لحظه های کاغذی

به نقل از خبرگزاریها در مورد لحظه های کاغذی : آدم هر لحظه می میرد و هر لحظه دوباره متولد می شود.......... بعضی لحظه ها خیلی تلخ می میرد و گاهی دیگر خیلی شیرین...... خدایا! چرا هر لحظه تلخ تر از از لحظه ی قبل در حال جان کندنم؟ تو که بهتر میدانی تا خودت نباشی،هیچ چیز..... هیچ چیز آرامم نمی کند..... خودم را سرگرم می کنم ولی دل که گرم نمی شود؛ دل، نجوای حضور گرم تو را خواهان است.... چه می شود که مرا . عید بر شما مبارک روزای خوب قسمت لحظه های شما این روزا لحظه های متفاوتی رو سپری میکنم با حس های متفاوت لحظه های شیرین و دلچسب لحظه های تلخ یا دلهره اور مهم نیست مهم اینه همه بار اوله که اتفاق می افتند خیلی متفاوت تفاوت گاهی وقتا قشنگه متفاوت بودن خوبه لحظه های متفاوت عالین... سگ دوست داشتنیسگ دوست داشتنی , سگی را ببینید که دستمال کاغذی صاحب خود شده بود.تصاویری که می بینید مربوط به لحظه ای می شوند که سگ خانواده بعد از عطسهبچه تبدیل به یک دستمال کاغذی او شد.سگ دوست داشتنی سگ دوست داشتنی  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] نه تو می مانی ونه انبوه زمان...ونه هیچ یک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم...وبه کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،غصه هم میگذرد،آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...لحظه ها ند به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز! لحظه هاتون پر از امید f gm غم نگاه آ ت تو لحظه ی خ ظی
gm f cm
گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی
f gm
قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
gm f cm
چه بی دووم بود قول ما جدا شدیم آ کار
f gm تو حسرت نبودنت من با خی م خوشم
gm f cm
با رفتنت از این دیار آرزوهامو می کشم
f gm
کوله بارم پر ِ حسرت تو دلم یه دنیا درده
gm f cm
مثل آواره ایی تنها ت. هنگام دیدن تو لحظه رویدن شکوفه است لحظه خنده تو لحظه زندگی دوباره است قشنگم عزیزم تمام دنیا خلاصه می شود در نگاه تو عشقم دیدن تو آرزوی هر لحظه من است بیا با من کمی مهربان باش بیا کمی دلبر این دل خسته ام باش بیا کمی نامهربانی کم کن دل غمدیده من را غمخوار باش = ۱۲تااز بهترین لحظه درعمرانسان:

۱ لحظه تحویل سال..!

۲ لحظه عاشق شدن..!

۳ لحظه ای تماس از ی که دلتون براش تنگ شده...!

۴ لحظه دادن آ ین امتحان..!!

۵ لحظه ای که به شخصی که دوسش دارین, نگاه کنین و ببینین اونم داشته به شما نگاه میکرده...!!

6 لحظه ای که دوستایه قدیمی و خوبت رو ببینی و بفهمی هیچی بینتون تغییرنکرده. ﻟـﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺗﺮﮐﻢ ﻧﮑﻦ محبوب ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯼ ﻏﺰﻝ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﻣﻦ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫـﯽ ﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ آرزوی مانده در دل لحظه ای گردد روا گر خی را فرستی یک شبی پهلوی من من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبو. در ادامه پوشش ویدیویی حادثه ز له کرمانشاه، لحظه به لحظه نخستین روز امدادرسانی ز له در استان کرمانشاه را در قالب یک موشن گرافی در تابناک می بینید. گاهی دلم فقط یک آرزو می کند.
"ای کاش خاک بودم"
و دوباره یادم می آید که این آرزوی کافران در روز قیامت است.
.
.
.
.چه قیاس عجیبی؟
می ترسم از روزی که فرا برسد و جو بر کفران خود نداشته باشم.
