طوفانی ارام

به نقل از خبرگزاریها در مورد طوفانی ارام : فکرش را هم نمی که یک بار دیگر این حس را تجربه کنم. اینکه نیمه شب گذشته باشد یکی از روز های زمستان باشد و برخورد قطرات باران با سایه بان توی حیاط ضرب اهنگ گرفته باشد بعد من هم خودم را فشرده کرده باشم لای پتو و هیچ چیز دیگری توی فکرم نگذرد و فقط ارام ارام به این صدا گوش بدهم تا خوابم ببرد
بعد از چندین ماه مینو خانم زایمان کرد ودختر زیبایی به دنیااورد.بعداز یک ماهاه محمداقااسیر شد .فرمانده اش خبرش را برای برادرش علی فرستاد .علی خیلی ناراحت بودومی گفت:اخه من چطورخبر اسارت را به زن داداش بدهم.بعداز یکی دوهفته به خانه برادرش رفت وخبررت ارام ارام به مینو خانم گفت.ازحال رفت بعدکه کمی ارام شدبا گریه گفت:باشه من منتظرش می م. دل نگران بودم مبادا پای غذای کودک نوپایم زیاد باشد باعجله به سمت گاز دویدم,نه ارام ارام داشت میپخت,خیالم راحت شد دوباره بازگشتم و مشغول مطالعه کت در حوزه فمنیست بودم چند صفحه که نه چند خطی نخوانده بودم که مادرم زنگ زد و شروع کرد به پرسش های مکرر که کی می ای اینجا؟؟؟تلفن را که قطع دوباره برگشتم سراغ کتابم داشتم غرق مطلب میشدم که صدای . سهم می طلبد ! نگاه سرد یک خلاء ... همین فصل پیش ، با تمام فشردگی و سرعت گذرش سهم یک روز بی دغ دغه رو کم داشتم ... و می دیدم اما انگار عادت کرده بودم ، به فصل بی سبز ماندن . منتظر بودم ، که بگذرد ... شاید هم ناتوان در تغییرش ! امروز غریبانه دور شدم. آغاز یک فصل نو ، و گرم ... با یک خیال سرد و ارام ! آری ... زندگی گاه در تپش حادثه ها می گذرد نبض باد نبا. سهم می طلبد ! نگاه سرد یک خلاء ... همین فصل پیش ، با تمام فشردگی و سرعت گذرش سهم یک روز بی دغ دغه رو کم داشتم ... و می دیدم اما انگار عادت کرده بودم ، به فصل بی سبز ماندن . منتظر بودم ، که بگذرد ... شاید هم ناتوان در تغییرش ! امروز غریبانه دور شدم. آغاز یک فصل نو ، و گرم ... با یک خیال سرد و ارام ! آری ... زندگی گاه در تپش حادثه ها می گذرد نبض باد نبا. سوال برای عفونت گوش کودک ده ماهه چه کار کنم  ولی شربت آنتی بیوتیک هم داده  نمیخام بهش بدم  لطف میکنید راهنمایی کنیدگوش دردش الان آرومه  پاسخ پشت گوشها را با باروعن سیاهدانه یا بادام تلخ یا کرچک ارام چرب کنید  ملاج کودک را با روغن بادام شیرین چرب کنید مادر دمنوش عرق بابونه یک استکان با اندکی عسل میل کند اگر ارام نشد&. * اقرارمرا بر پشیمانیم حک کن تا لا به لای این ثانیه های مندرس نامی از احساسم نبرم ....
من باختم به خود باختم به فرشته های ادم نما...
باختم به شه زاده های شهر قلب های سنگی...
