عزیزم بیا بخون

به نقل از خبرگزاریها در مورد عزیزم بیا بخون : بابام هنوزم که هنوزه وقتی منو با روپوش سفید می بینه میگه " این همه زحمت کشیدی ولی ای کاش پزشکی خونده بودی! حیف! "
+دو سه سال پیش بود، به بابام گفتم باباجون اگه خیلی پزشکی دوس داری ،درس بخون ،کنکور بده ،پزشکی بخون خب! یه ی الی بود حرف از پزشکی نمیزد دیگه ،فک کنم باز دوباره دلش هوس جمله های "نرمشی کوبشی" کرده :)) +من زخم باز می بینم تا دو ر. -بابا من تو امتحان8 گرفتم -تو خنگی به مامانت نمیرفتی نمیشد؟ چند روز بعد -بابا تو امتحان 15گرفتم -چرا18 نگرفتی؟ چندروز بعد -بابا تو امتحان 18 گرفتم -یبار نشد بیای بهم بگی بیست گرفتم چند روز بعد -بابا تو امتحان 20 گرفتم -بخون فرزندم بخون واسه من نمیخونی که واسه خودت میخونی بخون اما ناراحت نشو ؛؛؛!!!
دوستان بخونید ببینم چشمی خشک می مونه ؛؛؛!!!
یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: دو ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس ع بودیم مداح داشت روضه میخوند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایبن گفت :
عباس دروغ میگه ...
عباس دروغ میگه ...
مداح آرومش کرد گفت :
چی شده پیر مرد گ. این مسئولیتی که به گردن ما گذاشتی خیلی سخته نا خود آگاه یا اون حرف افتادم: تا نامرد نباشه مرد دیده نمیشه خب منم جزو اون سیاهی لشگر باشم اشکالی نداره؟ به خدا خسته شدم از خودم میترسم میترسم میترسم موقع مرگم همین جوری باشم نمی دونم چی باید بگم میترسم چیزی بگمو بی ادبی کرده باشم به خدا اصلا دوست ندارم بی ادب باشم پس خودتون بازم مثل همیشه. بخون جالبه میدونستی از رو شماره کفش میشه سن رو حساب کرد؟
واقعا جالبه
.
.
.
این مراحل رو برو، متعجب میشی
.
.
.
۱. سایز کفشتو ضربدر ۵ کن
۲. حاصلش رو به علاوه ۵۰ کن
۳. جوابشو ضربدر ۲۰ کن
۴. حاصل رو به علاوه ۳۹۳ کن
۵. جواب رو منهای تاریخ شمسی تولدت کن
.
.
.
یه عدد چهار رقمی بدست اومد که دورقم . خدا رو بابت داشتن همچین شوهر خوبی شکر می کنم .. × می دونم بعضی وقتا ناشکری می کنم و اخ و اوف م در میاد اما باز هم خدا رو شاکرم که همچین شوهری نصیبم شد .. هم دنیام رو برام حفظ می کنه هم آ تم رو .. خدا رو شکر .. × محمد خیلی اصرار داره که همه ی شیرین کاری های سوگلی رو بنویسم اینجا .. از این بایت هم خدا رو شاکرم .. با وجودی که می دونه اینجا رو دارم و . سلام
گفتی: تو که زائر اربعینی. زائر حسینی. تو چرا آخه؟؟ بجای این حالِ بد، زیارت عاشورا بخون. روزه بگیر. بخون... گفتم: هه! دیگه چکار کنم؟؟؟؟
پی نوشت1: تو درست میگفتی... از ب، اصلا حالم عوض شد. هیچ غلط خاصی ن . اما مثل یه چَک محکم... تازه به خودم اومدم که اوئئئئئئئهههه چقدر دورم... خیلی اوضاعم ابه... خدایا، لطفا کمکم کن آماده بشم. هیچ جوره و . ب م زنگ زد و من کلی باهاش صحبت ! بهم می گفت بیا ول کن و برگرد سر درس و مشقت و این ترمو با جدیت بخون و این تابستونو قشنگ بشین واسه ا بخون . ولی من واقعا بین چند راه موندم! یه دل میگه برو یه دلمم میگه نرو ! نمی خوام برگردم شهرم می دونم برگردم موندم و هیچوقت دیگه نمیتونم کاری کنم! میدونمم برم خونه درس و مشقم تعطیل می شه اما هر چی فکر میکنم می ب. «یک گفتگوی خواندنی» خدا: بنده من! یازده رکعت شب بخون. بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟ خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم. خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخو بخون و بعد بخواب بنده: آخه سه رکعت هم زیاده خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون بنده: آخه امروز خ. «یک گفتگوی خواندنی» خدا: بنده من! یازده رکعت شب