اما روحیه مخالفت و سرکشی او از پوچگرایی و نیهیلیسم ناشی نمی شد، بلکه برع شناخت آگاهانه مشکلات واقعی ایرانیان و بویژه نسل جوان روح شریعتی را برانگیخت. برتر و بالاتر از هرچیز، او رنج عمیقی از بدبختی و سرنوشت مصیبت بار نوع انسان می کشید. سرمایه های او در این مسیر خوفناک ذهن فعال، دید و برداشت تشخیص گرایانه، و گنجینه آگاهی و شناختی بود که از مکاتب فکری و عملی گوناگون گردآورده بود. شگفت انگیز نیست که شریعتی با برخورداری از ان مواهب و استعدادات، در سه صحنة مذهب، جامعه شناسی و سیاست به منظور ارائه سنتزی میان ارزشهای سنتی و ارزشهای جدید، ظاهر شد، و شرافت انسانی و خیر اجتماعی را سرلوحة اه نهائی خود قرار داد.برای ارزی درست شخصیت و ماهیت شه های شریعتی، باید نگاهی به محیط خانوادگی و اجتماعی او که بدون شک در شکل گیری جریان فکری شریعتی جوان نقش برجسته ای داشت، بیفکنیم. او اولین نسل دانشمند تبار خود نبود، و تحت تاثیر سنتهای خانواده اش، بویژه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش « حکیم» و عموی پدرش «عادل نیشابوری» از علماء و دانشمندان بسیار برجسته فقه، فلسفه و ادب بشمار می آمدند. خانودان او تنها یک ملای روضه خوان نبودند، بلکه مبارزان و مجاهدانی فعال بودند که در راه ایمان و وجدان بشری مبارزه کرده اند. پدرش «کانون نشر حقایق ی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران نوین ی بحساب می آید.علی شریعتی در سوم آذرماه سال 1312 در مزینان، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در مشهد دیده به جهان گشود. گرچه پدرش نخستین معلم او بحساب می آمد، اما او در سیستم آموزشی جدید در دبیرستانهای ابن یمین و فردوسی مشهد هم تحصیل نمود، و در این مراحل زبان عربی و فرانسه را نیز آموخت. علی با داشتن گرایش تدریس، به دانشسرای تربیت معلم وارد شد و پس از دوسال مدرک مربی گری گرفت. بدین ترتیب در سن 18 سالگی شغل معلمی را آغاز نمود که تا پایان عمر عاشق این شغل بود. در ادامة تحصیلات آکادمیک، در سال 1337 از مشهد با احراز رتبة ممتاز با مدرک لیسانس ادبیات فارغ حصیل شد. عطش پایان ناپذیر او برای ب دانش و آگاهی بیشتر هنگامی به اوج خود رسید که توانست با استفاده از بورس تحصیلی، از سوربن پذیرش بگیرد. پنج سال بعدی اقامت او در پاریس شاید سازنده ترین و مهمترین دوران گسترش و تعمیق دانش و دیدگاه اجتماعی و فلسفی او بحساب می آمد. مطالعه شه های گوناگون فیلسوفان و نویسندگان جدید و علاوه بر این همکاری شخصی اش با بعضی از آنها باعث شد تا به تفکر بپردازد و شه های جدیدی از خود ابداع کند. در سال 1342، در جامعه شناسی و تاریخ ادیان، یعنی مهمترین موضوعات مورد علاقه اش ی گرفت. پس از آن او دانش و آگاهی خود را در راه تحلیل مشکلات ـ اجتماعی مردم و کشورش بکار برد و راه حل جدیدی ارائه داد.علی شریعتی در دوران نوجوانی دردها، غم ها، رنجها، بدبختی ها و محرومیت های مستضعفین را احساس کرد و خود نیز آنها را تجربه نمود. محیط اجتماعی دوران نوجوانی اش با بی سوادی، افات، فقر، ستم، استبداد، سلطه خارجی و استثمار آمیخته بود. بی توجهی ت نسبت به فقر، و ایجاد یک سیستم غیرعادلانه، تاثیر عمیقی بر ذهن اث ذیر او بجای گذاشت و باعث شد نفرت عمیقی نسبت به این سیستم پیدا کند.علی شریعتی تا دوران جوانی اش شاهد اوضاع نابسامان دو پادشاه سلسله پهلوی بود که اقداماتشان کشور را به جانب اسارت سوق می داد و مردم ایران را از سنتهای قومی، فرهنگی و ارزشهای خود بیگانه می کرد. تا این زمان، در نظام رسمی ارباب و رعیتی نسلی پرورش یافته بود که به نحو عمیقی مجذوب غرب و برخی از ایدئولوژی های مسلط آن شده بود. جوانان تحصیلکرده در اثر همین گرایشات تماس خود را با مذهب قطع کرده بودند.در دهة 30، هنگامی که شاه و ت او در ایران
با
تحقیق درمورد زندگینامه شریعتی 55 ص
اختصاصی از یاری فایل معماری سبزوار با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 8 شناسایی شهرستان سبزوار:شهرستان سبزوار در شمال شرقی کشور ایران است. این شهرستان از طرف شمال به شهرستانهای قوچان و اسفراین ، و از طرف شرق به شهرستان نیشابور ، ازطرف جنوب شرقی به شرستان کاشمر،از جنوب به شهر. مهتاج رسولی(جدیدآنلاین) وقتی خسته از راه طولانی تهران – سبزوار، جلو هتل کاملیا می ایستیم، اولین چیزی که در حیاط هتل چشم را می گیرد، مجسمۀ ملا هادی سبزواری، شاعر و حکیم قرن سیزدهم است. به خودم می گویم نماد خوبی است، اما اگر من سبزواری بودم، به ابوالفضل بیهقی بیشتر پز می دادم.دو ساعت بعد وقتی از کارگر هتل می پرسم این که در بروشور هتل . اختصاصی از فایلکو زندگینامه شریعتی 55 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 55   زندگینامه تاریخ نشان داده است که میان شرایط اجتماعی و تکامل شه روشنفکران تاثیر متقابلی حکمفرماست. معمولاً یک روشنفکر حساس و صادق در یک محیط غیرانسانی احساس خفگی می کند و علیه نابرابری و استثمار دست به طغیان می زند. او با نیروی شه اش که از طریق سخن گفتن و نوشتن بیان می شود، علیه سیستم فاسد جامعه اش اعلان «جهاد» می کند. واضح است که این وظیفه چندان ساده به نظر نمی رسد، چرا که متضمن رویارویی شدید میان یک سیستم پرقدرت مادی و یک شه به ظاهر ضعیف است. با همه اینها، صحیفة تاریخ پرصفحة بشریت نمونه های بسیاری را شاهد است که در این رویارویی ها، یک شه تنها، هنگامی که قادر به بسیج توده ها گردد، همة سدها و موانع را از سر راه برداشته و بر بزرگترین قدرت مادی نهفته در یک انسان یا یک سیستم نیرومند، فائق می آید. تقریباً همة ملتها دارای یک چنین مردان بانفوذ شمندی درمیان خود بوده اند. ایران با فرهنگ و تمدّن غنی و باشکوه خود، شمندانی به جهان تقدیم کرده است که نه تنها بر ایرانیان، بلکه بر شه بشریت تاثیر عمیقی بجای گذاشته اند. علی شریعتی یکی از این روشنفکران چند بعدی است که نامش در کنار بزرگانی چون فرانتس فانون، ژان پل سارتر، ژاک برک، گورویچ، آلبر کامو و لوئی ماسینیون که بر قلمرو شه های جهانیان حاکم بوده اند، ثبت است. شریعتی اساساً یک متفکر، یک معلم، یک مبلغ، و یک مبارز بود. او بعنوان محصول پاک و مؤمن عصر و زمان خود، کاشف راه و زندگی جدیدی بود که تنها به ایران محدود نمی شد، و به همین دلیل از دیگر متفکرانی که بر افکار عمومی در ایران تاثیر گذاشتند، متمایز بود. شریعتی در اوضاع اجتماعی ـ معاصر خود یک شورشگر، یک اصلاح طلب و یک «مجاهد» بحساب می آمد، اما روحیه مخالفت و سرکشی او از پوچگرایی و نیهیلیسم ناشی نمی شد، بلکه برع شناخت آگاهانه مشکلات واقعی ایرانیان و بویژه نسل جوان روح شریعتی را برانگیخت. برتر و بالاتر از هرچیز، او رنج عمیقی از بدبختی و سرنوشت مصیبت بار نوع انسان می کشید. سرمایه های او در این مسیر خوفناک ذهن فعال، دید و برداشت تشخیص گرایانه، و گنجینه آگاهی و شناختی بود که از مکاتب فکری و عملی گوناگون گردآورده بود. شگفت انگیز نیست که شریعتی با برخورداری از ان مواهب و استعدادات، در سه صحنة مذهب، جامعه شناسی و سیاست به منظور ارائه سنتزی میان ارزشهای سنتی و ارزشهای جدید، ظاهر شد، و شرافت انسانی و خیر اجتماعی را سرلوحة اه نهائی خود قرار داد. برای ارزی درست شخصیت و ماهیت شه های شریعتی، باید نگاهی به محیط خانوادگی و اجتماعی او که بدون شک در شکل گیری جریان فکری شریعتی جوان نقش برجسته ای داشت، بیفکنیم. او اولین نسل دانشمند تبار خود نبود، و تحت تاثیر سنتهای خانواده اش، بویژه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش « حکیم» و عموی پدرش «عادل نیشابوری» از علماء و دانشمندان بسیار برجسته فقه، فلسفه و ادب بشمار می آمدند. خانودان او تنها یک ملای روضه خوان نبودند، بلکه مبارزان و مجاهدانی فعال بودند که در راه ایمان و وجدان بشری مبارزه کرده اند. پدرش «کانون نشر حقایق ی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران نوین ی بحساب می آید. علی شریعتی در سوم آذرماه سال 1312 در مزینان، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در مشهد دیده به جهان گشود. گرچه پدرش نخستین معلم او بحساب می آمد، اما او در سیستم آموزشی جدید در دبیرستانهای ابن یمین و فردوسی مشهد هم تحصیل نمود، و در این مراحل زبان عربی و فرانسه را نیز آموخت. علی با داشتن گرایش تدریس، به دانشسرای تربیت معلم وارد شد و پس از دوسال مدرک مربی گری گرفت. بدین ترتیب در سن 18 سالگی شغل معلمی را آغاز نمود که تا پایان عمر عاشق این شغل بود. در ادامة تحصیلات آکادمیک، در سال 1337 از مشهد با احراز رتبة ممتاز با مدرک لیسانس ادبیات فارغ حصیل شد. عطش پایان ناپذیر او برای ب دانش و آگاهی بیشتر هنگامی به اوج خود رسید که توانست با استفاده از بورس تحصیلی، از سوربن پذیرش بگیرد. پنج سال بعدی اقامت او در پاریس شاید سازنده ترین و مهمترین دوران گسترش و تعمیق دانش و دیدگاه اجتماعی و فلسفی او بحساب می آمد. مطالعه شه های گوناگون فیلسوفان و نویسندگان جدید و علاوه بر این همکاری شخصی اش با بعضی از آنها باعث شد تا به تفکر بپردازد و شه های جدیدی از خود ابداع کند. در سال 1342، در جامعه شناسی و تاریخ ادیان، یعنی مهمترین موضوعات مورد علاقه اش ی گرفت. پس از آن او دانش و آگاهی خود را در راه تحلیل مشکلات ـ اجتماعی مردم و کشورش بکار برد و راه حل جدیدی ارائه داد. علی شریعتی در دوران نوجوانی دردها، غم ها، رنجها، بدبختی ها و محرومیت های مستضعفین را احساس کرد و خود نیز آنها را تجربه نمود. محیط اجتماعی دوران نوجوانی اش با بی سوادی، افات، فقر، ستم، استبداد، سلطه خارجی و استثمار آمیخته بود. بی توجهی ت نسبت به فقر، و ایجاد یک سیستم غیرعادلانه، تاثیر عمیقی بر ذهن اث ذیر او بجای گذاشت و باعث شد نفرت عمیقی نسبت به این سیستم پیدا کند. علی شریعتی تا دوران جوانی اش شاهد اوضاع نابسامان دو پادشاه سلسله پهلوی بود که اقداماتشان کشور را به جانب اسارت سوق می داد و مردم ایران را از سنتهای قومی، فرهنگی و ارزشهای خود بیگانه می کرد. تا این زمان، در نظام رسمی ارباب و رعیتی نسلی پرورش یافته بود که به نحو عمیقی مجذوب غرب و برخی از ایدئولوژی های مسلط آن شده بود. جوانان تحصیلکرده در اثر همین گرایشات تماس خود را با مذهب قطع کرده بودند.