عشق لاتی

به نقل از خبرگزاریها در مورد عشق لاتی : وه کو کورد له کوردستانی باشور هه ر ده بێت ده وله تی سه ربه خۆ رابگه ێنین و ده توانین ببین به باشترین نمونه ی ده وله تێکی نه ته وه ی له ڕۆژهه لاتی ناوه راست ، ده وله تێک که به پێچه وانه ی ده وله تانیتری ناوچه که پارێزه ری مافی هه مو نه ته وه و خاوه ن باوه ره ئایین و ئایینزا جیاوازانه بێت که له سه ر خاکی ئه و نیشتمانه سه ربه خۆیه ده ژین ، ده وله تێک که مافی ئافره تان ، مندالان ، ...انتظار به فریادهای بلند «آقا بیا» نیست؛ به دلی است که برای حضرت می تپد و اخلاصی که میان زندگی جاری است و آقایی که خودش به دیدار منتظرانش می آید...اگر آقا نعوذبالله نیستند و حضور ندارند، پس چرا آنقدر حرص و جوش می زنند که بیا! اگر آقا هستند و حاضر و ناظرند که چرا جلوی چشم آقا این اداء و اطوار رو در می آرن؟ چرا شو اجرا می کنن؟ چراحرمت نگه.
تو این خارجیا وقتی می خوان بچه رو شاد کنن
دست می کنن پشت گوشش یه بیسکوییت میارن میدن
بهش کلی خوشحال میشه، اونوقت عموی ما می خواست مارو شاد کنه پلکاشو بر می گردوند ما مثل سگ میترسیدیم ..!-------------------------

داداشتم یه گوشه ی خونه لاتی نشسته بود
همه بهش خندیدیم
بعد پسر م بهش میگه بیا از دور خودتُ ببین خیلی خنده دار شدی!
میریم سینما بعد میریم پارکی جایی کیک تولدتو ببریم بعد میریم پارک ارم بعد میریم شام بیرون. وای کی فردا میشههههههههههه عاشقتم تک ستارمممممم این دومین سالیه تولدت پیش همیم هرسال باس باهم باشیم تا آ عمر دوست دارمممممممممم زیاد در حد گنده ازون لاتی هاش بچه ام عاشق ِ چشم ِ شکلاتی شده ام پا زمیـــن کوب ِ لب ِ آب نباتی شده ام بس کــه ایـن عشق درآورده بــه زانـــو من را چند وقتی ست که دلبسته ی ِ تاتی شده ام خنده های ِ تو بـــه من سرکشی آموخته است بی جهت نیست که شورشگر و خاطی شده ام زیر ِ بازارچه چون قیصر ِ چاقــو در دست خسته از اینهمه دلتنگی ِ لاتی شده ام حالی ام نیست فقط دست ِ تو را میخواهم گم در این شهر ِ شلوغ ِ قر و قاطی شده ام فکــر ِ من نیستی و من به تو می شم دلخوش ِ حس ِ قشنگ ِ تله پاتی شده ام! جای ِ دوری نرود یا بــه ی برنخورد دختر ِ خان! تو ببخشم که دهاتی شده ام قرعه ی ِ من به تـو هرگز نرسیدن افتاد من که قربانی ِ بغض ِ طبقاتی شده ام اسکولاری مهمان ویژه ی فردا شب ماه عسل.. (¯`’•.¸(¯`’•.¸*♫♪ funy faz ♫♪*¸.•’´¯)¸.• ‘´¯) لاتی ترین اس ام اس سال :برزیلتم به مولا (¯`’•.¸(¯`’•.¸*♫♪ funy faz ♫♪*¸.•’´¯)¸.• ‘´¯) به زنبور میگن میتونی ۷تا گل با هم بخوری؟میگه مگه من برزیلم؟؟! (¯`’•.¸(¯`’•.¸*♫♪ funy faz ♫♪*¸.•’´¯)¸.• ‘´¯) الان بزرگترین مشکلی که برزیلیا دارن اینه که نمیدونن به پیج ک. بچه ام عاشق ِ چشم ِ شکلاتی شده ام پا زمیـــن کوب ِ لب ِ آب نباتی شده ام بس کــه ایـن عشق درآورده بــه زانـــو من را چند وقتی ست که دلبسته ی ِ تاتی شده ام خنده های ِ تو بـــه من سرکشی آموخته است بی جهت نیست که شورشگر و خاطی شده ام زیر ِ بازارچه چون قیصر ِ چاقــو در دست خسته از اینهمه دلتنگی ِ لاتی شده ام حالی ام نیست فقط دست ِ تو را میخاهم گم در این شهر ِ شلوغ ِ قر و قاطی شده ام فکــر ِ من نیستی و من به تو می شم دلخوش ِ حس ِ قشنگ ِ تله پاتی شده ام! جای ِ دوری نرود یا بــه ی برنخورد دختر ِ خان! تو ببخشم که دهاتی شده ام قرعه ی ِ من به تـو هرگز نرسیدن افتاد من که قربانی ِ بغض ِ طبقاتی شده ام دید و ذهنیتی که ما از خودمون در ذهن دیگران ایجاد میکنیم وما ما در به وجود اودرنش سهیم نیستیم گاهی جامعه ،رسانه و یا حتی ممکنه یه فرد دیگه از ما تو ذهن دیگران تصویر سازی کنه بدون اینکه ما خودمون در اون دید نقش داشته باشیم.
مثلن تصویری که رسانه ملی از بچه های جنوب شهر در ذهن جامعه ایجاد کرده(تو ده سال اخیر) گند زده رفته:یه سری ادم احمق. هر ساله در حدود 1200 تا 1700 تار از اراضی شهرستان طارم به کشت محصول طالبی اختصاص می یابد که در سال جاری در حدود 10 تار از این محصول بصورت تو نلی و زیر پو شش پلا ستیک کشت گردیده که محصول آن بصورت پیش رس و 20 تا 30 روز زودتر از کشت معمول برداشت می گردد . از مزایای کشت محصول به این روش زودرسی محصول ، و فروش با قیمت بالا و تو لید محصول سا لمتر و صر فه جویی در مصرف آب ونهادهای کشاورزی می باشد. عمده ارقام تولیدی این شهرستان رقم آناناسی- هانی دیو و رسمی می باشد که از کیفیت بالاتری برخوردار می باشند و به همین دلیل قسمت عمده آن به سایر استانها حمل میگردد. طالبی از عمده محصو لاتی است که در کشت معمول از اوایل اردیبهشت و عمدتا به عنوان کشت دوم پس از برداشت سیر در اوایل داد کشت می شود.این محصول در اکثر روستاهای طارم کشت میشود بخصوص در روستاهای نزدیک حاشیه رودخانه قزل اوزن همانند روستاهای(( درام-آستاکل-هارون آباد-کو ن -مامالان- پاوه رودو....... جمله های فانتزی و استاتوس های کوتاه کل کل رفاقتی و مرامی توی این مطلب بهترین استاتوس های کل کل رفاقتی رو براتون گلچین :) میتونید چندتاشو باهم توی یه اس ام اس بنویسید و واسه رفیقتون ارسال کنید ;) … آقا ما ساقه طلایی ؛ شما رولت خامه ای :d
.
.
آقا ما ۲۴۰×۳۲۰ شما full hd :d
.
.
آقا ما غلام ؛ شما پدرام :d
.
.
آقا ما “صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش”
؛ شما “کپی برابر اصل ، ثبت با سند برابر است” :d
.
.
آقا ما کلیپس ؛ شما دختر :d
.
.
آقا ما : این الاغ هر یونجه ای که جلوش باشه میخوره !
شما : علف باید به دهن بزی شیرین بیاد :d
.
.
آقا ما جاوا ؛ شما آندروید :d
.
.
آقا ما هاشم بیک زاده ؛ شما لیونل مسی :d
. … نسیم
تو تهرانی که شده مد تازه لاتی و پره مازراتی
بگو واسه تو چی مونده؟
همه چی قرو قاطی نمی دونی حتی ب
ت با کی بوده سیاوش سیجل
نه نه نه نه نه فردا رو نمی خوایم
واسه فردا این همه راه و نمیایم
چسبیدیم امشب و یه وری، هر چی بشه میگم عشقم c’est لا وی
نیستیم سیندرلا، انقد میمونیم بیرون تا چین بره لا
پوستمون گود بشه همه زیر چشا, بگو کی این همه م*مه دیده یه جا (ها ها؟)
ماها تح*ریم نیستیم همگی سوخت میدیم نمیدونیم باهم سر چی دوست میشیم
دیگه شده مس ه برام، اینجا بس کمه سواد
از تفریح گذشته مصرف مواد
تهران شیکو پیک بود دیگه شیک نی رستوران بود و شده پیک نیک
تهران کارتونی بود ولی گرگ بردش خوردش میگ میگ
دیگه دیگه رینگِ ب شد چش نذاشته میان میگن سُک سُک
اش خشنن و زاخارش فشنن
ولی بازم حال میکنی باهاش مگه نه نسیم
تو تهرانی که شده مد تازه لاتی و پره مازراتی
بگو واسه تو چی مونده؟
همه چی معاملاتی نمی دونی حتی ب
ت با کی بوده بهزاد لیتو
آدما تهران شدن حـ ذب باد بد جوری دنبال وزه هان
دختره بغلم لم داد طبق معمول شده هولِ برنامه
چی بگم وقتی اون عمله بناعه الکلی تا اون که عملِ قلب داره
نمی شه دید فرق قشرارو، برقه چشمارو ولی بازم من
تهران میرم با لبِ خندون، یه دست به فرمون یه خط به دندون
چون اینجا همه گروه گروهن پشتت بد میگن خوب تو روتن
براِ لاش یشون با تو خوبن,کارشون جور شد جفت پارو توتن
شدن نصف دختر تو ایران ول آنتن میدن بد تر از ایرانسل نسیم
تو تهرانی که شده مد تازه لاتی و پره مازراتی
بگو واسه تو چی مونده؟
همه چی معاملاتی نمی دونی حتی ب
ت با کی بوده اوه اوهِ اوه اوه نسیم اگه دنیا اینه بذار دنیا بازی باشه
اگه اوضاع اینِ نزار دوزا پایین باشه
هر جایی بریم هر کاری کنیم بازم اینجاییم بازم اینجاییم علیرضا جی جی
راحــــت، زدیم شهرو با هــم
میخوایم خسارت ندیم ولی طاقت نداریم ما تا حد نداریم ما
میمونیم از ما میشنون صدا فانِ نه بیشتر از ۳ ماه
تهران مال ماِ ولی جای ما نی دیگه بالا شهر همه شدن قاطی پاتی
انتلکت، قمه کش تا معاملاتی همه بُر خوردن میری یه جا یه پارتی
آدم حس کوچه م من دیگه همه کوچ
این ور اونور,فراره, این شهر دیگه موندن نداره
یه موقعیی معیار خوب و ساده بود تحصیلاتو خونواده بود
قبل از این که پول و مایه بود، ولی الان
دیگه دخترا قشنگ میدونن با کی بخوابن
دختر چیه؟ اینا ماشین حسابن
با این حال اینجا عالی ِ فکرا خالی و تو درینک ها مالیِ نسیم
تو تهرانی که شده مد تازه لاتی و پره مازراتی
بگو واسه تو چی مونده
همه چی معاملاتی نمی دونی حتی ب
ت با کی بوده اوه اوهِ اوه اوه
اوه اوهِ اوه جی جی و نسیم دیگه منو تو نداره اینجا همه رد کردیم تک تکمون
الکی می زنیم الکی می خوریم الکی می کنیم
اینجا الکی خوشیم ولی تقصیر ما که نیست هست؟؟
این شهر اونی نیست که بزرگ شدیم توش
همرو میشناختیم چی شد گم شدیم توش
همه چی عوض شد همه چی عوض شد به جون مادرم نظر میدم . . . خب دیگه قسم خوردی باید نظر بدی به گزارش سایت فدراسیون و به نقل از روابط عمومی هیئت تکواندو استان البرز؛

