صهبای عشق

به نقل از خبرگزاریها در مورد صهبای عشق : دلیل مسجدالحرام نامیده شدن قبله مسلمانان چیست؟ چون تمام مساجد علی‏ الخصوص مسجدالحرام از احترام خاصی برخوردار است و حرمت مسجد الحرام به احترام کعبه است و لذا سفارش شده است که حرمت کعبه و مسجدالحرام را حفظ کنید و این که در سراسر کره زمین تنها ورود به این سرزمین حتی در غیر موسم حج مشروط به محرم شدن در یکی از مواقیت احرام است ازاین‏رو ورود غیرمسلمان به حرم ممنوع است. در وجه تسمیه «مسجدالحرام» نکات مختلفی ذکر شده است؛ از جمله: 1- حرام از «حرمت» به معنای «احترام» است در این صورت مسجدالحرام؛ یعنی، مسجدی که دارای قداست و احترامی ویژه است. 2- حرام، از «حرمت» در مقابل «حلیت» است در این صورت نیز بر حرمت دو وجه متصور است: الف) حرمت ی ری از اعمال مانند آسیب رساندن و کشتن حتی انی که به عللی مهدورالدم می‏باشند. این وجه در واقع بیانگر «مصونیت» و «امنیت» در مسجدالحرام است. ب ) حرمت در تملک؛ یعنی، خانه‏ای که در تملک احدی در نمی‏آید. برای آگاهی بیشتر ر.ک: 1- مناسک حج، مراجع تقلید. 2- صهبای حج، آیت‏الله‏ عبدالله جوادی آملی، انتشارت اسراء. بقیه ع ها در ادامه مطلب ما زنده از آنیم که بهر تو بمیریم اصلاً به همین عشق به دام تو اسیریم تو عرش نشین هستی و تو خیر کثیری ما خاک نشینیم و گدائیم و فقیریم ای زهره ی الله که منظومه ی نوری باران بزن این ظلمت ما را که کویریم ای کاش که در جمع "محبان" تو باشیم با این که چو یک "دانه ی دیم"، حقیریم این آروزی ماست که فردای قیامت در زمره ی عشاق شما جای بگیریم در عرصه ی م . یک دوره مسابقه در رشته اسنوکر به مناسبت هفته وحدت تحت پوشش اداره ورزش و جوانان و هیات بولینگ و بیلیارد در شهرستان بهارستان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره ورزش و جوانان شهرستان بهارستان، در این مسابقات که با همکاری باشگاه صهبا و با شرکت 32 نفر از اسنوکر بازان بهارستان (گلستان و نسیم شهر) ورباط کریم در باشگاه صهبا برگزار شد، بعد از طی بیش از 2885 دقیقه بازی و به عبارتی 90 ساعت بازی نفس گیر، بهروز محمدی از باشگاه توپ سیاه رباط کریم اول شد، بهزاد محمدی از باشگاه برگزیده بهارستان دوم و هادی و اکبر حسنی از باشگاه صهبای بهارستان به ترتیب مقام سوم مشترک را ب د و در پایان به نفرات برتر حکم قهرمانی و جوایز نقدی اهدا شد. از همکارن زیر که طراح برتر اعلام شده اند فقط به 2 نفر آنها تقدیر نامه تعلق میگیرد خانم فوزیه سبزیان از تقوی نیا خانم زر گی از غیر تی صهبای صفا خانم نرگس نوری از فاطمه بنت اسد خانم حاجی مزدارانی از فاطمه زهرا س خانم آناهیتا رفعتی از مدرسه نرگس خانم فراهانی از صابرین شاهد خانم دیبا از زرگر کاشانی ؟ از علامه طباطبایی خانم پریوش منصور خس. ساحل آرامش هر گاه به خواب آیم، سودای تو را دارم بر بستر ِ رؤیا ها، در یای تو را دارم هر موج از آن دریا، خود موج ِ دگر آرد زامواج ِ پیاپی من، بالای تو را دارم یک لحظه پری شکلی، آمیخته ای با موج از رامش و آرامش، آوای تو را دارم یک لحظه تویی ساحل، بگرفته مرا در دل من موج ِ پریشانم، پروای تو را دارم ای ساحل ِ آرامش، یکباره مرا در کش کز همهمۀ هستی، غوغای تو را دارم مرگ از بر ِ من گم شد، شاد یش به ماتم شد چون دید دلی زنده، شیدای تو را دارم خود عربده کش روزی، از عشق تو می خوانم؛ تا خلق بدانندم، صهبای تو را دارم گو هر چه کند ننگم، از صبر، دلم خون شد؛ تا چند ؟ چو من نامی، رسوای تو را دارم می خواهمت از رویا، زآن عالم ِ ناپیدا پنهان که چنین باشد، پیدای تو را دارم چشمی بنهم بر هم، در خویش نظر دوزم تا بینشم این باشد، سیمای تو را دارم امشب به خیال تو، تا روز نظر بازم گوصبح کند یانه، تو را دارم محمد بینش (م ــ زیبا روز) گفتم بدهم شرح ِ فراق تو به یک شعر دیدم که غزل پیش غم ِ عشق ، حقیر است گل به حسن ِ وجه، مثل ِ روی ِ زیبای تو باشد ماه خواهد تا که رویش ، همچو سیمای تو باشد سرخی ِ لب چون عقیق و صفحه ئ صورت چو ماه با دو تار ِ زلف ِ روشن ؛ خوان ِ یغمای تو باشد زلف ِ تو در روشنی برتر ز خورشید است و ماه عاشق ِ زیبایی ِ روی ِ دل آرای تو باشد غیرتم کشته در این وادی ِ حیرت که بگویی " سالک آن نیست که مست از می ِ صهبای تو باشد " حکمت ِ مایی ِ چشمان ِ زیبای تو شاید آ ین ِ فرصت ِ حل ِ معمای تو باشد گر برانی به زبانی و بخوانیم به آغوش آن مهم است که از لعل ِ شکرخای تو باشد دل ِ من گفت برایت غزلی را بسرایم واژه ای نیست که اندر خور ِ والای تو باشد حسن یوسف شد به استغنا، زلیخا در طلب یوسفی اینجا مقامش چون زلیخای تو باشد 21/10/1393 تقدیم به تو و نگاه ت که روزی رها یم کردی ، آیینه دار حضرت جمال عشق وپرستش / شعر از: غلامرضا شادمانی (آزرده ) هرکجا رفتم همه سوز وتمنای تو بود پیش رویم جلوه سیمای زیبای تو بود در گلستان پانهادم تا معطر جان کنم بلبل شوریده گوئی غرق رویای توبود در ابات مغان چون پا نهادم بهر می هر طرف افتاده مستی ، مست صهبای تو بود تاکه در بزم رقیبان رو نهادم با سرور هر ی در گفتگوی عشق و غوغای تو بود تاشدم عزلت گزین گو. عشق وپرستش / شعر از: غلامرضا شادمانی (آزرده ) هرکجا رفتم همه سوز وتمنای تو بود پیش رویم جلوه سیمای زیبای تو بود در گلستان پانهادم تا معطر جان کنم بلبل شوریده گوئی غرق رویای توبود در ابات مغان چون پا نهادم بهر می هر طرف افتاده مستی ، مست صهبای تو بود تاکه در بزم رقیبان رو نهادم با سرور هر ی در گفتگوی عشق و غوغای تو بود تاشدم عزلت گزین گو. رفتی ای ماه خدا ماه جلی
ماه مهمانی حق ماه علی مه عشق و مه شور و مه نور
مه دلدادگی و ماه سرور مه عفو و مه غفران گناه
ماه دلبستگی دل به الاه با نوایی همه لبریز دعا
داشتم در دل شب با تو صفا همنوا با دل زارم بودی
چلچراغ شب تارم بودی همه شب با دل پر از غم و آه
خجل از معصیت و بار گناه می زدم توبه به هر شعله نفس
رو به درگاه تو می و بس اینکه سرمست ز صهبای توام
عاشق خلوت توام می روی ای مه پر قدر و بها
ای صفا بخش دل و دیده ما اشک ما بدرقه راهت باد
نرود خاطره هایت از یاد بشود گر ز من این عمر تمام
می خورم حسرتت ای ماه صیام تا شوم بار دگر مهمانت
ز کرم ریزه خور احسانت
محمد مبشری اشعار تبریک عید فطر, شعر زیبای وداع با ماه رمضان آن چه مرا امروز به نوشتنی اینچنین واداشت فقط خویشیِ خویشتن بود، جایی برای غیر نیست و البت غیر بسیار است. نمی دانم یا من مغایر با همگانم یا همگان غیرتی به تمام به خویش دارند. هزاران دقیقه ی پیش که مرا ارزشی بود به حد خویش؛ باد از میان خانه های آجرینْ در بین چرخ های چرخی که بر سر آن رکاب می زدم شتاب می گرفت و من سرخوش از سَمومِ صَرصَرِ جا. اکبر آمد العطش گویان ز راه
از میان رزمگه تا پیش شاه کای پدر جان از عطش افسرده ام می ندانم زنده ام یا مرده ام این عطش رمز است و عارف واقف است سر حق است این و عشقش کاشف است دید شاه دین که سلطان هداست اکبر خود را که لبریز از خداست عشق پاکش را بنای سرکشیست آب و خاکش را هوای آتشیست شورش صهبای عشقش در سر است مستی اش از دیگران افزون تر است ا. به گزارش فارس، مسئول پروژه های معارفی سیما درباره برنامه های معارفی سیما نیز گفت:در این حوزه تلاش شده که ارزش ها و مسائل مذهبی در نوروز از دست نرود.شبکه ها تدارک خوبی دیده اند و بعد از اذان صبح، شبکه یک سیما ترتیل قرآن را پخش می کند.همچنین شبکه سه ساعت ۶ صبح سخنرانی مذهبی پخش می کند.و شبکه قرآن نیز هر روز صبح قرائت یک جزء قرآن از حرم ر. در ملک دل شهریارم، صاحبدلان لشکر من سروده منتشر نشده شهریارد اسخ به غزل معروف «دل بردی ازمن به یغما..» شهریار خبرگزاری تسنیم: تعدادی از اشعار شهریار تاکنون به زیور طبع آراسته نشده که یکی از آنها غزلی است در پاسخ به سروده معروف صفای اصفهانی. این سروده برای اولین بار از خبرگزاری تسنیم منتشر می شود. دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست، از دست دل بر سر من عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن، ناتوان شد
رفتی چو تیر و کمان شد، از بار غم پیکر من می سوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراقت
کانون من، من، سودای من، آذر من من مست صهبای باقی، زان ساتکین رواقی
فکر تو در بزم ساقی، ذکر تو رامشگر من دل در تف عشق افروخت، گردون لباس سیه دوخت
از آتش آه من سوخت، در آسمان اختر من گبر و مسلمان خجل شد، دل فتنه آب و گل شد
صد رخنه در ملک دل شد، ز شه کافر من شکرانه کز عشق مستم، میخواره و می پرستم
آموخت درس الستم، دانشور من در عشق، سلطان بختم، در باغ ت، درختم
خا تر فقر تختم، خاک فنا افسر من اول دلم را صفا داد، آیینه ام را جلا داد
آ به باد فنا داد، عشق تو خا تر من تا چند در های و هویی، ای منصوری دل
ترسم که ریزد بر خاک، خون تو در محضر من بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل
چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من دلم دم ز سر صفا زد، تو بر بام ما زد
سلطان ت لوا زد، از فقر در کشور من مژده ای هم نَفَسانم رمضان آمده است کَز دَمِ عیسوی اَش مُرده به جان آمده است عاشقان باده زنید از قدح و خوش باشید که ز خـُم خانه سبوئی به میان آمده است پُر و پیمانه کند ساغرِ و پیمانه ی ما خُمِ صهبای جنان از پی آن آمده است عالمی غمزه کند تا که رُخی بنماید بهر دیدارِ رُخَش پیرو جوان آمده است دستها حلقه کنید و به میانش گیرید ساقی سیم تنان . امشب همه عاشقان به عیش و طربند / در مدح علی به گفتگو با ادبند
در گود غدیرخم به ذکر صلوات / در عهد دگر به ت وار عربند
.
.
.
بالای کجاوه ها بر آن خم غدیر / گلواژه ی اکملت لکم شد تفسیر
بر دست یداللهی حیدر صلوات / در بیعت یاعلی به پا شد تکبیر
.
.
.
ای آنکه تویی ساقی و مولای غدیر / کن مست مرا ز خمّ و صهبای غدیر
بر دست تو . *** ١ - ای غنچه خو ده ، چو نرگس نگران خیز ! کاشانه ما رفت به تاراج ، غمان خیز ! از ناله مرغ سحر از بانگ اذان خیز ! از گرمی هنگامه آتش نَفَسان خیز ! از خواب گران ، خواب گران ، خواب گران خیز ! از خواب گران خیز ! ٢ - خورشید که پیرایه به سیماب سحر بست آویزه به گوش سحر از خون جگر بست از دشت و جبل ، قافله ها رخت سفر بست ای چشم جهان بین ! به تماشای جهان خ. درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم / لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران / که ره چون میتوانم یافتن سوی درون من هم ...
حفظه الله در دیدار پنجشنبه شب (۱۳۹۵/۱۲/۵) با شاعران مذهبی سُرا اس ام اس عید غدیر •

• صد شکر که پیغمبر رحمت داریم هم دست به دامان ولایت داریم با ذکر شریف و مستجاب صلوات امید شفاعت به قیامت داریم عید سعید غدیرخم مبارک باد 93


• اس ام اس تبریک عید غدیر •

• ای ساقی کوثر ای شفیع عرصات در شأن تو آمده فراوان آیات امشب صلواتی است نابت جام دگرم بده به ذکر صلوات


