عنوان هم نمیدونم چی باشه

به نقل از خبرگزاریها در مورد عنوان هم نمیدونم چی باشه : قرار بود خونمون کوچیک باشه تلوزیون نداشته باشه یک کتابخونه داشته باشه پر از کتابهای هنری (هنوزم دارم جمع میکنم) قرار بود خونمون ساده باشه مبلمان شلوغ پلوغ نداشته باشه قرار بود یک اتاق داشته باشه، واسه تو که توش نقاشی بکشی من که از سر کار اومدم بیام تو اتاقتو تورو غافلگیر کنم قرار بود خونمون روشن باشه سفید باشه، صورتی باشه، رنگ عشق . بارون نم نم بیاد
هوا یه کوچولو رو به یخی باشه
صدا جیغ و داد گنجیشکام بیاد
چای باشه
شکلاتم باشه
به من چه که اونی که باید باشه نیست!
میخواست باشه
والا :دی بعضی چیزا هست که تنهایی نمیتونی از پسشون بربیایی نمیتونی باهاشون کنار بیایی دلت میخواد یکی باشه بهت گوش بده بهت دلداری بده بهت امید بده اصلا نمیخواد کاری ه فقط باشه فقط باشه و حضورش بهت دلگرمی بده باشه تا حس نکنی تنهایی باشه تا یادت بره دنیات بهم ریخته شده باشه تا بهت نشون بده که هست تا تهش میترسم وقتی بیای که دیگه خیلی دیره وقتی که . اگه عاشقت باشه ، تنهات نمیزاره
اگه عاشقت باشه ، ی رو جات نمیاره
اگه عاشقت باشه ،  درکت میکنه
اگه عاشقت باشه ،  بخاطرت میجنگه 
اگه عاشقت باشه ، واسه تو غرور نداره

اگه عاشقت باشه ، مال خودش میشی
به شرط این که عاشقت باشه 
  ی که نیست رو میخوام. ی که از من خالی باشه. ی که خیالش توی من گیر نکرده باشه. ی که من نباشه. ی که وجودش پر از تو باشه و تنهای تنها پر از تو. پر از تو, از اعماق وجود. ی که دچار من نیست. ی که کنارم باشه, کنارم باشه, کنارم باشه و نترسه از تو شدن. ولی واقعن خیلی افسرده کنندست. وقتی بیدار بشی، سردت باشه، هوا تاریک باشه، برف بیاد، اونوخ بخای بری سر کلاس.  از پیر شدن بیم دارم! زمانی که انجام کارهای روزمره ام برام سخت میشه. محتاج این میشم که پشتیبانم بشه. محتاج اینکه ی کمکم کنه. محتاج خوردن قرص های بی مصرف. نمیدونم اگر منم پیر بشم مدام در تکاپوی غیبت هستم حتی زمانی که هیچکاری از دستم بر نمی آد. شاید اگر منم به سن پیری برسم دیگه غیر از یخچال و بشقاب های خونه هیچی برام اهمیت نداشته باشه . نمی. من باید اینجا باشم. سیل هم باشه. تعطیلی کلاسا هم باشه. خواب تا لنگ ظهر باشه. بی حوصلگی و سر رفتگی باشه. بعد شهرمون حسن عباسی باشه. ی که دلم میخواست دوباره پای صحبتاش بشینم.صبحش نشستی با دانشجو ها باشه، شبش سخنرانی توی مسجدمون باشه...مسجد توتونچی... خلاصه زوووور داره... دارم خودخوری میکنم!
+ هر صبح تماسی از خونه دارم که آیا زنده م یا بر ر. دختر باید دختر باشه !
موهاش مشکی باشه
اما نه بور هم بد نیس اگر باشه
ای بابا قهوه ای هم میتونه باشه
اما چ هر رنگی بود
رو سریش هم همون رنگی باشه
نه مانتوش تنگ باشه نه کوتاه باشه
اصلا هر قدی بود هم قد نجابتش باشه
قوز نکنه تا میتونه صاف صاف باشه
نه برجستیگهاشو بده بیرون
نه خیلی مچاله و پیر زنی باشه
بله دختر باید دختر باشه !
چ فقط یک چشم رو دنبال کنه
بیخیال همه چشمای بی معنی باشه
خلاصه سرش پایین اگر نبود
اما سر به هوا هم نباشه
حوا باشه و دنبال آدمش باشه
وقتی باهاش حرف میزنی
درست تو چشات نگاه کنه
زل نزنه اما چشش اینور اونور نباشه
راستی یه لبخند هم داشته باشه
میگفتم دختر باید دختر باشه !
نق نق نکنه و مهربون باشه
آخ آخ که از این پروتزی ها هم نباشه
نه پول پرست نه مادی پرست باشه
هر جوری مردش بود باهاش تا ته باشه
نجابتش که باید زبون زد همه باشه
وقتی میبوسیش خج ی باشه
کاری به قیافش ندارم اما ملس باشه
کلا جوری باشه وقتی مردش میبینتش
عشق کنه و فکر کنه این خداش باشه
آره عزیزم
دختر باید دختر باشه . ♥

