صدف خالی یک تنهایی

به نقل از خبرگزاریها در مورد صدف خالی یک تنهایی : با خودت که کمی فکر کنی میفهمی تنهایی هم همچین بد نیست... حداقل روحت اسایش بیشتری داره... نگرانی هات کمتره... خودتی و خودت... هر کار دوست داشته باشی میتونی انجام بدی... مسئولیتی نداری... هر وقت بخوای میخو و غذا میخوری... لازم نیست سیاست داشته باشی و مخفی بازی دربیاری... به نظرم تنهایی هر چی باشه بهتر از بودن با یه ادم بده... تنهایی خودمو عشقه امتیاز در (i mdb (8.1/10
عدنان فلاحی
((هیچ تنهایی بالاتر از تنهایی یک سامورایی نیست شاید تنهایی یک ببر در جنگلی بزرگ))

کتاب بوشیدو

جمله فوق سر تیتر معروف ژان پیرملویل،سامورایی است.نمایش این جمله در سکانس ابت بیانگر تفکر حاکم بر است.ملویل در همان سکانس ابت ، نامه کم دیالوگ خود را به انسجام معنایی رسانده و جهت می دهد.زان پس با فراغ بال به بازی نور وتصویر و ..................... عاشق بودن تنهایی غریبی ست نه دل می ماند و نه دلداری کاغذهایت همه خالی از واژه می شوند کتابهایت همه سفید فنجان قهوه ات پراز سرنوشت تلخ عاشق بودن جهان تنهایی ست باران تنهایی ست پیاده روی در شهر تنهایی ست عاشق بودن پنجره ای ست روبروی قبرستانی وسیع که تنها یک گور دارد آن هم تنهایی ست "یه" دوش آبگرم. . . . "یه" شیشه . . . . "یه" موزیک لایت . . . . ودر کنارش صدای شدید شرشر بارون. . . . "یه" تنهایی. . . . "یه" موبایل سایلنت. . . . "یه" حس خوب. . . . "یه" حس آرامش. . . . همه این "یه..."ها واسه من "یه" دنیا ساخته!!! دنیایی خالی از خیانت... خالی از دروغ... خالی از آدمکهای دو رنگ... و خالی از هزار دیگه... پس تا این دنیارو دارم گور بابای عشق... گور بابای هواهای دو. من , تنهایی ام را نه با دود سیگار ....
نه با یاد تو ....
نه با افسوس خوردن ....
با هیچ چیز .... هیچ چیز آلوده نمیکنم....
تنهایی من " قداست " دارد!
مانند یک میزبان خوب از مهمانم پذیرایی میکنم!
قدمش هم بر سر چشمان بی حالم!
بودنش بر سر منت! که وجودش به وجود بی غیرت تو شرف دارد!
همین... چندی پیش یکی از دانشجویانم پرسید بلندترین ص که در شهر می شنوید چیست؛ پاسخ دادم: «تنهایی دم افزون آدم ها». پاسخم را نپسندید و گفت فکر می کند بلندترین ص که در شهر شنیده می شود، جدال سنت و مدرنیته است. شاید گمان شود میان این دو انگاره تفاوت است؛ ولی واقعیت آن است که پاسخ من نتیجه ی عینی ستیزه ی سنت و مدرنیته است. تنهایی آدمها نتیجه ی هجوم. گور بابای عشق....!! (دل نبند که تهش تنهاییه) "یه" دوش آبگرم... "یه" موزیک لایت از حسین eblis که با خودم زمزمش میکنم... و در کارش صدای شدید شر شر باروون... "یه" نخ سیگار winestone... "یه" عالم تنهایی... "یه" موبایل سایلنت... "یه" حس خوب.. "یه" حس آرامش... همه این "یه" ها واسه من یه دنیا ساخته...! دنیایی خالی از خیانت... خالی از دروغ... خالی از آدمهای دو رنگ... خالی از ر. همیشه فکر می کنم که چرا خیلی ها باور دارندکه حقیقت آدمی با تنهایی سرشته شده .....