دومین دوره مسابقات تکواندو جام باشگاه های استان البرز در اوزان دهگانه با حضور 280 تکواندوکار در قالب 28 تیم مدعی روز 28 آذرماه برگزار شد.
وی ادامه داد:در پایان رقابتها تیم یوسف با 64 امتیاز عنوان قهرمانی را از آن خود کرد و تیم های جنگجویان پیشگامان و سخایی ال. بسم الله الرحمن الرحیم
دوای بلاو ه وه ڤیرژنی نوی به رنامه ی سایجیک بۆ سیسته می ئه ندرید زۆر له براده ران گله یی ئه وه یان ده کرد یان داوایان ده کرد بۆ سیسته ئای ئۆئیس واتا ئایفۆن و ئایپاد ... بۆ دات نه به زاندووه منیش به باشم زانی ئه مه یان بۆ د ن که زۆر نایابه و خۆم تاقیم کردۆته وه هه ر له پلی ستۆری به خۆرایی ده توانی دایبه زینی تا ئه کاته خۆرایه حه زم کرد به کراکراوی بۆتان دابنیم به لام ده زانم زۆر تان کیشه تان بۆ دروست ده بی له به ر ئه وه ی زۆریک سیدیان نیه
به رنامه ی سایجیک بۆ سیسته می ios وه ک ئایفۆن و ئایپاد ئاپۆت و ئه م به رنا ما یه به ئۆفلاین ئیش ده کا واته به بی هیلی ئینته رنیت ڤیژنی ئه ساله v15.2.1 کیشی ئه م به رنامه یه : 90 mb له سه ر سیسته می ios 7 بۆ سه ره وه ئیش ده کا تیبینی : دوای دابه زاند ئه و ولاته ی ئه ته وی به پی قاره کان ده توانی دایبه زینی بۆ خۆرهه لاتی ناوه راست middle east هه لبژیره پاشان له نیویادا عیراق هه لبژیره یان هه ر ولاتیکی تر که تۆ بته وی وه زمانی کو ی تیدایه دوای دابه زاندن ده توانی زمانی کوردی بۆ هه لبژیری له سیتینگی زمان فه رموون https://itunes.apple.com/us/app/sygic-gps-navigation-offline/id585193266?mt=8
گفتم:  قبول داری که دین ، سیاست هم دارد و دینی است؟ بزبان (به قول خودش) لاتی شیرین رودسری گفت:  بله، قبول دارم. دین "لاکردار" دین است.  گفتم:  خوب، می توانیم معتقد به باشیم و معتقد به اصل    نباشیم؟ اصل می گوید: در هرعصری کارشناسان دین یعنی فقها، از میان خودشان، یک نفر را که فقیه  و عادل  و. قلات شاه : دربخشی از زاگرس شمالی کوهستان وسیعی در میانه ای پیرانشهر - مهابادقرار داردکه قلل نسیتا بلندی بنامهای سپی سنگ،میدان استر،میدان بلک balac -قلات هلمه helme قلات شاه به آن زیبایی ویژه ای در فصول مختلف سال مخصوصا در زمستان وبهارمی دهد.بر روی قلات شاه آثار هوده ها.و سنگ چینی مختلفی همراه با سفالهای دوران مانایی وماد مشاهده می شود .(1100-550 قبل از میلاد) .
در حدود چهل سال قبل با پژوهشها ی میدانی خودم ومراجعه به متون تاریخی وکتیبه های مکشوف نینوا در کورساوی یا خورساباد مندرج در تاریخ ماد دیا وف ودیگر مستندات نتیجه گرفته شد که این قلعه باستانی با دژ یادشده دیا وف بنام بوشتو (boshtoo) مقایسه و هماهنگی کامل در این رابطه بدست آمد. این موضوع موجب درج بخشی از یادمان نوشته شده در کتاب تمدن مهاباد از راقم این سطور باشد . این کتاب در سال 1373 توسط نشر هور در تهران منتشر شد. تصویر ذیل زیبایی بوشتو را در مورخ 8-2-1385 نشان می دهد.
قه لاتی شای boshtoo :
کویستانه دلرفین و بلینده کانی نیوان پیرانشار و مهاباد چه ند لوتکه ی به رز وناوداری هه نه که بریتین له سپی سه نگ،مه یدان ئه سته ر،مه یدان به له ک ،قه لاتی هیلمی ،قه لاتی شای ...که له چوار وه رزی سال دا به تایبه ت به هار وزستان رازاوه وره نگینه . له دوندی قه لاتی شای شوینه واری میژوویی سه ر ده می مانا و ماده کان هه لبه ستراوه.چل سال له مه و به ر لیکو لینه وه م له سه رکردو وه دوایی به هوی به رده نوس وسواله ته کان ونوسراوه میژووییکانی که له لایه ن دیا وف وبه لگه کانی تر به م ئاکامه گه یشتم که قه لاتی شای له کاتی خوی دا به ناوی بوشتو ناسراوه . ئه م به رهه مه م له په ر توکی شارستانیتی مهاباد که له لایه ن بلاووگه ی هوور که له تاران ده رچوله نوسیومه و له سالی 1373 هه تاوی بلاو بوته وه .......
ئه م وینه یه قه لاکه ی له روژی 8-2-1385 نیشان ئه د این مطلب بدون دستکاری و تغیر از صفحه محمود پدرام نقل شده است هاورى و هاوشارى به ریزم ماموستا مەحموود پێدرام ناسراو بە ماموستا " زۆزان " ڕێکەوتی 1ی خەرمانانی 1328ی هەتاوی لە گەڕەکی مزگەوتی سووری شاری مەهاباد لە دایک بووە.
تەنیا ساڵێک لە تەمەنی تێپەڕ نەببوو کە باوکی بە جێی هێشتن و زماوەندی کردۆتەوە و مەحموودی یە اڵانەی لە تەک دایکی واتا " فاتمە داربەری " بە تەنیا جێ هێشتووە... باوکی محەممەد کوڕی عەبدوڵڵا کوڕی میرزا وەلی کوڕی میرزا محەممەد کە خۆی و باوکی کەوش دروو بوون و هەر بەو بۆنەوە شۆرەتی پینەدوزیان هەڵبژارد و دوایی بوو بە مۆئەیدزادە و دواتر ماموستا مەحموود شۆرەتی " پێدرام " ی بۆ خۆی هەڵدەبژێرێ...
ماموستا پێدڕام دەڵێ: هەر چەند بنەماڵەی باپیرم زەمانی خۆی ماڵ و سەروەتێکی زۆریان هەبوو، بەڵام کە گەیشتە من هیچیان نەماو بە چەرمەسەرێکی زۆر توانیم بخوێنم و تا ڕادەی دیپڵۆم لە شاری مەهاباد درێژە بە خوێندن بدەم.
دوای تەواو ی خزمەتی سەربازی لە شارەکانی تاران و ورمێ و پیرانشار و مەهاباد، بە چەشنی پەیمانی لە شاری شیراز لە ڕێک اوی گشتی پارێزگاری لە شوێنەوارە مێژوویی یەکان (سازمان ملی حفاظت اثار باستانی) دامەزراوە و دوا بە دوای ئەو لە ساڵی 1353ی هەتاوی لە زانست شاری ئیسفەهان لە بەشی مێژوو و ئێران ناسی درێژەی بە خوێندن داوە ، دوای تەواو ی خوێندن لە وەزارەتی پەروەردە و ڕاهێنان ( اموزش و پرورش) بۆ ماوەی دە ساڵ بووە بە ماموستای وانە بێژ، لە ساڵی 1357ی هەتاوی بۆ جارێکی تر بانگهێشتی ڕێک اوی میراتی کلتووری ( سازمان میراث فرهنگی) کراوەتەوە و بە عەشق و ئەوین بە وڵات و کوردستان درێژەی بە خزمەت داوە . بەڵام وەک بۆ خۆی دەڵێ " پاوانخوازان و نەیاران نەیانهێشت بەو چەشنەی دەمەویست درێژە بە خزمەت بدەم " هەر بۆیە 3 ساڵ و 3 مانگ خزمەتی حکومیەکەم هەڵواسراو و بە هەزار چەرمەسەری خانە نشین کرام، بەڵام ئیش و کار و باری فەرهەنگیم کۆتایی پێ نەهات... لە چالاکێ بە نرخەکانی ئەو ماموستا ماندوو نەناسە دەتوانین ئاماژە بکەین بە: 1 _ دیتنەوەی بەردە نەقشاویەکانی خڕێ هەنجیران لە زەویەکانی کامەمی سەر باشاری مەهاباد لە ساڵی 1346ی هەتاوی و ناساندنیان بە ڕێک اوی گشتی پارێزگاری لە شوێنەوارە مێژوویی یەکان(سازمان ملی حفاظت اثار باستانی)
2 _ نووسینی وتارگەلی مێژوویی ناوچە لە ساڵەکانی 1346ی هەتاوی تا 1353ی هەتاوی وەک : فەقرەقا ، پردی سووری مەهاباد ، پردی سوڵتان زێڕاندۆڵ ، کاروانسەرای کورتەک ، کۆشکی خات زارا ، کاروانسەرای تاجرباشی مەهاباد ، کاروانسەرای سیمون مەهاباد ، حەمامی میرزا ڕەسووڵ ، حەمامی لەج و... کە تاقمێکیان لە گۆوارەکانی بە ناوبانگی ئەو دەم وەک گۆواری "هونەر و مەردوم " بڵاو بوونەتەوە...
3 _ ئامادە ی وتارگەلی مێژوویی و باستانشناسی وەک : کاروان سەرای خان خۆرێ و کاروانسەرای خان زنیان لە فارس و درودزەن لە مەرودەشتی فارس لە ساڵەکانی 1351ی هەتاوی تا 1353ی هەتاوی
4 _ نووسینی وتارێکی ڕێک و پێک لە سەر قەڵای دم دم و بڵاو ەوەی لە گۆواری " هونەرو مەردوم بە ژمارە 131و ناساندنی ئەو بە ڕێک اوی گشتی پارێزگاری لە شوێنەوارە مێژوویی یەکانی ئاندروان(سازمان ملی حفاظت اثار باستانی)
5 _ دۆزینەوە و ناساندنی شوێنەواری مێژووی پێش زایینی " عەقرەبلو " لە دەورووبەری بۆکانی پێشوو و سایین قەڵای ئەوڕۆیی بە رێک اوی میراتی فەرهەنگی
6 _ دۆزینەوەی کەتیبەی بەردەمافور لە نزیک گوندی لکبن سەر بە شاری پیرانشار و ناساندنی بە رێک اوی میراتی فەرهەنگی
7 _ ناساندنی حەوزخانەی سوننەتی کە لە شاری مەهاباد هەبوون وەک حەوزخانەی شادەروێش ، حەوزخانەی ڕۆستەم بەگ ، حەوزخانەی عەباس ئاغا و ناساندنیان بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
8 _ ناساندنی حەمامی کۆنی سەردەشت و پردی قەڵاتاسیان و مزگەوتی بێژوێی سەر بە ئالانی سەردەشت بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
9 _ نووسینی کتێب گەلی : تەمەدونی مەهاباد ـــ مەردوم نگاری مەهاباد ـــ مەردوم نگاری سەربەندی ئەراک ـــ مەردوم نگاری کەنداوی تەورێز ـــ ەر زەردەشت ـــ نامەی نەشمیل ـــ مەهاباد لە ڕەوگەی زەردەشت ــــ پەیوەند و چیرۆکی هەمەدان ـــ کە تاقمێکیان چاپ و تاقمێکیان چاپ نەبوون.
10 _ پێشکەش ی زیاتر لە 100 پڕۆژەی لێکۆڵینەوەی تلویزیۆنی و ڕادیۆیی لە کەناڵەکانی ناخۆ و دەرەوەی وڵات
11 _ ناساندنی مزگەوتە جوانەکەی حەمامیان سەر بە شاری بۆکان و گڵکۆی سەردار و ئاسەواری بە شکۆی بی بی کەند و فەرهاد تاشی بۆکان بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
12 _ ناساندنی مزگەوتی جامیعی شاری تیکاب و قەڵای ساعد سوڵتان بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
13 _ ناساندنی تەپۆڵکەی مێژوویی و پڕ بایەخی سایین قەڵا و یەخچالی کۆنی ئەوێ بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
14 _ دۆزینەوە و ناساندنی حەمامی مێژوویی باروق و ئیمام زادە تاجەدین عەلی و مزگەوتی تاق و پردی میرزا ڕەسووڵ هەڵکەوتوو لە ڕێ مەهاباد ـــ میاندواو بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
15 _ ناساندنی پردە مێژوویەکەی بەردە زەرد یا مەیمەندی نەغەدە بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
16 _ ناساندنی قەڵاتی سینگانی شاری شنۆ بە ڕێک اوی میراتی فەرهەنگی
ئێستاش ماموستا مەحموود پێدرام لە شاری مەهاباد نیشتە جێ یە و بەردەوامە لە خزمەت بە مێژووی نیشتمان ئه و شیعره ى بو سه ر گوره که ى کوتو
وه رن یاران مه که ن شیوه ن که شادم که شادی شادم و ناچن له یادم
هه یاران ه یاران هه ر وه جاران
گه مه وشادی بکه ن به یادم تا له یادان ..... امروز رفتم پیش یه مشاور و قرار شد هشت جلسه ببینمش و مشاوره کنیم. همون برخورد اول خوشم اومد از برخورد و سوادش، خیلی ساده هم صحبت می کرد و از همه مهمتر جوون و امروزی بود و می دونم که درد من و خیلی از همسالان منو درک می کنه. مثل مشاور قبلیم نبود که فلسفه و عرفان نظری و... رو چاشنی روان شناسی کنه و به خوردم بده و در نهایت با محافظه کاری تمام ا. جوک و شوخی کاربران اینترنت پس از باخت برزیل در مقابل آلمان هم اکنون برای بغل مادر اسکولاری راهی برزیل شد ! . مربى آلمان توی توییترش از هوادارن این تیم خواسته که اگه نحوه ى گل زدن بخصوصى مد نظرشون هست بگن که اونجورى براشون گل بزنن.. . الان برزیل توپ و برمیداره میگه : برید تو کشورای خودتون بازی کنید . مورد داشتیم پرسیده بازیه آلمان چند چنده,گفته الان؟ یا الان؟ . از این به بعد موقع خواب، بجای اینکه بشمرم، حساب می کنم که مثلا اگه بازی ۵۰۰ دقیقه طول می کشید، آلمان چندین گل دیگه به برزیل می زد؟ . فکر کنم آقوی همساده رفته ورزشگاه بلوهوریزنته و نشسته میان طرفداران برزیل یعنی له له ان
داغون شدن . خبر مهم
نیمار رو میخوان برای نیمه دوم با ویلچر بفرستن تو بازی . خبر فوری :
مجید جلالی برای جانشینی اسکولاری اعلام آمادگی کرد . الان بزرگترین مشکلی که برزیلیا دارن اینه که نمیدونن به پیج کی باید حمله کنن!!!به نظرم واسه دس گرمی ام که شده میتونن از پیج مسی شروع کنن!!!! . اسکولاری مهمان ویژه ی فردا شب ماه عسل.. . جواد خیابانی همین الان پیغام دادن که:
.
.
.
.
.
اگه ‫برزیل‬ ۷ تا گل نزنه، ‫آلمان‬ قطعا بازی رو میبره =)) .
لاتی ترین اس ام اس سال : برزیلتم به مولا
. برا ۲۰ دقیقه باقی مونده علیرضا حقیقی رو بدید ‫‏برزیل‬ … .
به زنبور میگن میتونی ۷تا گل با هم بخوری؟میگه مگه من برزیلم؟؟! جوک و شوخی کاربران اینترنت پس از باخت برزیل در مقابل آلمان سلامتیه اونی که مارو همینجوری که هستیم دوست داره وگرنه بهتر از مارو که همه دوست دارن...... سلامتی پنگوئن.... که یه ذره قد داره ، اما بازم لاتی راه میره!!! سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ! به سلامتی پدر بزرگـا که یه بار هم خوجگل ، جوجو ، عسیسم نگفتن ولی با زنشون ۵۰ سال عاشقانه زندگـــی . . . به سلامتی اونی که بی . سلام به عشق خودم،منظورم وبلاگمه!
آخه یه جورایی فال این لاوش شدم رفته!
همه وراجی هام را با لذت گوش میده و اعتراضی نمیکنه!
همه غر زدنام...
همه آرزوهامو...
همه خاطره هامو...
همه شادی هامو...
موفقیت هامو....
خلاصه همه چی!
این شد که بعد از دو واحد درس خوندن و 1:30 درس زود پاشدم اومدم چند خط بنویسم البته قراره تا 7 دوباره برگردم!
تعهد دارم دیگه...
این یه سال همش تعهده...!
و منم باید بهش عمل کنم،یعنی خودم اینجوری خواستم و دوست داشتم!
بگذریم...
ب یه چند تا نوشته تو یه دفتر دیدم که فکر کنم سوم دبیرستان نوشته بودم به عنوان اصل های زندگی من!
خلاصه با چند تا موردش حال گفتم اینجا هم بزارم یادگاری باشه واس آینده!
اصل های زندگی من
1-هیچ وقت چیزی نگو و کاری نکن که بعدا پشیمون شی یا حسرتش رو بخوری
اگه گفتی یا انجام دادی،ازش فقط درس بگیر،اصلا بهش فکر نکن و اهمیت نده و هیچ وقت تکرارش نکن،فقط یه پله کن زیر پات برای پیشرفت بیشتر!

2-به هیچ بیشتر از کپنش محل نده و اهمیت نده چه با حرف چه با یه کار چه با حتی یک لبخند!

3-با کاری که ضد ارزشهای توست و خوشت نمیاد مخالفت کن و مخالفت خودتو لفظا یا با بی محلی و تنبیه نشون بده!

4-نشون بده که آرزوهات برات مهمه با تلاش برای رسیدن بهشون نشون بده که ارزشهات مهمن با دفاع از ارزشهات،نشون بده که زندگیت برات مهمه و ازش تا میتونی لذت ببر!

5-هر اتفاقی،هر اتفاقی! افتاد...درستو با جون و دل بخون و ادامه بده،روزی نباشه که چیزی یاد نگیری هر روز تو درس پیشرفت کن و ساعت مطالعت رو افزایش بده،هیچ فکری،هیچ اتفاق و هیچ نمی تونه مانع درس خوندنت بشه!

6- هیچ وقت بیخیال آرزوهات نشو،هیچ کدووووم!
یک درصدم از اعتماد به نفست کم نکن...
همیشه محکم وایسا...
محکم حرف بزن...
و محکم عمل کن
حتی اگر کار اشتباهی کردی محکم پاش وایسا نشون بده یه مردی!

7-مهم نیس چع اتفاقی میوفته مهم اینه که تو چجوری باهاش برخورد میکنی!

8-بد دهنی و لاتی حرف زدن شخصیت آدمو فقط میاره پایین تا میتونی دوری کن ازش هرچند الان خیلی رایج شده حتی تو قشر تحصیل کرده!

