عاشق تنها

به نقل از خبرگزاریها در مورد عاشق تنها : مثل باغ لاله ای یک دست عاشق میشوم

میروم در این زمان پست عاشق میشوم

بی محبت کوچه های زندگی ماهمه

چون به کلی میشود بن بست عاشق میشوم

این مسافر ان مسافر بی تفاوت میروم

تاتو را میبینم و در بست عاشق میشوم

دین و ایمانم،رسولم بلبل است

تا زمانی یک عددگل هست عاشق میشوم

فال حافظ میزدم ب که گفت
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببنیم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام کار و بار زندگیمو بزارم برای فردام
من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم. عاشق زنی مشو که عاشق شعر است !

عاشق زنی مشو که می خواند

که زیاد گوش می دهد

زنی که می نویسد ..

عاشق زنی مشو که فرهیخته است

افسونگر، وهم آگین، دیوانه

عاشق زنی مشو که می شد

که می داند که داناست، که توانِ پرواز دارد

به زنی که خود را باور دارد ..

عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گرید

که قادر است روحش را به جسم بدل کند

و از آن بیشتر عاشق شعر است

(اینان خطرناک ترین ها هستند)

و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد

و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد

عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جواب ده است

که پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی

چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شوی

که با تو بماند یا نه

که عاشق تو باشد یا نه

ازاینگونه زن بازگشتِ به عقب ممکن نیست

هرگز ...!! چه عاشقانه است این روز های ابری... چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی... چه عاشقانه است شکفتن گل های اقاقیا... چه عاشقانه است قدم زدن در سر زمین عشق... و من چه عاشقانه زیستن را دوست دارم... عاشقانه لالایی گفتن را دوست دارم... عاشقانه سرودن را دوست دارم... عاشقانه نوشتن را دوست دارم... عاشقانه اشک ریختن را دوست دارم... عاشقانه خندیدن را دوست دارم... دفتر عاشقانه من پر از کلمات زیبا در نثار بهترین و عاشقانه ترین انم... و من عاشقانه می گریم... عاشقانه می خندم... عاشقانه می نویسم... و در سکوت تنهایی عاشقانه می میرم... گریستم ، اشک تنها تسلی بخش من بود
و لب فرو بستم ، بی هیچ شکوه ای
روحم غرق در سیاهی اندوه
و پنهان در ژرفنای شادمانی تلخ خود
مرا بر رویای رفته ی زندگانیم دریغی نیست
فنا شو در تاریکی ، ای روح
که من تنها به تاوان عشق خویش می شم
پس بگذار بمیرم ، اما عاشق بمیرم
ال اندر پوشکین