می خواهم باور نکنم اما باز هم باور می کنم چرا که همیشه ی را که دوست داری باهاش حرف بزنی ، نیستو ی را که دوست نداری باهاش هم صحبت بشی ، هستمن به دنبال ی دیگر هستم و دیگری به دنبال منمن هرگز به آنی که می خواهم نمی رسم و آنی که مرا می خواهد ، به من نمی رسدو شاید ه. درد و تنهایی و غم سرما و وهم و خیال همه بودند فقط جای تو خالی بود و وجودم بی تو پوچ و پوشالی بود! درد آرام آرام، رفت و در قلب ش ته ام نشست. و صدای باد سکوت تلخ را ش ت. و خیال و وهم دست از سر شوریده ام بر نداشت. و در این میان تنهایی هم ، دست بر شانه های خسته ام گذاشت. جای خالی ات،اشک بر چشم من نشاند و وجودم را در انتظار تو، به لب مرز جنون کشاند. جای خالی ات ، مرا به مرز جنون کشاند. رفته است... حالا من توی این خانه خالی خالی خالی، می ترسم دست بزنم به هر چیزی... که گرد بودنش برود از آن چیز، از خانه ی خالی تنها... و می رود... هر لحظه می رود... چند روز نگه دارم مانده ی چایی که دم کرده است را؟ چند روز خانه را جارو نکنم که مبادا برود گرد بودنش از زمین؟ دلم می خواهد بروم جلوی دانه دانه آدم ها را بگیرم و بگویم که حواستان باشد که . آروم آروم به نبودنت عادت می کنم...چون هیچ وقت داشتنت رو تجربه ن ....دیگه به داشتن چشم های پر از حسرتم عادت ...سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهاییانقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتمدیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ... یاد گرفتم چگونه با . کدام دست ها آمار خانه های خالی را مخفی نگاه داشته است؟/ سقوط آزاد قیمت مسکن در صورت افشای آمار خانه های خالی درحالی آمار خانه های خالی در کشور به شکل مشکوکی مخفی نگاه داشته شده است که بررسی های اجمالی از افزایش بیش از 2میلیونی مسکن نسبت به خانوار های موجود در کشور حکایت دارد. حال اگر این خبر صحت داشته باشد ... * تنهایی یعنی: وقتی یه اس تبلیغاتی هم بیاد خوشحال شی! * گاهی وقتا آدم به یه اس خالی هم دلش خوش میشه. * گریه های هرشبمو تقصیر ی جز خودم نمیندازم وقتی تو انتخابم چشمو درست باز ن چرا بگم اون نامرد بود. * خدایا تو همه ی کارهات یه حکمتی هست ولی میخوام بدونم چه حکمتی تو ش تن قلب منه؟ * وقتی که یه بچه پنج ساله بهم گفت هیچ وقت بهش نمیرسی بهش خندیدم . هرگز هیچ مرا دوست نداشته است. هرگز دوست واقعی داشتن را تجربه نکرده ام. هرگز خوب نبوده ام. هرگز در هیچ کاری استعداد و پشتکار نداشته ام. بر خلاف ظاهر که نشان میدهم حق همیشه با من است و حالم بهتر از این نخواهد بود،بیشتر وقت ها حق با دیگران است. خوب میدانم که هیچ وقت خوب نبوده ام فقط ادای خوب بودن را در میاورم. من یک طبل تو خالی هستم خالی تر . اثر تنهایی ، گرسنگی و سکوت - آیت الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی اسانی اثر تنهایی ، گرسنگی و سکوت : عادت نفس به خلوت و تنهایی ، انس به خداوند و عالم غیب را به ثمر می نشاند و تفکر لطیف و معنادار همراه با گرسنگی و سکوت ، زمینه را برای تحصیل معرفتی نورانی اماده می کند . پیدا شدن الهامات ربانی : پس از عبور از مرحله ی ذکر لفظی به ذکر قلبی ، سالک ب.
"باید به فکر تنهایی خودم باشم.
دست خودم را می گیرم و
از خانه بیرون می زنیم.
در پارک،
به جز درخت،
هیچ نیست.
روی تمام نیمکت های خالی می نشینیم،
تا پارک،
از تنهایی رنج نبرد!
دلم گرفته،
یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم،
و از خودم خواهش می کنم،
به خانه باز گردد .." محمدعلی بهمنی "باید به فکر تنهایی خودم باشم.
دست خودم را می گیرم و
از خانه بیرون می زنیم.