_ می چرخم و می چرخم و می نوشم از این جام بیخود شده از خویشم و از گردش ایام ... _ گمان کنم دچار یأس فلسفی شده ام . از همان ها که یهو گیر می دهی به همه چی و خلاصه کل کائنات را زیر سوال می بری. که چرا و برای چه و چگونه و چطور و ...
_ خوانده ام که فقه اصغر یعنی فهمیدن احکام شریعت و فقه اکبر یعنی فهمیدن نگاه خداوند به هستی و انسان ! تازبان خداوند را نشناسیم تا فقه اکبر را نفهمیم دریافت مناسبی از فقه اصغر پیدا نمی کنیم . متن در بافت معنا پیدا می کند و جزء در پرتو کل فهمیده و دانسته می شود . _ عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست .عشق گوید : راه هست و رفته ام من بارها... _ ی چنین میانه میدانم آرزوست ... _ دو سالی می شد که میهمانی دوره برگزارنشده بود . هربار به دلیلی تاریخ آن به هم میخورد .چقدر همه تغییر کرده بودند دوسال زمان زیادی برای این همه تغییر نیست . ف مانند همیشه وسط سالن مشغول هنر نمایی بود و م بادیدنم جلو آمد وکنارم نشست و گفت چقدر عوض شدی یه تغییر اساسی کردی که نمی دونم چیه خودت بگو ... نگاهش ...گفت راستی چه خوب که رضا شاه نیست ، نه ؟ اینبار خیره نگاهش ...از جایش پاشد و گفت برو بابا تو هم با اون نگاه هات در حالیکه می رفت گفت فهمیدم چرا عوض شدی تو دیوونه شدی...ف نزدیکم آمد وگفت پس چرا نمیآیی ؟ گفتم روم نمیشه ...از تعجب چشماش چهار تاشد . گوشه سالن زوجی نشسته بودند که خیلی شبیه ما بودند . تقریبا همه وسط بودند و فقط من و دو خانم دیگر نشسته بودیم . نتوانستم تاانتهای مجلس دوام بیاورم ،نفس کم آورده بودم به بهانه ای از آنجا گریختم و تا به خانه برسم به چیزهایی فکر می که در من عوض شده بود ،پایان یافته بود ،آغاز شده بود . _ سزدم چو ابر بهمن که براین چمن بگریم طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد... _ بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت شرح حال ماست آن : _ روزی عق با پروانه به گفتگو نشست : عقاب : پروانه را دوست دارم ،ظریف و زیباست پروانه : و مهربان ... پروانه : عقاب را دوست دارم ،قوی و بلندپرواز است.
عقاب : و تیزبین ... عقاب گفت : می دانی آرزوی زمینیان به آسمان رفتن است و عقاب آنها را به آرزویشان می رساند. عقاب صید خود را به آسمان می برد و آنها طعم آسمان را خواهند چشید و بهایش را می پردازند . صید عقاب شدن بهای این پرواز است . ولی پروانه بی پروا هبوط می کند به روی تجربه و زنده زنده میمیرد... عقاب اما ، تجربه را شکارمی کند و با خود می برد و صید را به ساز خود در پهنه بی دریغ آسمان به سماع می آورد ... چونان شکوه ، چونان جلال ، چونان جمال ... پروانه : سماع را پروانه خود خوب می داند هنگام که می د و می چرخد گرد گل ،چونان سماع...و نیز آموخته است زیستن با جلال و مرگ با شکوه را به پای شمع...و از آغاز زیبا بود پروانه پس در این سماع و جمال و جلال و شکوه نه عقاب را هیچ سهمی است و نه پروانه را هیچ نیازی... و بعد آرام گفتی : پروانه صید عقاب است همیشه و من می میرم از اینکه عقابم و دل من پیش تو پروانه ، تا همیشه ... و من زیر لب گفتم : پروانه آرزوی عقاب است و من می میرم از اینکه نه عقابم و نه صید او ...و بیزارم از عقاب از امروز تا همیشه... _ لرزش دستای من از دوری دستای توئه ... _ می گویند جمال جذبت می کند و جلال مجابت !
_ کتاب "خداوند جهان شه" نوشته آرمان آرین را می خواندم : سخت ترین آزمون جهان این است که باید از آنچه می بینی امید برگیری و برآنچه نمی بینی دل ببندی ! چه آزمون تلخ وشیرینی ! آن هم در برابر چشمان خداوندی که بی اراده اش خون در رگهایت باز خواهد ایستاد. _ سرّ خدا که عارف سالک به نگفت ،در حیرتم که باده فروش ازکجا دانست ؟ _ بعضی رابطه ها هر کاری که ی شکل نمی گیرند پر رنگ نمی شوند ، عمیق نمی شوند دلت می خواهد ولی نمی شود. نگاه که می کنی همه چیز عالی ست . همه چیز برای ب ایی یک رابطه درست و حس آماده است ،افکار و آم ان مثل هم است دیدگاهتان... تنهاییتان ...دردتان...اما نمی شود . یک جای کار می لنگد یک جای رابطه ایراد دارد. خوب پرداخت نشده است. درست مثل میوه نرسیده ای که بخواهی به اصرار ازدرخت جدایش کنی اما کال است انقدر بی خاصیت است که ترجیح می دهی همانجا زیر درخت رهایش کنی . رهایش هم که می کنی می گندد ... می پوسد... می میرد. اما در عوض بعضی رابطه ها انقدر رسیده اند که تا دستت را ببری طرفشان مثل یک هلوی رسیده توی دستت می افتند مشکلی هم ندارند ،هیچ جای کار هم نمی لنگد . ولی یک مشکل اساسی دارند ... سیرابت نمی کنند ...
_ ساقی ای جامت پر از صهبای عشق جرعه ای ده برمن رسوای عشق ... باده ی کوثر زدم امشب دگر دیوانه ام جام در دستم گرفتم راهی میخانه ام
تا سحر دور پیاله می کنم دائم طواف سیزده تا جامِ شمع و من یکی پروانه ام
جز علی چیزی نمی فهمم شدم محو علی مستِ صهبای ولایم با همه بیگانه ام
طاق ابروی علی محراب و چشمانش بت است من چه می بینم !! گمانم در دل بتخانه ام !!
چون حقیقت را ندیدند از تخّیل دم زدند حافظا با. " گزارش و پردازش یک غزل از پور شیدا" ( محمد حسین سعدآبادی) بخش دوم "سرسخن"1- دوباره ، نوروز - این یادگار زیبا ز جمشید و جم - را به همه هم میهنان گرامیم خجسته باد و به همه خوانندگان ارجمند فرخنده باد می گویم . به امید آن روز که میانگین خوانش (مطالعه) ما ایرانیان از همه مردم و ملت های جهان پیشی گیرد . درود خداوند و یزدان سپهر به یاران ایران سر. در عدم بودیم مستور وجودتا محبت ما را گشودبود تنها حضرت پروردگارخواست تا خود را ببیند آشکارآفرید آیینه ای در د خویشداد او را ای در خورد خویش ای سیناتر از طور کلیمنام آن آیینه را احمد نهادگام او را بر خطی ممتد نهادکرد آنگه اش را صیقلیتا شود طور تجلی منجلیدید در آیینه ذات کبریافاش کنت کنزاً مخفیاًگفت این عین تجلای من استجام او سرمست ص. (بسم الله الرحمن الرحیم) مؤمنان علی(ع) درباره راز وقوف در عرفات فرمود:
«عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدرتضرع کند تا لایق ورود به حرم شود».[1]
سجاد(ع) در حدیثی فرمود:
عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان به فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: «اینان بندگان من هستند که ا. hamid reza afarideh حمیدرضا آفریده – متولد 1369 تهران و دیپلم موسیقی از هنرستان موسیقی سوره می باشد.ایشان فارغ حصیل مقطع لیسانس موسیقی از عالی موسیقی هستند و فراگیری ساز کمانچه را نزد اساتید : اردشیر کامکار ، هادی منتظری ، شهرام صارمی ، احسان ذبیحی فر و فراگیری مباحث نظری و تئوریک نزد اساتید : ی ، مرحوم محمد نوری ، وارطان ساهاکیان ، کارن کیهانی ، لوریس هویان ، محمدرضا آزاده فر داشتند. ادامه در :
در بخش جشنواره ها : نفر اول در بیست و ششمین جشنواره موسیقی فجر – مقام دوم در بخش گروه نوازی جشنواره جوان – شرکت در اولین جشنواره موسیقی (( آشیقی )) - شرکت در فستیوال موسیقی آندلس (( الجزایر )) و.... وی همچنین با گروه هایی همچون : گاتها ، سپندار ، عشیران ، طیفور ، مهربانی ، همایون ، رادها ، اساطیر ، سرو آزاد ، طریقت ، دبدبه ، همراز ، نقش ، صهبای کهن ، اشراق ، نوای مهر ، مشتاق ، و گروه راز و نیاز به س رستی سالار عقیلی همکاری داشته اند.

*مراحل ساخت و انتشار آلبوم " پرنده های شهر من" به چه صورت بود؟ شروع این آلبوم از اوا سال 91 آغاز شد.کارهای ضبط این آلبوم در استودیو پژواک و مراحل می و مستر توسط آقای مصباح قمصری انجام شد.این آلبوم توسط شرکت "نغمه حصار" به مدیریت آقای افشین معصومی در تاریخ 22 داد در فروشگاه بتهوون انتشار پیدا کرد و الآن در بازار موجود می باشد. *نوازندگی آلبوم به چه صورت بود ؟ تمامی سازهای ملودیکی که زده شد مثل کمانچه , کمانچه و, قیچک و, کمانچه پنج سیم و آهنگسازی این کار با خودم بوده.نوازندگی سازهای تکمیلی , سازهای کوبه ای مثل تنبک و بندیر و کاخون و دف و دایره را بهنام معصومی انجام داد.نوازندگی طبلا ابن آلبوم درشن آنند و نوازندگی کوزه رو مصباح قمصری انجام دادند.ترکیب سازبندی ای که من استفاده خیلی کم کار شده و مثلا چند تا ساز رو با هم مثل قیچک و کمانچه را در یک نوع ص با هم ترکیب کنیم , کار تقریبآ دشواری خواهد بود.کمانچه پنج سیم رو بیشتر مردم شاید نشناسند . اما در ای شمالی آ ین نفس هایش رو داره.کشورهای اطراف مانند ارمنستان, آذربایجان رو این ساز کار میکنند.سازی که در عرض ص ش نسبت به کمانچه خیلی بم تر هست, که کار رو جذاب تر میکنه.و ترکیب صداها رو در این آلبوم با هم گذاشتم تا یک رنگ جدیدی به کارم بدم. برای دیدن مصاحبه کامل بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید
ولایت، روح کعبه کعبه، محاذی بیت معمور است و بیت معمور برابر عرش خداست. بیت معمور بنا نهاده شد تا فرشتگانی که مقام انسانیّت را به خلافت نشناخته و تسبیح و تقدیس خویش را سند شایستگی خود برای خلیفةاللّهی یاد د و با تنبیه خداوند به اوج مقام انسان کامل آگاه شده و بر پیشنهاد خویش رقم ندامت کشیده و بر استفهام تعجیبی و استخبار و استعلام و اس. صبح روز هشتم مرداد سال 1384 دلمان به عطیه ای الهی شاد شد . محمدمهدی عزیز . تولدت خیلی خیلی خیلی مبارک فدای تو مادر تصویر نیمه شعبان امسال ؛ محمدمهدی کنار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج ت ــد به مــن عشـــق و محبــت بارید در خـــاک وجود مــن ، گیاهت روییـــد آن صبح که دنیای تو در هم می ریخت با گـریۀ تو ، خــــدا به رویـــم خنــــدید نسیم محمدجانی غزل تقدیمی شاعر بسیار خوش ذوق جناب آقای سیدحسن سعیدزاده صهبای بیدگلی به محمدمهدی عزیز: بیا بنشین لب بستان مهدی

غزل می بارد از دامان مهدی



ببار ای آسمان باران رحمت

به گلهای لب ایوان مهدی



گلی دیدم میان دسته گلها

شبیه نوگل گلدان مهدی



دلم می خواهد از فرط محبت

ببوسم چهره ی خندان مهدی



مبارک باشد این فرخنده فرزند

به بابا جان و هم مامان مهدی



شکر می ریزد از دست نمکدان

نمک می ریزد از قندان مهدی



میان خانه دارد می درخشد

ستاره،ک شان،کیوان مهدی



هزاران آفرین بر روی ماهش

بتاب ای چهره ی ماهان مهدی



ترنم در سکوت خانه افکند
لب پر خنده و گریان مهدی



بهاران همه باشد مبارک

رفیقان،دوستان،یاران مهدی



پدر،مادر،الهی زنده باشید

برای دیدن سامان مهدی



اگر چه شعر صهبا بس قشنگ است
نباشد لایق چشمان مهدی




نوشتم یادگاری این غزل را

برای ثبت در دیوان مهدی





برای این غزل هرگز نباشد

ردیفی بهتر از عنوان مهدی.........................................................


محمد مهدی جان مشهد که رفتی برایم دعا کن. خیلی خیلی خیلی ممنونم جناب آقای سعیدزاده بسم الله الرحمن الرحیم گاهی برخی افراد از روی ناآگاهی و یا از روی عناد و گاهی هم برخی به خاطر این که خود را روشنفکر نشان دهند انتقاداتی درباره حج رفتن میکنند و میگویند آیا بهتر نیست هزینه حج صرف رسیدگی به فقرا شود؟ وبرخی حتی زحمت به خود داده و در این باره شعر سروده اند.
بنده چند نکته میخواهم خدمت این برادران و خواهران تذکر دهم اولا: چرا شما در این غمخواری فقرا فوری میروید سراغ حج چرا به ی ایراد نمیگیرید چرا ماشین چند صد میلیونی سوار میشود و سفر به آنتالیا و دبی و تایلند و اروپاو ... میکند. آن مسافرتها عیب ندارد و تنها حج است که اشکال دارد؟ فقط پولهایی که هزینه حج میشوند قابلیت دادن به فقرا را دارند؟ چرا به هزینه تجملات خانه ها و مبلمان و تعویض ها و لباس های رنگارنگ فروان ایراد نمیگیرید ولی حج ایراد دارد؟ ثانیا: به نظر شما با وجود ثروتمندان مولتی میلیاردر در کشور چرا به فقرا آنچنان که باید کمک نمیشود؟ به نظر شما از نداشتن پول به اندازه کافی برای کمک به فقرا است یا از بیخیال بودن و عدم معنویت؟ به نظر بنده دلیل آن دومی است نه اولی و در این صورت اتفاقا سفر حج برای برخی افراد ممکن است باعث شود از لحاظ معنوی تکانی بخورند و پس از حج کمکی به فقیری هم ند. ثالثا: چرا بدون این که مصالح و فواید سفر حج را بدانیم بیخودی و فقط با توجه به هزینه آن حج رفتن را تخطئه میکنیم د رحالی که حج یک سفر عبادی و است . سفر شیعیان به حج تاثیرات زیادی بر فضای مکه و مدینه و تقویت شیعیان و پاسخ به شبهات و شایعات وه ها دارد. آیا میشود عرصه بزرگترین کنگره مسلمانان(حج) را خالی کرد به خاطر برخی هزینه ها؟ آیا شما میدانید که حج چه تاثیر و اهمیتی در معنویت و فردی و اجتماعی دارد؟ حج را اگر خدا واجب کرده قطعا باید بدانیم منافع و مصالحی دارد که برای جامعه و فرد ضروری است و اگر چنین ضرورتی وجود نداشت خدا آن را واجب نمیکرد. رابعا : حج نمایش قدرت مسلمانان جهان در برابر دشمنان مشترک است و تاثیر زیادی بر وحدت مسلمانان دارد. خامسا: در تمام این حرفها تاکید بنده رو ی حج واجب بود و ی که حج بر او واجب شده است و با این که ی عمره مستحب نرود و هزینه اش را صرف کمک به فقرا کند مخالفتی ندارم اما گاه شرایط فرد به گونه ای است که عمره مفرده برای او ضرورت پیدا میکند . عمره مفرده هم برکات معنوی زیادی برای فرد جامعه دارد. در بسیاری موارد اگر شخصی عمره نرود هزینه اش را به فقرا نخواهد داد بلکه ممکن است آن را صرف تعویض ماشین و یدن های لو و مبلهای سلطنتی و ... نماید
در آ کلامم را با جملاتی از آیت الله جوادی آملی حفظه الله درباره حج پایان میدهم " دارای مبانی و ارکانی است. یکی از این ارکانْ حج است. چنان‏که باقر(علیه السلام) فرمود: بر پنج پایه بنیان نهاده شده است: ، زکات، روزه، حج و ولایت. بنابراین، آن که عمدًا حج نگزارد، رکنی از ارکان دین الهی خویش را نابود کرده و در نتیجه کامل را از بین برده است.