و حال که در گوشه ی اتاق تنهایی ام حماقتهایم را میشمارم...ارام ارام این جمله زاده میشود که:
سنگ باش تا سنگسار نشوی...! ارام باش حکایت دریاست زندگی گاهی درخشش افتاب  برق و بوی نمک ترشح شادمانی گاهی هم فرو میرویم چشم هایمان را میبندیم همه جا تاریکی است دوباره سر از اب بیرون می اوریم و تلالو افتاب را میبینیم زیر بوته ای از برف که این دفعه درست از جایی    که تو  دوست داری طالع می شود ارام باش  آرام بگیر دل جانکم، اینجا به جز دیوار نیست بر روی دیوار دلت چیزی به جز یک قاب نیست ارام بگیر دل جانکم، جان دلت در خواب است تصویر زیبا و خوشش، چیزی به جز رویا نیست مهتاب هم این بار اگر بر صورتت چنگ انداخت رو تلخ کن، چشم بر هم بند، زیرا خیالی بیش نیست نکن بند دلت، صبری ، حتی دمی راهی که در پیش داری... امروز... کم از دیروز نیست
(فروغ)
ی ت
ی متروک
ی چون کوچه های کهنه ,غم انگیز
ی شه های تنبل بیمار...
ی خمیازه های موذی کشدار
ی بی انتظار
ی تسلیم
خانه ی خالی
خانه ی دلگیر
خانه ی در بسته بر هجوم جوانی
خانه ی تاریکی و تصویر خورشید
خانه ی ,کتاب,گنجه,تصاویر
اه,چه ارام پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این های ت و م. هیچ قد من با ضمایر در گیر نیست ، ضمیر من سالهاست در گوشه ای ارام گرفته است از ظاهرش مشخص است پرواز را بلد است. درگوشه ی تاریکی پرهای زخیم وپهنش که نشانه ی خبرگی در پرواز است دیده میشود. اما ارام گرفتنش را نمیفهمم گویی پرواز را نمیداند . به نظر تکلیف ضمیر من مشخص است. اما گمشدن ضمیر او را نمیفهمم ...! ضمیر او وقتی گم میشوی دیگر تا مدت ها ما. موزیک جدید گاه ک می اسمانی تمام صداقت بچه های ماه عسل و عشقشان را محافظ بود ....
احسان امد صندلی اورد زندگی را جاری کرد لبخندی مهمان کرد مهمانانش را ص کرد یارانش را و با یا علی اسمان را کنار زد و مقابلش صندلی قرار داد و برای روزگار شیرین تلخ مردم ساده و ازاد دستی تکان داد عشقی میزبان شد......
از مادری گفت که 2 ماه ازگار داغ دوری فرزندش را تحمل کرد
از خواهری گفت که تنها بازی کرد ودلش محمد طاها برادرش را میخواست
از پدری گفت که تنها امیدش خدا بود و رو ب قبله ماس تنها یگانه ی عالم بشریت می کرد
از مادری گفت که 27 سال فقط با یاد بچه اش سر به بالین گذاشت
از مادری گفت که شریک تمام لحظه های غمگین تنهایی اش پسرش بود
پسرس ک رفت تا مادرش باشد من باشم تو باشی...
مادری شجاع اما دل ش ته مادری قوی اما ش ته مادری ارام اما پر از فریاد
امشب احسان گره زد مادرانی را به پسرانشان و ارام خو د چون دلی را پیوند زدد با عشقی امشب احسان ارام است
ارام بخو تنها ارامش دل ها.....
