طبیب

به نقل از خبرگزاریها در مورد طبیب : هوالمحبوب سلام علیکم با آرزوی شفای عاجل همه مریضان امروز تصویری بامزین به «یا طبيب من لا طبيب له» خدمت شما تقدیم می کنم. خطاطی این اثر رو پیش تر انجام داده بودم و در قالب تصویری خدمت شما تقدیم شده بود که امروز همان خط را با طراحی جدید خدمتتون تقدیم می کنم. برای دریافت تصویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید. تصویر / یا <font style=طبيب من لا طبيب له" width="450" height="315" /> تصویر / یا طبيب من لا طبيب له برای دریافت تصویر در ابعاد اصلی روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید. لینک کمکی – پیکوفایل هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ ی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست. یا علی مدد تسنیم نوشت: دفاع گفت: دفاع بیشتر فکر کند و به طبيب مراجعه کند. ربیع حاجب مى گوید: روزى طبيبی هندى در مجلس منصور کتاب طب مى خواند، در حالى که صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت.
چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به ششم علیه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: نه، زیرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است.
طبيب پرسید: تو از طب چه مى دانى؟
فرمود: من حرارت را با سردى، و . فی المُصطَلحات الطِّبیّة
بیمه:تأمین،ضَمان بیمه شخص ثالث:تأمین المَصدومین بیمه بدن اتومبیل:تأمین هیکل السّیارة سرم: مُغَذِّی سُر گ: شَریان سر گ شُشی:شریان رِئوی مراقبت پزشکی:عِنایة طِبیّة مردمک چشم:بُؤبُؤ العین متخصص:أخصائیّ متخصص ارتوپدی:أخصائیّ فی ال ور گلودرد: هاب الحلق,ألم البُلعوم گل مژه(جوش پلک چشم):شَحّاز العین، شَعی. پیرزن بداخلاقی نزد طبيب آمدو گفت: حال من دگرگون است.غذایم هضم نمی شود.چشم هایم خوب نمی بیند.اطرافیانم حرف مراگوش نمی دهند... طبيب گفت:داروی درد تو این است کهتا سه روز پیاپی هیچ نخوری و نیاشامی! پیرزن گفت: آن وقت خواهم مرد. طبيب گفت: من نیز همین را می خواهم.هم خودت راحت می شوی و هم اطرافیانت. همشهری آنلاین: در نهمین جشنواره چشم پزشکی و علوم بینایی شمس عنوان "طبيب دیدگان"، حمایل سیمرغ و نشان شمس این جشنواره به سیدحسن هاشمی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اهدا شد. مرمت خانه طبيب شوشتری با قدمت حدود 200 سال، به پایان رسیده و به نخستین اقامتگاه سنتی در دل بافت تاریخی شوشتر تبدیل شده است. مناظره زیبای صادق (ع) با طبيب هندی ربیع حاجب می گوید: روزی طبيبی هندی در مجلس منصور کتاب طب می خواند در حالی که صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت به ششم علیه السّلام گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: نه زیرا آنچه من می دانم از دانش تو بهتر است طبيب پرسید: تو از طب چه می دانی؟ فرمود: م. به گزارش دین آنلاین، در بخشی از کتاب "حکمت و سیاست" می خوانیم: «پدر من اسمش، سید ولی الله نصر بود. ایشان در پایان دوره قاجاریه، رئیس کل فرهنگ ایران بود و بیش از هر ی پایه گذار فرهنگ نوین ایران بود.... علاوه بر آن طبيب بود، طبيب سلطنتی، طبيب مظفرالدین شاه بود. علاوه بر این در ادبیات فارسی به ایشان می گفتند ان.... عضو فرهنگستان اول هم بود.... . ربیع حاجب می گوید: روزی طبيبی هندی در مجلس منصور کتاب طب می خواند، در حالی که صادق علیه السلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به ششم علیه السلام گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟

حضرت فرمود: «نه، زیرا آنچه من می دانم از دانش تو بهتر است. » طبيب پرسید: تو از طب چه می دانی؟
طبيب درد بی درمان کدامست
رفیق راه بی پایان کدامست
اگر عقلست پس دیوانگی چیست
وگر جانست پس جانان کدامست
چراغ عالم افروز مخلد
که نی کفرست و نی ایمان کدامست
پر از درست بحر لایزالی
درونش گوهر انسان کدامست
غلامانه است اشیاء را قباها
میان بندگان سلطان کدامست
یکی جزو جهان خود بی مرض نیست
طبيب عشق را دکان ک. در نهمین جشنواره شمس نشان حمایل سیمرغ و طبيب دیدگان به بهداشت و درمان اهدا شد. اسانس گل محمدی 100% طبیعی محصول <font style=طبيب دارو " width="600" height="400" /> اسانس گل محمدی که با نام های عطر گل محمدی و عطر گل سرخ یا محمدی نیز شناخته میشود یکی از محصولات شرکت طبيب دارو می باشد که از کیفیت ویژه ای برخوردار می باشد. عطر به دست آمده در شرکت طبيب دارو، کاملاً طبیعی بوده و عاری از هر گونه مواد شیمیایی است، از اینرو از ماندگاری بسیار بالایی برخوردار است. جهت ب اطلاعات بیشتر می توانید به وب سایت طبيب دارو مراجعه کنید. طبيب دارو " src="http://tabibdaru.com//upload/subdomain/tabibdaru/file/click- on.png" alt="ورود به سایت شرکت طبيب دارو " width="240" height="60" /> _________________________ اسانس گل محمدی ، عطر گل محمدی، روغن گل محمدی، روغن گل سرخ، روغن گل، اسانس طبیعی، اسانس ارگانیک، قیمت اسانس گل محمدی، قیمت اسانس های طبیعی ، فروش اسانس طبیعی، فروش اسانس گل محمدی، گل محمدی، اسانس های دارویی، اسانس های گیاهی، آیه هفته: خداوند برای مردم شرایع مختلف قرار داده است: سوره حج آیه 67: ‏ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَکاً هُمْ نَاسِکُوهُ فَلَا یُنَازِعُنَّکَ فِی الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّکَ إِنَّکَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِیمٍ ‏: ‏برای هر ملّتی برنامه ای ( ویژه ، جهت معاملات و عبادات ، با توجّه به شرائط زمان و مکان ) قرار داده ایم که برابر آن. دارد بساط ماه خدا جمع می شود از سفره نان و آب و غذا جمع می شود آن دامنی که دست کرم پهن کرده بود دارد ز دست های گدا جمع می شود فرصت گذشت این رمضان هم تمام شد زیباترین بهانه ما جمع می شود یک ماه شهر ما نفس راحتی کشید اما چه زود حال و هوا جمع می شود نزد طبيب حال دلم خوب می شود وقتی طبيب هست شفا جمع می شود من تازه انس تازه گرفتم به نام تو ربّ ک. میر سید علی طبيب دزفولی فرزند سید مرتضی از طبيبان ماهر و با تجربه در دزفول است که در قرن دوازدهم هجری می زیسته است. او علاوه بر طب در فقه و ادبیات و خصوصا انشاء مهرتی به سزا داشته است . سال درگذشت او به دست نیامد . از تالیفات او کتاب مصباح المتهجدین است که به فارسی و درباره اداب و ادعیه نوشته است و در سال 1184 ه. ق. از نوشتن ان فراغت یافته ا. شخصی نزد طبيبی رفت و گفت : دردی دارم آن را علاج کن طبيب پرسید چه دردی داری ؟ مریض گفت : چند روز است که موی من درد می کند! طبيب پرسید : امروز چه خورده ای ؟ مریض گفت : نان و یخ! طبيب گفت : سبحان الله نه دردت به درد آدمیان می ماند و نه غذایت به غذای عالمیان! آقای ح. فهیمی در بیمارستان ها وقت شام و ناهار، غذاها خیلی متفاوت است!به یک نفر سوپ، چلوکباب و دسر می دهند، به یک ی فقط سوپ میدهند، به یک نفر حتی سوپ هم نمیدهند و می گویند که فقط آب بخور،
به یک ی میگویند که حتی آب هم نخور!جالب است که هیچ کدام از این بیماران اعتراض ندارند.
زیرا آنها پذیرفته اند که ی که این تشخیص ها را داده است، طبيب است و آن ی که ط. روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است."