در پارک،
به جز درخت،
هیچ نیست.

روی تمام نیمکت های خالی می نشینیم،
تا پارک،
از تنهایی رنج نبرد!

دلم گرفته،
یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم،
و از خودم خوا. متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری • ت ت آهنگ     متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری • ت ت آهنگ متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری
lyrics new song by : reza shiri tanhayi nazdike متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری متن موزیک شنیدنی تنهایی نزدیکه رضا شیری نرو دنیام تو میری زیر و رو میشه بعضی قصه ها با خداحافظی شروع میشه
می مونم تو دنیایی که جهنمه بینِ این همه غصه و غمِ لعنتی که تو زندگیمه روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه ترانه تنهایی نزدیکه رضا شیری یادت رفته گفتم بمونی پیشم من تو زندگیم هر چی که بگی همون میشم
چشات میگن دنبالِ اون روزا نگرد بعضی موقعها غیر ممکنه قصه ها رو از نو شروع کرد روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه روزای تاریکه تنهایی نزدیکه تازه اول ماجرایِ دیوونگیمه
از پا افتادم تا از دستت دادم تا حس کنم چقد جای خالی توو زندگیمه ** موزیک خواننده رضا شیری تنهایی نزدیکه متن موزیک تنهایی نزدیکه رضا شیری از سایت بزرگ ترانه ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید تنهایی ای پر خاطره تر از انتظار تنهایی ای تنها دلیل بودن تنهایی ای لحظه بی هیچ بودن تنهایی ای یادگار فرصت شه تنهایی ای پر گذر ترین لحظات من تنهایی ای گل نوشگفته هر زمان تنهایی ای پر هیاهوترین بی هیاهو ... ای تن رها ترا نمی پرستم ..ولی دوست میدارمت ای گذرگاه خلوت آرزوهای نشدنی ای تکیه گاه پوچ زندگی ای یار با وفای روزگاران باش .. در کنار . پُر نمی شود نبودنت. پُر نمی شود جنگل بُریده با هزار ع درّهء تکیده با هزار ماه. من هزار درّه و هزار جنگل از تو خالی ام. پُر نمی شوم با هزار چیز... آن قدر نبوده ای که پُر نمی شود جای خالی تو با خودِ تو نیز! جای تو خالیست
در تنهایی هایی که مرا
تا عمیق ترین دره های بی قراری می کشانند جای تو خالی ست
در سردترین شبهایی
که لبخند های مهربانی را به تبعید می برند
جای تو خالی ست
در دریغ نا مکرری
که به پایان رسیدن را فریاد می کنند جای تو خالی ست
در هر آن نا کجایی که منم ... شاعر : حمید مصدق انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست !
تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست !

تنهایی اش را می برد با خود به هر شهری
انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست !

با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم
هر «خانواده» جعی از «چندین نفر تنها» ست !

علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست !
-با اینکه در این روزها نوع بشر ت. در اینجا حس می شود جای خالی یک احساس جای خالی یک آغوش جای خالی یک فدایت شوم جای خالی زانویی که سر بر آن بگذاری و چهره ی صاحب آن زانو را از آن زاویه نگاه کنی از کلاس اول ابت به ما یاد دادند به ازای هر خطی یک جای خالی بگذاریم شاید آن موقع می دانستند ما دهه ی شصتی ها در زندگی آینده مان جای خالی زیاد خواهیم داشت ... آدم های خالی، با هم پُر نمی شوند. آدم های کوچک، با هم بزرگ نمی شوند. آدم های تنها، با هم جمع نمی شوند. آدم های بی دوست، با هم دوست نمی شوند. آدم های ت با هم حرف نمی زنند و آدم های غمگین با هم شاد نمی شوند... و این ماجرا براى همه ى فردا ها هم وجود دارد! در دنیای من آدم ها جایی ندارند
قصه قصه ی یکی بود یکی نبود نیست قصه ی خالی بدون هیچ شخصیتیست که راوی هم گم میکند سر نخ تعریف این دنیایی پر از نقطه و خالی از حرف های ربط رو،معلوم نیست چه ماجرایی را بازگو میکند ولی هر چه که هست تنها خوبیش این است که کتاب برگه میخورد و به ناچار جلو میرود
نویسنده اش روی تخت خوابش برده وای به حال خوانن. تنهایی یعنی حسرت دیدن چشمان منتظر و نگران، تنهایی یعنی حسرت ی آغوش،حسرت یک نگاه و گرفتن دستات،تنهایی یعنی حسرت گذشته،زندگی باخاطرات...تنهایی یعنی بغض خورده شده،نگاه به آسمون...تنهایی یعنی درد دل با ماه... تکیه بر دیوار،تنهایی یعنی لحظه های بدون آرامش...زخم خوردن از بعضی آدم ها،تنهایی یعنی درد بدون مسکن... تیغ،رگ و خون....تنهایی یعنی نگاه به یک ع ... گوش دادن به ی موزیک غمگین و عاشقانه،تنهایی یعنی مرگ بی صدا...تنهایی یعنی دفن شدن در سکوت،تنهایی یعنی قبر بی رهگذر....تنهایی یعنی مرده ای متحرک........................... مثل همیشه ها
من تنهایی را سراغ می گیرم
و نه تنهایی مرا
که از حضورش است
هر چه را که می دانم
آنقدر عجین است با من
که حتی سایه هم ندارم
قصه ی مست چشمان
و
کمان ابروان و عطر توست
بر دریچه ی دلم
معبر حضور توست
عظمت و هیبت کویر
و
طواف خانه ی من
ایستاده ام در بی کران کویر
آنقدر که مرا درخت بخوا. این روزا لابه لای متن های تلگرمی و پست های بچه ها زیاد می بینم که حرف از اینه که زندگی رو تنها تجربه کنید. آره، دنیا رو تنهایی تجربه کنید! من از تنهایی ید شروع . تنهایی قدم می زنم. تنهایی میرم سینما و تئاتر. تنهایی میرم کافه. تنهایی میرم یه شهر دیگه تا تنهایی دریا رو ببینم. حتی چهارشنبه سوری رو هم تنهایی میرم بیرون. ولی باید حداقل 2تا آدم. با گفتن یک "عزیزم، جایت خالی است"، نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کم،فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است.گاهی اگر توانستی، اگر خواستی، اگر هنوز نامی از من در سر داشتی، نه در دل،در کوچه تنهایی من قدمی بگذار،شلوغی کوچه ظاهری است، نترس، بیا نگاهی بینداز و برو ....
انسان زاده شدن تجسّدوظیفه بود:
توان دوست داشتن ودوست داشته شدن
توان شنفتن
توان دیدن و گفتن
توان اندُه گین و شادمان شدن
توان خندیدن به وسعت دل، توان گریستن از سُویدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن درارتفاع شُکوه ناک فروتنی
توان جلیل به دوش بردن بارامانت
و توان غم ناک تحمل تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنه. این روزا لابه لای متن های تلگرمی و پست های بچه ها زیاد می بینم که حرف از اینه که زندگی رو تنها تجربه کنید. آره، دنیا رو تنهایی تجربه کنید! من از تنهایی ید شروع . تنهایی قدم می زنم. تنهایی میرم سینما و تئاتر. تنهایی میرم کافه. تنهایی میرم دریا. حتی چهارشنبه سوری رو هم تنهایی میرم بیرون. ولی باید حداقل 2تا آدم برا روز مبادا کنار گذاشت. انسا.
تنهایی یعنی ی رونداشته باشی حتی ح وبپرسه