بخون. بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟ خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم. خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخو بخون و بعد بخواب بنده: آخه سه رکعت هم زیاده خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون بنده: آخه امروز خ. سلامو صد درود خدمت شما خوانندگان عزیز. امروز خدمتتون رسیدم با آهنگی از محمد اصفهانی. نام این ترانه، خورشید فردا هست. متن ترانه: با من از سایه نگو، خورشید فردا مال ماست تو که باورم کنی، عشق یه دنیا مال ماست شب نگو، شکوه نگو، قلب ستاره روشنه غم نگو، غصه نگو، وقتی دلت پیش منه (دست به دست من بده، پا به پای من بیا بخون امروز مال عشق، بگو فرد. صبح امروز سرویس دیر اوم دنبالمون ، تو تب و تاب این بودم که به راننده زنگ بزنم یا نه ( راستی راننده ما یه خانم که با ون میاد دنبالمون ، آفرین ) گوشی رو که نگاه دیدم چند تا پیام دارم از دوست خیلی خیلی عزیزی که یک سال بود ازش بی خبر بودم ف غ ز ا ل عزیزم ، خیلی خیلی دوستش دارم و برای اینکه در موردش بگم باید یه کتاب بنویسم ، اشک بود که عین مروار.   کاش خواننده های نسل امروز اگر هم می خواهند از اسطوره های گذشته اتودبرداری کنند شا ارهایی مثل آهنگ پایین رو مدنظر قرار بدهند. یادی از گذشته.   متن و ترجمۀ آهنگ dream on  از گروه اروسمیت aerosmith     [verse 1]
everytime that i look in the mirror
all these lines on my face getting clearer
the past is gone, it went by like dusk to dawn isn't that the way?, everybody got the dues in life to pay   هر دفعه که تو آینه نگاه می‌کنم تموم خطوط چهرۀ من عمیق‌تر میشه گذشته‌ها گذشته، مثل عبور یک شام تا سپیدۀ صبح انگار که رسم روزگار اینه؟ که هر آدمی دیونی داره تو زندگی که باید بپردازه

i know nobody knows
where it comes and where it goes
i know it's everybody's sin
you got to lose to know how to win   می‌دونم که تو این زندگی هیچ نمی‌دونه از کجا اومده و کجا می‌ره اما می‌دونم این گناه و تقدیر گری پذیر هر یه که واسه یاد گرفتن پیروزی باید ش ت بخوره
[verse 2]
half my life's in books written pages
lived and learned from fools and from sages
you know it's true
all the things come back to you   نصف زندگیم لای برگ‌برگِ مکتوب کتاب‌ها ست زندگی و از پخمه‌ها و حکما آموخته‌م می‌دونی که این حقیقت داره که هر چیزی به خود ما بر می‌گرده  (قانون کارما یا مکافات عمل)
[chorus]
sing with me, sing for the year
sing for the laughter and sing for the tear
sing with me, just for today
maybe tomorrow the good lord'll take you away

[instrumental break]   بخون با من، بخون برای امسال بخون برای خنده و بخون برای اشک بخون با من، بخون فقط برای امروز شاید فردا خدای مهربون از اینجا ببردت
[chorus]
sing with me, sing for the year
sing for the laughter and sing for the tear
sing with me, just for today
maybe tomorrow the good lord'll take you away   بخون با من، بخون برای امسال بخون برای خنده و بخون برای اشک بخون با من، بخون فقط برای امروز شاید فردا خدای مهربون از اینجا ببردت
[bridge]
dream on, dream on, dream on
dream until your dream come true
dream on, dream on, dream on
dream until your dream come true   خوش‌خیال باش، خوش‌خیال باش اونقدر باش تا بالا ه رویات محقق شه خوش‌خیال باش، خوش‌خیال باش اونقدر باش تا بالا ه رویات محقق شه   گاهی وقت ها حس کتابخونی میاد سراغم ممکنه توی خونه باشم و ساعت 12 شب باشه ممکنه توی راهه خونه باشم و کلا بیشتر توی موقعیت های حساس و نشدنی سر راهم سبز میشه .
حس نوشتنم همینطور اونم یه موقع هایی میاد که اصلا موقعیتش نیست بخاطر همین من نویسنده نشدم چون تمام سوژه ها وقتی تو ذهنم گل که وقت و جاییه مناسبش نبودم آره خلاصه که داشتم میگفتم
. دلم میخواهد مثل بچگی هایم ورق هایم بزنم زیر بغلم و بگویم " مامان انشامو بخونم؟ " مامان هم خوب است حتی مثل همان وقتها زل زده به صفحه ی تلوزیون یا کتاب آشپزی یا در حال خورد سبزی ها بگوید "بخون" و من هم هرچیزی که نوشته ام را بخوانم . و مامان حتی ظاهری گوش بدهد . و حتی خوب است بعدش که من پرسیدم " قشنگ بود مامان ؟ پاکنویس کنم یا واستم بابا بیاد . بخون، بخون ترانه خون ترانه رو ترانه کن
صدا رو سفره ی غزل دلا رو دلبرانه کن
قلب تو بی پرنده نیس حرف تو بی طعم عسل
سکوتو صبح خنده کن صدا رو سفرة غزل
بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کن
روزا رو آفت ترین شبا رو شاعرانه کن
با تو برای هر نفس میشه غزل غزل نوشت
تلخی چشید و با تو از مزمزه ی عسل نوشت
از تو به آینه میشه رفت با تو تو قصه میشه موند
میشه همآواز تو از_ ترانه شد ،ترانه خوند
با تو همیشه وقتِ دل وقت نفس کشیدنه
وقت ستاره، وقتِ گل وقت ترانه چیدنه
وقتشه با تو وقتشه شعله شدن ،به شب زدن
بسه گلایه،بسه غم بسه سکوتو لب زدن
بخون بخون ترانه خون دلا رو همترانه کنروزا رو آفت ترین شبا رو شاعرانه کن
سلام. خوش آمدید یادمه هر وقت یکی بهم میگفت کتابای فلان نویسنده رو بخون یا فلان کتاب مشهورو بخون...میگفتم دنیا خودش بلده سختی هاش رو نشونم بده...لازم نیست بین این همه کتاب برم یه کتاب اینجوری رو بخونم...عوضش میرم یه کت میخونم که راه حل رو نشون بده...تیرگی ها رو نیاز نیست کشف کنم....
حالا فکر میکنم که خیلی گناه بزرگیه که آدما رو از زندگی بترسونی....باز یه . سلام من منطقی:خب عزیز من چرا نمیخونی برا کنکو چرا خودتو زدی به بیخیالی من احساسی: چون فکر میکنم نمیتونم تموم کنم چون من میخواستم همشو تموم کنم میخواسم خوب خوب بزنم ولی حالا چی حالا وقتی نمونده پس چیکار کنم من منطقی:الان نمیخونی به نظرت چی میشه من احساسی:هیچی قبول نمیشم وای بعدش یه سال باید مشکلات رو تجمل کنم باز تنهایی باز خونه
من منطقی: پس فکر نمیکنی الان شروع کنی بخونی بهتره تا بشینی برا سال بعد بشین بخون تلاشتو قبول شدی میری نشدی هم سال بعد من احساسی : حق باتوئه ولی یکم بهم روحیه بده که قدرت حرکت داشته باشم من منطقی: ببین الان فقط این یه ماهه تو این یه ماهو خوب بخون بعد کنکور خی راحت میشه میتونی هرکلاسی دلت میخواد بری بگردی الان نخونی چی الان نمیخونی ولی فکرتم با درسه ولی از کارایی هم که میکنی مثلا گردش و.. لذت نمیبری پس بخون تحمل کن تو میتونی there are those who think that love comes with a lifetime guarantee
but we know from those around us that this may not always be
it's the simple things that come between a father and a son
but when they try to talk the knives are out before they have begun
well that was me and i have seen the light that shines for eternity
because i learned to say the words i love you
*******************************
ببین چه قلبایی ش تن توی دست روزگار
ببین چشمایی رو که گشتن پی نوری موندگار
از عشق و با. نفس عمیق و خون سرد خون سرد خون سرد و میدانی
:) لبخند تلخ بابا رو نگاه می کنم و زل میزنم به چشماش بلکه بتونه از اعماق قلبم با خبر شه   کاش خواننده های نسل امروز اگر هم می خواهند از اسطوره های گذشته اتودبرداری کنند شا ارهایی مثل آهنگ پایین رو مدنظر قرار بدهند. یادی از گذشته.   متن و ترجمۀ آهنگ dream on  از گروه اروسمیت aerosmith     [verse 1]
everytime that i look in the mirror
all these lines on my face getting clearer
the past is gone, it went by like dusk to dawn isn't that the way?, everybody got the dues in life to pay   هر دفعه که تو آینه نگاه می‌کنم تموم این خطوط رو چهره‌م واضح‌تر میشه گذشته‌ها گذشته، مثل عبور یک شام تا سپیدۀ صبح انگار که رسم روزگار اینه؟ که هر آدمی دیونی داره تو زندگی که باید بپردازه

i know nobody knows
where it comes and where it goes
i know it's everybody's sin
you got to lose to know how to win   می‌دونم که تو این زندگی هیچ نمی‌دونه از کجا اومده و کجا می‌ره اما می‌دونم این گناه و تقدیر گری پذیر هر یه که واسه یاد گرفتن پیروزی باید ش ت بخوره
[verse 2]
half my life's in books written pages
lived and learned from fools and from sages
you know it's true
all the things come back to you   نصف زندگیم لای برگ‌برگِ مکتوب کتاب‌ها ست زندگی و از پخمه‌ها و حکما آموخته‌م می‌دونی که این حقیقت داره که هر چیزی به خود ما بر می‌گرده  (قانون کارما یا مکافات عمل)
[chorus]
sing with me, sing for the year
sing for the laughter and sing for the tear
sing with me, just for today
maybe tomorrow the good lord'll take you away

[instrumental break]   بخون با من، بخون برای امسال بخون برای خنده و بخون برای اشک بخون با من، بخون فقط برای امروز شاید فردا خدای مهربون از اینجا ببردت
[chorus]
sing with me, sing for the year
sing for the laughter and sing for the tear
sing with me, just for today
maybe tomorrow the good lord'll take you away   بخون با من، بخون برای امسال بخون برای خنده و بخون برای اشک بخون با من، بخون فقط برای امروز شاید فردا خدای مهربون از اینجا ببردت
[bridge]
dream on, dream on, dream on
dream until your dream come true
dream on, dream on, dream on
dream until your dream come true   خوش‌خیال باش، خوش‌خیال باش اونقدر باش تا بالا ه رویات محقق شه خوش‌خیال باش، خوش‌خیال باش اونقدر باش تا بالا ه رویات محقق شه   ...   pdf ترجمه:
قشنگ ترین رویات درعرض چهار روز اتفاق مییفته اما اگه نفرستی چهار اتفاق بد برات میفته به ده نفر بفرست بعداز 28 دقیقه ی بهت زنگ میزنه که انتظارشو نداری متن پایینو نخونده یه آرزو . ﷽.﴿.قُل.هُوَ.اللَّهُ.أَحَدٌ.۞.اللَّهُ.الصَّمَدُ.۞.لَمْ.یَلِدْ.وَلَمْ.یُولَدْ.۞.وَلَمْ.یَکُن.لَّهُ.کُفُوًا.أَحَد.﴾.tt. اینو بخون تنزیلَ العزیزِ الرّحیم لتُنذ. تنبلی نقطه ضعفمه:/ را اری چیزی ندارین ؟ دی: اولشه و وقتی میخوای شروع کنی طبیعیه توی پست قبلی هم گفتم، با ساعت مطالعه کم شروع کن، کم کم زیادش کن، باعث میشه عادت کنی به درس خوندن و پشت میز نشستن، و به این فکر کن که وقتی امسال به اندازه کافی بخونی به اون چیزی که میخوای میرسی ^_^
ذهنم نظم نداره. یه ده بین این همه درس و کتاب موندم که چیکار ب. صدایت باز در گوشم میپیچد ای همه کَسم راهِ نفَسم .. و من دلم مچاله شدن میخواهد ؛از آن لوس ها.. +خیلی عجیبه ولی ۱سالی میشه دیگه نخوندی اینو.. قبل از ازدواج
پسر: بالا ه موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: می خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می پرسی؟
دختر: منو می بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی ام؟!
دختر: می تو. http://up.mihan-love.ir/up/mihan-love/love/majmoe2/59c1ffe5b61b.jpg گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونــــــــم

گفتم که مست و عاشقم دیوونهتو
هر شب ابم گوشه می خونه تو
گفتی ببندم عهدو با یاد تو بستم
تاج غرورم رو زیر پات ش تم
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم
چون ساقی هر شب می کش می خونه باشم
گفتی که باید خاطرم شرط تو باشه
راه خیال خسته ام خط تو باشه
گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم
چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم
گفتی که دستمو بگیر گفتم میگیرم
گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم
گفتم و گریه و پای تو ساختم
این دل سر به راهو آسون به تو باختم


گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونــــــــــم

چرا با این که میدونم خطا کرده
هنوز دلگرم امیدم که برگرده

چرا با این که میدونم خطا کرده
هنوز دلگرم امیدم که برگــــــرده

گفتم و گریه و پای تو ساختم
این دل سر به راهو آسون به تو باختم

گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونــــــــــم هوا پلشته بلارم ، ته قدِ دور، تسکه قد هنیش می پلی، بخون تا احد من تی تک دور، نوایی بخون شواش خون بواش، می پلی بمون آخ چه ته اصلی مَشتِ غم هسته نشو صواحی هوا پلشته بلارم برار کایر تا به کی با روز مِزدی اشکم ناونه سِر روح اله نظرنژاد   ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﭘﺴﺮ: ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻣﻮﻗﻌﺶ ﺷﺪ . ﺧﻴﻠﯽ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﮐﺸﻴﺪﻡ. ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻲﺧﻮﺍﯼ ﺍﺯ ﭘﻴﺸﺖ ﺑﺮﻡ؟ ﭘﺴﺮ: ﺣﺘﯽ ﻓﮑﺮﺷﻢ ﻧﮑﻦ! ... ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭘﺴﺮ: ﺍﻟﺒﺘﻪ ! ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻳﺮﻭﺯ ! ﺩﺧﺘﺮ: ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﻬﻢ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ؟ ﭘﺴﺮ: ﻧﻪ ! ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯽ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ؟ ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﯽ؟ ﭘﺴﺮ: ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ! ﻫﺮ ﻣﻮﻗﻊ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ . ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﻮ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ؟ ﭘﺴﺮ: ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟ ﻣﻦ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﺍﻡ؟! ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﻬﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢ؟ ! ﭘﺴﺮ: ﺑﻠﻪ . ﺩﺧﺘﺮ: ﻋﺰﻳﺰﻡ ! ----- ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﮐﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺭﻩ! ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﺑﺨﻮﻥ ..... ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺨﻮﻥ سلام دوستان من باز هم با مطلبی عاشقانه خدمت رسیدم. بخون حال کن. داد میزنم همه مردم بدونن مالِ منی میدونم زیادِ خاهم ولی تو عشقِ منی حرفِ مردم واسه من مهم نیست که جا بزنم به تو صابت میکنم تو همه دنیای منی تو هم بیا به من صابت کن که منم دنیای توَم فکر کنم این جوری بهترِ گلم تو هم بیا بگو که مالِ منی حاضری عشقمونُ فریاد بزنی تا منم بگم که م. عنوان بخون! ساعت پُست ُ ببین : جوابش : حجم کارای تلنبار شده بیش از حد مجبورم میکنه بیدار بمونم دیگهـ ! نوعی زَجـــر درسی ِ :/ آهنگِ نگاهِ تُ . . . شد رو لب ـهام،ای عشق بخون با من تو خلوتِ این شب ـهامـ . . . تُ ساحلِ آرومی . . .