عاشق خسته

به نقل از خبرگزاریها در مورد عاشق خسته :
گیج و سرگردان با موهایی که بعد از هر بار آب خوردن رنگ عوض می کنند و نگاه متعجبِ بی تفاوت آنِ در آینه. خسته. خسته. خسته. کمی هم منتظر. نگران. نگران. "نه مرا پای گریز، نه مرا تاب نگاه"، دلتنگ. کمی هم دلخوش به آیه ی " روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد..."، کمی هم د ده. کمی عاشق. تنها. بی میل. جمع اضداد و هنوز زنده...

دوباره سیب بچین حوا

من خسته ام . . .

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند . . .

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
دلم کمی هوا می خواهد …

اما در سرنگ!

از زندگی خســته ام....

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
این شب ها

چشم های من خسته است

گاهی اشک

گاهی انتظار

این سهم چشم های من است

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
خسته که می شوم سرم را میان دستهایم می گیرم

آنقدرتکرارت می کنم که بالا بیــاورم

من انتقام زجــر ِتمام لحظه های بی تو بودن را

بالا ه از خود خواهم گرفت . . .

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
به چشمان خسته ام بنگر

نگاهم را ببین

بر آن خواهی یافت که بر من چه گذشت.

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
این بـــــار

فقـط می گــویم:

ببیـن!

من خستــه ام.....

کمی آراممـکــــن...

همـیـن....

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
یه روز سرد!

سرمایی که سوز نداشت

یه جسم خسته!

خستگی ای که درمان نداشت

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
دلم خسته شده

میخواهد برود!

اما ...

راه را گم کرده

جاده چند راه است و بی انتها ...!

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
از زنـــدگی خسته ام

از نبــودن و از بودن خسته ام

از دردها و شادی بی سود خسته ام

از این هوای ابــری پـر دود خسته ام

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
خدایا برای خاموشیه شبهای انتظارم

فقط یک فوت کافیست!

خاموشم کن ....خسته ام
-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
خسته ام

خسته تر از آنی که خیانت کنم

تنهایم

تنها تر از آنی که عاشق شوم

-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
خدایا گله نمیکنم

ولی...

کمی آرامتر امتحانم کن

به خودت قسم خسته ام از شعر برای دل، دگر خسته شدم از اینه خجل، دگر خسته شدم انقدر نبوده ای که غیبتت حتم شدست! از پنجه حبس گل، دگر خسته شدم آتش به دلم رسید، بس سوزاندم... از بوی سپند وهل دگر خسته شدم دربست نشسته ام سر دنیا.هی..... از زندگی ل دگر خسته شدم باران که نمیزند دلم خوش باشد از چتر و گل وشنل دگر خسته شدم یک خنده طلب کنم زیادست آقا؟! از بغض کمین دل، دگر خس. رد شد میان باغ ... مشتی یاس عاشق شد بر تک درختی شاخه ی گیلاس عاشق شد انگشتر فیروزه اش را تا به دستش کرد تک سنگ های معدن الماس عاشق ش یک شب میان “عقل“ و “دین“ و “عشق“ رد می شد گفتند در پس کوچه ای “احساس“ عاشق شد یک لب به قلیان برد و یک قاجار مجنون شد تاریخ عقب برگشت...شاه عباس عاشق شد با قاب عینک ... طره ای مو روی صورت داشت این ماه در بزم آ. رد شد میان باغ ... مشتی یاس عاشق شد بر تک درختی شاخه ی گیلاس عاشق شد انگشتر فیروزه اش را تا به دستش کرد تک سنگ های معدن الماس عاشق ش یک شب میان “عقل“ و “دین“ و “عشق“ رد می شد گفتند در پس کوچه ای “احساس“ عاشق شد یک لب به قلیان برد و یک قاجار مجنون شد تاریخ عقب برگشت...شاه عباس عاشق شد با قاب عینک ... طره ای مو روی صورت داشت این ماه در بزم آ. ای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر نقشی بدید آ که او بر نقش ها عاشق نشد جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشد آهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری خانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد ای وای آن ماهی که او پیوسته بر خش. "عشقت آموخت به من رمز پریشانی را"
قصه ی عاشقی و بی سرو سامانی را

عاشقت بودم و افسوس نفهمید دلت
چون زلیخا که ندید عاشق کنعانی را

آه ای پادشه عشق ، دل خسته ی من
بی تو آ چه کند ملک سلیمانی را ؟!