به قلم فرزانه


وسایلش را جمع نمیکند گوشیش را برنمیدارد ساعتش را نمیبندد اما موهایش را میبافد ارام است بی تفاوت بی احساس قلب منجمد شده ای ک نمیتپد حتی روی کاغذ نمینویسد پولهایش را برمیدارد میرود بی خبر بدون اینک ب هیچ بگوید هرجا برود ارام نمیگیرد تنهاست ترس همراه ترس نگاه ترس تعرض ترس ولی میرود یک ضربه یک ه یک ... واقعی قولی ک عملی میشود در جان یک درد یک نرسیدن در وجودش گم شده حتی نمیخواهد پیدایش کند هیچ ته کشیده ی خط خطی شده با قلم نمیماند یک خاموشی مطلق یک سکوت تاابد یک نگاه بدون پلک زدن موهای بربادرفته دیگردرد ندارد ارام روی تخت است دیگرموهایی برای بافتن نمانده تکان نمیخورد ارام است امیدهاناامیدشده امشب خیلی ها باشوق زندگی میخوابند ب خوابش میروم عجیب است اما میدانم یک پسر است آ ین لحظه های من با جان گرفتن تو یکی خواهد شد تپیدنی میان وجود تو آغاز میشود پایانی در حجم آرامش لمس ضربان ات...
عجیب در ذهنم میپیچد من مینم مین مین منفجرکن مراااا

کاش گریه حال ادمو خوب میکرد



بخس اروم چمه را خیلی باریکه بخس اروم بی اشته دنیا خیلی تاریکه بخس اروم اشته شیرنه خاوی قربون اشته سر نیویسو اشته تاوی قربون زونوم ننه نداری چه پا سری سر پنه ی زونوم بی ی واسی سنگی سری سر پنه ی دنیا تنی رحم کرده نی دنیا کیه ک خم کرده نی علی رستم پور هفتخوانی بخواب ارام راهمان خیلی باریکه بخواب ارام بی تو دنیا خیلی تاریکه بخواب ارام فدا. بخس اروم چمه را خیلی باریکه بخس اروم بی اشته دنیا خیلی تاریکه بخس اروم اشته شیرنه خاوی قربون اشته سر نیویسو اشته تاوی قربون زونوم ننه نداری چه پا سری سر پنه ی زونوم بی ی واسی سنگی سری سر پنه ی دنیا تنی رحم کرده نی دنیا کیه ک خم کرده نی علی رستم پور هفتخوانی بخواب ارام راهمان خیلی باریکه بخواب ارام بی تو دنیا خیلی تاریکه بخواب ارام فدا. آب ناصر رضایی پور، متخصص طب سنتی ایران در خصوص ویژگی های آب مناسب برای نوشیدن، توضیح داد: آب خوب، باید دارای مزه ای شیرین و زلال باشد و به سرعت از معده عبور کند، در گوارش بهتر غذا و بهبود وضعیت اشتها مۆثر بوده و پس از نوشیدن، موجب نفخ، سر و صدای شکم و احساس سنگینی در فرد نشود توصیه میشود اب را بمکید و ارام ارام بنوشید. انسان زمانی نگران میشود که تحلیلش با واقعیت زندگی اش فاصله داشته باشد. واقعیت زندگیم چیست ؟ جسمی خاک الود؟ همین ...پس اوج ها ،تفاوت ها،.. این ها چه شد؟ من که ام ؟ براستی وقتی در اعماق وجود خود ان عمق های عمیق سیری میکنم چیزی جز عشق نیستم وموجودیتم وابسته بدان است ... وعشق چیزی نیست جز اشتیاق علی در با تو بودن ،نجوایش ...وانگاه که تو صدای ا. برخی شب ها نامت کافی ست تا دیوانه شوم.. ماشین را روشن می کنم و پرواز می کنم به سمت تو ... حس می کنم از هر حسی در دنیا جز تو تهی شده ام..حس می کنم ثانیه های آن شب از تو لبالب شده اند..ارام باند سمت راست اتوبان را می گیرم و آنچنان مصم می آیم که گویا قرار است تا دقایقی دیگر در را باز کنی و من در آغوش مردانه ات گم شوم..می آیم و پارک می کنم پشت در خا. حاجی به ره کعبه و ما به ره عشق
اوارگی در بیابان طریقت عشق است و تشنگی افتخار
هر جا که گلی بود نشان از طو داشت
نشان به ان نشان که باد نیز اواره عطر طوست
طوفانی از برای خواستنت بپا خواهم ساخت
تا باد نیز بداند در راع عشق باید چون طوفان بود و همانند نسیم ارام
چو نسیمی اواره در خم گیسویت حاجی به ره کعبه و ما به ره عشق
اوارگی در بیابان طریقت عشق است و تشنگی افتخار