سق. جنون ی بهلول را گفت: تا چند می خواهی در جنون باشی ؟، لحظه ای بخود آی و راه عقل در پیش گیر. بهلول گفت: این روز ها بدنبال عقل رفتن خیلی: " جنون" می خواهد...!!!!! " نردبانی دو طرفه بهلول را پرسیدند: حیات آدمی را در مثال به چه ماند؟ بهلول گفت: به نردبانی دو طرفه ،که از یک طرف : " سن بالا می رود " و از طرف دیگر : " زندگی پایین می آید ". مشترک بهلول را پرسی. موزه مفا در شوشتر راه اندازی می شود / فاز دوم مرمت منزل طبيب در حال اجرا استرئیس اداره میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری شوشتر در گفتگو با خبرنگار سایت خبری پیک شوشتر گفت : موزه مفا در شوشتر راه اندازی می شود .علیمحمد چهارمحالی افزود : موزه مفا شوشتر با همکاری اداره میراث فرهنگی ، پایگاه جهانی سازه های آبی – تاریخی شوشتر و انجمن دو. تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبيب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارق شده بودی ز همه کان و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

قه پیر اباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی تحقیق در مورد آیا طبيب ضامن است 25 ص

تحقیق در مورد آیا طبيب ضامن است 25 ص لینک و ید پایین توضیحات دسته بندی : وورد نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 25 صفحه  قسمتی از متن .doc :    آیا طبيب ضامن است؟ حبیب الله طاهرى اشاره در شریعت فراگیرى علوم مورد نیاز جامعه از قبیل علم طب واجب کفایى بوده و بر تمامى انى ک. عوام اگر پای منبر علما، دین شان را آموخته باشند، حتما بارها این جمله را شنیده اند که : از تو حرکت، از خدا برکت.
در نگاه صحیح دینی که عالمان دینی به مردم آموزش می دهند، این نکته مورد تاکید قرار می گیرد که، خدای متعال عالم را از طریق اسباب اداره می کند. و هیچ مطلبی دال بر تشویق به بی توجهی به اسباب و علل مادی وجود ندارد. حتی خود ائمه نی. http://www.pro.uploadpa.com/?file=1422217732151829_mojtaba%20khorsandi.jpg بسم الله الرحمن الرحیم

بداهه ای بسیار ناچیز تقدیم به مهربانی ها:

((طبيب سیار))

به روح مرده ی این واژه ها که می باری
دوباره جان قلم را به وجد می آری

چگونه وصف کنم ساحت بزرگت را
میان این همه مضمون لوث و تکراری

اگرچه قاعدتا هر طبيب را مطبی ست
شما ز بس که کریمی طبيب سیاری

برای دیدن رویت بهانه لازم بود
عجیب نیست که خود را زدم به بیماری

اگر چه پاسخ دشنام مهربانی نیست
دوباره قاعده هارا بهم زدی، آری!

امیدوار شفاعت شدند دشمن ها
چرا که ((رحمه للعالمین)) لقب داری

اهانت است سلاح ضعیف ها در جنگ
که این سلاح به خوبان نمی کند کاری

دوباره درس گرفتیم((اگر خدا خواهد
عدو شود سبب خیر))های بسیاری

عدو سبب شد و بسیار محترم شده أند
به احترام شما شاعران درباری

مجتبی سندی_1393/10/30

-----------------------------------------------
ویک رباعی :

(( به ما گزندی نرسد ))


از کـار شما بـه مـا گزندی نرسد
از بنده که بر خدا گزندی نرسد

زحمت نکشید ، شیرها را هرگز
ازحمله ی موش ها گزندی نرسد


مجتبی سندی-1393/10/25



ان شاالله چند روز دیگه مشهد دعاگوی همه ی دوستان خواهم بود.

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی علیه السلام مدد... نوای دیجیتال “ای طبيب ما،ای حبیب ما” با صدای علی فانی نوای دیجیتال “ای طبيب ما،ای حبیب ما” با صدای علی فانی نماهنگ “ای طبيب ما،ای حبیب ما” با و حجم ۱۷ مگابایت فایل mp3 با و حجم ۳ مگابایت اللهم عجل لولیک الفرج تاریخ شاهدیست مسلم،ک هیچ مرد!
در کار عشق،بقدر زلیخا جگر نداشت!

