قاب چشمان من

به نقل از خبرگزاریها در مورد قاب چشمان من : آسمان آبــی عرفــان من چشمان توست

اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست

در حضور چشم هایت عشق معنا می شود

اولین درس دبیرستــان من چشمان توست

در بیابانی کـه خورشیدش قیامت می کند

سایبان ظهر تابستان من چشمان توست

در غـــزل وقتــی کـه از آیینه صحبت می شود

بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست

من پر از هیچــم پر از کفـرم پر از شرکم ولی

نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

در شبستانــی کــه صد سودابــه حیران من اند

جام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن!

درد من ، این درد بــی درمــان من چشمــــان توست

حمد سلمانی

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود

آه می ترسم که دارد باز طوفان می شود

آرزوهایم همین کاخــی کـــه ب ا کرده ام

زیر آن طوفان سنگین سخت ویران می شود

خوب می دانم که یک شب در طلسم دست تو

دامن پرهیـــز من تسلیـم می شود

آنچه از سیمای من پیداست غیر از درد نیست

گرچـه گاهی پشت یک لبخند پنهان می شود

عاقبت یک روز می بینی که در میدان شهر

یک نفر با خاطراتش تیـر باران می شود
نظر یادت نره
تسیم نوشت: یک مرد جوان در بزرگراه آزادگان مقابل چشمان فرزندش با شلیک چند گلوله به قتل رسید. چشمان تو
معنای تمام جمله های ناتمامی ست
که عاشقان جهان
دستپاچه در لحظه دیدار فراموشی گرفتند
و از گفتار بازماندند ...
کاش می توانستم
ای کاش خودم را
در چشم های تو حلق آویز کنم!

#تفتی سرطان خون حاد چشمان زیبای هندی را به طرزی وحشتناک و غیر قابل تحمل تغییر داده است. راب اسپانس مستند ساز کانا که در کودکی یکی از چشمان خود را از دست داده بود، حالا با استفاده از چشم چشمانی فضایی برای خود درست کرده است. آسمان آبــی عرفــان من چشمان توست

اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست

در حضور چشم هایت عشق معنا می شود

اولین درس دبیرستــان من چشمان توست

در بیابانی کـه خورشیدش قیامت می کند

سایبان ظهر تابستان من چشمان توست

در غـــزل وقتــی کـه از آیینه صحبت می شود

بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست

من پر از هیچــم پر از کفـرم پر از شرکم ولی

نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

در شبستانــی کــه صد سودابــه حیران من اند

جام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن!

درد من ، این درد بــی درمــان من چشمــــان توست پیشنهاد متخصصان چشم این است که هر ۴۵ دقیقه، ۵ دقیقه و یا هر ۲ساعت، ۱۵ دقیقه به چشمان تان استراحت دهید. یک مرد جوان در بزرگراه آزادگان مقابل چشمان فرزندش با شلیک چند گلوله به قتل رسید. یک مرد جوان در بزرگراه آزادگان مقابل چشمان فرزندش با شلیک چند گلوله به قتل رسید. سرمربی تحت فشار لیو ول انگلیس در پی ش ت برابر هال سیتی گفت: وقت خو دن نیست، باید چشمان خود را باز کنیم. کودکِ غزّه نگرچشمانِ خود را بسته است در بغل بگرفته مادر, کودکِ دردانه اش مادری بر جسمِ فرزندش کُند نوحه گری خانه ای آوار گشته, کودکی آواره شد غاصبانِ قدس سرگرمِ جنایت دم به دم ماجرای غزّه پایانی ندارد بی گمان امّتِ در غفلت ز دشمن تا به کی؟ خاکِ ذلّت بر سر آل سعود پاشیده شد سازمانِ دیده بان ,حقّ بشر وا می نهدسازمانی هست با نام ملل لیک. «پام پام» گربه کوچکی است که سحرآمیزترین چشمانی را دارد که تا به حال دیده اید. خودتان تصاویر او را ببینید، اما سعی کنید مدت طولانی در چشمان او نگاه نکنید زیرا ممکن است دیگر هیچوقت نتوانید جای دیگری را ببینید! آسمان آبی عرفان من چشمان توست اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست در حضور چشم هایت عشق معنا می شود اولین درس دبیرستان من چشمان توست ... در بیابانی که خورشیدش قیامت می کند سایبانِ ظهرِ تابستانِ من چشمان توست در غزل وقتی که از آیینه صحبت می شود بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست ... من پر از هیچم، پر از کفرم، پر از شرکم ولی نقطه های روشن ا. رنگ چشمان ایوانکا ترامپ به یک موضوع موضوع سری و معما تبدیل شده است. شفقنا- «ویشنو» آرایشگر هندی است که با چشمان بسته و البته با شعله های آتش موی مردم را به دقت کوتاه می کند. ع رویترز از انجام یک آرایش با آتش توسط ویشنو در شهر احمدآباد هند را ببینید. خبرت هست یکی عاشق چشمان تو است
برده ای دل ز دلش سخت پریشان تو است
هرکه رفت از پیِ او گفت که دیوانه شده
عقل او رفته ز جایش باز خواهان تو است
زده ای تخت در ان قصر خیالش تو ولی
شده ای شاه دلش گوش به فرمان تو است در من اوج می گیری
از نگاهم سر ریز می شوی

