عشق گذشت و من تنها مانده ام

به نقل از خبرگزاریها در مورد عشق گذشت و من تنها مانده ام : کیست این حنجرۀ زخمیِ تنها مانده؟
آن که با چاه در این برهه هم آوا مانده

از پی کیست؟ که چشمان یتیمش این سان
کم فروغ آمده در غربت خود وامانده...

بعد از آن واقعه ما را نه به دیوار و نه در
طاقت و حسرت یک پلک تماشا مانده

آسمان چهره به خون شست در آن شب تا دید
مادرم رفته ولی مویۀ مولا مانده

پلک خونین افق، چشم من و ما تا
خی. که می گذشت شنبه که می رسید بی بی - زلال و پاک - با حسرت و دعا می پخت «آش پشت پا» شاعر - به سوز و آه - با یاد خط مانده روی در می ریخت «اشک پشت سر»... این هم گذشت در راه مانده ایم مهدی است «چشم به راه»... اسان - مورخ پنج شنبه 1393/12/07 شماره انتشار 18918/صفحه4/همشهری سلام/اندکی صبر دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!

تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
م. پایم از اینجا بریده ست و سرم جا مانده است! زخم تردیدی به روی باورم جا مانده است! کاملاً عاشق نخواهم شد از این پس! بخشی از – روح من در عشقهای دیگرم جا مانده است! اینکه هر شعری که می گویم پریشان می شود تار مویی از تو لای دفترم جا مانده است! آتش در زیر خا تر کماکان آتش است! برقی از چشم تو در خا ترم جا مانده است! با خی شب که خو دم سحر دیدم عجب ! . نخست عراق تأکید کرد که نیروهای عراقی تروریست های را از این کشور بیرون رانده اند و تنها مناطق مرزی با در دست باقی مانده است. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!! با تو هستم دلبر افسانه ام درمیان ای شهر پر آوازه ام شهر من ای شهر شیرین و ختن با تو هستم شهر اشعار کهن شهر من تو شهر لامع بوده ای بس عظیمی ها و وامق دیده ای دلبر من جان من ،افسون من با تو هستم دلبر اکنون من مردمانت سخت و زیبا سیرتند در میان غصه ها با غیرتند درمیان خویشتن جا مانده ای لیکن از عالم تو تنها مانده ای درمیان ای کودک آزاد من شع. پایم از اینجا بریده ست و سرم جا مانده است! زخم تردیدی به روی باورم جا مانده است! کاملاً عاشق نخواهم شد از این پس! بخشی از – روح من در عشقهای دیگرم جا مانده است! اینکه هر شعری که می گویم پریشان می شود تار مویی از تو لای دفترم جا مانده است! آتش در زیر خا تر کماکان آتش است! برقی از چشم تو در خا ترم جا مانده است! با خی شب که خو دم سحر دیدم عجب ! . وَ مَرد چند قدم مانده قطره قطره شود به آفتاب قسم، مانده قطره قطره شود هوا گرفته ی باران و ابر منتظر است وَ چشم های تو هم مانده قطره قطره شود که تا ورق بخورد صفحه... شعری از پی شعر به روی میز قلم مانده قطره قطره شود غروب می چکد از نوک مرغ ماهیخوار چه صحنه ای که بلم مانده قطره قطره شود ** از این سکوت... از این مَرد خسته می ترسم از این غرور که . دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را ش تی و رفتی ….

همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…

انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم…

این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، ی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هو. همه رفتند، گدا باز گدا مانده هنوز
شب عید است و خدا عیدی ما مانده هنوز

دهه آ ماه اول راه سحر است
بعد از این زود نخو م، دعا مانده هنوز

عیب چشم است اگر اشک ندارد، ور نه
سر این سفره ی تو حال و هوا مانده هنوز کار ما نیست به معراج تقرّب برسیم
یا علیّ دگری تا به خدا مانده هنوز