می ترسم از روزی که لحظه های زندگی ام را به رخم می کشند. لحظه های نادانی، تعصب، کفران، غصب، ، حرص، ظلم و لحظه هایی که نوشتنش هم برای شما مخاطب من. امروز چه گوشی های تلفن همراهی رونمایی شد؟ کدام لپ تاپ مزیت بالاتری دارد؟ چگونه زندگی مان را هر روز به سمت هوشمندسازی می رود؟ و هزاران پرسش ساده درباره تکنولوژی را به همراه با آ ین اخبار تکنولوژی در «تکنوتابناک» پیگیری کنید. «تکنولوتابناک» از ششم بهمن ماه در بخش «تابناک ویدیو». ادامه: ویدیو: لحظه به لحظه با تکنولوژی در «تابناک» آن دم که اعتقاداتت بر ذهن می لغزند و سقوط می کنند
و بی تفاوت زیر پای مردمان د می گردند
آن دم که دیدگانت بر انتظار ثمر می خشکند
آن لحظه دیر است
اوراقی که می خواستند نور را برایت به ارمغان بیاورند، زرد گشته اند
واقعیت را به آغوش می کشی
پیری به ظاهر تنومند اما تو خالی
آن لحظه دیر است
نه عمر کاشتن خواهی داشت
نه توان آن را
اکنون را دریاب که ...
آن لحظه دیر است ...همه اتفاقات خوب درست آن لحظه ای می افتد که...
فرزندی پدر پیرش را که بارها مطلبی را برایش توضیح داده تحمل میکند!!
لحظه ای که مادری، فرزند مغرور و بی ادب خود را نوازش میکند
همان لحظه ای که میتوانی زور بگویی...
همان لحظه ای که میتوانی ظلمی ی...
همان لحظه ای عصبانی هستی...
وتحمل میکنی!!
همه اتفاقات خوب درست همان لحظه ای می. حجت ال والمسلمین منتظری با اشاره به برگزاری انتخابات در سال جاری گفت: به معاونت مربوطه در دادستانی کل و دادستان های سراسر کشور تأکید می کنم که فضای مجازی را لحظه به لحظه رصد کنند. در این گزارش لحظه به لحظه با حضور مردم پای صندوق های رأی همراه باشید.   لینک خبر   لحظه ای ترکم نکن محبوبِ زیبا روی من حرف هائی با تو دارم ای غـزلبانوی من ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ز تنهائی ﮐـﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ لحظه ای گر با تو باشم بوی گل گیرد تنم کی خی را فرستی در شبی پهلوی من من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من نوجـوانی رفت و آثارِ که. شاید یکی از بهترین لحظه ها برای همه وقتی باشه که همه چیز تموم شده و همه تو صف هستیم تا یکی یکی جواب تمام کارامونو بدیم ...لحظه ی قشنگ جاییه که وقتی نوبت تو میرسه ... وقتی زانو میزنی ... همشون منتظرن ... وقتی ببیننت یه لبخند بزنن و یه پلک آروم بگن آروم برو چقدر خوب میشه این لحظه برای همه باشه این لحظه رو برای همه دعا میکنم
+ماه رمضانتون ...م. بهترین کانال لحظه فرو ریختن پلاسکو جدید ترین کانال لحظه فرو ریختن ساختمان پلاسکو لحظه فرو ریختن ساختمان پلاسکو کانال ساختمان پلاسکو لحظه فرو ریختن پلاسکو کانال لحظه فرو ریختن ساختمان
ادامه مطلب لحظه ای می آید و می رود ... my dream ... چه رازی ست در گذر لحظه ها ..لحظه ای چشمانت می درخشد از اسب رؤیاهایت ..لحظه ای دیگر سرد و بی روح میشوی .. چه رازی ست در گذر لحظه ها .. لحظه ای می خواهی که نباشی و پشت دیوارها پنهان میشوی و لحظه ای دیگر گرمای وجودت دیوارها را به آتش میکشد ..چه رازی ست !! رویای پراکنده لحظه ای تنفر از دردی پنهان و سکوت ..باید بروی یک راه دور ...مسیری طولانی که سالهاست منتظری ...چشمانت آبی دریا را بخود میگیرد ...محو آرزوها و ناگهان ..صدای قلبم ..نور قلبم ...دستانت سست میشوند ..چه رازی ست در گذر لحظه ها..کدامین طرف ..کدام نگاه ..لحظه ای قطره ای اشک ..و صدای قلبت بسوی گرمای نور . حس خوب ... حس خوب یعنی همین الان ... درست همین لحظه. حس خوب یعنی با یه دنیا دل تیره بیای و بعد فقط بتونی از روشنی بگی. لحظه روشن زندگی من صدای گرفته ی توئه، تو صبح بخیر گفتن های هر روز. لحظه روشن زندگی من نگاه ماتت توی چشمامه. لحظه روشن زندگی من الانه ... که میترسم از گذشتنش، میترسم از گذشته شدنش. لحظه روشن زندگی من الانه که از هیچی نمیترسم. . نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند.. لحظه ها ند. به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز...!!! دقت کردی...