و من...
در گیر و دار ِ دو تیله ی ِ چشمان َ ت
به سبزینگی ِ بهار می شم

که زندگی...
با آوای ِ خوش ِ صدای ِ تـو
احسن ُ الحال می شود...

پ.ن:
مدت هاست که من
با دو تیله ی ِ سبز ِ چشمان َ ت
شاعرانه عشق بازی می کنم...

نگارین مهتاب./
اسفد93 پسر 10ساله هندی به نام ویکاس پانچال از دهلی نو ادعا می کند که می تواند با استفاده از نیروی شگفت انگیزی که دارد اکثر کارهای روزانه زندگی خود از جمله پیاده روی، دوچرخه سواری، تشخیص رنگ ها، مطالعه را با چشمان… ساقی بده پیاله با یاد آن دو چشمان امشب رود ز دستم روح و درون و ایمان در گوشه ابات حقا که دردمندم آن شاه نازک اندام دیگر ش ته پیمان حافظ بخوان تو قرآن در چارده روایت جان کی دهد کفایت در پیش تیر مژگان کمان کشیده دارد از آن سیه دو ابرو فتوا دهید که قتل است ای پیروان قرآن غریب یعقوب من ... آغوش بگشا یوسفت بازگشته حالا در چشمان سفید و بی سوی تو ، چه خوب می بیند ... زشتی های خودش را ! تازه دارد می بیند که ان همه زیبایی که از ع خودش در اینه چشمان تو می دید ... تجلی بهشت چشمان تو بود نه زیبایی او یعقوب من ببخش که پیراهن یوسف تو بوی خیانت می دهد بوی بی شرمی بوی گناه ... اما میان این همه نا امیدی دلم به یک چیز خوش است این هم. نمایش «بر پهنه چشمان مغربیت» از یک شبنه هشتم اسفند در خانه نمایش روی صحنه می رود. پابلو سیگنوره، شهروند ۱۸ ساله فرانسه توانست مسیر ۴۲۲.۸۲ متری بر فراز دره شیمنگوان چین را روی بند و با چشمان بسته در مدت ۲۶ دقیقه بپیماید و یک رکورد جدید جهانی را به ثبت برساند. در تصویر زیر یکی از طرفداران تیم فوتبال برنلی انگلیس را در دیدار شب گذشته مقابل چلسی مشاهده می کنید که حتی چشمان خود را نیز به شکل توپ فوتبال در آورده است. می آیی؟ می آیی یک شب رو به آسمان دراز بکشیم تو ماه را رصد کنی من چشمان ماهت را؟ می آیی؟ می آیی گم شویم میان تاریکی شب تو ستاره ها را بشماری من گیسوان ک شانی ات را؟ راستی وسط رویاهایمان خوابت نبرد؟ چشمان ماهت را که ببندی من و ستاره ها باهم خانه اب می شویم ... پدر و مادر پا تانی در حرکتی باورن ی و وحشیانه چشمان پسر 22 ساله خود را از حدقه در آوردند. مژه های پ شت وزیبا یکی ازعوامل زیبایی چهره و باعث جلوه بیشتر چشمان تان می شود. هرقدر مژه های تان بلندتر و پ شتتر باشد،چشمان تان زیباتر به نظرمی رسد، اما به نظرمی رسد این روزها داشتن چنین مژه های بلند و زیبایی کار بسیار دشواری است. مراقبت از مژه اکثر افراد درباره ریزش موهای شان […] آسمان آبی عرفان من چشمان توست... اختر تابنده کیهان من چشمان توست... عاشقانه ع بوس ع بوس های عاشقانه ... در حضور چشم هایت عشق معنا میشود... اولین درس دبیرستان من چشمان توست... در بیابانی که خورشیدش قیامت میکند... سایبان ظهر تابستان من چشمان توست... در غزل وقتی که از آینه صحبت میشود... بی گمان انگیزه پنهان من چشمان توست... ... و 20 7 کاش باران بود و تو بودی و یک جاده من پر از هیچم ، پر از کفرم ، پر از شرکم ، ولی... نقطه های روشن ایمان من چشمان توست... در شبستانی که صد سودابه حیران من اند... جام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توست... باز میپرسی که دردت چیست؟