من موجِ پریشون ـَم؛ رازِ دلِ دریارُ میدونی ـُ میدونم من عطرخوش عشقُ از باغِ تُ بوئیدم،اون یاسِ بهاریُ از شاخه یِ تُ چیدم آهنگِ نگاهِ تُ . . . شد رو لب ـهام،ای عشق بخون با من تو خلوتِ این شب ـهامـ . . . من عطرِ خوشِ عشقُ از باغِ تُ بوئیدم،اون یاس بهاریُ از شاخه یِ تُ چیدم تو معبدِ چشمِ تُ . . .من شمعِ شب افروزم؛تا لحظه یِ دیدارت،میسازمُ میسوزم بخشایش دستِ تُ،مرحمِ دلِ من شد،حرفِ شبُ روز من،از عشقِ تُ گفتن شد آهنگِ نگاهِ تُ . . . شد رو لب ـهام،ای عشق بخون با من تو خلوتِ این شب ـهامـ . . . آهنگِ نگاهِ تُ،شد رو لب ـهام،ای عشق بخون با من تو خلوتِ این شب ـهامـ . . . http://s5.picofile.com/file/8114457550/headphones.png شب باشه..تنها باشی...چراغای اتاقت خاموش باشه، قفل باشی رو این آهنگ...! بغضِ کِ جمع میشه پشتِ بغض ـآیِ کهنه یِ نش ته... ×خوب بودنه ایندفه طولانی شده بود؛داشتم شک می ب همه چی؛هه! رفتم مدرسان شریف. هر چند اون جا هم مشاورش کلی حالمو گرفت سر این که شما چرا وقتی رشته ی مورد علاقتون تو های تاپ کشور قبول شدید نرفتید.گفتم شد دیگه.گذشت.انشالله که خیره.الان میخوام بسته های ادبیاتتون رو بگیرم اما آزمونش رو نمیخوام.گفت هنوز خیلی زوده و از ترم 7 شروع کن بخون و بسته های ما هم آزمون هم هست و جدا نمیشه.گفت اگه میخوام تغییر رش. گفت: " اگه الان بهت بگن یه سوره از قرآن بخون، چی می خونی؟" ادامه مطلب قبل از ازدواج پسر=بالا ه موقعش شد خیلی انتظار کشیدم دختر=می خوای از پیشت برم؟ پسر=حتی فکرشم نکن دختر=دوستم داری؟ پسر=البته هر روز بیشتر از دیروز دختر=تا حالا بهم خیانت کردی؟ پسر=نه،برای چی می پرسی؟ دختر=منو می بوسی؟ پسر=معلومه هر موقع که بتونم دختر=منو می زنی؟ پسر=دیونه شدی؟من همچین آدمی ام؟ دختر=می تونم بهت اعتماد کنم؟ پسر=بله دختر=. بخون و بخند قبل از ازدواج: پسر:بالا ه موقعش شد خیلی انتظار کشیدم دختر:میخوای از پیشت برم؟ پسر:حتی فکرشم نکن دختر:دوسم داری؟ پسر:البته هر روز بیشتر از دیروز دختر:تا حالا بهم خیانت کردی؟ پسر:نه برای چی می پرسی؟ دختر:منو میبوسی؟ پسر:معلومه هر موقع که بتونم دختر:منو میزنی؟ پسر:دیوونه شدی ؟من همچین آدمی ام؟ دختر:میتونم بهت اعتماد پیدا کن. دهخدا کتاب فارسی را باز کرد و گفت: «چاوشی صفحه بیست و سوم رو بخون!» چاوشی از جایش برخاست، سوی تخته سیاه رفت و با گچ نوشت: «ما سرما خوردیم، حتا نمی تونیم حرف بزنیم چه برسه به خوندن»
این طور نبود که خودش تنهایی در معنویات پیش برود و کاری به من نداشته باشد. من را همراه خودش میکرد. مثلا یک قرآن همراه با تفسیر به من هدیه داد، میگفت:" به معانی و تفسیرش توجه داشته باش." میگفت: "اگر میتونی شب بخون، اگه نمیتونی حداقل پاشو یه ذکر بگو یا دعای فرج بخون و بخواب" بعضی وقتا زیارت عاشورا را به همراه هم میخو م، دو نفره. یه وقتایی . با فاطمه رفته بودیم سیم ک را فعال کند،یک شرکت مخابراتی کوچک بود،بیشتر شبیه یک راهرو که یک طرفش صندلی های آبی رنگ پریده و یک طرفش چهار تا بادجه ی کوچک بود که پشتش ۴ تا آدم تند تند چیز هایی را امضا می د،مهر میزدند،تایپ می د و حرف میزدند...گفتند: (بروید بادجه ی ۴،بایستید تا نوبتتان شود)... ایستادیم،کلی قبض آب و برق و گاز جلویمان...پیرمرد ها. یه روز بهش گفتم، محمود ! تو که الحمدلله ملاً شدی ما که مردیم لااقل تو بیا سر قبر مون قرآن بخون. محمود لبخندی زد و گفت: «حاجی کجای کارید؟ باید شما بیای زیر تابوت مارو هم بگیرید. آهنگ جدید فاطمه غرار و رضا شیری مادر قشنگم • نیا بلاگ     آهنگ جدید فاطمه غرار و رضا شیری مادر قشنگم • نیا بلاگ آهنگ جدید فاطمه غرار و رضا شیری مادر قشنگم این بار رضا شیری با همراهی فاطمه ، آهنگی بنام مادر قشنگم رو با بهترین کیفیت و همراه با ت ت آماده ترانه سرا : رضا شیری و مرتضی ساعتچی / موزیک : رضا شیری / تنظیم کننده : کمال صداقت new fatemeh ft. reza shiri – madare ghashangam with text on saba- madare ghashangam آهنگ جدید فاطمه غرار و رضا شیری مادر قشنگم متن آهنگ مادر قشنگم فاطمه و رضا شیری وقتی تو باشی توی دنیام همه چی زیباست حتی تو تاریکی صدای تو مث رویاست
