لونه ی غم

به نقل از خبرگزاریها در مورد لونه ی غم : اکران خصوصی سینمایی«لونه زنبور» شنبه 26 اسفند با حضور هنرمندان در پردیس باغ کتاب برگزار شد. 1-اگه دنبال تماشای ی هستید که سرگرمتون کنه و بخندید،لونه زنبور پیشنهاد خوبی به نظر میرسه
2-کلا تو ایام عید زدم تو خط سینما گردی و نکته قابل توجه اینه که برای هیچ یک از ایی که دیدم یه ریال هم پول ندادم و همه رو مفت دیدم:)


لونه زنبور 1080p, رایگان کامل سینمایی ایرانی لونه زنبور با کیفیت بالا عالی, جدید «لونه زنبور» ساخته برزو نیک نژاد بدون نیاز به ید اشتراک ویژه vip free, full & direct loone zanboor new iranian movie by borzoo niknejad جهت پشتیبانی از سازندگان ، نسخه اورجینال را یداری کنید لونه زنبور - loone zanboor سال ساخت: 1396 پخش: ؟ پخش کننده: کول نویسنده: محسن کیایی تهیه کننده: سعید خانی کارگردان: برزو نیک نژاد خبرهای جدید از لونه زنبور به گزارش روابط عمومی سازمان سینمایی، نامه «لونه زنبور» به تهیه کنندگی سعید خانی ،کارگردانی برزو نیک نژاد و نویسندگی محسن کیایی در ژانر کمدی اجتماعی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ د.  لونه زنبور ادامه مطلب  سینمایی لونه زنبور 1080p,  رایگان سینمایی کامل لونه زنبور با کیفیت بالا عالی,   سینمایی جدید «لونه زنبور» ساخته برزو نیک نژاد بدون نیاز به ید اشتراک ویژه vipfree, full & direct loone zanboor new iranian movie by borzoo niknejad جهت پشتیبانی از سازندگان ، نسخه اورجینال را یداری کنید لونه زنبور - loone zanboorسال ساخت: 1396  پخش: ؟ پخش کننده: کول نویسنده: محسن کیایی تهیه کننده: سعید خانی  کارگردان: برزو نیک نژاد خبرهای جدید از لونه زنبوربه گزارش روابط عمومی سازمان سینمایی، نامه «لونه زنبور» به تهیه کنندگی سعید خانی ،کارگردانی برزو نیک نژاد و نویسندگی محسن کیایی در ژانر کمدی اجتماعی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ د. لونه زنبور به نام خدا چند وقتی بود زندگیم رو مورچه ها داشتن می بردن تو لونه شون. تلفن و اسباب بازیهای یاس و جوراب همسر به دست در حرکت بودن و منم کلااافه یه دست دستمال یه دست پیس پیس می شستم و می کشتم. عذاب وجدان هم داشتم ولی خب چی کار می ؟ شبی که داداشم اینها برای افطار اینجا بودن، تو سینک که از مورچه سیاه شده بود رو که دید یه راه حل بهم گفت که با نا. به نام خدا چند وقتی بود زندگیم رو مورچه ها داشتن میبردن تو لونه شون. تلفن و اسباب بازیهای یاس و جوراب همسر به دست در حرکت بودن و منم کلااافه یه دست دستمال یه دست پیس پیس میشتم و میکشتم. عذاب وجدان هم داشتم ولی خب چی کار می ؟ شبی که داداشم اینها برای افطار اینجا بودن، نو شینک رو که سیاه شده بود از مورچه دید یه ره حل بهم گفت که با ناباوری .
تخمهای فیروزه ایی خوش رنگ جوجه شدن. ما هم کلی خوشحال و مفت از اینکه لونه شون به دیوار خونه مون تکیه داره و همسایه خوشکل و خوش ص داریم، کلی ذوق داشتیم.