مردمی که از دور و نزدیک به خانه خدا مشرف می‏ شوند به دو کار موظف‏ اند: یکی اینکه، با بدنْ دور «کعبه گِل» و آن سنگها بگردند. دیگر اینکه، با جانْ دور «کعبه دِل» و حرم ولای اهل بیت نبوت(علیهم السلام) طواف کنند . باقر(علیه السلام) فرمود: حضور در پیشگاه معصوم(علیه السلام) و عرضه ولایت و اعلام وفاداری و فداکاری به وی، متمّم حج است؛«تَمامُ الحَجِّ لِقاءُ الإمامِ»(برگرفته از کتاب جرعه ای از صهبای حج،حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی) اختصاصی از هایدی مقاله درباره شعر فارسی با و پر سرعت .
مقاله درباره شعر فارسی
مقاله درباره شعر فارسی لینک پرداخت و *پایین مطلب*   فرمت فایل:word (قابل ویرایش و آماده پرینت)   تعدادصفحه:13در پایان عهد صفوی در اصفهان اندک اندک ناخشنودی ناقدان سخن و صاحبان ذوق و هنر از روشی که در شعر پارسی پدید آمده و مقبول گویندگان ایران و هندوستان شده بود، آشکار گشت و بر اثر این ناخشنودی فکر تازه‏یی به میان آمد و آن رها شیوه جدید شعر یعنی شیوه‏یی شد که به سبک هندی شهرت دارد. این دسته معتقد بودند که شیوه شاعرانی از قبیل کلیم کاشانی و صائب تبریزی و وحید قزوینی و نظایر آنان خلاف فصاحت و دور از اصول بلاغتی است که در زبان فارسی وجود دارد و باید آنرا ترک گفت و به شیوه‏یی که همواره مقبول سخن شناسان و ناقدان و گویندگان و نویسندگان بوده است بازگشت. از انیکه در این فکر پیشقدم شمرده می‏شوند و سخن آنان به ما رسیده است ولی محمد خان مسرور اصفهانی(مقتول به سال 1168) عم آذر بیگدلی و می‏رسد علی مشتاق اصفهانی (متوفی به سال 1192) آذر بیگدلی و میرزا نصیر اصفهانی (متوفی به سال 1192) صاحب مثنوی معروف «پیر و جوان» و سید احمد هاتف اصفهانی (متوفی به سال 1198) دارای دیوان قصائد و غزلیات و ترجیع‏بند مشهور و لطفعلی بیک آذر بیگدلی (متوفی به سال 1195) صاحب مثنوی خسرو و شیرین و تذکره آتشکده و میرزا محمد صادق نامی اصفهان از معاصران زندیه و آقا محمد صهبای قمی (متوفی به سال 1191) از دوستان مشتاق و هاتف حاجی سلیمان صباحی کاشانی (متوفی به سال 1206) و آقا محمد عاشق اصفهانی (متوفی به سال 1181) هستند که همه معتقد به ترک روش معاصران و پیروی از سبک متقدمان بوده و خود نیز در قصیده یا غزل یا مثنوی شیوه ان قدیم را مورد تقلید قرار داده‏اند. آذر در شرح حال عم خود مسرور نوشته است که «حضرتش در اصفهان تحصیل کمالات کرده و شوق بسیار به نظم اشعار داشته و شعر را خوب می‏فهمید اما چون در آن زمان طریقه فصحای متقدمین منسوخ بوده شعری ممتاز از ایشان نتراوید» و در شرح احوال مشتاق نوشته است: «بعد از آنکه سلسله نظم سالها بود که به تصرف نالایق متأ ین از هم گسیخته به سعی تمام و جهد مالا کلام او پیوند اصلاح یافته اساس شاعری متأ ین را از هم فرو ریخته بنای فصحای بلاغت شعار متقدمین را تجدید...» عبدالرزاق بیک دنبلی هم در بیان حال مشتاق آورده است: «چون بساط چمن نظم از اقدام خیالات خام شوکت و صائب و وحید و مایشابه به هم و از استعارات بارده و تمثیلات خنک، لگدکوب شد و یکبارگی از طراوت و رونق افتاد مشتاق به تماشای گ ار نظم آمده طومار سخن سرایی آن جمع را چون غنچه بهم پیچیده و بساط نظمی که خود در آن صاحب سلیقه بود و آن روش ضمیری و نظیری است بگسترانید، بر سر شاخسار سخن نواها ساخت و نغمه‏ها پرداخت، عند لیبان خوش نوای عصر او را مقتفی آمدند، اشعار رنگینش زینت نغمات مطربان باربد نوای آن زمان شد و ترنمات شیرینش نقل محفل ظرفای مجلس آرا.» این اشارات معلوم می‏دارد که از اواسط قرن دوازدهم به بعد نهضتی نو در شعر فارسی پدید آمد که دو مرکز عمده آن اصفهان و شیراز بوده و شاعرانی که ذکر کرده‏ایم در یکی از این دو مرکز به سر می‏برده و مشغول تعلیم شاگردانی زیر دست خود بوده‏اند و از همین دو مرکز است که چند شاعر مانند صبای کاشانی شاگرد صباحی و عبدالرزاق دنبلی شاگرد میرزا نصیر اصفهانی و سحاب اصفهانی پسر و پرورده هاتف اصفهانی تربیت شده و در اوایل دوره قاجاری شهرت یافته‏اند.
با
مقاله درباره شعر فارسی
بادبهارمی رسد جلوه نسترن نگر وقت سحربه عشق گل بلبل نعره زن نگر خیز و بیا به وقت گل باده بده که عمرشد چند غم جهان خوری شادی انجمن نگر سلام به دوستداران ادبیات و هن ارسی گروه خوب و همدل واتساپ باربد درکنار وبلاگ باربد، باعضویت اهالی ادب و هنر ازمیان همکاران و دوستان از سراسرایران ، به ارائه شعرو ادبیات و هنر والای موسیقی اصیل ایرانی می پردازد . حضور اساتید برجسته شعر و هنر دراین گروه باعث شده است که سطح کیفی مطالب و فایل ها ی موسیقی عالی باشد . عیدنوروز دراین پست بنابه درخواست تنی چند ازدوستان اجرایی تصویری ازگروه هنری ( چکاد) رابه همراه ، شعرخوانی تصویری زیبایی از ( عبدالرضا بردبار) ، ادیب و برجسته شهرمان مربوط به همایش بزرگداشت جهانی حافظ سال 1391 به شما خوبان تقدیم میکنم . عیدنوروز اسامی هنرمندان گروه چکاد: عبدالرحیم مه یما: تار وحید رجبیان: کمانچه سعید مه یما: سنتور امین بهرامیان: عود مهدی بهرامیان: سه تار احسان تنوری : تنبک عبدالکریم مه یما: خواننده عیدنوروز کلام تصنیف: دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من دیدی چه آوردی ای دوست، از دست دل بر سر من عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن، ناتوان شد رفتی چو تیر و کمان شد، از بار غم پیکر من می سوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراقت کانون من، من، سودای من، آذر من من مست صهبای باقی، زان ساتکین رواقی فکر تو در بزم ساقی، ذکر تو رامشگر من دل در تف عشق افروخت، گردون لباس سیه دوخت از آتش آه من سوخت، در آسمان اختر من گبر و مسلمان خجل شد، دل فتنه آب و گل شد صد رخنه در ملک دل شد، ز شه کافر من شکرانه کز عشق مستم، میخواره و می پرستم آموخت درس الستم، دانشور من در عشق، سلطان بختم، در باغ ت، درختم خا تر فقر تختم، خاک فنا افسر من اول دلم را صفا داد، آیینه ام را جلا داد آ به باد فنا داد، عشق تو خا تر من تا چند در های و هویی، ای منصوری دل ترسم که ریزد بر خاک، خون تو در محضر من بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من دلم دم ز سر صفا زد، تو بر بام ما زد سلطان ت لوا زد، از فقر در کشور من ( صفای اصفهانی) اجرای تصویری گروه چکاد http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/ .png با همه ی بی سروسامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام آمده ام تا تو نگاهم کنی عاشق آن لحظه ی توفانی ام دلخوش گرمای ی نیستم آماده ام تا تو بسوزانی ام آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانی ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی ام خوبترین حادثه میدانمت خوبترین حادثه می دانی ام؟ حرف بزن بغض مرا باز کن دیرزمانی ست که بارانی ام حرف بزن، حرف بزن سالهاست تشنه ی یک صحبت طولانی ام محمدعلی بهمنی شعرخوانی تصویری عبدالرضابردبار http://doholchi.com/wp-content/uploads/2011/12/ .png اختصاصی از فایلکو تحقیق و بررسی در مورد شعر فارسی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 15 شعر فارسیدر پایان عهد صفوی در اصفهان اندک اندک ناخشنودی ناقدان سخن و صاحبان ذوق و هنر از روشی که در شعر پارسی پدید آمده و مقبول گویندگان ایران و هندوستان شده بود، آشکار گشت و بر اثر این ناخشنودی فکر تازه‏یی به میان آمد و آن رها شیوه جدید شعر یعنی شیوه‏یی شد که به سبک هندی شهرت دارد. این دسته معتقد بودند که شیوه شاعرانی از قبیل کلیم کاشانی و صائب تبریزی و وحید قزوینی و نظایر آنان خلاف فصاحت و دور از اصول بلاغتی است که در زبان فارسی وجود دارد و باید آنرا ترک گفت و به شیوه‏یی که همواره مقبول سخن شناسان و ناقدان و گویندگان و نویسندگان بوده است بازگشت. از انیکه در این فکر پیشقدم شمرده می‏شوند و سخن آنان به ما رسیده است ولی محمد خان مسرور اصفهانی(مقتول به سال 1168) عم آذر بیگدلی و می‏رسد علی مشتاق اصفهانی (متوفی به سال 1192) آذر بیگدلی و میرزا نصیر اصفهانی (متوفی به سال 1192) صاحب مثنوی معروف «پیر و جوان» و سید احمد هاتف اصفهانی (متوفی به سال 1198) دارای دیوان قصائد و غزلیات و ترجیع‏بند مشهور و لطفعلی بیک آذر بیگدلی (متوفی به سال 1195) صاحب مثنوی خسرو و شیرین و تذکره آتشکده و میرزا محمد صادق نامی اصفهان از معاصران زندیه و آقا محمد صهبای قمی (متوفی به سال 1191) از دوستان مشتاق و هاتف حاجی سلیمان صباحی کاشانی (متوفی به سال 1206) و آقا محمد عاشق اصفهانی (متوفی به سال 1181) هستند که همه معتقد به ترک روش معاصران و پیروی از سبک متقدمان بوده و خود نیز در قصیده یا غزل یا مثنوی شیوه ان قدیم را مورد تقلید قرار داده‏اند. آذر در شرح حال عم خود مسرور نوشته است که «حضرتش در اصفهان تحصیل کمالات کرده و شوق بسیار به نظم اشعار داشته و شعر را خوب می‏فهمید اما چون در آن زمان طریقه فصحای متقدمین منسوخ بوده شعری ممتاز از ایشان نتراوید» و در شرح احوال مشتاق نوشته است: «بعد از آنکه سلسله نظم سالها بود که به تصرف نالایق متأ ین از هم گسیخته به سعی تمام و جهد مالا کلام او پیوند اصلاح یافته اساس شاعری متأ ین را از هم فرو ریخته بنای فصحای بلاغت شعار متقدمین را تجدید...» عبدالرزاق بیک دنبلی هم در بیان حال مشتاق آورده است: «چون بساط چمن نظم از اقدام خیالات خام شوکت و صائب و وحید و مایشابه به هم و از استعارات بارده و تمثیلات خنک، لگدکوب شد و یکبارگی از طراوت و رونق افتاد مشتاق به تماشای گ ار نظم آمده طومار سخن سرایی آن جمع را چون غنچه بهم پیچیده و بساط نظمی که خود در آن صاحب سلیقه بود و آن روش ضمیری و نظیری است بگسترانید، بر سر شاخسار سخن نواها ساخت و نغمه‏ها پرداخت، عند لیبان خوش نوای عصر او را مقتفی آمدند، اشعار رنگینش زینت نغمات مطربان باربد نوای آن زمان شد و ترنمات شیرینش نقل محفل ظرفای مجلس آرا.» این اشارات معلوم می‏دارد که از اواسط قرن دوازدهم به بعد نهضتی نو در شعر فارسی پدید آمد که دو مرکز عمده آن اصفهان و شیراز بوده و شاعرانی که ذکر کرده‏ایم در یکی از این دو مرکز به سر می‏برده و مشغول تعلیم شاگردانی زیر دست خود بوده‏اند و از همین دو مرکز است که چند شاعر مانند صبای کاشانی شاگرد صباحی و عبدالرزاق دنبلی شاگرد میرزا نصیر اصفهانی و سحاب اصفهانی پسر و پرورده هاتف اصفهانی تربیت شده و در اوایل دوره قاجاری شهرت یافته‏اند. شاعران مذکور و شاگردان و تربیت یافتگان ایشان همه معتقد بازگشت به شیوه ان سبک عراقی و رها شیوه هندی بوده‏اند و بر اثر این نهضت روح تازه‏یی در قالب شعر فارسی دمیده شد و در عین آنکه سبک هندی در جانب افغانستان و هندوستان همچنان با یک عده طرفدار پرشور به قوت سابق خود باقی بود، در ایران تا پایان دوره قاجاری پیروی از سبک دوره صفوی مذموم شمرده می‏شد و
با
تحقیق و بررسی در مورد شعر فارسی
اختصاصی از اینو دیدی تحقیق وبررسی در مورد شعر فارسی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 15 شعر فارسیدر پایان عهد صفوی در اصفهان اندک اندک ناخشنودی ناقدان سخن و صاحبان ذوق و هنر از روشی که در شعر پارسی پدید آمده و مقبول گویندگان ایران و هندوستان شده بود، آشکار گشت و بر اثر این ناخشنودی فکر تازه‏یی به میان آمد و آن رها شیوه جدید شعر یعنی شیوه‏یی شد که به سبک هندی شهرت دارد. این دسته معتقد بودند که شیوه شاعرانی از قبیل کلیم کاشانی و صائب تبریزی و وحید قزوینی و نظایر آنان خلاف فصاحت و دور از اصول بلاغتی است که در زبان فارسی وجود دارد و باید آنرا ترک گفت و به شیوه‏یی که همواره مقبول سخن شناسان و ناقدان و گویندگان و نویسندگان بوده است بازگشت. از انیکه در این فکر پیشقدم شمرده می‏شوند و سخن آنان به ما رسیده است ولی محمد خان مسرور اصفهانی(مقتول به سال 1168) عم آذر بیگدلی و می‏رسد علی مشتاق اصفهانی (متوفی به سال 1192) آذر بیگدلی و میرزا نصیر اصفهانی (متوفی به سال 1192) صاحب مثنوی معروف «پیر و جوان» و سید احمد هاتف اصفهانی (متوفی به سال 1198) دارای دیوان قصائد و غزلیات و ترجیع‏بند مشهور و لطفعلی بیک آذر بیگدلی (متوفی به سال 1195) صاحب مثنوی خسرو و شیرین و تذکره آتشکده و میرزا محمد صادق نامی اصفهان از معاصران زندیه و آقا محمد صهبای قمی (متوفی به سال 1191) از دوستان مشتاق و هاتف حاجی سلیمان صباحی کاشانی (متوفی به سال 1206) و آقا محمد عاشق اصفهانی (متوفی به سال 1181) هستند که همه معتقد به ترک روش معاصران و پیروی از سبک متقدمان بوده و خود نیز در قصیده یا غزل یا مثنوی شیوه ان قدیم را مورد تقلید قرار داده‏اند. آذر در شرح حال عم خود مسرور نوشته است که «حضرتش در اصفهان تحصیل کمالات کرده و شوق بسیار به نظم اشعار داشته و شعر را خوب می‏فهمید اما چون در آن زمان طریقه فصحای متقدمین منسوخ بوده شعری ممتاز از ایشان نتراوید» و در شرح احوال مشتاق نوشته است: «بعد از آنکه سلسله نظم سالها بود که به تصرف نالایق متأ ین از هم گسیخته به سعی تمام و جهد مالا کلام او پیوند اصلاح یافته اساس شاعری متأ ین را از هم فرو ریخته بنای فصحای بلاغت شعار متقدمین را تجدید...» عبدالرزاق بیک دنبلی هم در بیان حال مشتاق آورده است: «چون بساط چمن نظم از اقدام خیالات خام شوکت و صائب و وحید و مایشابه به هم و از استعارات بارده و تمثیلات خنک، لگدکوب شد و یکبارگی از طراوت و رونق افتاد مشتاق به تماشای گ ار نظم آمده طومار سخن سرایی آن جمع را چون غنچه بهم پیچیده و بساط نظمی که خود در آن صاحب سلیقه بود و آن روش ضمیری و نظیری است بگسترانید، بر سر شاخسار سخن نواها ساخت و نغمه‏ها پرداخت، عند لیبان خوش نوای عصر او را مقتفی آمدند، اشعار رنگینش زینت نغمات مطربان باربد نوای آن زمان شد و ترنمات شیرینش نقل محفل ظرفای مجلس آرا.» این اشارات معلوم می‏دارد که از اواسط قرن دوازدهم به بعد نهضتی نو در شعر فارسی پدید آمد که دو مرکز عمده آن اصفهان و شیراز بوده و شاعرانی که ذکر کرده‏ایم در یکی از این دو مرکز به سر می‏برده و مشغول تعلیم شاگردانی زیر دست خود بوده‏اند و از همین دو مرکز است که چند شاعر مانند صبای کاشانی شاگرد صباحی و عبدالرزاق دنبلی شاگرد میرزا نصیر اصفهانی و سحاب اصفهانی پسر و پرورده هاتف اصفهانی تربیت شده و در اوایل دوره قاجاری شهرت یافته‏اند. شاعران مذکور و شاگردان و تربیت یافتگان ایشان همه معتقد بازگشت به شیوه ان سبک عراقی و رها شیوه هندی بوده‏اند و بر اثر این نهضت روح تازه‏یی در قالب شعر فارسی دمیده شد و در عین آنکه سبک هندی در جانب افغانستان و هندوستان همچنان با یک عده طرفدار پرشور به قوت سابق خود باقی بود، در ایران تا پایان دوره قاجاری پیروی از سبک دوره صفوی مذموم شمرده می‏شد و