در دهة 30، هنگامی که شاه و ت او در ایران برنامة اصلاحات وسیع را آغاز د و عمداً ایرانیان جوان و تحصیلکرده را با پیشنهاد مشاغل جدید و همکاری با سیستم، به غیر مذهبی بودن، تشویق می د، علی شریعتی با دانش و آگاهی عمیقی که از گرایشات و شه های جدید داشت، در جهت مخالف این جریان گام برداشت و را محور اصلی موضوع تعالیم خود قرار داد. او از همان آغاز دوران معلمی اش، و نیز در زمانی که هنوز نوجوانی بیش نبود، نیروی خود را در راه تبلیغ منطقی، علمی و مترقی صرف کرد. این جنبه از زندگی او با تحولاتی همراه بود که اولین و نخستین مرحلة آن با دوران محمّد مصدق همزمان شد که طی آن ایرانیان ناسیونالیست و ضدامپریالیست سر برافراشته و کوشش د برتری خود را به اثبات رسانند. علی به همراه پدرش در مشهد، فعالانه در نبرد علیه نفوذ و سلطه بیگانه درگیر شد. آنها در
با
زندگینامه شریعتی 55 ص
اختصاصی از نیک فایل شریعتی 15 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 14 زندگینامه علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دین بوده اند.... پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حکیم اسرار (حاج ملاهادی سبزواری) محسوب می شد. پدرش محمد تقی شریعتی (موسس کانون حقایق ی که هدف آن «تجدید حیات و مسلمین» بود) و مادرش زهرا امینی زنی روستایی متواضع و حساس بود. علی حساسیتهای لطیف انسانی و اقتدار روحی و صلاحیت عقیده اش را از مادرش به ودیعه گرفته بود. علی به سال 1319 در سن هفت سالگی در دبستان ابن یمین، ثبت نام می کند، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور ـ تبعید رضا شاه و کشور توسط متفقین ـ خانواده اش را به ده می فرستد و پس از برقراری آرامش نسبی در مشهد علی و خانواده اش به مشهد باز می گردند. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در 16 سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد. در سال 31، اولین بازداشت علی که در واقع نخستین رویارویی مستقیم وی با حکومت و طرفداری همه جانبه او از حکومت ملی بود، واقع شد. در همین زمان یعنی 1331 وی که در سال آ دانشسرا بود به پیشنهاد پدرش شروع به ترجمه کتاب ابوذر (نوشته عبدالحمید جوده السحار) می کند. در اواسط سال 1331 تحصیلات علی در دانشسرا تمام شد و پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه کاتب پور احمدآباد کرد. و همزمان به فعالیتهای ش ادامه داد. کتاب «مکتب واسطه» نیز در همین دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسیس دانشکده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشکده شد. در دانشکده مسئول انجمن ادبی دانشجویان بود در همین سالهاست که آثاری از اخوان ثالث مانند کتاب ارغنون (1330) و کتاب زمستان (1335) و آ شاهنامه (1328) به چاپ رسید و او را سخت تحت تاثیر قرار داد. در این زمان فعالیتهای ـ اجتماعی شریعتی در نهضت (جمعیتی که پس از کودتای 28 مرداد توسط جمعی از ملیون اسان ایجاد شده که علی شریعتی یکی از اعضا آن جمعیت بود). آشنایی او با خانم پوران شریعت رضوی در دانشکده ادبیات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 می گردد. و پس از چند ماه زندگی مشترک به علت موافقت با بورسیه تحصیلی او در اوایل داد ماه 1338 برای ادامه تحصیل راهی فرانسه می شود. در طول دوران نحصیل در اروپا علاوه بر نهضت بخش الجزایر با دیگر نهضتهای ملی افریقا و آسیا، آشنایی پیدا کرد و به دنبال افشای شهادت پاتریس لومومبا در 1961 تظاهرات وسیعی از سوی سیاهپوستان در مقابل سفارت بلژیک در پاریس سازمان یافته بود که منجر به حمله پلیس و دستگیری عده زیادی از جمله علی شریعتی شد. ت فرانسه که با بررسی وضع او، تصمیم به ا اج وی گرفت اما با حمایت قاضی سوسیالیست دادگاه، مجبور می شود اجرای حکم را معوق گذارد. وی در سال 1963 با درجه ی یونیورسیته فارغ حصیل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ایران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواک دستگیر شد.شریعتی معلم انقلاببه کارگیری عبارت «شریعتی معلم انقلاب» از طرف انقل ون در سال های دوران انقلاب ی بر اساس آگاهی و تعلق خاص به شه و آرمان های او بود. انی که این شعار را به کار می بردند نه از ی دستور گرفته بودند و نه قصد جسارت به دیگری را داشتند. علی شریعتی یکی از شمندان جامعه ی ایران است که بیش از اینکه به شرایط بعد از انقلاب و تحول بین د، به شرایط و زمینه های قبل از تحول و فرآیند تحول شیده است زیرا او ضمن اینکه فرزند زمان خود بود و تحت تاثیر شرایط پیرامونی اش قرار داشت، نمی توانست حدس بزند که نتیجه حرکتی که خود او هم بخشی از آن بود، چه خواهد شد. او کمتر می توانست به نوع نظام بعد از انقلاب فکر کرده باشد. البته او حتماً از نتایج انقلابات محقق شده- انقلابات کمونیستی و لیبرالی در قرن های گذشته- اطلاع داشت.بدین لحاظ هم هست که او را می توان یکی از منتقدان شه و آرمان و نظام کمونیستی دانست، همان طور که منتقد اصلی آرمان لیبرالیستی غربی و گرایشات ملی گرایانه افراطی بود. حرکت او در میان شه های جاری جلوه خاصی یافت و مخاطبان فراگیر پیدا کرد. او در عصر مطلق گرایی به نقادی مکاتب بزرگ و پرطرفدار پرداخت و در زمانی که سخن از حداقل در محافل آکادمیک دون شأن و دانشمند و متفکر دانسته می شود با تمام وجود به بیان باور تمام عیار از و آن هم شیعی اقدام کرد و حرکت او موجب شد تفکر و فضای معنایی جدیدی تولید شود و هواداران موجود و لاحق را به نوع خاصی از عمل فراخواند.به کارگیری عبارت «شریعتی معلم انقلاب» از طرف انقل ون در سال های دوران انقلاب ی بر اساس آگاهی و تعلق خاص به شه و آرمان های او بود. انی که این شعار را به کار می بردند نه از ی دستور گرفته بودند و نه قصد جسارت به دیگری را داشتند. در ادامه اینکه ماست، استقلال، ، ، به گفتن شریعتی معلم انقلاب می پرداختند.به کارگیری همه این شعارها با یکدیگر به طور وسیعی حکایت از معنی و اراده خاصی در میان مردم بود. کمتر دیده شد که در ها ی به بیان این شعار اعتراض کند. از شریعتی به عنوان انقلاب یاد نمی شد بلکه تاکید بر معلم انقلاب بود. از طرف دیگر، هرگز گفته نمی شد که او تنها معلم انقلاب است. در این صورت انقل که دامنه ظهور و شکل گیری و توسعه یی فراگیر داشت، می توانست معلمان دیگری هم داشته باشد، همان طور که معلمان دیگری هم داشت. گفته می شد شریعتی هم معلم انقلاب است. البته مدعیان این شعار در اول دانشجویان مسلمان بودند و بعدها از طرف اکثریت مردم هم تکرار می شد. فراگیری شعاری خاص حکایت از اثرگذاری پنهان شریعتی در حوزه فرهنگ و شه جامعه بود. از این بحث می توان به یک نتیجه عمده و اساسی دست یافت؛ شریعتی معلم انقلاب ی بود نه معلم شرایط بعد از انقلاب. معلمی او به راهنمایی قشر تحصیلکرده برای حضور و مشارکت فعال در انقلاب ی بود. بحث ها و دیدگاه های او بسیاری را مجاب کرده بود در این حرکت بزرگ شرکت کرده و هماهنگ با دیگران صدای ضدیت با استبداد و ظلم را سر دهند. در این زمینه کمتر شکی وجود دارد. عدم وجود شک برای انی بود که این شعار را به کار می بردند. البته انی هم بودند که از ذکر این شعار اجتناب می د. در نتیجه شک در معلم بودن شریعتی در انقلاب داشتند. آنها این داعیه را قبول نداشتند. عده یی در زمان حیات شریعتی نیز با او مخالف بودند. او را مبلغ وه گری می دانستند. عده یی او را منشاء سکولار شدن می دانستند. عده یی از سکولار ها و بی دین ها هم به دلیل اینکه شریعتی نگاه انتقادی نسبت به مار یسم و علم گرایی و ملی گرایی افراطی و خیال پردازی ها داشت، او را مورد لعن و نفرین با ادبیات علمی و ی قرار داده بودند. آنها او را درس نخوانده می دانستند در حالی که می دانستند او شاگرد برجسته ترین صاحب نظران علوم اجتماعی زمان بود. عده یی او را مبلغ انقل و مدرن می دانستند.