بنشین گوش کن... درد من ، این درد بی درمان من چشمان توست... حیوانات از قابلیت های چشم خود به شکل های خاصی بهره می برند. احتمالاً بارها درباره قدرت چشمان عقاب یا برخی ات شنیده ایم، اما برخی حیواناتِ کمترشناخته شده چشمانی با قابلیت های ویژه دارند که بیش از «دیدن» برای آنها کاربرد دارد. ⚪️ خالی کن از این آینه ها دور و برت را تا فاش نسازد غم چشمان ترت را پرهیز کن از این که ببینند ش تی در خویش و نگفتی چه انی کمرت را دشوار ترین مرحله ی باختن این است وارونه کنی پیش حسودان سپرت را یکبار به تنهایی من خیره شو از دور شاید نسپردی به خدا همسفرت را با آن همه دلدادگی، از خویش عزیزم سخت است به یکباره ببینم حذرت را ای کاش جهانی به ت. فریاد سرخ تو قلب جلاد را رنگین نمی کند اما بر جسم نحیف آهنگر زمان همچو پتکش رعشه بر می آورد آه! چشمان سیاه تو شب را می آفریند اما چه سود چشمان مردمان شهر ما همه کور است! فریاد مزن ای رهگذر کوچه های تنگ قلب من فریاد تو گوش کوه را کر می کند ولی از های ضمخت مردمان شهر ما پژواک آهی بر نمی آید بیا به وسعت قلبم برای خود کلبه ای بساز که زمین عقی. ع ت را گرفته ام مقابل چشمانم ؛ با چشم های روشنت زل زده ای به من ... میدانم نمیدانی ؛ من از چشم روشن ها میترسم .... چشم های تو اما دنیای منند ... نیستی ، دنیایم همرنگ چشمان تو خا تری است .... خب بی انصاف ، من اگر تم لااقل تو چیزی بگو .... + در میان دستانت جای چیزی خالیست ، چیزی شبیه دست های من ... شاید شما نیز مانند بسیاری از افرادی که بینایی طبیعی دارند بارها از خود پرسیده باشید که افراد ن نا چه چیزی را در برابر چشمان خود می بینند و از طرف دیگر نیز افراد ن نا از خود می پرسند. زن های عاشق نمی میرند ؛ سرگردان می شوند درون زمان ، اتاق ، خانه ... زن های عاشق نمی میرند ؛ تنها چشمان شان را می بندند نفس نمی کشند قلبشان را نگه می دارند تا چشمان تو باز بماند و قلب تو بزند ... زن های عاشق سرگردان می شوند حول و حوش جهان یک مرد ...
#وداد_بنموسی محبت : اگرگویم من از چشمان او افسانه ای را(بیژن ترقی ) ————————————————————— اگرگویم من از چشمان او افسانه ای را
حدیث چشم او ریزد به هم میخانه ای را در این فصل گل ای ساقی که غم بگریزد از دل
چه سازم با غم عشقی که در دل کرده منزل رسانی گر به من پیمانه ای را
رسانی گر به من . دوربین های مداربسته یک فروشگاه در چین لحظات کتک زدن یک دختر فقیر مقابل چشمان برادرش را ثبت کرده اند. رئیس جامعه اپتومتری ایران با اشاره به اینکه چشمان بیماران دیابتی هر 6 ماه یک بار باید معاینه شود، گفت: با توجه به افزایش چاقی و کم تحرکی در کشور، زمینه بروز دیابت افزایش می یابد. قبل از انتخاب همسر با چشمان باز و بعد از آن با چشمان بسته کمی ها و کاستی ها را لحاظ کنیم.