9-قیاقه گرفتن و غرور الکی ممنوع،فرش شدن و خاکی شدن زیاد هم ممنوع
نسل سیگار تو تاریکی با اهن صادق
نسل خالی عقده رو پیک عرق با اهن سورنا
نسل عشق لاتی با اهن حصین
نسل مشتی گری با اهن هیچ
نسل خود خوری با اهن بهرام
نسل تفکر با اهن پیشرو و عرفان
نسل افسوس خوردن برای دیگران با اهن شاهین
نسل تخیلـات با اهن زد بازی
نسل انسان دوستی با اهن یاس و زد بازی
ما نسـل سوختـه ایم ، به س. دختره پست گذاشته:دوس پسرم بعد دوماه میخواد برگرده...
یه پسره کامنت داده:
غلط کرده مرتیکه ...مگه شهر هرته!!!
دهن ما سرویس شد انقد پستای غم انگیزتو لایک کردیم...!!! آقا تا حالا شده یه شکلات بگیره لهتون کنه؟:
.
.
.
.
هیچی دیگه به یه پسره گفتیم اگه برای هرکی لاتی واسه ما شکلاتی :(
بعدش دیگه انا لالله و انا الیه راجعون. در این مقاله به بیان نظریات مطروحه در روانشناسی و جرمشناسی در مورد رابطه فیزیک افراد با ارتکاب جرم احتمالی از سوی آنها می پردازیم. «چه چیز در بدن آدم می گذرد که یک رفتاری از شخص صادر می شود که مجرمانه است ؟» در این باب دو نظریه وجود دارد :الف )انسان دارای سرشت و فطرت خلاف کار و خطا کار است . (همان طور که رنگ موی انسان با او همراه است ، جن. ی از دست ِ این آروم و قرار نداره آخه تورو خدا یه نگاه به منه عملی ید
ببینین به من میاد با این گردن کلفت طرف شم
نه؟!
رضایت ِ شو بگیر واله مهمونی
خیلی ممنونم جناب سروان
خیلی ممون
نوکرم
خیلی ممنونی؟!
اگه ندادم این پاتم عین ِ اون پات کنن؟!!
حالا میبینیم ..
میبینیم ...
تو ببین منم میبینم !
ببین اصغر آقا اگه رضای. در رابطه با شکرِ جدیدی که ترامپ خورده، به عنوان یه سناتورِ قاطع و وطن پرست و ایران دوست نتونستم بی تفاوت باشم و در اسرع وقت یه تماس با دونالد داشتم و بهش گفتم: فکر کردی با این کار خیلی لاتی؟!! تو هنوز واسه ما همون شکلاتی! از نوعِ قهوه ایش! اونم سوخته و تو ی طور! شکلاتِ خاصی که مخصوصِ رژیمِ خاصِ خودته و مثل وعده ی غذایی هرچند وقت یه بار میخوری و ازش سیر نمیشی! قطعأ بازم از این شکلات خواهی خورد و ازش زده نمیشی! چون معده و روده هات عادت به طعمش. شرطی شدی به خوردنش! هنوز اجازه حرف زدن بهش نداده بودم و کف کرده داشت گوش میداد که با این حرفم تیر خلاصو زدم بهش: ببین داغانِ روان پریشِ عقده ای! هرچی بینِ بود تموم شد! دیگه رفاقتی بین ما وجود نداره! اون ل هایی هم که واسه رئیس جمهوریت کوفتت شه! حناق شه بچسبه تنِ گلوت گواتر بگیری!! اون دعوا هایی که تو مدرسه بعد زنگ آ بخاطر رفاقت باهات هم کزاز بشه بیفته به جانت داغان! چقدر نمره ها و انضباطم بخاطر توئه چلغوز اومد پایین که تهش اینجوری به کشورم و مسلمون ها ضربه بزنی!! ببین اون ساندویچ هایی که تو زنگ تفریح ها باهات نصف هم انگل بشه بیفته به روده هات! چقدر کتلت دادم بهت نامرد! کتلت نشناس!! تو تف هم بلد نبودی بندازی خودم بهت یاد دادم، تو رو چه به پولدار شدن و ریاست جمهوری! من بهت یاد دادم چجوری زمین های خالی و بی سکنه رو تو شمالِ میشیگان و غربِ کالیفرنیا و جنوبِ شرقیِ واشنگتن ب ی که هیچ فکرشم نمیکرد یه روز خیابون اصلی از کنارشون میگذره! من بهت یاد دادم داغان!! خلاصه که کوفتت شه همه ش! در آ هم بهت بگم که هم از تلگرام بلاک و ریپورتت ، هم دادم رفقا بلاکت کنن تا کلأ ریپورت شی! اینستا هم دادم بروب بریزن تو پیجت طرحِ ده هزارتا صلوات راه بندازن بره تو چشت! شماره زنتم دادم به عنوان فروشنده ی ترشی تو واشنگتن پست تبلیغشو زدن! اون دخترتم... استغفرالله!! دیگه هم بهم زنگ نزن! بای فور اِوِر داغان!!!
بعدِ این قطع رابطه دونالد قطعأ افسرده و سردرگم خواهد شد و احتمالِ خودکشی و زدنِ رگ هم هست! من وظیفه م رو انجام دادم در این موضوع! شما هم راضی باشین! + این تظاهرات رو هم من راه انداختم! بسم الله الرحمن الرحیم به نا وی خوای گه وره و مهره بان خوش هاتی مانگی خیروبه ره که ت. مانگی ره مه زان مانگیکه که خوای گه وره تایبه تی داوه به پاداشته گه وره کانی وه چاکه کاریه کانیه وه ، وه ئه و مانگه ش گه نجینه ی له بو خوا ترسان وریره وانی راستی . خوای مه زن ده فه رمویت: : (( شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّ. کرامت ناگفته ای از حضرت (ره) در جماران تمام آینده یک جوان تا لحظه مرگش را به او می گوید آیت الله مهدی احدی از اساتید حوزه علمیه قم و صاحب تفسیر فروغ : حدود 20 سالی است به مدت 10 روز ، بعد از صبح ، جلسه ای داریم در شهرمان بابل . روزی وقتی از منبر پایین می آمدم ، دیدم آقایی که همیشه جلوی منبر می نشست و اتفاقاً اهل اشک هم بود آمد و گفت : حاج آقا یک وقتی به من می دهی ؟ گفتم : اتفاقاً خیلی دلم می خواهد با هم حرف بزنیم . شما 10 ساله پای منبر من می آیی اما یک حرف با من نمیزنی .تشریف بیاور . ( ایشان بسیار باادب سلام میکرد و هیچ چیزی هم نمی گفت - نوارش هم هست و دادم به نشر آثار -) ایشان به منزل ما که در روستایی در بابل است آمد . گفت :حاج آقا دیگه می خواهم بگم . گفتم :بگو گفت : من جوان لاتی بودم در شهر ، تا اینکه انقلاب پیروز شد . یک مرتبه همه داشتند با یک مینی بوس به جماران خدمت می رفتند ؛ به من گفتند تو هم بیا دیگه ! گفتم : بابا ! ما و این همه معصیت ... اما سید را دوست داشتم . به هر حال ما هم آمدیم جماران خدمت . آن روز ملاقات نداشت اما مردم آنقدر شعار دادند که حاج احمد آقا گفت : شما صبر کنید ساعت ده و نیم به بعد بیایید دست را ببوسید و بروید . ما هم ساعت ده و نیم به صف برای دست بوسی ایستادیم ؛ همه دست را بوسیدند تا نوبت به من رسید . تا آمدم دست را ببوسم ایشان دستشان را کشیدند ! من خیت شدم و هم فهمید که من خیت شدم . تو همان حال و هوای لوطی گری و لاتی با خودم گفتم :بابا مرد حس برای همه داشتی ، اما برای من دست کشیدی ؟ خوب اگه میدونستم نمی آمدم . بعد آمدم که از درب بروم بیرون ، محافظ برگشت و گفت : آقای فلان ! جوان ! شما بیرون نرو . با خودم گفتم نکند می خواهند من را بازداشت کنند ؟ مجدداً محافظ گفت :به شما میگویم نرو ! با شما کار داره . منتظر ماندم تا همه دست را بوسیدند و رفتند . من رفتم داخل اتاق و دیدم حاج احمد آقا هم داخل اتاق نشسته است . با اشاره به حاج احمد آقا فرمود برو بیرون . بعد فرمود : دستم را کشیدم ناراحت شدی ؟ گفتم :بله آقا . اینها همشهری های من هستند ، همه دستتان را بوسیدند چرا من نه ؟ فرمود :پسرم چرا نمی خوانی ؟ گفتم : تو از کجا می دانی من بی م . فرمود :پسرم چرا گناه میکنی ؟ خدا چه بدی به تو کرده ؟ گفتم :حاج آقا شما از کجا می دانید ؟ فرمود :شما هم به این مقام می رسید ، عمل کن به دینت . بعد انگشترشان را درآورد و گفت :این انگشتر مال تو ، به ی نگو ، و انگشتر را به من داد . بعد فرمود :تو خوب میشوی ، خوب میشوی ! و با دختر یک آیت الله ازدواج میکنی ، بعد که ازدواج کردی بچه دار نمیشوی ، راه کربلا باز میشود . در سفر اول کربلا نه ، در سفر دوم پایین پای حضرت عباس (ع) ایست قلبی میکنی و می میری و تو را کنار قبر حضرت عباس (ع) دفن میکنند ! ولی این مطالب را به ی نگو . حاج آقای احدی همه مطالب تا اینجا درست بود . داماد یکی از آیات شدم ( آقای احدی : اسمش را بگویم می شناسید) بچه دار هم نشدم . سفر اول کربلا را رفتم و حالا دومین و آ ین سفر کربلای منه . کل مطالب را بر روی نوار هم ضبط . همه را گفتم . فقط سّر من را بدونید . اگر من از دنیا رفتم مطلب را آشکار کنید . ( این نوار به نشر آثار هم فرستاده شد ) بعد ایشان رفت کربلا و ما منتظر بودیم . درست کنار قبر حضرت عباس (ع) در حال زیارت نامه خواندن ایست قلبی کرد و از دنیا رفت . آمدند که او را برای دفن از حرم بیرون ببرند ، خدام حرم حضرت عباس (ع) آمدند و گفتند : کجا ؟ حضرت عباس (ع) به ما پیغام داده که این مرد را پایین پای من دفن کنید . الان کفشداری حضرت عباس (ع) که میروید ، در پایین پای حضرت دفن است . بالایش نوشته شده عباس مرندی . اس ام اس خنده دار باخت پرگل برزیل مقابل آلمان در جام جهانی sms brazil yekdost.ir اس ام اس خنده دار باخت پرگل برزیل مقابل آلمان در جام جهانی پس از باخت تحقیر آمیز برزیل میزبان بازی های جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل در مقابل آلمان در نیمه نهایی جام جهانی کاربران اینترنتی اس ام اس و جملات خنده داری درباره این موضوع تهیه کرده اند . هم اکنون برای بغل مادر اسکولاری راهی برزیل شد !. :: :: مربى آلمان توی توییترش از هوادارن این تیم خواسته که اگه نحوه ى گل زدن بخصوصى مد نظرشون هست بگن که اونجورى براشون گل بزنن… :: :: الان برزیل توپ و برمیداره میگه : برید تو کشورای خودتون بازی کنید. :: سایت تفریحی :: مورد داشتیم پرسیده بازیه آلمان چند چنده,گفته الان؟ یا الان؟. :: :: از این به بعد موقع خواب، بجای اینکه بشمرم، حساب می کنم که مثلا اگه بازی ۵۰۰ دقیقه طول می کشید، آلمان چندین گل دیگه به برزیل می زد؟. :: :: فکر کنم آقوی همساده رفته ورزشگاه بلوهوریزنته و نشسته میان طرفداران برزیلیعنی له له ان
داغون شدن. :: اس ام اس جدید :: خبر مهم
نیمار رو میخوان برای نیمه دوم با ویلچر بفرستن تو بازی. :: :: خبر فوری :
مجید جلالی برای جانشینی اسکولاری اعلام آمادگی کرد. :: :: الان بزرگترین مشکلی که برزیلیا دارن اینه که نمیدونن به پیج کی باید حمله کنن!!!به نظرم واسه دس گرمی ام که شده میتونن از پیج مسی شروع کنن!!!!. :: :: اسکولاری مهمان ویژه ی فردا شب ماه عسل… :: :: جواد خیابانی همین الان پیغام دادن که:
:: :: اگه ‫برزیل‬ ۷ تا گل نزنه، ‫آلمان‬ قطعا بازی رو میبره =)). :: ::
لاتی ترین اس ام اس سال :برزیلتم به مولا :: ::
برا ۲۰ دقیقه باقی مونده علیرضا حقیقی رو بدید ‫‏برزیل‬ …. :: ::
به زنبور میگن میتونی ۷تا گل با هم بخوری؟میگه مگه من برزیلم؟؟! :: :: اس ام اس خنده دار باخت پرگل برزیل مقابل آلمان در جام جهانی sms brazil yekdost.ir اس ام اس خنده دار باخت پرگل برزیل مقابل آلمان در جام جهانی پس از باخت تحقیر آمیز برزیل میزبان بازی های جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل در مقابل آلمان در نیمه نهایی جام جهانی کاربران اینترنتی اس ام اس و جملات خنده داری درباره این موضوع تهیه کرده اند . هم اکنون برای بغل مادر اسکولاری راهی برزیل شد !. :: :: مربى آلمان توی توییترش از هوادارن این تیم خواسته که اگه نحوه ى گل زدن بخصوصى مد نظرشون هست بگن که اونجورى براشون گل بزنن… :: :: الان برزیل توپ و برمیداره میگه : برید تو کشورای خودتون بازی کنید. :: سایت تفریحی :: مورد داشتیم پرسیده بازیه آلمان چند چنده,گفته الان؟ یا الان؟. :: :: از این به بعد موقع خواب، بجای اینکه بشمرم، حساب می کنم که مثلا اگه بازی ۵۰۰ دقیقه طول می کشید، آلمان چندین گل دیگه به برزیل می زد؟. :: :: فکر کنم آقوی همساده رفته ورزشگاه بلوهوریزنته و نشسته میان طرفداران برزیلیعنی له له ان
داغون شدن. :: اس ام اس جدید :: خبر مهم
نیمار رو میخوان برای نیمه دوم با ویلچر بفرستن تو بازی. :: :: خبر فوری :
مجید جلالی برای جانشینی اسکولاری اعلام آمادگی کرد. :: :: الان بزرگترین مشکلی که برزیلیا دارن اینه که نمیدونن به پیج کی باید حمله کنن!!!به نظرم واسه دس گرمی ام که شده میتونن از پیج مسی شروع کنن!!!!. :: :: اسکولاری مهمان ویژه ی فردا شب ماه عسل… :: :: جواد خیابانی همین الان پیغام دادن که:
:: :: اگه ‫برزیل‬ ۷ تا گل نزنه، ‫آلمان‬ قطعا بازی رو میبره =)). :: ::
لاتی ترین اس ام اس سال :برزیلتم به مولا :: ::
برا ۲۰ دقیقه باقی مونده علیرضا حقیقی رو بدید ‫‏برزیل‬ …. :: ::
به زنبور میگن میتونی ۷تا گل با هم بخوری؟میگه مگه من برزیلم؟؟! :: :: ت ت آهنگ مغز از رضا پیشرو

دوباره در روی مغز باز
13-92
دوباره کلمه دردسر سازه
تهران-021
زندگیه من سایزه تو نیست
تو میترسی از سایه پلیس
***ه به پلیس
یادته؟میومدی محله ما پاچه خوری
یادگیری لاتی
آره بام پیچید بازی
اگه تو تکنیکی داشتی از ما بود
اخلاقای رمز آلود
پاتوقت م وبه س گندهاش رفیقامان داشی<. بعضی اتفاق ها در زندگی اجتناب ناپذیر است، آدم نمی داند کی پیش می آید ولی پیش می آید. آدم می ماند که این پیش آمد خوب است یا بد؟ تشخیصش سخت است... کامران کلی سوغاتی برای و پسر و زنش و بچه های ... آورده بود که وقتی در تهران کلا تحویلش نگرفتند، سوغاتی ها روی دستش ماند. قرار شد من بعضی از آنها را روی سوغاتی هایی که برای خانواده خودم یدم بگذارم. با حوصله تو کیسه های جدا سوغاتی ها را گذاشتیم. این مال ثمین، این مال شوهرش، این مال شهرزاد... با هم کیسه سوغاتی ها را به خانه مادر بردیم. طبق روال همیشه، ثمین و شوهرش روی مبل لم داده بودند. من اول از همه سوغاتی ثمین رو بهش دادم، یک عطر بود و چند قلم لوازم آرایش... ثمین خانم یه طوری با شک لوازم آرایشی رو نگاه می کرد انگار خمیر دندون دستش دادم. سامی (شوهرش) بارکد کنار قوطی عطر رو نگاه کرد و گفت این کریس اند دیور fake است!!! بارکدش با 8 شروع میشه مال فرانسه است نه مال !    من وا رفتم! بغض از بی چشم و رویی اینها!    سامی که انتظار محبت از ما نداشت، حالا انگار هول کرده بود و هدیه ما را بی ارزش جلوه می داد. یهو کامران جلو اومد و گفت: صد دفعه گفتم جنس فیک نگیر، می فهمند! به حرف من گوش نمی کنی خانومی!    بعد لوازم آرایشی و عطر را از دست ثمین گرفت و تو کیسه کرد و داد به من.  ثمین من و من کنان گفت: حالا اشکالی نداره من بر می دارمشون، زحمت کشیدین آوردید.     کامران هم گفت: امکان نداره بذارم بیتا جنس فیک دست فامیلش بده.زبان   یکی نبود بگه نابغه ها این لوازم آرایش ها همه مارک فرانسوی اند و باید فرانسوی باشه... شهرزاد زرنگی کرد و اومد کیسه رو قاپید و گفت: باجی جان (خواهر جان) من این عطر کریستین دیور فیک فرانسه رو بر می دارم!     حالا مگه میشه از شهرزاد چیزی رو پس گرفت!خنده    سوغاتی سام رو هم کامران نگذاشت بدهم.    سوغاتی های کامران رو روی سوغاتی های مامان گذاشتیم و سوغاتی هاش زیاد شدند. شهرزاد چشماش گرد شد و گفت: باخ بیتا! منی اوز ننه ان حساب لادا!  (من رو مادر خودت حساب کن دیگه!نیشخند)   بعد به مامان گفت: کلید درب گاراژ رو بده!   گفت: واسه چی؟   شهرزاد گفت: تا سوغاتی هات رو با وانت داخل بیاریم  !! مامان چنان با ذوق سوغاتی ها رو برانداز کرد. عین بچه ها دونه دونه روی میز عسلی چید. عینک اش را زده بود و یکی یکی با حوصله بازشون می کرد و نگاهشون می کرد. بعد با موبایلشون ازشون ع گرفت تا واسه ام بفرستد! در تمام این مدت کارد را در دل ثمین خانم می چرخاندند. او و شوهرش دلخور روی مبل نشسته و قیافه گرفته بودند!  مامان که رفت آشپزخونه پی غذا، سام نمی دونم چرا لحن لاتی گرفت و خطاب به کامران گفت: داداچ می خوای بگی گنده شدی و تیکه می پرونی و ما نمی فهمیم...  یکهو کامران گفت: داداچ؟ فکر کردی با کی طرفی؟ من بچه سه راه زندانم ها! حرمت نگه نداری جلو زنت از پریز می کشمت بیرون که دیگه صدات درنیاد!      من با دهن باز و چشمهای گرد همینجور به کامران نگاه می .  این که یک آدم آرام و مودب ناگهان تغییر لحن می دهد خیلی ترسناک است.  کامران را از محل حادثه کشیدم و بردمش تو آشپزخونه.  نگاه خیره من را که دید خواند: اینجور به من نگاه نکن/ آتیش به هستی ام نزن... خندیدم ولی دلم لرزید که روی کامران به اینها باز شد. بعد شهرزاد ذوقولود آمد. مامان پرسید: چی شده؟  شهرزاد گفت: سیشده صوفتلرینه!     sardar kawa :پرۆفسۆر کۆچه ر بیرکار ( فه ره یدوون دره خشانی) خه ڵکی گوندی "نێ" له ناوچه ی مه ریوان، یه کێک له هه ڵکه وته کانی بواری بیرکاری(ریازی)...
با ئه م پرۆفسۆره کورده بناسین
پرۆفسۆر کۆچه ر بیرکار ( فه ره یدوون دره خشانی) خه ڵکی گوندی "نێ" له ناوچه ی مه ریوان، یه کێک له هه ڵکه وته کانی بواری بیرکاری(ریازی)ه له دونیادا. پرۆفسۆر کۆچه ر، ئ. هم اکنون برای بغل مادر اسکولاری راهی برزیل شد !ا مربى آلمان توی توییترش از هوادارن این تیم خواسته که اگه نحوه ى گل زدن بخصوصى مد نظرشون هست بگن که اونجورى براشون گل بزنن...ـ مورد داشتیم پرسیده بازیه آلمان چند چنده,گفته الان؟ یا الان؟ا از این به بعد موقع خواب، بجای اینکه بشمرم، حساب می کنم که مثلا اگه بازی ۵۰۰ دقیقه طول می کشید، آلمان چندین گل دیگه به برزیل می زد؟ا نیمار رو میخواستن برای نیمه دوم با ویلچر بفرستن تو بازی خبر فوری : مجید جلالی برای جانشینی اسکولاری اعلام آمادگی کرد الان بزرگترین مشکلی که برزیلیا دارن اینه که نمیدونن به پیج کی باید حمله کنن!!!ا به نظرم واسه دس گرمی ام که شده میتونن از پیج مسی شروع کنن!!!!ا اسکولاری مهمان ویژه ی فردا شب ماه عسل.. جواد خیابانی همین الان پیغام دادن که: . . . . . اگه ‫برزیل‬ ۷ تا گل نزنه، ‫آلمان‬ قطعا بازی رو میبره =))ـ لاتی ترین اس ام اس سال : برزیلتم به مولا نیمه دوم باس علیرضا حقیقیو میدادیم به برزیل برزیل پیشنهاد بازی دوستانه با ایران داده بود من جای مربی ایران باشم قبول نمیکنم باید بره با تیمهای هم سطح خودش مثل آنگولا بازی کنه :)))ـ فک کنم هلند و آرژانتین امشب بیشتره تلاششون رو اینه که ببازن نخورن به آلمان الان مسی زنگ میزنه به نیمار میگه تو یه چیزی میدونستیا خودتو زدی به مصدومیتا امشب چیکار کنم تابلو نشه مصدومیتم الکیه!؟ا برزیل داره چوب این بدحج زن هاش رو میخوره. همش ...........استغفرالله !!ا عاقبتش میشه همین که تو ده دقیقه پنج تا میخورن از آلمان اونقدری که استقلالی ها از گل هفتم خوشحال شدند، آلمان ها خوشحال نشدند جوک و شوخی کاربران اینترنت پس از باخت برزیل در مقابل آلمان جوک و شوخی کاربران اینترنت پس از باخت برزیل در مقابل آلمان http://cr7-cronaldo. -ثانیه به ثانیه با رئال مادرید+ تیتر بزنید / آلمان 7 - برزیل 1 آلمان 7 - برزیل 1 +http://cr7-cronaldo. -ثانیه به ثانیه با رئال مادریدگزارش تصویری کامل برزیل و آلمان - نیمه نهایی جام جهانی 2014 - 18 تیر 93 ماه عسل امشب از صبح که بیدار شدم ، یکبند این بند شعر «پنجره» فروغ را زیر لب تکرار می کنم و هر بار که تکرارش می کنم ، حس می کنم این منم که دارم می گویم : «وقتی زندگی من چیزی نبود ، هیچ چیز ، جز تیک تاک ساعت دیواری ...» برای من این شعر همین جا تمام می شود ، راستش را بگویم پژواک این تیک تاک خوف آور مثل حقنه واقعیتی ناگزیر و ل می ماند در امتداد نگاهم ، زمانی. جواب بازی ج انه کلاسیک مرحله 67 لیست مراحل ج انه کلاسیک جواب مرحله 67 ج انه کلاسیک جستجوی آسان کلمه مورد نظر پاسخ ج انه کلاسیک،جواب مراحل ج انه کلاسیک،جواب های ج انه کلاسیک،ج انه کلاسیک،پاسخ سوالات بازی ج انه کلاسیک،جواب تمام مراحل بازی ج انه کلاسیک،جواب مراحل ج انه کلاسیک،راهنمای حل ج ،راهنمای کلمات حل ج ،راهنمای کلمات ج ی،جواب مرحله ج انه کلاسیک،جواب بازی ج انه کلاسیک ی که در خوردن فراتر از غذا و میوه‬‫ می شد
هله هوله خوار
واحدی برای سنجش وزن
گرم
نکته‬ تأسف برانگیز در زمینه آبیاری در اراضی ری ‬‫و ورامین
کشاورزی با فاضلاب
ش تن قفل اینترنتی