همین الان؛
هم اکنون؛
این لحظه؛ پیر ترین سنی هستی که تا حالا بوده ای و جوان ترین سنی که تا ابد خواهی بود!
پس از لحظاتت بی نهایت لذت ببر...
شادی کن؛
خلاق باش؛
جسارت کن، بیشتر بخواه؛
جلو برو و به خودت مطمئن باش...
و هر لحظه یادت باشد؛
هم اکنون جوان ترین سنت را داری و هر لحظه بابت این موهبت شکرگزاری کن... یکی از قشنگترین لحظه های زندگی لحظه ایه که ببینی نتیجه تلاشتو حس کنی که ته تلاشت داری می کنی و کم نمیذاری لبخند بزنی به خستگی هات وقت نداشته باشی سرتو بخارونی میخوام به خاطر یک لحظه از امسال هم تاسف نخورم و دیگه اشتباه نکنم! *** نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم ،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد ...
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ... لحظه ها ند ،
به تن لحظه ی خود ،
جامه ی اندوه مپوشان ... هرگـز ... زیباترین قسم سهراب سپهری: نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند.. لحظه ها ند. به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز...!!! تمام شد خوندن کتاب من*پیش*از*تو حال خوبی ندارم، یه عالمه بغض دارم و الان که سرکارم نمیتونم اشکی بریزم و این بهم حس خفگی میده لحظه به لحظه ش رو تو ذهنم به تصویر کشیدم..خیلی ملموسسس.. با جزئیات.. زمان از دستم در میرفت و دلم نمیخواست از اون دنیایی که توش هستم خارج بشم.. حتی یککک لحظه.. احساسی که لحظه به لحظه شکل گرفت.. قلبی که ذره ذره عاشق شد... نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، ... غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ... لحظه ها ند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز سرما خوردم نشد دوش بگیرم ولی لباسامو عوض و موهامو شونه یه کم تو بالکن قدم زدم و اتاق رو مرتب خیلی بهم ریخته بود همش چشمم به در چشمم به تلفن به موبایل ... هر کاری میکنم نمیتونم حتی یه لحظه فراموش کنم تو نیستی بخدا حتی یه لحظه .. یادت نرود ..لحظه ای که ی غیر از خودت غمت را خورد یادت نرود .لحظه ای که حرفی یا کاری اشکت را لبخند کرد یادت نرود .این لحظه ها را خوب خوب توی خاطرت نگه دار برای وقتی که تنهایی با دست های یخ زده اش بغلت می کند باید ذخیره ای داشته باشی. از حرف های خوب، کارهای خوب، آدم های خوب وگرنه زور تنهایی زیاد است... آدم هایی که این لحظه ها به دادت رسیدند ه.  من لحظه لحظه میشمارم لحظه های بی تو را این لحظه ها با من لجند و بیشمار... آ چرا؟ من ابتدای عاشقی.... تو انتهای دلبری با این همه دوری چگونه دم به دم دل میبری؟ کم نیستی ... یک آسمانی ... آسمان هم مست تو مست است دریای دلم، سکان قلبم دست تو این یک قرار منصفانه نیست ای نازک بدن من دل سپردم دست تو .... تو دوریت دادی به من؟ ام. لحظه لحظه انتظار را با عشق تو میگذرانم و هر لحظه نام زیبای تو را زیر لب میکیم قلب عاشق من فقط تو را میخواهد و فقط بخاطر وجود توست که میتپد اگر روزی بخواهی از من جدا شوی قلب من نیز از تپش باز خواهد ایستاد با من بمان قلبم را سنگفرش قدمهایت میکنم بیا سخت منتظرم همیشه در قلب منی دوست دارم حال حال عقربه های ساعتی است که مدام از پی هم می دوند تا شاید مگر معجزه ای شود و ساعتی یکبار یکدگر را در آغوش کشند هرچند برای لحظه ای لحظه ای هرچند کوتاه اما فراموش نشدنی از همان لحظه ها که نمی توان از کنارشان گذشت به همین سادگی ها... یه پسر تنها نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها ند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز… ------\"سهراب سپهری\"------ این روز ها همه تنهان...یا شاید این طوری وانمود میکنن... نمیدونم چرا مردم دوست دارن وانمود به تنهایی کنن... چرا مردم به تنهایی های خودشون افتخار میکنن... وقتی میشه با هم بود... وقتی میشه راه های زیادی برای با هم بودن پیدا کرد.... وقتی میدونی همه ی پایان های خوش...با امید به با هم بودن شروع میشه... هیچ پایان خوشی برای هیچ توی تنهایی هاش شکل نمیگیره... همیشه یه نفر...