بعد از چشمان تو برق هیچ نگاهی احساس تاول زده ام را به میخ نمی کشد بعد از چشمان تو قلب دنیا با میلیون ها گل شاد هم نمی شود بعد از چشمان تو احساس لیلی پایبند هیچ مجنونی نمی شود بعد از چشمان تو... نه خدا طاقت ندارم ، قلم هم نای لغزیدن ندارد یعقوب من ... آغوش بگشا یوسفت بازگشته حالا در چشمان سفید و بی سوی تو ، چه خوب می بیند ... زشتی های خودش را ! تازه دارد می بیند که ان همه زیبایی که از ع خودش در اینه چشمان تو می دید ... تجلی بهشت چشمان تو بود نه زیبایی او یعقوب من ببخش که پیراهن یوسف تو بوی خیانت می دهد بوی بی شرمی بوی گناه ... اما میان این همه نا امیدی دلم به یک چیز خوش است این هم. در آسمان دیده من ابر های باران زا
ب به باد خاطره هایت گریستند دیروز که دومین سالگرد تو بود
چشمان من به چرخش این چرخ می گریستند یادت به ناز آمد و در خاطرم نشست
حالم عوض شد و خاطره هایم گریستند بی تو گذشت ۲ سال،ای عجب
در این ۲سال هزار چشم برایت گریستند یادت که خواب ز چشمان من ربود
چشمان من برای دیدن خوابت گریستند کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت را بخورم!!! کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی دیدن یک لحظه فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند! کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگویم " آخه او که میدونست چقدر. گمگشته در دیار عشق غریق گذشته ای ایستا بسان هوای زندگی نمی رود از یاد ... شرح ندارد دل کوچکم هماره پریشان زلف توست چون گره کور افتاده بر دامت ... نغمه غم انگیز زندگی ام سرود نام توست ... سرّیست مگو میان مشوش های ذهنم عهد گسستی آشنا مرا با خود نبردی بی وفا مانده ام در اوج بی ی ، تنها ... دلم لالایی چشمان تو خواهد شب ست و کنون گریبان دل گرفته ا. ای سرزمین! کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟ ای مادر ما، ایران! جان زخمی تو در کدام روز هفته یام خواهد پذیرفت؟ چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛ ای ما نثار عافیت تو! محمود ت آبادی آهنگ زیبایی رو شنیدم و حس نوشتن آمد.این روزها درگیر کارو بارو...و غرق در زندگی چنان که خندم میگیره میگن ازدواج و...ولی بهرحال مدتیه دوس دارم با اقتباس از یک شاعر بگم که :تو به نگاه من معتقدی من به چشمان دریایی "تو"،تو به داستان من معتقدی و من به دستان لطیف و ابریشمی "تو"،تو به خط افق خیره ای و من به خط چشمان معصوم "تو"،تو به لطف جهانو من به. ه گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، شورای موسوم به امر به معروف و نهی از منکر رژیم آل سعود رسما اعلام کرد که همه ن و به ویژه نی را که چشمان "فتنه انگیز" دارند، به پوشاندن چشمان خود مجبور خواهد کرد. "شیخ مطلق النابت" سخنگوی رسانه ای این شورا در شهر حائل به خبرنگاران گفت: اعضای شورا برای وادار ن و به ویژه آنان که چشمان "فتنه انگیز" دارند به پوشاندن چشمان خود، دخ خواهند کرد.
به نوشته القدس العربی، النابت تصریح کرد که این شورا "دارندگان چنین چشم هایی را به پوشاندن آنها وادار می کند و شورا چنین حقی را برای خود قائل است". وی درباره این که معیار فتنه انگیز بودن چشم ها چگونه تعیین می شود و مردان عضو شورا چگونه و با چه دقتی این موضوع را مشخص می کنند، توضیحی نداد. این اظهارات در حالی مطرح می شود که شبکه های متعدد وابسته به رژیم تروریستی آل سعود، در برنامه های مختلف خود از جمله اخبار و برنامه های ، از گویندگان و مجریان زن با آرایش غلیظ و لباس ها و ظاهر زننده استفاده می کند. یک آرایشگاه نه در عربستان ای غایب از چشمان ما