سابقه‬‫ فعالیت او چهارهزار سال بیشتر از آهنگر‬‫ است
مسگر
مطالعه سریع
مرور
ماه سرد
دی
مزرعه‬‫ کوچک
کرت مزرعه‬‫ کوچک در حل ج - ja lbaz.blog.ir
در امان از خطر
ایمن
روز خاطره انگیز‬‫ ‬‫برای شیعیان
اربعین
لوله دم و بازدم
نای
ستون‬‫

میراث آسیب دیده در بم
ارک
شریک و‬‫ ‬‫بهره مند
سهیم
آشکار
پدید
سوره ای در کلام ا.. مجید‬‫م‬‫
انفال
موهای بافته شده
گیسوان
اسم مصدر نالیدن
نالش
‬‫میوه ای دوستدار گلو
هلو
هر جانور درنده
دد
‬‫‬‫فرومایه
رذیل
کلمه ا ام آور
باید
پاسخ مثبت انگلیسی ها‬‫
یس
ف ی سمی
سرب
ن و راکد
آرام
دستمالی ‬‫
ملامست
تند راندن اسب
تاختن
دگرگونی
تحول
بار دهنده، ‬‫پرثمر
مثمر
سوره انجیر
تین
عدد یکهزارم در ‬‫سامانه متریک
میلی
مادر ترک زبان
انا
مراقب و ‬‫حافظ
نگهدار
پرخاشگر
هتاک
گاه جای اسم را تنگ می کند‬‫
لقب
آوای شگفتی
وا
زادگاه شاعر سمرقندی
رودک
‬‫نواخت، ضرباهنگ
ریتم
بانگ ندا
ای
از دست‬‫ دادن هیجان و علاقه معنای این ترکیب رایج‬‫ است
ازهولوولاافتادن
نیاز شبکه را آهن
ریل
رشته تحصیلی‬‫ ‬‫پرطرفدار برای پش میز نشین ها
مدیریت اداری
صدای س که

