ع دونی

به نقل از خبرگزاریها در مورد ع دونی : می دونی می خونم من به عشق تو مجنونم تمام این احساس رو من به تو مدیونم می دونی می جویم من در این حس مغروقم دوباره بگیر دستم را من به داشتن تو مغرورم می دونی می مونم من در حصر تو محبوسم هرثانیه ام با تو را من با عشق می بوسم می دونی می بویم من از عطر تنت م وبم بازکن دست هایت را من در آغوشت مسرورم می دونی می رویم من در چشمانت مسحورم نگاه کن رد. خودت ردیفم کن می دونی چقدر دنیات داره مچاله‌ام می‌کنه.. می‌دونی تاب ایستادگی رو ندارم  می دونم ضهیفم و می ترسم و تنهام و جز تو کجاست پناهم؟.. پناهی ... سلام به همه ی ع دونی ها یه مدت کار نمیکردیم ولی از امروز دوباره شروع کردیم که بتر یم نظر نشه فراموش!!!! دریافت
حجم: 55.8 کیلوبایت خداهه چرا همیشه دیر میشه یا من دیرمی رسم امروز یکی دیگه رو هم از زندگیم خط زدم ته دلم و عقلم میگه کارت درست بود.... قلبم میگه نه ........................ و من باز به قصه زندگی دیررسیدم.......................... خداهه خودت می دونی از چی دلگیرم. خودت می دونی نگران چی هستم . می دونی نه؟ الان آروم باشم؟ اعتماد م؟ خوبه. داشتنت خوبه. زندگی توی دنیای تو خوبه. همین که ت. داره عصبانیم می کنه ( خوب من بعد این همه بلایی که سر وبلاگ اومده، تازه دارم عصبانی میشم :) ) نمیدونم شاید ی جای دیگه ایی رو پیدا کنم واسه نوشتن. فکر نکنم دیگه بتونم اینجا ادامه بدم ( هنوز در مرحله تفکرم :) ) به هر حال خیلی چیزا رو می خواستم اینجا بنویسم.. که حس همشون پریده و دیگه فکر نکنم بشه نوشتشون... فقط ی چیزی رو حتما باید بنویسم اونم ای. میگه باز هم پای دلت باختی ... باز عاشقی و بی اختیاری و لذت هاش و هیشکی نمی خواد بهت بگه و خودت بهتر و خوبتر چشیدی که نمی مونه و رفتنیه و .... آخ از اون روز و هی می گی ایندفعه نگهش می دارم و این بار هم می دونی موندنی نیست خودت هم می دونی راهش فقط و فقط گریزه ولی دلی که هوس باختن و داره دلی که دل می خواد دلی که خوشی می خواد .... آخ باید ژای اون دل .
خداحافظ، برو بانو، برو که وقت پروازه
برو که دیدن اشکات، منو به گریه می ندازه

نگا کن، آ راهم، نگا کن آ جاده ست
نمی شه بعد تو بوسید، نمی شه بعد تو دل بست

منو تنها بذار، اینجا، تو این روزای بی لبخند
که باید بی تو پ ر شد، که باید از نگات دل کَند

حلالم کن اگه میری، اگه دوری اگه دورم!
اگه تو گریه می خندم، حلالم کن، که مجبورم

نگو عادت کنم، بانو، که می دونی نمیتونم!
که می دونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم!