یارا ببین هجران ما، این درد بی درمان ما، این خار در چشمان ما،

وین دیده گریان ما، این کوه غم بر جان ما، دیگر چه باشد آن ما،

ای غایب از چشمان ما ای جلوه ای در طورما، ای نور اندر نور ما، نور دو چشم کور ما،

عیسای هر رنجور ما، در غربت و مستور ما، پر درد از هجران ما ای غایب از چشمان ما

مستی عالم مست تو، هستی عالم هست تو، هست همه در دست تو،

دست همه پیوست تو، پیوسته جان پابست تو، گریان تو چشمان ما،

ای غایب از چشمان ما

موسی به قربان شما، عیسی به فرمان شما، یعقوب گریان شما،

یوسف پریشان شما، جان علی جان شما، دستم به دامان شما،

ای غایب از چشمان ما

مولا! زمان شی ت، جان جهان سو ت، پیوسته دل ارزانیت،

مجنون تو صحراییت، عالم همه قربانیت، یک گوشه چشمی حالیا،

ای غایب از چشمان ما

یارا سلامت می کنم، چشمم به راهت می کنم، دیده سرایت می کنم،


هر شب صدایت می کنم، این جان فدایت می کنم، ای نازنین پنهان ما،

ای غایب از چشمان ما

من تشنه روی توام، آشفته موی توام، در حسرت کوی توام،

صد لیلی بوی توام، در بند ابروی توام، جانان! به سوی جان بیا

ای غایب از چشمان ما

مستور چون زهرای ما، تنهای چون مولای ما، اسرار در سینای ما،

وی هم نوا با نای ما، وی اشک طوفان سای ما، ای کوثر آدینه ها،

ای غایب از چشمان ما

دل ها همه پروانه ات، دل ها همه کاشانه ات، دل ها همه دیوانه ات،

در حسرت پیمانه ات، پوینده راه خانه ات، گر بگذری بر کوچه ها،

ای غایب از چشمان ما

مولا جوابم می کنی، در غم هلاکم می کنی؟ پر اضطرابم می کنی؟

یا خود خطابم می کنی؟ خود انتخابم می کنی؟ تا من بیایم ها،

ای غایب از چشمان ما

زلف تو و ابروی تو، ماه تمام روی تو، وان حلقه های موی تو،


زیبا لب دلجوی تو، مینو شمیم کوی تو، وصف بهشت جان ما،

ای غایب از چشمان ما

یارا به راهت می شوم، جزو ت می شوم، مست نگاهت می شوم،

همراز آهت می شوم، هم اشک چاهت می شوم، گر بگذری بر دیده ها،

ای غایب از چشمان ما

یارا غبارت می شوم، چون جان نثارت می شوم، در انتظارت می شوم،

دور مدارت می شوم، من بی قرارت می شوم، جانم به قربان شما،

ای غایب از چشمان ما

ای همدم باد سحر، در آسمان ما قمر، صد یوسف اندر پشت سر

آیینه خیر البشر، یعنی منتظر، برکش نقاب از ره بیا،

ای غایب از چشمان ما

ای شه امانم می دهی؟ خود را نشانم می دهی؟ ملک جهانم می دهی؟

سوز نهانم می دهی؟ هم خود زبانم می دهی؟ تا گویمت مدح و ثنا،

ای غایب از چشمان ما

جانا چراغ دل تویی، این دیده را ساحل تویی، آواره را منزل تویی،

نور دل غافل تویی، جان مرا قابل تویی، بشنو سلام جان ما،

ای غایب از چشمان ما

هر دم شوی اندر نظر، از بهر تو در پشت در، آیند اصحاب سحر،

جوینده ره بی پا و سر، خواهی بیایی از سفر؟ زیبانگار قرن ها،

ای غایب از چشمان ما

هم جان تو و جانان تویی، امداد بی پایان تویی، شه بیت هر دیوان تویی،

محبوب هر دوران تویی، ارباب صد خاقان تویی، بنما کرم بر این گدا،

ای غایب از چشمان ما

ای یوسف زهرا بیا، هم ناله با مولا بیا، آواز بعص آسا بیا،

اندر بقیع مأوا بیا، شرب مدام ما بیا، غایب ز جهل بیا،

ای غایب از چشمان ما

ای ساربان جان بیا، ای همره قرآن بیا، ای رونق ایمان بیا،

آب کویرستان بیا، نور شب هجران بیا، وی لولو و مرجان بیا، سفیر سابق کشورمان در ما ی در یادداشتی نوشت: اگرچه در کنفرانس مونیخ شاهد ذبح عزّت ملی و پاسپورت ایرانی مقابل چشمان متحیر دیپلمات های خوش خنده بودیم؛ لیکن این اتفاق نامبارک فرصتی خواهد بود برای تجدید نظر در سیاست های خارجی ت. اسم استندلی کوبریک ک میاد این مضمون میاد توی ذهنم ک :"واقعیت چیزیه ک توی ذهنت هست" خب یکم عجیبه,تا درخشش رو ازش نبینی جا نمیوفته این جمله برات,the shining و حالا هم سعی میکنم چشمان فلان رو با همین جمله تحلیل کنم, eyes wide shut تحلیل منظورم حضم هست ولی باز نمیفهممش کلن خدایان خان رو متوجه نمیشم خان ی ادم هست ک الان دربند خدمته,ب قول خودش اسارت و ا. کاش یک شب باز مهمان دو چشمت می شدم ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت می شدم کـاش یک شب مىگذشتم از فراز چشم تو گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می شدم کـاش یـک شب مىسرودم گنبد زرد تو را فارغ از دنیا، غزلخوان دو چشمت می شدم کاش یک شب مىنشستم بر ضریح چشم تو بـاز هـم پـابـند پیمان دو چشمت می شدم صحن و ایوان تو را اى کاش جارو مىزدم چـون کـبوترها نگهبان . حال آن روزهایت چند....؟حال آن چشمان همیشه خیس....و حال آن بغضی که همیشه از ترس پیدا شدن پنهانش میکردی....حال آن تنهایی های وقت و بی وقتت...حال آن دل تنگت از برای دوستانی که رفتند و...رفتند و تو را با یک آسمان خاطره تنها گذاشته اند...حال آن چشمان خیره به دورترین نقطه ی دور....و حسرت و پریشانی برای جاماندن از کاروان گلهای یاس...حال آن روزهایت چن.