قطعه ای در سامانه ‬‫فرمان خودروها
سگ دست
مخزن صوت و تصویر‬‫
نوار
دسته بزرگ نظامیان
لشکر
از منابع جدید‬‫ انرژی که در اعماق کرانه های مکران ‬‫یافت می شود
هیدرات گازی
علامت جمع
ها
ورزشی ابداع شده در ۱۴۰ سال پیش
تنیس
نوعی‬‫ دوخت
بخیه
رهاوردی از هند
هل
گیاه‬‫ مقدس برای زردشتیان
هوم
رودی‬‫ بزرگ در مرز چین و روسیه
امور
افراطی‬‫
تندرو
مجموعه کاخ هایی در ‬‫ پاریس
ورسای
گلبانگ
اذان
شهری در‬‫ آلمان
اولم
قوم مسلمان ن داغستان‬ ‫روسیه
گی
ماده غذایی پرمصرف
پنیر
رفوزه ‬‫شده
مردود
دوباره به دریاچه هامون جان‬‫ بخشیده است
هیرمند
لهجه ای در تهرون
لاتی
‬‫خیابان
کوی
خوب در پایتخت ما
خب
از توابع‬‫ اردبیل
نمین
برزن
محله
قوم ایرانی
لر
پرداختی‬‫ از بانک ها
وام پرداختی‬‫ از بانک ها در حل ج - ja lbaz.blog.ir
رسوم و سنن
آداب
نقاشی روی ‬‫شیشه
ویترای
تفکیک و جداسازی املاک
افراز
‬‫شیشه ای در آزمایشگاه ها
لامل
عبارات‬‫ ‬‫الهی
ایات
در استان کرمان پیدایش‬‫ کنید
راور
رویین تن یونانی
اشیل
کفایت ‬‫
اکتفا
تپش، نبض
ضربان
لباسی نه
دامن
اسلوب‬‫
متد
جذا کننده فوتبال
گل
دعای‬‫ ‬‫منسوب به اما حسین (ع)
عرفه
نظیر
مثال
یک‬‫ ‬‫روی یک
اا
افراط گرایی
رادیکالیسم
توانمند‬‫
قادر
روشن و واضح
مبین
جایگاهی برای‬‫ لامپ روشنایی
لوستر
نباید آن را دماغ نامید
بینی اختصاصی از فایلکو مقاله کامل درباره نمایشنامه سادیسم روز 66 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 66 بنام خداـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنمایش : سادیسم روزنویسنده : رضا عقیلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمکان آموزشگاه کامپیوتری می باشدکه بامیز ،دوصندلی برای مراجعه کنندگان ،وسایل جانبی کامپیوتروتزیینات مربوطه آراسته شده است.(کیوان صاحب شرکت ــ جوان وخوش مشرب ــ درحال پرزنت دوستش ،سام ــ جوانی مطابق مدروزــ میباشد.موسیقی درحال پخش شدن وآندومشغول کارخود،که باقطع شدن موسیقی،کیوان صفحه آ برگه را نشان داده و...)کیوان ـــ تنها عیبش هم اینه که وقت و انرژی آدمُ به هدر می دهسام ـــ چه با حالکیوان ـــ پولدار شدن بدون زحمتسام ـــ حالا پولش چی ؟کیوان ـــ مگه نداری !سام ـــ آخه پولش خیلی زیاد یوان ـــ به اون پول گنده هه فکر کن ، خونه ، ویلا ، ماشین ... به اونها فکر کنسام ـــ ولی الان یه پاپاسی هم تو جیبم نیستکیوان ـــ برو قرض کن ، وام بگیر ... حسنش اینه که دو ماهه پولتو پس می گیریسام ـــ این کارا ممنوع نیستکیوان ـــ وقتی فروشنده راضی ، تو یدار هم راضی ، پس تمومه دیگهسام ـــ راست می گی هاکیوان ـــ ها ، این رو هم یادت باشه تا خودت توی این کار نیومدی به ی چیزی نگی ، چون ممکنه اولاً دودلت کند ثانیاً چیزی بپرسه که نتونی جواب بدیسام ـــ مختلطه دیگ یوان ـــ نکنه که واسه مختلطیش داری می یایسام ـــ آخه جنس مخالف ، انگیزه رو بیشتر می کن یوان ـــ اتفاقاً زیر یک دست من دخترِسام ـــ پس منو بنداز زیر دست اونکیوان ـــ تو اومدنوبیاسام ـــ زیر دست اون می ندازی بیامکیوان ـــ نترس سرت کلاه نمی رهسام ـــ صبر کن ، یه سوالی ، کلاهبرداری نباش یوان ـــ داشـِت کیوان جایی نمی خوابه که زیرشٌ آب بگیرهسام ـــ مواظب زیر ما هم باشکیوان ـــ دارمت ... اصلاً تا حالا دیدی من سرت کلاه بزارمسام ـــ کم ن یوان ـــ دستت درد نکنهسام ـــ سرت درد نکن یوان ـــ از این حرفها نداشتیم هاسام ـــ قبول کن کمی خورده شیشه داری ، ولی کیوان یادت نره رفیقیم، با هم بودیم ، با هم پوشیدیم ، با هم خوردیم ، با هم چرخیدیم ، خودت هم منو خوب می شناسی ، این ظاهرمه ، ته جیبم شپش داره تکچرخ می زن یوان ـــ پس بیا که می خوام پولدارت کنمسام ـــ باشه اما یه سوالی تا حالاخودت پورسانتشو گرفتیکیوان ـــ پورسانت سه نوبتم رو گرفتم اگه تو بیای چهارمیش رو هم می گیرمسام ـــ حالا پول روکی بیارمکیوان ـــ هر چی زودتر بهتر ، به نفعتِ ، زودتر آموزش می بینی ، زودتر به پولت می رسی ، من هم هواتو دارم ، بالا دستی ، اصلاً همین امشب بیاسام ـــ امشب که نمی ش یوان ـــ چرا ؟سام ـــ ح خوبه کیوان ، خودت گفتی امشب پارتی داریمکیوان ـــ یادم رفته بودسام ـــ ساعت خوابکیوان ـــ خیالی نیست ، فردا بیا ، برات جا می زارمسام ـــ حالا امشب کی ها هستیمکیوان ـــ تریپ لاتی ، بروبچِ اِوری بادی همه هستنسام ـــ تو رفیقا فقط توکیوان ـــ من چاکرتمسام ـــ مختلطه دیگه (کیوان چیزی در گوش سام می گوید) یوهو ، حال دادی هزار تاکیوان ـــ فقط x امشب با توئه هاسام ـــ x می تر یمکیوان ـــ بتر سام ـــ x می تر یم(رامین جوانی همسن و سال بقیه با کت و شلوار و مرتب شده ، با کیف سامسونت که خستگی را در پس حرکات و حرفهایش دیده می شود وارد می گردد . )رامین ـــ سلامسام ـــ سلامکیوان ـــ سلام ... چه خبر ؟!رامین ـــ از صبح تا حالا از این شرکت به اون شرکت ، از این بانک به اون بانک ... اینجا حرف بزن اونجا کف بزن ، جلو یارو ملق بزن ... (دکمه یقه اش رابازمیکند)خفه شدیم،واسه غالب به اداره چه مصیبتی روبایدکشیدکیوان ـــ چقدر شِر و وِر می گیرامین ـــ بعنوان خدمتکار استخدام شدم حقوق خدمتکاری می گیرم اما جای ، بازار یاب ، کُلفت ، اپراتور و همه چی هستمکیوان ـــ مگه غیر اینه که خانم جمشیدیسام ـــ خانم جمشیدی ؟! ...کیوان ـــ مونه ... مگه غیر اینه که رفته سفارشات رو تحویل بگیره ... مم ذکی هم اسماً آبدارچی شرکتِکیوان ـــ ول کن این حرفهارو... بگو آگهی استخدام رو چکار کردی
با
مقاله کامل درباره نمایشنامه سادیسم روز 66 ص
زرنگی در ایرانیان گرایش به زرنگی عدم صداقت در کلام گفتار ح عمل به اسم سیاست عدم اعتماد به ت نظام تزویر و نفاق فرهنگی ریشه دار مزمن که از زمان انگلیسی ها بسیاری از الودگی ها و ویروس ها میکروب های فرهنگی توسط استعمار در ابا اجداد ایرانی ها کاشته شده پنهان کاری های عمدی منافع گرایی ضد حقیقت عدم شفافیت در گفتار رفتار عمل دروغگویی استفا. اختصاصی از یاری فایل مقاله کامل درباره نمایشنامه سادیسم روز 40 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 41 بنام خداـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنمایش : سادیسم روزنویسنده : رضاعقیلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمکان آموزشگاه کامپیوتری می باشدکه بامیز ،دوصندلی برای مراجعه کنندگان ،وسایل جانبی کامپیوتروتزیینات مربوطه آراسته شده است.(کیوان صاحب شرکت ــ جوان وخوش مشرب ــ درحال پرزنت دوستش ،سام ــ جوانی مطابق مدروزــ میباشد.موسیقی درحال پخش شدن وآندومشغول کارخود،که باقطع شدن موسیقی،کیوان صفحه آ برگه را نشان داده و...)کیوان ـــ تنها عیبش هم اینه که وقت و انرژی آدمُ به هدر می دهسام ـــ چه با حالکیوان ـــ پولدار شدن بدون زحمتسام ـــ حالا پولش چی ؟کیوان ـــ مگه نداری !سام ـــ آخه پولش خیلی زیاد یوان ـــ به اون پول گنده هه فکر کن ، خونه ، ویلا ، ماشین ... به اونها فکر کنسام ـــ ولی الان یه پاپاسی هم تو جیبم نیستکیوان ـــ برو قرض کن ، وام بگیر ... حسنش اینه که دو ماهه پولتو پس می گیریسام ـــ این کارا ممنوع نیستکیوان ـــ وقتی فروشنده راضی ، تو یدار هم راضی ، پس تمومه دیگهسام ـــ راست می گی هاکیوان ـــ ها ، این رو هم یادت باشه تا خودت توی این کار نیومدی به ی چیزی نگی ، چون ممکنه اولاً دودلت کند ثانیاً چیزی بپرسه که نتونی جواب بدی ثالثاًسام ـــ مختلطه دیگ یوان ـــ نکنه که واسه مختلطیش داری می یایسام ـــ آخه جنس مخالف ، انگیزه رو بیشتر می کن یوان ـــ اتفاقاً زیر یک دست من دخترِسام ـــ پس منو بنداز زیر دست اونکیوان ـــ تو اومدنوبیاسام ـــ زیر دست اون می ندازی بیامکیوان ـــ نترس سرت کلاه نمی رهسام ـــ صبر کن ، یه سوالی ، کلاهبرداری نباش یوان ـــ داشـِت کیوان جایی نمی خوابه که زیرشٌ آب بگیرهسام ـــ مواظب زیر ما هم باشکیوان ـــ دارمت ... اصلاً تا حالا دیدی من سرت کلاه بزارمسام ـــ کم ن یوان ـــ دستت درد نکنهسام ـــ سرت درد نکن یوان ـــ از این حرفها نداشتیم هاسام ـــ قبول کن کمی خورده شیشه داری ، ولی کیوان یادت نره رفیقیم ، با هم بودیم ، با هم پوشیدیم ، با هم خوردیم ، با هم چرخیدیم ، خودت هم منو خوب می شناسی ، این ظاهرمه ، ته جیبم شپش داره تکچرخ می زن یوان ـــ پس بیا که می خوام پولدارت کنمسام ـــ باشه اما یه سوالی تا حالاخودت پورسانتشو گرفتیکیوان ـــ پورسانت سه نوبتم رو گرفتم اگه تو بیای چهارمیش رو هم می گیرمسام ـــ حالا پول روکی بیارمکیوان ـــ هر چی زودتر بهتر ، به نفعتِ ، زودتر آموزش می بینی ، زودتر به پولت می رسی ، من هم هواتو دارم ، بالا دستی ، اصلاً همین امشب بیاسام ـــ امشب که نمی ش یوان ـــ چرا ؟سام ـــ ح خوبه کیوان ، خودت گفتی امشب پارتی داریمکیوان ـــ یادم رفته بودسام ـــ ساعت خوابکیوان ـــ خیالی نیست ، فردا بیا ، برات جا می زارمسام ـــ حالا امشب کی ها هستیمکیوان ـــ تریپ لاتی ، بروبچِ اِوری بادی همه هستنسام ـــ تو رفیقا فقط توکیوان ـــ من چاکرتمسام ـــ مختلطه دیگه (کیوان چیزی در گوش سام می گوید) یوهو ، حال دادی هزار تاکیوان ـــ فقط x امشب با توئه هاسام ـــ x می تر یمکیوان ـــ بتر سام ـــ x می تر یم(رامین جوانی همسن و سال بقیه با کت و شلوار و مرتب شده ، با کیف سامسونت که خستگی را در پس حرکات و حرفهایش دیده می شود وارد می گردد . )رامین ـــ سلامسام ـــ سلامکیوان ـــ سلام ... چه خبر ؟!رامین ـــ از صبح تا حالا از این شرکت به اون شرکت ، از این بانک به اون بانک ... اینجا حرف بزن اونجا کف بزن ، جلو یارو ملق بزن ... (دکمه یقه اش رابازمیکند)خفه شدیم،واسه غالب به اداره چه مصیبتی روبایدکشیدکیوان ـــ چقدر شِر و وِر می گیرامین ـــ بعنوان خدمتکار استخدام شدم حقوق خدمتکاری می گیرم اما جای ، بازار یاب ، کُلفت ، اپراتور و همه چی هستمکیوان ـــ مگه غیر اینه که خانم جمشیدیسام ـــ خانم جمشیدی ؟! ...کیوان ـــ مونه ... مگه غیر اینه که رفته سفارشات رو تحویل بگیره ... مم ذکی هم اسماً آبدارچی شرکتِکیوان ـــ ول کن این حرفهارو... بگو آگهی استخدام رو چکار کردیرامین ـــ چند جا چسباندم ، به یه رو مه هم دادمکیوان ـــ متن آگهی چی نوشتیرامین ـــ به یک بازار یاب مجرب ِ مجردِ تمام وقت نیازمندیم البته خانمسام ـــ کیو ، کلکرامین ـــ الان نزدیک به یک سال و سه ماه و 18 روزِ که دارم اینجا کار می کنم ، ماه به ماه بازاریاب خانم می گیره و طلاقشون می دهسام ـــ طلاق !کیوان ـــ می ندازمشون بیرونسام ـــ چرا ؟رامین ـــ مرض دار یوان ـــ چی می گی ؟رامین ـــ راست می گم ... انگار که می خواد ملکه زیبایی جهان رو انتخاب کنهسام ـــ مختلطه (رامین ، سام رابه کناری می برد)کیوان ـــ حرف نمی زنم دلیل نمی شه که دارم حرفتو تایید می کنم هاکیوان ـــ تو دیگه چی می گیرامین ـــ تو هم حواست رو جمع کن ، ظاهراً بهت چشم بد دارهسام ـــ من پا نمی دمرامین ـــ خودش پا رو می گیرهسام ـــ نه بابا !رامین ـــ فقط مواظب باش به بادش ندیکیوان ـــ (با عصبانیت) رامین یکی می خوابونم تو گوشت هارامین ـــ آخ گوشمکیوان ـــ پشت سر من داشتی چی می گفتیسام ـــ در مورد بادِکیوان ـــ باد چیهسام ـــ قبل تو اتفاقی افتادکیوان ـــ چه اتفاقیرامین ـــ (ترس) بادی بود و راهی بود (همه اوه و پخش می شوند) مگر با تو کاری بودکیوان ـــ من واسه چی فرستادمت بیرونرامین ـــ رفتم بانک ، بانک ... چکهای حاجی همه برگشت خورد یوان ـــ چرا زودتر نگفتیرامین ـــ نزاشتیکیوان ـــ عیبی نداره ، فردا صبح حاجی می یاد بهش می گمرامین ـــ (به سام) نا سلامتی حاجی پدرشه ، بیفته زندان خوب یوان ـــ تو جوش نزن شیرت خشک می شهرامین ـــ تو با همین شیر خشک بزرگ شدیسام ـــ کیوان از مهمونی امشب بگو
با
مقاله کامل درباره نمایشنامه سادیسم روز 40 ص
اختصاصی از رزفایل تحقیق درمورد مقدمه ای بر بسته بندی مواد غذایی 42ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 48 مقدمه ای بر بسته بندی مواد غذاییمقدمهبسته بندی عبارت است از هنر وعلم اماده سازی مواد غذایی برای انبار ،ودر نها یت فروش . بسته بندی باید تا حد امکان ساده و ارزا ن باشد ضمن اینکه اه اولیه بسته بندی یعنی خاصیت حفاظتی و جذ ت رانیز دارا باشد . با عنایت به این که مواد بسته بندی توسط ماشین های مختلف فرایند می شوند بنابراین خواص دیگری نیز باید داشته باشند که عبارتند از : نرمش ، قابلیت پذیرش چاپ ، قابلیت استفاده در ماشین های لفاف ، قابلیت دوخته شدن در حرارت ، شکل پذیری به کمک باد یا خلا و یا فن اوریهای حرارتی . خواص مطلوب دیگری که به وﻴﮋه از دیدگاه صنایع غذایی مهم هستند عبارتند از : شفا فیت ، نفوذپذیری یا غیر نفوذپذیری محصول نسبت به بخار اب وگازهای دی ا ید کربن ، اکﺳﻴﮋ ن و نیتروﮋن .اگر چه تعداد زیادی از مسا ئل فن اوری مربوط به استفاده از مواد پلاستیکی در بسته بندی مواد غذا یی از جمله مشکلاتی هستند که کلا به صنعت بسته بندی مربوط می شوند ولی برخی از مسا ئل مربوط به طبیعت ماده به کار رفته در بسته بندی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند . موفقیت کاربرد پلاستیک ها در بسته بندی نیاز به همکاری تولید کنند گان مواد غذا یی ، سازند گان انواع پلاستیک ها ، طراحان ودر نها یت مصرف کنند گان دارد .ملا حظات اقتصا دی محدودیت های بیشتری را اعمال می کند ، چرا که مصرف کننند گان صرفا به دنبال کیفیت محصول هستند تا بسته بندی انها .نیازمند یها و وﻴﮋگیهای مهم مواد بسته بندی مواد غذا یی را می توان به شرح ذیل دسته بندی کرد :-شفا فیت ودرخشش سطح ان برای رضایت وجلب نظر مصرف کننده-کنترل در انتقال رطوبت-کنترل در انتقال سایر گاز ها-تحمل تغییرات درجه حرارت به هنگام نگهداری و استفاده-فقدان مواد سمی-ارزان بودن-مقاومت در مقابل ضربهمصرف کننده دوست دارد انچه می د ببیند و بنابراین شفا فیت وشیش های مانند بودن بسته های مواد غذا یی نیاز ضروری در بسته بندی انها است . مواد غیر شفاف مانند سینی های سفید رنگ نیز در حد وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند . این سینی ها مانع از ان می شوند تا مصرف کننده هر دو طرف ماده غذایی راببیند که در برخی موارد مانند بسته بندی گوشت از عدم اعتماد و مقاومت یدار می کاهد .کنترل تغییرات رطوبت موجود در ماده غذایی در طول نگهداری ان بسیار مهم است . برخی فراورده های غذا یی مانند چیپس ، پفک و بیسکویت باید در موادی بسته بندی شوند که نفوذپذیری انها به رطوبت خیلی کم باشد تا تردی انها محفوظ بماند . همچنین از تبخیر برخی مواد غذایی باید جلوگیری گردد و در این موارد نیز باید از ورقه هایی با نفوذپذیری پایین استفاده شود . در بقیه موارد از دست دادن نسبی رطوبت ماده غذا یی مطلوب است تا از عرق زدن و تراکم بخار اب در داخل پاکت بسته بندی و در نتیجه از بین رفتن شفا فیت ان وخطر رشد کپکها جلوگیری شود .علاوه بر اتنتقال بخار اب به داخل وخارج مواد بسته بندی ، کنترل نفوذ پذیری این مواد نسبت به سایر گا ز ها مانند اکﺳﻴﮋ ن و گاز کربنیک نیز از اهمیت وﻴﮋهای برخوردار است . اغلب مواد غذا یی تازه نیاز به تنفس دارند وبنابراین مواد بسته بندی این گونه غذا ها باید امکان تنفس را از نظر تامین اکﺳﻴﮋن و حذف گاز کربنیک فراهم اورد . در مواقعی که مواد بسته بندی انتخاب شده نتواند به اندازه کافی گازهای تنفسی را منتقل نما یند ، از ورقه های مشبک یا سورخدار استفاده می شود . در خصوص مواد بسته بندی گوشت تازه باید به اندازه کافی اکﺳﻴﮋن از بیرون به داخل بسته بند ی نفوذ نماید تا رنگ سطحی گوشت در حد مطلوب باقی بماند . از طرف دیگر مواد غذا یی که حاوی چربی زیادی هستند مانند لبنیات در صورتی که در معرض اکﺳﻴﮋن زیادی قرار گیرند ا یده می شوند و به همین علت اغلب در خلا ویا جو بی اثر بسته بندی می گردند و از ورق های با نفوذپذیری خیلی پا یین استفاده می شود . در بسته بندی قهوه یا ماهی که بوی انها باید انحصا رﺃ در داخل بسته بندی باشد نیز مواد بسته بندی با نفوذپذیری پایین به کار گرفته می شود . مواد غذا یی که در معرض ا یداسیون هوا هستند اغلب با استفاده از موار انتی ا یدان مانند bha و bht محافظت می گردند . محصو لاتی مانند ورقه های نازک غلات و چیپس ، ظریف وشکننده هستند و باید به صورت غیر متراکم بسته بندی شوند . این موضوع باعث افزایش هوا در داخل بسته بندی می گردد که همراه با افزایش سطح تماس محصول با هوا امکان ا یداسیون ان را بیشتر می نماید . افزودن مواد انتی ا ید ان به مواد بسته بندی و ماده غذا یی باعث حفا ظت و قابلیت نگهداری بیشتر ماده غذا یی می شود . اضافه انتی ا یدان به مواد بسته بندی نیاز به این ماده را در خود ماده غذا یی کنترل می نما ید . اگر چه انتقال انتی ا یدان از مواد بسته بندی به داخل ماده غذایی ممکن است اتفاق بیفتد ولی مصرف کننده بیشتر علاقه مند است تا از غذا هایی که مقدار انتی ا یدان کمتری دارند استفاده نمایند .فن اوری های که می توانند برای بسته بندی مواد غذا ییفرایند شده مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :-ورق های خوراکی عایق برای کند انتقال رطو بت بین اجزا تشکیل دهند ه یک ماده غذایی که دارای فعالیت متفاوت هستند .-گیرند های اکﺳﻴﮋن برای کند ا یداسیون چربی ها .- گیرند های دی ا ید کربن .-گیرند های بو های نامطبوعسایر انواع بسته بندی موثر غذا یی عبارتند از :-ورقه های حساس به میکروویو که بای افزایش سطح برخی از مواد غذ ایی مانند ورق های سیب زمینی ، انواع نان
با
تحقیق درمورد مقدمه ای بر بسته بندی مواد غذایی 42ص