مترجم : مستانه پورمقدم باز باران بارید و سرزمینم پر از ترانه های باران شد پر از لبخند شادمانه طبیعت پراز عشق که نوید ترنمی تازه می دهد. زندگی همین است به همین زیبایی... شبنم روی گونه هایت چنان ترا رویایی کرده که دوست ندارم چشمانم را ببندم رنگها قلبم را تسخیر کرده اند تا بهانه ای باقی نماند... تو به من عشق را آموختی ومن عاشق شدم... لیلای من باش تا آ ین لحظه حتی ا. عاشق دل مهربونتم عاشق قلب رئوف و لطیفتم عاشق هیکل بی ریختتم عاشق خل بازی ها و دیوونگیهاتم خدایا شکر که مال خودم هستم شکر که هر کاری بخوام می کنم هر وقت هر جا بخوام می رم ی نیست زور کنه کی ظرف بشور کجا زندگی کن کی بخواب کجا برو با کی برو خدارو شکر زیبایم خوش اندامم خوش هیکلم خوش شانسم خدا خیلی دوستم داره خدا رو شکر دستم به دهنم می رسه هر. یه اعتراف سنگین دارم که نتونستم هنوز به هیشکی بگم. یکی بود. عاشق یکی دیگه بود. ما نگا کردیم. گفتیم چه خوب عاشقه. چه قشنگ عاشقه. تو دلمون گفتیم یکی نیس اینجوری عاشق ما شه. زد و یارو همونجوری عاشق ما شد. تاب نیاوردیم. برگشت به قبلی.
یکی دیگه بود. عاشق یکی دیگه بود. ما نگا کردیم. گفتیم چه بیخود عاشقه. باس عاشق ما شه ببینه چی عاشقی داره. زد و. اگر می خواهی عاشق شوی قلب را آماده حرفهای صادقانه کن…
اگر می خواهی عاشق شوی با اراده کامل به عشقت بگو که دوستش داری…
اگر می خواهی این عشقت برای همیشه پایدار بماند دروغ و نیرنگی را از صحنه عاشقی ات پاک کن…
اگر می خواهی به عشقت برسی احساسات را از وجودت دور نگه دار و سعی کن از ته دلت عاشق شوی…
اگر می خواهی عاشق شوی بیا و تا آ راه عاشق باش…
با صداقت با یکرنگی با یکدلی…
بیا و برای رسیدن به عشقت با سرنوشت مبارزه کن با سختی ها مقابله کن…
اگر می خواهی به عشقت برسی درد و دلهایت را صادقانه به عشقت بگو…
به ظاهر نگو که دوستش داری از تمام وجودت بگو که دوستش داری… نیازی به فریاد نیست از ته دلت بگو عاشقی…
اگر می خواهی عشقت پاک و مقدس بماند بی ریا عاشق شو…
نیازی به ابراز احساسات با کلمه های احساسی نیست…
تنها باید نسبت به عشقت و دوست داشتنت پایدار باشی تا بتوانی به آنچه که می خواهی برسی…
تنها از ته دل عاشق باش…!!! عاشق زنی مشو که می خواند
که زیاد گوش می دهد
زنی که می نویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر، وهم آگین، دیوانه
عاشق زنی مشو که می شد
که می داند که داناست، که توانِ پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گرید
که قادر است روحش را به جسم بدل کند
و از آن بیشتر . زنها نمیمیرند

