قاتی پاتی

به نقل از خبرگزاریها در مورد قاتی پاتی : من فکر می کنم برای انتخاب دوست وما زوم روی کارها و خلق و خوی اون فرد کافی نیست.بلکه شرط خیلی خیلی مهم تری وجود دارد که اگر نباشد، دوستی با بهترین آدم دنیا هم عادی و معمولی ست . و آن شرط این است که شما در کنار آن دوست احساس کنید از خودتان و از دنیای شلوغتان رها می شوید و بلافاصله بعد از جدا شدن از اون دوست می بینید که تا همین چند ثانیه ی پ. آل سعود دوباره قاتی کرده/ دوباره حس گنده لاتی کرده/ دست به یکی شدن برای قطر/ تا از قطر بلکه در آرن پدر! رحمان رضایی از ارائه نسخه ی سینمایی «تله پاتی» به دفتر جشنواره فجر خبر داد. یه نظر سنجی با چند تا ع قاتی پاتی آوردم! نظر سنجی: آیا دوست دارید که در پست هایم هر دفعه متن یکی از شعر های کارتون باب اسفنجی را قرار دهم؟ 1-بله 2-خیر
3-برایم فرقی نمی کند!
گزینه ی مورد نظر خود را در بخش نظرات بنویسید! ع های قاتی پاتی! این دو تا مال sponge out of water هستن برداری شروع شد!! باب اسفنجی بر روی اسکناس! چند تا طرح از باب اسفنجی ! و اینم دو تا ع که تاریخشون گذشته!!! بالا ه دیروز بعد مدتها دوباره تعداد بازدید هام شد بیشتر از 300 نفر حس میکنم قاطی پاتی داره بر می گرده دوباره دارم میسازمش بعد از بیش از 6 ماه غیبت... امروز قاطی پاتی داره به گذشتش نزدیک میشه و این اتفاق نمی افتاد بدون پشتیبانی شما دوستای عزیز فداااااااااااااااااااااااااااااا آموزش تله پاتی به زبان ساده
image result for ‫تله پاتی‬‎مهدی مرتضی پورخب شاید اولین سوالی که در ذهن دوستان خوبمون شکل می گیره اینه که اصلا تله پاتی چیه!؟ تله یعنی از راه دور مثل تلویزیون تلگراف تلفن .... پاتی هم یعنی درد... تهش یعنی اینکه از راه دور احساس و افکار یکی دیگر رو متوجه بشی یا افکار و احساست رو به اون منتقل کنی یا حتی وادار به انجام کاریش ی یک چیزی مثل وسوسه!   ما معمولا تله پاتی می کنیم ولی نا خود آگاه. حواسمون نیست ناگهان یکچیزی می فهمیم یا سرکلاس فکر همکلاسیمون رو می یم بلند می شیم جواب معلم رو می دیم!  شما وقتی فکر می کنی فکرت در کل جهان هستی منتشر میشه.  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] حال افتادست در دستان من/ بمب های هسته ای با رمزشان/ بیشتر از این اگر قاتی کنم/ می زنم، نابود گردد این جهان! آبجی فایلی را داخل موبایلم ریخته که پر از ساز و آواز و نواهای خاطره انگیز است و البته قاتی (!؟) پاتی (!؟) در یک لحظه شجریان تو را در فکر فرو می برد و لحظه ایی بعد منصور با آواز بری باخ آی بری باخ ! تو را به حرکات موزون فرا می خواند! در یک لحظه ، قمیشی به یاد ش تهای عشقیت : ))) ، چشمهایت را پر از اشک می کند و در لحظه ی دیگر نیشت را تا بنا گوش باز ... هومیوپاتی در درمان کدام بیماری ها خوب عمل می کند؟