گوئیا سفره ی او دست نخورده مانده است

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام...
در بیهودگی انتظار پیوستن به تو،چه بی صبرانه مانده ام...
چه خوانا دوریت را بر سر در خانه نوشته اند...
و من...
در خواندن آن چه پا فشارانه مانده ام...
چه بسیار است دو رویی ها،فراموش ها،
و...گفتن ها...
و...من درین همهمه چه صادقانه مانده ام...
رفیقان همه با نا رفیقی های خود رفیقند...
من. زندگی رو نفهمیدم چی شد؟ ۲۸ سال گذشت به درد کشیدن و بیمارستان و از مطب به بیمارستان... به تنها بودن به اینکه باید صبر کرد و تحمل کرد این درد رو این یه امتحان اللهی زود تمام می شود اما این فقط شبیه یک غذاب اللهی یک عذاب توسط یک آدم مریض که لذت میببره زجرکشیدن دیگران رو ببینه بگویم یا بنویسم هنوز یادم هست شعرهای کتاب هایم را که گفت نامه های نانوشته خوانی و........... اما من که گفتم نوشتم سال هاست که درونم با توست پس کجاست آری کجای تو که از رگ گردن نزدیک تری من از تو گله دارم چون باور دارم تو میدانی اگر خواهرم حرفم را نمیفهمد اگر هر ی از درون دلم خبر ندارند تو که باخبری پس تا کی انتظار سکوتت را بکشم پس تا کی به ان. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
هر که معشوقه برانگیخت گوارایش باد…
دل تنها به چه شوقى
پى شب چله برود؟
گله ها را بگذار!
ناله ها را بس کن !
تا بجنبیم تمام است تمام!!
مهر دیدى که به برهم زدن چشم گذشت…
یا همین سال جدید!!
باز کم مانده به عید!!
این شتاب عمر است…
باورمان نیست. شاکی ممکن است از پیگیری شکایت خودش منصرف شود یا به واسطه دریافت ضرر و زیان یا هر دلیل دیگری رضایت خودش را از متهم یا مشتکی عنه اعلام کند؛ در برخی جرایم به صرف گذشت شاکی، تعقیب متوقف می شود اما در برخی جرایم، گذشت شاکی، تاثیری در پیگیری شکایت نداشته و تنها ممکن است باعث تخفیف در مجازات متهم شود. دوستان وبلاگی عزیزم : 11ماه گذشت… بعضی ها دلشان ش ت
بعضی ها دل ش تند
خیلی ها عاشق شدند و خیلی ها تنها
خیلی ها از بین ما رفتند
خیلی ها به جمع ما اضافه شدند
گریه کردیم، خندیدیم
گاهی زندگی بر خلاف آرزوهایمان گذشت
و…
از همه آن خاطره ها فقط 12روز باقی مانده!
