عشق گذشت و من تنها مانده ام

به نقل از خبرگزاریها در مورد عشق گذشت و من تنها مانده ام : کیست این حنجرۀ زخمیِ تنها مانده؟
آن که با چاه در این برهه هم آوا مانده

از پی کیست؟ که چشمان یتیمش این سان
کم فروغ آمده در غربت خود وامانده...

بعد از آن واقعه ما را نه به دیوار و نه در
طاقت و حسرت یک پلک تماشا مانده

آسمان چهره به خون شست در آن شب تا دید
مادرم رفته ولی مویۀ مولا مانده

پلک خونین افق، چشم من و ما تا
خی. با وجود گذشت چندین روز از آغاز سال نو میلادی،تماشای تصاویر به جا مانده از جشن سال نو،خالی از لطف نیست. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!

تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
م.

کام دنیا بر لبم هرگز نشد اما گذشت چه میداند چه ها بر ما گذشت
خنده بر لب بغض دنیا خورده ایم خنده و بغض جهان یک جا گذشت
گوشه ای تسلیم تقدیری که بود دیگر از من طرح این دعوا گذشت
گر چه آن زیبا گذشت از عشق من درد عشق زیباست پس زیبا گذشت
ام شهری سونامی دیده است قایق از دریای طوفان زا گذشت ع سلفی های من با بغض خویش شاعری از کوچه ه. تنها ی قدر رویای خوش را میداند، که از کابوسی هولناک برخاسته باشد! تنها ی قدر عشق را میداند، که از فراسوی نفرت آمده باشد! تنها ی زندگی را می فهمد، که در ژرفای مرگ شیده باشد! تنها ی به ساحل لبخند میرسد، که خلاف امواج چشمانت شنا کرده باشد! تنها ی به چین های پیشانی ات دل می بندد، که تا عمق نگاهت رفته باشد، و دیگر باز نگشته باشد! تنها ی به قا. نخست عراق تأکید کرد که نیروهای عراقی تروریست های را از این کشور بیرون رانده اند و تنها مناطق مرزی با در دست باقی مانده است. هر روز بی حضور تو سالی به من گذشت هر شب ز غیبت تو ملالی به من گذشت زآن هفته ای که داشت دلم انتظار تو ای ماه من !مپرس ، که سالی به من گذشت ای یوسف عزیز من ! از دوری رُخت یعقوب آگه است چه حالی به من گذشت عمری که صرف بی گل روی تو شد مرا چون حال مرغ بی پر و بالی به من گذشت آسان نبود هجر تو ای گل مرا ، و لیک این هجر با امید وصالی به من گذشت صبری که . با تو هستم دلبر افسانه ام درمیان ای شهر پر آوازه ام شهر من ای شهر شیرین و ختن با تو هستم شهر اشعار کهن شهر من تو شهر لامع بوده ای بس عظیمی ها و وامق دیده ای دلبر من جان من ،افسون من با تو هستم دلبر اکنون من مردمانت سخت و زیبا سیرتند در میان غصه ها با غیرتند درمیان خویشتن جا مانده ای لیکن از عالم تو تنها مانده ای درمیان ای کودک آزاد من شع. با گذشت 29سال از پایان دفاع مقدس، متاسفانه بسیاری از خاطرات جنگ همچنان ناگفته مانده یا کمتر درباره آن سخن گفته شده، اما شاید نقش نیروی هوایی ایران مغفول مانده باشد. پایم از اینجا بریده ست و سرم جا مانده است! زخم تردیدی به روی باورم جا مانده است! کاملاً عاشق نخواهم شد از این پس! بخشی از – روح من در عشقهای دیگرم جا مانده است! اینکه هر شعری که می گویم پریشان می شود تار مویی از تو لای دفترم جا مانده است! آتش در زیر خا تر کماکان آتش است! برقی از چشم تو در خا ترم جا مانده است! با خی شب که خو دم سحر دیدم عجب ! . وَ مَرد چند قدم مانده قطره قطره شود به آفتاب قسم، مانده قطره قطره شود هوا گرفته ی باران و ابر منتظر است وَ چشم های تو هم مانده قطره قطره شود که تا ورق بخورد صفحه... شعری از پی شعر به روی میز قلم مانده قطره قطره شود غروب می چکد از نوک مرغ ماهیخوار چه صحنه ای که بلم مانده قطره قطره شود ** از این سکوت... از این مَرد خسته می ترسم از این غرور که . دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را ش تی و رفتی ….

همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…

انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم…

این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، ی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هو. زادروزش امروز بدون پدر گذشت، پدر به خودش قول داده تا آ ین روز آوار برداری ساختمان آهنی ویران شده تهران، یاران دلیرش که زیر آوار مانده اند را تنها نگذارد. ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیر که آب از سرکم گذشت مانند مرده ای متحرک شدم بیا بی تو تمام زندگی ام غرق غم گذشت میخاستم وقفتو باشم تمام عمر دنیا خلاف آن چه که میخاستم گذشت دنیا که هیچ جرعه ی آبی که خورده ام از راه حلق تشنه ی من مثل غم گذشت مولا شمار در دلم بی نهایت است!! تعداد درد من به خدا از رقم گذشت!.......  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام...
در بیهودگی انتظار پیوستن به تو،چه بی صبرانه مانده ام...
چه خوانا دوریت را بر سر در خانه نوشته اند...
و من...
در خواندن آن چه پا فشارانه مانده ام...
چه بسیار است دو رویی ها،فراموش ها،
و...گفتن ها...
و...من درین همهمه چه صادقانه مانده ام...
رفیقان همه با نا رفیقی های خود رفیقند...
من. امروز هم به رخوت بی بادگی گذشت
آری گذشت! مستی دلدادگی گذشت

در آتش خیال تو با خود قدم زدم
دوران عاشقی به همین سادگی گذشت

می دانم ای فرشته که باور نمی کنی
قصه گویی و شهزادگی گذشت

روزی ز چشم مردم و روزی به پای تو!
عمر مرا ببین که به افتادگی گذشت

شرمندۀ توایم و سرافراز از اینکه عمر
گر دین نداشتیم، به گ. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد...... دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است؛ زندگی گاه به دام است و غم است؛ چه به کام و چه به نام و چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛ زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛ زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛ چه به راز و چه به ساز و چه به ناز... زندگی لحظه بیداری ماست زندگی میگذرد... دو قدم مانده که پاییز به یغما برود،،،،!!!!! این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود،،،،!!!! هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد،،،،!!!!! دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود،،،،!!!!!؟ گله هارابگذار،،،،!!!!! ناله هارابس کن،،،،!!!!!! تابجنبیم تمام است تمام،،،،!!!!!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت،،،،!!!!! یاهمین سال جدید،،،!!!!! بازکم مانده به عید،،،،!!!!! ای. دروازه ارگ سمنان به عنوان نماد شهر سمنان شناخته می شود و برای مردم سمنان اهمیت بسیاری دارد که تنها اثر به جا مانده از ارگ سمنان است. دروازه ارگ سمنان یادگاری از دوره قاجار است. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، روز گذشته را متهم کرد که علیه منافع کشورش، ایران و روسیه در شمال عمل می کند. اردوغان در سخنانی در پارلمان گفت: "اگر می گوید که آن ها ۵۰۰۰ کامیون و دو هزار محموله هوایی از سلاح برای مقابله با [گروه موسوم به ت ی]به منطقه می فرستد، ما آن را باور نداریم. " چرا اردوغان تنها مانده است؟ همشهری آنلاین: چادرهای تحصن معترضان کابل سرانجام با گذشت ۱۰ روز از سطح این شهر جمع آوری شد و تنها چادر مرکزی معترضان موسوم به « رستاخیز تغییر»، در مرکز شهر باقی مانده است. عضو کمیسیون کشاورزی،آب و منابع طبیعی مجلس با بیان اینکه افزایش نرخ برنج در زمان نبود محصول دست کشاورز عملیاتی می شود،گفت: تنها از تعاونی روستایی یک تابلو باقی مانده است. نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده نه دیگر زلف تاکی بر سر دیوارمان مانده فقط اندوه می گیرد سراغی از غریبی مان همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده بپرس از پیشگوهای محلی این معما را چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟ چقدر از دل خوشی های کم و کوتاه مان رفته؟ چقدر از زخم های بر جگر بسیارمان مانده؟ سزای خواندن از عشق است در گوش کر. مصطفی داننده در عصر ایران نوشت: یک سال از سوختن و ریختن پلاسکو گذشت. دو هفته از حوادث دی 96 ایران گذشت. یک هفته از سوختن سانچی در دل دریا گذشت. یک سال از مرگ هاشمی رفسنجانی گذشت. گذشت، گذشت، گذشت و گذشت اما همچنان هزار سوال بی جواب دور سر ایران می چرخد. ببب روزگار هم زبانی ها گذشت فصل سبز مهربانی ها گذشت مرغ باغ آرزوها پر گشود رنگ و بوی ارغوانی ها گذشت انتظار شور عشقی، غافلی! عشق مُرده، جاودانی ها گذشت چون درختِ پیر و فرتوتی ز غم آن بهار نو جوانی ها گذشت کوچه های دل خزانی بیش نیست کو بهار دل، نشانی ها گذشت هم کلام مکر و تدبیری و بس وای بر تو چون معانی ها گذشت با ان و نا ان همدم شدی چون مرام آن فلانی ها گذشت آن که بود و این چه کرد اما چه سود آن و این و این و آنی ها گذشت " آشنا " بر خیز و راهی چاره کن خواب سرد ناتوانی ها گذشت. در پایان هفته بیست و هشتم لیگ برتر، پرسپولیس در اولین بازی تشریفاتی خود باز هم در خانه ش ت نخورد تا تنها صفر باقی مانده در ج بازی های خانگی و خارج از خانه همچنان باقی بماند.
ای دوستان از کربلا جا مانده ام من ...
با حسرت شش گوشه تنها مانده ام من