-دیوانگی هم عالمی دارد!
-دسم!:(: دی ون، طبيب مخصوص سفارت انگلیس و ناصرالدین شاه در ایران
اگر خواهی سخن از علم و حکمت
برو در زن سرای اهل عصمت
طبيب جان و دل باشند آنان
شود روح و روان با دین در الفت

پادشاه و آن کنیز و آن شکار در درون پنهان و بر جان ها سوار وان طبيب و زرگر و دارو چنین جمله اندر جان ما صبح و پسین آن همه دار و درمان و طبيب گاه چون خصمند و گاهی چون حبیب مسجد و محراب و پیشانی و خاک از صفات ما و در ما چاک آن طبيبان علیل و جیره خوار و آن طبيب قدسی و میر سوار آن همه درمان مع از دوا وان حکیم پاک و عاری از هوا داروی پاک طبيب ره گ. خدیجه کوه محبت! خدیجه عاشق بود برای بودن با تو خدیجه لایق بود نخست مؤمنه ای که نبی خطابت کرد زنی که با تو به هر شیوه ای موافق بود تو خود طبيب جهان بودی و برای تو خدیجه مادر زهرا طبيب حاذق بود اگرچه زود مسافر شد و وداعت گفت شریک خوب تو تا آ ین دقایق بود زنی که قلب صبورش به رنج عادت داشت زنی که دشت نگاهش پر از شقایق بود.. خدیجه پاک و مطهر خ. دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید زکریای رازی( مکنی به ابوبکر رازی ) ، که به طبيب المسلمین و جالینوس العرب معروف بود ، به شغل زرگری و کیمیا گری مشغول بوده و به مناسبت نوع شغلش ، در اثر تداوم مجاورت با بخارات ادویه و عقاقیر ( داروهای گیاهی ) و دخان چشم هایش ورم کرده ، برای معالجه به پزشک مراجعه کرد ( زکریای رازی تا چهل سالگی طبيب نبود) و مش. صادق(ع) پرسش های زیر را از طبيب هندی پرسیدند:
چرا جمجمة سر چند قطعه است؟
چرا موی سر بالای آن است؟
چرا پیشانی مو ندارد؟
چرا در پیشانی، خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالای چشم است؟
چرا دو چشم، مانند بادام است؟
چرا بینی میان چشم هاست؟
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟
چرا مردان . آورده اند که هارون الرشید طبيب مخصوصی جهت دربار خود از یونان خواست . چون آن طبيب وارد بغداد شد هارون الرشید با جلال خاصی آن طبيب را وارد دربار نمود و بسیار با او احترامنمود.چشمک چشمک تا چند روز ارکان ت و اکابر شهر بغداد به دیدن آن طبيب می رفتند. تا اینکه روز سومبهلول هم به اتفاق چند تن به دیدن آن طبيب رفت. و در ضمن تعارفات و صحبتهای معمولی ناگهانبهلول از آن طبيب سوال نمود : شغل شما چه می باشد ؟طبيب چون سابقه بهلول را شنیده و او را می شناخت که دیوانه است خواست او را مس ه نمایدبه او جواب داد : من طبيب هستم و مرده ها را زنده می نمایم . بهلول در جواب گفت:تو زنده ها را نکش، مرده زنده ت پیشکش!!چشمک چشمک از جواب بهلول هارون و اهل مجلس خنده بسیار نمودند و طبيب از رو رفت و بغداد را ترک نمود...چشمک چشمک این هم یه حاضرجو دیگه از بهلول.امیدوارم خوشتون اومده باشه..یادتون نره داستان های دیگه درباره بهلول که قبلا نوشتم هم بخونین.ممنونچشمک چشمک چشمک
تصنیفی که با اشک چشم سروده شد ...
بابای خسته / دل زینبت مثه سرت ش ته دلم گرفته / وقتی میبینم حسین به غم نشسته / بابای خسته
از یاد دختر / نمیره مادری که میون بستر از درد پهلو / نیمه شب ناله میزد امون از اون در / مظلومه مادر
دوباره یه بستر پهنه /جلو چشمای دختر ها توی این بستر مولا و / میون اون بستر زهرا
***
امون ز کوفه / از سر ش ته خو. نخستین بیهوشی در ایران را «یاکوب ادوارد پولاک» طبيب مخصوص ناصرالدین شاه با اتر انجام داده است. به نام خدا روز پنج شنبه ۱۳/۶/۱۳۹۳ اعضای محترم کانون ادبی پریشان از آقایان قادر طهماسبی شاعر و محقق معاصر، همچنین آقای طبيب زاده مسئول حوزه هنری و موحد از کارکنان حوزه هنری، برای شرکت در جلسه آن هفته دعوت به عمل آوردند. در این مراسم و با شرکت حدود ۶۰ نفر از اعضای کانون، ۱۸ نفر شعر و داستان خود را خواندند. آقای طهماسبی نیز آثار خوانده ش. گر عشق جان یار در دل دارم گر خدا را طبيب دانمز قوره حلوا سازمگر عشق حقیقی ستباید بسازمیک عمر نسوزمچه عشقی ستدر تو بسوزم
"شبنم شانی زاده اصلی"
چه شد ای مه درخشان ز افق برون نیایی؟ توکه مخبر جهانی ، تو که باخبر زمایی چو بیان درد هجرت به طبيب شرح دادم.... بنوشت نسخه ای را که تواش همی دوایی ز دو زلف مشکبویت، ز دهان حمد گویت... زتبسّم لبانت نمکی بر آن فزایی سید مسلم غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبدِ آلوده شدن،خوار شدن هم دارد
عیب ازماست که هرصبح نمی بینیمش
چشم بیمار شده،تار شدن هم دارد
همه با درد به دنبال طبيبی هستیم
دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد
ای طبيب همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن،حس ِ دل آزار شدن هم دارد
آنقدر حرف در این ی ما جمع شده
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد
از کریمان، فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار،طلبکار شدن هم دارد
نکند منتظر مردن مایی آقا
این بدی مانع دیدار شدن هم دارد
ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود. علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام . جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم. سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است. سقراط پرسید : اگر در راه. غمت در نهان خانهٔ دل نشیند / به نازی که لیلی به محمل نشیند به دنبال محمل چنان زار گریم / که از گریه ام ناقه در گل نشیند خلد گر به پا خاری، آسان برآرم / چه سازم به خاری که در دل نشیند؟ پی ناقه اش رفتم آهسته، ترسم / غباری به دامان محمل نشیند مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / ز بامی که برخاست مشکل نشیند عجب نیست خندد اگر گل به سروی / که در این چمن. به سلامتی دلی که ش ت اما دلش نیومد بشکنه به سلامتی اونی که بی ه ولی نا نیست