زنهای عاشق سرگردان می شوند

درون زمان ، اتاق ، خانه می مانند

زنهای عاشق بسترشان پهن می ماند

آغوششان باز

زنهای عاشق نمی میرند

تنها چشمانشان را می بندند

نفس نمی کشند

قلبشان را نگه می دارند

تا چشمان تو باز بماند

نفسهای تو را بشنود

وقلب تو بزند

زنهای عاشق سرگردان می شوند

حول و حوش جهان یک مرد . باز باران بارید و سرزمینم پر از ترانه های باران شد پر از لبخند شادمانه طبیعت پراز عشق که نوید ترنمی تازه می دهد. زندگی همین است به همین زیبایی... شبنم روی گونه هایت چنان ترا رویایی کرده که دوست ندارم چشمانم را ببندم رنگها قلبم را تسخیر کرده اند تا بهانه ای باقی نماند... تو به من عشق را آموختی ومن عاشق شدم... لیلای من باش تا آ ین لحظه حتی اگر به تو بی وفایی کنم... من بی وفایم و بد عهد و تو تنها لیلای عاشق منی... من غرق در گناه و شرمنده گی و حسرت... کاش ترا میبوسیدم تا شبنم گونه هایت جاودانه می شد... دختر نازم گاهی بهت غبطه میخورم به اینکه چقدر عاشق خودتی به اینکه برای داشتن چیزی که میخای هر کاری میکنی بدون احساس خستگی دختر کوچولوی مامان همیشه خستگی ناپذیر باش همیشه عاشق خودت باش همیشه عاشق خودت باش که تو مخلوق خ هستی عاشق شک ندارم خدا هم عاشق توست... میگی عاشق نیستم ؛ ولی همش دنباله ع ها و جمله های عاشقانه می گردی میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا حواست پرته؟ میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا شبا بالشت خیسه؟ میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا خنده هات تلخه؟ میگی عاشق نیستم؛ پس چرا رنگ و روت زرده؟ میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا همش دنباش می گردی؟ نه!
ما تنها میشیم، هر چند بین انبوهی از جمعیت باشیم؛ فقط کافیه اونی که دوست داریم باشه، نباشه!! به همین سادگی...
اما خدا، خداست؛ یا عاشق نمیشه یا اگه عاشق بشه قدرتش رو داره که اونو بچنگ بیاره... خب خداست!! در هر صورت احساس تنهایی نمیکنه! عاشق که نباشه تنها نمیشه و عاشق هم که بشه بازم تنها نمیشه!! پس چرا میگن تنهاست؟! دارم هذیون میگم...
عاشق زنی مشو که می شد، که می داند، که داناست، که توان پرواز دارد، به زنی که خود را باور دارد! عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن، می خندد یا می گرید، که قادر است جسمش را به روح بدل کند، و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"! (اینان خطرناک ترین ها هستند) و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد، و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد! ع. گل شب بوی من، تنها نشستم که دور از آن رُخ زیبا نشستم نمیدونی مگر تو حال یارت بی تو غمگین بی تو رسوا نشستم دل عاشق شده دریایی از خون چو قویی خسته در دریا نشستم گل من رنگ و بویت عاشقم کرد من عاشق بی تو تنها نشستم بیا بوسی بده بر لب عاشق که دور از آن لبت شیدا نشستم گُلم لیلای من، قربون نامت چو مجنون در غم لیلا نشستم نمیدونی چرا دلدار جانی . دختر و پسرهای زیادی هستند که گمان می کنند تنها وجود عشق و علاقه برای ازدواج کافی است ولی گاهی همین عشق مانع شناخت درست می شود و چشمان 2 طرف را کور می کند. اما اگر خود شما یا یکی از نزدیکانتان تا به حال عاشق شده باشید اذعان می کنید که آدم عاشق خیلی عقلانی تصمیم نمی گیرد و خیلی سخت می تواند منطقی باشد.


در اینجا قصد داریم به شما ک. یک شب خو دن در خیابان را کشیدن رازیمچه خوب است که نگاهی به پایین هم بیندازیممی خواهم بیشتر آن گسی که پایین هستند تجربه کنممن هرچه بالا و پایین چیزی جزء عاشق شدن ندیدم انسان هیچ وقت تنها عاشق نمی شود ی تنها می شود که خدا را نشناسد عاشق شده ام به طرز فجیعی عاشق نه عاشق او نه عاشق باران نه عاشق هوای گند تابستان نه نه.. عاشق فکر به روز های گذشته شده ام گذشته ایی که هیچگونه سپری نمیشود با تو کنار جاده ها قدم می زنم غروب ها در نیمکت های پارک آواز میخوانیم شام و ناهار ها را همیشه با همیم بالا ه من یک زندگی قشنگ ساختم یک زندگی بدون او و بهتر از بودن او نیمه های شب شمع روش. امروزه روز عاشق شدن دیوانگی بیش نیست دور و ورمان زیاد دیده ایم انی که عاشق بوده اند و پشیمان اند یکی عاشق میشود و قلبش را از دست میدهد دیگری عاشق میشود را از دست میدهد یکی دیگر عاشق میشود وقتش را تلف میکند یکی هم هست که عاشق میشود و اش را از دست میدهد یکی هم هست که برای عشق از خانواده اش میگذرد یکی هم هست که برای عشق رگش را میزند یکی هم . دلم میخواد همه ازت دور بشن دلم میخواد فقط تو باشی با من این همه عاشقونه دوست دارم نمیخوام این حسو ازم بگیرن میخوام بدونی قلب من گیرته عشقی که دارم به تو بی بهونه س مرتبه زندگی وقتی باشی دنیای من دنیای عاشقونه س دنیای من دنیای عاشقونه س میخوام نگاهت تنها مال من شه میخوام فقط عاشق من بمونی تموم زندگیت باشم و دیگه یه لحظه هم بدون من نتو.

