صدف خالی یک تنهایی

به نقل از خبرگزاریها در مورد صدف خالی یک تنهایی : با خودت که کمی فکر کنی میفهمی تنهایی هم همچین بد نیست... حداقل روحت اسایش بیشتری داره... نگرانی هات کمتره... خودتی و خودت... هر کار دوست داشته باشی میتونی انجام بدی... مسئولیتی نداری... هر وقت بخوای میخو و غذا میخوری... لازم نیست سیاست داشته باشی و مخفی بازی دربیاری... به نظرم تنهایی هر چی باشه بهتر از بودن با یه ادم بده... تنهایی خودمو عشقه گاهی اوقات همه ما نیاز داریم مدتی را در تنهایی سپری کنیم اگرچه تنهایی می‎تواند برخی فواید را برای شما داشته باشد، اما خالی از عیب هم نیست. امتیاز در (i mdb (8.1/10
عدنان فلاحی
((هیچ تنهایی بالاتر از تنهایی یک سامورایی نیست شاید تنهایی یک ببر در جنگلی بزرگ))

کتاب بوشیدو

جمله فوق سر تیتر معروف ژان پیرملویل،سامورایی است.نمایش این جمله در سکانس ابت بیانگر تفکر حاکم بر است.ملویل در همان سکانس ابت ، نامه کم دیالوگ خود را به انسجام معنایی رسانده و جهت می دهد.زان پس با فراغ بال به بازی نور وتصویر و ..................... عاشق بودن تنهایی غریبی ست نه دل می ماند و نه دلداری کاغذهایت همه خالی از واژه می شوند کتابهایت همه سفید فنجان قهوه ات پراز سرنوشت تلخ عاشق بودن جهان تنهایی ست باران تنهایی ست پیاده روی در شهر تنهایی ست عاشق بودن پنجره ای ست روبروی قبرستانی وسیع که تنها یک گور دارد آن هم تنهایی ست "یه" دوش آبگرم. . . . "یه" شیشه . . . . "یه" موزیک لایت . . . . ودر کنارش صدای شدید شرشر بارون. . . . "یه" تنهایی. . . . "یه" موبایل سایلنت. . . . "یه" حس خوب. . . . "یه" حس آرامش. . . . همه این "یه..."ها واسه من "یه" دنیا ساخته!!! دنیایی خالی از خیانت... خالی از دروغ... خالی از آدمکهای دو رنگ... و خالی از هزار دیگه... پس تا این دنیارو دارم گور بابای عشق... گور بابای هواهای دو. من , تنهایی ام را نه با دود سیگار ....
نه با یاد تو ....
نه با افسوس خوردن ....
با هیچ چیز .... هیچ چیز آلوده نمیکنم....
تنهایی من " قداست " دارد!
مانند یک میزبان خوب از مهمانم پذیرایی میکنم!
قدمش هم بر سر چشمان بی حالم!
بودنش بر سر منت! که وجودش به وجود بی غیرت تو شرف دارد!
همین... چندی پیش یکی از دانشجویانم پرسید بلندترین ص که در شهر می شنوید چیست؛ پاسخ دادم: «تنهایی دم افزون آدم ها». پاسخم را نپسندید و گفت فکر می کند بلندترین ص که در شهر شنیده می شود، جدال سنت و مدرنیته است. شاید گمان شود میان این دو انگاره تفاوت است؛ ولی واقعیت آن است که پاسخ من نتیجه ی عینی ستیزه ی سنت و مدرنیته است. تنهایی آدمها نتیجه ی هجوم. گور بابای عشق....!! (دل نبند که تهش تنهاییه) "یه" دوش آبگرم... "یه" موزیک لایت از حسین eblis که با خودم زمزمش میکنم... و در کارش صدای شدید شر شر باروون... "یه" نخ سیگار winestone... "یه" عالم تنهایی... "یه" موبایل سایلنت... "یه" حس خوب.. "یه" حس آرامش... همه این "یه" ها واسه من یه دنیا ساخته...! دنیایی خالی از خیانت... خالی از دروغ... خالی از آدمهای دو رنگ... خالی از ر. همیشه فکر می کنم که چرا خیلی ها باور دارندکه حقیقت آدمی با تنهایی سرشته شده .....