هرچند دارو های هومیو پاتی بر روی تمامی ارگانها می تواند تاثیر بگذارد و در مجموع روی علائم ذهنی و جسمی کار می کند اما به دلیل وابستگی درمان هومیو پاتی به قدرت نیروی حیاتی بدن چنانچه بیمار به دلیل استفاده از داروهای سرکوب گر سیستم ایمنی نظیر کورتیکواستروئید ها و آنتی متابولیک ها ض. یا فاطمه (س) با نام تو آغاز میکنم سال جدید و پست جدید را و چقدر خوش بحالم است که دخترم نام تو را دارد. + خودم هم میدونم فضای نائب 59 رو با ع های این فسقلی قاتی پاتی + اونایی که ندارن ایشالا سرشون بیاد اونوقت میبینن که نه تنها فضای وبلاگشون از ع های دخترشون پر میشه بلکه همه ی فضاهای مجازی و غیرمجازیشون و حتی خواب و خوارک و کار و زندگیشون هم. رحمان رضایی از آ ین وضعیت های در دست تهیه خود خبر داد. یا فاطمه (س) با نام تو آغاز میکنم سال جدید و پست جدید را و چقدر خوش بحالم است که دخترم نام تو را دارد. + خودم هم میدونم فضای نائب 59 رو با ع های این فسقلی قاتی پاتی + اونایی که ندارن ایشالا سرشون بیاد اونوقت میبینن که نه تنها فضای وبلاگشون از ع های دخترشون پر میشه بلکه همه ی فضاهای مجازی و غیرمجازیشون و حتی خواب و خوارک و کار و زندگیشون هم میشه همین فسقلی ها. + آرزو میکنم همه مجردها امسال به خیری سروسامون بگیرن + آرزو میکنم دخترم عاقبت بخیر و عافیت بخیر بشه + آرزو میکنم همه مریض ها شفا پیدا کنن + آرزو میکنم دخترم همواره مورد توجه زمان (عج) قرار بگیره + و آرزو میکنم امسال سال ظهور عصرمون باشه آمین در این تصویر ریحانه 8 ماه و 13 روزه است. 94-1-10

خان داداشم از وقتی پاشو عمل کرده بود زیر نظر پزشکش ورزشای مخصوص پا رو انجام میداد که پای راستش تنبل نشه. کم کم درد پاهاش کمتر شد و پای سوم که عصا باشه رو گذاشت کنار و باشگاه رفت. (قبلش تو خونه با دمبل روی پاهاش کار می کرد) خلاصه که هم کار می کرد و هم شبا می رفت باشگاه. اوایل شام رو همه با هم می خوردیم ولی کم کم تایم کاری و باشگاه برادرم . بسیاری از مردم که در حال یادگیری هنر «دو هم شی یا تله پاتی» هستند، به منظور دستی به آن ابتدا باید یاد بگیرند که چگونه احساسات خود را کنترل کنند تا گردش انرژی در بین چاکراها، آزادانه هدایت شود. برای رسیدن به آن سطح از وضوح ذهنی که بتوانیدتله پاتی کنید باید ذهنی که بتوانید تله پاتی کنید باید ذهن آرام و خالی داشته باشید چنانچه ذهن تان آشفته و مملو از احساسات، غم، کینه و یا هیجان باشد احتمال توانایی تله پاتی با یک ذهن دیگر به صفر می رسد. اگر بتوانید خوب این کار را انجام دهید، از افکار دیگران نسبت به خودتان آگاه می شوید. علاقه به تله پاتی بعد از جنگ جهانی دوم زیاد شد، هزاران نفر از سوگواران که عزیزان خود را از دست داده بودند به سمت روح گرایی برای ارتباط معنوی با عزیزانشان کشیده شده بودند. موارد بسیاری از تله پاتی می توان یاد کرد، برای مثال تاکنون اتفاق افتاده که یکی از بستگان یا دوستان شما در حادثه ای زخمی و یا کشته شدند و شما بی خبر از اتفاق افتاده ناگهان نگران شوید و احساس بدی وجودتان را فرا گرفته باشد تا جایی که بی هدف سعی می کنید با آن فردتماس بگیرید و خبری از وی بگیرید. دریافت اطلاعات به صورت های مختلف د رخود، افکارتان، خواب و یا تصاویر ذهنی در نهایت می تواند منجر به تغییر برنامه ها، سفرها و غیره شود. با توجه به مطالعات متعدد انجام شده در این زمینه مشخص شده است که بسیاری از ن به علت احساسات و هیجانات گیرنده ارتباط افکار با یکدیگر هستند. خوب، این هم درست است که ن بیشتر از مردان به شهود باور دارند. البته تله پاتی با عوامل بیزولوژیکی