یه خانواده...یه دوست...یه ی هست که بشه همه لحظه ها رو باهاشون شریک بود.... همیشه به امید با هم بودن توی فردا ...امروز ها رو از دست دادیم...!! لحظه های امروز...لحظه هایی ..غرق شادی و خنده بودی...لحظه هایی که چند سال دیگه با فکر به اون ها دیگه نمیخندی...این بار اشک توی چشات جمع میشه... لحظه های قشنگتو.. لحظه های با هم بودنتو... لحظه های بودن با دوستات...با خانواده ات...و.. حتی لحظه های بدت رو...با وانمود به تنهایی های بیهوده...با دور بودن از جمع..تلف نکن..!! هر چه قدر هم که فکر کنی تنهایی...نیستی...باور کن...همیشه یکی هست...!! حتی برای ادم بدهای قصه ها...!! لحظه هات رو از دست نده...زندگی از اونی که به نظر میاد کوتاه تره...!!! لمس کن لحظه هایم را لمس کن کلماتی را
که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد
لمس کن نوشته هایی را
که لمس ناشدنیست و
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار
لمس کن لحظه هایم را
تویی که می دانی من چگونه
عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن ها را هلیا!
من هرگز نخواستم که از عشق، افسانه ای بیافرینم؛
باور کن!
من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم – ک نه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم.
آن لحظه ای که تو را به نام می نامیدم.
آن لحظه ای که خا تری ِ گذرای ِ زمین در میان موج جوشان مه، رطوبتی سحرگاهی داشت.
آن لحظه ای که در باطل ِ اباطیل دیگران نیز س. یازده ماه گذشت ..................چه زود..پر ازخاطره ....پراز لحظه های ناب عاشقی...عشق من به تو ابدیه دخترم .......توسراسر زندگی و عشق و امید هستی ...از وجود پاک تو فرشته آسمونی خونمون بهشت شده ....دوست دارم گلم ..... مبارکت باشه عزیزم....فقط یک ماهه دیگه تا سالروز لحظه رسیدن به هم مونده ........لحظه ای که هیچ وقت فراموشم نمی شه .................. تصمیمات لحظه ای چیست و چه موقعی صورت می گیرد. تصمیمات لحظه ای فقط در شرایط بحران ممکن است جواب بدهد و البته اگر از اول درست به مسائل توجه شده باشد بحران هم کمتر رخ می دهد و یا آمادگی برای رویارویی با آن بیشتر خواهد بود. هنوز هست
هنوز هست
هنوز هست
رفت...
چگونه می شود از لحظه های بودن و لحظه های نبودن گفت؟گاهی آرزو می کنی آن لحظه ی بودن ، تمام نشود،با حرف زدن می شود زمان را، لحظه را کُشت؟اما چه حرفی می ماند برای گفتن وقتی سکوت، هجوم خود را آغاز کرده است!؟گاهی آرزو می کنی آن لحظه ی بودن تمام بشود هر چه زودتر بهتر!اما کلام انگار نمی گذارد زودتر تمام شود.نبودن ،تاریکی ست؛می شود دل بست به عادت چشمان، به این تاریکی؟ دلم میخواست میتونستم ع بعضی بوها، بعضی لحظه ها و بعضی حسها رو بگیرم! مثل بوی قهوه ای که داره بو داده میشه توی یک کافه کنار رودخونه... مثل حسی که تو اون لحظه داشتم کنار مامان و بابام... مثل گیجی ای که تو این لحظه آ ین سیگاری که از دستش گرفتم بهم داد. لحظه شهادت شهید آوینی برای همرزمانش بسیار سخت بود و ع این لحظه یادآور خاطرات لحظات سخت است. لحظه تحویل ساللحظه تحویل سال 1396 هجری شمسی، طبق تقویم رسمی کشور ظهر ۳۰ اسفند ماه است.لحظه تحویل ساللحظه تحویل سال ۱۳۹۶ هجری شمسی به ساعت 13 و 58 دقیقه و 40 ثانیه روز دوشنبه30 اسفند 1395 هجری شمسی به وقت رسمی ایران است.این روز مصادف با 21 جمادی الثانیه 1438 هجری قمری و 20 مارس 2017 میلادی خواهد بود. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] روزهایی هست که پر از هوای خوشی،پر از عشقولانه های شیرین... روزهایی پر از رسیدن لحظه انتظار شادی عشقت... لحظه سو رایز شدن اونی که براش کلی برنامه داری... واااای !خدای من شکرررررت... لحظه ای که نور شمع تولد تو چشمای عشقت میبینی،لحظه ای هست پر از آرامش... پر از حضور خدا ... پر از روشنی وجودت مهربونم... لحظه ای که بگم مهربونم تولدت مبارک و اون ذوقی که تو چشمای عشقم میبینم یعنی حضور خدا تو زندگیمون... خدای من شکرت... مهربون من تولدت مبارک آرامشم...