با
تحقیق وبررسی در مورد شعر فارسی
کیست این پای کشیده ز همه هست و گرفته سر و جان را به سر دست و به جانان شده پا بست و ز صهبای وصال آمده سرمست و گذشته ز تن و جان و سر و افسر دخت و پسر و همسر و هفتاد و دو یار و نفسش سوخته از سوز عطش حنجره اش خشک و دلش آتش و چشمش شده دریا و نگه دوخته بر نیزه و شمشیر سراپا شده از چار طرف پیکر پاکش سپر تیر و پیامش همه تهلیل و کلامش همه تکبیر به مرآت ج شده تفسیر کتاب الله اکبر به گمانم که خداوند بود پیش رو و پشت سرش خیل رسولان مکرم سپهش یوسف و یعقوب و ا و کلیم است و ذبیح است و خلیل الله و آدم به سرش سایة پیغمبر و یمینش ملک آب و یسارش ملک خاک و مطیعش ملک نار و مریدش ملک باد زنند از جگر سوخته فریاد که ای بر تو سلام از طرف خلق و خدا باد بده اذن که یک لحظه بگیریم و ببندیم بکوبیم و بسوزیم سر و جان و تن این قوم دغا را. ***
پاسخ از آن دو لب خشک و از آن حنجرة سوخته آمد که الا ای همة عالم هستی ملک و جن و بشر ای همه پیغامبران بر سر تسلیم بمانید به ذات احد خالق دادار به پیغمبر مختار به پیشانی خونین علی حیدر کرار به قرآن و به قدر و شرف عترت اطهار به خون دل انصار به ایمان علی اکبر و لبخند علی اصغر و چشم و سر و دست و جگر تشنة عباس علمدار مبادا که ی شود بین من و یار که از صبح ازل بوده چنین عهد من و حضرت دادار که سازم سر و جان را سپر تیغ شرر بار و به هر عضو تنم زخم روی زخم رسد از لبة تیغ و سر نیزة این قوم ستمکار و تنم چون ورق پارة قرآن ز سم اسب شود دگر بار و سرم بر سر نی راه سپارد سوی دلدار برد خصم ستمگر سر و سامان مرا بر سر بازار در آن حال کنم بر سر نی شکر خدا را.
***
پس از آن گفت و شنود آن شه ابرار ندا داد در آن عرصة پیکار به آن لشکر خونخوار که از قوم ستمکار منم حجت دادار منم آن که به هر عضو تنم بوسه زده احمد مختار اگر اهل ید بدانید که ما روح یم اگر اهل دعایید بدانید که ما جان دعاییم اگر عبد خ د بدانید که ما وجه خ م خدا را به چه تقصیر ستادید و کشیدید به قتلم زره کینه و تزویر همه نیزه و شمشیر نمودید رخم را هدف سنگ و دلم را هدف تیر چه رو داده که با ختم رسل ی ره پیوند گسستید و چنین عهد ش تید همین آب که بر وحش و طیور و به همه خلق مباح است به روی پسر فاطمه بستید در این ماه که ممنوع قتال است چه رو داده که خون من مظلوم حلال است چرا خیل جوانان مرا ی ره کشتید و به شش ماهة من رحم نکردید زدید از ره بیداد به حلقوم علی اصغر من تیر جفا را.
***
صد افسوس که در پاسخ ریحانة پیغمبر زبان را ز ره کینه گشودند به دشنام که یکباره همان مظهر خشم ازلی وارث شمشیر علی نعره کشید از جگر و تیغ کشید از کمر و کرد سر و جان سپر و ریخت به هم بحر و بر و کرد چنان حمله بر آن قوم که در خاطره ها گشت عیان خندق و بدر و احد و خیبر و احزاب که دیده است که یک فرد لب تشنه که هفتاد و دو داغش به جگر مانده کند حمله به یک لشکر و لشکر بگریزند به صحرا و بیابان و در و دره و کوه و کمر از تندر خشمش ملک الموت گرفته به کف انگشت تحیر که حسین است و یا کرده خدا حمله بر این قوم ستمکار زهی تیغ و زهی دست و زهی عزم و زهی غیرت و ایثار که یک فوج سپه در کف یک فرد شده سخت گرفتار بیایید و ببیند حسین است که می رزمد و می تازد و از خشم جهانگیر و شرار دم شمشیر و ز فریاد وشندة تکبیر به هم ریخته اوضاع زمین را و سما را.
***
اگر پیرو میثاق خداوند نمی بود به یک حملة آن حجت دادار نمی ماند به جا یک تن از آن لشکر خونخوار به تسلیم خدا بازوی او ماند ز پیکار که آن قوم ستمکار به او حمله نمودند به شمشیر شرر بار یکی زد به جبین سنگ و یکی بر جگرش نیزه یکی بر دهنش تیر و یکی فرق ورا کرد جدا از دم شمشیر فلک آتش توفنده شد و سخت برافروخت ملک بال و پرش سوخت قدر ریخت به سر خاک و گریبان قضا چون جگر خواجة لولاک شد از پنجة غم چاک و رسولان همه فریاد کشیدند و به تن جامه د د و به دندان جگر از خشم گزیدند و ندا از طرف خالق دادار شنیدند که ای عالم ایجاد همه هست خدا نقش زمین شد سر پیغمبر و زهرا و علی باد سلامت که شد از عرشة زین نقش زمین شمس ت به خدا وجه خدا در یم خون کرد اقامت همه صحراست پر از گرگ و زنند از همه سو بر بدنش چنگ یکی نیزه فرو کرده به قلب و دگری دامن خود کرده پر از سنگ سنان رفته فرو در گلو و راه نفس بسته بر او تنگ الا خیل ملایک نگذارید که زهرا برود جانب گودال و ببیند که حسینش زده چون بسمل بی بال پر و بال و به پرواز در آورده ز لب های به خون شستة خود روح دعا را.
***
هوا تیره و تار است زمین قلة نار است فلک صاعقه بار است و شده چشمة خورشید پر از دود و در آن وادی خون گم شده یک مرکب بی صاحب و فریاد زند زینب و بالای بلندی نگهش جانب میدان و در آن سوز و در آن حال به تعجیل رود شمر ستمگر سوی گودال زده دامن خود بر کمر و در کف او خنجر و رو در روی او بر سر و بر ن فاطمة اطهر و جبریل امین و حسن و حیدر کرار بیایید و بسوزید و بنالید و ببینید که با چکمه زند شمر ستمگر زره کینه بر آن که انداخته گل از اثر بوسة پیغمبر الا خیل ملک فوج رسل خویش به مقتل برسانید که خنجر ز کف شمر ستمگر بستانید خدایا چه شده دم به دم از جانب گودال رسد نالة ای وای حسین وای حسینا به خدا خون زده فواره از آن حنجر صد و قاتل به سر دست گرفته است سری را که شبیه است به پیغمبر و خونش چکد از حنجر رویش به روی مادر و چشمش به سوی خواهر و گردیده عیان واقعة م و دیدند سر نیزه همه شمس و ضحا را. غلامرضا سازگار اختصاصی از اینو دیدی شعر فارسی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 13 شعر فارسیدر پایان عهد صفوی در اصفهان اندک اندک ناخشنودی ناقدان سخن و صاحبان ذوق و هنر از روشی که در شعر پارسی پدید آمده و مقبول گویندگان ایران و هندوستان شده بود، آشکار گشت و بر اثر این ناخشنودی فکر تازه‏یی به میان آمد و آن رها شیوه جدید شعر یعنی شیوه‏یی شد که به سبک هندی شهرت دارد. این دسته معتقد بودند که شیوه شاعرانی از قبیل کلیم کاشانی و صائب تبریزی و وحید قزوینی و نظایر آنان خلاف فصاحت و دور از اصول بلاغتی است که در زبان فارسی وجود دارد و باید آنرا ترک گفت و به شیوه‏یی که همواره مقبول سخن شناسان و ناقدان و گویندگان و نویسندگان بوده است بازگشت. از انیکه در این فکر پیشقدم شمرده می‏شوند و سخن آنان به ما رسیده است ولی محمد خان مسرور اصفهانی(مقتول به سال 1168) عم آذر بیگدلی و می‏رسد علی مشتاق اصفهانی (متوفی به سال 1192) آذر بیگدلی و میرزا نصیر اصفهانی (متوفی به سال 1192) صاحب مثنوی معروف «پیر و جوان» و سید احمد هاتف اصفهانی (متوفی به سال 1198) دارای دیوان قصائد و غزلیات و ترجیع‏بند مشهور و لطفعلی بیک آذر بیگدلی (متوفی به سال 1195) صاحب مثنوی خسرو و شیرین و تذکره آتشکده و میرزا محمد صادق نامی اصفهان از معاصران زندیه و آقا محمد صهبای قمی (متوفی به سال 1191) از دوستان مشتاق و هاتف حاجی سلیمان صباحی کاشانی (متوفی به سال 1206) و آقا محمد عاشق اصفهانی (متوفی به سال 1181) هستند که همه معتقد به ترک روش معاصران و پیروی از سبک متقدمان بوده و خود نیز در قصیده یا غزل یا مثنوی شیوه ان قدیم را مورد تقلید قرار داده‏اند. آذر در شرح حال عم خود مسرور نوشته است که «حضرتش در اصفهان تحصیل کمالات کرده و شوق بسیار به نظم اشعار داشته و شعر را خوب می‏فهمید اما چون در آن زمان طریقه فصحای متقدمین منسوخ بوده شعری ممتاز از ایشان نتراوید» و در شرح احوال مشتاق نوشته است: «بعد از آنکه سلسله نظم سالها بود که به تصرف نالایق متأ ین از هم گسیخته به سعی تمام و جهد مالا کلام او پیوند اصلاح یافته اساس شاعری متأ ین را از هم فرو ریخته بنای فصحای بلاغت شعار متقدمین را تجدید...» عبدالرزاق بیک دنبلی هم در بیان حال مشتاق آورده است: «چون بساط چمن نظم از اقدام خیالات خام شوکت و صائب و وحید و مایشابه به هم و از استعارات بارده و تمثیلات خنک، لگدکوب شد و یکبارگی از طراوت و رونق افتاد مشتاق به تماشای گ ار نظم آمده طومار سخن سرایی آن جمع را چون غنچه بهم پیچیده و بساط نظمی که خود در آن صاحب سلیقه بود و آن روش ضمیری و نظیری است بگسترانید، بر سر شاخسار سخن نواها ساخت و نغمه‏ها پرداخت، عند لیبان خوش نوای عصر او را مقتفی آمدند، اشعار رنگینش زینت نغمات مطربان باربد نوای آن زمان شد و ترنمات شیرینش نقل محفل ظرفای مجلس آرا.» این اشارات معلوم می‏دارد که از اواسط قرن دوازدهم به بعد نهضتی نو در شعر فارسی پدید آمد که دو مرکز عمده آن اصفهان و شیراز بوده و شاعرانی که ذکر کرده‏ایم در یکی از این دو مرکز به سر می‏برده و مشغول تعلیم شاگردانی زیر دست خود بوده‏اند و از همین دو مرکز است که چند شاعر مانند صبای کاشانی شاگرد صباحی و عبدالرزاق دنبلی شاگرد میرزا نصیر اصفهانی و سحاب اصفهانی پسر و پرورده هاتف اصفهانی تربیت شده و در اوایل دوره قاجاری شهرت یافته‏اند. شاعران مذکور و شاگردان و تربیت یافتگان ایشان همه معتقد بازگشت به شیوه ان سبک عراقی و رها شیوه هندی بوده‏اند و بر اثر این نهضت روح تازه‏یی در قالب شعر فارسی دمیده شد و در عین آنکه سبک هندی در جانب افغانستان و هندوستان همچنان با یک عده طرفدار پرشور به قوت سابق خود باقی بود، در ایران تا پایان دوره قاجاری پیروی از سبک دوره صفوی مذموم شمرده می‏شد و مثلاً رضا قلیخان هدایت در آغاز تذکره معروف خود (مجمع الفصحاء) نوشته است که: «... که در زمان ترکمانیه و صفویه طرزهای نکوهیده عیان شد، و طریقه انیقه انتظام قصیده فصیحه و شیوه شیوای موعظه و نصیحة و حکمیات و زهدیات و حماسیات که رسم فصحای ما تقدم بود باکلیه برافتاد، موز و نان به مخمس و مسدس و مثنوی سرایی و غزل آرایی و تعبیه معما و تعمیه اسمهای بی‏مسما مایل شدند و غزل را چون قراری معین نبود بهر نحویکه طبایع سقیمه و سلیقه نامستقیمه آنان رغبت کرد پریشان‏گویی و یاوه‏درایی و بیهوده‏سرایی آغاز نهادند، به جای حقایق وارده مضامین بارده و به عوض صنایع بدیعه و بدایع لطیفه مطالب
با
شعر فارسی
دیروز در سالن رفاه تجلیل باشکوهی از ذاکر و شاعر ولایی و پژوهشگر عرصه ی شعر ولایی به عمل آمد. به گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، هجدهمین عشاق به همت فرهنگسرای امید، عصر یکشنبه 16 آذر در مجتمع فرهنگی رفاه برگزار شد. در این مراسم حجّة ال سیّد مهدی طباطبایی، حجّة ال سیّد ابوالقاسم شجاعی، حجّة ال زائری، حاج علی آهی، غ.
ردیف عنوان پدیدآور رده اصلی
1 ن ه ض ت ف ل س ف ی ام ام خ م ی ن ی (س ) ع ل ی اک ب ر ض ی ائ ی 100
2 پنج راز که پیش از مردن باید بدانی جان ایزو 100
3 حق شناسی ام. جی. رایان 100
4 صهبای حیات محمد مدنی 200
5 ن س ی م ان دی ش ه
200
6 ایالات متحده و ایران در تقابل استراتژیک نیما رضایی 300
7 خودخواسته با جیمز فری 300
8 ‏‫فرهنگ، فلسفه و علوم انس. حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این که روز عرفه روز دعا و نیایش است گفتند: اگرچه روزه آن روز مستحب است، لیکن اگر روزه ‏گرفتن آن روز موجب ضعف شود، که انسان نتواند دعاهای این روز را بخواند، خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن مقدم است.مهدویون:نهم ذی الحجة، روز عرفه، و روز دعا و نیایش است. عرفه روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده است و سفره ی جود و احسان خود را برای ایشان به صورت خاص ، گسترانیده و در این روز، خوارتر و حقیرتر از سایر اوقات است.