نیز مرتبط است، علم ثابت کرده زمانی که تله پاتی اتفاق می افتد میزان حجم خون فرد ارسال کننده سیگنال تغییر می کند همچنین امواج مغز گیرنده برای مطابقت با فرستنده نیز تغییر می کند. یک واقعیت جالب درباره تله پاتی در طی یت آپولو 14 در سال 1971 اتفاق افتاده است، طی یک آزمایش به اثبات رسیده است که «فاصله» یک مانع برای ارتباط افکار با یکدیگر نیست. هر چند که این آزمایش توسط سازمان ملی هوانوردی و فضا (ناسا) معتبر نیست. حتی اطلاعات مربوط به این آزمایش تا زمانی که یت آن به پایان رسید نیز اعلام نشد. این آزمایش توسط فضانورد میچل ادگار با چهار دریافت کننده بر روی زمین در فاصله 240000 کیلومتری انجام شد. میچل با گیرنده اش در زمین با تمرکز در توالی بیست عدد تصادفی در بین 200 توالی هر دو به درستی حدس زده بودند که عدد 51 مورد نظر بوده است. در خلاصه، ارتباط افکار با یکدیگر یا همان تله پاتی نیز درست مانند سایر پدیده های ذهنی و روانی برای آزمایش بسیار مشکل است، این پدیده به طور عمده بر اساس حالات هیجانی از هر دو فرستنده و گیرنده می باشد. به یارو گفتن : اگه پلنگ دنب کنه چکارمیکنی !؟ گفت : میرم بالای درخت. گفتن : اگه اومد بالای درخت چی؟ گفت: میرم سر شاخه درخت. گفتن : اگه اومد سر شاخه چی؟ گفت: والله پلنگ ولم میکنه ، ولی تو ولم نمی کنی!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتى با یه نفر خوشحالى ! در نظر بگیر با دونفر دیگه چقد خوشحالی !! سه نفر که دیگه که اووووفف !!!. دیروز خبر طوفان همه جا رو پر کرده بود. کلاسای امروز رو هم به همین خاطر تعطیل . امروز صبح با صدای باد و بارون شدید از خواب پ . من بودمو تختم ،کنار پنجره... چشمامو بستم، شدیم منو و تو و تختم کنار همون پنجره، و من دیگه سوز سرمای اون باد و صدای غرشش رو نمیشنیدم. تنها تو آغوش تو خودمو رها کرده بودم و به سمفونی نفس های تو گوش می . تا اینکه چشمامو . من دست می کشم
بر روی و مو
بر ، شانه هام و همین طور... تا
پایینِ پام.
- پس زنده ای تو؟
می پرسم از خود
و می گویم:
- نه، من زنده نیستم
این دیگری ست
این من
نوعی تله پاتی ست
از شخص دیگری که
شماطه ی اتاقکِ او- هر صبح
بر زنگ می دواند
تکرار روز را! در پشتِ این شروع
با روزِ اوست، باز، همان هول، هول، هول، هولِ... نان و چای
و تکرارِ هول، هول... هولِ مهیا شدن
و رفتن
یعنی که: باز فرورفتن
از روده:
(کوچه، پیچ، کوچه، پیچ
کوچه، پیچ و خیابان،
و چارراه، راه، راه، راه...)
که این چهار غیر از یکی از آنها
تا جای کارِ او
اصلاً چی چیز نیست! اما
این نوعی تله پاتی
در روزهایی مخصوص
وقتی که می رود
از خطِ سیرِ جاری ش
خود را نمی بَرد
زیرا
او فکر می کند:
«راه ست و چاه و دیده ی (بیمار) و آفتاب»*
در این چنین مواقع
یک فرد عینکی را
از سیرِ این مسیر
پرهیز داده است! با وصفِ این
این
نوعی تله پاتی
پیش از بروز حادثه، پیش از
آوارِ وقت
آوارِ دیگر کرد
هر روز می رساند
خود را به جای جاش.
و کتباً
تحویل می دهد
یعنی:
امضا می کند که رسیده ست! و این
نوعی تله پاتی
با آنکه رتبه اش
از بابتِ سنینِ خدمت
آن طور که
این بنده
این مُمضی، خود را
تا جایِ کارِ خود
هر روز می رساند
خود را رسانده است
در ج ِ مشاغل
تا خانه های بالا!