می خواهم باور نکنم اما باز هم باور می کنم چرا که همیشه ی را که دوست داری باهاش حرف بزنی ، نیستو ی را که دوست نداری باهاش هم صحبت بشی ، هستمن به دنبال ی دیگر هستم و دیگری به دنبال منمن هرگز به آنی که می خواهم نمی رسم و آنی که مرا می خواهد ، به من نمی رسدو شاید ه. درد و تنهایی و غم سرما و وهم و خیال همه بودند فقط جای تو خالی بود و وجودم بی تو پوچ و پوشالی بود! درد آرام آرام، رفت و در قلب ش ته ام نشست. و صدای باد سکوت تلخ را ش ت. و خیال و وهم دست از سر شوریده ام بر نداشت. و در این میان تنهایی هم ، دست بر شانه های خسته ام گذاشت. جای خالی ات،اشک بر چشم من نشاند و وجودم را در انتظار تو، به لب مرز جنون کشاند. جای خالی ات ، مرا به مرز جنون کشاند. رفته است... حالا من توی این خانه خالی خالی خالی، می ترسم دست بزنم به هر چیزی... که گرد بودنش برود از آن چیز، از خانه ی خالی تنها... و می رود... هر لحظه می رود... چند روز نگه دارم مانده ی چایی که دم کرده است را؟ چند روز خانه را جارو نکنم که مبادا برود گرد بودنش از زمین؟ دلم می خواهد بروم جلوی دانه دانه آدم ها را بگیرم و بگویم که حواستان باشد که . آروم آروم به نبودنت عادت می کنم...چون هیچ وقت داشتنت رو تجربه ن ....دیگه به داشتن چشم های پر از حسرتم عادت ...سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهاییانقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتمدیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ... یاد گرفتم چگونه با . کدام دست ها آمار خانه های خالی را مخفی نگاه داشته است؟/ سقوط آزاد قیمت مسکن در صورت افشای آمار خانه های خالی درحالی آمار خانه های خالی در کشور به شکل مشکوکی مخفی نگاه داشته شده است که بررسی های اجمالی از افزایش بیش از 2میلیونی مسکن نسبت به خانوار های موجود در کشور حکایت دارد. حال اگر این خبر صحت داشته باشد ... * تنهایی یعنی: وقتی یه اس تبلیغاتی هم بیاد خوشحال شی! * گاهی وقتا آدم به یه اس خالی هم دلش خوش میشه. * گریه های هرشبمو تقصیر ی جز خودم نمیندازم وقتی تو انتخابم چشمو درست باز ن چرا بگم اون نامرد بود. * خدایا تو همه ی کارهات یه حکمتی هست ولی میخوام بدونم چه حکمتی تو ش تن قلب منه؟ * وقتی که یه بچه پنج ساله بهم گفت هیچ وقت بهش نمیرسی بهش خندیدم . هرگز هیچ مرا دوست نداشته است. هرگز دوست واقعی داشتن را تجربه نکرده ام. هرگز خوب نبوده ام. هرگز در هیچ کاری استعداد و پشتکار نداشته ام. بر خلاف ظاهر که نشان میدهم حق همیشه با من است و حالم بهتر از این نخواهد بود،بیشتر وقت ها حق با دیگران است. خوب میدانم که هیچ وقت خوب نبوده ام فقط ادای خوب بودن را در میاورم. من یک طبل تو خالی هستم خالی تر . اثر تنهایی ، گرسنگی و سکوت - آیت الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی اسانی اثر تنهایی ، گرسنگی و سکوت : عادت نفس به خلوت و تنهایی ، انس به خداوند و عالم غیب را به ثمر می نشاند و تفکر لطیف و معنادار همراه با گرسنگی و سکوت ، زمینه را برای تحصیل معرفتی نورانی اماده می کند . پیدا شدن الهامات ربانی : پس از عبور از مرحله ی ذکر لفظی به ذکر قلبی ، سالک ب.
"باید به فکر تنهایی خودم باشم.
دست خودم را می گیرم و
از خانه بیرون می زنیم.
در پارک،
به جز درخت،
هیچ نیست.
روی تمام نیمکت های خالی می نشینیم،
تا پارک،
از تنهایی رنج نبرد!
دلم گرفته،
یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم،
و از خودم خواهش می کنم،
به خانه باز گردد .." محمدعلی بهمنی "باید به فکر تنهایی خودم باشم.
دست خودم را می گیرم و
از خانه بیرون می زنیم.