هر جا که گلی بود نشان از طو داشت
نشان به ان نشان که باد نیز اواره عطر طوست
طوفانی از برای خواستنت بپا خواهم ساخت
تا باد نیز بداند در راع عشق باید چون طوفان بود و همانند نسیم ارام
چو نسیمی اواره در خم گیسویت بنده اعتراف میکنم دیوانه ام دارم توی خانه گشت میدهم و سرک میکشم ببینم همه ارام خو دند؟! بعد مثل این ادم فضایی های ادم ندیده بالای سر مامان می ایستم ببینم ارام خو ده ... بعد می ایم توی اتاق و روی تشک میغلتم .. خوابم نمیبرد پله ها را یواش میروم پایین ای بابا! در بسته است ... گوشم را میچسبانم ... اصلا ص نمی اید! من دیوانه ام رسمن شبی صدبار همه ر. ارامه ارام خو ده ای . قفسه ی ات ریتمیک بالا و پاینن میرود به نشانه ی نفس های منظم ات .
به شقیقه ات که نگاه میکنم تارهای سفیدت را میبینم . چندین تار سفید که بین رنگی ها خودنمایی میکند .
این سفیدی ها داد میزنند که اشتباه میکنم . انگار خیلی هم ارام نخو ده ای . امشب گفت :
بعضی وقتا تو زندگی کمر ادم میشکنه . درد و رنج و بغض رو میشد لابلا. انتهای شب چیزی نیست. مدت هاست که فراموش چرا. به چراغ های شهر نگاه کن. درمانی کوتاه برای ارام زمان. هنوز میتوان زیبایی سکوت را حس کرد. انسوی تاریکی چیزی نیست. آیا میتوان خود را فریب داد؟ چراغ ها سو سو میزند و کم تر میشود. تا دیگر ی بیدار نیست. تو هرگز ارام نخواهی شد. انها که تاریکی را جستجو میکنند، چیزی نخواهند یافت. این تنها یک بیماریست. . سوال یه نوزاد دوماهه دوروزه سرفه های خیلی خشک میکنه به حدی که خواب نمیره و بی قراری میکنه ولی آبریزش یا گرفتگی بینی نداره شما چه تد ری درنظر دارید؟  جواب مادر خودش اش جو یا آش گشنیژ یا سوپ میل کند  روی نوزاد را باروغن زیتون یا بادام شیرین چربش کنید دمنوش ترنجبین و بارهنگ و شکر تیغال فقط سه قاشق چایخوری با اندکی نبات ارام ارام بد. گفته بودی :"زن باید توی تنهایی به هر چیزی خواست فکر کند تا خودش را دوست بدارد.تا مرا هم دوست بدارد...زن باید با لحن و صدای ارام حرف بزند ."در کنار زن باید کتاب بخوانی ... ببینی ...گفته بودی:" زنی عاشق به خانه گرما و عشق میدهد ...گفته بودی: با زن باید ید و با زبان ارام باید حرف زد.گفته بودی :زن باید موسیقی زیبا گوش کند .ساز بزند... بخواند...گفته بو. دیدید میگویند مثلا در رمانها فلان آقا شب به صبح خوابش نبرد ؟غذا نخورد؟ غذا به گلویش ماسید؟ همه اش کشک است، ماست است دوغ است مردها چه در ظاهر چه در باطن همه چیز را حواله میدهند به همانجایشان حتی به صورت ناخودآگاه این کار را می کنند، مردها نه از چیزی میزنند نه می گذرند شکم و خواب جزء لاینحل آن چیزهاست... اگر معتاد شدند نه برای عشق د عاشق. بیاد پدر....دلم خالیست از تمام بودن ها..شانه هایم بی تکیه گاه تمنایی مهربانیهایت را میکند و من عطشناک سراغت را از گلدان های پژمرده کوچه تنهاییهایم میگیرم....پدر دستانت را میخواهم برای بوسه ای که ارام کند زخم به دل نشسته م را....پدر هنوز پینیه های بسته دستانت مرهمی نیافته بود که سودای رفتن در روح و جانت نشست و من غریبانه با تمام تنهاییها. تقدیم به ماه اشنایی مان اردیبهشت و باعشق تقدیم به خانم طیبه چراغی شگفت اور است برایم که قطرات باران بر خاک خشک و سوزان جه جانم،ذرات ایمان و امید در نهان تار و غبار الوده ام در ماهی مقدس و پاک و اهوایی (اردیبهشت )شروع به نشستن و ت دن کرد او ارام ارام از ان سوی سرزمین عشق و دوست داشتن چون فرشته ای ایی و چه میگویم همچون قدیسی زمینی با نسیم.