عده یی هم شه شریعتی را راهی در مشارکت ن در جامعه می دانستند. چون مشارکت ن در صحنه های انقلاب ناپسند بود، کار شریعتی هم ناپسند بود. در این صورت عده یی در جامعه ایرانی به دلایل متعدد که به بعضی از آنها در فوق اشاره شد، با او دشمنی د و از هیچ کار و اقدام و نسبت ناروایی در مورد او نیز کوتاهی ن د. این مهم نیست زیرا او با وجود دشمنانش توانست بر شه و رفتار جوانان مسلمان ایرانی اثرگذار بوده و منشاء او تحولات عمده فرهنگی و فکری شود. به همین دلیل هم هست که انقلاب ی را از مناظر متعددی باید بر اساس فهم شریعتی مورد بازخوانی قرار داد.شریعتی با شرایط و موقعیت ی بسیار مرتبط بود. شه او از طرف هواداران و طرفداران وفادار و منصف او قوتی بود برای جریان انقلاب ی. اکثر انی که از طریق شه و آرای شریعتی به فرهنگ و شه ی در این دوران علاقه مند شده و راه دفاع از آن را آموخته بودند، در جریان انقلاب حادثه های مهم ساختند و بعدها هم در جنگ و هم در صحنه های سازندگی موثر واقع شدند.در اینکه چه انی در چه گروه های سازماندهی شده به این عرصه ها وارد شدند، می توان به بحثی تاریخی پرداخت. بدین لحاظ است که می توان با صراحت اعلام کرد شریعتی از طرق گوناگون با شرایط و وضعیت ی مرتبط و موثر بوده است. هرچند در این زمینه بعضی ها به طرح مناقشه هایی پرداخته اند، خود او می گفت فرصت وارد شدن به این مناقشه ها نیست و باید از شرایط برای تقویت بنیه های فرهنگ و شه ی و آماده جامعه در توجه به خود فرهنگی اش استفاده کرد تا درگیر بحث های حاشیه یی شدن. چون شریعتی فرصت حضور در شرایط بعد از انقلاب را نداشت او خود نتوانست به تنظیم رابطه اش با شرایط بعد از انقلاب بپردازد. کاش این شرایط فراهم شده بود و صورت دیگری از عمل مفید و موثر او را در صحنه فرهنگ و شه شاهد بودیم.در نتیجه در تنظیم رابطه او با شرایط بعد از انقلاب ی وضع به طور کلی متفاوت بود. به عبارت دیگر، تعیین نوع و میزان رابطه شریعتی با شرایط بعد از انقلاب ی بسیار سخت و توأم با مناقشه های متعدد است. بعضی از این مناقشه ها در ادامه مناقشه های ی بود. بعضی هم به لحاظ نوع عملکرد گروه هایی که خود را از یاران شریعتی می دانستند متناسب با شه او عمل ن د و بعضی از مناقشه ها ساخته شده شرایط جدید بود.در ایجاد این شرایط چندین دلیل عمده می توان ذکر کرد؛▪ اولاً شریعتی قبل از وقوع انقلاب ی به دیار باقی شتافته است.▪ ثانیاً جریان ها و دیدگاه های متعددی از شریعتی بعد از انقلاب ی شکل گرفته و هر یک تعبیری متفاوت از شه او ارائه داده و به دعوت از دیگران در فهم این شه ها اقدام کرده اند. بیان بدون هیچ تغییری از آرا و دیدگاه های شریعتی تا بازخوانی همراه با بازبینی های متعدد وجود دارد. روایت های ارائه شده در مورد شریعتی به او ربطی ندارد، به انی که این روایت ها را ارائه دادند بیشتر ارتباط دارد. انی که به ادامه فهم ایدئولوژیک از دین اقدام کرده یا انی که به نقادی فهم ایدئولوژیک از دین پرداخته اند، دو جریان متفاوت شه یی را ایجاد کرده اند. شه و آرمان شریعتی افزون بر مخالفان سرسخت اولیه که مدعی بودند او به انحراف و جامعه ی از فهم سنتی از دین کمک کرده است، م عان و مخالفان جدیدی نیز پیدا کرد. عمل او به این دلیل که دنیاپرستان دین گریز را مورد خطاب قرار داده بود، می توانست به آزردگی محافظه کاران و محتاطان معاصر هم بینجامد. این گروه از افراد در ایران که کم هم نیستند در طول بیش از دو دهه اخیر تلاش د شه و نام شریعتی به فراموشی س شود. همه تلاش و همت در این بود که از شریعتی در کتب، کلاس درس، کنفرانس و در بحث تاریخی از انقلاب ی یادی نشود. فرض بر این بود که اگر از او یادی نشود اثرگذاری او کم شده و شه رقیب به سهولت و سادگی فراگیر می شود. اینکه هزینه این فراموشی چیست و چه منفعتی برای جامعه در پیش خواهد بود، نیاز به بحث و گفت وگو و دقت نظر بیشتری است.درست است که شریعتی متعلق به شرایط ی بود و او را معلم انقلاب می خواندند، ولی به دلیل اینکه دارای آثار متعدد بود، بر شرایط بعد از انقلاب ی نیز اثرگذار شده است. آثار باقی مانده از شریعتی بعد از انقلاب ی در یک نگاه کلی عبارتند از؛۱) کتب به چاپ رسیده۲) سخنرانی هایی که بعد از انقلاب در قالب مجموعه کتب به چاپ رسید۳) خاطره هایی که او در تعامل با جریان روشنفکری ایرانی به یادگار گذاشت و از طریق افراد و گروه های اجتماعی نقل شده است۴) شاگردان و طرفداران تاثی ذیرفته از حضور در کلاس درس و بحث، خواندن آثار و پیگیری شه اش۵) ارتباط او با حسینیه ارشاد به عنوان کانونی که در آن داعیه احیاگری ی در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ سر داده شده بود و می توانست به این سنت وفادار بماند و شه دینی در دنیای معاصر را مطرح کند۶) مخالفان و منتقدان او که سعی د یا از طرح شه او جلوگیری کنند یا اینکه او را مورد نقادی قرار دهند۷) دیدگاه ها و ادعاهای متعددش در حوزه های فکری، اجتماعی، و فرهنگی.آثار و وقایع فوق به بقای شه شریعتی یا طرح مجدد از او در شرایط بعد از انقلاب ی کمک کرد. البته او دیگر در شرایط جدید نمی توانست معلم بعد از انقلاب ی باشد. شه او- به هر شکل که ارائه شود یا نقد و بررسی شود- حوزه معنایی شد برای نقد شرایط فرهنگی و اجتماعی. در این صورت جامعه با حضور جدیدی از شه شریعتی در شرایط بعد از انقلاب ی روبه رو شد. در این شرایط شریعتی بیشتر با آسیب شناسی فرهنگ ی و تشیع تناسب دارد تا طرح جدید از شه در حوزه دین. او روایت جدیدی از شه دینی را مدعی بود در حالی که در دوره جدید شه او بیشتر با حوزه نقد فرهنگی و نقد دینی و آسیب شناسی دینی و فرهنگی مرتبط و متناسب است. اگر شه او را در این ساحت دنبال کنیم کاری روا انجام داده و ضمن آرام حوزه فرهنگ و شه و جلوگیری از فشارهایی که بوی بنیادگرایی می دهد، فضای شه یی شفاف و متعادل تولید خواهد شد.در اینکه چه افراد و گروه های اجتماعی و در شرایط بعد از انقلاب با شه شریعتی ارتباط و تناسب بیشتری داشته اند، کمی کاوش و بررسی تاریخ معاصر لازم است. اول باید معلوم شود که صف بندی های فکری و موجود در جامعه از کدام حوزه فکری و شه یی متاثر هستند. فردیدی ها و غیرفردیدی ها چه انی اند؟ پوپری ها چه انی اند؟ متاثران از سنت های فکری (فلسفی) فرانسوی در مقابل سنت های فکری آلمانی و انگلیسی و امریکایی چه انی هستند و چگونه مسائل جامعه ایران را مورد بررسی قرار می دهند؟ مجموعه گروه های فکری اجتماعی اشاره شده- که البته در جای دیگری نامگذاری شده اند- چه نوع ارتباط و تناسبی با جریان های فکری اجتماعی متعلق به این سرزمین دارند؟ تناسب صدرایی ها و سینایی ها با فردیدی ها و پوپری ها چیست؟ در این میان شه شریعتی چه موضوعیتی دارد؟ شه شهید مرتضی مطهری کجاست و چه تناسبی با هر یک از آنها دارد؟ اقتضائات فکری و فلسفی آنها، ا امات روش شناختی آنها، و نوع بررسی مسائل و میزان تعهدات و عمل به باورها و ارزش های جامعه چگونه است؟ ببینید وارد شدن به شه شریعتی و داوری در مورد او و تعیین رابطه اش با شرایط معاصر آن هم با دو جریان و فکری کاری ساده نیست، نیاز به تاملی اساسی در تاریخ معاصر ایرانی دارد.اینکه گفته شود چه ی خادم است و کدام فرد و گروه اجتماعی به مار یسم وابسته است و کدام ضد آن است بیش از اینکه راهگشای فهم و ارائه پاسخ به سوالات فوق باشد، بر ابهام می افزاید. حوزه فرهنگ و شه هم همان آفت کلی حوزه را دارد. در زمانی که وارد بحث و گفت وگو برای درک عمیق تر می شویم عده یی راه می افتند و بانگ خیانت عده یی و خدمت عده یی را سر می دهند. در یک نگاه کلی و گذرا و کمی هم در مقابل این سوال که دو گروه صف بندی شده در حوزه به نام «محافظه کاران» و «اصلاح طلبان» چه تناسبی با شه شریعتی وجود دارد این دو جناح در کل از متن شرایط معاصر درآمده و افت و خیز شرایط به تغییر در سازمان ها و گرایش ها و نیروهای آنها خواهد انجامید. صف بندی دو جناح به شرایط نظام در سطح داخلی و جهانی معطوف است. تنظیم رابطه بین شه شریعتی با این دو جریان و فکری خالی از لطف هم نیست. شه و آرای شریعتی با هر دو جناح مرتبط است زیرا او مدعی تغییر در جامعه بود و قصد داشت بر اساس تعالیم دینی نظامی با محوریت شیعه در دوره معاصر شکل بگیرد. او قصد داشت نظام جدید متفاوت از نظام های دیگر محقق و موجود در جهان پیرامونی اش باشد. این همان خواسته دو جناح موجود در جامعه ایران در دوره معاصر است. از طرف دیگر، همان طور که برای شریعتی دین و شیعی کانونی بود برای دو جناح شیعی نیز کانونیت دارد و عمل اجتماعی و متناسب با این نگاه است که مورد تایید است.افزون بر موارد فوق، شریعتی داعیه های دیگری هم داشت. یکی از اصلی ترین داعیه های او اصلاح گری دینی بود. اصلاح گری دینی او از طریق آسیب شناسی دینی و تقویت نیروی جدیدی تحت عنوان روشنفکری ی برای احیا و اشاعه شه دینی ممکن می شد. شریعتی مدعی است تحجر و قشری گرایی به انحطاط فکر دینی انجامیده
با
شریعتی 15 ص
پاو وینت مسجد جامع فرومد
تاریخ ایجاد 30/06/2016 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 50 اسلاید با پلان و نمابرش قیمت: 6000 تومان حجم فایل: 987 kb تعدادمشاهده 8