اما
چون
در پاسخِ مقامی
گویا، گزارشأ
پیوست با گزارشاتِ دیگر
و پیوست با
بُری گزارشات دیگرتر
یک روز
سهواً نوشته بودند
می گوید، این همیشه که، یک جا نوشته اند
«حالا کجاش حالاست؟»
او را با حفظِ رُتبه
مأمورِ غاب**
در سازمانِ ح ِ دوغاب کرده اند و این
نوعی تله پاتی
در آ ای برج
با ح ی که «گفتم
رد می شوم سلام بگویم»،
مِن بابِ ذکرِ کار و مشغله ی بسیار داشتن
بی وقت و وقت
جویای حال از دوستانِ دایره ی لیست می شود
تا موقع حقوق نباشد که جای او
توی صفی قرار نگیرد! (این حرف محرمانه بماند، «چرا»ش نیز!)
از آن جهت که این شخص
شخصِ مجردیز؛
و آدمِ مجرد
وقتی که «فکر»دار هم باشد
از وصف هزار چیز
برداشت می کند من دست می کشم
بر روی و مو
بر ، شانه هام و همی طور...تا
...
- پس زنده ای تو؟
می پرسم از خود
و می گویم:
- نه، من زنده نیستم،
این دیگری ست
این من
نوعی تله پاتی ست
از شخصِ دیگری که
شماطه ی اتاقک او -هر صبح
بر زنگ می دواند
تکرارِ روز را!
و تکرارِ روز
امروز
قطعاً به اوست که، می گوید:
اول، سَری به دایره ی لیس...
(اسماعیل شاهرودی / تهران 1353/8/19) make the peace -- gianni de conno * اشاره ای به غزل سعدی:
چاهست و راه و دیده ی بینا و آفتاب
تا آدمی نگاه کند پیشِ پایِ خویش
چندین چراغ دارد و بیراه می رود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خوایش... **غاب: گوشت ِ شب مانده، غذای پس مانده حتی اگر مصیبت «دری اصفهانی را نادیده بینگاریم، آیا سخنان دیپلمات ارشد ایرانی در شورای روابط خارجی ، برای خواندن دست ت و فشار برای تنظیم نامتوازن و خسارت بار کافی نبود؟ یه روزایی و یه وقتایی هست که احساس میکنم میخوام بی دلیل سر به بیابون بذارم. زوزه بکشم و در و دیوار رو بیارم پایین. حس میکنم قلبم پر شده و واسه خالی ش حتماً باید یه کاری م وگرنه دیوونه میشم. این احساس هیچوقت توی روشنی روز سراغم نمیاد. فقط موقع شب. شب و زمانی که ستاره ها و ماه توی آسمونن. ستاره ها خوبن و قشنگن. مهربونن. ماه مثل یه هیولای رو. طبیعتا آدمِ فهیمی نیستم و درصدِ نفهمی ام خیلی بیشتر است، با درنظر گرفتن همین درصد ها، فارغ از نام و جک هایی که برایش ساخته اند می خوانمش(معلوم است که کیست) مثلا این پاراگراف را چندبار خواندم و بی نهایت لذت بردم و در واژه هایش غرق شدم و مغزش را دوست داشتم برای گفتن ِ این ها بجوم!/ صفحه ی 21 از کتابِ نامه ها به پسرش احسان: انقلابِ سیاه، یع.