بی شک، عرفه فرصت ویژه ای برای عاشقان و دلدادگان حضرت حق است برای وصل دوباره به معبود بی همتای خود.

به جهت آمادگی بهتر و کامل تر برای درک معارف و حقیقت عرفه، بخشی از سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب صهبای حج را مرور می کنیم.

روز عرفه روز دعا و نیایش است و اگرچه روزه آن روز مستحب است، لیکن اگر روزه ‏گرفتن آن روز موجب ضعف شود، آن گونه که انسان نتواند دعاهای این روز را بخواند، خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن مقدم است[1] .

نقش نیایش در وصول به رحمت بیکران الهی، با بیان صادق(علیه السلام) که فرمود: «الدُّعاء کهف الإجابة کما أنّ السّحاب کهف المطر»[2] به خوبی روشن است. طبق این بیان نورانی همان‏طور که ابر، قرارگاه باران است، دعا نیز قرارگاه اجابت است. به بیان دیگر، اجابت در درون دعاست، همانطور که باران در نهاد ابر تعبیه شده است. بنابراین، چنانچه ی با حسن ظن و خالصانه و عارفانه و به نحو عام دعا کند، خدا هم اجابت خواهد کرد. بخش مهمّی از پیروزی انبیای بزرگ(علیهم السلام) نیز به برکت دعا بوده است؛ زیرا تظاهرات و عملیات، بخش «جسمانی» پیروزی را تشکیل می‏دهد ولی دعا و نیایش «روح» ظفر است؛ چنانکه علی‏بن موسی‏الرضا(علیه السلام) همواره به اطرافیان خویش می‏فرمود: بر شما باد به سلاح ان: «علیکم بسلاح الأنبیاء». آنگاه در پاسخ اینکه سلاح آنان چه بود؟ می‏فرمود: دعا[3] .

دعا تنها چیزی است که خدا آن را به انسان تملیک کرده است. انسان جز دعا و تضرع در پیشگاه خداوند مالک چیزی نیست: «یا سریع الرضا اغفر لمن لا یملک إلاّ الدّعاء»[4] . از این‏رو در برابر دشمن درون، سلاحی جز ناله ندارد: «وسلاحه البکاء»[5] . دشمن بیرون را می‏توان با سلاح سبک و سنگین از پا درآورد ولی و دشمن سرسخت درون را تنها با اشک در برابر خدا می‏توان رام کرد. بنابراین، ی که اهل ناله نیست، مسلح نیست و اگر ی مسلح نباشد پیروز نخواهد شد؛ زیرا انسان تا زمانی که خود را می‏بیند، خدا را نمی‏بیند و به درگاه او تضرّع و اظهار عجز نمی‏کند، وقتی ننالد در نبرد با اهریمن درون و بیرون ش ت می‏خورد.

گرچه همه حالات زندگی برای نیایش مناسب است ولی دوران پربار حج و حضور در مواقف آن، شکوه بیشتری برای دعا و تأثیر فراوانتری برای نیایش به درگاه پروردگار جهان دارد و چون دعا از ضمیر صاف، مورد قبول است و احرام و آهنگ کعبه آزاد و پاک، در تصفیه ضمیر تأثیر به سزایی دارد، نیایش در حج و دعا در مواقف آن بهترین اثرها را به همراه خواهد داشت. از این‏رو برای هر برنامه از مناسک حج، دستور ویژه‏ای در مورد نیایش داده شده است و عمده آن دعای عرفه در صحرای عرفات و همراه توده مردم گردآمده از سراسر جهان و عُشاق مشعر و مشتاقان کوی مناست.

روایات فراوانی درباره اعمال روز عرفه و هنگام وقوف در عرفات، به‏ویژه‏کیفیت دعا در آن موقف نقل شده که بخشی از آنها در خصوص دعاهای آن‏روز، مانند دعای عرفه حسین و دعای سجّاد(علیهماالسلام) است‏وبخشی نیز در اهتمام و ترغیب به دعا به دیگران است، به گونه‏ای‏که‏برخی شاگردان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) همه همّ خودرا در آن سرزمین که دعاها در آن مستجاب است، صرف دعا برای غیر می‏ د.

علی ‏بن ابراهیم در این باره از پدرش نقل کرده که گفت: عبدالله ‏بن جندب را در عرفات دیدم که زمانی طولانی دست به سوی آسمان بلند کرده، سیلاب اشک از گونه ‏هایش بر زمین سرازیر بود، به گونه ای که من شخص دیگری را اینچنین در حال مناجات ندیدم. هنگامی که مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: ی را بهتر از تو در حال نیایش ندیدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا می‏ ؛ زیرا از کاظم(علیه السلام) شنیدم که فرمود: ی که به دور از چشم برادر(ایمانی)اش در حق وی دعا کند از جانب عرش ندا داده می‏شود که صدهزار برابر آنچه برای او خواستی نصیب تو خواهد شد: «من دعا لأخیه بظهر الغیب نودی من العرش: ولک مأة ألف ضعف مثله». پس شایسته نبود که من صدهزار برابر دعای مستجاب را به‏ خاطر یک دعا که برآورده ‏شدنش معلوم نیست واگذارم[6] . مشابه این نَقل، درباره دیگر صحابه نیز روایت شده است[7]

پی نوشت:
1 ـ بحار، ج94، ص124 ـ 123.
2 ـ کافی، ج 2، ص 471.
3 ـ همان، ص 468.
4 ـ مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
5 ـ همان.
6 ـ کافی، ج 2، ص 508 و ج4، ص465.
7 ـ همان، ج 4، ص 466 ـ 465.
منبع:حوزه اختصاصی از هایدی مقاله شعر فارسی با و پر سرعت .
 مقاله شعر فارسی
 مقاله شعر فارسی   فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش )    قسمتی از محتوی متن ...   تعداد صفحات : 13 صفحه شعر فارسی. در پایان عهد صفوی در اصفهان اندک اندک ناخشنودی ناقدان سخن و صاحبان ذوق و هنر از روشی که در شعر پارسی پدید آمده و مقبول گویندگان ایران و هندوستان شده بود، آشکار گشت و بر اثر این ناخشنودی فکر تازه‏یی به میان آمد و آن رها شیوه جدید شعر یعنی شیوه‏یی شد که به سبک هندی شهرت دارد.
این دسته معتقد بودند که شیوه شاعرانی از قبیل کلیم کاشانی و صائب تبریزی و وحید قزوینی و نظایر آنان خلاف فصاحت و دور از اصول بلاغتی است که در زبان فارسی وجود دارد و باید آنرا ترک گفت و به شیوه‏یی که همواره مقبول سخن شناسان و ناقدان و گویندگان و نویسندگان بوده است بازگشت.
از انیکه در این فکر پیشقدم شمرده می‏شوند و سخن آنان به ما رسیده است ولی محمد خان مسرور اصفهانی(مقتول به سال 1168) عم آذر بیگدلی و می‏رسد علی مشتاق اصفهانی (متوفی به سال 1192) آذر بیگدلی و میرزا نصیر اصفهانی (متوفی به سال 1192) صاحب مثنوی معروف «پیر و جوان» و سید احمد هاتف اصفهانی (متوفی به سال 1198) دارای دیوان قصائد و غزلیات و ترجیع‏بند مشهور و لطفعلی بیک آذر بیگدلی (متوفی به سال 1195) صاحب مثنوی خسرو و شیرین و تذکره آتشکده و میرزا محمد صادق نامی اصفهان از معاصران زندیه و آقا محمد صهبای قمی (متوفی به سال 1191) از دوستان مشتاق و هاتف حاجی سلیمان صباحی کاشانی (متوفی به سال 1206) و آقا محمد عاشق اصفهانی (متوفی به سال 1181) هستند که همه معتقد به ترک روش معاصران و پیروی از سبک متقدمان بوده و خود نیز در قصیده یا غزل یا مثنوی شیوه ان قدیم را مورد تقلید قرار داده‏اند.
آذر در شرح حال عم خود مسرور نوشته است که «حضرتش در اصفهان تحصیل کمالات کرده و شوق بسیار به نظم اشعار داشته و شعر را خوب می‏فهمید اما چون در آن زمان طریقه فصحای متقدمین منسوخ بوده شعری ممتاز از ایشان نتراوید» و در شرح احوال مشتاق نوشته است: «بعد از آنکه سلسله نظم سالها بود که به تصرف نالایق متأ ین از هم گسیخته به سعی تمام و جهد مالا کلام او پیوند اصلاح یافته اساس شاعری متأ ین را از هم فرو ریخته بنای فصحای بلاغت شعار متقدمین را تجدید...» عبدالرزاق بیک دنبلی هم در بیان حال مشتاق آورده است: «چون بساط چمن نظم از اقدام خیالات خام شوکت و صائب و وحید و مایشابه به هم و از استعارات بارده و تمثیلات خنک، لگدکوب شد و یکبارگی از طراوت و رونق افتاد مشتاق به تماشای گ ار نظم آمده طومار سخن سرایی آن جمع را چون غنچه بهم پیچیده و بساط نظمی که خود در آن صاحب سلیقه بود و آن روش ضمیری و نظیری است بگسترانید، بر سر شاخسار سخن نواها ساخت و نغمه‏ها پرداخت، عند لیبان خوش نوای عصر او را مقتفی آمدند، اشعار رنگینش زینت نغمات مطربان باربد نوای آن زمان شد و ترنمات شیرینش نقل محفل ظرفای مجلس آرا.» این اشارات معلوم می‏دارد که از اواسط قرن دوازدهم به بعد نهضتی نو در شعر فارسی پدید آمد که دو مرکز عمده آن اصفهان و شیراز بوده و شاعرانی که ذکر کرده‏ایم در یکی از این دو مرکز به سر می‏برده و مشغول تعلیم شاگردانی زیر دست خود بوده‏اند و از همین دو مرکز است که چند شاعر مانند صبای کاشانی شاگرد صباحی و عبدالرزاق دنبلی شاگرد میرزا نصیر اصفهانی و سحاب اصفهانی پسر و پرورده هاتف اصفهانی تربیت شده و در اوایل دوره قاجاری شهرت یافته‏اند.
شاعران مذکور   متن بالا فقط قسمتی از محتوی متن پاو وینت میباشد،شما بعد از پرداخت آنلاین ، فایل را فورا نمایید  «توجه» فروش این مقاله به صورت محدود میباشد بعد از اولین ید به قیمت آن اضافه خواهد شد «توجه»   لطفا به نکات زیر در هنگام ید  پاو وینت:  توجه فرمایید. بعد از اولین ید به صورت نزولی به قیمت آن اضافه میگردد. در صورتی که مایل به دریافت فایل ( صحیح بودن ) و کامل بودن آن قبل از ید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید پس از پرداخت هزینه ،ارسال آنی مقاله ید شده ، به ادرس ایمیل شما و لینک فایل برای شما نمایش داده خواهد شد در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون بالا ،دلیل آن کپی این مطالب از داخل مقاله ها میباشد ودر فایل اصلی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد.
هدف فروشگاه فایل کمک به سیستم آموزشی و رفاه دانشجویان و علم آموزان میهن عزیزمان میباشد. 

«توجه» فروش این مقاله به صورت محدود میباشد بعد از اولین ید به قیمت آن اضافه خواهد شد «توجه» فایل  پرداخت آنلاین 

با
مقاله شعر فارسی
4.jpg آلبوم " پرنده های شهر من "
آهنگساز و تنظیم کننده : حمیدرضا آفریده
حمیدرضا آفریده : کمانچه ، کمانچه و ، قیچک و ، کمانچه 5سیم
بهنام معصومی : تنبک ، بندیر ، دایره ، کاخن
درشن آنند : طبلا
مصباح قمصری : کوزه

آلبوم موسیقی "پرنده های شهر من" در ٩ قطعه راوی حکایت جوانی است که چون پرنده ای عاشق به نقاط مختلف مرزهای موسیقی ایران سفر کرده و برای خود توشه ای اندوخته است. سفری که حاصلش در لحظات مختلف این آلبوم به وضوح پیداست. استفاده از سازهای کوبه ای متنوع و همچنین استفاده از سازهای کمانچه، کمانچه و، قیچک و و کمانچه پنج سیم در قطعات این آلبوم در کنار تکنیک خوب نوازندگی، سونوریته خوب، جسارت آهنگسازی، تنوع موسیقائی و همت و علاقه مصنف به موسیقی و سازش، توانسته مجموعه ای قابل ارائه به دنیای موسیقی آماده نماید. به طور قطع حمیدرضا آفریده ادعائی برای بی اشتباهی ندارد، تنها خالصانه و عاشقانه خواسته و توانسته تا صدایش و ایده هایش شنیده شوند و یقینا نظرات سازنده شنوندگان تخصصی این آلبوم موسیقی می تواند راهگشای قدم بعدی وی در دنیای موسیقی باشد.