دین کجا گفت گناه است تو عاشق بشوی
یا است فقط رسم مسلمانی را !!

غم عشق تو همه هستی من داد به باد
شاخه ی خشک کجا، . من که عاشق می‌شوم، خواسته‌هام را، آرزوهام را پشت در پشت سیاهه می‌گیرم.   تو که عاشق می‌شوی، خواسته‌هایت را پشت به پشت قلم می‌گیری، آرزوهات را پشت به پشت سر می‌گیری.   من که عاشق می‌شوم دلم را می‌پایم، تو که عاشق می‌شوی دلم را می‌پایی.   من که عاشق می‌شوم تنت را می‌خواهم، تو که عاشق می‌شوی تنت را م. گاهی خسته می شود
خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی
خسته از انتظار بر روی تخت
خسته از تهوع های بی وقت
خسته از نگاه دیگران
خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده "
خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است…!

گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود
بدون آنکه معنیِ " تمام" برایش معلوم باشد

پروردگارا…!
هنوز به تو ا.

گاهی خسته می شود...

خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی...

خسته از انتظار بر روی تخت...

خسته از تهوع های بی وقت...

خسته از نگاه دیگران...

خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده"

خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است...

گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود

بدون آنکه معنیِ "تمام" برایش معلوم باشد... این خیلى بده که آدما عاشق چیزاى اشتباهى بشن، مثلا من نگرانم ى عاشق لا مصّب گفتنام شه...من قصد عاشق شدن ندارم ولی شما اگه خواستین عاشق شین لطفا حواستون باشه عاشق یه چیزى بشین که وقتی بچه تون ازتون پرسید بتونید پاسخگو باشید :دی ببار بارون که من تنها ترین تنهای این دنیام ببار بارون که پاک شه غصه از روزام ببار بارون که من خسته ترین خسته ی این دنیام ببار بارون تا در شه خستگی از پام ببار بارون که من شیدا ترین شیدای این دنیام ببار بارون تا مجنون کم بیاره از دردام ببار بارون که من عاشق ترین عاشق این دنیام ببار بارون،چیو کم داری جز اشکام؟ مثل باغ لاله ای یک دست عاشق میشوم

میروم در این زمان پست عاشق میشوم

بی محبت کوچه های زندگی ماهمه

چون به کلی میشود بن بست عاشق میشوم

این مسافر ان مسافر بی تفاوت میروم

تاتو را میبینم و در بست عاشق میشوم

دین و ایمانم،رسولم بلبل است

تا زمانی یک عددگل هست عاشق میشوم

فال حافظ میزدم ب که گفت
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار خس. ای عاشق پیشه مظلوم خیانت دیده خسته تکپر؛ خواهش میکنم زودتر به زندگی فلاکت بارت در دنیا خاتمه بده و بمیر!