داشتم به عوامل پ تمرکزم فکر می که تو این پست رجع بهش حرف زدم ، دیدم که من خیلی دورمو شلوغ و فکرم همزمان درگیر چند تا مساله هست و همین حواشی که این چند موضوع درست میکنن خودش کلی فکر و خیال میاره تو ذهنم . چیزی که باعث شد به این نتیجه برسم این بود که دیدم هر بار که اتاقمو مرتب میکنم و وسایلشو به حداقل ممکن کاهش میدم و فضای دورمو آزاد . سلاااااااااااااام خوبین؟ خوشین؟ یه ع خوشگل دارم از ب:) منو خواهرم و ژله: و اما یه چیز دیگه اونم این پوستر خوشگله ک یکی از دوستان زحمتشو کشید:)------>هفت آسمان ممنون ازش:) +ا ین روزیه ک اینترنت نا محدود دارم:( شاید کمتر بیام شایدم تغییری نکنه + روزه های همتونم قبول باشه:)

قاطی پاتی فکر میکنین ش چه احساسی داره ؟ یه قسمت خیلی خنده دار شوخی کلیپ# , قاطی پاتی
لینک های : کیفیت 180p کیفیت 270p کیفیت 360p یکمی به حافظم ایمان پیدا ،فکر می از کتاب دینانی زیاد چیزی متوجه نمشیم،اما گویا برای بحث امشب جواب داد...به صورت تله‌پاتی‌وار از متشکرم  . . چقدر ظرف وجودی عادما کوچیکه،همه فکر میکنن علامه‌ن میخوان نصیحت کنن و پیشنهاد بدن و مثلا کمک کنن در یک فضای روشنفکرانه چقدر تو این کمک ا دل میش ن!! معلوم نیست دم امتحانی چرا من باید دچار گاسترو انتریت بشم . گاهی آرزو می کنم یه یونانی باستان باشم و فریاد کنم : ای خدایان کوه المپ این قربانی را از من بپذیرید و بعد یهویی کل کتابام رو به درگاهشون آتش بزنم !
درد اسپاسمودیک شکم و diarrhea دارم تب هم ندارم از دیروز شروع شده ماهی پلو خوردیم و شب شام ساندویچ بود خدا کنه به خاطر سبزی ساندویچ ن.  حسرت... هیچوقت چیزی نیست که من بخوام بخورم... حسرت... چیزیه که من رو دل همه میزارم.... آرررره اینجوریاس;- اونی که سر شما داد زد … واسه با ما بودن خودشو دار زد ..بعله اینجوریاس ✔✖ادعامون نمیشه...! اگه بشه.... انقلاب میشه!!!!✖✔ #اینجوریاس!! به بعضیام باس گفت: واس هرکی قاطی پاتی. فردا میخوام یه صحبت جدی با هادسون داشته باشم... حس میکنم همه چی تو رابطه ما قاطی پاتی شده... میخوام همه چی برام روشن شه که بدونم واقعا چی داره بینمون میگذره... وقتی مشخص شه هر ی هم میتونه ب همون نسبت از طرف انتظار داشته باشه فقط و جای هیچ گله ای نخواهد بود... البته که خود آدم میدونه چند چنده با طرف ولی اینکه از زبون خود اون آدم بشنوی خیلی ب. رنگ...طرح....نقش.... 1مدت دور بودن از نقاشی...از نوشتن...از خیال پردازی...فقط قضیرو سخت تر کرده...در اصل هیچ تفاوتی نیس...تهه تهش قراره برگردید ب همون ادم و شخصیت....همون ادمی ک رنگ واسش مثه غذاس...ایده هاش بچه هاشن....اینقد میننویسه تا از دنیای واقعی با تمام کثیفیاش دراد...این همون ادمه.... نامردا من داشتم با دنیام کنار میودم چرا منو باز قاتی این چ. بسم الله!!
یادتونه داشتم غر میزدم تو یکی از پستهام که ملت همه چی رو ربط میدن به ست و فمینیست بودن و... و کلا معنیشو هم نمیفهمن؟!!
من اینو سه چهار روز قبل نوشتم!!
همین الان پاد ت پارادو کامبیز رسید
من اینو شروع به گوش
اونم تا حدی همین حرفای منو تکرار کرده!!!
بسم الله!!

تله پاتی!!