یک روز بعد صبح بود که یکدفعه صدای بلند و وحشتناکی از بیرون خونه اومد و از شدت کوبش ضربه ها، دیوارهای خونه می لرزید. سراسیمه رفتم طرف حیاط ببینم چه خبره. سرخ رو دیدم سراسیمه و . چند وقتی بود که تو آشپزخونه مورچه پیدا شده بود. راه حل های مختلفی برای رفع مشکل در پیش گرفتیم. یک روز جارو برقی یک روز اسپری ه کش یک روز نظافت و ضد عفونی کف آشپزخونه ..... خلاصه هیچ راه حلی افاقه نکرد چون محل لونه ی مورچه ها معلوم بود دیگه داشتم تصمیم میگرفتم تا با یک تکه آدامس جویده سوراخشون رو پر کنم ولی همسرم میگفت فایده ای نداره اگر ا. «لونه زنبور» ساخته برزو نیک نژاد که بیشتر با «دردسرهای عظیم» می شناسیمش و البته «زاپاس» را هم در کارنامه اش دارد. در اولین روز فرودین ماه ۹۷شاهد اولین سانس فوق العاده های «مصادره»، «لونه زنبور» و «به وقت شام» در پردیس سینمایی کورش بودیم. ع ی از ویشکا آسایش به همراه همسر و پسرش در اکران مردمی لونه زنبور "آشفتگی"، "به وقت شام"، "لونه زنبور"، "چهارراه استانبول"، "سراسر شب" و " تهران" از جمله هایی هستند که برای حضور در جشنواره فجر اعلام آمادگی کرده اند. به لاشم درد و غصه هونه کرده به ای دل جغد لیشی لونه کرده   الانرفین پر سوزت که گاشت نشون کشتن ای جونه کرده خانواده این دختر 2 سال پیش به آلمان رسیده و درخواست پناهندگی کرده بودند و همکنون در یک مرکز س ت موقت پناهجویان در شهر لونه واقع در ای نوردراین – وستفالن آلمان مستقر هستند. اکران "ا یدان" به نفع کمپین یوز پلنگ ایرانی با حضور هدیه تهرانی، دو ایرانی در راه استرالیا،آ ین خبرها از لونه زنبور و... از جمله خبرهای سینما و تئاتر است. فاطمه : سلام من یه جفت مرغ عشق دارم . مرغ عشق نر مدام پاهاشو روی چوب میکوبه و خودشو میخارونه. یه لحظه هم آروم نمیشینه به نظرتون مشکلش چیه؟ پاسخ : در مورد اینکه پاهاشو میکوبه روی چوب میتونه دلیل بازی باشه یا دلیل مریضی و خارش . الان که فصل رو به گرما پیش میره سعی کنید قفسشون رو یه جای خنک بذارید ولی باد کولر و پنکه مستقیم نخوره بهشون! اگه . توی وب قبلی ام این داستان رو نوشته بودم: رفته بودم خونه آقا مهدی... آقا مهدی توی حیاطش پر از گلهای متفاوت هست... انتهای حیاطش هم یه فضای بزرگی رو برای مرغ هاش درست کرده... با هم رفتیم سمت لانه مرغ ها... غروب بود و مرغ ها اومده بودن توی لونه شون... بین اون هفت ، هشت تا مرغ یه وس هم بود... همه مرغ ها نزدیک به وس روی شاخه ای نشسته بودن... حتی یکی از . بیادش تو عبادتگاه اداره دراز کشیده بودم و تازه داشتم هوای مطبوع بعد از رو به درون می کشیدم که سرو کله هراسون دو تا دخترا پیدا شد .دستاشون پر از س و سگ و گربه، فوری رفتن گوشه ای و تق و تق به درست خونه ای که دیواراش صندلی های و سقفش چادرهای اون بود مشغول شدن.در طول خونه سازی اونا، سعی به خواب ناشی از کم خونیم بپردازم ولی مگه شد .گفتگوی اون. اکران نوروزی از امروز (۲۳ اسفندماه) آغاز شد و بیشترین سالن های سینما در اختیار «لاتاری»، «مصادره» و «لونه زنبور» قرار گرفت. مهر نوشت: سعید خانی تهیه کننده «لونه زنبور» اعلام کرد اختلال روزهای اخیر در سایت فروش آنلاین بلیت سینما باعث شده است مخاطب شان ۲۰ درصد افت کند. میدونم دیر شده و ساعت از دو هم گذشته و سال از 96 هم داره می گذره که من هی به سی سال نزدیک تر بشم. می دونم هوا گرمه. می دونم بزرگ شده م، آقا شده م، چند تا از نخ فر فریای ریشم سفید شده. می دونم قباحت داره، خج داره. می دونم الان دیگه؟ می دونم وقت گیر آوردم. می دونم یمن جنگه، قطر تحریمه، سگه، شیره، مثل شمشیره، عین لونه ی عنکبوته و دنیا سر پیچ تا. پ.ف.ی.و.ز ی که قبلن دربارش گفته بودم رو خیلی خیلی خیلی اتفاقی امروز دوباره دیدم !شانسه من دارم ؟تازه ، سنگینی نگاهی رو روی خودم حس و سربلند و نگاه چندش آورش رو دیدم ... تف بابا !
البته باید ی تف اضافه کنم به باعث و بانی این وضع !همین /.
# _هاشیموتو حیفه ای گل به خدا،دور تیت خیس وابو و خدا ایخوم وو که ای کاره که جانیس وا بو وو که ای گل منه آشفته و پژمرده و غمگین کرده و خدا ایخوم که دلش لونه ی ابلیس وا بو حیفه ای گل به خدا کوگمه دالی بگره مرغ سر خاگ و بو کوگ مو بالی بگره تنه دادم و خدا خندنه سر لوت میا که کر و کوره یهو سی تو خیالی بگره حیفه ای گل به خدا دل تونه نا بووره قمری مهس غزل خونم. هیچ چیزی در یک روز بهاری زیباتر از این نیست که با صدای پرنده های آوازه خون پشت پنجره از خواب بیدار بشی. چیزی که متاسفانه به خاطر آلودگی هوای تهران روز به روز کمتر و کمتر میشه. شهرداری تهران در بعضی مکانها لانه هایی برای پرنده ها نصب کرده که کار جالبیه. به نظرم رسید که میشه این کارو تو خونه هم انجام داد. یه نقشه از یه سایت خارجی گرفتم و یکم اندازه هاشو بزرگتر . آخه لونه ای که دستور تهیه شو داده بود خیلی کوچیک بود. این نقشه که الان می بینید یه نقشه تغییر داده شده است که میخوام بدم نجار برام بسازه. اما اگه چوب و اره دارید خودتون هم می تونید تو خونه بسازیدش. بهترین زمان برای نصبش هم تو همین ماه هست چون کم کم هوا داره خوب میشه و فصل جفتگیری پرنده ها نزدیک میشه و طبعاً اونها به دنبال ساخت خونه و س ناه برای تخم گذاری هستند. البته ممکنه خیلی طول بکشه که پرنده ها این لونه رو پیدا کنن و توش ن بشن ولی ناامید نشید. من که عاشق اینم که دو تا پرستو توش تخم بذارن. عاشق صداشونم که تو فصل بهار مدام تو آسمون چرخ میزنن.
سایز در ورودی خیلی تعیین کنندس. چون تعیین می کنه که چه مدل پرنده ای توش ن بشه. سایز اصلیش 4 سانت بود که من به 6 سانت تغییرش دادم چون ترسیدم خیلی کوچیک باشه و هیشکی توش جا نشه!اگه بچه تو خونه دارید حتما از این ایده خیلی خوشش میاد و براش خیلی جالبه! مثلا عیده
ولی دو ریال ندارم که ج سر و وضع خودم کنم و تیپ بزنم
مثلا عیده
ولی پرستوها نه لونه ای می سازن نه هیچی
گنجیشکا میخوان بخونن گلوشون پر از دوده پر گرد و غباره
مثلا عیده
ولی بچه مدرسه ای ها غمباد گرفتن
همون لباسای کهنه همون کفشای
مثلا عیده
ولی صدا و سیما ماتم گرفته
مثلا عیده ولی مردم با هم قهرن
