غربت بی تو

به نقل از خبرگزاریها در مورد غربت بی تو : خوشبختی چیست؟
واژه ای بی همتاست
وقتی قلبش بتپد خوشبختی اینجاست
وقتی لبخند بزند خوشبختی اینجاست
مادرم را گویم
من در این غربت سرد
قدر او دانستم
او دنیای من است
درکنار مادر
غم و غصه همه هیچ
درد غربت همه هیچ
و به تو ای مادر گویم
من در این غربت سرد
اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم
و به تو می . در زادروز ملی، نتیجه این چهره تاریخی کشورمان در گفتاری عجیب مدعی شده ستارخان در پایتخت احساس غربت می کند و از ت درخواست کرده تا قبر این قهرمان خواهی ایران به آذربایجان منتقل شود اما آیا ستارخان در قلب مملکتش احساس غربت می کند و آیا اساساً چنین تعبیری نسبت با ملی گرایی دارد؟ هافبک برزیلی تیم فوتبال صنعت نفت آبادان تأکید کرد، با حضور در این شهر به هیچ عنوان احساس غربت نمی کند. نمایشگاه حدیث غربت در شهر قم به مناسبت ایام فاطمیه ب ا شده است.   عطر تو نفس های پر از قصه بادست پیراهن من دل به نفس های تو دادست معشوق منی گر چه دلم عشق بلد نیست عشقت به سر هر که تو را دیده زیادست با غربت تلخی که به ما ارث رسیدست تنها دل یک شاپرک سوخته شادست تن پوش تو عشق است و غزل دگمه ندارد این جامه کمی بر تن این شهر گشادست من تشنه دریای تو ام  غربت آبی! آبی که طلب کرده ام این بار مرادست!   #من. فعال رسانه ای در شاهین شهر گفت: فعالیت نشریات شهرستان شاهین شهر و میمه به علت حمایت های ناکافی مسؤولان و استقبال ن واحدهای صنعتی، در غربت است. بوی غربت میدهد اشعار تو
یوسف من چیست در پندار تو ؟ میروی انگار از باغ دلم
بهر من میماند ای گل خار تو از فراقت رنج و غم ماند فقط
بهر این بیمار آن بیمار تو قلب من جولانگه شعر تو بود
مات و حیرانم من از رفتار تو دست خالی این گدای عشق تو
رد نمیشد از در و دیوار تو گر بدانستم که عشقی داشتی
می ن عشق خود را بار تو می نمانی با من ار . وَ قَالَ [علیه السلام] الْغِنَى فِى الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِى الْوَطَنِ غُرْبَةٌ .

    و درود خدا بر او، فرمود :
ثروتمندى در غربت ،وطن
و تهیدستى در وطن ، غربت است.
نهج البلاغه ی علی علیه السلام ب که دم پنجره های خانه ایستاده بودیم تا ساعت قرار برسد ، یک حس سرد تنهایی و غربت و کهنگی سی و هشت ساله توی رگ هایم وول میخورد ... مثل یک مار که دور گردنم بپیچد داشت خفه ام میکرد ... ساعت که نه شد فهمیدم محل زندگی مز فی داریم ... حس غربت بیشتر شد ... الله اکبر محکمش را که فریاد زد دلم لرزید ... از صدایش صدایم محکم شد و الله اکبر دوم را گفتم .... ال. اومده بودم تا شاید بتونم معدود خاطرات خوبی رو که از اینجا داشتم تکرار کنم. اما تو این چند ساعتی که رسیدم فقط غربت رو دلم سنگینی کرده! الان به این نتیجه رسیدم که لحظه های خوب و خاطرات خوش رو نه تنها نمیشه بازسازی کرد، بلکه اگر بخوای اینکار رو کنی شاید همون خاطره ی خوبی رو هم که داشتی از دست بدی! دقیقا مثل حال الان من! الان حال حافظ رو خو. نام شعر: غربت پر فریب شاعر: فریا دادگر
اسیر بیابانم
دربند تنهایی
دیده ام خیره
به راهی که همچنان ادامه دارد
نیست یاری
تا
مرا همراهی کند
ندانم چه گناهی کرده ام
که خدا ز من بگسست
و
در غربت اسیر شدم
مرگ را دوست دارم
اه ای زیبای نفس گیر کجایی؟
تا
مرا با دستان سردت در گور کنی
غربیم غریب
در غرب.
ما ن ظهر هاییم
تو منتظری که ما بیاییم
غربت چه حکایت غریبیست
آقا تو کجا و ما کجاییم. . .

اللهم عجل لولیک الفرج
سلام غربت زیبای صبح فروردین
رسیدم و نرسیدی سراب چله نشین سلام دختر اردیبهشت ممنوعم
نگاه آ حوا، بهشت ممنوعمسلام پنجره ی نیمه باز دادی
ترک ترک شده در کوچه های خدای " تیر" گلوگاه غم، مرا بشناس
برای عرض ادب آمدم مرا بشناسمنم که غربت مرداد را وجب
شب نیامدنت را دوباره شب رسیدم از وسط امتحان عشق و خطر
به کارنامه ی مردود ظه. بیکران غربت - ویژه نامه شهادت حسن مجتبی علیه السلام
ناب ترین واژه ی دنیا ، عشق است
عشق یعنی پدرم...
بهترین حس جهان
لبخند پدر است
که پنهان کرده ، همه ی خستگی و غم و اندوهش را
من در این غربت سرد
دست پر مهر پدر کم دارم
تا نوازش کند این ، من غربت زده را
پدرم، ای همه هستی من
خاک پایت هستم ، تا که هست و نیست ، هست
پدرم ، تو گرانمایه ترین تصویری
من اگر قاب تو. یاالله. غدیر اساساً زمان اوج غربت ولایت صلی الله علیه و آله بود، قبل از آن که آغاز غریبی المومنین علیه السلام باشد. هر که ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله را نپذیرفته باشد، طبیعتاً ولایت علی علیه السلام و آ ین وصی رسول خدا را نیز نخواهد پذیرفت. ادامه مطلب نیمی از قلب مان در خانه، اتاق خودمان، کنار میز گرامافون، توی باغچه نقلی حیاط مان، لابه لای صدای اذان دم صبحی که از پنجره ی اتاق مان می آید، در بوی نان صبح های زود و قرمه سبزی های مامان پز و کباب مخصوص باباست. نیم دیگر قلب مان هم در جایی دور یا نزدیک است که موقت یا دائم به آنجا هجرت کرده ایم. در تنهایی های پیاده روها، باران های سیل آسا، . **بهر دلتنگی دلتنگ اذان**
21 داد 97 داراب
ای شبه شهید بوی تبرک داریاز اذان پاک تری روی دستمالچه غربت تنهایی من گرد اذان می پاشیگنبد مسجد هامبورگ چه اندازه دلش تنها بودو اذانش پر تنهایی منبوی ایرانبوی غربتبوی بیگانه ز انگشت اذان می باردگریه بهر دلتنگی دلتنگ اذانو در اینجا به چه اندازه اذان دلتنگ است
از فتاح بحرانیhttp://fbahrani.blogsky.. شعر بعد از شهادت حضرت علی(ع) بی آشنا مانده غریبی بین خلقت دیگر نمی آید صدای پای غربت چندیست مانده سفره ها بی نان و ما دیگر ندارد کوفه شبگرد محبت بعد از تو باید سرکند با خاک غمها ان سر که بر دامان مهرت داشت عادت رفتی و هرگزچشم این دنیا نبیند شاهی بریزد با گدا طرح رفاقت هر وقت می آمد حسن هجده گل یاس میریخت روی قبر تو با اشک حسرت دست خدا ا. سید جمال الدین اسدآبادی یکی از مفا ارزشمند استان همدان از این روزها در غربت و گمنامی به سر می برد هر چند که مسئولان در تلاشند تا "بیدارگر مشرق زمین" را جهانی کنند.
غربت یه دیواره بین تو و دستام
یک فاجعست وقتی تنها تو رو می خوام
غربت یه تعبیره از خواب یک غفلت
تصویری از یک کوچ در آ ین قسمت
وقتی ازم دوری از سایه می ترسم
حتی من اینجا از همسایه می ترسم
غربت برای من مثل یه تعلیقه
یک راه طولانی روی لب تیغه
این حس اینجا نمیرزه
زندون بی دیوار سلول بی مرزه
این حس اینجا ن. تو را در شعرهایی که خود شاعر : نمی داند چه خواهد اتفاق افتاد در آنها... تو را در اتفاقاتی که می پیچد طنین گریه و فریاد در آنها... تو را در خلوت مرموز بندرگاههایی دووووور افتاده... تو را در بوق کشتی های آماده... تو را در آسمانهایی که می رویند گنجشک و شهاب و ابر و کاغذ - باد در آنها... تو را در کوچه های تنگ استانبول... تو را در غربت خور و بیابانک ؛. غربت تعریف یک احساسه ... احساس دلتنگی و تنهایی غربت یعنی دوری ازجای خودت احساس غربت احساسیه که تا بهش دچار نشده باشی هرگز نمی تونی درکش کنی هرگز نمی تونی قلب فشرده شدهء یک غریب رو وقتی دلش تنگ میشه درک کنی اصلا دلتنگی غربت، متفاوته با همهء دلتنگیهای دنیا... تنهایی غربت، فرق داره با همهء تنهایی های دنیا... غربت موقعیتیه که آدمهای اطراف. غربت باد...   خاطرم را باد در باد گم کرد    دل شاد مرا ناشاد کم کرد    میان درد و غم در کنج غربت   ره میخانه را غمباد گم کرد   چه سان این برف طولانی سنگین   بهاران در خم بیداد گم کرد   ن د گل نخواند بلبل عاشق   شکوه غنچه را هم باد گم کرد   به زخم زردی _ سرمای _ سوزان    لب خشکیده را آتش باد گم کرد   ز دستش هی بستم گیسوی افشان   دوامش زود پریشان باد گم کرد   خانه باد اینجاست اسب افسار گسیخته   ترا بر باد  شیدا غربت باد گم کرد      اپریل 2017..م. شیدا ...///   نرگس جان. کامنت هارو به صورت پیغام میفرستی من نمیتونم جواب بدم. ای کاش تو بخش کامنت ها بنویسی. امیدوارم الان ح بهتر باشه. خیلی حواست به گوشت باشه. یه وقت مشکلت ادامه دار نشه. پس تو هم توی غربت زندگی میکنی! تنها بودن خیلی سخته. قدیما همسایه ها خیلی هوای هم رو داشتند. ولی این روزا همه با هم غریبه هستند. مراقب خودت باش. تو باید خوب باشی تا ا. هشتمین نور(علیه السلام) فرمود: «هر مرا در سرزمین غربت و دور از خانه و خاندانم، آگاهانه زیارت کند در سه جا و سه موقعیّت حسّاس به بازدیدش خواهم رفت تا او را از هراس سهمگین، رهایی بخشم.
نخست: به هنگام دریافت کارنامه های عمل، دوّم: در آستانه عبور از صراط و دیگر: کنار میزان عمل.»
و در روایت دیگر از آن حضرت همین نکات مورد تأکید قرار گ. معصومه(س) تفسیر معصومیت است که روزگارى در مدینه طلوع کرد، معصومه اقامت غربت است
در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت ای بانوی شکوفه و لبخند! ای گنجینه دانش و معرفت! می روی و زمین در سوز سرمایی شگفت فرو می رود کبوتران، سیاه پوش غمی بزرگ بر رواق حرم مرثیه می خوانند و زائران،
اشک ریز و ماتم زده، رفتنت را به س. مهمان مهمانی از عصمت دور، از کوچه ی کوثری ها مهمانی از محض خورشید از سبز پیغمبری ها مهمانی از غربت اما بارانی از آشنایی مهمان فیروزه پوشی از رشته ی گوهری ها در شرق مرد ما تا رنگ کوثر بپیچد روییده گلدسته ای از پهلوی نیلوفری ها شاید کبوتر بهانه شاید کبوتر فرشته است شاید همین جا بهشت است با این کبوتر پری ها مهمان پر از سادگی بود رنگی نم. تا گل غربت نرویاند بهار از خاک جانم با خزانت نیز خواهم ساخت، خاک بی خزانم گرچه خشتی از تو را حتی به رویا هم ندارم زیر سقف آشناییهات می خواهم بمانم بی گمان زیباست ، ولی من چون قناری دوست دارم در قفس باشم که زیباتر بخوانم در همین ویرانه خواهم ماند و از خاک سیاهش شعرهایم را به آبی های دنیا می رسانم گر تو مجذوب کجا آباد دنیایی، من اما جذب. در فرداهای زمین روزی خواهد آمد که برای عشق " ضریح ی " از جنس آسمان می سازیم همان روزی که آقای خلقت در جمع اهل زمین حاضر است و ظاهر و اذن به ساخت ضریحی بی نظیر برای غربت نشینان بقیع می دهد و منتظرانش عاشقانه اطاعت ه اَمر کرده و در مدتی کوتاه بارگاهی باشُکوه شبیه بیتُ المعمور برای بقیع می سازند فرداهای زمین لبریز از روزهای حضوره روشن تو. آهنگ جدید رحیم شهریاری بنام غربت با کیفیت اورجینال new   by rahim shahryari   ghorbat   آهنگ جدید رحیم شهریاری بنام غربت ghorbat , rahim shahryari ,  آهنگ جدید رحیم شهریاری ,  آهنگ رحیم شهریاری غربت ,  آهنگ غربت از رحیم شهریاری ,  آهنگ غربت رحیم شهریاری ,  آهنگهای رحیم شهریاری , رحیم شهریاری, غربت , متن آهنگ غربت از رحیم شهریاری پیران طریقت و اولیالله در مقامات متفاوتی قرار می گیرند که مقام غوثیت یا قطبیت بطور کل و مقام غوث الأعظمی بطور خاص مقام ویژه ای است. یکی از مشخصات این مقام، به روز عرفان می باشد. لذا با تغییرات زیادی همراه خواهد بود که جدید و ناشناخته می باشد. عدم شناخت این توسط عامه و کم باوری و شناخت ضعیف آن توسط خواص به نوع خاصی از غربت این صاحب مقام. ای قتیل دشت غربت خالق عشق و محبت یا حسین ای قتیل دشت غربت یا حسین ای گل صحرا نبرد فاطمه ای صفای آل عصمت یا حسین ای که جانت سوخت از لب تشنگی ای فدای کام خشگت یا حسین آن قدر سوز عطش بالا گرفت تا که شد بی نور چشمت یا حسین تشنه ام تشنه ترم کن بر غمت یا بمیرم یا شهادت یا حسین یکشبه راه مرا کوتاه کن با نگاهی از محبت یا حسین دوست دارم پیشت آیم لحظه ای تا نمایم با تو صحبت یا حسین روایتی از غربت گردان کمیل نیروها، خسته و کوفته، پشت دژ لم می دهند. حاج «عباس کریمی» با بیسیم چی هایش دائما این طرف و آن طرف می روند. صدای سوت خم ، لحظه ای قطع نمی شود. خبرگزاری فارس: روایتی از غربت گردان کمیل خورشید، با پرتاب آ ین اشعه خود در آسمان ناپدید می شود، غروب دلگیری است. سکوت غم افزایی در سراسر خط جاری شده است. گه گاه شلیک خم ، سکوت را می شکند. دشمن، نورافکن هایش را به سمت خاکریز ما روشن می کند. صدای تانک های آنها از دور شنیده می شود.

سلام بر صادق (علیه السلام) سلام من به مدینه، به غربت صادق
سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به آستان بقیع
سلام من به بقیع و به کبوتران بقیع
سلام من به مزار معطر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
سلام من به شب ماه فاطمی بقیع
سلام من به گل یاس هاشمی بقیع
سلام بر مدینه
شهادت جانگداز صادق(ع) گسترش دهنده مذهب شیعه تسلیت باد.
ی که پیشوایان اهل سنت یا شاگرد ایشان بودند یا شاگرد شاگردانشان ( حنفیه و مالک بن انس و احمد بن حنبل و شافعی)
نه تنها شیعه که اهل سنت هم هرچه از فقه صحیح دارند از ائمه و بالاخص صادق(ع) گرفته اند.
.......
اما وقتی وارد بقیع می شوی، غربت صادق(ع) جگرت را آتش می زند
به امید روزی که مهدی فاطمه بیاید و انتقام جد غریبش صادق(ع) را بگیرد.
هر کجای مدینه را که می نگری یاد حضرت مهدی(عج) را می کنی که چگونه این همه غم را تحمل می کنند.
مولای من شما کی خواهید آمد. مدینه سراسر غم است و غربت و شما ای مولای من تنها بازمانده از نسل خوبان و پاکانی بیا مولای من به خاطر غربت بقیع بیا قبرستان غریب بقیع مدفن چهار شیعه ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون «باد» به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد کوچ تا چند؟! مگر می شود از خویش گریخت «بال» تنها غم غربت به پرستوها داد اینکه «مردم» نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟! نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای اشک .
روابط عمومی و تبلیغات آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها منشر کرد:
 
اسامی برندگان مسابقه شهیده غربت

 

دیدن ع وطن در غربت چه حالی دارد؛ حالی غریبتر از غم و جانکاهتر از درد. غربت را بهانه می کنم تا با پای خیال در دیار از یاد رفته گذری کنم و برای اندک زمانی دل خود را با یاد و خاطراتش صیقل دهم و آزمندانه آرامش را طلب کنم . ادامه مطلب هر روز که میگذرد نبودنت را بیشتر از دیروز حس میکنمای سید غریب من درد غربت من ذره ای است در برابر دریاحس همین ذره هم سخت و جان کاه است،پس بار خدایا بر غربت فرزند فاطمه پایان ده! که میدانم سخت در عذاب استدلم هوای تو کرده ، هوای آمدنت

صدای پای تو آید ، صدای آمدنت

بهار با تو بیاید به خانه دل ما

قدم به خانه ما نِه ، صفای آمدنت دیرگاهیست که تنها شده ام /قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است/باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . . دیرگاهیست که تنها شده ام /قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است/باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . . وقتی شاملو میگه: راستش بار غربت سنگین تر از توان و تحمل من است… من چی میتونم بگم... سلام من به مدینه، به غربت صادق
سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به آستان بقیع
سلام من به بقیع و به کبوتران بقیع
سلام من به مزار معطر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
سلام من به شب ماه فاطمی بقیع
سلام من به گل یاس هاشمی بقیع
سلام بر مدینه
شهادت جانگداز صادق(ع) گسترش دهنده مذهب شیعه تسلیت باد.
ی که پیشوایان اهل سنت یا شاگرد ایشان بودند یا شاگرد شاگردانشان ( حنفیه و مالک بن انس و احمد بن حنبل و شافعی)
نه تنها شیعه که اهل سنت هم هرچه از فقه صحیح دارند از ائمه و بالاخص صادق(ع) گرفته اند.
.......
اما وقتی وارد بقیع می شوی، غربت صادق(ع) جگرت را آتش می زند
به امید روزی که مهدی فاطمه بیاید و انتقام جد غریبش صادق(ع) را بگیرد.
هر کجای مدینه را که می نگری یاد حضرت مهدی(عج) را می کنی که چگونه این همه غم را تحمل می کنند.
مولای من شما کی خواهید آمد. مدینه سراسر غم است و غربت و شما ای مولای من تنها بازمانده از نسل خوبان و پاکانی بیا مولای من به خاطر غربت بقیع بیا قبرستان غریب بقیع مدفن چهار شیعه نمایشگاه فاطمیه نمایشگاه حدیث غربت درکوچه های بنی هاشم که ویژه ایام فاطمیه درسال 90.این نمایشگاه از شبکه استان فارس پخش شد.قسمت های نمایشگاه شامل خانه علی و نخلستان کوفه و قبرستان بقیع وبیت الحزان حضرت فاطمه و وفات حضرت خدیجه و وفات حضرت محمدو ...قسمتهای دیگر بود. اینک که دست به قلم برده ام ، شب است ، اما نه یک شب عادی ! یک شب خاص ، شب وفات حضرت زینب (س) . جوانان هیئت و اهل روضه شهر ، برنامه ای را ترتیب داده اند در محل مسجد حضرت رقیه (س) . برنامه ای که به بهانه وفات شیرزن دشت کربلا ترتیب داده شده بود و با نیت راز و نیاز با معبود عالمیان . و اما اصل مطلب ... داستان غربت را می خواهم این طور شروع کنم ، آن هم . چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد وزلال، در برابرت، می جوشد و می خواند و می نالد، تشنه آتش باشی و نه آب … . و چشمه که خشکید، چشمه از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت، و آتش، کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش روئید و از آسمان بارید . تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش، و بعد ِعمری گداختن از غم ِنبودن ی که، تا بود، از غم نبود. در این زمستان استخوان سوز، گوشه ای از این شهر، گاهی دست نیازی به سوی تو دراز میشود که در چهره اش غربت و فقر موج می زند و تو نمی دانی کمک کنی یا رد شوی. یکی از تیم های محبوب و مردمی فوتبالمان ملوان است. تیمی که در بازی های خارج از خانه هم احساس غربت نمی کند. یکی از تیم های محبوب و مردمی فوتبالمان ملوان است. تیمی که در بازی های خارج از خانه هم احساس غربت نمی کند.
آتش زدن به خانه ی مولا بهانه بود

مقصود خصم، کشتن بانوی خانه بود

با آن همه سفارش پیغمبر خدا

پاداش دوستی علی، تازیانه بود؟

آن شب قویترین سند غربت علی

تشییع مخفیانه و دفن شبانه بود