عشق جادوانه

به نقل از خبرگزاریها در مورد عشق جادوانه : فرشته ها ز هر سو رو نمایند «سلام و عافیت باشد شما را» درختان شاخه های میوه را از هم گشایند. به آنی جادوانه میوه های شاخه ها دیگر شوند آن سان که خواهی. نسیمی می وزد خوشبو صدای نهر ها در گوش می پیچد. بهارانی هماره در بهارستان سایه سارانی شکوفه سار [ مینو چهر تو ورزیده به "پر " و "نیکی" هواپیما که خواهی ؛ اینت . هواپیما و خودرو ها همه بازیچه ی عهد عتیق اند تو «آن پیمایی» اینجا بخوان «قرآن» و بالا رو همان رایانه و گوشی که خواهی ؛ اینت. گوشی و رایانه بیهوده است ؛ تو «آنی یاب»و «آنی گفت و گویی».] درختان خوشه خوشه میوه شان بی هسته و پر آب فرو لغزند هر شاخه بخواهد مردمان آن را « بسم الله بر خوارید گواراتان.» نه از بیماری و از مرگ نامی هست نه از خاور نه از باختر نه از خورشید همه نور است نورانور بهشت بی کران روشنایی. همه مرغان به گرد صوت داوودی قرآن پر گشایند بهشتی پیکران سبز در سبز امان در امانند اینجا همه دوشیزگانی آبگین نای فروهشته نگاهانی که جز نیکو نمی گویند بسان گوهر و زر مانده اند آذین هر کاخ به نهر ها به جای ریگ و سنگ گوهر های رنگارنگ می غلتند. زمستان هم اگر خواهی اگر پاییز بهشت ؛ نقشی است آنی که روی بومی از جادوی پاک بنگاری آن را اگر خواهی ببینی داستان های قرآن چنان بینی که انگاری در آنی : داستان یونس و دریا کلیم و نیل ابراهیم و بت ها نوح و توفان اگر خواهی ببینی دوزخی ها را؛ ببینی آتش دوزخ ببینی جایگاه و مرده ریگ خود به دوزخ ؛ اگر بودی ستمکاران. نداند زندگی روی زمین رویان ِ در ظلمت. نیز نخواهد هیچ انسانی که برگردد به دوران جنینی. سعی و طواف بس هنگامه ی است. مهدی فرزه (میم . مژده رسان) واژه نامه : مینو = بهشت فرو لغزند = فرو بلغزانند - پایین بیاورند بسم الله = بفرمایید با نام خدا تناول کنید. بر خوارید = میوه بخورید جادوی پاک = کنایه از اعجاز و کرامت بنگاری = (بر وزن انگاری) نقّاشی کنی مینو چهر = بهشتی روی اینت = صوتی نشان دهنده ی تحسین و تعجّب و ملامت کلیم = موسی (ع) رویان = جنین سعی و طواف = وقتی صدای اذان از بلندگو های مسجد الحرام بر می خیزد سعی و طواف قطع می شود و همه به می ایستند سعی و طواف = کنایه از گشت و گذار - کنایه از کوشش و بررسی گروهی از شیعیان در استفتائی خواستار رهنمودهی پدرانه این مرجع شیعی برای تشرف به زیارت اربعین سید ال شدند که متن استفتا و پاسخ معظم له به این استفتا در زیر می آید:

محضر مرجع اعلای جهان تشیّع حضرت آیت الله العظمی سیستانی (دام ظلّه الوارف)
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
عظم الله لکم الأجر
ما که همزمان با اربعین سیدال ء (علیه السلام) رهسپار کربلا هستیم، برای بهره افزون تر و پاداش بیشتر و آگاهی بدانچه از آن غفلت می ورزیم، نیاز به رهنمودهای پدرانه حضرت عالی داریم. انتظار می رود که این راهنمایی ها همه اقشار جامعه را فرا گیرد.
خداوند نعمت وجود مبارک آن جناب را پایدار فرماید، إنّه سمیع قریب. پا سخ : بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمد وآله الطاهرین
شایسته است مؤمنانی که خداوند توفیق شرکت در این زیارت شریف را به ایشان عنایت فرموده، توجه نمایند که خدای تبارک و تعالی از میان بندگان خویش، ان و اوصیایی را برگزیده تا پیشوا و حجّت مردمان باشند و مردم از رهگذر تعالیم ایشان هدایت یابند و از اع ان تبعیت کنند. خداوند مؤمنان را از آن رو به زیارت مشاهد متبرکه ایشان تشویق نموده است که یادشان جادوانه بماند و جایگاهشان اعتلا یابد، و چون آن بزرگواران نمونه اعلای بندگی خدای سبحان و جهاد در راه او و فداکاری برای دین استوارش بوده اند، این امر سبب به یاد آوردن خدای متعال و آموزه ها و احکام او برای مردم باشد.
بنابراین، از لوازم این زیارت آن است که زائر علاوه بر یادآوری جان فشانی های حسین (علیه السلام) در راه خداوند متعال، تعالیم دین حنیف از جمله ، حجاب، اصلاح، گذشت، بردباری و ادب و قوانین آمدوشد و دیگر مفاهیم پسندیده را رعایت نماید تا زی گامی در مسیر تربیت نفس برای پذیرش این امور و تثبیت آثار آن تا زیارت های بعدی باشد. چنین است که شرکت در این مراسم به منزله حضور در مجالس تعلیم و تربیت (علیه السلام ) خواهد شد.

1- عمل به دستورات اهل بیت علیهم السلام ملاک همراهی با آنها است

گو این که ما محضر اهل بیت (علیهم السلام) را درک نکرده ایم تا آموزه های ایشان را از حضور خودشان فرا بگیریم و به دست آن بزرگواران تربیت شویم، ولی خداوند متعال تعالیم و رفتار آن ها را برایمان حفظ کرده و ما را به زیارت آستان ایشان ترغیب فرموده، تا آنان نمونه هایی ممتاز برای ما شوند، و همان گونه که معاصران ایشان را که با آن بزرگواران زیسته اند، به محک امتحان کشیده، خواسته است تا میزان صداقت ما را در آرزوی زیستن در کنار آنان و پاسخگویی به آموزه ها و اندرزهایشان بیازماید. پس باید مراقب باشیم که مبادا آرزوی ما در زمینه درک محضر آن بزرگان صادقانه نباشد، و باید بدانیم که اگر مطابق خواسته ایشان رفتار کنیم، امید می رود که با یارانشان محشور شویم. زیرا از مؤمنان (علیه السلام) روایت است که در جنگ جمل فرمود: «امروز انی با ما همراه شده اند که هنوز در صلب پدران ورحِم های مادرانشان هستند». بنابراین، بر هر یک از ما که آرزویی صادقانه داشته باشد، عمل به تعالیم و تبعیت از ایشان، و پرورش با روش تربیتی و بهره مندی از آداب آنان دشوار نیست.

2- برترین طاعت ها است خدا را خدا را در ! که ، آن گونه که در حدیث شریف آمده، ستون دین ومعراج مؤمنان است و اگر پذیرفته شود سایر اعمال پذیرفته است و اگر مقبول نیفتد دیگر اعمال مردود خواهد شد. سزاوار است که مؤمن به ادای در اول وقت پایبند باشد؛ چرا که محبوب ترین بندگان در نزد خدا ی است که به فراخوان پاسخی سریع تر دهد، و شایسته نیست که مؤمن در اول وقت ، به عبادت دیگری بپردازد. زیرا برترین طاعت ها است. از اهل بیت (علیهم السلام) روایت است که: «شفاعت ما به ی که را سبک شمارد، نخواهد رسید» و پیرامون توجه خاص حسین (علیه السلام) به در روز عاشوا نقل شده است که آن حضرت به ی که زمان فرا رسیدن اول وقت را یاد آور شد، فرمود: « را به یاد آوردی، خداوند تو را از گزاران ذاکر قرار دهد» و پس از این سخن، زیر بارانی از تیر، به ایستاد. لطفا برای مشا هده بقیه مطا لب ادامه نو شته را کلیک کنید نقدی بر تعمیر با جراحت های اضافه
آرمان میرزانژاد