مغازه دارا به فکر. حسن نوجوون یتیم پونزده ساله ایی بود که با ننه اش توی حیاط کوچیکی که از مرحوم آقاش واسشون مونده بود زندگی می و بجز همدیگه دیگه ایی رو نداشتن ننه حسن جشون رو از راه نظافت خونه های مردم در میاورد و خود حسن هم که یه چند سالی بود درس و مشقو ول کرده بود بهش کمک می کرد توی محله اونا جنگ وس و کفتر بازی رواج داشت و کمتر ی بود که یکی یا هر دوی این . عاقا من بعد شونصد دهه زندگانی تازه فهمیدم استـــاد ســنـدی چی میگن...می فرماین: ( امشو شو شه لیپک ری هیرونه ) لیپک یعنی همون قطب نما ، رو ، هیرون یعنی برازجان هیرون هم جنوب بو خ ش اونایی که فکر می میگه ( لیپک لی لی لونه ) دستا بالا لطفا ضرب ِ جبرِ تلخه تاریخ تو دقیقه های عمرم سر بلند ن اما تو سری زیاد خوردم دست شب از تن شعرام روح عصیانگر و برده تو وجودم لونه کرده روح صد شاعر مرده تب طاعون حوادث بیضه کرده تو نفسهام گرچه زندگی قشنگه توی سرزمین اوهام توی سرزمین بی حرف که برات دشت حجازه بود من تو چشمای تو نه حقیقت که مجازه من چریکه کرد نیستم که تو کوه کرده یا مجاهدی که اش. 1. طوفان اومده این روزا...زیر درختا پر از بچه پرنده های ی پر و بال و مرده است...لونه ی پرنده ها ویرون شده...
2. ب یه هو فشارم افتاد...رو صندلی ولو شدم و با خودم فکر می کاش یکی بود تا دم خوابگاه دستمو میگرفت زمین نخورم...سندروم های نه هر ماه به شیوه ی جدیدی بروز میکنن...
3. امروز اون ه که من دوستش دارم با دانشجوهاش برای نهار رفتن یه رستوران ک. هرسال همین موقع ها توی حیاط با این صحنه روبرو میشیم؛ بچه گنجشک هایی دو سه روزه ای که از بالا توی لونه شون سقوط میکنن و می افتن رو زمین و در حالی که نفس میکشن خوراک مورچه ها میشن...نمیدونم چرا این اتفاق می افته.دیروز هم یکی افتاده بود ولی این یکی بزرگتر بود و پر داشت و به وضوح نفس میکشید.یه جایی براش درست کردیم و نجاتش دادیم.خیلی کوچیک ب. داشتم به یکی از همکارام میگفتم که دنبال خونه هستیم، چون دونفر هم بیشتر نیستیم و هیچوقت خونه نیستیم ی جای کوچیک هم باشه خوبه. که گفت خونه مادر من خالیه، اونم با اجاره خیلی کم. یعنی گفت الان مستاجر توشه ولی تا اسفند که عروسی شماست خالی میشه. قرار شد عصر همون روز بریم ببینیم. خونشون تو بهترین منطقه شهربود. ی خونه خیلی بزرگ و میشه گفت اشر. جیک و جیک و جیک
گنجشک ناز و کوچیک
گم کرده راه لونه اش
سه راه گُلی خونه اش
جیک و جیک و جیک
کنار اون پرچین نزدیک
یه اسب و گاری با یه دیگ
گیر کرده توی سنگ و ریگ
----
آی قصه قصه قصه
----
سی و سومین جلسه قصه گویی کتابخانه عمومی قائمیه اشکنان
زمان: چهارشنبه 30 فروردین ماه 95 راس ساعت18
مکان: کتابخانه عمومی قائمیه ا. می خوام یه درخت بکشم نه بنویسم. شایدم می خوام رو کاغذ بکارم. که همیشه سبز باشه شاد و زنده . بالای درخت نقاشی من کلاغا لونه کنن. انقدر قار بزنن همه رو دیونه کنن . نه انوقت شهرداری میاد درخت به بهانه کلاغا قطع میکنه . نه نه نه کلاغا سیاهن و خیلی عمر میکنن ؟؟؟ شاید عمرشون از درخت من بیشتر بشه؟؟ درخت من هر روز بزرگتر میشه و سایه اش بیشتر . راس. بچه که بودیم یکی از تفریحات سالممون! این بود که لونه مورچه ها رو ببندیم به آب؛ یادتونه؟ بعد کیف کنیم که همشون میریزن بیرون! خدا از سر تقصیراتمون بگذره : دیگه وارد جزییات اعمال شاقه بعدش نمیشم... نمیدونم نفرین کدوم مورچه توی کدوم سرزمین ما رو گرفته که از یک ماه به عید همه میریزن تو خیابون! یعنی ملت همه بدون لباس و پا بودن تا حالا؟! الهی .
آگهی فروش پناهجوی 8 ساله در آلمان