118 فایل آهنگ غمگین مهراب برای همه عاشق ها به نام کیفرsad persian love song-mehrab-آهنگ غمگین آهنگ غمگین مهراب برای همه عاشق ها تنها به نام کیفر ,sad
لینک های : کیفیت 270p کیفیت 360p شهر شوخی ندارد. عشق است که آن را متین می کند. این چهره ی غبارآلود و سیاه را کمی قابل تحمل می کند که حداقل برای یک قهوه یا سیگار توقف کنیم. اگر عاشق نباشیم که این کارها از دستمان بر نمی آید. عاشق هر چه. عاشق چیزی. عاشق سیگار با عجله، عاشق جلسه ی دیرکرده. عاشق اتفاق نیفتاده. عاشق پنجره ای که از آن شهر را نگاه کنیم یا کافه ای که چهارشنبه عصره. من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم من فقط عاشق اینم روزهایی که با تو تنهام کار و بار زندگیمو بذارم برای فردام من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم بشینم یه گو. دختر میبینه چون عاشق هن یشه مردشه ! فوتبال میبینه چون عاشق کریس رونالدو هست !!! خخخخ کنسرت میره چون عاشق خواننده هستش !! والیبال میبینه چون ستاره تیم ملی که مجرده رو دوست داره !! توی رویاش همه اینا هم قراره بیان خواستگاریش و اگه نیان رگشو میزنه خخخخخخ عاشق بودن تنهایی غریبی ست نه دل می ماند و نه دلداری کاغذهایت همه خالی از واژه می شوند کتابهایت همه سفید فنجان قهوه ات پراز سرنوشت تلخ عاشق بودن جهان تنهایی ست باران تنهایی ست پیاده روی در شهر تنهایی ست عاشق بودن پنجره ای ست روبروی قبرستانی وسیع که تنها یک گور دارد آن هم تنهایی ست آدم عاشق هیچی نمی فهمه
 کور میشه.لال میشه.کر میشه
اصلا دیگه هیچی نمی فهمه
حرف هیچ ی هم تو کتش نمیره
فقط حرف .حرف خودش
داغ میشه فقط با احساسش تصمیم می گیره
وقتی که تنها شد سرد شد و همه چی و یادش رفت اون وقت که تازه می فهمه،
وقتی که عاشق باشی هیچی نمی فهمی و اصلا حرف ی و قبول نمی کنی  من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم. من فقط عاشق اینم ، روزایی که با تو تنهام کار و بار زندگیمو بزارم برای فردا من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم بشینم یه گ. نمی خواهم تو را دربند ، می خواهم رها باشی تمامت میکنم تا در دلم بی انتها باشی میان عقل تو تا این جنون فرسنگها راه ست تو با منطق تر از آنی که مرد ماجرا باشی! مکن با آتشم یازی، که می سوزی ،که می بازی نداری تاب راهی را ،که با من پابه پا باشی من اهل عشقم و در عالمت هرگز نمی گنجم تویی که عاشق آنی که اهل ادعا باشی چه می بینند و می بندند بر من...؟!.

اگر تابحال عاشق شده باشید، احتمالاً می دانید که عاشق شدن فرآیندی متفاوت و متمایز است. علم پشت آن از خود عاشق شدن جالب توجه تر است. دانستن اینکه چه اتفاقی می افتد که عاشق می شوید، تحقیقی بسیار جذاب و جالب در علوم اعصاب، بیوشیمی و روانشناسی است و درک مکانیک های زیرلایه عشق می تواند برای تقویت زندگی اجتماعی و احساسی هر فرد بسیار مفید باشد. نقش شیمی در عشق..