فقط خودتی وخودت



وقتی برای خودت حرفاتو تواس ام اس بنویسی



اما ی رونداشته باشی حرفاتو وبهش بگی



میشینی حرف دلتو تایپ میکنی



اما هرچی نگاه میکنی میبینی ی نیست



براش بفرستی حتی ی نیست براش مهم باشی



ح براش . بابا بودن خیلی سرمایه می خواهد. مخصوصاً اگر دختر داشته باشی... روزی هزار بار ممکن است تا مرز ورش تگی و فروپاشی بروی... حتی اگر دخترت اهل مراعات باشد و هر روز گیر ندهد که فلان چیز را برایم ب و مرا فلان جا ببر و ... باز هم وارد خانه که می شوی... دستگیره ی در را که می چرخانی... در همان لحظه که اسباب بازی هایش را رها می کند و با شادی و لبخند و سلام . یه بار دیکه همه جیز مثل صحنه های جلوی جشمام تصویر شد یه بار دیکه شاهد دیدن غم انکیزی شدم که باز خودم نقش اول رو ایفا همه جیز دوباره و دوباره تکرار شد قصه تنهایی و تنها بودن انتهایی نداره و من باز در ابتدای داستان تنها موندم و این تنهایی تا انتهای داستان با من همراه شد بازهم لعنت های خودم بر خودم...کجایی که یاد ندیدن های ندیده ات می افتم. خودم تو خودم حیرونم که من چه طاقتی دارم دوباره من نمیدونم با تنهایی چه نسبتی دارم دوباره با تنهایی،تنها تو گوشه ی اتاقم دوباره با دستای خالی چی رو باید بسازم خودی که از خودش بیزاره تنهایی نفس افتاده من تنهام رفته است با دوستاشون . از افطار تا سحر . منم سرم توی گوشیم . فکر کنم سخت ترین چیز دنیا تنهایی باشه . وقتی که دوست داری یکی کنار باشه و نیست . یکی نوازشت کنه و نیست . با یکی یه کم حرف بزنی دلت باز بشه و نیست . کلا سرت با یکی گرم باشه و سرت با تنهایی هات گرمه . بنظرم کلمه تنهایی یکی از بدترین کلمات . کلا توی یه دنیای دیگرت . انگار دنیاش . عنوانشما چطور خالی می کنید؟مردی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روان پزشک پرسید: «شما چطور می فهمید که یک بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟»روانپزشک گفت: «ما وان را پر از آب می کنیم و یک قاشق چایخوری، یک فنجان و یک سطل جلوی بیمار می گذاریم و از او می خواهیم که وان را خالی کند.»مرد گفت: «آهان! فهمیدم. آدم . وقتی میان جمعیت راه می روی و زندکی می کنی و تنهایی وقتی جمعیت تو را ط می بیند و کودکی و ضعیفیت را باید قوی بمانی تا بتوانی بزرک شوی انتقام شوی فریاد های نشنیده ات را تو در میان جمعیت اضداد تنهایی که خودت باشی از وجود خودت مانند کودک دو ساله ای تازه زبان باز کرده و دنیا را می جوید و نام خویش را لذت ببری و برای جیدن یک سیب از درخت بالا روی. یه چیــــــــــزی که به جد دوستش دارم لحظه های تنهاییمه میری توی فکر توی عالم خودتی هیچ چیز نیست زمان معنی نمیده هیچ چیز معنی نمیده فقط فکر میکنی انگار یه سطل تو خالی هستی که میخواد پر شه هرچند چاه خالیه باز هم هجوم تنهایی بهم داره منو برمیگردونه به زندگی سابق ام بیشتر از همیشه احساس تنهایی میکنم دوستش دارم اما حس میکنم میخواد بهم . نجات از تنهایی زندان تنهایی، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ایجاد می کند و در این موقعیت انسان نیاز به دوست و همراهی دارد، بهترین مونس و همدم آدمی در تنهایی کتاب است و چه کت زیباتر و عمیق تر و با نفوذتر از قرآن؟
قال علی بن الحسین (علیه السّلام): لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ یَکُو. تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند
کوزه ی تنهایی روحم سفالی تر شده است

آ ین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب
ماهِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده است