خانواده این دختر 2 سال پیش به آلمان رسیده و درخواست پناهندگی کرده بودند و همکنون در یک مرکز س ت موقت پناهجویان در شهر لونه واقع در ای نوردراین – وستفالن آلمان مستقر هستند.
دختر 8 ساله یک خانواده پناهجوی لبنانی در آلمان در برابر 42 هزار یورو به فروش گذاشته شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از سایت لیبانون فای ، دختربچه یک خانواده لبنانی پناهجو دوشنبه 27 دی‌ماه، بر روی یک سایت فروش اینترنتی آگهی شده بود.

رو مه آلمانی وستفالن پلات آورده است که این دختر 8 سال سن دارد و فرزند یک خانواده لبنانی و دارای یک برادر و یک خواهر است.


آگهی فروش پناهجوی 8 ساله در آلمان


خانواده این دختر 2 سال پیش به آلمان رسیده و درخواست پناهندگی کرده بودند. این خانواده هم اکنون در یک مرکز س ت موقت پناهجویان در شهر لونه واقع در ای نوردراین – وستفالن آلمان مستقر هستند.

پلیس آلمان بلافاصله پس از انتشار آگهی از آن مطلع شده و به منزل دختر 8 ساله می‌رود و واحد محل س ت آن خانواده را کاملا بررسی کرده است.
خانواده دختر نسبت به این آگهی اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند.

پلیس می‌گوید به احتمال قوی این دختر 8 ساله خودش اقدام به آگهی خود کرده بود.
پلیس آلمان بلافاصله اقدام به صدور دستور حذف آگهی از سایت کرد.

پس از این حادثه، تمامی فرزندان این خانواده از سوی پلیس در اختیار مرکز رسیدگی به امور جوانان آلمان قرار گرفتند.
مرکز رسیدگی به امور جوانان آلمان مدتی پس از دریافت ک ن، آنها را به خانواده خود تحویل داده اما بازجویی از خانواده آنها را آغاز کرده است.

به گفته مسئولان سایت انتشار دهنده آگهی، دختر 8 ساله لبنانی در مقابل 42 هزار دلار معادل 45،448 دلار به فروش گذاشته شده اما ی برای ید آن تماس نگرفته بود. یک ماهی میشه که به خونه پدرم اسباب کشی خونه جدیدشون یه بالکن داره که کبوتر روی کولرش لونه کرده و دو تا بچه کبوتر هم داره که هنوز پرواز و یاد نگرفتن امید (پسرم) هر روز میگه بغلم کن تا کبوترها رو ببینم دیروز تو اتاق نشسته بودم که صدام زد مامان بیا رو لبه بالکن دو تا کبوتر بودن اونا رو نشونم داد و گفت پدر مادر کبوترها اومدن پیششون دعوا هم . عاشقانه ای نیست برای نوشتن ! مگه نمیگن پاییز که میاد باید دست به قلم هاش دست به قلم بشن واسه نوشتن از معشوق !؟ ما نشستیم یه گوشه ی عزلت .. تی بگ توی ماگِ موردعلاقه مون بالا و پایین میبریم و هی غرق میکنیم و هی نجاتش میدیم بلکه آبِ زلالِ و داغ و بی رحم بشه رنگ قهوه ای و قلب سردمون رو گرم کنه ! بره بره بره تا برسه به ترک های دلمون و یخش رو بشکن. مرغ قشنگم مرغ قشنگم قدقدقدا می کنه
شاید داره منو صـــدا می کنه
دونه می خواد تا بخوره
برای من تخــــــم بذاره
یه مشت دونه بر می دارم
برای مرغـــــــم می پاشم یه کاسه ی آب میارم
جلوی مرغـــم میذارم