پاو وینت مسجد جامع فرومد بخشی از مطلب
در گذر از شاهراه اسان که زمانی نه چندان دور، مهمترین مسیر کاروانسرایی ایران و شاهراه تجارت شرق و غرب بود، آثار ارزنده ای از میراث معماری ایران گسترده است که به رغم ویژگی های منحصربفرد، چندان شناخته شده نیستند.



مسجد جامع فرومد، در قلب روستای زیبای فرومد یکی از این کهن ساختارهای فراموش شده است. فرومد که مرکز دهستان فریومد است، در ۱۸۰ کیلومتری شرق شاهرود در مسیر جاده شاهرود – سبزوار، شمال شرقی عباس آباد و شمال غربی مزینان در دامنه غربی کوه های جغتای (ارتفاعات میندر) جای گرفته است.





آنگاه که جاده اصلی را به مقصد فرومد که تنها یادآورش، تابلوی کوچکی است، ترک می کنیم و از هیاهوی کامیون ها و خودروهایی که با شتاب و بی هیچ رغبتی به آنچه در شان قرار دارد، دور می شویم، تاریخ به یکباره هویدا می شود. نام فرومد یا چندانکه در کتب تاریخی اشاره شده است، فریومد برایمان آشناست و یادآور سربداران. شیخ حسن جوری، قاضی القضات باشتین، ایلخانان مغول و.... و آنگاه تاریخ در برابر چشمانمان ظاهر می شود. فرومد، مرکز ناحیه جوین، مبدا حرکت خواهانه سربداران بوده است.