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی تر شده است


. پ.ن1 : کاش 'تو' با من . لیوان سفالی سبز رنگم را روی میز می گذارد و لبخندی میزند و می رود...بابا را میگویم پیرمرد آبدارچی ...من تنها چای مینوشم ...و با خودم فکر میکنم طعم چای فرق کرده است ...یک کمی تلخ و شاید هم گس شده است...اما...بگذار ببینم ... انگار لیوانم هم چندان تمیز نیست خوب نگاهش میکنم ...بله ...کدر شده است ...باید بروم و لیوانم را خودم بشورم تا چای درونش هم شاید . مدت ها بود معنی تنهایی را نمیدانستم میگفتم تنهایی یعنی چه؟؟یعنی اینکه ی را نداشته باشی؟؟ سوالی بود برایم سوالی بی جواب مانند همه ی سوالات بی جو که در ذهن دارم اما امشب معنی تنهایی را فهمیدم ... تنهایی یعنی در عین اینکه یک عالمه آدم دوروبرت هستند اما نتوانی برایشان یک کلمه از حرف دلت را بگویی تنهایی یعنی این تنهایی یعنی یک عالمه دوست ولی دریغ از یک ذره آرامش ... تنهایی الان میدانم این مرد چه میگوید مردی که میلیون ها طرفدار در سرتاسر دنیا داشت جالب است میگوید تنهاست الان درک میکنم تنهایی یعنی چه ... دنیای این اطراف ازچندین حرم خالی است
ازچارایوان طلایی دست کم خالی است
قم،کربلا،مشهد،دمشق و سامرا عشقند
در بین اینها جای یک باب الکرم خالی است
من آب و نان سفره های تو بزرگم کرد
من یک گدایم،دست وبالم،
کاسه ام خالی است
یک میدهی"صد میستانی ازکریمی،گاه
بازاراین عشاق از نرخ و رقم خالی است
اینجا گداها منصب شاهانه. از دور می بینمت و به تنهاییت فکر می کنم ،به تنهایی خود خواسته ات ،به صبح هایی که چای می نوشی به ی که لیوان خالی از صبح مانده را داخل سینک هل می دهی ،به دسته کلیدت به لحظه هایی که به خانه ی کوچک و آبی رنگی که ساعت ها از حضور زنده ی شخصی خالی ست برمیگردی ،به کاکتوسی که روی میز عسلی آن گوشه جا ماند ،به چراغ های خاموش به های کشیده ... راستش را .       ته تنهایی که میگن یعنی این ... نه ... ته تنهایی تازه بعد اینه که سر بخوره به سنگ لحد و بگیم آخ ! اونکه مُرد من بودم !؟ گذاشتنا و رفتنا و جاده ها رو طی و خلوت و انزوا گرفتن و اشک ریختن و پوکیدن قلب و روح از شدت اندوه و ... که ته تنهایی نیست ... ته تنهایی مال مرد هم نیست ... زن و مرد نداره اصلا .. همه یک ته تنهایی دارن ... یه روزی که دور نیست و خیلی نزدیکه ... من  هستم و تنهایی ، تنهایی هست و یک دفتر خالی.
دفتری پر از برگهای سفید ، دلی پر از غم و نا امید.
دلی پر از حرفهای ناگفته ، تا سحر چند ساعتی مانده.
نور مهتاب بر روی دفتر خالی ، قلبم سرشار از غم و دلتنگی.
چند لحظه می شم که چه بنویسم ، حرفی ندارم برای گفتن پس از یک عشق خیالی مینویسم.
تازه از تنهایی رها شده ام ، با قلم و کاغذ رف. چقدر تنهایی خوبه وقتی دست نامردی نیست که با هزار رنگ و ریا صورتت رو لمس کنه وقتی آغوش تاریک و پر از هوسی نیست که تن خستت رو بفریبه وقتی صدای گریه هات به گوش هیچ غریبه ای نمیرسه وقتی دیگه ی نیست که از رفتنش بترسی... چقدر تنهایی خوبه ببین "خدا هم تنهاست" همهمه زیاد است الو الو صدای من را می شنوید ی صدایم را می شنود اینجا ی می شنود یک نفر تنهایی اش را فریاد می زند آن طرف را نگاه کن بوی خا تر برادر سوخته اش می آید بویش اینجا پیچیده ی می شنود خاطرات سوخته خاطرات تنهایی دوستتان دارم من صدای شماها را می شنوم من اینجا می شنوم دیگران را نمی دانم ...