اون می خوره آب و دونه
بعدش میــــره توی لونه

می خوابه قدقد می کنه
برای من تخــــم می کنه
مهری طهماسبی د ردی ترانه ای از همسر مهربانم...دلتنگی های من پایان نداره / چشمای من، مثل ابر بهارهاینجا خونه، بی تو سرد و سوت و کوره / کی بر می گردی، ای دیوونه غم دنیا، تو دلم لونه کرده / که هر دم نفسهام پر دردهدستای من محتاجن به تو و مرا به آغوش بکش، تا غرق شم در توووووووورویای من، با تو معنا گرفت / وقتی دیدم تو رووو شور عشق از سر گرفت

به نام خدا دومین مشکل من برای غذا دادن به یاس سادات با زبون روزه، ته مونده های غذاشه که سالمه ولی تحت هیچ شرایطی دیگه نمی خوردشون. همینطور کاسه کاسه کاسه کاسه ... تو یخچال ردیف شدن و وقت افطار هم اصلا توان در خودم نمی بینم بخورمشون و الان دیگه واقعا ظرف کم آوردم و برنج سحری امروز رو تو شیرجوش پختم. البته همین ته مونده های غذای یاس سادات. حرف دل من حرف دلای بی ه2
یه رضا دارم واسم بسه2)2
میدونم صدام به آقام میرسه2
یه رضا دارم واسم بسه2
من همون کبوترم که جا نداشت2
لونه حتی روی شاخه ها نداشت3
هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد2
مثل هر غریبه آشنا نداشت
حالا اما عمریه رو گنبدام2
بچه ی محله ی رضام3
دنیا بی صحن و رواقش قفسه
یه رضا دارم واسم بسه2
حرف دل من حرف دلای بی ه2
یه رضا دارم برام بسه2
السلطان ابالحسن ...http://tele-wall.ir/telegram/channels/view/babolharam_mihanblog_com?chart .......چوپان ؛ازاون بالابرهایی که پاکتی هست ؟اداره برق داره!؟آشنا هست ؛می تونم قرض بگیریم!(هارهارمیخنده )...،،تنه ی درخت گردو؛و اون موجودی که داره میره سمت خزه ها..(خزه=چچ)....پینه دوز خیلی شریف ؛معرف حضورتون هست:)....یکی ازلاک پشتهای نینجا؛لاک پشت=آبلاکو  .....این زنبورهست؟زنبور=گرزک.....در ادامه چند تصویر...البته احتمال اضافه شدن چند تصویر دیگرهست:

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] از صبح دل و دماغ نداشتم.پا شدم و سین های سفره رو دونه به دونه چیدم ولی حالم خوب نشدم.گپ زدم و کتاب خوندم و دیدم اما اثری نداشت...میدونی?دل آدم که تنگ باشه تمام دنیا با همه ی بزرگیش واسش قد یه لونه موش میشه...امسال سومین عید دور از سهیل رو میگذرونیم و نمیدونم چرا این سالها انقدر کش میان.میدونستم کشیکه و نمیخواستم مزاحمش بشم، خودش پیام دا. رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: مهدی (علیه السلام) مردی از فرزندان من است رنگ رخساره اش رنگ نژاد عربها و اندامش مانند اندام بنی است. برگونه راست وی خالی هست که مانند ستاره ای درخشان است. زمین را از عد پر می سازد چنانکه از ستم و حق کشی پر شده باشد در زمان خلافت و ی او زمینیان و آسمانیان و پرندگان فضا راضی و خشنود خوا. خاطره ، در خاطرم موندی و سال ها لونه کردی
در سرم بودی و موهامو دائم شونه کردی
انگار اسمتو بسته بودی به جونم
آتیش می زدی و می سوزوندی درونم
گلا احساس دارند و عشقو می فهمند
تو که میری پیششون ، با تو می خندند
تو چون گلی ، پر از رنگ و بو و نوشکفته
ولی من نگام به تو بود و هرگز ن ه
عمر ما کمه ، کوتاه تر از روز
برگامون می ریزن ، می سوزند از سوز
بیا ما هم مثله گلا صبحا بگِرییم
شاید بشه مهلتی از خدا بگیریم سلطان عشق 11/9/87 خاطره ، در خاطرم موندی و سال ها لونه کردی
در سرم بودی و موهامو دائم شونه کردی
انگار اسمتو بسته بودی به جونم
آتیش می زدی و می سوزوندی درونم
گلا احساس دارند و عشقو می فهمند
تو که میری پیششون ، با تو می خندند
تو چون گلی ، پر از رنگ و بو و نوشکفته
ولی من نگام به تو بود و هرگز ن ه
عمر ما کمه ، کوتاه تر از روز
برگامون می ریزن ، می سوزند از سوز
بیا ما هم مثله گلا صبحا بگِرییم
شاید بشه مهلتی از خدا بگیریم سلطان عشق 11/9/87 slow rock 6/8 g...............................dm...........e........am..................e....dm...............e.........am.......e ای چراغ هر بهانه از تو روشن ، از تو روشن ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من e......f..................g...................f..............e..........f.......g.............f.......g من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه e............f..............e..............dm...............e..........f............e.....................dm باز میای که مثل هر روز برامون دونه بپاشی منو گنجشکا می میریم تو اگه خونه نباشی e...........f..............e.....f............................am...................dm...................e همیشه اسم تو بوده اول و آ حرفام بس که اسم تو رو خوندم بوی تو داره نفسهام
e.............f...............e...............f......................am.......................dm...................e عطر حرفای قشنگت قد یک صحرا شقایق تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق am..........................e...........f........................am..................e..........am......e..........

شعر من رنگ چشاته رنگ پاک بی ریای بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربائی g نظر یادتون نره دل هیچ کی مثل من غربت اینجارو نداره دیگه حرفهای علاقه همه مردن تو دلم مثل گنجشکای بی لونه وبیجای محله دیگه حتی تو درختا جای من نیست که برم با تو بودن خیلی وقته که گذشتــهـــــ ... بی تو بودن مثل مهر سرنوشتـهـــــ ... ____زندگی ارزش این همه اشکارو نداره ____ 03-beautyflowers[www.kamyab.ir].jpg یادش بخیر...

چند وقت پیشا، صبح که از خواب بیدار میشدیم،
به ائمه سلام میدادیم اما حالا اول میریم موبایلمونو چک میکنیم...

چند وقت پیشا، وقتی که بیکار میشدیم می نشستیم
چند صفحه قرآن میخوندیم.اما حالا...

چند وقت پیشا،وقتی کاری نداشتیم توی مفاتیح میگشتیم
تا عاشورایی، یاسینی یا زیارتی بخونیم.اما حالا...

چند وقت پیشا به خونه زندگی بیشتر میرسیدیم. به بچه ها به همسرمون...
فرصت واسه همه کارهامون داشتیم..اما حالا...

چند وقت پیشا حس میکنم به خدا نزدیکتر بودیم اما حالا ...

باید که زود دست به کار بشیم...نکنه که زود دیر بشه....

از خودمون شروع کنیم.به بقیه هم پیشنهاد بدیم...

یک جرقه
یک حرکت

حواسمون باشه
اومده توی خونه هامون...توی کیفهامون...
نذاریم لونه کنه....نذاریم بچه کنه...

حیف بخدا...
دیگه این روزا برنمیگردن حواسم بهشان بود . هی می خواست دستش را بگیرد . هی دستش را پس می کشید . دختر کوچولو هی سعی می کرد یک کار جالبی کند ؛ یک چیز جالب پیدا کند و نشان ِ پسرک بدهد . بلکه بتواند دستش را بگیرد . پسرک ، از روی حواس پرتی و بی محلی و بی توجهی ، هی دستش را می کشید این طرف و آن طرف . دخترک ِ زیبا ، تاپ قرمز تنش بود و داشت تعریف می کرد که مامانش چه جوری موهایش .