گل ها همه رفتند و یاد از ما ن د
خارم که در بین چمن ها مانده ام من

زخم زبان دوستان حق است آقا ... ادامه مطلب استیون هاوکینگ: تنها صد سال تا پایان کار بشر روی زمین باقی مانده است
 طبق پیش‌بینی‌های این فیزکدان سرشناس، بشریت تنها یک قرن دیگر برای فراهم آوردن امکانات ترک کره‌ی زمین و تبدیل به گونه‌ای چندسیاره‌ای فرصت دارد. تا مرا تصویری از خطش برابر مانده بود، در گلویم بغض یک الله اکبر مانده بود. با خیال خد و خالش عشق و حالی داشتم، مست را گویی میی از شب به ساغر مانده بود. یک نفس، کیفیت صد باده ی جمشید داشت، تا صبا را عطری از آن طره در بر مانده بود. زلف او این سالها صد رنگ و صد جوهر گرفت بوی دستم لیک زیر رنگ و جوهر مانده بود. صحبتی هرچند از برگشتن و ماندن نکر. کنار تو معنای "ما" شدن پیدا کرده بودم ، تنهایی که رفیق ِ قدیمی من بود را ترک امروز بعد از رفتن تو باز او به اتاقم آمد... بعد از مدتی ، تو از کنار منی که تو را در خود پنهان کرده بودم غریب و غریبانه گذشتی . به من نیم نگاهی کردی و چه آسان گذشتی.... حالا حتی همان نگاه ِ خوب تو از فراسوهای خاطره ای ، تنها تصویر ِ به جا مانده در حافظه ام هست یاد آور. دلم گرفته است
‏‎مثل پنجره ای که رو به دیوار باز می شود
دلم گرفته است
‏‎و جای خالی دست هایت
‏‎بر بندبند بدنم درد می کند
دلم گرفته
‏‎و عصر بی حضور تو
‏‎به هر هفت روز هفته ام سرایت کرده است
‏‎دلم گرفته
روی دست خودم مانده ام
‏‎شبیه ابری شده ام
‏‎که به شاخه ی درختی گیر کرده است
‏‎و با این حال
‏‎چگونه حتی خیال با داشته باشم وقتی
‏‎تنها میراث بر جای مانده ات
‏‎همین بغضی ست
‏‎که از تو در من
‏‎به یادگار مانده است