پســــر هـــم بــــایــــد مــــرد بــــاشــــه نــــه فـــقـــط نـــر -_- اگه برای چند لحظه دوسِت داشته باشه ، اگه واقعا دوسِت داشته باشه . اگه قدرت نداشته باشه و بالا نباشه ، اگه بشه پپیشِش گریه کرد و همه ی خودتو زار زد براش ، اگه بد بودناتو ندونه ، اگه دلش نخواد همه‌جا باشه و همه‌چیزو بدونه، اگه عوض‌شده باشه، اگه واقعا عوض‌شده باشه ، میشه بخشیدش؟ سلام فرزاد جان  سال نوت مبارک باشه ان شاالله سالی پر از سلامتی و تندرستی باشه و سرشار از رزق و روزی باشه است امیدوارم سال ۹۶ واقعا بکامت باشه من خیلی دوس دارم همه چی تن تن عوض شه... شاید بیشتر غصه م هم از زندکی وقتی که نمیتونم چیزی رو عوض کنم... همیسه دپستام عوض شدن.دوست ثابت زندگیم بهار بود...بعد همه عوض شدن اصن...نمیدونم این روزا دپس دارم زودتر مو برم.نمیدونم چرا درست وقتی که دوس دارم _ نیاز دارم اصن حرف نزنم.دقیقا باز همش حرف میزنم... انقد حرف میزنم که ح تهوع میگیرم اه دوس دارم . یه خونه هرجایی میتونه باشه.میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه. میتونه تو یه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچست باشه.میتونه بزرگ یا کوچیک باشه. میتونه برای هر ی یه مفهومی داشته باشه یا هر رنگی داشته باشه. میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه.میتونه به رنگ قرمز باشه یا به رنگ... ولی به نظر من، یعنی بهتره بگم "ما "معتقدیم خونه هرچی که باشه باید سبز باشه.... بله سبز و همیشه سبز (دکلمه سریال خانه سبز با صدای زنده یاد خسروشکیبایی) آنچه شنیدید زخود یا زغیر
وآنچه ب د زشر و زخیر
بود کم ار مدت آن یا مدید
عارضه ای بود که شد ناپدید
و آنچه بجا مانده بهای دل است
کان همه افسانه بی حاصل است ( نیما یوشیج) به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه. میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه. میتونه توی یه کوچه قدیمی که زیر یه بازارچه ست باشه. میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه. میتو. پسر باس جنتلمن باشه
پسر باس بوی عطر تلخش همه جارو پر کنه
پسر باس هیکلش ورزشکاری باشه
پسر باس ابرو هاش کلفت باشه
پسر باس عشقشو رو بازوش بخوابونه
پسر باس چند وقت یه بار تو خونه داد بزنه:عیالللل........خیلی میخوامت به مولا
پسر باس پیرهن رنگ تیره بپوشه
پسر باس همیشه ساعت و کمربند و عینک داشته باشه
پسر باس مغرور با. مرد باید با وجود همه ی غرورش مهربون باشه......... با وجود همه ی لجبازیش وفادار باشه...... با وجود همه ی خستگی هایش صبور باشه....... با وجود همه ی سختی هایش عاشق باشه........ مرد باید محکم باشه....... باید تکیه گاه همسرش باشه.... مرد باید"مرد" باشه......... همین........... ســــــــــــــــــــلااااااااااااااااااام میخوام دوتا وب دیگه هم بسازم:)) یه وبلاگ بسازم برای حال خودم... یه وبلاگ مفید هم بسازم نمیدونم در مورد چی باشه شاید در مورد همه چی باشه.... ولی نمیخوام تنها باشم چون نمیتونم همش بیام نت ....هر کی خواست همکاری کنه بگه... فقط یه سری قوانین داره که همکاران گرامی باید رعایت کنند مثلا به پسرا درست ج.