کد بندی پلاک خودرو های تمام ای ایران ضمیمه : پلاک سری الف جهت خودرو های تی - ت جهت تا یرانی - ع جهت عمومی --------- تهران بزرگ : 11-22-33-44-55-66-77-88-99-10-20-30-40-50-60-70-80-90 مناطق شمال : 11 تمامی حروف مناطق مرکزی 22 تمامی حروف مناطق جنوب 33 تمامی حروف -------- شهرستان های استان تهران : کرج : کد 68 و تمامی حروف شهر : کد 78 حرف (ب) رباط کریم : کد 78 حرف (ج) شهریار : کد 78 و حرف (. اختصاصی از اینو دیدی مقدمه ای بر بسته بندی مواد غذایی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 42 مقدمه ای بر بسته بندی مواد غذاییمقدمهبسته بندی عبارت است از هنر وعلم اماده سازی مواد غذایی برای انبار ،ودر نها یت فروش . بسته بندی باید تا حد امکان ساده و ارزا ن باشد ضمن اینکه اه اولیه بسته بندی یعنی خاصیت حفاظتی و جذ ت رانیز دارا باشد . با عنایت به این که مواد بسته بندی توسط ماشین های مختلف فرایند می شوند بنابراین خواص دیگری نیز باید داشته باشند که عبارتند از : نرمش ، قابلیت پذیرش چاپ ، قابلیت استفاده در ماشین های لفاف ، قابلیت دوخته شدن در حرارت ، شکل پذیری به کمک باد یا خلا و یا فن اوریهای حرارتی . خواص مطلوب دیگری که به وﻴﮋه از دیدگاه صنایع غذایی مهم هستند عبارتند از : شفا فیت ، نفوذپذیری یا غیر نفوذپذیری محصول نسبت به بخار اب وگازهای دی ا ید کربن ، اکﺳﻴﮋ ن و نیتروﮋن .اگر چه تعداد زیادی از مسا ئل فن اوری مربوط به استفاده از مواد پلاستیکی در بسته بندی مواد غذا یی از جمله مشکلاتی هستند که کلا به صنعت بسته بندی مربوط می شوند ولی برخی از مسا ئل مربوط به طبیعت ماده به کار رفته در بسته بندی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند . موفقیت کاربرد پلاستیک ها در بسته بندی نیاز به همکاری تولید کنند گان مواد غذا یی ، سازند گان انواع پلاستیک ها ، طراحان ودر نها یت مصرف کنند گان دارد .ملا حظات اقتصا دی محدودیت های بیشتری را اعمال می کند ، چرا که مصرف کننند گان صرفا به دنبال کیفیت محصول هستند تا بسته بندی انها .نیازمند یها و وﻴﮋگیهای مهم مواد بسته بندی مواد غذا یی را می توان به شرح ذیل دسته بندی کرد :-شفا فیت ودرخشش سطح ان برای رضایت وجلب نظر مصرف کننده-کنترل در انتقال رطوبت-کنترل در انتقال سایر گاز ها-تحمل تغییرات درجه حرارت به هنگام نگهداری و استفاده-فقدان مواد سمی-ارزان بودن-مقاومت در مقابل ضربهمصرف کننده دوست دارد انچه می د ببیند و بنابراین شفا فیت وشیش های مانند بودن بسته های مواد غذا یی نیاز ضروری در بسته بندی انها است . مواد غیر شفاف مانند سینی های سفید رنگ نیز در حد وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند . این سینی ها مانع از ان می شوند تا مصرف کننده هر دو طرف ماده غذایی راببیند که در برخی موارد مانند بسته بندی گوشت از عدم اعتماد و مقاومت یدار می کاهد .کنترل تغییرات رطوبت موجود در ماده غذایی در طول نگهداری ان بسیار مهم است . برخی فراورده های غذا یی مانند چیپس ، پفک و بیسکویت باید در موادی بسته بندی شوند که نفوذپذیری انها به رطوبت خیلی کم باشد تا تردی انها محفوظ بماند . همچنین از تبخیر برخی مواد غذایی باید جلوگیری گردد و در این موارد نیز باید از ورقه هایی با نفوذپذیری پایین استفاده شود . در بقیه موارد از دست دادن نسبی رطوبت ماده غذا یی مطلوب است تا از عرق زدن و تراکم بخار اب در داخل پاکت بسته بندی و در نتیجه از بین رفتن شفا فیت ان وخطر رشد کپکها جلوگیری شود .علاوه بر اتنتقال بخار اب به داخل وخارج مواد بسته بندی ، کنترل نفوذ پذیری این مواد نسبت به سایر گا ز ها مانند اکﺳﻴﮋ ن و گاز کربنیک نیز از اهمیت وﻴﮋهای برخوردار است . اغلب مواد غذا یی تازه نیاز به تنفس دارند وبنابراین مواد بسته بندی این گونه غذا ها باید امکان تنفس را از نظر تامین اکﺳﻴﮋن و حذف گاز کربنیک فراهم اورد . در مواقعی که مواد بسته بندی انتخاب شده نتواند به اندازه کافی گازهای تنفسی را منتقل نما یند ، از ورقه های مشبک یا سورخدار استفاده می شود . در خصوص مواد بسته بندی گوشت تازه باید به اندازه کافی اکﺳﻴﮋن از بیرون به داخل بسته بند ی نفوذ نماید تا رنگ سطحی گوشت در حد مطلوب باقی بماند . از طرف دیگر مواد غذا یی که حاوی چربی زیادی هستند مانند لبنیات در صورتی که در معرض اکﺳﻴﮋن زیادی قرار گیرند ا یده می شوند و به همین علت اغلب در خلا ویا جو بی اثر بسته بندی می گردند و از ورق های با نفوذپذیری خیلی پا یین استفاده می شود . در بسته بندی قهوه یا ماهی که بوی انها باید انحصا رﺃ در داخل بسته بندی باشد نیز مواد بسته بندی با نفوذپذیری پایین به کار گرفته می شود . مواد غذا یی که در معرض ا یداسیون هوا هستند اغلب با استفاده از موار انتی ا یدان مانند bha و bht محافظت می گردند . محصو لاتی مانند ورقه های نازک غلات و چیپس ، ظریف وشکننده هستند و باید به صورت غیر متراکم بسته بندی شوند . این موضوع باعث افزایش هوا در داخل بسته بندی می گردد که همراه با افزایش سطح تماس محصول با هوا امکان ا یداسیون ان را بیشتر می نماید . افزودن مواد انتی ا ید ان به مواد بسته بندی و ماده غذا یی باعث حفا ظت و قابلیت نگهداری بیشتر ماده غذا یی می شود . اضافه انتی ا یدان به مواد بسته بندی نیاز به این ماده را در خود ماده غذا یی کنترل می نما ید . اگر چه انتقال انتی ا یدان از مواد بسته بندی به داخل ماده غذایی ممکن است اتفاق بیفتد ولی مصرف کننده بیشتر علاقه مند است تا از غذا هایی که مقدار انتی ا یدان کمتری دارند استفاده نمایند .فن اوری های که می توانند برای بسته بندی مواد غذا ییفرایند شده مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :-ورق های خوراکی عایق برای کند انتقال رطو بت بین اجزا تشکیل دهند ه یک ماده غذایی که دارای فعالیت متفاوت هستند .-گیرند های اکﺳﻴﮋن برای کند ا یداسیون چربی ها .- گیرند های دی ا ید کربن .-گیرند های بو های نامطبوعسایر انواع بسته بندی موثر غذا یی عبارتند از :-ورقه های حساس به میکروویو که بای افزایش سطح برخی از مواد غذ ایی مانند ورق های سیب زمینی ، انواع نان ها وذرت باد کرده در محیط های گرم مورد اسفاده قرار می گیرند .-نشانگرهای انجام فرایند میکروویو-ورقه های منتشر کننده بخار-نشانگر های حرارت دیدگی بیش از حد مواد غذا یی که شرایط نامناسب فرایند حرارتی را اشکار می سازند-ارزی کننده تغییرات زمان – درجه حرارت برای نشان دادن میزان کاهش قابلیت نگهداری مواد غذا یی که در جریان توزیع انها ممکناست اتفاق بیفتد .
با
مقدمه ای بر بسته بندی مواد غذایی
اوایل دهه ی 80 نسلی از خوانندگان ایرانی قدم بر عرصه ی موسیقی گذاشتند که به دلیل عدم مجوز در ارائه ی کارهایشان بعدها به خوانندگان "زیرزمینی" معروف شدند.این خوانندگان که سبک خواندنشان هنوز هم در عرف جامعه ای ایرانی نامطلوب است دارای برخی ویژگی های هنجار شکن بودند که تاثیر گرفته از سبک زندگی خوانندگان غربی بود و کمتر همخوانی با ذائقه ی موسیقی ایران داشت به همین دلیل تنها دو مسیر برای ادامه ای فعالیت هنری آنها وجود داشت ،اول اینکه در ایران بمانند و همچنان به صورت غیر قانونی به فعالیت خود ادامه دهند و یا راه دوم را انتخاب کنند و برای همیشه از ایران بروند تا بتوانند به حیات موسقی خود رسمیت ببخشند. حسین مقصودلو معروف به اما جریانی پیچیده تر از دیگر خوانندگان این سبک از موسیقی دارد.او که در ابتدا مانند بعضی از دوستان خود راه دوم را برای ادامه ی حیات هنری خویش انتخاب کرده بود تا جایی پیش رفت که حتی از مصاحبه با شبکه های معاند نظام هم دریغ نکرده بود، اما بعد مدتی از تصمیم خود نادام شده و ترجیح داد مجددا به ایران برگردد و راه سومی برای خود ایجاد کند!  حواشی اطراف مقصودلو زمانی شدت گرفت که سالومه سیدنیا مجری معلوم الحال شبکه ی ضد ایرانی " " در ویژه برنامه ی خود به تمس مقصودلو و کارهایش پرداخت ، همین امر موجب شد تا مقصودلو به آن واکنش نشان داده و آهنگ "خونه خوبه" را که به نوعی بیانگر موضع در قبال نظام است را منتشر کند. آهنگ خونه خوبه با استقبال بی نظیر طرفداران مواجه شد ،تا جایی که مورد تمجید وحید یامین پور مجری سابق برنامه دیروز امروز فردا قرار گرفت.یامین پور در صفحه ی شخصی خود در شبکه های مجازی در مورد این آهنگ نوشت: "خیلی اهل دنبال تازه های و موسیقی های زیرزمینی نیستم ولی گاهی که چیزهای خوبی پیدا میشه برام جذابه که پیگیرش باشم. بعضی از این آدم ها سوژهای قابل مطالعه ای هستن… نمونه اش همین بابا که سرتا پاشو خالکوبی کرده. … این کلیپش خیلی جالبه. میره گ ار راه میره و از خیانت آدمهایی میگه که به جنگ پشت … تم اصلی ترانه نوعی لاتی میهن پرستانه توشه که باور پذیرش میکنه. بخصوص وقتی آ کلیپ میشه و صندوق رای نشون میده… من دوسش داشتم." اما اجرای این ترانه برای خالی از دردسر هم نبود ، بسیاری از مردم ساخت این آهنگ را در راستای تلاشهای برای مجاب مقامات جهت اخذ مجوز محکوم می د، در همین زمان وی برای دومین بار از سال 87 توسط پلیس امنیت اخلاقی بازداشت شد و 48 ساعت را پشت میله های زندان گذراند. بعد از آن اما شروع به ابراز ندامت به صورت گسترده و علنی کرد.او ابتدا فایل صوتی و سپس نامه یی مکتوب خطاب به مردم ایران با مضمون اقرار به خطاهای گذشته اش را منتشر کرد ، همچنین موضع گیری های او در صفحه ی شخصی اش در شبکه ی های اجتماعی سبب نقد کارهایش توسط طرفدارانی شد که هنوز عادت به جدید نداشتند حتی بعضی از دوستان قدیمی که امروز در خازج از مرز های کشور فعالیت میکنند به شدت نسبت به او واکنش نشان دادند.این موضع گیری ها تا جایی پیش رفت که در یکی از آ ین استاتوس های خود در شبکه ی اجتماعی خطاب به طرفدارانش نوشت: " الان دوباره اعلام می کنم که آلبومِ جدید بدون مجوز و مجانی پخش خواهد شد ، به صورت کاملا زیرزمینی مثلِ همیشه و اینکه من هنوز دست بوسِ همه مردمِ ایران ، همه بزرگترا ، همه پدر مادرا به ویژه ی هستم . صد بار دیگه هم میگم من کوچیکِ تک تک ایرانیام ، من خاکِ پای همتونم ، من فقط یه خدمتگزار واسه تتلیتیام و براشون با عشق موزیک میسازم ! همین ! عاشقتونم شب بخیر "  و سالومه آوردن نام ی در جملات کافی بود تا گمانه زنی ها درباره او مجددا به اوج برسد.با توجه به رزومه ی او قضاوت در مورد اینکه آیا واقعا از کارهای خود پشیمان است یا اینکه برای ب مجوز اقدام به ابراز ندامت صوری میکند سخت است.اما درعرف ی حتی ندامت اینگونه هم قابل پذیرش است بعنوان مثال (ص) بعد از فتح مکه ابراز ندامت ظاهری ابوجهل و ابوسفیان را پذیرفته و آنان را در جرگه ی مسلمانان پذیرفت ،حال که نه ما در حد و اندازه ی جایگاه گرامی هستیم و نه گناه به بزرگی گناهان ابوجهل و ابوسفیان است.  حسین مقصودلو با این همه اما اخذ مجوز برای به این آسانی ها هم نیست ،هر چند او در حال حاضر ابراز پشیمانی کرده اما برای ب مجوز این پشیمانی باید در رفتار او هم نمود پیدا کند و از سبک زندگی گذشته ای خود که در تضاد کامل با فرهنگ ی ایرانی جامعه ما است فاصله بگیرد شاید در آن زمان است که بتوان امیدوار بود با موافقت مسئولیین امر روزی را روی سن تالارهای برج میلاد در حال اجرای کنسرت مشاهده کرد. نگاهی به پیامدهای رواج زبان لمپنی در جامعهزبان فارسی زیرسایهِ لمپنیزم!شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲   سار، پس از یافتن غذا، هربار که به آشیانه‎اش سر می زند، با جوجه درشتی(جوجه فاخته) مواجه می شود که شباهتی به جوجه های متین خودش ندارد؛ و گاه پس از گرفتن غذا از منقار وی، با قلدری به مادرخوانده اش تُک می‎زند. زبان لمپنیزم، زبان قلدری است که به مادرخویش(زبان فارسی) زبان درشتی می کند و به آن لجن می پاشد. ‏زبان با تغییر خود همیشه نمی بالد، بلکه گاهی از گوشه های پنهان و آشکار، آسیب می‎بیند و ویران می‎شود که بخشی از این ویرانی، به وسیله رخنه ادبیات لمپنی به وجود می‎آید.‏ ممکن است زبانی با ارزش های فرهنگی و اجتماعی خود که چندین سده را برای تکوین و مکتوب شدن، پیمایش کرده است، از چند واژه پوچ که نه گویش درستی دارد و نه معنی درستی، آسیب نبیند، اما زمانی وضع بغرنج می شود که چنین واژه هایی، تکیه کلام الگوهای جامعه، همچون برخی هن یشگان و ورزشکاران و گاه برخی مسئولان قرار می‎گیرد! ‏برای نمونه فلان هن یشه، همان اصطلاحات لمپنی را که در سریال تلویزیونی بر زبان آورده است، در گفتگو با یک رسانه نیز بر زبان می راند. جای شگفتی هم نیست، زیرا سریال مربوطه، رویکردی انتقادی نداشته است و از سوی دیگر چنین افرادی، تنها استعداد بازیگری دارند، بی این که از بینش و شهِ والایی برخوردار باشند. حتی همان رسانه موردنظر(مجله زرد) که چنین گفت وشنودی را ترتیب داده است، همراستای همان سریال‎ها و یا کتاب های عامه فهمی است که هدف شان تنها ب محبوبیت و فروش بیشتر است. زبان، ابزاری است برای گفت ‎وشنود انسانی و برای پل زدن میان آدم‎ها و نیز برای مهربانی‎ ، ابراز ارادت، بازتاب خواست ها و نیازها و پاسخ به یک پرسش؛ اما این ابزار فرهنگی، این پرچمِ هویت با شکوه یک ملت، از سوی لمپنیزم به زیر کشیده می شود. ‏ انی که برای زبان دل می سوزانند، دل خون از واژه های غیرادبی و زننده اند؛ برای همین تنها چندنمونه از واژه های لمپنی را در این جا می آورم، زیرا بیش از این، همراه با لب گزیدن و پرخون شدن دهان دل سوختگان خواهد بود. گیر سه پیچ، ا اجی، تر د، حال میده، قاط‎زدن، فشن، خفن، شیشه ش ته، رو مه بنویس، نیا، سوتی، سو ه(به دومعنی)، آی کی یو، ای کیو، صفرکیلومتر(به دو معنی)، دماغ عملی، تخم دوزرده، سوراخش کن(در فوتبال)!‏ همه این واژه‎ها با معنی های قراردادی -یا بنا به ادبیات لاتی- من درآوردی از سوی لمپن ها به کار گرفته می شود. تصور کنید که بسیاری از واژه های زبان یک ملت، چنین بی‎هوده و پر از ناسزا، دشنام، پرخاش، یاوه و چرندیات باشد. ریخت شناسی ویران گران هوا گرگ و میش است و هنوز به خوبی سپیده نزده است. بی گمان ب در بوستان و روی نیمکت خو ده است. خواب‎آلود به نانوایی ای که کنارش ایستاده‎ام، نزدیک می شود. همین که نانوا یک نان بربری روی توری ف ی پرت می‎کند، دست دراز می ‎کند و بر می‎دارد و با صدای قلدرمابانه و خش داری می گوید:«شاطر طلبت، بی نویس رو یخ.» و به سوی یک کله پزی راه می افتد.‏ لمپن زور می‎گوید، باج می گیرد، پرخاشگر است، توهین می کند، درگیری ایجاد می کند و آزار دیگران، برایش لذت بخش است. مردم کوچه و بازار اما این گروه را به نام لمپن نمی شناسند و به آنان لات، بزن بهادر، چاقوکش، جاهل و باج خور می گویند. غلام نزد لمپن ها، غلومى است و تقی را شاتقی می‎خوانند و به جای خوب فکرکن، می گویند«فک کن»؛ و البته هوادار سرسخت ‎های آبگوشتی و بالیودی‎ای اند که از تم های ی و غیرتی شکل گرفته است. ‏ در جهان، پدیداری این گروه وامانده، زمانی رخ داد که در گذار جامعه کشاورزی به صنعتی و سپس سرمایه دار ی، گروهی نتوانستند خود را همپا سازند و بازماندند و در آشفتگی و سرگشتگی فزاینده ای گرفتار آمدند. اما امروز در جامعه ما لمپن ها بیشتر در میان معتادان و رانده شدگان از خانواده و ن خیابانی و برخی بیکاره ها و محروم شدگان از تحصیل دیده می شود که زمینه برای بزه آنان بسیار زیاد است. لمپن، رانده شده از اجتماع است و برای آن که هویت دیگری برای خود ب کند، دست به دگردیس گفتار می زند. او انگل و پیچنده است و تولیدگر نیست، اما در زبان دست به تولید می زند و اگر دقت کنیم، زبانش ماهیتی پرخاشگرانه و توهین آمیز دارد و با چاشنی تمس همراه است. ‏ در سرشت اینان، دست انداختن و لگدمال دیگرانی نهفته است که نمی شناسند و نمی دانند و دوست هم ندارند بشناسند؛ چون تنها خودشان مهم‎اند و خوب اند و ‏دیگران همه بدند. از آن جایی که بی بندوباری در سرشت لمپنیزم است، آن چه که این گروه بر سر زبان می‎آورند، بی بندباری زبان است؛ جایی که زبان(یا همان ادبیات)، آلوده به بی ادبی‏‎های جوواجور می شود. لمپنیزم زاییده شرایط جامعه است و این مخلوق چون نیاز به ارتباط گیری دارد، دست به خلق زبان ویژه خود می زند و از آن جایی که ویژگی بزرگ و برجسته این گروه ویرانگری و فروکشیدن ارزش ها و هنجارهاست، ویژگی زبانش نیز گویش ویژه و به کار بردن واج های بی مورد و به هم‎ریختگی نرم زبان است. یورش نخست آنان به سوی صرف(واژه) است که در پی آن، نحو(ساختار جمله) نیز به هم می ریزد. رواج زبان لمپنیزم و گسست از آداب گفت‎وشنود، کم کم به گسست مردم از ادبیات ژرف فارسی می انجامد. بی گمان گسترش ادبیات ویرانگر و بی پایه، سبب دوری مردم از فرهنگ و تاریخ ادبیات خودشان می شود. زبان دوره جاهلیت نیز گونه ای «زبان آرگو» بود که هم در شمار لمپنیزم و هم پهلوانی، قابل رده بندی است که شمایی از آن در داستان داش آکل، نمود یافته است. زبان زرگری و آرگو با معلق سازی زبان گفتار، مرزی میان خود و زبان بهنجار جامعه، ایجاد می کند و همین کار را لمپنیزم با به لجن آلودن زبان گفتار جامعه انجام می دهد. ‏ لمپن در فرهنگ و جامعه ما ریشه گسترده دارد و از دوره قاجار بوده اند و نشانگان تاریخی لمپنیزم بیشتر در دوره ۱۲۰ ساله آن قوم دیده می‎شود، با باباشمل‎‎ها و لوطی ها و داش مشدی ها و جاهل هایش؛ که از میان آنان قمه کش های مشهورِ«شعبان جعفری مانند» در برخی ا بیرون می آمدند.‏اما آیا به راستی و بنا به روایت سفرنامه های سده پانزده میلادی غربی ها، ایرانیان، مردمانی سطحی و دچار بداخلاقی و پرورنده لمپنیزم هستند؟ بی گمان نه؛ بحرانی کننده و آشفته ساز زبان، لمپنیزم است، نه فرهنگ مردم. وقتی جامعه، دایره را تنگ می گیرد، لمپنیزم نیز با ایجاد یک زبان نازیبا، برای خود قلمرو مشخص می کند، تا هر که به زبان آنان گپ نمی زند، از دایره‎شان بیرون بماند. لمپنیزم، میوه بی سروسامانیِ اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و جوامع است. لمپن با زبان پرخاشگر خود، به جامعه پرخاش می کند. راه برگرداندن زبان به جایگاه زیبنده خود، برگرداندن لمپن به آغوش اجتماع و اهدای دوباره حقوق اجتماعی به اوست.‏ گرایش جوانان ‏«رویکرد برخی نوجوانان و جوانان به گفتار لمپنی برای نشان دادن رشد است و این که دیگر بچه‎ننه نیستند! به سخن دیگر یک زبان بی هویت، می‎شود هویت برخی جوانان. از سوی دیگر دستاویز یک زبان چاله میدانی و بی بنیاد از سوی نوجوان و جوانان، دورشدن از کودکی و تاییدگرفتن بزرگ شدگی و نیز خودی نشان دادن است.»