چیزی شروع می شود تا خاتمه یابد. این طور نیست که ماجرا کش پیدا کند. فقط با مرگش معنی پیدا می کند. به سوی این مرگ، که شاید مرگ من هم باشد، پیوسته کشیده می شوم.
هر لحظه فقط می آید تا لحظه های بعد را بیاورد. با تمام وجود به هر لحظه میچسبم.
می دانم که یگانه است و جایگزین ندارد، با این حال، هیچ کاری نمی کنم تا جلوی نابو را بگیرم.


1. لحظه تحویل سال 2. لحظه عاشق شدن 3. لحظه تماس ی که دلتان برایش تنگ شده 4. لحظه دادن آ ین امتحان 5. لحظه ای که به شخصی که دوستش دارید ، نگاه کنید و ببینید او هم داشته به شما نگاه میکرده 6. لحظه ای که دوستان قدیمی و خوبت را ببینی و بفهمی هیچی بینتون تغییر نکرده 7. لحظه ی لمس انگشتان نوزاد متولد شده 8. لحظه ای که از خواب بیدار بشی و ببینی که هنوز وقت اضافه برای خو دن داری 9. لحظه ی قدم زدن به تنهایی و مرور خاطرات در شبی قشنگ و رویایی 10. لحظه ای که تنهایی ؛ یه پیام یا تماس از ی که دوستش داری دریافت کنی 11. لحظه ای که حس کنی یه نفر واقعا به تو و کارت اهمیت می دهد 12. لحظه ای که این را می خوانی و به این لحظات خوب فکر می کنی و لبخند به لبت میاید و این بهترین لحظه برای من که لبخند را به لبت آوردم . راستی خنده واقعا بهت میاد همیشه بخند❤
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ... لحظه ها ند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست
این ح بی حوصلگی شاهد آنست همدم شده ام با در و با سایه ی دیوار
این بغض گلوگیر من از فصل خزانست برگرد که در باغ دو چشم تو بچینم
آن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست در عمر من در به در عاصی مجنون
هر سوی بیابان جنون از تو نشانست هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاه
آغوش تو آرام ترین جای جهان است هرشب من. مانده ام کنار این دریا لحظاتم همه پر از تشویش گام هایم می روند هردم لحظه ای به پس و لحظه ای به پیش در دلم چه شور و غوغاییست همه رفته اند و من ماندم در کنار حوض رنگینی که بسی حقیر و بی مقدار است دل من آب می خواهد این روزها هوسش شنا به دریا است ترس تمام وجود م را همه را ، عشق، علاقه ، قلبم را به بند کشیده است انگار شاید این ترس من این است که . نه تو می مانی ، نه اندوه ، و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی ان لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنان که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها ند
به تن لحظه خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز
غم که از راه رسید در این بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده ، به غم ، وعده ای. هر صبح ، آغاز دیگر است. نویسنده: محمد فایق مجیدی مجیدی دهگلان - ۱۳٩٥/۱/۱۱ هر صبح ، آغاز دیگر است. هر روز ،جهانی است که از نو تولد می یابد. امروز ،روزی نو است. این دنیای من است که امروز، از نو بنیاد می یابد. سراسر حیاتم را تا این لحظه گذرانده ام، تا چنین روزی فرا رسد.
این لحظه این روز همچون لحظه های دیگردر طول ابدیت خوب و گرامی است.
بر .