فدای عطر آغوشت، برو که وقت پروازه
برو که بدرقه داره، منَم به گریه میندازه

برو بانو، خداحافظ! برو، تو گریه حلالم کن!
خداحافظ، برو اما، حلالم کن، حلالم کن!
آپلود ع خدایا نمی دونی چقدر شیرینه وقتی قلبم تیر می کشه و حس می کنم که جز برای تو درد نمی گیره این قلب.... کاش واقعیتش هم همین باشه. خدای من نمی دونی چه شیرینه وقتی حس می کنم الان کنارمی و داری بهم لبخند می زنی و لبخند هدیه می کنی.... خدای من... مرسی... عشق من .... دوستت دارم. مرسی از همه دردهای عمیقی که منو به شما نزدیک تر کرد.... همه چی خوبه، خوبه که هستی با این که دل منو ش تی دل من از همون، روزای اولم ساده بود همه چی خوبه، خوبه ندونی ندونی و همیشه بمونی عاشق تو شدم تا دیدمت تو رو خیلی زود، خیلی زود تو داری باعث این همه غم میشی تو داری باعث زخم دلم میشی تو داری از همه قلبمو می کنی پس بگو می مونی تو داری اشکمو می کشی تو چشام تو داری پا میذاری جای رد پام تو داری دیو. این چند روز واقعا حالم خیلی بده... نمی تونم هیج جا برم نمیتونم هیچ چی بخورم...نمی تونم نفس بکشم... حالم اصن خوب نیس...دوس دارم گریه کنم...ولی پیش کی؟؟ فقط خود تنهامم که می تونم خودمو دلداری بده... گریه تو تنهایی خودم..گریه برای عشقی که هیچ وقت نمیشه بهش رسید... نمی دونی این چه حسیه که بدونی نمی رسی به عشقت!! بچه ها من خیلی فک ..... اهمیت ندادن به . می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ جایی که می ری مردمی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری ، قلب می ذارم که جا بدی ، اشک می دم که همراهیت کنه ، و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم... یه وقتهایی کنار غذا یه چیزی دلت میخواد ولی نمی دونی اون چیه.دوست داری غذا تو با چیزی بخوری که مزه غذا بهت بچسبه ولی نمی دونی چی باید بیاری سر سفره.............. حالا من بهت می گم اون چیه. منم یه روز این جوری شدم و یه چیزی به ذهنم خطور کرد این ماست بورانی.........یه چیزی تو مایه های آب دوغ خیاره ولی فرق داره. جوکر: می دونی زخم های صورتم برای چیه؟
من ﻳﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ .
ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯی ﻣﻴﮑﺮﺩ ﻭ ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ بدﻫی ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﺍ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮ ﺧﻂ ﺧﻄی ﮐﺮﺩﻥ
ما پوﻟی ﺑﺮﺍی ﺟﺮﺍﺣﻴﺶ ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ ،
ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﺎﺵ برای من ﺍﻫﻤﻴﺘی ﻧﺪﺍﺭﻩ ،
ﺑﺮﺍی ﻫﻤﻴﻦ ﻳﻪ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗ. تو رو از دور دلم دید اما نمی دونست چه سر دیده منه دیوونه چه می دونستم زندگی برام چه خو دیده نمی دونی نمی دونی ای عشق ی که جوونی شو ریخته به پات واس اینکه تو رو از دست نده چه عذ چه عذ دیده آه ای دل مغموم آروم باش آروم هی حال نامعلوم آروم باش آروم نیستی اما هنوزم کنارمی نیستی اما هنوزم اینجایی روزی صد هزار دفعه می میرم اگه احساس کنم تنهای. می دونی چرا همه چیز تو یه چشم به هم زدن تغییر مکنه چون زمان ثانیه ثاتیه می گذره همه چی عوض میشه اما اخلاق ما عوض نمیشه مگر این که یه اتفاقی بیفته که حتی فکرشم نکنی نمیدونم چرا بهار هم یه چیزی یه کهتو یه چشم به هم زن تغییر ه دو تا دختر داشتند با هم صبحت می د. دختر اولی: تو چرا اینقدر به نامزدت علاقه

نشون میدی؟ دختر دومی: می دونی، آخه اون پولداره، ... مهربونه، ... پولداره، ... جوونه، ...

پولداره، ... قد بلنده، ... پولداره !!!

تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه گلف هستند
موبایل یکی از آنها زنگ می زند
مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر می گذارد. - صداش... آخ آخ صداش خودِ خودِ خودِ بهشت بود. صدای آدم خودِ خودِ خودِ بهشت باشه می دونی ینی چی؟ واسه خودش که هیچی نیست؛ حال می کنه با صدای قشنگش. یا شایدم اصلا خودشم ندونه صداش چقدر قشنگه. ولی وای به حال خاطرخواهش! آقا بدبخته، بدبخت! هی راه به راه باید غش کنه! زارت و زیرت ضعف بره! باز می دونی بدبختیِ دیگه چیه؟ اقا دیدی میگن چشمِ یارِ ما خو. نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم

دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم



نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم

ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم



کجا باید برم بی تو، تویی که قدّ ِ دنیامی

که هر جایی رو می بینم نبینم پیش چشمامی



برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه

. تاحالا شده بری جلوی آینه لبخند بزنی؟
واسه من شده.
اصلا نمی دونم چرا هروقت جلوی آینه می ایستم،
فکر می کنم داری منو نگاه می کنی؟
برای اینکه مطمئن بشم
حواست به منه،
سرم رو کج می کنم،
دماغم رو می چسبونم به شیشه،
هاا می کنم،
چشمام رو گرد می کنم.
می خندی نه!؟
همه فکر می کنن من دیوونه شدم
و جلوی آینه با خود. گاهی وقتا یه چیزی هستی که می دونی کامل نیست،می دونیبهترین روش نیست...دوسش داری از ته دلت،اما می دونی مجبوری یه روزی بذاریش کنار...و میخوای جوری باشی که آ ش مجبوری بشی،اما نمیشه، چون تو همینجوری هستی که هستی! میخوای صبر کنی تا هر وقت وقتش شد جوری بشی که باید،اما اون مغزت نمیذاره و مدام بهت میگه این کامل نیست! یه وقتایی هم می دونی یه چیزی هستی بین دو تا باید! نه میتونی برگردی عقب،نه میتونی بری جلو... یه جور خوددرگیری میتونه باشه : نمیدونم چند درصد مردم این جوری هستن +اگه چیزی نفهمیدین مهم نیست! #بی همتا ... وقتی یکی پیدا میشه ناز باشه ... مهربون باشه ... زیبا باشه ... بی همتا باشه ... وقتی می دونی هیچ ی را تا ابد حتی یک هزارم ان نمی تونی دوست داشته باشی وقتی می دونی ان هم دوست داره چقدر زندگی نامرد ه چی میشه تموم بشه چی میشه روی خوش زندگی خیلی زودتر از انی که فکرش را می کنیم خودش را به ما نشون بده الهی آمین #علی 11/7/2016 #علی image result for ‫قایقی خواهم ساخت‬‎ (مهدی احمدی) : گاهی وقت ها آدم دلش میخواد با یکی دو کلمه حرف بزنه! ولی خوب اگر یکی نباشه که اون دو کلمه اونو بشنوه می دونی چی میشه؟ با خودش میگه:من چرا باید دنبال یکی باشم که باهاش دو کلمه حرف بزنم، اصلا خودم می تونم با خودم بیشتر ازدو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو بهتر بفهمم! ی که به اینجا برسه نه می گرده نه می خوابه! روشن 1381 فرزاد مؤتمن تو رو از دور دلم دید اما
نمی دونست چه سر دیده
منِ دیوونه چه می دونستم
زندگی برام چه خو دیده

نمی دونی نمی دونی ای عشق
ی که جوونیشو ریخنه به پات
واسه اینکه تو رو از دست نده
چه عذ ، چه عذ دیده

آه ای دلِ مغموم
آروم باش آروم
ای حالِ نامعلوم
آروم باش آروم

نیستی اما هنوزم کنارمی
نیستی اما ه. در یکی از بسیار سردِ آذر ماه،وقتی که روزت رو بیهوده گذروندی و یکی یکی داره پیامک های تبریک برات میاد و تو حتی برای جواب دادن به آنها هم کار بیهوده ای می دونی و در جواب فقط میگی ممنون و بعدشم با حسرتی که شاید در کلمه به کلمه های پیامکم بود را حس می د که ازشون میخوایستم دعا کنن سال دیگه به آرزوهام رسیده باشم، حالا یک جمع گرمی منتظرم بودن. می دونی چرا خواب رو دوس دارم؟
چون تو رویا اختیار اجباری رو ازت میگیرن! نمی دونی با خودت چند چندی؟! بلاتکلیفی که کارو یسره کنی یا نه؟ موندی به حرف دلت کنی یا نه؟ عجب...! یه روز بهم گفت می خوام باهات دوست بشم بهش لبخند زدم و گفتم: آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات باشم آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم: آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام یه روز دیگه بهم گفت می خوام برم یه جای دور جایی که هیچ مزاحمی نباشه وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا آخ. http://s5.picofile.com/file/8104998592/sheklak1_1_.gif
همه رفتند ای خدا من نرفتم کربلا