+مبارک باشه ج مون -مبارک باشه عشقتون❤ +مبارک با؛شه دعواهامون -مبارک باشه خنده هاتون +مبارک باشه گریه های شبانم -مبارک باشه بوسه های شبانت +مبارک باشه سرمای تنم -مبارک باشه گرمای تنش +مبارک باشه مرگم در جوانی⚰ +مبارک باشه کابوس هایه شبانم +مبارک باشه عشقم❤ -مبارک باشه عشقت فکرمیکنم خواب دیدن یکی از باگ های بیخود و مضحک آدمی باشه. از یه چیزی همه ی روز فرار میکنی و انکارش میکنی و همون چیز شب وقتی کاملن بی دفاعی و مختل به خوابت میاد و تا چند روزت رو به باد فنا میده. نمیدونم چه معنی داره این ناخودآگاه اینقدر یاغی و سرخود باشه و ازهمه چیز بدتر اینقدر قدرتمند، نمیدونم اصلن چه معنی داره اثر خواب کشیده بشه به بی. سلام لمروز اومدم درب خونتون . وایسادم مامانت بیاد ح و ازش بپرسم بیرون نیومد نگرانتم نگران ح . نمیدونم خوبی روب راهی یا برع داغونی گرفتاری نمیدونم امیدوارم بابات اذیتت نکرده باشه چون من باهاش اتمام حجت اگه یه تار مو از سرت کم بشه دیگه کوتاه نمیام هرچند میدونم تو هیچوقت پشت من وانمیسی و 100 در 10000000000000 منو به هیچ میفروشی مث رانندگی با یه. بعضی روزا انقدر فکر میکنم که نمیدونم میخوام به چه نتیجه ای برسم... بعضی وقتا انقدر خوابای خوب میبینم که دلم میخواد همین طور ادامه داشته باشه... وقتی توی خوابم مامان شدم و یک پسر ناز دارم و حس خوشبختی و از ته ته وجودم حس میکنم... صبحش معلومه حال عالی دارم... نمیدونم واقعا قراره این ارزو تحقق پیدا ه و من همچین حسی و تجربه میکنم یا نه... اما ا. چندتایی از دونه های کدو حلوایی جوانه زده بودند. کاشتمشون توی گلدون. صدای درون سرم خندید که تو مادر میشی یه روز. خندیدم بهش که آره. چند سال بعد از این. روزی که پام بیشتر از این روی زمین باشه.  روزی که بلا ه پام روی زمین باشه. سلام دوزتااااااان ح ون خوبه؟ قابل توجه انی که میخوان نویسنده بشن: 1)نام کاربریتون کوتاه و ترجیحا اسم خودتون باشه وحتمااااااا انگلیسی باشه،دقت کنید حتماااااا انگلیسی باشه 2)رمز عبوری که انتخاب میکنید نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند باشه و ترجیحا عدد باشه خوب دیگه عرضی نیست بووس....خدا فظ امضا:لیموترش(نگین) یادمون باشه که هیچ رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون د میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا ی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به ی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت ی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه ی د. دعای استغاثه به زمان رو هر روز صبح گوش میدادم ولی این مدت به دلیل درگیری که داشتم فرصت نشده بود این کار رو تکرار کنم.
یک هو دلم یادش کرد،رایان در حال حرکت بود که یک هو به ذهنم اومد و پخش .
پسرم اروم شد،بعدش اهنگ به طه به یاسین رو گذاشتم همراه با یک شعر دیگه در مدح زمان. یا مهدی مددی ....