کاش نقاشی ام زیبا بود تا قدرت افرینش را ترسیم کنم ، هنگامی که خورشید ارام ارام به خانه خویش قدم میگذارد ، به پشت کوهای سر به فلک کشیده صرفه ، به دیاری که با سادگی زیست ، و از دامان خود چه مردان و ن رنج کشیده ای را پروراند ، اسمان زیبا ترمیشد در غروب ، پاک پاک ، از ایینه پاک تر ، انگار خداوند قدرتش را بیشتر نشان می داد ، عشقش را ، احساس. سلام کی گفته من کچلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یاد دوستان قدیمی همیشه در خاطره های زنده اس حا داره شمارمو بدم زنگ بزنن 09134450737 به لبخند هایم گفتم بروند قایم شوند
تازمانی غمگینم خودشان با پای خودشان بیایند
چند وقتی است که حوصله پیدا شان را ندارم
ولی خودشان بیایند
فقط ارام
ارام بیایند تا اشک هایم ازسر شوق برروی گونه هایم سرازیر نشوند چقدر شبیه بارانی
در شعرهایم مثل باران می باری
گاهی ارام
گاهی تند
گاهی طوفانی
تو همین هستی که ارام برروی شعرهایم می باری
حس شاعرانه ام را
ده، نه
صد ، نه
هزار برابر می کنی
تو بارانی
و من سقف آرزوهایم نم می کشد
هر گاه که به یاد تو دست به قلم می شوم
و شعری می سرایم کجاست ان لبخند دلنشینت پس از روزها ج ؟ من با تو قد افراشتم ای معنی همه محبتم. اکنون که رفته ای خورشید در غبار روزها فرو رفته است. وقتی به ارامگاهت نزدیک میشوم نمیدانم چگون توان تحمل اینکه تو در این مکان ارمیده ای را دارم چه ی میداند تنهایی من را. این روزها غروب که میشود دل میشود از این همه سکوت و این همه منظره که روزی در کنار هم به نظار. چه بی رحمانه میتازی ای دنیا کمی ارام تر باش دلم طاقت ندارد این همه درد را دلم ازین میسوزه که واسه قبولیش تو ازمون دعا می روزی که فهمیدم نتایجو اعلام بهش گفتم با فلان جا تماس بگیر ببین قبول شدی؟ اره عشقم قبول شد ای کاش قبول نمیشد اون قبول شدو رفت سرکار وقتی که مشغول به کار شد ارام ارام رفتارش باهام سرد شد بهم می گفت به علت خستگی کاره اما تیرماه 93 واسه همیشه از پیشم رفت رفت با یکی از همکاراش ازدواج کرد تیر 93 م. تازه بانگ موذن در فضای شهر طنین افکنده بود که ماه درخشان و زیبا که این روزها در نزدیک ترین فصله اش تا زمین به سر می برد ارام ارام در سایه تیره زمین فرو غلتید و رنگ سفید و درخشندگی طلایی اش به قزمزی و تیرگی گرائید . افسوس که در ان لحظات مکان مناسبی برای استقرار دوربین وگرفتن ع نداشتم و تنها توانستم همین چند ع را برای نمایش در وبلاگ تقدیم شما کنم . البته ذکر این توضیح لازم است که در تصویر دوم گرفتگی بخش پائینی ماه مربوط به قرار گرفتن دیوار روبرو جلو زاویه دوربین با ماه می باشد. هیس دختر ها فریاد نمیزنند!