من نروم تا کربلا با تو قهرم ای خدا

یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا

یا مگر جا تنک بود از بهر ما در کربلا کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران

غم روی ساقی از ما و از دیگران

نمی دونم چه سر زد از من که بر غمت مبتلا شدم

مبتلا بر فراغت کشته سر از تن جدا شدم

بخواهی یا نخواهی ا یه روز برا دیدنت میام

تو می دونی اگر بیام یا نیام من تو رو می خوام

یا حسین خوب می دونی من از روز اول دیوونت بودم

خبر از هستی نبود من جاروکش میخونت http://s5.picofile.com/file/8130620092/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85_%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86_20_.jpg نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم کجا باید برم بی تو، تویی که قدّ ِ دنیامی که هر جایی رو می بینم نبینم پیش چشمامی برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه آخه هر جا یه چیزی هست منُ یاد تو بندازه نمی دونم تو این برزخ کی . می گه می دونی چرا تازگیا انقدر کم بخشش می کنیم... می گه می دونی چرا خسیس شدیم... چرا دوس داریم هی خودمان را بگیریم... هی کلاس بزاریم... هی در بند فلان چیز باشیم... میگه می دونی چرا... میگه برای این که ماهیچ وقت خودمون و جای ی که نداشته نزاشتیم...وگرنه دیگه حالمون بهم می خورد از این که هی بگوییم این را داریم...وگرنه دیگر رویمان نمی شد حتی همین لب. می دونی بابایی؟!
اونجایی که شما هستی رو نمی دونم اما اینجا که ما هستیم یه چیزایی هست بهش میگن آب نبات، شیرینه، رنگی رنگیه، جور واجوره. یه چیزایی هم هست از شیر درست میشه با روکش شکلات یا هر چی. بهش میگن بستنی، راستی دیگه شیر که می دونی چیه؟! یه چیزایی هم هست مثل لاستیکه، اما لاستیک نیست، پاستیله. مامانی عاشششقشه. کلی چیز خوشمزه ی دیگ. 27m10d5vx1bferyn0w.jpeg استعدادی خدادادی که به فنا رفت می دونی چیه؟ خدا خودش میگه : که اگر از نعمتی که به ما داده درست استفاده نکنیم ، دیگه شایستگی داشتن آن نعمت را نداریم و از ما میگیرش و چه سخت است که از اعتماد انسان ها سوء استفاده کنیم..... "ایام ، ایام فاطمیه بود آخ که گفتم فاطمه(س): "مادر دو بخش است "ما" و "در" و قصه ی یتیمی "ما" از کنار "در" شروع شد«لعن الله قاتلیک یا فاطمة» اون گوشه داره اشک می ریزه

می دونه که رو گریه حسّاسم

بوی تنش تو خونه پیچیده

من، این زن ِ غمگینو میشناسم



می شینه پیشم مثل هر روز و

با قرص و بوسه فال می گیره!

می گم: نمی فهمی دوسِت دارم؟!

می گه: برای عاشقی دیره



میگه که دنیا جای خوبی نیست

هر کی که می فهمه غمی داره

می گم برای عشق، این خونه

دیوارهای محکمی داره



ترساشو می چینه توی ش

من مشت می کوبم به آینده

می گه: می دونی خیلی دیوونه م!

می بوسمش تو گریه و خنده



می بینمش که سمت در می ره

با چشم های قرمز ِ خونی

می گه تو حرفامو نمی فهمی

می گه تو دردامو نمی دونی



هر صبح که پا می شم از کابوس

خو ده تو آغوش و احساسم

می ره که توی گریه برگرده نایت نماااا.jpg
گاهی اوقات یکی از روزای زندگیت خیلی قشنگ می شن و تو اصلا دلیلی برای این قشنگی نمی تونی پیدا کنی انگار یکی داره یه کاری می کنه که همش خوشحال و پرانرژی باشی بی سبب می خندی بی سبب کار خوب می کنی بی سبب شادهستی این روزها خیلی عجیب و قشنگ و لذت بخشند با همه توان سعی کن ابش نکنی چون کار کار خودشه ..... می دونی کی........ خدا جووووووووون انگار د. ای فرشتهی مهربون من می دونی که خیلی دوست دارم ای فرشتهی مهربون من می دونی ازت دورم ولی عاشقتم ای ماه شبهای تیره و تار من هر شب نگاهت می کنم ای خورشید روز های آفت من هر روز با تابش تو بیدارم ای ات غذلیات من تو شاه بیتی در اشعار عاشقانه ام ای هوای زندگانی من در هوای تو نفسکشت هستم ای کیمیای سعادت من در کیمیاگری ملکهی رعیا های من و ای عشق . می دونی ، یکی از قشنگ ترین لحظات برای من وقتیه که آهن مورد علاقه ی قبلنامو پیدا می کنم که فراموششون .
دختر یعنی چی؟ این حرفا رو زیاد شنیدن. اما می دونی چرا چون از دختر هر چی بگی کم گفتی خداوند همه ی آدم ها رو زیبا آفرید اما دخترا از نظر من یه چیز دیگر وقتی تو خیابونا سرت رو میندازی پایین و جدی و با وقار راه می ری می دونی شان تو چقدر بالا می ره. این که جوون هستی درست این که رنگارنگی های این دنیا رو دوست داری درست اما این که فکر می کنی هیچ ت. دختر ناز مامان هفته قبل که سرما خورده بودی و کلی سرفه می کردی انقدر که به استفراغتو خواب می رسید. الان خدا رو شکر بهتری. ئلی بدتر از اون ریسه رفتنات که چند بار تکرار شد و متاسفانه بعدش یه خورده بی حال و نمی دونم شاید مدل غش پیدا می کنی. نیلای من نمی دونی این موضوع چقد نگرانم می کنه. راستش اصلا حال خوبی ندارم. هم نگران تو می شم هم مامانی ک. یه روز بهم گفت: «می خوام باهات دوست باشم؛آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز دیگه بهم گفت: «می خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام» یه روز دیگه گفت: «می خوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز تو نامه ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا آخه می دونی؟من اینجا خیلی تنهام» براش یه لبخند کشیدم ش نوشتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام» حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه (من هنوز هم خیلی تنهام) ب ازم یه بغل مهربون خواستی گفتی خسته ای خیلی قبلش خیلی غرزده بودی دیگه کلافم کرده بودی اما بغلت وتمام سعیم که مهربون باشم نمی دونی چرا دیگه بوی تنت حس نمی کنم همون بوی بچگی همون بویی که عاشقش بودم دارم سعیم می کنم تا تیکه تیکه های رابطمونو بزارم کنار همو بچسبونم به خاطر جوجوهامون میخوام دلم خیلی بزرگ کنم اونقدی که کمتر برنجم می خوا. من حداقل 14 حقیقت رو راجع به شما میدونم:

1. الان توی اینترنتی

2.یک انسان هستی

3.الان داری پست منو میخونی

4.تو نمی تونی با زبون بیرون بگی ژ

5.الان داری امتحان میکنی

7.الان خندت گرفت

8.اصلا ندیدی عدد 6 رو جا انداختم

9.الان چک کردی ببینی واقعا جا انداختم عدد 6 رو یا نه

10.الان باز می خندی همیشه ساده میمونی دمت گرم 
اگه " اکبر" بشی  هم تو خودته  ز "هوشو" سر نمی دونی دمت گرم فهیم بخشی بیرجند همیکه بچه کرمونی دمت گرم نویسنده: فهیم بخشی fahim bakhshi - ۱۳٩۴/۵/۱٠ تقدیم به مردم خونگرم شریف و مهربان استا. نمی دونم باید از کجا شروع کرد ...؟؟ اما عجیب بی قرارم و دلشوره دارم ... خیلی سر در گم هستم... قرار شد فردا همدیگرو ببینیم... برای دیدنت لحظه شماری می کنم... خیلی دوستت دارم خدایا می دونی چی میگم؟ از دلم خبر داری مگه نه؟ می دونی که خیلی... کمکمون کن... لطفا... عرفانم کجایی که دلتنگنم...؟؟ و تو چه می دونی حال من رو وقتی بوی " اکو " به مشامم میرسه!!   - پنجشنبه صبح رفتیم آزمایشگاه، برای چک آپ آزمایش بدیم. اول دخملک نشست خون بده. دفعه ی قبلی که رفته بودیم، خیلی میترسید، گریه کرد و با هزار مکافات نشست خون بده. اما این بار خیلی جدی و مصمم رفت نشست و خیلی بیسر و صدا خون داد! مسئول آزمایشگاه میگفت مامانش نگاهش کن چقدر قویه دخترت...اما من نمیتونستم نگاه کنم...خودم ضعف کرده بودم....بعدش نوبت . می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد چی گفت؟ جایی که می ری مردمی داره که میکشنت نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری قلب میزارم که جا بدی اشک میزارم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمیگردی پیش خودم... دون به دونی(دونادون) یا حلول روح موضوعیست که اغلب اوقات در محافل و مجالس مختلف دینی و فلسفی، سالها و قرنهاست که مورد توجه تحلیل گران و صاحب نظران این رشته قرار گرفته، و به دلیل دامنه وسیع اسرار فاش نشده آن، شاید سالهای متمادی بحث برانگیز باقی بماند.رایج ترین پرسشی که معمولا در این باره مطرح می شود، این است که؛اگر دون به دونی یا حلول روح را بعنوان یک اصل بپذیریم، چرا تمام انسانها دون های گذشته خود را به یاد نمی آورند؟!منطقی ترین جواب از نظر علمی و عقلی این است که؛سلولها و بافتهای سیستم عصبی(حافظه) که عامل ثبت اطلاعات دریافتی یک موجود زنده محسوب می شود، در یک دوره زمانی معین( از جنین تا کهولت) رشد و تکامل یافته و در نهایت با مرگ موجود زنده از بین خواهند رفت،
گاهی توزندگی ما ادمها روزها و صحنه هایی پیش میاد که هرگز فکر نمیکردی تو اون شرایط قرار بگیری شرایطی که قدرت تصمیم گیری نداری و فقط میمونی چه کار کنی !؟؟؟؟نمی دونی کجای راه رو اشتباه رفتی که اینجور شدی نمی دونی چی شد به اینجا رسیدی شایدم مقصد درسته راهت اشتباه تمام اینها هست و باهمه بودن ها نیست منم میان ماندن نمانرن رفتن و بودن. شعری با گویش کرمانی به پاس زحماتشان در نشست شعر 94  همیکه ،بچه کرمونی  ، دمت گرم
همیشه ساده میمونی دمت گرم
تو معجون  انار و بابک و بافت بم و جیرفت و سیرجونی دمت گرم تِ ایی  ماتم سرای خالی  اَ  درد
پُر   اَ   دردی و  درمونی دمت گرم
اَ  گرمای  وجودت جای گندم
دلم گردیده بریونی دمت گرم
ل. دلم می خواهد بهت بگم ، این رسم عاشقی نبود
هق هق آ صدات ، برای قلب من نبود

دلم می خواد بهت بگم ، این روزا بی قرارتم

حتی اگه می بینی تو ، اینجوری سرد و تم

دلم می خواد بهت بگم ، چرا صدام نمی کنی
مثل گذشته های دور حتی نگام نمی کنی

دلم می خواد بهت بگم نبض نفسهای منی
حتی اگه نبینمت ، همیشه رویای منی

د.