اینجاست دور و بر دقیقه 4 تا شش

پار. سلام دوستای گلم خوبین ماهم بدک نیستیم از دیروز بگم که ظهر یه خواب خیلی بدی دیدم که تا ب مثل ابر بخواب خیبی بدی بود راجب یه موضوعی بود که حالا بماند اونم امروز صبح منتفی شد و منم از نگرانی در اومدم خلاصه ب اصلا نتونستم بخوابم از یه طرف فکرای ناجور و از طرف شکمدرد حاصل از م خلاصه همه جی قاطی پاتی شده بود الانم تازه از خونه مادر شوهری اوم. برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب زنگ زدم اداره بووووووووووووق، سوالم سخت بود، بدون هیچ توضیحی گوشیو کوبید و قطع کرد :ا خو نکن خواهر من ، بعدش برادر من! چرا بدون سحری روزه میگیری ، که در مقابل ارباب رجوع بهنگی؟ منکه میدونم اگه فشار روزه نبود ، تو انقدر قشنگ منو توجیه میکردی و به تمام سوالاتم جواب میدادی :(( رییس به آبدارچی میگه برو یه جعبه دستمال ب . آبدارچی میگه من چو. از این به بعد نه میخوام عاشق ی باشم ، نه عشق ی.... میخوام تنها باشم تنهای تنهای تنها....... از ایی که منو لینک خواهش میکنم اسم وبمو عوض کنن و همین عنوانی که گذاشتمو به جاش بذارن از این به بعدم تو این وب هر چی دلم بخواد و مطالب قاطی پاتی میذارم هر یم دوست نداره میتونه نیاد وبم فقط خواهشا بعضیا با اظهار نظرای چرت وپرتشون با اعصاب من بازی نکنن. یه پسره از پریروز هم ازمایشگاهی ما شده... یه پسر قد بلند که لهجه اش شبیه اون اقاهه توی سپید دندانه و در نتیجه من فکر میکنم باید مال سمت ایتالیا یا اسپانیا باشه... این اقاهه شبیه ز له است... حرف که میزنه تمام ازمایشگاه روی سرشه... دیروز نشسته توی ازمایشگاه گیتار میزنه... امروز یه هو دید یه پسره چینی یه ورقه گذاشته لای در که قفل نشه...چون کارت. یکی از معضلاتی که باهاش مواجهم ، فوبیای اینه که همسر فکر کنه ازش میترسم یا کم آوردم یا ی همچی چیزایی ! این خُلقِ هسته ای ‎:d ب همراه غرور ناجوری ک مامان بابا میگن از همون ۲-۳ سالگی داشتمش و همیشه نگرانن غرورم کار دستم بده ، باعث وضع موجوده !نکه دلخوری نباشه ها ، دلخورم از ی قضیه ای و ی رفتاری ، ولی ب نظرم انقدر چیپه که روم نمیشه بگم و رف. سلام بر شما. مدیر دوبلاژ: ناصر نظامی مادر (منصوره کاتبی) پدر (پرویز ربیعی) مگی (فریبا رمضانپور) کتی (فریبا شاهین مقدم) بتی (مهوش افشاری) سارا (رزیتا یار احمدی) هانا خدمتکار خانواده (زهرا آق ) جان سربازی که در انباری خانه پنهان شد ( محمد صمصامی) آقای ساتِن معلم سارا که به جنگ رفت (عباس نباتی) خانم اسپنسر (زویا خلیل آذر) مارتا (ناهید شعشعانی) . مادرم گفت عروسم شکلاتی باشد لهجه اش مثل خودت خوب ودهاتی باشد مادرم گفت مبادا زن ارزان ب ی اونمی خواست عروسش صلواتی باشد عشق راخوب بفهمد وبغل را زن قشنگ است اگرعاشق ذاتی باشد اهل موسیقی ومنطق... وسیاست هم ...ای فلسفه خوب بداند،تله پاتی باشد همچنین خوب بداندکه قفس یعنی مرگ در دلش عشق به پرواز حیاتی باشد مادرم گفت که زن هدیه دلچسب خداست . یه مبحثی که خیلی وقته رو مخ قاتی بنده راه میره این مسئله غروره . دختر خانما اقا پسرا سوار هواپیما شدین؟ یا اصن رفتین طبقات بالای برج میلاد ؟ دقت کردین چقدر ریز میشین؟ در حد یه ذره هوا که غیرقابله دیده اینهمه غرور واسه چیه؟ خطاب به اقا پسرا بگم بهتره بگم از اون نترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به زیر دارد پس پسر سرتو بالا بگیر ولی. خـــــــــــــــــ ش خندیدم از وبلاگ قاطی پاتی من(بهار):http://bahari21. تو بوفه دانشگامون، دخترا همدیگر رو اینجوری صدا ﻣﻴﻜﻨﻦ؛
ﭘﺎﺭﻣﻴﺲ، ﻫﻠﻤﻴﺪﺍ، سیسى، ﭘﺎﺭﻣﻴﺪﺍ، ﺷﺎﭘﺮﻙ، کتى، ﻧﺎﻧﺎ ....