مسجد جامع
مسجد جامع در قلب روستای فرومد، قرار گرفته است. راه دسترسی به آن، دقیقا از میانه روستا می گذرد. در امتداد خیابان اصلی روستا که پیش می رویم، به یکباره بنایی یادمانی در برابر چشمانمان ظاهر می شود. بنایی با ویژگی های توامان از سنت و مدرنتیه که شاید تنها یادگار میراث معماری معاصر در منطقه باشد. بر اساس کتیبه که در میانه بنا بر روی سنگ نصب شده است، بنا یادمانی است برای ابن یمین فرومدی ؛ قطعه سرای نامدار قرن هشتم.



در دورنمای آرامگاه این یمین، نگین بی بدیل روستا، ظاهر می شود. ایوان های رفیع، حضور بنایی زیبا و باشکوه را نوید می دهد. اندکی که در سراشیبی جاده پیش می رویم. حجم بنا پر رنگتر می شود. ایوان سردر که به نسبت دیوارهای جانبی اش، مرتفع تر است، با بیرون زدگی عامدانه، بازدیدکننده را به درون خود می کشد. تزئینات ابن بخش اگرچه در بسیاری از بخشها شسته شده و از بین رفته است، اما یادآور دوره اوج و شکوه بناست.





با گذر از سردر به هشتی کوچکی می رسیم که از طریق دهانه شرقی مجاور ایوان شمالی با صحن میانی در ارتباط است. هشتی بنا، فضای مستطیلی شکلی است که از بخش شمالی با سر در ورودی، از ضلع جنوبی به صحن میانی و از ضلع شرقی به پایاب مسجد راه می یابد. عبور قنات بازارو وجود دو راه آب در جداره های غربی و شرقی این بخش، بر کارکرد وضوخانه ای آن تاکید دارد. اگر چه از پوشش اصلی این بخش اطلاعی در دست نیست اما در حال حاضر، پوششی از یک طاق خشتی- که بخش عمده آن فرو ریخته است- فضا را پوشش داده است.



بنا به شیوه رایج مساجد دو ایوانی اسان، پلانی ساده و تزئیناتی بسیار غنی ساخته شده است. بررسی نظام سازماندهی فضایی بنا از الگوی ساده آن حکایت دارد؛ بگونه ای که می توان صحن میانی (عنصر سازمان دهنده فضا)، دو ایوان اصلی (محور اصلی و بصری بنا) و چهار گوشوار و شبستان های طرفین را در ساختار فضایی پلان، تشخیص داد.



با بررسی الگوی فضایی بنا می توان نماهای متقابل بنا را در کلیات معماری، قرینه یکدیگر دانست؛ به عبارت دیگر، در هر نما، ایوان میانی با مدل سه پیمون – و الگوی مربع نه قسمتی در پلان- در میانه فضا قرار گرفته و در طرفین آن گوشواره های با م یک پیمون قرار گرفته است که این امر سبب شکل گیری نمایی قرینه در هر کدام از دو نمای موجود شده است. نکته جالب توجه این نماها وجود قاب بندی دو تایی (تقسیم دوتایی) بر فراز گوشواره های غربی و شرقی است که به صورت تونشسته و البته کاذب، ساختاری دو اشکوبه در نما را فراهم آورده است.



دو ایوان شمالی و جنوبی با قرارگیری در محور اصلی بنا، محور بصری و کالبدی بنا را تشکیل داده اند. دهانه طاق دو ایوان تقریبا برابر و در حدود 6.5 متر است و این درحالی است که عمق دو ایوان متفاوت است. عمق ایوان شمالی 7.3 متر بوده و عمق ایوان جنوبی به سبب اهمیت ساختاری و کارکردی خود، برابر با 11.30 متر است. در جهت تاکید بر اهمیت ایوان جنوبی، ارتفاع آن؛ اندکی بیشتر از نمونه شمالی خود در نظر گرفته شده است. اما شاید مهمترین وجه تمایز ایوان جنوبی، تزئینات پرتکلف و منحصربفرد آن باشد.



اگرچه نمای هر دو ایوان با گره سازی آجری با استفاده از آجر تراش و کتیبه های خط ریحان، تزئین شده است، اما محراب باشکوه و مقرنس تزئینی منحصربفرد موجود در ایوان جنوبی، به یقین، آنرا به عنوان شا اری از معماری و هنر تزئینی دوره ایلخانی معرفی می کند. ظرافت نقوش مثال زدنی است، بگونه ای که می توان ادعا نمود؛ تزئین کننده بنا، تمام عناصر و آلات مقرنس را با نقوش اسلیمی و حصیری شکل، غنا بخشیده است. محراب نیز به تبع نمونه های مشابه دوره ایلخانی، مجموعه ای منحصربفرد از نقوش اسلیمی و آمیزه هایی از صور انسانی است که با ساختار برجسته خود، تبار بسیاری از نمونه های متا را به رخ می کشد.



از دیگر نقوش تزئینی موجود در ایوان ها، گلوی های تزئینی آنهاست که با ترکیبی از کتیبه های قرآنی به خط کوفی و ریحان و خطوط باریک اسلیمی و ختایی غنا یافته اند. این کتیبه ها، علاوه بر نوار حاشیه ای ایوانها، در طاقنماها و در محراب مسجد نیز دیده می شوند. علاوه بر این نوارهای کتیبه گچبری شده، زیر پاطاق های داخلی هر دو ایوان نیز اجرا شده اند.



اما نکته جالب توجه دیگری در ایوان جنوبی به چشم می خورد. حضور محر کوچک در دل پایه شرقی که سادگی نقوش بکار رفته در آن و بهره گیری از خط کوفی بی تکلف، آشکارا تاریخ ساخت آن را به قرون 6 و 7ه.ق رجعت می دهد. به نظر می رسد، حضور محراب در دل جرز شرقی، می بایست، قرینه ای در جرز غربی داشته باشد، اما با شگفتی چنین نیست. در پی یافتن دلایل احتمالی عدم تقارن، نکاتی قابل توجه در برابر چشمانمان ظاهر می شود. جرز غربی، بر خلاف جرز شرقی که بوسیله دو دهانه طاقی به شبستان شرقی متصل می شود، تنها یک دهانه بازشو به سوی گوشوار غربی ایوان دارد.