صمیمانه از درگاه خدا آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارید،. نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده نه دیگر زلف تاکی بر سر دیوارمان مانده فقط اندوه می گیرد سراغی از غریبی مان همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده بپرس از پیشگوهای محلی این معما را چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟ چقدر از دل خوشی های کم و کوتاه مان رفته؟ چقدر از زخم های بر جگر بسیارمان مانده؟ سزای خواندن از عشق است در گوش کر. ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت ، مانند مرده ای متحرک شدم بیا که بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت ، می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت ، دنیا که هیچ جرعه ی آبی که خورده ام از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت ، تا کی غروب ببینم که مادرم یک گوشه بغض کرده که این هم گذشت ، مولا شمار درد د. وضعیت فعلی تراکتورسازی این است، تنها 4 بازیکن از ترکیب اصلی این تیم در جمع پرشورها مانده اند. پس از گذشت 4 مرحله از سری نظرسنجی های دیجی لیگا، حالا نوبت به مرحله نیمه نهایی این رقابت ها رسیده است، جایی که از میان هشت خودرو اولیه تنها 4 خودرو در میدان رقابت باقی مانده اند و انتخاب بین شرکت کنندگان… تا مرا تصویری از خطش برابر مانده بود، در گلویم بغض یک الله اکبر مانده بود. با خیال خد و خالش عشق و حالی داشتم، مست را گویی میی از شب به ساغر مانده بود. یک نفس، کیفیت صد باده ی جمشید داشت، تا صبا را عطری از آن طره در بر مانده بود. زلف او این سالها صد رنگ و صد جوهر گرفت بوی دستم لیک زیر رنگ و جوهر مانده بود. صحبتی هرچند از برگشتن و ماندن نکر. خدایا مردم فلسطین زیر آتش یهودتنها مانده اند خدایا رمضان است افطار و سحر غزه خون شده، خدایا مسلمین بی پناهند، خدایا نیست صحابه نیستند ایمان و صحابه هم در دلها نیست، خدایا می دانیم هرچه بر سرمان آمده از بی ایمانی هایمان بوده خدایا تو ببخش که بهترین بخشنده ای خدایا تو یاری کن که بهترین یاوری، تو نصرت بده که بهترین نصرت دهنده ای، تو ر. دلم گرفته است
‏‎مثل پنجره ای که رو به دیوار باز می شود
دلم گرفته است
‏‎و جای خالی دست هایت
‏‎بر بندبند بدنم درد می کند
دلم گرفته
‏‎و عصر بی حضور تو
‏‎به هر هفت روز هفته ام سرایت کرده است
‏‎دلم گرفته
روی دست خودم مانده ام
‏‎شبیه ابری شده ام
‏‎که به شاخه ی درختی گیر کرده است
‏‎و با این حال
‏‎چگونه حتی خیال با داشته باشم وقتی
‏‎تنها میراث بر جای مانده ات
‏‎همین بغضی ست
‏‎که از تو در من
‏‎به یادگار مانده است