به سلامتی ی که اگه همه باشن و اون نباشه انگاری هیچ نیست

به سلامتی اونایی که طبيب دلهای دردمندن ولی خودشون دنیای دردن

به سلامتی ی که وقتی دل بست ، تا آ ش درو روی همه بست

به سلامتی همه اونایی که به قله رسیدند ولی همنوعانشون رو پله ن د

من لیلای بی سرزمینم
مجنون بی انتهای قلبم باش
ببار بر ی دردهایم
بهار سرسبز زندگاتی ام باش
من در کوج آرزوها
سقوط را تجربه
طبيب پرواز ش ته
نفس ایم باش
بشکن غرور فاصله را
تب کن لحظه دیدار را
بیا،بیا،در شمارش آمدنت
فریاد شوق خانه ام باش
... 28/8/95 همه شرح حال ما را، همه این عجز را او سال ها پیش تجربه کرده و در کامل ترین شکل خودش گفته: «ای خواجه درد نیست، وگرنه طبيب هست».. شعر عبید - پند سقراط روزی سقراط حکیم معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست علت ناراحتیش را پرسید پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم سلام جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم سقراط گفت : چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت : خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است سقر. اقتصاد پیرامون نامگذاری سال ۹۶، نامه ای به انقلاب نوشت. احتمالا شناخته شده ترین و دی اترین نظریه درباره طبابت را باید در کتاب جالینوس یونانی پیدا کرد. نظریه ای که هر بیماری را حاصل بر هم خوردن تعادل میان مواد موجود در بدن می دانست و راه کار طبيب را بازگرداندن تعادل به مجموعه ای که آن را از دست داده است. دو نفر از اهالى اسان ، با هم به سفر رفتند، یکى از آنها ضعیف بود و هر دو شب ، یکبار غذا مى خورد، دیگرى قوى بود و روزى سه بار غذا مى خورد، از قضاى روزگار در کنار شهرى به اتهام اینکه جاسوسى دشمن هستند، دستگیر شدند، و هر دو را در خانه اى زندانى نمودند، و در آن زندان را با گل گرفتند و بستند، بعد از دو هفته معلوم شد که جاسوس نیستند و بى گناهند. هو

"...تو خوب سوختنو میشناسی سکوتو ازونم بهتر من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خا تر..."


+ من میخواهم تو آن نقطه ای شوی که امیدوارش بوده ام. من به تو امیدوارم می دانی؟ امیدم را نا امید نکن می توانی؟ طلوعم کن...فقط تو می توانی حالا. آی سوخته! آی طبيب سوخته!