ی
عضو هیات علمی دانشکده موسیقی
هنر تهران

-------------------------------------------------------------------------------------

گرافیک : فرشید باقر / ع : مهدی توسلیان / تهیه کننده : افشین معصومی / صدابردار : مهدی سالک اردستانی ( استودیو پژواک ) / می و مسترینگ : مصباح قمصری / تاریخ ضبط : 1392- 1391 / تاریخ انتشار : 1393 / ناظرین ضبط : چاووش اسکندری خواه ، شیدا عبادت دوست
با تشکر از :
ی ، پیروز ارجمند ، وحید حیاتی ، حسین علیشاپور، امین بیات ، برادران حاتمی "سازنده کمانچه و کمانچه پنج سیم" در این آلبوم / و مادر ، پدر و برادرم که همیشه پشتیبانم بوده اند .

انتشار : شرکت فرهنگی هنری نغمه حصار

حمیدرضا آفریده – متولد 1369 تهران
دیپلم موسیقی از هنرستان موسیقی سوره / فارغ حصیل مقطع لیسانس موسیقی از عالی موسیقی
فراگیری ساز کمانچه نزد اساتید : اردشیر کامکار ، هادی منتظری ، شهرام صارمی ، احسان ذبیحی فر
فراگیری مباحث نظری و تئوریک نزد اساتید : ی ، مرحوم محمد نوری ، وارطان ساهاکیان ، کارن کیهانی ، لوریس هویان ، محمدرضا آزاده فر .
جشنواره ها : نفر اول در بیست و ششمین جشنواره موسیقی" فجر" – مقام دوم در بخش گروه نوازی جشنواره "جوان"– بخش جنبی جشنواره بیست و پنجم موسیقی"فجر" – بخش جنبی جشنوازه موسیقی فجر"زنجان"- شرکت در اولین جشنواره موسیقی " آشیقی" - شرکت در فستیوال موسیقی آندلس " الجزایر" و....
فعالیتها : آهنگسازی مستند " خاطره نی آوران " – آهنگسازی و اجرای موسیقی برای تئاترهای متعدد – آهنگسازی اجرای مشترک نقالی و موسیقی – آهنگسازی و تنظیم کوارتت زهی ایرانی وآهنگسازی برای گروه های موسیقی ، آهنگسازی و ضبط آلبوم دو نوازی کمانچه و قانون ، در انتشار....
همکاری با گروه هایی همچون : مهربانی ، همایون ، سرو آزاد ، اشراق ، نقش ، صهبای کهن ، مشتاق ، عشیران ، سپندار ، طیفور ، رادها ، اساطیر ، طریقت ، دبدبه ، گاتها ، همراز ، نوای مهر ، و گروه"راز و نیاز" به س رستی سالارعقیلی / اجراهای متعدد در داخل و خارج کشور و نوازندگی در آلبوم های متعدد .....

www.hamidrezaafarideh.com وب سایت شخصی حمیدرضا آفریده


دموی آلبوم : https://www.youtube.com/watch?v=bdymgbytiia

فن پیج آلبوم : https://www.facebook.com/thebirdsofmycity

beeptunes : http://beeptunes.com/album/10148437 فروش آلبوم

صفحه ی شخصی حمیدرضا آفریده : https://www.facebook.com/hamidreza.afarideh https://www.facebook.com/hamidreza.afarideh2 for album " the birds of my city"
composer & ian : hamidreza afarideh

hamidreza afarideh : composer - kamancheh - kamancheh alto - gheychak alto -5string kamancheh
behnam masoumi : tonbak - bendir - daryereh - kakhon
darshan anand : tabla
mesbah ghamsari : koozeh

the nine pieces on the “ the bidrs of my city “ tells the tale of a youngster who journeys to different boarders of iran’s like a birds that’s in love – gaining experience ; the different moments of this journey and its spirit is carefully captured on this album .
the use of different percussive instruments and also kamancheh ‘ kamancheh alto ‘ qeichak alto and five-string kamancheh on different parts of the album . together with skillful use of various playing techniques . good sonority . daring composition . al diversity and al joy and interest the composer shows for his e and his instrument have made this album presentable to the world of hamidreza afarideh definitely does not claim to be inerrant : his sole desire is simply for his ideas and his voice to be heard and there is no doubt that the constructive criticisms of seasoned eners will be invaluable for him in making the next step .
amir eslami member of the academic staff tehran art universtiy

-------------------------------------------------------------------------------------
g hic : farshid bagher / p os : mehdi tavasolian / producer : afshin masoumi / sound eng : mehdi salek ardestani / studio : pejwak / mix & mastering : mesbah ghamsari / date of record : 2013-2014 / date of publish : 2014 / rec. supervisor : chavosh eskanri khah . sheyda ebadatdoost

nagheme hesar institute -------------------------------------------------------------------------------------
hamidreza afarideh, born in tehran, iran.

born in tehran: he has a diploma from sooreh academy, is a b.a student at “daneshgah e aali e moosighi” and his speciality instrument is kamancheh. he is also familiar with ghichak and violin. he learnt to play kamancheh from shahram saremi, ehsan zabihifar, master hadi montazeri and master ardeshir kamkar.
with the masters: amir eslami, ms ghanbari mehr, the late master mohammad noori, vartan sahakian, loris hovian, dr mohammadreza azadefar, .

his achievements include:
• first prize, group performance section (with bahman cultural center group), the 26th fajr international festival, 2011.
• 2nd place, group performance section, youth festival, 2010.
• participation in the 1st ashighi festival, khorramdarreh, iran, as guest kamancheh performer; 2011.
• special performance with the band sepandar, out of competition section, the 25th fajr int’l festival, 2010.
• participation in the out of competition section, fajr festival, zanjan, iran, 2011.

cooperated in concerts with the following bands:
mehrabani - homayoun - radha - tarighat - sepandar - farhangsaraye bahman - a ir - gatha - teyfour - hamraz - sarve azad - naghsh - eshragh - navaye mehr - dabdabeh - ashiran - sahbaye kohan - moshtagh - raz o niyaz" salar aghili

composed for the following films and theater plays:
te’atr e nime tamam - avvalin zane naghghal e gerd afraid - te’atr bazi-te’atr tahrim
the documentary “the memory of niavaran”, directed by hadi afarideh, 2009
the play “the story of latif”, written by iraj tahmasb, directed by nafisseh laleh, niavaran cultural center, 2010.