مصطفی زاهدی با گذشت نیمی از سال جاری تنها ۳۵ درصد تعهد اشتغال در بروجرد محقق شده و از سه هزار و ۴۰۲ اشتغال تنها یکهزار و ۱۰۰ شغل ایجاد شده است.
lovemelody.ir 184 233x300 نمی توانم فراموشت کنم تو که میخواستی امروز بروی
پس چرا دیروز با من عهد بستی
تو که میخواستی امروز مرا تنها بگذاری
پس چرا دیروز مرا عاشق خودت کردی
به یادت هست حرفهای روز اول آشنایی را
به یادت هست قول و قرارهای آن روز بارانی را
به یادت هست فریاد دوستت دارم را
به یادت هست از اول کوچه دویدن، به شوق در آغوش کشیدن من را
میگفتی میخواهم دنیا نباشد اما مرا داشته باشی
یک لحظه نیز نیامده که بدون من نفس کشیده باشی
حالا من هستم و نگاهی خسته ، به چه ی بگویم دردهای این دل ش ته
من که مانده ام در پشت درهای بسته ، تو کجایی ، دلت با دلی دیگر در کنار ساحل عشق نشسته
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری
گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را
از آن روز تا به امروز تنهای تنها مانده ام
دل به هیچ ندادم و هنوز با غصه ها مانده ام
نمیتوانم فراموشت کنم ، محال است روزی بیاید که یادت نکنم
یا با دیدن ع هایت گریه نکنم
نمیتوانم فراموشت کنم…. نمیتوانم فراموشت کنم
lovemelody.ir 184 233x300 نمی توانم فراموشت کنم تو که میخواستی امروز بروی
پس چرا دیروز با من عهد بستی
تو که میخواستی امروز مرا تنها بگذاری
پس چرا دیروز مرا عاشق خودت کردی
به یادت هست حرفهای روز اول آشنایی را
به یادت هست قول و قرارهای آن روز بارانی را
به یادت هست فریاد دوستت دارم را
به یادت هست از اول کوچه دویدن، به شوق در آغوش کشیدن من را
میگفتی میخواهم دنیا نباشد اما مرا داشته باشی
یک لحظه نیز نیامده که بدون من نفس کشیده باشی
حالا من هستم و نگاهی خسته ، به چه ی بگویم دردهای این دل ش ته
من که مانده ام در پشت درهای بسته ، تو کجایی ، دلت با دلی دیگر در کنار ساحل عشق نشسته
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری
گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را
از آن روز تا به امروز تنهای تنها مانده ام
دل به هیچ ندادم و هنوز با غصه ها مانده ام
نمیتوانم فراموشت کنم ، محال است روزی بیاید که یادت نکنم
یا با دیدن ع هایت گریه نکنم
نمیتوانم فراموشت کنم…. نمیتوانم فراموشت کنم مرورگر اج پس از گذشت ۱۳ ماه تنها ۷۰ افزونه دارد
مایکروسافت روز گذشته‌ از طریق یک پست وبلاگ، دلیلی اصلی کمبود افزونه‌ برای مرورگر اج را شرح داد. دلم برای نگاه قدیمی ات تنگ است دوباره بین خودم با خودم سرت جنگ است دوباره مانده دلم بین شک و تردیدت چه می شد اصلا از اول دلم نمی دیدت؟ خیال کن برسی ناگهان به سالی که ی نشسته کنارت و حس و حالی که... ی که با نفسش دست های سرد تو را... ی شبیه خودت که نگفته درد تو را... که جای پای تو بر شانه های بی بالش که رد دست تو را می کشد به دنبالش... چقدر آ هفته . چه بسا مردى که تنها سه سال از عمرش باقى مانده است، امّا خدا به خاطر صله رحم، باقى مانده عمرش را به سى سال مى رساند سرمربی پاری سن ژرمن تنها راه موفقیت تیمش را بردن تمام بازی های باقی مانده فصل می داند. اگر تنها یک دقیقه از عمر شما باقی مانده باشد ترجیح می دهید به چه ی زنگ بزنید؟ سازمان تجارت جهانی به عنوان بزرگترین سازمان اقتصادی جهان، که ۱۶۴ عضو دارد و تنها اقتصاد قدرتمندی که پشت در این سازمان مانده است و به عضویت این سازمان درنیامده ایران است. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار ناله هارابس کن روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را فرصتی نیست که صرف گله وناله شود تابجنبیم تمام است تمام مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.. ردّ پای زمان   تاریک و شب در وهم و تنها مانده یی گنگ است و خاموشی فقط پیدا و هیچ در آن اجاقی سرد و دیواری ز نم سرد است و زیرانداز تکراری چو غم روانداز این متروک و سرد گاهی نمی دانی در این محنت چرا هستی ز درد   تاریک و شب در وهم و تنها مانده یی هی تیک و هی تاکی ز هم هی تیک و هی تاکی ز هم وحشت سراپا تا که روحت می دَرَد هی کوبد آن هر دم چو ط. مسئول اداره میراث فرهنگی شهرستان ابهر گفت: مرمت تنها پل تاریخی باقی مانده بر روی ابهر رود شهرستان ابهر واقع در روستای قروه آغاز شد. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود

این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......

دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟

گله ها را بگذار!

ناله ها را بس کن!

روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!

زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...

فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!

تا بجنبیم تمام است تمام!!

مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت....

یا همین سال جدید!!

باز کم مانده به عید!!

این شتاب عمراست ...

باورمان نیست که نیست.... یحیی رسول.jpgفرماندهی عملیات مشترک عراق امروز ( ) اعلام کرد که تنها ۱۲ کیلومتر مربع از موصل مانده است تا از دست آزاد شود.به گزارش ایسنا، به نقل از سومریه نیوز، یحیی رسول، سخنگوی فرمانده عملیات مشترک عراق در کنفرانس خبری اعلام کرد: آمار کشته های تا به امروز به ۱۶ هزار و ۴۶۷ تروریست رسیده است.وی گفت: بخش شرق موصل صد درصد آزاد شده و زندگی در آن به ح عادی بازگشته است.این مقام عراقی خاطرنشان کرد: همچنین ۶۷۹ خودروی بمب گذاری شده منهدم شده و ۶۶۶۱ بمب خنثی گشته و ۱۱ مرکز فرماندهی منهدم شده است. ۲۱۷ کمربند انفجاری نیز خنثی شده و ۴۷ پهپاد و ۷۶ مقر مختص بمب گذاری منهدم شده است.وی گفت: ۸۹.۵ درصد از مناطق غرب موصل آزاد شده و تنها محله های اندکی باقی مانده است و نیروهای عراقی به آزادسازی این مناطق ادامه می دهند و تنها ۱۲ کیلومتر مربع از موصل مانده است تا از دست آزاد شود.یحیی رسول خاطرنشان کرد نیروهای بسیج مردمی پیشروی گسترده ای را به سمت قیروان و بعاج رقم می زنند. پرسپولیسی ها در سالی که گذشت 58 گل زدند و 26 گل خوردند و میانگین 22/2 امتیازی را برای هر بازی ب د. سلام... حسی دارم... حس یک جامانده... وقتی تو را بگذارند و بروند... من مانده ام ...ما مانده ایم و یک کشور منهای بیست میلیون زایر کربلا... آقا...ما م م... منه رو سیاه...دلم لک زده است برای دیدن گنبد طلایی و ضریح شش گوشه... باز هم...این سال هم ...تنها م م ... جا م م... در میان جمع و تنها مانده باشی یا شبیه بچه ای جامانده باشی از میان شعر ها آنجا که گفتی نه نرو! حالا همانجا مانده باشی...

روضه های گوهرشاد
ناله ای بر لبم از فرط تقلا مانده
سوختم از عطش و چشم به دریا مانده

باز دلتنگ جوادم که در این شهر غریب
به دلم حسرت یک گفتن بابا مانده

دست و پا می زنم امّا جگرم می سوزد
به لب سوخته ام روضه ی زهرا مانده

جان به لب می شوم و کرب و بلا می بینم
که لب کودکی از فرط عطش وا مانده

مادرشچشم به راهس. کاپیتان بایرن مونیخ از قهرمانی در رقابت های بوندسلیگا بسیار خوشحال است و تاکید کرد که بعد از سه بازی باقی مانده تیمش در بوندسلیگا از فوتبال خداحافظی خواهد کرد.
کارم همه به بحث اسید و نمک گذشت
توضیح داده ام سبب هر پدیده ای
نه فعل در مخیله نه انفعال بود
تنها نیاز من به گچ و تخته سیاه
فرمولها که روی تحته نوشتم چه سود داشت؟
فرمول ا الات مس و منگنات روی
هرگز به چشم خویش مولیبدات دیده ای؟
بنمودی آزمایش ا ید آمفوتر؟
قرعی به گوشه ای و دو انبیق در کنار
آن سو، سه چار لوله و پیپت پر از غ.
کارم همه به بحث اسید و نمک گذشت
توضیح داده ام سبب هر پدیده ای
نه فعل در مخیله نه انفعال بود
تنها نیاز من به گچ و تخته سیاه
فرمولها که روی تحته نوشتم چه سود داشت؟
فرمول ا الات مس و منگنات روی
هرگز به چشم خویش مولیبدات دیده ای؟
بنمودی آزمایش ا ید آمفوتر؟
قرعی به گوشه ای و دو انبیق در کنار
آن سو، سه چار لوله و پیپت پر از غ. نگاه همه به سینما بود. (جشنواره های 10دقیقه ای ...) اکران شروع شد. شروع : تصویر سقف یک اتاق بود... دو دقیقه از گذشت چهار دقیقه دیگر هم گذشت هشت دقیقه ی اول تنها تصویر سقف اتاق بود! صدای همه درآمد. اغلب حاضران سالن سینما را ترک د. ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به یک کودک معلول قطع نخاع خو ده روی تخت رسید...
جمله زیرنویس : این تنها 8 دقی.   دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!!
زندگی گاه به کام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و کم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به نان است و کفایت د؛
زندگی گاه به جان است و جفایت د‌؛
زندگی گاه به آن است و رهایت د؛
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن...
زندگی صحنه بی ت ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد