فریاد

به نقل از خبرگزاریها در مورد فریاد : صحنه خالى...صحنه خاموش... بى تحرک،بى نمایش.. نیمکتا گیج،گیج و واژگون،به امید یه نوازش پشت صحنه غیبت نور،روى یه وجب خاک همه رفتن...همه رفتن..همه جز،خاطره ویاد درا باز و بسته میشن ولى با دلسوزى باد..... ________________________________ صحنه در تمنا..پر تلالو..پر هیاهو پر ازشادی،پر از عشق.. یک قبیله عاشق،عاشق و دلباخته،به امید شکفتن تو.. پشت صحنه شمردن ثانی. فرياد سرخ تو قلب جلاد را رنگین نمی کند اما بر جسم نحیف آهنگر زمان همچو پتکش رعشه بر می آورد آه! چشمان سیاه تو شب را می آفریند اما چه سود چشمان مردمان شهر ما همه کور است! فرياد مزن ای رهگذر کوچه های تنگ قلب من فرياد تو گوش کوه را کر می کند ولی از های ضمخت مردمان شهر ما پژواک آهی بر نمی آید بیا به وسعت قلبم برای خود کلبه ای بساز که زمین عقی. مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فرياد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فرياد مرد را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند.

مرد به حضور خان زند می رسد و کریمخان از او می پرسد: «چه شده است چنین ناله و ف. آیا اینگونه که او الان آزادانه در حرم حضرت عبدالعظیم فرياد می زند که فلانی و بهمانی را ما نمی خواهیم،دیگر هم می توانستند آزادنه فرياد بزنند که او را نمی خواهند؟ البته که می توانستند فرياد بزنند او را نمی خواهند!اما سرنوشت آنانی که فرياد می زدند او را نمی خواهند در اختیار سعید مرتضوی دادستان مورد علاقه قرار می گرفت! نشریه شاهرود پیام- ستون نگاه- محمد رضائیان :در شماره قبل نشریه گفتگویی از یکی از مسئولین مهم وتاثیر گذار شهر درج گردید که بازتاب زیادی هم دربین مردم داشت. در این گفتگو اعلام شده بود که شعار استان شاهواریک شعار غیر قابل تحقق است. ج شاهرود از استان که از زمان مرحوم حسینی شکل گرفت وتا به امروزبا نام استان شاهوار ادامه دارد خود سمبل یک ح. روز قدس فرياد های الله اکبر، مرگ بر ، مرگ بر ، و هیهات من الذله، در آسمان شهر مقدس پیشوا طنین انداز شد و مردم قهرمان و ولایتمدار حمایت خود را از آرمان و ی در قدس شریف، فرياد زدند و در پایان این مراسم، ضمن قرائت قطعنامه، پرچم و رژیم صهیونیستی را به آتش کشیدند. این روزها به یاد روزگاری نه چندان دور می افتم.زمانی که من حیران و صامت،افسرده و سیاهپوش به جست و جوی تو بودم و هرچه در پی پی تو لورده تر میشدم،پنهان تر میشدی .من در جاده ی بی انتها آرام آرام در پی حقیقت مشکوک بودم و تو در تعقیب منِ بهت زده به راه می افتادی.آنجا که از ظلم راه فرياد می زدم،میگریستی وآن زمان که خاک جامه ی خود پاک می ،لبخند. آی غزه؛ در برهوت غیرت و مسلمانی فرياد مظلومی را در دفاع از مظلوم بپذیر دوباره جهان رنگ خون و مظلومیت گرفته است. رمضان خونین غزه به پایان خود نزدیک می شود و هر روز و هر لحظه در صیام عاشقانه بنده و معبود در باریکه ظلم خیز ی، زنی و کودکی و جگر گوشه ای از دنیای به خاک و خون کشیده می شود و هیچ را فرياد رسی نمی بیند. خدایا جهان را چه شده است؟ چه شده است که عده ای شمشیر مسلمانی خود را وحشیانه به روی برادر مسلمان خود تیز کرده اند و هر روز در نقطه ای از این دنیای وسیع در ، عراق، افغانستان، پا تان، یمن، لیبی و مصر ... برادر کشی به راه انداخته اند و این کشتار ددمنشانه را نشانه در م خم ابروی تو در یاد آمد ح ی رفت که محراب به فرياد آمد زین حضوری که دلم با تو به محراب نمود ز حسد حور ملک بین که به فرياد آمد ای که بر عشق گرانت به سجود آمده ام دل ز هر سوی که رفت ، روی تو در یاد آمد زاهدی که عبادت به احد بهر مباهات کند زین ستایش ز تو و عشق زل به فرياد آمد دل از آن زلف کمندت نتواند که گریخت چه عجب وقت اذان موی تو در یاد آم. «سکوت یک فرياد» با پایان برداری هم اکنون در مرحله تدوین قرار دارد. به گزارش رسیده، کوتاه داستانی «سکوت یک فرياد» با رویکرد اجتماعی و با اقتباس از احادیث مبنی بر تکریم حیوانات به طراحی… داشت منفجر می شد داشت از اش می زد بیرون تلفن را برداشت و بیست دقیقه از فرایاد شروع شد هر چه صدای شنونده می کوشید فرياد همان فرياد بود گاهی تنها با لرزشی خفیف همراه بود با حرفهای نگفته ای که می پاشید روی دیوارهای اتاق انگار خونی که در جریان بود در میان اش کم فشار میشد و فريادها میرسید به صداهایی در حد نجوا بعد از بیست دقیقه فرياد حالا . مردم کرمان همراه با امت ی ایران فرياد مرگ بر و قدس شریف را سر داد. فرياد مرگ بر و مرگ بر در آسمان زنجان طنین انداز است. من هر زمان که از کتاب یاد میکنم در کشورم به وضع کتاب، فرياد میکنم لاقل به ده شود هر یکی که هسـت به انتـشار و حضـور کتاب، فرياد میکنم اگر اسـلام و مسـلـمانی دلیل باشد به خواند و نوشـت کتاب، فرياد میکنم هر منصفی به بیان نبی(ص) نظر د از زمان دعوتش به کتاب، فرياد میکنم اعجاز هر ی را دلیل پیمبری ز قرآنِ معجـزه در کتاب، فرياد میکنم سوختن کت. شاگردان کی روش در پایان صحبتهای سرمربی با فرياد بلندی که سر دادند آمادگی خود را به رخ حاضران در تمرین کشیدند. عشق یعنی صدای بیداده گریه .سکوت تلخ فرياد .نیم نگاه شهامت در پس نقاب خیال آ ین ترانه لالایی. گریه های بیصدا .نگاه پر زحسرت .آتش سوزان خاموش چگونه میتوان فرياد زد وقتی حتی نفسی در باقی نیست. چگونه میتوان خاموش شد وقتی حتی جرعه ای سرما نیست. من در پس چهره غمگینت فرياد بیصدا را دیدم. من فرياد زدم اما صدای فريادم را چه ی خواهد شنید؟u 8wvtl روز امید، روز صبح سپید
روز از خون دمیدن خورشید
روز مشت و گلوله و فرياد
روز فرياد بر شب بیداد
روز پیروزی سحر بر شب
روز فرياد شب شکن بر لب
شب ظلمت، شب پریشانی
شبی از داغ گل چراغانی
باغ از بوی گل معطر شد
گل به گل، غنچه غنچه پ رشد
مشت دیو سیاه شب وا شد
شب ز فرياد صبح رسوا شد
روز پیروزی تو امروز است
روز ما روز دانش آموز است
تا ابد زنده باد و جاویدان
روز ما، روز سیزده آبان تو غلط کردی، مگه پول همینطوری به دست میاد، میگه دارم کار می کنم، اگه تو کار می کنی شوهر من هم صبح تا شب داره زحمت می کشد. پول زور نمی دم. این درست همان دیالوگی بود که دیروز بین یک مسافر تا ی وراننده آن مقابل بانک ملت مرکزی رد وبدل شد. تا ی با شنیدن صحبت های این خانم که با عصبانیت تمام فرياد می زد با عجله محل را ترک کرد ولی این خانم که بچه ای کوچک همراهش بود همچنان فرياد می زد ومشخص.... رفتار مهاجم تیم پرسپولیس باعث شد مربی این تیم بر سر این بازیکن فرياد بزند.

بادست طلب پای تو در سلسه تا چند *** آه ای دل من غافلی از قافله تا چند

ره توشه تو عشق و فرا راه تو خورشید *** نگشوده به تیغ سحری سلسله تا چند

زین آتش افروخته بر دامن فرياد *** فرياد که بریان جگر حوصله تا چند

این شعله زبانی که ترا سوخته چون شمع *** گل کرده ز آتشکده دل گله تا چند

زین دایره خورشید سواران همه رفتند *** ای سایه نشین، خواب در این مرحله تا چند

بر روزن جان تو فروغی است جهانتاب *** در کلبه تن دور از این مشعله تا چند

برخیز که گل جودش زد از خون بهاران *** با خار هوس هم قدم آبله تا چند

در حضرت جانان دل ما یکدله باید *** ای بی خبر از عالم جان ده دله تا چند

بر باره گلگون سرشک از سر جان خیز *** ای سالک سودا زده بی راحله تا چند«المواعظ العددیة» ص 52.
نمایندگان مجلس در جلسه علنی امروز خانه ملت فرياد «مرگ بر » سر دادند. شهادت نهمین بزرگوارمون، جواد(ع)، به همه تسلیت عرض می کنم. شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت. ای شیعه بزن ناله و فرياد امشب
از غربت آن غریب کن یاد امشب
مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ی در بسته ی بغداد امشب مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت
آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
می خواست که فرياد کند تشنه لبم
از سوز عطش، طاقت فرياد نداشت مردم ولایتمدار شیعه و سنی ایرانشهر در جنوب سیستان و بلوچستان با حضور پرشور و انقل خود در ۱۳ آبان، فرياد مرگ بر و مرگ بر سردادند. زنی که 11 روز پیش گواهی فوتش صادر شده بود، در تمام این مدت از درون تابوت با فرياد درخواست کمک داشت تا اینکه سرانجام عملیات نبش قبر انجام شد. مربی تیم فوتبال نساجی قائمشهر گفت: در دقیقه ۹۰ دیدار مقابل فولاد خوزستان در یک صحنه فرياد زدم، پن ی اما داور فقط به همین دلیل من را از روی نیمکت ا اج کرد. نمی دونم هیس ، دختران که فرياد نمی زنند رو دیدید یا نه ، ولی با دیدن اون دلم برای همه ی فريادهای جوانمرگ دختران کشورم سوخت . برای همه ی عزت و احترام که به مسلخ می رود ، البته دختران شایسته ای که ایرانی می شند و ایرانی زندگی می کنند . در راستای همین ، کاش ی هم ساخته می شد با عنوان : هیس ن که فرياد نمی زنند !!! خودم رااز هیچ می سازم می ایستم در برابرت و آ ین شیشه های مات غرورم را می شکنم دارم فرياد می زنم دارم خودم را از هیچ می سازم هنوز پانزده سالم تمام نشده می شکنم و انگار مادرم مرا تازه به دنیا آورده است و هنوز 17سال در کنارم خواهد بود دارم فرياد می زنم و خودم را از هیچ می سازم و انگار در کنار تو هنوز هیچم زخم خورده زندگی بعضی وقت ها فکر می ک. او همچنین در دقایقی از تمرین سر داریوش شجاعیان هم فرياد زد و از او خواست در گوشه های زمین حرکت نکند و به وسط زمین بیاید و برتری عددی ایجاد کند. شب گذشته فرهنگسرای نیاوران شاهد حضور جمعی از ان هنر و ادبیات و علاقمندان موسیقی ایرانی در جریان برگزاری کنسرت «فرياد پنهان» بود. گاهی اوقات آدم هایی پا به زندگیت میزارن که نه میشناسیشن نه مدونی کی هستن و چی هستن نه میدونی باید باشن یا باید برن و نه هیچ جیز دیگه ای ازشون نمیدونی دلم گرفته کاش میشد آدم ها هرطور دوست داشتن زندگی کنن زندگی می کاش میشد فرياد زد کاش میشد عشق و نفرت رو فرياد شد کاش میشد سکوت رو فرياد زد کاش میشد کاش کاش کاش کاش میشد سکوت رو ش ت ککککککک. هیس دختر ها فرياد نمیزنند!

هیس دخترها بلند نمیخندند!

هیس دخترها حقی ندارند!

هیس دخترها باید ارام زندگی کنند!

هیس دخترها باید درد را تحمل کنند!

هیس دخترها باید بسوزند و بسازند!

هیس دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند!

"فقط به جرم دختر بودنشون!!"

هیس دخترها باید تحمل کنند و اعتراض نکنند<. به نام خدا از اعماق وجود فرياد می کشم نه برای شنیدن

تنها برای مبارزه، مبارزه با سکوت

فرياد میکشم از اعماق قلبم بر ساحل دریای نیلگون چشمانت

در ساحل بارانی چشمانت تنها رنگ غم را میبینم

آرام ش ت می خورم

و سکوت دنیایم را در بر میگیرد

فرياد، سکوت، غم و چشمانت به کناره میروند و تنها من میمانم

چگونه فرياد کشم وقت. دلم شد تشنه یک چشمه اشک ... فرياد ما به فغان بلند است. از یتیم جز شیون و اشک، جز گریه و فرياد انتظاری نیست و ماهمه یتیم هستیم. یتیم مهربانی های رسول ا...(ص) که نگاهش فرشتگان را به زمین می آورد و کلامش خاک را پر از عطر خدا می کرد. ما یتیم پدری هستیم که دستانش به پهنای تاریخ محبت داشت و به اندازه همه آدم ها مهربانی، پس حق داریم به سوگ بنشینیم . مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فرياد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فرياد مرد را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند می رسد و کریمخان از او می پرسد: «چه شده است چنین ناله و فرياد می کنی؟» مرد با درشتی می گوید: « همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم!» خان می پرسد: «وقتی امو به سرقت می رفت تو کجا بودی؟» مرد می گوید: «من خو ده بودم!» خان می گوید: «خوب چرا خو دی که م را ببرند؟» مرد می گوید: «من خو ده بودم، چون فکر می تو بیداری!» خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خس از خزانه جبران کنند و در آ می گوید: «این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم. @ معمار و پیرزن: می گویند چند صد سال پیش، در اصفهان مسجدی می ساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آ ین ده کاری ها را انجام می دادند. پیرزنی از آنجا رد می شد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: «فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه!» کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت:............ نقل یک روز و دو روز و یک هفته و دو هفته نیست ...حرف حتی یک سال و دو سال هم نیست... این درد تمامی ندارد...این دوری پایان ندارد...دیگرنمیشود تو را با هفت و بازوبندت یکجاببینم...نمیشود ...بازوبندبه دیگری رسیده...پیراهنت را اما هنوز ی تن نزده... ی جرات نکرده سمت خاطرات تو و سمت دلخوشی ما دست درازی د...وای از آن روزی که ی به هردلیلی هوس کندجای تو را پر د...من ... من دیوانگی ام بالا گرفته این روزها باز بودنت را حس میکنم ... بی هوا نامت را فرياد میزنم ... این دل بیخودی این همه سر و صدا نمیکند نکند سایه ی ی افتاده روی پیراهنت ... نکند ...نکند یک چیزهایی هست و حواسم نیست...دارد به یک سال میرسدرفتنت ... انقدر دست برنمیدارم از فزیاد ت تا پیراهنت را بایگانی و مجسمه ات را در میدان شهر ببینم... ادامه رمزداره شمایی که نظرنمیدی ... محتشم کاشانی با معناگرایی و جان کلمات فرياد واعطشاه و مظلومیت حسین علیه السلام را در گوش جهان فرياد کرد. فرياد ن یتی مردم از سامانه تازه کار بلند شده و در صف های طاقت فرسا، عمرشان می گذرد.