‏ حسین اعتمادی- مدرس با بیان بند بالا می افزاید: اما من نشان دادن واکنش شدید را در برابر چنین واژه هایی از سوی پدران ومادران سفارش نمی کنم. همین که آنان با تاثیر از سریال ها، چنین واژه‎هایی به‎کار نبرند، خود بهترین الگو برای نوجوانان خواهند بود. جوان، بی گمان این کفایت و شناخت را دارد که بین د که پدر، مادر و دبیر و و د فرهیخته جامعه اش، چرا چنین واژه هایی به کار نمی برند؟ این ارتباطات در گفت وشنود با رو مه اطلاعات یادآور می‎شود: قرارگرفتن دانشجو در پرتو واژه های لمپنی، وی را وا می دارد، گاه چیزهایی در همان ردیف مانند «مخم هنگ کرد» را به هم ببافد. اما پرسش این‎جاست که وقتی منِ و دبیر دبیرستان، سرِ کلاس بگویم «امروز تو ترافیک، حالم گرفته شد»، دیگر چه چشم داشتی از دانش آموزان، می توان انتظار داشت؟ ‏ وی معتقد است: گاه نیز بستر روآوری نوجوان و جوان به زبانی زورگو و بی نزاکت و نازیبنده، در خانه فراهم می شود. وقتی پدر یا مادر به نوجوان خود می گویند: «می زنم تو دهنت ها.» دیگر از نوجوان خود انتظار نداشته باشند که در خیابان، به دیگران پرخاش نکند و نگوید:«دهنت رو سرویس می کنم.» ولی باز هم به جوانان توصیه می کنم بین ند که گفتار چاله میدانی امروز، یک گفتار لاتی، شانه بالاانداز، بی ریشه، بی‎پایه، نادرست، بی‎بنیاد و بی قید است. *** انس : ماشین ی های جدید تهران که چراغ گردون هم دارند آمار دادن : نخ دادن -توجه ی را جلب کرن آش و لاش : آسمون جل اخ : پول رو سریع دادن باحال: خوش آیند ببو: انسان ساده لوح بروبچ: بچه ها-رفقا بیریف: درست – ردیف بینیم با: برو بابا باقالیا : اگر منظور شخص باشه به ادم ساده گفته میشه پارازیت : حرف بد موقع پایه ای؟: حاضری؟ تابلو : واضح و مبرهن تریپ: (تیریپ) مدل-برنامه-قیافه تو باغ نبودن: در جریان نبودن-حواس پرت بودن تو نخ چیزی بودن : تو فکر چیزی بودن تو کف چیزی بودن: تعجب از چیزی تیکه انداختن : متلک انداختن خفن: به معنی بزرگ-زیاد-مهیب دمت قیژ : دمت گرم زاقارت: ضایع-سه زپرشک: زرشک سریش : کنه سنم: آشنایی سوتی: ضایع سه: ضایع سه سوت: سریع *** جهان سایبری «برخی از افرادِ تحت تاثیر لمپنیزم، دقیقا با دو ویژگیِ کاملاً متفاوت و ناشناس مانند جکیل و مسترهاید(اسیتونسن)، در محیط سایبر(اینترنت و وب)، پدیدار می شوند.» حمید اقدامی- برنامه نویس وب، با بیان نکته بالا می‎افزاید: این گروه گاه نامی نیک و نق متین(اما دروغین) به چهره می زنند و برخی زمان ها نیز با چهره حقیقی و نام حقیقی(مارمولک یا گیرچندپیچ) در وب، ظاهر می شوند. با گسترش جهان سایبری، پای برخی افراد مستعد لمپنی به این مکان های مجازی باز شده است و در آن جا البته تنها چیزی که اهمیت ندارد، نوشتن و آموختن و بروز خلاقیت است و به جایش تنها پژوهش برای یافتن نقطه ضعف های دیگران برایشان مطرح است تا دستاویزی برای تمس ، بیابند. این برنامه نویس معتقد است: حتما برخی افراد را در خیابان ها دیده اید که دایم در حال شوت قوتی کبریت خالی، قوتی نوشابه و های دیگری هستند که روی زمین افتاده است؟ لمپن های مجازی در «وب» نیز هرچه که جلوی خود ببینند، می انگارند و شوتش می کنند. اینان(یا همان رهای لمپن) تنها هدف شان از گشت‎وگذار در جهان سایبر(اینترنت و وب) قرق فضاهای دیگران و ویران شان به هزار ترفند است و هدف دیگری ندارند. به گفته اقدامی، این لمپن ها از شنیدن پاسخ برآشفته می شوند، از این رو در جهان وب، بی نام و نشان و در تاریکی ظاهر می شوند که تا به گفته خود، یک وار لیچار بار کاربرها کنند، بی آن که یک بالای چشمت ابرو بشنوند. نقشِ نقش آفرینان ‏ پدر از راه می رسد و در برابر درخواست نوجوان اش که مشکل درسی دارد، می گوید:«فکرم فعلا خسته است پسرم، بذار کمی بعد.» و نوجوان می گوید:«مخ تون قاط زده بابا؟» در میان خانواده، جوان و نوجوان در ادای برخی واژه های لمپنی، ترسی ندارد. زیرا آن ها را از بیرون به درون خانه نیاورده است، بلکه از سریال های تلویزیونی شنیده است که همه افراد خانواده، دور هم تماشا می‎کنند. حسین اعتمادی- مدرس در این مورد می گوید: انگار بیان برخی واژه ها از زبان بازیگران یک سریال، مجوز نشر آن از سوی نوجوانان است و بر اثر تکرار، ناخودآگاه بر بزرگتر خانواده نیز تاثیر می گذارد و می شود بخش کوچکی از فرهنگ و زبان رفتاری کل خانواده. مثلا مادر خانواده گاهی بی آن که بخندد و یا هدف شوخی داشته باشد، بسیار جدی می گوید« امروز بدجور قاط زدم»! این مدرس ارتباطات معتقد است: برخی از سازندگان سریال های خنده‎دار(که به اشتباه طنز نامیده می شود) گمان می کنند برای رسیدن به زبان گفتار مردم باید اصطلاحات لمپن ها را بر زبان بازیگران شان جاری سازند؛ بی آن که اثرشان رویکردی انتقادی و یا ویژگی رفتارشناسی، زبان شناسی و یا تیپ شناسی داشته باشد. بازیگران این سریال‎ها هم تنها به این دلیل لمپنی گپ می زنند که محبوب شوند و برای سریال نیز محبوبیت ب کنند. به گفته این مدرس ، اینک هزاران واژه لمپنی در زبان گفتار و نوشتار ما پرسه می زند. جالب است که لمپنیزم، توان آمدن به آوردگاه نثر مکتوب را ندارد، و این خدمت را سریال‎نویسان و سریال‎سازان به رایگان برایشان انجام می‎دهند. آن چه گاه از جام جهان نما برون می‎تابد، شاید بازتاب همان جریان لمپنیزم جامعه است، اما تنها این نیست و تشدیدشوندگی و پراکنش بیشتر را در پی دارد. اعتمادی آن گاه گوشزد می کند: اگر امروز اصطلاحات لمپنی جدیدی در اتوبوس و تا ی و محل کار و مدرسه به گوش ات خورد، تعجب نکن و گمان مدار که ب حتما یک سریال از تلویزیون پخش شده است. شگفت‎زده مشو اگر یک واژه‎‏ لمپنی گاه از زبان یک دختربچه دبستانی نیز در خانه‎ای به گوش برسد. استفاده از ادبیات لمپنی از سوی بازیگران زن و مرد سریال ها – به جا یا نابه جا- نقش جمع آوری این ادبیات را از کوچه و آوردن به درون خانه ها بازی می کند و آن را بر سر زبان افراد خانواده می اندازد. به باور اعتمادی، حقیقت این است که چنین رویه‎ای زمانی در میان هنرمندان نوپدید جامعه رخ می کند که کارکردهای د میانه فرهنگ‏‎ساز، با فرهنگ جامعه ضعیف شده باشد.‏ اعتمادی می‎گوید: طنز فا و اجتماعی مچ گیر و نکته سنج و موشکاف(آنچه که در برخی جوامع باز رواج دارد) که شالوده اش بر دیالوگ‎های نفس‎گیر(تریلر) و پیچیده و افشاگر بنا شده است.، هنگامی که جامعه ای در تنگنا قرار می گیرد، طنزنگار و برنامه ساز طنز برای جلب تماشاگر، چاره ای مگر دستاویزی به زبان لمپنیزم نمی بیند. اما باید دانست که ادبیات چوپانی را از بیابان به خیابان های پایتخت آوردن، هنر نیست(همان‎گونه که خلق شخصیت صمد هنر نبود) و نتیجه‎اش این می‎شود که مردم هنگام رانندگی به جای این که بگویند آقا مواظب باش، بگویند«اوهوی…»!‏ راه نیکویی ‏ ‏«از نشانه های فرهیختگی یک جامعه، توجه به چگونه سخن گفتن و نوشتن است. رفع نیاز جوانان، آنان را از دستاویزی به زبان لمپنی(یا بیراهه زبان، که در شمار گونه ای اعتراض قابل رده بندی است) باز می‏‎دارد؛ که یکی از آن ها بازگذاشتن راهِ آزادانه سخن گفتن است.» حسین اعتمادی با بیان نکته بالا می افزاید: نخستین را ار، بازبینی و بازنگریِ نظام ارزش گذاری در جامعه و بزرگ‎گرفتن شعاع دایره خودی هاست. دادن نقش بیشتری به نخبگان فرهنگی، برت دن نقد فرهنگ جامعه و بازداوری در مورد آن نیز ضروری است. باید از آسیب بیشتر به د میانه(متوسط) فرهنگ ساز جامعه نیز پیشگیری شود، تا بیشتر، رایحه خوش فعالیت آزاد فرهیختگان و رهبانان فرهنگ و نویسندگان و شاعران و شمندان در جامعه بپیچد و آموزش همگانی درست سخن گفتن و درست نوشتن، مورد توجه بیشتر قرار گیرد. ع٫درویشی بند کفشهامو که میبستم یاد حسین چ. بودم. قد ریزه میزه و صدای زبر و لهجه اش که باعث میشد بعضی از کلماتشو متوجه نشم. حسین از طایفه تکه بود. وقتی که حرف میزد حس می زبانش به کف دهانش چسبیده! یعنی این حس من بود وقتی تند و تند از تجربیاتش میگفت. قضیه آشنایی من با این آقا، برمیگردد به سالهای دانشجوییم در مازندران. گروه فرهنگی نوپایی داشتیم و گا. نادیا چت,چت روم نادیا,نا چت,نادی چت چت روم , چتروم ,سایت چت , چت , برنامه چت , نرم افزار چت , ورود به
چت , چت رایگان , چت تصویری , ا ین چت , اولین چت , چت باامنیت , شرایط
ناظری ومدیریت در چت , ادرس جدید چت روم , جامعه مجازی ,فیس چت , چت روم
شهرستان , چت روم عاشقانه ,چت روم زابلی ها , چت روم تبریزی , چت روم ترکی
,چت روم اذری , تهران چت ,چت روم مش. پست 4538 : به قلم حجة ال علی اکبر دارابکلایی 74. قسمت 49. «فصل چهارم: وظیفه خواص: خواص و عوام در قرآن و روایات. واژۀ «خواص» و «عوام» به معنایی که مدّ نظر است و به همین صورت در قرآن نیامده؛ بلکه آنچه در قرآن آمده، واژه‌هایی است که این معنا را در بر دارد؛ مانند «اکثرهم» نسبت به عوام و «علما»، «أُولِی الْأَلْبَاب» و... نسبت به خواص. و برای هر دو گروه مصداقهای فراوانی ذکر شده است که به آن می‌پردازیم. در روایات، در مواردی که این واژه به کار رفته، مراد آن معنایی نیست که مدّ نظر ماست... اشاره: واژۀ «خواص» و «عوام» به معنایی که مدّ نظر است و به همین صورت در قرآن نیامده؛ بلکه آنچه در قرآن آمده، واژه‌هایی است که این معنا را در بر دارد؛ مانند «اکثرهم» نسبت به عوام و «علما»، «أُولِی الْأَلْبَاب» و ... نسبت به خواص. و برای هر دو گروه مصداقهای فراوانی ذکر شده است که به آن می‌پردازیم. در روایات، در مواردی که این واژه به کار رفته، مراد آن معنایی نیست که مدّ نظر ماست؛  ولی الفاظی چون «عصابه» و ... معنای خواص را دربر دارد و الفاظی چون «هَمَجٌ رَعَاعٌ» و... در معنای عوام را می‌رساند.تعریف خواص و عوام: با سابقه‌ترین تعریفی که دربارۀ خواص آمده و در ضمن آن عوام نیز تعریف شده، کلامی‌است که از زبان حسین علیه السلام نقل شده، آنجا که می‌فرماید: «ثُمَّ أَنْتُمْ أَیُّهَا الْعِصَابَةُ! عِصَابَةٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَیْرِ مَذْکُورَةٌ وَ بِالنَّصِیحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ بِاللَّهِ فِی أَنْفُسِ النَّاسِ مَهَابَةٌ یَهَابُکُمُ الشَّرِیفُ وَ یُکْرِمُکُمُ الضَّعِیفُ وَ یُؤْثِرُکُمْ مَنْ لَا فَضْلَ لَکُمْ عَلَیْهِ وَ لَا یَدَ لَکُمْ عِنْدَهُ تَشْفَعُونَ فِی الْحَوَائِجِ إِذَا امْتَنَعَتْ مِنْ طُلَّابِهَا وَ تَمْشُونَ فِی الطَّرِیقِ بِهَیْبَةِ الْمُلُوکِ وَ کَرَامَةِ الْأَکَابِرِ... (بحار الانوار، ج 100، ص 79، حدیث 37). شما ای بزرگان که در علم و دانش پرآوازه، و در خیر و نیکی زبانزد هستید، و در نصیحت و پند دادن شهرت دارید، و به‏خاطر خدا در دل مردم عظمت و شکوه یافته‌اید، که انسان شریف برای شما هیبت قائل است، و ناتوان شما را گرامی ‌و محترم می‌شمارد، و انی شما را مقدّم بر خود می‌دارند، که شما هیچ برتری بر آنها ندارید، و هیچ مالی و طلبی از آنها ندارید. آن‏گاه که خواسته‌هایشان برآورده نمی‌شود، از شما شفاعت می‌جویند و شما با شکوه شاهان و عظمت بزرگان در میان آنان راه می‌روید. از جملات فوق استفاده می‌شود که برجستگان، بزرگان و صاحبان موقعیتهای اجتماعی «عصابه» و «خواص» شمرده می‌شوند؛ مانند علما و دانش آموختگان، مسئولان و فرماندهان، تاجرانی که دست خیر دارند و دارای موقعیت اجتماعی می‌باشند، و خلاصه هر ی که به نوعی جزء برجستگان و دانه‏درشتان جامعه به حساب می‌آید، از خواصّ شمرده می‌شوند، و آنهایی که به دنبال این خواص هستند و از پیروان آنها به حساب می‌آیند، عوام محسوب می‌گردند. علی علیه السلام به نوعی به این تعریف نظر دارد؛ آنجا که می‌فرماید: «النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ؛ ( نهج البلاغه، ص685، حکمت 147). مردم سه گروهند: [اول] دانشمند الهی، [دوم] دانش طلبانی که در راه نجات، دنبال تحصیل علمند و [سوم] مردمان بی سر و پا که دنبال هر ص می‌دوند و با هر بادی حرکت می‌کنند؛ همانها که با نور علم روشن نشده و به ستون محکمی‌پناه نبرده‏اند.در حقیقت دو گروه اول از خواصند و گروه سوم از عوام. برخی نویسندگان در تعریف این دو واژه، چنین گفته‏اند: «خواص انی هستند که موضعگیریهایشان بر اساس بصیرت و آگاهی است. خود تصمیم گیرنده‏اند، نه آن که دیگران آنها را به تصمیم برسانند. و عوام انی هستند که قدرت تجزیه و تحلیل مسائل را ندارند و حرکتشان بر اساس بصیرت نیست. اینان پیرو موج، و مرعوب جوّند. برای آنها در هر موضعی این مسئله است که «تا ببینیم جوّ و موج عمومی ‌در کدام سو قرار دارد. این تعریف الهام گرفته از سخنان ی است، و خود معظم له در بخشی از کلامشان به همان معنایی که در کلام حسین علیه السلام آمده است اشاره دارد: «... آن وقت عوام هم که دنباله رو خواصند، وقتی خواص به سمتی رفتند، عوامِ مردم هم به دنبال آنها حرکت می‌کنند. بزرگ‌ترین گناه انسانهای ممتاز و برجسته، اگر انحرافی از آنها سر بزند، این است که انحراف آنها موجب انحراف بسیاری از مردم می‌شود. در جملات فوق، ممتازان و برجستگان «خواص» نامیده شده ‏اند. و در جای دیگر اهل بصیرت را هر چند دارای دانش اصطلاحی نباشند خواص نامیده است: «در بین اینهایی که ما می‌گوییم «خواص» آدمهای باسوادی هست، آدمهای بی‌سواد هم هست ... گاهی ی بی‌سواد است و جزء خواص است. می‌فهمد که چه کار کند، از روی تصمیم‌گیری و تشخیص عمل می‌کند، و لو درس نخوانده و مدرسه نرفته است... درست است که مدرک ندارد لباس ندارد؛ اما می‌فهمد که قضیه چیست ... خواص که می‌گوییم، معنای آن یک لباس خاص نیست، ممکن است مرد باشد، ممکن است زن باشد، ممکن است تحصیلکرده باشد، ممکن است تحصیل نکرده باشد، ممکن است ثروتمند باشد، ممکن است فقیر باشد. (عبرتهای عاشورا، ص 14). از آنچه گذشت به خوبی استفاده می‌شود که عالمان و دانشوران الهی، دمندان و صاحبان بصیرت، قلم به دستان، سابقه داران (همچون مجاهدان و مهاجران) و خلاصه برجستگان و بزرگان و آن انی که به نحوی از جایگاه اجتماعی برخوردارند، جزء خواص بشمار می‌روند. اکنون باید دید قرآن دربارۀ این افراد چه می‏فرماید و چه انتظاراتی دارد: عالمان و مبلّغان: اولین گروه از خواص که قرآن نیز آنها را بزرگ جلوه داده است و بر جایگاه اجتماعی آنها افزوده و به همان مقدار انتظارات و مسئولیت بر دوش آنها قرار داده، عالمان و مبلغان است. دربارۀ جایگاه اجتماعی آنها می‌فرماید: 1- اعطای درجه: یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»؛ ( مجادله/ 11). خداوند انی را که از شما ایمان آورده‌اند و انی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی‌می‌بخشد، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. آیۀ فوق از جایگاه بلند الهی و اجتماعی علما و دانشوران خبر می‌دهد. 2-  خدا ترسی علما: إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»؛ (فاطر/ 28) از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می‌ترسند. بخاطر همین ترس و مکانت بلند الهی و جایگاه رفیع اجتماعی است که قرآن از همه اقرار می‌گیرد که: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ»؛ (زمر/9) آیا آنهایی که می‌دانند با آنهایی که نمی‌دانند مساوی هستند؟ قطعاً هر انسانی که کوچک‌ترین توجهی به این مسئله داشته باشد، پاسخش این است که «مساوی نیستند. انتظارات قرآن از علما (مهم‌ترین گروه خواص)الف) رساندن احکام الهی بدون ترس و واهمه: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسِیباً»؛   ( احزاب/ 39)  انی که تبلیغ رس های الهی می‌کنند و (تنها) از او می‌ترسند و از هیچ جز خدا بیم ندارند، و همین بس که خدا حسابگر است. ب) انذار مردم (یا هجرت دوباره): فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»؛ (توبه/ 122) چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند، تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند، شاید [از مخالفت فرمان پروردگار] خودداری کنند!» این همان است که امروز به صورت محدود در طرح هجرت ان مطرح است؛ ولی می‌طلبد که علما گسترده‌تر و به صورت فرا منطقه‌ای و کشوری دست به هجرت بزنند. ج) امر به معروف و نهی از منکر:  از دیگر انتظارات قرآن از این گروه از خواص، اقامۀ فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر است که هیچ‏گاه این وظیفۀ مهم و ارزشمند را فراموش نکنند؛ قرآن در این باره می‌فرماید: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ ( آل عمران/104) باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارند.هر چند ظاهر آیه خطاب به عموم است؛ ولی آن انی که در رأس دعوت کنندگان به خیر قرار داشته، و به شرایط معروف و منکر آگاهی دارند، علما و مبلغان راستین می‌باشند. انتقاد قرآن به عالمان یهود و نصارا این است که چرا امر به معروف و نهی از منکر ن د: «لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَصْنَعُونَ»؛ )مائده/63) چرا دانشمندان نصارا و عالمان یهود آنها را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام نهی نمی‌کنند؛ چه زشت عملی است که انجام می‌دهند. این آیات می‌رساند که علما به عنوان ممتازترین قشر خواص، نباید ت و بی‏تفاوت باشند؛ و گرنه مورد بغض الهی قرار می‌گیرند. اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ؛  )الاصول من الکافی) وقتی بدعتها در امت من آشکار شد، باید عالم علمش را اظهار کند؛ که اگر چنین نکند لعنت خدا بر او باد. د) مرزبانی از مرز عقاید و شه:  اگر از طریق امر به معروف و نهی از منکر جلوی فساد گرفته نشود، آرام آرام، مرز عقیده و شه‌های اساسی مورد هجوم و انکار قرار می‌گیرد، همان چیزی که هر از چند گاهی شاهد آن هستیم؛ چرا که اعمال نادرست، شه ناسالم را در پی خواهد داشت. قرآن کریم می‌فرماید: «سرانجام انی که مرتکب بدی می‌شوند آن است که آیات الهی را تکذیب می‌کنند.