دوگانگی و عدم تقارن دو پایه ایوان با مواردی دیگر بیشتر از پیش، تقویت می شود. تغییر کیفیت آجرکاری از آجرکاری دوتایی با بند مهری در پایه شرقی- که تنها تا ارتفاع 4 متری دیده می شود- به آجرکاری ساده پایه غربی، وجود دو لایه کتیبه خطی در دهانه های شرقی در قیاس با تنها یک کتیبه که به لحاظ الگوی خط و تکنیک اجرا، با کتیبه دوم پایه شرقی همزمان دیده می شود، تغییر ابعاد جرزها و ... همه و همه بر بروز حادثه ای ناگوار در کالبد بنا در اندک زمانی پس از ساخت، تاکید می کند که وم بازسازی بنا را در دوره ایلخانی ضروری ساخته است. بررسی دقیق تر نمای ایوان، بر صحت فرض اولیه تاکید می کند. وجود آجرکاری تزئینی با نقش ترنج در پایه شرقی که به تبعیت از شیوه آجرکاری دوره سلجوقی به صورت هشت و گیر با ساختار بنا چیده شده است، تاریخ ساخت اولیه بنا را به دوران سلجوقی نسبت می دهد.





بررسی تکمیلی نماهای شمالی و جنوبی، از الحاق قاب بندی با تقسیم دوتایی در طرفین ایوان ها حکایت دارد که احتمالا همزمان با تعمیرات و الحاقات دوره ایلخانی اجرا شده است. گسستگی و انفصال این قاب بندی از پایه ایوان و عدم هشت و گیر بودن این دو بخش بی هیج شکی بر تقدم ساخت پایه ایوان و تا زمانی الحاق قاب بندی صحه می گذارد. بر این مبنا می توان حدس زد که معمار سازنده از تناسب ارتفاعی ایوان ها که به سبب ابعاد کوچک صحن، بزرگتر نیز دیده می شد، رضایت نداشته و جهت کاستن از این تناسبات فزآینده و پیش از تکمیل تزئینات نما، اقدام به ساخت طاقنماهای دو تایی فرونشسته نموده است. از سوی دیگر می توان تصور نمود که این طاق نماها به عنوان پشت بند ایوان، عملکرد سازه ای بخود گرفته و در ساختار سازه ای بنا نیز وارد شده اند. دلیل پیدایش این عناصر هرچه باشد، نتیجه این اقدام، ایجاد سطوحی برای تزئیناتی کم نظیر از تزئینات گره سازی درهم (کاشی های نگینی در زمینه آجری) است.



این تزئینات ظریف، پایه و بنیان تکنیک کاشی کاری پر تکلف دوران متا تیموری است. با توجه به اینکه در دوره سلجوقی و ایلخانی، استفاده از سطوح کاشیکاری بصورت پرتکلف معمول نبوده است - و یا حداقل در ابنیه باقی مانده از آن دوره تاریخی دیده نشده است- این میزان از حضور کاشی در بدنه های تزئینی قابل پیش بینی است. نمونه های دیگر کاشی را می توان در نیم ستون های دوطرف ایوان جنوبی یافت که بصورت قطعات کوچک مربع شکل با نقش گره کار شده اند. در نگاه اول، این کاشی ها نیز مانند بخش های آجری دیده می شوند اما با کمی دقت می توان اندک بازمانده لعاب فیروزه ای را بر روی چند قطعه از آنها تشخیص داد. این بدنه های تزئینی کاشیکاری شده، احتمالا تنها نمونه های کاشیکاری مستقل بنا بوده است.





اما اگر بتوان از تزئینات بی نظیر ایوان ها که بدون شک، آنرا به گنجینه ای منحصربفرد مبدل ساخته است، صرف نظر نمود، آنچه ساختار مسجد را از نمونه های مشابه خود جدا می سازد، تناسبات فضائی، هندسه و ارتفاع قابل توجه ایوان ها به نسبت فاصله آنها با یکدیگرست. تناسبات موجود، حیاطی با ابعاد حدودی 16.5 × 12.5 متر را فراهم آورده است که بوسیله سه دهانه طاق تیزه دار در طرفین غربی و شرقی محاط شده است. . این دهانه های هم اندازه که با مدل یک پیمون و برابر با دهانه های طرفین ایوان های اصلی بنا، طراحی شده اند احتمالاً به شبستان های کناری مسجد راه داشته اند . هرچند در حال حاضر پایه ستون های این شبستان موجود است اما، با توجه به نوساز بودن آنها و دوره های مرمت اخیر مسجد، تایید این گفته نیازمند مطالعات پیگردی در پای ستون های جدید و قدیم بناست.[1]





طاق های سه تایی پیش گفته با دهانه ای برابر با 2.5 متر و ارتفاعی در حدود 6 متر، ساختار هماهنگی به جداره های غربی و شرقی بنا بخشیده است. همانند دیگر بخش های بنا، این طاقنماها نیز با سطوح گچبری کم نظیری، تزئین شده است. اگرچه آثار تزئینی سطوح بیرونی این طاقنماها از بین رفته است، اما تزئینات گچی زیر تویزه های باربر به طرزی شگفت انگیز سالم مانده است.



گچبری ها و تزئینات گچی موجود در این بنا به تمامی شئون، معرف ویژگی های گچبری دوره ایلخانی است. گچبری در این دوره، تبار و پیشنیه نوعی از گچبری است که در دوره های متا به کشته بری معروف گردید. در این تکنیک، نقش بر روی یک لایه از گچ، طرح اندازی (گرته ریزی) شده و برش داده می شود. نتیجه نقش مشتمل بر خود نقش اصلی و زمینه آن می گردد. در این روش، گاها زمینه برش داده شده و برداشته می شود تا نقش اصلی برجسته تر نماید و در مواردی نبز نقش از روی زمینه برش خورده و زمینه سطوح بالاتری قرار می گیرد. اما آنچه در خصوص این تزئینات، قابل اعتنا به نظر می رسد، اص نقوش و نقش مایه های بکاررفته در بناست که معرف ویژگی های دوره ایلخانی است.



تاریخ ساخت و بانیان
اگرچه در پرونده ثبتی بنا، تاریخ ساخت آن به قرن هفتم نسبت داده شده است[2]، اما بررسی کالبد معماری و تزئینات اولیه بنا که در زیر لایه ای از آجرکاری دوره متا ایلخانی قرار دارد، تاریخ بنا را به دوره سلجوقی نسبت می دهد. با یادآوری آنچه ابوالحسن بیهقی (متوفی سال 560 ه.ق) در باب برگزاری آدینه در فریومد بدان اشاره نموده است[3] و با ذکر این نکته که در هیچ سند دیگری، به وجود مسجد جامع دیگری در فرومد اشاره نشده است ، می توان تصور نمود که بنا در اواسط قرن ششم (دوره سلجوقی) مورد استفاده قرار می گرفته است. از سوی دیگر ساختار یکپارچه زبره و نما که به تعبیر پیرنیا از مهمترین ویژگی های معماری دوره سلجوقی است این فرضیه را تقویت می کند که بنا به احتمال فراوان در دوره سلجوقی ساخته شده است. مشابه چنین نظری را می توان در آرا و افکار صاحب نظرانی چون آندره گدار و دونالد ویلبر نیز بازیافت.[4]



وجود لایه های تزئینی متعدد در بدنه های داخلی و جداره های خارجی ایوان جنوبی، از تغییر و تحول در ساختار معماری بنای سلجوقی اولیه حکایت دارد. این تغییرات، خواه به سبب بلایای طبیعی نظیر ز له- که به جهت وجود شواهد،از احتمال بیشتری برخوردار است- و خواه به جهت تکمیل نمودن و افزودن بخش های جدید به بنا باشد، بی هیچ شکی متعلق به دوره ایلخانی است که فرومد، فریومد بوده است و حاکم نشین جوین. و این اعتبار را به جهت توجه ویژه صاحب منصبان به خود بدست آورده است.