مصطفی زاهدی
lovemelody.ir 184 233x300 نمی توانم فراموشت کنم تو که میخواستی امروز بروی
پس چرا دیروز با من عهد بستی
تو که میخواستی امروز مرا تنها بگذاری
پس چرا دیروز مرا عاشق خودت کردی
به یادت هست حرفهای روز اول آشنایی را
به یادت هست قول و قرارهای آن روز بارانی را
به یادت هست فریاد دوستت دارم را
به یادت هست از اول کوچه دویدن، به شوق در آغوش کشیدن من را
میگفتی میخواهم دنیا نباشد اما مرا داشته باشی
یک لحظه نیز نیامده که بدون من نفس کشیده باشی
حالا من هستم و نگاهی خسته ، به چه ی بگویم دردهای این دل ش ته
من که مانده ام در پشت درهای بسته ، تو کجایی ، دلت با دلی دیگر در کنار ساحل عشق نشسته
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری
گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را
از آن روز تا به امروز تنهای تنها مانده ام
دل به هیچ ندادم و هنوز با غصه ها مانده ام
نمیتوانم فراموشت کنم ، محال است روزی بیاید که یادت نکنم
یا با دیدن ع هایت گریه نکنم
نمیتوانم فراموشت کنم…. نمیتوانم فراموشت کنم
lovemelody.ir 184 233x300 نمی توانم فراموشت کنم تو که میخواستی امروز بروی
پس چرا دیروز با من عهد بستی
تو که میخواستی امروز مرا تنها بگذاری
پس چرا دیروز مرا عاشق خودت کردی
به یادت هست حرفهای روز اول آشنایی را
به یادت هست قول و قرارهای آن روز بارانی را
به یادت هست فریاد دوستت دارم را
به یادت هست از اول کوچه دویدن، به شوق در آغوش کشیدن من را
میگفتی میخواهم دنیا نباشد اما مرا داشته باشی
یک لحظه نیز نیامده که بدون من نفس کشیده باشی
حالا من هستم و نگاهی خسته ، به چه ی بگویم دردهای این دل ش ته
من که مانده ام در پشت درهای بسته ، تو کجایی ، دلت با دلی دیگر در کنار ساحل عشق نشسته
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری
گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را
از آن روز تا به امروز تنهای تنها مانده ام
دل به هیچ ندادم و هنوز با غصه ها مانده ام
نمیتوانم فراموشت کنم ، محال است روزی بیاید که یادت نکنم
یا با دیدن ع هایت گریه نکنم
نمیتوانم فراموشت کنم…. نمیتوانم فراموشت کنم مرورگر اج پس از گذشت ۱۳ ماه تنها ۷۰ افزونه دارد
مایکروسافت روز گذشته‌ از طریق یک پست وبلاگ، دلیلی اصلی کمبود افزونه‌ برای مرورگر اج را شرح داد. امروز یه دل سیر خو دم ،بعد از ۷ روز پرکار و مهمون داری،امروز حس خو دم.خواهر کوچیکه علی و مامان ش و شوهر ش اومدن خونمون. ی هفته ی پیش اومدن البته ساعت یک نیمه شب،روز چهارشنبه تا ظهر استراحت و نهار خوردیم و رفتیم سمت قشم.پنج شنبه به بازار گردی گذشت و هم رفتیم سمت جزیره هنگام و بعد برگشتیم،حس بهمون خوش گذشت،از شنبه هم بعد از ظهر ها رفتیم . نفتکش ایرانی سانچی پس از 8 روز سوختن ، ظهر دیروز در آبهای چین غرق شد. پس از گذشت ساعتها از غرق شدن این نفتکش، شعله هایی با بلندی 30 تا 40 متر در محل غرق شدن این نفتکش دیده می شد؛ اما بامداد امروز شعله های آتش نیز خاموش شد و هیچ اثری از نفتکش ایرانی باقی نماند. گل ی اس 8 و گل ی اس 8 پلاس در antutu در این چند روز شاهد حجم انبوه و باورن ی از اطلاعات منتشر شده درباره پرچمداران سری s سامسونگ هستیم، چرا که تنها دو روز تا رونمایی از آن ها باقی مانده است. به تازگی شاهد ظاهر شدن گل ی اس 8 و گل ی اس 8 پلاس در antutu به عنوان یک بنچمارک شناخته شده و همچنین انتشار ... نوشته تنها دو روز مانده به رونمایی، گل ی اس 8 و گل ی اس 8 پلاس در antutu رویت شدند اولین بار در گجت نیوز پدیدار شد. سرمربی پاری سن ژرمن تنها راه موفقیت تیمش را بردن تمام بازی های باقی مانده فصل می داند. نمی آید چرا   نمی گیرد سراغی چشمِ تر از خواب و تنهایی چه خو دن دو چشم از او اگر باشد به بیداری چه خو گر دو پلک از او چنان نامهربان با هم نباشد غرق در رویایِ نازی هم زمان با من   نه اشکی مانده جاری زین همه ماتم نه سویی مانده باقی چشمِ حسرت زای من را زین همه مرهم نه ت ، تابشی از نور و ایمان تا کند روشن اتاقی سرد و تنها را   دگر بی روی م. سازمان تجارت جهانی به عنوان بزرگترین سازمان اقتصادی جهان، که ۱۶۴ عضو دارد و تنها اقتصاد قدرتمندی که پشت در این سازمان مانده است و به عضویت این سازمان درنیامده ایران است. آری اگر تا کعبه خیلی راه مانده است از دست من تا دست تو یک آه مانده است خواندم مفاتیح الجنان را در دل شب اما دلم در حسرت مفتاح مانده است بعد از گذشت سال های سال یا رب یوسف ترین پیغمبرت در چاه مانده است ای ماه کنعانی من!خالی خالی ست دستی که از دامان تو کوتاه مانده است ای کاش که من نیز همراه تو باشم هر که همراهت نشد گمراه مانده است تنها نه . مسئول اداره میراث فرهنگی شهرستان ابهر گفت: مرمت تنها پل تاریخی باقی مانده بر روی ابهر رود شهرستان ابهر واقع در روستای قروه آغاز شد. آران و بیدگل - کویر مرنجاب آران و بیدگل؛ قطب گردشگری کشور، پس از گذشت ۱۶ سال از معرفی آن به عنوان سایت گردشگری در پس مشکلات فراوان مغفول مانده و بدون ساماندهی رها شده است. شهر آیینه های قُر مانده، شهر افکار فولکلور مانده، عمق آرامش بم بلمش در تن تنگه ی تِنور مانده. مستی از قصه ها گریخته است. داستان هاش نیم خور مانده. استکان های خالی اش پیداست، چندتا استکان پر مانده؟ چند بازیگر جدید هنوز پشت آرامش دکور مانده؟ قبل از این چند بغض مشت شده، چند تار لند و غُر مانده؟ طاقت خار طاق شد، اما قدری از طاقت شتر مانده. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود

این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......

دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟

گله ها را بگذار!

ناله ها را بس کن!

روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!

زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...

فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!

تا بجنبیم تمام است تمام!!

مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت....

یا همین سال جدید!!

باز کم مانده به عید!!

این شتاب عمراست ...

باورمان نیست که نیست.... از ح قدم زدنش حدس میزنم چشمان ضرب دیده او تار مانده است کمترشده تورم پلکش ولی هنوز بر پیکرش جراحت بسیار مانده است حتی نفس که میکشد ازار میکشد بدجور بین آن در و دیوار مانده است از پارگی پیرهنش چند رشته نخ با رنگ سرخ برنوک مسمار مانده است ای فضه، لااقل تو جواب مرا بده این جای پای کیست که به دیوار مانده است؟!...
حی علی العزا فی ماتم اما. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گ. سلام... حسی دارم... حس یک جامانده... وقتی تو را بگذارند و بروند... من مانده ام ...ما مانده ایم و یک کشور منهای بیست میلیون زایر کربلا... آقا...ما م م... منه رو سیاه...دلم لک زده است برای دیدن گنبد طلایی و ضریح شش گوشه... باز هم...این سال هم ...تنها م م ... جا م م... به دلم مانده که یک بار از سوی تو محبت ببینم
برایم آرزو شده که یک کلام عاشقانه، از سوی تو بشنوم
به تو دلبستم ، من عاشقی دلش ته هستم
تا چشمانم را باز میکنم تو را یاد میکنم
تا میخواهم چشمانم را بر روی هم بگذار
یاد تو نمیگذارد که آرام بخوابم
اگر هم شبی با آرامش میخوابم خواب تو را میبینم
حتی دیدن تو در خواب نیز مرا عاشقتر میکند