در پارک،
به جز درخت،
هیچ نیست.

روی تمام نیمکت های خالی می نشینیم،
تا پارک،
از تنهایی رنج نبرد!

دلم گرفته،
یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم،
و از خودم خوا. متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری • ت ت آهنگ     متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری • ت ت آهنگ متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری
lyrics new song by : reza shiri tanhayi nazdike متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری متن موزیک شنیدنی تنهایی نزدیکه رضا شیری نرو دنیام تو میری زیر و رو میشه بعضی قصه ها با خداحافظی شروع میشه
می مونم تو دنیایی که جهنمه بینِ این همه غصه و غمِ لعنتی که تو زندگیمه روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه ترانه تنهایی نزدیکه رضا شیری یادت رفته گفتم بمونی پیشم من تو زندگیم هر چی که بگی همون میشم
چشات میگن دنبالِ اون روزا نگرد بعضی موقعها غیر ممکنه قصه ها رو از نو شروع کرد روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه ** موزیک خواننده رضا شیری تنهایی نزدیکه متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری از سایت بزرگ ترانه ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید تنهایی ای پر خاطره تر از انتظار تنهایی ای تنها دلیل بودن تنهایی ای لحظه بی هیچ بودن تنهایی ای یادگار فرصت شه تنهایی ای پر گذر ترین لحظات من تنهایی ای گل نوشگفته هر زمان تنهایی ای پر هیاهوترین بی هیاهو ... ای تن رها ترا نمی پرستم ..ولی دوست میدارمت ای گذرگاه خلوت آرزوهای نشدنی ای تکیه گاه پوچ زندگی ای یار با وفای روزگاران باش .. در کنار . عشق و تنهایی
معنی و مفهوم تنهایی را فقط انسان های عاشق درک می کنند. انس به تنهایی برای انی که بهره ای از عشق برده اند قابل تحمل است و عاشق شدن نیز مست م "خودشناسی "است.بنابر این انسان های که رو به تنهایی می آورند اگر خود را نشناسند تنهایی موجب وحشت است وپیامد های زیان باری دارد . و در صورتی که با خودشناسی همراه باشد موجب انس محبت است.. جای تو خالیست
در تنهایی هایی که مرا
تا عمیق ترین دره های بی قراری می کشانند جای تو خالی ست
در سردترین شبهایی
که لبخند های مهربانی را به تبعید می برند
جای تو خالی ست
در دریغ نا مکرری
که به پایان رسیدن را فریاد می کنند جای تو خالی ست
در هر آن نا کجایی که منم ... شاعر : حمید مصدق انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست !
تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست !

تنهایی اش را می برد با خود به هر شهری
انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست !

با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم
هر «خانواده» جعی از «چندین نفر تنها» ست !

علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست !
-با اینکه در این روزها نوع بشر ت. آروم آروم به نبودنت عادت میکنم چون هیچوقت داشتنت رو تجربه ن دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی آنقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم یاد گرفتم چگونه با تو باشم، بی آنکه تو باشی یاد گرفتم نفس بکشم بی ت. آدم های خالی، با هم پُر نمی شوند. آدم های کوچک، با هم بزرگ نمی شوند. آدم های تنها، با هم جمع نمی شوند. آدم های بی دوست، با هم دوست نمی شوند. آدم های ت با هم حرف نمی زنند و آدم های غمگین با هم شاد نمی شوند... و این ماجرا براى همه ى فردا ها هم وجود دارد! در دنیای من آدم ها جایی ندارند
قصه قصه ی یکی بود یکی نبود نیست قصه ی خالی بدون هیچ شخصیتیست که راوی هم گم میکند سر نخ تعریف این دنیایی پر از نقطه و خالی از حرف های ربط رو،معلوم نیست چه ماجرایی را بازگو میکند ولی هر چه که هست تنها خوبیش این است که کتاب برگه میخورد و به ناچار جلو میرود
نویسنده اش روی تخت خوابش برده وای به حال خوانن. تنهایی یعنی حسرت دیدن چشمان منتظر و نگران، تنهایی یعنی حسرت ی آغوش،حسرت یک نگاه و گرفتن دستات،تنهایی یعنی حسرت گذشته،زندگی باخاطرات...تنهایی یعنی بغض خورده شده،نگاه به آسمون...تنهایی یعنی درد دل با ماه... تکیه بر دیوار،تنهایی یعنی لحظه های بدون آرامش...زخم خوردن از بعضی آدم ها،تنهایی یعنی درد بدون مسکن... تیغ،رگ و خون....تنهایی یعنی نگاه به یک ع ... گوش دادن به ی موزیک غمگین و عاشقانه،تنهایی یعنی مرگ بی صدا...تنهایی یعنی دفن شدن در سکوت،تنهایی یعنی قبر بی رهگذر....تنهایی یعنی مرده ای متحرک........................... مثل همیشه ها
من تنهایی را سراغ می گیرم
و نه تنهایی مرا
که از حضورش است
هر چه را که می دانم
آنقدر عجین است با من
که حتی سایه هم ندارم
قصه ی مست چشمان
و
کمان ابروان و عطر توست
بر دریچه ی دلم
معبر حضور توست
عظمت و هیبت کویر
و
طواف خانه ی من
ایستاده ام در بی کران کویر
آنقدر که مرا درخت بخوا. این روزا لابه لای متن های تلگرمی و پست های بچه ها زیاد می بینم که حرف از اینه که زندگی رو تنها تجربه کنید. آره، دنیا رو تنهایی تجربه کنید! من از تنهایی ید شروع . تنهایی قدم می زنم. تنهایی میرم سینما و تئاتر. تنهایی میرم کافه. تنهایی میرم یه شهر دیگه تا تنهایی دریا رو ببینم. حتی چهارشنبه سوری رو هم تنهایی میرم بیرون. ولی باید حداقل 2تا آدم. با گفتن یک "عزیزم، جایت خالی است"، نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کم،فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است.گاهی اگر توانستی، اگر خواستی، اگر هنوز نامی از من در سر داشتی، نه در دل،در کوچه تنهایی من قدمی بگذار،شلوغی کوچه ظاهری است، نترس، بیا نگاهی بینداز و برو .... آ زمینم زد غمی سنگین به تنهایی
اما نمی مانم من این پایین به تنهایی!

کوه غرورم؛ باید از این خاک بر خیزم
دارم خودم را می دهم تسکین به تنهایی

پیغمبر دردم که در صعب العبور جهل
بر دوش دارم بار صدها دین به تنهایی

جمعیتی در من به اندوهی چنین سرگرم
این با مصیبت؛ آن به غربت؛ این به تنهایی

در خاک آرزوها را؛ عزادارم!
برگشت. ...
چون واگنی فرسوده در راه آهنی خالی
از من چه باقی مانده جز پیراهنی خالی؟

دارد فرو می ریزد اجزاء تنم در من
آن طور که دیواره های معدنی خالی

 چون آ ین سربازِ شهری سوخته یک عمر
جنگیده ام در مرزهای میهنی خالی

حالا که سر چرخانده ام در باد می بینم
پشت سرم شهری است از هر روشنی خالی

گنجایش این جام ها اند. دستهایی پر ز خالی پیشِ روست

سایه های لاابالی پیش روست

گیسوانت را پریشانتر مکن

کاینزمان آشفته حالی پیش روست

زخم خود را با ی هرگز مگوی

شانه های بی خیالی پیش روست

تا به کی در آینه زل می زنی؟!

یک بغل تصویر خالی پیش روست

خوشه های سبز را انبار کن

یوسفِ من! خش الی پیش روست

یدالله گ. طرف میگه نکنه به خاطر اینکه تنهایی منو میخوای ؟ خب میتونه علتی باشه برای خودش این تنهایی آخه اگه من احساس تنهایی نکنم دیگه دنبال ی نمی گردم این چه حرفیه ، خب آره تنها هستم به دنبال ی می گردم که تنها نباشم اینم استدلال میخواد !!!!!! سعی کن وقتِ بی ی­هایت، گاه لبخند کوچکی بزنی
فکر فردای پیری­ ات هم باش، گریه هم می­کنی قناعت کن زندگی می­رود به سمت جلو، تو ولی می­روی به سمتِ عقب!
شده­ ای عضوِ «تیمِ تک نفره»، پس خودت از خودت حمایت کن بینِ تن­های خالی از دلِ خوش، هی خودت را بگیر در بغلت
کی با خودت برو بیرون، و به تنهایی ­ات خیانت کن! گرچه خو کرده ­ای به تنهایی. ﮔـــﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ... ﺍﺯﮐﻪ, ﻧﻤـــــﯿﺪﺍﻧﻢ .... ﺍﺯﭼﻪ,ﻧﻤـــــــــﯿﺪﺍﻧﻢ ..... ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺩﺭﺩﯼ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺳﻨﮕـــﯿﻨﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ،ﮐــــﻪ ﻧﻤــﯿﺪﺍﻧﻢ ﺩﻟــﯿﻠــﺶ ﮐﯿﺴﺖ, ﭼﯿﺴﺖ ... ﺑﯽ ﺣــــــﺲ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ... ﺧـــــــﺴﺘﻪ ﺍﻡ ... ﺍﺯ ﺗﻤـــــﺎﻡ ﺟﻬـــﺎﻥ .... ﺩﻟـــــــــﻢ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ، ﻭ ﺍﻧﺪﮐﯽ آﺭﺍﻣـــــﺶ.... شاید بعدها.... شاید بعدها بفهمی که چه قدر مرحم زخم هایی بودم که تو حتی حسشان نمیکردی شاید بعدها بدانی که چه قدر در زندگی جاهای خالی رابرایت پرمی اما دریغ ازذره ای محبتت به من تا به من هم ثابت شود جاهای خالی زندگیم نه جای خودت رابرایم پرکرده ای دوست عزیزم دست بجنبان شاید دیر شود و بعدها حسرتم رابخوری من تنهام رفته است با دوستاشون . از افطار تا سحر . منم سرم توی گوشیم . فکر کنم سخت ترین چیز دنیا تنهایی باشه . وقتی که دوست داری یکی کنار باشه و نیست . یکی نوازشت کنه و نیست . با یکی یه کم حرف بزنی دلت باز بشه و نیست . کلا سرت با یکی گرم باشه و سرت با تنهایی هات گرمه . بنظرم کلمه تنهایی یکی از بدترین کلمات . کلا توی یه دنیای دیگرت . انگار دنیاش . تنهاییم را به رویم می کشم...

رفیق شفیق من...

سالهاست که گرمم می کند

سالهاست ترکم نمی کند...

به درد دل هایم گوش می کند...

هیچ وقت گلایه نمی کند....

دنیای من وسعتی ست به تنهایی من

به اندازه ی قاب شب در دل روز

هیچ شده ام بین بود و نبود

که فقط تنهایی بود و بود و بود...

راستی اگر تنهایی بد . درد تنهایی کشیدن
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفید
شا اری میسازد به نامِ دیوانگی…!
و من این شا ارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم
یده ام… تو هر چه میخواهی مرا بخوان
دیوانه
خود خواه
بی احساس……. نمیــــــــفروشــــــــــم ..! یه چیــــــــــزی که به جد دوستش دارم لحظه های تنهاییمه میری توی فکر توی عالم خودتی هیچ چیز نیست زمان معنی نمیده هیچ چیز معنی نمیده فقط فکر میکنی انگار یه سطل تو خالی هستی که میخواد پر شه هرچند چاه خالیه باز هم هجوم تنهایی بهم داره منو برمیگردونه به زندگی سابق ام بیشتر از همیشه احساس تنهایی میکنم دوستش دارم اما حس میکنم میخواد بهم . نجات از تنهایی زندان تنهایی، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ایجاد می کند و در این موقعیت انسان نیاز به دوست و همراهی دارد، بهترین مونس و همدم آدمی در تنهایی کتاب است و چه کت زیباتر و عمیق تر و با نفوذتر از قرآن؟
قال علی بن الحسین (علیه السّلام): لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ یَکُو. تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند
کوزه ی تنهایی روحم سفالی تر شده است

آ ین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب
ماهِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده است

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی تر شده است


. پ.ن1 : کاش 'تو' با من . مدت ها بود معنی تنهایی را نمیدانستم میگفتم تنهایی یعنی چه؟؟یعنی اینکه ی را نداشته باشی؟؟ سوالی بود برایم سوالی بی جواب مانند همه ی سوالات بی جو که در ذهن دارم اما امشب معنی تنهایی را فهمیدم ... تنهایی یعنی در عین اینکه یک عالمه آدم دوروبرت هستند اما نتوانی برایشان یک کلمه از حرف دلت را بگویی تنهایی یعنی این تنهایی یعنی یک عالمه دوست ولی دریغ از یک ذره آرامش ... تنهایی الان میدانم این مرد چه میگوید مردی که میلیون ها طرفدار در سرتاسر دنیا داشت جالب است میگوید تنهاست الان درک میکنم تنهایی یعنی چه ... خانه آرامم نکرد. به خیابان رفتم هوا سنگین بود. مهتاب در آسمان می درخشید و خاطرات تو در چشم های من. راستی این چندمین شب تنهایی من است؟ مگر نگفته بودی عاقبت دست های ما به هم می رسند؟ من تمام پس کوچه های مهت را بدون تو هر نیمه ی ماه وجب و خالی حضورت پر نشد... هیچ وقت... بی تو این شب... بی تو مهتاب... بی تو پس کوچه های بن بست این شهر... بی تو حجم خال. برای شعر سفر بیت انتها شده ام نفس بکش که برای تو من هوا شده ام برای گم شدنت در سکوت و تنهایی تو را صدا زده ام من،خودم صدا شده ام بمان تو با همه کوله بار تنهایی که راهی سفری تا به انتها شده ام اگرچه خانه من قهقرای تنهائیست من از بلندی عشق خودم رها شده ام مرا نیاب تو در واژه های تکراری که در میان غزل خوب اختفا شده ام برای عشق من وتو همیشه ف. از دور می بینمت و به تنهاییت فکر می کنم ،به تنهایی خود خواسته ات ،به صبح هایی که چای می نوشی به ی که لیوان خالی از صبح مانده را داخل سینک هل می دهی ،به دسته کلیدت به لحظه هایی که به خانه ی کوچک و آبی رنگی که ساعت ها از حضور زنده ی شخصی خالی ست برمیگردی ،به کاکتوسی که روی میز عسلی آن گوشه جا ماند ،به چراغ های خاموش به های کشیده ... راستش را . دنیای این اطراف ازچندین حرم خالی است
ازچارایوان طلایی دست کم خالی است
قم،کربلا،مشهد،دمشق و سامرا عشقند
در بین اینها جای یک باب الکرم خالی است
من آب و نان سفره های تو بزرگم کرد
من یک گدایم،دست وبالم،
کاسه ام خالی است
یک میدهی"صد میستانی ازکریمی،گاه
بازاراین عشاق از نرخ و رقم خالی است
اینجا گداها منصب شاهانه. من  هستم و تنهایی ، تنهایی هست و یک دفتر خالی.
دفتری پر از برگهای سفید ، دلی پر از غم و نا امید.
دلی پر از حرفهای ناگفته ، تا سحر چند ساعتی مانده.
نور مهتاب بر روی دفتر خالی ، قلبم سرشار از غم و دلتنگی.
چند لحظه می شم که چه بنویسم ، حرفی ندارم برای گفتن پس از یک عشق خیالی مینویسم.
تازه از تنهایی رها شده ام ، با قلم و کاغذ رف.