بررسی کتیبه های تاریخی موجود در بنا جهت شناسایی اشخاص و بانیان تاثیرگذار در ساخت مسجد جامع کمک چندانی به شناسایی افراد فوق الذکر نمی نماید. تنها یک کتیبه که در بالای محراب ایلخانی بنا در ایوان جنوبی قرار گرفته، معرفی فردی است که احتمالا معمار بنا و یا سازنده ایوان جنوبی و تزئینات آن بوده است. در این کتیبه نوشته شده است: "عمل علی ابن محمد المحمود الجامی الشهرستانی" این کتیبه در حال حاضر به سبب ت یب ساختار خود چندان خوانا نبوده و اطلاعات ما از آن به تصاویر سال 1385 و زمان مرمت های استحکامی تزئینات بنا محدود است.



اگرچه در کتیبه های بنا، نشانی از بانیان و حامیان مالی پروژه در دست نیست، اما تزئینات نفیس و پرتکلف بنا، خبر از حضور حامی مالی و پشتیانی صاحب منصب می دهد که هزینه ساخت بنا را متقبل شده است. ردی این شخص احتمالی چندان دشوار نیست. بر پایه گمان اولیه و می توان حدس زد که بانی فعالیت های عمرانی دوره ایلخانی می بایست از صاحب منصبان ثروتمند منطقه جوین و فریومد بوده باشد که به سبب تعلق خاطر خود به فرومد به تعمیر و مرمت مسجد جامع سلجوقی ت یب شده شهر پرداخته است. "شیلا بلر" در معرفی بانیان و حامیان معماری دوره ایلخانی به خاندان فریومدی اشاره کرده و می نویسد: "در این دوره خاندان های دیگری نیز به قدرت های محلی دست یافتند. در شرق خاندان فریومدی نزدیک به یک قرن بر ولایت جوین حکم راندندو علاوه بر احداث مسجد جامعی در زادگاهشان، علاء الدین محمد فریومدی، مدرسه ای به مزار شیخ احمد جام افزود." [5]



مراجعه به دیوان ابن یمین فریومدی و کتب تاریخی عصر ایلخانی در شناخت این خاندان راهگشاست. خاندانی که اعتبار خود را از علاء الدین محمد اسانی- که نام وی علاء الدین محمد هندو و علاء الدین محمد فریومدی نیز ضبط شده است- برگرفته که صاحب منصب و ای اسان است. نام علاء الدین، در کتاب تاریخ الجایتو و در جریان قتل سعد الدین ساوجی و نواب وی که با سعایت و بد شی علیشاه گیلانی گرفتار مرگ شدند ثبت شده است.[6]



مراجعه به کتب تاریخی از جمله جامع واریخ خواجه رشیدالدین فضل اله و ...، تاریخ این دوره را در حدود اوایل قرن هشتم معرفی می کند. بر مبنای شواهد تاریخی، می توان تاریخ تقریبی وزارت علاءالدین محمد را در حدود 736-716 ه.ق تخمین زد. بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که علاءالدین محمد در اوایل قرن هشتم صاحب منصب و دربار ایلخانی بوده است و با توجه به اینکه فرومد را محل حکمرانی خویش برگزیده بود، احتمالا در همین زمان به بازسازی مسجد جامع موجود در شهر زادگاهش پرداخته و پس از بازسازی بخش های ت یب شده آن، اقدام به تکمیل تزئینات آن نموده است.



دوره بندی ساخت
بررسی کیفیات بنا، ساختار فضائی بنا و تزئینات وابسته به معماری، حاکی از دوره های متعدد ساخت و ساز در بناست که به صورت پی د ی بر ساختار اولیه مسجد الحاق شده و هیئت کنونی آن را رقم زده اند. دو فرضیه در باب ساختار اولیه بنا وجود دارد. فرضیه نخست بر بنیان تک ایوانی مسجد در دوره ساخت اولیه (دوره سلجوقی) و الحاق ایوان شمالی در دوره دوم ساخت (دوره ایلخانی) تاکید دارد در حالیکه؛ فرضیه دوم بر اساس ساختار دو ایوانی سلجوقی و تعمیرات اساسی در دوره ایلخانی استوار است. نکته جالب توجه در باب دوره بندی ساخت بنا، شرح وضعیت بنا از دیدگاه دونالد ویلبر است. وی که معتقد به تک ایوانی بودن ساختار اولیه است در شرح توسعه ادواری بنا چنین می نویسد:


"ایوان جنوبی اول در دوره سلجوقی ساخته شد. دیوار شرقی این ایوان سردری با طاق نوک تیز دارد که در تجدید ساختمان در دوره مغول [ایلخانی] پر شده است. برهمین دیوار آجر چینی سبدشکل سلجوقی وجود دارد که در هیچ قسمت از ارتفاع چهار متر بالاتر نیست و معلوم می شود که ایوان اصلی کمی بعد از ساختن سقوط کرده و پایه ها و نصف دیوارها در دوره مغول برای تجدید ساختمان مورد استفاده قرار گرفته است. در دوره مغول، ایوان جنوبی دوباره ساخته شد و طاقنماهای صحن و کلیه ایوان شمالی در آن برای اولین بار بنا شد."



بنابرآنچه گفته شد، ویلبر معتقد به وجود مسجد یک ایوانی از دوره سلجوقی و الحاقات متا دوره ایلخانی است. هر چند ویلبر در تصوی ردازی خود از بنا معتقد است که ایوان جنوبی فعلی نیز از یادگارهای دوره ایلخانی است که پس از ت یب بخش های فوقانی آن، مورد بازسازی مجدد واقع شده است.
سناریوی دوم دوره بندی تاریخی بنا- برخلاف سناریو اول- بر مبنای ساختار دو ایوانه مسجد سلجوقی و ت یب و نوسازی بخش های عمده مسجد در مرحله دوم ساخت و ساز استوار است. بر مبنای این فرضیه، مسجد اولیه دوره سلجوقی در اثر زمین لرزه ای شدید- که سابقه آن چندانکه ابوالحسن بیهقی می گوید در منطقه وجود داشته است- ت یب شده است. حجم ت یب بر مبنای شواهد موجود در بنا بقدری بوده که جز پایه ایوان جنوبی و برخی دیگر از اندام های بنا، چیزی از آن باقی نماند. بر این اساس، مسجد فعلی بر روی بنیان مسجد اولیه ساخته شده و در ساخت آن از بخش های باقی مانده نیز بهره گرفتند که از آن جمله می توان به پایه شرقی ایوان جنوبی اشاره کرد. از شواهد و مدارک این فرضیه می توان به وجود آثار پیش از ایلخانی در مسجد اشاره کرد. این آثار و مدارک عبارتند از:



- تزئینات آجرکاری جداره بیرونی پایه شرقی ایوان جنوبی با طرح ترنج که ویلبر آنرا آجرکاری سبدی شکل دوره سلجوقی معرفی می نماید.
- تزئینات آجرکاری با طرح مهری در جداره شرقی ایوان جنوبی که تنها تا ارتفاع حدود 4 متری موجود است.
- حضور محراب گچی در میان جرز شرقی ایوان جنوبی که بی هیچ شکی تاریخ آن به دوره پیش از ایلخانی می رسد.
- وجود کتیبه کوفی متقدم در زیر کتیبه متا دوره ایلخانی در دهانه طاق جنوبی پایه شرقی ایوان جنوبی



حال بر اساس آنچه گفته شد و نیز بر مبنای آثار و شواهد موجود در بنا می توان به دوره بندی الحاقات پرداخته و دوره بندی توسعه بنا را مشخص نمود:
دوره اول؛ ساختار آجری سلجوقی اولیه
بررسی پایه شرقی ایوان جنوبی موید وجود آجرچینی تزئینی و منقوش با طرح ترنج است که همزمان با ساخت بنا و بگونه هشت و گیر با ساختار آن اجرا گردیده است. با توجه به کیفیت آجرکاری های دوره سلجوقی که بصورت همزمان هشت و گیر و با زبره بنا چیده می شد، می توان دوره سلجوقی را، اولین دوره ساخت بنا عنوان نمود. از سوی دیگر بررسی پایه شرقی در بخش داخلی ایوان جنوبی، شیوه آجرکاری دوره اولیه را کاملا مشخص می سازد. این آجرکاری که بصورت آجرچینی با بند مهری صورت گرفته است تنها تا ارتفاع حدود چهار متری دیده می شود. مراجعه با نظرات ویلبر و حدس های اولیه در این خصوص از احتمال ت یب بنا به علت زمین لرزه حکایت دارد. از دیگر آثار باقی مانده از دوره نخست مسجد می توان به محراب کوچک با آرایه گچی موجود در دهانه شمالی پایه شرقی ایوان جنوبی اشاره داشت.