www.hamidrezaafarideh.com web site hamidreza afarideh

demo : https://www.youtube.com/watch?v=bdymgbytiia

fun page : https://www.facebook.com/thebirdsofmycity

beeptunes : http://beeptunes.com/album/10148437 page hamidreza afarideh : https://www.facebook.com/hamidreza.afarideh https://www.facebook.com/hamidreza.afarideh2 cover album : 46771885752453890222.jpg21032609660940142743.jpg 35632460310921591066.jpg99047505621845860138.jpg 84006716184760574145.jpg84383895594586727215.jpg منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران - حمیدرضا آفریده قد سه گانی من در سایت فراخبر عارفه دهقانی خوانش یک سه گانی و چند نقد و نظر پیرامون آن: شعری زیبا و بی همتا یا ساده و معمولی؟! یادداشت دبیر صفحه؛ همچنان که در پیشانی این صفحه می خوانید، سه گانی سرایی درایران زمین سابقه ای مفصل و منفصل دارد. این قالب شعری به دلیل سادگی و سهل الالوصول بودن، از هزاران سال پیش در کشور ما مورد توجه شعرا و هنرمندان بوده است اما هجوم اعراب و اقبال عمومی اهل قلم به قوالب شعری عرب موجب... خوانش یک سه گانی و چند نقد و نظر پیرامون آن: شعری زیبا و بی همتا یا ساده و معمولی؟! یادداشت دبیر صفحه؛ همچنان که در پیشانی این صفحه می خوانید، سه گانی سرایی درایران زمین سابقه ای مفصل و منفصل دارد. این قالب شعری به دلیل سادگی و سهل الالوصول بودن، از هزاران سال پیش در کشور ما مورد توجه شعرا و هنرمندان بوده است اما هجوم اعراب و اقبال عمومی اهل قلم به قوالب شعری عرب موجب شد تا قرن های مدید درحوزه ی ادبیات رسمی از قالب شعری سه گانی(خسروانی)، خبری نباشد. خوشبختانه با احیای مجددی که از سوی شادروان اخوان ثالث با سرودن نوخسروانی اتفاق افتاد، زمینه برای توجه عمومی تر به آن فراهم شد. با مروری برآثارمنتشره ی شعرای ایرانی درسالیان اخیر، متوجه می شویم که امروزه حدودا بیش از 100 شاعر شناخته شده دراین قالب طبع آزمایی می کنند. آنچه دراین صفحه می خوانید یک سه گانی است با عنوان پرواز؛ نمونه ای گویا از سه گانی امروز از عارفه دهقانی، شاعره ای که پیشتر نیز سه گانی های زیبایی او را خوانده و شنیده ایم. جمعی از سه گانی سراهای امروز پیرامون این سروده اظهار نظرکرده اند که خلاصه و ویراسته ی آن را تقدیم حضورتان می کنیم؛ پرواز عارفه دهقانی ................................... کودکی در دفترش طرح کبوتر زد؛ برگه ها بال کبوتر شد دفترش پر زد! ................................ محسن نوزعیم این سه گانی بسیار دلنشین است؛ با قافیه و ردیف یک و سه. از آنجا که "کودک" همیشه نماد پاکی و معصومیت است، شاعر با آوردن این واژه اول یک تلنگربه ذهن وارد می کند و احساسات خواننده را بر می انگیزد. ما می دانیم که دفتر، برگهایش سفید است و کبوترها هم اکثریت پرهایشان سفید است، یک ارتباط بسیار منسجم و قوی بین این دو برقرار شده است. خود کبوتر هم مانند کودک نماد پاکی است.که چند نوع وجود دارد و شاعر در اینجا مدنظرش حیوانی آرام است و اگر شاعری بخواهد از احساسات پاک صحبت به میان آورد و بخواهد در آسمان (مذهبی) به اوج برسد از واژه کبوتر بسیار استفاده می کند. در سطر سوم شاعر به زیبایی ضربه را وارد کرده است و می توان به نظرم دو برداشت متفاوت از آن کرد: اول اینکه؛ می دانیم کودک عاشق دفتر نقاشی است و همه ی احساسات خود در آن به نمایش می گذارد و آرزوهای پاکش را روی دفتر می ریزد، پس با پر زدن دفتر همه آرزوهایش از دست می رود و از این رویداد خشنود نیست. این تصور یک قوه ی تخیل بالایی می خواهد و در ک ن این قوه فراوان است. برداشت دیگری که می توان کرد این است که نقاش تمام آرزوهایش را به گوش "آسمان" می رساند و از این حادثه "خشنود" است. راثی پور شعر کوتاهی است با تصویری زیبا که البته مایه هایی از سبک هندی در آن دیده می شود. عادت بدی که دارم این است که هر شعری را می خوانم و می پسندم کلمات را در ذهنم پس و پیش می کنم تا ببینم آیا این نحو کلمات بهتر ازآنی که هست هم می تواند باشد. من فکر می کنم این شعر می شد کوتاه تر از این هم بشود یعنی هم دفتر در سطر اول به قرینه ی سطر آ حذف شود و هم کبوتر در سطر دوم: کودکی طرح کبوتر زد صفحه حال بال پیدا کرد دفترش پر زد امیدوارم سراینده شعر از دستکاری من ناراحت نشود. ساحل مرجانی «هنر مزرعه بلال نیست، که هرسال محصولش بهتر شود... از ستاره های آسمان هم یکی می شود کوکب درخشان، الباقی سوسو می زنند» -کمال الملک؛ علی حاتمی این سه گانی نظیر ندارد. در فرم ومحتوا، بی همتاست. چه مزارع بلالی دیده ایم؛ همه در سودای خط و خال و چشم وابرو. تازه به تازه. یکی از یکی به. چقدر به آسمانها نگاه کرده ایم. چه سوسوها که دیده ایم. اما راه دمندی، دانش محوری، رمز موفقیت، فلسفه ی زندگی و تلاش انسانی، را ار ترقی و تعالی فردی واجتماعی و چگونه شیدن و چگونه عمل را تنها در این کوکب درخشان، در این سه گانی ممتاز و سرآمد و کار آمد دیده ایم. این شعر را باید بر دروازه های شهر های ما، بر سر در مدارس ما بنویسندتا همگان بدانندکه اگر طالب عروج و ترقی هستند، نخست به پرواز بین ند، همچون کبوتر سفید فام پاکی و مهر. صهبای بیدگلی سه گانی زیبایی خواندم. با قافیه و ردیف 1و3. با وزنی که در هر گان از ارکان خویش فاکتور می گیرد(در هر گان یک فاعلاتن کم می شود). به لحاظ تصویری و ترسیم واقعیت تناسب زیبایی در همه ی ارکان این سه گانی وجود دارد. معمولا بچه ها عاشق نقاشی هستند. خصوصا کشیدن پرنده. پرنده هایی که در تصورات زیبا و شیرین بچه ها پرواز می کنند. در این سه گانی، شاعر با عنایت به این اصل بسیار زیبا به این تصور و ذهنیت، واقعیت و جان بخشیده است. حتما شما هم مثل بنده دیده اید وقتی دفتری را در مسیر باد قرار می دهیم چگونه آن را ورق می زند. همان تصویری که در این سه گانی آمده است. وقتی، همه ی این چشم اندازها را سنجاق کنید به صداقت بچه ها، دیدنی تر و شنیدنی تر می شود. اصلا بچه ها در خیالات خویش گمان می کنم ناشدنی نداشته باشند. باید برایشان هرآنچه می خواهند و می گویند، شدنی باشد. با یک نگاه کلی به این سه گانی به نکته ی زیبای دیگری پی بردم و آن اینکه تمام کلمات این سه گانی بار مثبت دارد، زیباست و برای ک ن خوشایند است. نگاه کنید کلمه به کلمه ی آن را؛ بچه ها به همین راحتی به آرزوهایشان می رسند. با یک ورق کاغذ و یک مداد. ما بزرگترها هستیم که روز به روز عرصه ی پرواز را در خیال و در عمل به روی خودمان تنگ و تنگ تر می کنیم. سلبی نازرستمی شعر ساده، صمیمی به دوراز هر گونه پیچیدگی زبانی، و همچنین آکنده به امانات ادبی است؛ شعری عمیق و دقیق که وزن و آهنگ، حس سمفونی دلنشینی به آن بخشیده است. ونکته ای که باید یاد آوری کنم؛ وقتی هر بند این شعر را خواندم یاد برخی اشعار وزین و زیبای زنده یاد سلمان هراتی افتادم. شعری است زیبا و تاثیر گذار از حیث استعاره، تلمیح و... اما نمی دانم چرا این همه غلو و اغراق در نظریه ی خانم ساحل مرجانی وجود دارد؟ شاید برداشت بنده ازنظر ایشان اینگونه بوده است. برای تمجید از طرح این سه گانی آیا لازم بود ا...اکبر بگوییم؟ متحیر شدم از سرکار خانم مرجانی. توفیق وتایید شعر، از لحاظ محتوی هیچ دخلی به علم و دانش شاعر ندارد. بلکه هدف شاعر ارایه ی تصویر زیبایی از شهید بوده است که سلمان هراتی این کار را خیلی وقت پیش به تصویر کشانده و پروازش داده است. ودرباره ی عیار شعر؛ منظورایشان و دیگر سروران را از معیار و عیار ادبی نفهمیدم. نیز، با نظرات جناب راثی پور، موافقم! کنعان محمدی چقدر ناب و لذیذ است این سه گانی؛ کودکی در دفترش طرح کبوتر زد. برای آغاز بسیار زیباست و مخاطب را پی خود می کشد تا برسد به مصرع بعدی و ببیند چه اتفاقی برای کبوتر یا کودک قرار است رخ دهد. و اما می رسیم به؛ برگه ها بال کبوتر شد. می خوانیم و میخکوب می شویم وقتی می بینیم که نه برای کودک و نه برای کبوتر اتفاقی رخ نداده است، بلکه برگه ها سوژه شده اند. اما؛ دفترش پر زد... این مصرع همان ناگهانگی است که باید در مصرع سوم هر سه گانی به ذهن مخاطب وارد شود و شاعر توانسته به خوبی این ناگهانگی را ایجاد کند، هر چند با آمدن واژه ی دفتر در مصرع اول، "دفتر"در مصرع آ به گونه ای حشو محسوب می شود. و اگر واژه ی دفتر از مصرع اول حذف شود به زیبایی های این کار افزوده می شود. حسن نصیری سه گانی زیبای سرکار خانم دهقانی بسیار پر محتواست و در عین سادگی کلمات، که همگی نماد پاکی وبی آلایشی هستند، توانسته ذهن مخاطب را درگیر دنیای آسمانی ک نه د. سکوت، احترام و لذت، ع العمل من در برابر این سه گانی است. رضا بیگی من با نظر جناب بیدگلی خیلی موافقم. و فارغ از رعایت خوب و مناسب فن شاعرانگی در این سه گانی دنیای پاک ک نه بخوبی به تصویر کشیده شده است. ک ن با دلهای پاکشان همه چیز را شدنی و خود را خالق می بینند. در دنیای پاکشان پرواز واقعیتی است انکار ناپذیر و این سروده ظاهراً نماد فوق العاده ملموسی از تخیلات ک نه است. در عمق این شعر به معنای ژرفتری هم می رسیم که واقعیتها، همیشه زاییده ی یک طرح و یک ایده هستند که تنها کافیست عشق و اطمینان چاشنی شان باشد و شاعر از پاکی شه و ایمان ک نه کمال بهره را برده و در این سه گانی بسیار موفق عمل کرده است. این سروده هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ ظاهر و نهانش، بسیار عالیست. اما اینهمه اغراق و غلو از طرف ساحل مرجانی گرامی...؟ علی محیط این سه گانی به نوعی نوستالژی خیلی از دهه ی شصتی هاست. نمادهایی از پاکی و زیبایی مثل کاغذ - دفتر و کبوتر و پرواز در اینجا جمع شده و به زیبایی کنار هم نشسته اند تا یک سه گانی زیبا و دلنشین را به تصویر بکشند. حُسن این سه گانی این است که در حین خواندن در ذهن خواننده تصویر سازی هم می شود. هرچند کشف جدیدی نیست اما بیان و شیوایی خاص خود را دارد و ضرب آهنگی که در دل کار است هم زیبایی اش را دو چندان می کند. مجتبی تونه ای کار زیبایی است و به خاطر صمیمیت سیال و بار عاطفی آن، با مخاطب ارتباط برقرار می کند. این سروده، یک"نقاشی- شعر" است؛ با حس شیرین پرواز. برف شادی روی این شعر نشسته و همه شعر را سفید کرده است (کبوتر، دفتر، برگه، بال). همسایگی نگاه متفاوت و شمندانه ی شاعر با آرزوهای ک ن، ارجمند است. لینک منبع اسرار وقوف در عرفات دعای عرفه المؤمنین علی علیه السلام درباره راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آنقدر تضرّع کند تا لایق ورود حرم شود.(1) از این رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد که جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانه ای که انبیا علیهم السلام به طهارت آن قیام و اقدام کرده اند: "و عهدنا إلی إبراهیم و إسمـعیل أن طهّرا بیتی"(2) تطهیر و پاک می کند؛ زیرا خداوند در خانه پاک، تنها مهمانان پاک را می پذیرد. اسرار عرفات فراوان است، و برخی از آنها که در حدیث شبلی(3) بدانها اشاره شده عبارت است از: 1ـ وقوفِ در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرینش با خبر شود. بداند که خداوند به همه نیازهای او واقف و بر رفع همه آنها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمایه و وسیله هر بی نیازی است: "و طاعته غنی."(4) از این رو سجاد علیه السلام به سائلی که در روز عرفه گ می کرد، فرمود: وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز به سوی غیر خدا دراز می کنی؛ در چنین روزی برای ک ن در رحمْ امید سعادت می رود: "ویحک! أغیر الله تسأل فى هذا الیوم. إنه لیُرجی لما فى بطون الحبالی فى هذا الیوم أن ی سعیداً!"(5) ی که در این جا از خدا غیر خدا را طلب کند زیان کرده است. سجاد علیه السلام انی را که در چنین زمان و مکانی دست نیاز به سوی دیگران دراز می کنند، بدترینِ انسان‎ها معرفی فرمود: "هؤلاء شرار من خلق الله. الناس مقبلون علی الله و هم مقبلون علی الناس."(6) 2 ـ حج گزار باید در آنجا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه قلب او و رازهای آن و حتی آنچه برای خود او روشن نیست و به طور ناخودآگاه در زوایای روح او می گذرد آگاه است؛ یعنی سرزمین عرفات محل ادراک و شهود مضمون آیه کریمه "و إن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ و أخفی"(7) است. انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است همان طور که خود را به گناهان جوارحی نمی آلاید، گناه جوانحی نیز نمی کند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه می کند. در حدیثی که متن آن در بحث از اعمال منا خواهد آمد، سجاد علیه السلام فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان بر ملائکه افتخار می کند و می فرماید: اینان بندگان من هستند که از راه‎های دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذّت‎ها را بر خود حرام کرده و بر شن‎های بیابان‎های عرفات و منا خو ده و این چنین با چهره های غبارآلود در پیشگاه من اظهار عجز و ذلّت می کنند. اینک به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه ملائکه حق به اذن خداوند بر دل‎ها و اسرار نهان آنها آگاه می شوند. (8) خدای سبحان به زائران راستین خانه خود مباهات می کند، با این که عزت و ف انسان در بندگی برای خدا و بودنِ تحت ربوبیت اوست؛ همانگونه که در مناجات المؤمنین علی علیه السلام آمده است: "إلهى کَفی بى عِزّاً أن أ لک عبداً و کَفی بى فَخْراً أن ت لى ربّاً أنت کما أُحبُّ، فاجعلْنى کما تُحبُّ."(9) گرچه فرشتگان تا حدودی از غیبْ با خبر و نسبت به بسیاری از مسائل ماورای طبیعت آگاهند، امّا پوشی و رحمت و لطف حق اجازه نمی دهد که حتی آنان نیز بسیاری از اسرار ما را بفهمند با این که آنها مأمور ثبت اعمال و خاطرات ما هستند. چنان که المؤمنین علی علیه السلام به خداوند عرض می کند: خدایا! بعضی از اعمال و افکارم را تنها تو شاهد بودی و اجازه ندادی حتی فرشتگان بر آنها آگاهی یابند: "والشّاهد لما خفى عنهم و برحمتک أخفیتَه و بفضلک سترتَه."(10) امّا برابر حدیث مزبور، در روز عرفه و عید قربان ملائکه به اذن خداوند به نهان دل‎های زائران نظر کرده، می بینند که قلب عدّه ای بسیار سیاه است و دودهای سیاه از آنها بر می خیزد که از "نار الله الموقدة * الّتی تطّلع علی الأفئدة"(11) است. خداوند به ملائکه می فرماید: اینان انی هستند که را راستگو نمی دانند (معاذ الله) و در اموری مانند جانشینی المؤمنین علی علیه السلام می گویند: رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از نزد خود این کار را کرده است! آنها بین قرآن و عترت ج انداخته و بعضی از امور را نمی پذیرند. فرشتگان گروه دیگری را می بینند که دل‎هایشان بسیار نورانی است. خداوند در معرفی این گروه می فرماید: اینان مطیع خداوند و او هستند. را امین وحی می دانند و معتقدند که او از نزد خود هیچ نگفته و در همه مسایل و احکام الهی و از آن جمله در ت و ی، سخنان و اقدام‎های او برابر وحی خداوند بوده است. راز این نکته، این است که ولایت، سرّ همه اعمال است؛ مؤمنان راستین که هم به سرّ ولایت می رسند و هم به اسرار حج، به صورت انسان واقعی در سرزمین عرفات و منا ظهور می کنند و خدای سبحان در مقام فعل، به آنان ف می کند. چنین انسان‎هایی فرشته مَنِش و حتی برخی از آنها از فرشتگان بالاترند. البته آنچه در این حدیث شریف بیان شد، مسئله ای تاریخی و از قبیلِ "قضیةٌ فى واقعةٍ" و منحصر به مراسم حج و روزهای عرفه و عید قربان نیست، بلکه این صحنه همیشه وجود دارد، نهایت این که جلوه ی تام آن در حج ظهور کرده است. 3ـ شایسته است در روز عرفه حج گزار از "جبل الرّحمة"(12) که در سرزمین عرفات واقع است بالا رفته(13)، دعایی را که سالار شهیدان حسین بن علی صلوات الله و سلامه علیه در جانب چپ آن کوه رو به کعبه ایستاد و خواند(14)، بخواند. سجاد علیه السلام فرمود: راز بالای کوه رحمت رفتن این است که انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان رئوف و مهربان بوده و متولی هر زن و مرد مسلمان است. گرچه خدای سبحان نسبت به همگان ولایت تکوینی دارد و او ولیِّ همه است: "هنالک الوَلایة لله الحقِّ"(15) و گرچه رحمت عام خدا فراگیر و شامل همه موجودات است: "رحمتی وسعت کلّ شیء"(16) و "کتب ربّکم علی نفسه الرَّحمة"(17) لیکن رحمت خاص او ویژه پرهیزکاران است: "رحمتی وسعت کلّ شیء فسأکتبها للّذین یتّقون."