امیدوارم که زمان در زمان زایمان همراهمون. سلااااام از امروز یه موضوعی اضافه میشه به وبلاگ با عنوان من و آقای همسر . شاید یه سری حرفا باشه که مخاطب خاصش قطعا همین آقای همسره ، شاید یه سری حرفایی باشه مخاطبش همه ی اوناییه که آقای همسرن برا خودشون و من شاید به عنوان یه خانومانه بتونم این حرفو از طرف خانومشون بزنم ، و شاید جایی خاطره باشه و اتفاق و مشاوره و حتی بحث ! و جایی کمک طلب. معده ت اون قدر بسوزه که شک نداشته باشی سرطان معده گرفتی، بهت نمره نداده باشه،داروخونه صابونی که میخوای نداشته باشه،گلوی لعنتیت 4 ماه باشه ترشح داشته باشه و خوب نشده باشه،مچ پات توی هر کفشی و حتی بدون کفش درد کنه و هزار تا بدبختیه دیگه همه یه طرف...... همه ی امیدت از یه نفر قطع بشه و مطمئن باشی حتی خدا هم نمیخواد واست کاری کنه یه طرف +هنو. اولین جمله ای که یک مشهدی بعد از شنیدن شغل دوستش میگه: اگه شغلِ دوستش کارمند بانک باشه: مِتِنی هم یک وام برام جور کنی؟ اگه شغلِ دوستش باشه: مِتِنی بری چهارشنبه که بچم مدرسه نِرِفته یک گواهی بنویسی؟ ... اگه شغل دوستش مدیر شرکت باشه: مِتِنی بری بهرام ما یک کار جور کنی؟ اگه شغل دوستش کارمند سازمان سنجش باشه: سوالای کنکور سال بعد ره ندِرِی. مرد باس بوی اعتماد بده مرد باس حرف و عملش یکی باشه. مرد باس چشم پاک باشه. مرد باس حلال و حرام حالیش باشه. مرد باس وقتی از سر کار میاد خستگی سر کارش رو با خودش بیاره. باید سر حال باشه. مرد باس هیچ وقت با دست خالی بیاد خونه مرد باس لارج باشه نباید خسیس باشه مرد باس حرف اول و آ رو خودش بزنه و در آ بگه چشم!!! اگه می خواین باهام تبادل لینک داشته . قلبابراهیم دلم می خواد توی واقعیت دستم روی صورتت باشه ابراهیم دلم می خواد دستات توی دستم باشه بیا   پرش زمانی!
یکی از مهمترین ویژگی های داستان های پسامدرن پرش زمانیه. حتی به عنوان یک آدم محبوس سر پیچ تاریخ جهان سومی بودنم باید حسرت پرش زمانی دنیای پسامدرن رو داشته باشم.
واقعا پست مدرن ها هر لحظه ای که دلشون بخواد زمان زندگیشون عوض میشه؟ یا فقط دوست دارند که مثلا الان یک سال بعد باشه. یا یک ماه بعد. یا حتی یک هفته بعد؟
چشم هام. همین الان رسیدم خونه
مامانم گل ها رو برداشته گذاشته دم پنجره چه کار کنم؟
واقعا الان من چه کار کنم؟
این همه باهاش صحبت که دست به این ها نزن.
بذار توی این خونه این حداقل مال من باشه
چه کارش کنم؟
امکان نداره به چیزی دست نزنه، نظر نده، کاری نداشته باشه، بذاره یک کاری رو من انجام بدم
خسنه شدم عشق که فقط برای یک بار نیست .. مثلا همین امروز صبح وقتی چشمامو باز دوباره عاشقش شدم. راستی نمیدونم هنوزم لباس چارخونه میپوشه؟؟ همه ی جانم فداش وقتی لباس چهارخونه آبیشو تنش میکرد دلم میخواست بهش بگم اجاره ی یک خونه از این چارخونه چنده؟ نمیدونم چرا با من اونطوری حرف زد نمیدونم من هیچ جایی درمورد خودم و خودش چیزی ننوشتم جز وبلاگ و دفتر . زندگی میتونه خیلی دوست داشتنی باشه اگه به شادی های کوچیک قانع بود..اگه آرزو های کوچیک داشته باشی و به دست آوردنشون بتونه تورو حتی واسه چند لحظه سرشار از شادی کنه...آرزوهای کوچیک مثل یه شب خو دن زیر سیاه چادر و از ترس صدای رعد و برق سرتو زیر پتو ببری..میتونه رد شدن از روی یه پل چوبی با اسب باشه..