عاشق که باشی


عاشق که باشی، دست خیالش را می‌گیری، می‌بری شهر را ببیند،
عاشق که باشی خاطره‌هایش را می‌ریزی توی جیب‌هایت، 
هر چند دقیقه یکی‌شان را می‌چشی...
عاشق که باشی مزه‌ی خاطره‌هایت شور است!
عاشق که باشی همیشه پاییز است،
عاشق که باشی،
دنیایت سفید است و سیاه!
عاشق که باشی…
راستی عاشقی ؟
آنگاه که خدا امانتش را بازپس گرفت بهانه شادی ام رفت.... ...آمده بود که عاشق باشد (عاشق بچه ها وزندگیش),پس عاشق زندگی کرد ودر گذشت... هم اینک " او" از هم وغم این دنیا رهاست اما من ..... در قفس تنهاییم گیر کرده ام! دربندم , دربند غصه رفتنت... "یه عاشق"
نمیدونم برای شما شنیدن "یه عاشق" چه حسی داره و نمیدونم چقدر با تصورات شما از توضیحاتی که قبلا دادم مطابقه. باید بگم این فقط قصه ی منه و وما قرار نیست عاشق قصه ی من نگاهش به عشق درستترین باشه. "یه عاشق" مهم نیست اگه بعد از ج ها لبخند بزنه، من خواستم بگم از گریه با لبخند و بگم که "یه عا. آدم ها سه دسته هستند؛ یا دوست دارند عاشق شوند یا عاشق شده اند یا دارند عاشق می شوند! باتوجه به همین چند دستگی هم حال و هوای شان با هم فرق می کند. اولین نمود این حال و هوا روی ظاهر آدم ها معلوم می شود. بقیه در ادامه مطلب... خدامشتی خاک رابرگرفت. می خواست لیلی رابسازد، ازخود در او دمید. و لیلی پیش از آنکه باخبر شود عاشق شد.
سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد. لیلی باید عاشق باشد. زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق می شود.
لیلی نام تمام دختران ایران زمین است؛ نام دیگر انسان.
خداگفت: به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید.
آزمونتان تنها همین اس. دنبال من میگردی و حاصل ندارد موجی که عاشق شد سر ساحل ندارد باید ببندم کوله بار رفتنم را مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد عمری که پایت سوختم ، قابل ندارد من عاشقی تو اما سرد گفتی : از برف اگر آدم بسازی دل ندارد جایی که حقِّ دل نداری میزبانی مهمان که جایی حقِّ آب و گِل ندارد باشد ولم کن با خودم تنها بمانم دیو.
موزیک ویدیو مهدی یغمایی به نام عاشق نبودی new video by mehdi yaghmaei called ashegh naboodi  موزیک ویدیو مهدی یغمایی به نام عاشق نبودی,موزیک ویدیو مهدی یغمایی عاشق نبودی,مهدی یغمایی عاشق نبودی ادامه مطلب
خانم هایی که عاشق شده باشند، احتمالاً حس کرده اند که عاشق شدن فرآیندی متفاوت و متمایز است، که تا… من فقط عاشق اینم ، حرف قلبت رو بدونم
الکی بگم جدا شیم...
تو بگی که نمی تونم
من فقط عاشق اینم، بگی از همه بیزاری
دو سه روز پیدام نشه تا
ببینم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم
عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم
تا به جای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم
روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیمو ، بذارم برای فردا
من. لیلی نام تمام دختران زمین است ..... خدا مشتی خاک را بر گرفت . می خواست لیلی را بسازد . از خود در او دمید . و لیلی پیش از آن که با خبر شود عاشق شد . سالیانی است که لیلی عشق میورزد . لیلی باید عاشق باشد . زیرا خدا در او دمیده و هر که خدا در او بدمد عاشق میشود . لیلی نام تمام دختران زمین است ...... نام دیگر انسان ........ خدا گفت به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید . آزمونتان تنها همین است : عشق . و هرکه عاشق تر آمد نزدیک تر است . پس نزدیک تر آیید . نزدیک تر . عشق کمند من است کمندی که مرا پیش شما می آورد . کمندم را بگیرید . و لیلی کمند خدا را گرفت . خدا گفت عشق فرصت گفت و گو است . گفت و گو با من . با من گفت و گو کنید . و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد . لیلی هم صحبت خدا شد . خدا گفت عشق هم نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند . و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند . .....خدا گفت راز رسیدن فقط همین بود . کافی است انار دلت ترک بخورد ..... علوم درباره عاشق شدن در دوران دانشجویی توصیه کرد: دانشجویان با دقت عاشق شوند، خیلی الکی عاشق نشوند. هرگز عاشق یه دانشجوی ا نشوید چندان وقتی برای شما نداره حتی اگرم دوست داشته باشه شمارو ببینه عاشق یه دانشجوی ا نشید مجتهد، عارف، فیلسوف متأله و مدرس دروس حوزوی نیستم فقط تــــنهایــــم چقدر دور بودم از عاشق شدن ...حالا نمیتونم بفهم چرا دارم بدون تو نفس میکشم ... نگاه کن ببین یه تنها همیشه عاشق میشه...فقط تو یه لحظه به یاد تو نوشتم که تنهاییم منم گرفتار یه عاشق تنها شدم ...هنوزم دلیلی نداره تو ، عاشقی و من تنهام همیشه عاشق تنهاست.خدا عاشق ... february 15, 2015 وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم به نامم سجد. مبارزه ای بی هدف. وقتی دلیلی نیست، برای چه باید تقلا کرد؟ ما به درد معتاد شده ایم. این تنها مزه باقی مانده است. درد ها هم اما آلوده شده اند. روزی در چشم ها ردی از معصومیت یک درد بود. من عاشق این رنگ در چشمهای تو بودم. اینک چشم های من تنها رنگ بی تفاوتی و انزجار دارد. این طعمی تند برای مزه نیست. این طعم هیچ است. درد هیچ چشم های براق نمی آفری. #اولین روز آ ین ماه پاییز ... من کجا... بهار کجا ... خیلی فکر چی شد من عاشق بهار شدم من پاییزی عاشق دختری شدم به اسم النازجونی ... هر وقت می دیدمش یا هر وقت صورت ماه ش میاد جلوی روی م ان خنده نازش ان نگاه زیباش دل م پر از عطر بهار میشه ... حالا می فهمم چرا پاییز با این که خزون ه باز زیباست پاییز عاشق ه ... عاشق بهار ... عاشق نگاه نازش ه عاشق اخم هاش ناز هاش آخی ... عاشق به فکر فرو رفتن هاش عاشق عطر ش که وقتی پخش میشه همه جا عطر و بوی ان پر میشه چقدر دلتنگ بودن برگ های پاییزی که ریختند تا درخت ها خوابشون ببره گذر زمان را احساس نکنند بهار من الناز من بهار نزدیک است ... خدایا کمکمون کن جونم فدای الناز الهی آمین #علی 11/20/2016 #علی image result طرف از مستخدمش پرسید؛ چرا پریشان و غمزده ای؟ گفت؛ قربان عاشق شده ام! طرف پرسید؛ عاشق چه ی شده ای؟ بگو تا به خواستگاریش بروم. مستخدم گفت؛ قربان! عاشق هر که شما بفرمائید! آه مولانای عاشق ! تو چه زیبا گفتی : در نیابد حال پخته هیچ خام ! بی گمان خام در نمیابد حال پخته را ؛ این جوشش قلبی و این اشعار احوال یک پخته عاشق یا یک عاشق پخته است ! مولانایی که راهبری و سری و شیخی را تجربه کرده بود و شمع و قبله جماعت بود چرا از عشق هیچ ابایی ندارد و از چه سو راه عاشقی را برمیگزیند ، راه کهنه را بنده و بندگی مینامد و راه نو.