(18) مستفاد از مجموع دو آیه اخیر این است که خداوند بر خودش لازم کرده است که رحمت خاص را به پرهیزکاران عطا کند. صعود بر جبل الرحمة، باید انسان را عارف به این سرّ کند که خداوند نسبت به مرد و زن "مؤمن" رحمت خاص و ولایت مخصوص دارد. نیل حج گزاران به چنین معرفتی در نحوه نگرش و ارتباط آنان با سایر افراد و جوامع تأثیر خواهد گذارد. 4 ـ بخشی از سرزمین عرفات منطقه ای است به نام "نَمِرة" که مسجدی به این نام در آن واقع است. سجاد علیه السلام در بیان راز این محدوده فرمود: معنای حضور در "نمرة" این است که: "خدایا! من به چیزی امر نمی کنم، مگر این که قبلا ً خود مؤتمِر باشم و از چیزی بر حذر نمی دارم مگر این که خود قبلا ً پرهیز کرده باشم." توضیح این که، هر مسلمانی مکلف به امر به معروف و نهی از منکر است. ظاهر این حکم و بُعد فقهی اش آن است که ی که عالم به حکم شرعی است باید شخصی را که عالماً عامداً آن حکم را رعایت نمی کند، از باب امر به معروف و نهی از منکر راهنمایی کند. البته امر به معروف و نهی از منکر غیر از تعلیم و موعظه و ارشاد است، اگرچه ممکن است در بعضی موارد از مصادیق آنها باشد؛ زیرا امر به معرف و نهی از منکر، حتی اگر به نرمی بیان شود، جنبه ولایت و آمریَّت دارد. در وجوب امر به معروف و نهی از منکر، عد و طهارت نفس آمر و ناهی از شرایط آن به شمار نیامده است، بلکه علم و آگاهی او از آن معروف یا منکر، و احتمال تأثیر امر و نهی او و مانند آن جزو شرایط است. اما باطن آن بر اساس رازی که درباره "نمرة" بیان شد، به عد بر می گردد؛ یعنی آمر به معروف باید خود مُؤتَمِر بدان بوده، ناهی و زاجر از منکر باید خود منتهی و منزجر از آن باشد؛ یعنی آنچه دیگران را بدان امر می کند، قبلا ً خود عمل کرده باشد و آنچه دیگران را از آن منزجر و نهی می کند، خود قبلا ً منزجر شده باشد. بنابراین، عد به عنوان سرّ امر به معروف و نهی از منکر در آمر و ناهی شرط شده است. 5ـ وادی "نَمِرة" که در حدیث شبلی از آن به عنوان "نَمِرات" نیز یاد شده نام منطقه ای وسیع در سرزمین عرفات است که تقریباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است. سجاد علیه السلام فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است. یعنی همان گونه که خدا و ملائکه شاهدند، این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه خداست و کاملا ً آگاه است که حاجی با چه نیّتی آمده و با چه انگیزه ای بر می گردد و به آن شهادت می دهد. پی‎نوشت‎ها: 1 ـ کافی، ج 4، ص 224. 2 ـ سوره بقره/ 125. 3 ـ ر. ک: (حدیث شبلی). 4 ـ مفاتیح الجنان، دعای کمیل. 5 ـ وسائل الشیعه، ج 10، ص 28. 6 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 261. 7 ـ سوره طه، آیه 7. 8 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 259. متن کامل این حدیث در صفحات 441 ـ 443 خواهد آمد. 9 ـ بحارالانوار، ج 74، ص 402. 10 ـ مفاتیح الجنان، دعای کمیل. 11 ـ سوره همزه، آیات 6 ـ 7. 12 ـ "جبل الرحمة"، جدای از کوه‎های اطراف خود، در سرزمین عرفات واقع است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر تخته سنگی از این کوه ایستاد و خطبه معروف عرفات را ایراد فرمود. همچنین سالار شهیدان حسین علیه السلام دعای بلند روز عرفه را در دامنه این کوه خواندند. بر قلّه جبل الرحمة، قبه ای به نام حضرت آدم (علیه السلام) قرار دارد که گزاردن در آنجا مکروه است. 13ـ باید توجه داشت آنچه در متن درباره صعود بر "جبل الرحمة" بیان شده ناظر به حدیث شبلی است وگرنه بنابر مشهور بین فقها، در روز عرفه بالا رفتن از این کوه مکروه است. در حدیث است که از کاظم علیه السلام سؤال شد: آیا وقوف بر جبل الرحمة در نظر شما محبوب‎تر است یا وقوف در دامنه و زمین‎های پایین کوه؟ آن حضرت فرمودند: وقوف در دامنه. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 11) صادق علیه السلام فرمود: همه سرزمین عرفات، محل وقوف است، لیکن بهترین مکان برای وقوف، پایین کوه است: "عرفات کلّها موقف و أفضل الموقف سفح الجبل."(کافی، ج 4، ص 463) همچنین در روایت دیگری فرمود: هر چه به جبل الرحمه نزدیکتر باشد بهتر است: "عرفات کلها موقف وما قرب من الجبل فهو أفضل." (وسائل الشیعه، ج 10، ص 19) 14 ـ مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه. 15 ـ سوره کهف، آیه 44. 16 ـ سوره اعراف، آیه 156. 17 ـ سوره انعام، آیه 54. 18 ـ سوره اعراف، آیه 156. منبع: کتاب صهبای حج، آیة الله جوادی آملی، ص 415 . mosahebe.jpg تعهد هنرمند به تفکرش است محمد جواد صحافی آرمان: حمیدرضا آفریده از کودکی ساز ویلن کلاسیک را انتخاب کرد و در کنار آن نیز کلاس های تئوری موسیقی را نزد ی ادامه داد و با ساز کمانچه وارد هنرستان موسیقی سوره شد و سپس مقطع لیسانس موسیقی ایرانی را از عالی موسیقی درسال1391 اخذ کرد. کمانچه را نزد اساتیدی چون اردشیر کامکار، هادی منتظری، شهرام صارمی، احسان ذبیحی فر آموخت و مباحث نظری را نزد اساتید ی، مرحوم محمد نوری، وارطان ساهاکیان، کارن کیهانی، لوریس هویان و محمدرضا آزاده فر، ادامه داد. از فعالیت های این هنرمند جوان می توان به همکاری با گروه های راز و نیاز و سالار عقیلی، سرو آزاد به همراهی مجید درخشانی، مهربانی، اشراق، همایون، نقش، صهبای کهن اشاره کرد. وی همچنین در بیست وششمین جشنواره موسیقی فجر مقام اول در بخش گروه نوازی و همچنین مقام دوم جشنواره جوان را ب کرد. همچنین در جشنواره موسیقی عاشیقی، فستیوال موسیقی آندلس و.. نیز شرکت داشت. با این هنرمند گپی زده ایم که می خوانید: این روزها بسیاری از اهالی موسیقی سعی در تولید آثاری نوآورانه در موسیقی ایران دارند، آثاری که گاه با اقبال مخاطبین مواجه شده و گاه تبدیل به پروژه ای ش ت خورده می شوند؛ چه دلیلی برای تمایل هنرمندان به نوآوری وجود دارد؟ به نظر من در موسیقی سنتی ایرانی، فرهنگ شنیداری مردم ما به دلیل آموزش ندیدن، نداشتن تبلیغات مناسب و شناخت کمی که نسبت به ساختارها و عناصر مهمی که در موسیقی ایرانی هست ضعیف است، مخاطب عام ما بیشتر در پای تلویزیون به موسیقی ایرانی گوش می دهد که متاسفانه آثاری غیر قابل قبول برای شناخت موسیقی ایرانی ارائه داده و همین امر باعث دوری مخاطبین از این موسیقی شده،اگر این شیوه نوآوری در نوع ساخت تصانیف و نوع استفاده از سازبندی های جدید در فرهنگ موسیقی ما به وجود نمی آمد شاید مخاطبان نسل جدیدمان را که به دنبال گوش موسیقی های مختلف در تمام سبک ها و و ارتباط با آنهاهستند از دست می دادیم، به نظرم هر گونه نوآوری با رعایت چارچوب موسیقی ایرانی قدمی رو به جلو در این موسیقی است. با این حساب شما جزو هنرمندانی هستید که موافق ورود سازهای غیر ایرانی به موسیقی اند. به اعتقاد شما آیا ورود این سازها با موسیقی مان همخوانی دارد؟ و آیا باز هم باید نام موسیقی ایرانی را روی آن نهاد یا در آینده شاهد ایجاد سبکی نو در موسیقی خواهیم بود؟ به نظر من ورود یک ساز یا سازهای مختلف در موسیقی ملی ما از یک جنبه باعث رنگ آمیزی جدیدی در اثر و از طرف دیگر باعث نشان دادن توانایی های ساز ایرانی در مقابل یک ساز غربی می شود. در مورد ساز کمانچه نظر ها بر این بود که این ساز به دلیل نداشتن بندی و تکنیک ساز محدود و کم توانی است اما با تولید آثار نو و خلاقانه که می توان بنیانگذاران این آثار را افرادی چون اردشیر کامکار و کیهان کلهر دانست و بر قابلیت های فوق العاده این ساز پی برده شد. این نوع خلاقیت ها باعث شد تا هم شنونده لذت برد و هم از لحاظ جمله بندی احساس برابری و حتی در مواقعی هم نوعی برتری نسبت به سایر سازها احساس شود، من این نوع آثار را موسیقی نوین ایرانی نام می نهم که بدون شک زیرمجموعه موسیقی ایرانی هست. به نظر شما آیا در نوآوری باید قواعد و چارچوب خاصی رعایت شود و یا خیر می توان از هر ایده ای برای ورود نوآوری به موسیقی ایرانی الهام گرفت؟ اگر ما قصد داریم در حوزه موسیقی کلاسیک ایرانی کار کنیم باید چارچوب ها و قواعدی که برای تمام موزیسین های فعال این عرصه عیان هست را مو به مو رعایت کنیم، اما وقتی کار به جایی می رسد که سعی می کنیم این قواعد و چارچوب ها را با ایده هایی جدید ترکیب کنیم، بی شک باید از ی ری قواعد و قوانین عبور کنیم در غیر این صورت همان اتفاقات قبل تکرار شده است، ایجاد یک ایده جدید لازمه جسارت بالایی است که بتوان با تغییر قوانین و قواعد، آن را مطابق میل خود تنظیم کرد. با این حساب یعنی نوآوری و موسیقی اصیل نمی توانند در یک ظرف قرار بگیرند؟ اگر ما به دنبال ارائه موسیقی هستیم که در آن تمامی چهارچوب های موسیقی کلاسیک ایران باید رعایت شود پس مطمئنا گزینه های این موسیقی به ما اجازه استفاده از بعضی از امکانات جدیدی که در موسیقی می بینیم را نمی دهد اما زمانی که کار به جایی می رسد که باید از امکانات و مصالح جدید در یک اثر استفاده کنیم بدون شک باید در جمله بندی و حتی انتخاب ساز و تنظیم مجبور به اعمال تغییراتی شویم که با ملاک ها و قواعد موسیقیمان یکی نباشند و در آن زمان است که قرار گرفتن این دو مقوله در کنار هم تضاد خواهند داشت. در بخشی اشاره داشتید که برای نوآوری باید قواعد و چارچوب ها را ش ت، همانطور که در آثار علیزاده مشاهده می شود ایشان بدون استفاده از حتی یک ساز غربی، همواره طعمی نو از موسیقی ارائه کرده اند درحالی که برخی نیز به سبکی دیگر در موسیقی خود مدعی نوآوری است. حسین علیزاده به نظرم شاید جزو افرادی بوده که این راه را برای ارائه آثاری نوین به موسیقی ما هموار کرده است، ایشان در آلبوم نوبانگ کهن با استفاده از موسیقی ردیف دستگاهی و ساز بندی سازهای محلی که در دوره تولید آن اثر؛ بسیار بدیع و نو بود راه برای استفاده از سازهای محلی در موسیقی ایرانی هموار کرد و یا در آلبوم نی نوا که با همراهی ار تر زهی با تکنوازی ساز نی، نگاهی نو در تنظیم و استفاده از سازهای موسیقی را به موسیقیدانان معرفی د. این مساله را می توان در آلبوم به تماشای آب های سپید نیز به عینه دید. البته در این سال ها افردی زیادی نیز دست به نوآوری در حوزه های مختلفی از موسیقی زدند اما مهم ماندگاری آن آثار است که ارزش آنها را مشخص می کند. همانطور که خود نیز واقفید موسیقی بی کلام ایرانی به دلیل عدم استفاده از شعر و نتیجتا خواننده در موسیقی همواره مهجور مانده و مخاطبین موسیقی ایرانی نیز به اندازه موسیقی کلامی به این ژانر از موسیقی توجه کمتری دارند. چه دلیلی برای اینهمه تفاوت می تواند وجود داشته باشد؟ یکی از مشکلات موسیقی ایرانی همین امر هست، به نظر من موسیقی بدون کلام به تنهایی توانسته حق مطلب را نسبت به یک اثر ادا کند و مخاطبین خود را جذب کند، اما متاسفانه فرهنگسازی غلطی نسبت به این موسیقی شده و حتی به جرات می توان گفت هیچ گونه تبلیغاتی در زمینه توسعه موسیقی بی کلام صورت نگرفته، همین امرباعث تمایل کمتر مخاطب نسبت به گوش به یک اثر بی کلام یا حتی حضور در کنسرت آن می شود، این یک مشکل جدی برای موسیقی ما هست که در کشور ما درحال شکل گیری است. شما یکی از مشکلات موسیقی بی کلام را تبلیغات و فرهنگسازی غلط در این موسیقی می دانید؛ در این میان سهم خود هنرمندان چقدر است؟ این هنرمندان تا چه اندازه سعی کرده اند فرهنگ موسیقی بی کلام را در میان هنردوستان نهادینه کنند؟ هنرمند هم سهم مهمی در بروز این مشکل دارد، اما که زمانی که صاحب اثر آلبومی را منتشر یا کنسرتی را ارائه می دهد که به رغم کیفیت بالای آن مورد استقبال عموم قرار نمی گیرد و حمایتی نمی شود آیا باز هم می تواند در این راه فعالیت کند؟ بیشترین درآمد یک هنرمند از راه پرورش هنرجو است که متاسفانه هیچ وقت نمی توان روی آن حساب باز کرد و حال چطور می تواند این آثار را ساخته، ضبط کند و به مرحله اجرا برساند و در نتیجه، آن اثر در آرشیو موسیقی اش خاک خواهد خورد. آیا این عدم توجه به موسیقی بی کلام و در نقطه مقابل علاقه بیش از اندازه مخاطبین به موسیقی کلامی می تواند ارجح بودن خواننده گروه نسبت به سایراعضا و نتیجتا بروز پدیده خواننده سالاری را ثابت کند؟ خواننده سالاری به نظر من واژه درستی نیست، باید ببینیم که چقدر روی این ژانر از موسیقی فعالیت شده چقدر حمایت و فرهنگسازی شده ! این مشکل زمانی برزو می کند که به این سوالات پاسخ ندهیم. وقتی در کلیپ ها، جلد آلبوم ها، پوستر و تلویزیون خواننده به عنوان مهم ترین عضو گروه میان مردم معرفی می شود شک نکنید موسیقی بیکلام برای آنها بی معنی می شود، اینکه ما بگوییم خواننده نسبت به سایر اعضاء ارجح تر است اصلا درست نیست چون نوازنده و ساز هم همانند خواننده پا به پای گروه حرکت می کنند، اگر وجود ساز اهمیتی نداشت پس امروز فقط باید آلبوم هایی با یک صدای سلو از خوانندگان بدون دخ هر گونه سازی می شنیدیم، که مطمئنا جذ ت و رنگ آمیزی خود را از دست خواهد داد و شاید بعد از گوش دادن به دو قطعه ازآن آلبوم مخاطب رغبتی به گوش دادن ادامه کار نشان ندهد. در این سال ها تقریبا مخاطبین موسیقی ایرانی همواره از شنیدن آثار ارزشمند که بارها بتوانند آن را شنیده و لذت برند محروم مانده اند؛ از آن رو بازهم به سراغ آثار و تولیدات ماندگار سال های گذشته رفته اند. آیا موسیقی های امروزی نمی توانند با مخاطب خود ارتباط مناسبی برقرار کنند؟ سوال سختی هست که شاید قضاوت در این مورد را خیلی شخصی کند، اما مطمئنا مردم به تصنیفی چون مرغ سحر که سال ها قبل تولید شده علاقه نشان می دهند که دلیل آن به شرایط اجتماعی و احساسی آن دوره از زمان و همچنین نوع نگاه مخاطب به هنرمند و موسیقی وی برمی گردد، آهنگسازان معاصر ما هم در شرایط امروز در حال زندگی هستند و این شرایط مطمئنا تاثیرات بسیاری روی آثارشان خواهد گذاشت، این که صاحب یک اثر دغدغه مالی برای ضبط و انتشار کارش نداشته باشد مطمئنا با آرامش بیشتری می تواند اثری ماندگار ارائه دهد، یکی از دلایلی که امروز شاهد این اتفاق نیستیم همین شرایط سختی است که برای موزیسین های ما وجود دارد. بسیاری از هنرمندان بر این عقیده اند که قضاوت درمورد ماندگاری یک اثر هنری در دوران کنونی زود است و رمز ماندگاری یک آلبوم موسیقی را گذر زمان می تواند مشخص کند. به اعتقادشما آلبوم های موسیقی تولید شده در این سال ها با گذشت زمان می توانند جاودانه بمانند؟ صد درصد، متاسفانه امروزه هر اثری که منتشر می گردد با انتقادات شدید و تندی روبه روست و مورد قضاوت کلی قرار می گیرد که این اصلا درست نیست، یک اثر هنری باید دیده و شنیده شود و بعد گذشت زمان ماندگاری یا عدم آن اثر را ثابت می کنند. ولی تاکنون چنین واقعه ای اتفاق نیفتاده و آثار دهه گذشته نسبت به تولیدات آن چندان ماندگار نبودند. بعید می دانم که تمامی آثار این دهه مورد استقبال قرار نگرفته باشند! شاید همانند مثل تصنیف مرغ سحر در ذهن دوستداران نقش نبندد اما فراموش نکنیم آثاری که در آن دوره ساخته شد شرایط روحی و شرایط اجتماعی خاص خود را داشت و شاید توجه به فرهنگ و تلمذ از محضر اساتید آن زمان در اولویت بود، اما در این دوره به دلیل مشکلاتی که جامعه با آن روبه روست، فرهنگ گوش و لذت بردن در اولویت قرار ندارد و در این شرایط شاید یک اثر هنری آن گونه که باید شنیده و دیده نمی شود. دراین میان تعهد یک هنرمند چه نقشی در ماندگاری یک اثر دارد؟ به نظر من اگر تعهد هنرمند به تفکرش بوده و اثری که خلق می کند برآمده از روح و جانش باشد،شک نکنید آن اثر قطعا ماندگار خواهد شد حتی اگر خالقش شهرت بالایی نیز نداشته باشد. شما تاکنون در آلبوم ها و کنسرت های متعددی نوازندگی کرده اید، آیا آلبوم مستقلی از خود تولید و روانه بازار خواهید کرد؟ دقیقا، اولین آلبوم شخصی ام تا اوا اردیبهشت ماه یا اوایل داد ماه منتشر خواهد شد.این آلبوم پرنده های شهر من نام دارد که به آهنگسازی و تنظیم خودم بوده و شامل 9 قطعه سازی و بی کلام است، نوازندگی در تمامی ترک های این آلبوم در بخش ملودیک بر عهده خودم است،بنده در این آلبوم با کمانچه، کمانچه و، کمانچه پنج سیم و قیچک و نوازندگی کرده ام، می توان گفت که تک به تک این ساز ها شخصیت و تنوع صوتی خود را به صورت کوارتت یا سلو به نمایش درمی آوردند، این ویژگی دیگر این آلبوم بیانی است که در هر قطعه آن وجود دارد، الحان مختلفی از موسیقی محلی همچون اسانی و کردی و موسیقی کلاسیک و معاصر ایرانی. همچنین سعی کرده ام از سازهای مختلف کوبه ای همچون طبلا، بندیر، کوزه، دهل، تنبک و ریتم هایی که از لحاظ نوازندگی و موسیقیایی دارای پیچیدگی هایی هستند بهره ببرم. لینک خبر : http://armandaily.ir/?news_id=76305