میتونه بی هوا و بی توجه سرعت رانندگی باشه..م. مرد باس بعضی وقتا مردونگیش رو با سکوت ثابت کنه. مرد باس موقع کتلت درست خانمش بهشون ناخونک بزنه تا خانمش ذوق مرگ بشه. مرد باس ناز کشیدن بلد باشه مرد باس مرد باشه مرام و معرفتش تک باشه. مرد باس مرد باشه مردی به پول و هیکل نیست که. مرد باس چشم پاک باشه وقتی نگات می کنه معذب نباشی. مرد باس چشم هاش سگ داشته باشه نه اخلاقش!!! اگه دوست داشتین که . نمیدونم چرا چند روزه چرادلم گرفته نمیدونم همش فکر میکنم خیلی تنهام خیلی حس بدیه وقتی بدونی خیلیا رو داری ولی فقط دلت با اون آرومه اونم اینقدر درگیر خودش وکارش باشه یادت نکنه چشت به گوشی باشه همش نگاه کنی واست اس زده یانه تا یکی بهت اس میده خدا خدا میکنی اون باشه خانوم دوست رو عاشقم... یه جور خاص بی نهایتی.... آخ که دقیقا همون رفیقیه که هر ی باید داشته باشه تو زندگیش... ی که مصمم و جدی باشه تو رفاقتش و کم نیاره... ی که اطمینانش قوت قلبه برام... امشب به باس می گفتم خانوم دوست برا من همون جهانگیریه برا .... بچه ها نمیدونم شما بانو رو میشناسید یا ن؟ ولی میخوام بگم ک اون یه دختر خیلی قوی و بااراده س اون یه دوره خیلی سختو پشت سر گذاشت و سلامتیشو دوباره بدست اورد ولی دوباره انگار یه مشکل واسش پیش اومده منم خیلی نگرانشم الان رفتم وبش دیدم یکی کامنت گذاشته ک بانو بعد نمونه برداری خیلی درد داره خدایا کمکش کن ایشالله ک جواب نمونه برداریش خوب ب. نمیدونم چرا عید امسال اینطوری شد، چرا مثل هرسال نشد. نخواستیم یا نشد رو نمیدونم فقط میدونم که نشد! عیدی امسال یه بخش مهم داشت اونم نامش بود! نامه ای که اولش نوشته بودم "این اولین نامه ای نیست که برات مینویسم ولی اولین نامه ایه که به دستت میرسه..." چه خوش خیال بودم که به دستت میرسه! ولی نرسید. شاید قرار نیست نامه ای از من به دستت برسه! عجیب بود برام! همه چیه این عیدی عجیب بود حتی سو رایزی که به در بسته خورد...اینم مثل خیلی چیزای دیگه نمیدونم چرا اینطوری شد...مدتهاست که حس میکنم هیچی نمیدونم...بگذریم نمیدونم سال دیگه اینجایی باشه یا نباشه پستی در کار باشه یا نه!اگه بود که بازم میام اگه نه هم که خداحافظاینم آ ین پست سال 92عیدت مبارک
یعنی بل ه ممکنه اتفاق خوبی توی زندگیم بیفته؟خیلی خوب منظورم هس نمیدونم.اعصاب تخمی خیلی.نمیدونم ما باید چی کار کنیم .دقیق تر چه خاکی تو سرمون بریزیم.نه اصلا نمیخوام تقصیر ی بندازم،یا چیزی فقط خسته و غرغرو ام.حس خوبی ندارم.شاید دلیل پرخوری هامم همین باشه.نمیدونم...دلم گرفته همین روزا روز زنه خب یه کوچولو با زنهای عزززززیز شوخی کنم البته من خاک کف کفششون هستم ولی دوستشون دارم میخوام باهاشون شوخی کنم خب بریم :  میگه ویژگی های زن خوب میدونی چیه؟ 1. نجیب باشه 2. خونه دار باشه 3. مثل ماه باشه نجیب باشه یعنی اهل جیب و پول نباشه خونه دار باشه یعنی خودش خونه داشته باشه ما دیگه ن یم مثل ماه باشه یعنی غروبها بیاد ص. ست ... اوکی باشه ... دلیل نمیشه کافه و کتاب فروشی بسته باشه ... دارم حال دنیا رو میبرم ... وسیله زیاد و سنگین همراهم باشه ولی جهنم و زحمت ... عجیبه که حالا میتونم به خواسته ها و برنامه های امسالم فکر کنم. به چینش برنامه های هفته و ماهم. به معا ها و گشتن ها و شب گردی ها. نشستم به مرتب نوشتنشون و حالا میتونم بنویسم. اول ماه نتونسته بودم. کاش یه وزنه از جانش برداشته شده باشه و بال های سبک تری داشته باشه امسال. تو زندگی یکی باید باشه