دست تو دستمه انگار همه چی دارم خدا میدونه که چقدر مادر دوست دارم
قلبم میره واسه صدای خنده های ناز تو مادر قشنگم
بازم بخون در گوشم با صدای نازت از عشق مادر قشنگم
قلبم میره واسه صدای ناز خنده های تو مادر قشنگم
بازم بخون درگوشم با صدای نازت از عشق مادر قشنگم
وقتی که اسمم میشینه اسمم روی لبای تو بی اختبار پر میکشه دلم برای تو
تو بغلت آروم میشم بس که دوست دارم میدونی من یه لحظه هم تنهات نمیذارم
قلبم میره واسه صدای خنده های ناز تو مادر قشنگم
بازم بخون در گوشم با صدای نازت از عشق مادر قشنگم
قلبم میره واسه صدای ناز خنده های تو مادر قشنگم
بازم بخون درگوشم با صدای نازت از عشق مادر قشنگم فاطمه غرار و رضا شیری مادر قشنگم منبع : آهنگ جدید فاطمه غرار و رضا شیری مادر قشنگم تاریخ : ۱۳۹۶/۰۱/۲۴ نویسنده: علی بابازاده اشتراک مطلب با دوستان : دوباره یک بامداد، دوباره من و مرداب کدر اتاقم ... من و کاغذ های کاهی و نوشتن ... چند روزی میشه که نامه ننوشتم و می دونم تو جریان این دو هفته امتحان هم شاید زیاد فرصت نشه ... می خوام مثل یه استراحت بهش نگاه کنم و حتی از امتحانم لذت ببرم ... فقط موزیک بگوشم و کتاب ها رو ورق بزنم و تو خلسه ی خودم به تموم فکر ی ها فکر کنم ... امشب کلی درمورد نامه و ن. شعر طنز مازیار فلاحی (با ریتم بخون) … ﺍﻳﻦ ﻧﺎﻣـﻪ ﺭﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﻮﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻛﻪ ﺣﺎﻟمو ﺑﺪﻭﻧﻪ . ﻣﺮﺍﻗﺒﺎ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﻨﻮ ﮔﺮفتن ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺻﻨﺪﻟﻴﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺮﻓﺘﻦ . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻥ ﻧﻘﻞ ﻭ ﻧﺒﺎﺕ ﻣـﻴﭙﺎﺷـﻦ ﺗﺎ ﻣﺸﺮﻭﻃـﻰ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑـﺮﻗـﺮﺍﺭ ﺷﻪ . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭼﻘـﺪ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ نیستی ببینی ﻛـﻪ ﺳ. بخون و بخند ...!! (طنز) www.taknaz.ir کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!!! *********************** یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری تو م میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟ *********************** میازار موری که دانه کش است... در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست چیزی صادر نشده می توانید بیازارید...!!! *********************** تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا تربیت ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!! *********************** جاتون خالی ب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم: توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط " هم بزارن...!!! *********************** تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم 90% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!! *********************** تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست ...!!! *********************** بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی...!!! گریه نکن تا آ ش را بخون!!! دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟ پسر: آره عزیز دلم . . . دختر: منتظرم میمونی ؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . . دختر: خیلی دوستت دارم . . پسر: عاشقتم عزیزم . . . . بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را کرد و جویای او شد پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . . دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟ پرستار : در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سر دختر خالی میکرد رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده ؟ دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه چرا ؟؟؟؟؟!! چرا به من ی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . . پرستار: شوخی بابا !! رفته دستشویی الان میاد! آقا جان شما هر قدررررررررر که بخواین من براتون درباره تافل مینویسم!!! من یه سری خاطرات زیبا از تافل دارم و کلا اون برهه از زندگیم (اون یه سال :d ) انقدرررررررررر برای من زیبا بود که یادش لبخند رو لبم میاره! همونطور که گفتم تافل 4 تا skill داره. reading ening speaking writing امروز درباره بخش ریدینگ یا همون قسمت اول امتحان صحبت میکنیم. (خدایا اینقدر توی ا. افسران - یک پیشنهاد به افسرانی ها همونطور که می دونیم امسال تحویل سال ساعت ساعت 2 و 51 دقیقه و 51 ثانیه شب هست و اکثر مردم ایران هم اون شب رو تا تحویل سال بیدار می مونن.یه لحظه فکر کنید اگه تمام مردم ایران در این شب شب بخونن و برای ظهور و سلامتی اما زمان خصوصا در قنوت وتر دعا کنن،چی میشه؟!... زمان همیشه توی شون ما رو دعا می کنن،یک بار هم ما براشون دعا کنیم...نیازی هم نیست که حتما یازده رکعت بخونی،اگه حال نداشتی،دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون ...بازم حال نداشتی مستحبات روهم نخون، معمولی بخون... اینکار رو به نیت تعجیل در فرج، اول سال ۹۴انجام بدیم ان شاءالله سال جدید رو با رضایت مولایمان حضرت ولی عصر علیه السلام با موفقیت شروع کنیم. دلت اگه پیش خدا اسیره بخون تا که دلت آروم بگیره دلت اگه شد عاشق بیقرار نزار که بی عشق بمونه بمیره دلت اگه شب نموند تو تنهاش نزار بزار که اوج بگیره دلت اگه خسته شد و نا امید از عشق بخون تا که جون بگیره شب تا سحر همه خواب تو بیدار شب که میشه دل و چشم بیقرار اگر خدا پرسید عاشق کی شدی بگو اون که عشقم خوب می بینه تنهام نمیزاره تو غم ها شادی نم. ز من نگارم عزیزم خبر ندارد به حال زارم عزیزم خبر ندارد خبر ندارم من از دل خود دل من از من عزیزم خبر ندارد دل من از من عزیزم خبر ندارد کجا رود دل عزیز من اخ که دلبرش نیست کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
امان از این عشق ع. روزش وضو گرفتم برم بخونم دنبالم وضو گرفتو امد و مثل همیشه چادر و جا شو اورد و پهن کرد گفت تو بخون بلند بلند من تکرار میکنم گفتم چشم گفتم سه رکعت ............برمن واجب میخوانم متوجه شدم که برای من واجبه برای او که نیست هنوز مدرسه نرفته اما تکرارش کرد م که تمام شد بوسیدمشو محکم توی بغلم گرفتمش گفت باید دست میدادی میگفتی فبول و من در جواب میگ. تا ا ش بخون خیلی قشنگه. پسره به مادرش گفت با این قیافه ترسناکت چرا اومدی مدرسه؟ مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نمیخواستم گرسنه بمونی.پسر گفت ای کاش نمیومدی تا باعث خج و شرمندگی من نشی... همیشه از چهره مادرش با یک چشم خج میکشید.. چندسال بعد پسر در 1شهر دیگه قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج کرد و بچه دار شد. خبر به گوش مادر رسید . مادر گفت.