( روم/ 10) علاوه بر اعمال ناشایست، ایجاد شبهه، و به وجود آوردن شک و تردید در بین جامعه مخصوصاً جوانان، مرزهای اعتقادی را زیر سؤال می‌برد، و بنیان اعتقادات جامعه را سست می‌کند؛ به این جهت علما و مبلغان علاوه بر فساد ز از طریق امر به معروف و نهی از منکر، به شبهه ز نیز اهمیت دهند، بلکه بیش‌تر از گناه ز به روشنگری و رفع شبهات بپردازند، و این می‌طلبد که علما و مبلغان ما علاوه بر ب علوم مرسوم حوزوی به علوم زمان و شبهاتی که القاء می‌شود، آشنا شوند و پاسخ آن را به خوبی بدانند؛ چرا که قرآن کریم جامعه را در چنین هجومهایی به علما ارجاع داده است و آنان را پناهگاه و سنگربانان عقیدۀ مردم می‌داند، و اعلام می‌کند: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون»؛ اگر نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید!» انبیاء/ 7) هر چند صدر آیه مربوط به یکی از مسائل اعتقادی است، که مسئله رس خاتم انبیاء می‌باشد؛ ولی شأن نزول مقید و مخصص آیه نمی‌شود؛ لذا عمومیت دارد و هر سؤال فکریی که جامعه بدان نیاز دارد، باید علما به عنوان وارثان اهل ذکر، جوابگوی آن باشند. همان کاری را که مطهریها انجام دادند؛ چنان که خود می‌گوید: «این بنده از حدود بیست سال پیش که قلم بدست گرفته، مقاله یا کتاب نوشته‌ام، تنها چیزی که در همۀ نوشته‌هایم آن را هدف قرار داده‌ام، حل مشکلات و پاسخگویی به سؤا لاتی است که در زمینۀ مسائل ی ‌در عصر ما مطرح است. نوشته‌های این بنده برخی فلسفی، برخی اجتماعی، برخی اخلافی، برخی فقهی و برخی تاریخی است، با اینکه موضوعات این نوشته‌ها کاملاً با یکدیگر مغایر است، هدف کلی از همه اینها یک چیز بوده و بس ه) عامل بودن به گفته‌ها: مهم‌ترین عاملی که علما را همیشه جزء خواص با مسئولیت نگه می‌دارد، و جامعه نیز به خوبی به دنبال آنان حرکت خواهد نمود این امر است که خود زودتر از دیگران به آنچه می‌گویند عمل کنند. در طول تاریخ آن دانشوران و علمایی موفق بوده‌اند که علاوه بر اهل علم و دانش بودن، اهل عمل نیز بوده‌اند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُون»؛ ( صف/ 3) ای انی که ایمان آورده‌اید! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟! نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید. این آیه نیز ظاهری عام و فراگیر دارد؛ ولی مسلماً آن گروهی که بیش از همه به دیگران نصیحت و پند می‌دهند، علما و واعظان و مبلغان هستند؛ لذا باید خود عامل آنچه می‌گویند باشند. نفس خود نکرده تادیب ای فلان چون کنی تعلیم نفس دیگران نفس خود اول برو در بند کن وانگهی آهنگ وعظ و پند کن و) اقامه عد و احقاق حق زیردستان: از مهم‌ترین وظایف این قشر از خواص، اقامۀ عد و احقاق حق ضعفا و زیر دستان است؛ چرا که علما وارثان انند. از مهم‌ترین مسئولیتهای خاتم ان اقامۀ عد و احقاق حق مردم بود، و علما وارث انبیا می‌باشند. حسین علیه السلام در ادامه سخنان خود دربارۀ انتظار از خواص می‌فرماید: «آیا این همه احترام و کرنش برای این نیست که مردم امید دارند تا شما به احیای حقوق خداوند قیام کنید؟ لیکن شما در بیش‌تر موارد از ادای حق الهی کوتاهی کردید، و حقوق ائمه علیهم السلام را سبک شمردید، حق ضعیفان و بینوایان را پایمال نمودید. شما آنچه حق خود تصور می‌کردید به ناروا گرفتید؛ ولی در راه خدا نه مالی بخشش کردید، و نه جانتان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و خویشانتان برای رضای خدا بریدید.شما می‌بینید که پیمانهای الهی در هم ش ته می‌شود؛ ولی هیچ دم نمی‌زنید، و به هراس نمی‌افتید و... افراد کور، لال و فلج در ا، بی‌س رست مانده‌اند و شما رحمی‌ بر آنان نمی‌کنید و عملی را که درخور شأن خودتان باشد در مورد آنها انجام نمی‌دهید و نه قصد انجام آنرا دارید؛ بلکه فقط با چاپلوسی و تملق پیش ستمگران، رفاه و آسایش خویش را می‌جویید، خدا دستور فرموده است که از این اعمال پلید جلوگیری شود؛ ولی شما از آن غافلید. شما مصیبت‌بارترین مردم هستید؛ زیرا از مسئولیتها، عالمانه و آگاهانه دست کشیدید و علت همۀ گرفتاریها آن است که زمام امور و اجرای احکام باید بدست علمای الهی باشد که در رعایت حلال و حرام خدا امین هستند؛ ولی این مقام و منزلت از شما سلب شده است؛ چرا که از محور حق پراکنده شدید، و با وجود دلایل روشن در سنّت صلی الله علیه و آله اختلاف کردید؛ اگر بر رنجها و آزارها شکیبایی داشتید، و سختیهای راه خدا را تحمل می‌کردید، اجرای امور دین خدا بدست شما می‌افتاد؛ و لکن شما ستمگران را در مقام و منزلت خود جایگزین ساختید و امور دین خدا را بدست آنان سپردید، و آنان به اشتباه عمل می‌کنند و در راه شهوات خود گام برمی‌دارند، و بر شما مسلط شدند. (بحار الانوار) اهل بصیرت یا صاحبان د: یکی دیگر از مهم‌ترین گروه خواص، انی هستند که اهل بصیرت و د می‌باشند. آن قدر این مسئله مهم است که در برخی تعریفها آمده است: « انی که وقتی عملی انجام می‌دهند یا موضع‏گیری می‌کنند و یا راهی را انتخاب می‌کنند، از روی فکر و تحلیل است، می‌فهمند و تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنند. صاحبان بصیرت انی‌اند که اوضاع زمان، آنها را گمراه نکند، عوام فریبیها، حقه بازیها، دروغ پردازیها، دوروییها را از صداقت و راستی تشخیص بدهند و راه حق را در پیش گیرند. قرآن کریم صاحبان بصیرت را تأیید نموده و آنها را انی می‌داند که حوادث را خوب می‌توانند بفهمند و تحلیل کنند و از آن عبرت گیرند. می‌فرماید: «در دو گروهی که [در میدان جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانه [و درس عبرتی] است برای شما. یک گروه در راه خدا نبرد می‌کرد و جمع دیگری که کافر بودند [در راه و ظلمت] در حالی که آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود دو برابر می‌دیدند. و خداوند هر را بخواهد با یاری خود تأیید می‌کند، در این عبرتی است برای صاحبان بصیرت.   (آل عمران/13) و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «سرگذشت یهودیان در ش تی که خوردند درس عبرتی است برای اهل بصیرت. ( / 2)امتیازات آنان را که درک مسائل حیاتی جامعه  و فهمیدن ژرفای تاریخ و قرآن، و شناخت آیات الهی و پند پذیری است، بر شمرده. در روایات نیز از این گروه بسیار یاد شده است. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «دوستان خدا انی هستند که به باطن دنیا می‌نگرند، زمانی که مردم به ظاهر آن نگاه می‌کنند، و به آیندۀ آن مشغولند، آنگاه که مردم به امروز آن سرگرمند. (نهج البلاغه، حکمت 432) صاحبان بصیرت در صدر در گسترش مکتب قرآن و تعالیم دینی، نقشی مهم و کلیدی ایفا د. مطهری رحمه الله در این رابطه می‌گوید: «در دورۀ مکه، مسلمانان تعلیمات دیدند و با روح آشنا شدند. فرهنگ ی ‌در اعماق روحشان نفوذ یافت و نتیجه این شد که پس از ورود در مدینه هر کدام مبلغ واقعی بودند، و رسول اکرم صلی الله علیه و آله که آنها را به اطراف و اکناف می‌فرستاد، خوب از عهده برمی‌آمدند و هنگامی‌که به جهاد می‌رفتند، می‌دانستند برای چه هدف و ایده‏ای می‌جنگند و به تعبیر مؤمنان علی علیه السلام: «...حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْیَافِهِم...؛ (نهج البلاغه، خطبه 150) آنان بصیرتها [و شه‌های روشن و حساب شدۀ] خود را بر شمشیرهای خود حمل د؛ چنین شمشیرهای آب دیده و انسانهای تعلیمات یافته بودند که توانستند رس خود را در زمینۀ اه انجام دهند. در همۀ جبهه‌ها، بصیرت حرف اول را می‌زند، و امروز هم انی می‌توانند به خوبی از عهده مسئولیتها برآیند و را به دیگر کشورها عرضه کنند که از بصیرت ژرف و عمیقی برخوردار باشند. حضرت علی علیه السلام فرمود: «وَ لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاقِعِ الْحَق؛ (نهج البلاغه، خطبه 173)  این پرچم را جز اهل بصیرت و مقاومت و آگاهان به موضع‌گیریهای حق، نمی‌توانند به دوش کشند. اهل قلم : از دیگر گروههای برجسته در جامعه که از خواص شمرده می‌شوند، نویسندگان و اهل قلم هستند. راستی، هدایت و ضل جامعه، به نویسندگان و قلم به دستان یک جامعه بستگی زیادی دارد. «قرآن کریم این گروه را تکریم نموده و به قلم آنها قسم یاد می‌کند، آنجا که فرمود: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ» (قلم/ 1) ن. سوگند به قلم و آنچه را با قلم می‌نویسند. راستی قلم سرچشمۀ پیدایش تمدن انسانی و پیشرفت و تکامل علوم و بیداری شه‌ها و افکار، و شکل گرفتن مذهبها، و سرچشمۀ هدایت و آگاهی بشر است، تا آنجا که تاریخ بشر از زمانی شروع می‌شود که خط اختراع شد، این سوگند در محیط مکه آن زمان یاد شده است که هنوز نقش قلم را به خوبی نمی‌دانستند.و در نخستین آیه ای که بر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد، به مقام والای قلم و نویسندگان اشاره دارد؛ آنجا که می‌فرماید: «اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»؛   (علق/ 1- 5) بخوان به نام پروردگار بزرگت، هم او که انسان را به وسیلۀ «قلم» تعلیم داد، و آنچه را که انسان نمی‌دانست به او آموخت. این همه نشان از عظمت قلم و اهل آن در پیشگاه الهی دارد، و در عصر کنونی نیز هیچ ی منکر نقش عظیم و برجستۀ اهل قلم و نویسندگان آن نیست؛ اما آنچه که مهم است، انتظاراتی است که قرآن از نویسندگان و ارباب قلم دارد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:اهل قلم به عنوان مهم‌ترین قشر خواص وظیفه دارند آنچه حق است بنویسند، و از آن حمایت کنند، واقعیتها را تحریف نکنند و با نیش قلم، به جان آبروی دیگران نیش زهرآلوده نزنند. قرآن کریم می‌فرماید: «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ»؛ (بقره/ 79) پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند؛ سپس می‌گویند: این از طرف خداست، تا آن را به بهای کمی ‌بفروشند، پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند، و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند.» وقتی که در یک آیه سه مرتبه تهدید به عذاب، با لفظ «ویل» شده نشانگر این است قلم مسموم و زهرآگین که واقعیات را تحریف می‌کند تا چه اندازه خطرناک و فاجعه آفرین است و در جهان امروز مطبوعات و کتاب، به معلمی‌حاضر در همۀ خانه‌ها، کارخانه‌ها و ادارات تبدیل شده‌اند و استکبار جهانی همراه با صهیونیزم بین‌الملل، نقشه‌های ، اجتماعی و اقتصادی خود را از این طریق به افکار جوامع بشری تزریق می‌کنند. و به قول «روژیه گارودی» محقق و نویسندۀ فرانسوی: «مسئول بیهوشی جوامع امروزی همین مطبوعات [و قلم به دستها] هستند تا جراحان جهانی هر بلایی را بر سر بشر امروزی می‌خواهند بیاورند. طبق آمار سال (1969.م) یونسکو، روزانه 365 میلیون رو مه منتشر می‌شود تقریباً برای هر هزار نفر، 365 رو مه چاپ می‌شود  و این غیر از مجلات و کتابهایی است که ماهانه و یا سالانه چاپ می‌شود.انتظار دیگر این است که از بین شنیده‌ها و گفته‌ها بهترینها را انتخاب نموده در اختیار جامعه قرار دهند و از بیان مطالب غیر مفید و بیهوده پرهیز نمایند. قرآن کریم می‌فرماید: (فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ) (زمر/ 17 – 18) پس بندگان مرا بشارت ده؛ همان انی که سخنان را می‌شوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند. آنان انی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها دمندانند.» دمند و دورز واقعی آنهایی هستند که بهترینها را گزینش می‌کنند، و تحویل مردم و جامعه می‌دهند. مجاهدان و رزمندگان: مجاهدان دوران انقلاب یک انقلاب اصیل و الهی و رزمندگان میدان نبرد حق و باطل، از دیگر گروه خواص هستند که از جایگاه اجتماعی و الهی خاصی برخوردارند. قرآن جایگاه ویژه و رفیع مجاهدان را در آیاتی صریحاً بیان نموده است؛ از جمله می‌فرماید: «لا یَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدینَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً * دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً»؛ (نساء/ 96 و95) هرگزافراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد باز نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد د، ی ان نیستند. خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند بر قاعدان (ترک کنندگان جهاد) برتری ‌بخشیده، و به هر یک از این دو گروه [به نسبت اعمال نیکشان] وعده پاداش نیک داده و مجاهدان را بر قاعدان با پاداش عظیمی ‌برتری بخشیده است. درجات [مهمی] از ناحیه خداوند و آمرزش رحمت [نصیب آنان می‌گردد].» راستی که رزمندگان راه خدا و مجاهدان فی سبیل الله از جایگاه عظیمی ‌برخوردارند. و همین امر باعث برجستگی آنها و جزء خواص جامعه شدن آنها گردیده است. قطعاً هر که جایگاهی دارد، در مقابل آن، انتظاراتی نیز از آنها می‌رود، که برخی از آنها از این قرار است: 1- تقویت قدرت نظامی‌و رزمی: اولین انتظار از رزمندگان این است که قدرت و بنیۀ نظامی‌خود را تقویت نمایند و در هر دوره به اسلحۀ زمان مسلح شده، و از هر جهت پیشرفته و آمادۀ دفاع از کیان باشند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» (انفال/ 60) هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [دشمنان] آماده سازید، و همچنین اسبهای ورزیده [برای میدان نبرد] تا بوسیله آن دشمن خدا و خویش را بترسانید. از این آیه به خوبی استفاده می‌شود که هر اسلحۀ پیشرفته‌ای که برای مقابله با دشمن لازم است، باید تهیه کرد و تا آنجا قدرت نظامی ‌باید تقویت شود که دشمن حتی فکر حمله را در سر نپروراند. 2- غفلت ز : از بزرگ ترین آفت این گروه از خواص، این است که دوران جنگ و جهاد و فداکاریها و شهادتها را از یاد ببرند، سرگرم جناح بندیها، و زندگی و تجملات آن شده و در نتیجه گرفتار غفلت فراگیر شوند. اینجاست که دشمن به هوس می‌افتد که هجوم نظامی‌کند، به این جهت قرآن عزیز می‌فرماید: (وَ لْیَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَ أَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُمْ مَیْلَةً واحِدَةً)؛ وسایل دفاعی و سلاحهایشان را با خود حمل کنند، [زیرا] کافران دوست می‌دارند، که شما از سلاحها و متاعهای خود غافل شوید و یکباره به شما هجوم آورند. 3- حفظ ارزشها و شهادت طلبیها: گام اول در بوجود آمدن هر ارزشی، شۀ درست دربارۀ آن ارزش است. رزمندگان پیشگام باید ارزشهای جهاد و شهادت، فداکاریها و ایثار را در ذهن جامعه زنده نگهدارند؛ چنانکه تلاش دشمن در شه‌سازی این است که ارزشهای جهاد را از بین ببرد و یا آن را ضد ارزش جلوه دهد، همان کاری که امروز در جامعه توسط برخی وابستگان به بیگانه یا بی‏خبران در حال انجام است. قرآن آنچنان حفظ این ارزشها را مهم و حتی از طرف رزمندگان مسلم می‌داند، که به بشارت می‌دهد راه شما ادامه دارد و ارزشها همچنان محفوظ و باقی است؛ آنجا که می‌فرماید: «فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون»؛  (آل عمران 170) آنها [ ] بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند، و بخاطر انی که هنوز به آنها ملحق نشده‏اند (مجاهدان و شهیدان آینده) خوشوقت‏0اند؛ [زیرا مقامات برجستۀ آنها را در آن جهان می‏بینند، و می‏دانند] که نه ترسی بر آنهاست و نه غمی خواهند داشت. پیشگامان: در هر جامعه‌ای جلوداران و سابقه داران و پیشگامانی وجود دارد که از جایگاه اجتماعی خاصی برخوردارند، پیشگامان در جهاد، هجرت، انقلاب، کارهای خیر و ... قرآن کریم می‌فرماید: «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه/ 10 – 11) و پیشگامان پیشگامند [و] آنها مقربان [درگاه الهی] هستند. و دربارۀ پیشگامان عرصۀ هجرت می‌فرماید: «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ»؛ (توبه/ 100) پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و انی که به نیکی از آنها پیروی د، خداوند از آنها خشنود گشت و آنها [نیز] از او خشنودند.» انتظار این است که این پیشگامی ‌در هجرت همچنان باقی بماند؛ مخصوصاً در بین اقشار تحصیلکرده و حوزویان؛ چرا که مناطق دور دست از جهات عدیده‏ای نیاز به وجود آنها دارد، و همین طور دیگر کشورهای دنیا، به ان روشن و دلسوز که تن به هجرت دهند، و را با هجرتشان توسعه دهند. تاجران و ثروتمندان: از دیگر گروههایی که در جامعه دارای نفوذند و می‌توان آنها را از خواص شمرد، ثروتمندان متدین و تاجران آگاه است. صدور در آفریقا و خیلی از کشورها بر اثر تلاشهای تاجران متعهد و دلسوز بوده است. همچنین نقش بازاریان را در انقلاب و جنگ و حمایت از و ی در مواقع حساس نمی‌توان انکار کرد.قرآن در بیش از 70 آیه بحث انفاقِ انفاقگران و روشهای آن، پاداش انفاق و اه آن و ... را بیان نموده است که عمدۀ این آیات متوجه ثروتمندان جامعه می‌باشد، و در آیاتی از اینها مخصوصاً آنهایی که در انفاق پیشقدم بوده اند تقدیر شده است؛ از جمله می‌فرماید: (وَ ما لَکُمْ أَلاَّ تُنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا یَسْتَوی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ * مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَریمٌ)؛ (حدید/ 10 – 11) چه شده است شما را که در راه خدا انفاق نمی‏کنید؟ در حالی که میراث آسمانها و زمین مال خداست. از شما انی که قبل از پیروزی انفاق د و جنگیدند [با انی که بعد از پیروزی انفاق د] ی ان نیستند، آنها بلند مقام تر از انی هستند که بعد از فتح انفاق نموده و جهاد د. خداوند به هر دو وعدۀ نیک داده و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. کیست که به خدا وام نیکو دهد تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند؟ و برای او پاداش پرارزشی است. هیچ نمی‌تواند نقش پر ارزش تاجران را در اداره حوزه و کمک به مراجع انکار کند و همین طور کمک به جبهه‌ها و اقشار ضعیف جامعه؛ منتهی در کنار انفاقها بصیرت خویش را حفظ کنند، مبادا انفاقهای آنها در مسیری قرار گیرد که به زیان و مسلمین تمام شود. حسین علیه السلام در بخشی از سخنان خویش می‌فرماید: «... علاوه بر این امر به معروف و نهی از منکر، دعوت به است. همگامی‌در طرد ستمگریها و مخالفت با ستمگران و دعوت به تقسیم عادلانه بیت المال و غنائم، و گرفتن مالیات از چیزهایی که در مشخص گردیده، و مصرف آن در جایگاه اصلی خویش است.  (فرهنگ سخنان حسین علیه السلام ، ص267 -268). فصل پنجم: دشمن شناسی»