جناب آقای جهانگیری در اثنای مناظرات ریاست جمهوری بارها فرياد کشید که من یک اصلاح طلبم فرياد کشید که چه به سر خاتمی آوردید... و پس از اعلام نتایج فرمود همه نتایج را بپذیرند و شیرینی انتخابات را به کام مردم تلخ نکنند...جناب جهانگیری شما در همان اثنای مناظرات فرمودید ی من را به عنوان فردی صادق میشناسند ...و اینک این مطالبه شهروندی . آ ین ماه رمضان که به فرمان روز قدس نامگذاری شد همه مردم ایران و مسلمانان جهان با اجتماع در خیابانها فرياد مرگ بر اسراییل سر میدهیم چون فرياد اله اکبر جهان را بیدارمی کند به شرط اینکه همه با هم اتحاد داشته باشند در یک جمع دوستانه یکی از رفقا از گلایه آقای پورکریم از سنگ اندازی بعضی ها....جهت ایجاد مجتمعش صحبت کرد آقای پورکریم گفته بود که مدت زیادی اداره برق و گاز به دلایل عجیب غریب مانع کارش شده بودند در صورتی که ایشان مجوزات استان را گرفته بوده است دوست ما گفت سوال که چرا یک کارخانه یا .. نزدی که چهار جوان هم سرکار بییایند آقای پورکریم گفته ب. ن میشود از تو بگذرم، ن میشود بی تو بمانم!! عجیب اسیر لحظه های تو هستم!! این خیانت بزرگیت ک بی تو بمانم و در قلبت جای بگذارم!! چ درد عظیمی است این عشق،وقتی ک عشق آمده اما ازآن تو نخواهد ماند!! یادم میآید جایی خواندم:تو همیشه مال من خواهی بود،حتی اگر هرگز نامت در شناسنامه ام حک نشود.. ب همین وضوح و استحکام!! کاش میشد کودکت باشم!! ن.. کاش میشد . پدر عزیزم،من به خوبی می فهمم که بسیار با شرف است آن که انسان باشد و بین ها نان پیدا کند تا آن که باشد و بین انسان ها نان پیدا کند... دردی که انسان را به سکوت وا می دارد بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فرياد وا میدارد ... و انسان ها فقط به فرياد هم میرسند نه به سکوت هم...!!!! آسمان را ورق بزن زیر سوسوی چشمان ستارگان دیدگان خیس من تو را صدا می کند ساعت انتظار من شما ته وار منتظر نگاه زیبای توست دانه های ان برف دی هنوز درخشش شبانه را فرياد می زنند سکوت را فرياد میزنم تا قلبم از تپش باز ایستد.... خداوند نور من و نجات من است، از که بترسم؟ خداوند حافظ جان من است؛ از که هراسان شوم؟
حتی اگر لشگری برضد من برخیزد، ترسی به دل راه نخواهم داد! اگر علیه من جنگ ب ا کنند، به خدا توکل خواهم کرد و نخواهم ترسید.
تنها خواهش من از خداوند این است که اجازه دهد تمام روزهای عمرم در حضور او زیست کنم و در خانه او به او تفکر نمایم و جمال او را مشا. آنقدر ها هم ساده نیست بی تاب شدن بی هنگام و فرياد های درون ساده نیست که ساده گذر کنم از این همه بی ت ها و آشفتگی ها نمیدانی چه میشود که فرياد میکشی بر سر همه چیز و همه در زهن خود و از درون خود را شکنجه میکنی نمیدانی باعثش چیست؟ که اینگونه میشوی شاید سالهای درازیست که غمی را در سکوت قورت داده ای و حالا بر سر معده ذهن و قلبت سنگینی میکند و. نمایندگان مجلس پس از نطق رئیس مجلس در محکومیت حمله به ، فرياد «مرگ بر » در صحن علنی پارلمان سر دادند. شاعر انقل با بیان اینکه نقد موضوعات اجتماعی در قالب شعر بهترین راه برای بیان نقد است، گفت: حقیقتی که فرياد زده نشود در زیر غبار سکوت به فراموشی س می شود. در شب ۲۲ بهمن ساعت ۲۱همزمان با سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب ی ایران مردم تهران و سراسرکشور بر بام خانه ها فرياد الله اکبر را سردادند. رئیس دفتر ی گفت: برخی به محض آنکه خلافی را می بینند شروع به داد و فرياد می کنند ولی این راه امر به معروف و نهی از منکر نیست. نمایندگان مجلس پس از نطق رئیس مجلس در محکومیت حمله به ، فرياد «مرگ بر » در صحن علنی پارلمان سر دادند.