.
.

ولی ﺳﺮ ﻛﻼﺱ ﻣﻮﻗﻊ ﺣﻀﻮﺭ ﻏﻴﺎﺏ ﺍﺳﺘﺎﺩ (همون دخترا) :
خدیجه ﺍﺻﻐﺮﯼ، ﺍﻡ ﮐﻠﺜﻮﻡ ﻃﺎﻫﺮﯼ، ﻣﺎﺭﭼﻮﺑﻪ سفیدی، ﺍﮐﺮﻡ. صبح مثل شهروندان نمونه با پدر جان رفتیم معاینه فنی یه عالم به قرقی بیچاره من گیر دادن نامردا :/ آخه قرقی من چه هیزم تری به شماها فروخته که بهش برگه معاینه فنی نمیدین؟! پارسالم همینجوری بود دیگه برگه ام گرفت -_- از آنجا که طرقبه (بیرون شهر) رفتیم ددی جلو بود و من پشت سرش رسیدیم بهم گفت دیدی اون پژویه میخواست هی ازت سبقت بگیره و.....!!!؟؟؟ دد. د مارچ اتمه یا د ښځو نړیواله ورځ د مارچ اتمه نیټه چی د نړۍ له ښځو سره د پیوستون د ورځی په نامه نومول شوی، د ښځو په وړ د تبعیض خلاف د او ټولنیزی مبارزی تاریخی ورځ ده. د یووالی د غه ورځ د حقوقو د برابرۍ، د کار د ښو شرایطو د برابرولو او د نړۍ ښځو ته د یوه آبرومندانه ژوند د غوښتلو ل ټاکل شوی ده. هر کال د نړۍ په مختلفو هیوا دونو کی په میلیونونو. متافیزیک به تعبیر ابن سینا مجموعه ای از حکمت ماقبل الطبیعه و مابعد الطبیعه می باشد، همچنین ابعاد غیرفیزیکی و ماورائی انسان را نیز شامل می شود که با حواس پنج گانه قابل احساس نمی باشد ولی با حواس برتر می توان آن را ادراک کرد. امروزه در قرن جدید و در هزارة سوم، متافیزیک یکی از حکمتهای مورد توجه بسیاری از افراد در سراسر جهان است. در ایر.

به نامت یا شافی
...
یه مدتی بود حس می لثه ام درد میکنه! محلش نمیدادم ازونجایی که سخخخت عاااشق شیرینی جاتم، کم از خج ش در نیومدم ...
صبحانه عسل و سرشیر و.... نهار... عصرانه شیرینی و حلوا و شیر کاکائو و شیر و ما و آجیل و بستنی و میوه های شیرین و....
شام و...قبل خواب بازم میوه یا ... ... تا روز حنابندان خواهری ...تقریبا دیگه درد عیان شد.. بابام می گفت بعضی شغل ها را باید هر چند وقت یک بار عوض کرد، مثل قص . تا قص هنوز مانده، ولی مدت ها است به حکمت حرفش درباره سلمانی ها پی برده ام. اولش کلی تحویلت می گیرند، یک ساعت سشوار می کشند و از این قرتی بازی ها. وقتی مطمئن بشوند مشتری شده ای، طاقچه بالا می گذارند. عوض آرایش گر برای من خیلی سخت است. (خانم ها می فهمند چی می گویم. هردفعه نم. زندگی مثل همیشه با ترکیبی از موسیقی و هوای ابری و گاهی آفت ادامه داره. تو مغزم همه چی قاطی پاتی شده و مثل یه انبار قدیمیه که سالها مرتب نشده و کلی لوازم اضافی توشه. بعد چند روز این بهترین تعبیری بود که به ذهنم رسید. از درک خیلی از چیزهایی که بهشون فکر میکنم عاجزم و نمیتونم باهاشون کنار بیام. اما تو مرکز افکارم فقط یه نفر هست که از مدتها. از طریق نیروی ذهن با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در ارتباط باشید     از طریق نیروی ذهن با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در ارتباط باشید سال گذشته میلادی مارک زاکربرگ در یکی از شبکه‌های اجتماعی پستی را منتشر کرد و اعلام کرد به دنبال آن است تا به مردم اجازه دهد از طریق تله‌پاتی اطلاعات‌شان را با یکدیگر به اشتراک قرار دهند. یک رابط مغز و کامپیوتر پیشرفته که واحد building 8 به دنبال طراحی آن است. سلام خوبین؟ فرار از زندان (به انگلیسی: prison break) یک مجموعه تلویزیونی درام یی می باشد که توسط پل شیورینگ ساخته شده است. این سریال از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ در قالب چهار فصل و توسط شبکه رسانه ای فا پخش شد. داستان آن در مورد دو برادر است که یکی از آن ها به خاطر جرمی که مرتکب نشده به مرگ محکوم شده و دیگری برای نجات برادر خود نقشه ای انه می کشد. یک سریال اعتیاد آور که هر دقیقه.. نه هر ثانیه ش منتظر ثانیه ی بع ی که چی میشه در چهار فصل مختلفه که یکیش ... اصلا داستانی هیجان آوریه واس خودش من که به شخصه همچنین سریال هایی نمیدیدم این رو اگر ثانیه ای مرفت جلو برمگشتم میدیدم چی شد بعد ادامه ش در دو dvd با کیفیت پایین ولی ارزونه حدود 90 قسمته که دو سه قسمت قاتی پاتی جا افتاده و توش نیست ولی در دو dvd به صرفه س یه قسمتهایی از شو واس گذاشتم کیلک کنید شاید بعد دیدن چند قسمت و جذب هوش و استعداد بازیگراش بژین اسمتونو تو گوشی اقوام بذارین مایکل اسکافیلد شما می تونید تنها با پرداخت 6000 هزار تومان + 4000 تومان هزینه ی پستی ، جمعاً مبلغ 10000 هزار تومان صاحب یک پک 90 قسمتی از یکی از بهترین سریال های جهان باشید •• هدیه ی یدتون یک پیشنهاد عالی! برای پس اندازه که به شماره ی همراهتون پیامک میشه با روزی هزار تومن (ماهی 30 هزار تومن) چقد میتونین پس اندازه کنید؟؟ شما با ماهی 30 هزار تومن بعد از 20 سال میتونید 6.700 هزار تومن پول پس انداز کنید ولی با پیشنهادی که من میدم 105 میلیون تومان سود خالص... دریافت میکنید آره 105.000.000 میلیون تومان فرصت رو از دست ندید، هم برا خودتون، هم میتونید واس بچه که 20 سال بعد پول آماده واس زندگیش داشته باژه کاملا واقعی و قانونی و مطمئن... ا صـــلــاً شک نکنید، امتحانش ضرری نداره! فروشگاه اینترنتی د ده ی آرامش دوست عزیز به قاطی پاتی خوش اومدی اگه دلت خواست اگه وقت داری اگه ننت صدات نمیکنه اگه ترافیک اینترنتت کم نیست اگه مهمون ندارین و مهمونا ازت آهنگ درخواستی نمی خوان اگه دوس دختر/پسرت هی تو یاهو پی ام نمی ده اگه باشگاهت دیر نشده و..... لطف کن قبل از بستن وبلاگ یه نظر واسم بذاری آفرین...حالا شدی پسر/دختر خوب صبح پاشدم و گشتم دنبال فلش جان ک گم شده... پیدا هم نمیشع:/بعد رفتم برا پرنیا چیز ریختم و با خودم گفتم:"یادت نره فلششو امروز ببری بهش بدی!" مامان اومده خونه و حرف زدیم و اینا... بعد ی سری کارای عادی انجام دادم و پوشیدم رفتم زبان. رسیدم کانون... کانون خیلی خلوت بود بر خلاف روزای دیگه... چرا قبل از کلاس ما اون خانومه کلاس نداشت؟! کلاسای امروز کن. آقای« ح» انگار ازسفر بهمراه خانواده برگشته به خانه و حتما اول نگاهی به گوشی انداخته و با دیدن نو کال و نو مسیج وبعدتر با دیدن نو ایمیل و نو پیغام ، باخودش گفته عهه! بعد هم ساعت نه شب روز یک سوک سوک کرده و پیغام سه کلمه آی گذاشته که یعنی آمدم سر زدم . من هم ده دقیقه بعدش اپلیکیشن تله پاتی ام با ایشان فعال شد و رفتم سر زدم به تبلت ، دیدم بع.