حال شهری چون پاریس را تصور کن...این کلانشهر جهانی را در خیال تجسم کن ... جایی که درکنج ِ هرخیابانی با تاریخ روبه رو می شویم
گوته خطاب به اکرمان 3 می 1827

محمدعلی حسنلو توانسته در شعرهای گوناگون این کتاب ، القای ِ ( مدرنیزاسیون شعری ) را در ادامه ی دو کتاب پیشینش ( یک دقیقه سکوت و گنجشکی با حنجره زخمی ) تحقق ببخشد مقصود از مدرنیزاسیون در این متن به همان معنای بَدَوی "نوسازی" و" به روز بودن" و "به جریان بودن" در ساختارهای اجتماعی ست که در بافت متن و خاصه محتوای شعر تاویل و تنقید می شود ، و از این حیث طرز نگریستن در لایه ها و مایه های شعر او ، ذهنیت جستجو گر و اجتماعی شاعر را به ، اشیا ، عناصر بومی ، خیابان ها ، میدان ها و پدیده های ناهنجار عمومیت یافته ، نشان می دهد. و با این توضیح شعرهای وی کمتر سویه ها و صبغه های تفردگرایانه (ایندویدالیسم ) دارد به عبارت دیگر مولفه های شعر او درون گرا ، ذهنی شده (سوبژکتیوته از نوع کلاسیک یا اسپیسمنتال به شیوه حجم نیست) و بیشتر کوشش و نیروی او با رویکردی مدرن در قلمروی وصف و روایت از ارجاعات ِ بیرون متنی به جهان ِ واقعی (رئال) و رخدادهای تلخ و سیر و سطوح روزمرگی در ِ زندگی امروزیست

یکی می خواست / زودتر از باتوم ها / به آ خیابان برسد/ دیگری / دنبال ِ دوستی / که چیزی راخواسته بود / عصر که گذشت / هیچ هیچ چیز نمی خواست /عصر ص 60

صدای زخم داشت باد / بوی خون / پیراهن ِ تو / و تکه تکه / افتادن نفس از دهان / از خیابان / از حادثه بازگشته بودیم / وقتی که یکی میان ما کم بود / زخم ص 61

غرض من از بکاربردن واژه ی مدرن همان تعریف منسجم مارشال برمن در تجربه مدرنیته است " منظور از مدرنیته آن جنبه ی گذرا ، حادث و تصادفی است آن نیمه ی هنر که نیمه ی دیگرش جاودان و لایتغیر است . نقاش یا رمان نویس یا فیلسوف ِ زندگی مدرن ؛ ی است که بینش و توان خود را بر [سلیقه های باب روز ، اخلاقیات ، و عواطف ] این زندگی متمرکز کند بر لحظه ی گذر او تمامی نشانه های جادوانه گی که در ان نهفته اند این مفهوم از مدرنیته بواقع تیشه ای است به ریشه جزمیات کلاسیک و کهن ِ حاکم بر فرهنگ فرانسوی..." حال ما با این مبنا ومعیار به روند مدرنیسم در بافت شعرهای .حسنلو نظر می کنیم
یکی از گزاره های مدرنیسم ایرانی در تاریخ شعر ِ متجدد ( درعصر مشروطیت بخصوص در شعرهای بهار و ایرج و عشقی و عارف) ، خواهی و وطن دوستی بوده که این موضوع در شعرهای محمدعلی حسنلو چه در دوکتاب اخیر چه در این کتاب بخشی از فعل و انفعالات سوژه گی و سوژه سازی را با رویه ها و تویه های اجتماعی و فحوای انتقادی بعد از انقلاب شعر نیما و شاملو بیشتر در ذهن نگارنده به عنوان اص ی با زنجیره ی شعر نوین مطابقت داده است و آن گسستی را که در دوره ی موج سازی های شعر دهه هفتاد با ضدیتی نسبت به ائدیولوژی چپ و اومانیست شاملویی باعث شده بود که شعر از فضای اجتماعی و روشنگری خود ، دورتر شود و دغدغه های فرمی و فرمالیستی و هیاهوهای پست مدرنیستی و همچنین شعر زبان ، بستری را بوجود آورد که تمرکز بر محتوابرای مخاطب کمتر از پیش ، روند ارتباطی ایجاد کند در برخی از شعرهای حسنلو آن مغاک ، پر شده است و صدای " ما " نمادی از اجتماعی :صدمه دیده درشعر ذیل است که انعکاس یافته