دوره دوم؛ تکمیل تزئینات بنا با استفاده از تزئینات گچی
در این دوره که به احتمال فراوان دوره نخست الحاقات بنا به شمار می رود، تزئینات بنا تکمیل شده و بنا دارای تزئینات گچبری تکامل یافته تری شده است. پایه بررسی پایه شرقی ایوان جنوبی و طاق نمای غربی متصل به آن نشان از چرخش تزئینات گچبری موجود در این قاب نما بر رویه جرز ایوان حکایت دارد، بگونه ای که می توان تزئینات این دو را در تداوم با یکدیگر مشاهده کرد.



دوره سوم ؛ بازسازی مسجد پس از ت یب (احتمالا به دلیل ز له) و مداخلات سازه ای و کالبدی در بنا و اجرای تزئینات جدید
با بررسی ز له های تاریخی بنا و وجود اسناد معتبر مبنی بر زمین لرزه های تاریخی و نیز شواهد فیزیکی موجود در بنا اعم از ترکهای عمیق، انفصال ساختاری اجزا و اعوجاج عناصر باربر عمودی در بخش هایی از بنا می توان تصور نمود که بنا در اندک زمانی پس از ساخت به سبب بروز زمین لرزه ای شدید دچار آسیب های ساختاری و ت یب های متعدد شده است که نیاز به بازسازی و دوباره سازی آن را ضروری می نموده است.



با توجه به آنچه در خصوص آثار اولیه ایوان جنوبی گفته شد ، می توان نتیجه گرفت که در این دوره، به احتمال فراوان، ایوان جنوبی بازسازی و ایوان شمالی به دلیل ت یب کامل، دوباره سازی شده است، بنابراین دوره سوم الحاقات مسجد، به احتمال فراوان و بر مبنای آنچه تاکنون یافت شده است، دوره نهایی الحاقات تاریخی و دوره تکمیل تزئینات بناست.



در بیان دلایل احتمالی تکمیل بنا در دوره سوم می توان موارد زیر توجه نمود:
1. وجود کتبیه خط کوفی مشجر بر روی کتیبه مشابه قدیمی تر در دهانه طاق های موجود در دیواره شرقی که به صورت قرینه در پایه غربی ایوان جنوبی دیده می شود.


2. با بررسی دقیق جزر غربی ایوان جنوبی و نقوش تزئینی و کتیبه های موجود در آن می توان با قاطعیت از همزمان بودن نوسازی پایه غربی و تزئینات روی آن با دومین سطح از کتیبه های کوفی پایه شرقی (کتیبه های متا ) سخن گفت.


3. با نگاهی به ساختار دو جرز غربی و شرقی ایوان جنوبی و وجود محراب گچبری در دل ستون بخش شرقی (که به احتمال فراوان متعلق به دوره اول ساخت بناست) می توان به این نکته دست یافت که دهانه طاق شمالی جزر شرقی، قرینه ای در جداره غربی ایوان داشته است که بنا به دلایلی در حال حاضر دیده نمی شد. از جمله احتمالات ممکن در این بخش، ت یب پایه غربی ایوان به دلیل رانش طاق و یا وقوع نیروی جانبی ز له و نوسازی آن در حد فاصل دوره دوم و سوم است. بر همین اساس می توان حدس زد که معمار مداخله کننده در بنا، در جهت مقاوم سازی پایه ایوان اقدام به حجیم نمودن جرز از طریق کاهش بازشوها نموده و در گام دوم در جهت قرینه سازی طرفین داخلی ایوان، اقدام به پر دهانه شمالی جرز شرقی ایوان جنوبی بدون توجه به وجود محراب گچبری متقدم تر نموده است. دلیل این ادعا، بسته بودن دهانه طاق فوق تا بیست سال گذشته بوده است که در طی اقدام مرمتی آقای دانشور، الحاقات آن برچیده شده است.


4. از دلایل دیگر، تا زمانی ساخت پایه غربی ، ابعاد متفاوت جزر آن و دهانه طاق غربی است که در مقیاس با جزر شرقی و دهانه طاق کناری آن حدود 20 سانتی متر بزرگتر است.


5. از شواهد دیگر این ادعا می توان به متفاوت بودن شیوه آجرکاری در طرفین ایوان اشاره کرد گه به گونه ای که در جزر شرقی آجرچینی با بند مهری و در جزر غربی آجرکاری ساده دیده می شود.


6. تغییر شیوه آجرچینی در پایه شرقی از تراز 4متر به بالاتر که به احتمال فراوان ناشی از ت یب این پایه در اثر زمین لرزه بوده است



دوره چهارم؛ مداخلات ساختاری و کالبدی معاصر
اقدامات مرمتی معاصر که به صورت بازسازی شبستان شرقی ایوان جنوبی و اجرای ستون های میانی شبستان احتمالی موجود در طرفین غربی و شرقی صحن میانی صورت گرفته است، دوره چهارم الحاقات مجموعه به شمار می رود. اقداماتی که با توجه به ارائه اسناد و شواهد متقن و قابل دفاع؛ چندان صحیح به نظر نمی رسد.



این ساخت و سازها در جبهه شرقی ایوان جنوبی، منجر به ساخت شبستان با طاق آهنگی عمود بر راستای ایوان [بدون ارائه سند و مدرک] شده است. از طرف دیگر، جزرهای ناتمام و طاق بندی های موجود در طرفین غربی و شرقی صحن که در پس 3 دهانه طاق و چشمه تاریخی اجرا شده است از اضافات دوره چهارم الحاقات بناست.

کلمات کلیدی مرتبط:
پاو وینت مسجد جامع فرومد ,در گذر از شاهراه اسان که زمانی نه چندان دور، مهمترین مسیر کاروانسرایی ایران و شاهراه تجارت شرق و غرب بود، آثار ارزنده ای از میراث معماری ایران گسترده است که به رغم ویژگی های منحصربفرد، چندان شناخته شده نیستند. , , , ,مسجد جامع فرومد، در قلب روستای زیبای فرومد یکی از این, مقالات مرتبط در این دسته بررسی مسجد النبی قزوین، پاو وینت بررسی مسجد شیخ صفی الدین اردبیلی - معماری ی,پاو وینت پاو وینت بررسی مسجد کبود تبریز،گوی مسجیدی، فیروزه ی جهان پاو وینت ،بررسی، مسجد ،جامع،کبیر ،یزد پاو وینت بررسی معماری مساجد جهان ,معماری مسجد چقماق- پاو وینت پاو وینت مقایسه تزیینات در مسجد تهران و مسجد سپهسالار تهران مسجد جامع یزد پاو وینت بررسی مسجد و مدرسه آقابزرگ مسجد نصیرالملک شیراز - فرمت پاو وینت شامل نقشه ها توضیحات و متن معماری ی : کاشی کاری های گنبد سلطانیه/فرمت word تحقیق معماری ی مسجد جامع الکبیر صنعا – یمن/فرمت word , رایگان ,مدرسه خان شیراز- پاو وینت پلان مسجد نقشه اتوکد مسجد نقشه اتوکد مسجد مسجد شیخ لطف الله اصفهان /فرمت word مسجد تاریخانه یکی از کهن ترین مساجد ایران,پاو وینت تحقیق درباره مسجد جامع فهرج یزد,پاو وینت پاو وینت بررسی مسجد جامع کبود ایروان - یادگار معماری ایران در ارمنستان