که قهرمان زندگی آدم باشه.
یکی باید باشه که بعد ۵_۶ ساعت حرف
زدن بازم ازشنیدنش خسته نشی وباهمه
جونت غرق شنیدنش بشی.
یکی باید باشه که شبا با صدای هم وصدای نفسهای هم بخو ن .
یکی باید باشه که آدم بخاطرش بی قرار و بی خواب بشه یکی باید باشه که آدم خوابشو ببینه.
یکی باید باشه که وقتی دستاتو می گیره همه. داشتم می یدم یهو یاد مامانم افتادم که باهام قهره و خانوادم که منو فراموش . دلم خیلی گرفت. پشیمونم که میخوام با این پسره برم بیرون. نمیدونم هدفم چیه. ولی چون دوست مشترک داریم باید حواسم باشه که حرف خصوصی نزنم.  بعضی وقتا دوست دارم بمیرم. آی ریلی دو.  من به درک بزار خوشبخت بشه بزار روزهاش رنگی باشه بزار لبش خندون باشه میدونی میخنده خوشگل میشه بخندونش تا همه به تو احسنت بگن غصه هاشو ازش بگیر بزار صبح که از خواب پا میشه زندگی واسش زیبا باشه مواظبش باش هروقت دلش گرفت بغلش کن از خدا بودنت کم نمیشه کاری کن که همه حسرت زندگیشو بخورن هرکی و دوس داره بهش بده یادت باشه ادم خوبی باشه اذیتش . بیا یه خونه بسازیم از صبر . در و پنجره هاش بوی نرگس بده . روی میزش گل یاس میذارم . توی باغچش گل محمدی بکار لطفا . بیا زندگی کنیم تو این خونه . هر وقت که اومدم به این خونه نتیجه گرفتم . بیا توش ی بخونیم و با گل های خونه یک صدا شیم . ما بگیم و گل بشنویم . خونمونو بزرگ کنیم ... این خونه نباید کوچیک باشه ... باید توش مجال پرسه زدن باشه ... مجال حرف از . دلم می‌خواد همش بیام و اینجا بنویسم. چند ماهه خونه نرفتم و شاید یه دلیل غم عمیق درون من همینم باشه. نمیدونم...نمیدونم. گاهی فک می‌کنم ... لحظه‌ای به این فکر می‌کنه با این دختر و احساساتش چیکار . چرا مثل آب خوردن گذاشتمش کنار و رفتم. پیش خودش نمیگه این دختر که همه وجودش احساس بود الان چه جور زندگیشو سپری میکنه. معلومه که فکر نمی&zw. من به وبلاگم زیاد سر میزنم حتی مواقی که عشقم ماها سراغش نمیاد که برام متنی بزاره.چون تمام نوشته های عشقمو با جون و دل میپرستم.امروز با یه وب عاشقونه مث وب خودمون اشنا شدم که خیلی حس عجیبی بم دست داد.نمیدونم چرابااینکه من هیچ کمبودیرو بخاطر تک بودن عشقم توی زندگیمون نداشتم ندارم ونخواهم داشت ولی خیلی دلم گرفت.دلم توجه میخواد توجهی ک. فامیل دور: یه فامیل لیوان شیر بده میخوام بدم بچم

عزیزم: باشه چشم، فقط شیرش کم چرب باشه یا پر چرب؟

فامیل دور: کم چرب باشه

عزیزم: گرم باشه یا سرد؟ فامیل دور: سرد باشه!

عزیزم: محلی باشه یا استریلیزه؟ فامیل دور: استریلیزه!

عزیزم: الان میارم! ... راستی تو لیوان باشه یا پاکت خود شیر رو بیارم؟

فامیل دور: تو لیوان باشه! عزیزم: لیوانش استیل باشه یا شیشه ای؟

فامیل دور: شیشه ای باشه! عزیزم: لیوان شیشه ای پاچه گشاد باشه یا راسته باشه؟

فامیل دور: راسته باشه! عزیزم: بشقاب بذارم زیر لیوان یا نذارم؟

فامیل دور: ایییییییییییییییی بابا چه گیری کردیما، نخواستیم نخواستیم! زهر مار بخوره

بچه ام،کشتی ما رو!!! عزیزم: زهر مار زنگی یا جعفری؟