البته من کمی سانسور لینک متن اصلی: لینک
واقعا عاشق خودش باشی واقعا عاشق تنت باشد...... روبروت گلوله و باتوم پشت سرت خنجر رفیقانت
........
بعد در راه دوست جان بدهی دوستت عاشق زنت باشد
........
توی دنیای دوست داشتنی
بهترین دوست دشمنت باشد پرتگاهی به نام مقصد راه آهنت باشد
....
جام سم تو دستان لرزانت تیغ هم روی گردنت باشد خسته از انقلاب و فندکی در میاوری شاید هجد. من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببنیم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام کار و بار زندگیمو بزارم برای فردام
من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم. به شدت خسته م. اصلا حوصله هنگامه بابک رو ندارم. هیچ جوره. چرت و پرت میگن. باز شروع شر و ور گفتن. منم خیلی خسته. کم خواب. بدون استراحت با وجود سرماخوردگی. خسته خسته خسته م. فکری و جسمی. سکوت روحم رو نوازش می کنه. از این انرژی به شدت بدم میاد... خدا کمک... الله مدد.... معشوق، سر تا به پا نخواستن است و بی نیازی؛ غرور در معشوق که باشد مقدس است، معشوق هیچ گاه با طلب ساحت خود را نمیشکند، که معشوق"کمال" است. معشوق نه سنگ است، نه سخت است، نه آهن، معشوق کوه است. معشوق درد میکشد، بی تاب میشود، دل تنگ میشود، خون دل میخورد، از عشق لب ریز میشود اما لب نمیگشاید. معشوق از عاشق هم عاشق تر است. معشوق صبر است، راز است. خسته ام; از آدم های اطرافم آن هایی که خودشان را دلسوز آدم نشان می دهند ولی درکش نمی کنند آن هایی که برای دیگران تصمیم می گیرند خسته ام از آن هایی که ادعای دوستی می کنند ولی از هزار دشمن بدترند خسته ام از آدم های خبرچین و دروغگو آن هایی که پشت سر آدم هزار جور حرف می زنند خسته ام از روز ها و آدم های تکراری خسته ام از یکنواختی زندگی خسته ام...از خودم:) به حق این عزیز بیاین دعا کنیم همه مریض ها شفا پیدا کنن آمیـــــــــــــــــن
گاهی خسته می شود ...
خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی
خسته از انتظار بر روی تخت
خسته از تهوع های بی وقت
خسته از نگاه دیگران
خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده
خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است
گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود
بدون آنکه معنیِ "تمام" برایش معلوم باشد بدوز! با چشمهای کم فروغت ، تک تک شعر هایم را به این ثانیه های آ بدوز!
برکه کوچک بی ماهی من! ماهی هم که نباشد باز ماه هست...
تو حرفت را بگو، ماهی ها رفتنی اند، دلت را مثل مادرت دریا، دریایی کن! مادرت هم عاشق ماه بود، من دیده بودمش که شب ها چه دیوانه وار برایش شعر می خواند، من عاشق دریا بودم و ماهی ها بی خبر از همه جا لابلای مرجان های سا. آقا اجازه خسته ام از این همه فریب / از های و هوی مردم این شهر نا نجیب آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب «شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . . هم جان و هم گلوله به شر خسته می شوند در جنگ ساقه ها و تبر خسته می شوند چون عشق هی مناظره با عقل می کند گاهی در این میان دل و سر خسته می شوند تصویر گم نمی شود و سنگ و آینه تنها در این مصاف خطر خسته می شوند سربازها از آن همه تیری که خورده اند اقلیم ها از این همه شر خسته می شوند *** چون ماه سهم روشنی این حوالی است تنها پلنگهای بپر خسته می شوند . یه اعتراف سنگین دارم که نتونستم هنوز به هیشکی بگم. یکی بود. عاشق یکی دیگه بود. ما نگا کردیم. گفتیم چه خوب عاشقه. چه قشنگ عاشقه. تو دلمون گفتیم یکی نیس اینجوری عاشق ما شه. زد و یارو همونجوری عاشق ما شد. تاب نیاوردیم. برگشت به قبلی.
یکی دیگه بود. عاشق یکی دیگه بود. ما نگا کردیم. گفتیم چه بیخود عاشقه. باس عاشق ما شه ببینه چی عاشقی داره. زد و. در آ روز نمی دانم چه احساسی دارم. خوشحال. خوب. بزرگ شده. بی شعور. بی شعور؟ حجم بزرگی از گرما جمع شده توی موهایم و سرم را می سوزاند. خسته از محکوم شدن. خسته از موفق نشدن. خسته از جویدن. خسته از نرسیدن. خسته از بودن. خسته از نبودن. و درمجموع خسته. صحنه سازی می کنند. دلم می سوزد. همین. واقعا همین. بعد از همه ی این ها خوبم. کتاب های تازه ام را دوست. نمیدونم چی بنویسم که براتون تکراری نباشه!!!! نمیدونم چی بگم که شاید با گفتنش اروم بشم ولی میدونم از کی گله کنم و چرا گله کنم تا کی باید ماس کنم و اون تا کی میخواد مغرور باشه این سوالیه که اعصابمو ریخته بهم اخه چرا بعضی ها این قدر مغرورن؟ چرا من این همه بدبختم؟ چرا من باید عاشق یه دختر بشم که غرورش اجازه نمیده احساساتش رو بیان کنه؟ بخدا . عاشق زنی مشو که می خواند
که زیاد گوش می دهد
زنی که می نویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر، وهم آگین، دیوانه
عاشق زنی مشو که می شد
که می داند که داناست، که توانِ پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گرید
که قادر است روحش را به جسم بدل کند
و از آن بیشتر . از گفتگو و گفتن بسیار خسته ام از حیله و فریب تو مکارخسته ام سالهاست که درهجوم روزگارسرد این بار از خود و از کار خسته ام یادت بخیر تشله و آن غولک روان در امتداد کوچه و بازار خسته ام آن نان نیم سوخته و آب جویبار از بهر یاد آن همه بسیارخسته ام مهر و وفا و الفت ما پاک پاک بود دنیا شده فریب ز دلدار خسته ام دل داده ام برای خودت نازنین من غیر ا. خسته امخسته از آدم ها ،از مرگ آرزو ها، آرزو هایی که بدست آدم ها به قتل می رسندخسته از دل ش ته ای که در سوگواری آرزو هامیزبان است...از اشک هایی که در هر مراسم سوگواری برای تسکین دل ش ته حضور پیدا می کنندخسته ام،خسته ی خسته...(ستاره) بعضی روزها انسان فقط خسته ست نه تنهاست نه غمگین و نه عاشق فقط خسته ست "ایلهان برک" حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی: وقت رفتن است بازهم همان حکایت همیشگی ! لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود آی... ناگهان چقدر زود دیر می شود! "قیصر امین پور" الان حسم حس این چند خط بالاست. بعضی وقتها به خدا گله میکنم که چرا شاعر نیستم! انگار شاعرها می توانند. میگی عاشق نیستم ؛ ولی همش دنباله ع ها و جمله های عاشقانه می گردی میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا حواست پرته؟ میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا شبا بالشت خیسه؟ میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا خنده هات تلخه؟ میگی عاشق نیستم؛ پس چرا رنگ و روت زرده؟ میگی عاشق نیستم ؛ پس چرا همش دنباش می گردی؟ خسته م، خسته . فراتر از حد یک آدم طبیعی خسته م. به قدر هزاران سال و میلیون ها انسان، خسته م! ادامه مطلب عاشق باشید دستم که به یار ابرو پ شت و مو مشکی ام با آن لبخند کج و کمرنگش نرسد،عاشق می مانم باز.عاشق خودش،عاشق درخت هایی که کاشته،حتی عاشق...! هفته پیش شاهرود بودم یه سر رفتم شهرک ،می خواستم ببینم درختا بزرگ شدن یا نه اما چیزی معلوم نبود،فکر کنم فقط ما بزرگ شدیم. خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/ مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/ که به پرونده ی جرم دخترش برخورده / خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است / خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است/ خسته مثل پدری که پسر معتادش/ غرق در درد خماری شده فریاد زده/ مثل یک .
امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
ی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی
جهان با مشکل کمبود ا یژن رو به رو نمیشه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن
امروز ه. ما دیر به دنیا آمده ایم
که زود به زود خسته می شویم
قدیم ها دنیا روی دور تند نبود
قدیم ها می شد عاشق شوی
خیر نبینی
سال ها بعد خسته شوی
نه که خیرندیده باشی از همان سر
و چنگ بیندازی به هر سلامی
تا بل خستگی هایت را بتکانی

تناسخ است یا تکامل؟
که در سی سالگی
هزار سال زندگی کرده ایم!؟ + مهدیه لطیفی
عاشق زنی مشو که می شد، که می داند، که داناست، که توان پرواز دارد، به زنی که خود را باور دارد! عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن، می خندد یا می گرید، که قادر است جسمش را به روح بدل کند، و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"! (اینان خطرناک ترین ها هستند) و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد، و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد! ع. شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
شد با شب و گریه روبرو عاشق او
پایان حکایتم شنیدن دارد
من عاشق او بودم و او عاشق او ….
ایرج زبردست
به خدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت
به خدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ
به خدا خسته ام از حادثه ی صاعقه بودن در باد
همه ی عمر دروغ گفته ام من به همه
گفته ام:عاشق پروانه شدم !
واله و مست شدم از ضربان دل گل!
شمع را می فهمم !
کذب محض است
دروغ است
دروغ !

سرکلاس نشسته بودیم: یکی از بچه ها گفت :خسته نباشید آقا دبیر : خسته نیستم عزیزم (همراه با نیشخند)

5 دقیقه بعد یکی دیگه از بچه ها : اقا خسته نباشید !!

معلم :گفتم که عزیزم ... خسته نیستم ....

5 دقیقه بعد یکی دیگه از بچه ها :

آقــــــــــا خســـــــــــــته نبـــــــــــاشید دیگه !

معلم : چه خبرتونه تنبلا !

اصل. دیگه حسی واسه نوشتن ندارم .... وقتی هم ندارم.... همش کار کار کار... خسته از روزمرگی ها.... خسته از دوری .... خسته از تنهایی .. دلم یه تنوع میخواد ... یه حس خوب .... یه اتفاق خوب... کاش میشد بزنم زیر همه چیز و برم یه جای خیلی دور .... دلم آرامش میخواد ..... خسته ام از کابوس ها ... عاشق شده ام به طرز فجیعی عاشق نه عاشق او نه عاشق باران نه عاشق هوای گند تابستان نه نه.. عاشق فکر به روز های گذشته شده ام گذشته ایی که هیچگونه سپری نمیشود با تو کنار جاده ها قدم می زنم غروب ها در نیمکت های پارک آواز میخوانیم شام و ناهار ها را همیشه با همیم بالا ه من یک زندگی قشنگ ساختم یک زندگی بدون او و بهتر از بودن او نیمه های شب شمع روش. امروزه روز عاشق شدن دیوانگی بیش نیست دور و ورمان زیاد دیده ایم انی که عاشق بوده اند و پشیمان اند یکی عاشق میشود و قلبش را از دست میدهد دیگری عاشق میشود را از دست میدهد یکی دیگر عاشق میشود وقتش را تلف میکند یکی هم هست که عاشق میشود و اش را از دست میدهد یکی هم هست که برای عشق از خانواده اش میگذرد یکی هم هست که برای عشق رگش را میزند یکی هم . من دلم می‌خواست آنجا، روی چمنها بخوابم و خو دم. دلم می‌خواست همانجا یا بمیرم، که نمردم و یا نوری، آرامشی، اطمینانی به قلبم بتابد که نت د. خسته رفتم، خسته خو دم، خسته بلند شدم، خسته و شرمنده برگشتم. *فریدون مشیری
نمیدونم والا، شایدم کوه کندم و خودم خبر ندارم!

یکی دو شبه توفیق پیدا می کنم که برم مسجد. و خب از اونجایی که با جمعی از رفقا خادم مسجدمون هستیم بعد از و سخنرانی حاج آقا بین گزارا چایی پخش می کنیم.
آقا من عاشق همینم. عاشق چایی پخش و منتظر، سینی به دست، زل زدن به چشای این و اون و لبخند پاشیدن تو صورتشون تا لیوانو بردارن و منم بگم. اربعین آمد دلا امروز زینب خسته است

آمده بر کربلا امروز زینب خسته است

در کنار مرقد شش گوشه بنت المرتضی

گویی افتاده ز پا امروز زینب خسته است

این همان بنیان کنِ کاخ ستم باشد ولی

دارد آهنگ عزا امروز زینب خسته است

ای شهیدان بهر استقبال او کاری کنید

بوده حامیِ شما امروز زینب خسته است

ای برا. امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
ی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی
جهان با مشکل کمبود ا یژن رو به رو نمیشه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن
امروز هر چقدر خ. خدایا خسته ام بریده ام دیگه خسته ام عز خستگی هام از تنهاییم دیگه خسته ام از اشک های شبانه ام خسته ام از این همه خستگی خسته ام از فریاد های خفه شده در گلویم خسته ام از این همه بغض تنهایی خسته ام از دل ش ته ام خسته ام از قلب اتشینم خسته ام از جونی نداشته ام خدایا چجوری بگم که بدونی چه خسته ام بدونی بردیم ، بفهمی ش ته ام بسم الله الرحمن الرحیم خیلی وقته که به این فک می کنم چطوری میشه عاشق خدا شد؟ چطوری میشه دیگران رو عاشق خدا کرد؟ چه را ارایی می تونه بچه های ما رو عاشق خدا کنه؟ اگه تجربه ای یا اینکه مطالعه ای در این زمینه داشتید ممنون میشم اگه به ما هدیه کنید