هیس دخترها بلند نمیخندند!

هیس دخترها حقی ندارند!

هیس دخترها باید ارام زندگی کنند!

هیس دخترها باید درد را تحمل کنند!

هیس دخترها باید بسوزند و بسازند!

هیس دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند!

"فقط به جرم دختر بودنشون!!"

هیس دخترها باید تحمل کنند و اعتراض نکنند<. یکی بود یکی نوبد . زیر گنبد کبود یه مزرعه بود با ی زمین حاصل خیزو اباد . رهگذران وقتی خسته بیتاب از کنار ان مزرعه شاد میگذشتند همه وجودشان شاد میشدو چشمهایشان دل نوازی میکرد... آسمان افت بودو نسیم هراز گاهی نوازش میکرد زمین پر گیاه مزرعه را . قلب مزرعه دل خوش بود به حضور مترسکی که همه چیز را تحت اختیار خود داشت . مترسک در ان روزهای پر ز ز. پیرمرد سرش را تکان داد و گفت : عجب دانشجویی، بارک الله . بنظرم بچه جنوب هستی ، آره ؟؟ بله بچه شیرازم . پیرمرد خوش مشربی بود ، تا قم ی ره با من صحبت کرد . کم کم از دلهره بیرون آمدم . کامیون ارام ارام جاده را پشت سر می گذاشت . فکر می کنم اگر اتوبوس اب نمیشد باید اون شب تهران می بودم . اما خوب اتفاقی که افتاده بود . از پیرمرد پرسیدم : ببخشید اقای. سالش درست یادم نیست زمین کشتی پوریای ولی به رسم ادب زمین را بوسیدم و اومدم وسط میدون .چشمام را دور گردوندم تو تماشاگران.هنوز ارام نشسته بود.ارام ارم.داور مسابقه را اغاز کرد هنوز محو تما بودم ک فن اول را خوردم 3 امتیاز از دست دادم.بلند شدم هنوز ارام بود.کشتی گره خورد تا تایم اول تمام شدو نمیدونم مربی چی میگفت فقط داد میزد ..منم حواسم هن. اینروزها کمتر می  خندند چون کمدی  کم  نگاه  می  کنند اگر خنده تان گرفت حتما بخندید چون داروی  درد بی  درمان  هست  حتی  درد ج از  عشق خنده قیمت  نداره زنها بیشتر میخندند یا مردان ظرز خندیدن  پولداران چگونه است؟ نحوه خندیدن پولدارها  و  ثروتمندان چگونه هست؟ تا حالا  توجه  کرده اسید  که  چه&. حالا دیگه مثل گذشته هاش نیست صداش گرقته دیگه اشنا  نیست... حالا دیگه اون فرق کرده و مثل گذشته هاش نیست ........مدتیه تغیر کرده شک و دو دلی داره منو عذاب میده یعنی اون رفته زن دیگر گرفته یعنی اون بدور از چشمان من یکی  دیگه رو دوست داره اه ای ارزوهای  قشنگ جه ارام ارام از من دور می شوید دوباره بیا مثل گذشته ها بشیم خالا دیگه مثل گذشته . چندی است شب می د در پریشانی گیسوانت در لیلای چشم تو
پ.ن شب ارام است بیدارم بی اختیار @100.0 mhz سوال سلام . نوزاد ۱۵ روزه ام خیلی دهنش میره . زیاد شیر میخوره . بیشتر شبها خیلی به خودش میپیچه و قرمز میشه. باد گلو و گاز معده هم زیاد داره. توی خواب نق نق میکنه. مادرش دموی است با کمی سودا. چه باید کرد؟ زردی هم داشت که خوب شده الحمدلله  جواب مادرش روزی تا نصف لیوان عرق بابونه با اندکی عسل میل کند ۲- عرق بومادران مادرش نصف استکان تا دل پ. از نظر من همه چیز مس س مگه اینکه خلافش ثابت بشه! زمانی که برق ها خاموش میشوند غم ها ارام ارام سرکله شان را جایی میان دلم پهن میکنند..کاش غم ها سر و کله نداشتند یا کاش میشد سر و کله غم هارا برید تا دیگر اینورها پیدایشان نشود..که هی نیایند تمام خوشی هارا زهرکنند و هی زندگی را بر فرق سرمان نکوبند ولی هرشب موقعی که پتورا در خودم جمع میکنم غم ها به تمام افکار و گوشه گوشه های دلم سرازیر میش. پشتی صندلی دادم پایین پاهام میزارم رو میز صدای اهنگ وبلاگ داره پخش میشه چشمام میبندم و در مرز خواب میرم تو جاده چالوس دونه های ریز بارون میخوره به شیشه ماشین اهنگ راه همین اهنگ وبلاگه و جلو چشمام جنگل از سبزی زیاد سیاه شده خیال رسیدن به دریا دارم بوی سبک سفر تو هوا پخشه سرم بر میگردونم صندلی کنارم ... خالیه تو ذهنم سعی میکنم جای خالی . خودشو زد به خواب پتو رو محکم تربغل کرد و اجازه داد اشک هایش امانش را ببرند ...از زندگی و خانواده اش متنفر بود .باید فرار میکرد ! ارام بلند شد چند دست لباس گرفت و ارام از اتاقش خارج شد در قفل بود کلید هم نداشت ...پنجره را باز کرد باد سردی به سرش خورد به پایین نگاه کرد ناگاه ی را کنارش احساس کرد :برو بخواب داره میاد ...بدون اینکه از اون صدای غ. شادی جان  منی  وقتی  داری  می  خندی  ها ها ها ها ها هی  زگل  جا  نداری  غنچه  گل  بهاری  راستی  زیبا  میخندی  وقتی  می ی  اگر خنده تان گرفت حتما بخندید چون داروی  درد بی  درمان  هست  حتی  درد ج از  عشق خنده قیمت  نداره زنها بیشتر میخندند یا مردان ظرز خندیدن  پولداران چگونه ا. هستی با تمام زیبایی گاهی پیش نیامده که تولدش را جشن نگیرد به خود میبالید زیبا با قامتی رعنا زنده سرشاراززندگی، عشق، امیدو حیات برق چشمانش به روشنی روزو زیبایی گیشوبا چشم ابرو مشکی به تاریکی شب دل هربیننده ای را به وجه میاورد و تحسین همگان را برمی انگیز.مظهرزیبایی وعشق درگذشت ازخود برای کام دل مرزنمی شناسد اگرخشم گیرد پراز کینه ون. قبلترها اوضاع فرق میکرد. یکه برایم مسیج میزد :قراره با بچه ها بریم بیرون.میای؟جواب من همیشه مثبت بود.شام و ناهار و صبحانه..فرقی نداشت همیشه پاسخم مثبت بعلاوه یک لبخند گنده بود.حالا از انروزها گذشته.نمیدانم چند وقت فقط خوب میدانم حالا ک همچین مسیجی را میشونم یا میخانم یا میبینم پاسخم دیگر یک لبخند گنده نیست فقط ارام میگویم :باید فکرا.