تیری که به تو خورد / از ات گذشت / سال های زیادی لازم بود برای ِ رسیدن / و اینکه مقابل دوربین/ گلوی یکی ازما/ خونین شود / شعری برای لورکا ص 55

میان ما / یکی هست که بازی را نمی فهمد / اسلحه ی پُر / روی دیوار / آدم هایی پراکنده / توی ِ کوچه / کانال عوض می شود /لب ها برصورت ِ گوینده دیگری می نشینند/ و از انفجار می گویند/ می گویند /....../....../...../ بعضی کلمات را / برای سانسور آفریده اند.../ ناخوانا ص 84

یکی دیگر از جذ ت ها و شگفتی های شعر حسنلو دقت به پیامدهای دلسرده کننده دوران ما یا ساده تر وقایع روزمره وناسازه های ناهنجار است و همذات پنداری با اجتماعی که خود تنها میان آنان مشاهده گر آنان است حساسیت مطلوبیت خواه و عاطفه شاعرانه ، واکنش به نامرادی های دست ساز به عنوان تقدیر ، و شیوه ی بیانی بی غموض و دور از ابهام و صنعت و صنایع ، و نوعی هم سطح سازی باواقعیت ِ پیش آمده ، شعر او را دارای یک کنش و منش ِ رئالستیک می کند و از این منظر شعرا و چندان به اکندگی تخیلی و فرازهای خیال انگیز شعری فراواقع گرا ( سوررئالیسم) تن نمی دهد .

شعر زیر – کاری است که او به ک نی که در آتش مدرسه سوختند تقدیم کرده است :
به قدری که اتاق ویرانه ای باشد / دیوارها سیاه و / پنجره ها ش ته / سوختن ، سوختن ، سوختن ، زبانه می کشد / زبانه می کشد امشب من / بی تو / و مدادهای رنگی سوخته ات / بی تو / و نبض ِ خاموش شده انگشتانت / فاجعه / قحطی روشنایی / در کله های سنگی ما نیست / زندگی ست / که عادلانه قسمت / نمی شود /شعرمدرسه ص 34

حسن ختام این مقاله را با این شعرکوتاه و زبان دار که بن مایه های عاطفی خاص خود را دارد به پایان می برم
به من که گیاهی بی طراوتم / تصویر ازدست رفته ی لبخند را نشان نده / به من که تو را /در آوازهایی ممنوع
................................................................
پی نوشت 1 : مدرنیسم در خیابان – مولف مارشال برمن –کتاب تجربه مدرنیته ص 157 انتشارات طرح نو
2 – همان کتاب ص 158 پاراگراف سوم پرسش: بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مرجع اعلای جهان تشیّع حضرت آیت الله العظمی سیستانی (دام ظلّه الوارف)
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
عظم الله لکم الأجر
ما که همزمان با اربعین سیدال ء (علیه السلام) رهسپار کربلا هستیم، برای بهره افزون تر و پاداش بیشتر و آگاهی بدانچه از آن غفلت می ورزیم، نیاز به رهنمودهای پدرانه حضرت عالی. نویسنده: محمود امید سالار (1)
افسون (2)
واژه ی فارسی افسون (دَمَدم، مأخوذ از عربی دَمدمه به معنی اضطراب، همچنین در فارسی و عربی: دعا، تعویذ، حِرز؛ به معنی حفظ و وِرد - قطعه ای از قرآن یا افسون های مکتوب دیگر - و طلسم از تِلِسمای یونانی)، اصولاً عبارت است از اذکار شفاهی که برای حفاظت از اشخاص یا اشیاء و یا دفع خطرات و آسیب های بالقوه .